0

آرزوی لاغری من چطور با روش ذهنی به واقعیت تبدیل شد؟ (گام ۹۴)

آرزوی لاغری
اندازه متن

آرزوی لاغری از همون سال‌های نوجوانی با من بود. مثل یه دوست قدیمی که همیشه تو ذهنم پرسه می‌زد 👣.

مهم‌ترین رویایی بود که توی ۳۵ سال زندگی با اضافه وزن، بارها برای رسیدن بهش تلاش کردم.

اما هر بار که دستم بهش نزدیک می‌شد، مثل یه سراب محو می‌شد و چیزی که تهش می‌موند، فقط چاقی بیشتر بود 😞.

🎯 تلاش برای رسیدن به آرزوی لاغری هیچ‌وقت کم نبود!

اما نتیجه همیشگی یه حلقه‌ی تکراری بود:

اول کاهش وزن، بعدش یه مقدار خوشحالی، بعد یه سُر خوردن کوچیک و بعد دوباره برگشت به همون وزن قبلی، یا حتی بیشتر.

تلاش برای لاغری

از همون سال‌های جوونی، تلاش برای لاغر شدن بخشی از زندگی من بود.

بارها پیش اومده بود که توی دوره‌های مختلف، یه مقدار وزن کم کرده بودم و سایزم کوچیک‌تر شده بود. لباس‌هام آزاد می‌شدن و من با ذوق می‌رفتم پیش مادرم تا برام تنگشون کنه. 👖✂️

داستان چاقی من

مامانم خیاط بود و هر بار که این درخواستو می‌کردم، یه جواب ثابت داشت:

«چند روز صبر کن، اگه دوباره چاق نشدی برات تنگ می‌کنم.» و اون چند روز هیچ‌وقت به سرانجام نرسید 😔

چون هنوز خوشحالی از کم شدن سایز تموم نشده بود که دوباره اضافه‌وزن سر و کله‌ش پیدا می‌شد…

💍 لاغری برای ازدواج؛ فصلی تازه از تلاش برای لاغر شدن

یادمه حدود ۲۰ سالگیم بود که تصمیم به ازدواج گرفتم. یکی از شرط‌های خانواده همسرم برای قبول خواستگاری من این بود که باید لاغر شم.

شرط سختی بود ولی چون آرزوی لاغری همیشه تو دلم زنده بود، این بار با انگیزه‌ای قوی‌تر شروع کردم.

دوستی داشتم که خیلی متناسب و خوش‌فرم بود. اون بهم انگیزه داد تصمیم قاطع بگیرم و توی یک ماه کلی وزن کم کنم.

انصافاً هم عالی عمل کردم! 💯

🍽️ به شدت مراقب غذا خوردنم بودم، 🏃‍♂️ هر روز یک ساعت تو پارک بیرون از شهر می‌دویدم و ورزش می‌کردم.

بعد از یه ماه، تغییراتم طوری محسوس بود که خانواده همسرم هم متعجب شده بودن 😲

وقتی برای خرید لباس عقد رفتم، برای اولین بار بعد از سال‌ها نیازی نبود سایز XXL انتخاب کنم!

سایز XL برام اندازه شده بود 😍

وای که چقدر حس خوبی بود… اون لحظه‌ها واقعاً حس می‌کردم آرزوی لاغری داره به واقعیت تبدیل می‌شه.

🎉 به پیشنهاد همون دوستم، یه کت‌ و شلوار سفید خریدم با کفش سفید که لاغری‌م بیشتر به چشم بیاد.

مراسم عقد به‌خوبی برگزار شد و من چند روز با همون لباس‌های سفید می‌چرخیدم و از ته دل لذت می‌بردم ✨

🍰 دوباره چاق شدن؛ کابوسِ آرزوی لاغری

بعد از عقد و شروع زندگی مشترک، همه چیز تغییر کرد. همسرم به زندگی‌م اضافه شد و باهاش یه عالمه تغییرات جدید اومد.

دیگه مثل قبل وقت آزاد نداشتم، و اون پیاده‌روی‌های هر روزه تو پارک تبدیل شد به هفته‌ای دو یا سه بار ورزش نصفه‌نیمه 🏃‍♂️⏳

از نظر خودم هنوز کنترل غذا خوردنم رو داشتم، اما واقعیت یه چیز دیگه بود.

توی مهمونی‌ها، تازه‌وارد جمع خانواده همسرم شده بودم و طبیعتاً نمی‌خواستم به کسی بی‌احترامی کنم.

اونم تو خونه‌ای که همه متناسب بودن و به خوردن عشق می‌ورزیدن 😋🍛

اصرارها برای خوردن بیشتر به نیت احترام بود، اما نتیجه‌اش چی شد؟

بعد از دو ماه رژیم پر از سبزیجات 🥦 وقتی چشمم به غذاهای رنگارنگ می‌افتاد، دیگه نمی‌تونستم مقاومت کنم…

از ته دل غذا می‌خوردم، نه برای گرسنگی، برای دلتنگی!

👖 وقتی کت و شلوار سفید شروع به تنگ شدن کرد…

خیلی زود نشونه‌های برگشت چاقی سر و کله‌ش پیدا شد. کت‌ و شلوار سفید دامادی که تا چند روز پیش باهاش تو آسمونا بودم، حالا داشت خفم می‌کرد 😣

در حالت ایستاده هنوز قابل تحمل بود، اما وقتی می‌نشستم، احساس خفگی داشتم و باید یواشکی نفس عمیق می‌کشیدم تا دکمه‌ها کنده نشن 😬

چند روز بعد، همون اتفاق افتاد…

🔘 دکمه‌های کت دیگه بسته نمی‌شد

🔘 دکمه شلوارم کنده شد

🔘 و لباس‌هایی که نماد تحقق آرزوی لاغری من بودن، حالا دیگه قابل پوشیدن نبودن 😔

این فقط داستان من نبود… خیلی‌ها این حس رو تجربه کردن.
لحظه‌ای که می‌بینی لباس‌های رویایی‌ات، همون‌هایی که با شوق و ذوق خریدی چون بعد از مدت‌ها به تنت خوردن، دوباره دارن تنگ می‌شن. لباس‌ها دیگه فقط لباس نیستن، انگار یه جور «یادآور شکست» شدن. 🥀

اینجا دقیقاً جاییه که خیلی‌ها حس می‌کنن آرزوی لاغری داره از دستشون میره. 🕰️ حس می‌کنن همه‌ی تلاش‌ها و سختی‌ها بی‌نتیجه بوده و دوباره در چرخه‌ی همیشگی گیر افتادن.

🔄 چرخه همیشگی؛ از لاغری به چاقی

راستش برای من کاملاً قابل پیش‌بینی بود. نه‌تنها به روتین قبلی برگشته بودم، بلکه بیشتر هم می‌خوردم و کمتر ورزش می‌کردم.

با اینکه اون بار، بهترین نتیجه‌ی من در مسیر آرزوی لاغری بود و حدود دو ماه وزنم رو نگه داشتم، اما باز هم برگشت خورد… مثل دفعات قبل، فقط کمی دیرتر!

📌 این تجربه‌ایه که خیلی‌ها داشتن:

اول با انگیزه‌ی زیاد شروع می‌کنیم، رژیم می‌گیریم، سختی‌ها رو تحمل می‌کنیم و وقتی به عدد دلخواهمون روی ترازو می‌رسیم، احساس پیروزی می‌کنیم.
اما کم‌کم همه‌چیز شل میشه… یه خوراکی اضافه، یه وعده‌ی بیشتر، یه بهونه برای ورزش نکردن… و بعد می‌بینیم دوباره به نقطه‌ی اول برگشتیم.

این چرخه برای خیلی‌ها مثل یه تاب می‌مونه: بالا رفتن پر از هیجان و انرژی، اما در نهایت برگشت به پایین، همون‌جایی که قبلاً بودیم. 🪂

و شاید آشنا باشه براتون که هر بار این چرخه تکرار میشه، اعتمادبه‌نفسمون کمتر و کمتر میشه. خیلی‌هامون با خودمون فکر کردیم:

  • «شاید من برای لاغری ساخته نشدم.»
  • «شاید بدنم همین شکلیه و کاریش نمیشه کرد.»
  • «شاید مشکل از ژن‌ها و متابولیسممه.»

اما حقیقت اینه که مشکل از ما نیست. مشکل از روش‌های موقتیه که فقط ظاهر کار رو درست می‌کنن، نه ریشه‌هاشو. ✨

ریشه‌هایی که توی ذهن ما هستن، نه فقط توی بشقاب غذا یا توی باشگاه. 🧠🍽️

آرزوی لاغری

🛤️ مسیری روشن به سمت تحقق آرزوی لاغری

در چند سال اخیر، بارها سایز کمربندم رو کوچیک‌تر کردم 👖 بارها لباس‌هایی رو که فقط چند بار پوشیده بودم، کنار گذاشتم و لباس‌های جدید با سایز کوچک‌تر خریدم.

ولی فرق مهمی که بین الان و گذشته وجود داره اینه که:

این بار هیچ نگرانی‌ای از دوباره چاق شدن ندارم. ❌😰

چون از ته دل حس می‌کنم اون انسان چاقِ گذشته دیگه من نیستم… تفکر من درباره چاقی تغییر کرده.

🧠 دیگه ذهنم مثل قبل برنامه‌ریزی نشده که چاق بشم، 🎯 دیگه تو تله ولع و ترس و وسواس غذایی گیر نمی‌افتم.

✨ آرامشِ پس از آرزوی لاغری

حالا دیگه اون حرص و ولع‌های همیشگی رو ندارم. ذهنم از صبح تا شب درگیر این نیست که چی بخورم یا چی نخورم، چی بخرم یا چی نخرم 🛒🍔

یه آرامش عمیق جای افکارِ پرتنش قدیمی رو گرفته. 🕊️ و این یعنی فرمول‌های ذهنی من واقعاً تغییر کردن.

نه فقط ظاهرم، بلکه باورم به لاغری، رفتارم با غذا، احساساتم نسبت به خودم.

🎓 قدم اول برای تحقق آرزوی لاغری

اگه تو هم آرزوی لاغری رو سال‌ها تو دلت داشتی و از این مسیرهای سخت و طاقت‌فرسا نتیجه نگرفتی، بدون که راهی ساده‌تر، امن‌تر و ماندگارتر وجود داره 💡

من از زمانی که تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها رو انجام دادم، تازه معنای واقعی لاغر شدن رو فهمیدم…

نه لاغری با زور و محرومیت، بلکه لاغری با آگاهی، با عشق، با درک خودت 💚

این دوره، اولین قدم برای تحقق واقعی آرزوی لاغری است. جایی که به‌جای جنگیدن با بدنم، شروع کردم با ذهنم دوست بشم.

📌 مسیر پاکسازی‌شده‌ای که امروز در اون قدم می‌زنم

الان مسیر لاغری با ذهن کاملاً مشخصه. راه‌هایی که من اشتباه رفتم، علامت‌گذاری شدن ❌ تا کسی دوباره به بی‌راهه‌ نره…

امروز دوره ورود به سرزمین لاغرها، هموارترین، امن‌ترین و آسون‌ترین مسیر برای رسیدن به تناسب اندامه. و هر کسی که با اشتیاق و تعهد واردش بشه، مطمئن باشه نتیجه‌ش حتی از من هم بهتر می‌شه 🌟.

✍️ اهمیت تمرین ذهنی برای تحقق آرزوی لاغری

برای رهایی از افکار اشتباه و باورهای محدودکننده‌ای که سال‌ها مانع تحقق آرزوی لاغری بوده‌اند، تمرینات ذهنی نقشی حیاتی دارند.
هر تمرینی که انجام می‌دهید، گامی‌ست برای برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه شما برای لاغر شدن، نه از طریق اجبار، بلکه با تغییر باورهای درونی 💡🧠
پس تمرینات را جدی بگیرید، چون لاغری با ذهن، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از تغییر درون، نه رژیم بیرونی.

🧠 سوالات تمرینی برای تقویت مسیر ذهنی

  • درباره آرزوی لاغر شدن خود بنویسید. اگر به تناسب اندام برسید، چه احساس و شرایط جسمی‌ای را تجربه خواهید کرد؟ 😊
  • تجربه‌تان از گشاد شدن لباس‌ها در تلاش‌های قبلی برای لاغری چه بود؟ آیا این تغییرات برایتان انگیزه ایجاد می‌کرد؟ 👖
  • زمانی که لاغر می‌شدید، بیشتر احساس خوشحالی داشتید یا نگران بازگشت چاقی بودید؟ چرا؟ 🤔
  • از تجربه نگرانی‌های خود درباره دوباره چاق شدن بنویسید و اینکه چطور این نگرانی‌ها ممکن است دوباره چاقی را جذب کنند. 🔄
  • برنامه شما برای ادامه مسیر لاغری با ذهن تا رسیدن به تناسب ایده‌آل چیست؟ برای آینده چه چشم‌اندازی دارید؟ 🎯

💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات

حالا نوبت شماست 🌟 لطفاً پاسخ سوالات بالا را در بخش نظرات به صورت شرح انشایی بنویسید.
با نوشتن تجربه‌ها و باورهای خود درباره آرزوی لاغری، ذهن ناخودآگاه‌تان را قدم‌به‌قدم به سمت لاغری واقعی هدایت می‌کنید.
نوشتن، همان اقدامی‌ست که مسیر ذهنی شما را تثبیت و روشن‌تر می‌کند 🛤️🖋️
منتظریم داستان ذهنی شما را بخوانیم!

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.50 از 66 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22615
77 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Mali
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۴ ۱۰:۱۷
      مدت عضویت: 1326 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 835 کلمه
      • و خدایی که در این نزدیکیست 
      • درباره آرزوی لاغر شدن خود بنویسید. تصور می کنید اگر لاغر شوید در چه شرایط احساسی و جسمی خواهید بود.یکی از مهم ترین آرزوهام در حال حاضر لاغر شدن و متناسب شدن و به سایز ۳۸ رسیدنه،اگر محقق بشه خیلی احساس رضایت بیشتری از زندگی خواهم داشت،اگر متناسب بشم احساس قدرت بیشتری میکنم،احساس برتری نسبت به هم سن و سال‌های خودم میکنم.احساس شادی و سبک وزنی دارم،احساس میکنم با متناسب شدن به سن بیست سالگی برگشتم،حس ی آدم رها رو دارم از خوردن و نخوردنها،حس میکنم مثه ی پر سبک شدم،حس میکنم زیباتر و شاداب‌تر شدم.خیلی حس خوبیه که سالها در انتظارش بودم.
      • تجربه خود از گشاد شدن لباس ها در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن را بنویسید؟منم هر وقت در روش‌های قبلی لاغر میشدم،لباس‌های قبلیمو هیچوقت دور نمینداختم چون میدونستم که دوباره برمیگردم به وزن قبلیم،برام ی جور آرزو بود که وقتی لاغر میشم لباسهامو عوض کنم و ی سایز جدید بخرم ولی از این کار مطمئن نبودم و وقتی نزدیک عید میشد و رژیم میگرفتم و برای خرید لباس عید میرفتم،با ترس و لرز مانتو و شلوار سایز جدید رو میخریدم چون مطمئن نبودم که لاغر می مونم و افسوس که هرگز لباس‌های جدیدمو بیشتر از چند ماه بیشتر نمیتونستم بپوشم چون بعد از سه چهار ماه بهم جذب و تنگ میشد و با پوشیدنشون احساس خفگی میکردم.ولی توی چند ماهه گذشته که تمرین‌های رایگان و فایل سیزده گام تا ۱۳ بدر رو شروع کردم،سایزم ۴۲ بود و قرار بود توی محل کارم بهمون لباس فرم جدید بدن و من با اطمینان سایز ۴۰ رو دادم و وقتی دو روز پیش لباس های جدیدمون رو آوردن در کمال تعجب دیدم سایز ۴۰ کاملا توی تنم مناسبه و اندازه م هست.این برام خیلی لذت بخش هست،با اینکه خیلی تغییرات چشمگیر و قابل مشهود آنچنانی نداشتم ولی هر کی منو میبینه میگه جمع و جور شدی و این حس رضایت خوبی بهم میده
      • در گذشته وقتی لاغر می شدید چه احساسی داشتید؟‌ برای لاغر شدن خوشحال بودید یا نگران دوباره چاق شدن بودید؟اولش که متوجه کم شدن وزن و گاهی کم شدن سایزم میشدم خیلی ذوق میکردم و لباس‌های جذب بیشتری میپوشیدم ولی بعد از چند هفته کوتاه مدت احساس ترس و نگرانی از دوباره چاق شدن میومد سراغم و به خودم میگفتم من چون دوره تثبیت وزن رو هرگز استفاده نمیکنم پس دوباره برمیگردم و چاق میشم و همین اتفاق دقیقا میفتاد و تمام آرزوهام برای داشتن اندام متناسب شدن نقش برآب میشد به همین راحتی .
      • تجربه خود درباره نگرانی دوباره چاق شدن را بنویسید. و ارتباط نگرانی از چاق شدن با دوباره چاق شدن را بنویسید.از بچگی زیاد شنیدیم که میگن از هرچی بترسی سرت میاد و اینو توی همه ی جنبه های مختلف زندگیم هم امتحان کردم و متوجه شدم واقعآ با ترس و نگرانی از موضوعی خیلی راحت به دام اون مسئله افتادم و چاق شدن هم همین تجربه رو برام به همراه داشته.هروقت به چاق شدن و ترس از خوردن داشتم متوجه شدم که انگار دارم چاق میشم،به نظرم کاملا ارتباط مستقیم با هم دارن،چاقی و ترس از چاق شدن.چون ازش میترسیدم سعی میکردم برم ی گوشه ی امن برای خودم پیدا کنم و توی اون گوشه امن برای از بین رفتن تنش و اضطرابم خوردنهام زیاد میشد و من چاق میشدم چون اون چاقی درون من لونه کرده بود و منو همه همراهی می‌کرد و به ظاهر ازش فرار میکردم ولی در باطن درون ذهنم و لابه لای افکارم پنهان شده بود و مثه ی مار خوش خط و خال از لابه لای افکار میخزید بیرون و کم کم منو به چاق شدن میرسوند.
      • برنامه خود برای ادامه مسیر لاغری با ذهن تا تجربه تناسب اندام ایده آل و همیشگی را بنویسید.استاد عزیز،من از روزهای اول که با سایت آشنا شدم و فایلها رو میدیدم و گوش میکردم و تمرین می‌نوشتم و از شما این جمله رو می‌شنیدم که در ابتدای شروع تمرین‌ها بعد از ۱۵ یا ۱۶ ماه شما متوجه تغییرات فیزیکی خودتون شدید و همسرتون هم این مسئله رو به شما گفتن ،برام خیلی جای سوال داشت و میگفتم یعنی استاد بعد از یکسال و خورده ای لاغر شدن؟؟ی جورایی احساس ترس و نگرانی از درست انجام ندادن تمرین‌های خودم داشتم و میگفتم من حدود ۱۰ یا نه ماهه که دارم تمرین انجام میدم پس چرا لاغر نشدم؟؟یعنی لاغری که خیلی توی چشم باشه و همه متوجه لاغری من بشن،چرا فقط خودم احساس میکنم که تغییرات خوبی داشتم،ولی با خوندن متن و شنیدن و دیدن فایل این جلسه متوجه شدم همین که من چاق تر نشدم و حتی وزن و سایز هم ی کوچولو کم کردم یعنی که من تمرینهامو درست انجام دادم،من در مسیر صحیح و درست هستم.من در مکان مناسب قرار دارم.الهی شکر. من بعد از این باید انتظار لاغر شدن رو بیشتر داشته باشم چون من تازه تازه دارم نتایج عوض کردن‌های افکارمو میبینم پی کم کم این لاغری اتفاق میفته،همونجوری که من کم کم چاق شدم برای لاغر شدن هم نیاز به تکرار و تمرین هر روزه و گام به گام دارم.الهی شکر از این آگاهی ناب امروزم.
      • یا حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مینا
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۷ ۱۹:۲۶
      مدت عضویت: 870 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 233 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان که من را به سمت متناسب شدن هدایت کرد.سلام به دوستان هم مسیر 

      داشتن آرزوی قشنگ برای دیگران باعث رسیدن خودمون به لحظه های قشنگ می‌شود.امیدوارم که همه‌ی دوستانی اضافه وزن دارند در مسیر لاغری قرار بگیرند وبه تناسب اندام برسند و با حال خوب لباسهای سایز متناسب بخرند.من الان یکی از مانتو هام که چسبان شده بود را پوشیدم دوباره قابل پوشیدن شده و این باعث حال خوب من شد.من در رژیم‌های کاهش وزن قبلی چند تا از لباس هام رو تنگ کردم ولی مجبور شدم دوباره آنها را گشاد کنم و این حس خوبی برام نداشت.من وقتی لاغر می‌شدم از ترس دوباره چاق شدن دست به لباس هام نمیزدم یعنی از خودم انتظار چاق شدن داشتم.

      حالا که به مسیر لاغری با ذهن آمدم تصمیم دارم تا روزی که در این مسیر حالم خوب هست بمانم و ادامه بدهم تا تمام لباس هام رو دور بریزم و لباس سایز متناسب بخرم.

      وای چقدر آرزوی قشنگی هست متناسب شدن من وقتی به این آرزوی قشنگ برسم خوشحال و سرحال هستم لباس های سایز ۴۰ می‌پوشم و خیلی راحت و سبک پیاده‌روی میکنم و خبری از پادرد و کمر درد نیست و همیشه با خیال راحت هر چیزی رو که دوست دارم رو به اندازه ی نیاز بدنم می‌خورم ولذت می‌برم.بدون نگرانی مدل های مختلف لباس با رنگ های متنوع رو می پوشم.و در میهمانی ها بدون خجالت می روم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۵ ۰۰:۰۳
      مدت عضویت: 774 روز
      امتیاز کاربر: 29965 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 76 کلمه

      سلام قبل اشنایی باسایت رویای لاغری داشتم وهمیشه حسرت میخوردم چراروشی نیست بدون سختی به تناسب اندام رسید ازدست رژیم ورزش خسته شده بودم دوست نداشتم صبح زودبیداربشم برم باشگاه یاگرسنگی کشیدن هنش رنج اوربودولی به لطف خداواشنایی بالاغری ذهنی خیلی عالیه بدون ورنج سختی وبدون ترس همچی میخوریم اونم بدون ترس بدون توجه به نجوای دهنی وراحت لباس دلخواه رومیپوشیم واحساس خوشبختی میکنیم پرخوری هامون خیلی کم شده اعتمادبنفس بیشترشده ومتناسب شدن بهترین حس دنیاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۴ ۲۲:۵۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 410 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم…..

      بهترین روزهای من، روزی بود که وارد سایت شدم و به طور جدی با اراده قوی شروع کردم.

      وقتی  عکس شگفت انگیزان رو میدیدم مطمئن بودم میشه. ولی  تا باور کردنش یه مقداری طول کشید.

      شاید هدف اول من فقط جسمم بود ولی مهم الان و شخصیت لاغر منه که از همه مهمتره. من افکار و رفتار چاق کننده ندارم. به هیچ غذایی برچسب نمی زنم. با خوردن و نخوردن اذیت نمیشم، بلکه از هر دو لذت میبرم. 

      نگاه من به همه چیز تغییر کرده. اون زمان من منتظر بودم فقط چاق بشم. یادمه اولین وزن من که شدت کرد در عرض دو ماه بود که حدود ۵ کیلو اضافه کردم. خیلی حالم بد شد و وارد سایت شدم. ابتدا حالم خوب شد و روزهای اول خودمو وزن می کردم همون یکی دو هفته اول دو کیلو نیم کم کردم. ولی به مرور متوجه شدم من باید روی همه چیز کار کنم. هم جسم هم روح….

      امروز چند باری وارد سایت شدم ولی تمرکز لازم رو نداشتم و خارج میشدم. حس میکردم یه گمشده دارم. ما با این سایت زندگی می کنیم و جزئی از زندگی من شده….وقتی الان اومدم و دیدم و الان مینویسم، حس می کنم تمام کارهامو انجام دادم. 

      اونقدر رفتار غذایی من عالی شده که مادرم هم شبیه من شده. شبیه من انتخاب درستی داره. در روز چند بار میگه، تو که چیزی نمیخوری. منم هر بار میگم اندازه نیاز بدنم میخورم. 

      وقتی چهار زانو میزنم متوجه میشم پاهام بلند تر شده و شکمم کوچک تر. قبلن وحشت میکردم از شکمم. چند وقت پیش هم نوشتم، کفشم به پام گشاد شده و از پام در میاد. من لباسهای چند سال قبلمو دور ننداختم و دارم. الان اکثرا اندازم شدن. ولی خیلی از لباسهام گشاد شدن. 

      من خیلی دوست دارم خودمو وزن کنم. ولی خب شما گفتن وزن نکنین. در این مورد نمی تونم جلوی خودمو بگیرم. مدام در حال تغییرم. نمی خوام خیلی ذوق زده بشم. نمی خوام رفتار اون زمانم رو منفی بدونم و رفتار الانم رو مثبت. اون زمان یک انتخاب داشتم و این زمان یک انتخاب. من واقعا فکر میکردم روز به روز چاق تر میشم و جلوی اون گرفته نمیشه. ولی هر روز که میگذره هم حال روحیم خوبه هم حال جسمیم.‌…  من تا آخر مسیر هستم. تا روزی که همه چیز ثبیت بشه و من یک انسان باشم با رفتار و افکار متناسب. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mkhnilofar@gmail.com
      ۱۴۰۳/۰۵/۰۷ ۱۷:۰۲
      مدت عضویت: 1720 روز
      امتیاز کاربر: 7841 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 172 کلمه

      امروز داشتم عکسامو باقبل از شروع لاغری با ذهن مقایسه میکردم چقدر لذت بخشه لاغر شدن حالا فکرشو بکن برسی به اندام دلخواهت لباسایی که به سختی میپوشی یا تو کمد منتظرن دوباره سایزت بشن تو تنت راحت و زیبا هستن شکم صاف و بازوهای تراشیده لاغر یه کمر صاف لباسا آزاد و شیک و حتی لباسای تنگ شیک دکمه هاشون بسته میشه هر جا میری همه میگن چقدر لاغر و خوش اندام شدی اعتماد به نفست میره بالا وای وقتی میری خرید اقا سایز ۴۰ میخوام چقدر لباس برازنده و شیک وایمیسته تو تنم حرکت آسون آخه سبک شدی دیگه خبری از زانو درد نیست تو هر مهمونی با افتخار وارد میشی دیگه خجالت نمیکشی از اندامت هر لباسی بپوشی شیک و زیباست و این شیرین ترین دستاورد توست تا به الان لباس اداری که بسیار زیباست تو تنت میتونی راحت و سبک بدوی میتونی لباسای تنگ بپوشی لباس مجلسی بدون گن و آزادی در انتخاب مجبوری نیستی لباسی بخری که تو شکمکش گشاد باشه میتونی اورال بپوشی وااای چقدر شیرینه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۲ ۰۹:۴۳
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 293 کلمه
      • درباره آرزوی لاغر شدن خود بنویسید. تصور می کنید اگر لاغر شوید در چه شرایط احساسی و جسمی خواهید بود.
      • چه تصورات قشنگی !
      • وقتی تصور میکنم که دوباره لاغر میشم و قدم بلندتر دیده میشه لذت میبرم .
      • میتونم لباسایی که دوست دارم رو بپوشم بدون اینکه نگران باشم که شکمم میزنه بیرون یا بیش از حد برام چسب باشه.
      • یکی از عکسای دوران لاغریم رو جلو آینه گذاشتم و زیاد بهش نگاه میکنم ،وقتی تصور میکنم که دوباره می‌خوام مثه مهلتی تو عکس لاغر بشم خیلی ذوق میکنم.

      آخرین تجربه گشاد شدن لباسام میرسه به همین الان با همین لباسی که تنمه! عید پارسال خریدمش و با این که پارچه ش اصلا کشی نیست دور شکمم امسال خیلی آزادتر شده از پارسال و توی تنم قشنگ تره.

      تجربه دورتر هم مال زمستون پارسال بود که با حلقه زدن تونستم سه سانت دور شکمم رو کوچیک کنم و یه بلوزم که برام تنگ بود کامل توی تنم آزاد شد.

      • در گذشته وقتی لاغر می شدید چه احساسی داشتید؟‌ برای لاغر شدن خوشحال بودید یا نگران دوباره چاق شدن بودید؟
      • من در گذشته لاغر بودم و یه زمانی که لاغرتر شده بودم اصلا نگران دوباره چاق شدن نبودم به همین خاطر تا چندین سال روی وزن ۵۷کیلو مونده بودم .اما از زمانی که اضافه وزن پیدا کردم لاغری قابل توجهی نداشتم که بخوام نگران از دست دادنش باشم اما گاهی وقتا واقعا نگران بیشتر چاق شدن میشدم که به خواست خدا با سایت آشنا شدم و دیگه بابت چاقی نگرانی ندارم .
      •  
      • برنامه خود برای ادامه مسیر لاغری با ذهن تا تجربه تناسب اندام ایده آل و همیشگی را بنویسید.

      الان روزهای آخر صدگام با لاغری هست و تصمیم دارم دوباره این دوره رو تکرار کنم و چه بهتر میشه اگر بتونم دوره ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کنم و انجامش بدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۲۵ ۱۸:۲۶
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 534 کلمه

      به نام خداوند دانایم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات آرزوی لاغری شما محقق می‌شود

      • درباره آرزوی لاغر شدن خود بنویسید. تصور می کنید اگر لاغر شوید در چه شرایط احساسی و جسمی خواهید بود.

      وای خدای من حتی تصور آرزوی لاغری هم من را به وجد می آورد .وقتی لاغر شوم اعتماد به نفسم از این هم بیشتر می‌شود خود دوستی و خداپرستی و خدا دوستی من هم بهتر و بیشتر می‌شود. 

      روابط اجتماعی ام بسیار عالی تر میشود دیگر نیازی به گوشه گیری و فرار از آدمها نمیبینم .

      دیگر سرزنش و تحقیر نمی‌شوم 

      دنیا جای بسیار زیباتری برای من می‌شود 

      لباس‌های متنوع و زیبا میخرم و از پوشیدن آنها لذت میبرم .

      آزادم مانند یک پروانه آزاد و سبک بال میشوم .

      • تجربه خود از گشاد شدن لباس ها در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن را بنویسید؟
      • من در تلاش‌های قبلی ام برای لاغر شدن شیرین‌ترین خاطره ای که از گشاد شدن لباسهایم دارم برای زمانی است که برای اولین بار رژیم و ورزش گرفتم و زیر نظر پزشک تغذیه وزن قابل توجهی کم کردم و از سایز ۵۶ به سایز ۴۲ رسیدم 
      • وقتی لباسهایم را دور می انداختم خیلی خوشحال بودم .
      • در گذشته وقتی لاغر می شدید چه احساسی داشتید؟‌اولین بار که لاغر شدم سرشار از شادی و حس خوب بودم انگار در آسمانها پرواز میکردم 
      • حال بی نظیری بود که فقط یک فرد چاقی که به چنین موفقیتی رسیده باشد می‌تواند آن را درک کند .
      • گویا تمام جهان از آن من بود 
      •  برای لاغر شدن خوشحال بودید یا نگران دوباره چاق شدن بودید؟
      • بجز اولین بار لاغری ام دیگر بقیه مواقع که لاغر میشدم لذت آنچنانی از لاغری ام نمیبردم چون می‌دانستم مقطعی کوتاه لاغر می‌مانم و فقط کافیست به سبک قبلی زندگی ام برگردم تا با سرعت برق آسایی دوباره چاق شوم .
      • و همین نگرانی از چاق شدن دوباره باعث می‌شد که لذتی از لاغری ام نبرم حتی کوتاه مدت .
      • تجربه خود درباره نگرانی دوباره چاق شدن را بنویسید. و ارتباط نگرانی از چاق شدن با دوباره چاق شدن را بنویسید.
      • من همیشه نگران چاق شدنم بودم و همین نگرانی باعث می‌شد من از چاقی موجودم هم نتوانم لذت ببرم .
      • و الان که به قوانین جهان هستی و قانون فرکانس اندکی آگاه شده ام متوجه شدم من با احساس نگرانی که در خودم ایجاد میکردم باعث می‌شد که این فرکانس را از خودم ساتع کنم و جهان هستی هم انرژی معادل و همسوی با آن به سمت من ساتع میکرده است و من در مسیر چاقی هر روز چاقتر میشدم .
      • برنامه خود برای ادامه مسیر لاغری با ذهن تا تجربه تناسب اندام ایده آل و همیشگی را بنویسید.
      • برنامه من این است که با احساس خوب و حس انگیزه و اشتیاق فراوان در مسیر زیبای تناسب فکری باقی بمانم و با تمرین و تکرار آموزش‌ها طبق مراحلی که استاد فرموده اند گام به گام با صبر و حوصله جلو روم و از تمرین و تکرار خسته نشوم و با استفاده از آموزش‌های خوب سایت باورهای اشتباهم را اصلاح کنم و موانع ذهنی ام را رفع کنم و آن وقت دیگر چه بخواهم چه نخواهم لاغر میشوم .
      • خدای مهربانم از تو سپاسگزارم که به من نعمت ذهن سلامت را دادی تا بتوانم زندگی مطلوبی برای خودم خلق کنم .
      • استاد سپاسگزارم برای هدایت امروز پاینده و مانا باشید .
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۲۵ ۱۶:۳۲
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 841 کلمه

      به نام خداوند فوق العاده ام 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      آرزوی لاغری شما محقق می‌شود

      بله آرزوی لاغری من محقق می‌شود فقط کافیست که ذهنم را متناسب کنم 

      فقط کافیست بمانم و با انگیزه و اشتیاق ادامه دهم .

      لاغری در من جریان دارد؛

      احساس خوب در من جریان دارد؛

      من در مدت حضورم در سایت تناسب فکری ،موفقیت‌های زیادی در زمینه تغییرات درونی و ذهنی ام کسب کرده ام .

      من اینجا سرشار از عشق به زندگی شدم ؛

      اینجا اعتماد به نفس از دست رفته ام را ،دوباره احیا کردم ؛

      آرامشی که همیشه به دنبالش بودم را بدست آوردم ؛

      من با هر روش لاغری اقدام میکردم، نمی‌توانستم جلوی پیشرفت چاقی ام را بگیرم، و اصلا چاقی من متوقف نمیشد .

      اما به لطف هدایت پروردگارم و زحمات بی دریغ استاد روشن و تلاش و استمرار خودم، در پیگیری آموزش‌ها من توانستم روند چاقی ام را متوقف کنم .

      و خدا را شکر روند لاغری ام مدتهاست در جریان است .

      وقتی دیروز داشتم با گوشی ام فیلم دوربین‌های مدار بسته خانه مان را می‌دیدم، متوجه شدم ،چقدر جسمم تغییر کرده ،چقدر متناسبتر شده ام .

      چند باری ویدئو را عقب و جلو کردم باورم نمیشد این همه تغییر کرده باشم .

      آخر چون ما هر لحظه خودمان را می‌بینیم متوجه تغییراتمان نمی‌شویم .ولی وقتی در قاب موبایل خودم را دیدم، از این همه تغییر لذت بردم و به خودم تبریک گفتم .و خودم را در آغوش گرفتم.

      بله مصی جونم این تازه اول راه عشق است جلو برو و بتاز و با عشق قدم بردار .

      تو لیاقت بهترینها را داری .

      من آخرین باری که لباس خریدم محرم بود.

      البته الان خیلی از محرم متناسبتر هم شده ام ولی می‌خواهم تجربه خرید لباسم و لذتش را بگویم .

      من مدتها بود یک مدل لباس را دوست داشتم اما هر جا میرفتم چون فری سایز بود ،اندازه من نمیشد 

      وقتی لباس مورد علاقه ام را دیدم با یک حسرتی داشتم نگاهش میکردم و آن را لمس میکردم که یکباره فروشنده گفت :”بیارم خدمتتان “

      با تعجب گفتم :”مگر اندازه من هست”

      گفت :”بله”

       و من در کمال ناباوری به اتاق پرو رفتم  ،و آن لباس را پوشیدم .

      باورم نمیشد حتی برایم گشاد هم بود ،لباسی که تا دو ماه قبل آن وقتی با برادرزاده ام برای خرید رفته بودم حتی نمی‌توانستم بپوشمش چون خیلی برایم تنگ بود .

      اما آن روز گشاد هم بود و من با ذوق زیادی آن لباس را خریدم .

      کمی جلوتر دخترانم لباس ست خریدند و همسرم گفت:” تو هم با بچه ها ست کن ،ببین ست مادر و دختری هم دارند”.

      من با تعجب گفتم :”نه بابا عمرا  اندازه من نمی‌شود. “

      اما باز هم باورم نشد آن لباس هم اندازه ام بود .

      کلا اعتماد به نفسم بالا رفت .خیلی راحت و بدون ترس لباس‌های زیبای دیگری هم خریدم ،لباسهایی که قبلا پوشیدنشان  آرزویم بود .

      باورم نمیشد در آن مدت کم این همه نتیجه جسمی گرفته بودم .خیلی خدا را شکر میکردم .

      همان شب مهمان بودیم وقتی وارد منزل میزبان شدم .

      تمام جمع صحبت از لاغری من می‌کردند. خودم اصلا متوجه نشده بودم که چطور این همه موفقیت بدست آورده ام آن هم بدون رژیم و ورزش و دارو .

      واقعا لذت میبردم و مدام خداوند را شکر میکردم که این همه موفقیت نصیبم کرده است .

      من هم دعا میکنم انشالله خداوند لذت لاغری را روزی تک تک چاقها کند ؛

      الهی زندگی تمام چاقها سرشار از شادی لاغری شود؛

      الهی لباس‌های تنمان به تنمان زار بزند ؛

      الهی خوشبختی لاغری را بچشیم ؛

      قبلا که دستم به لاغری نمی‌رسید و لاغر شدن را غیر ممکن میدانستم، وقتی کسی از چاقی ام ایراد می‌گرفت .

      میگفتم :”من چون خیلی خوبم ،خدا خواسته چند کیلو بیشتر از من موجود باشد “

      یا اینکه میگفتم:” خداوند همه جور خوبی و نعمتی به من داده حالا یک لاغری را نداده طوری نیست “

      اما این فقط در حد حاضر جوابی کردن به طعنه زنان چاقی ام بود و من خودم خیلی خوب می‌دانستم که از این چاقی چه نفرتی دارم .

      و خداوند را مقصر حتم چاقی ام می‌دانستم چون میگفتم چاقی من سرنوشتی است که خدا برای من مقدر کرده است .

      او این معده پرخور و شکمو را به من داده است .

      و متاسفانه غافل از این بودم که خداوند کیست .

      خدایا مرا ببخش برای آن حجم از نشناخت‌ تو یا ارحم الراحمین 

      اما باز هم پروردگارم تو لطف و مهربانی هایت را از من بی لیاقت دریغ نمیکردی .

      با تمام وجودم می‌گویم 

      استغفرالله ربی و اتوب و الیه 

      استاد سپاسگزارم که مانند فرشته ها بر زندگی من وارد شدید و زندگی من را دگرگون کردید .

      من زیبایی های زیادی در این مسیر کشف کردم .

      که بزرگترین زیبایی و دستاورد من دوستی با خداوند جل و جلاله بود.

      خداوندی که از او هستی گرفته ام .

      و چه لذت و آرامش غریبی دارد دوستی و عاشقی با خداوند .

      من خودم را پذیرفتم.

       دیگر از خودم نفرت ندارم .

      به خود دوستی رسیدم .

      به آرامش درون و بیرون .

      من سرشار از خیر و خوبی شده ام .

      و می‌دانم این تازه اول راه عاشقی است و کلی دستاورد بزرگ دیگر در انتظار من است انشالله .

      الهی از تو سپاسگزارم که مرا هدایت کردی و لیاقت دوست داشتنت را روزی ام کردی 

      استاد سپاسگزارم برای تمام زحمات شما .برایتان توفیق روز افزون از خداوند جانم خواستارم 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۷/۰۱ ۱۳:۲۴
      مدت عضویت: 1244 روز
      امتیاز کاربر: 10905 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 649 کلمه

      سلام استاد 

      خدایا شکرت درتاریخ 1402/07/01 توانستم گام 94 آرزوی لاغری شما محقق میشود را گوش بدهم 

      استاد واقعا آروزی هرفرد چاقی این است که سایز دورکمرو شکمش کم شود و این خیلی لذت بخش است .

      استاد من از وقتی با این سایت آشنا شدم واقعا دیگه خسته شده بودم از خودم و این چاقی که فکر میکردم ارثی است و تا پایان عمر با من خواهد بود .

      واقعا من نزدیک عید عزا میگرفتم چون از یکماه قبل میرفتم دنبال مانتو و قبل از انتخاب مانتو ، با یک حالت خجالت از فروشنده میپرسیدم ببخشید سایز بزرگ 54 را دارید یا نه چون دیگه برام خیلی عذاب آور بود که مانتویی را بپوشم با سایز 52 و بعد دراتاق پرو صدا بزنم به دخترم که این تنگه بزرگ تر ندارند و دخترم بگه این آخرین سایزه و چقدر خجالت میکشیدم که نمیتوانم این چربیها را آب کنم و لاغر شوم و خدا را شکر دخترم هر مانتویی که دوست داشت میپوشید . 

      پارسال عید نوروز به همسرم گفتم میخواهم بروم مانتو بخرم چون هر بار مانتو که به خیاط میدهم مدلها و رنگها تکراری و قیمت 1/5 برابر بازاری است همسرم گفت بخدا خودت و ما را معطل نکن سایز تو در بازار نیست و ول کن برو پارچه بخر و بدوز و خیال خودت و مارا راحت کن ، خیلی ناراحت شدم که چرا من نمیتوانم مثل خانواده همسرم متناسب باشم و از خدا خواستم که روزی من هم لاغر بشوم و مانتوهای بازاری اندازه من شود .

      خدایا شکرت امسال عید مانتو با سایز 50خریدم اصلا باورکردنی نبود از ذوق اینکه شاید جایی دیگه بروم و اندازه من نباشد از همان مانتو سه رنگ خریدم بعد از یکماه واقعا دربدن من زار میزد رفتم به خیاط و گفتم برای من تنگ کنه گفت باید برش بزنم و من با اطمینان گفتم اشکالی نداره و آنها را تنگ کرد و خداراشکر الان همان 3 مانتو هنوز برای من گشادتر شدن که تنگ نشدند و یک مانتو داشتم خیلی قشنگ بود و چون فقط برای مهمانی پوشیده بودم وقتی تنگ شده بود کنار گذاشتم و الان به راحتی میپوشم و لذت میبرم .

      • تجربه خود از گشاد شدن لباس ها در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن را بنویسید؟ من قبلا هم با رژیم های سخت مقداری لاغر شده بودم که بعد از چند ماه دوباره بیشتر برگشت داشتم مثل مانتو -شلوارها – و چقدر جالبه الان سایز پای من یک شماره کوچک تر شده از سایز 41رسیدم 40
      • در گذشته وقتی لاغر می شدید چه احساسی داشتید؟‌ برای لاغر شدن خوشحال بودید یا نگران دوباره چاق شدن بودید؟در گذشته درابتدا احساس خوشحالی داشتم . و همیشه نگران بودم که دوباره من کی چاق تر میشوم و دقیقا شاید یکماه یا دوماه بعد دوباره چاق میشدم 
      • تجربه خود درباره نگرانی دوباره چاق شدن را بنویسید. و ارتباط نگرانی از چاق شدن با دوباره چاق شدن را بنویسید.چون ما همیشه نگران چاقی بیشتر بودیم بالطبع ما چاق تر میشدیم . من همیشه نگران دوباره چاق شدن بودم و این کارهم اتفاق میافتاد و چقدر خوبه که الان با اعتماد میگم من دیگه چاق نمیشوم و اگر هم کمی چاق شدم اشکالی نداره بدن من احتیاج داشته به این تجربه قبلی برای چاق شدن 
      • برنامه خود برای ادامه مسیر لاغری با ذهن تا تجربه تناسب اندام ایده آل و همیشگی را بنویسید. من با اطمینان میگویم فقط از طریق سایت تناسب ذهنی من میتوانم متناسب شوم و برای همیشه متناسب بمانم چون دقیقا متوجه شدم وقتی تمایلات من با گوش دادن به این فایلها تغییر کرده پس هرچه بیشتر کار کنم و ادامه بدهم لاغرتر میشوم و هرگز روی ترازو نمیروم 
      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. برای من خیلی لذت بخش بود که مانتوهای اندازه بازاری خریدم و سایز آنها را کم کردم و الان هم دوتا از مانتوهای قبلی را باید ببرم خیاط تنگ کنه که باعث ایجاد انگیزش درمن شود برای لاغری 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۵/۱۹ ۱۶:۴۳
      مدت عضویت: 2043 روز
      امتیاز کاربر: 61393 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 269 کلمه

      بنام خدا 

      گام ۹۴ 

      عرض سلام خدمت استاد روشن عزیز و دوستان همراه 

      واقعا استاد درست میگه چقدر لذت داره وقتی می بینی لباسی برات گشاد شده بد ریخت شده به تنت دیگه نمی شه آنرا بپوشی من خودم اصلا متوجه لاغری خودم نمیشم مگر اینکه یه لباسی بپوشم و متوجه بشم که لاغرتر شدم یا اینکه کسی بگه مثلا چند روز گذشته همکارم که هر دو هفته ای تقریبا یک بار منو می بینه گفت فلانی لاغر شدی چکار کردی منم چیزی نگفتم ولی خیلی خوش حال کردم و تو دلم گفتم اینم از معجزه های لاغری با ذهن هست که جسم ما خود به خود لاغر می‌شود وقتی ما خودمان را در فضای لاغری قرار دادیم و موانع را برداشتیم جسم ما چاره ای جز لاغری نداره .

      من میرم باشگاه بدن سازی برای خوش فرم شدن بدنم وقتی مربی تمرین،میده که این کار را بکن تا چربی سوزی بره بالا تو دلم میگم خدایا چه سالهایی که گول این ورزش‌ها را میخوردم و انجام می‌دادم که زود لاغر شوم اما الان هیچ اینو قبول ندارم که ورزش لاغر کننده هست انجام میدم چون جز تمرینات است اما این بار ورق بر گشته و من برای لاغری نمیرم باشگاه برای خوش فرم بودن میرم و چه لذتی داره این ورزش کردن دیگه نه نگرانم نه وزن میکنم نه سایز میگیرم وقتی به بقیه نگاه میکنم که چه تلاشی میکنن فقط برا لاغری چون مشخصه منم قبلا مثل اونا بودم با خودم میگم خوش به حال خودم چقدر با آرامش ورزش میکنم .

      لاغر شدن فقط از طریق ذهن امکان پذیر هست و بس .

      ممنون از استاد روشن عزیز خدا حفظتون کنه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6