0

شگفتی های مواد غذایی – مقدمه

غذاهای لاغر کننده
اندازه متن

در سراسر دنیا مواد غذایی را یکی از عاملان اصلی چاقی معرفی می کنند و تحقیقات گسترده ای درباره تاثیر هر ماده غذایی بر چاقی انجام شده است.

از زمانی که غذاها را عامل چاقی معرفی کردند، موضوع غذاهای لاغر کننده نیز بوجود آمد و غذاها در دو گروه چاق کننده و لاغر کننده دسته بندی شدند.

غذای لاغر کننده

پیدایش غذاهای لاغر کننده

زمانی که چاقی در جهان گسترش پیدا کرد و دلیل و منطق خاصی برای آن پیدا نشد اولین موضوعی که به نظر انسان دلیل چاق شدن افراد بود مواد غذایی شناخته شد. از زمانی که به افراد چاق گفته شد که یکی از دلایل چاق شدن آنها مواد غذایی است تمرکز و حساسیت افراد چاق بر مواد غذایی شروع شد.

بعد از آن برنامه های رژیمی برای رهایی از چاقی از سوی همان افرادی که غذاها را عامل چاقی بشر می دانستند ارائه شد و صنعت رژیم در جهان متولد شد.

بعد از شکل گیری نگرش چاق کننده بودن برخی مواد غذایی، آن این فکر در ذهن انسان ایجاد شد که اگر برخی غذاها باعث چاقی می شوند حتما برخی غذاها هستند که خوردن آنها باعث لاغری می شود و این فکر ساده باعث ایجاد نگرش غذاهای لاغر کننده شد.

تحقیق و بررسی درباره نگرش افراد چاق یا افرادی که دچار ذهن چاق شده اند درباره غذاهای لاغر کننده مشخص می کند که روزانه افراد زیادی در دنیای اینترنت و فضای مجازی در جستجوی کشف مواد غذایی لاغر کننده هستند.

  • غذاهای لاغر کننده سریع
  • غذاهای لاغر کننده شکم
  • غذاهای چربی سوز بالا
  • صبح ناشتا برای لاغری چه بخوریم؟
  • لیست غذاهای کم کالری برای لاغری
  • لاغر کننده های قوی

عبارت های زیادی به منظور پیدا کردن غذاهای لاغر کننده توسط افراد جستجو می شود که بیانگر اهمیت این موضوع در ذهن افرادی است که چاق هستند یا نگران چاق شدن هستند.

تاثیر اطلاعات بر مغز

برای درک بهتر اینکه چه غذاهایی چاق کننده یا لاغر کننده هستند باید ابتدا از تاثیر اطلاعات بر مغز آگاهی کسب کنید چرا که در این صورت است که به شکل منطقی می توانید درباره غذاهای چاق کننده یا لاغر کننده تصمیم گیری کنید.

درباره تاثیر اطلاعات بر مغز و واکنش های انسان نسبت به اطلاعاتی که وارد مغز می شود در دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به طور مفصل توضیح داده شده است که توصیه می کنم حتما این دوره را تهیه و از مطالب فوق العاده آن بهره مند شوید.

با هر موضوعی در زندگی روزمره مواجه شوید به شکل اطلاعات از طریق دیدن یا شنیدن وارد مغز شما می شود و این اطلاعات چه بخواهید و چه نخواهید بر نگرش و واکنش های شما تاثیر می گذارد.

فردی که اضافه وزن دارد و از وضعیت جسمی خود ناراضی است نسبت به هر موضوع درباره چاق شدن و لاغر شدن کنجکاو می شود.

هر اطلاعاتی درباره چاق تر شدن باشد با دقت دنبال می کند تا بتواند جلوی چاق تر شدن خود را بگیرد و هر موضوعی درباره لاغر شدن باشد را با اشتیاق دنبال می کند تا بتواند از شر چاقی رها شود.

فرایند ساده تاثیر اطلاعات وارد شده به مغز بر جسم به این صورت است که هر فکری که وارد مغز خود کنید به شکل احساس در جسم نمایان می شود و تکرار شدن احساس منجر به شکل گیری انتظار برای تجربه موضوع ایجاد کننده احساس می شود.

نکته حائزاهمیت اینکه ما فقط می توانیم بر ورودی اطلاعات به مغز خود نظارت و کنترل داشته باشیم. اطلاعاتی که بدون توجه و نظارت وارد مغز می شود چه بخواهیم چه نخواهیم بر ما تاثیر می گذارد.

به همین دلیل است که افراد چاق به دلیل عدم اطلاعات از دلیل و چگونه چاق شدن خود به دنبال راه حل چاقی از طریق مختلف هستند و نمی دانند با این کار اطلاعات زیادی درباره چاق شدن و لاغر شدن وارد مغز خود می کنند که همه منجر به بروز احساس چاقی بیشتر در آنها می شود.

خیلی از افرادی که اضافه وزن دارند از این موضوع متعجب و بعضا عصبانی هستند که چرا با اینکه چند سال است درحال تلاش برای لاغر شدن و مرافبت از خود دربرابر چاق تر شدن هستند اما همچنان چاق تر می شوند.

دلیل این اتفاق اکنون برای شما واضح است. اطلاعاتی که این افراد به منظور چاق نشدن یا لاغر شدن وارد مغز خود می کنند در نهایت منجر به بروز احساس چاقی در آنها می شود و احساس چاقی منجر به چاق تر شدن جسم می شود.

تاثیر غذای چاق یا لاغر کننده بر جسم

وقتی درباره چاق کننده بودن مواد غذایی اطلاعات دریافت کنید تصمیم می گیرد تا دیگر از آن مواد غذایی مصرف نکنید. اما از آنجاکه واکنش نسبت به خوردن مواد غذایی توسط مغز صادر می شود نمی توانید بر تصمیم خود قاطع باشید و از آن به بعد هر وقت از آن مواد غذایی مصرف می کنید، بیشتر از قبل احساس چاق شدن بخاطر خوردن آن غذاها را در وجود خود احساس می کنید.

این احساس در صورتی که به حد کافی تکرار و پایدار شود منجر به چاق تر شدن شما خواهد شد.

زمانی که درباره غذاهای لاغر کننده اطلاعات دریافت می کنید، سعی خواهید کرد از آن مواد غذایی به منظور لاغر شدن استفاده کنید یا اگر از قبل از آن مواد غذایی مصرف می کردید سعی می کنید از این پس بیشتر مصرف کنید تا زودتر لاغر شوید.

نکته جالب و حائز اهمین اینکه به اندازه ایی که خوردن غذاهای لاغر کننده در ذهن شما احساس لاغری ایجاد می کند شما لاغر می شوید اما از آنجا که احساس چاقی که از قبل در وجود شما شکل گرفته است همچنان قوی و پابرجاست به مرور احساس لاغری به خاطر خوردن غذاهای لاغر کننده کمتر شده و از بین می رود و احساس چاقی دوباره وجود شما را فرا می گیرد و دوباره چاق می شوید.

واقعیت این است که هیچ غذایی چاق کننده یا لاغر کننده نیست بلکه نگرشی که به واسطه کسب اطلاعات درباره مواد غذایی دریافت می کنید به شکل احساس چاقی یا لاغری در وجود شما شکل می گیرد و زمانی که احساس به اندازه کافی تکرار و پایدار شود به وضعیت جسمی تبدیل خواهد شد.

نکته حائز اهمیت اینکه همیشه احساس چاقی در ذهن افراد چاق قوی تر و ریشه ای تر از احساس لاغری که به واسطه خوردن غذاهای لاغر کننده یا هر کاری که برای لاغری انجام می دهید است.

بنابراین بعد از مدت کوتاهی احساس چاقی که پایدار و همیشگی بوده است بر احساس لاغری که به شکل مقطعی در شما شکل گرفته است غلبه کرده و روند چاقی ادامه پیدا می کند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.39 از 104 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=41984
32 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۲/۱۶ ۰۶:۵۸
      مدت عضویت: 2269 روز
      امتیاز کاربر: 7793 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 948 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد 🌸

      آفریننده‌ی مهربانِ تن و ذهن و احساس 💗

      سلام و درود خدمت استاد عزیز، جناب عطاروشن، و همه‌ی دوستان نازنین و هم‌مسیرم در خانواده‌ی گرمِ «تناسب فکری» 🤍✨

      🌷 قصه‌ی من و غذا؛ از کابوس تا آشتی 🌷

      سال‌هایی از زندگی من با یک سؤال ساده اما فرساینده گذشت:

      «این غذا چاق می‌کنه یا لاغر؟» 🤯

      شاید از بیرون، سؤال ساده‌ای به نظر برسد،

      اما برای کسی که در دلِ فرهنگ رژیم بزرگ شده،

      که هر لقمه‌اش با **گناه، ترس، استرس و حساب‌وکتاب** همراه بوده،

      این سؤال تبدیل می‌شود به یک کابوس تکراری… کابوسی که هر روز تکرار می‌شود 🍽💭

      🍫 همه‌ی خوشمزگی‌ها متهم‌اند!

      سال‌هایی که درگیر رژیم بودم،

      تقریباً تمام غذاهای خوشمزه در ذهن من برچسب «چاق‌کننده» داشتند.

      از شیرینی و شکلات گرفته،

      تا برنج و نان،

      تا حتی بعضی از میوه‌ها!

      در عوض، تعداد غذاهایی که برچسب «لاغرکننده» داشتند،

      آن‌قدر کم بود که می‌شد روی انگشت‌ها شمردشان…

      یک‌جا سالاد،

      یک‌جا سوپ رقیق،

      کمی سبزیجات بخارپز،

      و یکی دو مدل غذای بی‌روح و کم‌کالری.

      تازه چند سال اخیر، جمله‌ای مد شده بود:

      «حتی غذاهای لاغرکننده هم اگر زیاد مصرف بشن، چاق می‌کنن!»

      یعنی عملاً پیام پنهان این بود:

      «از همه چیز بترس!

      هیچ غذایی امن نیست!

      همه چیز می‌تواند تو را چاق کند!» 😔

      #گ🩺 رژیم‌ها، دکترها و لیست‌های ممنوعه

      تقریباً همه‌ی دکترها و متخصص‌ها یک جمله‌ی معروف داشتند:

      «همه چیز بخورید، ولی کم بخورید.»

      در نگاه اول، جمله منطقی و متعادل به نظر می‌رسید،

      اما کافی بود پای رژیم عملی وسط بیاید…

      به محض اینکه می‌خواستیم «رژیم» بگیریم،

      یک لیست بلندبالا از **مواد غذایی ممنوعه** جلوی چشممان ظاهر می‌شد:

      – نان سفید ممنوع

      – برنج تقریباً ممنوع

      – شیرینی و شکلات کاملاً ممنوع

      – فست‌فود دشمن شماره یک

      – حتی بعضی میوه‌ها محدود

      در مقابل،

      غذاهایی که اجازه داشتیم بخوریم،

      یا حجمشان آن‌قدر کم بود که سیر نمی‌شدیم،

      یا اگر مقدارشان قابل توجه بود،

      نهایتاً **یک بار در هفته** اجازه داشتیم سراغشان برویم.

      آن‌هم با این شرط که:

      «این یک بار را هم به چند قسمت تقسیم کنید،

      هر بار یک‌ذره بخورید،

      که خیلی چاق نکنه!»

      نتیجه چه می‌شد؟

      ما می‌نشستیم سر سفره،

      غذا را می‌خوردیم،

      اما انگار نه انگار…

      آن‌قدر کم، آن‌قدر حساب‌شده،

      که حتی نمی‌فهمیدیم چی خوردیم!

      سیر نمی‌شدیم،

      لذت نمی‌بردیم،

      ولی از طرف دیگر، احساس گناه و استرس داشتیم.

      💧 ترس از آب خوردن…

      کم‌کم اوضاع به جایی رسید که من از **آب خوردن** هم می‌ترسیدم 😢

      همه‌جا می‌شنیدم:

      «آب هم وزن داره.»

      «آب هم روی ترازو خودش را نشان می‌دهد.»

      «آب هم اگر زیاد بخوری، باعث افزایش عدد ترازو می‌شود.»

      این شد که هر جرعه‌ی آب،

      برای من حکم یک تهدید را داشت.

      به جای اینکه بدنم را تشنه ببینم،

      به جای اینکه آب را نعمت ببینم،

      من فقط به این فکر می‌کردم که:

      «این هم می‌تونه باعث اضافه شدن وزن بشه.»

      حتی وقتی می‌رفتم روی ترازو،

      به‌جای دیدن یک عدد ساده،

      انگار داشتم قضاوت خودم را می‌دیدم.

      این عدد برایم تبدیل شده بود به معیار ارزشمندی!

      😰 استرس، کورتیزول و کابوس چاقی

      کم‌کم فهمیدم داستان فقط به «غذا» مربوط نیست.

      هر وقت یک غذای به‌اصطلاح چاق‌کننده را با **لذت و آرامش** می‌خوردم،

      اغلب وزنم تغییری نمی‌کرد.

      اما همین که همان غذا را با **استرس، ترس و عذاب وجدان** می‌خوردم،

      احساس می‌کردم بدنم همه‌چیز را ذخیره می‌کند.

      هورمون کورتیزول – همان هورمون استرس –

      کار خودش را می‌کرد.

      بدن، وارد حالت دفاعی می‌شد،

      سوخت‌وساز پایین می‌آمد،

      و هر لقمه‌ای که می‌خوردم،

      در ذهنم تبدیل می‌شد به یک **کابوس چاقی** 😖

      همان غذاهایی که قرار بود «من را لاغر کنند»،

      در آن فضای ذهنی،

      هیچ معجزه‌ای نمی‌کردند.

      چون من با آن‌ها هم مثل دشمن رفتار می‌کردم.

      🧠 فرهنگ رژیم؛ چرخه‌ی خوردن و نخوردن

      به مرور فهمیدم که مشکل، فقط یک لقمه بیشتر یا کمتر نیست.

      مشکل، **فرهنگ رژیم** است.

      این فرهنگ، به ما یاد داده:

      – غذاها را به «خوب» و «بد» تقسیم کنیم،

      – هر لقمه را با قضاوت بخوریم،

      – بدن را دشمن بدانیم،

      – و ارزش خودمان را به عدد ترازو گره بزنیم.

      وقتی در این چرخه‌ی **خوردن و نخوردن** گیر می‌افتیم،

      هر لقمه تبدیل می‌شود به یک امتحان،

      به یک پروژه‌ی اضطراب‌آور،

      به یک معامله‌ی موقت با بدن.

      در این حالت،

      چقدر هم که رژیم را رعایت کنیم،

      باز احساس کمبود و محرومیت داریم.

      و هرچه بیشتر در این سیستم می‌مانیم،

      بیشتر به آن وابسته می‌شویم.

      انگار بدون رژیم،

      بدون لیست،

      بدون کالری،

      بلد نیستیم زندگی کنیم.

      🌱 یک نقطه‌ی عطف: تغییر سؤال

      در یک جایی از مسیر،

      یک تغییر کوچک اما عمیق در ذهنم رخ داد.

      تا آن موقع،

      هر غذایی را با این سؤال می‌سنجیدم:

      «این چاق می‌کنه؟»

      یا

      «این لاغر می‌کنه؟»

      امروز اما یاد گرفته‌ام

      که یک سؤال دیگر بپرسم:

      **«این غذا چه فایده‌ای برای بدن من دارد؟»** 🥗💚

      به جای اینکه فقط روی چاق‌کنندگی یا ضرر احتمالی تمرکز کنم،

      شروع کردم به شمردن **مزایا و فواید خوردن**.

      مثلاً:

      – این غذا به من انرژی می‌دهد؟

      – این غذا من را سیر و راضی می‌کند؟

      – این غذا به عضلاتم کمک می‌کند؟

      – این غذا به پوستم، موهایم،

      یا حتی به روحیه‌ام کمک می‌کند؟

      این سؤال ساده،

      به‌جای اینکه رابطه‌ام با غذا را بر پایه‌ی **ترس** تعریف کند،

      کم‌کم آن را بر پایه‌ی **آگاهی و احترام** بنا کرد.

      🌸 آشتی با غذا، آشتی با بدن

      کم‌کم فهمیدم:

      غذا، دشمن من نیست.

      بدنم هم دشمن من نیست.

      این **جنگِ دائمی** بود که داشتم با خودم می‌کردم،

      که من را فرسوده کرده بود.

      وقتی یاد گرفتم به جای برچسب زدن،

      به جای «این خوبه، اون بده»،

      به جای «این می‌کشه بالا، اون میاره پایین»،

      به خودم و بدنم گوش بدهم،

      همه‌چیز کم‌کم عوض شد.

      وقتی با لذت،

      آرام،

      با حضور،

      و بدون عذاب وجدان غذا می‌خورم،

      بدنم هم آرام‌تر است.

      دیگر لازم نیست هر لقمه را تا مرز اضطراب،

      تحلیل و قضاوت کنم.

      💖 جمع‌بندی: از ترس به اعتماد

      با همه‌ی این تجربه‌ها،

      امروز می‌توانم بگویم:

      اینکه فکر کنیم

      «غذا چاق‌کننده است»

      یا

      «فلان غذا دشمن ماست»،

      بخشی از فشار **فرهنگ رژیم** است.

      هرقدر بیشتر در چرخه‌ی

      «این را بخور، آن را نخور»

      گیر کنیم،

      بیشتر وابسته‌ی این سیستم می‌شویم،

      و کمتر صدای بدن خودمان را می‌شنویم.

      اما وقتی تصمیم می‌گیریم

      به‌جای تمرکز وسواس‌گونه روی چاق‌کنندگی،

      یا روی عوارض احتمالی،

      شروع کنیم به شمردن

      **مزایا و فواید خوردن آگاهانه**،

      بازی عوض می‌شود ✨

      آنجا که:

      غذا می‌شود نعمت، نه تهدید؛

      بدن می‌شود دوست، نه دشمن؛

      و سفر لاغری،

      تبدیل می‌شود به سفر **آشتی با خود** 🌷

      امروز باور دارم:

      – بهترین و اصولی‌ترین راه برای لاغر شدن،

      از «جنگ با غذا» نمی‌گذرد؛

      از «اعتماد به بدن» می‌گذرد.

      – از «خودتحقیرکردن» نمی‌گذرد؛

      از «خوددوستی» می‌گذرد.

      – از «ترس» نمی‌گذرد؛

      از «آگاهی و آرامش» می‌گذرد.

      و من،

      در این مسیر،

      دارم آرام‌آرام یاد می‌گیرم

      که به جای شمردن کالری‌ها،

      نعمت‌ها را بشمرم 🍃

      به جای شمردن ممنوعیت‌ها،

      فواید را ببینم 💚

      و به جای شمردن شکست‌ها،

      قدم‌های کوچکِ پیشرفتم را

      قدر بدانم 🌈✨

      خدایا، شکرت برای تمام لقمه‌هایی

      که هم بدنم را سیر می‌کنند

      و هم روحم را.🤍✨

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا