0

آرزوی لاغری من چطور با روش ذهنی به واقعیت تبدیل شد؟ (گام ۹۴)

آرزوی لاغری
اندازه متن

آرزوی لاغری از همون سال‌های نوجوانی با من بود. مثل یه دوست قدیمی که همیشه تو ذهنم پرسه می‌زد 👣.

📍 این جلسه ادامه گام ۹۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

مهم‌ترین رویایی بود که توی ۳۵ سال زندگی با اضافه وزن، بارها برای رسیدن بهش تلاش کردم.

اما هر بار که دستم بهش نزدیک می‌شد، مثل یه سراب محو می‌شد و چیزی که تهش می‌موند، فقط چاقی بیشتر بود 😞.

🎯 تلاش برای رسیدن به آرزوی لاغری هیچ‌وقت کم نبود!

اما نتیجه همیشگی یه حلقه‌ی تکراری بود:

اول کاهش وزن، بعدش یه مقدار خوشحالی، بعد یه سُر خوردن کوچیک و بعد دوباره برگشت به همون وزن قبلی، یا حتی بیشتر.

تلاش برای لاغری

از همون سال‌های جوونی، تلاش برای لاغر شدن بخشی از زندگی من بود.

بارها پیش اومده بود که توی دوره‌های مختلف، یه مقدار وزن کم کرده بودم و سایزم کوچیک‌تر شده بود. لباس‌هام آزاد می‌شدن و من با ذوق می‌رفتم پیش مادرم تا برام تنگشون کنه. 👖✂️

مامانم خیاط بود و هر بار که این درخواستو می‌کردم، یه جواب ثابت داشت:

«چند روز صبر کن، اگه دوباره چاق نشدی برات تنگ می‌کنم.» و اون چند روز هیچ‌وقت به سرانجام نرسید 😔

چون هنوز خوشحالی از کم شدن سایز تموم نشده بود که دوباره اضافه‌وزن سر و کله‌ش پیدا می‌شد…

💍 لاغری برای ازدواج؛ فصلی تازه از تلاش برای لاغر شدن

یادمه حدود ۲۰ سالگیم بود که تصمیم به ازدواج گرفتم. یکی از شرط‌های خانواده همسرم برای قبول خواستگاری من این بود که باید لاغر شم.

شرط سختی بود ولی چون آرزوی لاغری همیشه تو دلم زنده بود، این بار با انگیزه‌ای قوی‌تر شروع کردم.

دوستی داشتم که خیلی متناسب و خوش‌فرم بود. اون بهم انگیزه داد تصمیم قاطع بگیرم و توی یک ماه کلی وزن کم کنم.

انصافاً هم عالی عمل کردم! 💯

🍽️ به شدت مراقب غذا خوردنم بودم، 🏃‍♂️ هر روز یک ساعت تو پارک بیرون از شهر می‌دویدم و ورزش می‌کردم.

بعد از یه ماه، تغییراتم طوری محسوس بود که خانواده همسرم هم متعجب شده بودن 😲

وقتی برای خرید لباس عقد رفتم، برای اولین بار بعد از سال‌ها نیازی نبود سایز XXL انتخاب کنم!

سایز XL برام اندازه شده بود 😍

وای که چقدر حس خوبی بود… اون لحظه‌ها واقعاً حس می‌کردم آرزوی لاغری داره به واقعیت تبدیل می‌شه.

🎉 به پیشنهاد همون دوستم، یه کت‌ و شلوار سفید خریدم با کفش سفید که لاغری‌م بیشتر به چشم بیاد.

مراسم عقد به‌خوبی برگزار شد و من چند روز با همون لباس‌های سفید می‌چرخیدم و از ته دل لذت می‌بردم ✨

🍰 دوباره چاق شدن؛ کابوسِ آرزوی لاغری

بعد از عقد و شروع زندگی مشترک، همه چیز تغییر کرد. همسرم به زندگی‌م اضافه شد و باهاش یه عالمه تغییرات جدید اومد.

دیگه مثل قبل وقت آزاد نداشتم، و اون پیاده‌روی‌های هر روزه تو پارک تبدیل شد به هفته‌ای دو یا سه بار ورزش نصفه‌نیمه 🏃‍♂️⏳

از نظر خودم هنوز کنترل غذا خوردنم رو داشتم، اما واقعیت یه چیز دیگه بود.

