خیلیها بعد از کلی رژیم و ورزش و برگشتن به نقطهی اول، با خودشون میگن: «دیگه کاریش نمیشه کرد، سرنوشتم چاقیه!» 😞
واقعاً قراره تا آخر عمرت توی سرنوشتی زندگی کنی که خودت ننوشتی؟!
🌱 تصور کن یه دفتر سفید جلومونه و یه قلم طلایی توی دستته… میتونی همون اولش بنویسی: “من سرنوشتم رو از نو مینویسم؛ سرنوشتی با سبکبال بودن، اندام متناسب و آرامش درونی.” ✨
شاید چاقی سرنوشت مادرت یا خالهت بوده… اما لزومی نداره سرنوشت تو هم همون باشه. تو میتونی نویسندهی جدید سرنوشت خودت باشی. 🖋️💫
بیایید با هم یاد بگیریم چطور تغییر سرنوشت چاقی با ذهن ممکنه…
سرنوشت چیست
سالهای زیادی از زندگیم با یه سوال بزرگ سپری شد: واقعاً کی سرنوشت منو نوشته؟ 🤔
از بچگی، از معلمها و بزرگترها شنیده بودم که خداوند سرنوشت هر آدمی رو مینویسه و هر چی که خدا بخواد همون میشه.

اما نکته عجیب اینجاست… با اینکه همیشه از خدا میخواستم که سرنوشتم بد نباشه، هیچوقت ازش نخواستم اتفاقات خوب برام بنویسه! 😳
تمرکزم فقط این بود که منو ببخشه، منو عذاب نده، نکشه… نه اینکه بهم شادی بده، نعمت بده، موفقیت بده. این یعنی من سرنوشت رو فقط یهجور محافظت از بلا میدیدم، نه خلق کردن آیندهای روشن! 🚫🌈
این نگرش باعث شده بود که اصلاً به تغییر سرنوشت چاقی فکر نکنم. برام تغییر سرنوشت یه چیز غیرممکن بود؛ چون تو ذهنم نوشته بودن که همهچی از قبل تعیین شده.
اما حالا، وقتی به عقب نگاه میکنم، میفهمم چقدر اون طرز فکر محدودکننده بوده. 😌
امروز میدونم که تغییر سرنوشت چاقی یعنی خودت دست به قلم بشی و اونچیزی رو که میخوای، آگاهانه بنویسی. نه با ترس و التماس، بلکه با ایمان، با آگاهی، با تصمیمگیریهای درست و فکرهای قدرتمند. 🖋️💫

نگرش من درباره تغییر سرنوشت چاقی 🌱
از وقتی که وارد مسیر تناسب فکری شدم و کمکم با قدرت ذهن و قوانین نادیدنی ولی دقیق جهان هستی آشنا شدم، انگار پنجرهای جدید به روم باز شد… پنجرهای رو به آگاهی ✨
فهمیدم چیزی بهنام سرنوشت قطعی وجود نداره! اینکه یه جایی قبلاً برای من نوشته شده باشه که قراره چاق باشم، یا فقیر بمونم، یا زندگیم پر از تنش باشه، فقط یه تصور غلطه.
🌟 تغییر سرنوشت چاقی برای من یعنی درک اینکه آیندهم توی دستهای خودمه. نه در لوحی دور از دسترس، نه در دفتر تقدیر شبهای قدر، بلکه در افکار و رفتارهای روزانهام.
قبلاً فکر میکردم چاقی، سرنوشت منه. فکر میکردم خواست خداست که من این شکلی باشم و کاری ازم برنمیاد.
اما وقتی باورم رو تغییر دادم، سبک فکر کردنم رو عوض کردم، کمکم رفتارم هم فرق کرد و نتیجهاش چی شد؟ من تونستم سرنوشت لاغری رو برای خودم خلق کنم 💪😊
سالها تصور میکردم فقر، امتحان الهیه و باید تحملش کنم تا شاید یه روزی در بهشت راحت باشم. اما حالا میدونم تغییر سرنوشت مالی من از لحظهای شروع شد که طرز فکرم رو درباره پول و لیاقت خودم تغییر دادم.
امروز شرایط مالیم اصلاً قابل مقایسه با چند سال پیش نیست 💰🌟
در مورد ازدواجم هم همینطور بود…
باور داشتم زندگی مشترک سخت و پرتنش، قسمتمه. اما وقتی فهمیدم میتونم به جای جنگیدن با سرنوشت، شروع کنم به بازنویسیش ✍️
آرومآروم نگرشم نسبت به همسرم عوض شد، رفتارم بهتر شد، و به لطف خدا الان توی رابطهای هستم که پر از حس خوب و رشد دوطرفهست 💞
💡 امروز با تمام وجود باور دارم که هرکسی میتونه با آگاهی، تمرین و اراده، دست به تغییر سرنوشت چاقی خودش بزنه؛ چه در جسم، چه در پول، چه در روابط…
سرنوشت، یه مسیر مشخص نیست که ما فقط مجری اون باشیم… بلکه یه داستان بازه، که هر روز با فکرها و انتخابهامون داریم ادامش رو مینویسیم ✨🖋️
واقعیت من درباره تغییر سرنوشت ✨
برای من، تغییر سرنوشت چاقی فقط یک ایده یا شعار نیست… یه حقیقتیه که با پوست و استخونم لمسش کردم. بارها و بارها.
مثالهای زیادی توی زندگیم دارم که نشون میده چطور تونستم از دل محدودیتها، یه دنیای جدید برای خودم بسازم. نه با شانس، نه با معجزه… فقط با تغییر فکر و عملم ✨🧠
امروز با اطمینان میگم:
💡 خداوند هیچ سرنوشت قطعیای برای بندههاش ننوشته.
در عوض، قوانین دقیق و بینقصی رو توی جهان گذاشته که همه — با هر دین، فرهنگ، یا گذشتهای — بتونن با آگاهی و تغییر نگرش، سرنوشت خودشون رو بسازن.
من یاد گرفتم که زندگی طبق سرنوشتی که از بیرون برام نوشته شده، هیچ لذتی نداره.
اما وقتی خودم با دستای خودم سرنوشتم رو نوشتم — همونی که دلم میخواست — یه لذت عجیب وارد زندگیم شد. مثل حس نقاشی کشیدن روی بوم سفید زندگی 🎨
قبلاً فکر میکردم خوشبختی یعنی خونه، ماشین، پول… و چون باورم این بود که فقط بچههای خانوادههای پولدار به اینا میرسن، خودم رو از خوشبختی محروم میدونستم.
اما حالا با گوشت و پوست حس میکنم خوشبختی یعنی تو بتونی خواستههات رو خلق کنی… یعنی از اون چیزی که ساختی، لذت ببری. یعنی بتونی به خودت بگی: “این زندگی منه، و من ساختمش!” 💛

من ارثمو خودم نوشتم ✍️✨
بارها به مادرم میگفتم: «ارث من از بابام چاقیه، کچلیه، ضعف چشم و نداریه… ولی فلانی چی؟ ارثش لاغریه، خونهست، ماشین و رفاه!» 😞
اون موقع فکر میکردم سرنوشت با ارث و ژن و شانس گره خورده؛ و چون نمیتونستم اون ارث رو تغییر بدم، ته دلم یه احساس بیپناهی و بدبختی داشتم.
اما حالا با تمام وجودم باور دارم که من تونستم تغییر سرنوشت چاقی بدم.
💪 چاقی رو به لاغری تبدیل کردم، کوری ذهنی رو به بینایی روشن، و اون چیزهایی که هیچوقت از پدرم به ارث نرسیده بود — مثل امنیت مالی یا آرامش درونی — رو با دستای خودم ساختم و بهشون رسیدم.
🎯 امروز به جرئت میگم: سرنوشت باید از سر نوشته بشه. و هر انسانی می تونه برای تغییر سرنوشت چاقی خودش اقدام کنه.
یعنی اونی که بقیه برات نوشتن، حتی اونی که توی بچگی تو ذهنت کاشته شده، باید پاک بشه. بعدش خودت دست به قلم بشی و:
- ✍️ سرنوشت لاغریات رو بنویسی
- ✍️ سرنوشت مالیات رو خلق کنی
- ✍️ سرنوشت روابطت رو بازتعریف کنی
- ✍️ و حتی سرنوشت ارتباطت با خداوند رو دوباره بسازی
🕊️ خدا این آزادی رو بهمون داده…
ما آزادیم که با تغییر افکار و احساساتمون، سرنوشتی کاملاً جدید و دلخواه خلق کنیم — همونی که با تمام وجود میخوایم توش زندگی کنیم.
فقط یه نکته مهم هست:
🚫 وقت نوشتن سرنوشت جدید، به شرایط فعلیات نگاه نکن.
اگه فقط به وزن الان، حساب بانکی یا رابطهی پرتنشت نگاه کنی، احتمالاً انگیزهات خاموش میشه. باید با چشم دلت ببینی… ببینی که چی میخوای، نه اینکه چی هست.
✨ هر وقت به سرنوشت جدیدت فکر میکنی، با یقین کامل تصور کن که قراره همونو تجربه کنی. چون باور داشتن، نیمی از خلق کردنه.
لذت خلق کردن سرنوشتی که خودت نوشتی، با شکرگزاری برای سرنوشتی که دیگران برات نوشتن، واقعاً از زمین تا آسمونه ☁️💖
باور کن، تو هم میتونی از نو بنویسی… از نو زندگی کنی… و از نو بدرخشی 🌟
🌱 از تغییر افکار تا خلق سرنوشت
چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه است؟
🎯 هر کسی که بخواد واقعاً تغییر سرنوشت چاقی بده، به یه نقطه شروع نیاز داره؛ یه جایی که نهتنها راه رو نشونش بده، بلکه کنارش قدم به قدم حرکت کنه.
برای من، اون نقطهی شروع، آشنایی با دورهی ورود به سرزمین لاغرها بود. جایی که یاد گرفتم چطور با ذهنم کار کنم، چطور افکار اشتباهم رو بشناسم، چطور از چاقی ذهنی عبور کنم و به سمت لاغری پایدار حرکت کنم. 🧠🌱
✨ این دوره فقط درباره لاغری نیست، درباره بازنویسی سرنوشته.
یعنی از دل باورهای قدیمی، یه نسخهی جدید از خودت بسازی — هم از لحاظ جسمی، هم احساسی، هم مالی و هم رابطهای.
وقتی توی این مسیر قرار گرفتم، فهمیدم هیچکس قراره منو نجات نده… این خودمم که باید قدم بردارم، ولی خوشبختانه این مسیر تنها نیست.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» مثل یه چراغ توی تاریکی بود برام… و حالا که مسیر رو پیدا کردم، با قدرت بیشتری ادامه میدم تا تغییر سرنوشت چاقی ام رو همونطور که دلم میخواد، خلق کنم ✨🖋️
🧠 تمرین آموزشی
اگر واقعاً میخوای تغییر سرنوشت بدی، باید از افکار قدیمی دست بکشی و با تمرینهای ذهنی، دیدگاههات رو از نو بسازی. تمرینات این جلسه برای رهایی از باورهای محدودکنندهای طراحی شده که سالها به ما گفتن: “سرنوشت تغییر نمیکنه!” ولی حالا وقتشه که با آگاهی، آستین بالا بزنی و نشون بدی میشه ✨💪
✍️ سوالات تمرینی برای تغییر سرنوشت چاقی 📜
- نگرش فعلی شما درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ این آگاهی را از چه طریق به دست آوردهاید؟
- چه شرایطی را صرفاً بهخاطر اینکه “سرنوشتتان بوده” پذیرفتهاید؟
- آیا تا حالا شرایطی بوده که دیگران گفتند سرنوشتت همینه ولی شما نتیجهای متفاوت خلق کردهاید؟
- در مورد چاقی، چقدر فکر میکردید سرنوشت شما چاقیه؟
- دیدگاهتان درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ چطور سرنوشت لاغری را برای خود مینویسید؟
- بر اساس محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
💬 وقت مشارکت شماست!
حالا نوبت شماست که دست به قلم بشی ✍️ نظرت رو درباره تغییر سرنوشت چاقی و تجربههات رو در بخش دیدگاهها بنویس. یادت باشه، با هر جملهای که مینویسی، داری قدمی به سمت سرنوشت دلخواهت برمیداری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.33 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام ۹۸ :سرنوشت را از سر بنویس
چقدر استاد این گفته تون درست بود که تا الان دیگران سرنوشت مارو رقم زدن چون با استفاده از گفته ها و شنیده هایی که از دیگران شنیدیم یه سری افکار و باور در ما به وجود اومدن که باعث رقم زدن زندگی ما شدن که معمولا این گفته ها و شنیده ها چیزهای مناسبی نبودن و باعث شده که در کل زندگی باب میل مون نداشته باشیم و متأسفانه اینو به خدا نسبت دادیم که خدا سرنوشتم رو اینجوری رقم زده خدا برام اینجوری خواسته این یعنی شک به عدالت خداوند که خدا سرنوشت یه سری آدما رو خوب نوشته که زندگی تجربه کنن که به تمام خواسته هاشون برسن در مقابل یه سری آدم دیگه هرچی تلاش بکن بیشتر تو بدبختی غرق بشن نه اینجوری نیست خداوند شرایط رو برای همه ی انسان ها یکسان فراهم کرده جهان هستی رو با قوانین ثابتی به وجود آورده و سرنوشت مارو به دست خودمون داده و هیچ اجباری در کار نیست که تو باید اینجوری زندگی کنی مگر خدا ظالمه !!!!!! ما انسان ها خودمون انتخاب میکنیم چطوری زندگی کنیم .اینو میتونیم از این متوجه بشیم که خداوند برای هدایت ما پیامبران و امامان رو فرستاده اگر خداوند سرنوشت ما رو رقم میزد دیگه نیازی به رهنما نبود که برای ما بفرسته همه ی ما میدونیم که رسالت امامان و پیامبران این بوده که راه درست و غلط رو به ما نشون بدن و دیگه انسان هاخودشون انتخاب میکنن که راه درست رو انتخاب کنن یا راه غلط رو اگه اجباری بود و سرنوشت ما از قبل تعیین میشد که دیگه راه و مسیر زندگی ما مشخص بود دیگه چه نیازی به راهنما بود که خداوند بخواد مارو راهنمایی بکنه. یا یه مثال دیگه پس چرا خداوند توبه رو قرار داده چرا گفته وقتی که کار اشتباهی کردی میتونی توبه کنی و از راه خودت برگردی ؟ اگر سرنوشت ما این بود خود دیگه نباید راه برگشتی وجود داشته باشه یا خداوند چرا به شیطان اجازه داده که انسان ها رو بتونه با نجواهاش تحت تاثیر بزاره ؟ این کار خداوند یعنی اینکه زندگی انسان ها سراسر از انتخاب که به حرف شیطان گوش بدن یا به حرف خداوند .مسئول صد در صد زندگیمون خودمون هستیم و اصلا نمیتونیم از زیر بار مسئولیت زندگی مون شونه خالی کنیم و اونو به خدا و زمین و آسمون دولت ملت ربط بدیم هر چی هستیم خودمون خواستیم باشیم و هرچی بشیم هم خودمون خواستم که بشیم . دیگه خو دانی
به نام خداوند مهربانم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات سرنوشت را بنویس.
نگرش شما درباره سرنوشت چیست؟ این آگاهی را از چه طریق کسب کرده اید؟
قبلا نگرش من این بود که خداوند از قبل به دنیا آمدن من سرنوشتم را نوشته و من تنها سالی چند شب در شبهای قدر فرصت دارم تا با گریه و دعا و التماس از خدا بخواهم که گناهان من را ببخشد تا خداوند بخاطر گناهان من سرنوشت بدتری برای من ننویسد .
اما از وقتی با قوانین جهان هستی اندکی آشنا شدم و بوسیله سایت تناسب فکری به مسیر درست هدایت شدم .
رفتم و تحقیق کردم و مقالات زیادی خواندم و فهمیدم اصلا چیزی به نام سرنوشت از پیش تعیین شده وجود ندارد و هر انسانی خودش به کمک ابعاد وجودی که خداوند به او عنایت کرده سرنوشت و زندگی خودش را میسازد.
چه مواردی در زندگی شما بوده است که با تصور اینکه سرنوشت شما این است آن شرایط را پذیرفته اید؟
وای عجب سوال قشنگی
خوب خیلی اتفاقات ریز و درشت زیادی در طول عمر من افتاده که من قبلا تصورم این بود که تقدیر من است و راه گریزی از آن ندارم و به اجبار تن به آن میدادم .
همین چاقی را هم سرنوشت خودم میدیدم و همیشه خداوند را مقصر این سرنوشت میدانستم در حالی که با عملکرد و افکار اشتباه خودم چاق شده بودم .
یا عینکی بودنم را تاقبل از عمل لازیک سرنوشت خودم میدونستم در حالی که با مراقبت نکردن درست از چشمانم خودم به آنها آسیب رسانده بودم .
مواردی را شرح دهید که نگرش اطرافیان این بوده که سرنوشت شما این است ولی با اقدام کردن نتیجه متفاوتی کسب کرده اید؟
درباره چاقی ام زیاد پیش آمده که وقتی بعد از تلاشهای زیادی که من انجام میدادم تا لاغر شوم و خوب طبیعتا بعد از رها کردن آن روشها مجددا چاق و یا حتی چاقتر میشدم ؛اطرافیان من با اصرار زیاد تلاش میکردند تا به من حالی کنند این همه تلاش بیهوده نکن برای لاغر شدن تو سرنوشتت و تقدیرت و نوع بدنی که خدا قسمتت کرده این مدلی است که چاق باشد و خیلی اصرار هم داشتند که بابا اصلا و ابدا لاغری بهت نمی آید و زشت میشوی و از قیافه می افتی و پوستت خراب میشود و شبیه معتادها و آدمهای مریض میشوی و کلی با من کلنجار میرفتند تا من را متقاعد کنند که با چاقی خودم مدارا کنم چون خدا خواسته و سرنوشت زندگی من است .
در مورد چاقی چقدر عقیده داشتید که سرنوشت شما چاقی است؟
من چون زیاد در حال تکاپو و تلاشهای سخت و دشوار برای لاغر شدن بودم و هیچ کدام از این تلاشها نتیجه دلخواه من را نمیداد و اطرافیان هم مدام با حرفهایشان تلاش بر این داشتند من چاقی خودم را به عنوان یک سرنوشت خدا دادی قبول کنم واقعا با اینکه عاشق لاغر شدن بودم ولی به اینکه سرنوشت من اینطور چاق رقم خورده باور کرده بودم و بخاطر همین باور اشتباه مدام به خداوند بزرگ و بخشنده ام ، گله و شکایت میکردم که این چه دشمنی است که با من داشته ای و چرا من را چاق خلق کردی چرا فلانی و فلانی غرق در نعمت لاغری هستند و راحت هر چه به هر اندازه و هر ساعتی بخواهند میخورند ولی من بدبخت همش نمیخورم و این همه زجر میکشم و آخرش هم کلی چاقم و چربی و دنبه دارم ،و متاسفانه با تکرار این شکواها در هر بار توجه ام به چاقی های بدنم این باور سرنوشت چاق در من قدرت بیشتری میگرفت.
نگرش خود درباره امکان از سر نوشتن سرنوشت به شکل دلخواه تان را شرح دهید.
خداوند بزرگ بارها در قرآن کریم به این موضوع اشاره کرده اند که هر انسانی خودش سرنوشتش را مینویسد.
حالا تفاوت ما انسانها در چیست؟
همه ما بدنهای مشابه داریم با اجزا و اعضاي مشابه ؛وجه تمایز انسانها از یکدیگر در محتویات و عملکرد ذهنشان است و همین عملکرد های ذهنی که منجر به عملکردهای رفتاری میشوند باعث میشوند نا سرنوشت ما شکل بگیرد .
اگر کسی مثل من تا به حال چاق بوده و گمان میکرده این سرنوشت تغییر ناپذیر است و فقط باید تحمل کرد سخت در اشتباه است .
میشود خیلی راحت و بدون تحمل فشار و رنج با یادگیری اصول ذهنی صحیح لاغری ،لاغر شد و سرنوشت لاغری را برای خودمان رقم بزنیم و الگویی باشیم برای همه چاقها تا آنها هم با تغییر محتویات ذهنی و عملکرد رفتاریشان لاغری را زندگی کنند .انشالله .
عقیده شما درباره نوشتن دوباره سرنوشت جسمی چیست؟
جسم ما امانت و هدیه ای گرانبها است از سوی پروردگار عرش اعلا به ما تا با این جسم در روی زمین به بهترین حالات ممکن زندگی کنیم و لذت ببریم و سرنوشت زیبایی را برای خودمان رقم بزنیم .
اینطور نیست که خداوند برای این جسم به صورت پیش فرض یک سرنوشت مشخص کرده باشد چون اگر چنین چیزی بود عدل خداوند زیر سوال میرفت و اگر چنین چیزی بود چطور پس ما توانسته ایم بارها لاغر شویم و سرنوشتمان را حتی برای مدتی کوتاه تغییر دهیم !!!؟؟؟
همین موضوع میتواند به راحتی مشخص کند که هیچ سرنوشت جسمی از پیش تعیین شده ای برای ما تحمیل نشده و ما هر حالت جسمی را تجربه میکنیم در اصل خودمان آن حالت جسمی را با افکار و رفتارمان خلق کرده ایم .
چگونه سرنوشت خود را به لاغری تغییر میدهید؟ شرح دهید.
من با رد باور سرنوشت من چاقی است به راحتی با نیرو گرفتن ار خدای نیرومندم سرنوشت لاغری خودم را کشف و خلق میکنم انشالله .
من با یادگیری اصولی لاغری با ذهن محتویات ذهنی ام را اصلاح میکنم تا عملکردم اصلاح شود و من دیگر چه بخواهم چه نخواهم لاغر میشوم .
من از بودن در زندگی لاغر خودم لذت میبرم و این همان سرنوشت دلنشینی است که با کمک خدای مهربانم برای الباقی زندگی ام مینویسم و آن را اجرایی میکنم انشالله .
خدای مهربانم از تو سپاسگزارم که به من اختیار دادی و فرصت دادی تا سرنوشت خودم را دوباره نویسی کنم و از زندگی چاق به لاغر سرنوشتم را تغییر دهم الهی شکرت
استاد سپاسگزارم برای هدایت امروز شاد و موفق باشید
الهی به امید تو
به نام خداوند واحدم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
سرنوشت من
خداوند بزرگ در قرآن کریم میفرمایند :
“خداوند سرنوشت هیچ قوم (هیچکسی) را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!”
در این آیه به زیبایی و صراحت بیان شده است که هر انسانی برای اینکه سرنوشت و مسیر زندگی اش تغییر کند، باید باورها و نگرشهایش را اصلاح کند.
و به وضوح در این آیه مشخص است ،که هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای ،برای انسان نیست .
و هر کس خودش تقدیرش را با افکار و رفتارش رقم میزند .
من هم در گذشته به سرنوشت از پیش تعیین شده ،اندکی اعتقاد داشتم .مخصوصا به چشم زخم و سحر و جادو ؛
اما اکنون به لطف هدایت پروردگار هادی ام نگرشها و باورهای من در حال اصلاح شدن هستند و من در مسیری توحیدی قرار گرفته ام .
باورهای اشتباهی که در ذهن ما هستند و نقش ترمز های ذهنی ما در مسیر موفقیت را دارند، متاسفانه درست در زمان ناراحتی و درماندگی ما خودشان را بیشتر نشان میدهند. و باعث گمراه تر شدن ما میشوند .
مثلا وقتی در ذهنمان به چشم زخم اعتقاد داریم ،در زندگیمان مدام اتفاقاتی را تجربه میکنیم، که این باور را در درون ما قویتر میکند و دیگر به جایی میرسیم که از ریسمان سیاه و سفید هم میترسیم .
و ما هر چه این باور را قدرتمند تر میکنیم و فرکانسهای بیشتری به جهان هستی ساتع میکنیم .بیشتر چشم میخوریم و بیشتر در رنج و عذاب گرفتار میشویم .
در اصل ما با این کار داریم، به چشم زخم قدرت میدهیم و چشم زخم را خدای خود میبینیم و شرک میکنیم .
بگذارید بیشتر توضیح دهم
پرستش یعنی قدرت دادن به باورهای ذهنیمان و ما به هر باوری در ذهنمان قدرت بدهیم، در اصل انگار داریم آن را خدای خودمان تصور میکنیم.چون در دیدگاه توحیدی ما تنها خداوند قادر مطلق است و ما با قدرت دادن به آن باورها گویا داریم شرک میکنیم .
و دقیقا با قدرت دادن به مثلا چشم زخم ما داریم قدرت را از خداوند میگیریم و به یک باور اشتباه میدهیم .و این شروع همه بدبختی های ماست .
چرا که وقتی مشرک باشیم وقتی نگاه توحیدی نداشته باشیم ما با دست خودمان داریم نعمتهای خوب خداوند را پس میزنیم .و خدای درون خودمان را محدود میکنیم .
وقتی در نمازمان میگوییم خدایا ما تنها تو را میپرستیم و از تو یاری میجوییم یعنی :”فقط خدایا ما به تو قدرت میدهیم و از تو درخواست یاری و کمک داریم چون تو خدای قادر و توانای ما هستی”
توحیدی بودن یعنی قدرت ندادن به عوامل بیرونی
مثلا :اگر من باور داشته باشم که کسی بخاطر موقعیت اجتماعی اش یا جایگاهش میتواند به من ضرر بزند ،من به آن فرد قدرت داده ام و دچار شرک شده ام .
چون برای آن فرد ویژگی خدایی متصور شده ام .و فراموش کرده ام تنها کسی که میتواند مرا به عرش یا فرش برساند خداوند متعال است؛ آن هم نه از روی سرنوشت از پیش تعیین شده بلکه بر اساس درونیات خودم .
وقتی برای خودمان هدفی تعیین میکنیم ،باید تمرکز و توجه خودمان را روی آن خواسته قرار دهیم و اجازه ندهیم ،عوامل بیرونی و ورودی های نامناسب باعث گمراه شدن ما شوند .
ما باید به پذیرش حالت فعلی خودمان راضی باشیم و با لذت زندگی کنیم و با شرایط موجودمان نباید وارد جنگ شویم چون ما خودمان بر طبق عدل الهی با افکار و رفتارمان این وضعیت فعلی را برای خودمان رقم زده ایم و اگر با این وضعیت موجود وارد جنگ شویم یعنی ما با عدل الهی در جنگ هستیم و این هم یک کفر است .
و هنگام جنگ و مقاومت کلیه درهای نعمت به روی ما بسته میشود و در هنگام تسلیم است که ما در حالت پذیرش قرار میگیریم و میتوانیم رحمت خداوند را به شکل افراد و شرایط و ایده ها و… و…. دریافت کنیم.
من خوب میدانم که خداوند صاحب و مالک و فرمانروای همه چیز است.و همه چیز در ید قدرت پروردگار من است .
پس من به هیچ چیز و هیچ کس قدرت نمیدهم و برای پروردگار یکتایم شریک قائل نمیشوم.
اگر در جایی کسی یا چیزی سبب حل مشکل من بشود من آن را دست امداد خداوند میبینم و آن شخص را بت خود نمیکنم
برای تغییر سرنوشتم درونیات من باید تغییر کند و این کار مستلزم صرف وقت است و من تلاش میکنم تا درونیاتم را به بهترین حالت ممکن تغییر دهم تا زندگیه عالی تری را تجربه کنم انشالله.
بار پروردگارا از تو سپاسگزارم که در هر حال و در هر لحظه در درون من جریان داری
استاد سپاسگزارم برای آگاهی امروز
الهی به امید تو
سلام استاد
خدایا شکرت درتاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۰۵ توانستم گام ۹۸ سرنوشت را ار سر بنویس را گوش دهم
استاد این کلمه سرنوشت خودش خیلی مفهوم داره یعنی از سرت (مغزت – افکارت ) شروع کن و سناریوی زندگیت را خودت بنویس و دیگران نمیتوانند دراین کار دخالت کنند چقدر ما ازاین کلمه غافل بودیم که فکر میکردیم خداوند تا پایان عمر ما سرنوشت و آینده ما را نوشته و قابل تغییر نیست
اگر ما با افکار مثبت زندگی را نوشتیم سرنوشت ما هرروز پیشرفت است و اگر با افکار منفی ان را پرکردیم یعنی ما سرنوشت خوبی نخواهیم داشت همه چیز برمیگرده به سرو مغز خودمان که اصلا باور نمیکردیم این خودم هستم که با افکارم زندگیم را رقم میزنم چون خداوند درقرآن فرمودند ما انسان را با اختیار آفریدم نه جبر و غریزه یعنی در آن دنیا اگر از خداوند گله کنیم که چرا فلانی دراین دنیا خوب زندگی کرده و من نه خداوند میگوید خودت با مغزت سرنوشت خودت را رقم زدی و کسی مقصر نیست و این یعنی خداوند عادل ومهربان و خداوند میگوید دردنیا هرچه به موفق مراد بود خودت کردی و هرچه باب میل خودت نبود و مورد پسند واقع نشد به خداوند نسبت دادی پس تا دیر نشده نگرش خود را اصلاح کنیم تا سرنوشت ما درست رقم بخورد و چی از این بهتر که من میدانم که اخلاق و روحیات خودم چگونه است و براساس آن برنامه ریزی کنم تا شکست نخورم
نگرش شما درباره سرنوشت چیست؟ این آگاهی را از چه طریق کسب کرده اید؟ قبلا مثل بقیه فکر میکردم ولی درکتابی خواندم و الان هم یادآوری شد سرنوشت هرفرد دست خودش است که بد بنویسد یا خوب
چه مواردی در زندگی شما بوده است که با تصور اینکه سرنوشت شما این است آن شرایط را پذیرفته اید؟ شرایط تعویض کردن منزل و خریدن باغ چون من پول ندارم و نمیتوانم بخرم پس سرنوشت من این است که آن را نداشته باشم
مواردی را شرح دهید که نگرش اطرافیان این بوده که سرنوشت شما این است ولی با اقدام کردن نتیجه متفاوتی کسب کرده اید؟ درس خواندن تا مقطع ارشد همه میگفتند چون ۴ بچه داری و کارمندی سرنوشت تواینه که بیشتر نخوانی و تا مقطع دیپلم بسه حالا هم که سرکار هستی اصلا لازم نیست ادامه بدهی و سختی بکشی
در مورد چاقی چقدر عقیده داشتید که سرنوشت شما چاقی است؟ 100% چون اصلا یک درصد هم فکر نمیکردم که من از ذهنم چاق شدم و آن را ارثی میدانستم
نگرش خود درباره امکان از سر نوشتن سرنوشت به شکل دلخواه تان را شرح دهید. ما میتوانیم هرروز با نوشتن سرنوشت خودمان درمغز ان را به وجود بیاوریم و با خیلی وقت است که دیگر زندگیم را با اراده شخصی جلو نمیبرم و به خداوند واگذار کردم و چون به خداوند ابتدا ایمان و بعد اعتماد دارم به آرامش درونی خوبی هم رسیدم
عقیده شما درباره نوشتن دوباره سرنوشت جسمی چیست؟ چگونه سرنوشت خود را به لاغری تغییر میدهید؟ شرح دهید. ما سرنوشت جسمی را باید از ابتدا با نوشتن سرنوشت ذهنی شروع کنیم تا درجسم به وجود بیاید . من با آگاهیهای زیاد از لاغری با ذهن برای لاغری سرنوشت چاقی را ازذهن به سرنوشت لاغری تغییر میدهم
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. نوشتن سرنوشت دقیقا دست خودمان است که با اشتیاق و احساس خوب بتوانیم آرزوهای خودمان را خلق کنیم چون شما دریک فایلی گفتید احساس کم کم تبدیل به جسم میشود و این یعنی آرزوی لاغری را با احساس خوب کم کم به جسم متناسب تبدیل میکنیم
خداوند هرگز سرنوشت انسان ها را نمی نویسدبلکه این خود ما هستیم که سرنوشت خودمان را با افکار مثبت یا منفی درمغزمان که همان سر خودمان است رقم میزنیم و با دادن احساس خوب یا بد آنها را به جسم تبدیل و درزندگی روزمره به کار میبریم .
سلام و درود .
نوشتن سرنوشت هرکسی دست خودشه .
اما سرنوشتی که خدا برای هر کدوم از ما نوشته و خیلیها بهش اعتقاد دارند در معنای اشتباه خودشه .
سرنوشتی که خدا برامون در نظر گرفته ورژن بالایی هست و نشانه اش قابلیتهاییه که در وجود ما قرار داده .
خداوند مارو برای چیزهای خوب برنامه ریزی کرده اما ما با برچسب اشتباه به خدا سرنوشتهای خرابی که خودمون برای خودمون نوشتیم رو به خدا نسبت دادیم و گفتیم خدا خواسته ما فلان بشیم . خدا خواسته ما بهمان بشیم در حالیکه این سرنوشتها رو خودمون نوشتیم .
درست مثل سرنوشت چاقی .
ما با افکار خودمون خودمون سرنوشت چاقی رو برای خودمون رقم زدیم .
و اون رو به خدا نسبت دادیم و گفتیم خدا برای ما چاقی خواسته .
در حالیکه ما اینجا یاد گرفتیم سرنوشت ما لاغریه چیزی که خدا برامون نوشته لاغریه .
الگوهای اولیه طبیعت بدن ما لاغریه یعنی تناسب اندامه .
چاقی سرنوشت ما نیست .
این یک نکته و دوم اینکه این سرنوشت چاقی رو خودمون نوشتیم .
خودمون برای خودمون باورهای چاقی رو نوشتیم .
به غذاها قدرت چاقی دادیم .
به رفتارهامون برچسب پرخوری و تنبلی زدیم .
به انداممون برچسب چاقی زدیم .
در نتیجه فقط آنچه نصیب ما شد حس و حال چاقی و متعاقب اون رفتار و اندامی در جهت چاقی بود .
اونقدر به رفتارهامون برچسب چاقی زده بودیم که حتی اگه آبم میخوردیم چاق میشدیم .
آیا این سرنوشیه که خدا رقم زده یا اینو خودمون برای خودمون می نوشتیم به صورت ناآگاهانه .
حالا که به آگاهی رسیدم و فهمیدم خالق سرنوشتم خودم هستم میخوام سرنوشتی رو برای خودم بنویسم که خدای خوبم جسم و ذهن و روحم رو بر مبنای اون قرار داده .
روح من متناسبه .
فرمولهای اصلی ذهن من متناسبن و ورژن اصلی جسم منم متناسبه .
من میخام به ورژن اصلی و ریست از کارخانه خودم برگردم .
بنابراین لازمه تمام برنامه های اضافه رو پاک کنم .
با توجه به لاغری و نشانه های لاغری ایمان به لاغری رو در خودم زیاد و زیادتر می کنم تا با ایمان سرنوشت لاغریم رو برای خودم رقم بزنم و خودم رو همسو با طبیعت ذهن و بدنم کنم .
من خیلی چیزها در این راه یاد گرفتم و خدا دو بابت تک تک لحظاتی که در اختیارم گذاشت تا سرنوشت خودم رو بنویسم شکر می کنم .
استاد من ۱۵ کیلو وزنم کاهش پیدا کرده و الان حدودا ۸۵ کیلو هستم .
میدونم لاغری خیلی راحتتر بازم خودشو بهم نشون میده .
من روی باورهام کار کردم و در این جلسات به نیروی عظیم کاهش وزن خود به خود خودم پی بردم .
نیروی بزرگی که هزاران کیلو از وزن منو از سالهای ابتدای زندگیم تا الان کاهش داده کاهش وزن ۲۰-۳۰ کیلو که براش کاری نداره .
تنها مانعش هم تا حالا خودم بودم که لاغری رو برای خودم سختش کرده بودم و بهش نیازمند شده بودم .
من سرنوشت لاغری رو برای خودم رقم زدم و اندام فعلیم رو خیلی دوست دارم .
البته که میدونم روند کاهش وزن من ادامه داره .
چون من مرتب دارم باورهام رو شناسایی می کنم و در جهت کاهش وزن عالی قدم بر میدارم .
من هیچ اقدام فیزیکی انجام نمیدم فقط روی باورهام نسبت به خودم رفتارهام افکار و باورهام و مواد غذایی کار کردم
و مهمتر از همه اینا روی باورهام نسبت به خدا .
خدا برای من بد نمیخواد زشتی نمیخواد سختی نمیخواد .
خدا برای من راحتی میخواد آرامش میخواد . آسایش میخواد امنیت حس خوب ، لذت بردن و …
وقتی این باورهام رو نسبت به خدا خودم و رفتارهام و مواد غذایی اصلاح کردم کلی از افزایش من پاکسازی شده .
اینها باورهاییه که خودمون در موردش مینویسیم و انتخابش می کنیم و در این انتخاب کاملا آزاد هستیم .
پس آنچه دلمون میخواد و حالمون باهاش خوش میشه رو بنویسیم .
و من تا جاییکه سرنوشت خوب برای خودم نوشتم خیلی موفقیتهای خوبی پیدا کردم .
خدایا شکر
“ به نام خداوندی که اختیار زندگی ام را به خودم سپرد”
درود به دوستان هم مسیر و استاد آگاهی دهنده ؛
گام نود و هشتم : سر نوشت را از سر بنویس.
خدای خوبی ها و مهربانی ها ،همیشه و در همه حال سپاسگزار تو هستم و از تو ممنونم که امروز ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ مرا یاری دادی تا گام نود و هشتم را بردارم ،سپاس.
الان که به قبلا خودم فکر می کنم انگار که من نبوده ام یا سال های زیادی از مریم قبلی فاصله دارم و این عجیب و تعجب آور است برای من .واقعا در این سال ها با چه باورها و افکار پوچ و بیهوده ای زندگی را سپری می کردم و در حال ساختن آن بودم. افکاری مانند اینکه خداوند قبل از به دنیا آمدن ما سرنوشت ما را نوشته است و آن را تعیین کرده است که زندگی ما چگونه باید باشد.البته من با مطالعات قبلی خود نیز به این موضوع پی برده بودم که سرنوشت انسان تا حدود زیادی در اختیار خود اوست.هر وقت به این موضوع بر می خوردم که خداوند زندگی ما را هم به جبر و هم به اختیار آفریده است خوب متوجه نمی شدم البته قسمت اختیار آن را . اما الان و اکنون به این آگاهی رسیده ام که شاید تولد و به دنیا آمدن ما به جبر باشد اما نوع و طرز زندگی کردن از یک سن به بعد در دست خود ما می باشد و این خود ما هستیم که با چگونه وقت و روز خود را گذراندن مسیر زندگی خود را مشخص می کنیم نه اینکه خداوند بزرگ آن را برای ما رقم زده است یا مشخص کرده باشد.
نکته : سرنوشت به صورت سناریویی از قبل نوشته شده نیست که من مجبور به بازی کردنش باشم ، بلکه نتیجه ی افکار و رفتار من در هر روز زندگی کردنم است.
امروز به این یقین رسیده ام که خداوند برای هیچ بنده ای سرنوشتی را از قبل تعیین نکرده است .
