0

یلدای لاغری شما مبارک

یلدا
اندازه متن

رفتارهای روزانه ما بر اساس آنچه در ذهن ما می گذرد، صورت می گیرد.

شاید مرور افکار در ذهن به دلیل سرعت بالای آن فابل لمس یا توجه نباشد اما با کمی فکر کردن به کارهایی که در زندگی روزمره انجام می دهید حتما به این یقین خواهید رسید که هر عملی از شما سر می زند قبل از آن فکر یا دستور العمل آن در ذهن و بعد در مغز شما ساخته شده است.

فضای ذهن

من عقیده دارم ذهن، یک فضای خالی است که به دو طرق می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

  1. ورود اطلاعات جدید از طریق دیدن، شنیدن، بوئیدن و …
  2. مرور خاطرات گذشته

درمورد ورود اطلاعات توضیح نمی دهم چون کاملا واضح است. اما مرور خاطرات نیاز به توضیح دارد.

زمانی که شما آگاهانه اطلاعت وارد ذهن خود نکنید، به طور خودکار ذهن شما از اطلاعات قبلی که در مغز ذخیره شده است و خاطرات شما هستند برای پر کردن فضای خود استفاده می کند.

مرور خاطرات گذشته

مرور خاطرات گذشته شامل مجموعه افکاری است که در رابطه با آنچه در گذشته رخ داده است در ذهن ما مرور می شود.

به این مثال توجه کنید:

تصور کنید در خانه هستید و احساس تشنگی می کنید. چه اتفاقی می افتد؟

به طور خودبخود به سمت محل خوردن آب حرکت می کنید و با لیوان یا هر وسیله ای که عادت دارید آب می نوشید. ممکن است عادت کرده باشید فردی را خطاب قرار دهید تا برای شما آب بیاورد.

به هر شکلی که شما رفع تشنگی کنید همه برگرفته از خاطرات شما صورت می گیرد.

اکنون تصور کنید در خیابان هستید و احساس تشنگی می کنید. چه اتفاقی می افتد؟

شما در خانه نیستید که ذهن شما به طور اتوماتیک از اطلاعات ذخیره شده در مغز شما برای خوردن آب استفاده کند و شما باید اطلاعات جدید درباره نحوه رفع تشنگی را به ذهن خود از طریق دنبال محل خرید آب یا نوشیدن آب و … وارد کنید.

در کسری از ثانیه اطلاعات پردازش شده و تبدیل به عمل برای برطرف کردن احساس تشنگی می شود.

در این حالت شما آگاهانه اطلاعات جدید را وارد ذهن خود کردید و در نتیجه به روشی متفاوت از زمانی که در خانه هستید برای رفع تشنگی اقدام کردید.

در مورد برخورد ما با مواد غذایی نیز دقیقا به همین شکل صورت می گیرد.

واکنش مغز چاق

ذهن چاق، اطلاعات مورد نیاز را از آنچه در مغز ذخیره شد است دریافت می کند و یک فرمول در مغز ذخیره می کند و مغز فقط فرمول را تبدیل به عمل می کند. از طریق شما.

اطلاعات ذخیره شده در مغز تکراری هستید اما ذهن هرگز تکراری عمل نمی کند یعنی به این صورت نیست که اگر صد بار برای رفع تشنگی اقدام کردید دیگر ذهن در این پروسه اعمال نقش نکند، بلکه هر صدبار اطلاعات از مغز وارد ذهن شده و پس از پرداش به صورت دستورهای قابل اجرا در مغز ذخیره شده و سپس به عمل برای رفع تشنگی منجر می شود.

به این دلیل است که هربار از رژیم غذایی یا ورزش کردن برای لاغری اقدام کردیم تا زمانی که آن روش ها را ادامه می دادیم نتیجه می گرفتیم ولی به محض خارج از شدن از رژیم یا رها کردن برنامه ورزشی دوباره چاق می شدیم چون ذهن شما هر بار که شما تصمیم به انجام کاری داشته باشی اطلاعات را از مغز گرفته و پردازش می کند.

برنامه رژیمی اطلاعات ذخیره شده در مغز شما نیست بلکه برنامه ای است که به شما برای لاغری داده شده است و چون به صورت برنامه همیشگی در مغز شما ذخیره نمی شود به محض خارج شدن از برنامه رژیمی رفتارها و عادت های قبلی دوباره تکرار شده و شخص به اضافه وزن قبلی برمی گردد.

بنابراین در لاغری با ذهن با علم بر اینکه ذهن ما می تواند به صورت آگاهانه برنامه ریزی شود سعی می کنیم با دادن اطلاعات جدید به ذهن خود برنامه های جدید در مغز ایجاد کرده و در نتیجه رفتار ما تغییر می کند.

با تکرار و استمرار این فرایند رفتارهای جدید در مغز ذخیره شده و به اطلاعات خاطره ای تبدیل می شوند. از آن پس ذهن به صورت خودکار از آن اطلاعات برای پر کردن فضای خالی هر روزه جهت ایجاد دستورالعمل های اجرای در مغز استفاده می کند.

واکنش های ما در ایام مختلف سال بخاطر اطلاعاتی است که به صورت خاطره در مغز ما ذخیره شده است.

خاطرات شب یلدا

اگر اکنون درباره شب یلدا از شما سوال شود، قطعا اطلاعاتی درباره این رسم دیرینه ایرانیان ارائه خواهید داد که اتفاقا بخش زیادی از آن درباره خوردنی ها می باشد.

بنابراین در روزهایی که نزدیک به ایام خاصی در سال می شویم مانند شب یلدا، شب عید و … به دو صورت آگاهانه و ناآگاهانه اطلاعات وارد ذهن خود می کنیم.

هم از اطرافیان به صورت دیداری از طریق دیدن کلیپ های مربوط به تهیه و تزئین خوراکی های شب یلدا و هم از طریق مرور خاطرات خود درباره شب یلدا حجم زیادی از آگاهی را وارد ذهن خود کرده و فرمول های جدید برای عملکردن در شب یلدا را در مغز خود ایجاد می کنیم.

دلیل اینکه همه افراد چاق از عملکرد خود در شب یلدا ناراضی هستند و احساس عذاب وجدان چاق تر شدن دارند این است که همه آنها از چند روز قبل از شب یلدا اطلاعات زیادی را به صورت آگاهانه و خودبخودی از مرور خاطرات وارد ذهن خود می کنند و نتیجه این عمل، عدم رفتار مناسب در شب یلدا و ایجاد احساس عذاب وجدان چاق تر شدن می شود.

در این ویدیوی آموزشی به طور مفصل درباره این موضوع توضیح داده شده و تمرین عملی برای برنامه ریزی ذهن خود برای داشتن شخصیت و رفتار متناسب در شب یلدا اراده شده است که با اجرای آن به طور واضح ارتباط بین مرور افکار در ذهن و تبدیل شدن آنها به عمل در زندگی روزمره را تجربه خواهید کرد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.50 از 36 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=32317
32 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۵/۱۰ ۱۵:۵۹
      مدت عضویت: 757 روز
      امتیاز کاربر: 29415 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 263 کلمه

      سلام من قبلا چقدرتورنج بودم ماه رمضان میومدمیگفتم تیرویدم بهم میریزه من چاق میشم ولی بلطف خداواززمان ورودبه سایت نه چاق شدم نه تیرویدبهم خورد عیدنوروزهم همینجور شب یلدا هم میگفتم وای سخته چاق میشم ولی یلداشدومن خیلی عادی برخوردکردم اصلا دنبال پرخوری نبودم وخیلی خوب بود این همه توفضای مجازی دیدم انواع میزیلدایی ولی اصلا مثل قبل نبودم که هوس کنم انگاربرام عادی بود حتی بیرون رفتنی هم همینجورم اگرقبلا بودمن همش دوست داشتم یه چیزبخورم ولی لاغری بادهن توتمام جنبه های زندگی مارو تاثیرگذاشته یادگرفتم اینقدربه غذاها فکرنکنم توهمون لحظه تصمیم بگیرم چه بایدبخورم باید افکارم بیشتردرست بشه من وقتی این مسیرانتخاب کردم باخودم گفتم این روشی هست من میتونم موفق بشم والان یکساله توسایتم من چون متاهلم وبچه دارم نمیتونم هرتایمی بیام بنابراین شب دیگه بیکارم وحالم خوبه میام وقت میزارم وفایل هاموگوش میدم من این فایل یلدایی روگوش نداده بودم امشب انگارقسمت بودگوش کنم چقدرنکات داشت تمام اعمال ورفتارتومغزماذخیره شده قبلا میگفتیم نریم لباسی بپوشم چاقیموپنهان کنم ولی الان نه راحت میریم ولباس دلخواه میپوشیم  من دیدم براشب یلداافرادچقدراسراف میکنن همه چی میخرن میزارن رو همش خورده نمیشه فقط برا اینکه میزیلدایشون ازاون یکی پایین ترنباشه یا وقتی میررفتیم سفره حس گرسنگی داشتم همش فرمول دهنی هست ولی من رفتم مسافرت اصلا بخوام اضافه خوری بکنم نه خیلی رفتارمتناسب داشتم ذهن ما خالیه ازدوطریق برنامه ریزی شده یا مابهش اطلاعات دادیم یا ازقبل برناگه دخیره شده نه درموردیلداهرمناسبتی اینقدرفکرخوردن هانباشیم افکارماتبدیل میشه به رفتارومن وقتی به یک فردی که درحقم بدی کرده فکرکنم انگارازش دعوت میکنم بیادتوزندگیم ولی باگوش دادن به فایل های استادیادگرفتم رودهنم کارکنم ودیگه اون افکارمرورنکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۳ ۱۷:۵۴
      مدت عضویت: 720 روز
      امتیاز کاربر: 9180 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 546 کلمه

      سلام بر همگی یلدا مبارک همه ی روزا عیده برای من و جشن میگیرم دیگه برام فرقی نمیکنه همینکه هر روز صبح چشمای خوشگل و سالمم رو باز میکنم برام عید و جشنی دوباره ست و شکرانه این نعمت رو که بمن داده میشه بجا می آورم 

      اما در مورد شب یلدا باید بگم تنها سالی بود که من از رفتن به این دورهمی خونه مادر همسرم هیچ ترسی نداشتم اصلا حتی یه عکس یا یه فایل سفره آرایی شب یلدا رو هم دنبال نکردم تازه استوری کردم و از اطرافیانم هم خواستم که بخاطر شرایط بد اقتصادی تا جاییکه امکانش هست عکس از سفره های رنگینتون استوری نکنید و خدا رو شکر نود درصد دوستانم رعایت کردند 

      من فقط برای دورهمی و حرف زدن و دیدار فامیل مخصوصا بچه های خواهر شوهرم که عاشقشونم با ذوق فراوان به این دورهمی رفتم و کلی جوک گفتیم و سر به سر هم به شوخی گذاشتیم و کرکره خنده بود فقط چون یکسی از فامیلای دور فوت شده بودند اجازه رقص و پایکوبی بهمون ندادند ولی از نظر من اشکالی نداشت و بمن یکی که خوش گذشت مهم همون دورهمیه بود و بهم چسبید 

      هیچ فرقی خوردن من با یک روز عادی من نداشت دقیقا به اندازه ی نیازم از انار و غذای سر سفره شام خوردم و تازه همه مبهوت اینهمه تناسب اندام من شده بودند 

      پوستم به شدت صاف و درخشان و سفید شده و موهام فوق العاده پرپشت شده و انگار بیست سال جوانتر شدم 

      فوق‌العاده پر شور و انرژی و خندان و بشاش بودم و همه از همنشینی کنار من لذت می‌بردند اصلا نمیزاشتم بحث به چیزی به غیر شادی ختم بشه 

      پی وی من تو اینستاگرام پر شده امروز از مطالب خنده داری که دوستام برام میفرستند چون متوجه روحیه شاد من شدند و می‌خوان منو بیشتر بخندونند 

      جالبه دیگه هیچ کدوم برای من مطالب سیاسی نمی‌فرستند همش رقص و موزیک و مولانا و شمس و شعرهای پرمفهوم 

      خدایا شکرت که روز به روز تو مسیر تناسب اندام به آرامش رسیدم و بدنم داره کار خودشو می‌کنه و هر روز لاغرتر از دیروز میشم قشنگ از تو سایز لباسهای مشخصه که به تناسب اندام کامل دارم نزدیک میشم 

      دیگه وزن کردن برام معنی و مفهومی نداره و اصلا دلم نمی‌خواد وزنم رو بدونم 

      جالبه شب یلدا از هر چیزی که دوست داشتم هم خوردم و خودمو بزور از هیچ چیزی محروم نکردم و لاغرترم شدم 

      نمی‌دونید چه حسی دارم فقط یکسی که مثل من تو مسیره می‌تونه این خوشحالی عمیق درونی رو درک کنه که میتونی از هر چیزی میخوای بخوری و لاغرترم بشی 

      همنشینی و هم‌صحبتی با آدمها رو خیلی دوست دارم چون فوق العاده آدم برون گرا و اجتماعی ای هستم 

      و شب یلدا چون دیدارها تازه میشه برای من یک شب فوق العاده ست و دوستش دارم 

      کلی پدر شوهرم رو که داییمه بوسیدم و اونم از لباس قرمز من که بهم میومد خوشش اومد و خدا رو شکر میکرد که عروسهای و نوه هاش دورش جمع شدیم و میگیم و می‌خندیم چون بشدت دوست داره بچه هاش با هم خوب باشند و دورهم ببینتشون ،پدرشوهر من صد سالشه و بسیار مهربونه 

      خدایا شکرت بخاطر این جشن و جشن ها عیدهای دورهمی دیگه که دیدارها تازه میشه 

      خدایا شکرت بخاطر وجود پدر شوهرم که مأمنی برای این دورهمی ها برامون جور کرده و حضورت مایه عشق و آرامشه برای عموم

      یلدای همگی هم مبارک با تاخیر 😉

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Paris.R
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۱ ۲۳:۳۳
      مدت عضویت: 771 روز
      امتیاز کاربر: 5790 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 120 کلمه

      سلام وقت به خیر من با اینکه چند ماه وارد سایت شدم ولی بنظر خودم در دوشب یلدای برگزارشده خیلی خوب عمل کردم درشب اول که مهمانی بودم فقط یک مقدار انار خوردم ولی پیتزا ونوشابه  نخوردم  یعنی میل نداشتم وچند عدد بادام وپسته وچایی خوردم  واز میوه های دیگه هیچی نخو ردم در شب دوم باز شام پیتزا بود دوبرش پیتزا خوردم وچند عددتخمه   ولی نوشابه وکمک نخوردم کاملا سبک بودم وراحت از خودم هم راضی بودم کلا هیچ طرح برنامه ای برای خوردن در ذهنم نبود  امروز کار خیاطی داشتم ومجبور شدم اندازه بزنم دیدم دور کمرم ۱ سانتی متر کوچک شده  من خوشحال ترینم با اینکه رژیم نداشتم پیامهای سیری  از طرف بدنم بوده ممنونم استاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۱ ۰۱:۰۱
      مدت عضویت: 2206 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 514 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردنه 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      یلدا بر همگان مبارک باد 

      استاد من امشب آگاهانه یلدای خوبی تجربه نکردم میدونم مقصر خودم هستم می‌پذیرم 

      ولی یادم نیست که چرا من دیروز در اون همزمانی قرار گرفتن 

      خلاصه میگم دیروز ما قرار بود بریم و گاز بخریم دامادم گفت سر راه میریم خونه مامانم اینا من ابزار کارم بردارم 

      دخترم به من گفت نریم خونه مادرش بگو میخوام برم داروخانه نریم ا ونجا گفتم باشه

      خلاصه گفتم دامادم گفت اینم دارو خانه برید هر چی میخواین بگیریم بعد میریم خلاصه کنجکاو شده بود که چرا من مخالفم 

      اونم متوجه شد دخترم گفته به مت که چیزی نگفتن خلاصه ما رفتیم جلوی درب مادرش 

      برق رفته بود خونه تو تاریکی بود اسرار کرد بیاین تو گفتم برق رفته نرفتیم دامادم وسایل برداشت ما هم رفتیم برای خرید 

      امروز دخترم اومد ناراحت خودش حرف زد که با همسرش دعوا کرده بخاطر من گفتم مادر خودت گفتی این کارو بکن 

      من کلا عادت ندارم در چنین شرایطی حتما میرفتم داخل شاید هیچی هم نمیخوردم ولی میرفتم دنبال حرف نیستم 

      خلاصه این شد که قرار بود اونا برن خونه مادر همسرش ما هم خونمون باشیم  من چون پدرم تازه بهشتی شده دوست نداشتم جایی برم 

      این شد که دختر کوچیکم غذا درست کرد پیتزا من یکم خوردم سیر شدم دیگه تمایلی برای خوردن چیزی نداشتم 

      و از طرفی ناراحت بودم که بخاطر من اونا با هم قهر کردن از طرفی هم داماد من رفته بود خونه مادرش همسرش نبرده بود 

      خلاصه دیگه وقتی ناراحتم اصلا میلم به چیزی نمیشه دو سه ساعت گذشت دخترم یکم ژله آورده بود تزئین شده یه کم خوردم دیگه به هیچ تنقلاتی دست نزدم 

      چون میل نداشتم ناراحتم بودم کلا تمایلی به خوردن نداشتم 

      منم دیدم کسی چیزی نمیخوره جمع کردم بقیه هندوانه اینا خوردن ولی تنقلات کسی نخورد 

      و اینا تقصیر مت بود چرا من عقلم دادم دست یه بچه اینکارو بکن این کارو نکن 

      اگر اون کار و انجام بدی میگه مت گفتم تو چرا کردی انجام ندم میگه منکه گفتم هیچ وقت نشده حرف منو گوش کنی 

      بازم یه چیز دیگه ازش در میومد کلا اینا اینجوری هستن من عروسک خیمه شب بازی اونها هستم انگار 

      دیگه تصمیم دارم حرفشو گوش نکنم میگم من خودم تصمیم میگیرم 

      حالا خیلی حرف دیگران برام مهم نیست ولی من مثلا بخاطر اینکه من باعث ناراحتی اونا نشم ناخواسته گوش میدم الانم بدتر شد 

      و شب یلدا هر دو خانواده خراب شد خانواده اونا که نمیدونم چی شد 

      اشکالی نداره تجربه شد برام من این موضوع همین جا میبندم تمومش میکنم و میخوام برم بخوابم دیگه بهش فکر نمی‌کنم تجسم خودم انجام میدم 

      فردا هم یه رو ز دیگه و کاملا جدید هیچ ربطی به امشب امروز نداره 

      و براتون بهترین لحظات زندگی رو از خداوند بزرگ و مهربانم در این شب عزیز خواستارم شب یلدایی خوبی رو براتون آرزو دارم 

      و خوش ترین لحظات زندگیشونو هم براتون آرزو دارم یلداتون مبارک شاد و سلامت و خوشحال تندرست سرحال امیدوار پیروز و سربلند و موفق و کاملا متناسب و پولدار باشید در پناه خدا وند 

      یکبار دیگه یلدا به همه تون تبریک میگم بهترین سال زندگیتونو براتون آرزو دارم زمستون بی‌نظیری رو در پیش رو داشته باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۹/۳۰ ۱۱:۴۴
      مدت عضویت: 2206 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 810 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد میدونید اتفاقا من بدنبال این فایل بودم اصلا اسمش و یادم نیومد کلی فکر کردم ولی نتونستم پیدا کنم که سرج کنم این فایل بیاد 

      فقط یادم که گفتم این فایل یک کلید طلایی میشه زندگیم با این قانون با این فرمول تغییر بدم 

      که من گفتم خوب امروز چهارشنبه است استاد این آزمایش برای من در نظر نگرفته پس بهتره حالا که فایلی ندارم برم فایلهای دیگه گوش کنم 

      که دیشب در دور همی با این فایل برخورد کردم یادم افتاد اون فایلی که دنبالش میگشتم پیدا کردم 

      استاد میخواستم اینو بگم که من تا اینجا کار کاملا مثل افراد متناسب رفتار کردم 

      چرا که افراد متناسب میگن اول من میگم اینو بخریم یه چیزی باشه رو میز افراد متناسب میگن فلان چیز و فلان چیز داریم نیازی نیست این همه هزینه کنی برای یک دقیقه شب یلدا یک دقیقه بلندتر از شب‌های دیگه است 

      منم خیلی تنوع در نظر نگرفتم برای امشب و چون مهمون نداریم خیلی کم در نظر نگرفتم دخترم متناسب میگه مامان میخوای چکار هیچ کس نمیتونه بخوره همش میمونه برای روزهای بعد چه کاری زیاد بخریم منظورش تنوع ایجاد کردن 

      و میخواستم اینو بگم که خدا رو شکر خدا رو شکر امسال اصلا به خوردن فکر نکردن فقط دارم فکر میکنم چه غذایی درست کنم چون دو روز بعدش روز زن و قرار دخترم بیاد به دیدن من هم شب یلدا بگیریم هم روز زن باشه امشب هم سه نفری سب یلدا میگیریم 

      من فقط فکر کردم چی درست کنم برای در واقع روز زن و امشب به خوردن فکر نکردم و هر چیزی هم خریدم گفتم اینو بخرم دخترم گناه داره دلش یه سب یلدا میخواد 

      منم شب یلدا دلم میخواد نه برای خوردن برای تنوع ایجاد کردن و خلاصه شب یلدا امسال من متفاوتر از سال‌های قبل چون من الان این فایل گوش دادم اصلا به خوردن شب یلدا فکر نکردم 

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت 

      و اینکه اگر الان من تونستم در این حد از تغییر باشم اونو به راحتی آب خوردن تجربه و زندگی کنم برای اینکه شما استاد عزیز دارم برای اگاهیهایی که شما به من دادید وگرنه منم یکی بودم خیلی خیلی خیلی بدتر از خانواده ام 

      بدتر نه از اینکه انسان بدی باشیم نه از اینکه رفتارهای بدو نا پسند داریم 

      اینو بخورم تو خونه ما پیدا نمیشه اینو بخورم خیلی گرون من نمیخرم  عه اینم هست پس بخورم میگم خدارو شکر خیلی وقتها که دیگه این رفتار زشت ندارم اگر با چنین شرایطی برخورد کنم نمیگم از تنوع استفاده نمیکنم  نه ولی زیاده روی نمیکنم خداروشکر 

      من استاد دلم میخواد از اعماق وجودم از قبلم با تمام احساسم با تمام وجودم از شما تشکر و قدر دانی کنم چون اگر من اینجا هستم اگر من در این شرایط هستم اگر حال دلم خوبه اگر آرامش دارم اگر خیالم راحته فقط و فقط همه شو مدیون شما استاد عزیزم هستم بینهایت سپاسگزارم 

      و دلم میخواست برای امشب از تنوع بیشتر استفاده کنم چون احساس گناه دارم احساس ناراحتی دارم که نتونستم برای دختر کوچیکم یه شب یلدا خوبی رو بسازم 

      و اینو بگم کلا برای شب یلدا چیز زیادی تدارک نمیبینم چون نمیخورن بعدش میمونه تو خونه 

      من دارم تغییر میکنم من دارم بهتر زندگی کردن تجربه میکنم من دارم تغییر کردن تجربه میکنم چرا چون من در همزمانیهایی قرار گرفتم که همسرم تصمیم گرفته 

      کابینهای خونه رو عوض کنه و دامادم ام دی اف کاره قرار این زحمت بعهده بگیره خیلی سخته 

      چرا باید در چنین مواقعی پس انداز بیشتری داشته باشی اونا یکم زود اقدام کردن و اینو بگم استاد 

      و هم به دوستان جدیدم که خداوند پاسخ میده من گفته بودم دلم میخواد تمام وسایل خونم نو باشه برم خونه جدید و اونجا تمام وسایل نو بخرم و اینم گفتم که خداوند خیلی فراتر از انتظار من جواب میده 

      من دیروز کلا بیرون بودم یه سری صبح رفتیم بیرون برای خرید یه سری بعد از ظهر صبح موفق به خرید نشدیم بعداز ظهر رفتیم خرید موفق شدیم 

      مت دوست داشتم گاز خونم تغییر کنه چون من این گاز الان دارم ۳۲ سال استفاده میکنم طفلک دیگه داغون شده 

      و اینو بگم که چون قرار شد کابیت ام دی اف کنیم دامادم گفت بهتر گازتونو صفحه ای بخریم که بهتره شیک تره و آلان من یه گاز صفحه‌ای خریدم درست مدلش قدیمی ولی این گاز با تصور من خیلی فرق داره

      من گفته بودم که دلم میخواد یه گاز نو باشه وگاز فر باشه ولی خداوند خیلی فراتر از انتظار من پاسخ داده من حتی تصورم نمیکردم فکرشم نمیکردم که گاز صفحه‌ای بخرم 

      راستی اینو بگم من اصلا خیلی چیزها رو ندیده بودم مثلا در صنعت سنگ اینا پر از فروشگاه‌های که سنگ میفروشن بورس اینجاست ولی من دیروز به مغازه ی لوکسی هدایت شدم که زندگی کردن ببینم چقدر زیبا بود بهترین گاز بهترین سینک بهترین سنگ چقدر زیبا بود بهترین درب ورودی بهترین دکوراسیون منزل خدا تازه دیدم زندگی کردن و منو اونها رو دوست داشتم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۲/۱۰/۰۳ ۲۰:۴۰
      مدت عضویت: 1665 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      به نام خدا

      باسلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

      شب یلدا 

      من شکر خدا بسیار خوب عمل کردم و از همون اولش اونجوری که استاد فرمودند ذهنم رو از خوردنی های شب یلدا منحرف می کردم ،اولا خیلی از چیزهایی که گذاشته بودند رو نخوردم و میلم به خوردنشون بسیار جزئی بود و اینکه خودم رو درگیر پذیرایی و توجه به دخترم می کردم خودش باعث شد ، اهمیت خوردنی ها کمتر هم بشه .

      یکی از فامیل هامون که مدتی هست ازدواج کرده و بسیار چاق شده ،شب یلدا وقتی نگاش میکردم ، قظنگ مشخص بود چقدر اذیت میشه که فاز رژیم گرفته و وقتی به خودم فکر می کردم چقدر راحت بودم بدون اینکه در حسرت خوردن مثلا پفک باشم نخوردمش و این عالیه .همین الان که دارم می نویسم بازم برای چندمین بار یادم اومد که چقدر نوشتن مهمه و تا ننویسم اصلا احساس تغییر رفتاری نمی کنم و از این لذت فهمیدنش محرومم .پس مینویسم تا انتظار تغییر در من ایجاد بشه چون واقعا من از لحاظ درونی ، احساسی ، فکری و رفتاری تغییرات عالی داشتم .

      همین الان همسرم که می خواست شام بخوره ، به من گفت چند عدد تخم مرغ میخوری منم گفتم یه دونه ،چون خیلی گشنه م نیست ،بعد همون یه دونه رو خوردم و بسیار راضی هستم اگر قبلا بود اهمیتی نداشت میزان گرسنگی من ،ون موقع شام بود حتما به اندازه ی همسرم می خوردم ، اون خودش سه تا تخم مرغ خورد ،قبلا اگر برای خوردن چیزی خیلی  میل نداشتم حتما چند نوع میاوردم که از هر کدوم یکم بخورم و این خودش کلی اضافه خوری ایجاد میکرد اما الان شکر خدا احساس میکنم معده م قاطی میکنه و اذیت میشم اگر چند چیز خیلی متفاوت رو با هم میل کنم و من فهمیدم که این تغییر بزرگی هست در من .

      من امروز مهمان های زیادی داشتم و دیروز کلا در حال تمیز کردن خونه م بودم و فرصت کافی برای انجام تمریناتم اونجوری که دوست دارم نداشتم بخاطر همین تصمیم دارم ان شاالله فردا به بهترین صورت تمریناتم رو پیش ببرم ،اول میام فایل صبحگاهی گوش میدم ، بعد فایل صوتی میثاق نامه ، بعد میرم جلو آینه میثاق نامه رو میخونم ،بعد تمرین تلقین رو انجام میدم و هر فایل صوتی یا تصویری که داشتم رو گوش میدم و می خوام از روی جزوه اون جاهایی که در طول دوره باید بنویسم در موردش رو در دفترم انجام بدم .

      سپاسگذارم از خداوند مهربان برای هدایتم به این مسیر عالی و از استاد گرامیم هم ممنونم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۲/۱۰/۰۱ ۱۷:۲۱
      مدت عضویت: 2206 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 521 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      یلداتون مبارک 

      استاد من از شما تشکر ویزه دارم برای این فایل بسیار ارزشمند که یه فرمول مهم و اساسی آموزش دادین اونم این بود که ما زمانیکه به یه موضوعی فکر می‌کنیم پیگیرش هستیم دنبالش می‌کنیم تو اینستا دنبالش می‌کنیم مثل شب یلدا یا همون شب چله خودمون 

      میریم تو اینستا کلی کلیپ می‌بینیم برای اینکه هندوانه رو چجوری تعیین کیم کیک چجوری درست کنیم میریم شمع مخصوص شب یلدا میگیریم و اینجوری پیگیر میشیم 

      من از دو سه روز قبل از شب یلدا که این فایل دیدم دیگه پیگیرش نشدم اینستا هم نرفتم که ناخواسته چیزی ببینم فکرم دربارش نکردم و خداروشکر من اصلا در دهنم قبل از اینکه این فایل گوش کنم نداشتم چی بخورم فقط منو دخترم می‌گفتیم چی بخریم برای شب یلدا که مهمونی خوبی بشه حالا در حد خودمون و بعد از اون هم هیچ فکر و نقشه ای برای خوردن نداشتم 

      تا اینکه دیشب شب یلدای ۱۴۰۲ شد و ما مهمونامون دیر ا مدن گفتن اسنپ پیدا نمیشد خلاصه من قبل از شام دخترم یه سیب و یه پرتقال پوست کردن برای منو همسرم من دوسه تیکه سیب و دوسه تیکه پرتقال خوردم با نصف انار خیلی گرسنه بودم  ساعت ۸ و نیم شده بود هنوز مهمونا نیومده بودن 

      ما شام جای شما خالی دلمه کلم گذاشتیم من برای شام دو تا دلمه خوردم یکی کوچیک که خالی خوردم یکی یکم بزرگتر با نون خوردم که سیر بشم به محض اینکه غذا خوردم به فشار شکم شدیدی که تا حالا تجربش نکرده بودم رسیدم دلم نفر کرده بود و این امر سبب شد دیگه نتونم چیزی بخورم  هیچی نخوردم حتی ژله چون اصلا نمیتونستم بخورم خلاصه یکی میگفت مال کلم یکی گفت کلم سنگین برای شب و…ولی منکه میدونستم دلیلش چی 

      منکه میدونستم دلیلش چیه 

      من یاد گرفتم که اگر در لحطه حال که الان باشه به هر چی توجه کنم درباره هر چی صحبت کنم هر چیزی ببینم و بشنوم و درباره هر چی فکر کنم دارم آینده مو می‌سازم و اگر الان دارم احساس بد تجربه و زندگی میکنم دارم نتایج افکار منفی  گذشته مو تجربه میکنم 

      و خلاصه نتونستم چیزی بخورم و من دیگه چیزی نخوردم تا خودش خوب بشه اما این گفت میوه گل نسترن بخور خوب میشی گفتم دمنوش دوست ندارم خلاصه چای نبات و آب لیمو جدا گانه در فاصله مختلف خوردم یکم بهتر شدم ساعت یک شد ما اومدیم خونمون دارو خوردم خلاصه تا نیمه شب حالم بد بود تا اینکه خوابم برد 

      و خیلی فکر کردم که چه افکاری داشتم که در من احساس بد ایجاد کرده بود که الان دارم چنین همزمانی تجربه میکنم و اینم بگم که از دلمه دیشب زیادی اومد دخترم یکم داد بیارم خونه و من الان خوردم و اصلا هم هیچ فشار شکم سنگینی ندارم تازه امشب با نون نخوردم ۴ تا کوچیک خوردم میگم یعنی بیشتر از دیشب خوردم ولی هیچ احساس بدی ندارم و براتون بهترین لحظات عمرتون از خداوند متعالم  خواستارم میخوام از خدا که هر خواسته ای داشته باشید زودتر تجربش کنید و برای همگی سلامتی شادی پول  و هر آنچه که باعث میشه شما از زندگیتون بیشتر لذت ببرید تجربه کنید در پناه خداوند مهربانم باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۰/۰۱ ۱۱:۱۵
      مدت عضویت: 1308 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 825 کلمه

       سلام بر خدایی بخشنده ومهربان 

      سلام بر استاد وهمه دوستان 

      برای اجرای این شب من کلی پیش نیاز رو تو هفته گذاشتم  با تکرار کارهایی که تویی شب باید انجام بدم رو اول توذهنم‌اون رو جمع کردم چون سال اول هست که من‌ این شب روتو منزل خودم باید اجرا کنم اون با وجودم همسرم‌که برای خوردن مواد داخل میز یا سفره داره که همه روبایدخوده بشه چون طبق فرمولی که توذهنش هست باهش اون اندازه خوری رورعایت کردن کمی کاره بر هست 

      من  شب فبل کلی وسایل داشتم لبو پختم شغلم پختم 

      لبو پختم  برای شام  می خولستم  دلتون نخواد جوجه درست کنم کارهایی ون انجام دادم ولی توته ذهنم  دلم میخواست شام نپزم چون گه شام  پخته بشه خورده نمشه ولی  کارش انجام دادم وفتی دخترم گفت مامان بیا این شام رو فردای بزار چون مواد زیادهست خودرو نمیسه من‌گفتم هرطوری شما راحت هستند چون دیگه تعارف برای خوردن روهم کنار  گذاشتم وحالا شمام رو تعطیل کردم  واون شمام رو برای اپوز برای نهارگذاشتم حتی دختر دیگه که شب خونه ما بودداون چون محیط، منزلم‌ کلا تعداد افردی  که ازسال فبل تو. روشهای مختلف دارن تومسیر وزن کم کردن هستن   اون بلید یی مکان دیگه پشی خانواده شوهرش میرفت اون گفت نه من سهم اون دخترم رو براش ریختم تو یی ظرف ریختم که ببره تو منزلش برد که امروز اون  برای یی  وعده دیگه پخت کنه پس به شکر خدا وفتی میوه خوراکی تنقلات رو خوردم اون به اندازه بود وهیچ کس شام نخورد  پس امسال اولین سال شب یلد رو به شکل خوب وبه اندازه طی کردم طبق همون چیدمانی که طی این هفته ریخته بودم عمل کرم همون شب تازه امسال به شکرخدا شادی خیلی بیشتری نسبت به سال فبل هم داشتیم مهم فقط شادی ابن شب فبل رو به شکل خاطره عالی در ذهن‌ ذخیره کردن که شب فبلا من با کلا سال‌های فبلم فرق خیلی زادیاد روشد حتی موقعی که همسرم برای خرید میرفت بهش گفتم مواد زیادی رو  نخر  که زیار هم نباشه که بمونه پس اون نسبت به همه ساله مواد کمتری هم تهیه  کرد پس طبق مسیرم هم رفتارکردم حتی من این فایل روواصلا ندیم امروز که دارم دیگاهم رو. دمینویسم طبق همین فایل رفتار کردم واین نشانه شادی بیشتری روبه خودم‌ دادم من با دیدن این دوتا فایل که برای شب فبل بود گفتم‌ برای  امتحان اول  انجام بدم  بعد  باید  بین درست انجام  دادم و امروز که انجام دادم دیدن افکار روتحت اعمالم بوده درست انجام دادم  این تجربه جدید رو خودم له خودم و خانواده دادم چون اگه من تومسبر نبودم طبق سال فبل رفتارمیکردم همه خانوده تشویق به خوردن بی ازش نیازشون دعوت میکردم  کلی به این شکل نبود این شب یلدای لاغری سال اول رو دوست دارم  که طبق مسیر قدم برداشتم هم شب به این خوبی روبا خانواده طی کردم‌ به هیج کس تعارف هم نداشتم 

      پس طبق مسیر انجام دادم  برای این نگاه واین رفتار  وعمل کردم به خودم نمره خوبی دادم چون من که تومنزلم درست رفتارنکنم افردی هم که دارن به فکر وزن کم کردن هستن روبه خودرن بی اندازه حتما تشویق میکردم‌ ولی من طبق مسیر رفتار کردم حتی بازم‌ همسرم داشت بازم‌ به من تعارف میکرده که انار بخور این میوه رووبخور از اون خوراکی استفاده کن  شام‌ که قرار نیست بخوریم من داشتم فقط نگاهش میکردم بهش گفتم شما بخورید من دیگه سیر شدن  مس برای این عمل خوبم توذهنم خودموروتشویق میکنم‌که تو به رفکاراشتباه غلبه داشتی نه اون برتو باورهای خودت روکلا دارای بازسازی خوب با اگاهی خوب انجام میدی مهم زمانی نیست که به هدفت بررسی مهم همین زمان هست که دارای اون زسازی رو به شکل درست اول برای خودت انجام دادی میده ودرمرحله بعدی خاونداهات خم دارن کم کم به مسیرتو همراترمیسن سایددتومسیر تونباشن ولی یی شکل بایدتومسیریکه برای لاغرشدن دارن کاری رو انجام بدن پس زمانی که من از  تو مسیر اول به خودم‌ کم رو انجام‌ میدم اون کم‌کسترش داره به انها هم میرسه برای اونها هم م تراشی ندارم امسال تعداد افردی که به فکر کم کردن وزنشون هست بیشتر از سال فبل هست چون همه بدون همسرم از مسیرم اطلاع دارن  میدونم که من چقدر زمان دقت انرژی برای این مسیر دارم‌ طی میکم‌

       شوخی همه بچه این شده خوب  بازم آقای  آقا عطار داره برای مامان صحبت میکنه من می خندم حتی بعضی زمان میگن مامان ازحرفهای ما زود  خسته میشم ولی به آقای عطار روشن میرسه اصلا هیج که خسته نمیشه تازه خوشحالتر میشه  پس چون پن دارم انجام‌ میدم آنها هم دارن طبق مسیری که خودشون دوست دارن انجام‌ میدم شاید این زمان و من‌ نتوانم‌ اون‌کمک که دوست دارن رو توراهنمای شون داشته باشم همن که درک‌ می‌کند مسبر من با اونها فرق اساسی داره و حتی زمانی  از من هم مشاوره میگیرن من درک‌ میکنن میخوان بودن مسبر من که با  جه فرقی داره 

      به بدن من اگه ازمسیرشون اونتیجه که دلشون میخواد رو نگرفتن  اون زمان شاید به مسیر من بیام‌که بشیم یی خانواده کامل تومسرتناسب فکری 

      خدا  پشت و پناهتون یا حق حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۷/۱۶ ۱۹:۵۶
      مدت عضویت: 1665 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 31 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان هم مسیر. 

      خیلی عالی بود 

      من ان شالله سعی میکنم ۲/۵ ماه دیگه نزدیک شب یلدا اون جوری فکر کنم ، مطمئنم که خیلی موثره .

      ممنونم استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار www.marjanmalakoti@2020.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۵ ۲۱:۳۶
      مدت عضویت: 2106 روز
      امتیاز کاربر: 400 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 73 کلمه

      به نام خدایی که مراخالق زندگی خویش آفرید

      سلام استاد

      استادخیلی ممنون بابت فایل چراوزن من استپ شده

      من فایلهاتون روگوش دادم نزدیک ۲سال پیش وهنوزم دارم گوش میدم 

      مخصوصامبانی های لاغری

      فایل چراوزن من استپ شده رو

      دوبارپشت سرهم گوش دادم 

      دقیقا سئوالهای من روجواب دادین

      من ۴سایزکم کردم امادیگه استپ کردم 

      وهرچی که فایلهاروتکرارمیکردم ازخودم راضی بودم 

      امادوست داشتم ۲سایزدیگه کم کنم

      الان متوجه شدم که من ازوضعیتم راضی بودم که استپ کردم

      وتغیراتی ایجادنشده

      وبا ناراضی بودن ازوضعیتم دوباره شروع به تغییرمیکنم

      تشکرازشما استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم