مقصر کردن دیگران برای شرایط و اتفاقات روزمره در زندگی یکی از پرکاربردترین عادتهای انسانها میباشد.
در هر شرایط و موقعیتی باشید سادهترین و در دسترسترین طریقه نگرش در مغز این است که فرد یا گروه یا هر چیز دیگری را مقصر زندگی خود در آن شرایط بدانید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 110 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد
ابتدا که داشتم نظرات را می خواندم نظر قبلی خودم را که در سال ۱۴۰۲ نوشته بودم خواندم و اول تعجب کردم که چطور من نظر نوشتم ووقتی به تاریخ آن نگاه کردم متوجه شدم استاد بخشی از نظرات دوستان را گلچین کردند و در سایت گذاشتند
و از ایشان ممنون و سپاسگزارم و اما نظرات جدیدم با دیدن دوباره این فایل
مقصر زندگی شما کیست ؟
اتفاقات الان ما در زندگی براساس آنچه از قبل در ذهن ما مرور شده اتفاق می افتد و در نهایت آینده ما براساس چه نگرش و چه انتظار و پیش بینی ها برای آینده در ذهن داریم برای ما رقم می خورد .
موضوع این نیست که چه موضوعی را انتخاب کنیم تا وارد زندگی ما شود موضوع آن است که انتظار ما و با چه احساسی در ذهن ما مرور می شود و در آینده ما آن احساس را تجربه می کنیم و اتفاقات مشابه و برابر در زندگی ما می افتد
وقتی انتخاب ما (شادی احساس خوب آرامش ذهنی تسلط بر افکار _مهارت مدیریت احساس خوب ) باشد جهان هستی چیزی را وارد زندگی ما می کند که نتیجه اش احساس خوب است .
استمرار در حال خوب داشتن و لذت بردن از زندگی یعنی خوشبختی و سپاسگزار خداوند بودن
فردی که هرگز حسرت گذشته را نخوره / نگران آینده نباشه / با رفتار بد دیگران واکنش نشان نده و احساس خود را بد نکند / استرس و عصبانی نداشته باشد / توجهی به شرایط و عوامل بیرونی نداشته باشه یعنی خوشبخت است
خوشبختی : به میزان آرامشی که فرد هرروز در زندگی تجربه میکنه آن فرد خوشبخته و باید بتواند مدیریت ذهن و افکار خود را بدست بگیرد تا کم کم این ساعت خوشبختی در ذهن و افکار زیاد شود و بیشترین زمان زندگی را در خوشبختی زندگی کنه
بعضی از افراد خوشبختی را در ثروت / متراژ املاک / میزان سرمایه / مسافرتهای خارجی و…می دانند در حالی که همین عوامل بیرونی باعث احساس بد آنها می شود و آنها دیگران و حتی خداوند را مقصر حال بد خود می دانند و جالبه هرروز تعداد این مقصره بیشتر میشود یک روز ( خداوند / همکاران / مدیر / همسر / رئیس جمهور / شرایط اقتصادی / تغییر نرخ دلار / تغییر قیمت طلا و….) در حالی که ما نباید عوامل بیرونی را علت احساس بد خود بدانیم بلکه باید خودم را مقصر بدانم که به آن درجه از مهارت نرسیدم که با یک تغییر در زندگی واکنش منفی نشان می دهم و خودمان را ناراحت می کنم
باید به جای اینکه دنبال مقصر باشم بدنبال چراهای در خودم باشم
چرا دیگران در کار خود موفق هستند ؟ چرا دیگران در ارتباط با دیگران موفق هستند؟ چرا دیگران در سلامتی موفق هستند؟ و….من باید نگاه خود را از روی دیگران بردارم و روی افکار و نگاه و نگرش خودم زوم کنم که کجای کار من اشکال دارد که من نتایجی مثل دیگران ندارم
اولین تغییر در زندگی و افکار من این است که دیگران را مقصر ندانم و بدانم خودم با مرور افکار اتفاقات الان را به وجود آوردم مثل چاقی که خودم مقصر بودم نه دیگران ولی با اصلاح باورها و اعتقادات در مسیر متناسب شدن هستم
در تمام جنبه های زندگی من نباید به دنبال مقصر باشم بلکه باید خودم را مقصر بدانم و بگویم ایراد از من است و کمکم به دنبال رفع این مشکلات باشم . وقتی نگرش و افکار من نسبت به خودم و دیگران تغییر کند من در تمام جنبه های زندگی موفق می شوم چون من نمی توانم دیگران را و افکار آنها را تغییر بدهم ولی به افکار واکنشهای خودم در مقابل دیگران دسترسی دارم
مثلا . وقتی کسی حرفی به من زد و من ناراحت شدم باید این تغییر نگرش را داشته باشم که او اشتباه کرده چرا من خودم را ناراحت کنم و احساسم بد شود پس خودم را مقصر نمی دانم و در تقویت افکار قوی بودن و توجه نکردن به احساس بد درآن لحظه تلاش کنم تا احساس من اگر در یک لحظه بد شد دراین احساس زیاد نمانم و برای داشتن احساس خوب به آن موضوع فکر نکنم .
نکته مهم : تا زمانی که حال من ارتباط داشته باشد به رفتار اطرافیانم من و من از آنها تاثیر بگیرم در تلاطم احساسات هستم یک روز خوشم می آید و یک روز بدم می آید
ما نمی توانیم ارتباط خود را کاملا با دیگران قطع کنیم و بگوییم حال من ارتباط به خودم داره من زود رنجم / من زود عصبانی می شوم/ من به شدت از دروغ بیزارم/ من زود از کوره در می روم/ من جنبه شوخی در جمع را ندارم ودیگران مقصر حال بد خودم بدانم چرا ؟
من به خاطر یک عامل بیرونی بهم ریختم و باید این عامل بیرونی را پیدا کنم و به خودم ثابت کنم چرا احساس من بد شده و دلیل آن چیست ؟و برای رفع دلیل خود اقدام موثری انجام دهم و اینجاست که باید خدارا شکر کنم که دارم دلیل این واکنش منفی را در خودم پیدا می کنم .
حال بد و احساس بد درما نشان می دهد که یکجای کار دارد می لنگد و یک درزی در مورد ( حسرت از گذشته خلاء_ فکر اشتباه قضاوت بیجا _ یک نگرانی بی مورد _و…) وجود دارد و ما به جای اینکه بیشترین وقت و زمان صرف مقصر جلوه دادن دیگران کنیم بهتر است این مقدار زمان و انرژی را به دنبال علت اینکه احساس ما بد شده باشیم و برای رفع این مشکل تلاش کنیم .
به اندازه ای که احساس من خوب شود من مهارت کنترل احساس و مدیریت احساس خوب را یاد گرفتم و در زندگی خوشبختم
مسائل و مشکلات در زندگی همه و همیشه وجود دارد و اگر فکر کنیم روزی به جایی می رسیم که از مشکلات رها شدیم و همه چیز گل و بلبل می شود سخت در اشتباهیم چون من در روز با کلی افراد و با افکار مختلف در ارتباطم و من نمیتوانم افکار واکنشهای افراد را تغییر بدهم که با من به خوبی رفتار کنند و حالشان هنگام برخورد با من خوب باشد شاید من زمانی با او برخورد کردم که حالت عصبانی داشته و من آن موقع درک نکردم که چطور برخورد کنم و در نتیجه با واکنش بد او احساس خوب من هم بد شده . پس من باید آنقدر روی خودم و احساسم کار کنم که حال خوب من ربطی به تغییر شرایط و احساس دیگران نداشته باشد
در هر مشکل و مسائل زندگی نباید جا بزنی و به دنبال مقصر باشیم بلکه باید فقط به دنبال پیدا کردن ایراد خودم ورفع آن ایراد در خودم باشم تا بتوانم مهارت کنترل احساسات را در خودم افزایش دهم و بابرطرف کردن ایرادات خود به آرامش و احساس خوب برسم
من هرگز نمی توانم دیگران و شرایط زندگی و افکار آنها را تغییر بدهم فقط به افکار و نگرش خودم نسبت به دیگران دسترسی دارم و با تغییر نگرشها می توانم به آرامش و احساس خوب برسم
پس نتیجه مقصر زندگی و شرایط زندگی گیست ؟ مقصر اول و آخر خودخود خودم هستم نه دیگران
استاد اول که فکر می کنی که مقصر خودت هستی کمی تو ذوق می خوره چون شیطان طوری این پازل را می چینه که تمام حقوق را به تو میده و دیگران را مقصر و وقتی گفته می شه خودت مقصری درست مثل یک مشت محکمی است که می خوره تو صورتت و از خواب غفلت بیدار میشوی و میری جلو اینه و می بینی هیچ کس متوجه این تغییر نگرش تو نیست جزء خودت و هیچ کس نمیتواند با این نگرش تغییر کند جزء خودت پس برای داشتن احساس خوب و کمک از خداوند متعال درخواست میکنیم که برای داشتن احساس خوب و ارامش به من کمک کند چون فقط باید خودم روی مهارت کنترل احساس خوب خودم کار کنم و خداوند من را ازاد و با اختیار افریده که با افکار مثبت و خوب اتفاقات خوب را برای خودم رقم بزنم و درارامش و خوشبختی زندگی کنم
. استاد ممنون از شما و ازخداوند متعال که من را به این سمت هدایت کرد تا برای تغییر شرایط زندگیم خودم را مقصر بدانم نه دیگران و برای تغییر و خوشبختی خودم و نکات مثبت در وجودم تلاش کنم تا مهارت کافی برای مدیریت احساس خوب را بدست بیاورم
سلام استاد عزیز صبح شما بخیر و شادی
استاد درمورد اینکه فکر کنیم ما خوشبخت هستیم و حسرت گذشته را نخوردید و نگران آینده نباشید خوشبخت هستی
من با داشتن شغل ومسکن -ماشین – 4 فرزند و همسری مهربان واقعا خوشبختم و از خداوند بابت این همه نعمت سپاسگزارم
استاد خیلی ممنون از شما که با این فایل که مقصر اصلی زندگی شما کیست ؟ جواب درست را به این سوال دادید خودم خودم خو.دم
و چقدر ما درکارهایمان خودمان را بی تقصیر میدانستیم و دیگران را مقصر و جالب که حرفها و کارهای خودمان را حق و دیگران را ناحق می دانستیم .
اگر قبل از اینکه با این سایت آشنا بشوم کسی بهم میگفت مقصر تمام مشکلات خودت هستی ناراحت میشدم و شاید با او برخورد میکردم ولی الان خدا راشکر به آن سطح از آگاهی رسیدم که تمام اتفاقات در زندگی را خودمان به وجود میاوریم و جذب میکنیم و به قولی برای آنها در جامعه شاهد جمع میکنیم با صحبت کردن در مورد آن موضوع با دیگران
من چند وقتی است در محیط کارم از پست مدیریتی کنار رفتم . اوایل خیلی ناراحت بودم که با سابقه 23 سال من به پست کارشناسی تنزل پیدا کردم همه را مقصر میدانستم و از همه دلخور بودم که من خیلی بیشتر از توانم در این پست کار کردم و دیگران نتوانستند پیشرفت من را ببینند و اصلا دیگر نمیخواستم به سرکار بیام چون فکر میکردم رفتار همکاران با من عوض شده ، درحالی که هرکسی به کار خودش مشغول بود و شاید چند روز صحبت میکردند و من این جور فکر میکردم و چقدر افسوس خوردم که به خاطر نظرات دیگران خودم را سرزنش میکردم . الان بعد از 6 ماه متوجه شدم که خودم مقصر بودم چون داشتم خود و خانواده ام را اذیت میکردم و خیلی از همکاران هستند که خانواده در اولویت اول انها است و کار دوم درحالی که من از صبح تا ظهر رئیس اداره عمومی بودم و 11نفر زیر دست من کار میکردند و باید جوابگوی تک تک انها باشم و چقدر خودم را اذیت میکردم و خیلی از مواقع مجبور بودم خودم جای نیرو غایب کار کنم و جایی دیده نمیشد با اینکه فرزند 3 ساله داشتم و حق شیفت فرزند پیش دبستانی در سرکار می ماندم و یا دلسوزیهای الکی برای همکاران در دوران کرونا ( مثلا به کارپردازی 40روز مرخصی دادم در حالی که 15 روز بس بود و مابقی ان از سر دلسوزی بیجا بود و خودم کارها را انجام میدادم و هیچ کس هم قدردان کار من نبود ) الان متوجه شدم که باید درمحل کار طبق قوانین رفتار کرد و همدردی بیجا موجب میشود که وظیفه بدانند الان به مدت 6 ماه است که خدا را شکر با این سایت آشنا شدم و کاری به کار همکاران ندارم راس ساعت میام و راس ساعت هم میروم و با خیال راحت با خانواده ام هستم و خدا را شکر اصلا تلفنی از محل کار به من نمیشه درحالی که قبلا من در منزل تا ساعت 11/5 شب جوابگوی کارهای مربوط به ادارات تابعه و یا برون سازمانی بودم و همیشه همسرم ازاین موضوع شاکی بود.و اصلا وقتی برای سرگرمی و بودن درکنار همسر و فرزندانم نداشتم و متاسفانه به انواع بیماریهای عصبی و استرسی و بیخوابی در شب مبتلا شده بودم الان متوجه شدم بعد از 23 سال که باید درمحیط کار با همکاران مثل یک رهگذر برخورد کنی و نباید با انها زیاد صمیمی باشی چون کاری برای تو انجام نمیدهند و اصلا نباید از زندگی خصوصی و شخصی شما مطلع باشند چون با دلسوزیهای بی مورد در جمع همکاران شمارا ناراحت میکنند و الان گاهی شده من بعضی از همکاران را به مدت 2 ماه است ندیدم و هیچ خبری از اتفاقات سازمان ندارم و چقدر خوبه که گفتند بی خبری بالاترین شادی است الان متوجه این حرف شدم و خدا را شکر میکنم که با این سایت آشنا شدم و روز به روز بیماریهای من کمتر میشه و ساعت بیشتری را با خانواده ام هستم . ممنون از شما استاد که این آگاهها را به ما میدهید
خدا را شکر که امروز ایدا را دیدم و از طرف من صورت ماهشون را ببوسید و انشاالله درکنار شما عمری با عزت داشته باشند