اگر به این نکته توجه کنیم که اگر خداوند از قبل سرنوشت من و شما را نوشته است پس دیگر واقعا چه نیازی به خلقت و آفرینش انسان هایی با سرنوشت از قبل تعیین شده بود و چه هدفی پشت آن می توانست باشد ؟! پس با کمی فکر و دقت به همین سوال ما می توانیم به این موضوع پی ببریم که خداوند اختیار زندگی ما را به خود ما سپرده است تا نوع زندگی کردن را از دید هر انسان و فردی بسنجد و آفریده ی خود را بنگرد که چگونه از این نعمت بی نظیر و بزرگ زندگی که به او عطا کرده است استفاده می کند .آیا با نوع و روش زندگی خود به شناخت خود و سپس شناخت آفریدگار خود خواهد رسید یا تنها با گذراندن هر روز از زندگی خود ، خود و زندگی اش را رو به تباهی و نابودی می کشاند؟! خداوند عزوجل منبع خیر و خوبی است و هیچ گونه دشمنی با انسان آفریده ی خود ندارد و او را بسیار هم دوست دارد و مورد لطف و رحمت خود قرار می دهد همان طور که من و شما دوستان همراه را در زندگی خود ، بارها و بارها مورد لطف و رحمت قرار داده است اگر خوب بنگریم .به نظر من هم این گفته ی استاد بسیار درست است که ما انسان ها با این گونه باورها و افکار که خداوند سرنوشت ما را از قبل نوشته است و یا خداوند نخواسته است و یا خداوند نمی خواهد در واقع می خواهیم کاستی و کاهلی خود را به پای خواست خداوند بنویسیم و با این کار از زیر بار مسئولیت زندگی خود شانه خالی کنیم.
نکته : زندگی کردن بر اساس سرنوشت هیچ لذتی ندارد ، بلکه تجربه کردن سرنوشتی که خودت می سازی بسیار لذت بخش است .
نکته : خوشبختی به معنای تجربه کردن خواسته هایی است که دوست داری در زندگی داشته باشی و آنها را در زندگی ات خلق می کنی .
من از این جمله که هر روز ، روز من است بسیار خوشم آمد و از گفتن و نوشتن آن انرژی و حس بسیار خوبی می گیرم .هر روز روز من است یعنی اینکه گذشته را فراموش کن و از آینده نترس و تنها به امروز فکر کن و از آن لذت ببر و هر کاری که به تو حس خوب و آرامش می دهد را انجام بده و در انجام کارها به خداوند توکل کن و با این کار دیگر مهم نیست که آن روز چه روزی است ، اول یا آخر هفته است ، تعطیل است یا نه و … . خداوند مهربان ، برای ما این امکان را قرار داده است تا سرنوشت خود را آنگونه که دوست داریم بنویسیم و از خلق کردن سرنوشت خود لذت ببریم و سپاسگزار باشیم .
نکته : سرنوشت را باید از سر نوشت .
من می خواهم که سرنوشت لاغری ام را بنویسم ، سرنوشت مالی ام را بنویسم ، سرنوشت روابط ام را بنویسم و سرنوشت ارتباط و ایمان به خداوند را بنویسم .
نکته : لذت سپاسگزاری خلق کردن سرنوشتی که خودت می نویسی با لذت شکرگزاری برای سرنوشتی که خداوند برایت نوشته است از زمین تا آسمان تفاوت دارد .
همراهان عزیز بیایید از امروز سرنوشت خود را به زیباترین و بهترین شکل بنویسیم .
“ یا حق ”
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد وهمسیران سرنوشت سازه زندگی دوباره
با توجه به خودم از وفتی یاد دارم بخاطر چاقی خودم کناهکار میدونستم به جهت خودرن زیاد موادغذایی شایید میلیونها بار در طی این همه سال که خوردن رو عامل چاقی میدونستم
هر بار از خدا دارخواستداشتم اکه دوباره به دنیا میامد دیگه استباهات این زندگی رو تکرار نمیکردم چرا ؟
مگه خدا رفتگان به دیار باقی رو برگشت به دنیا داده که من ابن تصور داشتم
جون این سرنوشت خودم میدونستم که باید طی بشه وهیچ گونه جای گله وشکایت نداره باید فقط تحمل کنی ودم نزنی تا عمرت به پایان برسه این یی باوره اشتباه دیگه از باورهای غلط بود که من داشتم دیگاه دبگرا ن ونظر دیگران افکار دیکران رو برای خودم سرنوشت میدوستم ولی حالاقبولش ندارم این من هستم که باید سرنوشتم رقم بزنم نه دیگران
من هستم که جواب گویی این گونه زندگی کردن در محضر خداوند مهرابان باید پاسخ بدم چطور از عمریی که خداوند عزیز در اختیارم فرا داه استفاده کردم خوب اون زمان خواهم گفت دیگران سرنوشتم رقم زدن خودم من چی پس من چکاره بودم اونها که خودشون سرنوشته خود شون گذرندن من دوباره متو لد سدم وتوی این تولد نمیخوام همرام گلی افکاروباور اندیشه مشکل دا داشته باشه میخوام ازاد رها فکر درک درست واندشیه کامل فهم بالا باقی مونده عمر عطا شدم با خودم طی کنم این سالهای که خداوند به من عطا کرده شاید نمدونم چندین سال هیت رو بهشکلی زندگی کنم که دوست داشتم باشه حالا خودم اون می سارمش اخه چه حیه خوبی خودم می سازمش تو تغییر باید اگاهنه هم فکر وهم عمل کنی حای اشتباه خیلی کم کنی اگه قبول داری اگاهی کسب کردی باید با اونسرنوشتی که دیگران برات ساختن فرق کلب داشته باشه
با شروع این مسیر کم کم اگاهی در باره زندگی وچگونگی تغییر توهر جنبه رو یاد گرفتم شاید تو این بخشی که هستم به نظرم کامل باشه ولی در اینده با گذشتن از دورها نتیجه پخته تر میشه ولی حالا درنظرم درست درک کردم فهمیدم نه اره نه این من هستم که سرنوشتم رقم میزنم خداوند خداوند حق انتخاب داده این ماهستیم که چگونگی شو تعیین میگنیم که خوب ویا بد زندگی کنیم بسته به درک وفهم هر نفر تاثیر محیط که در نظر دیگران بسیار با اهمیت هست من قبول ندارم چون توی این سالهای افرادی رو دیدیم که بسیار موفق عمل کردن تولید کننده شدن افرادزیادی رو در شرکت وکارخانه هایشان مشغول به کار کردن
در کشورهای دیگه د حال رفت وامد هستن دائم به کسترش فعالیتوش اضافه میکنن از دید دیگران که این افراد رو نمی شناسن انها در شهرهای بزگ به این موفقیت رسیدن ولی نه من چند نفر رو از اقوام داریم که تو روستا بودن وابن همه موفقیت رو بدست اوردن وهمین مسلئه برعکس هم داشته افردی از همین اقوام اطرف خودم توشهر بودن تو محیط خوبی بودن ولی اصلا هیچ گونه موفقیتی نداشتن چه مال وهر جنبه دیگه وحی ناله حی اه گه چرا نمیتونن موفق بشن میحط تو هر زمینه حواب گو نیست تا طرف خودش نخواد از بودن تواون محیط کمال استفاده کنه چرا
چون اگاهی فکردی ودرک درستی نداره از چگونی تغییر زندگی خودش فقز عامل بیرونی رودخیل میدونه نه عامل درونی رو تو درک کردن ودرست فکر کردن
باید حواسم باشه تو مسیر تغییر کردن خودم از خودم شکست نخورم این مسلئه عجله رو تو خودم کم رنکش کنم که بتونم تغییر خوب رو تجربه کنم
چیزی که بر ای من دیگران نوشتن من کامل قبول نکردم اونم چاقی بود که تا اخرین لحظه عمرم همراه باشه این قبول نکردم اگه کرده بودم که این همه سال تلاش نمیکردم که خودم نجات بدم تو ۳ سال گذشته من واقعا بدون کوچکترین اقراق داشتم با خودم خودم بی صدا روزی هزار بارمی جنگیدم به ظاهر داشتم زندگی میکردم ولی مخفیا نه میجنگیدم وباز پیروز این میدان وسربلندش چاقی بود نه من بارها ا زخداوند خواستم کمکم کنه چرا خدا تو همون روزهاز اول من تواین مسبر قرارنداد.
اویل وردم به این سایت چندین بار این از خودم پرسیدم وخودم با این حواب قاتع کردم خودم که اگه همین سال هم تو رو به این سمت هدایت نمیکرد تو چکار میتونستی بکنی ولی روز گذشت با اتفاقی که توضیحش دادم فهنیدم زمانش نبوده من باید تسلیم میشدم بعد وارد داشتم به این سمت تا بتونم یادبگیرم ودرک درستی داشته باسم حتی فابل توجه هست خود شما بارها این نتکه تاکید کردید که دیگران حرف ما رو متوجه نمشه بعضی خنده وبعضیکه ما جواب کامل بهسون نمدیم یی چیزی رو ازانها مخفی میکنیم واین هم روز گذشته به عینه دیدم وشنیدم پس خود من اماده دریافت این مسیرنبودم خداوند چون خواسته منو میشناخت زمانشو بهتر میدونست کی وکجا وچه زمانی من به این سو هدایت کنه چون میخواستم سرنوشتم عوض کنم کاری که شاید از دید دیگران هم اشتباه وهم غیر ممکن هست رو انجام بدم خوب اول خودم باید اماده می بودم تا درست یا دگیری ودرست و عمل کرده درست داشته باشم روز گذشته یی مثال با مزه به فکرم رسید کسی که مریضی دکتربهش امپول تجویز میکنه که زدوتر خوب بشه این فرو وفتی که میره همین دارو رو برای سلامتب خودش تزریق کنه دو ندل نیتونه رفتا کنه من خودم دیدم افرادی بودن که فریاد میزد دونفر باید پاهشو بگیر باداد وفریاد حتی سفت کردن عضله باسن جوگیر ی میکرد از تزریق همین داروی که اون فمی خواد خوب کنه چون ترس داشت به این شکل رفتار کرد ولی دیگران با ارامش وتسلیم خیلی اسون تزیق انجام میدن بدون هیچ مشکلی دلرو همین دارو وتزیف کننده همین یی فرد هست برخورد ماست که تعیین کننده هست
برای تغییر گردن سر نوشت اول تسلیم شدن بعد اگاهی یاد گرفتن درست یاد گیری داشتن درست رفتارگردن ودرست عمل گردن کم کاری نکردن تو سرنوشت جدید اون وفت کا گل سرنوشتت بوی داره که عطرششش مشام همه رو میگیره مهو داشته های تو میشن منظورم فهم درک ودانش اون فرده
افای عطار روشن من دارم روز شماریی میکنم که این شنبه بیاد تا دروه ام شروع کنم حی شما اخر این مسیر منه بیچاره رو بیچاره تر میکنین که کی شنبه بشه من شروع کنم دل تو دلم نیست دره لحظه شماریی میکنم که زودتر این دو روز بگذره قند تودلم داره اب میشه رحم کنید انقدر من تشنه یاد گیری اذیت نکنید اشتیاق دبگه نگو همه لحظه شماریی برای یادگیری درست
خداوند پشت وپناهتون یا حق حق نگهدارتون
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عطار روشن عزيز
من جامپ كردم از قسمت چهاردهم به اين قسمت
دنبال يه فايل ديگه ميگشتم ..تايتل اين فايل توجهم رو جلب كرد و شروع كردم به ديدنش
استاد عطار روشن من خيلي سالي ميشه به سرنوشت اعتقادي ندارم
شايد چون بيشتر ذهن من رو موضوع چاقي پر كرده بوده در تمام سالهاي گذشته …وقت نكردم به مقوله سرنوشت فكر كنم
به گذشته كه فكر ميكنم …خيلي كم از كلمه سرنوشت استفاده كرده بودم خدا روشكر
نكته جالب اين فايل براي من اين بود كه به جاي كلمه موفقيت از كلمه مسير تغيير استفاده كنيم
موفقيت يعني به يه جايي ميرسي و تموم ميشه ولي تغيير هميشه ادامه داره
با حرفاتون درباره اينكه قبل از ازدواج چي فكر ميكريد و چي شد ..من اونطوري كه ياد گرفتم اينطوري بوده كه احتمالا شما هم ته ته ذهنتون بدتون نمي آمده كه خانمتون بهتون گير بده و بگه هميشه پيشم باش…همون علاقه ته ذهن كار خودش رو ميكنه…
نميدونم چقدر درست ميگم ولي اينطوري ياد گرفتم
موفق باشيد
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سر نوشت را از سر بگیرید
چیزی که من یک عمر شنیده بودم خداوند سرنوشت هر انسانی را از همان بدو ورود به دنیا خودش رقم میزنه وما انسانها هیچ توانایی مقابله با سرنوشت خومان را نداریم یعنی نمیشه عوضش کرد چون کار خداست و ما قدرت اون را نداریم کاملا با چهار گوشه دلم اینو باور کرده بودم که فقیره تا آخر عمر فقیه
پول دار تا همیشه پول داره ،خوش بخت بد بخت همه و همه تا همیشه همین هستن و اصلا درست بشو نیست باید بسوزی و بسازی ولی از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم و کم کم زندگی با طعم خدا را گوش کردم نوشته های باور ساز و خیلی فایل دیگه تغییر زندگی را دیدم متوجه شدم،که بک،عمر من اشتباه کردم و زندگی عکس،شنیده های من هست یعنی خداوند هیچ دخالتی تو سرنوشت من و یا ما نداره،هر چی،الان هستیم حاصل،تمام اون افکار و رفتارهای اشتباه ما هست خداوند بجز خیرو خوبی چیزی نداره برا ما اگه من مشکل مالی دارم ویا مشکل روابط دارم علتش خودم هستم چون همیشه فکر میکنم الان همسرم که از،بیرون اومد شروع به غر زدن میکند دقیقا همین میشه اما الان دارم رو این قضیه کار میکنم و خدا را شکر خیلی رابطه بهتر شده و همین طور برا مسائلی دیگه چاقی یکی از این مسائل که خداوند یک جسم تراشیده تحویل من داده پس خودم باعث چاقی شدم و الان دارم کار میکنم برا ثروت میگم این پول تو دنیا هست و در اختیار ما خدا که نمیاد یک کیسه پول بندازه پایین فقط راه رسیدن را به ما نشان خواهد داد اگر ایمان داشته باشیم من به خداوند ایمان،دارم من به خدواند توکل کرده ام پس میتوانم سرنوشت خودم را از نو رقم بزنم
سلام و درود بیکران خدمت استاد عطار روشن گرامی
من مدتی هست به صورت رندوم از فایلهای رایگان یکی رو انتخاب میکنم و گوش میدم و همزمان مینویسم و بسیار هم از این کار لذت میبرم و میدونم این کار همون عمل صالح هست که چند روز پیش فایلش رو گوش دادم و هر بار که اونها رو مرور میکنم انگار بار اول هست که به اونها میرسم و کلی تخت تأثیر اونها قرار میگیرم و به لطف خدا نوشته های ارزشمندی از خودم به جا میزارم .
من. بعد از ازدواج ام کلی دوره های مختلف در زمینه های مختلف گذروندم و دیپلم خیلی از هنرها رو از فنی و حرفه ای دارم اما هیچ دوره ای به اندازه ای این دوره های ذهنی و قانون جذب و لاغری با ذهن من رو تخت تاثیر خودش قرار نداده و من رو درگیر خودش نکرده و من رو علاقه مند به خودش نکرده و واقعا من از وقتی در این دوره ها هستم زندگیم کلی دگرگون شده و من با اونها گذر زمان رو حس نمیکنم .و دوست دارم اوقات فراغتم و با این فایلها بگذرونم و ورودی خوب به خودم بدم و هر چیزی رو وارد ذهنم نکنم و تا حدود زیادی موفق بودم .
عنوان این فایل واقعا زیبا و تکان دهنده هست من در چند سال گذشته فکر میکردم چاقی جز سرنوشت من هست روابط بسیار بی روح با اطرافیانم جز سرنوشت من هست فرزند لجباز و یک دنده جز سرنوشت من هست داشتن فلان بیماری جز سرنوشت من هست و ….کلی چیز دیگه که هم از اطرافیانم میشنیدم و هم میدیدم که واقعا قبول کرده بودم اونها جز سرنوشت من هستن اما الان من کلی خواسته های جدید دارم که اصلا داشتن اونها برام چیز محال و نشدنی و عجیبی نیست و شاید اگر خیلیها بشنون بگن این دیگه داره بلند پروازی میکنه همین الآنم زندگی عالی داری دیگه چی میخوای اما من دوست دارم تا زندم شرایط زندگیم در تمام جنبه ها روز به روز بهتر بشه و من فردی با سرنوشت جدید بشم شاید هنوزم برای خودم اون ته تهای ذهنم کلی ترمز داشته باشم که دیگه نه این یکی رو نمیشه چه خبره ؟؟و یا نه دیگه این همه چیز با هم برای تو نمیشه و خدا همه چیز با هم رو به هیچ کس نمیده….. اما من میدونم تمام این نجواها شیطانی هستن و از فقر. و کمبود و بی ایمانی به خدا می آیند و باید بارها و بارها به خودم زندگی افرادی مثل استاد عطار. روشن و نمونه های دیگر اینچنینی که در این مسیر موفق شده ان رو نشونش بدم تا آرام بگیره و حرف نزنه و ببینه که میشه یه فرد در کلی از جنبه های تغییر کنه و زندگی جدیدی رو خلق کنه و حتی فردی مثل استاد به خاطر اینکه عالی روی خودش کار کرده علاوه بر خودش حتی همسر ایشون به گفته ی خودشون همزمان کلی تغییر کردن و این واقعا جذاب و زیبا و آرامش دهنده هست و واقعا ایمان یکی مثل من رو برای ادامه دادن در مسیر قویتر میکنه که فقط بمونم حتی اگر به مو برسه ولی نزار پاره بشه باید ادامه بدم تا سرنوشت خودم رو از سر بنویسم
من همیشه در طول زندگیم کلی باورهای غلط در مورد کلی از خواسته هام داشتم و هیچ وقت به اونها نرسیدم و تا قبل از آشنایی با این مسیر فکر میکردم خدا نمیخواد در حالی که حالا آگاهم من مشکل داشتم و هنوزم در بعضی از زمینه ها دارم که به دستشون نیاوردم پس سرنوشتی در. کار نیست و این خودم هستم که نمیخوام مسولیت زندگی ام رو به عهده بگیرم و اما مثال واضح این حرفم چاقی خودم بود در گذشته که من همیشه میگفتم خدا نمیخواد که من لاغر بشم و یا اینکه من هم اینطور آفریده شدم و این سرنوشت من هست .ولی ازوقتی وارد این راه شدم و فهمیدم همه چیز رو خودم به وجود آوردم حتی چاقی خودم رو هم همینطور احساس ارامش،و توانایی برای خلق خواستم کردم احساس خوبی داشتم و گفتم حالا که اینطور پس لاغری رو به وجودش میارم و خیلی پر قدرت وارد این راه شدم و الان خیلی وقته من دیگه در اون شرایط قبلی نیستم و برام اون خلق لاغری چیز ساده و طبیعی هست وو اصلا من دیگه به دنبال خلق بقیه ی رویاهام در بقیه ی جنبه های زندگیم هستم اما یه وقتهایی اینقدر به خواسته هام چسبیدم و عجله کردم که خودم باعث شکست خودم شدم من با وجود اینکه در این راه کلی لاغر شدم و کلی نتایج عالی در بقیه ی جنبه های زندگیم داشتم اما چون چشمم به اون نقطه ی پایانی هست و دوست دارم بسیار اندام ایده آلی داشته باشم بعضی وقتها ناراحت میشم اما سریع به یاد گذشته ام میفتم که کجا بودم و الان کجا هستم و نمیزارم از مسیر خارج بشم و بارها میگم من یه زمانی آرزو داشتم فقط ثابت بمونم و دیگه اضافه نکنم حالا نه تنها ثابت موندم بلکه به مرور کلی کاهش،سایز و وزن داشتم که همه و خودم متوجه این همه لاغری در وجودم شدن و بارها تحسینم میکنن اما بازم خیلی وقتها شده برای خرید رفتم مثلا همین چند وقت پیش و فروشنده گفته سایز شما چنده و گفتم فلانه خانم فروشنده خندیده و گفته امکان ندارد و یکی دو سایز بالاتر داده و من حالم بد شده اما ناامید نشدم و گفتم کاری به این سایزها ندارم من کار به تغییرات خودم دارم که چقدر فرق کردم و نزاشتم لیز بخورم و از مسیر خارج بشم و یا همین چند هفته پیش یکی من رو دید گفت انگار کمی چاق شدی و من که از درون احساس لاغری دارم اولش ناراحت شدم و گفتمش نه امکان نداره اشتباه میکنی و طرف هم که محکم حرف زدن من رو دید گفت شاید به خاطر لباست هست که گشاده و من اشتباه میکنم اما بعدش شبطون اومد که بیشتر اذیتم کنه اما من سریع جوابش رو دادم و دیگه نزاشتم حالم بد بشه با مرور تغییراتم جلوی حرفهای شیطانی رو میگیرم یا همین چند شب پیشین لباس جدیدی خریده بودم که خیلی دوسش دارم اما زمانی که پوشیدم یکی گفت انگار چاقت کرده و من که از درون احساس تناسب زیادی دارم و سالها هست اصلا همچین حرفی رو نه خودم و نه بقیه بهم نزده بودن تعجب کردم که چی میگه و میخواستم ناراحت بشم نکنه هنوزم چاقم اما گفتم نه بابا این نظر ایشون هست من که خودم اینطور فکر نمیکنم پس نمیزارم خودم از خودم شکست بخورم با عجله کردن و یا نجواهای شیطانی حالم رو بد نمیکنم و از خودم شکست نمیخورم .
من از وقتی در این مسیر هستم هر روز صبح اول صبحم رو با موضاعات عالی که حالم رو خوب میکنه و باعث سپاسگزاری من میشه شروع میکنم و حالم بهتر میشه و لذت میبرم چون دارم به موضاعات خوب فکر میکنم دارم به داشته هام فکر میکنم و اصلا خیلی وقتها متوجه گذر زمان نمیشم اما خیلی وقتها هم هست که نحواهای شیطانی دارم که بابا دیرت شده برو سراغ کارهای خانه و آشپزی و نظافت و …و یا برو به فلانی زنگ بزن احوالی بگیر چون چند روز هست که زنگ نزدی و ….اما من به خودم میگم نه من به دنبال حال خوبم پس باید همین کار رو انجام بدم و لذت ببرم چون سرچشمه ی همه موفقیتها حال خوب هست و اصلا مثل آب هست برای زنده ماندن ما ، اینقدر حال خوب مایه ی خوشبختی هست وقتی حال من خوب باشه این حال خوب رو در جهان گسترش میدم و باعث خیر و برکت در زندگیم میشه و من عاشق این موضاعات ذهنی هستم که باعث حال خوب بیشتری در من شدن و من رو دگرگون کردن خدا رو شکر بابت هدایتم به این مسیر الهی .
مرسی استاد بابت فایلهای چشم زخم که من خیلی وقته اونها رو گوش کردم و واقعا من رو آگاه کردن و من اصلا اون افکار گذشته رو ندارم و هر وقت هر کس در این مورد با من حرف میزنه من در دلم به اون شخص میخندم و اما براشون ناراحتم میشم که چقدر گمراه هستن که قدرت رو از خدا گرفتن و به بقیه دادن ودوست دارم فریاد بزنم هر آنچه باور کردی براتون اتفاق میفته تو رو خدا از این باورهای اشتباه نداشته باشین اما میدونم چون در این مسیر نیستن به این حرفها اعتقادی ندارن و تازه شایدم اونها به حرفهای من بخندن برای همین هیچ چیز نمیگم فقط خوشحالم که فرد آگاه تری و توحیدی تری و متوکل تری شدم هنوزم دوست دارم بهتر و عالیتر بشم .