مقصر کردن دیگران برای شرایط و اتفاقات روزمره در زندگی یکی از پرکاربردترین عادتهای انسانها میباشد.
در هر شرایط و موقعیتی باشید سادهترین و در دسترسترین طریقه نگرش در مغز این است که فرد یا گروه یا هر چیز دیگری را مقصر زندگی خود در آن شرایط بدانید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 110 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
در شرایط زندگی مقصر دونستن دیگران آسون ترین و در دسترس ترین راه هستش و به گونه ای شونه خالی کردن از مسئولیت زندگیه. خیلی راحت تره که دیگران رو مقصر شرایط زندگیمون بدونیم چون اگر خودمون رو مقصر بدونیم مسئولیت همه چیز به کردن خودمون میوفته و انگشت اتهام به سمت خودمون برمیگرده و این پذیرفتنش خیلی سخته که هرچیزی تا الان در زندگیمون تجربه کردیم مقصرش خودمون بودیم یعنی خودمون خواستیم در فقر و بدبختی یا هر شرایط دیگه ای زندگی کنیم و ما همیشه در تقلا هستیم که خودمون رو مظلوم و مورد ظلم قرار گرفته جلوه بدیم نه ظالم به خود!!!!!!واین تا زمانی ادامه پیدا میکنه که به قول استاد از مقصر جلوه دادن دیگران دیگه خسته بشیم و به یه حالت استیصال و درماندگی برسیم .اونجاست دیگه به نقطه تسلیم میرسیم و از خداوند کمک میخوایم اونجاست که چشم دل ما باز میشه و حقیقت هارو میبینیم .متوجه میشیم که هیچ کس و هیچ چیز در دنیا مانع یا عامل خوشبختی ما نیست جز خودمون واین نقطه یعنی آرامش محض !!!!!!!
یعنی دست برداشتن از هر تقلای اضافی یعنی دوری از هر حسادت و چشم هم چشمی ،دوری از خشم ،دوری از غم،دلهره و…… هر چیزمنفی که باعث برهنه زدن این آرامش بشه .
به نظر من همه ما اول از هرچیزی باید تلاش کنیم به این میزان از آرامش قلبی برسیم و بقیه ش خود به خود اتفاق میوفته بدون کمترین تلاشی
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به دوستان عزیز
انگیزه من از زندگی مفید بودن برای خودم و دیگرانه .
من میخوام با خوشبختی زندگی کنم و از داشته هام لذت ببرم .از وجود فرزندانم از امکانات و هر نعمتی که در زندگی دارم لذت ببرم.
میخوام علاوه بر آسایش و رفاه آرامش داشته باشم که فکر میکنم چیزی بالاتر از سلامتی و آرامش وجود نداره.
من میخوام رشد و پیشرفت داشته باشم و زندگیم رو تغییر بدم و احساس خوب رو در سراسر زندگیم جاری کنم.
من میخوام به خواسته ها و آرزوهام برسم و امروز فهمیدم که انتظار هر چیزی رو داشته باشی همون رو در زندگی تجربه میکنی .
درست مثل انتظار چاقی که نتیجش چاقی بیشتر برای من بود.
و من میخوام بهترین خودم رو تجربه کنم.
سالها برای شکست در هر کاری یاد گرفته بودم که به دنبال مقصر باشم تا مسئولیت کار خودم رو به عهده نگیرم .
یادم میاد زمانی که دانشگاه قبول شدم و پدرم به خاطر مسیر راه نگران بود من به راحتی پا پس کشیدم و با اینکه به درس خوندن خیلی علاقه داشتم دیپلمم رو گرفتم و خونه نشین شدم.
و امروز دیگه مقصر ادامه تحصیلم رو پدرم نمیدونم بلکه مقصر اصلی خودم بودم که تصمیم قاطع نداشتم و تلاشی برای ادامه دادن انجام ندادم .
من دیگه دنبال مقصر در زندگیم نیستم بلکه میخوام اشکالات خودم رو پیدا واصلاح کنم تا زندگیم رو تغییر بدم.
من نمیتونم کسی رو تعییر بدم ولی میتونم خودم رو اصلاح کنم و حال خوبم رو گرو رفتار اطرافیانم نمیدونم.
من لیلا مسئولیت زندگی خودم رو میپذیرم و دیگه حسرت اتفاقات گذشته و ترس آینده رو ندارم.
من از حرف دیگران ناراحت نمیشم و به دنبال اصلاح خودم هستم.
انتظار من از زندگی حال خوب و احساس خوب و خوشبختیه.
من میخوام لذت واقعی از زندگی و آرامش رو تجربه کنم .
من میخوام رشد کنم و بزرگ بشم و یاد بگیرم که نباید با هر چیز کوچکی تسلیم شد و پا پس کشید بلکه باید برای رسیدن جنگید.
نشان های دریافت شده
بنام خدایی که من را آفرید .باسلام خدمت عزیزان ..من تعهد میدهم زین پس تمام مسئولیت زندگی خود را در موضوع احساسات وافکار.سلامتی .روابط .ومسائل مالی به عهده میگیرم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
وقتی خودمون رو مقصر ناکامی های خودمون بدونیم و بگیم من این قدرت رو داشتم که این کار را با زندگی ام کنم، از اون طرف هم می تونیم قدرت داشته باشیم و زندگی خودمون رو رو به راه کنیم. بر عهده گرفتن مسئولیت کلید قدرته.
وقتی دنبال مقصر و جلاد نگردیم و خودمون رو مسئول زندگی خودمون بدونیم از “نقش قربانی” در میایم. تفکر قربانی بودن چیزی به جز ناامیدی و ناتوانی و افتادن توی منجلاب احساس بد نداره. نتیجه ای بجز جلب توجه کردن نداره. و برای جلب توجه های بعدی آه و ناله های بیشتر. تفکر قربانی بودن مثل یک سم مهلک می مونه که شروع داره و انتهایی نداره.
وقتی باور داری خالق اتفاقات زندگی خودت هستی و مشکلی که پیش آمده را بر عهده بگیری، این باور در تو تقویت می شود که واقعا خالق زندگی خودت هستی. این باعث امیدواری بیشتر، تلاش بیشتر و انتظار بیشتر از خودت می شه. باعث می شه فعالانه در زندگی خودمون نقش داشته باشیم و به دنبال تلاش و رشد باشیم.
یک اتفاقاتی در بیرون می افته که در کنترل ما نیست و یک چیزهایی در کنترل ما هست. مثل احساس ما که در کنترل ماست، مثل واکنش رفتاری ما که در کنترل ماست. اگر بر آنچه در کنترل ماست تمرکز و توجه کنیم، می توانیم با مواردی که در کنترل ما نیست برخورد بهتری داشته باشیم. البته که این چیزی که می گویم فعلا در حد حرف است و واقعا رعایت کردنش بسیار بسیار سخت است و میشه بگم پاشنه آشیل منه. همیشه اینها رو در تئوری و در شرایط خوب و صلح می دانم، ولی وقتی مسئله بین فردی ای پیش بیاد، و با فردی دچار چالشی حتی کوچک می شودم، همه این مواردی که سالها خوانده ام و کار کرده ام از ذهنم می رود و یک فرد واکنش گرا می شوم. هدف اصلی من فعلا این مسئله است که از این فراموشی سر بزنگاه نجات پیدا کنم. انقدر این مسئله کنترل احساس در من درونی بشود که در لحظات حساس که واقعا باید ازش استفاده کنم، دست خالی نباشم.
وقتی احساس کنترل داشته باشیم، احساس ناامیدی و درماندگی نخواهیم داشت و با احساس قدرت و توانمندی با مسائل روبرو می شویم.
وقتی دیگران را مقصر ندانیم، با آنها روابط سالم تری خواهیم داشت و به جای سرزنش به دنبال حل مسئله می رویم.
لازمه که ما در لحظات حساس خودآگاهی داشته باشیم و من امیدوارم در پایان این دوره ارزشمند به درجه خوبی از خودآگاهی رسیده باشیم تا دیگه واکشن گرا نباشیم و خودمون رفتارها و برخوردهای خودمون رو انتخاب، مدیریت و کنترل کنیم.
به امید خدا
سلام
من چند سالی هست به لطف خدا به این درک رسیدم که نگاهم این باشه که تو هر مساله ای که در رابطه من هست خودم رو مسوول اصلی اون مساله ببینم فکر حدودم ۱۵ سال پیش بود که داشتم سخنرانیهای مکتوب دکتر سلطانی رو در مورد تربیت فرزند می خوندم
یه جایی در مورد درک مظلوم و درک مسوول گفته بودن که آدمهایی وجود دارن که به صورت پنهانی همیشه می رن تو فاز مظلومیت به عنوان یه دفاع از خود ، همه چی رو می اندازن گردن یکی دیگه و علت حال بدشون رو “دیگری” می دونن و می رن در پوست انسان قربانی ، در عوض آدمهایی با درک مسوول تو هر موضوعی ردپای خودشون و ضعفهاشون رو می بینن و سعی در رفع اون مشکل می کنن
این موضوع باعث شد خیلی به خودم و اطرافیانم نگاه کنم و پیدا کنم اونجاهایی که منم درک مظلوم داشتم
و قدرتمندانه به خصوص در روابط نقش مسوول خودم رو پیدا کردم و خیلی قدرتمندانه جلو رفتم و موفق
در مورد چاقی هم سه چهار سال پیش با شما اشنا شدم خیلی فایل گوش کردم و واقعا درک مسوولانه ای پیدا کردم
حالا می دونم و باور دارم خودم فقط می تونم خودم رو نجات بدم و اگه تا الان توفیقم کم بوده باز می ذارم رو ضعف خودم و پررنگ نبودن هدفم که امیدوارم به زودی بتونم محکم و مقتدر جلو برم دیگه تفصیر این و اون نمی اندازم مسسول اول و اخرش و ناجی اول و اخرش خودممم
امیدوارم به زوددی بیام و اینجا بنویسم در این زمینه هم موفق شدم
در پناه خدا باشین استاد عزیز که حرفهاتون از عمق فهم و درک خودتونه و به راستی به دل می شینه
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت استادعزیز وهمه دوستان گرامی
همین جا متعهد میشم که این منم با کانون توجهم افکار ونگرشم زندگیم را خلق می کنم وکسی در زندگی من نقشی ندارند
واز شما استاد عزیز یاد گرفتم که تنها لازمه زندگی وسلامتی وثروت وشادی فقط احساس خوب می باشد یا به عبارتی احساسم بد نباشد لذا سعی می کنم با توجه به این نگرش همیشه انتخابم احساس خوب باشد واگر احساسم بد شد دنبال مقصر نگردم بلکه خودم را بررسی کنم چراکه ایراد از خودمه وگرنه هیچ عاملی جز خودم در زندگیم ذره ای قدرت ندارد چرا که خدا اختیار زندگی وقدرت خلق بهم داده وجهان را مسخر من کرده است وباید نگرشم را درست کنم تا حالم بهتر شود نه اینکه دنبال عوامل بیرونی باشم وانهارا تغییر دهم بنابراین تنها هدفم وانتخابم احساس خوب می باشد
انشالله خدا کمک کند در این مسیر ثابت قدم بمانیم
استاد عزیز از لطف و مهربانی وبخشندگیت که این همه آگاهی را بدون منت در اختیار مان می گذارید بی نهایت سپاسگزارم واز خداوند منان برای شما آرزوی سلامتی و شادکامی دارم
ا
به نام خدای بی همتا
با سلام خدمت استاد عطا روشن
با سپاس از زحماتتون واقعا از شما ممنونم که امسال خودم رو شناختم خدارو شناختم
من مدتیه حالم رو خوب کردم خیلی خوب شده و الان اینجا هستم نتیجه همون حال خوبم هست دیدم استاد داره فایل جدید میزاره و با خودم گفتم حالم خوب شد خدا هم داره بیشتر برای من مطلب میفرسته
باور کنید از موقعی حالم خیلی بهتر از قبل شده کارام داره درست میشه چیزایی در زندگیم انجام میشه که باور نمیکنم داره انجام میشه و این رو نتیجه حال خوبم میدونم
از موقعی خودم رو مقصر همه زندگیم میدونم خیلی خیلی زندگیم بهتر شده فقط با خودم درگیرم دارم روی خودم کار میکنم دارم خودمرو بهتر میکنم فایل گوش میدم ،در مورد قانون جذب دارم مطالعه میکنم و حال خودم رو بهتر میکنم
الهی شکر تا الان موفق بودم خدارو شکر میکنم که در این مسیر زیبا قرار گرفتم
نشان های دریافت شده
سلام بر همه ی کسانی که خودشون مسئولیت زندگیشون رو گردن میگیرن و دنبال مقصر بیرونی نیستند
بنظر من مقصر جلوه دادن دیگران راحتتر ین راه فرار از سلب مسئولیت اشتباه خودمونه
ده سالم بود پدرم فوت شد و مادر پیر من برایم هم مادر شد هم پدر
اونموقع من مدرسه فرزانگان تهران تیزهوشان درس میخواندم و با مریم میرزاخانی خدابیامرز هم مدرسه ای بودیم
مادر من پیر و بیسواد بود ولی مادری مهربان و شکسته بند معروفی در جنوب تهران بود با حمایتهای مادرم دانشگاه دولتی قبول شدم و بلافاصله مشغول کار شدم سه جا بعد دانشگاه سر کار میرفتم تا بتونم پول جهازم رو خودم جور کنم و باری از دوش مادر پیرم بردارم
خدا رو شکر سال ۱۳۸۱ اونقدر پول درآوردم که تونستم یه خونه بخرم بجای جهاز
من یه برادر بزرگتر از خودم هم داشتم که دائم بیپدری رو بهونه میکرد درس نخوند و همش دنبال مقصر بود که چرا ما تو خانواده ی فقیری بدنیا آمدیم و پدر نداریم و …الان هم زندگی خوبی نداره چون همش حسرت گذشته رو میخوره و دست از غر زدن بر نمی داره
ولی من با همون سن کم به فکر ساختن شرایط بهتر برای زندگیم بودم از مادرم همیشه ممنون بودم و ازش انتظار حتی جهاز هم نداشتم بهش میگفتم همین که منو حمایت کردی و فرستادی دانشگاه دولتی درس خوندم ازت ممنونم بقیه شو خودم حل میکنم
شرایط زندگیمو خودم تغییر دادم با جرات تمام عاشق پسر دایی م شدم که خیلی اهل نماز بود و این برای من ارزش داشت و باهاش ازدواج موفقی داشتم
خیلی زود مادرم رو هم از دست دادم و تنها تر از قبل شدم
ولی من تو هر برهه از زندگیم با شجاعت انتخابم همیشه خوشبختی بود
آغاز طبیعتگردی های ما با ازدواج ما شروع شد و من تقریبا بیشتر آبشار ها و طبیعت های بکر ایران رو با همسر و فرزندم رفتم دیدم و هنوزم طبیعتگردی های ما ادامه داره عکس جاهایی که رفتم تو پیج شخصی اینستام هست
و همین شادی های کوچک در زندگی حال مرا خوب میکرد و مرهمی بود برای فراق مادر و پدر
من فهمیده بودم هیچ کس جز خودم نمیتونه شرایط زندگی منو بهتر کنه
همسر من چند سالی میوه فروشی داشت و من فکر تعویض شغل به پوشاک بچگانه رو بهش پیشنهاد دادم
سالهای اول خودم مسئولیت خرید اجناس مغازه رو بعهده گرفتم و حتی تو مغازه کنار همسرم فروشندگی میکردم تا مغازه جا افتاد و مشتری های ثابت پیدا کرد
ما هم زمان میوه فروشی یه سفر بدون دغدغه نداشتیم و اصلا بهمون خوش نمیگذشت طفلک همسرم همیشه نگران خرابی های پیاز سیب زمینی و گوجه هاش بود ولی پوشاک که الانیم خرابی جنس نداره و فروش بسبت بهتری داریم
تا قبل ورودم به اینجا حال من خیلی به رفتار دیگران گره خورده بود و مدام در تلاطم بودم با یه حرفی چنان غمگین میشدم و روزها و ساعتها اون حرف ناراحت کننده رو برای خودم و دیگران تکرار و مرور میکردم و هی حالم بدتر میشد کلا بعد مادرم زودرنج تر شده بودم
ولی با ورودم به اینجا فهمیدم نباید حال من به کسی گره بخوره و من باید انرژیم رو بذارم رو تغییر خودم
و اینجوری شد که رو افکار خودم مسلط شدم اعتماد بنفس و عزت نفسم بالا رفت و دیگه رفتار دیگران نمیتونه روی من تاثیر بدی بزاره و حال من بیشتر اوقات خوبه و رو فرکانس مثبتم
من زندگی شاد و احساس خوب و آرامش رو با تسلط بر ذهنم ومدیریت احساساتم آگاهانه انتخاب کردم
و اینگونه شد که تمام هستی و کائنات از زمین و زمان بر من حال خوب سرازیر کردند و من طعم شیرین خوشبختی رو الان میچشم
حتی وقتی میام گروه لاغری تلگرام همه پیامهایی بمن میدند که حال من روز به روز خوبتر و عالی تر میشه و کلی دوست پر انرژی آگاه پیدا کردم
منم مثل استاد روشن سعی م بر اینه این ساعتهای خوش زندگیم رو گسترش بدم مثلا بکنم دو ساعت سه ساعت ….هی زیادش کنم
من آغوش پسرم و بوییدن تنش برام یه دنیا حال خوب میاره پسر من الان دومتر رو رد کرده و سایز پاهاش ۴۷ شده ماشاالله هر روز با گیتارش برام آهنگ جدید میزنه و منم چند دقیقه ای جلوش میرقصم این رقصیدن کار هر روز منه و من تو همون ده دقیقه بسیار لذت میبرم و دقیقا تو لحظه ام
دیگه نه حسرت زندگی کسی رو دارم نه نگران آینده ام و نه استرس و عصبانیت و خشم پنهانی در درون دارم
ذهنم سبک شده مخمخه ذهنی ندارم
آرامش محض و لذت بخشی دارم که هر روز دارم زندگیش میکنم و این خود خود خوشبختیه
من دیگه دنبال پول بیشتر و سرمایه بیشتر تو زندگی نیستم همه چی دارم خونه ماشین شاسی بلند ویلای شمال مغازه سلامتی همسر و پسر خوب
فقط تنها چیزی که لازم داشتم آرامش بود که بلطف آگاهی های استاد روشن الان زندگیم مملو از آرامش شده
دیگه دست از تغییر اطرافیان یا افکار پوسیده و قدیمی برداشتم و همون انرژی رو صرف حال خوب خودم میکنم
تغییرات مثبت در جسم و روح خودم
جسمم که متناسب شده روحمم دارم جلا میدم مطالعه میکنم شعر های آگاهی بخش رو میخونم
دنیای مخرب مجازی رو که جز حال خراب قبلا چیزی عایدم نمیکرد و همش دنبال جنگ و سیاست و گرونی و تورم و …بودم رو رها کردم
و ازش با فالو کردن پیجهای مولانا و شمس و عطار و خیام و دکتر قریشی و مزدافر و حسین اورا ….چیزهای خوبی یاد میگیرم
پس اون انگشت اشاره عکس فایل سه انگشت پایینی بسمت خودمان هست و ما مسئول حال خوب یا بد خودمان هستیم
هر گلی کنی به سر خود کنی
استاد دیدن آیدا کوچولو و لبخند شیرینش اولا منو وسوسه کرد یه دختر بیارم چون من پسر دارم دختر ندارم و دلم ضعف رفت حتما براش اسپند دود کنید از ترس اینکه نکنه دومی هم پسر بشه تا الان نیاوردم
دوما فهمیدم چرا شما همش خنده بر لب و چهره بشاشی دارید دیگه هر کی چنین قند عسلی تو خونه ش داشته باشه مگه میتونه از شیرین کاریهاش نخنده و خوشحال نباشه
خدا براتون حفظش کنه و تولدش هفت بهمن از الان پیشاپیش مبارک باشه
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان واستاد عزیز
من مسئیولیت همه زندگیم را ۱۰۰درصد میپذیرم
من بیرون از خود بدنبال علتهای احساس بدم نمیگردم
من پیوسته سعی میکنم احساس خودرا خوب نگه دارم
من سعی میکنم پیوسته بدنبال خوشبختی ولذت بردن اززندگی باشم
من نگران آینده نیستم وازآینده نمیترسم وحسرت گذشته را نمیخورم
من تصمیم گرفته ام به بزرگتر شدن خودم کمک کنم وپیوسته دراین مسیر با دریافت آگاهیها وکارکردن روی خودم ومهارت کنترل ذهنم پیشرفت کنم
من درچالشهای جدید این را درک کرده ام که خداوند به من جهت رفع آن به من هشدار میدهد
من میدانم که خوشبختی احساسی است که انسانهای شکرگزار پیوسته آن را تجربه می کنند پایان
نشان های دریافت شده
بنام خدا
مقصر زندگی شما کیست
منم طبق معمول همیشه مقصر زندگی خودم را دیگران میدانستم همسرم خانواده ام شاید باورتون نشه چند دقیقه پیش داشتم با خواهرم حرف میزدم که به خاطر موضوعی خواهرم مادر را مصر میدانست منم تایید کردم و متوجه شدم اشتباه کردم ولی از این به بعد دیگه کسی را مقصر نمیدانم و خودم را مسؤل زندگی خودم بدانم و با گوش دادن به فایل ها و تمرین خالق زندگی خودم باشم من یاد گرفتم نباید با موضوعی که باعث ناراحتی من شده بجنگم باید بپذیرم و در خودم حلش کنم سعی کنم به این موضوعات فکر نکنم بتونم آنها را مدیریت کنم و کم کم زندگی خودم را تغییر میدم .