خیلیها بعد از کلی رژیم و ورزش و برگشتن به نقطهی اول، با خودشون میگن: «دیگه کاریش نمیشه کرد، سرنوشتم چاقیه!» 😞
📍 این جلسه ادامه گام ۹۷ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
واقعاً قراره تا آخر عمرت توی سرنوشتی زندگی کنی که خودت ننوشتی؟!
🌱 تصور کن یه دفتر سفید جلومونه و یه قلم طلایی توی دستته… میتونی همون اولش بنویسی: “من سرنوشتم رو از نو مینویسم؛ سرنوشتی با سبکبال بودن، اندام متناسب و آرامش درونی.” ✨
شاید چاقی سرنوشت مادرت یا خالهت بوده… اما لزومی نداره سرنوشت تو هم همون باشه. تو میتونی نویسندهی جدید سرنوشت خودت باشی. 🖋️💫
بیایید با هم یاد بگیریم چطور تغییر سرنوشت چاقی با ذهن ممکنه…
در این جلسه میآموزیم:
سرنوشت چیست
سالهای زیادی از زندگیم با یه سوال بزرگ سپری شد: واقعاً کی سرنوشت منو نوشته؟ 🤔
از بچگی، از معلمها و بزرگترها شنیده بودم که خداوند سرنوشت هر آدمی رو مینویسه و هر چی که خدا بخواد همون میشه.

اما نکته عجیب اینجاست… با اینکه همیشه از خدا میخواستم که سرنوشتم بد نباشه، هیچوقت ازش نخواستم اتفاقات خوب برام بنویسه! 😳
تمرکزم فقط این بود که منو ببخشه، منو عذاب نده، نکشه… نه اینکه بهم شادی بده، نعمت بده، موفقیت بده. این یعنی من سرنوشت رو فقط یهجور محافظت از بلا میدیدم، نه خلق کردن آیندهای روشن! 🚫🌈
این نگرش باعث شده بود که اصلاً به تغییر سرنوشت چاقی فکر نکنم. برام تغییر سرنوشت یه چیز غیرممکن بود؛ چون تو ذهنم نوشته بودن که همهچی از قبل تعیین شده.
اما حالا، وقتی به عقب نگاه میکنم، میفهمم چقدر اون طرز فکر محدودکننده بوده. 😌
امروز میدونم که تغییر سرنوشت چاقی یعنی خودت دست به قلم بشی و اونچیزی رو که میخوای، آگاهانه بنویسی. نه با ترس و التماس، بلکه با ایمان، با آگاهی، با تصمیمگیریهای درست و فکرهای قدرتمند. 🖋️💫

نگرش من درباره تغییر سرنوشت چاقی 🌱
از وقتی که وارد مسیر تناسب فکری شدم و کمکم با قدرت ذهن و قوانین نادیدنی ولی دقیق جهان هستی آشنا شدم، انگار پنجرهای جدید به روم باز شد… پنجرهای رو به آگاهی ✨
فهمیدم چیزی بهنام سرنوشت قطعی وجود نداره! اینکه یه جایی قبلاً برای من نوشته شده باشه که قراره چاق باشم، یا فقیر بمونم، یا زندگیم پر از تنش باشه، فقط یه تصور غلطه.
🌟 تغییر سرنوشت چاقی برای من یعنی درک اینکه آیندهم توی دستهای خودمه. نه در لوحی دور از دسترس، نه در دفتر تقدیر شبهای قدر، بلکه در افکار و رفتارهای روزانهام.
قبلاً فکر میکردم چاقی، سرنوشت منه. فکر میکردم خواست خداست که من این شکلی باشم و کاری ازم برنمیاد.
اما وقتی باورم رو تغییر دادم، سبک فکر کردنم رو عوض کردم، کمکم رفتارم هم فرق کرد و نتیجهاش چی شد؟ من تونستم سرنوشت لاغری رو برای خودم خلق کنم 💪😊
سالها تصور میکردم فقر، امتحان الهیه و باید تحملش کنم تا شاید یه روزی در بهشت راحت باشم. اما حالا میدونم تغییر سرنوشت مالی من از لحظهای شروع شد که طرز فکرم رو درباره پول و لیاقت خودم تغییر دادم.
امروز شرایط مالیم اصلاً قابل مقایسه با چند سال پیش نیست 💰🌟
در مورد ازدواجم هم همینطور بود…
باور داشتم زندگی مشترک سخت و پرتنش، قسمتمه. اما وقتی فهمیدم میتونم به جای جنگیدن با سرنوشت، شروع کنم به بازنویسیش ✍️
آرومآروم نگرشم نسبت به همسرم عوض شد، رفتارم بهتر شد، و به لطف خدا الان توی رابطهای هستم که پر از حس خوب و رشد دوطرفهست 💞
💡 امروز با تمام وجود باور دارم که هرکسی میتونه با آگاهی، تمرین و اراده، دست به تغییر سرنوشت چاقی خودش بزنه؛ چه در جسم، چه در پول، چه در روابط…
سرنوشت، یه مسیر مشخص نیست که ما فقط مجری اون باشیم… بلکه یه داستان بازه، که هر روز با فکرها و انتخابهامون داریم ادامش رو مینویسیم ✨🖋️
واقعیت من درباره تغییر سرنوشت ✨
برای من، تغییر سرنوشت چاقی فقط یک ایده یا شعار نیست… یه حقیقتیه که با پوست و استخونم لمسش کردم. بارها و بارها.
مثالهای زیادی توی زندگیم دارم که نشون میده چطور تونستم از دل محدودیتها، یه دنیای جدید برای خودم بسازم. نه با شانس، نه با معجزه… فقط با تغییر فکر و عملم ✨🧠
امروز با اطمینان میگم:
💡 خداوند هیچ سرنوشت قطعیای برای بندههاش ننوشته.
در عوض، قوانین دقیق و بینقصی رو توی جهان گذاشته که همه — با هر دین، فرهنگ، یا گذشتهای — بتونن با آگاهی و تغییر نگرش، سرنوشت خودشون رو بسازن.
من یاد گرفتم که زندگی طبق سرنوشتی که از بیرون برام نوشته شده، هیچ لذتی نداره.
اما وقتی خودم با دستای خودم سرنوشتم رو نوشتم — همونی که دلم میخواست — یه لذت عجیب وارد زندگیم شد. مثل حس نقاشی کشیدن روی بوم سفید زندگی 🎨
قبلاً فکر میکردم خوشبختی یعنی خونه، ماشین، پول… و چون باورم این بود که فقط بچههای خانوادههای پولدار به اینا میرسن، خودم رو از خوشبختی محروم میدونستم.
اما حالا با گوشت و پوست حس میکنم خوشبختی یعنی تو بتونی خواستههات رو خلق کنی… یعنی از اون چیزی که ساختی، لذت ببری. یعنی بتونی به خودت بگی: “این زندگی منه، و من ساختمش!” 💛

من ارثمو خودم نوشتم ✍️✨
بارها به مادرم میگفتم: «ارث من از بابام چاقیه، کچلیه، ضعف چشم و نداریه… ولی فلانی چی؟ ارثش لاغریه، خونهست، ماشین و رفاه!» 😞
اون موقع فکر میکردم سرنوشت با ارث و ژن و شانس گره خورده؛ و چون نمیتونستم اون ارث رو تغییر بدم، ته دلم یه احساس بیپناهی و بدبختی داشتم.
اما حالا با تمام وجودم باور دارم که من تونستم تغییر سرنوشت چاقی بدم.
💪 چاقی رو به لاغری تبدیل کردم، کوری ذهنی رو به بینایی روشن، و اون چیزهایی که هیچوقت از پدرم به ارث نرسیده بود — مثل امنیت مالی یا آرامش درونی — رو با دستای خودم ساختم و بهشون رسیدم.
🎯 امروز به جرئت میگم: سرنوشت باید از سر نوشته بشه. و هر انسانی میتونه برای تغییر سرنوشت چاقی خودش اقدام کنه.
یعنی اونی که بقیه برات نوشتن، حتی اونی که توی بچگی تو ذهنت کاشته شده، باید پاک بشه. بعدش خودت دست به قلم بشی و:
- ✍️ سرنوشت لاغریات رو بنویسی
- ✍️ سرنوشت مالیات رو خلق کنی
- ✍️ سرنوشت روابطت رو بازتعریف کنی
- ✍️ و حتی سرنوشت ارتباطت با خداوند رو دوباره بسازی
🕊️ خدا این آزادی رو بهمون داده…
ما آزادیم که با تغییر افکار و احساساتمون، سرنوشتی کاملاً جدید و دلخواه خلق کنیم — همونی که با تمام وجود میخوایم توش زندگی کنیم.
فقط یه نکته مهم هست:
🚫 وقت نوشتن سرنوشت جدید، به شرایط فعلیات نگاه نکن.
اگه فقط به وزن الان، حساب بانکی یا رابطهی پرتنشت نگاه کنی، احتمالاً انگیزهات خاموش میشه. باید با چشم دلت ببینی… ببینی که چی میخوای، نه اینکه چی هست.
✨ هر وقت به سرنوشت جدیدت فکر میکنی، با یقین کامل تصور کن که قراره همونو تجربه کنی. چون باور داشتن، نیمی از خلق کردنه.
لذت خلق کردن سرنوشتی که خودت نوشتی، با شکرگزاری برای سرنوشتی که دیگران برات نوشتن، واقعاً از زمین تا آسمونه ☁️💖
باور کن، تو هم میتونی از نو بنویسی… از نو زندگی کنی… و از نو بدرخشی 🌟
🌱 از تغییر افکار تا خلق سرنوشت
چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه است؟
🎯 هر کسی که بخواد واقعاً تغییر سرنوشت چاقی بده، به یه نقطه شروع نیاز داره؛ یه جایی که نهتنها راه رو نشونش بده، بلکه کنارش قدم به قدم حرکت کنه.
برای من، اون نقطهی شروع، آشنایی با دورهی ورود به سرزمین لاغرها بود. جایی که یاد گرفتم چطور با ذهنم کار کنم، چطور افکار اشتباهم رو بشناسم، چطور از چاقی ذهنی عبور کنم و به سمت لاغری پایدار حرکت کنم. 🧠🌱
✨ این دوره فقط درباره لاغری نیست، درباره بازنویسی سرنوشته.
یعنی از دل باورهای قدیمی، یه نسخهی جدید از خودت بسازی — هم از لحاظ جسمی، هم احساسی، هم مالی و هم رابطهای.
وقتی توی این مسیر قرار گرفتم، فهمیدم هیچکس قراره منو نجات نده… این خودمم که باید قدم بردارم، ولی خوشبختانه این مسیر تنها نیست.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» مثل یه چراغ توی تاریکی بود برام… و حالا که مسیر رو پیدا کردم، با قدرت بیشتری ادامه میدم تا تغییر سرنوشت چاقی ام رو همونطور که دلم میخواد، خلق کنم ✨🖋️
✍️ در ادامه هم توی گام ۹۹ سراغ «رویای لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.34 از 88 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان و سلام خدمت استاد بزرگوار و همراهان عزیز.
من هم قبل از ورود به سایت همیشه میگفتم هرچه خدا بخواد همون میشه و شب های قدر برای خوب نوشته شدن سرنوشتم دعا میکردم ولی همیشه ته دلم میگفتم که خدا هیچ وقت بد بنده خودش را نمیخواهد و همهی کاستی ها و شکست ها مربوط به رفتار نسنجیده خودمون هست.به بچهها م میگفتم خدا همهی نعمت ها را برای ما آفریده و حتی در راه رسیدن به آن ها به ما کمک هم میکند فقط باید خودمون راه درست رسیدن به آن ها را پیدا کنیم و با اطمینان و استمرار برای رسیدن به نعمت ها تلاش کنیم.حتی وقتی اتفاق بدی برای کسی پیش می آمد و میگفتند این سرنوشتی هست که خدا رقم زده ناراحت میشوم و میگویم بی احتیاطی و سهل انگاری خودمون رو گردن خدا نندازیم.
به نظر من سرنوشت هر کسی در دست خود اوست و هر کس میتواند با افکار و رفتار خودش خوب یا بد بودن زندگی خودش را رقم بزند وگرنه خدا همیشه در رسیدن به بهترین ها یاری رسان ما هم بوده است.من از قبل به این موضوع اعتقاد داشتم و اصلأ به خاطر همین به قدرت ذهن خیلی فکر میکردم و دنبال روشی بودم که با قدرت ذهن لاغر بشم تا اینکه با سایت تناسب فکری آشنا شدم.
من از بچگی مشکل راه رفتن داشتم و همه میگفتن همه کار کردیم ولی خوب نشده و پذیرفته بودن که این سرنوشت من هست وقتی من اعتراض میکردم ناراحت میشدن که ما همهی تلاشمان را کردیم ولی من همچنان معتقدم که یا تلاش کافی نبوده یا اصلا مسیر درستی انتخاب نکردیم.
خیلی ها میگفتن من بچه دار نمی شوم به خاطر مشکل لگن ولی خدا را شکر الان چند بچه ی سالم دارم گفتن نمیتوانی رانندگی کنی الان راحت و به خوبی رانندگی میکنم من چاقی را سرنوشت خودم نمیدانم چاقی من نتیجه ی افکار و رفتار نادرست غذایی من هست که با یادگیری لاغری با ذهن متناسب میشوم و سرنوشت لاغری خودم را رقم می زنم.
سلام دوستهای خوبم و استاد عزیزم
من قبلا فکر میکردم چاقی ارث و سرنوشتی هست که خدا بهم داده نگو که باید دهن و محتویات ذهن و فرمولهای ذهنی رو درست کرد همش بستگی به انتخابهای ما دارد و هدفهای ما.
چون من و شما حرف گذشتگات شنیدیم و داریم با اون حرفها زندکی میکنیم و انتظاری که اونا از ما داشتند در ذهن ما انتقال دادند و چون دوسش نداریم میگیم سرنوشت .
چون اون چیزی که میخواهیم نیستیم یا راضی نیستیم و لذت نمیبریم میگیم سرنوشت ما اینه .چون ذهن ما مملو از فرمولهای چاقی هست و یکسری افکار در مورد چاقی داریم در ذهنمون.
سرنوشت یعنی شانه خالی کردن اون چیزی که می خواهم مثل لاغری و اون چیزی که ما رو چاق میکنه فرمولاهای ذهنی هست و نه سرنوشت و باید افکارمون رو تغییر بدهیم و باید سرنوشت را تغییر داد براساس گفته یا نظرات دیگران که تحت تربیت دیگران قرار گرفتیم اسمشو میزاریم سرنوشت .
عجله کردن باعث،شکست میشود .باید خودمان، خودمان را بسازیم .
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
در مورد فابل سرنوشت باید بگم من هم قبلا مثل استاد فکر میکردم سرنوشتم همینه ودیگه قابل تغییر نیست وشب قدر سرنوشت رو تعیین ومقدر میکنن وبرای همین شده شب قدر
وفکر میکردم هر که سختی بیشتری کشیده والان هم داره سختی وبلا میکشه خدا بیشتر دوسش داره وتو اون دنیا دیگه بهشت نصیبش میشه وباید قانع باشه وراضی باشه وخدا اینطوری بیشتر دوسش داره چون صبوری کرده وپاداشش رو میگیره در صورتی که همه ی اینا اشتباه بود ومن اشتباه باور کرده بودم در صورتی که خدا به همه ی ما به یه اندازه از روح خودش وقدرت آفرینندگی خودش رو داده وگفته تمام آسمان وزمین مسخر تو وهر آنچه میخای خلق کن
بر روی بوم زندگی هر چیز میخاهی بکش
زیبا وزشتش پای توست تقدیر را باور نکن
من تقدیر رو باور نمیکنم چون قدرتمندم وخدا منو در بهترین حالت آفریده. خالق وتوانا
من بهترین روابط بهترین خونه
بهترین درآمد بهترین تناسب اندام
بهترین سلامتی وثروت رو خلق میکنم
نه به گذشتم کار دارم ونه به باورهای اشتباهی که بهم دادن اینبار خودم میخام خلق کنم
خدا رو شکر به خاطر هدایتم به سایت استاد عطار روشن عزیز آن شالله خدا به خودش وخانواده سلامتی بده
به خاطر این سایت بسیار عالی
نشان های دریافت شده
سلام خدایی دراین نزدیکیست من خوشحالم که باسایت تناسب فکری اشناشدم وخیلی حس وحالم خوب میشه ازگوش دادن صحبت های اقای عطارروشن بسیارلذت میبرم وحرفهاشون بسیارارزشمنده وباگوش دادن به فایل ها خیلی افکارموت۵ییرداده من قبل اشنایی بایایت همیشه عینک بدبینی به چشمم زده بودم میگفتم همه ادمابدهستن چرا خدابرامن سرنوشت خوب ننوشته چرا بمن استعداد نداده من باهوش نیستم چرا چاقم ولی اززمانی که تواینمسیرم وفرمول های ذهنمواصلاحکردم دیدم نسبت به ادماوزندگی بهترشده گله وشکایت کمترشده وازداشته هام لذت میبرم مسیرمتناسب شدن فقط رواندام کارنمیکنه درواقع کلی افکارماروتغییرمیکنه خدابما انسان ها دهن قدرتمندداده ومامیتونیم ازش درراه درست استفاده کنیم وماباهمین قدرت ذهن به تناسب دلخواه میرسیم
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم.
من گام ۹۸ هستم و حدود پنج ماهه اینجا هستم به صورت مداوم. با استفاده از سایت شما خیلی چیزها یاد گرفتم. اینجا حالم واقعا خوبه. من اینجا رو خیلی دوست دارم. حرفهای شما خیلی خوبه. حرفهایی متفاوت از بقیه. من حتما یه بار از ابتدا همین دوره رو مرور می کنم. این بار با جدیت بیشتر. این بار سعی می کنم با دقت مطالعه کنم.
منم می گفتم سرنوشت ما از قبل مشخص شده. منم شبیه بقیه می گفتم هر چی خدا بخواد. اصلا همه چیو گردن خدا مینداختم. خودم رو هیچ کاره میدونستم. تنبلی و بی اراده بودنمو از خودم نمی دونستم. نمی دونستم ذهن چه قدرتی داره. نمی دونستم ناخودآگاه چه تاثیری روی زندگیم گذاشته.
من اضافه وزنمو از خودم میدونستم. می گفتم نمی تونم هیچ وقت متناسب بشم.
پرخوری هامو میذاشتم رو حساب اشتها. در صورتی که اشتها از فرمول های غلط مغزه.
فرق گرسنگی و اشتها رو نمی دونستم.
فکر می کردم فقط با رژیم و ورزش و دمنوش میشه متناسب شد.
مهمتر از همه فکرم چاق بود. من فقط ۷۵ کیلو داشتم ولی خیلی اذیت میشدم. الانم ذهنم لاغره. من هنوز متناسب متناسب نشدم. ولی از خودم راضی ام. میدونم بدنم متناسب میشه. این کار جزء برنامه های ذهن هست.
میدونم چربی ها آب میشن و هیچ کاری با زور امکان پذیر نیست. نمیشه با ورزش سخت لاغر شد. نمیشه با اعصاب خوردی لاغر شد.
خیلی ممنون فایل های رایگان رو در اختیار ما گذاشتین. شما وقت و انرژی زیادی رو برای چنین فایل هایی قرار دادین. امیدوارم من با نوشتن کامنت هام تونسته باشم گوشه ای از زحمات شما رو جبران کرده باشم
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 98 :سرنوشت را از سر بنویس
چقدر استاد این گفته تون درست بود که تا الان دیگران سرنوشت مارو رقم زدن چون با استفاده از گفته ها و شنیده هایی که از دیگران شنیدیم یه سری افکار و باور در ما به وجود اومدن که باعث رقم زدن زندگی ما شدن که معمولا این گفته ها و شنیده ها چیزهای مناسبی نبودن و باعث شده که در کل زندگی باب میل مون نداشته باشیم و متأسفانه اینو به خدا نسبت دادیم که خدا سرنوشتم رو اینجوری رقم زده خدا برام اینجوری خواسته این یعنی شک به عدالت خداوند که خدا سرنوشت یه سری آدما رو خوب نوشته که زندگی تجربه کنن که به تمام خواسته هاشون برسن در مقابل یه سری آدم دیگه هرچی تلاش بکن بیشتر تو بدبختی غرق بشن نه اینجوری نیست خداوند شرایط رو برای همه ی انسان ها یکسان فراهم کرده جهان هستی رو با قوانین ثابتی به وجود آورده و سرنوشت مارو به دست خودمون داده و هیچ اجباری در کار نیست که تو باید اینجوری زندگی کنی مگر خدا ظالمه !!!!!! ما انسان ها خودمون انتخاب میکنیم چطوری زندگی کنیم .اینو میتونیم از این متوجه بشیم که خداوند برای هدایت ما پیامبران و امامان رو فرستاده اگر خداوند سرنوشت ما رو رقم میزد دیگه نیازی به رهنما نبود که برای ما بفرسته همه ی ما میدونیم که رسالت امامان و پیامبران این بوده که راه درست و غلط رو به ما نشون بدن و دیگه انسان هاخودشون انتخاب میکنن که راه درست رو انتخاب کنن یا راه غلط رو اگه اجباری بود و سرنوشت ما از قبل تعیین میشد که دیگه راه و مسیر زندگی ما مشخص بود دیگه چه نیازی به راهنما بود که خداوند بخواد مارو راهنمایی بکنه. یا یه مثال دیگه پس چرا خداوند توبه رو قرار داده چرا گفته وقتی که کار اشتباهی کردی میتونی توبه کنی و از راه خودت برگردی ؟ اگر سرنوشت ما این بود خود دیگه نباید راه برگشتی وجود داشته باشه یا خداوند چرا به شیطان اجازه داده که انسان ها رو بتونه با نجواهاش تحت تاثیر بزاره ؟ این کار خداوند یعنی اینکه زندگی انسان ها سراسر از انتخاب که به حرف شیطان گوش بدن یا به حرف خداوند .مسئول صد در صد زندگیمون خودمون هستیم و اصلا نمیتونیم از زیر بار مسئولیت زندگی مون شونه خالی کنیم و اونو به خدا و زمین و آسمون دولت ملت ربط بدیم هر چی هستیم خودمون خواستیم باشیم و هرچی بشیم هم خودمون خواستم که بشیم . دیگه خو دانی
به نام خداوند مهربانم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات سرنوشت را بنویس.
نگرش شما درباره سرنوشت چیست؟ این آگاهی را از چه طریق کسب کرده اید؟
قبلا نگرش من این بود که خداوند از قبل به دنیا آمدن من سرنوشتم را نوشته و من تنها سالی چند شب در شبهای قدر فرصت دارم تا با گریه و دعا و التماس از خدا بخواهم که گناهان من را ببخشد تا خداوند بخاطر گناهان من سرنوشت بدتری برای من ننویسد .
اما از وقتی با قوانین جهان هستی اندکی آشنا شدم و بوسیله سایت تناسب فکری به مسیر درست هدایت شدم .
رفتم و تحقیق کردم و مقالات زیادی خواندم و فهمیدم اصلا چیزی به نام سرنوشت از پیش تعیین شده وجود ندارد و هر انسانی خودش به کمک ابعاد وجودی که خداوند به او عنایت کرده سرنوشت و زندگی خودش را میسازد.
چه مواردی در زندگی شما بوده است که با تصور اینکه سرنوشت شما این است آن شرایط را پذیرفته اید؟
وای عجب سوال قشنگی
خوب خیلی اتفاقات ریز و درشت زیادی در طول عمر من افتاده که من قبلا تصورم این بود که تقدیر من است و راه گریزی از آن ندارم و به اجبار تن به آن میدادم .
همین چاقی را هم سرنوشت خودم میدیدم و همیشه خداوند را مقصر این سرنوشت میدانستم در حالی که با عملکرد و افکار اشتباه خودم چاق شده بودم .
یا عینکی بودنم را تاقبل از عمل لازیک سرنوشت خودم میدونستم در حالی که با مراقبت نکردن درست از چشمانم خودم به آنها آسیب رسانده بودم .
مواردی را شرح دهید که نگرش اطرافیان این بوده که سرنوشت شما این است ولی با اقدام کردن نتیجه متفاوتی کسب کرده اید؟
درباره چاقی ام زیاد پیش آمده که وقتی بعد از تلاشهای زیادی که من انجام میدادم تا لاغر شوم و خوب طبیعتا بعد از رها کردن آن روشها مجددا چاق و یا حتی چاقتر میشدم ؛اطرافیان من با اصرار زیاد تلاش میکردند تا به من حالی کنند این همه تلاش بیهوده نکن برای لاغر شدن تو سرنوشتت و تقدیرت و نوع بدنی که خدا قسمتت کرده این مدلی است که چاق باشد و خیلی اصرار هم داشتند که بابا اصلا و ابدا لاغری بهت نمی آید و زشت میشوی و از قیافه می افتی و پوستت خراب میشود و شبیه معتادها و آدمهای مریض میشوی و کلی با من کلنجار میرفتند تا من را متقاعد کنند که با چاقی خودم مدارا کنم چون خدا خواسته و سرنوشت زندگی من است .
در مورد چاقی چقدر عقیده داشتید که سرنوشت شما چاقی است؟
من چون زیاد در حال تکاپو و تلاشهای سخت و دشوار برای لاغر شدن بودم و هیچ کدام از این تلاشها نتیجه دلخواه من را نمیداد و اطرافیان هم مدام با حرفهایشان تلاش بر این داشتند من چاقی خودم را به عنوان یک سرنوشت خدا دادی قبول کنم واقعا با اینکه عاشق لاغر شدن بودم ولی به اینکه سرنوشت من اینطور چاق رقم خورده باور کرده بودم و بخاطر همین باور اشتباه مدام به خداوند بزرگ و بخشنده ام ، گله و شکایت میکردم که این چه دشمنی است که با من داشته ای و چرا من را چاق خلق کردی چرا فلانی و فلانی غرق در نعمت لاغری هستند و راحت هر چه به هر اندازه و هر ساعتی بخواهند میخورند ولی من بدبخت همش نمیخورم و این همه زجر میکشم و آخرش هم کلی چاقم و چربی و دنبه دارم ،و متاسفانه با تکرار این شکواها در هر بار توجه ام به چاقی های بدنم این باور سرنوشت چاق در من قدرت بیشتری میگرفت.
نگرش خود درباره امکان از سر نوشتن سرنوشت به شکل دلخواه تان را شرح دهید.
خداوند بزرگ بارها در قرآن کریم به این موضوع اشاره کرده اند که هر انسانی خودش سرنوشتش را مینویسد.
حالا تفاوت ما انسانها در چیست؟
همه ما بدنهای مشابه داریم با اجزا و اعضاي مشابه ؛وجه تمایز انسانها از یکدیگر در محتویات و عملکرد ذهنشان است و همین عملکرد های ذهنی که منجر به عملکردهای رفتاری میشوند باعث میشوند نا سرنوشت ما شکل بگیرد .
اگر کسی مثل من تا به حال چاق بوده و گمان میکرده این سرنوشت تغییر ناپذیر است و فقط باید تحمل کرد سخت در اشتباه است .
میشود خیلی راحت و بدون تحمل فشار و رنج با یادگیری اصول ذهنی صحیح لاغری ،لاغر شد و سرنوشت لاغری را برای خودمان رقم بزنیم و الگویی باشیم برای همه چاقها تا آنها هم با تغییر محتویات ذهنی و عملکرد رفتاریشان لاغری را زندگی کنند .انشالله .
عقیده شما درباره نوشتن دوباره سرنوشت جسمی چیست؟
جسم ما امانت و هدیه ای گرانبها است از سوی پروردگار عرش اعلا به ما تا با این جسم در روی زمین به بهترین حالات ممکن زندگی کنیم و لذت ببریم و سرنوشت زیبایی را برای خودمان رقم بزنیم .
اینطور نیست که خداوند برای این جسم به صورت پیش فرض یک سرنوشت مشخص کرده باشد چون اگر چنین چیزی بود عدل خداوند زیر سوال میرفت و اگر چنین چیزی بود چطور پس ما توانسته ایم بارها لاغر شویم و سرنوشتمان را حتی برای مدتی کوتاه تغییر دهیم !!!؟؟؟
همین موضوع میتواند به راحتی مشخص کند که هیچ سرنوشت جسمی از پیش تعیین شده ای برای ما تحمیل نشده و ما هر حالت جسمی را تجربه میکنیم در اصل خودمان آن حالت جسمی را با افکار و رفتارمان خلق کرده ایم .
چگونه سرنوشت خود را به لاغری تغییر میدهید؟ شرح دهید.
من با رد باور سرنوشت من چاقی است به راحتی با نیرو گرفتن ار خدای نیرومندم سرنوشت لاغری خودم را کشف و خلق میکنم انشالله .
من با یادگیری اصولی لاغری با ذهن محتویات ذهنی ام را اصلاح میکنم تا عملکردم اصلاح شود و من دیگر چه بخواهم چه نخواهم لاغر میشوم .
من از بودن در زندگی لاغر خودم لذت میبرم و این همان سرنوشت دلنشینی است که با کمک خدای مهربانم برای الباقی زندگی ام مینویسم و آن را اجرایی میکنم انشالله .
خدای مهربانم از تو سپاسگزارم که به من اختیار دادی و فرصت دادی تا سرنوشت خودم را دوباره نویسی کنم و از زندگی چاق به لاغر سرنوشتم را تغییر دهم الهی شکرت
استاد سپاسگزارم برای هدایت امروز شاد و موفق باشید
الهی به امید تو
به نام خداوند واحدم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
سرنوشت من
خداوند بزرگ در قرآن کریم میفرمایند :
“خداوند سرنوشت هیچ قوم (هیچکسی) را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!”
در این آیه به زیبایی و صراحت بیان شده است که هر انسانی برای اینکه سرنوشت و مسیر زندگی اش تغییر کند، باید باورها و نگرشهایش را اصلاح کند.
و به وضوح در این آیه مشخص است ،که هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای ،برای انسان نیست .
و هر کس خودش تقدیرش را با افکار و رفتارش رقم میزند .
من هم در گذشته به سرنوشت از پیش تعیین شده ،اندکی اعتقاد داشتم .مخصوصا به چشم زخم و سحر و جادو ؛
اما اکنون به لطف هدایت پروردگار هادی ام نگرشها و باورهای من در حال اصلاح شدن هستند و من در مسیری توحیدی قرار گرفته ام .
باورهای اشتباهی که در ذهن ما هستند و نقش ترمز های ذهنی ما در مسیر موفقیت را دارند، متاسفانه درست در زمان ناراحتی و درماندگی ما خودشان را بیشتر نشان میدهند. و باعث گمراه تر شدن ما میشوند .
مثلا وقتی در ذهنمان به چشم زخم اعتقاد داریم ،در زندگیمان مدام اتفاقاتی را تجربه میکنیم، که این باور را در درون ما قویتر میکند و دیگر به جایی میرسیم که از ریسمان سیاه و سفید هم میترسیم .
و ما هر چه این باور را قدرتمند تر میکنیم و فرکانسهای بیشتری به جهان هستی ساتع میکنیم .بیشتر چشم میخوریم و بیشتر در رنج و عذاب گرفتار میشویم .
در اصل ما با این کار داریم، به چشم زخم قدرت میدهیم و چشم زخم را خدای خود میبینیم و شرک میکنیم .
بگذارید بیشتر توضیح دهم
پرستش یعنی قدرت دادن به باورهای ذهنیمان و ما به هر باوری در ذهنمان قدرت بدهیم، در اصل انگار داریم آن را خدای خودمان تصور میکنیم.چون در دیدگاه توحیدی ما تنها خداوند قادر مطلق است و ما با قدرت دادن به آن باورها گویا داریم شرک میکنیم .
و دقیقا با قدرت دادن به مثلا چشم زخم ما داریم قدرت را از خداوند میگیریم و به یک باور اشتباه میدهیم .و این شروع همه بدبختی های ماست .
چرا که وقتی مشرک باشیم وقتی نگاه توحیدی نداشته باشیم ما با دست خودمان داریم نعمتهای خوب خداوند را پس میزنیم .و خدای درون خودمان را محدود میکنیم .
وقتی در نمازمان میگوییم خدایا ما تنها تو را میپرستیم و از تو یاری میجوییم یعنی :”فقط خدایا ما به تو قدرت میدهیم و از تو درخواست یاری و کمک داریم چون تو خدای قادر و توانای ما هستی”
توحیدی بودن یعنی قدرت ندادن به عوامل بیرونی
مثلا :اگر من باور داشته باشم که کسی بخاطر موقعیت اجتماعی اش یا جایگاهش میتواند به من ضرر بزند ،من به آن فرد قدرت داده ام و دچار شرک شده ام .
چون برای آن فرد ویژگی خدایی متصور شده ام .و فراموش کرده ام تنها کسی که میتواند مرا به عرش یا فرش برساند خداوند متعال است؛ آن هم نه از روی سرنوشت از پیش تعیین شده بلکه بر اساس درونیات خودم .
وقتی برای خودمان هدفی تعیین میکنیم ،باید تمرکز و توجه خودمان را روی آن خواسته قرار دهیم و اجازه ندهیم ،عوامل بیرونی و ورودی های نامناسب باعث گمراه شدن ما شوند .
ما باید به پذیرش حالت فعلی خودمان راضی باشیم و با لذت زندگی کنیم و با شرایط موجودمان نباید وارد جنگ شویم چون ما خودمان بر طبق عدل الهی با افکار و رفتارمان این وضعیت فعلی را برای خودمان رقم زده ایم و اگر با این وضعیت موجود وارد جنگ شویم یعنی ما با عدل الهی در جنگ هستیم و این هم یک کفر است .
و هنگام جنگ و مقاومت کلیه درهای نعمت به روی ما بسته میشود و در هنگام تسلیم است که ما در حالت پذیرش قرار میگیریم و میتوانیم رحمت خداوند را به شکل افراد و شرایط و ایده ها و… و…. دریافت کنیم.
من خوب میدانم که خداوند صاحب و مالک و فرمانروای همه چیز است.و همه چیز در ید قدرت پروردگار من است .
پس من به هیچ چیز و هیچ کس قدرت نمیدهم و برای پروردگار یکتایم شریک قائل نمیشوم.
اگر در جایی کسی یا چیزی سبب حل مشکل من بشود من آن را دست امداد خداوند میبینم و آن شخص را بت خود نمیکنم
برای تغییر سرنوشتم درونیات من باید تغییر کند و این کار مستلزم صرف وقت است و من تلاش میکنم تا درونیاتم را به بهترین حالت ممکن تغییر دهم تا زندگیه عالی تری را تجربه کنم انشالله.
بار پروردگارا از تو سپاسگزارم که در هر حال و در هر لحظه در درون من جریان داری
استاد سپاسگزارم برای آگاهی امروز
الهی به امید تو
سلام استاد
خدایا شکرت درتاریخ 1402/07/05 توانستم گام 98 سرنوشت را ار سر بنویس را گوش دهم
استاد این کلمه سرنوشت خودش خیلی مفهوم داره یعنی از سرت (مغزت – افکارت ) شروع کن و سناریوی زندگیت را خودت بنویس و دیگران نمیتوانند دراین کار دخالت کنند چقدر ما ازاین کلمه غافل بودیم که فکر میکردیم خداوند تا پایان عمر ما سرنوشت و آینده ما را نوشته و قابل تغییر نیست
اگر ما با افکار مثبت زندگی را نوشتیم سرنوشت ما هرروز پیشرفت است و اگر با افکار منفی ان را پرکردیم یعنی ما سرنوشت خوبی نخواهیم داشت همه چیز برمیگرده به سرو مغز خودمان که اصلا باور نمیکردیم این خودم هستم که با افکارم زندگیم را رقم میزنم چون خداوند درقرآن فرمودند ما انسان را با اختیار آفریدم نه جبر و غریزه یعنی در آن دنیا اگر از خداوند گله کنیم که چرا فلانی دراین دنیا خوب زندگی کرده و من نه خداوند میگوید خودت با مغزت سرنوشت خودت را رقم زدی و کسی مقصر نیست و این یعنی خداوند عادل ومهربان و خداوند میگوید دردنیا هرچه به موفق مراد بود خودت کردی و هرچه باب میل خودت نبود و مورد پسند واقع نشد به خداوند نسبت دادی پس تا دیر نشده نگرش خود را اصلاح کنیم تا سرنوشت ما درست رقم بخورد و چی از این بهتر که من میدانم که اخلاق و روحیات خودم چگونه است و براساس آن برنامه ریزی کنم تا شکست نخورم
نگرش شما درباره سرنوشت چیست؟ این آگاهی را از چه طریق کسب کرده اید؟ قبلا مثل بقیه فکر میکردم ولی درکتابی خواندم و الان هم یادآوری شد سرنوشت هرفرد دست خودش است که بد بنویسد یا خوب
چه مواردی در زندگی شما بوده است که با تصور اینکه سرنوشت شما این است آن شرایط را پذیرفته اید؟ شرایط تعویض کردن منزل و خریدن باغ چون من پول ندارم و نمیتوانم بخرم پس سرنوشت من این است که آن را نداشته باشم
مواردی را شرح دهید که نگرش اطرافیان این بوده که سرنوشت شما این است ولی با اقدام کردن نتیجه متفاوتی کسب کرده اید؟ درس خواندن تا مقطع ارشد همه میگفتند چون 4 بچه داری و کارمندی سرنوشت تواینه که بیشتر نخوانی و تا مقطع دیپلم بسه حالا هم که سرکار هستی اصلا لازم نیست ادامه بدهی و سختی بکشی
در مورد چاقی چقدر عقیده داشتید که سرنوشت شما چاقی است؟ 100% چون اصلا یک درصد هم فکر نمیکردم که من از ذهنم چاق شدم و آن را ارثی میدانستم
نگرش خود درباره امکان از سر نوشتن سرنوشت به شکل دلخواه تان را شرح دهید. ما میتوانیم هرروز با نوشتن سرنوشت خودمان درمغز ان را به وجود بیاوریم و با خیلی وقت است که دیگر زندگیم را با اراده شخصی جلو نمیبرم و به خداوند واگذار کردم و چون به خداوند ابتدا ایمان و بعد اعتماد دارم به آرامش درونی خوبی هم رسیدم
عقیده شما درباره نوشتن دوباره سرنوشت جسمی چیست؟ چگونه سرنوشت خود را به لاغری تغییر میدهید؟ شرح دهید. ما سرنوشت جسمی را باید از ابتدا با نوشتن سرنوشت ذهنی شروع کنیم تا درجسم به وجود بیاید . من با آگاهیهای زیاد از لاغری با ذهن برای لاغری سرنوشت چاقی را ازذهن به سرنوشت لاغری تغییر میدهم
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. نوشتن سرنوشت دقیقا دست خودمان است که با اشتیاق و احساس خوب بتوانیم آرزوهای خودمان را خلق کنیم چون شما دریک فایلی گفتید احساس کم کم تبدیل به جسم میشود و این یعنی آرزوی لاغری را با احساس خوب کم کم به جسم متناسب تبدیل میکنیم
خداوند هرگز سرنوشت انسان ها را نمی نویسدبلکه این خود ما هستیم که سرنوشت خودمان را با افکار مثبت یا منفی درمغزمان که همان سر خودمان است رقم میزنیم و با دادن احساس خوب یا بد آنها را به جسم تبدیل و درزندگی روزمره به کار میبریم .
سلام و درود .
نوشتن سرنوشت هرکسی دست خودشه .
اما سرنوشتی که خدا برای هر کدوم از ما نوشته و خیلیها بهش اعتقاد دارند در معنای اشتباه خودشه .
سرنوشتی که خدا برامون در نظر گرفته ورژن بالایی هست و نشانه اش قابلیتهاییه که در وجود ما قرار داده .
خداوند مارو برای چیزهای خوب برنامه ریزی کرده اما ما با برچسب اشتباه به خدا سرنوشتهای خرابی که خودمون برای خودمون نوشتیم رو به خدا نسبت دادیم و گفتیم خدا خواسته ما فلان بشیم . خدا خواسته ما بهمان بشیم در حالیکه این سرنوشتها رو خودمون نوشتیم .
درست مثل سرنوشت چاقی .
ما با افکار خودمون خودمون سرنوشت چاقی رو برای خودمون رقم زدیم .
و اون رو به خدا نسبت دادیم و گفتیم خدا برای ما چاقی خواسته .
در حالیکه ما اینجا یاد گرفتیم سرنوشت ما لاغریه چیزی که خدا برامون نوشته لاغریه .
الگوهای اولیه طبیعت بدن ما لاغریه یعنی تناسب اندامه .
چاقی سرنوشت ما نیست .
این یک نکته و دوم اینکه این سرنوشت چاقی رو خودمون نوشتیم .
خودمون برای خودمون باورهای چاقی رو نوشتیم .
به غذاها قدرت چاقی دادیم .
به رفتارهامون برچسب پرخوری و تنبلی زدیم .
به انداممون برچسب چاقی زدیم .
در نتیجه فقط آنچه نصیب ما شد حس و حال چاقی و متعاقب اون رفتار و اندامی در جهت چاقی بود .
اونقدر به رفتارهامون برچسب چاقی زده بودیم که حتی اگه آبم میخوردیم چاق میشدیم .
آیا این سرنوشیه که خدا رقم زده یا اینو خودمون برای خودمون می نوشتیم به صورت ناآگاهانه .
حالا که به آگاهی رسیدم و فهمیدم خالق سرنوشتم خودم هستم میخوام سرنوشتی رو برای خودم بنویسم که خدای خوبم جسم و ذهن و روحم رو بر مبنای اون قرار داده .
روح من متناسبه .
فرمولهای اصلی ذهن من متناسبن و ورژن اصلی جسم منم متناسبه .
من میخام به ورژن اصلی و ریست از کارخانه خودم برگردم .
بنابراین لازمه تمام برنامه های اضافه رو پاک کنم .
با توجه به لاغری و نشانه های لاغری ایمان به لاغری رو در خودم زیاد و زیادتر می کنم تا با ایمان سرنوشت لاغریم رو برای خودم رقم بزنم و خودم رو همسو با طبیعت ذهن و بدنم کنم .
من خیلی چیزها در این راه یاد گرفتم و خدا دو بابت تک تک لحظاتی که در اختیارم گذاشت تا سرنوشت خودم رو بنویسم شکر می کنم .
استاد من ۱۵ کیلو وزنم کاهش پیدا کرده و الان حدودا ۸۵ کیلو هستم .
میدونم لاغری خیلی راحتتر بازم خودشو بهم نشون میده .
من روی باورهام کار کردم و در این جلسات به نیروی عظیم کاهش وزن خود به خود خودم پی بردم .
نیروی بزرگی که هزاران کیلو از وزن منو از سالهای ابتدای زندگیم تا الان کاهش داده کاهش وزن ۲۰-۳۰ کیلو که براش کاری نداره .
تنها مانعش هم تا حالا خودم بودم که لاغری رو برای خودم سختش کرده بودم و بهش نیازمند شده بودم .
من سرنوشت لاغری رو برای خودم رقم زدم و اندام فعلیم رو خیلی دوست دارم .
البته که میدونم روند کاهش وزن من ادامه داره .
چون من مرتب دارم باورهام رو شناسایی می کنم و در جهت کاهش وزن عالی قدم بر میدارم .
من هیچ اقدام فیزیکی انجام نمیدم فقط روی باورهام نسبت به خودم رفتارهام افکار و باورهام و مواد غذایی کار کردم
و مهمتر از همه اینا روی باورهام نسبت به خدا .
خدا برای من بد نمیخواد زشتی نمیخواد سختی نمیخواد .
خدا برای من راحتی میخواد آرامش میخواد . آسایش میخواد امنیت حس خوب ، لذت بردن و …
وقتی این باورهام رو نسبت به خدا خودم و رفتارهام و مواد غذایی اصلاح کردم کلی از افزایش من پاکسازی شده .
اینها باورهاییه که خودمون در موردش مینویسیم و انتخابش می کنیم و در این انتخاب کاملا آزاد هستیم .
پس آنچه دلمون میخواد و حالمون باهاش خوش میشه رو بنویسیم .
و من تا جاییکه سرنوشت خوب برای خودم نوشتم خیلی موفقیتهای خوبی پیدا کردم .
خدایا شکر