0

مقصر زندگی شما کیست؟! (گام ۲)

مقصر زندگی شما کیست
اندازه متن

مقصر کردن دیگران برای شرایط و اتفاقات روزمره در زندگی یکی از پرکاربردترین عادت‌های انسان‌ها می‌باشد.

در هر شرایط و موقعیتی باشید ساده‌ترین و در دسترس‌ترین طریقه نگرش در مغز این است که فرد یا گروه یا هر چیز دیگری را مقصر زندگی خود در آن شرایط بدانید.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 69 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.49 از 110 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30960

69 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

69 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار rastegar.moradzadah
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۸ ۰۸:۳۲
      مدت عضویت: 2093 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,455 کلمه

      به نام خداوند عزیز وحلیم ورحیم

      سلام خدمت استاد پر انرژی وهمیشه شادابم ودیگر دوستان هم مسیرم

      دیدن ایدا کوچولو چه لبخند عمیقی رو به صورتم اورد عزبزم الان خانمی شده 😍

      از وقتی که یادمه وبه درک وفهمی از رندگی رسیدم هرگز اینو نمی دونستم که نقش خودم در تعیین زندگیم چقدر پر رنگه واینکه خودم مسعول خوب وبد شرایط زندیگم هستم را برای اولین بار در این سایت الهی شنیدم هیچ کس راجب نقش خودم چیزی بهم نگفته بود چون در اطرافم می دیدم همه

      برای هر چیزی یه مقصری سراغ دارن برای حال بد برای وضعیت خراب کسب وکار برای نداشتن سلامتی برای نداشتن خونه برای نداشتن آرامش 

      این باور در من شکل گرفت که منم همیشه کسی رو مقصر شرایط زندگیم بدونم وخودم هیچ کاره باشم

      بارها شنیده بودم من انسانم وخداوند منو مختار افربده وحق انتخاب دارم اما جور دیگه ای ابنو برداشت کرده بودم معنی اینو نفهمیده بودم که بله من در تمام جنبه های زندگیم وهر چیزی که مربوط به من می شه مختار به انتخاب هستم

      می تونم انتخاب کنم کسی حالمو بد کنه کسی بیاد با حرفی چنان به همم بریزه که دیگه کمر راست نکنم یا انتخاب کنم یه نفر بیاد برای من تصمیم بگیره من در چه حال وروزی باشم

      ابنکه ما مسعولیت حال خودمون رو در زندگی وابسته کردیم به چیزهایی بیرون از خودمون انتخاب ماست 

      از سن 12 سالگی به بعد جسم من از اون تناسب خودش خارج شد وروز به روز اضافه وزنم زیادتر می شد ومن هیچ وقت خودمو مقصر چاقیم نمی دونستم درسته برای خودم جلوی دیگران دلسوزی می کردم که اره باید کمتر بخورم بابد تحرکم رو زیاد کنم وانگشت رو طرف خودم می گرفتم از ته دلم می گفتم خوب تقصیر من چیه خدا اینجور برام خواسته اینم سرنوشت منه یه عده رو لاغر آفریده ویه عده مثل منم چاق افریده شده ودیگه حتما مصلحت خدا اینجور بوده وقتی مسعولیت چاقیم رو گردن خدا انداختم هرجا به محدودیتی برای چاقیم برمی خوردم دیگه یقه خدا رو می گرفتم واز اون گله وشکایت می کردم چاقی منو از خیلی از لذت ها در زندگیم محروم کرده بود که من ته دلم خدا رو مقصیر همه ی اون ناکامی ها می دونستم برای همین اگرم تلاشی برای لاغری می کردم وشکست می خوردم دیگه مطمعن می شدم این خواست خداست که می خواد من در این وضعیت بمونم

      گاهی فکر می کردم وحتی اینو به بقیه هم می گفتم که خدا دلش نمی خواد من لاغر بشم تا ایمانم از دست نره چون اگه من لاغر بشم واون لباس های که دوست دارم رو بپوشم ادم بی حجاب وبی ایمانی می شم پی خدا مصلحت دونسته من همین جور چاق باشم تا همین مانتوهای گل گشاد ومشکلی ومقنعه سرم باشه وحوس گناه نکنم تا این حد من در بست خدا رو مسعول چاق بودنم می دونستم

      تا اینکه برای اولین بار اینجا بود به نقش خودم و مسعولیت خودم در شکل گرفتن وضعیت تناسبم پی بردم وقتی با کلی دلیل وبرهان وسوال وجواب در آخر به این نتیجه رسیدم که خودم مقصر وضعیتم هستم ومسعولیت چاقیم رو به عهده گرفتم ودیگه دنبال مقصر نبودم در ببرون از خودم تازه به آرامش رسبدم دیگه بغض وکینه ای در دلم نبود دبگه شبا تا دیر وقت با افکار منفی سر نمی کردم وسناریو برای خودم تعریف نمی کردم واواین دستاورد من از پذبرش مسعولیتم ارامش وخواب راحتی بود که نسیبم شد من همیشه به حال کسانی قبطه می خوردم که تا سر می زارن روی متکا خوابشون می بره والان خودم دقیقا همون جور شدم اینقد اروم شدم اوایل می ترسبدم مریض شده باشم که چرا من اینقد بی خیال شدم واینقد تا اراده می کنم خوابم می بره وهمسرم می گفت خوشحال باش تو همیشه تا صبح چند بار می رفتی تو تراس ومی اومدی ببینی اتفاقی نیغتاده زلزله نیومده چیزی نشده حالا می ترسی چرا راحت می خوابی

