0

مقصر زندگی شما کیست؟! (گام ۲)

مقصر زندگی شما کیست
اندازه متن

مقصر کردن دیگران برای شرایط و اتفاقات روزمره در زندگی یکی از پرکاربردترین عادت‌های انسان‌ها می‌باشد.

در هر شرایط و موقعیتی باشید ساده‌ترین و در دسترس‌ترین طریقه نگرش در مغز این است که فرد یا گروه یا هر چیز دیگری را مقصر زندگی خود در آن شرایط بدانید.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 69 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.49 از 110 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30960

69 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

69 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۳/۰۸/۳۰ ۱۲:۴۹
      مدت عضویت: 1458 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 630 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      من هم میپذیرم و خودم رو مقصر تمام حال بد و عصاب خوردی ناراحتی و زود رنج بودنم میدونم،

      من سال ها با جهان بیرون احساس جدای میکردم حس خوبی از اطرافیان خودم نداشتم در کنارشون کلاقه میشدم توی هر جمعی بودم میگفتم کی ساعت ها زودتر میگذره برم خونه و تنها شم و از طرفی تنها کهبودم میخواستم همش برم بیرون گرفتار احساس سر درگمی خودم شده بودم ،

      درصورتی که میدیدم دیگران مثل من این مشکلات و دغدغه ها رو ندارند و تو هر شرایطی هستن حس خوبی دارن و میگن میخندن، منم اره گاهی هم خیلی لذت میبردم میگفتم میخندیدم و بهم خوش میگذشت،

      ولی شرایطی پایداری نبود همیشه مقصر این حالم هم از طرف بقیه میدونستم که دیدی با حرفش به من چسفت، گفت لاغری گفت چاغی گفت زشتی و خیلی مثال های مثل اینا ،

      مثلا بابام اگر نظرشو درباره لباس من می‌گفت یا هرچی موضوع یا هر رابطه‌ای که بین ما بود من بیشتر از حد حساس بودم و حتی از ناراحتی گریه میکنم ، انقدر واکنش میدادم که حال بدی پیدا میکردم و دوست نداشتم حتی بگم، من از این ناراحت میشدم که راجب من چی فکری میکنند،

      قبلش نمیدونستم که قراره ادم ها و یا جهان هستی بر اساس انتخاب و اگاهی و توجه من اتفاق ها رو  پیش روی من بزاره که  خودم مسعول اونا هستم،

      همیشه هم حس میکردم همینه دیگه زندگی ،من چیکار میکنم وقتی خدا با اون همه قدرتش کاری نمیکنه ،

      تا جایی که یادمه بعد از اشناییم با سایت اولین کاری که کردم گله و شکایت و مقصر دونستن دیگران و اینا رو رها کردم البته همون اول خیلی سخت بود کنترل ذهنم ولی تا حدی تونستم روی این موضوع کار کردم که گله نکنم ، مقصر ندونم عوامل و شرایط جویی رو توی زندگی و حال خودم،

      وقتی درک کردم همه چیز دست خودمه پس خودم مقصر همه ی حال خوب یا بدم هستم نه بقیه،

      تصمیم گرفتم روی ذهنم و باور های خودم کار کنم توس همه ی زمینه های زندگی توی روابط توی برخوردم با دیگران حرف های بقیه، 

      ناراحت نشم واکنش ندم و بپذیرم که خودم خالق زندگیم هستم نه بقیه،

      همون  طور که مسعول افکار و زندگی بقیه نیستم،

      من مسعول و مقصر همه ی اتفاق های خوب وبد زندگی خودم هستم و می‌پذیرم تمام اتفاقات رو با قدرت ذهنم و توجه ی خودم جذب میکنم خیلی الان حس خوبی دارم،

      الان هم ممکنه گاهی از ی رفتاری یا چیزی ناراحت بشم اما خودم رو سعی میکنم بر اساس اگاهی های ذهنم کنترل کنم واکنش ندم و بقول یکی من که نمیتونم شرایط یا اون ادمی روبا اون عقیده و باور عوض کنم ولی میتونم بپذیرم نباید در اون لحظه واکنش بدم و حالم رو بد کنم،

      الان دیگه هیمه چیز رو می‌پذیرم این که گاهی ادم عصبی میشه ناراحت میشه خشم تنفر حسرت حتی دوست داری گاهی تنها باشی،

      و قبول کردم همه ی مقصر این ها خودم هستم و باید از درون خودم موضوعات رو و ناراحتیم رو حل کنم و احساس خوبی داشته باشم ، 

      امروزه من در بهترین شرایط خودم از نظر سلامتی عشق و روابط حتی با پدرم حس خوب و خونسردی و ارامش هستم،

      ی  جمله ی  قشنگی خوندم میخوام برای شما هم بگم،

      خوشبختی یعنی ببینی دیگران چقدر کنارت احساس آرامش میکنند،

      و این به این معنیه که تو ادم ارامی هستی،

      حتی من الان این رو احساس میکنم که دیگه گاهی کنار ادم های نا ارام هم خودم هستم و ارامش میدم و خودم هم ارامش خودم رو دارم،

      خدایا شکرت برای این هدایت خوبم و تمام اگاهی های ذهنی و شرایطی که گاهی بد یا بیشتر خوبه من هم پذیرای  لحظه های زندگیم هستم و دوست دارم در خوبی ها وشادی و حال خوب باشم و هر روز بهترین خودم باشم ناراحت نشم و با عشق به خودم و خدای مهربونم از زندگی لذت میبرم ،

      با تشکر از شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۵ ۱۵:۳۱
      مدت عضویت: 1458 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 637 کلمه

      با سلام خدمت شما، 

      امیدوارم که هر جایی باشین در راستای تغییر افکار خودتون باشید و در مسیر آدم بهترین بودند از طریق افکار بهتری داشتن باشیم،برای من خیلی جالب است که میدانم بعضی آدمها همیشه به دنبال مقصر زندگی خودشان هستند و در گذشته به این فکر می‌کنند که چرا کسی به ما نگفته راه درست چیز و مارو هدایت نکرده و به ما تجربیات خودش را یاد نداده اگر دقت کنید که هر فردی که در نوجوانی و چه در میانسالی و پیری این قابلیت تغییر را در ذهن خودش دارد اما انسانی که نمی خواهد این را بپذیرد و این تغییر خوب را برای خودش مفید بداند هرگز عوض نمی شود و در همان آن افکار خودش زندگی می‌کند اگر ما از گذشته ناراضی هستیم اگر خودمان را گناهکار میدونیم اگر مشکلات زندگی مان را مقصر آن دیگران هستند این ریشه در افکار ما از کودکی تا به حالا دارد و باید به این دقت کنیم که چرا نخستین میدونیم دیگران رو در صورتی که با افکار خودمان را با تغییر خودمان میتونیم زندگی رو هم درست کنیم حالی از مشکلات و افکار منفی کنیم و خودمان را مقصر چرا نمی دانیم چرا نمی گویم که من برای خودم کم گذاشتم از زندگی استفاده کافی نبردم لذت کافی نبردم آنچه که در شرایطی که برای من مهیا بود استفاده نکردم،

      خیلی خوبه که احساس خوبی داشته باشیم خیلی خوبه که افکار مثبتی در رابطه با آنچه در دو رمان اتفاق میافته داشته باشیم خیلی زیباست جهان با افکار مثبت و با طعم های قشنگ خدا نگاه کنیم و خیلی خوب است که یک انسان جدید با افکاری جدید و در زندگی که خودمان آن را ساختیم و میخواهیم باشیم من باور دارم به این که این قانون جهان است که ما به هر چیز در جهان که فکر میکنیم بر اساس همان فکر و نگرش ما جهان هم به ما پاسخ می دهد این خیلی جالب است و برای من باور عمیق شده که این رو قبول دارم زیرا من خودم رو یک انسان شاد همراه با آرامش و در سلامت کامل از نظر جسمی و افکار هم می دانم خیلی خوشحالم از این تغییرات خوبه خودم خیلی سعی می کنم که از مسیر ذهنی خودم خارج شوم و از این سایت بسیار مفید دور نشوم اما گاهی وقتا همانطور که افکار آدمها تغییر میکنند یک چیز هایی پیش می آید که ذهنی من را به هم میریزد و در لحظه یک حرف خشونت آمیز یا یک عکس العمل سریع را نشان می دهم اما بعد که این تمام می شود به خودم نگاه می کنم و می گویم من که آدم جدیدی هستم و در راستای تغییر افکارم هستم دیگر نباید مثل گذشته زود از کوره در بروم و یا کسی را مقصر عصبانیت خودم را می توانم با کنترل افکارم با کنترل اعصابم به یک موضوع فکر نکنم ،

      برای مقصر دانستن زندگی همیشه بهانه و دلیل وجود دارد اما اینکه خودمان را مقصر بدانیم بسیار دشوار است،زمانی که تصمیم گرفتم خودم رو تغییر بدم دیگه دنبال مقصر در زندگی نبودم و کاری نداشتم که کی مقصر در زندگی به جای این افکار خودم رو بررسی کردم و همه مشکلات از افکار آغاز میشه و نگاهمون رواز مقصر دونستن کسی رو عوض کنیم ،نگارش مون رو تغییر بدیم شرایط زندگی هم تغییر میکنه و من دیگه اون آدم سابق نیستم تا وقتی حالت خوبه من در ارتباط با اطرافیان باشه من در نوسان خواهم بود هم این من مقصر هستند که به حرفهای دیگران فکر می‌کنم و پروبال می دهم باید بدونیم افکار قابلیت تغییر را دارند و از شرایط استفاده درستی داشته باشیم و به دنبال مقصر در زندگی ما نباشیم با ایمان و توکل و باور به خدا و اعتماد به خدا با افکار و احساسات خوب زندگی خودمان را زیبا کنیم و در راستای اهداف بهتر شدن ذهن خودمان باشیم،

      باتشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم