آرزوی لاغری از همون سالهای نوجوانی با من بود. مثل یه دوست قدیمی که همیشه تو ذهنم پرسه میزد 👣.
مهمترین رویایی بود که توی ۳۵ سال زندگی با اضافه وزن، بارها برای رسیدن بهش تلاش کردم.
اما هر بار که دستم بهش نزدیک میشد، مثل یه سراب محو میشد و چیزی که تهش میموند، فقط چاقی بیشتر بود 😞.
🎯 تلاش برای رسیدن به آرزوی لاغری هیچوقت کم نبود!
اما نتیجه همیشگی یه حلقهی تکراری بود:
اول کاهش وزن، بعدش یه مقدار خوشحالی، بعد یه سُر خوردن کوچیک و بعد دوباره برگشت به همون وزن قبلی، یا حتی بیشتر.
تلاش برای لاغری
از همون سالهای جوونی، تلاش برای لاغر شدن بخشی از زندگی من بود.
بارها پیش اومده بود که توی دورههای مختلف، یه مقدار وزن کم کرده بودم و سایزم کوچیکتر شده بود. لباسهام آزاد میشدن و من با ذوق میرفتم پیش مادرم تا برام تنگشون کنه. 👖✂️

مامانم خیاط بود و هر بار که این درخواستو میکردم، یه جواب ثابت داشت:
«چند روز صبر کن، اگه دوباره چاق نشدی برات تنگ میکنم.» و اون چند روز هیچوقت به سرانجام نرسید 😔
چون هنوز خوشحالی از کم شدن سایز تموم نشده بود که دوباره اضافهوزن سر و کلهش پیدا میشد…
💍 لاغری برای ازدواج؛ فصلی تازه از تلاش برای لاغر شدن
یادمه حدود ۲۰ سالگیم بود که تصمیم به ازدواج گرفتم. یکی از شرطهای خانواده همسرم برای قبول خواستگاری من این بود که باید لاغر شم.
شرط سختی بود ولی چون آرزوی لاغری همیشه تو دلم زنده بود، این بار با انگیزهای قویتر شروع کردم.
دوستی داشتم که خیلی متناسب و خوشفرم بود. اون بهم انگیزه داد تصمیم قاطع بگیرم و توی یک ماه کلی وزن کم کنم.
انصافاً هم عالی عمل کردم! 💯
🍽️ به شدت مراقب غذا خوردنم بودم، 🏃♂️ هر روز یک ساعت تو پارک بیرون از شهر میدویدم و ورزش میکردم.
بعد از یه ماه، تغییراتم طوری محسوس بود که خانواده همسرم هم متعجب شده بودن 😲
وقتی برای خرید لباس عقد رفتم، برای اولین بار بعد از سالها نیازی نبود سایز XXL انتخاب کنم!
سایز XL برام اندازه شده بود 😍
وای که چقدر حس خوبی بود… اون لحظهها واقعاً حس میکردم آرزوی لاغری داره به واقعیت تبدیل میشه.
🎉 به پیشنهاد همون دوستم، یه کت و شلوار سفید خریدم با کفش سفید که لاغریم بیشتر به چشم بیاد.
مراسم عقد بهخوبی برگزار شد و من چند روز با همون لباسهای سفید میچرخیدم و از ته دل لذت میبردم ✨

🍰 دوباره چاق شدن؛ کابوسِ آرزوی لاغری
بعد از عقد و شروع زندگی مشترک، همه چیز تغییر کرد. همسرم به زندگیم اضافه شد و باهاش یه عالمه تغییرات جدید اومد.
دیگه مثل قبل وقت آزاد نداشتم، و اون پیادهرویهای هر روزه تو پارک تبدیل شد به هفتهای دو یا سه بار ورزش نصفهنیمه 🏃♂️⏳
از نظر خودم هنوز کنترل غذا خوردنم رو داشتم، اما واقعیت یه چیز دیگه بود.
توی مهمونیها، تازهوارد جمع خانواده همسرم شده بودم و طبیعتاً نمیخواستم به کسی بیاحترامی کنم.
اونم تو خونهای که همه متناسب بودن و به خوردن عشق میورزیدن 😋🍛
اصرارها برای خوردن بیشتر به نیت احترام بود، اما نتیجهاش چی شد؟
بعد از دو ماه رژیم پر از سبزیجات 🥦 وقتی چشمم به غذاهای رنگارنگ میافتاد، دیگه نمیتونستم مقاومت کنم…
از ته دل غذا میخوردم، نه برای گرسنگی، برای دلتنگی!
👖 وقتی کت و شلوار سفید شروع به تنگ شدن کرد…
خیلی زود نشونههای برگشت چاقی سر و کلهش پیدا شد. کت و شلوار سفید دامادی که تا چند روز پیش باهاش تو آسمونا بودم، حالا داشت خفم میکرد 😣
در حالت ایستاده هنوز قابل تحمل بود، اما وقتی مینشستم، احساس خفگی داشتم و باید یواشکی نفس عمیق میکشیدم تا دکمهها کنده نشن 😬
چند روز بعد، همون اتفاق افتاد…
🔘 دکمههای کت دیگه بسته نمیشد
🔘 دکمه شلوارم کنده شد
🔘 و لباسهایی که نماد تحقق آرزوی لاغری من بودن، حالا دیگه قابل پوشیدن نبودن 😔
این فقط داستان من نبود… خیلیها این حس رو تجربه کردن.
لحظهای که میبینی لباسهای رویاییات، همونهایی که با شوق و ذوق خریدی چون بعد از مدتها به تنت خوردن، دوباره دارن تنگ میشن. لباسها دیگه فقط لباس نیستن، انگار یه جور «یادآور شکست» شدن. 🥀
اینجا دقیقاً جاییه که خیلیها حس میکنن آرزوی لاغری داره از دستشون میره. 🕰️ حس میکنن همهی تلاشها و سختیها بینتیجه بوده و دوباره در چرخهی همیشگی گیر افتادن.
🔄 چرخه همیشگی؛ از لاغری به چاقی
راستش برای من کاملاً قابل پیشبینی بود. نهتنها به روتین قبلی برگشته بودم، بلکه بیشتر هم میخوردم و کمتر ورزش میکردم.
با اینکه اون بار، بهترین نتیجهی من در مسیر آرزوی لاغری بود و حدود دو ماه وزنم رو نگه داشتم، اما باز هم برگشت خورد… مثل دفعات قبل، فقط کمی دیرتر!
📌 این تجربهایه که خیلیها داشتن:
اول با انگیزهی زیاد شروع میکنیم، رژیم میگیریم، سختیها رو تحمل میکنیم و وقتی به عدد دلخواهمون روی ترازو میرسیم، احساس پیروزی میکنیم.
اما کمکم همهچیز شل میشه… یه خوراکی اضافه، یه وعدهی بیشتر، یه بهونه برای ورزش نکردن… و بعد میبینیم دوباره به نقطهی اول برگشتیم.
این چرخه برای خیلیها مثل یه تاب میمونه: بالا رفتن پر از هیجان و انرژی، اما در نهایت برگشت به پایین، همونجایی که قبلاً بودیم. 🪂
و شاید آشنا باشه براتون که هر بار این چرخه تکرار میشه، اعتمادبهنفسمون کمتر و کمتر میشه. خیلیهامون با خودمون فکر کردیم:
- «شاید من برای لاغری ساخته نشدم.»
- «شاید بدنم همین شکلیه و کاریش نمیشه کرد.»
- «شاید مشکل از ژنها و متابولیسممه.»
اما حقیقت اینه که مشکل از ما نیست. مشکل از روشهای موقتیه که فقط ظاهر کار رو درست میکنن، نه ریشههاشو. ✨
ریشههایی که توی ذهن ما هستن، نه فقط توی بشقاب غذا یا توی باشگاه. 🧠🍽️

🛤️ مسیری روشن به سمت تحقق آرزوی لاغری
در چند سال اخیر، بارها سایز کمربندم رو کوچیکتر کردم 👖 بارها لباسهایی رو که فقط چند بار پوشیده بودم، کنار گذاشتم و لباسهای جدید با سایز کوچکتر خریدم.
ولی فرق مهمی که بین الان و گذشته وجود داره اینه که:
این بار هیچ نگرانیای از دوباره چاق شدن ندارم. ❌😰
چون از ته دل حس میکنم اون انسان چاقِ گذشته دیگه من نیستم… تفکر من درباره چاقی تغییر کرده.
🧠 دیگه ذهنم مثل قبل برنامهریزی نشده که چاق بشم، 🎯 دیگه تو تله ولع و ترس و وسواس غذایی گیر نمیافتم.
✨ آرامشِ پس از آرزوی لاغری
حالا دیگه اون حرص و ولعهای همیشگی رو ندارم. ذهنم از صبح تا شب درگیر این نیست که چی بخورم یا چی نخورم، چی بخرم یا چی نخرم 🛒🍔
یه آرامش عمیق جای افکارِ پرتنش قدیمی رو گرفته. 🕊️ و این یعنی فرمولهای ذهنی من واقعاً تغییر کردن.
نه فقط ظاهرم، بلکه باورم به لاغری، رفتارم با غذا، احساساتم نسبت به خودم.
🎓 قدم اول برای تحقق آرزوی لاغری
اگه تو هم آرزوی لاغری رو سالها تو دلت داشتی و از این مسیرهای سخت و طاقتفرسا نتیجه نگرفتی، بدون که راهی سادهتر، امنتر و ماندگارتر وجود داره 💡
من از زمانی که تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها رو انجام دادم، تازه معنای واقعی لاغر شدن رو فهمیدم…
نه لاغری با زور و محرومیت، بلکه لاغری با آگاهی، با عشق، با درک خودت 💚
این دوره، اولین قدم برای تحقق واقعی آرزوی لاغری است. جایی که بهجای جنگیدن با بدنم، شروع کردم با ذهنم دوست بشم.
📌 مسیر پاکسازیشدهای که امروز در اون قدم میزنم
الان مسیر لاغری با ذهن کاملاً مشخصه. راههایی که من اشتباه رفتم، علامتگذاری شدن ❌ تا کسی دوباره به بیراهه نره…
امروز دوره ورود به سرزمین لاغرها، هموارترین، امنترین و آسونترین مسیر برای رسیدن به تناسب اندامه. و هر کسی که با اشتیاق و تعهد واردش بشه، مطمئن باشه نتیجهش حتی از من هم بهتر میشه 🌟.
✍️ اهمیت تمرین ذهنی برای تحقق آرزوی لاغری
برای رهایی از افکار اشتباه و باورهای محدودکنندهای که سالها مانع تحقق آرزوی لاغری بودهاند، تمرینات ذهنی نقشی حیاتی دارند.
هر تمرینی که انجام میدهید، گامیست برای برنامهریزی مجدد ذهن ناخودآگاه شما برای لاغر شدن، نه از طریق اجبار، بلکه با تغییر باورهای درونی 💡🧠
پس تمرینات را جدی بگیرید، چون لاغری با ذهن، دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ از تغییر درون، نه رژیم بیرونی.
🧠 سوالات تمرینی برای تقویت مسیر ذهنی
- درباره آرزوی لاغر شدن خود بنویسید. اگر به تناسب اندام برسید، چه احساس و شرایط جسمیای را تجربه خواهید کرد؟ 😊
- تجربهتان از گشاد شدن لباسها در تلاشهای قبلی برای لاغری چه بود؟ آیا این تغییرات برایتان انگیزه ایجاد میکرد؟ 👖
- زمانی که لاغر میشدید، بیشتر احساس خوشحالی داشتید یا نگران بازگشت چاقی بودید؟ چرا؟ 🤔
- از تجربه نگرانیهای خود درباره دوباره چاق شدن بنویسید و اینکه چطور این نگرانیها ممکن است دوباره چاقی را جذب کنند. 🔄
- برنامه شما برای ادامه مسیر لاغری با ذهن تا رسیدن به تناسب ایدهآل چیست؟ برای آینده چه چشماندازی دارید؟ 🎯
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات
حالا نوبت شماست 🌟 لطفاً پاسخ سوالات بالا را در بخش نظرات به صورت شرح انشایی بنویسید.
با نوشتن تجربهها و باورهای خود درباره آرزوی لاغری، ذهن ناخودآگاهتان را قدمبهقدم به سمت لاغری واقعی هدایت میکنید.
نوشتن، همان اقدامیست که مسیر ذهنی شما را تثبیت و روشنتر میکند 🛤️🖋️
منتظریم داستان ذهنی شما را بخوانیم!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.50 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام و درود
گام ۹۴ .
لاغری دیگه برام یه آرزوی دست نیافتنی نیست .
حتی دیگه یه آرزو نیست .
همیشه تو دستم بوده . همیشه باهام بوده ولی نمیدیدمش .
لاغری در نفس من با من همراه بوده .
لاغری در خواب من همراه بوده .
لاغری در روند گوارش من همراه بوده .
لاغری در گردش خون من و دفع مواد زاید همراه بوده .
و …
لاغری همواره در بدن من جاری بوده .
اما من نمیدیدمش چون فیلتر چاقی روی چشمام بوده .
حالا دیگه این فیلتر و برداشتم . در همه چیز لاغری رو میبینم .
از بستن بند کفشم لاغری رو میگییییییرم تااااااا وقتی سخت مشغول کارم هستم و دارم ابزار آلات رو جابجا می کنم .
از وقتی هیچیییییی نمیخوووووورم تا وقتی که میخورم و نیازهامو و رفع می کنم .
من همه ی زمانها لاغری رو حس می کنم و دارم باهاش زندگی می کنم .
اسم این دوره خیلی اسم جالبیه . مسیر لاغری من .
من مسیر لاغری خودمو در مسیر لاغری من خیلی قشنگ پیدا کردم . مسیری که مختص به خودمه . مسیری که یاد گرفتم و تجربه اش کردم و الان دارم نتایجش رو در واکنشهای جسمم میبینم .
چقدر سبکتر شدم . چقدر جمع و جور تر شدم . چقدر راحتتر شدم . چقدر با اعتماد به نفس تر شدم . چقدر راحت حرف دلمو میزنم . چقدر راحت از حقم دفاع می کنم . چقدر راحت لباس میپوشم .
چقدر راحت بند کتونیمو میبندم .
استاد باورتون میشه من اون وقتها برای بستن بند کتونیمم مشکل داشتم چون شکمم اجازه نمیداد خم بشم و بند کتونیمو ببندم .
ولی الان مدتیه دیگه راحت میبندم . راحت خم میشم . اون زمان اصلا نمیتونستم یه وسیله سنگین رو تنها جابجا کنم به نفس نفس می افتادم ولی الان خیلی راحت بدون خستگی بلند می کنم .
اون زمانها وزن جسمیم برام مهم بود ولی الان سلامتی و حس خوب لاغریم برام مهمه .
اون زمان گیر میدادم به ترازو که حتما باید ترازو وزنمو کمتر نشون بده تا من خیالم راحت باشه لاغر شدم ولی الان حسم بهم میگه دارم در دنیای لاغری لذتبخشی زندگی می کنم .
من رویای خودمو دارم زندگی می کنم .
من مسیر لاغری خودمو پیدا کردم و با حس خوب تا آخر عمرم ادامه میدم .
چه اینجا بنویسم چه ننویسم تمریناتم رو دارم دائما تکرار می کنم .
خیلی لاغر بودن رو دارم حس می کنم . با بدنم مهربون شدم . بدنمم با من مهربون شده . دیگه بهش زور و اجبار نمی کنم .
خوردن و نخوردن دیگه برام مثل قبل برام زجر آور نیست .
هم از خوردنم لدت میبرم هم از نخوردنم . اتفاقا نخوردن خیلی لذت داره . نخوردن وقتی دستور بدنه واقعا لذتبخشه . همونجور که خوردن لذتبخشه . نخوردن برای من حتی از خوردن لذتبخش تر شده . یادتونه اون زمانها چقدر فرمول نخوردن برای خودم ساختم و کلی باهاش کیف میکردم الان همون حس خوبشو با خودم همراه دارم . من از نخوردنام هم کیف می کنم . چون میدونم چه زمانی زمان خوردنه چه زمانی زمان نخوردنه . نه خوردن رو به خودم تحمیل می کنم نه نخوردن رو .
خلاصه که خیلی خوب راهم و پیدا کردم . راهی که خود به خود قابل استمراره .
من چیزهای زیادی در این دوره یاد گرفتم .
اما مهمترین چیزهایی که فهمیدم اینه وقتی خوب یاد بگیری و درست عمل کنی همه چیز خود به خود رخ میده .
استمرار زوری نیست . وقتی احساست بده به زور نمیتونی راهی رو ادامه بدی . مسیر درست رو از حال خوبمون میتونیم تشخیص بدیم وقتی حالمون خوبه یعنی مسیرمون درسته . وقتی حالمون خوبه مسیر خود به خود به خود استمرار داده میشه .
وقتی حالمون خوبه خود به خود میتونی بنویسی . وقتی حالمون خوبه خود به خود خوردن و نخوردنمون تنظیمه . وقتی حالمون خوبه خود به خود در مسیر راحت حرکت می کنیم .
من از مسیر لاغری که پیدا کردم با عشق مراقبت می کنم چون دارم اثرشو خیلی راحت میبینم . بدون زور و اجبار و تحمیل .
این مسیر لاغری منه . مسیر راحت آسون . لذتبخش . پر از حال خوب که نتایج بازم خود به خود حاصل میشه . من خود به خود به مسیرم متعهدم .
چیزی که شاید کمتر بهش اشاره کردیم اینه که ما در چاقی خود به خود متعهد بودیم نه به زور و اجبار . ما اونقدر چاقی رو برای خودمون راحت کرده بودیم که تعهد داشتن خود به خود رخ میداد .
و الانم وقتی مسیر رو برای خودم راحت کردم . و برداشتم رو از عبارات چاقی تغییر دادم میبینم اراده کردن خود به خود رخ میده . متناسب رفتار کردن خود به خود رخ میده . تعهد داشتن خود به خود رخ میده . تغییر کردن خود به خود رخ میده .
خلاصه که مسیر لاغری با ذهن کاملا یه مسیر خود به خودیه .
هیچ زور و اجباری نداره . و سبک لاغری که من انتخاب کردم و در مسیر لاغری من پیداش کردم دیگه فقط دیگه یه آرزو نیست . سبک لاغری من کاملا بر اساس میل و خواسته ی درونیمه .
اتفاقا یکی از مواردی که من همیشه در مقابلش مقاومت می کردیم همین تغییر سبک زندگی یا کلمه لایف استایل بود . که باید سبک زندگیتون رو تغییر بدید و من خودم و ذهنم همیشه مقاومت میکردیم . حسم بهش بد بود
ولی از گام اراده فهمیدم حتی تغییر سبک زندگی رو هم بد به ما معرفی کردن .
یه خاطره جالب بگم من کلا خوابم خوبه . خیلی راضی هستم . اصلا مشکل خواب ندارم . صبح خود به خود ساعت حدودا ۶ و ۷ بیدارم . ده و یازه شبم خوابم میبره . خوابمم معمولا خیلی با کیفیت و لذتبخشه . یه بار اومدم سبک زندگیم رو طبق یک نوشته ای تغییر بدم . قرار گذاشته بودم روزی یکیشو اجرا کنم تا عادت کنم طبق اون لایف استایل زندگی کنم . خب اولین قانونش این بود که گفته بود ساعت ۱۰ شب بخوابید ۷ صبح بیدار بشید . جالبه وقتی من با خودم تعهد کردم ۱۰ شب بخوابم ۷ صبح بیدار بشم من به ساعت ۱۰ شب که میرسیدم چشمام مثل جغد باز میشد . هرکاری میکردم بخوابم خوابم نمیبرد . از اون طرفم صبح چون خوابم پر نمیشد با کسالت از خواب بیدار میشدم . باور کنید من تا یکماه به ساعت ۱۰ شب میرسیدم استرس می گرفتم در حالیکه من ساعت خواب بدنم تنظیم بود خود به خود و به خودم لعنت فرستادم که دیگه بخوام از لایف استایل بیرونی ها تبعیت کنم .
به نظر من هر بدنی لایف استیلش کاملا تنظیمه فقط زبانش رو بلد نیستیم . هرکسی اگه زبان لاغری بدنش رو یاد بگیره خیلی راحت و خود به خود سبک زندگیش طبیعی میشه .
لاغری هم دقیقا همینه . بدن ما خود به خود لاغر شدن رو بلده و اصلا نیازی به سختی کشیدن نداره . حالا ما میخوایم طبق یک گفته ی بیرونی در این روند دخالت کنیم خب مسلمه همون بلایی که یکماه سر خواب من اومد سر لاغریم هم میاد .
من اینا رو در مسیر لاغری من فهمیدیم .
لاغری دیگه یک آرزو نیست . بلکه روند طبیعی و کاملا خود به خودیه بدنه و هم ذهن و هم بدن در لاغر شدن خیلی راحتتر هستند . لاغر بودن برای هردو خیلی راحتتره . یه نکته ی دیگه هم که پیدا کردم ذهن و بدن من از هم جدا نیست . ذهن و بدن من یکیه . هر گفتگویی که داره توی ذهنم مرور میشه حاصل زبان بدنمه . البته از وردیهای بیرونم هست اما همونم باز باید از فیلتر ذهنم بگذره یعنی بیرون روی من هیچ اثری نمیتونه بزاره مگر خودم بهش اجازه بدم .
در این صورت ذهن من از حالت طبیعی و نرمتل خودش تغییر می کنه و چاق میشه . طبیعت ذهن منم لاغریه . همونجور که طبیعت جسمم لاغریه .
ذهن منم مثل جسمم دوست داره لاغر بشه. یه لاغری آسان و طبیعی که مال خودشه .
چقدر به آرامش میرسم وقتی اینجوری خودمو و ذهنمو و جسممو تایید می کنم . چون حقیقت همینه و من واقعا لاغری ذهنم رو درک کردم .
خدایا این درک رو به همه بده تا ببینند چقدر راحت میشه هم در ذهن هم در جسم لاغر شد .
خدایا شکرت
“ به نام خداوند یگانه و مهربان ”
درود به همگی ؛
گام نود و چهارم : آرزوی لاغری شما محقق می شود.
خدای مهربان و عزیزم ،سپاس گزار محبت و توجه تو هستم و از تو ممنونم که مرا یاری دادی تا امروز ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ بتوانم گام نود و چهارم را بر دارم، خدایا شکرت.
همه ی ما افراد چاق و دارای اضافه وزن یکی از مهم ترین آرزوهایمان این است که متناسب و لاغر شویم تا هر چه بیشتر از خود و زندگی خود لذت ببریم. بارها و بارها از طریق رژیم گرفتن های مختلف ، ورزش کردن های زیاد و سخت ، خوردن انواع دمنوش ها و داروهای گیاهی و … اقدام به لاغری کرده ایم و شاید هم نتیجه گرفته ایم اما در مدت کوتاهی دوباره به وزن قبلی برگشته ایم و گاهی بیشتر از قبل و این باعث نا امیدی و نگرانی بیشتر ما از چاق تر شدن می شد و ما چاق تر و چاق تر می شدیم .خود من در همین حال و احوال بودم و دیگر بی خیال لاغری شده بودم و در درونم همیشه این احساس را داشتم که راه و روش بهتر و ساده تری برای کاهش وزن وجود دارد اما آن را نمی شناختم .بارها از خداوند می خواستم که من به طریقی راحت و آسان بتوانم متناسب و لاغر شوم تا بالاخره خداوند من را به این روش و مسیر لذت بخش هدایت کرد .زمانی که متوجه شدم خود استاد عطار روشن با روشی غیر از روش های معمول مقدار وزن قابل توجهی کم کرده اند و همچنان در تناسب به سر می برند بسیار خوشحال و امیدوار شدم و مطمئن شدم که روش و مسیری را که می خواستم از طریق آن راحت و آسان لاغر شوم را به لطف خدای مهربانم پیدا کرده ام .چندین ماه است که من در مسیر هستم و تغییرات خوبی داشته ام از لحاظ روحی و نگرشی ، دیگر مانند سابق رنج چاقی را حمل نمی کنم، با تنفر و انزجار از چاقی روح خود را اذیت نمی کنم ، از خوردن نمی ترسم ، دم به دقیقه خود را وزن نمی کنم ،نگران چاق تر شدن نیستم ، چاق تر نشده ام ، از خودم بسیار راضی و خشنود تر هستم ، زیبایی های زندگی را بیشتر لمس می کنم ، اخبار نگران کننده و تلخ را دنبال نمی کنم ، در آرامشی عجیب و زیبا به سر می برم ، با شرایط فعلی خود در صلح هستم و آن را پذیرفته ام که به دست خودم به وجود آمده است ، مسئولیت صد در صد لاغری خود را نیز پذیرفته ام ، از خوردن لذت می برم و نقطه ی گرسنگی و سیری خود را به خوبی درک می کنم ولی گاهی از نقطه ی سیری رد می شوم ولی من باز ادامه می دهم تا جایی که به طور ناخودآگاه من دقیقا مانند یک فرد متناسب و لاغر رفتار کنم و به تناسب اندام دلخواهم برسم .گاهی از اینکه از نظر جسمی تغییر چندانی نکرده ام مقداری نا امید می شوم اما اجازه نمیدهم که این حس ادامه پیدا کند چون من به این روش و مسیر ایمان دارم و مطمئنم که از آن نتیجه ی خوبی می گیرم و به راه خود همچنان با شور و شوق ادامه می دهم چرا که تناسب و لاغری حق طبیعی من است و من توانایی لاغر شدن را دارم و تناسب و لاغری چیزی جدا از من نیست و من آن را در وجودم دارم و دوباره آن را تجربه خواهم کرد.
همه ی ما انسان ها از اینکه ثروت بیشتر ، خانه ی بزرگتر ، عشق و محبت فراوان تر ، ماشین لوکس تر ،زیبایی بیشتر، امکانات رفاهی بیشتر و بهتر ، فرزندان موفق تر و خیلی چیزهای دیگر را در جهت رشد و گسترش آن داشته باشیم ، را خواهانیم و علاقه داریم اما تنها چیزی که هر چه کمتر باشد بیشتر خوشحال می شویم سایز و وزن ماست که در نتیجه ی آن لباس های ما مانند مانتو ، شلوار ، پیراهن ، بلوز و … برای ما گشاد می شود و ناچار به تنگ کردن آنها هستیم و در بعضی مواقع نیاز به خرید جدید با سایز جدید هستیم و چه لذت بخش و زیباست .مطمئنا من هم به زودی این تجربه ی شیرین و لذت بخش را تجربه خواهم کرد چون در حال یادگیری لاغری با ذهن هستم و در مسیر زیبا و لذت بخش آن قدم به قدم پیش میروم و ادامه می دهم و چه بخواهم و چه نخواهم متناسب و لاغر می شوم و در آن صورت من هم باید لباس های جدید با سایز و اندازه ی جدید خریداری کنم و از اندامی که خودم برای خودم خلق کرده ام نهایت لذت را خواهم برد .این آرزوی لذت بخش و شیرین را که ایمان دارم که به حقیقت می پیوندد را هم برای شما دوستان هم مسیر و هم برای شخص خودم از خدای مهربانم می خواهم که هر چه زودتر محقق شود ، الهی آمین .
“ یا حق ”
نشان های دریافت شده
سلام براستاد وهمسیران این سایت فرم دهنده زیبایی جسم تراشکاری جسم به وسیله ذهن من از یی مجسمه که درحال تررش خود هست اول بار که دیدم دوست داشتم ولی امروز میکم ای گاش سازنده ابن تصویر یا مجسمه میتونست ذهن تراش بده تا جسم اون که مرحله اخر هست
من تو سن ۱۸ سالی کم کردن وزن خوبی داشتم اون زمان توآریشگاه دوره میدیم برای یاد گیری این هنر زیبا .
یی بار مسئول آریشگاه به من گفت خوب تراش خوردی ما اینجا تو هم ارایشگر کردیم وهم لاغر حالاکه امروز داشتم به این فایل فکر میگردم مدتهابود که اصلا یاد این جمله نبودم چون اون روز کیفی وحال خوشی با توصیف ایشون در من بوجود امد من دوباره به اون وزن میرسم انقدر یقیین واطمیان درخود قویی هست که اصلا به اندازه سر سوزن نه شک ونه تردید ندارم همش یقین ویقین وعشق وعلاقه هست روزیی که من به سایت هدایت شدم اصلا فکرشو نمیکردم تو فایلهای اخر این گونه فکرم ورحم واندیشه ام تغییر کنه من پله به پله بالا امد اموختم ویاد گرفتم تازه درهایی این مسیر به رو باز شده حالا حالا من باید یاد بگیرم تلافی چاقی رو بالاغرشدن بگیرم من سایز کم میکنم لباسهای که دوسشون دارم باهشون خاطره دارم رو می دم به دخترم تنگ کنه ولی بیقه رو حتما بی شک دور میریزم
من با چاقی که دارم ولی از رنگ تیره به شدت بدم میاد با ابن چاقی رنگهای شادی می پوشم ابی اسمان صورتی گلبهی بنفش سبز روشن سفید قرمز چون دوست دارم رنگ روشن به ادم حس بهتری میده پس لاغر بشم این رنگهارو بیشتر میکنم
فعلا چون میخوام لباس جدید نگیرم ومنتظرمیشینم تابازم وزنم بیاد پایین وارارم ارام انجامشو ببینم اتا اون زمان خودم شلورها مو تنک کردم روز اول که تنک کردم به سختی پوشیدم احساس تنکی زیادی داشتم ولی امروز گشاد شدن از تنم میفتن بازم باید تنکشون کنم حس شما رو درک میکنم برای کل کسانی که وارد میشن ارزو میکنم همه لباسوتن به تنتو زاربزنه اره زاربزنه که دیگه نتونید بپوشید دورش بدازید
اونوفت برید خیابون بگردید شاید نه چرا بگرید اولین فروشگاه هر چی چشتنون گرفت بخرید گشتن مال زمان چاقی بود دیگه گشتن نداریم هر جا بریم لباسی دوست داشته باشیم دیگه این سوال ازردنده نمپرسیم
( سایز بزرگ دارید )
وای چه زیبا از این قشنگتر هم میشه باره با ابن سوال وجواب ازردنده روبرو شدم از این بزرکتر دیگه نداریم نمی دوزن خدا رو شکر از زمانی که دختر م خیاطی یاد گرفت این سوال وجواب دیگه ندارم
من لاغر میشم لاغر شدن اسانترین کاردنیاست بار اول که این جمله توجه من به خودش جلب کرد ولی امروز دارم دوباره وباره با خودم تگرار میکنم اری اسونتیرن کار دنیاست من تو این مرحله بارها با رها با خودم جنگیدم باورهام اشتباه همو تو ذهن از بین بردم من بیمار ی چاقی رو تو ذهنم جا گذاشتم ازجسمم جا میزارم دیگه دنبالخودم نمی گشم بزاه جابمونه تو بابت چاقی خیلی غذاب گشیدی خقته که باقی مانده عمرتو دیگه نداشته باششی تو لایقت لا غریی رو داری تو میتونی زندگی بهتری داشته باشی سعی کن دیگه برگشت نداشته باشی به خودت قول بده به غذابهی که گشیده پایان میدی
ودیگه تکرارنمیکنی امین یا رب العالمین
خداوند پشت پناهتون یاحق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوستان جان
آرزوی لاغری شما محقق می شود !…
محو داستان چاقی استاد شده بودم انگار سریال می دیدم و فکر می کردم که وقتی ایشون بعد از عقد چاق شدند خودشون چه حسی داشتند !؟؟حتما احساس گناه و عذاب وجدان شاید هم حس ناتوانی و اما خانواده همسرشون و خانمشون چه احساسی داشتند ؟!و سرزنشها از کی شروع شد !؟و ۱۵سال زمان زیادی بوده که هرروز و هرلحظه با این وزن بالا تحت فشار روحی. روانی از طرف خودت و دیگران باشی ….
اما سرانجام کار عالی شد به لطف خداوند.
داستان چاقی هر کدوم از ما یک سریاله خودش و عجیب !…چون یه جورایی تداعی کننده مسائل چاقی خودمون هست .دقیقا منم از زمان عقد تا زمان عروسیم که کمتر از یکسال بود چاقتر شده بودم و یادمه از یکماه قبل عروسی صبح ها می رفتم کوهنوردی و رژیم سخت و چون ذوق لباس عروس داشتم با عشق این سختی را تحمل می کردم البته خیلی بهتر شدم ۶۸کیلو اما وزن مورد نظرم حدود ۶۰کیلو بود بالاخره مراسم عروسی هم طی شد و من در حدود دوماه بعد از عروسی وزنم به ۷۴رسید و …هروز بیشتر عصبی می شدم لباسهایم هم تنگتر و سعی داشتم خودم را از دید مخفی تر کنم … وارد شدن به یک زندگی و البته تماااام باورهای غلط ثروت و روابط و سلامتی و تفریح و …باعث شد به سرعت افسردگی بگیرم و بعد دلیل مزخرف چاقی داروهم اضافه شد و بعد از مدتی در نهایت رژیم سختی گرفتم و این روند طی سالها ادامه داشت تا به مسیر درست لاغری با ذهن هدایت شدم با ورودم به سایت و همراه شدن با مسیر صدگام تحولی بزرگ در من رخ داد و حدود ۱۰کیلو از وزنم افتاد و من اینبار نسبت به قبل مطمئن تر بودم لباسهای گشاد قبل و قبلترش برای بارداریم بود را اهدا کردم و عشقم بود برم خرید و لباسهای جدید بخرم نزدیکانم بهم می گفتند چقدر جمع.و جور شدی و شکمت صاف شده و من ذوق می کردم چقدر خودم را در آینه میدیم و احساسم نسبت به خودم خوب شده بود و من چون خودم خیاطی بلد بودم تند تند همه لباسهامو اضافه درزهاشو میچیدم و با خوشی دور می انداختم .اما سالهای قبل که بارژیم لاغر می شدم نمی چیدم چون منتظر بودم باز چاق بشم حتی لباسهای بارداری را نگه داشته بودم تویک چمدون می گفتم اگر چاق شدم دوباره نخوام لباس راحتی و خواب بخرم 🥵
این کاملا درسته که در زمینه پول و مادیات ما همیشه گسترده شدن را طلب می کنیم ولی برای یک فرد چاق افتادن اضافه وزنش خیلی لذت بخشه کوچیک شدن و کم شدن سایز و وزن 😍
البته ناگفته نماند که استاد طی سالهای بسیاری هربار مسیر لاغری را پاکسازی کردند و علامت گذاری کردند که فردی مسیر اشتباه را نرود .شاید ایشون خودشون خیلی آزمون و خطا داشتند ولی هر چه زمان می گذره راه آسونتر و لذت بخش تر میشه و شناخت و درک ما نسبت به فایلهای آموزشی بیشتر میشه .
یک موضوع دیگه که در نوشته ها نظرمو جلب کرد این بود که تتیجه ظاهر شد در صورتی که فقط چاقی متوقف شده بود یعنی احساس ما از لاغری فرکانسی در تصویر ذهن خودمون و اطرافیانمون ایجاد می کنه که لاغری میبینیم ولی واقعیت اینه که هنوز لاغر نشدیم و فقط چاقی متوقف شده و این اولین نشونه لاغر شدنه …یک کم عمیقه باور من زندگیمو میسازه باور من ویترین شخصیتی منو به جهان بیرون عرضه می کنه و …اطمینان به اینکه لاغر میشم و لاغر میمونم چون به شناختی در مورد چاق شدنم رسیدم که باور کنم با آموزش و یادگیری و استمرار لاغر ی ماندگار دارم باعث میشه ۱۲سانت از کمربندم بچینم یا کناره های لباس را بچینمو درز بگیرم یا با اطمینان برم خرید لباس سایز کوچکتر و چقدر این دعاااا برای افراد چاق لذت بخشه دل همه قنج میره الهی لباسهات از گشادی تو تنت زار بزنند الهی لباسهای گشادت را بریزیشون دور و جدید با سایز کوچیکتر و رنگ و سایز مورد علاقت بخری .