      دلیلش این بود که من دیگه یقه کسی رو نمی گرفتم اگه رفتار پر خوری رو انجام می دم دبگه دنبال گله وشکایت ومقصبر نیستم می گم خودم انتخاب کزدم خودم خوردم دیگه کاری که از خودم سر زده واینجوری همه چی در درون خودم حل می شه وچون پای کس دیگه ای در میان نیست اعصاب خرابی وگله وشکایت وخودخوری ودرگیری ندارم

      ومن به این نتیجه رسیدم این به شکل یه باور ویه عادت در من تبدیل شده که همیشه برای هر کاری دنبال مقصر باشم دیگه خود به خود هر اتغاقی بیفته حتی ساده ترین اتفاقات من فوری کسی رو مقصر اون می دونم

      اگه مثل همین اضافه وزنم مسعولیت احساس خوب وحال خوبم در زندگی رو به عهده بگیرم دیگه به خوشبختی واقعی می رسم

      من عادت کردم برای هر چیز ساده ای غر بزنم واونو بررگ کنم ودنبال مقصر باشم اینجوری حجم زیادی از افکار منفی رو در ذهنم تلنبار می کنم ودیگه جایی برای افکار مثبت وگوشی برای شنیدن اتغاق های خوب نمی زارم هرچیز خوبی هم رخ بده از نظر من بی فایدس چون در مقایسه با اون همه حال بد وافکار منفی اونو ناچیز می دونم برای همین چیزی خوشحالم نمی کنه همیشه ناراضی هستم در ظاهر چرا ادعای خوبی وحال خوب ودارم شوهرم ودخدرم رو نصیحت می کنم اما ایمانی به حرفی که می زنم ندارم نشانه اش هم اینکه هنوز حال من بستگی به خوب رفتار کردن همسرم داره اعصاب ارام من بستگی به اخلاق خوب دخترم داره 

      من وقتی می تونم ادعا کنم که حتی اگه کسی بیاد بدترین حرف هارو بهم بزنه من بهم نریزم وخودم رو مسعول حال خودم بدونم وبگم مقصیر منم که اون حرف باعث شدبهم بریزم

      بارها این جمله رو به همسرم گفتم که اگه می خوای من خوب باشم تو باید خوب باهام رفتار کنی اگه تو بد باشی منم بد می شم واین کاملا اشتباهه حال من نباید خوب بودنش وابسته به کسی باشه چون من اونم ادمه ونمی تونه تضمین بده همیشه حالش عالی باشه تا منم خوب باشم اگه مسعولیت حال من دست دیگران باشه پس اونا هر جور که بخوان می تونن حال منو تعقیر بدن ومن عروسک خیمه شب بازی دست اونا هستم 

      خیلی اتغاق می افته ظهر که دخترم از مدرسه میاد سر یه چیز خیلی الکی با هم بحثمون می شه ومن همیشه اونو مقصر می دونم می گم تو چه می دونی من چه زحمتی از صبح تا حالا کشیدم تا وفتی تو بیای خونه مرتب باشه نهار اماده باشه اتاقت تمیز باشه واونقد حرص وجوش می خورم که بدنم می لرزه حالا که دارم در آرامش بهش فکر می کنم می بینم اونی که حال منوبد می کنه خودم هستم  اون بیچاره که نخواسته من این همه زحمت بکشم خودم دلم خواسته این کارها رو بکنم وحالا هم خودم دارم خودمو اذیت می کنم نقش اون این وسط هیچه واقعا چرا من بخاطر شنیدن یه حرف که از نظرمن ناسپاسی هست باید اینقد بهم بریزم که کل روزم رو به جهنم تبدیل کنم 

      مدتی بودشعله وسطی اجاق گازمون خراب شده بود یعنی شعله اش خیلی زیاد بود من چندین بار به همسرم گفتم درستش کن این یه بار یه بلایی سرمن میاره دقیقا همین جمله رو چندین بار تکرار کردم ووافعا هربار اون شعله رو روشن می کردم منتظر اتفافی بودم تا دبروز ظهر که غذا درست کردم وبا یه ظرف روغن گذاشته بودم گرم بشه بریزم رو برنج ودیگه کاری نداشتم تنها خونه بودم ودخترم هم هنوز نیومده بود به کل یادم رفت گاز روشنه وروغن داره داغ می شه اومده بودم بیرون از اشپز خونه 

      بعد چند دقیقه از بوی روغن سوخته متوجه شدم من گازو خاموش نکردم رغتم دیدم کل ظرف آتیش گرفته ویه وضع بدی بود به زور خاموشش کردم کل خونه پر دود شده بود در وپنجره هارو باز کردم هود وسبنک وهمه چی پر دود چرب شده بود همون لحطه که شعله گاز رو دیدم یاد حرف همیشگی خودم افتادم که این گاز بلا سرم میاره وشوهرم رو مقصر دونستم در حالی که این شعله اصلا اونی که من می گفت خرابه نبود در اثر بی احتیاطی خودم این اتغاق  افتاد ولی من جوری شوهرم رو مقصر دونستم که انگاز اون با دست خودش اومده بود واین کار رو کرده بود حتی یه لحظه غفلت خودم رو دلیل این اتغاق ندونستم برای همین بهش پیام دادم وکلی حرف بارش کردم تو چی فلان وبهمان اونم بیچاره کلی نگران شده بود وزنگ زد که چه اتغاقی افتاده ومن گفتم تو مقصری چون دیشب ناشکری کردی چون غر زدی چون گاز ودرست نکردی چون این خونه رو گرفتی وچی وچی

      واین وافعا همیشه برام عادت شده یه کسی رو مقصر بدونم

      از امروز واقعا صد درصد مسعولیت حال واحوال خودم رو در هر زمینه ای را به عهده می گیرم

      من مسعولیت احساسم را به عهده می گیرم

      هیج چیزی خارج از من نبست وهمه چی در درون من باید حل بشه اگه برای چیزی حالم بد شد باید در وجود خودم علتش رو جویا بشم نه در اطرافم

      از اینکه حوصله کردین از شما عزبران سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حسن شهبازی
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۸ ۰۸:۳۰
      مدت عضویت: 2310 روز
      امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 242 کلمه

      سلام سلام

      به استاد عزیز و دوستان گرامی

      سپاسگزار خداوندم که تو این دوره توفیق دارم که باشم و سپاسگزارم از استاد عزیز بابت این فایل فوق العاده

      هنوز گوش ندادم یا ندیدم فقط تصویر رو دیدم و متن رو خوندم

      توی تصویر که عکس دو تا دست که اشاره به مقابل میکنه رو من اینطور برای خودم تصور میکنم:

      تصویری که از بچگی از این اشاره انگشت دست تو ذهن ما هک شده مقصر کارهای ما نفر مقابل یا شرایط مقابل ما هستش در صورتی که اگر با دقت به تصویر نگاه کنیم سه انگشت پایینی به سمت خود ما داره اشاره میکنه و میگه تمام مقصر و سازنده زندگی الانم فقط و فقط خودمم نه کس دیگه، ینی این زندگی با هر شرایطی که هست فقط سازندش خودمم چه خوب چه بد، پس باید تمام تلاش رو کنم تا بتونم به خودم بفهمونم خالق زندگیم فقط خودم هستم نه جامعه ، نه خانواده ، نه پدر نه مادر نه مدرسه نه دانشگاه فقط درصورتی میشه به دیگران و یا خارج از خود قدرت داد که باور داشته باشم بقیه میتونن تاثیری تو زندگیم داشته باشن همین .

      وقتی موفقیتی در زندگی کسب میکنم وقتی خرید پر سودی میکنم وقتی خونه خوبی میخرم به همه میگم خودمم کردم خودم تلاش کردم خودم خواستم ولی خدا نکنه یه اتفاق بد بیفته یه ضرری کنم یه خرید بدی کنم با قدرت تمام مقصر اون اتفاق رو بقیه میدونم چجوریه تو موفقیت خودم ولی تو شکست دیگرانه؟

      این جای تفکر داره؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      ۱۴۰۳/۰۱/۱۸ ۰۴:۰۴
      مدت عضویت: 1242 روز
      امتیاز کاربر: 6545 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 339 کلمه

      سلام به استاد عزیزم 

      چقدر آگاهی های این فایل به من کمک کرد خیلیی ممنونم ازتون 

      چند مدتی می‌شد که تو موصوع سلامتی دچار مشکل شده بودم و مدام این افگار که خدایا این چه مشکلی سر راهم قرار گرفته تو سرم می‌پیچید 

      ولی مدام به خودم یاد آوری می‌کردم من خودم این شرایط رو بوجود آوردم 

      این نگاه که حتما تو این موصوع نیاز که من رو خودم کار کنم و خدا اینو برام نشونه گداشته خیلی به من امروز کمک کرد 

      این مسائل نشون میده که باورهای سلامتی من مشگل داره و من باید روش کار کنم 

      و یه موصوع مهم دیکه ای که تو این فایل بهش پرداختید این بود که من فک میکردم اوناییکه با تعییر ذهن تونستن تغییراتی تو زندگیشون ایجاد کنن 

      هیچ مساله نداشتن و همون اول خوب درک کردن همه چیزرو

      ولی اینطور نبود 

      وقتی ما شروع به تغییرمیکنیم همون اول همه چی درست نمیشه 

      وقتی به خودم نگاه کردم دیدم من انتطارم این بود دیگه رو تو اثر نداره

      تو دو سال داری رو خودت کار میکنی پس کو نتیجه 

      نتیجه رو درآمد، رسیدن به خواسته ها میدیدم و ۰ون اینطوری فکر میکردم اون آرامشی که باید داشته باشم رو هم نداشتم 

      ولی وقتی رو خودم زوم کردم دیدم دقیقا منم همینطوری

      حداقلش اینه که وقتی مسئله ای پیش میاد دنبال مقصر نیستم و میگم حتما باور اشتباهی دارم 

      یا مثلا کسی رو میبینم که تو شرایط بد یا خوب هست میگم اون جای درستشه حتما نگرش های درستی داشته 

      و گرنه خدا هرگزاشتباه نمیکنه 

      میبینم دیگه چیزی رو به شانس ربط نمیدم 

      و میگم حتما باورهای درستی داشته 

      منی که قبلا فک میکردم نمیشه از تو خونه به درآمد رسید یا منی که بچه کوچیک دارم باید همین شرایط رو تحمل کنم حالا به فکر مستقل شدن افتادم

      و دارم روی خودم کار میکنم 

      مدام تو این مدت ذهنم گفته چی شد پس ؟

      چرا نتیجه ای نیست ؟

      ولی من ناامید نشدم و دارم ادامه میدم 

      چون مطمئنم این مسیر نتیجه میده 

      مسیر اشتباه نیست من باید بیشتر رو خودم کار کنم .

      خدا رو شکر میکنم هدایت شدم به این مسیر و این سایت وشما استاد عزیز که انقدرررر ساده مطالب رو بیان میکنین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۵/۰۴ ۱۱:۰۳
      مدت عضویت: 1291 روز
      امتیاز کاربر: 13085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 691 کلمه

      سلام استاد عزیز صبح شما بخیر و شادی

      استاد درمورد اینکه فکر کنیم ما خوشبخت هستیم و حسرت گذشته را نخوردید و نگران آینده نباشید خوشبخت هستی 

      من با داشتن شغل ومسکن -ماشین – 4 فرزند و همسری مهربان واقعا خوشبختم و از خداوند بابت این همه نعمت سپاسگزارم 

      استاد خیلی ممنون از شما که با این فایل که مقصر اصلی زندگی شما کیست ؟ جواب درست را به این سوال دادید خودم خودم خو.دم

      و چقدر ما درکارهایمان خودمان را بی تقصیر میدانستیم و دیگران را مقصر و جالب که حرفها و کارهای خودمان را حق و دیگران را ناحق می دانستیم .

      اگر قبل از اینکه با این سایت آشنا بشوم کسی بهم میگفت مقصر تمام مشکلات خودت هستی ناراحت میشدم و شاید با او برخورد میکردم ولی الان خدا راشکر به آن سطح از آگاهی رسیدم که تمام اتفاقات در زندگی را خودمان به وجود میاوریم و جذب میکنیم و به قولی برای آنها در جامعه شاهد جمع میکنیم با صحبت کردن در مورد آن موضوع با دیگران 

      من چند وقتی است در محیط کارم از پست مدیریتی کنار رفتم . اوایل خیلی ناراحت بودم که با سابقه 23 سال من به پست کارشناسی تنزل پیدا کردم همه را مقصر میدانستم و از همه دلخور بودم که من خیلی بیشتر از توانم در این پست کار کردم و دیگران نتوانستند پیشرفت من را ببینند و اصلا دیگر نمیخواستم به سرکار بیام چون فکر میکردم رفتار همکاران با من عوض شده ، درحالی که هرکسی به کار خودش مشغول بود و شاید چند روز صحبت میکردند و من این جور فکر میکردم و چقدر افسوس خوردم که به خاطر نظرات دیگران خودم را سرزنش میکردم . الان بعد از 6 ماه متوجه شدم که خودم مقصر بودم چون داشتم خود و خانواده ام را اذیت میکردم و خیلی از همکاران هستند که خانواده در اولویت اول انها است و کار دوم درحالی که من از صبح تا ظهر رئیس اداره عمومی بودم و 11نفر زیر دست من کار میکردند و باید جوابگوی تک تک انها باشم و چقدر خودم را اذیت میکردم و خیلی از مواقع مجبور بودم خودم جای نیرو غایب کار کنم و جایی دیده نمیشد با اینکه فرزند 3 ساله داشتم و حق شیفت فرزند پیش دبستانی در سرکار می ماندم و یا دلسوزیهای الکی برای همکاران در دوران کرونا ( مثلا به کارپردازی 40روز مرخصی دادم در حالی که 15 روز بس بود و مابقی ان از سر دلسوزی بیجا بود و خودم کارها را انجام میدادم و هیچ کس هم قدردان کار من نبود ) الان متوجه شدم که باید درمحل کار طبق قوانین رفتار کرد و همدردی بیجا موجب میشود که وظیفه بدانند الان به مدت 6 ماه است که خدا را شکر با این سایت آشنا شدم و کاری به کار همکاران ندارم راس ساعت میام و راس ساعت هم میروم و با خیال راحت با خانواده ام هستم و خدا را شکر اصلا تلفنی از محل کار به من نمیشه درحالی که قبلا من در منزل تا ساعت 11/5 شب جوابگوی کارهای مربوط به ادارات تابعه و یا برون سازمانی بودم و همیشه همسرم ازاین موضوع شاکی بود.و اصلا وقتی برای سرگرمی و بودن درکنار همسر و فرزندانم نداشتم و متاسفانه به انواع بیماریهای عصبی و استرسی و بیخوابی در شب مبتلا شده بودم  الان متوجه شدم بعد از 23 سال که باید درمحیط کار با همکاران مثل یک رهگذر برخورد کنی و نباید با انها زیاد صمیمی باشی چون کاری برای تو انجام نمیدهند و اصلا نباید از زندگی خصوصی و شخصی شما مطلع باشند چون با دلسوزیهای بی مورد در جمع همکاران شمارا ناراحت میکنند و الان گاهی شده من بعضی از همکاران را به مدت 2 ماه است ندیدم و هیچ خبری از اتفاقات سازمان ندارم و چقدر خوبه که گفتند بی خبری بالاترین شادی است الان متوجه این حرف شدم و خدا را شکر میکنم که با این سایت آشنا شدم و روز به روز بیماریهای من کمتر میشه و ساعت بیشتری را با خانواده ام هستم . ممنون از شما استاد که این آگاهها را به ما میدهید 

