0

تغییر سرنوشت چاقی: برای لاغری و خلق زندگی جدید (گام ۹۸)

تغییر سرنوشت چاقی
اندازه متن

خیلی‌ها بعد از کلی رژیم و ورزش و برگشتن به نقطه‌ی اول، با خودشون می‌گن: «دیگه کاریش نمی‌شه کرد، سرنوشتم چاقیه!» 😞

واقعاً قراره تا آخر عمرت توی سرنوشتی زندگی کنی که خودت ننوشتی؟!

🌱 تصور کن یه دفتر سفید جلومونه و یه قلم طلایی توی دستته… می‌تونی همون اولش بنویسی: “من سرنوشتم رو از نو می‌نویسم؛ سرنوشتی با سبک‌بال بودن، اندام متناسب و آرامش درونی.”

شاید چاقی سرنوشت مادرت یا خاله‌ت بوده… اما لزومی نداره سرنوشت تو هم همون باشه. تو می‌تونی نویسنده‌ی جدید سرنوشت خودت باشی. 🖋️💫

بیایید با هم یاد بگیریم چطور تغییر سرنوشت چاقی با ذهن ممکنه…

سرنوشت چیست

سال‌های زیادی از زندگیم با یه سوال بزرگ سپری شد: واقعاً کی سرنوشت منو نوشته؟ 🤔

از بچگی، از معلم‌ها و بزرگترها شنیده بودم که خداوند سرنوشت هر آدمی رو می‌نویسه و هر چی که خدا بخواد همون میشه.

تغییر سرنوشت چاقی

اما نکته عجیب اینجاست… با اینکه همیشه از خدا می‌خواستم که سرنوشتم بد نباشه، هیچ‌وقت ازش نخواستم اتفاقات خوب برام بنویسه! 😳

تمرکزم فقط این بود که منو ببخشه، منو عذاب نده، نکشه… نه اینکه بهم شادی بده، نعمت بده، موفقیت بده. این یعنی من سرنوشت رو فقط یه‌جور محافظت از بلا می‌دیدم، نه خلق کردن آینده‌ای روشن! 🚫🌈

این نگرش باعث شده بود که اصلاً به تغییر سرنوشت چاقی فکر نکنم. برام تغییر سرنوشت یه چیز غیرممکن بود؛ چون تو ذهنم نوشته بودن که همه‌چی از قبل تعیین شده.

اما حالا، وقتی به عقب نگاه می‌کنم، می‌فهمم چقدر اون طرز فکر محدودکننده بوده. 😌

امروز می‌دونم که تغییر سرنوشت چاقی یعنی خودت دست به قلم بشی و اون‌چیزی رو که می‌خوای، آگاهانه بنویسی. نه با ترس و التماس، بلکه با ایمان، با آگاهی، با تصمیم‌گیری‌های درست و فکرهای قدرتمند. 🖋️💫

سرنوشت من

نگرش من درباره تغییر سرنوشت چاقی 🌱

از وقتی که وارد مسیر تناسب فکری شدم و کم‌کم با قدرت ذهن و قوانین نادیدنی ولی دقیق جهان هستی آشنا شدم، انگار پنجره‌ای جدید به روم باز شد… پنجره‌ای رو به آگاهی ✨

فهمیدم چیزی به‌نام سرنوشت قطعی وجود نداره! اینکه یه جایی قبلاً برای من نوشته شده باشه که قراره چاق باشم، یا فقیر بمونم، یا زندگیم پر از تنش باشه، فقط یه تصور غلطه.

🌟 تغییر سرنوشت چاقی برای من یعنی درک اینکه آینده‌م توی دست‌های خودمه. نه در لوحی دور از دسترس، نه در دفتر تقدیر شب‌های قدر، بلکه در افکار و رفتارهای روزانه‌ام.

قبلاً فکر می‌کردم چاقی، سرنوشت منه. فکر می‌کردم خواست خداست که من این شکلی باشم و کاری ازم برنمیاد.

اما وقتی باورم رو تغییر دادم، سبک فکر کردنم رو عوض کردم، کم‌کم رفتارم هم فرق کرد و نتیجه‌اش چی شد؟ من تونستم سرنوشت لاغری رو برای خودم خلق کنم 💪😊

سال‌ها تصور می‌کردم فقر، امتحان الهیه و باید تحملش کنم تا شاید یه روزی در بهشت راحت باشم. اما حالا می‌دونم تغییر سرنوشت مالی من از لحظه‌ای شروع شد که طرز فکرم رو درباره پول و لیاقت خودم تغییر دادم.

امروز شرایط مالی‌م اصلاً قابل مقایسه با چند سال پیش نیست 💰🌟

در مورد ازدواجم هم همینطور بود…

باور داشتم زندگی مشترک سخت و پرتنش، قسمتمه. اما وقتی فهمیدم می‌تونم به جای جنگیدن با سرنوشت، شروع کنم به بازنویسیش ✍️

آروم‌آروم نگرشم نسبت به همسرم عوض شد، رفتارم بهتر شد، و به لطف خدا الان توی رابطه‌ای هستم که پر از حس خوب و رشد دوطرفه‌ست 💞

💡 امروز با تمام وجود باور دارم که هرکسی می‌تونه با آگاهی، تمرین و اراده، دست به تغییر سرنوشت چاقی خودش بزنه؛ چه در جسم، چه در پول، چه در روابط…

سرنوشت، یه مسیر مشخص نیست که ما فقط مجری اون باشیم… بلکه یه داستان بازه، که هر روز با فکرها و انتخاب‌هامون داریم ادامش رو می‌نویسیم ✨🖋️

واقعیت من درباره تغییر سرنوشت ✨

برای من، تغییر سرنوشت چاقی فقط یک ایده یا شعار نیست… یه حقیقتیه که با پوست و استخونم لمسش کردم. بارها و بارها.

مثال‌های زیادی توی زندگیم دارم که نشون می‌ده چطور تونستم از دل محدودیت‌ها، یه دنیای جدید برای خودم بسازم. نه با شانس، نه با معجزه… فقط با تغییر فکر و عملم ✨🧠

امروز با اطمینان می‌گم:

💡 خداوند هیچ سرنوشت قطعی‌ای برای بنده‌هاش ننوشته.

در عوض، قوانین دقیق و بی‌نقصی رو توی جهان گذاشته که همه — با هر دین، فرهنگ، یا گذشته‌ای — بتونن با آگاهی و تغییر نگرش، سرنوشت خودشون رو بسازن.

من یاد گرفتم که زندگی طبق سرنوشتی که از بیرون برام نوشته شده، هیچ لذتی نداره.

اما وقتی خودم با دستای خودم سرنوشتم رو نوشتم — همونی که دلم می‌خواست — یه لذت عجیب وارد زندگیم شد. مثل حس نقاشی کشیدن روی بوم سفید زندگی 🎨

قبلاً فکر می‌کردم خوشبختی یعنی خونه، ماشین، پول… و چون باورم این بود که فقط بچه‌های خانواده‌های پولدار به اینا می‌رسن، خودم رو از خوشبختی محروم می‌دونستم.

اما حالا با گوشت و پوست حس می‌کنم خوشبختی یعنی تو بتونی خواسته‌هات رو خلق کنی… یعنی از اون چیزی که ساختی، لذت ببری. یعنی بتونی به خودت بگی: “این زندگی منه، و من ساختمش!” 💛

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

من ارثمو خودم نوشتم ✍️✨

بارها به مادرم می‌گفتم: «ارث من از بابام چاقیه، کچلیه، ضعف چشم و نداریه… ولی فلانی چی؟ ارثش لاغریه، خونه‌ست، ماشین و رفاه!» 😞

اون موقع فکر می‌کردم سرنوشت با ارث و ژن و شانس گره خورده؛ و چون نمی‌تونستم اون ارث رو تغییر بدم، ته دلم یه احساس بی‌پناهی و بدبختی داشتم.

اما حالا با تمام وجودم باور دارم که من تونستم تغییر سرنوشت چاقی بدم.

💪 چاقی رو به لاغری تبدیل کردم، کوری ذهنی رو به بینایی روشن، و اون چیزهایی که هیچ‌وقت از پدرم به ارث نرسیده بود — مثل امنیت مالی یا آرامش درونی — رو با دستای خودم ساختم و بهشون رسیدم.

🎯 امروز به جرئت می‌گم: سرنوشت باید از سر نوشته بشه. و هر انسانی می تونه برای تغییر سرنوشت چاقی خودش اقدام کنه.

یعنی اونی که بقیه برات نوشتن، حتی اونی که توی بچگی تو ذهنت کاشته شده، باید پاک بشه. بعدش خودت دست به قلم بشی و:

  • ✍️ سرنوشت لاغری‌ات رو بنویسی
  • ✍️ سرنوشت مالی‌ات رو خلق کنی
  • ✍️ سرنوشت روابطت رو بازتعریف کنی
  • ✍️ و حتی سرنوشت ارتباطت با خداوند رو دوباره بسازی

🕊️ خدا این آزادی رو بهمون داده…

ما آزادیم که با تغییر افکار و احساساتمون، سرنوشتی کاملاً جدید و دل‌خواه خلق کنیم — همونی که با تمام وجود می‌خوایم توش زندگی کنیم.

فقط یه نکته مهم هست:

🚫 وقت نوشتن سرنوشت جدید، به شرایط فعلی‌ات نگاه نکن.

اگه فقط به وزن الان، حساب بانکی یا رابطه‌ی پرتنشت نگاه کنی، احتمالاً انگیزه‌ات خاموش می‌شه. باید با چشم دلت ببینی… ببینی که چی می‌خوای، نه اینکه چی هست.

✨ هر وقت به سرنوشت جدیدت فکر می‌کنی، با یقین کامل تصور کن که قراره همونو تجربه کنی. چون باور داشتن، نیمی از خلق کردنه.

لذت خلق کردن سرنوشتی که خودت نوشتی، با شکرگزاری برای سرنوشتی که دیگران برات نوشتن، واقعاً از زمین تا آسمونه ☁️💖

باور کن، تو هم می‌تونی از نو بنویسی… از نو زندگی کنی… و از نو بدرخشی 🌟

🌱 از تغییر افکار تا خلق سرنوشت

چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه است؟

🎯 هر کسی که بخواد واقعاً تغییر سرنوشت چاقی بده، به یه نقطه شروع نیاز داره؛ یه جایی که نه‌تنها راه رو نشونش بده، بلکه کنارش قدم به قدم حرکت کنه.

برای من، اون نقطه‌ی شروع، آشنایی با دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها بود. جایی که یاد گرفتم چطور با ذهنم کار کنم، چطور افکار اشتباهم رو بشناسم، چطور از چاقی ذهنی عبور کنم و به سمت لاغری پایدار حرکت کنم. 🧠🌱

✨ این دوره فقط درباره لاغری نیست، درباره بازنویسی سرنوشته.

یعنی از دل باورهای قدیمی، یه نسخه‌ی جدید از خودت بسازی — هم از لحاظ جسمی، هم احساسی، هم مالی و هم رابطه‌ای.

وقتی توی این مسیر قرار گرفتم، فهمیدم هیچ‌کس قراره منو نجات نده… این خودمم که باید قدم بردارم، ولی خوشبختانه این مسیر تنها نیست.

دوره «ورود به سرزمین لاغرها» مثل یه چراغ توی تاریکی بود برام… و حالا که مسیر رو پیدا کردم، با قدرت بیشتری ادامه می‌دم تا تغییر سرنوشت چاقی ام رو همون‌طور که دلم می‌خواد، خلق کنم ✨🖋️

🧠 تمرین آموزشی

اگر واقعاً می‌خوای تغییر سرنوشت بدی، باید از افکار قدیمی دست بکشی و با تمرین‌های ذهنی، دیدگاه‌هات رو از نو بسازی. تمرینات این جلسه برای رهایی از باورهای محدودکننده‌ای طراحی شده که سال‌ها به ما گفتن: “سرنوشت تغییر نمی‌کنه!” ولی حالا وقتشه که با آگاهی، آستین بالا بزنی و نشون بدی میشه ✨💪

✍️ سوالات تمرینی برای تغییر سرنوشت چاقی 📜

  • نگرش فعلی شما درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ این آگاهی را از چه طریق به دست آورده‌اید؟
  • چه شرایطی را صرفاً به‌خاطر اینکه “سرنوشت‌تان بوده” پذیرفته‌اید؟
  • آیا تا حالا شرایطی بوده که دیگران گفتند سرنوشتت همینه ولی شما نتیجه‌ای متفاوت خلق کرده‌اید؟
  • در مورد چاقی، چقدر فکر می‌کردید سرنوشت شما چاقیه؟
  • دیدگاه‌تان درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ چطور سرنوشت لاغری را برای خود می‌نویسید؟
  • بر اساس محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.

💬 وقت مشارکت شماست!

حالا نوبت شماست که دست به قلم بشی ✍️ نظرت رو درباره تغییر سرنوشت چاقی و تجربه‌هات رو در بخش دیدگاه‌ها بنویس. یادت باشه، با هر جمله‌ای که می‌نویسی، داری قدمی به سمت سرنوشت دلخواهت برمی‌داری 🌟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.33 از 87 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=23249
63 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره انصاری
      ۱۴۰۵/۰۳/۰۳ ۰۰:۲۴
      مدت عضویت: 751 روز
      امتیاز کاربر: 17990 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 535 کلمه

      بنام خداوند جان و خرد سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر من همیشه از زندگیم ناراضی بودم و به خدا،زمین و زمان،اقوام  گله و  شکایت می کردم از کارکردن همسرم  و پسرم،ایت که هیچ چیزی درست  نمی شد تازه خراب تر هن می شد و می گفتم که این سرنوشت من هست خدا اینجور برای من نوشته هیچ کاری نمیشه کرد از موقعی که دیگه از چیزی از زندگی گله و شکایت نمیکنم،خدا رو شکر الان زندگی خیلی خوب شده،در سر کسی که مغز و ذهن باشه می تونه  درست ازش استفاده کنه و شرایط به طور دلخواه خودش تغییر بده.

      سوالات تمرینی امروز :

      ۱.نگرش فعلی شما درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ این آگاهی را از چه طریق به دست آورده‌اید؟ 

      من در ۳ تاسالی هست که فهمیدم که سرنوشتی هر انسان دست خودشه و میتواند آن را تغییر بدهد من از طریق کتاب خواندن،فایل گوش کردن نتوحه شدم مردم می توانند سرنوشت خود را  تغییر بدن چرا خداوند برای هیچ بنده ای سرنوشت بدی نمی نویسد این خود ما هستیم که سرنوشت خود را می سازیم خدا همیشه به بنده اش راه رانشان میدهد دست خود ما هست که چه راهی را انتخاب کنیم، آدمها همیشه میتواند تغییر کنند و تغییر کردن پایان ندارد.۲.چه شرایطی را صرفاً به‌خاطر اینکه “سرنوشت‌تان بوده” پذیرفته‌اید؟ 

      ازدواج کردن چون اصلان نیت خوبی نداشتم و زندگی بیشتر با زجر و ناامیدی پیش میرفت ولی خدا رو شکر الان با تغییر کردن خودم و بزرگ شدن فرزندانم، اومدن  در سایت تناسب فکری    خیلی خوب شده است و خدا را هزاران بار شکر می کنم.

      ۳.آیا تا حالا شرایطی بوده که دیگران گفتند سرنوشتت همینه ولی شما نتیجه‌ای متفاوت خلق کرده‌اید؟بله میخواستم در خانه ام تغییراتی بدم همه میگفتن با این وضعیت کشور گرانی نمیشه کاری کرد ولی من کارم را شروع کردم کمی اذیت شدم ولی خدارو شکر داره به پایان می‌رسد خیلی کارها در زندگی انجام دادم که همه اطرافیان می گفتن تو نمیتونی ولی انجام شون دادم.

      ۴.در مورد چاقی، چقدر فکر می‌کردید سرنوشت شما چاقیه؟خیلی چون همه اطرافیان میگفتن که چاقی تو ارثی و از طرف مادرت هست و شما استعداد چاقی دارید و الان که دارم لاغر میشم بهم میگن که تو برای لاغر شدن همیشه انگیزه و اراده محکمی داری داری خوب لاغر میشی وقتی میگن رژیمت چی و بهشون میگم رژیم نمیگیرم باور نمی کند گفتم دارم با روش ذهنی لاغر می شوم با تعجب نگاهم می کنند میگن که تو همیشه غذا کم میخوری به همین خاطر لاغر شدی.

      ۵.دیدگاه‌تان درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ چطور سرنوشت لاغری را برای خود می‌نویسید؟من الان با تمام وجود باور دارم که سرنوشت هر کسی دست خودشه و من میدانم که تغییر کردن،لاغر شدن حق منه و با تغییرات درست میتوانم سرنوشت خودرا رقم بزنم و با دیدگاه بهتری به مسیر خودم برای یک زندگی سبک و سالم،همراه با سلامتی احساس و حال بسیار خوبی ادامه بدم چاقی هم حق من بود چون خودم انتخابش کردم و چون هر کاری برای لاغر شدن انجام میدادم وقتی بقیه بهم می گفتند که خیلی چاق شی،چرا برای خودت کاری انجام نمیدی میگفتم که شانس منه که استعداد چاقی دارم چیکار کنم اینم ارثیه که به من رسیده سرنوشت من هم این بود و خیلی حرفها و رفتارها که باعث شدن تا وزن بیشتری پیدا کنم.با سپاس فراوان از استاد بزرگواردر پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۵/۰۲/۰۲ ۰۸:۴۹
      مدت عضویت: 1325 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 779 کلمه

      به نام خدایی بخشنده ومهربان 

      سلام خدمت استاد وهمه دوستان هم مسیر 

       با اولین روشنایی روزم  انتخاب برداشت گام همون‌ روز 

      و تمرین های هرروزم انجام دادن توسط خودم و کمک کرفتن از خالقم و فرشته نگهبانم سرنوشتی دیکه اول می نویسم بعد تمرین می کنم وبد خلقش می کنم این کار خودم هست که لاغری با ذهن تو جسم خلقش، کنم سرنوشت مالی که همیشه توسط،همسرم  انجام شد این بار خودم خلق کنم تغییرش بدم  رابطه باهمسرم ازنکاه دیگه ببنم  بخش خودم  تغییر بدم منتظر نباشم اون  تغییر کنه من وقتی قصد نیت درست باشه بخش اپن تغییز پیدا می کنه ارتباط،تو بخش خداشناسی تغییر دادم متوجه شدم این بخش بزرکترین تغییر نیاز داره چون‌ نوشته که تصور میکرد ازفبل بوده هست من توش هیج‌ نقشی ندارم  

      اینجا بیشترخودش نشون داد اون ارتباط ،درست خوب شیرین بدون ترس دیگه نیست دورنش امیخته شده  با عشق محبت دوستی مهربانی خلق کردن  کسترش دادن پذیزش کردن از هربهش هرجیز پس از نو نویسی  سر نوشت توسط،خودم بسیار شیزین هست 

      شب فبل مکانی بودیم یه دخترجوان یه سیب به من داد گفت این به نیت تولد به شهید هست براش،هر چی دلتون خواست بخوانید ته ذهنم طبق  فبل یه خواسته کنارش رقم  خورد حتی انجام دادم 

      صبح با با شدن چشم دیدن اون سیب اولین افکاراین شد این  شهید کارش درست کامل از نکاه نطرش انجام داده  من با شناخت خدایی خودم با قدرتی بی نهایت درارتباط هستم نیاز نیست وابسته به هیج فردی باشم  میریم از خود خودش درخودش درخواستم‌ می کنم  پس نگاه ارتباط این زمان خدایی توامندتر مهربانتر هست که وابستکی  درخواست ارزش کرفته شده  

      نیاز نیست واسطه ببرم چون اول بلد نبودم این ارتباط خلق کنم اون زمان این حس داشتم چون‌ خودم‌کم می دیدم خودم‌لایق صحبت با خدا وندهم‌ نمیدیدم و حق انتخاب نداشتم تو افکار این سرنوشتی بود که نوشته شده من چه بخوام وچه نخوام  باید بسوزم بسازم چاره ای نیست

       یاد کرفتم‌ فابل تغییر هست اجازه تغییر دارم کناه نکردم‌ وفتی تغییر بدم زیاد خواهی نکردم حق لایقت بوده من غافل بودم‌ از این فرصت عالی استفاده نکردم جون‌اشتباه اکاهی نادرست همراهش داشتم که کل زندکی من قابل تغییز نبود  حالا هربخش قابل تغییرکردن هست جلوه تازه ای از زندکی من به خودم نشون‌ میده

       سرنوشتی هست که خودم‌ نوشتم خودم بازیش کردم‌ و خودم‌دارم خلقش،می کنم  این فیلم‌ زندکی من هست نویسنده خودم کارکردان خداوند عزیزم و خودم  بازیکر  خودم  تدوین خودم فیلم بردارخودم‌ هستم طبق راهکار خداوند واخر سر یه فیلم کاملا متفاوت از جیزی که قبلا  فکرش داشتن ساخته میشه 

      با مسیر تناسب فکری هرروز روز منه برحسب اتفاق مثکه خودم توش تقش دارم رقم میخوزه 

      چند روز هست بیرون هستم این حس انزوا که من ازار میدا کاهش خوب پیدا کرد نتیجه این عمل کرد تغییر تازه برای من رقم‌ میزنه  انچه اموختم دارم نمونه عملی افکار فبل خودم تو انواع شرایط،هم‌میبینم هم بازگو‌میشه و جقدر تفاوت نگاهم برام‌ روشن میکنه انتخاب  وانتطار من با این افراد تقاوت داره 

      انجه انها انتطارداران طبق اموخته  قبلی من کاملا درست بود وباید به همین شکل می شد  با مسیر تناسب فکری به این درک رسیدم که من دارم سرنوشتم می نوپسم با افکار سالم نیاز نیست این نوشته تو بخش،حس بد طی بشه بابا میشه کاملا نوشتم تغییر بدم از کلی  احساس های خوب توش،بنویسم بهش عمل کنم 

       همون بشه تحربه من از زندکی که خودم‌ توسط،خدایی عزیزم خلقش،کردم‌  که خداوند راضی هست چون خودم و درکنارش کاملا حس میکنم راضی هست که من احازه دارم حسش،کنم راضی هست که من زندکیم تغیبر بدم

       صحنه بهتری وارد زندکیم کنم نقاشی بهتری روی بوم زندگیم رسم کنم‌ رنک بزنم  جلوه بدم بشه نقش من تو این جهان روشن عالی خوب ورسالت خودم‌خلقش کنم 

      وقتی متوحه شدم چاقی من اصلا سرنوشتم نبود من این چاقی با اکاهی نادرست خلقش کردم اول همه اپن اکاهی نادرست کامل دیدم و بهش بها دادم  بهاش وجود ۱۰۰ در۱۰۰ خودم‌ بود  ذخیره کردم تو ذهنم ارزش استفاده  و عمل کردم  طبق اونچکه تو ذهن بود انقدر تکرارش کردم شدم فردی چاق  بیمار و ناسالم  اینجا نقش سر نوشتم بازم شنیدم قبول کرد که این‌کاملا نادرست بود  نقش ارتباط،با خدایی خودم با کله شکایت مخفی همراه بود که جرا برام این سرنوشت رقم زده گناهم جی بود این زندکی توش کیر افتادم چرا چاق خلقم کرده کناه اشتباه خودم به کردن خالق مهربون‌ می انداختم 

      تو‌مسیر تغییر کردن هواسم باشه خودم ازخودم شکست نخورم  باید تناسب فکری مسیر تغییر دائمی ازیه سطح به سطح بالاتر ببنم نه فقط ،موفقعیت که پایان کارهست اون‌نکاه اخر که‌ لاغری هست برام کم رنکتر جلوه کنه این تغییر رو بهتر بیشتر بهش بها بدم‌ حتما لاغری سریعتر تو جسم دیده میشه جون سطح نکاه افکار رفنار عمل کردم دارم بهبود میدم‌این بهبود اصلاح هردروز هست که بابد توسط خودم  همیشگی باشه 

      درپناه ارامش الهی ساکن باشیم  امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۴/۰۶/۱۸ ۱۵:۳۶
      مدت عضویت: 2514 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,111 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      خدا رو شکر من هم از وقتی در این مسیر هستم اصلا روزهای هقته و ایام ها ی سال  برام هیچ اهمیتی ندارن و روزها  برام  هیچ تفلوتی با هم ندارن  و کاری ندارم تقویم برام چه روزی رو تعیین کرده به خودم میگم هر روز روز من هست و من هر روز در این مسیر هستم و روی خودم کار میکنم و کاری به ساعات و روزهای هفته ندارم و این همش به خاطر تغییر افکارم هست .

      خیلی از آدم ها فکر میکنن سرنوشت اونها دیگه همین هست که الان دارن زندگی میکنن   و فکر میکنن سرنوشت از قبل تعیین شده و چاره ای نیست .

       ما انسان ها چونکه جیزی رو داریم زندگی می کنیم  که مورد پسند ما نیست میگیم اون سرنو شت ما هست  و میگیم  اینها تقصیر  دولت و حکومت و … هست و ما مورد ظام واقع شده ایم .

      همه ی آدم ها دوست دارن روابط عاشقانه داشته باشن اما چون ذهن اونها مملو از فرمولهای نادرست در مورد زندگی مشترک  هست هرگز طعم خوشبختی رو نمیچشن .و فکر میکنن تقصیر سرنوشت هست در حالی که افکار ما و باورهای ما زندگی ما رو خلق میکنن.مثلا بعضیا باور دارن  اگر من ازدواج کنم دیگه آزادی ندارم و دقیقا این جهنم رو تجربه میکنن .

      پس باید ببینم چه حرفهایی در مورد اون خواسته در ذهنم هست مهم نیست چی دوست دارم اون افکارم زندگی من رو رقم میزنه پس من باید اون باورها و افکار رو در مورد هر جیزی تغییر بدیم تا اون بخش تغییر کنه .

      سرنوشت یعنی شونه خالی کردن از چیزی که دارم یعنی من خودم بلد نیستم خوب زندگی کنم و تقصیر رو گردن سرونوشت میندازم البته ایرادی هم نیست  چون ما قانون های جهان رو نمیدونستیم و قدرت ذهن رو نمیدونستیم و ما خودمو ن با افکار و شنیده ها از اطرافیان زندگی میکردیم و زندگی  ما ناجور  بود .

      هر چقدر من رشد کنم خواسته های بهتری در من شکل میگیره .

      پس موضوع سرنوشت رو تغییر بدین سرنوشت ما چیزی بود که دیگران برای ما نوشتن و ما بر اساس گفته های  اونها زندگی میکردیم و چون دوستش نداشتیم میند اختیم گردن سرنوشت و نمیدونستیم میشه زندگی خودمون رو اون طور که دوست داریم خلق کنیم .

      عجله کردن آدمها رو شکست میده  و اصلا باعث شکست خودم از خودم میشه .

      من باید به تغییرات خودم تا حالا توجه کنم و کاری به نقطه ی پایان نداشته باشم تا حالم خوب باشه و بازم توان ادامه دادن داشته باشم و از خودم شکست نخورم .

      وقتی از چیزی که دیگران به ما یاد دادن فاصله بگیریم یعنی داریم زندگی خودمون رو خلق میکنیم .

      من هر روز با اومدن در این راه حالم بهتره و همه چیز بهتره و من با این راه  خیلی فرد بهتری میشم و مطمعنم  این استمرارم  برای خودم خیلی  ذوق و شوق داره و برام خیر و برکت داره .

      جواب تمرین اول 

      من مدتها هست به این نتیجه رسیدم سرنوشت من چاقی  نیست و  اضافه وزن داشتن و سنگینی و بیماری و محدودیت و بدتیپی در لباس نیست  اصلا سرنوشت من این نیست چونکه  مادرم و خاله هام  شکم داشتن من هم داشته  باشم و بالاتته ام چاق باشه و … من مدتها هست به این باور رسیدم سرنوشت من این نیست که تا اید حرص لباسهای زیبا و اندامی و نیم تنه در دلم باشه و سرنوشت من این نیست از خواهرم و از لاغرهای اطرافم چاق تر باشم اصلا به این باور رسیدم  سرنوشتی از قبل تعیین نشده من با افکار و باورهام دارم زندگی میکنم و اگر اونها رو تغییر بدم سرنوشت من تغییر میکنه .

      جواب سوال دوم :

      من خیلی از شرایط رو پذیرفته بودم که من ادم چاقی هستم آدمی هستم خجالتی و کم حرف آدمی هستم مطیع دیگران هر چی گفتن قبول کنم آدمی هستم که از خودم نظر خاصی ندارم با نظرات بقیه زندگی کنم من پذیر فته بودم تا ابد من جز بنده های گناه کار خدا هستم و هر کاری کنم خدا یه عده رو بیشتر از من دوست داره و من پذیرفته بودم اعتماد به نفس ندارم و این به خاطر شرایط تربیتی پدر و مادرم هست که اینطور هستم .و من پذیرفته بودم روابط با همسرم و بچه هام همیشه در حد خیلی پایین می مونه و از این بهتر نمیشه  و …

      جواب سوال سوم :

      بله باید بگم من قبل  از آشنایی با سیت در رژیم سخت بودم و همیشه خودم میگفتم سرنوشت من این هست که بدن من با متناسبها فرق داره و من باید همیشه در زجر و سختی و محدودیت باشم تا چاقتر نشم اما لاغرها به راحتی میخورن و این رو پذیرفته بودم و بدتر از این زمانی بود که  چند تا از دکترها متوجه شدن من کم کاری تیرویید و مشکل هورمو نی دارم و گفتن ببین چه بخوایی چه نخوایی از این به بعد تو جاق تر میشی و من این رو واقعا پدیرفتم و  اطرافیانم میگفتن ببین تو شرایطت فرق داره ممکنه  به خاطر داروهات چاق بشی دیگه  اینقدر ناراحت نباش و من هر ماه جاقتر میشدم در حالی که الان با قرصی که میخورم  تیرویید من بسیار نرمال و زیر هست ولی چرا هنوز اصافه وزن دارم یا آشنای ما تیرویید داره و لی قرص نمیخوره و   و بسیار بسیار لاغر هست و یا شخص دیگه قرص هورمونی میخوره و بسیار لاغر هست پس واقعا من  به خاطر حرف پزشکان و کارشناس تغدیه و حتی اطرافیان پذیرفته بودم که چاقی سرنوشت من هست و ناراحت  بودم .

      جواب سوال چهارم :

      در مورد چاقی من در گذشته  همیشه  در اعماق ذهنم یاور داشتم   چاقی حق من هست چون باردار شدم چون ازدواج کردم چون قرص میخورم چون تحرکم کم هست چون غذاهای  چرب میخورم چون در گذشته از خواهرم تپل تر بودم چون مادر  هستم  فکر میکنم من تا همیشه باید چاق تر از اطرافیانم باشم و این پذیرفتن چاقی اشتیاه هست .

      جواب سوال پنجم:

      من حالا با تک تک سلولهام باور دارم سرنوشت من لاغری هست من میبینم اطرافیانم در سن بالا حتی در سن  یاعسگی چقدر عالی وزن کم میکنن حتی همسر خودم با وحود تحرک کم  چقدر عالی لاعر تر شده و یا حتی میبینم اطرافیانم با وجود تیرویید بالا چقدر لاغرن و واقعا متوجه شدم تمام این حرفها بهانه هست و هیچ فکری در مورد چاقی رو قبول ندارم و میگم لاغری حق من هست  و سرنوشت من هست من با سالم خواری و به اندازه خوردن و ترس نداشتن و حرص و ولع نداشتن خیلی راحت غدا میخورم و خیلی آرام و ساده هم لاغر میشم  من با بودن در این راه  با تغییر افکار و رفتارهام و انتظاراتم از خودم حتما لاغر میشم  من با فایل گوش دادن و خواندن و نوشتن به جاهای عالی میرسم و میدونم لاعری رو حق خودم میکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار میثم افشین
      ۱۴۰۴/۰۶/۰۷ ۱۱:۰۳
      مدت عضویت: 748 روز
      امتیاز کاربر: 21485 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 433 کلمه

      بنام خدای مهربان

      ای که مرا خوانده دای راه نشانم بده

      سلام استاد ودوستان هم مسیر

      گام 98تعییر سر نوشت چاقی برای لاغری وخلق زندکی

      من سرنوشتم رو از نومی نویسم سرنوشتی با سبک بال بودن اندام متناسب ارامش درونی رهایی ازادی شادبودن

      خوشبختی یعنی بتونی خواسته ات رو خلق کنی یعنی از اون چیزی که ساختی لذت ببری یعنی بتونی به خودت بگی این زندگی منه ومن ساختمش

      ابن یعنی تغییر سرنوشت واقعی این یعنی ازادی قدرتوشادی ساختن ما ازادیم که با تغییر افکار وتمرین سرنوشتی کاملا جدید ودلخواه خلق کنیم همونی که با تمام وجود می خوایم توش زندکی کنیم

      نگرش فعلی شما درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ این اگاهی را از چه طریق به دست اورده اید؟ قبلت نگرش من این بود که خداوند قبل از به دنیا امدن من سرنوشت مرا نوشته اما از وقتی دراین سایت هستم وبا قوانین هستی کمی اشنا شدمودیگه فهمیدم سرنوشت از قبل نوشته نشده ومن سرنوشت چاقی خودم رانوشتم ومن الان میخواهم سر نوشت لاغری خودم را هم بنویسم

      چون سرنوشت من لاغری ومتناسب بودن هست

      چه شرایطی را صرفا به خاطر اینکه سرنوشت تان بوده پذیرفته اید؟ من خیلی از اتفاقات زندگی ام را تقدر وسر نوشتم میدانستم ومی گفتم این سرنوشت من هست وچاره ندارم باید تا اخر عمرم اینجوری زندگی کنم وپذیرفته بودم که چاقی من هم در سرنوشت من نوشته شده ومن چاره ای ندارم

      ایا تا حالا شرایطی بوده که دیگران گفتند سر نوشت همینه ولی شما نتیجه ای متفاوت خلق کرده اید؟ دیگرا همیشه میکفتن که این سرنوشت تو هست وباید ادامه بدی ومن هم قبول کرده بودم

      در مورد چاقی چقدر فکر می کردید سرنوشت شما جاقیه؟ من صددرصد فکر میکردم وقلول کرده بودم که سرنوشت من چافی هست چون من بارها بارژیم ورزش های سخت وطاقت فرسا به نتیجه ای نرسیده بودم ومن من چاقی خودم را سرنوشت خودم میدپنیتم وهمیشه به خداوند بزرگ گله وشکایت میکردم که چرا مرا چاق افریده واین همه متناسب هست جی میشد مرا هم متناسب می افریدی

      دیدگاه تان درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست. جطور سرنوشت لاعری رابرای خود می نویسید. من قبلا می کفتم چاقی من ژنتیکی هست واین سرنوشت من هست که باید چاق باشم وباید تا اخر عمر تحمل کنم والان خدا راشکر با اموزشهای لاغری با ذهن می تونم لالری را یاد بگیرم وسرنوشت چاقی را خذف کنم ویرنوشت لاعری را از نو بنویسم وتا ابد لاغر ومتناسل باشم وازاد رها باشم وسبک بال باشم وشاد ومتناسب باشم واز زندگی خودم لذت ببرم وهر لباسی که دوست داشته باشم بپوشم من با یاد گیری زبان لاغری باذهن باورهای را درست کنم تا لاغر بشم ومن از این بابت خیلی خوشحالم خدا جونم سپاسگزارم

      خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار یلدا
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۷ ۱۳:۰۲
      مدت عضویت: 1054 روز
      امتیاز کاربر: 5800 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 340 کلمه

      باسلام وققتون بخیر

      درحال حاضر صادقانه بگم گاهی لیز میخورم و بادیذن شرایط فعلیم کمی ناامید میشمو شاید بشه گفت ته این ناامیدی ی جورایی این فکرع هست ک قرارنیست چیزی تغییر کنه و تو همینی ک هستی و کلی افکار منفی و کمی طول میکشه تا لود بشم و افکار و احساساتمو کنترل کنم و خب البته ک تمام اینهایابیشتراینهارو از خانواده خودم و پدری و مادری و دکترای رژیمی و رسانه و پزشکایه مدرسه ک کارشون انگار بیشتر تحقیر ما جلو بچه ۸ا بود و فاش کردن این راز ک مابقیه متفاوتیم و مارو میکشت از استرس 

      من چاقی .درشت بودن.فرم مردانه داشتن.ضعیفی چشم سنگ کلیه و معده درد رو برای سرنوسشت خودم پذیرفتم و ی جورایی مظلومانه باهاش کنار اومدمو گفتم ژنتیکنو اینچیزا ولی بازد درست شه باید اصلاح شه

      چیزی یادم نیست دررابطه بااینک ب دیگران اثبات کنم سرنوشتمتفاوتتری دارم ولی معمولا هرکارب ک میخوام انجام بدم و دوست دارم انجام بدم رو‌تست میکنم

      تقریبا ۱۸ سال پذیرفته بودم و مطمئن بودم و میشه گف معتقد بودم ک سرنپشت من چاقیه و اه خدای من من هرگز لاغر نمیشمو این حرفا ک خداروشکر بااین دوره خیلی شرایطا فرق کرد . دیدگاهه فرق کرد‌.افکاره فرق کردو حالم بهتر شد و چشمم بازشد ک خودم باید سرنوشتم و ایندمو بسازم و فطرت من چاقی نیست و من لایق اون نیستم بلکه من فطرتم و سرنوشتم لاغری هست و لایق تناسب اندام دائمی هستم

      برای تغییر سرنوشت چاقی باید اراده کرد باید خواست باید انجام داد باید تلاش کرد و رقمش زد اما نه با ورزشو رژیمو زندگی متفاوت نه

      باافکاردرست عقاید درست و زندگی درست و ایده آل باید جوری زندگی کرد ک ارزش فطرت خودمونو پایین نبریم و ارزش خودمونو بالا ببریم بایپ جوری زندگی کنیم ک لایقشبم و باید رقمش بزنیم این باراز ره درستش

      و من خیلیی خوشحالم ک اینجام و در این مسیرم و در نلاشم ک بااستمرار از لیز خوردن و افکار منفی جلوگیری کنم و نکته مهم متن رو رعایت کنم ب الان نگاه و فکر نکنم ب هدفم نگاه و فکر کنم 

      و ب دستش بیارم

      ممنون از اگاهیهای زیباتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۴/۰۲/۰۱ ۱۴:۴۱
      مدت عضویت: 2514 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,019 کلمه

      به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .

      چقدر خوبه که از خودمون داخل سایت ردپا به جا بزاریم من داشتم توضیح بالای فایل رو میخوندم که دیدم در ادامه استاد کامنت گذشته ی من رو  گذاشته زیر توضیحشون و خیلی ذوق کردم و  با دل و جون خوندم و به خودم افتخار کردم که بعد از چندین سال  همچنان  با همون اشتیاق در مسیر هستم و از خدا  برای هدایتم به این راه و از  استاد بابت تهیه ی این دوره سپاسگزارم .

      خدا رو شکر از خودم راضی هستم که در این مسیر دارم  همچنان ادامه میدم و بیشتر وقتم رو در این راه هستم و استمرار  دارم و من الان در آستانه ۴۰ سالگی هستم ولی  کلی سال از زندگیم  بود که بی هدف داشتم زندگی میکردم و از این شاخه به اون شاخه میپریدم  و  کلی هنر رو دنبال می  کردم ولی در نهایت هم ادامه نمیدادم و  رها می  کردم ولی از وقتی که وارد این راه شدم و با اون آشنا شدم  واقعا با این راه  عشق میکنم و حالم عالی شده و در تمام جنبه های زندگی تغییر کردم و خیر و برکت وارد زندگیم شده و برام فرقی نداره روز  تعطیلی باشه یا روز معمولی من هر وقت دوست داشته باشم وارد این راه میشم و هدفم رو دنبال میکنم روزهای هفته و تعطیلیها برام فرقی ندارن هر روز هدفم و کاری که برام لذت داره رو دنبال میکنم و کاری به تقویم ندارم  .

      من در گذشته همش دنبال ایام و روزهای خاص بودم که یه سری کارها رو نکنم و یا بکنم ولی الان مدتها هست که از این مسایل اومدم بیرون و ایام و روزها برام تفاوتی ندارن و کاری به تقویم ندارم که امروز چه روزی هست و من هر روز میگم امروز روز من هست و باید کارهای دلخواهم   رو انجام بدم .

      من  بودنم در این راه  تعطیلی و ساعت خاصی نداره و اجباری هم  نداره و همه ی  اینها به خاطر تغییر افکارم هست 

      من در گذشته فکر میکردم سرنوشت من این هست که اینطور  باشم ودر این شرایط باشم .در صورتی که اینطور نیست  چون که اون چیزی رو دارم تجربه میکنم که  مورد پسند ما نیست میگیم سرنوشت ما این هست مثلا من دوست دارم شرایط مالی خوبی داشته باشم ولی چون ندارم میگم سرنوشت و دولت و جمهوری اسلامی و ترامب مقصر هست و یا اگر شغلی رو دوست دارم ولی الان ندارم میگم تقصیر سرنوشت هست و ….

       مثلا همه ی آدم ها دوست دارن روابط عاشقانه داشته باشن و لذت ببرن از زندگی با همسرشون ولی چون ذهن ما پر از فرمولهای نادرست در مورد ازدواج هست نتیجه  ی ازدواج هم نادرست میشه  و میگیم این تقصیر سرنوشت هست در صورتی که این طور نیست . 

      من هر وقت باورهای نادرست در مورد هر موضوعی داشته باشم نتیجه ی بسیار بدی رو  تجربه خواهم کرد   ولی چون در این مسیرم و آگاهم دیگه اینطور فکر  نمیکنم   چون میدونم ایراد از کجا هست و اونها  رو اصلاح کردم و شرایط من خیلی تغییر کرده 

      پس علت تمام اتفاقهای نادرست در زندگیم رو متوجه میشم که چرا اون موقع فلان قضیه در زندگیم بوده  و چون اونها رو دوست نداشتم میگفتم سرنوشت من اینطور هست   ولی حالا متوجه میشم سرنوشتی نیست هر چه در زندگی من هست نتیجه ی  افکار و رفتار من هست و اگر سرنوشت بهتر میخوام باید تغییرم در افکار و باورهام بهتر باشه و این محدودیتی نداره .

      پس موضوع سرنوشت رو در ذهنت تغییر بده و دیگه بدون سرنوشت رو دیگران  با حرفهاشون و افکارشون برای تو نوشتن و چون تو دوستش نداری میندازی گردن سرنوشت و  ما خبر نداریم میشه هر آنچه دوست داریم با قدرت افکار و  ذهن  خلق کنیم و اونها هم که  متوجه این قضیه میشن و از قانون جهان  خبر دار میشن درگیر عجله میشن و این باعث شکست خودشون میشه یعنی عجله کاری میکنه که من خودم از خودم شکست بخورم .

      من الان  در گیر  کمی چاقی به خاطر نخوردن داروهام شدم ولی یاد گرفتم عجله نکنم میگم اینطور که شش ماه طول کشید تامن  به این وضعیت در بیام حتما زمانی هم نیاز هست حالا شش ماه نه ولی یه زمانی نیاز هست  (چون سرعت ترمیم بیشتر از تخریب هست)  تا به تناسب قبلی برگردم و نمیزارم حالم بد بشه و ناامید بشم و از مسیر دور بشم و میگم این راه جواب میده مثل قبل از این دوران که من خیلی لاغر بودم پس من دوباره لاغر خواهم شد و نمیزارم خودم از خودم باعجله کردن شکست بخورم 

      سرنوشت من این نیست که من اضافه وزن داشته باشم و درگیر تپلی باشم و یا  من بی پول و بیمار  باشم و در روابط نا جالب باشم تمام اینها رو دیگران برای ما ساختن و من حالا که آگاهم میخوام تغییر کنم با تغییر افکار و باورهام میخوام زندگی دلخواهم رو خلق کنم پس بارها به خودم میگم  لاغری و سلامتی و ثروت و رابطه عالی و سعادت و خوشبختی حق من هست .

      من هر روز با اومدن در سایت حالم عالی تر میشه و نتایجم هم  عالی تر میشه .

      هدف این هست که حالم بهتر بشه و  اینطور زندگیم روان تر میشه و همه چیز روی غلطک میفته خدا برای من همه کارها رو میکنه و نیاز نیست من کار خاصی بکنم .

      من  خیلی امید دارم و ایمان دارم و اطمینان دارم که دوباره به اندام لاغر و سبک گذشتم بر میگردم و من رهایی در لباسها رو تجربه میکنم و تمام لباسهام برام گشاد میشن و برای همین حالم عالی هست و ذوق و شوق دارم .و حس خود باوری و توانمندی میکنم   به خاطر این  من مطالب رو دنبال میکنم که من احساسم بهتر میشه و این احساس خوب رو در جهان گسترش میدم و این برای من خیر و برکت داره .

      خوشحالم که وقتم در این دنیا داره صرف این موضوعات میشه 

      استاد اگاهی های شما در این راه خیلی زندگی من رو متحول کرده  همون فایلهای چشم زخم چقدر من رو اگاه کردن و چقدر آرامشم و حال خوبم بهتر شده  پس اینطور که شما حال خوب رو دارین در بین ما گسترش میدین  امیدوارم به همین اندازه خیر و برکت وارد زندگیتون بشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۵ ۰۰:۴۸
      مدت عضویت: 608 روز
      امتیاز کاربر: 14045 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 423 کلمه

      بنام خداوندبخشنده مهربان 

      سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز 

      سرنوشت یعنی چیزی ک در سر نوشته میشه 

      منظور همون افکار و عقاید من از زندگی هست 

      همون انتظار من از خودم در زندگی حالا در شرایط مختلف 

      هر انسانی میتونه عقاید مختلفی داشته باشه و طبق اون در جهان زندگی میکنه باورهای من در زندگی ب اشتباه بر اساس چاقی برنامه ریزی شده بود 

      حالا هم میتونم با تغییر افکار سرنوشت خودم رو عوض کنم و جسم من تابع افکارم هست و قطعا لاغر خواهم شد چون افکار و عقاید و انتظار من تغییر کرده 

      چه مواردی در زندگی شما بوده است که با تصور اینکه سرنوشت شما این است آن شرایط را پذیرفته اید؟

      من همیشه فکر میکردم چونکه پدرم رو در بچگی از دست دادم تنها هستم و خیلی غصه میخوردم و فکر میکردم سرنوشت من این بوده 

      اما از یک روزی  با صحبت با شخصی نگرش های جدیدی در من شکل گرفت من فهمیدم ک ب بقیه نیازی ندارم چون خداوند برای من کافی هست  و من مادر شدم و الان خانواده ی کوچک و ارزشمند خودم رو دارم من دیگه احساس تنهایی  نکردم هر چیزی خاستم از خداوند خاستم و هر کاری ک کردم قطعا خداوند منو هدایت کرده  

      قبلا فکر میکردم چاقی هم سرنوشت منه و نمیشه تغییر داد ولی اینطور نیست چون تونستم با لاغری باذهن ب راحتی خودم رو متناسب کنم و ادامه میدم تا لاغر تر بشم 

      سرنوشت من دست خودمه و خودم زندگیم رو از سر مینویسم 

      من عاطفه ۲۹ ساله لاغر و خوش لباس شاد و سلامت و ثروتمند هستم و خواهم بود من قراره لذت های زیادی رو تجربه کنم قراره کسب و کار خودم رو توی خونه راه بندازم قراره شادترین مادر دنیا باشم قراره کلی کارهای خوب و خیر انجام بدم من قراره کلی عشق و محبت ب بقیه بدم قراره کلی روی خودم و زندگیم کار کنم قراره مسافرت  های زیادی برم با بچه هام توی قطار بریم شمال جنوب شرق و غرب کشور رو ببینیم و قراره نوه داشته باشم قراره از بودن در روی کره زمین کلی شکر گزار باشم و ب ستایش خداوند متعال بپردازم قراره کلی خودشناسی رو ادامه بدم قراره بهترین خودم باشم و بهترین زندگی رو بسازم قراره عمره طولانی داشته باشم و خوشبختی بچهام و نوه هام شاید هم نتیجه هام رو ببینم 😍🥹

      افکار من در هر زمینه ای ک درست باشه قطعا در اون راه موفق خواهم بود 

      افکارم درمورد لاغری رو گسترش میدم و لاغری خلق میشه و من تجربه میکنم 

      از خداوند متعال و هدایتگر ممنونم ک سرنوشت مارو بدست خودمون رقم میزنه 

      از استاد بخاطر آگاهی های ناب متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم حیدری
      ۱۴۰۴/۰۱/۱۸ ۱۵:۳۹
      مدت عضویت: 2043 روز
      امتیاز کاربر: 61393 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 192 کلمه

      بنام خدا 

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراهم 

      من به سرنوشت خیلی عقیده داشتم که هر انسانی بدنیا میاد خداوند سرنوشت اورا از قبل نوشته و هیچ کاریش نمیشه کرد خودم همیشه فکر میکردم ازدواجم سرنوشتم هست که یه مرد غر غرو زندگی کنم و یا وضع اقتصادی من سرنوشتم هست که نباید مثل یه آدم پولدار زندگی کنم 

      و همینطور جسمم میگفتم اینو برام خدا رقم زده که یه آدم چاق باشم قالبم اینه و از طرفی وقتی هر کاری میکردم لاغر نمی‌شدم بیشتر این قضیه سرنوشت را باور میکردم که بله درست بشو نیست اما از وقتی که وارد سایت فکری شدم این جریان سرنوشت را رد کردم و متوجه شدم که خداوند هیچ دخالتی تو سرنوشت من تو چاقی من نداشته بلکه این خودم بودم که با باور کردن حرف والدین و اطرافیان این زندگی و این جسم را برای خودم درست کردم و می‌توانم دوباره تغییر بدم سرنوشت خودم را می‌توانم لاغر بشم برای همیشه می‌توانم پولدار بشم و یه زندگی آشقانه داشته باشم 

      با تغییر فرمول های ذهنم همه چی تغییر خواهد کرد و من با استمرار و تکرار تمرینها در سایت تناسب فکری می‌توانم یک شگفتی ساز بشم .آمین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Paris.R
      ۱۴۰۴/۰۱/۱۸ ۱۴:۰۶
      مدت عضویت: 788 روز
      امتیاز کاربر: 5790 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 98 کلمه

      سلام وقت به خیر خدا برا من بهترینها را در نظر گرفته وجز خوبی نخواسته  ما انسانها بخاطر باورهایی که نسل به نسل  منتقل شده معتقدند این سرنوشت آنهاست وان را می پذیرند در صورتی که خداوند  بلند مرتبه ومهربان جز خوبی  برای ما نخواسته ماباید با کمک نیروی ذهنمون  خودمون دنیای زیبایی که در ذهن داریم ودوست داریم بسازیم واز آن لذت ببریم وسپاسگزاری خدا باشیم ماباید پویا باشیم فعال باشیم نباید گوشه ای کز کنیم وبگوییم همین است ومن نمی توانم کاری بکنم استاد متشکرم به خاطر آگاهی هایی که در اختیار ما قرار می دهید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ ۱۴:۵۶
      مدت عضویت: 1327 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 503 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست. 

      سرنوشت را نمی‌شود از سر نوشت،این جمله رو خیلی می‌شنیدم یعنی از نوجوانی که خودمو شناختم و کم کم با دنیای پیرامونم داشتم آشنا میشدم این جمله رو می‌شنیدم و به خاطر تکرار این جمله از زبون دیگران،باور قوی شد برای من،برای من باور پذیر شد که خدا خواسته من مادرمو توی سن ۱۰ سالگی از دست بدم و یتیم بشم و غم و غصه توی دل من خونه کنه،باور کردم خداوند خواسته توی رنج بی مادری باشم و اینو از اطرافیانم و معلمان می‌شنیدم که میگفتن تو که مادرتو از دست دادی خداوند میخواد امتحانت کنه.خدا میخواد که گناهان کمتر بشه،خدا خواسته که من بیشتر باهاش در ارتباط باشم ولی از طرفی هم می‌شنیدم اگه موهات از روسری بزنه بیرون خدا توی آتیش جهنم میسوزونتت و یا اگه نمازت رو نخونی و بذاری قضا بشه خداوند بلا سرت میاره،یا اگه روزه نگیری فلان میشه،یعنی این حرفها برای من تناقضی ایجاد کرد به اندازه ی دور شدن من از خدا،کسی نبود بهم بگه اگر مادرت رو از دست دادی این بازیه روزگاره و باید این اتفاق بیفته چه توی سن ده سالگیت چه سن چهل سالگیت،کسی نبود که شفاف سازی کنه حالا که مادرت رو از دست دادی با خدا دوست شو و اون از پدر و مادرت هم برات مهربانتره،فقط منه دختر ده ساله رو از خداوند تا تونستن دور کردن و ترسوندن و یا درباره‌ی ازدواج که فکر میکردم سرنوشت من این رقم خورده که با ی مرد تندخو و عصبانی و لجباز باید ازدواج کنم و هر روز از خانواده م دور و دورتر بشم و تا ابد همینی هست که عست،در حالی که من ایمان دارم خودم همسرمو با علم به اینکه زود از کوره در میره و زود عصبانی میشه و اخلاق تندی داره،انتخابش کردم،من ایمان دارم خودم این انسان رو توی زندگیم خلق کردم چون در کودکی یادمه وقتی بازی میکردیم با همسن و سال‌های خودم به این فکر میکردم همسرم بسیار آدم عصبی و تند خویی هست و درست سالها بعد این آدم در زندگی من پدیدار شد و رنجها و ناراحتی هایی که انتظارشو داشتم به وجود اومدن ولی به لطف خدا از وقتی متوجه قوانین شدم سعی کردم از همسرم مردی مهربان و دوست داشتنی بسازم و خدا رو شکر تا حد زیادی ورق زندگیم برگشته و زندگی آروم و پر از عشق رو دارم تجربه میکنم الهی شکر‌.درباره چاقی هم همینطور من این باور رو رد کردم و مدتهاست دارم کم رنگ و کم رنگترش میکنم که چاقی و اضافه وزن در من ارثی نیست، و خداوند هیچ دخلی به چاقی من نداره و این من بودم که خودمو به اینجا رسوندم.الهی شکر.و دارم روی این مسئله کار میکنم که سر نوشتم را می‌توانم از سر بنویسم با آگاهی بیشتر و هر روز روی چیزهایی که میخوام در سرنوشتم باشن تمرکز میکنم و درخواست میکنم و ایمان دارم که خداوند سرنوشت منو به دیت خودم سپرده چون هرآنچه دوست داشتم در حال اتفاق افتادنه و روز به روز حال من عالی تر از قبل داره میشه.الهی شکر

      یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6