اولین باری که توی گوگل نوشتم «بهترین روش کاهش وزن چیست؟»، انتظار داشتم یه جواب مطمئن و ساده پیدا کنم. مثلاً یه رژیم که توش بتونم روزی یه وعده غذای معمولی بخورم، یه کم پیادهروی کنم و بعد از یه هفته عدد روی ترازو بالاخره یه تکونی بخوره. ولی چیزی که پیدا کردم، یه سیل بیپایان از توصیهها و روشهایی بود که بعضیهاشون بیشتر شبیه فیلم تخیلی بودن تا راهحل واقعی.
من نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. این سؤال که بهترین روش کاهش وزن چیه، سالها مهمترین سؤال ذهن من بود. توی این مقاله تعریف میکنم چرا این سؤال فقط برای آدمهای چاق اینقدر مهمه، چرا بازار لاغری هیچوقت جواب واقعی بهش نمیده و چرا بعد از هر رژیم چاقتر میشدم. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:
😅 وقتی لاغرها بیخیالن و چاقها دنبال نجات
تا حالا دقت کردی آدمهای لاغر اصلاً یادشون نمیاد که لاغر بودن چیز مهمیه؟ با خیال راحت بستنیشون رو میخورن و موقع خرید لباس لازم نیست نیم ساعت دعا کنن که دکمه بسته بشه. من توی مهمونیها بارها دیدم دوستهای متناسبم همون غذاهایی رو که من «چاقکننده» میدونستم، بدون هیچ نگرانی میخوردن و وقتی سیر میشدن، دست میکشیدن.
ولی کسی که اضافهوزن داره، یه جور دیگه به لاغری نگاه میکنه؛ نه از سر علاقه به مدلها یا یه سایز خاص، بلکه چون چاقی براش دردسر درست کرده. برای همین قبل از اینکه دنبال جواب این سؤال بریم، باید بدونیم چرا این سؤال فقط برای آدمهای چاق اینقدر مهمه.
وقتی لاغری، لاغری عادیه؛ ولی وقتی چاقی، چاقی سخته
آدمی که لاغره، معمولاً هیچ حس خاصی به لاغریش نداره، درست مثل نفس کشیدن که از صبح تا شب انجامش میدیم و اصلاً بهش فکر نمیکنیم. ولی وقتی چاق میشی، تازه میفهمی چی رو از دست دادی: انرژیت کم میشه، لباس دلخواهت اندازهات نمیشه و از همه بدتر، نگاه و حرف دیگران.
من توی مدرسه سر کلاس ورزش نمیتونستم توی بسکتبال بپرم و بعد از پنج دقیقه نفسم میگرفت. با اینکه توی شهرمون رودخونه بود، از خجالت شنا رو کنار گذاشتم. توی فروشگاه لباس هم فقط سایزهای بزرگ و رنگهای تیره بهم میومد. همین تجربهها بود که لاغری رو برای من به یه آرزو تبدیل کرد. برای همین بیشتر آدمهایی که چاق میشن، خستگیناپذیر دنبال جواب این سؤال میگردن.
چرا لاغرها برای لاغر موندن تلاش نمیکنن؟
فرد لاغر اصلاً فکر نمیکنه برای لاغر موندن به تلاش خاصی نیاز داره. ولی کسی که چاق شده، از ته دل حس میکنه باید برای دوباره متناسب شدن یه کاری بکنه. این تفاوت از ذهن میاد.
ما همه با یه بدن طبیعی به دنیا اومدیم. ولی بعد از تولد، با هر جملهای که شنیدیم کمکم ذهنمون یه تصویر ساخت: تصویر «منِ چاق». جملههایی مثل «ما خانوادگی چاقیم» یا «تو به فلانی رفتی». من هم سالها به همه میگفتم «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم». همین تصویر ذهنی بود که جلوی متناسب شدنم رو گرفته بود.
🔍 قبل از جواب، بدون چی باعث چاقیت شده
بیشتر ما هیچوقت تصمیم نگرفتیم چاق بشیم. هیچکدوم از ما یه روز نگفته «از فردا یه کاری میکنم که آرومآروم چاق بشم». ولی الان چاقیم؛ در حالی که بعضی آدمها واقعاً دوست دارن چاق بشن و کلی هم براش تلاش میکنن، ولی چاق نمیشن.
وقتی چاقی میاد، کلی فشار و نگرانی هم با خودش میاره. ذهن ما دنبال مقصر میگرده: ژنتیک، خانواده، غذا، شغل، استرس. من هم سالها همین کار رو میکردم. وقتی کار دولتی داشتم و فشار کار و درگیریها زیاد بود، وزنم سریعتر بالا رفت و همهاش رو گردن اون شرایط میانداختم.
ولی بالاخره باید به این نقطه رسید که من مسئول چاقی خودم هستم، نه اینکه مقصرش باشم. هیچ آدم یا شرایطی مقصر چاق شدن من نیست. و اگه مسئولم، یعنی میتونم کاری بکنم. ولی نه هر کاری؛ نه اینکه هر ماه دنبال یه رژیم جدید یا یه قرص تازه برم، بلکه برم سراغ چیزی که واقعاً وزنم رو ساخته: ذهنم.
ذهن چاق، زندگی چاق
آدم چاق بیشتر وقتها توی ذهنش داره با چاقی زندگی میکنه: یا داره به چاقیش فکر میکنه، یا رژیم بعدی رو بررسی میکنه، یا توی گوگل دنبال بهترین روش کاهش وزن میگرده. من اون سالها از صبح تا شب به غذا فکر میکردم؛ حتی صبحونهی فردا رو از شب قبل برنامهریزی میکردم.
این یعنی ذهن انرژی خیلی زیادی رو صرف این موضوع میکنه و همین باعث میشه توی بقیهی جنبههای زندگی، مثل کار، رابطهها و آرامش، کمتر پیشرفت کنیم. جواب این سؤال نه توی رژیمه، نه باشگاه، نه قرصهای رنگارنگ؛ بلکه توی یه مسیر کاملاً متفاوته: لاغری با ذهن.

🛒 فروش رویایی که واقعیت نداره
بیا صادق باشیم: وقتی از خودمون میپرسیم بهترین روش کاهش وزن چیه، معمولاً انتظار داریم یه جواب شگفتانگیز بشنویم؛ یه قرص جادویی، یه نوشیدنی معجزهگر، یا رژیمی که توش هر چی دوست داریم بخوریم و لاغر بشیم. به همین دلیل هم بازار فروش رویای لاغری همیشه داغه.
یه نکتهی جالب: هیچ شرکت یا سازمانی برنامهای برای چاق کردن ما ارائه نکرده و هر کدوم از ما کاملاً خودبهخود چاق شدیم. ولی وقتی تعداد آدمهای چاق زیاد شد، آدمهای زیادی وارد رقابت برای لاغر کردن ما شدن. یعنی هیچ دلیل روشنی برای چاق شدنمون ارائه نشده، ولی روشهای گوناگون برای لاغر کردن ما هر روز بیشتر میشه.
قرص، دمنوش، رژیم، برنامهی غذایی، تمرین ورزشی، کمربند لاغری، گن، دستگاه چربیسوز، عمل جراحی و… فهرست بلندی از جوابهای آماده برای این سؤال وجود داره. ولی چیزی که این وسط فروخته میشه واقعیت نیست؛ رویای لاغر شدنه.
این صنعت هر سال بزرگتر میشه. طبق گزارش Facts & Factors، بازار جهانی لاغری و مدیریت وزن در سال ۲۰۲۱ حدود ۲۲۴ میلیارد دلار ارزش داشت و پیشبینی شده تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۴۰۵ میلیارد دلار برسه.
آدمهای زیادی از هر گوشهی دنیا با این زمزمه وارد فروشگاهها میشن: «من حاضرم هر کاری بکنم، فقط راهش رو نشونم بده.» و محصولی میخرن که بیشتر بهشون حس امید و کنترل میده، نه لزوماً لاغری واقعی.
زبان چاقی، یه زبان جهانیه
مهم نیست زبان مادریمون فارسیه یا انگلیسی؛ همهی ما چاقها یه زبان مشترک داریم. زبانی پر از ترس از چاقتر شدن، استرس موقع غذا خوردن، خجالت، تلاش برای پیدا کردن یه راه سریع و امید بیپایان به اینکه یه جایی، یه روشی هست که بالاخره نجاتمون میده.
ولی یه حقیقت هست که کمتر کسی دوست داره باهاش روبهرو بشه: هیچکس ما رو چاق نکرد. ما خودمون چاق شدیم؛ ناخودآگاه و بدون برنامه. حالا چطور میشه برای مشکلی که هنوز علتش رو نمیدونیم، راهحل واقعی پیدا کرد؟
همهی این روشها جسم رو هدف میگیرن؛ کالری میشمرن، چربی میسوزونن. ولی منبع اصلی چاقی توی ذهن ما جا خوش کرده؛ جایی که سالهاست پر شده از ترس، خاطره، رفتارهای شرطیشده و باورهایی که بیصدا ما رو به سمت چاقی میبرن. تا وقتی زبان ذهنی چاقی رو نشناسیم، هر چقدر هم دنبال بهترین روش کاهش وزن بگردیم، فقط یه نسخهی جدید از همون رویا نصیبمون میشه؛ رویایی که ممکنه گرون، سخت یا حتی خطرناک باشه و آخرش هم موقتیه.
پس قبل از اینکه دوباره دنبال یه روش جدید بگردی، به جای پرسیدن «چی بخورم؟» یا «چقدر ورزش کنم؟» از خودت بپرس: «چرا ذهنم فکر میکنه باید چاق بمونم؟» لاغری واقعی از جواب همین سؤال شروع میشه.

😨 ترس از چاقی؛ دلیل پنهانی که آدمها رو چاق میکنه
شاید برات جالب باشه که یکی از دلیلهای پنهانی که خیلی از آدمهای متناسب رو به سمت اضافهوزن میبره، خود ترس از چاقیه. خیلی از کسایی که هنوز وزنشون تغییر نکرده ولی مدام دنبال رژیم و کالریشماریان، نه برای خودشون، بلکه از ترس چاق شدن وارد این بازی ذهنی شدن.
شرکتهای رژیمی و تبلیغات اینستاگرامی دقیقاً همین نقطه رو هدف گرفتن. بهمون میگن: «تو در خطر چاقی هستی! این محصول رو بخر تا نجات پیدا کنی.» و ما فکر میکنیم داریم از بدنمون مراقبت میکنیم، در حالی که داریم ذهنمون رو برای تجربهی چاقی آماده میکنیم.
روی جلد یکی از کتابهای پرفروش لاغری به اسم «شش هفته تا تعجب» نوشته شده: «از همهی دوستانت لاغرتر شو». چرا باید برای چیزی که حالت طبیعی بدن ماست با هم رقابت کنیم؟ هیچوقت کسی ما رو به رقابت در نفس کشیدن یا پلک زدن دعوت نکرده. این جمله حتی میتونه یه آدم متناسب رو هم وارد چالش لاغرتر شدن کنه، و این دقیقاً برنامهریزی ذهن برای چاق شدنه.
ترس، زبان ذهن چاقه. وقتی ترس از چاقی توی ذهنت جا بگیره، ناخودآگاه این پیام رو به خودت میدی: «چاقی قراره اتفاق بیفته، من فقط دارم مقاومت میکنم.» و ذهن، همون چیزی رو که انتظارش رو داره میسازه. حتی اگه الان متناسب باشی ولی دائم از چاقی بترسی، هر کاری که با ترس انجام بدی، نتیجهای هماهنگ با همون ترس به دنبال داره.
پس جواب این سؤال که بهترین روش کاهش وزن چیه، سادهتر از چیزیه که فکر میکنیم: آروم کردن ذهن، تغییر زبان ذهنی و بازنویسی باورها. تناسب اندام هم باید مثل نفس کشیدن طبیعی و بیدردسر باشه، نه یه مسابقه برای لاغرتر شدن از بقیه.

🔁 راز پنهان چاق شدن بعد از رژیم
«چرا هر بار رژیم میگیرم، چند ماه بعد حتی از قبل چاقتر میشم؟» این سؤال سالها توی ذهن من میچرخید. اولین رژیمم رو حدود ۸۵ کیلو شروع کردم. هر بار پنج تا ده کیلو کم میکردم و بعد بیشتر از قبل برمیگشت، تا جایی که حدود ۳۳ سالگی رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
بعضی وقتها با امید و انگیزه شروع میکردم و بعضی وقتها از روی اجبار یا ترس. یه بار قبل از خواستگاری، چون خانوادهی همسرم شرط گذاشته بودن که یه کم وزن کم کنم، به پیشنهاد یه دوست متناسب یه رژیم و ورزش سخت رو شروع کردم و خوب هم کم کردم. ولی از روز اول منتظر تموم شدنش بودم و دو سه هفته بعد از موافقتشون، دوباره به حالت قبل برگشتم. ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄
لاغر شدن برای من هیچوقت سخت نبود؛ لاغر موندن سخت بود. تا اینکه وارد مسیر لاغری با ذهن شدم و برای اولین بار جواب این سؤال رو با تمام وجودم فهمیدم.
فرمول پنهان ذهن: «من مشکل دارم»
هر بار که رژیم میگیریم، ناخودآگاه به خودمون میگیم: «بدنم مشکل داره، باید درستش کنم.» این فرمول ذهنی با تکرار رژیمها و شکستها قویتر میشه.
ذهن بر اساس باورهایی که توش ثبت شده دستور میده. وقتی فرمول اصلی ذهن اینه که «من چاقم»، حتی اگه با زور رژیم چند کیلو کم کنیم، ذهن بدن رو به حالت آشنای قبلی، یعنی چاقی، برمیگردونه. برای همین بعد از هر رژیم دوباره چاق میشیم، و چون ذهن توی رژیم حس کمبود و گرسنگی رو تجربه کرده، بعدش با ولع بیشتری سراغ غذا میره.
من این ولع رو بارها تجربه کردم. وقتی یه شب زیادهروی میکردم، قول میدادم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم». ولی فردا یادم میرفت و یه صدا توی ذهنم میگفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» عذاب وجدان همیشه من رو به خوردن بیشتر میکشوند.
این یه الگوی تکراریه
مهم نیست رژیمت چی بوده؛ کالریشماری، کتوژنیک، گروههای غذایی یا رژیم یه دکتر معروف. تا وقتی فرمول «من مشکل دارم» توی ذهن فعاله، جسم همون مشکل رو دوباره میسازه. چون ذهن فرماندهست و جسم فقط اجرا میکنه.
داستان یه نمودار که خیلیها رو چاق کرد
توی مطالعههام به این ماجرا رسیدم که چند دهه پیش، یه شرکت بیمه در آمریکا جدولی از تناسب قد و وزن منتشر کرد و با معیارهای اون، خیلی از کسایی که تا روز قبل فکر میکردن متناسبن، یکهو حس کردن اضافهوزن دارن. نتیجهاش ترس عمومی از چاقی و هجوم به رژیمها و برنامههای لاغری بود؛ بدون اینکه چیزی توی بدن اون آدمها تغییر کرده باشه. فقط ذهنها تغییر کرده بود.
انتظار چاق شدن، چاق میکنه
وقتی کسی منتظره چاق بشه، ذهنش برای همون شرایط برنامهریزی میکنه. آدمهای متناسبی هستن که فستفود میخورن، ورزش نمیکنن، رژیم نمیگیرن، ولی سالهاست وزنشون تغییر نکرده؛ چون ذهنشون انتظار چاقی نداره. برعکس، کسی که ذهنش پر از ترس و نگرانی از چاقیه، با هر لقمه احساس گناه میکنه، هر رژیمی رو امتحان میکنه و هر بار دوباره میره دنبال بهترین روش کاهش وزن.
🌱 بهترین روش کاهش وزن یعنی برگشتن به حالت طبیعی
جواب کوتاه این سؤال که «چرا رژیم میگیرم ولی چاقتر میشم؟» اینه: چون ذهنم هنوز چاق فکر میکنه. تا وقتی فرمولهای ذهنی تغییر نکنن، هیچ رژیمی نتیجهی ماندگار نمیده.
چاقی حالت طبیعی بدن نیست؛ یه برنامهی ذهنیه که با تبلیغات، ترسها و جملههای خانوادگی وارد ذهنمون شده. ولی ذهن انعطافپذیره. وقتی فرمولهای ذهن تغییر کنن، اضافهوزن بهشکل طبیعی و تدریجی کنار میره. همونطور که یه روز ناخودآگاه چاق شدیم، میتونیم ذهنمون رو طوری آموزش بدیم که لاغری براش طبیعی بشه.
من با همین مسیر، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم. اولین قدمم این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. هنوز هم توی این مسیر لغزش دارم، ولی دیگه یه لغزش رو دلیل رها کردن نمیدونم.
اگه از رژیم خسته شدی و بارها از خودت پرسیدی چرا رژیم میگیری ولی چاقتر میشی، پیشنهاد میکنم وارد مسیر لاغری با ذهن و دورهی ورود به سرزمین لاغرها بشی.
✍️ تمرین: جواب خودت رو پیدا کن
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و اینها رو بنویس:
- تا حالا چند بار با امید و هیجان رژیم گرفتی و بعدش به همون وزن قبلی یا بیشتر برگشتی؟ هر کدوم رو با یه خط بنویس.
- جلوی هر رژیم بنویس تصمیمت از کجا اومده بود؛ از درون خودت، یا از یه حرف، یه مهمونی یا یه لباس؟
- بنویس به نظرت چرا اون روشها برای تو ماندگار نبودن.
- آخر سر بنویس اگه بخوای از ذهنت شروع کنی، اولین جملهای که باید توی فکرت تغییر کنه چیه.
وقتی اینها رو مینویسی، ذهنت شروع میکنه به مرتب کردن فکرها و الگوی تکراری خودش رو کشف میکنه. همین کشف، اولین قدمه.
📝 برام بنویس
تو هم مثل من سالها دنبال بهترین روش کاهش وزن گشتی؟ چند تا روش رو امتحان کردی و کدومش بیشتر از همه امیدوارت کرد؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، اون اولین جملهای که میخوای توی ذهنت عوض کنی رو هم بنویس.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
بهترین روش کاهش وزن چیه؟
روشی که از ذهن شروع بشه. رژیم و ورزش جسم رو هدف میگیرن، ولی تا وقتی باورها و فرمولهای ذهنی چاقی تغییر نکنن، وزن دوباره برمیگرده.
چرا بعد از رژیم چاقتر میشم؟
چون ذهن هنوز تصویر «منِ چاق» رو داره و بدن رو به همون حالت آشنا برمیگردونه. حس کمبود دوران رژیم هم باعث میشه بعدش با ولع بیشتری غذا بخوری.
ترس از چاقی چطور چاق میکنه؟
ترس از چاقی این پیام رو به ذهن میده که چاقی قراره اتفاق بیفته. ذهن همون چیزی رو که انتظارش رو داره میسازه و رفتارها رو با همین ترس هماهنگ میکنه.
از کجا شروع کنم؟
از پذیرفتن مسئولیت چاقی خودت، بدون سرزنش کردن خودت. بعد جملهها و باورهایی که دربارهی وزنت تکرار میکنی رو بنویس و کمکم جایگزینشون کن.
امتیاز 3.76 از 49 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام بر استاد وهم مسیران عزیز
بارها وبارها رژیم گرفتم کوتاه مدت وبلندمدت ودرهمین جا بطور مفصل توضیح داده ام با امید وهیجان حتی از سراجبار
اتواع واقسام باورزش والی آخر اما همان آش وهمان کاسه
برگشت وناامیدی وخودسرزنشی و برگشت وزن وحتی اضافه ترشدن
روشهایی که فقط زجر ومنع ومحدودیت بود ومشکل اصلی ریشه یابی نمیشدوبه آن پرداخته نمیشد ونمیفهمیدم مشکل ازکجاست فقط نتیجه اش این بود که من ضعیف وسست اراده ام
واینجا آموختم که من توسط ذهنم و تکرار فکرهای چاق کننده چاق شدم فکرهایی خوره وار که همیشه بامن بود حتی وقتی متناسب بودم فکرهای تکرارشونده که باخود رفتارهای نادرست تکراری آورد وانتظار جاقی درمن هرروز وهرروز شکل گرفت تا کاملا به آن انتظار که چاقی بود رسیدم
وباورهایی که سالها باخود حمل میکردم وچنان درمن ریشه دوانده بود که بهیچ عنوان ازآنها کوتاه نمیامدم وآنها را درست و دقیق و اصولی پذیرفته بودم ازاعماق وجودم به آنها ایمان واعتقاد داشتم
تا بلطف خدا به اینجا راهنمایی وهدایت شدم وآرام آرام لاغری را یادگرفتم و باورهای درست را جایگزین باورهای مخرب گذشته کردم و نجات یافتم ورستگار شدم
بلطف خدا و استاد عزیز واستمرارو توانایی درونی خودم
نشان های دریافت شده
سلام من خودم گذشته چاقی داشتم وازرژیمهایی استفاده کردم من ابتداشروع رژیم خوب بودم بعدچندروزرهامیکردم میدیدم خیلی برام سخته خوردن برنج ۸تاده قاشق نون دوکف دست پنیریک قوطی کبریت تازه طبق برنامه رژیمی پیش میرفتم همسرم میگفت طبق اون غذاها پیش بروچون کالریش حساب شده تازه بایدیک سری خوراکی های رژیمی میخریدهمسرم وچقدرخرج داشت برنامه دکتر همه غذاها رومیگفت کالری داره باید کم بخوری روغن یک تادوقاشق شیرینی نه هفته یکبارفست فودتوبرنامه بودوماچقدردلخوش بودیم من یادمه برااینکه بارداربشم وگدکترگفت بایدلاغربشی منم یک رژیم روسه باراجراکردم دیدم دیگه انرژی نیست توبدنم راه برم پوست صورتم یجوری شده بودگفته بودن پیرشده ومن لاعرکردم به چه قیمت بدترین اسیب هاروبمن زد تامیخواستم برم مهمانی معدب بودم چون سخت بودرعایت رژیم یالباس جوری بپوسم متناسب دیده بشم براخریدلباس کلی حسرت چرالباس سایزخودم نیست خوشبحال افرادمتناسب وتازه میگفتن پرخوری اگرکم بخوری لاعرمیشی همیشه به چاق حرف زده میشد وچقدربخاطراضافه وزن تحقیرمیشدن یا افرادی میدیدم توپارک چقدرورزش وعرق میریزن تالاعربشن یا توباشگاه چقدرتلاش میکردن ولی همه اینها جوابگوی بدن مانبودومن ازخداخواسنم راهی جلوم بزاره ازشربرنامه رژیم راحت بشم ومن بطوراتفاقی با سایت اشناشدم وشروع کردم به گوش کردن فایل ها وحل تمرین من یکساله عضوشدم چقدرلاعرکردم وبازه جاداره لاغرکنم اونم باقدرت ذهن نه باحذف چربی وشیرینی وفست فودمایادگرفتیم همچی ازذهن شروع میشه این ذهن یادمیگیره دربرابرغذانترسه وهیچ ماده غذایی حذف نشه ورزش نداره لاغری روبراذهنمون اسان کردیم رژیم براناخوداگاه حالت تنبیه داره ولی روش ذهنی باناخوداگاه سازگاری داره باارامش مسیررودنبال میکنیم درطی مسیربه حرفها وروش ها بیاعتناهستیم وخداروشکراستادبسیارخوبی دلریم دلسوزانه این همه مطالب مفیدبرامامیزاره ومابادعای خیرقدردان لطف ایشون باشیم وماروازشررژیم وچاقی نجات دادن ارامش روبماهدیه دادن مثل یک فردمتناسب ترس ازخوردن غذاوبستنی نه فست فودداریم
نشان های دریافت شده
درود امید که حال همه عالی باشد
سوال ۱) خیلی زیاد تاحالا در عمرم با امید و انرژی کفتم دیگه از فردا رژیم و چاقی بسه دیگه و واقعا هم انجام دادم پلی بعد از چند وقت شکست خوردم حتی یکی از رژیم هام که هیچی نخوردن بود من یکسال فقط ۲ بار برنج خوردم و حتی کیک تولد خودمو نخوردم و لاغر شده بودم وبی نه اونقدر که میخداشتم و صبح تا شب سیب و تخم مرغ آب پز غذای من بود ولی بعد از یکسال کم آوردم هم از خال میرفتم دیگه هم موهام ریزش شدید پیدا کرده بود و بدنم دیگه نتونست ادامه بده
سوال ۲) چون من داشتم جسمم رو عذاب میدادم و تحت فشار میزاشتم درصورتی که این ذهنم بود که عامل چاقی من بود نه جسمم درواقع این غذاها نبودن که منو چاق میکردن این ذهنم بود
سوال ۳) اینکه شکر و شیربنی و کلا مواد غذایی مارو چاق نمیکنه
نشان های دریافت شده
به نام خدای خوب و مهربانم
سوال ۱؛
تاکنون چند بار با امید و هیجان رژیم گرفتی و بعدش برگشتی به همون وزن قبلی والا من چند بار رژیم گرفتم و از بس سختم بود سه چهار کیلو بیشتر لاغر نشدم و رژیم رو ول کردم آخه هفت تا قاشق برنج با ۴ قاشق خورش چه جوری منو سیر میکرد من مثل معتاد به برنج بودم دوست داشتم بدون فکر فقط شروع کنم به خوردن این قدر میخوردم که اذیت میشدم و با عرض معذرت بعدش میرفتم بالا میآوردم ولی الان خیلی راحت شدم ۷ قاشق برنج و ۴ قاشق خورش سیر میشم نه به اینکه بخوام اندازه بگیرم و رژیم بگیرم الان که دارم مینویسم دقت کردم دیدم به غذا حدود همین مقدار هست راضی و خوشحال غذام رو میخورم یادمه اون موقعها اصلاً آرامش نداشتم وقتی داشتم غذا میخوردم و ذهنم با همه میجنگیدم به همه اونهایی که بهم ظلم کرده بودند بد و بیراه میگفتم الان که چند ساله از اون روزها میگذره و من میبینم که هر کسی هر ظلمی رو در حق من کرده خدا جوابش رو داده الان خیلی آرومم و به عدل خدا ایمان دارم خیلی به ندرت پیش میاد که عصبی بشم و اگر هم موردی پیش بیاد که ناراحت بشم خیلی خیلی روی خودم کار میکنم شروع میکنم با خودم حرف زدن و خودم را آروم میکنم و به خودم میگم فاطمه حواست باشه اگه ناراحت باشی کورتیزول ترشح میشه و چاق میشیها پس آروم باش و احساست رو بد نکن هر کسی هر کاری کنه چون خدا رو داری نمیتونه به تو هیچ آسیبی برسونه و بدیهاش به خودش برمیگرده اصلاً عکس العمل نشون نده به رفتارهای دیگران چند روزپیش همسرم یه کاری کرد که من در حد انفجار عصبانی شدم و عکس العمل نشون دادم هرکاری میکردم آروم نمیشدم وقتی رفتم مغازه فرمول قدیمی پفک مساوی است با آرامش اومد بالا یه پفک کوچیک گرفتم و اومدم خونه شروع کردم به خوردن انگار آب رو آتیش بود چند تا که خوردم یکی گفت تو ذهنم بسه دیگه گفتم هنوز تموم نشده گفت بقیشو مچاله کن زود بذار تو آشغالی منم سریع جمعش کردم گذاشتم تو سطل آشغال بعد شروع کردم به خودخوری ،گفتم ببین این همه مواظب خودم بودم احساس بد نداشته باشم ببین چه جوری کاری کرد که من نتونستم خودمو کنترل کنم و رفتم سراغ پفک ؟اون حس گفت اشکال نداره ولش کن بهش فکر نکن چند تا بود دیگه مگه حالا چقدر کالری داشت فقط روی خودت کار کن که بتونی از این به بعد اینقدر ضعیف نباشی که از کوره در بری سوال ۲
به نظرت چرا اون روشها جواب ندادن ؟من نتونستم با اون روشها اصلاً کم کنم چه برسه که دوباره برگرده،چون من با غذا آروم میشدم نه سیر،
سوال ۳
اگر بخوای از ذهنت شروع کنی اولین چیزی که باید توی افکارت تغییر کنه چیه به نظر خودم اولین و مهمترین چیزی که باید تغییر کنه حس لیاقت و ارزشمندی هست چون من تو این مورد خیلی مشکل دارم اگر من در خودم احساس لیاقت رو داشته باشم ، هیچ وقت به خاطر حرف دیگران نمیرم پفک بخورم و حرصم رو اونجا خالی کنم ا اصلاً پفک نمیخورم آخه پفک چه چیز مفیدی برای بدن من داره چند روز پیش شوهرم بستنی گرفته بود منم از روی هوس یکی خوردم شب سرم درد گرفت پیش خودم گفتم چرا من این بستنی پر از چربی و شیرینی رو خوردم و امروز برای خودم با موز و طالبی یخ زده بستنی درست کردم و گذاشتم داخل فریزر هر وقت هوس بستنی کردم یادمه با سالم خوری من قبلاً ۱۰ کیلو کم کرده بودم الان همه چیز میخورم ولی سالمش رو مثلاً غذاها قبلاً خیلی چرب بود الان همون غذاها رو درست میکنم ولی نه خیلی چرب و نه به صورت رژیمی و بدون روغن دومین چیزی که باید تو ذهنم تغییر کنه اون فرمولهای ذهنی هست که باعث میشه من عادتهای غلط داشته باشم فرمول پفک مساویست با آرامش پفک مساویست با سرپوش برای احساسات منفی و حرفهای گفته نشده
سلام استاد
من از کودکی چاق بودم و ان را درعکسهای کودکیم میبینم و جالبه با باور من ارثی چاقم همیشه تصویر چاقی بیشتررا در ذهنم داشتم چون عمه ها و عموهای من همگی چاق بودند و جالبه فقط پدر من و یکی از عمه هایم لاغر بودند و به پدرم برچسب پرتحرکی برای کار کشاورزی و برای عمه ام هم پرتحرکی برای کارخانه های منزل و قالی بافی بود
من تا الان که ۴۸ سال سن دارم بارها روشهای مختلفی را امتحان کردم ولی بعد از مدتی که انتظار من را برای لاغری براورده نکردند ان را رها کردم و به قولی رنج ان از سودش بیشتر بود و همیشه روزبه روز چاقتر میشدم بعد از رها کردن روشهای مختلف
من از دوران دبستان نمیتوانستم ورزش بارفیکس را انجام بدهم در بین دوستانم خجالت میکشیدم و همیشه نمره ی ورزش من پایین بود و نمرات دیگر درسهایم عالی و یادمه یک دوستی داشتم میگفت کاش میشد نمره ورزش من را به جای تو بگذارند و نمرات دیگر تورا بدهند به من چون متناسب بود و در درازو نشست و مسابقه دو و بارفیکس همیشه اول بود و من اخر چون به خاطر اضافه وزن نمیتوانستم هیچکدام را درست انجام بدهم و هیچ وقت ساعت ورزش را دوست نداشتم بعدها در دبیرستان والیبال بازی میکردم و خدارا شکر بازیم خوب بود
من در این ۴۸ سال روشهای زیادی را انجام دادم که لاغر بشوم ولی نتیجه نداد
رژیمهای سخت همراه با ورزشهای سخت
باشگاه رفتن برای چربی سوزی
خوردن انواع دمنوشها و خوردن سیب سرکه صبح ناشتا
قرصهای عطاری برای کاهش اشتها
پیاده رویهای طولانی در هوای گرم یزد
و اخرین بار روش یک دکتر بود که فکر کنم بهتر بود و هم زمان تقارن پیدا کرد با وارد شدن من به این سایت و خدارا شکر من ۲۰ کیلو در طی ۲ سال کم کردم و اخرین بار که خودم را درمطب دکتر وزن کردم ۸۵ بودم استاد نمیدانم چرا یکجا الکی رفتم روی ترازو و گفتم شاید ۸۳ شده باشم و نمیدانم چرا وزن ۹۰کیلو را نشان داد خیلی ناراحت شدم گفتم من که هر روز دراین سایت هستم و دارم تمرینات را انجام میدهم و لباسهایم هم تنگ نشده چرا من اضافه کردم و با دیدن این وزن احساس من بسیار بد شده و دقیقا مثل مین برای من عمل کرد .باور اینکه من ارثی لاغر نمیشوم در ذهن من دوباره تقویت شد و با اینکار گاهی فکر میکنم دارم پرخوری میکنم و اضافه وزن دارم می اورم ولی دقیقا ایمان دارم من با تغییر فرمولهای ذهنی لاغر شدم و اگر از این مسیر خاارج شوم دوباره من چاقتر خواهم شد و بارها به خودم میگم من درحال اموزش دیدن و تمرین هستم و نباید اصلا احساس خود را نسبت به خودم و وزنم الانم خراب کنم و باید تا اخر عمرم دراین مسیر باشم چون وزن کردن دقیقا مثل روی مین رفتن است و خیلی احساس من را بد کرد و باید با احساس خوب دراین مسیر بمانم تا به وزن ایده ال خودم که 60کیلو است برسم
استاد میدانم نباید این سوال را بپرسم ایا اضافه وزن من طبیعی است ؟
و اصلا نباید به ان توجه کنم و باید فقط دراین مسیر تمرینات خود را با احساس خوب که من قدرتمندم و من میتوانم به وزن ایده ال خود برسم مسیر لاغری با ذهن را ادامه بدهم و اصلا کاری به تاییدیه نظر دیگران و وزن خودم نداشته باشم و باید فقط به احساس خودم توجه کنم که ایا احساس من دراین مسیر خوب است یا نه اگر احساس من خوبه یعنی درمسیر درست هستم و اصلا نباید به وزنم توجه کنم و اگر احساس من کمی تغییر کرده یعنی از مسیر درست کمی فاصله گرفتم . خدارا شکر احساس من عالیه و هرروز صبح با شادی میثاق نامه را میخوانم و هرروز یک فایل را گوش میدهم و تمرینات ان را انجام میدهم و یک هفته ای است به پیاده روی هم میروم و بسیار برای من لذت بخش است و اصلا دراین مدت من احساس اضافه وزن را ندارم و همیشه نظرات خودم را مینویسم
با تشکر از استاد که این همه مطالب جدید و بروز شده در سایت قرار میدهند تا علاوه بر اگاهی احساس ما هم خوب و عالی شود . با تشکر فراوان
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر درست لاغری
من با طی کردن دورهای خودم تمرین که تونکاهم از هر دوره بعضی ازانها برای من مفید هست باهوشن حس بهتری دارم به شکر خدایی عزیزم با حسی حوب دارم انجام میدم ولی متوحه شدم با تکرار خودم تو هر دورها اون تکرار درست مثل روز هست که من موفق خواهم بود مثل روز اول که داشتم انجام میدادم سوالها با دقت تجسس و تحلیل گشت گزار انجام دادم برای ،تکرار ذهن زمان کمتری نیاز داره چون جواب ازفبل میدنم ولی بازم براش یی نمونه تازه به پاسخ قبلی که تو ذهنم ذخیره شده اون لیست کسترش میدم لیست تو ذهنم هست نمیخواد درستش کنم فقط بهش اضافه میکنم و کار تمرین تکرار تو زمان کم انجام میشه به یا داردم بار اول برای هرتمرین باید کلی کشت گزا داشتم تحلیل انجام میدادم هرکودم بررسی می کردم که این پاسخ درست هست یا نه بعضی نمونه اشکال داشت نمیشد جای نمونه بهش توجه کرد ولی حالا الکویی اولیه درست و لیست آماده هست من فقط،بهش،اضافه میکنم افراد طبق اپن لیست باید باشن پس کشتن ونمونه پیدا کردن کمی راحتر بار اول هست زمان کمتری انجام میشه باره اول یی تمرین درست کل روز من میگرفته بعضی به روز دیگه کشیده میشد حتی برای بعضی هفته چندماه در نظر گرفته شده بود ولی حالا کار برام خیلی اسون راحت داره انجام میشه ووفت بیشتر م ازاد هست
حالا که دارم حدود ۳ ماه هست تو رامش دارم برای بار ۵ دوره ورد به سرزمین لاغرها طی میکنم مطلب داره پخته تر کاملتر کار بردی تر به من میرسه وراهکار بهتری به من داده میشه جنبه های دیگه پوشش میده وبرام الکوی پیدا شده که تو هر جنبه باهش میشه راه درست بهتر انجام داد
اولین بار این حمله رویا فروشی از زبان دخترم شنیدم تا اون روز هر رژیم تو برنامه به این جشم نمیدم فقط یی روش برای لاغری بهش نگاه میکردم ولی اون روز دخترم این رویا فردشی تو یی بخش دیگه توحنبه بیرونی ازش استفاده کرد
امروز که برای باراول تومسیر لاغری بهش رسیدم دیدم واقعیت داره من تمام برنامه که برای کاهش وزن داشتم با این سیاست بود رویای لاغری به روش نادرست برای من تو ذهنم الکو میکرد ومن چون ذهنم خودش الگویی که من بهش ارام ارام داده بودم خودش الکو داشت اصلا مایل نبود از الگوی بیرون استفاده کنه اون پس زد اجازه بودنش تو ذهن نداد دوست نداشت اکلوی که من بهش دادم از دست بده پس من خسته میشدم یعنی ذهنم داشت این خستگی برام میساخت وفتی فشار برنامه کم میکرد و الکویی خودش جاکزین الکوییرونی میکرد وزنم تازه بیشتر تراز فبل رژیم به جسم هدیه میداد و من جای لاغری شدن لاغر موندن از همون لاغری که دریافت کردم اثری که نبود وزن بیشتر وجاقی وترس بیشتر جاکزین میکرد
تصویر سازی بدتر از زمانی که دورنش بودن برام تصویر سازی میکرد وترس ازجاقتر شدن واقعی طی زمان تو جسم به من نشون میداد این گرخه معیوب به همین شکل انجام میشد
من تواین مدت که دارم تجسم و رویا پردازی از واقعیت آینده برای خودم تو همین زمان میسازام درحقیقت دارم به ذهنم رویا فروشی که واقعیت آینده من تشکیل میده تو مسیر درست دارم انجام میدم چونذهن خودم دجار اشکال کرده بود تو ذهن دست نخورده من بود ولی با دست کاری من این بخش کم توان کم رنگ شده بود تو جنبه چاقی داست کار می کرد پس هر جیزی که تولید میکرد دورنش ار چاقی برنامه چاقی ترس و الکویی های خبر میداد
این مسیر قصد من برکشت به اصل هست باید خودم بازم این کارم با تمرین یادگرفتم عمل کردن رفتار درست انجام دادن به ذهنم دو باره آموزش بدم
با تکرار بهش،میگم که من واقعا با حس خوب قصدم لاغر شدن هست پس رویای قدیمی خودم تو مسیر درست برام بسازه خونه فبلی که ساختم اصلا بهش توجه نکنه از چیزهای تازه که من بهش دارم میدم برای مسیر بر کشت به طبیعت وجودی خودم رپ برام بازسازی کنه واز اصل اون طبیعت وجودی من بهره ببره به درسترین روش و راه زندگی درست من به خواسنه قدیمی خودم برسونه و جسم من لاغر کنه اشغال های قدیمی که تو جسم انباشته شده از جسم تخیله کنه چون جسم من اصلا نیاز به این اشغال نداشت چه برسه به انبار کردن نیاز جسم نبود ولی من این بهش یادداده بوذم ذهن بی گناه من فکر می کرد که داره بهترین کار برای وجودم انجام میده وفتی یی برنامه رژیمی اجرار میکرد فریاد داد بی داد حس بد برای من می ساخت که تواین به من یاد دادی پس این درست هست من برات این اجرا میکنم بی خودی زور نزن بی خودی وقت زمان تلف نکن من کاری که تو یادم دادی فقط انجام میدم اکه باهت کمی حال دادم وزنت کم شد خواستم دلت خوش باشه وگرنه من موفق هستم و شد واقعا شد محضوص تواین ۱۰ سال آخر درست تا وردم به ساست این برنام با تمام ابعادش داست اجرار می کرد و پس من این برنامه دارم ترمیم میکنم که کاره تازه ذهنم داره انجام میده
بعضی زمان یی کاری که برای تازهام هست داره انجام میده که خودم.اره خودمتعجب میکنم که این از کجا امد جرا قبلا اصلا فکر میکردم تو ذهنم ندارمش ولی هست حسی تازه افکارم برام مهیا میکنه که وفتی به رفتار گفتار وعمل کرد اضافه میکنم متوحه مبشم جقدر کار بردی هست برای دریافت بهتر برای مسیرم ولاغری درستری برام با احساس خوب مهیا میکنه .طی زمان من بهش میرسم پس دل خوشتر میشم وبازم ذهنم یی حرکت تازه برام مهیا میکنه برای ادامه دادن استمرار داشتن ونتیجه گرفتن اره بابا من که ذهنم ناخداکاهم نتواستم آز مغزم بیرون کنم کاره نشدنی هست که هیج زمان امکان نداره انجام بشه یی ذهن دیکه چاش بزارم انقدر جاقی توذهنم من نفوذ کرده بود که دیکه بعضی زمان به ذهنم شک داشتم که آیا دیکه قادر هست من از این مشکل بیرون کنه جواب یی نه بزرک بود
با دادن اطلاعات درست دیدن دورهای مختلف تکرار کردن تمرین کردن و از همه مهمتر فبول مسئولیت اشتباهم توهرجنبه اپن با حس حال خوب بود اول قبول کردم که من مسیوال وضعیت چاقی هستم وفتی تا حدودی این بخش ترمیم کردم مسئولیت سلامتی اون با حس خوب قبول کردم وبه تازگی یی بهش،دیگه بازم با حس خوب مسئولیتش فبول کردم وپس اطمیان دارم چون با حس خوب فبول کردم
پس ذهنم راهکار از طبیعت وجودی من از ذهنم برام هی داره میسازه من ازش بهره خواهم برد برای نتجه هی بیشتر و هی بهتر
خدایا شکرت که هدایت کردی حمایت کردی که باشم و نتایج کارم ارام ارام ببینم برای یی رویای دست یافتنی نباشه حقیقت وجودی من باشه رویا که تو دستم هست نزدیکه خیلی به خودم سختی نیست بدن اینکه فشار بیارم کاری خواستی انجام بدم عرق کنم زیاد ورزش و فشار به حسم بیارم برای دریافت لاغری خودش داره انجام میده
ذهن ناخداگاهم ارام اسون راحت داره طراحی فبلی و اداخلی کلاعوض و طرح جددید درست مثل نقاشی داره میکشه بخش های اضافه نقاشی تازه که قشنگ نیست داره پاک میکنه وذطراحی اصلی رو داره بهترذواقعیت تو ذهنم جا میده کار امروز ذهنم بود که باعثتعحب من شد من خوابیده بودم تو زمین ولی بیدار بودم دیدم ذهنم بخش های از بدنم ازحسم پاک کرد حجمش کم کرد بعد طراح به هم وصل کرد طرح تازه کهکشید من دیم ازش لذت بردم بهش تایید دادم با حس خوب که از این طرح رضایت دارم واون برای ادامه داره انجاممیده این یی خبر خوب برای خودمهست که ذهنم وارد مرحله دیگه ازکسترش مسیرتناسب فکری داره میشه مسیرتناسب فکری به شکر خدا برام من راکت نیست واین بازم جای خوشحالی داره که دارم تو بخش کسترش بهبود پیش رفت توحال حرکت و فعالیت قرار داره
خدایا بی نهایت تشکر و سپاس گزار هستم
خدا پشت و پناهتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
من از اون دسته افراد متناسب بودم که یه برهه ای از زمان کاملا متناسب بودم ولی خواهرم نسبت بمن توپرتر بود وقتی ازدواج کرد یواش یواش چاق شد و بعد به فکر رژیم گرفتن برای لاغری افتاد و همیشه بمن میگفت خوش بحالت تو هرچی میخوری چاق نمیشی ولی به دلیل اینکه من خیلی به خواهرم وابسته بودم و خیلی اوقات به خونه اون میرفتم و رفتارهای اون رو برای لاغر شدن میدیدم باعث شد ترس از چاقی هم به سراغ من بیاد و من هم سعی میکردم از چیزهایی که اون میخوره استفاده کنم که چاق نشم و جالب اینکه منی که قبل از ازدواج خواهرم اصلا به وضعیت جسمی خودم توجه ای نداشتم و اصلا خودم رو وزن نمیکردم ولی بعد از ازدواج اون و گذروندن سه ماهه تابستون با اون باعث شد هر وقت اون روی وزنه میرفت من هم خودم رو وزن میکردم و میدیدم که دو سه کیلیویی اضافه کردم و در اون زمان این در ذهن من مرور میشد که چون تابستونه و به مدرسه نمیرم و تحرک ندارم چاق شدم و وقتی دوباره به مدرسه میرفتم دوباره وزن اضافه شد کم میشد و به وزن قبلی خودم میرسیدم این کاهش و افزایش وزن ادامه داشت تا من فارغ التحصیل شدم و دیگه به مدرسه نرفتم و بعد از مدت کوتاهی ازدواج کردم که این باعث فعال شدن دو فرمول در من شد که چون مدرسه نمیرم طبیعیه که چاق بشم چون ازدواج کردم طبیعیه چاق بشم و نمونه هم برای فرمول ذهنیم داشتم خواهرم که بعد از ازدواج چاق شده بود و همچنان با اون درگیر بود پس چاق شدن من طبیعیه و از اون جا اضافه وزن من شروع شد و من به مرور چاق شدم که در ابتدای این چاقی روند اضافه وزن من کند بود چون اصلا بهش توجه نمیکردم ولی فرمول ها همچنان کار خودشونو انجام میدادن تاجای که دیگران بهم هشدار دادن که داری چاق میشی و این گفته باعث توجه من به چاقیم شد و تلاش های من برای لاغری شروع شد و روند چاقی من شدت گرفت به طوری که وزنه شخصی برای خودم خریدم و هر روز خودمو وزن میکردم و در مدت کوتاهی اضافه وزن چشم گیری داشتم و ترس از چاق تر شدن من روز به روز بیشتر میشد و تلاش من برای لاغری روز به روز شدت میگرفت از روش های مختلفی برای لاغری استفاده میکردم برای مدت کوتاهی وزن میکردم و به محض رها کردن دوباره وزن من برمیگشت گاها بیشتر هم میشد و این کاهش وزن و ماندگار نبودنش باعث ایجاد باور بی ارادگی و بی انگیزه بودن میشد و خودم رو مقصر این اتفاق میدونستم اینکه من نمیتونم من عرضه ندارم و حتی یکبار هم به رژیم یا روش لاغری خودم شک نکردم و میگفتم که من عرضه ندارم و هربار از یک روش شکست میخوردم به دنبال روش دیگه میرفتم و به قول استاد این شکست و عجز و ناتوانی ما باعث تنوع در روش های لاغری شده وگرنه هیچ فرد متناسبی برای متناسب بودن از هیچ روشی استفاده نکرد . در تمام روش های لاغری قصد دارن که نتیجه کار را تغییر دهند و اصلا به این موضوع توجه ندارند که علت چاقی چیه ؟ چاقی چرا به وجود اومده اونو از بین ببریم چاقی جسم هم خودبه خود از بین میره همونجوری که خودبخود به وجود اومد . همه تحرک داشتن هایی که برای ما تجویز کردن به قصد چربی سوزی بود خوب عاقلانه ش اینه که مانع چربی سازی بشیم باید عامل چربی ساز رو از بین ببریم خوب ما هرچی چربی بسوزونیم که دوباره ساخته میشه و این یه تلاش بیهوده ست هیچ کس این مطالب رو به ما نگفت و با اطلاعات اشتباه باعث از بین رفتن اعتماد بنفس مون شدن که ما عرضه نداریم لاغر و متناسب باشیم
نشان های دریافت شده
سلام و درود ▪︎فایل بهترین روش لاغری چیست ؟مقصر لاغر نشدن ما چیست ؟ فصل ۷ و۸
متاسفانه همه افراد چاق نتیجه نگرفتن از هر برنامه و روش لاغری رو از چشم خودشون می بینن و حاضر نیستن به ناکارآمدی روش خاصی که در پیش گرفتن اعتراف کنن …همیشه انگشت اتهام رو به سمت خودشون گرفتن و فکر می کنن که اشکال از خودشونه که بی عورضه و بی اراده هستن و برنامه ارو دقیق اجرا نمی کنن … این طرز فکر بدترین آسیب روحی رو بهشون وارد کرده چون اعتماد بنفسشون رو به پایین ترین حد خودش کشوندهو و از طرفی چون حاضر هم نیستن دست از لاغری بردارن باز با صرف وقت و هزینه میرن دنبال یه روش و برنامه دیگه برای کاهش وزن …
اگر کمی واقع بین باشن همینکه با وجود سختی های زیادی که متحمل میشن اما در انجام روش لاغری شکست می خورن ولی باز هم با سماجت و اراده ای پولادین از جا بلند میشن و از یک روش اشتباه دیگه می خوان به هدفشون برسن این خودش به شکل واضح و انکار ناپذیر ثابت می کنه که اکثریت چاقها آدمهای هم بسیار با اراده هستن و هم بسیار پرقدرتن … اما دقیقا برعکس این حقیقت برای خودشون متصورن و ذهنشون رو ناخواسته برای لاغر نشدن برنامه ریزی می کنن …
حالا چرا این اتفاق میفته ؟
چون ارائه دهندگان روشهای لاغری اعتقاد دارن عوامل زیادی تمرکز استفاده کننده از روش لاغری رو به هم می ریزه و عقیده دارن فرد در کنترل خودش و عمل کردن به دستورات خوب عمل نکرده ▪︎ و چون این طرز فکر مورد قبول فرد چاقه پس همیشه خودشو متهم ردیف اول لاغر نشدنش می دونه حتی اگر مطمئن باشه که بخوبی به برنامه عمل کرده▪︎چرا ؟ چون چاقه و اون پزشکه لابد بهتر از اون می دونه و حرفش حجته و بی چون وچرا باید قبولش کنه ▪︎▪︎▪︎
اما نکته و سوال مهم اینه که چرا تقریبا همه چاقها در اجرای برنامه های رژیمی نه تنها موفق نمیشن وزن کم کنن بلکه در نهایت چاقتر از قبل میشن ؟؟
آخه چطور ممکنه همه روشهای لاغری درست و بی عیب و اشکال و کارآمد باشن اما هیچ فرد چاقی پیدا نشه که از این برنامه کارآمد لاغر کنه و لاغر بمونه ؟
جواب سوال :
دلیل شکست افراد چاق عواملی هست که از نظر خود فرد و ارائه دهندگان روشهای لاغری پنهان مانده که در حقیقت همین عوامل دارن تمام رفتارها و واکنشهای یک فرد چاق رو کنترل می کنن ▪︎
نشان های دریافت شده
سلام و درود ▪︎
بهترینروش لاغری چیست ؟ تاثیر ورزش بر لاغر شدن▪︎ فصل ۱۰
ورزش کردن یکی از روشهایی که همواره برای لاغر شدن توسط کارشناسان تغذیه تجویز میشه ●
︎
یک فرد چاق هم می تونه با ورزش چابک و فرز بشه براحتی از پله ها بالا و پایین بره کوه پیمایی کنه و در انجام کار سرعت عمل داشته باشه ولی نمی تونهمحتویات ذهنش روبرای متناسب شدن تغییر بده ▪︎
یک آدملاغر طی یک زندگی عادی براش هیچ اهمیتی نداره که حتما آمادگی جسمانی داشته باشه پس یک آدمچاق اگر سمت ورزش میره و بهانه اش به دست آوردن آمادگی جسمانیه این یک توجیه برای عدم موفقیتش برای کاهش وزنه●
اینجا یک سوال پیش می آد افراد متناسب کمنداریم که به طور مرتب ورزش می کنن …دلیلشون برای اینکار چیه ؟
وقتی خوب به افکارشون دقت کنیم متوجه میشیمکه به دلیل ترس از چاق شدن و مواجه شدن با مشکلات چاقی به ورزش چسبیدن و رها نمی کنن اما این روش خوبی برای پیشگیری از چاقی نیست چون در نهایت از چیزی که می ترسن به سرشونمی آد و همه زحماتشون به هدر خواهد رفت …
استاد من مدتهاست هیچ ورزشی نمی کنم پیاده روی نمی رم نه بخاطر اینکه دوست ندارم یا تنبلم بلکه فقط می ترسم که لاغرتر بشم و فرمول تو لاغر شدی چون ورزش کردی چون پیاده روی کردی فعال بشه در ذهنم … هنوز نتونستم در ذهنم هدف از ورزش هوازی رو بخاطر لذت و نشاط جا بندازم …پس ترجیح می دم دیرتر لاغر بشم اما ورزش نکنم پیاده روی نرم ….اما اگر همینطور طبیعی بدون وابستگی به ورزش یا رژیم وزنم درست حسابی بیاد پایین اونوقت با کمال میل به سمت ورزش و پیاده روی و باشگاه می رم و لذتشو می برم ▪︎
نشان های دریافت شده
سلام استاد درود بر شما و این فایل آموزشی عالی و کم نظیر …مثل همیشه پر از آگاهی ،
سر فصلهای این فایل رو بازنویسی می کنم و سپس در تایید بیانات شما مطالبی عرض میشود .
1. چاق ها عاشق لاغری اما لاغرها بی تفاوت
2. فروش رویای لاغر شدن
3. علت ترس از چاقی چیست
4. بهترین روش لاغری چیست
5. با حرکت یک خودکار، انسان های عادی چاق شدند
6. تاثیر تبلیغات روشهای لاغری
7. مقصر لاغر نشدن ما کیست؟
8. چرا خود را مقصر لاغر نشدن می دانیم
9. گسترش روش های لاغری
10. تاثیر ورزش بر لاغر شدن
11. تاثیر چربی سوزی بر لاغری
باید عرض کنم که جا داره درباره هر کدام از سرفصلهای این فایل به شکل جداگانه خلاصه نویسی انجام بشه و سپس برای درک بیشتر به تجزیه و تحلیل بپردازیم ▪︎
فصل ۱۱ بیش از قسمتهای دیگه توجه منو به خودش جلب کرد …ابتدا خلاصه فصل ۱۱ رو با هم می خونیم و سپس نظر خودمو درج می کنم :
تاثیر چربی سوزی بر لاغری
بارها درباره تاثیر چربی سوزی در لاغر شدن شنیدیم
قرص ها و داروهای مختلفی برای بالا بردن میزان سوخت و ساز بدن و آب کردن چربی ها تولید و عرضه شده ▪︎
بارها در تبلیغات رسانه ای دیدیم که توده های چربی رو در حال آب شدن نشان دادن که فرد با استفاده از دارو یا هر وسیله ای میزان سوخت و ساز بدنشو افزایش داده •▪︎
استاد میگن بارها در طی سال های چاقی از قرص های چربی سوز استفاده کردم اما تنها نتیجه اش بهم خوردن سیستم گوارش، تهوع داشتن و شکم درد بوده و تاثیری بر کاهش وزن نداشته .▪︎
در تحقیقات انجام شده مشخص شده که با یک ساعت دوچرخه ثابت کار کردن کمتر از دو عدد شکلات کالری سوزانده می شه ●
افرادی که برای بالابردن میزان سوخت و ساز و چربی سوزی فعالیت ورزشی انجام می دن بعد از هر بار ورزش به میزان مشخصی استراحت می کنن ●
سالها برای لاغر شدن ورزش کردم ولی نتیجه نمی گرفتم
بارها شنیدیم که ورزش کردن برای سلامتی بسیار مفیده اما یک نکته بسیار مهم وجود داره :
استاد می فرمایند که : “پدر من از ترس اینکه بخاطر چربی خون سکته قلبی نکنه سالها ورزش کرد و در سن ۶۴ سالگی سه روز در هفته و هر مرتبه ده بار، دور زمین فوتبال می دوید ولی در نهایت بر اثر سکته قلبی فوت کرد.● ( خدا رحمتش کنه )
سال بعد شوهر خاله من که از پدرم بزرگتر بود و حتی یک بار هم دور زمین فوتبال ندویده بود نیز بر اثر سکته قلبیی فوت کرد.”
با تغییر فرمول های ذهنی می تونیم به شکل بهتری از فرصت خود برای زندگی کردن لذت ببریم.▪︎
پایان خلاصه نویسی فصل ۱۱
<<<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>>>>
فرمایشات استاد بسیار کامله و نیاز به توضیحات اضافی نداره اما چند جمله ای هم از خودم می نویسم …
استاد شما در این فایل به نکته های مهمی اشاره کردید از جمله توقف چربی سازی به جای تمرکز بر چربی سوزی بود ▪︎
در برنامه های رژیمی متداول مبنارو در کاهش کالری مصرفی میگذارن چون تنها و تنها دلیل تجمع چربی رو پرخوری می دونن و بدتر از همه اینه که غذاهارو به پر کالری و کم کالری دسته بندی می کنن و منظورشوناز پرکالری چاق کننده بودن اون خوراکی هاست و تمام هدفشون اینه که با کم کردن میزان مصرف عذاها چربی سازی رو متوقف و سپس به شروع چربی سوزی کمک کنن نکته اینجاست که برنامه کمتر از نیاز خوردن رو کافی نمی دونن و دستور پیاده روی های روزانه میدن و در کنار اینها قرصهای کاهنده اشتها و چربی سوز کاملا بی فایده هم تجویز می کنن و با اینکار کمک فراوانی به سود تجاری شرکتهای فروش رویای لاغری می کنن و این وسط فقط اون فرد چاق بیچاره هست که باید همت کنه اراده به خرج بده گشنگی بکشه کم بخوره طبق برنامه نون یک کف دست و هر وعده ۶ تا قاشق برنج بخوره و به خیالشون اینجوری چاقی رو درمان می کنن ▪︎
جالبه که این همه سال این روش و این طرز نسخه پیچی فایده ای نداشته ولی باز هم اصرار دارن که بگن این روشها درسته و این شما آدمای چاق شکمو و بی اراده و بی عورضه اید که این برنامه ها نتیجه نمی ده ▪︎
ولی واقعا دیگه کافیه و باید بس کنن و ادامه ندن و دست از خشکمغزی خودشون و تجارت و منفعت از رهاورد چاقی بردارن و اجازه بدن روشهای معقول و منطقی و موثر برای ریشه کنی چاقی استفاده بشه ●
به یمن آموزشهای بی نظیر استاد خوبمون جناب عطار روشن تنها و تنها عاملی که می تونه ام الامراض چاقی رو برای همیشه و به شکل پایدار رفع کنه روش تناسب فکریست و نه هیچ چیز دیگه…. در کنار کار فکری روی ریشه و علل اصلی چاقی ، رفتار غذایی درست می تونه کارو تموم کنه ▪︎
رفتار درست چیه ؟ اینه که غذا به اندازه کافی مصرف بشه کم خوری به شکل زوری و فشار از بیرون چاره کار نیست چون استرس می آره اضطراب ایجاد می کنه آرامش ذهنی و جسمی رو هدف می گیره و در بلند مدت کاملا بی فایده اس …
کم کردن میزان خورد و خوراک بسیار ضروریه اما باید اینقدر روی ذهن و مغز کار بشه اینقدر کار بشه تا فرمولها عوض بشن و مغز با برنامه جدید ، خودش دستور کمتر خوردن رو بده و این کاملا امکانپذیره و در اینصورت دیگه کمتر خوردن ولع نداشتن پرخوری نکردن ، ریزه خوری نداشتن بدون فشار و زجر و شکنجه عملی خواهد شد ..
در کنار رفتار درست افکار درست داشتن هم به شدت ضرورت داره …فکر درست خیلی چیزهاست که باید بیاییم در دوره های ارزشمند هدیه و دوره های خریداری شده ماهها شاگردی کنیم تا یادش بگیریم ..نمونه فکر درست این هست که غذاها به هیچ وجه دخلی به چاقی یا لاغر شدن ندارن ..آخه یه بشقاب غذا چه پدرکشتگی با ما داره که بخواد چاقی و تجمع چربی ایجاد کنه این طرز فکر توهین به خودمون و توهین به خدای خودمونه ….
توهین به خودمه اگه فکر کنم خدا بین من و مثلا خواهر بسیار متناسبم فرق گذاشته اونو لایق خوش اندامی و لذت از خیلی چیزا به دلیل لاغر بودنش دونسته ومنو نه …..آخه من چه گناهی باید کرده باشم که اینجور از چشم خدا ی خودم افتاده باشم …این طرز فکر گناهه مجازات داره …و مجازاتش اینه که من در باتلاق چاقی دست وپا بزنم تا بمیرم …باید توبه کنیماز این افکار و با خودمون و خدای خودمون آشتی کنیم و متحول بشیم ▪︎
توهین به خداست که فکر کنیم با بندگانش سر دشمنی داشته و به نعماتش کد مخرب چاقی رو اضافه کرده که فقط بعضیارو چاق کنه زهر چشم بگیره بدبختشون کنه از ریخت و قیافه بندازتشون و با خفت و خواری از این دنیا ببره انگار این آدمای چاق و چپ و چلاق و بیمار و فلک زده تحفه نطنز هستن براش ….خوبه یه خورده انصاف داشته باشیم و علم و عدالت خدای عزیز ومهربان رو زیر سوال نبریم و توهین نکنیم به وجود مقدسش …
بیاییم با شرکت در دوره های پر از آگاهی و درک که تماما الهامات خدای خوبمون به استاد گرامی هستش به اعجاز خدا در تناسب اندام پی ببریم …