خرید مخصوصا لباس خیلی احساس خوبی به آدم میده چون نزدیکترین چیز به پوست بدنمون لباسمون هست که حسش می کنیم پس خیلی مهمه لباسی بپوشیم که دوسش داشته باشیم و وقتی تو جایگاه طبیعیت با حق الهیت و طبیعت هماهنگ باشی آرامش خاصی پیدا می کنی آزادی و سبکی روح آدمو نوازش می کنه و باز میخوای بیشتر تجربه کنی همه افرادی که با امید ادامه مسیر می دهند بارها و مرحله به مرحله این تجربه دورانداختن لباس و خرید دوباره را پیدا می کنند و جالبه هربار از انتخاب خود متعجب می شوند چون انقدرشخصیتشون هم تغییر کرده که دیگه علاقه ای به انتخاب لباسهای به وقت اضافه وزنشون ندارند خب ممکنه شما بگید برلی افراد چاق لباس شادو خوشگل نیست ولی من میگم چاقی لباس انتخاب نمی کنه شخصیت چاق ما همون که اعتماد به نفس نداره همون که بارها خودشو تخریب کرده همونی که از خودش متنفره همونی که محتاج تأیید و محبت دیگران شده همون که پر از خشم لباس انتخاب می کنه ولی در سایت تناسب فکری ما شخصیت سازی می کنیم میانه رو میشیم ادب به خود می آموزیم و این حال خوب و پذیرش و صلح ما باعث انتخاب جدید ما در خوردن و پوشیدن و صحبت کردن با دیگران یا نوع تفریح و سرگرمی ما میشه و فوق العاده است به امید اینکه انقدر سرزمین لاغر ها گسترده و جهانی بشه که دیگه لباس سایز بزرگ و گشاد و تیره تولید نشه و همه در حالت طبیعی خودشون غرق سلامتی و شادی باشند.
دوستان متعهد و متناسب عالی و شادمان باشید 🍃🌸
نشان های دریافت شده
سلام
چقدر این فایل زیبا بود چقدر طعم اینک ببینی لاغر شدی شیرینه
منم کلی لباس دارم ک میخوام بپوشمشون
دوسشون دارم و میدونم کمن هم اونها رو خواهم پوشید و لباسهای الانم دور خواهم انداخت با شوق و ذوق اون روز
من تو ابرها خواهم بود
لذت بخشترین تغییر کاهش وزن هست
من یبار تجربش کرد رژیم گرفتم و لاغر شدم ۵۹ کیلو عدد زیبای من
وقتی میرفتم لباس بگیرم عین اون بچه هایی بودم ک رفتن شهر بازی
اونقدر لذت بردم و اونوقت زیباترین زمان خرید تا ب الان برای خودم بوده
راحت لباس پیدا کردم منی ک ۸۵ کیلو بودم لباس ۵۹ کیلو خریدم
اونقدر ریزه میزه دیده میشدم خودم کیف میکردم
الان میدونم بار دیگه و البته ب طور همیشگی این طعم رو با لاغری با ذهن خواهم چشید
چن میدونم ک جسم من توان لاغری و لاغر شدن رو در درون خودش داره و لاغری اسونه براش فقط کافیه من دکمشو فعال کنم فقط کافیه بهش توحه کنم لاغری در درون من هس من ایمان دارم
ک جسم من هم عاشق لاغریه
من اماده کاهش وزن هستم
وبدن من قدرتمنده و داره خودش خودشو ترمیم میکنه و من میرم ب سمت لاغری ب سمت کاهش اضافات ب سمت سبک بالی جوونی وخوش تیپی
برای من لاغری اسونترین کار دنیاست
من ی روزی ب این سایت هدایت شدم و امروز خیلی خوشحالم ک در این مسیرم مسیر لاغری با ذهن
در قران خدا میگه
گمان کردید ک ب بهشت داخل شوید بدون امتحاناتی ک پیش از شما ب گذشتگان امد ک ب آنها رنج وسختی ها رسید و همواره پریشان خاطر وهراسان بودند تا انگاه ک رسول و گروندگان ب او از شدت غم و اندوه از خدا مدد خواسته و
عرض کردن خدایا کی باشد ک ما را یاری کنی
ک در ان حال ب رسول خطاب شد هان بشارت ده ک همانا
یاری خدا نزدیک خواهد بود
من هم در رنج و غم بودم و خدا رو صدا زدم و گفتم تسلیمم خدا من دیگه بریدم و خدا من رو یاری کرد
و من اینجام برای بهتر شدن برای تغییر
و من انتخاب کردم اینجا باشم بمونم تلاش کنم تا نتیجه ایمان ب خودم و ب خدارو ببینم
خدا خودش گفته در قران
در کارزار و سختیها صبور وشکیبا باشید و ب وقت رنج صبر پیشه کنید
من صبر میکنم تا این میوه زیبا لاغری رو در جسم خودم ب نمایش بزارم
این نیز بگذرد
این روزها میگذره روزی من لاغر میام دوباره این نوشته ها رو میخونم و ب خودم افتخار میکنم و تشکر میکنم ک در این مسیر بودم وشکر خدا ک منو ب این سایت هدایت فرمود
و ممنون ازاستادعزیز
لاغری اسانترین کار دنیاست
من قدتمندمو و لاغر خواهم شد جسم من بدن من توان لاغری رو داره
من میتونم لاغر بشم
من لیاقت لاغری رو دارم
من توان لاغری رو دارم
من لاغری در وجودم دارم
لاغری جزئی از من است در درون من
بدن من عاشق لاغریه
سلام
فایل آموزنده ای هست به قول استاد چقدر لذت بخش هست که سایز لباست بزگ بشه و بری با شور و اشتیاق سایز کوچک بخری من وقتی دنبال لباس سایز بزگ بودم اصلا خجالت می کشیدم به فروشنده بگم سایز بزرگ می خوام چقدر قیافه ام موقع خرید افسرده بود آخه لباس های سایز بزرگ هیچ قشنگی ندارن برش خوبی ندارن رنگ خوبی هم ندارن .اما به شکر خدا از وقتی به این سایت هدایت شدم دارم لذت میبرم از اینکه دیگه چاق نمیشم ،چندین سایز کم کردم چقدر راحت خرید میکنم و سرمو بالا میگیرم بدون خجالتی میگم سایز ۴۰ را میخوام ،اون لباس رنگی را میخوام
من واقعا الان خیلی احساس خوش بختی میکنم ،احساس سبکی، احساس شادی و برا همین هر روز با عشق فایلو گوش میکنم و یک قدم دیگه به سمت متناسب شدن بر میدارم .
