چطور لاغر شویم؟ شاید در نگاه اول فکر کنید که راهی که برای لاغر شدن باید پیش بگیرید باید کاملاً متفاوت از راهی باشد که باعث چاق شدنتان شده! 🤔
اما حقیقت این است که آسان ترین راه کاهش وزن همون راهیه که شما قبلاً ازش عبور کردید!
یعنی اگر در مسیر چاق شدن، به راحتی با عادتهای روزمره تون اضافه وزن پیدا کردید، چرا همین عادتها رو برای کاهش وزن هم به کار نبرید؟! 😎
بله! این ممکنه کمی عجیب به نظر برسه، ولی برگشتن به همون مسیر و درست کردن عاداتی که قبلاً باعث چاقی شما شده، خیلی راحتتر از پیدا کردن یک راه جدید و پیچیدهست! 🌸💪
علاقه مغز به انجام کارهای آسان 🧠✨
همه ما تجربه کردهایم که وقتی از خانه خارج میشویم، چه برای کار، تفریح یا هر مقصد دیگری، ناخودآگاه به همان مسیری که آمدهایم، برمیگردیم. این رفتار مغز ماست که همیشه به دنبال سادهترین راههاست! 🌟

مغز انسان به طور طبیعی به سمت سادهترین تصمیمات گرایش دارد، بنابراین وقتی بخواهیم از مقصد به خانه بازگردیم، اولین گزینهای که به ذهن میرسد همان مسیری است که قبلاً طی کردهایم.
این ویژگی مغز، به ما کمک میکند که در تصمیمگیریها صرفهجویی کنیم و از انرژی ذهنی زیاد اجتناب کنیم. 🚶♂️🚶♀️
حالا این را برای چاقی و لاغری در نظر بگیرید. برای مغز، چاقی و لاغری هیچ تفاوتی ندارد.
وقتی که تصمیم به لاغر شدن بگیرید، مغز اولین راه پیشنهادیاش این است که از همان مسیری که قبلاً برای چاق شدن رفتهاید، بازگردید.
پس شما باید تصمیم بگیرید که از این مسیر حرکت به سمت چاقی، خارج شوید و مسیری جدید، سالم و متفاوت را انتخاب کنید. 💪🌿
پس هر زمانی که بخواهید لاغر شوید، بدانید که آسان ترین راه کاهش وزن برای مغز شما همان راهی است که قبلاً برای چاقی طی کردهاید.
ولی این انتخاب توسط شماست که میخواهید به این مسیر ادامه دهید یا یک مسیر جدید و سالم را آغاز کنید! ✨

🌀 چرا چاقها لاغر نمیشن؟ پاسخ در آسان ترین راه کاهش وزن پنهانه!
اولین قدم برای تغییر، اینه که ترمز چاق شدن رو بکشیم و فرمون رو بچرخونیم به سمت مسیر لاغری. 🚦🍃
حالا تقریباً همهی افرادی که اضافهوزن دارن، دیر یا زود به این نتیجه میرسن که: «بَسه دیگه، باید لاغر شم!»
اما سؤال اینجاست که چرا با وجود این تصمیم، خیلیها لاغر نمیشن؟ 🤷♀️🤷♂️
پاسخش خیلی سادهست:
چون از آسان ترین راه کاهش وزن استفاده نمیکنن!
بهجاش میرن سراغ رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، یا قرصهای عجیب و غریب… در حالی که هیچکدوم از اینا، مسیر چاق شدنشون نبوده!
ببین، مغز ما عاشق آشناییه.
وقتی راهی رو براش انتخاب کنی که براش ناآشنا یا سخت باشه، مقاومت میکنه.
برای همین، وقتی از روشهایی استفاده میکنی که قبلاً هیچوقت برای چاق شدن ازشون استفاده نکردی، مغزت اعلام حالت فوقالعاده میکنه: «هشدار! سختی در راه است!» 🚨
و نتیجه؟ زود خسته میشی… زود کلافه میشی…
و خیلی زودتر از اون چیزی که فکر میکنی، برمیگردی به همون مسیر چاقیِ آشنا! 😞
✅ پس اگه میخوای آسان ترین راه کاهش وزن رو پیدا کنی، باید راهی رو بری که شبیه به همون راهیه که باهاش چاق شدی؛

ناهماهنگی بین مسیر چاق شدن و مسیر لاغر شدن 🚫🛣️
اگه با ورزش یا رژیم چاق نشده باشی، چطور انتظار داری با همونا لاغر شی؟ آسان ترین راه کاهش وزن این نیست که دنبال روشهایی بری که با مسیر چاق شدنت جور در نمیاد.
این مثل اینه که بخوای با یه نقشهی شمال بری جنوب! 🤷♂️🗺️ ذهن ما به مسیری که بارها تکرار شده عادت میکنه.
اگه چاق شدن ما بدون برنامه بوده، پس انتظار نداشته باش با برنامه و محدودیت به نتیجهی پایدار برسی.
برای همین خیلیها سالها ورزش میکنن، اما هنوز هم چاقن، چون ورزش جزئی از مسیر ذهنی چاق شدنشون نبوده و به آسان ترین راه کاهش وزن نرسیدن.
پس آسان ترین راه کاهش وزن چیه؟ 🌱💡
نه رژیم، نه ورزش، نه دمنوش، نه قرص… آسان ترین راه کاهش وزن، برگشت به مسیر طبیعیایه که تو رو چاق نکرده.
یعنی چی؟
یعنی برگشتن به حالت ذهنیای که توش غذا یه دلمشغولی همیشگی نبود. حالت طبیعیای که توش با لذت غذا میخوردی و با سیری دست از خوردن میکشیدی.
حالت ذهنیای که توش گرسنگی مصنوعی، استرس غذا، کالری شماری و خودتخریبی وجود نداشت.
✅ اینجاست که لاغری واقعی شروع میشه
✅ اینجاست که ذهن آروم میگیره
✅ اینجاست که مسیر درست رو پیدا میکنی
💬 اگه حس میکنی مدتهاست توی دور باطل رژیم و ورزش گیر کردی، بیا یه نگاه تازه به مسیر لاغری بنداز.
آسان ترین راه کاهش وزن ممکنه همین تغییر ذهنی باشه؛ پس وقتشه «لاغری با ذهن» رو امتحان کنی و یه بار برای همیشه راهتو عوض کنی ✨🧠

🎯 آسان ترین راه کاهش وزن؛ همونی که هیچکس بهم نگفته بود!
بعد از ۳۵ سال زندگی با چاقی و مشکلاتی که برام ایجاد کرده بود و تجربه کردن انواع و اقسام روشهای لاغری، بالاخره فهمیدم آسان ترین راه کاهش وزن چیه.
برخلاف رژیمهایی که بعد چند روز ول میکردم، این بار هر روز بیشتر عاشق مسیرم میشدم چون احساس میکردم دارم به آسان ترین راه کاهش وزن رسیدم؛ راهی که با سبک زندگیام هماهنگه، نه بر ضدش.
نه حذف غذاهای مورد علاقهم، نه تحمل گرسنگی و سختی؛ فقط تمرینهای ذهنی که به من کمک کرد بفهمم چرا غذا میخورم و چطور میتونم با بدنم دوست باشم.
مدتها تغییر توی ظاهرم نمیدیدم اما توی ذهنم انقلابی بود. در واقع، آسان ترین راه کاهش وزن از درون ذهنم شروع شده بود.
تا اینکه یه روز جلوی آینه ایستادم و با خوشحالی گفتم: «این منم؟!» 😍
تغییر واقعی بدون رژیم، بدون فشار و بدون سختی، فقط با هماهنگی ذهن و جسم شروع شده بود.
و به خودم گفتم: «آره، آسان ترین راه کاهش وزن همین راهه، چون با زندگیم هماهنگه، نه خلافش.»
چون من چاق نشده بودم به خاطر شمردن کالری، بلکه به خاطر ناآگاهی و عادتهای ذهنی بود.
حالا دارم با همون روش ذهنی، اما با آگاهی و عشق، وزن کم میکنم.
پس اگر دنبال آسان ترین راه کاهش وزن هستی، وقتشه به درونت نگاه کنی. اونجا رازهایی هست که هیچ رژیمی نمیتونه بهت بگه، اما تو رو به تناسب واقعی میرسونه 💖
دوره ورود به سرزمین لاغرها: آسان ترین راه کاهش وزن 🚀
یکی از بهترین و آسانترین روشها برای رسیدن به لاغری پایدار، دوره ورود به سرزمین لاغرها است! این دوره به شما کمک میکند تا با استفاده از راهکارهای روانشناختی و فیزیکی، بدون نیاز به رژیمهای سخت و دشوار، مسیر لاغری خود را پیدا کنید. 🌱
در این دوره، به شما آموزش داده میشود که چگونه مغزتان را به سمت عادات سالم هدایت کنید و بهطور طبیعی به کاهش وزن برسید. این روش نهتنها ساده است، بلکه کاملاً با زندگی روزمرهتان سازگار است. 💡
اگر به دنبال آسان ترین راه کاهش وزن هستید و میخواهید بدون دردسر و با حفظ سلامت، به نتیجه برسید، دوره ورود به سرزمین لاغرها به شما کمک میکند تا به راحتی و با اعتماد به نفس، این مسیر را طی کنید. 😇
✍️ تمرین آموزشی 📖
همهی ما سالها با سختی و تلاشهای بسیار برای لاغر شدن دست و پنجه نرم کردهایم، ولی نتیجهی دلخواه حاصل نشده… اما حالا به لطف خدا، آسان ترین راه کاهش وزن پیش روی ماست! 🧠💫
وقت آن است که تمام تمرکز و انرژی خود را روی یادگیری لاغری با ذهن بگذاریم تا نتایجی فراتر از تصورمان رقم بخورد و عکسالعمل بدنمان شگفتزدهمان کند! 📸✨
یادتان باشد، قبلترها با سختترین روشها راه میرفتیم و با تحمل رنج و زحمت، دلخوش به امید لاغری بودیم. اما امروز که در مسیر آسان ترین راه کاهش وزن قدم گذاشتهایم، باید با انگیزهای صد برابر بیشتر و با دل و جان این مسیر را ادامه دهیم! 🚀💪
برای یادگیری زبان لاغری با ذهن، هر روز کمی زمان اختصاص دهید؛ هم تمرین کنید، هم آموزشها را در زندگی روزمره به کار بگیرید. به زودی خواهید دید که نتایج این روش نه فقط روی ترازو، بلکه در احساس و رفتارهای روزانهتان هم نمایان میشود! 🌱🌟
این روش آسان ترین راه کاهش وزن است چون با سبک زندگی و ذهن شما کاملاً همسوست و قرار نیست زندگیتان را به هم بریزد.
برای شروع جلسه:
- ابتدا متن بالا را با دقت مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را مشاهده کنید.
- و در نهایت به سوالات زیر در بخش نظرات پاسخ دهید.
❓ سوالات تمرینی
-
- 🧠 چرا به روش لاغری با ذهن اطمینان کردهاید؟ چه چیزی در این روش دیدید که در روشهای دیگر نبود؟
-
- 💡 به نظر شما چرا لاغری با ذهن آسانترین راه لاغر شدن است؟
-
- ❤️🩹 چه احساسی نسبت به چاقی خود دارید؟ لطفاً شرح دهید.
-
- 😔 توجه به چاقی چگونه باعث ایجاد احساس تنفر و ناامیدی در شما شده است؟
-
- 🌟 نظر شما درباره اهمیت بیتوجهی به شرایط فعلی برای ادامه مسیر لاغری با ذهن چیست؟ توضیح دهید.
-
- 👨👩👧👦 آیا شما هم تجربه کردهاید که افراد چاق خودشان را شبیه به یکی از اعضای خانواده میبینند؟ شرح دهید.
-
- 🧬 چگونه میتوانید اثبات کنید چاقی شما ربطی به ژنتیک یا دیگران ندارد؟ توضیح دهید.
- ✍️ از محتوای ویدیوی آموزشی تمرین بسازید و تمرین خود را در بخش نظرات همین جلسه بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 81 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام
ما میتونیم وباور داشته باشیم من دارم یاد میگریم چیزی که من یادبگیر محال هست فراموش کینم .
وفتی قصد کوهنوردان قله دماوند باشه از پایین که به قله نگاه میکنه باوررسیدن درش قویی نباشه احنمال نرسیدن به قله خیلی زیاد هستدرمسیر اگه همش چشمش قله بیینه ولذت مسیر برگه اب کناری سنگهای گلهیای زیبایی گنار تپه خاکها رو نبینه ققط به قله وگوکرد ناشی از اتشفشان در نظر بگیر احتمال حکمه بتونه به قله برسه
اول باید اطمیان داشته باشه که میتونه وباودر واعتماد به خودشو قویی کنه این باعث قویی شدن پادرمسیر هست
به اموزشهای که قبلا دیده اعتما کنه درخودش باور میتونم وقویی کنه موانع ازجلویی پاش برداره به خاطر دیگران کهنور نکنه چون جسم وذهنش کم میاره ود اخر وقتی قله رسید حتی بوی گوکردهای قله براش لذت بخشه .
ما برای لاغریی همین کار روبکنیم
خودباوری+ایمان+اموزش+حرکت=نتیجه بهتر وخوب در لاغریی
هرگز وهرگز برای دیگران لاغرنشویم یا برای کوبیدن دیگران یا برای انتقام لاغریی فقط فقط بر ای خودمان باشه دیگران را در این موضوع ربط ندهیم تا بهتر نتیجه بگیریم ذهن برای خوش امد یا بد امد کسی کار انجام نمیدیم
در لاغریی اول باید فقط موانع لاغریی رو بشناسیم اون برطرف کنینم به نتیجه توجه نداشته باشیم جسم کارخودشون به درستی انجام میده ولاغریی نتجه اخر هست
اولین مانع برای لاغریی ذهن ماست که با خودمون هست وبرای من دومی وقویترن مانع ژنتیک بود.
هر ربط ژنتکی که باعث بشه مارو متوفق کنه باطله چون من ژنتیکو د رمرحله ژنتیکی رعد کردم وپروندشو بستم بایگانی کردم چون خودم قربانی این ژنتیک بودم عشق زیاد به پدرم وعمه من رو متوفق کرده بود با خودم خیلی جنگیدم تا به خودم بادلیل مدرک ثابت کردم این فرمول ازاساس اشتباه هست من شبیه هیج کسی نبستم فقط شبیه خودم هستم این مانع رومن از بین بردم برام سختیرین مانع بود علاقه بی حدم به پدر وبعدازن اون عمه برای من مانع شده بود .
سن مربوط به جسم هست سن درذهن نقشی نداره ذهن افزایش سن نداره تغییر در ذهن زمان نمی شناسه وسن نمشناسه اگه قبول کردی پیری دردذهن اتفاق بیفته باعث پیری در جسم هست
برای لاغریی وکسب کار وهر کار دیگه سن د رنظر نگیرید جون (ذهن سن نداره)
من تا فبل این دوره ابن باورداشتم که ذهنم پیر شده به خودم ثابت شد این حرف واقعا درست نیست ودرست این که ذهن سن نداره یاد میگریم با جوانان خودم مقایسه مبکنم میبنم کم نیاوردم ودارم یاد میکیرم اگاهی داره زیاد میشه با جوانان اطرافم دختر داماد صبحت میکنم اونااز من وچطور کار کردن دراین مسیر از من اطلاعات میگیرن این همون ادم ۶۰ روز بیش نیست کلی اطلاعات واگاهی درست به دست اوروه مثل کلاس درس دارم تلاش میکنم که ار بیقه عقب نمونم واین جه لذتی داره فقط خودم میدونم .
من حتی سنم دیگه قبول ندارم چون ۱۰ سال گذشته زندگی نکردم اگر کردم خیلی قابل عرضه نبوده یا دردبوده یاافسوس
ویایهای دیکه حالا دارم برای بهار ودوباره شروع تلاش میکنم
مثل گل پامچال که با بهار از زیر خاک ببرون میاد دشت دمن زیبامیکنه من میخوام از درون خودم شکوفه زده بیرون بیام وتلاش کنم برای ادامه زندگی وسعی میکنم برای خودم ا ول حس زیبایی زندگی وبعد اموزش ذهن کامل درست اموزش بینم که من همه این لذت از این اموزش دارم.
که با هیج چیزی دیگه عوض نمیکنم دارم یاد میگیرم تویی زمانهای که باید درست عمل کنم چطور باشم اکه خداوند کمک کنه سال دیگه در همین روزهای بذر گاشته شدم ثمر داده واز داشتن جسم سبک لذت خوام برد لاغریی نتنها بخشی ازاین به دست اوردهای خواهد بود تویی ۲ ماه این همه تحول تویی سال دیگه عالی خوام شد فشار ذهنم ازاد شده شمامی گفتید تراموستاد ذهنی حالافهمیدم یعنی چی ذهنم رهایی رهاست تویی خونه هستم ولی اون تویی دشت دمن کوه صحرا قله سیر میکنه لایی درختای جنگل لایی شکوفهای بهاری روی چمن رواین ازدای از همه چیز ا افکارمنفی از حس بد از امید نداشت به خود وهر چیزی بد دیگریی نتیجه حضور
هر روزه خودم هست هر رو بهتر از دیروز خدا کنه کسانی دیگه هم به این مسیر راه پیدا کنن تااونها هم حس من داشته باشن دعا میکنم افراد زیادی وارداین محیط شده وخودشون بابودن در این اتمسفر رهای رها کنن ازاد ازاد از افکا اشنباه چقدرصدمه به من زد این افکار اشتباه خوشا وخوشا به حال افرادی که از سن کم تویی این فضا قرار میگرن اگه قدر بودنن چه ها که خواهن کرد پشترفت سریع وبا اگاهی اگه باورکنن ودرست عمل کنن به امید ورد افرد بیشتر وحس بهتر اقراد دیگه خود من هم از مسیرخارج نشم وادمه بدم انشالله
یا حق
“به نام خداوندی که وجودش مایه ی آرامش است”
درود به شما عزیزان همراه و استاد گرامی ؛
گام چهل و نهم : لاغر شدن آسان است اگر … ؛
پروردگار مهربانم ،تو را سپاس می گویم که امروز ۴ اسفند ۱۴۰۱ هم به من کمک کردی تا بتوانم گام چهل و نهم را بردارم.لاغر شدن آسان است اگر من به توانایی خودم و راهی که به آن هدایت شده ام قلبا باور و ایمان داشته باشم و مطمئن باشم که در مسیر درست قرار گرفته ام و در آخر مسیر به تناسب اندام و لاغری قطعا خواهم رسید ،در این که شکی نیست.ذهن ما با ایجاد تصاویر ذهنی و پر رنگ کردن آن تصاویر در خود سعی می کند که هر چه بیشتر به تصویری که برای خود ساخته است نزدیک تر بشود و خود را شبیه آن کند.ما از همان کودکی بارها از خانواده ی خود یا فامیل شنیده ایم که تو شبیه مثلا پدرت ،مادرت،عمو ،خاله،دایی و … هستی و اگر ما به فرد مورد نظر علاقه داشته باشیم و او هم چه از لحاظ ظاهری و چه از دیگر لحاظ ها خوب و عالی باشد از این تشابه خوشحال می شویم و ناخود آگاه سعی می کنیم که بیشتر به آن شخص شبیه شویم ،من خودم در دوران کودکی از بعضی از اطرافیان می شنیدم که من شباهت کمی از لحاظ قیافه به مادر بزرگ مادریم دارم و من چون مادر بزرگم را اصلا ندیده بودم ولی تعریفش را در زیبایی ، بسیار از قوم و فامیل ها شنیده بودم خیلی خوشحال بودم که به مادر بزرگم تا حدودی شبیه هستم و این حس خوبی به من می داد هر چند من نه خود مادر بزرگم را و نه عکس و تصویری از ایشان دیده بودم.یادم می آید زمانی که فرزندانم تازه متولد شده بودند اطرافیان سعی می کردند که تشخیص بدهند فرزندانم شبیه چه کسی هستند ؟! گاهی از خودم می پرسیدند که مثلا پسر بزرگم شبیه کیست؟ من هم در جواب آنها می گفتم که شبیه خودش است و این چه حرف درست و خوبی است چون اگر در طول زندگی به هر کسی گفته شود که شبیه کسی جز خودش نیست بیشتر به توانایی ها و استعدادهای خود دقت می کند تا بتواند آنها را به عمل در آورد و در واقع هر کسی شبیه خودش است و منحصر به فرد می باشد با تمامی خصوصیات و رفتارهای منحصر به خودش .اگر به ما گفته شود که تو شبیه فلان کس هستی تنها کافی است آن شخص از لحاظ جسمی و ظاهری و شرایط دیگر در وضع نامناسبی باشد بلافاصله ما در درون خود و ذهن خود احساس بدی می کنیم و همیشه در تلاش هستیم که شباهت خود از هر لحاظ نسبت به آن شخص را کمتر کنیم البته این تلاش ها فایده ندارد چون ما باید باور و نگرش خود را نسبت به خود تغییر دهیم و به این باور برسیم که ما شبیه هیچ کس به جز خودمان نیستیم و تصویر ذهنی خود را تغییر بدهیم و آن را بهبود ببخشیم .یکی دیگر از توانایی های ذهن برای رسیدن به اهداف این است که اگر انجام کاری برای ذهن لذت بخش باشد و فرد به آن علاقه و توجه خاصی داشته باشد ذهن بیشتر تمایل به انجام آن کار را در فرد ایجاد می کند به طور مثال خود من از دوران ابتدایی با ورزش هندبال آشنا شدم و به آن بسیار علاقه پیدا کردم و در هر شرایطی سعی می کردم که به باشگاه بروم و تمریناتم را به درستی انجام بدهم و اگر همزمان با این کار باید کار دیگری را انجام می دادم من دوست داشتم که هندبال را انجام بدهم چون احساس خوب و لذت بخشی به من می داد و تمایل من به انجام آن بیشتر بود .از زمانی که در دوره ی رایگان در مسیر لاغری من (۱۰۰ گام) شرکت کرده ام بسیار به این باور که من هم توانایی لاغر شدن را دارم دست پیدا کرده ام و احساس خوب و سبکی از لحاظ روحی به دست آورده ام و هر روز با شور و اشتیاق یک گام را به طور کامل بر می دارم و بعضی عادت های نادرست من تا حدودی بهتر شده است ولی با وجود اینکه چهل و نه گام از این مسیر را برداشته ام و می توان گفت نصف راه را طی کرده ام اما از لحاظ وزنی تغییر چندانی نکرده ام و این خیلی فکر را مرا به خود مشغول کرده بود ولی امروز با دیدن فایل تصویری کاملا به این درک رسیدم که شاید من هم در ذهنم این باور قوی وجود دارد که با لاغر شدن می توانم به خانواده و اطرافیانم ثابت کنم که من هم می توانم لاغر شوم و فرد با اراده و قویی هستم و در اصل نظر و قضاوت دیگران برای من اهمیت دارد هر چند برای خود من هم بسیار مهم و پرفایده است که به تناسب اندام برسم یکی از فواید آن ، احساس قدرت و توانمندی بیشتر در خودم است و اینکه اعتماد به نفسم بیشتر می شود و همچنین هر لباس و پوششی را که دوست داشته باشم می توانم به راحتی بپوشم و از اندام خود لذت ببرم و هم اینکه جسمی سالم و زیبا خواهم داشت .پس از این به بعد تنها به این فکر می کنم که با لاغر شدن این خود من هستم که مهم و اهمیت دارم و اولویت اول و آخر خودم هستم و حسی که از این کار در من به وجود می آید نه دیگران.نکته ی دیگری که از این فایل به آن دست پیدا کردم و درک کردم این است که من نباید بیش از حد به نتیجه ی کار دقت داشته باشم و هر روز خود را بسنجم که آیا من لاغر شده ام یا نه بلکه باید به این نکته توجه داشته باشم که من در مسیر درست و صحیح قرار گرفته ام و در این مسیر استمرار دارم و ثابت قدم هستم و از خیلی جهات تغییرات مثبتی در من به وجود آمده است پس حتما در زمان مناسب خود ، جسم من هم شروع به کاهش وزن می کند و شاهد تغییرات فیزیکی خودم هم خواهم بود و از آن لذت خواهم برد .همین ایمان ،باور ،اطمینان و نگرش مثبت من در اینکه لاغر و متناسب می شوم و مسیر درست را انتخاب کرده ام مهمترین و اصلی ترین راه رسیدن من به لاغری است و برای انگیزه دادن به خود باز هم تکرار می کنم که : “لاغر شدن آسان ترین و راحت ترین کار دنیاست”
“یا حق”
سلام خدمت استاد عطار روشن عزیز و دوستان سایت تناسب فکری.
استاد این نه در ۹۰ درصد بلکه در ۱۰۰ درصد همه کسانی که وارد این سایت شده اولش با این هدف اومدن که بخاطر اینکه رو فلانی کم بشه دهن فلانی بسته بشه به فلانی ثابت کنم من میتونم خوش اندام باشم و به جز اینا مشکلات تنگی لباس ها و نداشتن تنوع نگاه اطرافیان مسخره کردناشون و یه تعدادی هم چاقی آنها منجر به مریضی از ناحیه کمر پا فشار خون قند خون و غیره شده اما همه اولش با این هدف میان جلو که بذار منم لاغر بشم اون فلانی که تو فلان جمع مسخره ام کرده ببینه خجالت زده بشه ولی بعد که با دوره چه رایگان چه محصولات پیش میرن و صحبت های شما رو میشنون دیگه اولویت اونا بقیه و نمایش دادن به بقیه نیست حس و حال خوبشون میشه اولویت و در نتیجه میشه تناسب اندام خوب من خودم از اون دسته از افراد بودم که قبل از اینکه وارد این دوره بشم بخاطر اینکه با همسرم بحثم شده بود که بهم گفت کمتر رژیم بگیر تو خودتو هم بکشی لاغر نمیشی هرچی من یادمه تو رژیمی و تغییر نمیکنی و یکی دیگه هم حرفهای چند نفر از آشنایان که بهم گفتن خیلی هیکلت بد شده اگه یه بچه بیاری با این وضع باید با کاری جا ب جات کنیم و الفاظ به این صورت زشت که به گفته خودشون شوخی میکردن اما جدی بود و روحیه منو به شدت داغون کرده بود و زمانی که وارد سایت شدم و نکته به نکته توجه کردم و پیش رفتم حس و حالم تغییر کردم پله خوردنم عوض شد ریزه خواریم کلا از بین رفت یعنی جوری بگم که محو شد احساس ضعف که همیشه توی رژیم داشتم در کار نبود و من داشتم باور میکردم که این روش همون معجزه ای هست که دنبالش بودم و مدام میگفتم خدایا شکرت و اونقدر پیش رفتم که یادم رفت کی بهم میگه چاق تر شدی یا لاغر نشدی یا هر حرفی دیگه اونقدر درگیر این سایت شدم که الان دیگه اولویت من فقط حس و حال خوب داشتن و آرامش هست گام ۴۹ هست تغییرات خیلی خوبی داشتم در سایز و وزن و لباس ها و اطرافیانی که گفتن جمع تر شدی اما دیگه برام اونقدر مثل اوایل اهمیت نداره و داره خیلی سریع و ساده روند کاهش وزن من پیش میره و چقدر از این بابت خوشحالم احساس راحتی میکنم از خدا سپاسگزارم از استاد سپاسگزارم و همینطور ادامه میدم بی وقفه چون عاشق این مسیرم تا ابد.
مسئله بعدی اینکه بقیه رو توی ذهن خودمون الگو قرار دادیم و مانع ذهنی ایجاد کردیم برای خودمون منم این مورد رو داشتم هنوزم کماکان اطرافیان بر حرف خودشون پایبند هستن ولی من مانع ذهنیم رو آزاد کردم چون همیشه میگفتم من شبیه خانواده مادرم هستم و مادرم به من از بچگی گفت تو شبیه خالت هستی خصوصا اون فیله های پشت کمرت که کلا ارثی هست الان یادم میاد خیلی خنده ام میگیره چطور باور کردم چون توی این مدت ۵۰ روز من نصف فیله های کمرم آب شدن و برای خالم کماکان به شدت دارن چربی بیشتری میگیرن اونقدر این موضوع رو مادرم برای من تکرار کرده بود خصوصا جلوی خالم و دخترش که الان خالم تا منو میبینه میگه خاله ول کن ما لاغر بشم نیستیم تو رو من رفتی ولی دختر خودش متناسب هست و میگه این رو خانواده باباش رفته و این موضوع برای من شده بود به باور قوی تا قبل از ورود به این سایت و آشنایی با شما الان دیگه هزاران نفر هم بیان بگن تو شبیه خالت هستی محاله باور کنم و قبول کنم من شبیه کسی هستم بله استاد ما شبیه هیچکس نیستیم من ندا شبیه خودم هستم و خودم در همه جنبه های زندگیم تاثیر گذارم در زمینه لاغری در زمینه ثروت در زمینه خداشناسی و هر مسئله که به موفقیت یا شکست منجر بشه مسئولیتش با خودم هست و خودم میتونم برای ذهنم مانع و فیلتر ایجاد کنم خودمم میتونم اونا رو رفع کنم لاغر شدن من هیچ خوشحالی برای اطرافیانم نداره سلامتی من هم هیچ خوشحالی برای اونها نداره اما چاقی من برای اونا نفع داره چون یه مسئله ای پیدا میکنن که شروع کنن به حرف زدن چرا باید خودمو درگیر حرف کسی کنم چرا باید الگو برای خودم انتخاب کنم خصوصا الگوی اشتباه من خودم چشم گوش عقل دارم و میتونم تصمیم بگیرم غلط رو از درست تشخیص بدم و این مسئله که چاقی هیچ ارتباطی با سن نداره کاملا دیگه برام شده یه باور بسیاااااااااار قوی چرا چون من همیشه میگفتم اگه برسم به سن ۳۰ سال بیش از حد چاق میشم چون شنیدم سوخت و ساز بدنم میاد پایین تر و دقیقا الان که ۳۰ سالمه ۴ ماه پیش به شدت چاق شده بودم اما الان اونقدر ذهنم آزاد شده حس میکنم یه دختر ۱۸ ساله هستم که تازه تصمیم گرفته اندامشو بسازه آینده اش رو بسازه و همینو به شوهرم به مادرم به پدرم برادرم هم گفتم که سن فقط یه عدد هست ما جسممون هر سال بزرگتر میشه اما ذهن ما که پیر نمیشه این بستگی به ما داره که چطور از ذهنمون استفاده کنیم مثل همون فایل سن سلامتی که عالی بود این همه افراد بالای ۶۰ سال تازه یاد گرفته بودن شنا کنند کوه نوردی دوندگی و بسیار ورزشهایی که ما با افکار غلط توی سن زیر ۴۰ سال میگیم پیر شدیم از ما که گذشت و استاد خلاصه همه این ها کلا ختم میشه به باور کردن اینکه ما میتونیم لاغر بشیم اگه عاشق لاغر شدن باشیم و استمرار داشته باشیم و از همه مهمتر باور داشته باشیم که لاغری با قدرت ذهن درست ترین روشی هست که خدا ما رو به سمتش هدایت کرده و استاد من خیلی زود به تناسب میرسم و فایل پاکسازی ذهن و دوره بارداری رو خریداری میکنم اونم با پول خودم و نقد سپاس از خدای مهربان و خلق شما استاد دلسوز و فداکار خدا قوت.
سلام .
واقعا گل گفتین . اولش ما به خاطر دیگران میخواستیم لاغر بشیم ولی وقتی وارد آموزشگاه لاغری شدیم این حال خوب و لذت و آرامش رو با هیچی عوض نمیکنم . دیگه نه به خاطر دیگران بلکه به خطر خودم میخوام در دنیای لاغری باشم . چون همه ما لایق لاغری هستیم .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام براستاد عزیز ودوستان همراه
قبل از همه چیز جا داره ازاستادعزیز تشکرکنم بابت امکانات فوق العاده ای که دربخش کامنتها گذاشتند و خیلی عالی شد وما به راحتی میتونیم به کلیه دیدگاههای خودمان وفرد موردعلاقمون در بخش کامنت اون قسمت دسترسی پیدا کنیم به راحتی .
بعد اینکه فایل رو گوش دادم اومدم تمامی کامنت خودم دراین قسمت رو خوندم و چقدر لذت بردم . و واقعیتش بعضی خاطرات چاقی گذشته کلا فراموشم شد چون مدتیه که در سرزمین متناسب ها هستم واین خوبه که دوباره بهم یادآوری شد که قدر این متناسب شدن رو بدونم وخیلی آگاهانه تر متوجه ورودی های ذهنم باشه .
الان برای بار چندمی که دارم دوره رو مرور میکنم بازم به سطح آگاهیهای جدیدتری میرسم انگار که سری قبل گوش نکرده بودم .
اینکه ترس از برگشت چاقی بعد متناسب شدن .
وچقدر قشنگ شما مثال زدید که مگه ما که چاق بودیم با تلاش فیزیکی تونستیم متناسب بشیم . که الان که یاد گرفتیم متناسب شدن رو ترس از چاق داشته باشیم .
واینکه یادگیری متناسب شدن مثل رفتن به خونه مادرمون هست مگه آدرس خونه مادرمون یادم میره . مثلا من ۱۵ سال پیش فارغ التحصیل شدم ولی آدرس دانشگاه رو علیرغم تغییرات جاده ها وخیابان ها بازم به راحتی بلدم چون من یاد گرفتم و من متناسب شدن رو هم یاد گرفتم وجای هیچ گونه نگرانی نیست که دوباره برگرده .
مگر اینکه من دوباره کانون توجهاتم بره سمت چاقی .
وقتی کامنتهای قبلیم رو خوندم متوجه شدم اون چاق شدن حق من بود و الان هم متناسب شدن حق منه .
راستی اگه کامنتهای قبلی منو بخونید دریک جا از شبیه بودن فرم ابرو و مو به پدرم گفتم که من پذیرفته بودم من شبیه پدرم هستم و پدرم توسن ۶۸ سالگی اکثر موهاش ریخت و من تواین سنم بیشتر موهام ریخت وهمش در ترس ونگرانی بودم و دوا ودارو هم اثری نداشت .
ولی به لطف الهی وآموزش این فایل آموزشی وکارکردن روی ذهنم باورهای مخرب رو پیدا کردم والان به لطف الهی بالای ۹۰ درصد موهام دوباره رشد کرد وموهای بلند و حجیمی دارم و جالبه که مادرم میگه موهات خیلی بلنده کوتاهش کن .
استاد عزیز بی نهایت از شما بابت این فایل های بسیار ارزشمند سپاسگزارم و روی فایل هاتون نمیشه قیمت گذاشت از خدا میخام همینطور که شما نگرانی ما رو در موضوعات مختلف زندگی برطرف میکنید ولذت بردن از زندگی رو با انتشار آگاهیهاتون بیشترمیکنید هر نعمتی که از خدا میخواهین به محض اینکه در قلبتون میافته آن واحد بهتون داده بشه وزندگیتون سراسر خوشی ولذت و سلامتی باشه .
خدایا شکرت بابت هدایت به این مسیر الهی.
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر همسفران متناسب و سلام و درود بر استاد عزیز
وقتی این فایل رو شنیدم و نکات زیبای دوستان را خواندم توجه ام به مسایل مختلف جلب شد . اول اینکه مادران ما در زمان بارداری به چه چیزهایی و یا چه کسانی توجه میکردند؟، چون حتما تمرکز و توجه اونها مستقیما بر ما اثر داشته.این واقعیت که در زمان قبل عمدتا مادران در آرزوی پسر داشتن بودند و ما دختر بودیم چقدر بعد از زایمان بر اونها و بر رفتار و نظرشان به ما اثر گذاشته ؟ شاید برای اینکه بتوانند خودشون رو از زیر بار فشار اطرافیان به خصوص مادرشوهر و خواهر شوهر رها کنند دایما ما رو شبیه اونها می نامیدند . (در فرهنگ ترکها که ضرب المثنی با همین مضمون داریم که دختر اصیل به عمه اش میره )برای خود من هم این شواهد زیاده که اکثر میگفتند به عمه ات رفتی .
دوم اینکه اینقدر تاثیر پذیری از محیط زیاده که خودمون می بینیم اکثر زن و شوهرها بعد از زندگی مشترک طی سالها شبیه هم می شنداین شباهت تو مدل غذاخوردنشون ، لباس پوشیدنش حتی طبع بدنشان مشاهده میشه من عمه ای داشتم که مرحوم شدند و دختری به فرزندخواندگی آورده بودند قابل باور نبود که بعد از چند سال این دختر جوان اینقدر به عمه ام و همسرش شبیه شده بود. علت شاید در همون یادگیری غیرمستقیم حاصل از توجه و تمرکز یا به قول استاد ورودیهایی که هر لحظه به ذهن مون میدیم .
خداروشکر ر که استاد با اموزشهای خوبشون به ما یاد دادند که این موضوع قابل تصحیح هست و با بازنگری در عوامل ذهنی میشه باورهای درست را جایگزین کرد. تصویر سازی درست ، تصحیح این باور که ما شبیه هیچ کس نیستیم و خودمون خاص و یونیک آفریده شدیم بار بزرگی رو از روی ذهنمان بر میدارم و جایگزین کردنش با فوق العاده بودن خودمون انرژی بزرگی برای ادامه مسیر لذت بخش زندگی میده . خداوند مهربان را بی نهایت بار شکر که قدرت روشنایی و آگاهی بسیار بسیار بیشتر از تاریکی و جهله . هر بار که یک آگاهی رو درک میکنیم یک بار بزرگ برداشته میشه و هزاران قدم در مسیر تتناسب فکری و فیزیکی جلو میریم.
استاد عزیزم خدا همواره پشت و پناهتان
خداوند مهربانم بی نهایت شکرت
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی
و سلام دوستان هم مسیر
لاغر شدن آسان میشود اگر ما کسی را الگوی ظاهری خود قرار ندهیم و نگیم که شبیه فلان فامیل هستیم چون معمولا برای اکثر افراد چاق کسی رو اسم میبرن و میگن شبیه اون فرد هستی و کم کم باورمون میشه این گفته چون فوری ذهنمون تصویر سازی میکنه و در ذهنمون تصویری چاق از خودمون رو کشیده،کم کم جسممون هم اون طور خواهد شد .
از هر انسانی فقط یک فرد منحصر بفرد خلق شده است.
وقتی به ایمان قلبی در این مسیر برسیم که من میتوانم لاغر شوم دیگر بقیه راه فقط استمرار ، تکرار و ادامه دادن خواهد بود .
[پس
۱)خود باوری و ایمان به اینکه من میتوانم لاغر شوم.
۲)اساس هدف خودم باشم و بخاطر خودم بخواهم لاغر شوم نه بخاطر حرف و توجه دیگران ]
(مهم ، دادن برنامه ی مناسب به ذهنه،
اصلا ذهن سن و سال برایش مهم نیست )
«وقتی از مسیر مطمئنیم کاری به مقصد نداشته باشیم
فقط از مسیر لذت ببریم »
ممنونم استاد گرامی
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه
ببخشید یه چند بار از یکی از آشناهام که قبلا دوره خریده بود شنیدم که هر بار ما وارد سایت میشیم ،یه مبلغی فکر کنم گفت ۱۰۰۰تومان به کیف پولمون اضافه میشه،
ولی مال من همون صفر تومانه، میشه پاسخ بدید که این طوری یا نه ؟
ممنونم
سلام و درود
دو سال قبل برنامه پاداش روزانه بازدید روی سایت فعال بود اما غیرفعال شده است
نشان های دریافت شده
سلام استاد
ممنونم که جواب دادید متوجه شدم خدانگهدار.
نشان های دریافت شده
سلام
اگه بخام به دید مثبت به قضیه طعنه و سرزنش اطرافیان نگاه کنم بارها به خودم میگم اگه این تضادها نبود منم این تکون اساسی رو نمیخوردم که فکری به حال خودم بکنم .
سرزنش اطرافیان رنج چاقی رو برامون بیشتر میکرد و چون ذهن ما از رنج خوشش نمیاد مرتب درفکر راه حلی بود که از این رنج رهایی پیداکنه و ما رو مجبور میکرد دنبال روشهای مختلفی بریم .
اگه مشکل فقر . بیماری . چاقی. روابط نامطلوب تا یه فشار اساسی بهمون نیاره ما حاضر با مدارا میشدیم و ما هیچ پیشرفتی نداشتیم و زندگی ما همچنان با دردهامون ثبات بود.
و اینکه موضوع ژنتیک درسالهای اخیر کلا به چالش کشیده شده .
طرف چاقه میگه ژنتیکه . مثل خودم که مادرم همش میگفت به عمه ات رفتی و استخوان بندیت درشته . ازبس گفته بود منم پذیرفته بودم ویادم میاد که گاها به در میخوردم مادرم سریع میگفت عمه ات همینطوری بود و مرتب به در ودیوا میخوردم البته عمه ام عینکی بود و منم نزدیک به چندسال عینکی بودم .و کم کم برام بیشتر ثابت شد که من شبیه اونم .
بعد مدتی به خودم اومدم گفتم .
اگه ژنتیک واقعیته یه خواهر و یه برادرم .شبیه پدر ومادر و حتی ما برادر خواهر وحتی فامیل های مانیستند .
البته یک تجربه کوچک خودم به دست آوردم نمیدونم چقدر درسته الان بهتون میگم .
اینکه خواهر اولم شبیه عمه هام سرخ وسفید شد نه به خاطر ژنتیک بلکه به خاطر اینکه پدر ومادرم یک سال خونه مادربزرگم دسته جمعی زندگی میکردن وعمه هام اون موقع مجرد بودن و مادرم که باردار شد زیاد با عمه هام بود یعنی توجهش به قیافه عمه هام بود و کانون توجه ما زندگی ما رو رقم میزنه و خاهرم به خاطر توجه چشمی مادرم به عمه اام واحتمالا صحبت درمورد زیباییشون و چون خودش باردار بود خواهرم در رحم مادر فرم صورتش از کانون توجه مادرم به عمه هام شکل گرفت .
اینها تصورات شخصی من هست که روز به روز بیشترشو میبینم .
پس ما به ژنتیک هیچ کس نرفتیم و هرکس رسالتی در این دنیا دارد که برای اون خلق شده . و شباهت ظاهری به خاطر کانون توجهات مادران به قیافه شخصی بوده که بیشتر باهاش در ارتباط بوده هست و بهش نمود احساسی میداده . همین
مثل رنگ چشم . مدل ابرو . فرم صورت و….
اما چاقی و … آموزش حین بارداری و بعد زایمان بوده که ما را وارد سرزمین چاقها کرده .
وچقدر خوب هست که ما میتونیم دوباره بایه سری آموزشها مسیر زندگیمون رو تغییر بدیم.
وخوداستاد نمونه بارزی بودن که جسم چاق از کودکی داشتن و این جسم چاق سالها با ایشون بود . وایشون تونستن باقدرت ذهن ۳۵ سال آموزش اشتباه رو درمدت یک سال ونیم متوقف کرده وبا آموزش های درست جسم متناسب برای خودشان خلق کنند .
واتفاقا به ایشون هم میگفتن به عموت رفتی ولی استاد شجاعانه نپذیرفت و علم ژنتیک رو زیر سوال برد و تونست با رویای چندین ساله خودش برسه .
من هم گاها اتفاق میافته که از بعضی غذا میترسم وقتی میبینم استاد دقیقا رفتارش شبیه متناسب ها شده و با لذت و آسودگی خیال غذا درست میکنه و غذا میخوره ترسهام کمتر شدن و برام باور پذیرتر شده که مواد غذایی ترسی ندارند .
بلکه نحوه رفتارما با مواد غذایی هست که ما رو چاق میکنه .
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوست عزیز بسیار نکته دقیقی رو اشاره کردی واقعا که توجه مادران ما در زمان بارداری ما به چیز که بوده اون اطلاعات در حافظه سلولی ما ذخیره شده و خدا میدونه که در شرایط اون زمان چه چیزهایی میتونه باشه ؟ ممنونم از این نکته و آگاهی جالب و جدید
نشان های دریافت شده
جلسه ۶۱ تکرار
سلام وقت بخیر
لاغر شدن آسان میشود اگر …..
چقدر این جمله خوبه و خیال منو راحت میکنه که * اگر رویای لاغر شدن دارید باید بدانید که لاغر شدن با حذف موانع ذهنی امکانپذیر میباشد* یعنی نرو سراغ روش های نخ نمای سابق ،به حرف و پیشنهاد آدم ها کاری نداشته باش ،راهتو برو ،اینجا جاییکه تورو به مقصد میرسونه ،بدون محدودیت ،بدون رنج و درد ،بدون چی بخورم چی نخورم
مثلا الان که از کلاس انعطاف و رقص اومدم و ساعت ۲ ظهر بود و نهار من ۱۰ دقیقه ای زمان میبرد تا آماده بشه و خودمم میخواستم دوش بگیرم ،ترجیح دادم یه دونه شیرینی بخورم که بتونم گرسنگی بیش از حدمو کنترل کنم ،یه دونه شیرینی خوردم و ۲۰ دقیقه بعدش نهارمو خوردم ،این یعنی من آزادم و حق انتخاب دارم
قبلا که باشگاه میرفتم یه ظرف با خودم هویج ،سیب و کرفس میبردم که مصرف کنم ولی در طول انجام ورزش و خوردن اون خوراکی های به قول خودن کالری صفر، حالم بد بود و به خودم فحش میدادم ،هر چند الان گاهی دلم میخواد اون خوراکی هارو استفاده کنم و با کمال میل ازشون استقبال میکنم چونکه الان آزادی و حق انتخاب دارم و این حس ارزشمندی به من میده
حالا موانع ذهنی که انقدر ازش صحبت میکنیم چی هستن و چجوری شناسایی و رفع میشن ؟ مثلا برای تجربه امروز من ،شیرینی خوردن اونم شیرینی خامه ای ،مطرح میشه ،من قبلا باور داشتم که شیرینی ها بسیار بسیار چاق کننده هستن و هرگز نباید استفاده شون کنم و خوردن هر یه دونه شیرینی یا حتی یه حبه قند برابر ۳ هزار متر راه رفتنه یعنی من برای خوردن یک خوراکی شیرین باید ساعتها پیاده یا ورزش میکردم
خب در طول زندگی برای من میلیون ها بار پیش اومده که من با شیرینی ها روبرو شدم که به محض برخوردم باهاش ،مانع ذهنیم فعال شده ، فیلترهای چاق کننده کار گذاشته شده مغزم آماده به کار شدن ،حالا من ۲ تا انتخاب داشتم یا بخورم یا نخورم
اگر میخوردم که عذاب وجدان منو داغون میکرد و تا ماه ها خودمو سرزنش میکردم و با ورزش های سخت از خودم انتقام میگرفتم که در این صورت هم فیلترهای چاق کننده روشنم فعالتر میشدن و هم اون یک ماهی که درگیر عذاب وجدان و گفتگوهای درونیم بودم باز هم فیلترهای چاق کننده خاموش نبودند و همچنان برای من به حالت اضطرار مواد شیمیایی ترس و چاقیو ترشح میکردن
اگر هم اون شیرینی خورده نمیشد که میرفتم تو حالت غم،ناراحتی،حس عدم لیاقت،احساس بی ارزشی ،حس کمبود ،جنگ درونی و بیرونی و ولع و اینکه انقدر خوردن اون شیرینیو تو ذهنم مرور میکردم و دل و قلبم پیش اون شیرینیه میموند که بدن و مغزم تصور میکردند من در حال خوردن اون شیرینی هستم و باز هم فیلتر چاق کننده و مواد شیمایی ترس ها در من بیدار و شروع به کار میکردند
در هر دو صورت فیلترهای ذهنی چاق کننده فعال میشدند، مهمترین کاری که باید انجام بدیم اینه که شناسایی کنیم ما از خوردن چه خوراکی هایی میترسیم یا چه باورهای مخربی داریم ،حالا من متوجه شدم از خوردن شیرینی ها میترسیدم ،مانع شناسایی شد ،اولین قدم برداشته شد
حالا باید با خودم صحبت کنم که شیرینی ها چاق کننده نیستن افکار من مسموم هستند که شیرینی هارو چاق کننده میبینن ،من نوع نگاه آلوده ای دارم ،وگرنه خیلی ها شیرینی مصرف میکنن ولی متناسبن
من از زاویه ای به شیرینی ها نگاه کردم که چاق کننده دیدمشون ،تغییر نوع نگاه به خوراکی ها باعث میشه ،قدرت چاق کنندگی غذاها ازشون گرفته بشه و قدرت برگرده به خودمون ، من چی میبینم ؟ چجوری میبینم ؟ من مهم هستم
حالا داریم این مانعو برمیداریم با بودن در دوره ها ،با حرف زدن با خودمون ،با خوندن کامنت ها و نوشتن ،الان که در معرض شیرینی خوردن قرار گرفتم ،یه صدای آرومی بهم میگه میخوایی بعد از ورزش شیرینی بخوری؟ ( چون این باورو داشتم که تا ۲ ساعت بعد از ورزش نباید چیزی خورد)
و یه صدای بلندتری بهم میگه یه ته بندی کن برو دوشتو بگیر و بیا برو نهارتو بخور ،برای این صدای جدید فرقی نمیکنه تو شیرینی بخوری یا یه دونه سیب بخوری ،تو باید یه چیزی بخوری که بتونی خودتو برسونی به غذا
حالا اون درون ما چی میگذره ،چه گفتگوهایی ایجاد میشه بستگی داره به تمرین کردن هامون ،بمن که گفت شیرینی بخور و برو حمام ،دیگه نجوایی نیومد که منو از شیرینیه بترسونه ،این یعنی شناسایی موانع و رفع کردنشون
یعنی در حین خوردن شیرینی نباید گفتگوهای درونی ترسناکی داشته باشیم یا حداقل کم جون باشن که با ۲ کلمه حرف حسابی ،بی خیال بشن و برن و اینجوری یواش یواش صدای منفی درونمون کمرنگ میشه و آرامش به درونمون وارد میشه و هر جاییکه آرامش باشه یعنی فرکانس صحیحه و راه درسته
این یکی از راه های شناسایی موانع ذهنیه که باید برای هر بار که به موضوعی برخورد میکنیم بتونیم درست و صحیح از آموزش ها استفاده کنیم و آرام آرام درونمون پاک و ذلال بشه
یکی از موانع بزرگی که من کاملا باهاش آشنا هستم و همیشه ازش رنج بردم این بود که بمن میگفتن تو شبیه دختر عمه پدرت هستی و حتی اسم اون خانمو بمن نسبت میدادن و تا ۱۵ سال پیش هم خانواده پدریم منو به اون اسم صدا میزدن با اینکه خیلی باهاشون کلنجار میرفتم که بهم نگن ولی میگفتن، مخصوصا ۲ تا از عموهام که خیلی روی مخم بودن و توی جمع به مسخره منو به اون اسم صدا میزدن
که اتفاقا اون خانم بسیار چاق ، گنده ،بی ریخت و سبزه بود و هر زمان ناراحت میشدم با مسخره میگفتن فلانی که خوشگله چرا ناراحت میشی و حالا متوجه میشم من از بچگی با اون خانم همزادپندری میکردم حتی اگر خوشم نمیومده ولی تصویر ایشون در مغزم ثبت شده بوده
منم قبلا دوست داشتم بخاطر حرف دیگران لاغر بشم یا بخاطر اون افرادی که منو سالها مسخره کرده بودن و دلم میخواست توانمندیمو نشونشون بدم یا افراد خانواده خودم که سالها منو باور نداشتن و مطمئن بودن که به نتیجه نمیرسم و خودم ،تنها دلیل برای لاغر شدنم نبودم که در این دوره ها شناسایی شدن و در حال رفع کردنشون هستم که هر چقدر عزت نفس و حس ارزشمندیم بیشتر بشه حرف و نظر دیگران برام کمرنگتر خواهد شد
مثلا سالها به من و خواهرم میگفتن پاهاتون و بازوهاتون شبیه به عمه تونه ،گوشتون شبیه فلانیه وووو و خبر نداشتیم که ما در حال تغییر شکل دادن به سمت همون آدم ها میشدیم چونکه فرمانی که به سلول ها داده میشد همون ها بود و جالبه الان که عمه خودمو نگاه میکنم که سرتاپاشو عمل جراحی کرده و دیگه خبری از پاهای چاق و بازوهاش نیست به خودم میگم فریده دست بردار از سر عمه ت ،ببین دیگه چاق نیست ،تو هم مسیر خودتو برو
یا سالها به ما گفتن خانم ها از ۳۵ سالگی دردهاشون شروع میشه ،دیگه میفتن تو سرپایینی ،موها سفید و پوست چروک میشه وزن بالا میره و هر چقدر که به این سنین نزدیکتر میشدیم با باورهای خودمون برخورد میکردیم
تقریبا ۱ ساله دارم با خودم صحبت میکنم مگه نه اینکه سلول های بدن ما هر روز ،هر هفته ،هر ماه و هر سال از بین میرن و مجدد تولید میشن ،این سلول ها که نو و تازه نفس و جوان هستن ولی چرا در بدن یک فرد ۶۰ ساله ،نقش یک سلول جوان رو ایفا نمیکنه ؟
چونکه بدن و سلول های من دقیقا به باورهای درونی من وصل هستن ، من چه چیزهایی در مورد پیری شنیدم ؟ همونها برای سلول ها اجرا میشه ،اگر بچه ایی که تازه به دنیا اومده رو ببرن تو یه جزیره ای بذارن که هیچ آدمی اونجا نباشه که باورهای محدود کننده به اون بچه بده ،در حافظه سلولیش خیلی کمتر باورهای پیری ،بیماری ووو بوجود میاد
در بدن ما اتم و زیر اتم وجود داره که درونشون خالیه و فقط انرژی وجود داره که اون انرژی با نگاه ناظر ما شکل و فرم میگیره ،اگر به اون انرژی بخندیم اونها هم میخندن اگر اخم کنیم اخم میکنن
خب حالا انرژی های سلول های مارو چجوری پر کردن ؟ با چه نگاهی ؟ نتایج زندگی و بدن ما نشانگر کیفیت درونی اون زیر اتم هارو نشون میده
حالا اگر میخواییم اون انرژی های درون اتم ها تغییر کنن باید نگاه خودمونو تغییر بدیم و آرام آرام سلول های قبلی پاک میشن از حافظه قدیمی خودشون و این پروسه به درک بیشتری نیاز داره
پس سن و عوارضشو ما خودمون تعریف کردیم و الان شاهد نتیجش هستیم اگر نتایج بهتر میخواییم اول بپذیریم که سلول های ما نو و سالم هستن ،نگاه ما بهشون جهت داده و میده ،یه سرکی به نوع نگاهمون بندازیم ،ما قرار نیست در هر سال کمی پیرتر بشیم با وجودیکه سلول هامون تازه نفس هستن
مراقب باشیم که ۸۰ درصد از باور های ما همون باورهای پدر و مادر و الگوهامون هستن که دارن در جسم و فکر ما هنوز زندگی میکنن ،تلاش کنیم خودمون باشیم یونیک و بی همتا ،اگر نیاز بود از عمه من ۲ تا آفریده بشه خداوند ایشونو ۲ قلو می افرید ،من باید خودم باشم با تفکرات مجزای خودم
که باورهای جدید من ،میتونن مسیر منو عوض کنن و منو ببرن به مسیر سلامتی ،جوانی ،عشق ،تناسب و ثروت
وقتی به این موضوعی که استاد در مورد اون ثروتمند روسی گفتن ، فکر میکنم ،اینکه تو ذهن هر کدوم از ما بعضی کارها سختره ،مثلا برای اون فرد روس ،بدست آوردن پول راحت و داشتن رابطه سخت بوده ،در صورتیکه اگر باور کنیم که همه واقعیت های زندگی ما در دست عقاید و درونیاتمونه،که میتونیم با تغییر باورها به هر آنچه میخواهیم برسیم ،دیگه برامون مهم نیست رابطه عاشقانه میخواییم یا پول یا سلامتی
شاید بعضی ها فکر کنن که نمیتونن بیماری های خودشونو درمان کنن چونکه در ذهن ما بیماری جور دیگه ای تعریف شده که مثلا بعضی بیماری ها لاعلاج هستن ولی کافیه ما بپذیریم که میتونیم با ساختن باورهای سالم به بدن سالم هم برسیم اونوقت دیگه نیازی نیست ما کار خاصی انجام بدیم ،بدن خودبخود وارد دنیای سلامتی خواهد شد ،همونجوری که با توجه بر ناخواسته ها به دنیای بیماری ها ورود میکنیم میتونیم از دنیاشون خارج هم بشیم
حالا مهمه که ما باور کنیم میتونیم با عوض کردن محتویات ذهن ،لاغر بشیم ،دیگه بقیه مسیر کار خود ذهنه و ما فقط باید در مسیر باشیم و حمایت کنیم
چیزی که ما یاد میگیریم محاله که یادمون بره ،پارسال که دوره هام تموم شد و میخواستم مجدد تکرارشون کنم ذهنم بهم میگفت دیگه دوره هات تموم شد و تو دوباره چاق میشی ،یه مدتی با خودم کلنجار میرفتم بعد به این نتیجه رسیدم که مگه من رژیم گرفتم که رژیمم تموم بشه مجدد چاق بشم و متوجه شدم این باور از رفتارهای گذشته و رژیم ها نشاء گرفته ،به خودم گفتم فریده تازه کار تو شروع شده هنوز اول راهی و داری نت های موسیقی لاغریو یاد میگیری بعد از این با نت هاییکه یاد گرفتی باید آهنگ لاغریو بنوازی
من بعد از اتمام رژیم ها ،میترسیدم که دوباره چاق بشم و چاق هم میشدم و پارسال هم تصور میکردم با اتمام دوره هام روند چاقی من شروع میشه و وقتی این باورو تو خودم شناسایی کردم ،ترس هام ریخت و براحتی به ادامه دوره هام پرداختم
و دقیقا همینطوره ،مگه ما فارسی حرف زدن رو فراموش کردیم ،عموی من سی و چند ساله ژاپن زندگی میکنه و خیلی به ندرت میاد ایران ،با توجه به اینکه همسرش هم ژاپنی بوده و با پسرهاشم ژاپنی صحبت میکنه و اینکه در ژاپن ایرانی وجود نداره ولی عموم میتونه فارسی صحبت کنه،هر چند به سر هم کردن جملات فکر میکنه ولی میتونه شکسته صحبت کنه
ما هم داریم لاغریو آموزش میبینیم و هیچ وقت فراموشمون نمیشه چونکه داریم ازش استفاده میکنیم ،مثلا وقتی ترس از خوردن در من از بین بره ، ۵ سال دیگه که خودمو عمدا تو ترس قرار نمیدم البته اگر اگاهانه زیستنو یاد بگیرم و دلم نخواد مجدد نورون های چاقیو بر اثر توجه کردن بهشون در خودم فعال کنم
خدارو سپاسگذارم برای بودن در مسیر تغییر
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
خوندن کامنتتون بهم خیلی دلگرمی میده . ممنونم که صادقانه باما به اشتراک میزارین .
من وقتی اوایل در مسیر لاغری با ذهن بودم خیلی جاها میشد دلسرد میشدم چون روند لاغریم از بس کند بود به چشم نمیومد اما لایو شما با استاد بهم حسابی انرژی داد و با ذوق تمام دوباره ادامه میدادم و هر جا کم میاوردم سریع لایو شما رو میدیدم و انرژی دوباره میگرفتم . وحس وحال خوب لاغری بهم منتقل میشد .
جا داره ازت تشکر کنم بابت لایوتون و اون صحبت های انرژی بخشت که منو تو مسیر نگه داشت .
و اون خاطره تلخی که از کودکی بیان میکردین منم دراون شرایط قرار گرفتم و بارها میشد منم مورد تمسخر خانوادم خصوصا مادرم . ومرتب درکودکی به فکر خودکشی بودم
برام جای سوال بود از یک طرف با یک سرفه کوچیک جونشون رو واسه ما میدادن ولی از یک طرف این حرفها .
البته فکر میکنم به اونها هم یاد دادن که برای تنبیه کودک از اشتباهاتش اونها رو به شدت مسخره کنین تا ادب بشن .
درحالیکه با این کار فقط اعتماد به نفسمون رو خرد کردن . و…
با این وجود چون خوبیهاشون بیشتر از این رفتارشون بود گذاشتم به حساب نا آگاهیشون و همه رو بخشیدم .
قسمت بالای کامنتتون از اتم وسلول و باور صحبت کردین برام خیلی جالب بود . کتابهای خاصی رو مطالعه میکنین .
ممنون میشم به منم بگین .
چون اینجور مطالب رو خیلی دوست دارم
با آرزوی تندرستی و تناسب اندام برای شما دوست عزیز
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
خدارو شکر که کامنتم براتون مفید بوده
بله رفتارهای تضعیف کننده خانواده ها باعث شکل گیری حس های ناتوانی و بی اعتمادی به خود و توانمندی های ما شد که اونم بر اثر ناآگاهی اونها بوده و همین الان هم اونها تغییری نکردن و همون رفتارهارو دارن این مهمه که ما آگاهانه تو مسیر برخوردهاشون قرار نگیریم یا بتونیم خودمونو ببریم تو راه های بهتر
منم خدارو شکر سالهاست در مسیر یادگیری هستم و در کل روحیه اموزش پذیری بالایی دارم و خیلی خوب هم میتونم مطالبمو ارائه بدم
تحقیق و مطالعه من فقط با یک رفنس خاصی نبوده از ۸ سال پیش بصورت جدی تر مطالب روان درمانی ،ان ال پی،گذروندن دوره های زیاد ،خوندن کتاب های مرتبط ذهنی ووو انجام دادم و میتونم بگم هر کدوم از دانسته هام مال قسمتی از این مسیره
ولی کتابی که خودم خوندم و به نویسنده ش ایمان دارم کتاب های دکتر جو دیسپانزاست ،مخصوصا کتاب شکستن عادت های کهنه که تمام این مطالبی که داریم در مورد افکار و باورها آموزش میبینیم رو در کتابش بصورت علمی توضیح داده ،البته کتاب ماوراءطبیعی شدن هم ازش خوبه
و همینطور هنوز هم در حال یادگیری هستم ،امیدوارم بتونیم اینهمه دانسته رو به عمل تبدیل کنیم و ازشون استفاده کنیم
براتون بهترین هارو ارزو دارم🌷
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم
سپاسگزارم از توضیحاتتون
نشان های دریافت شده
سلام
من ب خودم میگم فریبا جانم تو یک شبه چاق شدی ن عزیزم الان ده سال ک داری چاق میشی خب یک شبه هم لاغری نمیشه من دارم رو ذهنم کار میکنم و میدونم قطعا نتیجه میگیرم پس نباید بچسبی ب نتیجه نتیجه ول کن تو تو مسیر درستی پس تواین مسیر اتفاق میافته بالاخره میرسم دارم ب سمتش حرکت میکنم همینطور ک میرم موانع رو دارم حل میکنم دارم برچسب از مواد غدایی برمیدارم دارم میگم فریبا تو توانایی هر کاری داری خدا تو رو خلق کرده تو انسانی این همه کار ک دیگران نمیتونستن تو انجام دادی
تو هدایت شدی وقتی ی فکری ب مغزت میرسه اون شدنیه
این منم ک دارم اگاهی وارد میکنم این منم ک میخوام تغییر کنم پس اگه من لاغر نشم ذهنم متناسب نشه پس کی میشه
اسم تناسب فکری بهترین اسمیه ک میشد برا این سایت گذاشت اسمش هم ب ادم ارامش میده
زندگیتو بکن کارتو بکن ورودی های منفی نزار رو خودت کار کن نتیجه هس اگه نبود خدا منو ب اینجا هدایت نمیکرد
من شبیه خودم هستم
از من فقط یدونس
عزیزم خاله من دختراش شبیهش نیستن چرا من باید باشم چرا
من فقط شبیه خودم هستم چن ب نظر من خیلی مسخرس
من شبیه پدر باشم یا بقیه چن من در سالهای خیلی بعد از اون متولد شدم و من قدرت دارم پدرمن دارم اختیار وانتخاب دارم پدر منم اینها رو داره نثل درخت و حیوان نیستم ک سیستم یکی باشه پس هر کسب مسئول خودشه ن دیگری
و همه ما میدونیم جسم ما قابل تغییره وابسته ب کسی چیزی نیس الان خواهر من لاغر من چاق اگه قرار بود شباهتی باشه اونم بود چرا من
من شبیه هیچکس نیستم من خودمم
منفی باف برو پی کارت خواهر شوهر من خیلی چاقتر از منه من شبیهش نیستم من حتی شبیه دخترم نیستم چ برسه ب خواهر شوهرم
من از دخترم میبینم چاقی از اموزشه اگه منم مثل بقیه مادرها بودم والان بچم چاق بود ولی میبینم نیس چون اموزشش نمیدم
اگه ارثی بود دختر منم چاق بود
اگه شباهتی بود الان دخترم شبیه من بود
من در مسیردرستم الان جسم چاقه ولی در حال لاغر شدنه در حال تغییره چن من میخوام چن من تو مسیر درستم و هر روز دارم یادش میدم ب خودم
من لاغری یادمیگیرم همونطوری ک چاقی یادگرفتم
جسم من هم جواب این همه محبت میده من عذابش نمیدم بارژیمهای مختلف و ورزش
من ازادش گذاشتم تا خودش ب حالت اولیه خودش برگرده جسم من خیلی هوشمنده و خودش ترمیم میشه چن من سعیم ب اینه ک سرعت تخریب پایین بیارم تا ترمیم خودشو نشو ن بده
لاغری اسونه هر چیو یاد بگیری و قلقش دستت بیاد اسونه
زندگی زیباست
من تصمیم گرفتم با جسم چاقم لذت ببرم ازش و ب سمت لاغری برم
چن میدونم ک من اگه بلد نباشم زندگی کنم چ چاق باشم چ لاغر زندگی نمیکنم
چ بهتر ک اول زندگی کردن یاد بگیرم
و ی ذره خودمو رها کنم ازاد باشم نفس بکشم