توی مهمونی‌ها، تازه‌وارد جمع خانواده همسرم شده بودم و طبیعتاً نمی‌خواستم به کسی بی‌احترامی کنم.

اونم تو خونه‌ای که همه متناسب بودن و به خوردن عشق می‌ورزیدن 😋🍛

اصرارها برای خوردن بیشتر به نیت احترام بود، اما نتیجه‌اش چی شد؟

بعد از دو ماه رژیم پر از سبزیجات 🥦 وقتی چشمم به غذاهای رنگارنگ می‌افتاد، دیگه نمی‌تونستم مقاومت کنم…

از ته دل غذا می‌خوردم، نه برای گرسنگی، برای دلتنگی!

👖 وقتی کت و شلوار سفید شروع به تنگ شدن کرد…

خیلی زود نشونه‌های برگشت چاقی سر و کله‌ش پیدا شد. کت‌ و شلوار سفید دامادی که تا چند روز پیش باهاش تو آسمونا بودم، حالا داشت خفم می‌کرد 😣

در حالت ایستاده هنوز قابل تحمل بود، اما وقتی می‌نشستم، احساس خفگی داشتم و باید یواشکی نفس عمیق می‌کشیدم تا دکمه‌ها کنده نشن 😬

چند روز بعد، همون اتفاق افتاد…

🔘 دکمه‌های کت دیگه بسته نمی‌شد

🔘 دکمه شلوارم کنده شد

🔘 و لباس‌هایی که نماد تحقق آرزوی لاغری من بودن، حالا دیگه قابل پوشیدن نبودن 😔

این فقط داستان من نبود… خیلی‌ها این حس رو تجربه کردن.
لحظه‌ای که می‌بینی لباس‌های رویایی‌ات، همون‌هایی که با شوق و ذوق خریدی چون بعد از مدت‌ها به تنت خوردن، دوباره دارن تنگ می‌شن. لباس‌ها دیگه فقط لباس نیستن، انگار یه جور «یادآور شکست» شدن. 🥀

اینجا دقیقاً جاییه که خیلی‌ها حس می‌کنن آرزوی لاغری داره از دستشون میره. 🕰️ حس می‌کنن همه‌ی تلاش‌ها و سختی‌ها بی‌نتیجه بوده و دوباره در چرخه‌ی همیشگی گیر افتادن.

🔄 چرخه همیشگی؛ از لاغری به چاقی

راستش برای من کاملاً قابل پیش‌بینی بود. نه‌تنها به روتین قبلی برگشته بودم، بلکه بیشتر هم می‌خوردم و کمتر ورزش می‌کردم.

با اینکه اون بار، بهترین نتیجه‌ی من در مسیر آرزوی لاغری بود و حدود دو ماه وزنم رو نگه داشتم، اما باز هم برگشت خورد… مثل دفعات قبل، فقط کمی دیرتر!

📌 این تجربه‌ایه که خیلی‌ها داشتن:

اول با انگیزه‌ی زیاد شروع می‌کنیم، رژیم می‌گیریم، سختی‌ها رو تحمل می‌کنیم و وقتی به عدد دلخواهمون روی ترازو می‌رسیم، احساس پیروزی می‌کنیم.
اما کم‌کم همه‌چیز شل میشه… یه خوراکی اضافه، یه وعده‌ی بیشتر، یه بهونه برای ورزش نکردن… و بعد می‌بینیم دوباره به نقطه‌ی اول برگشتیم.

این چرخه برای خیلی‌ها مثل یه تاب می‌مونه: بالا رفتن پر از هیجان و انرژی، اما در نهایت برگشت به پایین، همون‌جایی که قبلاً بودیم. 🪂

و شاید آشنا باشه براتون که هر بار این چرخه تکرار میشه، اعتمادبه‌نفسمون کمتر و کمتر میشه. خیلی‌هامون با خودمون فکر کردیم:

  • «شاید من برای لاغری ساخته نشدم.»
  • «شاید بدنم همین شکلیه و کاریش نمیشه کرد.»
  • «شاید مشکل از ژن‌ها و متابولیسممه.»

اما حقیقت اینه که مشکل از ما نیست. مشکل از روش‌های موقتیه که فقط ظاهر کار رو درست می‌کنن، نه ریشه‌هاشو. ✨

ریشه‌هایی که توی ذهن ما هستن، نه فقط توی بشقاب غذا یا توی باشگاه. 🧠🍽️

آرزوی لاغری

🛤️ مسیری روشن به سمت تحقق آرزوی لاغری

در چند سال اخیر، بارها سایز کمربندم رو کوچیک‌تر کردم 👖 بارها لباس‌هایی رو که فقط چند بار پوشیده بودم، کنار گذاشتم و لباس‌های جدید با سایز کوچک‌تر خریدم.

ولی فرق مهمی که بین الان و گذشته وجود داره اینه که:

این بار هیچ نگرانی‌ای از دوباره چاق شدن ندارم. ❌😰

چون از ته دل حس می‌کنم اون انسان چاقِ گذشته دیگه من نیستم… تفکر من درباره چاقی تغییر کرده.

🧠 دیگه ذهنم مثل قبل برنامه‌ریزی نشده که چاق بشم، 🎯 دیگه تو تله ولع و ترس و وسواس غذایی گیر نمی‌افتم.

✨ آرامشِ پس از آرزوی لاغری

حالا دیگه اون حرص و ولع‌های همیشگی رو ندارم. ذهنم از صبح تا شب درگیر این نیست که چی بخورم یا چی نخورم، چی بخرم یا چی نخرم 🛒🍔

یه آرامش عمیق جای افکارِ پرتنش قدیمی رو گرفته. 🕊️ و این یعنی فرمول‌های ذهنی من واقعاً تغییر کردن.

نه فقط ظاهرم، بلکه باورم به لاغری، رفتارم با غذا، احساساتم نسبت به خودم.

🎓 قدم اول برای تحقق آرزوی لاغری

اگه تو هم آرزوی لاغری رو سال‌ها تو دلت داشتی و از این مسیرهای سخت و طاقت‌فرسا نتیجه نگرفتی، بدون که راهی ساده‌تر، امن‌تر و ماندگارتر وجود داره 💡

من از زمانی که تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها رو انجام دادم، تازه معنای واقعی لاغر شدن رو فهمیدم…

نه لاغری با زور و محرومیت، بلکه لاغری با آگاهی، با عشق، با درک خودت 💚

این دوره، اولین قدم برای تحقق واقعی آرزوی لاغری است. جایی که به‌جای جنگیدن با بدنم، شروع کردم با ذهنم دوست بشم.

📌 مسیر پاکسازی‌شده‌ای که امروز در اون قدم می‌زنم

الان مسیر لاغری با ذهن کاملاً مشخصه. راه‌هایی که من اشتباه رفتم، علامت‌گذاری شدن ❌ تا کسی دوباره به بی‌راهه‌ نره…

امروز دوره ورود به سرزمین لاغرها، هموارترین، امن‌ترین و آسون‌ترین مسیر برای رسیدن به تناسب اندامه. و هر کسی که با اشتیاق و تعهد واردش بشه، مطمئن باشه نتیجه‌ش حتی از من هم بهتر می‌شه 🌟.

✍️ در ادامه هم توی گام ۹۵ سراغ «باور ذهنی درباره خوردن و چاقی» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 77 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.50 از 66 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22615

77 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

77 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم
      ۱۴۰۲/۰۲/۱۸ ۱۲:۱۲
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 830 کلمه

                 “ به نام خداوند یگانه و مهربان ”

      درود به همگی ؛

      گام نود و چهارم : آرزوی لاغری شما محقق می شود.

      خدای مهربان و عزیزم ،سپاس گزار محبت و توجه تو هستم و از تو ممنونم که مرا یاری دادی تا امروز ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ بتوانم گام نود و چهارم را بر دارم، خدایا شکرت.

      همه ی ما افراد چاق و دارای اضافه وزن یکی از مهم ترین آرزوهایمان این است که متناسب و لاغر شویم تا هر چه بیشتر از خود و زندگی خود لذت ببریم. بارها و بارها از طریق رژیم گرفتن های مختلف ، ورزش کردن های زیاد و سخت ، خوردن انواع دمنوش ها و داروهای گیاهی و … اقدام به لاغری کرده ایم و شاید هم نتیجه گرفته ایم اما در مدت کوتاهی دوباره به وزن قبلی برگشته ایم و گاهی بیشتر از قبل و این باعث نا امیدی و نگرانی بیشتر ما از چاق تر شدن می شد و ما چاق تر و چاق تر می شدیم .خود من در همین حال و احوال بودم و دیگر بی خیال لاغری شده بودم و در درونم همیشه این احساس را داشتم که راه و روش بهتر و ساده تری برای کاهش وزن وجود دارد اما آن را نمی شناختم .بارها از خداوند می خواستم که من به طریقی راحت و آسان بتوانم متناسب و لاغر شوم تا بالاخره خداوند من را به این روش و مسیر لذت بخش هدایت کرد .زمانی که متوجه شدم خود استاد عطار روشن با روشی غیر از روش های معمول مقدار وزن قابل توجهی کم کرده اند و همچنان در تناسب به سر می برند بسیار خوشحال و امیدوار شدم و مطمئن شدم که روش و مسیری را که می خواستم از طریق آن راحت و آسان لاغر شوم را به لطف خدای مهربانم پیدا کرده ام .چندین ماه است که من در مسیر هستم و تغییرات خوبی داشته ام از لحاظ روحی و نگرشی ، دیگر مانند سابق رنج چاقی را حمل نمی کنم، با تنفر و انزجار از چاقی روح خود را اذیت نمی کنم ، از خوردن نمی ترسم ، دم به دقیقه خود را وزن نمی کنم ،نگران چاق تر شدن نیستم ، چاق تر نشده ام ، از خودم بسیار راضی و خشنود تر هستم ، زیبایی های زندگی را بیشتر لمس می کنم ، اخبار نگران کننده و تلخ را دنبال نمی کنم ، در آرامشی عجیب و زیبا به سر می برم ، با شرایط فعلی خود در صلح هستم و آن را پذیرفته ام که به دست خودم به وجود آمده است ، مسئولیت صد در صد لاغری خود را نیز پذیرفته ام ، از خوردن لذت می برم و نقطه ی گرسنگی و سیری خود را به خوبی درک می کنم ولی گاهی از نقطه ی سیری رد می شوم ولی من باز ادامه می دهم تا جایی که به طور ناخودآگاه من دقیقا مانند یک فرد متناسب و لاغر رفتار کنم و به تناسب اندام دلخواهم برسم .گاهی از اینکه از نظر جسمی تغییر چندانی نکرده ام مقداری نا امید می شوم اما اجازه نمیدهم که این حس ادامه پیدا کند چون من به این روش و مسیر ایمان دارم و مطمئنم که از آن نتیجه ی خوبی می گیرم و به راه خود همچنان با شور و شوق ادامه می دهم چرا که تناسب و لاغری حق طبیعی من است و من توانایی لاغر شدن را دارم و تناسب و لاغری چیزی جدا از من نیست و من آن را در وجودم دارم و دوباره آن را تجربه خواهم کرد.

      همه ی ما انسان ها از اینکه ثروت بیشتر ، خانه ی بزرگتر ، عشق و محبت فراوان تر ، ماشین لوکس تر ،زیبایی بیشتر، امکانات رفاهی بیشتر و بهتر ، فرزندان موفق تر و خیلی چیزهای دیگر را در جهت رشد و گسترش آن داشته باشیم ، را خواهانیم و علاقه داریم اما تنها چیزی که هر چه کمتر باشد بیشتر خوشحال می شویم سایز و وزن ماست که در نتیجه ی آن لباس های ما مانند مانتو ، شلوار ، پیراهن ، بلوز و … برای ما گشاد می شود و ناچار به تنگ کردن آنها هستیم و در بعضی مواقع نیاز به خرید جدید با سایز جدید هستیم و چه لذت بخش و زیباست .مطمئنا من هم به زودی این تجربه ی شیرین و لذت بخش را تجربه خواهم کرد چون در حال یادگیری لاغری با ذهن هستم و در مسیر زیبا و لذت بخش آن قدم به قدم پیش میروم و ادامه می دهم و چه بخواهم و چه نخواهم متناسب و لاغر می شوم و در آن صورت من هم باید لباس های جدید با سایز و اندازه ی جدید خریداری کنم و از اندامی که خودم برای خودم خلق کرده ام نهایت لذت را خواهم برد .این آرزوی لذت بخش و شیرین را که ایمان دارم که به حقیقت می پیوندد را هم برای شما دوستان هم مسیر و هم برای شخص خودم از خدای مهربانم می خواهم که هر چه زودتر محقق شود ، الهی آمین .

      “ یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم