چرا به آرزوهام نمیرسم؟ مخصوصا بارها از خودم میپرسیدم چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟ 🤔
این سؤال سالها ذهن من را درگیر کرده بود. هر روز به آرزوهایم فکر میکردم و مثل تماشای ستارههایی دور در آسمان، آنها را زیبا میدیدم اما دستنیافتنی 🌌.
انسانهایی را میدیدم که سالهاست صاحب همان آرزوهایی هستند که من هنوز فقط در ذهنم داشتم؛ از جمله رویای داشتن اندامی متناسب 😔.
هر تلاش من در مسیر کاهش وزن و سایر اهدافم بینتیجه میماند و این استپ وزنی ذهنی گاهی سنگینی خاصی روی قلبم میانداخت 💭.
در این مسیر، فهمیدن موانع ذهنی لاغری و دلایل نرسیدن به آرزوها مثل پیدا کردن چراغ راهی بود که میتوانست مسیر تحقق خواستههایم مخصوصا لاغر شدن را روشن کند 🔑✨.
در این جلسه میآموزیم:
آرزوهای من چیست و چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟ 🌟
از دوران نوجوانی همیشه با خودم فکر میکردم، آرزو کردن یعنی همان دعاهایی که برای سلامتی پدر و مادرم در مراسمات و روضهها از خداوند طلب میکنم 🙏✨

یا اینکه از خدا میخواستم مرا به بهشت ببرد. آرزوهایی که همه از سر ترس و نگرانی از زندگی و جهان اطراف بود.
با بزرگتر شدنم و روبهرو شدن با مشکل چاقی، مهمترین آرزو و دعای من لاغر شدن بود 😔🥗. دعایی که نه تنها مستجاب نمیشد، بلکه هر سال حس میکردم چاقتر هم میشوم و مدام با ناامیدی از خودم میپرسیدم پس چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟ در حالی که روشهای فیزیکی را امتحان میکردم، از قدرت ذهن غافل بودم.
آرزوهای دیگر من هم مثل رفتن سر کار دولتی، ازدواج کردن، پولدار شدن یا برنده شدن در قرعهکشی بودند 💼💍💰. هرچه بزرگتر میشدم، آرزوهای جدیدی به لیست قبلی اضافه میشد، در حالی که بسیاری از آرزوهای قبلی هنوز تحقق نیافته بودند.
در تمام این سالها همیشه با خودم فکر میکردم: «چرا به آرزوهام نمیرسم؟» و به طور خاص «چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟» 🤔 این سؤالات ذهن مرا مشغول میکردند. نگرش من این بود که آرزوها قرار نیست برآورده شوند و کاهش وزن با قدرت ذهن فقط در حد حرف و رویا باقی میماند.
این باور از شنیدههای اطرافیان شکل گرفته بود؛ هزاران بار گفته شده بود که «آرزو بر جوانان عیب نیست» و من فکر میکردم یعنی وقتی جوان هستی، آرزو کردن فقط یک سرگرمی است و واقعیت ندارد.
سالها با همین نگرش گذشت و باور کرده بودم که رسیدن به خواستهها سخت یا غیرممکن است 😔.
اما در سن سی و چهار سالگی، با موضوع قانون جذب و فیلم معروف راز آشنا شدم 🎬✨.
برای اولین بار متوجه شدم که آرزوهای ما میتوانند به واقعیت تبدیل شوند 🌈. گرچه آن زمان باور کردن این موضوع برایم کمی عجیب بود، اما تصمیم گرفتم به امید برآورده شدن آرزوی لاغر شدن، این صحبتها را جدی بگیرم و به آنها اهمیت دهم 💖.

موانع ذهنی نرسیدن به آرزوها: سدهای نامرئی در مسیر لاغری 🧠🚧
در دنیای واقعی، موانع به شکل فیزیکی و قابل مشاهده وجود دارند. مثلاً یک سد میتواند مانع عبور آب شود 🌊، شیشه جلوی عبور هوا را میگیرد اما نور را عبور میدهد 🌞، و دیوار هم هوا، نور و فضا را جدا میکند 🧱. هر مانعی در دنیای مادی شکل و عملکرد مشخصی دارد و تغییرات محیطی ایجاد میکند.
اما موانع ذهنی فرق دارند؛ آنها دیده نمیشوند، اما به شکلهای نامرئی مسیر ما را مسدود میکنند. همین موانع روانی کاهش وزن هستند که باعث میشوند دائماً بپرسیم چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم و احساس استیصال کنیم 🚫✨.
برخلاف موانع فیزیکی که شکل ثابت و یکسان دارند، موانع ذهنی برای هر فرد متفاوت هستند و هر کس با توجه به تجربیات، باورها و نگرش خود، موانع خاص خودش را تجربه میکند 💭🌱.
به همین دلیل است که افراد مختلف در مواجهه با یک خواسته، پاسخهای متفاوتی میدهند و هرکدام در ذهن خود دلایل خاصی برای نرسیدن به آرزوهای لاغری خود دارند.
برای مثال، اگر از افراد مختلف درباره رسیدن به یک خواسته بپرسید، پاسخها متفاوت خواهند بود. برخی میبینند مسیر روشن است و هیچ مانعی وجود ندارد، و برخی دلایل ذهنی مختلفی برای نرسیدن به همان خواسته بیان میکنند 🤔💡.
یک مثال واضح: لاغر شدن. افراد متناسب هیچ مانعی ذهنی برای حفظ وزن و متناسب بودن ندارند 🥗✨، اما افراد چاق دلایل متعددی برای چاق بودن و نرسیدن به وزن دلخواه خود دارند، این دلایل ذهنی همان موانع نامرئی هستند که مسیر تحقق آرزوها را سد میکنند 🚧.
سالها با چاقی دست و پنجه نرم کردم و مهمترین آرزویم همیشه لاغر شدن بود 😔. با وجود تلاش فراوان و رژیمهای مختلف، هیچ نتیجه پایداری نگرفتم و همیشه با همان سؤال ذهنی تکراری روبهرو بودم: چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟ 🌌💭 این چرخه باطل به خاطر عدم شناخت برنامهریزی ضمیر ناخودآگاه بود.
تفاوت نگرش افراد درباره رسیدن یا نرسیدن به خواستهها، فقط به آگاهی ذهنی و باورهای آنها برمیگردد. بنابراین، چه موضوع لاغر شدن باشد و چه هر خواسته دیگری در زندگی، باید بررسی کنید که ذهن شما هنگام فکر کردن به آن خواسته، روی تحقق آن تمرکز دارد یا روی موانع و دشواریها 🧠🔍.

مهمترین مانع ذهنی لاغری: درگیری با «چطور و چگونه» 🧱🧠
یکی از اصلیترین دلایلی که باعث میشود مرتب از خودمان بپرسیم «چرا به آرزوهام نمیرسم؟»، این است که دقیقا بعد از بهوجود آمدن یک آرزو بلافاصله ذهنمان شروع میکند به پرسیدن سؤالهایی مثل «خب حالا چطور؟ از چه راهی؟ از کجا شروع کنم؟ اصلاً امکان داره؟».
در ظاهر این سؤالها خیلی منطقی به نظر میرسند… اما در واقع این همان بزرگترین مانع ذهنی است که جلوی حرکت ما را میگیرد 😶🌫️.
ذهن با مطرح کردن «چطور و چگونه» در حقیقت یک دیوار بلند میسازد و ما به جای اینکه به تحقق خواسته فکر کنیم، به موانع و دشواریهای مسیر توجه میکنیم 🚧.
وقتی توجه ما به جای نتیجه، روی موانع و استرس ناشی از آن متمرکز باشد، ناخودآگاه احساس میکنیم تناسب اندام دستنیافتنی است.
🟢 مثال (لاغری ذهنی)
فرض کنید هدف شما لاغری ذهنی است. در همان لحظه که با هیجان به اندام ایدهآلتان فکر میکنید، ذهنتان مثل یک منتقد جدی میپرسد:
«چطور؟ باز هم رژیم میگیری؟ وقت ورزش داری؟ با این همه استرس اصلاً میشه؟» همین افکار منفی دلیل اصلی این است که میپرسیم چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم.
با همین پرسشها ذهن مسیر رویا را میبندد و شما دوباره احساس میکنید که رسیدن به خواستهتان خیلی سخت است.🔑 راهکار ذهنی کوتاه
برای عبور از این مانع، لازم نیست سعی کنید ذهن را ساکت کنید (چون خاموشکردن ذهن امکانپذیر نیست).
کاری که باید انجام بدهید این است که جهت فکرتان را عمداً تغییر دهید 🔁
هر بار که ذهن شروع به پرسیدن «چطور و چگونه» کرد، آگاهانه توجهتان را ببرید سمت خودِ هدف و احساس خوبی که از تحقق آن بهدست میآورید 💖.
این کار مثل این است که به جای نگاه کردن به دیوار، به دری که کنار آن قرار دارد نگاه کنید… 🚪✨ ممکن است حتی آن در بسته باشد ولی فکر کردن به باز کردن دری که بسته است راحت از فکر کردن به ایجاد آن در دیواری است که هیچ راه ورود و خروجی ندارد.
راهحل نهایی: اگر میپرسید چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم، این بخش را بخوانید 🌈🗝️
بعد از اینکه متوجه شدم چرا به آرزوهام نمیرسم و فهمیدم بزرگترین مانع همان موانع ذهنی (بهخصوص سؤالهای تکراری «چطور» و «چگونه») هستند، تازه اصل ماجرا شروع شد.
در این مرحله فهمیدم تنها راه تغییر مسیر زندگی این است که محتوای ذهنم را آگاهانه تغییر بدهم.
برای رسیدن به هر آرزویی، ذهن ما باید در «فضای تحقق» آن آرزو قرار بگیرد، نه در فضای شک و تردید 😌✨. یعنی هر وقت به آرزویم فکر میکنم، به احساس خوب رسیدن به آن توجه کنم، نه به سختیهای مسیر و اینکه چطور ممکن خواهد شد.
در واقع، جواب سؤال «چرا به آرزوهام نمیرسم؟» خیلی مستقیم است:
چون ذهنم بیشتر از اینکه به تحقق آرزو فکر کند، درگیر موانع و چگونگی رسیدن به آن است.
🔁 وقتی این جهت را تغییر میدهیم، ذهن کمکم یاد میگیرد به جای ساختن دیوار، راه باز کند. به جای اینکه بپرسد «آیا ممکن است؟» شروع میکند به پیدا کردن ایدههای خلاق برای تحقق آن.
✅ چه کار باید انجام بدهم؟
- روزانه چند دقیقه به شکل عمدی به خواستهات فکر کن و فقط روی حس خوب رسیدن به آن تمرکز کن (نه چگونگی انجام آن) 🫶
- هر بار پرسش «چرا به آرزوهام نمیرسم؟» در ذهن ظاهر شد، بلافاصله با جمله «من در مسیر تحقق آرزوهایم هستم» جایگزینش کن ⚡️
- محتوای ذهنیات را با آموزشهای همسو تقویت کن؛ یعنی چیزهایی را وارد ذهنت کن که رسیدن به خواستهها را ممکن نشان میدهند، نه بالعکس 📥✨
اگر آرزوی شما لاغری ذهنی یا هر خواسته دیگری باشد، این تغییر نگرش دقیقاً همان جرقهای است که مسیر را عوض میکند 🔥
با ادامه دادن این مسیر، استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها و تمرین مداوم، دیگر به جای اینکه دائم بپرسید «چرا به آرزوی لاغریم نمیرسم؟»، خواهید دید که قدمبهقدم وارد سرزمین لاغرها شدهاید و رویاهایتان یکییکی در حال تحقق هستند ✨🪄
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.24 از 122 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
چقدر این عبارت مغزت رو دیوانه نکن در این فایل که بارها استاد به زبان اوردن برای من تلنگر خوبی بود و به دلم نشست و چقدر استاد قشنگتر گفتن که هرگز با اما و اگر و چطور اون مغزت رو دیوانه نکن (چون من خودم چند وقت پیش که در شرایط زیاد جالب روحی نبودم با غدانخوردن طولانی مدت وزن زیادی کم کردم و برای همین یکم باورهای خوبم دوباره اسیب دیدن و یکم منفی بافم فعال شده که اگر میخوای لاعر بشی باید عدا نخوری و الان مدتی هست که اون قضیه برطرف شده و خدا رو شکر دوباره حال روحیم خوب شده و غدا خوردنم در شرایط عادی مثل قبل از این ماجرا شده یکم اما دیگه یکم حس ترس و نگرانی برم داشته و هرچیزی میخورم حس چاقی بهم دست میده و همش میگم الان چاق میشم و همش میگم چطور با این عذا خوردن الانم باید لاغر بشم نه انتظارم از خودم یکم تعییر کرده و همش میگم اگر چاق بشم چی و ….. و فکر میکنم به شدت نیاز دارم اساسی از اول روی دوره ها کار کنم چون فرمول نخوردن مساوی هست با لاغری و خوردن مساوی هست با چاقی در ذهنم دوباره جان گرفته چون خودم همین یکی دو ماه پیش به صورت ناخواسته تجربه ایی از این فرمول داشتم )و بعد اینکه . واقعا مثال استاد برام خوب بود که میگفت دیدی وقتی جایی از بدن ما زخم میشه ما نمیگیم حالا چطور خوب بشه یا اینکه نمیگم چطور باید چی کنم که لاغر بشم نه خود من بارها جایی از بدنم اسیب دیده و اما خیلی راحت بدون نگرانی اون اسیب جسمی خوب شده اما همینجا بازم باید اعتراف کنم منکه در همین دوماه پیش که درگیر یه قضیه ی خاصی بودم و از شدت درگیری فکری و بدو بدوها و یکم استرس و ناراحتی اصلا من غدا نمیخوردم و خیلی لاغر شده بودم و خودم متوجه نبودم تا اینکه بعد از کلی زمان که خدا رو شکر قضیه برطرف شد همه که من رو میدیدن میگفتن چقدر لاغر شدی و …و بعد خودم از روی لباسها متوجه میشدم بله چقدر لباسهام برام گشاد شدن و انگشترم ازاد شده و … اما اینقدر گفتم امکان نداره در این وزن بمانم اخه چطور وزنم اینقدر پایین بمونه در حالی که خوردنم دوباره عادی شده بود و مثل گذشته میخوردم اینقدر گفتم امکان نداره من در اون لاغری بمونم که مغزم رو به قول استاد دیوانه کردم و فکر کنم دوباره شدم همون سایز و وزن قبلی البته دقیق نمیدونم اما از روی لباسها میگم و هنوزم که هنوزه خیلی وقتها میگم با این خوردن چطور لاغر بشم نه نمیشه باورهای خوبم که تمام این مدت روی اونها کار کرده بودم یکم حس میکنم دچار افت شدن و من باید با شروع مجدد فایلهای دوره این افتها رو از بین ببرم خصوصا که افراد نزدیک و سطح بالا که در اطرافم هستن همه دارن با ورزش و رژیم وزنهای عالی کم میکنن و من بارها میگم نه چرا تو هیچ کاری که نمیکنی و تازه بیشتر از قبل هم میخوری پس حتما وزنت دوباره برمیگرده اما دوباره با خودم حرف میزنم مگه حالا دخترم و همسرم و یا فلانی که متناسب هست ایا کار خاصی انجلم میده که لاغر هست ؟؟
اگر نه پس تو هم با همین غدا خوردن میتونی به راحتی لاغر بشی
پس همینجا میخوام به بچه های سایت و استاد بگم من هم که سالها هست در میسرم چون مدتی هست که یکم به نسبت گدشته کمتر میام داخل سایت و یه شرایط خاص داشتم سریع این افکار منفی به سمت من حمله کردن و میخوان ارامش ذهنی من رو بگیرن و میخوان بارها بگن تو نمیتونی بدون هیچ ورزش و رژیمی لاغر بشی اما من با اموزشهایی که دیدم تا جایی که در توانم باشه با ذهن نجواگرم حرف میزنم و لاغری رو حق خودم میدونم .
خصوصا در این دو سه روز تعطیلی در سفر کوتاهی بودم که خیلی خوب و عالی رفتار میکردم اما نمیدونم ذهن منفی بافم بازم چی شده بود تا دیشب برای شام رفتیم فست فودی میگفت تو با این سبک خوردن که شام فست فود بخوری چاق میشی در حالی که گرسنه بودم و به اندازه نیازم چندین برش پیتزا خوردم و من سریع جوابش رو دادم مگر غذاها قدرت دارن ؟ نه ،،مگر لاغرها شام پیتزا نمیخورن ؟؟ بله،،، مگه فشار شکمی داری ؟؟ نه ….حسابی ذهنم میخواد بگه چطوری میخوای لاغر بشی و داره مغزم رو دیوانه میکنه من با این فایل اگاه شدم و به خودم اومدم و بهش گقتم تو الکی تلاش نکن من رو چاق کنی و خلاصه مدتی هست با خودم کلنجار میرم .
اما حس میکنم نیاز دارم روی دوره های لاعری با زمان بیشتری کار کنم اونها رو گوش بدم تا به چگونه ها فکر نکنم
من دوست صمیمی خودم که خیلی هم لاغر هست همیشه در حال رژیم و ورزش هست و هر وقت ایشون رو میبینم در حال تلاش سخت برای لاعری هست و با زجر هم کلی نتیجه ی لاغری در جسمش داره و من برای یه لحظه میگم چطور من میخوام لاغر بشم بدون هیچ کاری ؟؟ من هم باید ورزش کنم یا رژیم بگیرم که مثل ایشون کلی وزن کم کنم اما دوباره به خودم میگم چرا بازم افکار اشتباه در مغزت داری ؟؟ اگاه باش راه تو راه همه ی مردم نیست راه تو یک راه اسان و جدا از خیلی ها هست که شبیه دوستم و خیلی از افراد نیست و بارها به خودم میگم اگر راست میگی روی خودت و ذهنت کار کن یا برو پول برای خرید بقیه ی دوره ها ی استاد تهییه کن تا نتیجه رو راحت به دست بیاری .
لاغری حق من هست ،،عذا خوردن برای تامین انرژی جسم من باید باشه و من خیلی راحت بدون هیچ کاری به لاغری میرسم .