0

کاهش وزن سریع بدون فشار و سخت‌گیری؛ آیا ممکنه؟ (گام ۶۰)

کاهش وزن سریع
اندازه متن

میان خواستن کاهش وزن و محتاج بودن به آن، تفاوت بزرگی وجود دارد.

📍 این جلسه ادامه گام ۵۹ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

کسی که با آرامش مسیر را طی می‌کند 🧘‍♀️، احتمال بیشتری برای کاهش وزن سریع و پایدار دارد تا کسی که با اضطراب و اجبار پیش می‌رود 😣.

ذهن، وقتی زیر فشار باشد، در برابر تغییر مقاومت می‌کند 🧠🛑.

پس اگر به‌دنبال رهایی هستید، رفاقت با بدن‌تان را جایگزین جنگ با آن کنید 🤝💚.

🤔 دوست داری لاغر شی یا محتاج لاغر شدنی؟

شاید اولش بگی: خب چه فرقی داره؟ مهم اینه که می‌خوام لاغر شم دیگه!

ولی بذار یه چیزی رو روشن بگم: فرقش خیلی مهمه، مخصوصاً واسه ذهن ناخودآگاهت 🧠💥

کاهش وزن سریع

وقتی فقط دوست داری لاغر شی، یعنی با خیال راحتی، با اعتماد پیش میری. اما وقتی محتاج لاغری باشی، یعنی انگار جونت بهش بسته‌ست!
تو این حالت، بدنت و ذهنت توی استرس دائمی می‌رن، و اینجاست که دیگه خبری از کاهش وزن سریع و راحت نیست 😰❌

ذهن ناخودآگاهت مثل یه محافظه‌کار سخت‌گیره! اگه حس کنه که توی خطر یا ترس هستی، همه چی رو نگه می‌داره، حتی چربی‌ها رو 😅

پس اگه می‌خوای راه لاغری هموارتر و شیرین‌تر بشه، اول باید رابطه‌ت با بدنتو درست کنی… با عشق، نه با اجبار ❤️✨

🌱 ویژگی‌های کسی که عاشق لاغر شدنه (نه محتاجش!)

دوست داشتنِ لاغری یه حس لطیف و دلگرم‌کننده‌ست. انگار یه شوق قشنگ توی دلت می‌کاره که هر روز بهت می‌گه:

«بلدی می‌تونی… یه قدم دیگه، فقط یه قدم!» ✨🚶‍♀️

کسی که با دلش لاغر شدن رو دوست داره، صبح‌ها رو با اشتیاق شروع می‌کنه 🌞

نه به‌خاطر استرس وزن کم کردن، بلکه چون عاشق یاد گرفتنه، عاشق دیدن خودش توی آینده‌ای که سبک‌تر و راضی‌تره 💃💫

این آدم، وقتش رو پای آموزش‌ها می‌ذاره، نه پای ترازو و حرص و عذاب 😌📚

حواسش هست که چی ذهنشو آشفته می‌کنه، و تا می‌تونه از اون چیزا فاصله می‌گیره. چون خوب می‌دونه آرامش ذهن، شاه‌کلید کاهش وزن سریع و پایداره 🧠🔑

حتی اگه هنوز اضافه وزن داشته باشه، ذوق داره؛ چون بالاخره بعد از کلی راه اشتباه، الان تو مسیر درسته. دیگه از جنگیدن با خودش خسته شده، و حالا رفیقِ خودش شده 💚

امیدش به رویای لاغری مثل یه چراغ همیشه روشنه… روشن و گرم و راه‌نما 🕯️✨ و همین امید، همون چیزیه که مسیر رو قشنگ‌تر و قابل‌تحمل‌تر می‌کنه.

🚨 ویژگی‌های کسی که محتاج لاغریه (نه عاشقش!)

آدمی که محتاج لاغریه، معمولاً یه اضطراب پنهون همراهشه. همیشه یه گوشه ذهنش داره می‌پرسه: نکنه لاغر نشم؟ نکنه جواب نگیرم؟ 😟🔁

صبح‌ها با ذوق بیدار نمی‌شه، بلکه با نگرانی بلند می‌شه تا ببینه یه ذره وزن کم کرده یا نه… و اگه نکرده باشه؟ روزش خراب می‌شه 😞⚖️

اون‌قدر دنبال کاهش وزن سریعه که حاضره هر کاری بکنه، فقط یه کم از فشار چاقی کم شه. اما این فشار ذهنی باعث می‌شه نتونه درست مسیر رو ببینه یا لذت ببره ⛔🚷

🔄 هر روز با خودش کلنجار می‌ره… تمرینات رو انجام می‌ده نه از روی علاقه، بلکه از روی اجبار. انگار تو دلش می‌گه: باید اینا رو انجام بدم… شاید یه فرجی بشه! 😩📋

👥 و وقتی کسی ازش نمی‌پرسه: «تو لاغر شدی؟» دلخور می‌شه. چون منتظر تایید بیرونیه، نه آرامش درون.

💡 دوست‌داشتن لاغری یا محتاج بودن به لاغری؟ تفاوتش فقط یک حس نیست!

خیلی وقتا فکر می‌کنیم همه آدم‌هایی که می‌خوان لاغر بشن، توی یه مسیرن… اما حقیقت اینه که نوع نگاه ما به لاغر شدن، تفاوت‌های بزرگی در نتایج ایجاد می‌کنه.

تو این جدول، به‌صورت ساده و شفاف تفاوت بین کسی که از روی عشق و آرامش دنبال کاهش وزن می‌ره با کسی که از روی فشار و اضطراب دنبال کاهش وزن سریعه، برات آوردیم.

🔍 اگه تو هم می‌خوای بدونی الان تو کدوم سمت ایستادی، این جدول رو با دقت بخون و ببین احساساتت بیشتر به کدوم ستون شبیه‌تره…

💚 دوست داشتن لاغری🚨 محتاج لاغری بودن
شروع روز با انگیزه و اشتیاق 😊شروع روز با نگرانی و استرس 😟
تمرین‌ها از روی علاقه و عشق 💖تمرین‌ها از روی اجبار و ترس 😣
تمرکز بر یادگیری و رشد ذهنی 🧠✨تمرکز بر نتیجه سریع و کاهش وزن فوری ⚖️⏱️
آرامش درونی و احساس خوب 🌸اضطراب دائمی و شک و تردید 😰
اعتماد به مسیر و صبر در روند 🛤️عجله، ناامیدی و وابستگی به نتیجه 🧨

✅ از کدوم طرفی؟ انتخاب با توئه…

🌱 اگر سمت راست هستی (دوست‌دار لاغر شدن)، تبریک می‌گم! چون تو در مسیر درست ذهنی هستی، حتی اگه هنوز چاقی، حتی اگه هنوز به وزن ایده‌آلت نرسیدی.

چون اون چیزی که باعث تغییر پایدار می‌شه، نه رژیم‌های عجیب و غریب یا ورزش‌های طاقت‌فرساست… بلکه جهت‌گیری درست ذهنیه.

ولی اگه حس می‌کنی بیشتر شبیه ستون سمت چپ جدول هستی، نگران نباش… نه اینکه مسیرت غلط باشه، فقط یکمی باید مهربون‌تر باشی با خودت ❤️

باید بدونی که وقتی از روی نیاز و فشار می‌خوای لاغر شی، در واقع داری به مغزت پیام «اضطرار» می‌دی. یعنی مغز تو در حالت هشدار قرار می‌گیره، نه در حالت همکاری!

و مغز آدم، توی فشار، نه‌تنها کمک نمی‌کنه، بلکه ممکنه مقاومت کنه!

🤯 چرا کاهش وزن سریع، گاهی باعث توقف می‌شه؟

یکی از دلایلی که خیلی‌ها وسط راه لاغری می‌مونن، دقیقاً همون عجله برای کاهش وزن سریعه!

تصور کن یه راننده باشی که تازه از پارکینگ دراومده، ولی پاتو تا ته گذاشتی روی گاز… چی میشه؟ بله! یا تصادف می‌کنی، یا موتور می‌سوزه، یا مجبور می‌شی بزنی روی ترمز!

ذهن ما هم همینه. وقتی با اضطراب و فشار و استرس سراغ لاغر شدن می‌ری، مغزت حس می‌کنه در خطره.

و این یعنی ورود به «حالت دفاعی»!

نتیجه‌ش؟ کند شدن روند لاغری، برگشت وزن، و حتی پرخوری عصبی.

✅ یادت باشه:

کاهش وزن سریع، وقتی از روی ترس باشه، نه‌تنها نتیجه نمی‌ده، بلکه اعتمادبه‌نفس تو رو هم تخریب می‌کنه.

اما وقتی آروم و با ذهنی آرام جلو می‌ری، مغزت همراهی می‌کنه.

اون‌وقت کاهش وزن، مثل یه دوستی می‌شه که هر روز باهاش قدم می‌زنی، نه یه دشمن که باید شکستش بدی!

🌈 مسیر دوست‌داشتنی لاغری با ذهن؛ راهی به سمت کاهش وزن سریع و پایدار

اگر بتوانی مسیر لاغری را به یک ماجراجویی آرام و لذت‌بخش تبدیل کنی، دیگر تمرکزت فقط روی رسیدن به هدف نیست، بلکه خود مسیر کاهش وزن سریع هم برایت جذاب و دلنشین می‌شود.

یعنی چی؟ یعنی:

  • هر روز با اشتیاق و ذوق، یک تمرین جدید برای لاغری انجام می‌دهی 🎧
  • به جای جنگیدن با اشتها و مقابله با هوس‌ها، می‌نشینی و آن‌ها را با آرامش می‌بینی و می‌پذیری 🧘‍♀️
  • به جای چک کردن وزن روزانه و نگرانی از عدد روی ترازو، روی احساس خوب و پیشرفت ذهنی‌ات تمرکز می‌کنی 🌞

با این رویکرد، مغزت کم‌کم می‌فهمد که کاهش وزن سریع نه تنها ممکن است، بلکه امن و پایدار است و قرار است با حس خوب و آرامش همراه باشد.

این‌گونه، کاهش وزن دیگر یک نبرد خسته‌کننده نیست، بلکه یک مسیر شاد و دلپذیر می‌شود که تو با اشتیاق هر روز آن را ادامه می‌دهی.

✨ دعوت به یک تصمیم جدید و دوست‌داشتنی

حالا که تا اینجا همراه من بودی، یه خواهش کوچیک ازت دارم:

از امروز، از روی عشق و دوست‌داشتن، قدم اول رو بردار. نیازی نیست همه‌چیز بی‌نقص باشه یا همین الان همه‌چیز عالی بشه.

کافیه فقط یه‌ذره زاویه دیدت رو عوض کنی و با دلی باز شروع کنی.

👈 هرچی کمتر محتاج و عجول باشی، بیشتر دریافت می‌کنی.

👈 هرچی با عشق و آرامش جلو بری، سریع‌تر به مقصد می‌رسی.

اگر دنبال راهی مطمئن و علمی برای کاهش وزن سریع و پایدار هستی، پیشنهاد می‌کنم حتما در دوره ورود به سرزمین لاغرها شرکت کنی.

✍️ در ادامه هم توی گام ۶۱ سراغ «کاهش وزن معنوی» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 161 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 75 رای

https://tanasobefekri.net/?p=15293

161 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

161 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۰ ۱۷:۲۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 797 کلمه

      به نام خداوند معجزه گرم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات محتاج لاغری نباشید 

      • شما دوست دارید لاغر شوید یا محتاج لاغر شدن هستید؟‌ شرح دهید.
      • من در گذشته به شدت محتاج لاغر شدن بودم و انجام هر کاری را نیازمند لاغر شدن خودم می‌دانستم و اصلا از زندگی لذت نمیبردم با اینکه خداوند نعمتهای بی شماری به من عطا کرده اما من هیچ وقت راضی نبودم و مدام گلایه به خدا میکردم که چرا مرا چاق خلق کرده ای ؟این چه سرنوشتی است ؟و اصلا انگار کور بودم و درک هیچ کدام از نعمتهای بی نظیری که خداوند بهم عنایت کرده بود و نداشتم 
      • در سال های گذشته که برای لاغر شدن اقدام می کردید به خاطر دوست داشتن لاغر شدن بود یا محتاج لاغر شدن بودید؟
      • تا قبل این فایل فکر میکردم بخاطر عشق به لاغری از روش‌های مختلف استفاده میکرده ام ،اما امروز با این آگاهی که مواجه شدم فهمیدم واقعا محتاج لاغری بوده ام و بخاطر همین نیازمندی به هر دری میزدم تا لاغر شوم 
      • چرا استفاده از روش های لاغری انسان را بیشتر از قبل محتاج لاغر شدن می کند؟! شرح دهید.
      • روش‌های لاغری گذشته همگی انگار یک جور لجبازی برای برآورده نشدن نیازمان بوده و انگار با انجام هر کدام از آن روش‌ها ما بارها و بارها در ذهن ناخودآگاهمان رسیدن به لاغری را غیر ممکن تر و دست نیافتنی تر میکردیم و هر بار که از روش جدیدی شروع میکردیم برای لاغر شدن ذهن ناخودآگاه ما را با یک کدنویسی مواجهه می‌کرد که این کار سخت و نشدنی است مثل داشتن الماس و ما احساس نیازمان بیشتر و بیشتر می‌شد 
      • گویا به فردی که بسیار تشنه است به جای آب برای رفع عطشش آب نمک بدهی و او را تشنه تر کنی 
      • با توجه به توضیحات نوشتاری احساس شما در زمان استفاده از روش های قبلی برای لاغری چه بوده است؟‌ شرح دهید
      • من از همان شروع روش‌های لاغری مطمئن بودم نهایتا کمی لاغر تر میشوم و اصلا رسیدن به عدد وزنی مورد علاقه ام را کاملا غیر ممکن و نشدنی میدیدم و به خودم میگفتم یه کم لاغر بشم بسه دیگه ۶۰ کیلو شدن پیشکش 
      • و از همون اول شکست و قبول کرده بودم و خودم و مغلوب میدیدم که حالا چون رسیدن به وزن دلخواهم غیر ممکنه به همون کم بسنده کنم و راضی باشم 
      • احساس شما در گذشته برای لاغر شدن بر مبنای دوست داشتن لاغر شدن بوده است یا محتاج لاغر شدن بودن؟! شرح دهید.
      • در گذشته احساس من این بود که من باید لاغر شوم و هر کاری که میخواستم بکنم را موکول میکردم به بعد لاغر شدنم و واقعا محتاج و گدای لاغری بودم و از هر طریقی این گدایی را انجام می‌دادم و اصلا عزت نفس نداشتم و قدرتی در خودم نمیدیدم و همیشه احساس ناتوانی و عجز در برابر چاقی داشتم 
      • از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شده اید احساس شما نسبت به لاغر شدن چه تغییراتی داشته است؟ شرح دهید
      • از زمانی که به لطف خداوند لطیفم با سایت تناسب فکری آشنا شدم احساس من به لاغری خیلی تغییر کرده ،الان من چاقی را قدرتمند نمی‌دانم بلکه میدانم قدرت خدای راهنمای من وقدرتی که خداوند در درون من و ذهنم گذاشته  بسیار بالاتر از قدرت چاقی است و من به کمک خداوند و آموزش‌های استاد هر روز یک قدم به لاغری ام نزدیک میشوم ؛لاغری دیگر برای من یک آرزو نیست که برای رسیدن به آن آرزو نیازمند ابزارها و روش‌ها باشم و من دیگر حتی کوچکترین جنگی با چاقی ندارم که نیازمند ادوات جنگی باشم من اول با خودم به صلح رسیده ام و بعد با چاقی در کمال صلح مذاکره میکنم و او خودش از جسم من به صورت خودبه خودی خارج می‌شود و لاغری در من اتفاق می افتد ؛جسم من پایتختش لاغری است 
      • به نظر شما چرا تا وقتی محتاج لاغر شدن باشید روند لاغر شدن سخت و طولانی خواهد شد؟
      • تجربه ثابت کرده که انسان به هر چیزی محتاج شود چون در ذهنش رسیدن به آن خواسته سخت و دست نیافتنی می‌شود پس هر چقدر احساس نیاز بیشتر نرسیدن به خواسته غیر ممکن تر میشود این یک قانون است مثل سایر قوانین موجود در جهان هستی  
      •  
      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می کند که محتاج لاغر شدن را به دوست داشتن لاغر شدن تغییر دهید؟ شرح دهید.
      • لاغری با ذهن به ما یاد می‌دهد که لاغری را چیز دست نیافتنی و غیر ممکن ندانیم ،او به ما می‌آموزد که لاغری طبیعت جسم ماست و حق مسلم ماست و چیزی است که متعلق به ماست و مت قبلا صاحب آن بوده ایم و دور از انتظار نیست فقط کافیست به کمک یادگیری فرمول‌های صحیح محتویات ذهنی خود را بروز رسانی کنیم و در مسیر بازگشت قرار بگیریم تا به صحت و سلامت بدون تحمل رنج و سختی به ایستگاه لاغری که روزی در آن قرار داشته ایم برسیم 
      • خدایا سپاسگزارم برای نعمتهای بیشمارت 
      • خدایا ما را در زمره شکرگزارانت قرار بده 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۰ ۱۶:۴۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,551 کلمه

      به نام خداوندی که برآورده می‌کند

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      محتاج لاغر شدن نباشید 

      خداوندا بی نهایت سپاسگزارم که امروز مرا با آگاهی دیگر از جهان زیبای آفرینش ات آشنا کردی 

      محتاج بودن یعنی چه؟

      یعنی انسان برای زنده بودن و زندگی کردنش نیازمند به چیزی یا کسی باشه 

      آیا من محتاج لاغری هستم ؟

      منم قبل ورودم به مسیر تناسب فکری به شدت محتاج لاغری بودم و دلیل خیلی از نتوانستن هام و چاقی خودم میدونستم 

      لیست مختصری از برخی نیازهای من به لاغر شدن در گذشته

      خجالت میکشم برم تو اجتماع پس نیاز دارم لاغر بشم 

      از کنایه و نگاه و قضاوت اجتماع بدم میاد و میترسم پس نیاز دارم لاغر بشم 

      روحم و جسمم پر از بیماریه پس نیاز دارم لاغر بشم 

      لباس دلخواهم و نمیتونم بپوشم پس نیاز دارم لاغر بشم 

      از خودم متنفرم از جسم چاقم متنفرم پس نیاز دارم لاغر بشم

      زشت شدم و خودم و تو آیینه نمیبینم عکس نمیگیرم پس نیاز دارم لاغر بشم 

      و……………..پس نیاز دارم لاغر بشم 

      مصی فقط نگاه کن اگه بخوای بنویسی چقدر نیاز به لاغر شدن داشتی تا صبح باید بنویسی چقدر محتاج و بدبخت بودی ،کائنات حق داشته از دست احساس نیاز ها و گدایی های تو خسته بشه و جوابت و نده و تو رو به خواسته ات نرسونه

       وقتی نیازمند هر چیز و هر کسی باشی ،اولین اتفاقی که می افته حقیر میشی کوچیک میکنی خودتو، حتی برای اینکه  به اون نیازت دست پیدا کنی به التماس میفتی، به گدایی می افتی ،خودت و خار میکنی، بی ارزش میکنی 

      یادمه یه روز همسایه ما اومد در خونه ما رو زد 

      گفت :سلام چنتا سیب زمینی داری نیاز دارم ؟

      گفتم بله و با احترام بهش دادم 

      چند دقیقه بعد دوباره اومد در زد 

      گفت :پیازم نیاز دارم شما داری بهم بدی ؟

      گفتم بله و باز بهش دادم 

      دوباره اومد در زد

      گفت :گوشت چرخ کرده داری نیاز دارم ؟

      گفتم بله و یه بسته بهش دادم 

      چند دقیقه بعد دوباره در زد 

      گفت: تخم مرغم نیاز دارم داری ؟

      اومدم بهش بدم که یهو پدرم گفت :دخترم این میخواد کتلت امشبش و با تو راه بندازه ؟!!!!!و من کلی به حرف بابا جونیم خندیدم ،گفتم راست میگی !!!!

      بابا جونیم گفت :بگو ندارم و بهش نده خیلی پر رو هستش ،عادت میکنه و اینجور آدمها خودشون و شریک مال مردم میدونن و گویا وظیفه ات هستش این همه بهش چیز دادی یه تشکر نکرد تازه دنبال بقیه نیازهاشه که بهش بدی و بابا جون نده بهش 

      من رفتم جلوی در و گفتم ندارم و بهش ندادم با اینکه داشتم ؛

      احساس کردم پر رو هستش که چندین بار اومده دنبال وسایل مختلف خوب نیاز داری بخر؛

       نمیتونی بری بیرون خرید کنی ،اینترنتی بخر؛

       اصلا نیازهات و یکدفعه بگو چرا هی میری دوباره میای ؟واقعا بابام راست میگه یه تشکرم نکرد !!!

      این یه مثال ساده بود برای اینکه بفهمم این همه سال چرا خداوند و کائنات لاغری و یه سری آرزوهای منو بهم ندادن 

      من یه آرزویی دارم که بیست ساله دارم اونو از خداوند میخوام چون برآورده شدن اون  واقعا معجزه است و از بشر ساخته نیست و از لحاظ علم بشری یک اتفاق غیر ممکنه ولی من میدونم برای خداوند هیچ غیر ممکنی معنا نداره

      چون خداوند اصلا نیاز به عالم ماده نداره 

      فقط کافیه بگه موجود باش سریع موجود میشه

       اما هنوز این معجزه برام اتفاق نیفتاده دلیلشم اینه که من شکر گزار نبودم و پر رو بودم.

       اما الان که علت و فهمیدم یقین دارم خداوند اون معجزه بزرگ و برای من ایجاد میکنه و من به اون آرزوی بیست ساله ام با معجزه شکر گزاری به سرعت میرسم و میدونم در حال اتفاق افتادنه و بهم نزدیکه 

      خدایا ممنونم که علت و بهم نشون دادی 

      خدایا لیاقت رسیدن به اون آرزو رو بهم عنایت کن 

      خدایا منو ببخش که شکر گزار نعمتهای فراوانی که بهم عنایت کردی نبودم خدایا منو ببخش 

      خدایا منو در شمار کسانی قرار بده که بی حساب بهشون روزی میدی 

      خدایا منو در شمار کسانی قرار بده که لیاقت معجزاتت و دارن خدایا معجزه ات و بهم هدیه بده قول میدم قدردانش باشم 

      استاد چه راز بزرگی و امروز بهم یاد دادید اشکم در اومده 

      من علت تمام نشدنهام و کشف کردم 

      مصی جون خلاصه کائنات هم دقیقا عین خودته  ،هر بار اومدی کاری کنی گفتی بهش لاغری بهم میدی 

      گفت برو مهمونی گفتی یه لاغری نیاز دارم داری؟

      گفت برو مسافرت گفتی یه لاغری نیاز دارم میدی؟

      گفت برو لباس بخر گفتی یه لاغری نیاز دارم میدی؟ 

      خلاصه اون از سر لطف و مهربونی هر چی بهت پیشنهاد داد تو ازش لاغری و گدایی کردی تو با نیاز به لاغری با گدایی کردن لاغری خودتو تحقیر کردی ،خودت و کوچیک کردی کائنات احساس کرد تو پر رو هستی، که جواب هر خوبی و لطف اونو، با نیازت به لاغری میدی

       کائنات گفت :این پر رو و قدر نشناسه هیچ کدوم از نعمتهای خداوند و نمیبینه و شاکرم نیست که هیچ تازه  بیشترش رو هم میخواد با پر رویی و طلبکارانه خیلی  هم لجبازی میکنه برای نیاز  لاغری اش 

      پس لاغری میخوای ؟

      بهت نمیدم، نه که ندارم؛ دارم ،مثل همون تخم مرغ که خودت داشتی ولی دیدی طرف پر رو و فرصت طلبه بهش ندادی، منم لاغری دارم ولی بهت نمیدم ؛

      همش تقصیر خودمه  چون خودمو محتاج و بدبخت کرده بودم و قدر نعمات فراوانی که داشتم و نمیدونستم 

      شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند 

      شاید مصی  اگر اون روز همسایه ات میومد یکبار میگفت سلام من یه درخواست دارم میخوام چیزی درست کنم این وسایل و ندارم بی زحمت شما داری بهم قرض بدی لطفا ؟

      تو حتما درخواست اونو کامل انجام میدادی و حتی میگفتی قرض نیست برای خودت، بازم چیزی خواستی بگو 

      آره ما سالها هر چی خداوند بهمون نعمت داد  و ندیدیم گفتیم نه اول لاغری 

      عین یه بچه نق نقو و غر غرو اون نعمت و گرفتیم و بعدش کلی غر غر کردیم که من لاغری من لاغری و وقتی خداوند گفت لذت ببر از نعمتهایی که بهت دادم ما باهاش بیشتر لج کردیم و اومدیم از طریق روش‌های مختلف لاغری تلاش کردیم برای لاغری انگار گفتیم عه لاغری میخوام نمیدی خوب نده خودم به دستش میارم روتم کم میکنم 

      و همین کفر نعمتهای پیاپی باعث شد ما نه به لاغری برسیم نه به خیلی از آرزوهامون 

      راستش بیست ساله من به آرزویی که گفتم نرسیدم اما خیلی خیلی نعمتهای مشابه و حتی بهتر و بیشتر از اون خداوند بهم داده ولی من کور بودم طلبکار و پر رو بودم و شکر گزار نبودم پس من خودم لیاقت داشتن اون معجزه رو از خودم گرفتم وگرنه خداوند بسیار بسیار مهربان و رحیمه 

      من امروز یاد گرفتم اگر نیاز داشته باشی و محتاج باشی چون در سطح ناخودآگاهت رسیدن به اون نیاز غیر ممکنه و نشدنیه پس اون اتفاق برات نمی افته 

      من بیست سال گمان کردم خواسته من فقط با معجزه برآورده میشه آخه غیر ممکنه اتفاق بیفته و چون وقوع معجزه در جهان از نگاه من کم و محدود بود و برای دیدن معجزه حتما باید لایق بود و این لیاقت و در خودم نمیدیدم پس بهش نرسیدم 

      اما با آگاهی بی نظیر امروزم من یقین دارم من قدرت این که به خواسته بیست ساله ام برسم و دارم و خداوند منو در مدار اون قرار میده 

      من از وقتی در مسیر هدایت الهی قرار گرفتم خیلی از چیزهایی که برای لذت بردن و رسیدن بهشون گمان میکردم اول باید لاغر باشم و به دست آوردم و الان با وجود چاقی دارم  ازشون لذت میبرم  و به خیلی چیزها رسیدم آرامش ،اعتماد به نفس،پی بردن به ارزش‌های وجودی خودم و……..و تمام اینها بخاطر آموزش‌ها بوده من اینجا فقط لاغری بدست نیاوردم 

      در هر گامی رازی بر من هویدا شد برای بهتر زندگی کردن ،برای انسان بهتری بودن و شناخت من به خودم و خداوند بی همتایم و جهان هستی ،کاملا تغییر کردم و زندگی ام بسیار شگفت انگیز در حال تغییرات مثبت فراوانه 

      خدای من خدای فراوانی و نعمته  

      در جهان هستی ما هر خواسته ای داشته باشیم با استفاده از فرمول‌های جذابی که در حال یادگیری آن هستیم به راحتی به درخواستمان می رسیم 

      آموزشگاه موسیقی دختران من در یک خیابان شلوغ و پر رفت و آمد است و همیشه جای پارک پیدا کردن سخت و تقریبا غیر ممکن است و من هر بار مجبورم برای پیدا کردن جای پارک کلی بگردم و نهایت کلی دورتر از آموزشگاه پارک کنم .

       من دومین بار است که به کمک فکر و تصویر سازی ذهنی در همان نقطه ای که دوست داشته ام پارک کرده ام ،امروز هم وقتی حرکت کردم در ذهنم دقیقا جلوی در آموزشگاه جای پارک تصور کردم و بعد گفتم میخواهم این فرمول را امتحان کنم من به دو جای پارک فکر میکنم و تصور می‌کنم یکی جلوی درب آموزشگاه یکی روبروی آموزشگاه 

      به شکل باور نکردنی هر دو جایی که تصور کرده بودم خالی بود و من انتخاب کردم کجا پارک کنم 

      هفته گذشته مدل دیگر این فرمول را امتحان کردم گفتم من میروم آنجا چند لحظه منتظر می‌مانم و جای پارک مناسب برایم خالی می‌شود و واقعا هم همانطور شد 

      پس فرمول زیبای پندار نیک گفتار نیک رفتار نیک کاملا صحیح و حتمی است 

      من لاغری را برای خودم کوچیک میکنم و با صلح بدون ابزار و بدون جنگ بدستش میارم من خودم و می‌پذیرم و نیازم و به علاقه تبدیل میکنم 

      من یک انسان کاملم نباید چاقی مانع رضایت من از خودم و زندگیم بشه تصمیم دارم متناسب شدن و تجربه کنم

       شد شد نشد نشد ولش کن

      من قدردان تمام نعماتی که خداوند بهم داده هستم و قدر این هدایت الهی به مسیر تناسب فکری رو هم به خوبی میدونم برای همین هر روز با اشتیاق و علاقه و عشق میام تو سایت و یادمیگیرم و تمرین میکنم این یه جور شکرگزاری منه برای داشتن این نعمت بزرگ 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم