چرا به آرزوهام نمیرسم؟ مخصوصا بارها از خودم میپرسیدم چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟ 🤔
این سؤال سالها ذهن من را درگیر کرده بود. هر روز به آرزوهایم فکر میکردم و مثل تماشای ستارههایی دور در آسمان، آنها را زیبا میدیدم اما دستنیافتنی 🌌.
انسانهایی را میدیدم که سالهاست صاحب همان آرزوهایی هستند که من هنوز فقط در ذهنم داشتم؛ از جمله رویای داشتن اندامی متناسب 😔.
هر تلاش من در مسیر کاهش وزن و سایر اهدافم بینتیجه میماند و این استپ وزنی ذهنی گاهی سنگینی خاصی روی قلبم میانداخت 💭.
در این مسیر، فهمیدن موانع ذهنی لاغری و دلایل نرسیدن به آرزوها مثل پیدا کردن چراغ راهی بود که میتوانست مسیر تحقق خواستههایم مخصوصا لاغر شدن را روشن کند 🔑✨.
در این جلسه میآموزیم:
آرزوهای من چیست و چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟ 🌟
از دوران نوجوانی همیشه با خودم فکر میکردم، آرزو کردن یعنی همان دعاهایی که برای سلامتی پدر و مادرم در مراسمات و روضهها از خداوند طلب میکنم 🙏✨

یا اینکه از خدا میخواستم مرا به بهشت ببرد. آرزوهایی که همه از سر ترس و نگرانی از زندگی و جهان اطراف بود.
با بزرگتر شدنم و روبهرو شدن با مشکل چاقی، مهمترین آرزو و دعای من لاغر شدن بود 😔🥗. دعایی که نه تنها مستجاب نمیشد، بلکه هر سال حس میکردم چاقتر هم میشوم و مدام با ناامیدی از خودم میپرسیدم پس چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟ در حالی که روشهای فیزیکی را امتحان میکردم، از قدرت ذهن غافل بودم.
آرزوهای دیگر من هم مثل رفتن سر کار دولتی، ازدواج کردن، پولدار شدن یا برنده شدن در قرعهکشی بودند 💼💍💰. هرچه بزرگتر میشدم، آرزوهای جدیدی به لیست قبلی اضافه میشد، در حالی که بسیاری از آرزوهای قبلی هنوز تحقق نیافته بودند.
در تمام این سالها همیشه با خودم فکر میکردم: «چرا به آرزوهام نمیرسم؟» و به طور خاص «چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟» 🤔 این سؤالات ذهن مرا مشغول میکردند. نگرش من این بود که آرزوها قرار نیست برآورده شوند و کاهش وزن با قدرت ذهن فقط در حد حرف و رویا باقی میماند.
این باور از شنیدههای اطرافیان شکل گرفته بود؛ هزاران بار گفته شده بود که «آرزو بر جوانان عیب نیست» و من فکر میکردم یعنی وقتی جوان هستی، آرزو کردن فقط یک سرگرمی است و واقعیت ندارد.
سالها با همین نگرش گذشت و باور کرده بودم که رسیدن به خواستهها سخت یا غیرممکن است 😔.
اما در سن سی و چهار سالگی، با موضوع قانون جذب و فیلم معروف راز آشنا شدم 🎬✨.
برای اولین بار متوجه شدم که آرزوهای ما میتوانند به واقعیت تبدیل شوند 🌈. گرچه آن زمان باور کردن این موضوع برایم کمی عجیب بود، اما تصمیم گرفتم به امید برآورده شدن آرزوی لاغر شدن، این صحبتها را جدی بگیرم و به آنها اهمیت دهم 💖.

موانع ذهنی نرسیدن به آرزوها: سدهای نامرئی در مسیر لاغری 🧠🚧
در دنیای واقعی، موانع به شکل فیزیکی و قابل مشاهده وجود دارند. مثلاً یک سد میتواند مانع عبور آب شود 🌊، شیشه جلوی عبور هوا را میگیرد اما نور را عبور میدهد 🌞، و دیوار هم هوا، نور و فضا را جدا میکند 🧱. هر مانعی در دنیای مادی شکل و عملکرد مشخصی دارد و تغییرات محیطی ایجاد میکند.
اما موانع ذهنی فرق دارند؛ آنها دیده نمیشوند، اما به شکلهای نامرئی مسیر ما را مسدود میکنند. همین موانع روانی کاهش وزن هستند که باعث میشوند دائماً بپرسیم چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم و احساس استیصال کنیم 🚫✨.
برخلاف موانع فیزیکی که شکل ثابت و یکسان دارند، موانع ذهنی برای هر فرد متفاوت هستند و هر کس با توجه به تجربیات، باورها و نگرش خود، موانع خاص خودش را تجربه میکند 💭🌱.
به همین دلیل است که افراد مختلف در مواجهه با یک خواسته، پاسخهای متفاوتی میدهند و هرکدام در ذهن خود دلایل خاصی برای نرسیدن به آرزوهای لاغری خود دارند.
برای مثال، اگر از افراد مختلف درباره رسیدن به یک خواسته بپرسید، پاسخها متفاوت خواهند بود. برخی میبینند مسیر روشن است و هیچ مانعی وجود ندارد، و برخی دلایل ذهنی مختلفی برای نرسیدن به همان خواسته بیان میکنند 🤔💡.
یک مثال واضح: لاغر شدن. افراد متناسب هیچ مانعی ذهنی برای حفظ وزن و متناسب بودن ندارند 🥗✨، اما افراد چاق دلایل متعددی برای چاق بودن و نرسیدن به وزن دلخواه خود دارند، این دلایل ذهنی همان موانع نامرئی هستند که مسیر تحقق آرزوها را سد میکنند 🚧.
سالها با چاقی دست و پنجه نرم کردم و مهمترین آرزویم همیشه لاغر شدن بود 😔. با وجود تلاش فراوان و رژیمهای مختلف، هیچ نتیجه پایداری نگرفتم و همیشه با همان سؤال ذهنی تکراری روبهرو بودم: چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟ 🌌💭 این چرخه باطل به خاطر عدم شناخت برنامهریزی ضمیر ناخودآگاه بود.
تفاوت نگرش افراد درباره رسیدن یا نرسیدن به خواستهها، فقط به آگاهی ذهنی و باورهای آنها برمیگردد. بنابراین، چه موضوع لاغر شدن باشد و چه هر خواسته دیگری در زندگی، باید بررسی کنید که ذهن شما هنگام فکر کردن به آن خواسته، روی تحقق آن تمرکز دارد یا روی موانع و دشواریها 🧠🔍.

مهمترین مانع ذهنی لاغری: درگیری با «چطور و چگونه» 🧱🧠
یکی از اصلیترین دلایلی که باعث میشود مرتب از خودمان بپرسیم «چرا به آرزوهام نمیرسم؟»، این است که دقیقا بعد از بهوجود آمدن یک آرزو بلافاصله ذهنمان شروع میکند به پرسیدن سؤالهایی مثل «خب حالا چطور؟ از چه راهی؟ از کجا شروع کنم؟ اصلاً امکان داره؟».
در ظاهر این سؤالها خیلی منطقی به نظر میرسند… اما در واقع این همان بزرگترین مانع ذهنی است که جلوی حرکت ما را میگیرد 😶🌫️.
ذهن با مطرح کردن «چطور و چگونه» در حقیقت یک دیوار بلند میسازد و ما به جای اینکه به تحقق خواسته فکر کنیم، به موانع و دشواریهای مسیر توجه میکنیم 🚧.
وقتی توجه ما به جای نتیجه، روی موانع و استرس ناشی از آن متمرکز باشد، ناخودآگاه احساس میکنیم تناسب اندام دستنیافتنی است.
🟢 مثال (لاغری ذهنی)
فرض کنید هدف شما لاغری ذهنی است. در همان لحظه که با هیجان به اندام ایدهآلتان فکر میکنید، ذهنتان مثل یک منتقد جدی میپرسد:
«چطور؟ باز هم رژیم میگیری؟ وقت ورزش داری؟ با این همه استرس اصلاً میشه؟» همین افکار منفی دلیل اصلی این است که میپرسیم چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم.
با همین پرسشها ذهن مسیر رویا را میبندد و شما دوباره احساس میکنید که رسیدن به خواستهتان خیلی سخت است.🔑 راهکار ذهنی کوتاه
برای عبور از این مانع، لازم نیست سعی کنید ذهن را ساکت کنید (چون خاموشکردن ذهن امکانپذیر نیست).
کاری که باید انجام بدهید این است که جهت فکرتان را عمداً تغییر دهید 🔁
هر بار که ذهن شروع به پرسیدن «چطور و چگونه» کرد، آگاهانه توجهتان را ببرید سمت خودِ هدف و احساس خوبی که از تحقق آن بهدست میآورید 💖.
این کار مثل این است که به جای نگاه کردن به دیوار، به دری که کنار آن قرار دارد نگاه کنید… 🚪✨ ممکن است حتی آن در بسته باشد ولی فکر کردن به باز کردن دری که بسته است راحت از فکر کردن به ایجاد آن در دیواری است که هیچ راه ورود و خروجی ندارد.
راهحل نهایی: اگر میپرسید چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم، این بخش را بخوانید 🌈🗝️
بعد از اینکه متوجه شدم چرا به آرزوهام نمیرسم و فهمیدم بزرگترین مانع همان موانع ذهنی (بهخصوص سؤالهای تکراری «چطور» و «چگونه») هستند، تازه اصل ماجرا شروع شد.
در این مرحله فهمیدم تنها راه تغییر مسیر زندگی این است که محتوای ذهنم را آگاهانه تغییر بدهم.
برای رسیدن به هر آرزویی، ذهن ما باید در «فضای تحقق» آن آرزو قرار بگیرد، نه در فضای شک و تردید 😌✨. یعنی هر وقت به آرزویم فکر میکنم، به احساس خوب رسیدن به آن توجه کنم، نه به سختیهای مسیر و اینکه چطور ممکن خواهد شد.
در واقع، جواب سؤال «چرا به آرزوهام نمیرسم؟» خیلی مستقیم است:
چون ذهنم بیشتر از اینکه به تحقق آرزو فکر کند، درگیر موانع و چگونگی رسیدن به آن است.
🔁 وقتی این جهت را تغییر میدهیم، ذهن کمکم یاد میگیرد به جای ساختن دیوار، راه باز کند. به جای اینکه بپرسد «آیا ممکن است؟» شروع میکند به پیدا کردن ایدههای خلاق برای تحقق آن.
✅ چه کار باید انجام بدهم؟
- روزانه چند دقیقه به شکل عمدی به خواستهات فکر کن و فقط روی حس خوب رسیدن به آن تمرکز کن (نه چگونگی انجام آن) 🫶
- هر بار پرسش «چرا به آرزوهام نمیرسم؟» در ذهن ظاهر شد، بلافاصله با جمله «من در مسیر تحقق آرزوهایم هستم» جایگزینش کن ⚡️
- محتوای ذهنیات را با آموزشهای همسو تقویت کن؛ یعنی چیزهایی را وارد ذهنت کن که رسیدن به خواستهها را ممکن نشان میدهند، نه بالعکس 📥✨
اگر آرزوی شما لاغری ذهنی یا هر خواسته دیگری باشد، این تغییر نگرش دقیقاً همان جرقهای است که مسیر را عوض میکند 🔥
با ادامه دادن این مسیر، استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها و تمرین مداوم، دیگر به جای اینکه دائم بپرسید «چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟»، خواهید دید که قدمبهقدم وارد سرزمین لاغرها شدهاید و رویاهایتان یکییکی در حال تحقق هستند ✨🪄
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.24 از 122 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام برخدایی مهربان ودوست داشتنی خودم
سلام بر استاد وهمه دوستان
اگه موانع ذهنی هودم اصلاح کنم خودبه خود لاغر میشم
چرا وچه دلیل من لاغر نشدم جون دائم توفکر چطور وچگونه
بود همیسه تمرکز روی این بخش خلاثهمیشد درحقیقت مغزم رو دیوانه میکردمونمیزاستم کارش روبکنه برای خودم جایتعجب بود هست که هم برایچاقزوهپبرایلاغرسدن چون تومغزقدرتمندهست که اینه کاره رو انجام میده ولی من خودم اون به ابن شکل شناسایی نداشتم به اندازه چندین کامیون یا شاید بیشتر ولی توش اطلاع اشتباه درباره چاقی ولاغری پر گررم هی رژیم میگیرم که لاغر بشم پس تکلیف این همه اطلاع اشتباه چی میشه چرا فبول دارمکه من فابل گوش برم لاغر میشم اره با مدرک ودلیل اره لاغر میشم چون برای من شد مگه من چه کاری رو به کارهای فبلی اضافه کردم مگه من جزو دیدن نگاه گردن بهفایلهای وتحلیل یلدگیری روداستم هیچ ورزشی هیچ رژیمی وهیچ شک تروید به خودم راه ندادم چون شگ تردید باعث چاقی میسه چون اون نمیزاره که لاغر بشیم چون من ترس نداشتم کم کم اون ترس هم بهش اضافه میشه شنیدن تر دیدکه نکنه چاق بشم
وفتی تودورهام هستم اصلا درهنگام مصرف غذا دیگه هیچ توجه به نوع وانداره وحتی مواد تشکیلی دهنده سرخ شده ته دیگ ساعت مقدار خلاصه هر جیزی که من رو توچاقی کم میکرد رو به کناری گذاشتمپس وفتی اون دیوانگی که به مغزم میدادم رو برطرف گردماون ارام راحت اسوده با مواد غذایی
برخورددارم چوم ارامش دارام فکرم هم بهتر کاره میکنه
وبدنمجواب این ارامش رو میده ومن لاغر میشم دوست داشتن با اهمیت داشتنکلی فرق داره
چون برای اهمیت داره چون لاغر شدن ازمهم ترین کارهای زندگی من هست حتی برام انقدره ارزش داره که حتی پول دادمکه گوشبم رو تازه ونو کنم که اردوره ام عقب نمونم حتی هدخترم گفتم بین خرید جارو برقی ریو یی وسیله که کارم رو توخونه داری خیلی راحت میکنه رو با سایت مقایسه کردم به دخترمگفتمبینخریداون جارو برقی که دچارمشکل شده وکارم باهاش سخت شده وتناسب فکری بدون تردیدباقوت فلب فقط فقط تناسب فکری چون نظافت خونه برام مهم هست ولی تناسب فکری در درجه اول این اهمیت قرار داره
من روزگذشته گوشی تازه خرید دخترم اون ریست کرده بود برای من وفتی پیامامد که این گوشی اعتباره نداده دخترم خیلی استرس ونگرانی گرفت که نکنه خریده اشتباهی کرده ولی من برغلاف گذشته بقدری اسون راحت به دخترم میگفتم به خودت استرس نده ارام ودوباره انجام بده نگران نباش درست میشه ولی اون داشت باعجله ونگرانی درعمل کردمغز داشت اختلال ایجاد میکرد ولی من کاملا در خونسردی داشتم اون ارام میکردم برای من عحول که این مشکل ۹ ماه فبلا اتفاق می افتادم هجوم افکار متفی وچطور وجکونه این مشکل برطرف کنم زمان ازخودم میگرفتم ومعزم رو دچار اختلال میکردم وراهکاردرست به خودم نمیدادم ولی امروز خودم ارم بودم اصلا نگرانی نداشتم داشتم دخترم روهم ارام میگرد که درست فکر کاره کنه وبعداز ظهر با شرکت تماس گرفت اون گفتم مشکل نیست تا یی هفته اینده درست میشه ودخترم به من گفت که شرکت جی گفته بهش گفتم استرس داشتن افکار رو خراب میکنه راهکارخوب از ما می گیره با این کاره ما مغز خودمون رو دراین شکل دیوانه کرده از عمل گردش دور میکنیماون دچار اختلال میکنم ولی درارامش هم راهکار به خودمون میدیم وهم درست فکرمینیم درنتیجه بهتر مشکل حل میکنیم
خدا پشت و پنا هتون یاحق خق نگه دارتون
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
چقدر این عبارت مغزت رو دیوانه نکن در این فایل که بارها استاد به زبان اوردن برای من تلنگر خوبی بود و به دلم نشست و چقدر استاد قشنگتر گفتن که هرگز با اما و اگر و چطور اون مغزت رو دیوانه نکن (چون من خودم چند وقت پیش که در شرایط زیاد جالب روحی نبودم با غدانخوردن طولانی مدت وزن زیادی کم کردم و برای همین یکم باورهای خوبم دوباره اسیب دیدن و یکم منفی بافم فعال شده که اگر میخوای لاعر بشی باید عدا نخوری و الان مدتی هست که اون قضیه برطرف شده و خدا رو شکر دوباره حال روحیم خوب شده و غدا خوردنم در شرایط عادی مثل قبل از این ماجرا شده یکم اما دیگه یکم حس ترس و نگرانی برم داشته و هرچیزی میخورم حس چاقی بهم دست میده و همش میگم الان چاق میشم و همش میگم چطور با این عذا خوردن الانم باید لاغر بشم نه انتظارم از خودم یکم تعییر کرده و همش میگم اگر چاق بشم چی و ….. و فکر میکنم به شدت نیاز دارم اساسی از اول روی دوره ها کار کنم چون فرمول نخوردن مساوی هست با لاغری و خوردن مساوی هست با چاقی در ذهنم دوباره جان گرفته چون خودم همین یکی دو ماه پیش به صورت ناخواسته تجربه ایی از این فرمول داشتم )و بعد اینکه . واقعا مثال استاد برام خوب بود که میگفت دیدی وقتی جایی از بدن ما زخم میشه ما نمیگیم حالا چطور خوب بشه یا اینکه نمیگم چطور باید چی کنم که لاغر بشم نه خود من بارها جایی از بدنم اسیب دیده و اما خیلی راحت بدون نگرانی اون اسیب جسمی خوب شده اما همینجا بازم باید اعتراف کنم منکه در همین دوماه پیش که درگیر یه قضیه ی خاصی بودم و از شدت درگیری فکری و بدو بدوها و یکم استرس و ناراحتی اصلا من غدا نمیخوردم و خیلی لاغر شده بودم و خودم متوجه نبودم تا اینکه بعد از کلی زمان که خدا رو شکر قضیه برطرف شد همه که من رو میدیدن میگفتن چقدر لاغر شدی و …و بعد خودم از روی لباسها متوجه میشدم بله چقدر لباسهام برام گشاد شدن و انگشترم ازاد شده و … اما اینقدر گفتم امکان نداره در این وزن بمانم اخه چطور وزنم اینقدر پایین بمونه در حالی که خوردنم دوباره عادی شده بود و مثل گذشته میخوردم اینقدر گفتم امکان نداره من در اون لاغری بمونم که مغزم رو به قول استاد دیوانه کردم و فکر کنم دوباره شدم همون سایز و وزن قبلی البته دقیق نمیدونم اما از روی لباسها میگم و هنوزم که هنوزه خیلی وقتها میگم با این خوردن چطور لاغر بشم نه نمیشه باورهای خوبم که تمام این مدت روی اونها کار کرده بودم یکم حس میکنم دچار افت شدن و من باید با شروع مجدد فایلهای دوره این افتها رو از بین ببرم خصوصا که افراد نزدیک و سطح بالا که در اطرافم هستن همه دارن با ورزش و رژیم وزنهای عالی کم میکنن و من بارها میگم نه چرا تو هیچ کاری که نمیکنی و تازه بیشتر از قبل هم میخوری پس حتما وزنت دوباره برمیگرده اما دوباره با خودم حرف میزنم مگه حالا دخترم و همسرم و یا فلانی که متناسب هست ایا کار خاصی انجلم میده که لاغر هست ؟؟
اگر نه پس تو هم با همین غدا خوردن میتونی به راحتی لاغر بشی
پس همینجا میخوام به بچه های سایت و استاد بگم من هم که سالها هست در میسرم چون مدتی هست که یکم به نسبت گدشته کمتر میام داخل سایت و یه شرایط خاص داشتم سریع این افکار منفی به سمت من حمله کردن و میخوان ارامش ذهنی من رو بگیرن و میخوان بارها بگن تو نمیتونی بدون هیچ ورزش و رژیمی لاغر بشی اما من با اموزشهایی که دیدم تا جایی که در توانم باشه با ذهن نجواگرم حرف میزنم و لاغری رو حق خودم میدونم .
خصوصا در این دو سه روز تعطیلی در سفر کوتاهی بودم که خیلی خوب و عالی رفتار میکردم اما نمیدونم ذهن منفی بافم بازم چی شده بود تا دیشب برای شام رفتیم فست فودی میگفت تو با این سبک خوردن که شام فست فود بخوری چاق میشی در حالی که گرسنه بودم و به اندازه نیازم چندین برش پیتزا خوردم و من سریع جوابش رو دادم مگر غذاها قدرت دارن ؟ نه ،،مگر لاغرها شام پیتزا نمیخورن ؟؟ بله،،، مگه فشار شکمی داری ؟؟ نه ….حسابی ذهنم میخواد بگه چطوری میخوای لاغر بشی و داره مغزم رو دیوانه میکنه من با این فایل اگاه شدم و به خودم اومدم و بهش گقتم تو الکی تلاش نکن من رو چاق کنی و خلاصه مدتی هست با خودم کلنجار میرم .
اما حس میکنم نیاز دارم روی دوره های لاعری با زمان بیشتری کار کنم اونها رو گوش بدم تا به چگونه ها فکر نکنم
من دوست صمیمی خودم که خیلی هم لاغر هست همیشه در حال رژیم و ورزش هست و هر وقت ایشون رو میبینم در حال تلاش سخت برای لاعری هست و با زجر هم کلی نتیجه ی لاغری در جسمش داره و من برای یه لحظه میگم چطور من میخوام لاغر بشم بدون هیچ کاری ؟؟ من هم باید ورزش کنم یا رژیم بگیرم که مثل ایشون کلی وزن کم کنم اما دوباره به خودم میگم چرا بازم افکار اشتباه در مغزت داری ؟؟ اگاه باش راه تو راه همه ی مردم نیست راه تو یک راه اسان و جدا از خیلی ها هست که شبیه دوستم و خیلی از افراد نیست و بارها به خودم میگم اگر راست میگی روی خودت و ذهنت کار کن یا برو پول برای خرید بقیه ی دوره ها ی استاد تهییه کن تا نتیجه رو راحت به دست بیاری .
لاغری حق من هست ،،عذا خوردن برای تامین انرژی جسم من باید باشه و من خیلی راحت بدون هیچ کاری به لاغری میرسم .
نشان های دریافت شده
سلام فروغ عزیزم
خداروشکر مسئله تون حل شده وبه شرایط عادی زندگی برگشتین.
در مورد تجربه شما من هم تجربه مشابه دیگری دارم چند سال قبل اوایل آشنایی من با قانون من مدتی دچار مسئله عاطفی شدم وتمام توجهم به مسئله پیش روم بود ومن در مدت یکی دو ماه که درگیر آن مسئله بودم به چاقی یا لاغری فکر وتوجه نمیکردم چون تمام توجه وتمرکز من روی اون مسئله بود وتمام فضای ذهنم رو درگیر کرده بود
من درآن مدت کوتاه خیلی لاغر شدم البته تا جایی که یادم میاد کمتر هم میخوردم نه خیلی کم
چون فقط توجهم رو از چاقی برداشته بودم بدنم خودبخود در مسیر لاغری بود ومن خودبخود لاغر شدم
شما هم چون توجهتون رو از چاقی لاغری ناخودآگاه برداشتین لاغر شدین نه اینکه کم خورده باشین البته شاید کم خوردن هم بوده ولی بیشترش عدم توجه به چاقی بودنتون بوده
بعد رفع اون مسئله باز هم تمام توجه من به چاقی لاغری شد ومن باز هم به وزن قبل برگشتم.
پس همه چیز توجه وتمرکزه شما هم مسئله تون خداروشکر حل شده ودوباره مغزتان به مهمترین مسئله ش که سالها درگیر اون بوده برگشته وشما احساس میکنید دارید چاق میشید
امیدوارم تونسته باشم کمکتون کنم
در پناه خدا شاد وسلامت باشی
باسلام خدمت شما استاد عزیز ،
من هم به ذهنم و قدرتش باور دارم و میدونم بر اساس قدرت ذهنی خوبی که دارم میتونم به خواسته هام با احساس خوب برسم،
وقتی قبلا یک خواسته ای داشتم و بهش فکر میکردم حس خوبی نداشتم همش شک داشتم که ایا منم بدست میارم و به خواستم میرسم ،
مدت ها با این باور زندگی کردم که باید حتما از بیرون یک کسی بیاد منو شاد کنه خوشحالم کنه و احساس خوبی بهم بده ،
ونمیدونستم که همه چیز با ذهنم و با معز خودمه اول باید اگاهی و دانش لازمش رو بدست بیارم تغییر کنم تا بتونم باور هام رو نسبت به خواسته ها و احساسم عوض کنم،
مهمونی که میرفتم ساکت و گوشه نشین بودم و فقط نگاه میکردم و حرف نمیزدم ،
یا در بیشتر مواقع از رفتار بقیه ناراحت میشدم و بعد همش در ذهنم مرور میکردم و از اون فرد حس بدی داشتم ،
اما با تغییر باور هام و دیدگاهم به همه چیز با تغییر خودم و رفتار خودم و تمرین و خواستن این که ادم بهتری از خودم بشم من دیگه یادم نیست که در چیزی شک داشته باشم،
وقتی میام توی سایت با احساس خوب میام و با اشتیاق دوست دارم که گوش بدم فایل های خوب رو و شاید حتی چندین بار من گوش میدم و تمرین هامو با حس خوب مینویسم ،
با بهترین حال خودم در جمع حاضر میشم و اگر چیزی اذیتم کنه سعی میکنم بحث نکنم هم کلام نشم و احساس خوب خودم رو حفظ کنم ،
ایمان داشتن یعنی اطمینان و من با اطمینان به ذهن خودم و قدرت افکارم میدونم که برای خواسته های خوبم برای رسیدن به اونا از موانع ذهنیم میگذرم و با حس خوب دوست دارم که در این مسیر با حس خوب پیشرفت کنم و به همه ی خواسته هام برسم،
من امروز تصمیم گرفتم که با قدرت ذهنم انتخاب کنم بهترین باشم و خیلی درگیر عوامل بیرونی نباشم و سعی کنم بیشتر حال خودم رو اهمیت بدم بهش ،
اهمیت بدم به رفتار خودم اهمیت بدم به احساس خوب خودم به سلامتی خودم ذهنم و افکار خودم و اهمیت بدم به باپر های داشته های خودم و اهمیت بدم به مسیر ذهنم و همه چیز های که دوست دارم در زندگی تجربه کنم و با قدرت ذهنم بهش برسم،
و من امروز هم دوست دارم باز هم بهترین باشم و شک و تردید نداشته باشم همیشه با اطمینان به قدرت افکارم همیشه ارزوهای خوبم رو ببینم و اهمیت بدم به هدف هام،
باتشکرازشما
سلام استاد صبح شما بخیر
خدایا شکرت در تاریخ ۱۴۰۲/۶/۲۵ توانستم این گام چرا به آرزوهایم نمی رسم را گوش بدهم
استاد واقعا به موضوع خیلی مهمی اشاره نمودید ما خیلی آرزو می کنیم و بعد خودمان باکلمه های چطور و چگونه این آرزو برآورده بشه مثل ( من که الان پول ندارم ، از کجا این همه پول میاد، چطور من لاغر میشم ، من که اصلا ورزش نمی کنم ، سختی نمی کشم ،لاغری در من استپ شده ، مگه میشه من فکر میکنم چاق تر شدم ، اوایل خیلی خوب لاغر شدم ، آرزوی های من خیلی زمان بر است، الان اگر آرزوی من برآورده بشه اول خودم و دیگران تعجب می کنند ، میگن از کجا آورده ، گنج پیدا کرده ، خودم با این افکار دیواری بین آرزوهایم و ذهنم برای برآورده شدن می کشم و نمی دانیم که چطور خود ما باعث شدیم آرزویمان برآورده نشود و کم کم اشتیاق و امید را در خودمان از بین می بریم . و چقدر ذهن خود را درگیر این کلمات کردم که من هرگز طبق مثل استاد از ذهنم برای لاغری استفاده نکردم و خوب تمرینات را انجام ندادم که الان که ۵ ماه است دراین مسیر هستم خیلی من لاغر نشدم چون همیشه گوشه ذهن من پرخوری ، و توجه به شکم و دیگر اندامم هنوز هست و آنها را مانع لاغری می دانم در حالیکه که من ۱۰۰درصد اطمینان دارم که فقط با این روش من می توانم لاغر بشوم وهیچ روش دیگری را قبول ندارم فقط به خودم میگم تا من ۱۰۰ گام را تمام نکنم و تمام موانع را بررسی نکنم لاغر نمی شوم وشاید این اولین مانع است که انشاالله به زودی و با اشتیاق این گامها راطی خواهم کرد ، من همیشه باحال خوب دوست دارم این فایلها را گوش بدهم و تمرینات و نظرات دوستان را بخوانم خیلی سعی می کنم در آرامش کامل انجام بدهم ولی بازم با ۴ فرزند و کارمند بودن وقت کم می آورم ولی همیشه حتما یک فایل را دریک روز تمام می کنم و نظراتم را می نویسم و حداقل متوجه شدم برای برآورده شدن آرزوهایم دیگه اما واگر وچرا و چگونه نیاورم وبه زندگیم را با اراده خداوند جلو ببرم و بگویم از من حرکت و از خدا برکت وقتی من سعی و تلاش کنم و با اشتیاق این کاررا ادامه بدهم و در این مسیر باشم حتما نتیجه می گیرم ، به امید روزی که تمام آرزوهای من و بخصوص لاغری من تحقق پیدا کند . انشاالله ۹👏👏👏👏🙏🙏🙏🙏🙏🙏