خیلیها بعد از کلی رژیم و ورزش و برگشتن به نقطهی اول، با خودشون میگن: «دیگه کاریش نمیشه کرد، سرنوشتم چاقیه!» 😞
واقعاً قراره تا آخر عمرت توی سرنوشتی زندگی کنی که خودت ننوشتی؟!
🌱 تصور کن یه دفتر سفید جلومونه و یه قلم طلایی توی دستته… میتونی همون اولش بنویسی: “من سرنوشتم رو از نو مینویسم؛ سرنوشتی با سبکبال بودن، اندام متناسب و آرامش درونی.” ✨
شاید چاقی سرنوشت مادرت یا خالهت بوده… اما لزومی نداره سرنوشت تو هم همون باشه. تو میتونی نویسندهی جدید سرنوشت خودت باشی. 🖋️💫
بیایید با هم یاد بگیریم چطور تغییر سرنوشت چاقی با ذهن ممکنه…
سرنوشت چیست
سالهای زیادی از زندگیم با یه سوال بزرگ سپری شد: واقعاً کی سرنوشت منو نوشته؟ 🤔
از بچگی، از معلمها و بزرگترها شنیده بودم که خداوند سرنوشت هر آدمی رو مینویسه و هر چی که خدا بخواد همون میشه.

اما نکته عجیب اینجاست… با اینکه همیشه از خدا میخواستم که سرنوشتم بد نباشه، هیچوقت ازش نخواستم اتفاقات خوب برام بنویسه! 😳
تمرکزم فقط این بود که منو ببخشه، منو عذاب نده، نکشه… نه اینکه بهم شادی بده، نعمت بده، موفقیت بده. این یعنی من سرنوشت رو فقط یهجور محافظت از بلا میدیدم، نه خلق کردن آیندهای روشن! 🚫🌈
این نگرش باعث شده بود که اصلاً به تغییر سرنوشت چاقی فکر نکنم. برام تغییر سرنوشت یه چیز غیرممکن بود؛ چون تو ذهنم نوشته بودن که همهچی از قبل تعیین شده.
اما حالا، وقتی به عقب نگاه میکنم، میفهمم چقدر اون طرز فکر محدودکننده بوده. 😌
امروز میدونم که تغییر سرنوشت چاقی یعنی خودت دست به قلم بشی و اونچیزی رو که میخوای، آگاهانه بنویسی. نه با ترس و التماس، بلکه با ایمان، با آگاهی، با تصمیمگیریهای درست و فکرهای قدرتمند. 🖋️💫

نگرش من درباره تغییر سرنوشت چاقی 🌱
از وقتی که وارد مسیر تناسب فکری شدم و کمکم با قدرت ذهن و قوانین نادیدنی ولی دقیق جهان هستی آشنا شدم، انگار پنجرهای جدید به روم باز شد… پنجرهای رو به آگاهی ✨
فهمیدم چیزی بهنام سرنوشت قطعی وجود نداره! اینکه یه جایی قبلاً برای من نوشته شده باشه که قراره چاق باشم، یا فقیر بمونم، یا زندگیم پر از تنش باشه، فقط یه تصور غلطه.
🌟 تغییر سرنوشت چاقی برای من یعنی درک اینکه آیندهم توی دستهای خودمه. نه در لوحی دور از دسترس، نه در دفتر تقدیر شبهای قدر، بلکه در افکار و رفتارهای روزانهام.
قبلاً فکر میکردم چاقی، سرنوشت منه. فکر میکردم خواست خداست که من این شکلی باشم و کاری ازم برنمیاد.
اما وقتی باورم رو تغییر دادم، سبک فکر کردنم رو عوض کردم، کمکم رفتارم هم فرق کرد و نتیجهاش چی شد؟ من تونستم سرنوشت لاغری رو برای خودم خلق کنم 💪😊
سالها تصور میکردم فقر، امتحان الهیه و باید تحملش کنم تا شاید یه روزی در بهشت راحت باشم. اما حالا میدونم تغییر سرنوشت مالی من از لحظهای شروع شد که طرز فکرم رو درباره پول و لیاقت خودم تغییر دادم.
امروز شرایط مالیم اصلاً قابل مقایسه با چند سال پیش نیست 💰🌟
در مورد ازدواجم هم همینطور بود…
باور داشتم زندگی مشترک سخت و پرتنش، قسمتمه. اما وقتی فهمیدم میتونم به جای جنگیدن با سرنوشت، شروع کنم به بازنویسیش ✍️
آرومآروم نگرشم نسبت به همسرم عوض شد، رفتارم بهتر شد، و به لطف خدا الان توی رابطهای هستم که پر از حس خوب و رشد دوطرفهست 💞
💡 امروز با تمام وجود باور دارم که هرکسی میتونه با آگاهی، تمرین و اراده، دست به تغییر سرنوشت چاقی خودش بزنه؛ چه در جسم، چه در پول، چه در روابط…
سرنوشت، یه مسیر مشخص نیست که ما فقط مجری اون باشیم… بلکه یه داستان بازه، که هر روز با فکرها و انتخابهامون داریم ادامش رو مینویسیم ✨🖋️
واقعیت من درباره تغییر سرنوشت ✨
برای من، تغییر سرنوشت چاقی فقط یک ایده یا شعار نیست… یه حقیقتیه که با پوست و استخونم لمسش کردم. بارها و بارها.
مثالهای زیادی توی زندگیم دارم که نشون میده چطور تونستم از دل محدودیتها، یه دنیای جدید برای خودم بسازم. نه با شانس، نه با معجزه… فقط با تغییر فکر و عملم ✨🧠
امروز با اطمینان میگم:
💡 خداوند هیچ سرنوشت قطعیای برای بندههاش ننوشته.
در عوض، قوانین دقیق و بینقصی رو توی جهان گذاشته که همه — با هر دین، فرهنگ، یا گذشتهای — بتونن با آگاهی و تغییر نگرش، سرنوشت خودشون رو بسازن.
من یاد گرفتم که زندگی طبق سرنوشتی که از بیرون برام نوشته شده، هیچ لذتی نداره.
اما وقتی خودم با دستای خودم سرنوشتم رو نوشتم — همونی که دلم میخواست — یه لذت عجیب وارد زندگیم شد. مثل حس نقاشی کشیدن روی بوم سفید زندگی 🎨
قبلاً فکر میکردم خوشبختی یعنی خونه، ماشین، پول… و چون باورم این بود که فقط بچههای خانوادههای پولدار به اینا میرسن، خودم رو از خوشبختی محروم میدونستم.
اما حالا با گوشت و پوست حس میکنم خوشبختی یعنی تو بتونی خواستههات رو خلق کنی… یعنی از اون چیزی که ساختی، لذت ببری. یعنی بتونی به خودت بگی: “این زندگی منه، و من ساختمش!” 💛

من ارثمو خودم نوشتم ✍️✨
بارها به مادرم میگفتم: «ارث من از بابام چاقیه، کچلیه، ضعف چشم و نداریه… ولی فلانی چی؟ ارثش لاغریه، خونهست، ماشین و رفاه!» 😞
اون موقع فکر میکردم سرنوشت با ارث و ژن و شانس گره خورده؛ و چون نمیتونستم اون ارث رو تغییر بدم، ته دلم یه احساس بیپناهی و بدبختی داشتم.
اما حالا با تمام وجودم باور دارم که من تونستم تغییر سرنوشت چاقی بدم.
💪 چاقی رو به لاغری تبدیل کردم، کوری ذهنی رو به بینایی روشن، و اون چیزهایی که هیچوقت از پدرم به ارث نرسیده بود — مثل امنیت مالی یا آرامش درونی — رو با دستای خودم ساختم و بهشون رسیدم.
🎯 امروز به جرئت میگم: سرنوشت باید از سر نوشته بشه. و هر انسانی می تونه برای تغییر سرنوشت چاقی خودش اقدام کنه.
یعنی اونی که بقیه برات نوشتن، حتی اونی که توی بچگی تو ذهنت کاشته شده، باید پاک بشه. بعدش خودت دست به قلم بشی و:
- ✍️ سرنوشت لاغریات رو بنویسی
- ✍️ سرنوشت مالیات رو خلق کنی
- ✍️ سرنوشت روابطت رو بازتعریف کنی
- ✍️ و حتی سرنوشت ارتباطت با خداوند رو دوباره بسازی
🕊️ خدا این آزادی رو بهمون داده…
ما آزادیم که با تغییر افکار و احساساتمون، سرنوشتی کاملاً جدید و دلخواه خلق کنیم — همونی که با تمام وجود میخوایم توش زندگی کنیم.
فقط یه نکته مهم هست:
🚫 وقت نوشتن سرنوشت جدید، به شرایط فعلیات نگاه نکن.
اگه فقط به وزن الان، حساب بانکی یا رابطهی پرتنشت نگاه کنی، احتمالاً انگیزهات خاموش میشه. باید با چشم دلت ببینی… ببینی که چی میخوای، نه اینکه چی هست.
✨ هر وقت به سرنوشت جدیدت فکر میکنی، با یقین کامل تصور کن که قراره همونو تجربه کنی. چون باور داشتن، نیمی از خلق کردنه.
لذت خلق کردن سرنوشتی که خودت نوشتی، با شکرگزاری برای سرنوشتی که دیگران برات نوشتن، واقعاً از زمین تا آسمونه ☁️💖
باور کن، تو هم میتونی از نو بنویسی… از نو زندگی کنی… و از نو بدرخشی 🌟
🌱 از تغییر افکار تا خلق سرنوشت
چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه است؟
🎯 هر کسی که بخواد واقعاً تغییر سرنوشت چاقی بده، به یه نقطه شروع نیاز داره؛ یه جایی که نهتنها راه رو نشونش بده، بلکه کنارش قدم به قدم حرکت کنه.
برای من، اون نقطهی شروع، آشنایی با دورهی ورود به سرزمین لاغرها بود. جایی که یاد گرفتم چطور با ذهنم کار کنم، چطور افکار اشتباهم رو بشناسم، چطور از چاقی ذهنی عبور کنم و به سمت لاغری پایدار حرکت کنم. 🧠🌱
✨ این دوره فقط درباره لاغری نیست، درباره بازنویسی سرنوشته.
یعنی از دل باورهای قدیمی، یه نسخهی جدید از خودت بسازی — هم از لحاظ جسمی، هم احساسی، هم مالی و هم رابطهای.
وقتی توی این مسیر قرار گرفتم، فهمیدم هیچکس قراره منو نجات نده… این خودمم که باید قدم بردارم، ولی خوشبختانه این مسیر تنها نیست.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» مثل یه چراغ توی تاریکی بود برام… و حالا که مسیر رو پیدا کردم، با قدرت بیشتری ادامه میدم تا تغییر سرنوشت چاقی ام رو همونطور که دلم میخواد، خلق کنم ✨🖋️
🧠 تمرین آموزشی
اگر واقعاً میخوای تغییر سرنوشت بدی، باید از افکار قدیمی دست بکشی و با تمرینهای ذهنی، دیدگاههات رو از نو بسازی. تمرینات این جلسه برای رهایی از باورهای محدودکنندهای طراحی شده که سالها به ما گفتن: “سرنوشت تغییر نمیکنه!” ولی حالا وقتشه که با آگاهی، آستین بالا بزنی و نشون بدی میشه ✨💪
✍️ سوالات تمرینی برای تغییر سرنوشت چاقی 📜
- نگرش فعلی شما درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ این آگاهی را از چه طریق به دست آوردهاید؟
- چه شرایطی را صرفاً بهخاطر اینکه “سرنوشتتان بوده” پذیرفتهاید؟
- آیا تا حالا شرایطی بوده که دیگران گفتند سرنوشتت همینه ولی شما نتیجهای متفاوت خلق کردهاید؟
- در مورد چاقی، چقدر فکر میکردید سرنوشت شما چاقیه؟
- دیدگاهتان درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ چطور سرنوشت لاغری را برای خود مینویسید؟
- بر اساس محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
💬 وقت مشارکت شماست!
حالا نوبت شماست که دست به قلم بشی ✍️ نظرت رو درباره تغییر سرنوشت چاقی و تجربههات رو در بخش دیدگاهها بنویس. یادت باشه، با هر جملهای که مینویسی، داری قدمی به سمت سرنوشت دلخواهت برمیداری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.33 از 87 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
گام ۹۸
سلام استاد گرامی و دوستان همراه عزیز
سرنوشت را از سر بنویسید
معنی کلمه سرنوشت برای من یعنی مسیر زندگی که از قبل تعیین شده که سرنوشت بعضی از آدم هارو خداوند همینجوری به دلخواه خودش بد نوشته برای بعضی ها خوب نوشته ،اگر خوش شانس بوده باشی که خدا بهت رحم کرده و اگر بد شانس باشی ،تا آخر عمرت ،همین زندگیته ،یجورایی باید باهاش بسازی
ولی یه شانس دیگه ای خدا بهت داده ، که هر سال چند شب بری مسجد تا صبح گریه کنی ،قران روی سرت باشه ،اگر خداوند پذیرفت که سرنوشتت عوض میشه🙄 که البته من هیچ وقت این کارو انجام ندادم
پس من پذیرفتم که خدا با من خصومتی داشته که منو در گروه آدم های بدشانس قرار داده و هر اتفاقی برام میفتاد فکر میکردم این سرنوشت منه ،که چاق بودن رو هم یکی از بد شانسی های خودم میدونستم ، همیشه هم به خدا میگفتم ،آخه چرا کلکسیون بدی هارو به من دادی ؟ بنده ی دیگه ای پیدا نکردی ؟ و تمام اون لجبازی هارو از اعماق وجودم با خدا داشتم ،باور کرده بودم خدا ،دشمن منه
** سرنوشت به صورت سناریوی از قبل نوشته شده نیست که من مجبور به بازی کردنش باشم بلکه نتیجه افکار و رفتار من در هر روز زندگی کردنم است ** چقدر این 👉 جمله زندگی منو تغییر داد وقتی که فهمیدم این من هستم که زندگی خودمو میسازم با افکار و اعمال و احساساتم ، چجوری میسازم ؟ همین الان که دارم این مقاله رو میخونم و مینویسم در حال خلق ذهنیت های قویتر هستم که اون ذهنیت های قویتر در من باورهای محکمتری میسازن که این باورهای محکمتر از خودشون انرژی در من تولید میکنن و این انرژی ها در من احساسی بوجود میارن که این احساس منو در فرکانسی مشابه درونیاتم قرار میده ، حالا این نوشتن و کسب آگاهی چه احساسی در من تولید میکنه ؟ حس تناسب ،حس اینکه منهم میتونم لاغر باشم ، پس من در مسیر تناسب بیشتر قرار میگیرم ،چرا ؟ چون توجه من روی لاغر شدنه
قبلا که چاق بودم هم همین روالو انجام میدادم ولی در مسیر چاقی ،یعنی از صبح تا شب به چاقی فکر میکردم ،میترسیدم، همش تو چی بخورم ،چی نخورم بودم و اون افکار در انتها در من حس چاقی و ترسو قویتر میکرد و من در ارتعاش چاقی بیشتر قرار میگرفتم
و این قانون در تمام جنبه های زندگی قابل اجراست ،با تفکر و توجه به فقر ،فقر بیشتر وارد زندگی مون میشه ،با توجه به بیماری ،بیماری و درد و دردسرهای بیشتر
در تمام عمر گذشتم، هر زمان از مادرم دلیل اتفاقیو پرسیدم ، گفت قسمت و سرنوشتت این بوده ، هزاران بار به ما گفته بود که قسمت مادر و دختر شبیه همدیگه ست و من همیشه میترسیدم بخوام شبیه مادرم زندگی کنم 😱 نه اون زمانها و نه الان ،نمیتونم به روش زندگی کردن مادرم حتی فکر کنم و دقیقا مخالف مادرم هستم و من پذیرفته بودم که باید شبیه مادرم باشم
این تفکرات همراه من بود تا ۴ سال پیش که با قوانین جهان هستی آشنا شدم ،مطالبی رو یاد میگرفتم که دقیقا برعکس آموزشی بود که در کودکی دیده بودم ، وقتی اولین بار شنیدم که ما خالق زندگی خودمون هستیم ، نفهمیدم منظورش چیه ،اوایل فقط آگاهی هارو گوش میکردم ،نمیدونستم ذهنم بیشترشو دیلیت میکنه ، به مرور که موندم در محیط آموزش ،انگار جور دیگه ای متوجه میشدم ،هر دفعه کدی در ذهنم باز میشد و من به مدار دیگه ای از درک وارد میشدم ، انقدر برام اون اطلاعات جالب بود که فقط گوش میدادم و ادامه میدادم ،منیکه اونقدر منفی باف بودم و با خدا دشمن بودم ،اونقدر منعطف شده بودم و خودمو در اختیار آموزش قرار دادم
منهم ایام خاصی برام مهم نیست ، نمیدونم چه روزی چه خبره، مثلا امشب رفتیم بیرون ،دوستم گفت امشب محدودیت تردد نداریم ،گفتم چرا مگه چی شده ؟ گفت بخاطر رای دادن ،هیچ محدودیتی نیست ، 🙄 گفت نمیدونستی ،گفتم میدونستم انتخاباته ولی نمیدونستم چه روزیه 😄 یعنی من تا این حد دیس کانکتم 😁 کار و زندگی خودمو انجام میدم ، مثلا امروز جمعه است ،من مثل هر روز اول صبح در حین غذا پختن یک فایل آموزش ذهنی گوش کردم ، الان هم دارم مقاله میخونم و مینویسم ، ساعت ۴ تا ۶ یک کلاس آن لاین آموزش ذهنی دارم ،شب میریم بیرون ،رستورانی یه گردشی و شب مجدد ادامه تمریناتمو خواهم داشت و این روتین زندگی منه
منهم هر روز در دفترم مینویسم ( امروز روز منه ،امروز یک روز فوق العاده است )
دقیقا درسته ،ما وقتی سرنوشت از پیش تعیین شده خودمونو پذیرفتیم ولی دلمون میخواسته به آرزوهامون برسیم و نرسیدیم ، شرایط و جامعه و دیگران ، مقصر تمام نداشته های ما شدند
در مورد ازدواج هم شنیده های خوبی نداشتم ،مدام از مردها بد شنیدم ،مردها بداخلاقن ، پولدار بشن پرو میشن ، خیانت کارن وووو ، توجهم روی بدی های مردها و ازدواج بود ، انتظار داشتم هر چی مرد خوبه بیاد تو مسیر من
آگاهی بینهایته و انتهایی در اون نیست ،هر چقدر بیشتر به ذهن ،خوراک برسونیم ،ذهن آگاه تری خواهیم داشت و در مسیرهای پیشرفت و رشد بالاتری قرار خواهیم گرفت
انتظاراتی که از خودمون داریم ،نشان دهنده نوع تربیت ما بوده ،نتایح زندگیمون ،نشان دهنده درونیات ماست ، در چاقی هم همینطور ، ما مدام شنیدیم که ما ارثی چاق هستیم ، سرنوشت ما چاقی بوده ، ما ریشه ای بی پول هستیم ،ما ارثی فلان بیماری رو داریم ،ما شانس نداریم ازدواج خوبی داشته باشیم وووووو
و ما پذیرفتیم و باور کردیم که چاق باشیم و دقیقا هم چاقیو تجربه کردیم، هر زمان که بهمون گفتن چرا چاقتر شدی ،انداختیم گردن این و اون
سرنوشت ما که همون هایی بود که قبلا تجربه کردیم ، ما قبلا یاد گرفتیم برای داشتن خواسته هامون ،به هر ترفندی دست بزنیم ، دروغ بگیم ، نق بزنیم ،ادای قربانی و مظلوم هارو در بیاریم ، بی تعهد باشیم ووووو اگر سرنوشتمون مارو به جایگاه بالا رسونده بود که باید راضی میبودیم ،اگر هم در دوره ها هستیم یعنی در حال ساخت خود جدید با افکار جدید هستیم ،اینجا دیگه خبری از سرنوشت قبلی نیست ،هر چی هست خودمون هستیم و خلاقیت های جدید
وقتیکه استاد از اول صبح ،توجهشونو روی نوشتن قوانین و جملاته ،استوری ها میذارن ،در حال ارسال انرژی خوب اول به خودشون و بعد به جهان هستن، اون انرژی میچرخه و افرادی که استوری هارو میخونن ،پر میشن از اون حال خوب ،همینطور اون افراد هم اون انرژیو منتقل میکنن به اطرافیان خودشون و بعد از چند ساعت تعداد بیشماری ،حالشون خوب شده ،انرژی از بین نمیره بلکه از صورتی به صورت دیگه تبدیل میشه ،چه خوبه که خودمون به خودمون انرزی مثبت بدیم تا جهان اطرافمون هم لذت ببرن
در کل حالت که خوب باشه ،همه کارات براحتی انجام میشه ، خودبخود در مسیر های بهتری قرار میگیری ، موفقتر خواهی بود و زمان هاییکه حالمون خوب نبوده هم دیدیم که چجوری به بن بست میخوریم ،انگار زمین و زمان چوب لای چرخت میذارن که تو کارات پیشرفت نکنه ،اینهم اثرات انرژی خوب و بده
ممنون برای فایلهای بینظیر
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۹۸ وما نباید به تعطیلات تقویم اینا کاری داشته باشیم باید هر روز دنبال هدفمون باشیم وهر روز یک قدم برداریم برای رسیدن به هدفمون چرا خیلی از افراد فکر میکنند که سرنوشت از قبل تایین شده این به این دلیل نیست که از قبل برای ما مسیری رو مشخص کردن وما مجبوریم در این مسیر باشیم واینجوری زندگی کنیم به این دلیله که ما حرفهائ از گذشتگان مون شنیدیم وداریم با اونها زندگی میکنیم وانتطاریکه از اونها از خودشون از زندگیشون داشتن در ذهنشکل گرفته وما داریم اون چیزیکه در دهن ما شکل دادن تجربه میکنیم وچونکه اون چیزیکه داریم تجربه میکنیم مورد پسند ورصایت ما نیست میگیم سرنوشته سرنوشت ما اینه کاری نمیشه کرد مثلا همه دوست دارن در شرایط مالی خوبی باشن هر چیزی که دوست دارن بخرن هر سفری که دوست دارن برن اما چون در اون شرایط نیستند ونمیدونند که چرا نیستند میگن سرنوشته دیگه ومهم نیست که تو چی دوست داری تو چی میخوای مهم اینکه تو دهنت چه چیزی درباره خواسته هات شکل گرفته ونمیدونی از کجا رقم خورده ومورد رصایت تو نیست میگی سرنوشته درباره چاقیم همین طوره خدامنو چاق افرید سرنوشت من این بوده که چاق باشم وقتی شروع میکنی برای یادگیری زندگی تغییر میکنهدسرنوشت ب چیزیکه دیگران نوشتن بر اساس نطر خودشون بر اساس گفته های خودشون توسط دیگرات ودر شما انتطاری ایجاد میشهدکه دوستشم نداری ومیندازی گردن سرنوشت وخبر نداریم که میتونیم اون چیزیکه دوست دارید برای خودتون در زندگیتون خلق کنید وتمرین امروز سرنوشت خودتو از نو بنویس ومن دارم سرنوشتمو از نو بنویسم وخلاصه ای از اونو براش شما هم مینویسم ودر دفترم مفصل نوشتم اینکه دوست دارم با خدای درونم اشنا بشم باهاش ارتباط داشته باشم باهاش حرف بزنم واونم جوابم بده ومن متوجه بشم که این فکر از طرف خداوندم بوده دوست دارم با خدا مشارکت کنم ودوست دارم گزارشگر خوبی باشم وزیباییهای زندگی ودنیا رو ببینم واصلا هیچ توجهی به بدیها وزشتیها نداشته باشم دوست دارم سالم وسلامت باشم وخدا منو شفا بده دوست دارم که هیچ نیارگزی به دارو نداشته باشم ودیگه از بیماریهام خبری نباشه هیچ کدومشون ودوست دارم ی شعل خوبی داشته باشم با درامد بالا ماهی ۲۰ یا ۳۰ ملیون تومن دوست دارم تو خیاطی پیشرفت کنم تو دارم تو سایت پیشرفت کنم دوست دارم ی ادم ثروتمند باشم که هر چیزی که مییخوامبدون هیچ مشکلی تهیه کنم دوست دارم برای تولد فرزندانم بهترین هدیه ها رو بهشون بدم دوست دارم انقد پول داشته باشم که سفرهای خارجی وداخلی برم دوست دارم ی روابط عتلی با کل خانواده داشته باشم دوست دارم ی خونه بزرگ داشته باشم با تمام امکانات دوست دارم تمام وسایل خونم نو وشیک باشه دوست دارم ی ماشینم بخرم دوست دارم که خوشبخت بشم در دنیا واخرت با تمام اینها عاقبت بخیر میشم
من تمام زمانم رو دارم صرف این دوره ها میکنم هم لاغری با ذهن هم قانون جدب و واقعا لذت میبرم و از خودم راضی هستم .( من از تنها چیزی که لذت میبرم و حالم خوب میشه و احساس خوشحالی میکنم و احساس میکنم دارم از وقتم درست استفاده میکنم همین در مسیر تغییر کردن باشم )
من از وقتی وارد این مسیر شدم دارم لذت میبرم از هر روز زندگیم اما قبلا مثل عموم مردم از خیلی چیزا گله و شکایت میکردم مثلا در زمان انجام کارهای خونه و یا آشپزی و …..ولی حالا به لطف خدا در شرایطی هستم که هر روز هدفم رو دنبال میکنم و هر روز با لذت زندگی میکنم و اصلا کاری به تعطیلات هفته و یا ساعتهای شبانه روز و … ندارم هر روز برای من تعطیل و عالی هست و ایام و روزها و … برام مهم نیستن و کاری ندارم تقویم چه روزی رو برای من مشخص کرده هر روز روز من هست و من جوری از زندگیم لذت میبرم و زمان دارم که هر روز و هر ساعت میتونم با این دوره ها باشم و هیچ اجبار و تکلیفی در کار نیست
خیلیا فکر میکنن سرنوشتشون این هست و سرنوشتی هست که از قبل تعیین شده ؟؟؟
خداوند از قبل برای ما مسیری طراحی نکرده که ما باید از این مسیر بریم ولی چون ما حرفهای گذشتگان رو شنیدیم و داریم با اونها زندگی میکنیم و داریم با اون چیزی که در ذهن ما شکل گرفته زندگی میکنیم و چون اون چیزی رو داریم تجربه میکنیم که مورد پسند ما نیست میگیم کار سرنوشت هست مثلا دوست داریم سفر خوبی رو تجربه کنیم و اما چون اون سفر نیست و نمیدونن چرا نیست میگن سرنوشته و دولت و ترامپ و رکود و .. هست و یا اگر کسی شغل مورد پسندش رو نداره میگه سرنوشته و یا اینکه اگر داره با کسی زندگی میکنه که مورد پسندش نیست میگه سرنوشت .
اما چون ذهن ما مملو از فرمولهایی اشتباه در مورد زندگی مشترک هست مثلا آدم ازدواج کنه گرفتار میشه و یا بد بخت میشه و یا باید به زنت جواب بدی کجا رفتی و چرا رفتی و یا شنیده بودم زنها دنبال پول و طلا هستن و یا اینکه …. و مجموعه ای از این موضوعها در مورد خانم ها در ذهن ما بود و وقتی زندگی مشترک شروع شد چیزی بدتر از اون رو تجربه کردم و همیشه میگفتم چرا ؟؟؟خواسته ات زندگی مشترک با روابط عاشقانه هست و اما کلی باورهای غلط داشتم که باعث شده بود زندگی جهنمی رو تجربه کنیم مهم نیست چی رو دست داری باید ببینی داخل ذهنت چی هست ؟؟و همین باعث شده بود بارها به خدا گله کنم.
ما باید ذهنمون رو برنام ریزی کنیم برای روابط عالی در هر جنبه و هیچ ربطی به سرنوشت نداره
سرنوشت یعنی خودم بلد نیستم چیزی رو خلق کنم و میگیم سرنوشت برای من میخواست و اشکالی هم بر این افراد نیست چون نمیدونستن چرا و یا چطور ؟
من کلی حرفها از پدرم و مادر و خانواده داشتم که باعث شده بود زندگی من رو رقم بزنه و بگم تقصیر من نیست تقصیر سرنوشت من هست .
و اما هر چقدر پیشرفت کنی هنوز بهترش هست چون فکر بهتر هست هر چقدر رشد کنی خواسته های بهتری در شما شکل میگیره .
موضوع سرنوشت رو در ذهن تغییر بدین و دیگران اون رو نوشتن و تحت تاثیر تربیت دیگران انتظاری در ما از رندگی به وجود اومده و چون دوستش نداریم میگیم سرنوشت هست و اما خبر نداریم میتونیم خلق کنیم
عحله کردن ادمها رو شکست میده و باعث میشه خودمون از خودمون شکست بخوریم .
من تا حالا عالی تونستم لاغر بشم و ایده ال بشم اما بعضی مواقع عجله کردن باعث شکست ما میشه در واقع به اون نقطه ی پایانی خودم که سایز ۳۸ و وزن ۵۹ کیلو هست زیاد توجه کردم و باعث شکست من شده اما خوب میدونم در مسیر تغییر کردن و موفقیت باید حواسم باشه از خودم شکست نخورم .
ما باید از چیزی که دیگران به ما یاد دادن فاصله بگیریم یعنی باید خودمون سرنوشت خودمون رو رقم بزنیم .
من با در مسیر بودن و گوش دادن به فایلها هر روز حالم بهتر میشه کلا روزم بهتر میشه هر چند ممکنه نجوا باشه برو فلان جا یا فلان کار رو بکن ولی من حالم با فایل گوش دادن بهتر میشه و در واقع زندگیم میفته روی غلطک و حالم رو بهتر میکنه
من همیشه به دنبال این موضوعها هستم و حالم رو خوب میکنم و احساس خوب رو در جهان گسترش میدم و همین برای همه ی ما خیر و برکت داره و من لدت میبرم اوقات زندکیم صرف این موضوعات میشه .
خدا رو شکر که در این مسیرم . و اوقاتی از روزم رو با حس و حال خوب سپری میکنم (سرنوشت منم قبلا بارها از اطرافیانم شنیده بودم سرنوشت یعنی چیزی که از قبل برای ما مشخص شده و ما هیچ کاری نمیتونیم بکنیم و دیگه زندگی همینی هست که دارم از دنیا تجربه میکنم و این سرنوشت من هست و غیر قابل تغییر هست و حالا که این اگاهی ها رو پیدا میکنم میبینم استاد درست میگن هر جا بر خلاف خواسته ها و سلایق و آرزوهای ما زندگی جلو رفته و چون ما بلد نبودیم اون رو تغییر بدیم و یا چون نمیدونستیم جریان چیه گفتیم این کار سرنوشته ولی هر جا اوضاع بر وفق مراد ما بوده و ما به خواستهی خودمون رسیدیم از این حرفها نبوده و اصلا کاری به سرنوشت نداشتیم اصلا هر جا اوصاع خوب بوده گفتیم خودمون خلقش کردیم و خودم تونستم به وجودش بیارم و هر حا اوضاع بد بوده گردن خدا انداختیم پس هر جا کم اوردیم گفتیم خدا نخواسته و گردن خدا و بقیه عوامل بیرونی گذاشتیم و خودمون رو از زیر بار اون مشکل بیرون اوردیم و مسولیتش رو قبول نکردیم در زمینه ی چاقی و لاعری من این قضیه رو خیلی عالی درک کردم اون زمان که با دوره آشنا نبودم و واقعا برای لاغری زجر و سختی میکشیدم و هیچ لذتی از خوردن و ورزشهای سنگین نمیبردم و فقط جواب یا ثابت بودن یا روند افزایش وزن در هر ماه بود همیشه با حسرت میگفتم خوش به حال لاعرها چه نعمتی دارن هر چی بخوان میخورن و لاغر هم هستن و اما بارها میگفتم منم این طور افریده شدم سرنوشت من هم این طور هست که اضافه وزن داشته باشم و هر چیزی رو نخورم و در سختی باشم و باید بسازم با این مشکل و اما حالا با این دوره ها که خودم تعهد دادم و مسولیت چاقی خودم و لاغری خودم رو قبول کردم چی شد که یهو همه چیز تغییر کرد ؟؟؟؟دیگه خبری از اون زجرها نیست و الان هر چیزی رو که بخوام با لدت میخورم و بسیار اندام ایده ال و خوبی هم دارم و دیگه هیچ حسرتی نسبت به متناسبهای اطرافم ندارم .
تنها دلیلش این هست که دارم از قوانین حاکم بر جهان هستی درست استفاده میکنم و دارم از اگاهی های درست استفاده میکنم و چون دیدم که میتونم خلق کنم و قدرت خلق کنندگی دارم و با قدرت ذهنم اندام رویای برای خودم درست کنم ایمانم به خودم چندین برابر شده که بتونم زندگی رویایی تری رو هم برای خودم درست کنم و واقعا هم قبول دارم هم باور دارم و هم درک کردم که سرنوشتی وجود نداره و ما میتونیم سر نوشت خودمون رو از سر بنویسیم هر وقت هم این کار رو بکنیم اصلا دیر نیست و راه برای ما باز هست تا به مسیر اصلی بر گردیم پس تا نفس هست امید هست و باید برای بهبود خودمون و زندگیمون تلاش کنیم و در مسیر تغییر کردن باشیم و یک زندگی و یک سلامتی و یک جسم عالی رو برای خودمون رقم بزنیم پس من دیگه به سرنوشت هیچ اعتقادی ندارم و هر کس از اطرافیان بگه سرنوشت من این هست من خندم میگیره و میخوام بهش بگم سرنوشتی وجود نداره اگر وجود داشته باشه که عدالت خدا زیر سوال میره و این قدرت اختیار و اراده ی انسان زیر سوال میره پس این رو در ذهن ما کردن و فقط از روی جهالت و نا انی گدشتگان ما به ما گفتن ولی ما نباید قبول کنیم با کمی تفکر و تعقل به این اگاهی ها میرسیم و بیشتر درکشون میکنیم من تا زندم در این مسبر میمونم چون عاشق تغییر کردن هستم و میخوام در تمام جنبه ها تغییر کنم )
سلام فروغ عزیز
چقدر از خوندن نوشته های شما لذت می برم
استمرار و احساس خوب در روند حرکت شما وجود داره که نشان از تعهد و تصمیم قاطع برای تغییر کردنه
نتیجه من همین امروزه و چیزی برای آینده نیست
اگر همین الان که فایل گوش میدم، مینویسم و می خونم به حال خوب می رسم در واقع همین الان نتیجه این تصمیم و عملکرد رو دارم تجربه می کنم
به این شکل نیست که هر روز به هرشکلی شده گوش کنم و بنویسم به امید اینکه روزهای بعد یا چند ماه بعد نتیجه در زندگی من رقم میخوره
هیچ چیز برای آینده نیست
هرچه هست همین الانه
قبلا تصور می کردم که هر روز روی خودم کار میکنم و مثلا شش ماه بعد زندگی من زیر و رو میشه
و این طرز فکر سبب می شد که هر روز به جای توجه به حال خوب اون لحظه همش فکرم روی اینده و نتیجه نهایی مدنظرم باشه
و هیچوقت اون نتیجه نهایی در روز موعود یا زمان مشخصی رقم نخورد
به مرور درک کردم که هر روز که برای حال دل خودم آگاهی مورد علاقم رو مرور کنم و درباره اون بنویسم و حال دلم خوب باشه نتیجه به دست اومده
همین الان که دارم به دیدگاه شما پاسخ می دم برای من احساس خوب ایجاد میکنه و نتیجه همینه در همین لحظه به من داده میشه
حال خوب، نتیجه هر اقدام من باید باشه و حال خوب رو در اینده به ما نمیدن
همین لحظه که اقدام میکنیم به انجام کاری که دوست داریم انجام بدیم نتیجه به ما داده میشه
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
میشه درمورد این موضوع در فایل صبحگاهی بیشتر توضیح بدین ؟
چونکه من دقیقا همین باور رو دارم وبه همین دلیل حالمو خوب نگه میدارم .
قبلا تصور می کردم که هر روز روی خودم کار میکنم و مثلا شش ماه بعد زندگی من زیر و رو میشهو این طرز فکر سبب می شد که هر روز به جای توجه به حال خوب اون لحظه همش فکرم روی اینده و نتیجه نهایی مدنظرم باشهو هیچوقت اون نتیجه نهایی در روز موعود یا زمان مشخصی رقم نخورد
سلام و درود
درباره این موضوع و دیگر موارد مهم در دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن توضیح مفصل داده شده
نشان های دریافت شده
سلام🙂
کلمه سرنوشت برای اکثر ما یه بار منفی داره که انگار توش کلمه اجبار هم هست و بدبختی و بی پولی و سختی و غم و بیماری و…. رو هم با خودش یدک میکشه
یعنی من تا حالا نشنیدم کسی که خوشبخته سالمه پولداره و…بگه سرنوشتم اینطور بوده ولی کسی که رنج و سختی زیاد کشیده در زندگیش میگن سرنوشتش اینطور بوده
منم مثل خیلی از آدمها فکر میکردم سرنوشتم ناراحتی و غصه و سختی و بی انصافی و بی عدالتی و بدشانسی و….است و حتی یادمه یه بار به کسی گفتم اصلا اینکه میگن آدم اختیار داره کلا دروغه همش سرنوشتی هست که برای تک تک ماها نوشته شده و ما اونو پیش میبریم
الان که مدتهاست که این آگاهی رو پیدا کردم که سرنوشت از قبل نوشته شده ای وجود نداره و هرکسی بسته به انتخابها و استفاده از فرصتهایی که براش پیش میاد سرنوشتهای مختلف رو میتونه داشته باشه
باز هم برگشتیم به موضوع اصلی و مهم باورها همون فرمولهایی که ناشی از ورودیهاییکه به ذهنمون دادیم شکل گرفتن حتی در موضوع سرنوشت بارها و بارها شنیدیم که اطرافیان ما گفتن “خدا کنه کسی اقبالش بلند باشه”
یا این ضرب المثل که “پیشونی منو کجا میشونی” یا بارها شنیدم که وقتی از کسی تعریف میکنن که سختی کشیده و همش مریض بوده و بچه هاش خوب نبودن و….گفتن “این بد بخت هم اقبال نداشت “
همه این جملاتی که ما از دیگران شنیدیم به خاطر این بوده که اونا هم همینها رو از اطرافیانشون شنیدن و باور کردن و به ما هم منتقل کردن چون بیشتر از اون نمیدونستن
در ضمن اینکه آگاهی در مورد خودشون به عنوان انسان و خداوند به عنوان خالق هم نداشتن یا اینقدر چرت و پرت وباورهای اشتباه و غلط در مورد خدا داشتن که انتظاری هم بیشتر از این از زندگی نداشتن
وقتی خدا رو به عنوان خدای عذاب دهنده قهار همیشه عصبانی که هدفش از آفریدن انسان امتحان او بوده و دوتا فرشته هم کنار ادم گذاشته که خوبیها و بدیها رو بنویسن که بعدا بازخواست کنه و همه رو از پل صراط که به باریکی مو هست رد کنه و همه رو بیندازه توی اتیش جهنم که هیزمش آدمها هستن و از گوش و دهان سرب مذاب بریزن توی حلق ادمها و به ازای تک تک موهای سرت که بیرون از روسریه آویزونت کنن و….خلاصه این چرت و پرتها خوب انتظار خوبی و مهربانی و لطف و بخشندگی از این خدا نمیره که🤨🤨🤨
وقتی قران رو برای ما فقط درست خوندن کلمات عربی تعریف کردن یا به عنوان محافظ خودت و خونه ات یا جای اونو لب طاقچه و سر سفره هفت سین و سفره عقد دونستن و حتی یه بار یه نفر نیومده یه آیه رو درست برای ما تفسیر کنه براساس اتفاقات اونروز حجاز خب معلومه که ما هم از دین و قرآن فقط مناسک رو بلدیم ظاهری انجام بدیم اونم نه به خاطر اینکه خاصیتش رو میدونیم و به خاطر اثری که در زندگیمون داره انجام میدیم بلکه به خاطر ترس از خدای عذاب دهنده اونا رو فقط از روی عادت انجام میدیم
به قول شما سرنوشت یعنی از” سر” نوشت
یعنی میشه دوباره اونو نوشت 👌👌😍
یعنی میشه با چیزهایی که در سرت هست اونو نوشت 👌👌😍
یعنی وقتی ورودی درست و آگاهی بهتر به سرت بدی اونو هم برات مینویسه👌👌😍
پس با دادن آگاهی بهتر و با شناخت بهتر از خودت به عنوان انسان و شناخت بهتر از خدا به عنوان خالق مهربان و رحیم و کریم و ستار و تواب و رزاق سرنوشت بهتر و زیباتر برای خودت بنویسی که این هست همون اختیاری که به تو داده شده که انتخاب کنی چه چیزی رو وارد ذهنت کنی و به چه چیزی اجازه ورود ندی چون آگاهی که همین ورودیهاست که محتویات ذهنت رو میسازه و همینها رو در زندگیت تجربه میکنی و جز این هرچی بهت گفتن رو بریز دور😏😏
تو از جنس خدایی هستی که خالقه پس تو هم قدرت خلق کنندگی داری و میتونی هر چیزی میخوای رو در زندگیت خلق کنی و چه خوشبختی بالاتر از این👌👌👌🤩🤩🤩
بیا نپذیر که سرنوشتت این بوده که چاق باشی یا فقیر باشی یا مریض باشی یا همواره در استرس و رنج و سختی باشی بیا قبول کن که این کائنات قوانینی داره و اگه طبق قوانین عمل کنی زندگی در این دنیا برات بهشت میشه و لازم نیست دنبال وعده بهشت در اون دنیا باشی👌👌👌🤗🤗🤗
بیا بپذیر که خالقی داری که از رگ گردن به تو نزدیکتره و لازم نیست برای درخواست ازش سرت رو بالا بگیری و در عمق اسمونها دنبالش بگردی👌👌👌🙂🙂
بیا باور کن که خدای تو خیلی بیشتر از تو مشتاقه که تو به خواسته ات برسی چون وقتی تو به خواسته ات برسی جهان رو گسترده تر میکنی و هدف از خلقت تو هم همین بوده پس نیازی به التماس و خواهش و گریه نیست لازم نیست کسی رو واسطه کنی بین خودت و خدای خودت 👌👌👌🤗🤗🤗
لازم نیست فقط توی شبهای قدر سرنوشت یکسالت رو بنویسی هر شب
، شب قدره و هر لحظه تو میتونی با خدای خودت ارتباط برقرار کنی و خواسته ات رو با احساس خوب بهش بگی و مطمئن باشی که او هم همیشه جوابش بله است 😍😍😍🙏🙏
این خدا رو بپرست این خدا برای تو هست خدای کتابها رو بنداز دور خدای شخصی برای خودت بساز چون سطح زندگی تو با سطح شناخت تو از خدا رابطه مستقیم داره 👌👌👌😍😍😍
نشان های دریافت شده
سلام….. باور من از سرنوشتم دقیقا همین چیزی بود که استاد در متن عنوان کردین… من اعتقادم به این بود که در تقدیر و سرنوشتم هیچ کاره هستم، و همه چیز در دست خداس.. اون مینویسه برام و تقدیر میکنه که چه اتفاقاتی برام رخ بده.. مخصوصا شب قدر. تمام امیدم و دعاهام این بود که تقدیرم تو یه سال به دست خدا و امام زمان به بهترین نحو رقم بخوره. و خودمو هیچ کاره میدونستم…. چقدر نگاهم عوض شده از وقتی در مسیر تکامل و سعادت قرار گرفتم. و همه مسولیت زندگیم و سرنوشتم رو خودم به دست گرفتم و عهده دار شدم.. هر چه من بخوام همون میشه. چه خوب وچه بد سرنوشتم رو خودم میسازم. خداوند فقط درخواست منو اجابت میکنه. از بس مهربونه و سریع الجابس… از الان این منم که تعیین میکنم چی بشه و چی نشه. چه اتفاقاتی برام رخ بده و خودم جلو اتفاقات بد رو بگیرم… خدایا شکرت بخاطر این همه هدایت و آگاهی که نصیب و روزی من کردی.. 100روزه منو در مسیر تغییر و بهترشدن قرار دادی. مسیری که ته نداره. هرچی بری جلوتر، به دنبال تغییرات بزرگ تر هستی… منم تا بی انتها ادامه میدم تا برسم به عشق حقیقی خودِ خداوند…. عمرتون بابرکت… یاعلی
نشان های دریافت شده
سلام دوستان
من کلا مثل فصلها هستم همیشه در تغییر و قبلا ناراحت می شدم از خودم و می گفتم چرا من مثل بقیه نرمال نیستم …نگو داشت اتفاقات عالی برام رقم می خورد در مسیر هدایتم به تکامل می رسیدم و در نهایت 😍😅
این دگر من نیستم من نیستم حیف از ان عمری که با من زیستم !
من خالق زندگی خود هستم شااد و ازاد و غرق نعمتم الحمدلله و اگر موانع ذهن نباشد! 🍃🌸تناسب فکری خلق می کنم،لاغری ،فرزند اگاه و ارام و پول و ثروت ،محبوبیت و جذابیت ،دوستان متعالی و عاشق و تفریحات عالی ،روزهای ارام و شاد و قدرت و شجاعت و مهربانی و صمیمیت و عشق بلاشرط در اندیشه خدمت به انسانها خدایا شکرت 🙏🌹
چی کسی تعیین میکنه چه روزی داخل هفته تعطیله ؟دولت یا تقویم یا مردم
من برام مهم نیست امروز چه روزی هست باید به دنبال هدف خودتون باشید و اون رو دنبال کنید و هیچ وقت به دنبال اون ایام ها ی نام گداری شده زندگی نکنید که در تقویم هست نباید برای ما مهم باشه چه روزی هست هر روز روز من هست و اگر کسی فقط یه روز رو تعطیل کرده اون نظر اون شخص هست برای من هر روز میتونه تعطیل باشه (گفته ی استاد چون کسب و کار اینترنتی داره و هیچ محدودیت زمانی و مکانی در کارش نیست ) .
اصلا برای من اجباری نیست که کی کار کنم ؟
چرا ادمها فکر میکنن سرنوشت از قبل تعیین شده ؟خداوند از قبل برای ما مسیری مشخص نکرده که ما مجبوریم از اون راه بریم چون ما صحبتهای گذشتگان رو فهمیدیم خودبه خود در ما خاطراتی شکل گرفته و چون ما داریم طبق اونها زندگی میکنیم و پسند ما هم نیستن پس میشه سرنوشت اما دوست داریم وضعیت مالی خوب داشته باشیم اما چون نیستیم میگیم دولت نمیزاره و ترامپ نمیزاره و چون انسان نمیدونه چرا نمیتونه؟ میگه دیکه سرنوشت ما این بوده .
مثلا همه ی آدم ها روابط عاشقانه رو دوست دارن اما چون ذهن ما مملو از افکار اشتباه هست مثلا وقتی ازدواج کردی گر فتار میشی و یا اینکه زنها فقط دنبال پول و طلا هستن و… مجموعه ای از این افکار برای زندگی مشترک در ذهن من بوده پس زندگی بد تر از این افکار رو من تجربه میکردم و همیشه میگفتم این چه سرنوشتی بود که من دارم(فرمولهای غلط استاد در گذشته از ازدواج و زندگی مشترک ) .
مهم نیست چه چیزی میخوایین مهم این هست در ذهن شما چه افکاری هست اونها زندگی تو رو رقم میزنن و باید اونها رو تغییر بدی تا زندگی تو تغییر بکنه .و اصلا ربطی نداره از اون فرد طلاق بگیری باید خودت رو تغییر بدی اون فرد هم خودش تغییر میکنه .
سرنوشتی برای انسانها از قبل مشخص شده نیست در واقع ما آدم ها
وقتی شونه خالی میکنیم از چیزی که میخواییم و بلد نیستیم بهش برسیم میگیم سرنوشت دیگه و ایرادی هم نیست چون بلد نیستیم و کسی به ما یاد نداده وهمیشه مینداختیم تقصیر سرنوشت .
و حالا در مورد چاقی هم همینطور هست چون فرمولهای ذهنی ما رو چاق میکنن و خودمون خبر نداریم میگیم سرنوشت ما اینطوره ما باید چاق باشیم .
اما هر چقدر ما رشد کنیم در همه ی جنبه های زندگی بازم خواستهای بهتری و زیادتری در ما شکل میگیره.
سرنوشت رو دیگران نوشتن چون بر اساس تحت تربیت بودن دیگران داری زندگی میکنی و چون دوستش نداری میگی سرنوشت ولی خبر نداریم هر چز ی رو که دوست داریم میتونیم خلقش کنیم و ما این توانایی رو به عنوان انسان و اشرف مخلوقات بودن داریم .
آدم ها با عجله شکست میخورن و خودمون با عجله ای که میکنیم باعث شکست خودمون میشیم .پس در لاغری همیشه توجه ما اگر به نقطه ای پایان بشه که باربی بشی و لباس سایز ۳۶ بپوشی و .. باعث شکست تو میشه . نه تنها در لاغری بلکه در هر مسیر موفقیت یا تغییر کردنی به هر جا برسی بازم میشه بهترش کنی و حواستون باشه از خودتون شکست نخورین .
وقتی توجهت رو در اول روز میبری روی موضوعاتی که خودت رو به اصل میبره و میگه خودت سرنوشت رو بساز نه اون چیزی که دیگران یاد ما دادن اینطور حالت خیلی خوب میشه و روزت خیلی عالی میشی و روحیه ات عالی میشه هر چند که منفی باف هست که تو رو ناامید کنه ولی تو گوش نکن و حالت رو بهتر کن و در نهایت کارهات رو غلطک میفته و خدای تو به دنبال این هست که کارهای تو راحت تر انجام بشه پس اگر حالت عالی باشه روزت هم عالی میشه و این تنها سودش برای خودت هست نه هیچ کس دیگه و تو که حالت خوب باشه اطرافیان تو هم حالشون بهتر میشه و باعث گشترش خیر و برکت در جهان میشیم .
من خوشحالم که اوقاتم رو صرف این کار ها میکنم و از تجربه ای ناب استاد استفاده میکنیم
و سرنوشتم رو از سر مینویسم . نمونه استاد عطارروشن که
جسم جدید خودش رو خلق کرده
روابط جدید و عاشقانه با همسرش رو خلق کرده
ثروت جدید در زندگیش رو خلق کرده
شعل دلخواه خودش رو خلق کرده
سلامت دلخواه خودش رو خلق کرده
شادی و ارامش درونی رو برای خودش خلق کرده در حالی که نه مدرکش رو تغییر داده نه شهر محل سکونتش رو تغییر داده نه از کشور خارج شده و نه هیچ کدوم از عوامل بیرونیش مثل دولت و رییس جمهور و اوضاع اقتصادی و مملکت تغییر کرده فقط با تغییر افکارش تونسته زندگی جدیدی
برای خودش خلق کنه و سرنوشت جدیدی به وجود بیاره
سلام به همگی😍
من میخوام سعی کنم هر روز بهترین لحظه ها رو (با کمک خداوند مهربان) برای خودم که صد در صد متصل به خانواده و اطرافیانم هستم رقم بزنم.
چرا که اگه من انرژی الهی داشته باشم..
بقیه هم از این انرژی بهره خواهند برد.
نشان های دریافت شده
سلام استاد وقت بخیر
من سرنوشت خودم را در دست خودم میگیرم وسعی میکنم راه های اشتباه هات گذشته را تکرار نکنم و متوجه شدم ک اصلا چیزی ب عنوان سرنوشت وجود نداره وهمه چیز در ذهن ما وباور ماست ک خلق میشه وبعد ما اونو تجربه میکنیم البته برای عمل کردن ب ان باید تمرکز داشته باشیم ک گول ذهن نخوریم وبدانیم این ما هستیم ک همه چیز را ب زندگی خودمون دعوت میکنیم
استاد ممنونم ب خاطر اضافه شدن دوره سرزمین لاغرها وتمام زحماتی ک برای پیشرفت ما میکشید سپاسگذارم
سلام دوستان . افکار اشتباه رو باید از ذهنمون پاک کنیم .وقتی دوره ی زندگی با طعم خدا رو شرکت میکنی و تمرینات آن رو انجام میدید به این نتیجه زیبا میرسی که هر طور فکر کنی همان طور زندگی میکنی . به اندازهای که ایمان به خدا داری همان قدر از طعمهای خوب لذت میبری .پس تو خود سرنوشت هستی .زندگی تو تحت تاثیر افکار دیگران قرار میگیره و این اراده تو هست که اجازه ورود افکار رو میده .تو میتونی طعم های خوبش رو جدا کنی .به طمعهای بد اجازه ورود ندی .انسان اشرف مخلوقاته .پس لیاقتش خیلی بالاست .به درجاتی برسه که از زندگیش لذت ببره .آرامش رو در آغوش بگیره .خدا یا به خاطر همه آگاهی که به ما میدی ما رو در مسیر درست هدایت میکنی ما رو به مدار بالاتر میرسونی ممنونم .از شما استاد گرامی که همراه همیشگی ما هستید متشکرم