حتما به خاطر داری با هزار امید رفتی سراغ یه رژیم جدید یا یه برنامهی ورزشی، اما بعد از چند روز یا چند هفته خسته شدی و ولش کردی؟ 😓
یا شاید هم با وجود اینکه «درست» رژیمت رو رعایت می کردی، وزنت تکون نمیخورد و دلسرد میشدی… 😞
اگه سالهاست برای لاغر شدن تلاش میکنی ولی هنوز به نتیجه نرسیدی، فقط دو دلیل داره:
🛑 یا داری مسیر اشتباهی رو میری
🧠 یا اینکه موانع ذهنی کاهش وزن هنوز تو ذهنت فعاله
✨ چگونه لاغر شوم؟ اول باید از ذهن شروع کنی!
تصور کن ذهنت مثل یه نگهبانه که جلوی درِ لاغری واستاده!
هر وقت بخوای وارد دنیای تناسب اندام بشی، اون مانعت میشه با جملههایی مثل:
❌ “تو اراده نداری!”
❌ “لاغر شدن خیلی سخته!”
❌ “تو از بچگی چاق بودی، درست نمیشی!”
اینا دقیقاً همون موانع ذهنی کاهش وزن هستن که بیصدا و نامرئی، جلوی موفقیتتو میگیرن!
✅ تا این مانعها رو نشناسی و پاکشون نکنی، هر روشی هم امتحان کنی نتیجه نمیگیری…
ولی خبر خوب اینه که وقتی ذهن رو با خودت هممسیر کنی، لاغر شدن تبدیل میشه به یه سفر شیرین و موندگار 🍃💪

خیلی از ما که اضافهوزن داریم، همیشه یه سؤال تو ذهنمون هست:
«چجوری لاغر شم؟» 🤔
ولی همینکه به لاغر شدن فکر میکنیم، یه عالمه فکر جورواجور مثل فیلم از جلوی چشممون رد میشن! 🎞️
چی بخورم؟ چه ورزشی کنم؟ اگه نشه چی؟ 😟
و از اونجایی که ذهنمون پر از آشفتگیه و نمیدونیم از کجا شروع کنیم، کمکم باورمون میشه که لاغر شدن کار سختیه یا حتی غیرممکنه… 😩
📌 اما چیزی که خیلیا نمیدونن اینه که بزرگترین مانع توی مسیر لاغری، موانع ذهنی کاهش وزن هستن.
یعنی همون صداهای درونی که مدام میگن:
❌ “تو نمیتونی”
❌ “تو همیشه چاق میمونی”
❌ “ارادهتو از دست دادی”
این افکار، مثل دیوار جلو پیشرفت ما سبز میشن.
تا وقتی این موانع ذهنی کاهش وزن رو نشناسی و برنداری، حتی اگه بهترین روش دنیا رو هم استفاده کنی، باز هم به هدفت نمیرسی. 🚫
حالا بیاین یه کم راحتتر به قضیه نگاه کنیم 😊
لاغری فقط یه هدفه.
مثل بقیهی هدفهایی که توی زندگیت داشتی و با تلاش بهشون رسیدی! 🎯
- 👩🎓 قبولی توی رشته مورد علاقهت
- 🛠️ یاد گرفتن یه مهارت جدید
- 🚗 خریدن یه ماشین دلخواه
- 🌍 یا حتی رفتن به یه سفر هیجانانگیز
همهشون اول یه «فکر» بودن توی ذهنت… بعد شد «هدف»… بعد تبدیل شد به «برنامهریزی» و در نهایت «نتیجه» 🎉
✅ حالا اگه لاغر شدن هم هدفته، فقط کافیه:
- 🌱 اون رو توی ذهنت بکاری
- 🧠 موانع ذهنی کاهش وزن رو بشناسی
- 🛤️ مسیر درست رو انتخاب کنی
- 🚶♀️ کمکم شروع به حرکت کنی
فرض کن میخوای بری یه شهر دوستداشتنی… راههای مختلفی هست، ولی همیشه یه مسیر هست که بهتر و راحتتره. مسیر لاغری هم همینطوره.
اگه ذهنت رو با خودت همراه کنی، این مسیر از یه چالش سخت تبدیل میشه به یه سفر لذتبخش! 💖🛤️
🧩 خلاصه اینکه:
تا وقتی موانع ذهنی کاهش وزن رو کنار نزنی، ذهنت نمیذاره بدن تغییر کنه.
پس اول ذهن، بعد رفتار، بعد نتیجه! ✨

🚶♀️ سفر از سرزمین چاقی به دنیای لاغری با ذهن 🧠✨
تا حالا شده بخوای بری سفر؟ اولش یه مقصد تو ذهنت داری، مثلاً یه شهر خوش آبوهوا، کنار دریا یا تو دل طبیعت… 🏞️
بعدش شروع میکنی برنامهریزی: چی ببری، کی حرکت کنی، از کدوم مسیر بری، چقدر طول میکشه و کلی جزئیات دیگه.
حالا بذار یه راز رو بهت بگم…
لاغر شدن هم دقیقاً مثل یه سفره!
یه سفر از “سرزمین چاقی” به “سرزمین تناسب و سبکی” 🧳💃
اول از همه باید بدونی که این مقصد وجود داره.
✅ تو میتونی لاغر بشی. واقعاً میتونی!
همونطور که قبل از سفر مطمئنی مقصد سر جاشه، الان هم باید از ته دل باور کنی که رسیدن به اندام متناسب کاملاً ممکنه.
📍 توی هر سفری، مسیر مهمه…
همونطور که برای رسیدن به مقصد باید قوانین راه رو رعایت کنی، استراحت کنی، صبور باشی و ادامه بدی،
برای لاغر شدن با ذهن هم باید یه مدت تو مسیر باشی، نکات رو رعایت کنی، خودت رو بشناسی و از این مسیر لذت ببری. 🌈
💡 خیلیها وقتی وارد دور ورود به سرزمین لاغرها میشن، دقیقاً میدونن از کجا حرکت میکنن (از چاقی)، و دقیقاً میدونن قراره کجا برسن (به اندام دلخواهشون).
اما…
❗ چیزی که بین این دو نقطه ایستاده، موانع ذهنی کاهش وزن هست.
🧱 این موانع ذهنی همون باورهای محدودکنندهای هستن که میگن:
- “تو همیشه چاق میمونی”
- “لاغر شدن سخت و طاقتفرساست”
- “اراده نداری، ولش کن…”
تا این موانع سر جاش باشن، سفر به مقصد نمیرسه.
❓ حالا چرا با اینکه خیلیها رژیم گرفتن، ورزش کردن، قرص خوردن و… هنوز لاغر نشدن؟
چون مسیرشون درست نبوده. یا بهتر بگم، موانع ذهنی کاهش وزن هنوز دستنخورده باقی مونده بودن.
✅ مسیر ذهنی لاغری، سادهتر، امنتر و ماندگارتره.
همون مسیریه که افراد موفق انتخابش میکنن؛ چون فقط ظاهر بدن رو هدف نمیگیره، ذهن رو هم همراه خودش تغییر میده.
🌟 خلاصه که اگه میخوای واقعاً از سرزمین چاقی کوچ کنی، اول از همه ذهنت رو آماده کن.

🛤️ راه را از بیراهه تشخیص دهید؛ تجربهای از مسیر پرپیچوخم لاغری
سی و پنج سال از عمرم در مسیر چاقی گذشت… مسیرهایی که پر از وعده و امید برای لاغر شدن بود، اما هیچ کدام به نتیجهی پایدار نرسیدند.
بله، گاهی موفقیتهایی هم بود، اما آن موفقیتها مثل برق و باد بودند؛ سریع به دست میآمدند و سریع هم از دست میرفتند! ⚡️😞
تصور کن هر بار که چند قدم نزدیکتر میشدی، ناگهان نتیجه از دستت دورتر میشد، درست مثل وقتی که سعی میکنی شنهای ساحل رو بگیری و اونها از دستت میلغزند… 🏖️
اما روزی که با لاغری با ذهن آشنا شدم، همه چیز تغییر کرد.
مسیر جدیدی که پر از:
✨ آسانی ✨ لذت ✨ شادی ✨ سرعت ✨ و مهمتر از همه، ماندگاری بود!
لاغری با ذهن ذوق و اشتیاق ادامه دادن رو تو دلم زنده میکنه و هر روز انگیزهم برای لاغر شدن بیشتر میشه چون باورم به لاغر شدن واقعیتر و محکمتر میشه.
لاغری با ذهن، زیباترین و اصولیترین راهیه که تا حالا تجربه کردم.
تو این مسیر، ما با چیزی به نام موانع ذهنی کاهش وزن روبهرو میشیم؛ موانعی که هر فرد بسته به محتویات ذهنی خودش، شکل متفاوتی دارند. 🤯🧠
اما جادوی این دوره اینجاست که:
✅ با یک آموزش مشترک، هر کس یاد میگیره چطور این موانع ذهنی رو بشناسه و از مسیرش برداره.
چون اساس آموزش، «مهارت مواجهه با موانع» هست؛ مهارتی که همه ما میتونیم یاد بگیریم.
در مسیر لاغری با ذهن، تو مهارت پیدا میکنی که:
🔍 موانع ذهنی کاهش وزن خودت رو شناسایی کنی
🔧 روشهای رفعشون رو یاد بگیری
و با این مهارت نه تنها روند لاغریات بهبود پیدا میکنه، بلکه بعد از لاغر شدن، برای همیشه توی وضعیت ایدهآل میمونی! 🎯
به همین دلیل من لاغری با ذهن رو بهترین و تنها روش ماندگار برای لاغر شدن و لاغر ماندن معرفی میکنم. 🌟💪

🧹 چگونگی رفع موانع ذهنی کاهش وزن — باز کردن راه به سوی لاغری ✨
بعد از اینکه موانع ذهنی کاهش وزن خودت را شناسایی کردی، حالا وقتشه اونها رو از مسیرت برداری و حرکت به سمت لاغری رو سادهتر کنی. 🚀💪
یادگیری روشهای حذف موانع ذهنی بهت کمک میکنه تا باورهای اشتباهی که سالها تو ذهنت جمع شده رو جایگزین باورهای درست و منطقی کنی.
این جایگزینی دقیقاً همون فرمولهایی هست که تو دوره ورود به سرزمین لاغرها یاد میگیری و با تمرینهای هدفمند، اونها رو بهصورت عادت در ذهنات جا میندازی. 🧠✨
وقتی یاد بگیری چطور با موانع برخورد کنی، دیگه فرقی نمیکنه چه مانعی سر راهت سبز میشه، چون مهارت رد شدن از اون رو داری!
مثل یه کوهنورد که میدونه چطور صخرهها و سنگها رو رد کنه تا به قله برسه 🏔️🥇.
موانع ذهنی همون باورهای اشتباهی هستن که سالها تو ذهن همه ما چاقها جا خوش کردن؛
باورها و نگرشهایی که از خانواده، جامعه، رسانهها و منابعی که فکر میکردیم قابل اعتماد هستن، گرفته شده. 📺👪
با توجه به اینکه ما اغلب در شرایط مشابه زندگی کردیم، بسیاری از موانع ذهنی کاهش وزن ما هم شبیه به هم هستند.
از بین همه موانع، چندتا از آنها خیلی رایج و تاثیرگذار هستند؛
تو این فایل آموزشی به دو تا از مهمترین و شایعترین موانع ذهنی کاهش وزن اشاره شده که اغلب مانع رسیدن به لاغری میشن. 🚧❌
و بهترین قسمت اینه که تو میتونی سوالاتت درباره چگونگی مقابله با این موانع رو بپرسی و در جلسات بعدی پاسخهای کامل و کاربردی رو دریافت کنی. 🗣️💬
من ایمان دارم که با استفاده از این آموزشها، چگونگی حذف موانع ذهنی کاهش وزن رو یاد میگیری و به راحتی در مسیر رسیدن به اندام متناسب و خلق رویای لاغری خودت قدم برمیداری.
باور کن، این مسیر نه تنها سادهتر بلکه لذتبخشتر هم میشه! 🌟🎉
✍️ تمرین آموزشی 📖
تنها دلیل لاغر نشدن وجود موانع ذهنی کاهش وزن است. هرچقدر که این موانع را بهتر شناسایی و اصلاح کنید، روند لاغر شدن شما بهصورت خودبهخود و آسانتر پیش خواهد رفت.
برای شناسایی موانع ذهنی کاهش وزن، بهترین راه نوشتن است. ابتدا باید موانع را روی کاغذ بیاورید و سپس با آگاهی، نسبت به اصلاح آنها اقدام کنید.
ابتدا محتوای نوشتاری را مطالعه کنید، ویدیوی آموزشی را تماشا کنید، سپس به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید:
- با توجه به روشهایی که قبلاً برای لاغر شدن استفاده کردهاید، موانع ذهنی خود برای لاغر شدن را شرح دهید.
- با خودتان فکر کنید و مهمترین دلایل لاغر نشدنتان را نام ببرید و هرکدام را توضیح دهید.
- برای هر مانع ذهنی، دلیل منطقی پیدا کنید که نشان دهد لاغر شدن ارتباطی با آنچه تا امروز تصور میکردید ندارد.
- به نظر شما ورزش کردن چه تاثیری در روند لاغر شدن دارد؟
- تا به حال از ورزش برای لاغر شدن استفاده کردهاید؟ تجربه خود را بنویسید.
- اگر ورزش کردهاید، چه نتیجهای گرفتید و این نتیجه چه مدت دوام داشت؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 92 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
روز ۴۹ تکرار
سلام وقت بخیر دوستان و استاد عطارروشن
موانع ذهنی لاغر شدن چیست ؟
خدارو سپاسگذارم که همه چیز عالیه ،مسیر درست ،تمرینات صحیح ،نقشه های ذهنی در حال ساخت ،خدایا ممنونم از هدایتم به مسیر رشد و آگاهی
سپاسگذار خداوند هستم که بعد سالها راه های اشتباه، بلخره منو به جای اصلیم هدایت کرد ،اگر در تمام روش های قبلی به نتیجه ماندگار و جایگاه آرامش نمیرسیدیم چونکه اون جایگاه ، جایگاه ما نبود ،جای ما یه جای امنه ،جای آرامش،همون آپشن هاییکه از بدو تولد در ما گذاشته شد ولی ما با اونهمه ابزار ناآشنا بودیم ،ما ذهنو نشناختیم و تاوان ناآگاهیمونو پرداخت کردیم
ما خودمونو نشناختیم،قدرت های خدادای مونو نشناختیم ،سر در گم بودیم ،مثل پیچی که اگر تو جای درست خودش قرار نگیره ،پیچ نمیشه ،ما هم پیچ نشده بودیم ،انقدر چرخیدیم تا بلخره افتادیم تو جای درستمون
حالا راه صحیح هست ،لیدر و راهنما هست،خدا هست ،خودمون و توانایی هامون هم هستیم ،بریم به امید خدای مهربان ،در مسیر لاغری با ذهنو ،کولاک کنیم یعنی یکمی بیشتر قبولش کنیم ،اعتماد کنیم و بدونیم راه همینه و بعد از لاغری با ذهن هنوز چیز بالاتری کشف نشده
تا ذهن تغییر نکنه، تا کانون توجهات عوض نشه ،تا فرمول ها جابجا نشه ،هیچ اتفاقی رخ نمیده ،هر چقدر هم که رژیم بگیریم به محض رها کردن همه چیز برمیگرده به تنطیمات ذهن قدیم
این چند وقتیکه درگیر مسائل خوبی نبودم ،کاملا متوجه بودم که کانون توجهم روی ناخواسته ها و نگرانی هاست،از زمانیکه آگاه شدم و کانون توجهمو گذاشتم روی خواسته ها و تصمیم گرفتم برای تغییر توجهات و فرکانسم یه سفر کوتاه یه روزه برم و امروز هم داشتیم با دوستم در مورد سفر صحبت میکردیم ،۲ تا تلفن بهمون شد برای ۲ تا سفر
یعنی گوش این ذهن انگار جلوی دهان ماست ،فقط منتظره ببینه ما چی میگیم ما چه حال و هوایی داریم ،باید خیلی مراقب حس های منفی مون باشیم و مدام کانون توجهامونو ببریم روی خواسته ها ، باید بتونیم ذهنمونو کنترل کنیم تا مارو ببره تو مسیر خواسته
خدارو شکر میکنم که این اطلاعاتو یاد گرفتم و میتونم سریع متوجه بشم که دارم انحراف میرم
منم خوشحالم که قدم در جاده لاغری با ذهن گذاشتم که همه این ۲ سال برکت بوده و حال خوب و همیشه از خدا سپاسگذارم که راه و رویایی رو به قلب و دل استاد عزیز انداختن و مسیرهارو هم براشون هموار کردن که اول بتونن خودشون لذت جسم و روح زیباترو ببرن و بعد به جهان اطرافشون هم کمک کردن که شادتر زندگی کنن ،مشخصا اینهمه انرژی خوبی که در سطح جهان ایجاد کردن به زندگی خودشون بصورت برکت و شادی وارد میشه
امروز دوستم بهم گفت لاغر شدم ،بهش گفتم آره میدونم و متوجه میشم که داره سایزت میریزه ،این دوستم از اون افرادی بود که اصلا باور نداشت که میتونه لاغر بشه و مدام جنگ درونی داشت ولی چند وقتیه میگه درونم داره باور میکنه که منم میتونم لاغر بشم
با اینکه این دوستم چند ماه پیش که خودشو وزن کرده بود ۲۳ کیلو کم کرده بوده و الان حتما بیشتر هم شده ولی ذهنش بهش اجازه نمیداده که قبول کنه داره لاغر میشه ولی خدارو شکر الان از گشاد شدن لباس هاش دیگه داره مطمئن میشه
بنظر من هر آدمی اگر با کارایی ذهن آشنا بشه و خوب تمرینش کنه خودش میتونه برای خودش و اطرافیانش یه مشاور و همراه عالی باشه که تو هر مسئله ای باشه میتونه خودشو سریعتر به منطقه امن میرسونه
ما افرادی که در حال آموزش هستیم انگار داریم مجهز به ابزار قدرتمندی میشیم که هر زمان هر جایی به هر چیزی نیاز داشته باشیم از یکی از ابزارهامون برای کمک به خودمون استفاده میکنیم
الان داریم مجهز میشیم به ابزارهای دانش و سواد لاغری ،ما دیگه به بن بست نمیخوریم ،دیگه رنج گرسنگی نداریم ،دیگه ترس چاق شدن نداریم،دیگه ترس از رستوران رفتن نداریم دیگه ترس از مهمانی رفتن نداریم
من اعتراف میکنم یکی از هنرجوهای استاد عطارروشن هستم که بشدت از خوردن ترس داشتم،بشدت از مسافرت رفتن و چاق شدنش ترس داشتم ،از رستوران رفتن ترس داشتم ولی فکر میکنم تنها هنرجوش هستم که تو این ۲ سال بودن در دوره هام میتونم بگم ۱ سال و نیمشو رستوران نهار یا شام و گاهی به ندرت صبحانه خوردم
اونم منیکه بشدت از رستوران رفتن ترس داشتم و اگر یک شب رستوران میرفتم تا ۱ ماه باید تاوان میدادم ،خدارو شکر چاق که نشدم هیچ دارم جمع تر هم میشم ،اینها یعنی موفقیت ،موفقیت صرفا خریدن یک ماشین گرون یا خونه نیست
موفقیت یعنی من با خیال راحت مثل افراد نرمال غذا بخورم ،همین یک کار بظاهر کوچیکو من ۳۵ سال نمیتونستم انجام بدم و مدام جنگ درونی و روانی داشتم ،اصلا حق خودم نمیدونستم ،خودمو لایق این مدل زندگی نمیدونستم ،حتی فکر کردن به شام خوردن تنمو میلرزوند ولی من الان ۲ ساله شام میخورم تازه هر وقتی که گرسنه بشم
مثلا دیشب که شام خوردم ،مجدد ساعت ۱ و ربع شب هم گرسنه شدم ولی حال نداشتم غذا گرم کنم ترجیح دادم یه نوع شیرینی خرمایی که داشتمو بخورم ،اندازه هاشم کوچیکه ،۳ تا دونه خوردم ،انگار آخریشو نباید میخوردم ولی دیگه خورده بودم ،اتفاقا خوردمو خوابیدم با خیال راحت
خدارو شکر ۲ ساله تجربه ای به اسم احساس گرسنگی ندارم، تجربه ترس از غذاها و خوردن ندارم ،غم چی بخورم چی نخورم ندارم ،انگار شخصیت چاق قبلیم داره ازم دور و دورتر میشه ،گاهی فکر میکنم میگم نکنه اون روزها فقط یک توهمی بیش نبوده
اگر بخوام تغییرات خودمو بنویسم خیلی زیاده و من خوشحالم از تصمیمی که گرفتم و هدایتی که خداوند برام رقم زد ،خدا جونم مرسی تو بینظیر هدایت میکنی
یکی از قویترین موانع لاغری در من ، پذیرفتن ارثی بودن چاقیم بود و از اونجاییکه بمن زیاد گفته بودن که فریده دختر حرف گوش کنیه ،منم واقعا دختر مطیعی بودم و هر آنچه اطرافیانم میگفتن،چشم بسته قبول میکردم
تمام سلول های من پذیرفته بودن که چاقی من ارثیه و علنا تسلیم چاقی شده بودم ،با این حال تلاشم برای لاغر شدن کم نمیشد و همچنان در جستجوی پیدا کردن راهی بودم که حداقل چند مدتی بتونم لاغر بودنو تجربه کنم
ورزش و تحرک که جزء ملزومات زندگی من بود و بدون استثنا باید هر روز چند ساعتی بصورت فشرده و سخت ورزش میکردم و یجورایی انجامش برام وسواس گونه شده بود که اگر یک روزی نمیتونستم ورزش کنم ،حالم بد میشد و فکر میکردم دارم چاقتر میشم ،ولی افراد زیادیو میدیدم که ورزش نمیکردن ولی متناسب بودن
آگاهی در من باعث شد که فرمول های لاغر کننده با چاق کننده تعویض بشن ،باورهای مخرب با ترمیم کننده عوض بشه ودر انتها جسم هم بسمت لاغر شدن حرکت کنه
خوشحالم که در مسیر لاغر شدن هشتم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
برای هر هدفی مسیر درستی وجود داره که هر انسانی از اون مسیر حرکت کنه به هدفش می رسه . هدف لاغری تنها مسیر درستش با ذهن هستش .
دیگه اونایی که چاقن می دونن همه روشها رو هممون امتحان کردیم مخصوصا ورزش . باور کنین من هر روز پیاده روی می کردم یه روز که نمی شد نمی تونستم می ترسیدم از چاق تر شدن . همه می گفتن یوگا فایده نداره تو می کنی ، ورزش نیست خلاصه انواع و اقسام ایده ها . دیگه به قول معروف هر کاری آدم می کنه نباید به کسی بگه چون با نظریاتشون آدم و گمراه می کنن .
حالا چند روز پیش یکی از همین باورهای من بالا اومد اونم این بود که همه می گفتن هر کی می ره خارج چاق می شه ما هم که داشتیم میامیدیم همینو می گفتن الان از اون وقت حدودا بیست سال می گذره و من به کل یادم رفته بود این باور و که چند روز پیش سر حرف شد با همسرم همسرم اینو گفت که منم یهو یادم افتاد فکر کنم همین هم بود البته البته که من بعد از زایمان هم چاق شدم ولی چاقی یه جورایی بهم مونده بود و انگار خیلی طبیعی بود برام می گفتم اره دیگه من همینم چیه آدم همش لاغر باشه و مریض …. از این حرفهای بی خودی زیاد می زدم .
همه چی از همین ذهن شروع می شه از این باورهای پوشیده ما حالا نمی دونم الان با همسرم حرف می زدیم یاد قدیما کردیم ایران هر کی خونشو دزد می رفت می گفتن دزده آشنا بوده؟ یعنی چی اخه یه چیزهایی همینطور نسل به نسل به ما رسیده تا الان و ما اونها و بارها و بارها شنیدیم و ناخوداگاه باور کردیم . مثل همین باورهای ذهن چاق ولی الان به لطف خدا این باورها کمتر و کمتر شده با استفاده از روش ذهنی .خیلی هم عالیه اگه آدم یاد بگیره اصلا مسیله گرسنگی و سیری و این برنامه ها نیست نمی دونم چه جوری آدم اینو یاد می گیره وقتی در دوره باشه که خودشم نمی فهمه چطور انقدر اسون لاغر شده نه سختی و نه گرسنگی واقعا در کمال آرامش و احساس خوب .
من که اینو با هیچ چیز دیگه ای عوض نمی کنم .
نشان های دریافت شده
برداشت من از گام ۲۶
با سلام
گام ۲۶ ، شناخت موانع ذهنی
من در این مسیر اموختم همه چیز از ذهن من آغاز میشود هرگاه بخواهم تغییری در سبک زندگیم ایجاد کنم ابتدا باید باورها و اعتقاداتی که نسبت به آن مورد در ذهن ، در افکار و در کلام و رفتارم دارم را مورد بررسی قرار دهم
مثلا من. میخواهم لاغر شوم خب سالها به من گفته شد که تنها عامل لاغری ورزش و رژیم است این اعتقاد دیرینه ی من بود اما چرا با اینکه این دو کار را سالهای زیادی از عمرم انجام دادم باز هم نتیجه فقط حسرت لاغری بود ،
خب کاملا واضح است برای اینکه در ذهن نا خودآگاه من ، ورزش و رژیم دو کار بسیار سخت و دشوار و عذاب اور ترجمه شده است هر چند اعتقاد تمام دکتران و متخصصان و اطرافیان من و حتی خود من این بود که ورزش یا رژیم و تحریم غذایی لاغر کننده است ، اما این اعتقاد فقط در حد یک باور ضعیف بود و آن چیزی که در ذهن نا خودآگاه من تثبیت شده بود رنج و عذاب ورزش و رژیم بود بخاطر همین باور عمیق که در عمق ذهن ناخودآگاه من وجود داشت من هرگز و هرگز نتوانستم با این عمل فیزیکی لاغر شوم
و میگویم هر چند تنها راه لاغری را ان وقتها فقط این دوراه میدانستم
اما از سال ۹۷ که با قوانین جهان هستی اشنا شدم و سعی کردم خودم را کم کم همسو با این قوانین بکنم
فهمیدم که یکی از مهمترین این قوانین آرامش و راحتیست و هر چیزی خلاف این قانون هرگز به سرانجام نخواهد رسید وقتی ورزش برای من کاری بسیار سخت و طاقت فرسا ست هرگز نمیتوانم با آن لاغر شوم چون خلاف قوانین است خب بالطبع وقتی لاغر شدن را به این دو عامل نسبت میدادم قطعا لاغری هم برایم سخت و دشوار میشد و کلا در عمق ضمیر ناخودآگاهم لاغری مساوی با رنج و عذاب معنا میشد و کاری دقیقا خلاف جهت قوانین آفرینش
این بود تمام علتهای لاغر نشدن من در طی سالهای زیاد عمرم
و حالا که با لطف خدای قادر متعالم ، به این مسیر سرشار از اگاهی هدایت شدم درک کردم که اگر میخواهم لاغر شوم باید مسیر و روشی را انتخاب کنم که همسو با قوانین الهی باشد یعنی لاغری در کمال راحتی و آرامش
خب رژیم و ورزش که در ضمیر ناخوداگاه من سخت و جانفرسا بوده و هست پس اصلا این دو روش برای من کارساز نخواهد بود ،
پس باید بدنبال روشی باشم که مرا براحتی و آسانی دقیقا همانجوری که چاق شدم و همسو با قوانین الهی پیدا کنم
و چه روشی بهتر از روش ذهنی ، روشی که با آن چاق شدم
در این روش بدنبال عوامل لاغر نشدنم میگردم و انها را در ذهنم راحت و آسان میکنم چون راحتی و اسانی از فرمولها و کدهای بسیار صحیح و پیش فرض ذهن من است
کدهای اشتباه در ذهنم را جستجو میکنم اولین باورم را می نویسم
من سالهای زیادی چاق بودم پس بدن من قابلیت لاغر کردن مرا ندارد ✖️این اولین باور غلط من بود درست است که من سالها چاق بودم چون راه صحیح لاغر کردن خود را بلد نبودم یعنی حالا که با ورزش و رژیم لاغر نشدم دلیل نمیشود بدن من برای لاغری ایراد داشته باشد نه سیستم بدن من بسیار کار درست است پس ایراد از جای دیگریست و ان واکنشهای کدهای غلط به روشهای غلط لاغر شدن بود
من حتی اگر سالها پیش ورزش و رژیم را برای خودم لذتبخش ترجمه کرده بودم و کد ورزش و رژیم مساوی با لذت را به ذهنم داده بودم قطعا میتوانستم با این دو عامل لاغر شوم
چون بارها ادمهایی را هر چند اندک در اطرافم دیده بودم که سالهاست با عشق و لذت ورزش میکنند و لاغر میشوند چون فرمول ذهنیشان ورزش = لذت پس لاغری = لذت و اینجا بود که این فرمول لاغری = ورزش برایشان جواب میداد
بخاطر همین موضوع بود که استاد گفتند ورزش لاغر نمیکند ولی در لاغر شدن نقش دارد و صد البته الان به این درک رسیدم که ورزش برای چه کسانی تاثیر دارد انهایی که کدهای ورزش = لذت را در ذهن دارند نه منی که همیشه ورزش در ذهنم سخت و عذاب اور بود
باید بدنبال کدهای صحیح و بدنبالش راحت کردن و اسان کردن آن فرمولها باشم امروز به این درک رسیدم که حتی اگر الان با وجود اینکه چند ماه از ورودم به دوره ی گامها میگذرد و با اینکه بسیاری از باورهای اشتباهم را یافته ام انچنان تغییر چشمگیری در خود نمی بینم
ایرادم را یافتم مانند جرقه ای در ذهنم روشن شد
من کدهای غلط را پیدا میکردم و کدهای صحیح را هم جایگزین میکردم اما هیچ کدام از این باورای صحیح را برای خودم آسان و راحت و قابل دسترس جلوه نمیدادم و باز هم در ناخوداگاهم حتی این فرمولها سخت و دشوار میدیدم
مثلا گفتم بدن من قابلیت لاغری مرا هم دارد و میتواند مرا لاغر کند اما هنوز حس میکنم به این کد جدید حس راحتی ندارم
من باید تا میتوانم کدهای صحیحم را اسان کنم
و باز بر میگردم به جمله ی معروف. «« لاغر شدن اسانترین کار دنیاست »»
تا وقتی این جمله در ذهنم اسان نشود ، تا وقتی برای ذهنم قابل قبول نشود تا وقتی باورش نداشته باشم
لاغری من در جسمم نمایان نمیشود
و دلیل همه ی سخت بودن لاغری برای من بازتاب همان رژیمهای غلط است که لاغری را برای من سخت و دشوار کرد و چه کدهای محکمی را در ذهن من تولید کرد
پس فرمولهای جدیدی که ساخته ام را از نو مرور میکنم و چاشنی راحتی و اسانی را با آنها در می امیزم البته قبل از آن باید خود این روش را به عنوان راحت ترین و اسانترین و شیرین ترین روش برای لاغری قبول کنم
یعنی باید به ذهنم بقبولانم که عزیزم این روش دیگر ورزش و رژیم نیست ، این روش میتواند تو را براحتی لاغر کند چون کاری ورای زندگی روز مره ی تو نیستتو میتوانی خیلی راحت در حالیکه به زندگی عادیت می پردازی لاغر شوی خب بعد از این فرمول اولیه به سراغ کدها و باورهای غلط دیگرم میروم و کدهای صحیح را جایگزین میکنم تا آنها هم به راحتی در ذهنم شروع به ساختن شوند و براحتی در رگ و پی من جاری شوند و براحتی در جسم من به شکل لاغری نمایان گردند
متشکرم استاد که در لابلای جملات شما دلیل و کلید اصلی را یافتم و ایمان دارم من میتوانم لاغر شوم آن هم براحتی و آسانی
««« لاغر شدن با روش ذهنی برای من آسانترین روش است»»
شکرت ای معبودم
درود و خداقوت
گام بیست و ششم
موانع ذهنی در هر کاری که شما شروع میکنید و میخواهید به موفقیت برسید باید یک مسیری رو طی کنید مسلما و این طبیعی است که رسیدن به اون هدف یا مقصد چند مسیر وجود دارد و از همه این مسیر ها یکی از این مسیر ها بهترین مسیر برای رسیدن به اون موفقیت است
رسیدن به لاغری و متناسب شدن یک مقصد و یک هدف است
من قراره از چاقی حرکت کنم و به مقصد خود که لاغری است برسم خوب برای لاغر شدن راه های زیادی قبلا آشنا شدم و چند تایی هم امتحان کردم و لی مسیر لاغری با ذهن بهترین مسیری است که میتواند من را به مقصد برسونم دقیقا همین امروز در کتاب شفای زندگی اینکه وجود داشت که چاقی از درون خود من است و زاییده ذهنم
بهترین مسیر و ماندگار ترین راهی که میتواند من را به موفقیت برساند همین مسیر لاغری با ذهن است
نکته بعدی اینکه در هر مسیری قرار میگیریم طبیعتا با یک سری موانع روبه رو میشویم پس من برای ادامه دادن مسیر و رسیدن به مقصد باید موانع را حذف کنم
پس اول موانع را شناسایی کنم بعد چگونه حذف کردن آنها و از ط یک فایلها آموزش ببینم تا به راحتی به مقصد برسم
البته موانع هر کس نسبت به افکار ذهنش متفاوت هست چه بسا که شناسایی و حذف موانع هم من را به موفقیت میرساند هم باعث میشه من متناسب شدن دائمی به دست بیاورم فقط کافی افکارم را تعمیر دهم و فرمول های غلط چاقی را بیابم
اضافه وزن من بیشتر از اینکه جسم من رو اذیت کنه بیشتر ذهن و اعتماد به نفس من رو در گیر کرده و فشار بیشتری روی ذهنم داره متناسب شدن چابکی .سر حالی .سبکی و اعتماد به نفس را برای من به ارمغان میآورد. متناسب شدن تنها روی ظاهر جسم تاثیر نمیزارد بلکه روی همه جنبه های زندگی موثر است .
خوب من میخوام موانع دهنی را از مسیر خودم بردارم و اول بشناسم
چند مورد رو به لطف خدا و فایلهای بی نظیر شناختم
۱داروها و نوع بیماری من و عمل جراحی من علت چاقی من نیست چون افراد دیگری دقیقا با شرایط من متناسب هستن
۲ورزش کرد ن و باشگاه رفتن و فعالیت زیاد بدنی نمیتونه موثر باشه تازمانی که تنها دلیل من برای باشگاه رفتن لاغری باشه و از ورزش کردنم لذت نبرم نتیجه نمیده
۳ مواد غذایی علت چاقی من نیست رفتار اشتباه من با مواد نتیجه چاقی من میشد و دیگر موانع
که به امید خدا شناختم و دارم حذف میکنم و پر انرژی تر به مسیر لاغری با ذهنم ادامه میدم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم
من خوشبختانه عقیده چاقی ارثی است را نداشتم چون چیزی در اینمورد در خانواده و محیط اطرافم نشنیده بودم
اما اعتقاد داشتم که ورزش کردن برای لاغر شدن لازم است
همه جا می شنیدم که باید خروجی انرژی را افزایش دهیم تا لاغر شویم و این از طریق ورزش کردن و عرق ریختن است
که البته به نظر درست و قابل قبول هم می آمد
من اینطوری فکر میکردم که چون پرخوری میکنم پس انرژی بیش از نیاز بدنم را تولید کردم و اگر بخواهم آن اضافه خوری تبدیل به چربی نشود باید با ورزش کردن آن را از بدنم خارج کنم
چون اصولا از کارهایی که اجباری باشد خوشم نمی آمد و به دنبال جایگزین کردن آن کاری که دوست نداشتم بودم به این نتیجه می رسیدم که خوب مقدار اضافه خوری را کنترل میکنم تا مجبور به ورزش کردن نباشم
اما مشکل اینجا بود که نمی دانستم از چه حد بیشتر خوردن اضافه است چون پیام سیری را دریافت نمی کردم
الان که به لطف خداوند وارد مسیر لاغری با ذهن شدم خیلی چیزها یاد گرفتم
یاد گرفتم که هیچ احساس دیگری به جز گرسنگی را به خوردن ربط ندهم
یاد گرفتم که فقط از طریق دهان غذا بخورم و یاد گرفتم چطور محرک های دیگر حواس پنج گانه برای خوردن را شناسایی کرده و عمل دیگری را به جای خوردن جایگزین آن تحریک کنم
شناختن پیام سیری را یاد گرفتم و با متوقف کردن خوردن به آن پیام عمل کردم
یاد گرفتم که در فشار گذاشتن جسم چه از طریق رژیم و یا ورزش راه درست رسیدن به تناسب اندام نیست چون این متمرکز شدن به قسمت نمایشگر که جسم باشد است ولی ما باید روی دستور دهنده کار کنیم که دستورات درست بدهد و آن مغز ماست که مطیع ذهن ما می باشد
وقتیکه ذهن آموزش دید که فقط وقتیکه بدن گرسنه است دستور غذا خوردن بدهد و زمانیکه سیر شد دستور توقف بدهد
آنوقت دیگر احتیاجی نیست با ذهن در جنگ باشیم و در مقابل دستوراتی که صادر میشود مقاومت کنیم و ما دستور متضاد را آگاهانه صادر کنیم که نتیجه اش هم چیزی جز شکست خوردن ذهن آگاه از ذهن ناخودآگاه نیست
یاد گرفتم که با ذهن ناخودآگاهم همسو شوم و با او در یک تیم باشم نه در تیم مخالف
وقتیکه به ذهنم آموزش دادم که دستور خوردن برای بر طرف کردن احساسات دیگری به غیر از گرسنگی را متوقف کند دیگر احتیاج به مقاومت کردن در مقابل آن دستورات نیست چون دستورات اشتباه صادر نمیشود
این خودش به تنهایی مرا به آرامش و صلح با خودم رساند
ممنونم استاد عزیز برای تمام این آگاهی های با ارزش که زندگی مرا به سمت شادی و نشاط و اعتماد به نفس و آسودگی خاطر تغییر مسیر داد
ممنونم از خداوند مهربانم که مرا به سمت مسیر تناسب فکری و لاغری با ذهن هدایت کرد
خدایا سپاسگزارم خدا جونم عاشقتم
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! برای رسیدن به هر هدفی باید یک مسیر را مشخص کنید و تفاوتی ندارد آن هدف چه چیزی باشد. برای جلوگیری از شکست در راه رسیدن به هدف باید موانع سر راه را شناسایی و برطرف کنید. با این که ممکن است مسیرهای متفاوتی برای رسیدن به هدف وجود داشته باشد ولی قطعاً یک راه از مابقی راه ها بهتر، کاملتر، ساده تر و آسانتر است و افراد موفق همين مسیر را انتخاب می کنند. همه ما اکنون در نقطه چاقی قرار داریم و هدفمان لاغر شدن است و برای رسیدن به این هدف راههای متعددی وجود دارد که هر کدام از ما قطعاً چندین روش را تاکنون امتحان کرده ایم ولی نتیجه پایدار و ماندگار نداشته و نتوانسته هدف ما را که لاغری همیشگی است، محقق سازد. بنابراین بهترین مسیر و آرامش بخش ترین مسیر برای رسیدن به هدف لاغری استفاده از روش لاغری با ذهن است. در این روش هم ممکن است موانع برای کسانی که میخواهند مسیر را طی کنند وجود داشته باشد که بسته به ذهن افراد و محتویات آن این موانع متفاوت است ولی جالب اینجاست که آموزش برای همه یکسان است و با همان فایل های آموزشی و درک کردن آنها، همه میتوانند موانع لاغری ذهنی خودشان را برطرف کنند. در این روش یاد میگیریم موانع ذهنی خودمان را که به هر دلیل در ذهن ما ایجاد شده است، شناسایی کنیم و بعد آنها را با فرمولهای صحیح جایگزین کنیم. وقتی این روند را یاد بگیریم هر مانعی که در این مسیر در ذهن مان ایجاد شود به راحتی می توانیم برطرف کنیم. موانع ذهنی در واقع همان باورهای اشتباهی هستند که از طریق خانواده، جامعه، رسانه ها و سایر منابع در ذهن افراد چاق ثبت شده است و به همین دلیل که اکثرا در یک فرهنگ و یک جامعه به سر میبریم، موانع ذهنی مشابهی داریم که البته بعضی از آنها بسیار شایع تر و تاثیرگذارتر هستند.
یکی از آنها ارثی بودن چاقی است و دیگری اینکه چون ورزش نمیکنیم و فعالیت بدنی پایینی داریم، لاغر نمیشویم. هر دوی این باورها به عنوان سد محکمی در مسیر لاغر شدن ما هستند و باید با دیدن نمونه های نقض کننده، این موانع را برطرف کنیم.
در مورد ورزش کردن باید بدانیم که به هیچ عنوان و با هیچ سند و مدرکی باعث لاغری ما نمیشود و اینکه تصور کنیم با ورزش کردن خروجی بدن از ورودی آن بیشتر میشود فقط یک فرمول و کد اشتباه است، اما در مسیر لاغری با ذهن زمانی که ذهن تغییر میکند و بدن نشاط و انرژی بیشتری دارد به صورت ناخودآگاه و بدون اینکه هیچ اجباری در کار باشد به ورزش کردن علاقه مند خواهیم شد و برعکس زمانی که برای لاغری ورزش میکردیم و تمام مدت ورزش، ناراحت و در رنج و سختی بودیم این بار برعکس کلی اشتیاق و انگیزه برای ورزش کردن داریم بنابراین تا فرمولهای ذهنی مان را اصلاح نکرده ایم از ورزش کردن به عنوان راهی برای لاغر شدن دست برمیداریم.
به نام خدایی که هر لحظه منو هدایت حمایت و حفاظت می کنه
سلام به استاد گرامی و دوستان عزیزم
گام ۲۶ موانع ذهنی
من همیشه فکر می کردم چاقی من ارثیه ولی از وقتی تو کلاس ها شرکت کردم و فایل ها رو گوش میدم به این باور رسیدم که چاقی ارثی کاملا اشتباهه دلیل واضح اون اینه که من دوقلو دارم که شباهت خیلی زیاد به هم دارند ولی یکی لاغر هست ولی یکی چاق
یکی دیگه از موانع ذهنی من مواد غذایی خصوصا برنج و شام خوردن بود ولی شوهر من که شام بیشتر از من می خوره و بیشتر وقت ها هم شب برنج می خوریم ولی لاغر و متناسب هست
پس این موانع ذهنی هستند که مانع لاغری ما می شوند
به لطف خدا و کمک استاد در این ۲۶ روز خیلی فرق کردم دیگه از چاق بودنم بدم نمیاد جلوی آینه که میرم از خودم بدم نمیاد کنترل بسیار زیادی روی اشتهام پیدا کردم خیلی خوشحالم که به اختیار و اراده خودم می تونم به اندازه نیازم غذا بخورم
خدایا شکرت که منو به این مسیر هدایت کردی
سلام به استاد عزیزم
گام ۲۶موانع ذهن
موانع ذهنی مهمترین عامل شکست ما هستند
و این نکته مهم که نقش باور خیلی پر رنگ تر از تلاش ماست
یکی از موانع ذهنی من کنترل نکردن اشتها بود
که تو این ۲۵ جلسه کلا میتونم اشتها کنترل کنم و به حد نیازم غذا میخورم
من قبل عادت داشتم که بدن خونه بابام برم سریخجال چیزی بخورم اما به محض پاشدن یه چیزی بهم گفت دیگه هر چیزی دیدی نخور نرفتم سر یخچال
واقعا تو جمع میتونم این کار بکنم واقعا با لذت غذا میخورم و هیچ ترسی ندارم
توی این ۲۶ واقعا خودم تغییرات احساس میکنم
با تشکر از شما
و خدا رو سپاسگذارم که در این مسیر هستم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
روز ۱۴۵: روز ۴۹ تکرار ، شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۳
سلام
هیچ تفاوتی بین افراد وجود ندارد، همه ما توانمند هستیم و می توانیم لاغر شویم😊😊😊
نقش باور ما از تلاشهای ما بسیار پر رنگتر است. به دلیل باورهای غلط ، تلاشهای قبلی ما بی نتیجه می ماند. لاغری که با سختی و فشار بر جسم خود بدست آورده بودیم تحت تاثیر باورهای غلط ذهنی ذره ذره از دست می رفت.
برای کسب نتیجه با ارزش لاغری ، با اصلاح باورهای ذهنی می توان با شادی و آسانی بدون فشار جسمی به اندام متناسب رسید.
چه باورهای غلطی مانع ذهنی در مسیر لاغری محسوب می شود؟
باور غلط: چاقی من ارثی و ژنتیکی است.
باور جایگزین: چاقی من عادتی است و نتیجه افکار و رفتارهای غلطی است که از خانواده به من ارث رسیده است. پس با اصلاح رفتار و باورهایم می توانم به تناسب اندام برسم.
باور غلط: تنها راه لاغر شدن عرق کردن و عرق کردن است.
باور غلط: برای لاغر شدن حتما باید ورزشهای سنگین انجام بدهم.
باور جایگزین: ورزش کردن یک عامل تاثیرگذار در روند متناسب شدن است ولی دلیل لاغر شدن نیست.
ورزش به هیچ عنوان توانایی لاغر کردن ما را ندارد ولی با تغییر نگرش ، با انجام ورزش کردن می توانیم روحیه خود را بالا ببریم و به کاهش سرعت تخریب خود کمک کنیم. ورزش دلیل لاغری نیست ولی نیروی کمکی برای افزایش تعادل بین جسم و ذهن است و ما را بهتر در مسیر تغییر کردن قرار می دهد.
من مدتی است بطور منظم ورزش می کنم ولی دلیل آن لاغر شدن نیست. می دانم که با قرار گرفتن در مسیر لاغری با ذهن ، قطعا متناسب می شوم و نیاز به هیچ کار دیگری نیست ولی ورزش سبب افزایش روحیه و انرژی من می شود ، برای انجام آن اشتیاق دارم و چون خانوادگی انجام می دهیم، ارتباط بیشتری با یکدیگر برقرار می کنیم. ساعتی را با شوخی و خنده و انجام حرکات ورزشی طی می کنیم و می دانم در این حین عضلاتم هم تقویت می شود و زندگی سالم تری را تجربه خواهم کرد.
به لطف خدای مهربان در طی این دوره بسیاری از باورهای غلط خود را شناسایی و سپس باور صحیح را جایگزین نموده ام. برای این که در مسیر افزایش آگاهی قرار گرفته ام و با خودم بیشتر آشنا شده ام سپاسگزار خدای یکتا هستم و برای همگی در این مسیر آرزوی تحقق رویاها را دارم.
سلام خمت استاد عزیز و دوستان خوبم
ببینید نقش باور خیلی پررنگ تر از نقش تلاش در لاغری هست .
من سالها باور کرده بودم که چاقی من به خاطر اشتهای زیاد من هست که در جسم من وجود داره که من رو وادار به خوردن میکنه و کاری هم از دست من بر نمیاد و دیگه اینم سرنوشت من هست که باید همیشه با این اشتها در بدنم کنار بیام و اون رو با مواد کم کالری کنترل کنم که من رو حد اقل از این بیشتر چاق نکنه و یا شاید با کلی تلاش و زحر و سختی یکم بتونم لاغرتر بشم که اونم ماندگار نیست چون باور داشتم اشتها در من وجود داره و من از پسش برنمیام و کاری از دستم ساخته نیست چقدر من از سبزیجات و میوه غداهای آب پز و سالاد و …برای این کنترل اشتهام استفاده میکردم اما نتیجه چاقی بیشتر بود . در کل من همیشه رزیم داشتم اما فایده نداشت .
ولی از وقتی که در این مسیر هستم و دارم روی باورهام کار میکنم و دارم روی افکارم مسلط میشم میبینم که از وقتی باورهام تغییر کرده اصلا این اشتها انگار در جسم من وجود نداره و اصلا نیستش و بارها به خودم میگم پس کجا س اون اشتها که همیشه فکر میکردم این باعث چاقی من هست؟؟؟.. و همیشه به خودم میگفتم بدن من و متناسب با هم به خاطر همین اشتها با هم تفاوت داره و من همیشه حسرت متناسبها رو میخوردم که میل به خوردن نداشتن و نمیتونستن غذا بخورن و من همیشه گرسنه بودم و میل به خوردن داشتم که حالا متوجه میشم تمامش به خاطر همین باور غلطم بوده که من اشتها دارم اما اون متناسب نداره و برای همین من همیشه من در حال خوردن بودم و نتیحه هم چاقی بود برای من ولی الان که مدتها هست در این مسیرم همچین چیزی در من نیست و وجود نداره و این نشون میده اشتها در ذهن من بوده نه در جسم من و اگر همین حالا تمام پزشکان دنیا بیان بگن اشتها وجود داره من باور نمیکنم چون من کسی هستم که با تغییر افکار و باورهام دیگه اون شرایط قبلی رو ندارم و به جاش میگم من قدرت انتخاب دارم و این جایگرینی برای من عالی هست .و شاید الان من از نظر اطرافیانم در حد یه بچه ی کوچیک غذا میخورم ولی واقعا در اون حد میتونم بخورم و با اون مقدار سیر هستم و نمیتونم بیشتر بخورم دقیقا برعکس گذشته ی خودم مثلا :
همین امروز ظهر ناهار قورمه سبزی بو که دوست دارم و من موقع ناهار چند قاشق خوردم ولی دقیقا به اندازه نیازم بدون زیاده روی و بسیار از خودم راضی بودم ولی همزمان با خوردنم کلی افکار اومد بابا تو که دوست داری هنوز بخور کم خوردی و یا دوباره بکش و بخورو …. اما من خیلی راحت به این صدای درون مغزم جواب دادم و بهش گفتم نه الان به اندازه نیاز خوردم و سیرم و هر وقت دوباره گرسنه شدم زیاد هست قابلمه زیاد داره من دوباره میکشم و میخورم و به راحتی زیاده روی و یا پرخوری نکردم بدون هیچ سختی چیزی که قبلا آرزوش رو داشتم و به دستش نمیوردم حالا دارم چون وقتی من یاد اون حالت پرخوری و فشار شکمی و سنگینی میفتادم بدم میومد که دوباره بخورم و دیگه ادامه به خوردن نمیدادم که به اون حالت سنگینی و فشار شکمی نرسم و اون حالت برای من یعنی رفتن به سمت چاقی و به جسمم فرصت ندادن که خودش رو ترمیم کنه و کلی چیز دیگه …… خلاصه این نشان از قدرت انتخاب من هست و این نشان از این هست که من برده ی غذاها نیستم و برعکس من امیر اونها هستم و اونها برده ی من هستن و …..و اما اگر در گذشته بود که هنوز لاغری رو آموزش ندیده بودم اینقدر میخوردم که شکمم درد بگیره و بعد هم میگفتم چی کار کنم خوب من اشتها دارم و دست خودم نیست و کار خودم رو توجیه میکردم و بعدش عداب وجدان و ناراحتی و حال بد و استرس و … داشتم . واقعا خدا رو سپاسگزارم که در این مسیر زیبا هستم و خدا خیلی عالی دست من رو گرفته و داره هدایتم میکنه که هر چه سریعتر به تناسب دلخواهم برسم و دیگه خبری از اون رنج و سختی و عداب وجدان و بی اعتمادی و استرس و ترس و نگرانی و سنگینی و محدودیت و …. خبری نیست و به جای تمام اونها لذت و آزادی و اعتماد به نفس،و ارامش و سبکی و … جاشون رو گرفته . من در این مدت که در این سایتم و به تناسبم خیلی نزدیک شدم انصافا احساس قدرت و توانمندی و اعتناد به نفس بالایی پیدا کردم طوری که دارم روی بقیه ی جنبه های زندگیم هم کار میکنم که به لطف الله اونها رو هم به سطح بسیار خوبی برسونم و من در این مدت بهترین لباسها با بهترین مدلها و رنگهای شاد رو پوشیدم هر چی که خواستم خوردم هر چیزی که یه عمر جرات خوردنش رو نداشتم حالا میخورم همین دیشب که گرسنه بودم دوتا تخم مرع سرخ شده در روغن دلخواهم که فراوان هم بود خوردم و لذتش رو بردم چون یه عمر من به خاطر رژیم تخم مرغ بدون روعن بد مزه و یا آبپز خوردم …. به خدا دارم روز به روز متناسب تر میشم حتی بستنی من یه عمر گفتم بستنی دوست ندارم چون جرات نکردم بخورم چون شنیدم چاق کننده هست من نخوردم و به اون بی علاقه شده بودم حالا از وقتی در سایتم میخورم به اندازه نیاز میخورم همین چند شب پیش با همسرم رفتیم و من فقط یه اسکوپ بستنی قهوه به اندازه نیازم خوردم و چقدر از طعمش لذت بردم و حالا متوجه میشم چقدر خوشمزه هست و من از چه نعمتهایی در این مدت محروم بودم به خا طر کالری و رژیم و ترس از خوردن و …..که بارها به ماگفتن نخورین چون چاق میشین
من الان خیلی از گذشته ی خودم جمع تر شدم و لاغرتر و افکار بهتر و مرتب تری دارم و بدن سالمتری دارم و حال و احوالم بسیار عالی هست و من چقدر از گوش دادن به فایلها لدت میبرم و خوشحال میشم و هر روز من در این مسیرم و یک قدم برمیدارم و هر روز بر آگاهی های من اضافه میشه و من متناسبتر میشم .و به هدفم نزدیکتر میشم .
و یکی دیگه از باورهای قوی که مانع متناسب شدن من میشد این بود که فکر میکردم من هر روز باید ورزش کنم و فعالیت کنم تا لاغر بشم و اگر فعالیتی نداشته باشم خیلی راحت چاق میشم و به خاطر این باور مخربی که داشتم من سالها ورزش و رژیم رو در کنار هم داشتم و واقعا ترس از کنار گذاشتن ورزش داشتم که اگر ورزش نکنم به خاطر کم تحرکی خیلی چاق میشم و من سالها در هر شرایطی و در هر حالتی به زور ورزش میکردم که فقط جلوی چاقی بیشتر رو بگیرم ولی انکار تاثیری نداشت چون این اواخر دوتا باور غلط دیگه هم به باورهام اضافه شده بود که من هر روز چه بخوام و چه نخوام چاقتر میشم چون فلان دارو و قرص رو میخورم و هر چقدر سخت تر ورزش میکردم و کمتر غدا میخوردم لاغری از من دورتر میشد و چاقی به من نزدیکتر میشد و من به خاطر فرار از چاقی ورزش رو هی سخت تر میکردم تا جایی که به کمر و زانوی خودم آسیب زده بودم ولی چاره ای نداشتم فکر میکردم همین راه درسته و باید این کار ها رو بکنم که چاق نشم و برای همین با تعهد و پشتکار و ترس از چاقی من یک روز درمیون سر ساعت در باشگاه حاضر بودم که ورزش کنم و بسیار مهارت در ورزش ایروبیک پیدا کرده بودم ولی واقعا ته دلم دوست نداشتم ورزش کنم فقط اون اوایل خوشحال بودم که دارم برای جلوگیری از چاقی خودم کاری میکنم که این اواخر هم چون نتیجه نمیدیدم و وزنم اصلا ثابت نبود و هر ماه اضافه میکردم میگفتم چرا اینطوریه چرا بدنم اینطور شده و ناراحت بودم و میگفتم خدایا چیکار کنم ؟؟دیگه چه کاری باید بکنم که نکردم ؟؟ و همش میگفتم دیگه کاری از دست من برنمیاد ؟؟ خدایا خودت کمکم کن تا به این راه هدایت شدم .
وای چقدر این جمله ی استاد عالی هست و واقعا باهاش موافق هستم که میگه ورزش دلیل تناسب اندام هیچ شخصی نیست چون خودم نمونه ی واضح همین حرف هستم فقط باید افکار و باور و فرمولها ی ذهنی رو درست کنی و بعد نتیجه برای تو متفاوت میشه حتی بعد از درست کردن افکار تو میتونی ورزش کنی و نتیجه ی خوب ببینی ولی این کار با افکار و باورهای درست امکان پذیر هست یعنی اول باید خط فکری تو برای ورزش کردن درست بشه و بعد میبینی چقدر جسم تو عالی تغییر میکنه .
من وقتی تازه وارد سایت شده بودم و این حرف استاد رو فهمیدم که برای لاغر شدن نیاز به ورزش کردن نیست بال دراوردم و بینهایت خوشحال شدم چون یه جورایی با سختی به باشگاه میرفتم باید کلی زمان میزاشتم و در موقعی برم که همسرم خونه باشه پیش بچه ها و اون موقع اوج گرمای دزفول بود وقتی میومدم خونه دیر بود و به خیلی از کارهای بعد از ظهرم نمیرسیدم چون بعدش باید کلی میشستم و دوش میگرفتم و خسته بودم و … خلاصه بر خلاف اون همه تعهد که داشتم دیگه کلافه شده بودم و دوست داشتم در محدودیت زمانی نباشم در قید و بند شدید ورزش کردن نباشم منم مثل تمام متناسبهای اطرافم که خود به خود و بدون سختی لاغر هستن من هم اینطور لاعر باشم و وقتی از استاد شنیدم همون موقع تعلل نکردم و دیگه ورزش رو کنار گذاشتم و یادم میاد چقدر مربی و مدیریت باشگاه و دوستان نگران شدن و سراغ من رو گرفتن که چی شده چرا نمیایی ؟؟ چون میدونستن من هر روز در هر شرایطی حتی باد و خاک و بارون و عید و رمضون و محرم و … میام باشگاه و ورزش رو رها نمیکنم و برای همین نگران بودن ولی من روی تعهدم به آموزشها موندم و تا به الان حتی یک پیاده روی ساده رو هم نرفتم که نرفتم و بسیار از هر زمان و لحظه ی خودم دارم لذت میبرم و متناسب ترم .
و من اگز بخوام یک زمانی دوباره به ورزش برم اونم نه هر ورزشی یه ورزش مفرح و شاد رو انتخاب میکنم فقط برای لدت بیشتر از زمانم و از زندگی خودم و فقط برای داشتن روحیه ی بهتر و فقط به خاطر اینکه یک کار مفرح و لذت بخش کرده باشم برای خودم به سمت ورزش میرم نه برای لاغری نه برای سلامتی ، هیچ کدوم هدف من از ورزش کردن نیست چون باور دارم هر فرد مومنی باید خود به خود در سلامتی کامل اندام به همراه تناسب باشه و این یک چیز طبیعی برای اون فرد مومن هست و سلامتی و تناسب هیچ ربطی به هیچ عامل بیرونی ندارن تا جایی که من خودم میخواستم چند ماه پیش کلاس رقص ایرانی برم ولی چون این بیماری هنوز ریشه کن نشده تصمیم گرفتم فعلا نرم تا در آینده .
به امید موفقیت ببشتر برای استاد گرامی و تمام دوستان هم مسیرم ❤
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم
چقدر دیدگاهتون غنی و زیبا بود. خیلی جالب بود که نوشته بودید از زمانی که این آموزش ها رو شروع کردید انگار دیگه اشتهایی وجود نداره و همش به خودتون میگفتید پس کو اون اشتهایی که من همش اونو مقصر چاقیم میدونستم.
این واقعا باور درستیه ، عالیه که ما با بودن توی مسیر لاغری با ذهن به این پی بردیم که اشتهای زیاد یعنی انتخاب های زیاد! خوشحالم برای هممون که در این مسیریم و خوشحالم برای شما که انقدر عالی و کمک کننده دیدگاهتون رو نوشتید.
یه چیز کوچولو هم میخواستم بگم که شاید کمک کننده باشه ، اونم اینه که شما گفتید ورزش برای لاغری موثر نیست و این کاملا درسته و خیلی ما ها تجربه ی اینو داشتیم که ورزش های سنگین انجام میدادیم اما نتیجه ای برامون نداشت اما شما نوشتید که ورزش برای سلامتی هم مفید نیست و حتی به قصد سلامتی هم ورزش نمیکنید ، به نظر من این هم خودش یه فرمول اشتباهه ، چون ورزش واقعا به سلامتی بدن کمک میکنه ، فعالیت بدنی داشتن ، هیجان ، خنده و حتی گریه ، در بدن ما هورمونی به اسم اندروفین ترشح میکنه که باعث سلامتی و جوانی بدنمون میشه . اگر یه چیزی به سود ماست چرا این باور رو بهش نداشته باشیم ؟
درسته که استاد گفتن ورزش برای لاغری نیاز نیست و این کاملا درسته اما ما دیگه الان میدونیم برای لاغری ورزش نمیکنیم ، برای همین بهتره که همه ی ما در طول روز چند دقیقه ای رو به ورزش کردن اختصاص بدیم نه برای لاغری بلکه برای شادی خودمون و کمک به روند سلامتیمون. اتفاقا پیامبر هم به ورزش کردن توصیه میکردن و حتی انسان مومنی مثل پیامبر هم ورزش میکردن چون ورزش باعث افزایش آمادگی جسمانیشون میشده و پیامبر برای اینکه جنگ هایی هم داشتن ، ورزش هایی مثل اسب سواری و… انجام میدادن.
ممنون از شما
خیلی دوست داشتم اینو بهتون بگم که شاید کمکتون کنه
نشان های دریافت شده
با سلام صبای عزیز
حرف شمارو کاملا قبول دارم وبسیار درسته
اما نکته ای که درنوشته دوست عزیزمون فروغ جان بود اینکه به نیت سلامتی هم ورزش کردن درست نیست
به این نکته اشاره داره که درصورتی که ورزش راعامل سلامتی وورزش نکردن را عامل عدم سلامتی بدانیم درست نیست
اینکه علم فواید زیادی رو برای ورزش به اثبات رسانده درست
اما باور بیشتر انسانها اینکه اگه هرروز ورزش کنند سالم میمانند واگه ورزش نکنند مریض وغیر سالم
واقعیت اینکه ورزش کردن مثل بقیه فعالیت هاست ودرکل فعالیت کردن وفعال بودن ضامن تن درستی انسان واینکه نوع خاصی از فعالیت براش ارزش ویژه ای قائل بشیم بعدا باعث بیماری وعدم سلامتی ما میشه
دراصل استاد هم به این نکته اشاره کردند که برای فعالیت ها تفکیک قائل نشید وگرنه باورهاتون براساس نوعشون روی شما تاثیر میگذارند
به عنوان مثال من خودم شخصی هستم که سالها انواع ورزش های مختلف حتی به صورت حرفه ای هم انجام دادم ولی باعث سلامتی جسم من که نشد آسیب های فراوانی هم درطول این مدت دیدم و
درعوض شخصی رو میشناسم که توی عمرش کوچکترین ورزشی نکرده ودرسلامتی کامل و۹۰ وچند سالشونه وهنوزم سالم زنده وبسیار پرانرژی هستن
خواستم این نکته رو اول به خودم بعد به شما یادآوری کنم دوست عزیز فعالیت هارو نباید تفکیک کرد بلکه باید فعالیت کرد تاجای ممکن وفعال بودن ارزش بدونیم واینکه حتی زمانهایی که خوابیم واستراحت هم میکنیم بدن ما بینهایت فعالیت میکنه
موفق وپیروز باشی دوست عزیزم
نشان های دریافت شده
خیلی عالی بود دیدگاه تون در مورد ورزش و سلامتی .به منم خیلی باور درست داد.منم همش به خودم می گفتم حالا که ورزش برای لاغری نمیکنم ورزش برای سلامتی هست یعنی این همه آدم ورزش نمیکنن مریض میشن یا سالم نیستن .
واقعا نکته خوبی گفتین کار خونه هم نوعی ورزش هست غذا پختن ورزش هست حمام رفتن ورزش هست ظرف شستن ورزش هست حتی کار ذهنی که. استاد میکنه یا ما که فایل گوش میدیم فکر میکنیم کار فکری هست و انرژی مصرف میکنیم کلا نباید ورزش رو از تفکیک کرد از فعالیت هتل روزانه جسم ومغز
منم بارها از همسرم بقیع شنیدم میگن هرچقدر تو خونه یا توی شرکت کار کنی یا فعال باشی جای پیاده روی وورزش رو نمیده لاغر نمیشی یا اونا ارزش نداره ورزش پیاده روی هست که تاثیر گذاره نمیدونم از کجا اینها رو درمیاریم و بهش ایمان میاریم
ممنون واقعا من دیروز تو ذهنم این سوال بود و امروز فرشته ی درونم قرقاول زیبایم منو هدایت کرد اینجا وپاسخ سؤالم را دریافت کردم
نشان های دریافت شده
با سلام
خدمت شما الهام خانم عزیز
خداروشکر که براتون مفید واقع شده من دیروز یادم اومد که استاد درجایی فرمودند وقتی جواب نظر بقیه رو مینویسید شاید ندونید ولی دقیقا بهش احتیاج دارید ودراصل علاوه برنوشتن برای دوستتون به خودتونم یادآوری میکنید که چه باوری درست این باور من مدت هاست دارم روی خودم کار میکنم درست کنم وهربار که میشنوم یا مینوسیم دربارش بخشی از باور من اصلاح میشه تکرار معجزه میکنه ونمودش درجسم شکل میگیره
موفق ومتناسب باشید
نشان های دریافت شده
سلام خانم ریاحی خوبین ؟ تبریک میگم به خاطر تعهد وپشتکارتون در مسیر لاغری آفرین واقعا
ببخشید تو متن دیدگاه تون عنوان کردین دزفول هستین جایی که استاد هستن خیلی ذوق کردم شما استاد رو از نزدیک دیدین ؟کاش بگین من منتظر پیامتون میمونم