      خدا را شکر که امروز ایدا را دیدم و از طرف من صورت ماهشون را ببوسید و انشاالله درکنار شما عمری با عزت داشته باشند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۳/۲۰ ۱۷:۳۲
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 475 کلمه

      سلام برا خدایی که به من زندگی بخشید زمان دادکه برای زندگی بهتر به اگاهی خودم اضافه کنم 

      سلام بر اسناد وهمه عزیزان 

      اولین مرحله هرانسان قبول کردن‌که زندگیبیکم کاست چهخوب وچه بد مسئول فقط خودمن هستم ه دچارمشکل شده مفصر خودم هست اگه زندکی شیرنی رو تجربه میکنم این خودم هستم ازلیرون هیج کس مسئول هیچ درزندگی من نیست باره همین مسئله به من به سخثه خیلی کمک گرد 

      چون وفتی من خودم‌مقصر دوستم اون زمان متوانم خودم درستش کنم ولی تازمانی که هرمشکل رک به گردن هرعوامل بیرونی بنرازم اون زمان چون دیگران رو دلیل این مشکل که دارم‌میدونم به خودم نمیتوانم هیج کمکی کنم چون در دید من چطورمیتوان دیگران رک درست کنم تا مشکل من حل بشه 

      توزمینه چاقی  فبل از وردبه سایت من  زمین زمان رو مفصر میدوستم کمی خودم رونه کامل همه کس همه جیز رودلیل برای چاقی زیادخکدم میدونستم این مرحله قبول چون به شکل تسلیم وهدابت خداوند من به سایت وارد شدم توستم این مسیله قبول کنم چون دیگه تسلیم واقیدشدم اون زمان برای خودم با بودن توسایت ثابت شد که خودم این همه مشکل برای خودم تراشیدم حالا باید برطرفش کنم برای تغییر کردن هم اول همین کاررو بایدانجام داد اول بابد به خودمون هم وقت وهم تغییر رو فبول داشته باشیم که با تغییر ذهنم وتغییر رفتارم به خودم یی روش درست روهدیه بیدم با روش فبل که من خودم دچارمشکل کردم‌اگه تومسیر جدید همون افکاروهمون رفتار وهمون عمل کردو داشته باشم امکان نداده که من متناسب بشم چون کل مسیر چاقی رو اوردم تومسبر لاغری چطوری امکان داره با روش چاقی من تومسیر لاغری بدون تغییر لاغر بشم هیچ امکان نداره پس من باید تغییرکنم تا بتوانم تو مسیر لاغریی ازهمه مراحل بالا به شکل مسیر لاغری استفاده کنم ونتیجه که به دست میاد صد در صد  لاغریی هست نه چاقی 

      تعییر کردن مرحله ای  هست که به من  توان زیاد داده که با شور وشوق وانکیزه زیاد تومسیر باشم ادامه بدم تازه با بورن مسیرهای دیگه رو جلوی من قرا داده تا با بودن تومسیرهای دیگه بتوانم توجند مسیر حرگت کنم وتغییران رو کم کم واهسته اهسته به دست بیارم مثل زمانی که میخواستم لاغری رو به دست بیارم اون به شکل ارام ارام واهسته حرکت کرد م تومسیرموندم وجالا بعدازجند ماه کم کم دارم نتبجه دریافت میکنم تا نتیجه اخرکه لاغریی هست اون زمانی به دست میارم که ادامه بدم کم کاری نکنم همه اموختهای خودم‌روکامل به کاره بگیرم درنتیجه به چاقی توجه نکنم لاغری رو توحاشیه قراربدم توزمان خودش به لاغریی میرسم تواین زمینه من وفت دارم تومسیرهای دیگه هم کارکنم تا این پازل به شکل خوبی چیده بشه ومن دسناورده بهتری روبه خودم هدیه بدم اون رمان دستاردم پر ثمره است تا تویی مسیر فقط باشم تواون مسیر فقط کارکنم 

      خدا به همه عزیرانی که فرزندی نداره ازگل دختر شما بده خدا شمه وهمه خانواده شمارو درسحت سلامت نگه داره 

      خداپشت وپنا هتون یاحق حق نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۲/۰۱/۰۴ ۲۱:۱۹
      مدت عضویت: 1342 روز
      امتیاز کاربر: 13200 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 433 کلمه

      سلام و درود به استاد عزيزم

      در ادامه پيدا كردن رد پاي شما رسيدم به اين فايل در روز 28 ام حضورم در اين سايت

      من پيدا كردم كه چه تغييري بايد درون خودم انجام بدم تا نعمت هايي كه ميخوام برام بياد

      من متوجه بودم كه تغييرات بايد درون من اتفاق بيوفته

      البته كمي هم به تغييرات همسرم نظر داشتم 

      كه ايشون هم بايد تغييراتي در كسب و كارش ايجاد كنه يا تغييراتي در باورهاش يا هر چيز ديگه اي

      اما هميشه به خودم ميگفتم طبق چيزايي كه من ياد گرفتم ، اگر من تغيير كنم افرادي كه با من در ارتباط هستن هم تغيير خواهند كرد

      و به خودم ميگفتم پس من هنوز اون تغيير بنيادي رو نكردم كه همسرم هم هنوز تغيير نكرده

      و امروز كه متوجه شدم تغيير اساسي كه بايد در وجود من صورتت بگيره اينه كه من بايد شكرگذار اون چيزهايي باشم كه دارم

      شكرگذاري با احساس خوب 

      نه فقط كلمه باشه كه ديني رو از سر خودم باز كرده باشم

      بايد بفهمم اون چيزي كه دارم برام چه خوشبختي هايي آورده … و اگر نبود چي ميشد…ميتونم با اين فرمول به احساس خوب در سپاسگذاري برسم

      انقدر خداي من بزرگه كه زود فراواني رو در ذهنم بزرگ ميكنه…به همين دليل داشته هام برام خيلي كوچيك ميشن

      اما بايد خودمو مقايسه كنم با قبل از اين داشته ها اونوقت بزرگي اين داشته ها به چشمم مياد

      من اين ترمز رو در خودم پيدا كردم و فهميدم يك مرز باريك هست بين اون باوري كه ما از فراواني در جهان در خودمون ميسازيم و اون نعمت ها و اون اندازه از فراواني كه در زندگيمون داريم

      اون مرز باريك ميتونه يك سد بزرگ باشه 

      براي من كه شده بود و خدا روشكر امروز پيداش كردم

      من انقدر ثروت توي جهان دارم ميبينم كه از خدا طلبكار شده بودم و هي بهش ميگفتم اينهمه هست چرا به من نميدي

      هي ميگفتم مگه كم داري پس چرا فلان چيزو نميدي

      در حالتي كه من بايد نشون ميدادم كه اگر بده چي ميشه

      چطور بايد اين كارو ميكردم ؟! 

      با همين نعمتي كه مشابه اوني هست كه ميخوام

      ايني كه دارم چقدر داره منو خوشحال ميكنه كه درخواست بيشترشو دارم

      من يه قاشق آب نشون خدا ندادم …ازش توقع دارم دريا رو نشونم بده

      خدا رو هزاران بار شكر كه امروز پرده برام افتاد

      از خودش هدايت ميخوام هر روز مثل امروز و بيشتر از امروز بر من آشكار كنه اون نقاط تاريكي رو كه بايد تغييرش بدم

      و بهم توفيق تغييرش رو بده

      آخر فايل هم آيداي عزيزمون وارد صحنه شد و من براي يك لحظه ذهنم استاپ شد اصلا نميتونستم به ياد بيارم قبل از ديدن آيدا توي سرم داشت چي ميگذشت

      همون يك دقيقه رو زدم قبل و دوباره ديدمش

      روي ماهش رو از طرف من ببوسيد

      خدانگهدار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۵ ۱۵:۳۱
      مدت عضویت: 1457 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 637 کلمه

      با سلام خدمت شما، 

      امیدوارم که هر جایی باشین در راستای تغییر افکار خودتون باشید و در مسیر آدم بهترین بودند از طریق افکار بهتری داشتن باشیم،برای من خیلی جالب است که میدانم بعضی آدمها همیشه به دنبال مقصر زندگی خودشان هستند و در گذشته به این فکر می‌کنند که چرا کسی به ما نگفته راه درست چیز و مارو هدایت نکرده و به ما تجربیات خودش را یاد نداده اگر دقت کنید که هر فردی که در نوجوانی و چه در میانسالی و پیری این قابلیت تغییر را در ذهن خودش دارد اما انسانی که نمی خواهد این را بپذیرد و این تغییر خوب را برای خودش مفید بداند هرگز عوض نمی شود و در همان آن افکار خودش زندگی می‌کند اگر ما از گذشته ناراضی هستیم اگر خودمان را گناهکار میدونیم اگر مشکلات زندگی مان را مقصر آن دیگران هستند این ریشه در افکار ما از کودکی تا به حالا دارد و باید به این دقت کنیم که چرا نخستین میدونیم دیگران رو در صورتی که با افکار خودمان را با تغییر خودمان میتونیم زندگی رو هم درست کنیم حالی از مشکلات و افکار منفی کنیم و خودمان را مقصر چرا نمی دانیم چرا نمی گویم که من برای خودم کم گذاشتم از زندگی استفاده کافی نبردم لذت کافی نبردم آنچه که در شرایطی که برای من مهیا بود استفاده نکردم،

      خیلی خوبه که احساس خوبی داشته باشیم خیلی خوبه که افکار مثبتی در رابطه با آنچه در دو رمان اتفاق میافته داشته باشیم خیلی زیباست جهان با افکار مثبت و با طعم های قشنگ خدا نگاه کنیم و خیلی خوب است که یک انسان جدید با افکاری جدید و در زندگی که خودمان آن را ساختیم و میخواهیم باشیم من باور دارم به این که این قانون جهان است که ما به هر چیز در جهان که فکر میکنیم بر اساس همان فکر و نگرش ما جهان هم به ما پاسخ می دهد این خیلی جالب است و برای من باور عمیق شده که این رو قبول دارم زیرا من خودم رو یک انسان شاد همراه با آرامش و در سلامت کامل از نظر جسمی و افکار هم می دانم خیلی خوشحالم از این تغییرات خوبه خودم خیلی سعی می کنم که از مسیر ذهنی خودم خارج شوم و از این سایت بسیار مفید دور نشوم اما گاهی وقتا همانطور که افکار آدمها تغییر میکنند یک چیز هایی پیش می آید که ذهنی من را به هم میریزد و در لحظه یک حرف خشونت آمیز یا یک عکس العمل سریع را نشان می دهم اما بعد که این تمام می شود به خودم نگاه می کنم و می گویم من که آدم جدیدی هستم و در راستای تغییر افکارم هستم دیگر نباید مثل گذشته زود از کوره در بروم و یا کسی را مقصر عصبانیت خودم را می توانم با کنترل افکارم با کنترل اعصابم به یک موضوع فکر نکنم ،

      برای مقصر دانستن زندگی همیشه بهانه و دلیل وجود دارد اما اینکه خودمان را مقصر بدانیم بسیار دشوار است،زمانی که تصمیم گرفتم خودم رو تغییر بدم دیگه دنبال مقصر در زندگی نبودم و کاری نداشتم که کی مقصر در زندگی به جای این افکار خودم رو بررسی کردم و همه مشکلات از افکار آغاز میشه و نگاهمون رواز مقصر دونستن کسی رو عوض کنیم ،نگارش مون رو تغییر بدیم شرایط زندگی هم تغییر میکنه و من دیگه اون آدم سابق نیستم تا وقتی حالت خوبه من در ارتباط با اطرافیان باشه من در نوسان خواهم بود هم این من مقصر هستند که به حرفهای دیگران فکر می‌کنم و پروبال می دهم باید بدونیم افکار قابلیت تغییر را دارند و از شرایط استفاده درستی داشته باشیم و به دنبال مقصر در زندگی ما نباشیم با ایمان و توکل و باور به خدا و اعتماد به خدا با افکار و احساسات خوب زندگی خودمان را زیبا کنیم و در راستای اهداف بهتر شدن ذهن خودمان باشیم،

      باتشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۴۰۰/۰۹/۰۶ ۱۴:۳۱
      مدت عضویت: 2217 روز
      امتیاز کاربر: 13888 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 450 کلمه

      بنام خدا

      درطی مسیرزندگی دریافتم که تنها کسیکه زندگی منو میسازه خودمم. شاید چندروز پیش این اعتقاد رونداشتم. چطور منی که اینهمه نتیجه ی خوب دراین مدت از این سایت گرفتم دوباره داشتم لیز میخوردم تو مسیر  زندگی  این. فایل امروز خیلی به من کمک کرد دوهفته ای بود که  واقعا درگیر حاشیه های زندگی شده بودم  همش فکر میکردم مشکل کجاست پس .به این نتیجه هم رسیده بودم  که فقط لاغرشدن کافی نیست تغییر دادن شخصیت من هم مهمه اون چیزهایی که باعث ناراحتیم  میشه افتاده بودم دنبال مقصر گشتن. بااینکه ازاون زمان که شروع کردم به عمل کردن به دوره ها جسمم تغییر کرده  دوباره به خاطر حرف دیگران داشتم از مسیرم  منحرف میشدم اما یه صدایی در من بهم  می گفت  ادامه بده  ودلسرد نشو با اینکه مشکل جای دیگر ی بود توفایل دوازدهم صعودو سقوط بودم تمرین میکردم می شنیدم و درک  میکردم بعدیاد این افتادم که من غذای روحم روبه خودم اونطور که باید ندادم  امروزبا این فایل به  این نتیجه رسیدم که من هستم که مقصر زندگیمم وبه این نکته هم رسیدم که انقدر باید تکرار کنم  تا جایی که بتونم درمورد خودم نظر داشته باشم و اجازه ندم دیگران درمورد م نظر بدن  وبه این برسم که مقصر کسی از بیرون نیست بلکه خودم هستم و اینکه تغییر کردن نیاز به بهاداره همانطورکه خیلی چیزها درزندگی بابتشون  بها پرداختم و دیگه نیازی نیست کسی رومقصر بدونم منم تا قبل از اینکه  این فایل رو بشنوم تسلیم شد ه بودم به یک حس رسیده بودم درباره‌ی زندگی وحتی مریضی من داشتم لاغرمیشدم اما میدونستم که فقط لاغری کافی نیست جنبه های دیگه هم باید تغییرکنه   وبه یک نتیجه هم رسیدم درباره ی آدمها درهر حالتی و شرایطی باشی اونا میخوان  حرف بزنن  پس زندگی کنم تازه این روزها دارم خدای درونمو میشناسم  وجسممو وامروز با این فایل هرآنچه که لازم داشتم برای بهترشدن حالم وجود داشت ویک حس سبکی پیدا کردم وخودمو تغییر میدم در همه ی جنبه های زندگی وقتی این فایلو شنیدم حرفها به دلم نشست چیزهایی بود که تو دلم بود واین حرفا داشت بیان می‌شد و ازاستادسپاسگزار م واول ازهمه ازخدا که همیشه کنارم بوداماحواسم بهش نبود.پس ادامه. میدم باقدرت وباتمام وجود من با خدای درونم برای تغییر زندگی باهم  هم سو میشیم و زندگی خلق میکنیم یک زندگی آگاهانه و موفق برای خودم.توجه و ورودی ذهنم همش سمت ناخواسته هابود حرف زدن  درمورد مریضی ومشکلاتی این چنینی حواشی دیگه اما به یک آن دنبال این فایل گشتم تصویرش اومد و ازاونجایی که دانلودش کرده بودم شروع کردم به دیدن و ازامروز تصمیم گرفتم درمورد چیزی که دوست ندارم حرف نزنم وفکر میکنم این شروع خوبی باشه وحتما خواهدبود چون  میتونم ازاین به بعد افکار خودم رو دسته بندی کنم.🌹🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۴ ۲۰:۳۸
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      زندگی ما براساس نگرشها افکار انتظار و باور های ک ازقبل در ذهن ما هستند شکل میگیره
      میخوای بدونی ک اینده تو چجوریه
      چ نگرش و چ انتظاری در مورد اینده داری چ پیش بینی میکنی اون اینده تو میشه
      چ افکاری در ذهن تو مرور میشه از همون جنس جهان وارد زندگیت میکنه
      خوشبختی چیه میزان ارامشی ک در زندگی تجربه میکنیم
      ما باید مسائلی ک ذهن ما رو بهم میریزه رو شناسایی کنیم و حلش کنیم و بقیه رو مقصر ندونیم خودمونومقصر بدونیم و در صدد حل اون باشیم ب میزانی ک حال ما ب دیگران ربط پیدا کنه باختیم
      بدنبال مقصر در بیرون خود نباشیم
      تو نمیتونی بقیه رو تغییر بدی ولی میتونی خودتو تغییر بدی
      ب میزانی ک حالت بده مقصر خودتی و باید اینو ی فرصت بدونی ی چراغ ک خدا داره نشون میده داره تقلب میرسونه ک فلانی اینجا ت میلنگه اینجا رو درست کن
      من ۸ سال از زندگیم همه رو مقصر دونستم الا خودم
      من مسیر اشتباه رفتم تغییر کردم برای دیگران تغییر کردم براساس انتظار دیگران
      خودم بودن رو فراموش کردم اصلا فریبا رو ادم ندیم
      من اشتباه کردم ولی خوشحالم ک خدا راه رو داره بهم نشون میده
      ۸ سال از بهترین روزهای زندگیم درگیر این و اون بودم این اونو میخواد این و نکنم فلانی ناراحت میشه فلانی اینو میگی
      نتیجش چی شد ی فریبای گوشه گیر منزوی بدون اعتماد ب نفس و چاق و بیمار.
      ولی تغییر یک انتخاب من تغییر کردن رو انتخاب کردم انتخاب کردم ک حال خودمو خوب کنم و حالم ب هیچکس مربوط نیس من نیومدم ک انتظارات بقیه رو حل کنم من اومدم ک خودم باشم خودمو زندگی کنم این بقیه هر چقدم خوب باشی باز ی چیزی پیدا میکنن این ادما از خدای خودشون شاکین چ برسه ب من
      تصمیم گرفتم خودم باشم مثل ی حیون ک همیشه خودشه درگیر کسی نیس
      مثل طبیعت مثل اسمون میخوام ب طبیعت خودم بازگردم میخوام کنترل کنم خودمو ذهنمو از بقیه و از اطرافم رها شم
      میخوام مثل ی عنکبوت باشم و تارهای ذهنمو از نو ببافم
      میخوام از میون این جماعت طلبکار خودم باشم و
      خودم بودن رو دوس دام چن خودمم
      همونی ک میخوای همونی ک دوس داری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۸ ۲۲:۴۸
      مدت عضویت: 2593 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      سلام استاد 

      استاد من هر چی برای لاغری فایل گوش کردم و تمرین انجام دادم بی فایده بود چرا خیلی از شلوارهای تنگم اندارم شد ولی فقط در این حد هنوز باید حجمی از چربیها رو بعد دو سال و خورده ای با خودم حمل کنم استاد من واقعا شاگرد پر تلاشی بودم تمام فایل ها رو گوش کردم تمام نکات عمل کردم ولی هنوز وقتی عکسی از خودم میبینم باور نمیکنم که اقدر چاق باشم و تو اینه هم وقتی خودم میبینم اخساسم بهتر لطفا با نفس حقتون کمکم کنید استاد نمیتونم دوره را رها کنم یا اینکه مثل قبل رژیم بگیرم چون دیگه راهی جز اینجا وجود نداره ولی اینجا هم برای من بی نتیجه بوده استاد کمک کمک کمک

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۸/۲۸ ۱۸:۲۲
        مدت عضویت: 2310 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 76 کلمه

        سلام به شما

        مقصر اصلی خودمونیم بپذیر راها بهت گفته میشه 

        دوره ورود به ضمیر ناخوداگاه خیلی کمک کنندس واقعا طوفان بپا میکنه تو اینستاگرام ۱۰تا فایل اخر استاد فوق العاده کل سایت رو خلاصه وار گفتن خود من تغییراتم از یک فایل یک دقیقه و نیم شروع شد با اینکه تقریبا کل دوره ها رو خریدم و ۱۶۰۰روز تو این سایت ثبت نام کردم ولی کل تغییراتم از زمان شروع دوره ورود به ضمیر ناخوداگاه شروع شد.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار z.mohammadi7835
        ۱۴۰۰/۰۷/۲۴ ۱۷:۵۶
        مدت عضویت: 2456 روز
        امتیاز کاربر: 1461 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 61 کلمه

        سلام دوست عزیز اگر به تمام جملات استاد دقت کنید وعمل کنید پایان این راه فقط موفقیت هست  اگر دوره شرکت کرده باشی که باید یاد بگیریم اندازه نیاز بدنمون غذا بخوریم نقطه سیری خودرا پیدا کنیم ومهم تر از همه برای خودمون ارزش قایل شویم فیلم راز رو نگاه کن حتما موفق میشی نگران نباش،.دوباره دوره رو بادقت دنبال کن 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          ۱۴۰۰/۰۷/۲۴ ۲۳:۲۴
          مدت عضویت: 2593 روز
          امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 2 کلمه

          ممنونم عزیزم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم