راستش تا همین چند سال پیش، یه سوال همیشه مثل سایه همراهم بود:
«چرا لاغر نمی شوم؟» 🤷♀️
یعنی واقعاً من قراره تا آخر عمر با این شکم و بازوها زندگی کنم؟ 😩
هر بار که با کلی جونکندن و رژیم و باشگاه رفتن، یه کم سایزم کم میشد، هنوز خستگی و حرص نخوردن توی تنم بود که یهوو… 🎈
بوم! دوباره برگشت همهچی!
نهتنها وزنم برگشت، بلکه اعتماد به نفسمم با خودش برد 😔
یعنی منم لاغر می شم؟! 🤔💭
اگر تا حالا عبارت «یعنی منم لاغر می شم؟» رو تو گوگل سرچ کرده باشی، حتما دیدی که چقدر آدمای چاق با ناامیدی دنبال راهی برای لاغر شدن هستن.
عبارتهایی مثل:
- یعنی میشه منم لاغر بشم دوباره؟ 🥺
- یعنی منم لاغر می شم یا تا ابد چاق میمونم؟ 😞
- یعنی ممکنه منم لاغر بشم یا فقط برا بقیهست؟ 🤷♀️
- چیکار کنم لاغر بشم، دیگه خستهم! 😩
این جملهها فقط سؤال نیستن… اینا درد دل و راز لاغر نشدن میلیونها نفریه که سالهاست دارن با خودشون، با بدنشون، با ترازو، و با حسرت لباسهای قشنگی که اندازهشون نیست، میجنگن.

واقعاً چرا لاغر نمی شوم؟
وقتی بارها برای لاغری تلاش کردی و نتیجه نگرفتی، یا حتی یه بار تونستی وزن کم کنی ولی بعد دوباره برگشتی به همون وضعیت قبل، مغزت کمکم یه پیام ثابت میسازه:
«لاغر شدن سخت، سنگین و تقریباً غیرممکنه!»
این همون چیزی هست که ذهن خیلی از افراد چاق رو درگیر میکنه. هر بار شکست مثل یه مهر تأیید روی این باور عمل میکنه؛ امیدت کمتر میشه، اعتماد به نفست پایین میاد و تردید ذهنت بیشتر و بیشتر.
کمکم انگار یه صدای درونی شکل میگیره که میگه:
«تو دیگه نمیتونی لاغر بشی… همهچی رو امتحان کردی و جواب نگرفتی…»
و این دقیقاً همون لحظهایه که خیلیها دست از تلاش میکشن. چون باور نمیکنن که تغییر ممکنه. چون ذهنشون دیگه اجازه نمیده تصویر روشنی از لاغری و سبکبال شدن رو ببینن.
اما واقعیت اینه که مشکل در روشهایی بوده که قبلاً امتحان کردی، نه در توانایی تو برای لاغر شدن. ذهن تو قدرت بینظیری برای تغییر داره، فقط باید یاد بگیری چطور این قدرت رو بیدار کنی و به جای تکرار شکستها، مسیر جدیدی رو بسازی.
🧪 تلاشهایی از جنس اضطرار
وقتی از سر ناراحتی میخوای لاغر بشی، با فشار میری سراغ رژیم.
📉 رژیمهای سخت 🏋️♀️ ورزشهای سنگین ☕ دمنوشهای عجیب 💊 قرصهایی با اسمهایی که حتی نمیتونی تلفظ کنی!
ولی نتیجه؟
باز هم از خودت میپرسی: چرا لاغر نمی شوم؟!
چون هنوز هم داری از روی کمبود و ترس حرکت میکنی، نه از روی عشق و آرامش به بدنت. 🤍

🌈 تفاوت رویا با واقعیت در ذهن
کودک درون تو، وقتی آرزو میکرد، شاد و ذوقزده بود. اما بزرگسالی که الان هستی، وقتی خواستهای داره، نگران، ترسیده و خستهست.
پس نتیجهی طبیعی اینه که:
ذهن تو، لاغری رو به عنوان یک رؤیای محال ثبت میکنه نه واقعیت ممکن.
و اینجاست که باز میپرسی:
«چرا لاغر نمی شوم؟»
و جوابش اینه:
چون لاغری برایت رؤیاست، نه حس ملموسِ قابل تجربه.
🛑 توقف کن! قبل از هر اقدام دیگهای…
از خودت بپرس:
🌿 آیا برای لاغر شدن ذوق دارم یا ترس؟
🌿 آیا دارم به لاغری فکر میکنم یا از چاقی فرار میکنم؟
اگر پاسخهات پر از اضطراب و فشار بود، بدون که مسیرت نیاز به اصلاح داره.
✅ لاغری وقتی ممکن میشه که…
🧘♀️ با ذهنی آرام 🎨 با تصویرسازی مثبت 🔥 و با انگیزهای از جنس عشق به خودت
شروع کنی!
نه با فشار، نه با زور، نه از سر متنفر بودن از آینه!
بلکه با حس قشنگِ دوست داشتنِ بدنی که خدا بهت هدیه داده. 🤲
💌 حرف آخر
اگر بارها از خودت پرسیدی چرا لاغر نمی شوم؟
و پاسخی جز سرزنش، خستگی، یا ناامیدی نگرفتی، وقتشه مسیرت رو عوض کنی.
🌟 بیا لاغری رو بهجای رؤیا، به یک حسِ ممکن تبدیل کنیم.
با آموزش ذهنی، با تصویرسازی مثبت، با برداشتن تمرکز از چاقی، و با باور به اینکه «لاغری حق توئه».
🟡 اگه دلت میخواد این مسیر رو اصولی، ذهنی و با لذت طی کنی،
حتماً سری به دورههای آموزش لاغری با ذهن در سایت «تناسب فکری» بزن.
تو تنها نیستی… مسیر درست همونجاست که احساس خوبی داری. ✨
تقریباً همهی افرادی که مسیرشون به «سرزمین لاغرها» یعنی سایت تناسب فکری میافته، با این سؤال قدیمی توی ذهنشون وارد میشن:
«واقعاً چرا لاغر نمی شوم؟» 😔
و البته، یه سؤال عمیقتر هم تو دلشونه:
«یعنی ممکنه منم لاغر بشم؟»🌟
شاید باورت نشه ولی خیلی وقتا همون لحظهای که از ته دل و با دلی شکسته این سؤال رو از خدا میپرسی، همون لحظهایه که شروع هدایتت به این مسیر متفاوته…
💫 خداوند همیشه صدای دل رو میشنوه.
وقتی از رژیمها، ورزشهای اجباری، ترازو و نگاه سنگین بقیه خسته میشی… وقتی دیگه واقعاً نمیدونی چرا با این همه تلاش، لاغر نمیشی؟
همون موقع از اعماق قلبت درخواست کمک میکنی… و خیلی زود، یه راه عجیب و نو جلوت باز میشه: ✨سایت تناسب فکری✨
شروعی متفاوت برای رویایی قدیمی 🌈
اگه الآن داری این نوشته رو میخونی، یعنی تو هم همون مسیری رو اومدی که خیلی از ساکنان سرزمین لاغرها اومدن.
نه با زور و اجبار، بلکه با هدایت قلبی 🕊️
داستان همهمون یه نقطه مشترک داره:
یه جایی از راه، تسلیم شدیم… نه تسلیم از روی ضعف، بلکه از روی خستگی از مسیرهای بینتیجه. 😞
از بارها رژیم گرفتن، ورزشهای سنگین، و سؤال همیشگی ذهنمون:
«چرا لاغر نمی شوم؟!»
همونجا بود که خدا دستمون رو گرفت و آورد به دنیای تناسب فکری ✨
جایی که یاد گرفتیم شاید دلیل اینکه چرا لاغر نمی شوم؟ ریشهاش نه در بدن، بلکه در ذهن ماست… جایی عمیق، فراتر از غذا و کالری.
📖 تو میتونی قصههای واقعی این هدایت قشنگ رو در بخش [داستان هدایت من] بخونی.
و حتی میتونی داستان خودت رو هم با ما و بقیه همراهها به اشتراک بذاری 🌱💌
وقتی وارد سایت تناسب فکری میشی، تو همون چند ساعت اول متوجه یه چیز عجیب میشی…
احساست دگرگون میشه! 😮💫
دیگه اون سؤال “چرا لاغر نمی شوم؟” شکلش عوض میشه…
میشه:
«چطور میتونم با ذهنم لاغر بشم؟»
و بعدش میفهمی:
✅ اضافهوزنت تقصیر تو نیست. ✅ تو مشکل اراده نداری.
✅ تو تنبل نیستی. ✅ مغزت فقط با باورهای اشتباه برنامهریزی شده… همین!
حرف دل تو، برای اولینبار شنیده میشه 💖
بعد از سالها که بخاطر چاقی تحقیر شدی، توهین شنیدی یا حتی نادیده گرفته شدی، برای اولینبار میشنوی کسی داره از زبون خودت حرف میزنه…
👂 حرفهایی که هیچوقت جرأت نکردی به کسی بگی،
📖 نوشتههایی که حس میکنی دقیقاً برای تو نوشته شدن،
💬 جملههایی که اشکت رو در میارن، چون حس میکنی یکی بالاخره تو رو فهمیده…
و اینجاست که سؤال “چرا لاغر نمی شوم؟”، جاش رو به یه حس پر از امید و کشف میده:
“من دارم راهش رو پیدا میکنم…”
احساسی شبیه کودکی 🎈
اون حس ناب و شگفتانگیزی که توی سرزمین لاغرها تجربه میکنی،
دقیقاً همون حسیه که بچگی موقع رسیدن به یه آرزوی کوچیک حس میکردی 🎁
حس وصال، حس پیدا کردن گمشدهای که سالها دنبالش بودی، حسی بدون ترس، بدون شک، بدون فشار…
🌸 حسی که از درون روحت میجوشه.
✨ حس اطمینان، اتصال به خدا و آرامش عمیق…
حالا نوبت توئه! 📣
اگر هنوز گاهی از خودت میپرسی:
“چرا لاغر نمی شوم؟”
بدون که جوابش دقیقاً اینجاست… تو هدایت شدی، نشونهها رو دیدی، حالا کافیه فقط یه قدم کوچیک دیگه برداری.
💡 محتوای رایگان سایت تناسب فکری، آغاز تحولی عظیم توی ذهن و جسم توئه.
❤️ و هر چی جلوتر بری، بیشتر به خودت میگی:
«من دیگه اون آدم قبل نیستم!»
🟢 همین الان داستان هدایت خودت رو توی بخش «داستان هدایت من» بنویس!
🟢 و اگر اولینباره به این سرزمین قدم گذاشتی، با عشق خوش اومدی! 💫
🧠 اینجا، ذهن لاغر میشه… و بعدش، جسم هم دنبال ذهن راه میافته.
👣 سفر شروع شده…
✍️ تمرین آموزشی – چرا لاغر نمی شوم؟
راهنمای انجام تمرین:
برای بهرهمندی کامل از تمرین جلسه «چرا لاغر نمی شوم؟»، ابتدا محتوای نوشتاری را با دقت بخوانید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کرده و در پایان، با نگاهی درونی به خود، به سوالات زیر پاسخ دهید. پاسخهای شما بهتر است انشایی و همراه با مثالهای واقعی از تجربههای شخصی باشد.
💬 سوالات تمرینی :
- تا امروز چند بار برای لاغری تلاش کردهاید؟ چرا هنوز با خود میپرسید: «چرا لاغر نمی شوم؟»
- احساس شما بعد از شکست در لاغر شدن چگونه بوده؟ آیا ناامیدی یا خودسرزنشی را تجربه کردهاید؟
- آیا تا به حال به جمله «چرا لاغر نمی شوم؟!» فکر کردهاید؟ اگر بله، چه چیزی باعث شده این باور در شما شکل بگیرد یا تضعیف شود؟
- آیا تنوع زیاد روشهای لاغری کمککننده بوده یا گیجکننده؟ یک مثال از تجربهتان بزنید.
- چرا در مسیر رژیمها و ورزشها هرچه بیشتر جلو میرفتید، احساس ناتوانی هم بیشتر میشد؟
- قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری چیزی از «لاغری با ذهن» میدانستید؟ یا این اولین برخوردتان است؟
- چقدر این احتمال را میدهید که هدایت شما به این مسیر، توسط خداوند و پاسخ به یک دعا یا خواسته قلبی بوده باشد؟
- براساس توضیحات ویدیوی آموزشی چرا لاغر نمی شوم؟، برای نتیجه گرفتن در مسیر لاغری با ذهن باید چگونه عمل کنید؟
- به نظر شما «لاغری با ذهن» چطور میتونه رؤیای لاغر شدنتون رو واقعی کنه؟
📝 دعوت به مشارکت:
در بخش دیدگاهها، پاسخهای خود را بنویسید و اگر ایده یا تمرین شخصی خاصی از ویدیو گرفتید، آن را نیز با دیگران به اشتراک بگذارید. مشارکت شما، علاوه بر رشد فردیتان، الهامبخش دیگران نیز خواهد بود 🌱✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.57 از 54 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن و بقيه اعضاء محترم
هرچه سن انسان کمتر باشد خواسته های او بر مبنای کمبودها یا مشکلاتش نیست بلکه آرزوهایی برای گسترش تجربه و لذت از زندگی هستند
.چقدر اين جمله آگاهي نابي به من داد..من روشن شدم به اينكه به آرزوهام به چشم تجربه لذت نگاه كنم تا رفع مشكل …در اينصورته كه من لازم نيست كاري اضافه بكنم براي به دست آوردن آرزوهام ، جهان منو ميبره جايي كه لذت هاي بي شمار هست ..
.
لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۗ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ
لیکن آنان که خداترس و با تقوایند منزلگاهشان بهشتهایی است که در زیر درختانش نهرها جاری است و در آن جاودانند، در حالتی که خدا بر آنها خوان احسان خود گسترده، و آنچه نزد خداست برای نیکان بهتر است.(آل عمران ۱۹۸)
.
ميگه اگراشخاصي كه هميشه به خدا توجه كردن (تقوا) در هر لحظه به خدا توجه داشتن خوابيده ..ايستاده ..به پهلو و هر حالتي به خدا توجه كردن ( در واقع به خودشون و آرامش خودشون و نگهداشتن خودشون در حال خوب ) به اونها باغ هايي ميديم كه زير درختاش نهر هست و ميگه اين پذيرايي خداوند از اونهاست .. وقتي من به عنوان كسي كه خدا از روح خودش در من دميده و من رو زنده كرده خودم رو قبول كنم ، پس براي خوشحالي خودم و روح الهي درون خودم ميكوشم..خودم رو لايق ميدونم و بديهي ميدونم كه نعمات رو داشته باشم و چون خدا اين ايمان قلبي(لايق دونستن خودم و توجه به خدا) من رو ميبينه خودش از من پذيرايي ميكنه ..چه پاداشي از اين بالاتر كه خدا از من پذيرايي كنه ..كلمه (ابرار) براي كسايي استفاده ميشه كه در بالا ترين مرتبه تقوا هستن ..قران به اونها ميگه نيكان …نيكان چه كساني هستن؟ ..كار نيك چيه ؟ كاري كه خدا در همه جاي قران گفته ..ارامش ..شادي خودت و خدا..سپاسگذاري ..اميدواري..ايمان ..ديدن آيات و نشانه ها…{و کسانی که برای [به دست آوردن خشنودی] ما کوشیدند، بی تردید آنان را به راه های خود راهنمایی می کنیم؛ و یقیناً خدا با نیکوکاران است. (عنكبوت ۶۹)}
…………….
همه ما مطمئن بودیم چاق میشیم ولی مطمئن نيستيم لاغر میشیم !!!
چرا؟!
چون به خودمون مطمئن نيستيم..خودمون رو قبول نداریم .
چطور وقتی خودمون،
خودمون رو قبول نداریم،توقع داریم تلاش ما نتیجه بده.
.
نکته مهم:این مهمنیست که چند تا دوره تهیه کردیم مهم اینه که چقدر تمرین انجام دادیم…مثالش اینطوری میشه که ما باشگاه ثبت نام میکنیم …اتفاقا بهترین باشگاه و مدرن ترین باشگاه ثبت نام میکنیم …گرون ترین شهریه رو هم میدیم…بهترین کتونی و وسایل مورد نیاز رو هم خریدیم …هر روز هم میریم باشگاه …
ولی
ما فقط رفتیم باشگاه ولی هیچ تمرینی نکردیم و فقط بقیه رو نگاه کردیم و حسرت خوردیم .
.
مهم:چاقی جوری نفوذ کرده در ذهن ما،که اوایل راه میگیم من با لاغرها فرق دارم، بعد که مسیر لاغری رو شروع میکنیم ،چاقی بیکار نمیشینه ،و ایندفعه نفوذش رو بیشتر میکنه و ما رو به شک میندازه درباره توانا بودنمون و ما فک میکنیم ناتوانیم و میگیم من با این چاقها فرق دارم !!!!
.
.
.
نکته :نگرش ما باید تغییر کنه تمایلات ما تغییر مي کنه.
بعضیا به ترشی تمایل دارن بعضیا به شیرینی تمایل دارند…این یک تمایله که وقتی از درون شکل بگیره تمایلات بیرونی رو شکل میده
تغییر در خوردن باعث لاغری نمیشه ،تغییر در نگرش ما هست که ما رو لاغر میکنه .
وقتی نوع خوردن ما درش، تغییر ایجاد میشه با استفاده از فایلها، تمایلات درونی ما تغییر میکنه و اون تمایلات درونی باعث لاغری میشه .
ربطی نداره ما چی میخوریم،تعریف و نگرش ما نسبت به مواد غذایی تغییر میکنه و نتیجه اش میشه لاغری.
این تغییرات درونی میشه برنامه لاغری خودمون
نه
برنامه ای که از بیرون میگرفتیم.
مثلا از درون ،من تمایلم تغییر کرد نسبت به خوردن گوشت گوسفندی که چربی داشته باشه درصورتیکه قبلا اینطوری نبودم .
تمایل من نسبت به خوردن برنج و نون تغییر کرده ،احساس میکنم حالم باهاش خوبه نیس.
تمایل من نسبت به زیاد خوردن تغییر کرده ،حجم زیاد غذا من رو میترسونه….
قبلا حجم کم غذا من رو میترسوند.
الان وقتی غذا توی یخچال زیاد بمونه استرس میگیرم که چه دلیلی داره انقدر غذای اضافه توی یخچاله! چرا انقدر بي مهابا زیاد درست کردم …چرا فکر نکرده انقدر زیاد درست کردم …
تمایل درونیم به سمت کمتر خوردن و بیشتر تحرک داشتن داره تغییر میکنه .
تمایلم داره میره به سمت اینکه بیشتر پروتئین بخورم که کمتر گرسنه بشم …اینکه هی به فکر خوردن باشم ..هی دستم به دهنم باشه به نظرم یه جور وقت کشی هست…دوست ندارم وقتم رو برای خوردن بزارم وقتی میتونم بیشتر پروتئین بخورم که کمتر دلم ضعف بره و وقتم رو بزارم برای کارهای مهم ترم …(احتمالا بعدا اين باور به شكي ديگه تغيير ميكنه)
نمیدونم تونستم منظورم رو درست برسونم یا نه
ولی میخوام بگم کلا غذا یه جور وقت تلف کردن شده برام …
************************* **********************************************************************************
بيست سال گذشته رو براي لاغر شدنم تلاش كردم. تمام روش هاي موجود در ماركت را استفاده نكردم ولي مطالعات زيادي داشتم در زمينه لاغر شدن.من به اون درجه اي نرسيدم كه بگم هر كاري كردم و لاغر نشدم .خوشبختانه من يه باوري كه نسبت به لاغر شدنم دارم اينه كه ، من تا اراده ميكنم لاغر بشم ، بدنم سريع به من پاسخ ميده.اين باور رو هم از روش هايي كه استفاده كردم براي لاغري به دست آوردم.ولي اين باور متكي بود بود به روش هايي خارج از بدنم و همونطور كه در فايل اشاره شد ، چون دروني نبود خوب زياد هم دووم نمي اورد…يعني ذهنم زياد دووم نمي آورد و من رو با قدرت بيشتر مي آورد توي مسير قبليش.
الان كه دارم از روش لاغري با ذهن استفاده ميكنم ، هنوز لاغر نشدم و تغييري توي بدنم احساس نمي كنم فقط به اون سرعتي كه اوايل دوره چاق شدم ، ديگه چاق تر نشدم و الان احساس ميكنم چاقيم استاپ شده .
من با اين شرايطي كه توضيح دادم حال خودم رو بد نميكنم كه بگم من كه در روش هاي قبلي زود لاغر ميشدم چرا الان با اين روش لاغر نميشم.
چون من متوجه هستم كه اين روش كاملا با تمام روش هاي ديگه متفاوته …و بدن من تازه داره خودش رو آپديت ميكنه با اين روش جديد.
اين توضيح استاد خيلي كمك ميكنه عجله نكنم:
.درسته که همه ما اضافه وزن داریم ولی دلایل محکممون با هم فرق داره ..دلایل عمومی همه تقریبا یکیه، مثلا همه ما عقيده داریم خوردن باعث چاقی میشه که این میشه دلیل عمومی.
با دیدن فایل ها دلایل ما برداشته میشه اما با توجه به اینکه چقدر اون دلیل توی ذهنمون قوی هست زمان برداشتنش متفاوته .
حتما فكر كردم به اين عبارت…كيه كه اضافه وزن داشته باشه و به اين عبارت فكر نكرده باشه…جالبه كه الان كه فكر ميكنم ميبينم من هميشه جوابم مثبت بوده به اين موضوع كه منم لاغر ميشم…در مواقعي كه رژيم ها ديگه پاسخ نميدادن و دوباره چاق ميشدم ، من خودم رو مقصر ميدونستم كه حوصله ام نكشيد ادامه بدم ..و نميگفتم كه روش ها مشكل دارن ..چون هميشه يه سري آدم هستن كه از روش هاي ديگه دارن نتيجه ميگيرن و من اونها رو كه ميديدم ميگفتم اين روش درسته ، مشكل از منه كه استمرار نداشتم توش.
با اين تفاسير، در اين روش هم من معتقدم منم لاغر ميشم ..حتما هم لاغر ميشم ..چون اين روش استمرار در فايل ديدن و تمرين حل كردن ميخواد كه خدارو شكر تا حالا داشتم ..و همونطور كه استاد گفت شايد اين باور كه “منم لاغر ميشم” در من قوي بوده كه هدايت شدم به اين مسير راحت براي لاغري…
هيچ چيزي دراين جهان بي حكمت نيست.
.
استفاده از روش هاي ديگر براي لاغري باعث سخت شدن مسير ميشه و سرعت لاغري با ذهن رو افزايش نميده .چون اين دو تا ، دوتا چيز كاملا از هم جدا هستن…
حالا اگر بخوام كلا بگم كه روش هاي ديگه باعث آسان شدن لاغري ميشه بايد بگم نه ..
چون اگر واقعا راه آساني بودن كه من الان اينجا نبودم.
من با همون روش اول كه كالري شماري بود و اولين رژيمم بود تا حالا به تناسب رسيده بودم و داشتم به بقيه آرزو هام ميرسيدم …
ولي چون اون روش ها جواب ندادن و در ذهن من سختي مسير رو انقدر بزرگ كردن كه من وسطاي همه مسير هايي كه رفتم ، عطاش رو به لقاش بخشيدم و از اون روش ها اومدم بيرون.
.
ما در روش هاي لاغري داشتيم يه طناب رو با دو قدرت متضاد ميكشيديم …
يه طرف طناب رو باورهاي چاقي ما ميكشيدن
يه طرف ديگه رژيم ها داشتن طناب رو ميكشيدن.
از اونجايي كه باورهاي ما قديمي ترن و ريشه دار ترن ..قطعا اونا برنده ميشدن و اوني كه خودش رو بدبخت و بي عرضه ميدونست من بودم..بدون اينكه اصلا بدونم چرا دارم خودم رو بي عرضه ميدونم ..
بدون اينكه اصلا بدونم مغز چطوري كار ميكنه
بدون اينكه اصلا بدونم باورهاي چاقي لاغري چي هستن…
.
بقيه يادم داده بودن اگر توي كاري موفق نشدي پس يعني بي لياقتي ..منم باور كرده بودم و وقتي لاغر نميشدم شروع ميكردم به سرزنش خودم كه چقدر بي لياقتي توي اين روشم كم آوردي …
.
اصلا قبلا درباره اين روش نمي دونستم .
من به اين سايت هدايت شدم ..
من آخرين رژيمي كه گرفتم كتوژنيك بود كه ديگه غول همه رژيم هاست…انقدر درباره اش مطالعه كردم كه يه جورايي ايمان آورده بودم به اون روش و داشتم با عشق انجامش ميدادم ولي بعد از سه ماه ديگه جلو نرفتم و بقيه ماجرا …
الان كه در سايت تناسب فكري هستم كاملا ميدونم چرا ديگه جلو نرفتم …
الان ميفهمم چرا ريزش مو گرفتم با اون روش …
به قول پروين اعتصامي :ميدونم چرا گندمم رو خدا ريخت ..چون ميخواست بيام اينجا كه بهم “زر” بده …
.
اون خدايي كه من بهش ايمان دارم، گره هاي منو خوب ميشناسه و ميدونه كدوم رو با چه روشي برام باز كنه ..
صد در صد موافقم كه هدايت شدم به اين روش ..
قبلا هم گفتم كه با اينكه شما سالها بود در سايت استاد عباس منش بوديد و كامنت مينوشتيد من اصلا با شما آشنا نبودم … چرا كه اگر آشنا مي بودم و كامنت هاي شما رو هميشه ميخوندم شايد الان نميتونستم با قدرت بگم هدايت شدم به اين سايت…شايد اگر كامنت هاتون رو ميخوندم ميگفتم رفته رفته تحت تاثير كامنت هاتون قرار گرفتم و اومدم كه ببينم چيزايي كه ميگيد چقدر درسته…
ولي
الان با قدرت ميگم كه هدايت شدم ..چون در اون زمانم كه فايل هاي نتيجه شما رو ديدم زماني بود كه رژيم كتو رو رها كرده بودم و مستاصل ترين بودم.با خودم ميگفتم يعني كي ديگه ميتونم برگردم به كتو
كي ديگه ميتونم لاغر بشم
كي ميتونم روياي لاغريم رو محقق كنم
نتيجه نگرفتن از تمام دوره هام رو منوط ميكردم به اين احساس بد چاقيم ..و ميگفتم دوره ها اشكال ندارن من اشكال دارم كه احساسم دائما بد هست ..و احساس بد هم اتفاقات بدي به همراه داره ..
استمرار كليد حل تمام مشكلاته
استمرار اون چوب جادوييه كه مسير لاغري با ذهن رو برام هموار ميكنه
استمرار و ديسيپلين داشتن من رو از آدمي كه فقط خوردن رو علاج كارش ميدونه، ميتونه تبديل كنه به آدمي كه خوردن براش حوصله سر بر ميشه همونطور كه اول كامنتم نوشتم ..
استمرار هميشگي از اونجايي در من تقويت ميشه كه باور كنم اگر بقيه تونستن منم ميتونم …خداي اونا با خداي من يكيه ..
اگر استاد تونسته منم ميتونم …ايشون بعد از ۱۵ ماه بلاخره نتايج رو ديده …پس زمان مطرح نيست در اين روش ..تنها چيزي كه مهمه ايمان به خودم و خدايي كه منو هدايت كرده توي اين مسير…
من بايد صبر كنم تا “زر” رو در زندگيم ببينم ..
.
.
لاغري با ذهن يه بار از اول داره مغز منو شخم ميزنه و كرم هاي ريشه هاي لاغري ام رو ميكشه بيرون..كرم هايي كه دارن ريشه هاي لاغري منو متزلزل ميكنن…ريشه هاي لاغري و تناسب اندام با من به دنيا اومدن چيزي نيست كه من بخوام ايجادشون كنم …خالق مرا شاد آفريد…
آزاد شو از بند خویش، زنجیر را بــاور نکن
اکنون زمان زندگیست، تاخیر را بــاور نکن
حرف از هیاهو کم بزن از آشتی ها دم بزن
از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را بــاور نکن
خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان
تو شاهکار خالقی، تحقیر را بــاور نکن
بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست تقدیر را بــاور نکن
تصویر اگر زیبا نبود، نقّاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن، تصویر را بــاور نکن
خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو، زنجیر را بــاور نکن.
.
.
هر چه بيشتر كرم ها رو پيدا كنم و آفت زدايي كنم ريشه هام بيشتر جون ميگيرن…ريشه هاي سالم، ساز و برگ سالمي ميدن و من لازم نيست كاري اضافه كنم …درست مثل هر باور ديگه اي كه بايد آفت زدايي بشه …بايد شخم زده بشه تا ببينيم توي اين خاك چي ميگذره ..چرا هر چي تلاش ميكنم لاغر نميشم …؟!
چرا هر چي تلاش ميكنم جلو نميرم …؟!
كجاي كار ايراد داره
شايد يه زمان هايي توي بچه گيم جاهايي رفتم كه آلوده بوده و زمين حاصلخيز من رو آلوده كرده ..
و الا كه خدا من رو حاصلخيز و پيشرو آفريده ..اگر اينطور نبود كه به من نميگفت “خليفه الله”
كرم هاي باورهام مثل درزهاي درب و پنجره هايي هستن كه بازن و هر چي بخاري رو زياد ميكنم اتاق گرم نميشه…
يكم گرم ميشه ولي موقتيه
بايد درز ها رو بگيرم بعد با همون حرارت متوسط بخاري، اتاق گرم ميشه ..نياز نيست چند تا ديگه بخاري روشن كنم يا بخاري رو هميشه تا ته زياد كنم…نياز نيست هميشه پام روي گاز باشه ..جهان ساده عمل ميكنه من يكم گاز بدم جهان بقيه شو انجام ميده برام …
مثل اينهمه مشتري كه نميبينمشون ولي دستي از دستان خدا هستن براي من…در فروش آنلاين كه ما مشتري رو نميبينيم فقط ميتونيم با ايميل و چت با هم در ارتباط باشيم …همين ديشب خدا يكي از دستاشو برام فرستاد …اصلا مونده بودم كه چقدررررر اين آدم عاليه …چقدر خود خداست …چقدر با اينكه مشكلي در جنسي كه خريده بود پيش اومد . مشكل رو بهش گفتم با من كنار اومد و پيشنهاد من رو پذيرفت و يه جنسي شبيه اون براش ارسال كردم و چقدر تشكر كرد كه براش اين كارو كردم …شايد يه موقعي ديگه بود و من اگر فركانسم خوب نبود ، خدا ميدونه كي به تورم ميخورد….
.
من با اين باورها دارم زندگي ميكنم
با اين باور كه احساس خوب اتفاقات خوبي برام رقم ميزنه دارم زندگي ميكنم..
استاد عطار روشن نتيجه فركانس هايي كه ارسال كردي مبني بر اينكه كسايي بيان توي سايت شما كه خودشون A تا Z همه چي رو بدونن ،متجلي شد
يكي از اونا منم
شما هر چي ميگي من تا حدود خيلي زيادي باهاش آشنا هستم
و اين مايه مباهات منه كه در جايي از زندگيم هستم كه اطرافم پر شدن از آدم هايي كه نميشناسمشون ولي به شدت در يك فركانسي هستيم كه آگاهي هاي شبيه هم داريم …
و هر كي بسته به اينكه توي مركز فركانس باشه يا حلقه هاي دورتر به مركز ، داره از مواهب اين فركانس بهره ميبره .