🧠 تصور کن روی مبل نشستی، یه لیوان دمنوش گرم دستته و تو فکری…
چرا با اینکه بارها رژیم گرفتم، وزنم برمیگرده؟ چرا یه صدایی تو ذهنم همیشه میگه: «بیخیال، نمیتونی!»
🔍 جواب این سوالا تو یه جای پنهونه؛ جایی که اغلب نادیده میگیریم: نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.
ذهن ناخودآگاهت مثل یه فرمانده نامرئیه که بدون اجازه اون، حتی بهترین برنامه رژیمی هم به شکست میرسه.
اگه میخوای اینبار ماجرا فرق کنه، باید با ذهن ناخودآگاهت دوست شی… نه دشمن! 🤝✨
🟦 تصمیم برای لاغر شدن از کجا میاد؟ ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه؟
حتماً برات پیش اومده که یه روز از شدت ناراحتی از اندامت، جلوی آینه وایسادی، با دلسردی به شکم و پهلوهات نگاه کردی و با یه بغض در گلو گفتی:
«دیگه بسه! از امروز لاغر میشم!» 😤

با کلی شور و انرژی تصمیم گرفتی زندگیتو تغییر بدی. یه دفترچه برداشتی و برنامه غذایی نوشتی، غذاهای خوشمزه و موردعلاقهت رو خط زدی، حتی رفتی سراغ باشگاه یا قرصهای لاغری.
چند روز اول حس خوبی داشتی؛ احساس میکردی روی مسیر درست افتادی. ولی… چند روز بعد انگار همه چیز برگشت به خونه اول.
انرژیت کمتر شد، انگیزهت تحلیل رفت، دوباره وسوسهها برگشتن، و تو با ناراحتی به خودت گفتی:
«بازم شکست خوردم… من انگار هیچوقت نمیتونم لاغر شم.»
🔁 این داستان تکراریه، نه فقط برای تو، برای هزاران نفر دیگه هم همینطوره. چرا؟ چون همه اون تصمیمها از سمت ذهن خودآگاه گرفته شده بودن. همون بخشی از مغز که منطقپذیره، تحت تأثیر حرف اطرافیان یا فشار لباسهایی که دیگه اندازهات نیستن تصمیم میگیره.
ذهن خودآگاه خیلی زود هیجانی میشه… و خیلی زود هم خسته میشه.
اما بخش عمیقتر ذهن ما – همون که واقعاً زندگیمون رو هدایت میکنه – ذهن ناخودآگاهه.
و اینجاست که باید به طور جدی به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری نگاه کنیم.
چون تا وقتی ذهن ناخودآگاه با مسیر لاغری تو همراه نشه، تو فقط داری با ارادهت برای لاغر شدن میجنگی؛
و واقعیت اینه که هیچ ارادهای زورش به ذهن ناخودآگاه نمیرسه!
نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مثل سیستمیه که سالها اطلاعات و تجربههای اشتباه از خوردن، بدن، احساس گرسنگی و پاداشهای غذایی رو در خودش ذخیره کرده.
تو ممکنه با خودت بگی: «باید شام نخورم»، ولی اون فرمول ذهنی درونت میگه: «شام یعنی آرامش» یا «شب بدون غذا یعنی تنبیه».
و این جنگ بین خواستههای منطقی و برنامهریزیهای ناخودآگاه، باعث میشه مسیر لاغری برات سخت، فرسایشی و خستهکننده بشه.
🔍 در واقع، نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری این نیست که فقط بهت کمک کنه راحتتر رژیم بگیری؛
بلکه کمک میکنه از ریشهی رفتارها، باورها و احساساتی که منجر به چاقی شدن، آگاه بشی و اونها رو اصلاح کنی.
چون تغییر پایدار از عمق ذهن شروع میشه، نه از فهرست رژیم غذایی روی یخچال.
پس اگه بارها و بارها تلاش کردی و به جایی نرسیدی، بدون که اشکال در ارادهت نیست…
🔑 اشکال اونجاست که هنوز نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی نگرفتی.

🟩 ذهن ناخودآگاه کیه؟ چرا اونقدر مهمه؟
ذهن ناخودآگاه یه جورایی مثل یه سیستم خودکار و مخفی پشت صحنه زندگی ماست که همه چیز رو کنترل میکنه، بدون اینکه ما حتی متوجه بشیم.
تصور کن یه کامپیوتر پیشرفته داری، ولی توی تنظیماتش یه برنامه پیشفرض نوشته شده: «برای آرامش باید چیزی بخورم.» یا «هر وقت ناراحتم، باید شکلات بخورم.»
این برنامهها آنقدر قدیمی و جاافتاده هستن که حتی وقتی خودت میگی: «نه، دیگه نمیخورم!» اون برنامهها باز هم فعال و در حال اجرا هستن.
یعنی ذهن ناخودآگاه یه نبرد دائمی بین اون چیزی که تو واقعاً میخوای و اون چیزی که در سالها برات جاافتاده رو داره.
📌 اینجا دقیقاً جاییه که نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری خودش رو نشون میده.
ذهن ناخودآگاه ما مجموعهای از باورها، عادتها و فرمولهایی رو در طول سالها ذخیره کرده که خیلی از اونها باعث چاقی ما شدن. باورهایی مثل:
- «غذا یعنی عشق و محبت»
- «نباید بشقاب رو خالی گذاشت، چون بیاحترامیه»
- «تو مهمونی باید تا ته غذا بخوری وگرنه دیگران فکر میکنن بیادبی»
این باورها اونقدر عمیق و قوی هستن که حتی وقتی تصمیم میگیری لاغر بشی و به ذهن خودآگاهت میگی «دیگه نباید زیاد بخورم»، ذهن ناخودآگاه هنوز هم بر اساس این فرمولهای قدیمی رفتار میکنه و باعث میشه که تغییر سخت و ناممکن به نظر برسه.
ذهن ناخودآگاه مثل سیستمعامل مغزه که همه عملکردها روی اون سوار شده.
اگر بخوای لاغر بشی ولی با این سیستمعامل هماهنگ نباشی، یعنی با یک نرمافزار ناسازگار کار کنی، قطعاً با مشکل مواجه میشی.
برای اینکه واقعاً نتیجه بگیری، باید مستقیماً با ذهن ناخودآگاهت کار کنی و باورها و فرمولهای قدیمی رو تغییر بدی.
این یعنی دقیقاً درک و استفاده از نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری، که اساس تغییر پایدار همینه.

🟥 چرا رژیم گرفتن سخت و بینتیجهست؟
تصور کن ذهن ناخودآگاهت یه مسیر آسفالتشده داره که سالها با افکار چاقکننده ساخته شده. مثل یه اتوبان ۱۰ بانده که خیلی راحت توش حرکت میکنی.
حالا تو یه جاده خاکی جدید میسازی به اسم رژیم، ورزش سنگین یا حذف شام. معلومه که حرکت توی اون جاده سخته، خستهکنندهست و احتمالاً بعد چند روز ازش برمیگردی تو همون اتوبان قبلی!
🧠 ذهن ناخودآگاه مقاومت میکنه، چون هنوز «باور» نکرده که تو واقعاً میخوای تغییر کنی.
این دقیقاً همون نقطهایه که اکثر رژیمها به بنبست میرسن. برنامه غذایی میگه نخور، ذهن ناخودآگاه میگه بخور! نتیجه؟ جنگ درونی، وسوسه، شکستن رژیم، احساس گناه و در نهایت رها کردن مسیر.
پس تا وقتی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو نادیده بگیری، تغییراتت سطحی و موقتی باقی میمونن.
🟪 نقل علمی – ذهن ناخودآگاه چطور رفتار ما را شکل میدهد؟
مطالعات علمی متعدد نشان میدهند که بیشتر رفتارهای ما، بهویژه عادات غذایی و کنترل وزن، به طور عمده توسط ذهن ناخودآگاه کنترل میشود.
طبق تحقیقات منتشر شده درباره نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری در مؤسسه پزشکی دانشگاه هاروارد (Harvard Medical School)، حدود ۹۵٪ از رفتارهای روزمره ما از طریق ذهن ناخودآگاه شکل میگیرند و تنها ۵٪ از آنها توسط ذهن خودآگاه هدایت میشوند.
این یعنی تلاشهای آگاهانه ما برای لاغری، اگر همراه با تغییرات عمیق در ذهن ناخودآگاه نباشند، معمولاً نتیجه پایدار نخواهند داشت.
🔍 اینجا دقیقاً جایگاه مهم نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مشخص میشود؛ زیرا تا زمانی که ذهن ناخودآگاه بر اساس باورهای قدیمی و نادرست عمل کند، تغییرات ظاهری و موقتی باقی میمانند و بازگشت به شرایط قبلی محتمل است.

🟧 لاغری با ذهن؛ راهی بدون اجبار و سختی
لاغری با ذهن یعنی لاغر شدن از درون و فهمیدن عمیق نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.
یعنی وقتی به جای رژیم، به خودت آگاهی میدی؛ به جای زور، احساس خوب ایجاد میکنی.
👂 توی این مسیر، خبری از اجبار نیست. نه کسی میگه شام نخور، نه میگه هر روز دو ساعت بدو!
فقط قراره فایل بشنوی، تمرین بنویسی، احساساتت رو بشناسی و کمکم فرمولهای ذهنی رو تغییر بدی.
و اینجاست که جادوی واقعی اتفاق میافته و نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو به چشم خودت می بینی.
وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاه تغییر میکنه، میل تو هم تغییر میکنه.
دیگه اونقدر ولع برای شیرینی نداری.
دیگه شبها بدون غذا خوردن هم آرومی.
دیگه مهمونی نمیشه نقطه شروع پرخوری.
📌 چون نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی گرفتی و با اون هممسیر شدی.
چطور ذهن ناخودآگاه رو برای لاغری کدنویسی کنیم؟
اگه بخوای برای گوشیات یه اپ جدید نصب کنی، اول باید حافظهاش جا داشته باشه و بعد اپ قبلی (اگه ناکارآمده) رو حذف کنی، درسته؟
در مورد ذهن هم همینطوره. برای اینکه فرمولهای جدید لاغرکننده وارد ذهن ناخودآگاه بشه، اول باید فضا باز شه، بعد فرمولهای قبلی رو پاک کنیم و در نهایت نسخه بهروزشده رو جایگزین کنیم. 📲🧠
✅ تمرینهای نوشتاری روزانه
✅ شنیدن فایلهای آموزشی تأثیرگذار
✅ تصویرسازی ذهنی از بدن متناسب
✅ و از همه مهمتر: احساس خوب نسبت به خودت
همه اینها ابزارهایی هستن برای برنامهنویسی جدید ذهن. ذهن ناخودآگاه عاشق تکرار و احساسه.
⬛ نتیجهگیری – چرا اینبار فرق میکنه؟
شاید دهها بار رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، یا با اپهای کالریشمار کار کردی.
شاید بارها هیجانزده شروع کردی و با ناامیدی تموم کردی.
اما اینبار فرق میکنه، چون اینبار فقط از روی اراده نیست، از عمق ذهن ناخودآگاهت شروع شده. 🧠❤️
وقتی میفهمی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری چقدر بنیادیه، دیگه خودتو بابت شکستهای قبلی سرزنش نمیکنی.
میفهمی که اون شکستها نتیجهی ناهماهنگی بین منطق و ناخودآگاه بوده، نه ضعف ارادهت.
✋ دیگه لازم نیست به خودت سخت بگیری.
💡 فقط باید آگاه بشی، با خودت مهربون باشی، و اجازه بدی ذهن ناخودآگاهت هم همراهت بشه.
✍️ بخش آخر: دعوت به مشارکت – حالا نوبت توئه! 💬
🧩 حالا که این مقاله رو تا اینجا خوندی، یه دعوت صمیمانه ازت دارم:
👇 تو بخش نظرات بنویس برام:
- کجای مسیر لاغری برات همیشه سخت بوده؟
- تا حالا به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری توجه کردی؟
- به نظرت کدوم باور ذهنی قدیمی باعث شده متناسب شدن برات دشوار بشه؟
👂 منتظرم تجربهها و افکارت رو بخونم چون باور کن، همین حرفها کمکم مسیر ذهن ناخودآگاهت رو به سمت تغییر هدایت میکنه.
🎯 و اگه واقعاً میخوای این بار مسیر لاغریت متفاوت باشه، دوره ویژه «ورود به سرزمین لاغرها» رو از دست نده.
این دوره تخصصی بهت یاد میده چطور با قدرت و هماهنگی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری موافقت کنی و مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد به نفس طی کنی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.74 از 194 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



با سلام استاد گرامی ودوستان همراهم اول نوشته استاد رو کامل خوندم وچون کیفکردم واحساسم خوب شد دوباره دارم میخونم ومینویسم استاد همون اول گفتن ما برای انجام دادن به نطر من هر کاری باید توافق ذهن ناخوداگاه رو داشته باشیم یعنی باید ذهن ناخوداگاه اکی کنه واستارت رو بزنه در مورد لاعری من خودم یعنی منطقم میاد بگه خیلی چاق شدی بهتره غذتو کم بخوری یا اینو بخوری اونونخوری یعنی اون ذهن خوداگاه خودش برای خودش تصمیم میگیره و ذهن ناخوداگاه هنوز هیچ چیزی نمیدونه وفرمولهاش وکدهاش برمبنای قدیمه یکی دوروز که رد میشه هی به ذهن ناخداگاه سخت میگذره میبینه که چرا رفتارها بر مبنای دستورهای اون نیست دستورهای اونم طبق فرمولها وکدهایی است که خودمون از قبل دادیم حالا یک تناقض پیدا شد بلا فاصله واکنش ذهن ناخوداگاه شروع میشه اخه این تصمیم رژیم رو فقط خودت با ذهن خوداگاهت گرفتی واون که خبر نداره وسعی میکنه ومقاومت میکنه تا همه چیز به روال قبلی اش برگرده اخه اون هیچ وقت کاری که سخته ونمیشناسه رو خوب نمیتونه انجام بده ودر حقیقت ذهن ناخوداگاهمون همین طور خوردنو هم که اشتباه هستش رو هم نمیدونه که نادرسته ولی خوب ما خودمون برنامه نویسی اش کردیم وزاز اونجا که اون واقعا ذی شعوره هرچی رو بیبینه وبشنوه درست یا نادرست اگه همراه با استمرارو احساس باشه دیگه قبول میکنه ومیشه باور و مطابق با اون باور شروع میکنه به دستور رفتار به ما پس در حقیقت قدرت اون از ذهن خوداگاه قوی تره وهمیشه غالب میشه براون ودر رزیم هم شروع میشه هی در طول روز یکی دو دفعه خراب میکنیم وبعداز یک مدتم که رها میکنیمودر مورد این روش ماداریم اول ذهن ناخوداگاه رو تربیت میکنیم وباورهای ریشه دار اشتباه رو پیدا کرده وبعد باور درست وارد کرده واصلا به باورهای قبلی کاری نداریم اونها همچنان دارند کار خودشون رو انجام میدند مااز طریق ورودی های درست که همراه میشه با احساس عالی مثل گوش کردن وخواندن مطالب سایت احساسمون هم خوب میشه وبعد استمرارم که هرروز داریم اخر باورها شکسته میشه وبه جاش باور درست قرار میگیره وکارتمام دیگه بقیه کار رو خودش یعنی ذهن ناخوداگاه انجام میده وخیلی سریعتر هن انجام میده بدون مقاومت واذیت شدن واحساس غداب وجدان حالا برم فایلم رو گوش کنم توی فابل امروز درمورد ورزش بودالبته منطور استاد این بود که ورزشم باید دهن ناخوداگاه بپذیره تا راحت وبدون هیچ مشکلی انجام بدی در مورد ورزش کردن امروز خیلی میخوام صحبت کنم اخه از شما چه پنهان که من یک ماهی هست که بادوستم به پارک نزدیک خونمون میریم وورزش هوازی بایک خانم مربی انجام میدیم راستش روزها به سختی بلند میشدم وبیشتر در رودر وایسی دوستم میرفتم امروزهم که اصلا خوابیدم ونرفتم ساعت ده بلند شدم وبلافاصله گوشی رو برداشتم والان که هنوز دارم مینویسم یک ساعت ونیم دارم فک میکنم ومینویسم وخسته نمیشم وهیچ احساس بدی ندارم بلکه در بالاترین احساسم هستم وحتی از صد ساعت ورزش بیشتر انرژی میگیرم وهی مینویسم وهی گوش میدم بعصی وقتها بچه هام میگن بسه مامان دیگه اخسته شدیم توخسته نمیشی اینقدر این سایت رو نگاه میکنی ومینویسی میگم نه من کیف میکنم بعد دارم فک میکنم چرا در مورد ورزش این جوری نیستم اون که باید بیشتر بهم انرزی بده یکمی فک کردم گفتم باید ببینم ایا اصلا خود ورزش از نطر ذهن من درسته یعنی درموردش چه جوری فک میکنه اصلا به چه عنون نگاهش میکنه براش کار سخته یا اسون ودریک کلام ورزش کارطبیعی بدن براش تلقی شده مثل خوابیدنوپلک زدن شده یا نه کار سخت وصرفا برای وزن کم کردن وابزاری برای اینکه وزن من کم بشه یانه ورزش براش راحته وفرمون میده میگه انجام بده چون اگه اون فرمون بده که دیگه من برام بلند شدن از خواب ورفتن سخت نیست وکار روتین انجام میشه وایا مسیری رو که در مورد ورزش ذهنم طی کرده درسته یا نه خیلی در همین لحطه سوال به دهنم رسید درمورد ورزش طولانی میشه بگم یا مثلا چه فرمولهای اشتباهی در مورد ورزش در دهن من شکل گرفته وچه باورهایی ساختم در مورد این ورزش وچه رفتارهایی در مورد ورزش از من طبق اون فرمولهای نادرست شکل گرفته خیلی دارم فک میکنم ویک جورهایی اول انگار همه درهای ذهنم رو بلافاصله رو این موضوع ذهنم باز کرد وهی داره کمکم میکنه خودش وباخودش میگه تو رو خدا این رو هم حل کنه که من چندین ستله داری اذیت میکنی واقعا چرا ما باخودمون ونعمتهای خدا وامکانات خداوند این طوری کردیم هرچی که طبیعی ولذت بخش بوده رو برای خودمون رنج اور وسخت کردیم بدبخت این ذهنم چه جوری همون کارهای روتینش مثل نفس کشیدن واعمال دیگه ای که من خدارو سکر توی انجامش دخالتی نداشتم رو به خوبی با این همه اذیت من انجام میده همین جا هم به قدرت الله دوباره پی بردم بریم سر بحث خودمون درمورد ورزش من فک میکنم نفس کار وخود ورزش کار بسیار درست وواجب برای بدنمون هست مثل اینکه ما باید ریه هامون سالم باشه تا دهن ناخوداگاه بتونه به راحتی نفس کشیدن رو دستور بد ه یا کلا باید چشمی باشه تا اون بتونه عمل پلک زدن رو انجام بده دیگه اولش میخواستم بگم ورزش باید باشه تا بدنمون ورزیده وچابک باشه ولی چون عادت کروم اول ببینم نمونه متناقص حرفم هست یا نه دیدم ادمهایی هستند که ورزیده وچابکنند که ورزشم نمیکنند بعد خواستم بگم که ورزش برای سلامتی بعد ادمهایی زیادی رو میبینم که توی عمرشون اصلا ورزش نکردند وخیلی هم سالند وبعد نمیدنم درسته یانه استاد اگه نادرسته اصلاح بفرمایید گفتم باید برم به نحوه استفادهم فک کنم وبه احساسی که در لحطه استفاده داشتم رو بررسی کنم وبه وردیهایی که در مورد ورزش به خودم دادم چه وردی هایی دادم اگه نادرست بوده که حتما فرمولهایی که بوجود اومده نادرسته وباورهای مطابق با اونها نادرسته ورودی لهنم اینها بودند که ورزش باعث کالری سوزی ولاعری میشه هرچه سختر انجام بدی بیشتر کالری میسوزونی وهرچه مدت طولانی این کار رو بکنی بهتره ودرحین ورزش نیاید چیزی بخوری وفقط ورزش سخت انجام بدی تا زودتر لاعر بشی مثلا توی این باشگاهها که میان کلاس خصوصی ونیمه خصوصی میزارن وچه پولی خرج کردیم ومن توی اون دوران بچه ام هم خیلی کوچک بود بعد از زتیمان بچه ام هم مبیردم وای ولش کن خاطراتش خیلی بد بود اها همین لحطه فهمیدم خاطراتش میگم بد بود پس خاطرات خوبی ندارم یعنی احساس خوبی ندارم وقتی دارم توی دهنم مرور میکنم ودفتر خاطراتم رو ورق میزنم فقط خاطرات سخت ورنج اور رو میبینم وحتی تصاویری که از اونها توی ذهنم هستش همش مملو از احساس درد ورنج وسختی ولی خدایی توی این وسط الان گاهی به ارادهم تحسین کردم وهی بیشتر به خودم میگم که میتونم من که اون کارهای سخت رو کروم این کارها که راحتره تقریبا فهمیدم باز چرا یک کار که خودش ونفسش درسته چطور درذهن من اینطور سخت ورنج اور شده باز خودم این طوری کردم دوباره هم مثل هزاران کار دیگه خودم بد استفاده کروم وخودم ورودی اشتباه دادم اگه به جای اون ورودی ها از اول ورزش رو اینجوری برای به ذهنم منتقل میکردم که همش شادی وتفریحه واگه صبح میخوایی از خونه دربیایی چند ساعتی به دور از همه مشکلات میخوای برای خودت باشی وچند ساعتی خودت برای خودت تفریح کنی وراحت قدم بزنی وحتی ورزشهای هوازی رو بالبخند وبدن هبچ استرسی که ایا دارم خوب انجام میدم درست انجام میدیم ایا روی شکمم تاثیر داره یا نه هی باز این ترس که این دفعه ترس از اینکه ایا داره روی بدنم اثر میکنه یانه ویاحتی بعدش اگه ده دقیقه به تفریح میگزروندم غذاب وجدانم میگرفتم ورزشم کار طبیعی برای بدنومنه وبه نطر من برای بدنمون طبیعیه چون ما از همون اول که به دنیا میاییم هی دست وپا مون تکون میدیم بعد هم که بزرگتر میشیم بازی وفعالیت میکنیم وهی دوست داریم بپریم وفعالیت کنیم وراه بریم واصلا خود راه رفتن یعنی بدنمون برمبنای فعالیت تنطیم شده یا دستهامون حرکت میکنه چند درجه سر وگردنمون میچرخه پس فک میکنم مبنا بر فعالیت وخودمون کارهامون رو با انجام دادن وورزش انجام میدیم اصلا خود نماز خوندن یک سری ورزش میکنیم دیگه هی خم وراست میشیم خدا میتونست بگه که فقط بشین و نماز بخو ن پس مبنای افریدن ما برفعالیت درست که اونم خودش ورزشه انجام شده وما باز این مورد طبیعی رو با قدرت انتخاب خودمون نادرست انتخاب کردیم وباز توی مسیر اشتباه عمل کردیم وباز دوباره باید از همون مسیر برگر دیم دیگه فقط اونو برای لاعری ندونیم از اون برای رسیدن به اهدافمون توی مسیر لاعری ندونیم وخودش به تنهایی عملی شایسته ودرسته وطبیعی برای ذهنمون کلا دنیا برمبنای فعالیت وحرکت افریده شده حرکت واژه ایکه باز اگه بخوام صحبت کنم خودش یک دنیا حرفه پس بدن هم به حرکت نیاز داره وبی حرکتی وایستایی زیاد رو دوست نداره طولانی شد استاد ببخشید نمیدونم خوب فهمیدم یانه بقیه اش رو برای خودم مینویسم خیلی حرف دارم با ذهنم ممنون که به حرفهام گوش میکنید خدایا شکرت که دوستان پر حوصله واستاد صبوری دارم ممنونم در اخر باز خدایا شکرت