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم
چه فایل قشنگ و انگیزشی بود واقعا که لذت بخش هست پوشیدن لباسهای همیشگی مان و دیدن گشاد بودن آنها
من یک چمدان پر از لباسهای سایز ۱۴ و بعضی سایز ۱۶ را به امورات خیریه بخشیدم و به فروشگاه رفتم و لباسهای سایز ۱۰ خریدم
این سایز مورد نظرم است اما بعضی سایز های ۱۰ هنوز اندازه ام نیست میدانم که هنوز باید مقداری از وزن و سایزم کم شود ولی پوشیدن لباسهایی که قبلا اندازه ام بود و برایم کوچک شده بود چه لذتی داره
من به راحتی وزن کم کردم نه رژیمی در کار بود و نه ورزشهای سنگین فقط با گوش دادن به فایلها و یاد گرفتن موضوعات ذهنی که چقدر هیجان انگیز است و بکار بردن آموزشها به این نتیجه عالی رسیدم که باعث شگفتی خودم شده است
من هیچ اطلاعی در مورد ذهن و عملکرد آن نداشتم ولی حالا که این آموزشها را می بینم چقدر برایم لذت بخش است چونکه نتیجه این آموزشها را در خودم و دوستان همراهم مشاهده میکنم
من اصولا عاشق یادگیری هستم احساس مفید بودن برای خودم میکنم
من با داشتن دو تا بچه و رسیدگی به آنها و مهم تر از آن به زبان انگلیسی که قبل از آمدنم به استرالیا هیچی بلد نبودم یک کورس برنامه نویسی کامپیوتر ثبت نام کردم فقط به این خاطر که کنجکاو بودم که این کامپیوتر چطور کار میکند
اطرافیانم به من می گفتند چه حوصله ای داری که دوباره درس خوندن را شروع کردی اما من از آموزش دیدن لذت میبرم و فکر میکنم کسی که در راه آموزش دیدن نیست در یک جا ثابت است و درجا میزند و از لذت یادگیری محروم است
آموزش دیدن برای بهتر زندگی کردن و در مدارهای بالاتر رفتن همان عبادت کردن و سپاسگزار خداوند بودن است
با سلام خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز
گام ۹۴ تحقق روياي لاغری
اولین نشانه تاثیرات تمرینات ذهنی لاغر نشدن هست من خیلی خوشحال شدم وقتی این نکته رو دیدم پس من در مسیر درست هستم چون چاق شدنم متوقف شده و از حالا در مسیر برعکس حرکت می کنه و لاغری من شروع شده
نشانه های تغییر فرمول های ذهنی من
۱. دیگه نگران چاق تر شدنم نیستم
۲. درباره چاقی تفکراتم فرق کرده دیگه فکر نمی کنم چاقی ام به خاطر ژنتیک یا کم تحرکی هست یا آب بخورم چاق میشم
۳. علاقه مندی هايم تغییر کرده من که روزی چند بار شبکه خبر میزدم اخبار رو دنبال می کردم الان چند ماه هست اصلا شبکه خبر نزدم بیشتر وقت ها تلویزیون مون خاموش هست
مگه شبکه پویا برای دختر کوچیکم
۴. حرص و ولع گذشته رو ندارم همه گزینه ها رو چک نمی کنم و بخورم به اندازه نیازم می خورم
۵. دیگه هوس خوردن چیزی ندارم یا به خودم نمیگم این چیز رو درست کنم خوشمزه است يا برم این رو بخرم
پس فرمول های ذهنی من تغییر کرده و من در حال تغییر هستم
هیچ لذتی بالاتر از این که بری خرید و لباسی که می خوای اندازه ات باشه نیست
من ماه پیش یک مانتو از دخترم پوشیدم که تابستون همون مانتو خیلی برام تنگ بود و الان پوشیدم اندازه بود اینقدر خوشحال شدم و لذت زیادی داشت
دو هفته پیش رفتم خرید مانتو شلوار و با پوشیدن اولین مانتو دیدم اندازه است و به من میاد خیلی خیلی خوشحال شدم و هیچ لذتی بالاتر از این نیست که لباسی که می خواهی بپوشی
خدایا سپاسگزارم که من رو به این سایت هدایت کردی خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند و دوستان در مسیر و پر انرژیم
واقعا همینطور هست ما همیشه از زیاد شدن خیلی چیزها لذت میبریم مثلا متراژ خونه هامون بزرگتر بشه خوشحال میشیم و یا حساب بانکیمون بیشتر بشه و یا بزرگ شدن فرزندانمان رو ببینیم خوشخال میشیم و یا هر چیز دیگه ای در زندگیمون گسترش و بزرگ شدنش خیلی لذت بخش هست مثلا شغلت گسترش پیدا کنه خیلی لذت بخش هست اما تنها یک چیز هست که به صورت معکوس و برعکسش خیلی قشتنگه اونم کم شدن وزن و سایز هست که واقعا هرچقدر این دو کمتر بشن ما خوشحالتر میشیم من یادم میاد وقتی که تازه وارد سایت شده بودم یه ریزش،وزن و سایز خوب و عالی داشتم که خیلی لذت بردم یک دفعه تونستم لباسهای دوران تناسبم رو دوباره بپوشم و دیگه در اونها احساس فشار و تنگ بودن و چسبان بودن نمیکردم حس ازادی در لباسهام داشتم کمر شلوارهام بسیار آزاد شدن حتی یادم میاد دستبندم و انگشترم در دستم خیلی آزادتر شدن حتی ساعت مچیم کلی برام آزادتر شد و چقدر لذت بردم و من زمانی که با بودن در سایت لاغر تر شدم چون میدونستم همیشگی هست و بدون بازگشت کلی مانتوهای رنگ شاد و عالی خریدم کلی خرید زمستانه ی عالی از پالتو تا بوت کردم و کلی لباس خانگی خرید کردم که به راحتی هر چیزی رو انتخاب میکردم برمیداشتم و سایزم میشد و من تونستم در کمترین زمان کلی خریدهای عالی داشته باشم و چقدر راحت تر کفش گیرم میومد و من خیلی کفشهای عالی خرید کردم و حسابی لدت بردم که هنوزم اون تجربه ی لذت تناسب با راحتی و اسانی با من همراه هست و بارها میگم این لذتی که من در کم شدن سایز و وزنم یه هویی تجربه کردم فوق العاده عالی بود حالا به قول استاد بقیه چیزها مثل سفر و تفریح و گشت و گذار و دورهمی زیادش خوبه ولی این یکی لذت که در بالا گفتم هرچی کمتر بشه بهتر هست یادم میاد بارها اطرافیان میگفتن فلانی انگار جمع تر شدی و من بسیار خوشحال میشدم که راهم درسته .
و امیدوارم همیشه در حال لذت بردن از این تجربه ها باشم که تمام مانتو و لباسها و شلوارها و … برام گشاد بشن و به تنم زار بزن و من برم از دوباره لباس جدید بخرم وای چقدر مزه میده چقدر از دوباره همه چیز برام جدید و نو میشه واقعا لذت بخش هست و از خدا میخوام یک بار دیگه تجربه کنم که وزنم و سایزم دوباره کلی کمتر بشه و من کلی وزنهای الکی رو بندازم دور و اینقدر وزن از خودم جدا کنم تا به سایز ۳۸ و مدیوم برسم و هر جا برای خرید برم فروشنده بگه خانم سایز مانکن بردار این سایز برات گشاد میشه ها وای خدای من چقدر لذت بخش هست که به این جا برسم که فروشنده بگه خانم این مدل لباس که انتخاب کردی مخصوص خانمهای لاغر اندام هست خیلی به شما میاد قطعا همین مدل رو بر دارین چون داخل تن شما زیبا میشه .من مطعنم به این خواستم میرسم چون خداوند من رو به این مسیر هدایت کرده پس به من توانایی رسیدن به این خواسته رو هم داده پس من به زودی خیلی راحت در وزن دلخواهم برای همیشه قرار میگیرم و این حق خود من هست که دوباره وارد این وزن ۵۹ کیلو بشم همانطور که در گذشته اگر کسی به من میگفت تا چند سال دیگه تو اینقدر راحت و با آزادی در وزن نرمالی قرار میگیری من باورم نمیشد چون اون موقع خودم در وضع بسیار بدی بودم که هیچی نمیخوردم و وزنم مرتب داشت بالا میرفت و این شرایط الانم که در اون هستم برای من یک رویا بود که الان خدا رو شکر دارمش و بهش رسیدم پس به وزن دلخواهم که ۵۹ کیلو هست بازم به زودی میرسم و چیز سختی نیست و برای من جالبه که در کنار خودم دخترم هم همین روند رو داره طی میکنه هر چیزی و لباسی که از گذشته خودش داره همه براش گشاد هستن و کلی خرید جدید مطابق با اندام جدیدش کرده و خیلی هم جالبه همزمان با ورود من به سایت و همزمان با شیوع این بیماری که مدارس تعطیل شدن این اتفاق برای دخترم افتاد و میبینم که هر عکسی از گذشته ی خودش داره تقریبا دو برابر الانش هست و حسابی پر و تپل هست و این تپلیش در گذشته فقط به خاطر دخالت کردن من در خوردنش بوده و اجبار کردن ایشون در خوردن هر وعده ی غذایی بوده اما از یه جایی به بعد به خاطر اموزشهاسی که دیدم فرزندانم و همسرم رو در خوردن رها کنم و همین باعث،شد دخترم خیلی راحت بدون حتی یک ذره رژیم و ورزش خاصی بدون کوچکترین فعالیتی که حتی یک پیاده روی ساده باشه تازه از همیشه کم تحرک شدن به خاطر بازنبودن مدارس و اما دخترم تونست راحت به وزن بسیار زیبا و لاغری برسه ایشون هر چی بخواد در هر زمانی میخوره و لی اصلا پرخوری نمیکنه اصلا افکار چاق کننده مثل گدشته ی خودم اصلا باورهای علط نداره ، نداره و اصلا هیچ وقت دخترم به دنبال لاعری و راه های اون نبوده و چیزی در این مورد نمیدونه و ….. فقط اتوماتیک به این نیاز بدنش،جواب میده و بسیا عالی لاغر شده تا حایی که دیروز به خاطر بازگشایی مدارس گفت خوبه مانتو ی مدرسه ام رو امتحان کنم ببینم در تنم چطور هست و واقعا میدیدم که بسیار ازادتر شده هم شلوار و هم مانتو تا زه میگفت مامان زیرش لباس کاموایی دارم که اینطورم یعنی بسیار عالی ایشون وزن کم کرده فقط به خاطر اینکه من که مادر ایشون باشم دارم لاغری رو آموزش میبینم پس خواه ناخواه این اموزشها روی رفتارم و روابطم با خانوادم تاثیر گذاشته و هنوزم میزاره و دیگه به هیچ کس اصرار به خوردن ندارم حتی اگر یک لقمه از غدای بچه هام و یا همسرم بمونه نمیگم بخورین ولی هنوزم به بچهام برای خوردن میوه و یه لیوان شیر در صبح یاد اور میشم و نمیتونم این دو رو بیخیال بشم حالا زور نمیگم ولی تا جایی که بشه سعی میکنم یاد اوریشون کنم و بهشون بدم یا براشون ،اب میوه (چون خود میوه رو نمیخورن) درست کنم و بدم چون خودشون فراموش میکنن که امیدوارم بازم رهاتر بشم و ولی تا اینجا هم کلی پیشرفت داشتم خود من دیروز چون هوا خوب بود با یکی از خواهرام که یه مقدار تپل تر هست بیرون رفتم و در فضا سبزی بودم که من به قصد هوا خوری و دیدن مناظر و حالا ناهاار خودن در اون فصا بیرون میرم و اما ایشون چنان مثل گذشته ی خودم فقط در فکر خوردن بودن تازه اگر میگفتم جا ندارم میگفت این حرفها چیه و من رو وادار به خوردن میکرد و تمام حرفهاش در مورد چاقی و چطور خوردن و … بود تازه ته حرفهاشم همش می گفت میخوام از شنبه رژیم بگیرم که واقعا برام تداعی گذشته شد و در دلم خندم گرفت ولی من آگاه بودم که نباید مثل ایشون رفتار کنم و به جز یک فتار بر سر سفره دیگه خطا نداشتم و عالی عمل کردم و نزاشتم مواد خوراکی برای من تصمیم بگیرن که من الان چه بخورم و به چه مقدار بخورم و انصافا کلی از اونها رو پس میزدم و نخوردم و اما ایشون به دنبال تنوع مواد غدایی بود و میخورد حالا هم نیشنی با ایشون هم بی تاثیر هم نبود اما خدا رو شکر سریع به خودم اومدم و سعی کردم به آموزشها عمل کنم فقط کسی نباشم که حرف بزنم تا جایی که همون پفک نمکی مینو که دوستش دارم بود و اونها مشفعول به خوردن شدن اما من گفتم اصلا جا ندارم و حتی یک دونه نخوردم و رفتم قدم زدم و یا میوه بود و بیسکوییت بود من نخوردم فقط موقع ناهار که سیر بودم علاوه بر نیازم چند لقمه اصافه تر خوردم که اونم به خاطر دیدن ساندویچ سوسیس و اصرار خواهرم بود ولی همین کارم در حد دو سه لقمه خوردن بود و هنوز کلی مواد خوراکی بود اما من نخوردم چون سه لقمه رو هم که خوردم زیاد بود برای من و دیگه بعد با چایی خرما و بیسکوییت بود نخوردم میوه بود نخوردم پفک نمکی مینو بود نخوردم نا گفته نماند قبل از ناهار دو مشت پر پفک از نوع دیگه خورده بودم ولی خوب حسم خوب بود و فشار شکمی نداشتم ولی بعد ناهار هیچی دیگه نتونستم بخورم حتی شلغم بود من سه برش،کوچیک بردم و دیگه گفتم نمیخوام و نخوردم و خلاصه دیروز که اومدم خونه گفتم خوب بودم چون در مسیر استمرار دارم و اگر هنوزم ادامه بدم بازم بهتر میشم و اما منفی باف همش میگه چون تو داری چندین روز پفک میخوری پس قطعا چاق میشی ولی من خندم میگیره به این حرف و اصلا با اموزشها این حرف جور در نمیاد خوب بخورم مگر برای بدن من مهم هست که چی میخورم فقط باید به اندازه بخورم خوب دختر متناسب خودم هر وقت من خوردم اونم خورده و بارها به ذهنم میگم اگر من با همین مقدار پفکها قرار جاق بشم پس دختر من هم باید چاق بشه ولی اینطور نیست این حرفها نیستن همانطوز که ایشون هر چی بخواد به اندازه نیازش میخوره و روز به روز متناسبتر میشه منم روز به روز متناسب تر میشم چون دارم عالی عمل میکنم .
اتفاقا این رو هم بگم همین دو هفته پیش من یک شلوار لی میخواستم بخرم که خانم فروشنده گفتن این شلوار همین یه دونه هست فکر کنم سایز شما نشه چون کشی هم نبود و من رفتم داخل پرو امتحان کردم و دیدم شد خیلی خوشحال شدم و گفتم ببین من چقدر عالی دارم به سمت تناسب حرکت میکنم .
نشان های دریافت شده
سلام
لاغرشدن بهترین حس دنیاست اینکه لباسی ک دوس داری مونده گوشه کمد بپوشی اینکه بری لباس مورد علاقت با رنگهای ک دوس داری بپوشی
اینک بتونی هر کاری ک با محکوم ب چاق بودن انجام ندادم و انجام بدم
اینک لباسات شل بشن طوری ک بگی دیگه نمیشه بپوشم خیلی شلن
یهترین ارزوی زندگیمه
بهترسن هدیه ب خودمه
لاغر ک بشم جونتر میشم باحالتر شیکتر شادتر خوشحالتر و سلامتتر میشم
مثل اینک حس کنی بال درآوردی پرواز میکنی
لاغر شدن لذت بخشه مثل بغل کردن اولین بار بچت
مثل اولین حرف زدن گفتن مامان بچت
مثل راه رفتن بچت
لاغر شدن زیباست خیلی زیباست
من یکبار رژیم گرفتم سخت ک لاغر شدم و مانتویی ک دوس داشتم و با شلوار لی ک دوس داشتم گرفتم خودم عاشق خودم شدم
پیرهنی ک دوس داشتم برا عروسی داییم گرفتم برای عروسی دختر دایی رفتم خرید کردم و بدون استرس بودن نگرانی
اونقدر جوون و زبیا ب نظر میرسیدم ک قابل وصف نبود
انگار رو ابرها راه میرفتم
استاد تبریک میگم و خوشحالم چنین طعمی دارید میچشید
و میدونم ک منم چنبن طعمی می چشم
ایمان دارم