خیلیها بعد از کلی رژیم و ورزش و برگشتن به نقطهی اول، با خودشون میگن: «دیگه کاریش نمیشه کرد، سرنوشتم چاقیه!» 😞
واقعاً قراره تا آخر عمرت توی سرنوشتی زندگی کنی که خودت ننوشتی؟!
🌱 تصور کن یه دفتر سفید جلومونه و یه قلم طلایی توی دستته… میتونی همون اولش بنویسی: “من سرنوشتم رو از نو مینویسم؛ سرنوشتی با سبکبال بودن، اندام متناسب و آرامش درونی.” ✨
شاید چاقی سرنوشت مادرت یا خالهت بوده… اما لزومی نداره سرنوشت تو هم همون باشه. تو میتونی نویسندهی جدید سرنوشت خودت باشی. 🖋️💫
بیایید با هم یاد بگیریم چطور تغییر سرنوشت چاقی با ذهن ممکنه…
سرنوشت چیست
سالهای زیادی از زندگیم با یه سوال بزرگ سپری شد: واقعاً کی سرنوشت منو نوشته؟ 🤔
از بچگی، از معلمها و بزرگترها شنیده بودم که خداوند سرنوشت هر آدمی رو مینویسه و هر چی که خدا بخواد همون میشه.

اما نکته عجیب اینجاست… با اینکه همیشه از خدا میخواستم که سرنوشتم بد نباشه، هیچوقت ازش نخواستم اتفاقات خوب برام بنویسه! 😳
تمرکزم فقط این بود که منو ببخشه، منو عذاب نده، نکشه… نه اینکه بهم شادی بده، نعمت بده، موفقیت بده. این یعنی من سرنوشت رو فقط یهجور محافظت از بلا میدیدم، نه خلق کردن آیندهای روشن! 🚫🌈
این نگرش باعث شده بود که اصلاً به تغییر سرنوشت چاقی فکر نکنم. برام تغییر سرنوشت یه چیز غیرممکن بود؛ چون تو ذهنم نوشته بودن که همهچی از قبل تعیین شده.
اما حالا، وقتی به عقب نگاه میکنم، میفهمم چقدر اون طرز فکر محدودکننده بوده. 😌
امروز میدونم که تغییر سرنوشت چاقی یعنی خودت دست به قلم بشی و اونچیزی رو که میخوای، آگاهانه بنویسی. نه با ترس و التماس، بلکه با ایمان، با آگاهی، با تصمیمگیریهای درست و فکرهای قدرتمند. 🖋️💫

نگرش من درباره تغییر سرنوشت چاقی 🌱
از وقتی که وارد مسیر تناسب فکری شدم و کمکم با قدرت ذهن و قوانین نادیدنی ولی دقیق جهان هستی آشنا شدم، انگار پنجرهای جدید به روم باز شد… پنجرهای رو به آگاهی ✨
فهمیدم چیزی بهنام سرنوشت قطعی وجود نداره! اینکه یه جایی قبلاً برای من نوشته شده باشه که قراره چاق باشم، یا فقیر بمونم، یا زندگیم پر از تنش باشه، فقط یه تصور غلطه.
🌟 تغییر سرنوشت چاقی برای من یعنی درک اینکه آیندهم توی دستهای خودمه. نه در لوحی دور از دسترس، نه در دفتر تقدیر شبهای قدر، بلکه در افکار و رفتارهای روزانهام.
قبلاً فکر میکردم چاقی، سرنوشت منه. فکر میکردم خواست خداست که من این شکلی باشم و کاری ازم برنمیاد.
اما وقتی باورم رو تغییر دادم، سبک فکر کردنم رو عوض کردم، کمکم رفتارم هم فرق کرد و نتیجهاش چی شد؟ من تونستم سرنوشت لاغری رو برای خودم خلق کنم 💪😊
سالها تصور میکردم فقر، امتحان الهیه و باید تحملش کنم تا شاید یه روزی در بهشت راحت باشم. اما حالا میدونم تغییر سرنوشت مالی من از لحظهای شروع شد که طرز فکرم رو درباره پول و لیاقت خودم تغییر دادم.
امروز شرایط مالیم اصلاً قابل مقایسه با چند سال پیش نیست 💰🌟
در مورد ازدواجم هم همینطور بود…
باور داشتم زندگی مشترک سخت و پرتنش، قسمتمه. اما وقتی فهمیدم میتونم به جای جنگیدن با سرنوشت، شروع کنم به بازنویسیش ✍️
آرومآروم نگرشم نسبت به همسرم عوض شد، رفتارم بهتر شد، و به لطف خدا الان توی رابطهای هستم که پر از حس خوب و رشد دوطرفهست 💞
💡 امروز با تمام وجود باور دارم که هرکسی میتونه با آگاهی، تمرین و اراده، دست به تغییر سرنوشت چاقی خودش بزنه؛ چه در جسم، چه در پول، چه در روابط…
سرنوشت، یه مسیر مشخص نیست که ما فقط مجری اون باشیم… بلکه یه داستان بازه، که هر روز با فکرها و انتخابهامون داریم ادامش رو مینویسیم ✨🖋️
واقعیت من درباره تغییر سرنوشت ✨
برای من، تغییر سرنوشت چاقی فقط یک ایده یا شعار نیست… یه حقیقتیه که با پوست و استخونم لمسش کردم. بارها و بارها.
مثالهای زیادی توی زندگیم دارم که نشون میده چطور تونستم از دل محدودیتها، یه دنیای جدید برای خودم بسازم. نه با شانس، نه با معجزه… فقط با تغییر فکر و عملم ✨🧠
امروز با اطمینان میگم:
💡 خداوند هیچ سرنوشت قطعیای برای بندههاش ننوشته.
در عوض، قوانین دقیق و بینقصی رو توی جهان گذاشته که همه — با هر دین، فرهنگ، یا گذشتهای — بتونن با آگاهی و تغییر نگرش، سرنوشت خودشون رو بسازن.
من یاد گرفتم که زندگی طبق سرنوشتی که از بیرون برام نوشته شده، هیچ لذتی نداره.
اما وقتی خودم با دستای خودم سرنوشتم رو نوشتم — همونی که دلم میخواست — یه لذت عجیب وارد زندگیم شد. مثل حس نقاشی کشیدن روی بوم سفید زندگی 🎨
قبلاً فکر میکردم خوشبختی یعنی خونه، ماشین، پول… و چون باورم این بود که فقط بچههای خانوادههای پولدار به اینا میرسن، خودم رو از خوشبختی محروم میدونستم.
اما حالا با گوشت و پوست حس میکنم خوشبختی یعنی تو بتونی خواستههات رو خلق کنی… یعنی از اون چیزی که ساختی، لذت ببری. یعنی بتونی به خودت بگی: “این زندگی منه، و من ساختمش!” 💛

من ارثمو خودم نوشتم ✍️✨
بارها به مادرم میگفتم: «ارث من از بابام چاقیه، کچلیه، ضعف چشم و نداریه… ولی فلانی چی؟ ارثش لاغریه، خونهست، ماشین و رفاه!» 😞
اون موقع فکر میکردم سرنوشت با ارث و ژن و شانس گره خورده؛ و چون نمیتونستم اون ارث رو تغییر بدم، ته دلم یه احساس بیپناهی و بدبختی داشتم.
اما حالا با تمام وجودم باور دارم که من تونستم تغییر سرنوشت چاقی بدم.
💪 چاقی رو به لاغری تبدیل کردم، کوری ذهنی رو به بینایی روشن، و اون چیزهایی که هیچوقت از پدرم به ارث نرسیده بود — مثل امنیت مالی یا آرامش درونی — رو با دستای خودم ساختم و بهشون رسیدم.
🎯 امروز به جرئت میگم: سرنوشت باید از سر نوشته بشه. و هر انسانی می تونه برای تغییر سرنوشت چاقی خودش اقدام کنه.
یعنی اونی که بقیه برات نوشتن، حتی اونی که توی بچگی تو ذهنت کاشته شده، باید پاک بشه. بعدش خودت دست به قلم بشی و:
- ✍️ سرنوشت لاغریات رو بنویسی
- ✍️ سرنوشت مالیات رو خلق کنی
- ✍️ سرنوشت روابطت رو بازتعریف کنی
- ✍️ و حتی سرنوشت ارتباطت با خداوند رو دوباره بسازی
🕊️ خدا این آزادی رو بهمون داده…
ما آزادیم که با تغییر افکار و احساساتمون، سرنوشتی کاملاً جدید و دلخواه خلق کنیم — همونی که با تمام وجود میخوایم توش زندگی کنیم.
فقط یه نکته مهم هست:
🚫 وقت نوشتن سرنوشت جدید، به شرایط فعلیات نگاه نکن.
اگه فقط به وزن الان، حساب بانکی یا رابطهی پرتنشت نگاه کنی، احتمالاً انگیزهات خاموش میشه. باید با چشم دلت ببینی… ببینی که چی میخوای، نه اینکه چی هست.
✨ هر وقت به سرنوشت جدیدت فکر میکنی، با یقین کامل تصور کن که قراره همونو تجربه کنی. چون باور داشتن، نیمی از خلق کردنه.
لذت خلق کردن سرنوشتی که خودت نوشتی، با شکرگزاری برای سرنوشتی که دیگران برات نوشتن، واقعاً از زمین تا آسمونه ☁️💖
باور کن، تو هم میتونی از نو بنویسی… از نو زندگی کنی… و از نو بدرخشی 🌟
🌱 از تغییر افکار تا خلق سرنوشت
چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه است؟
🎯 هر کسی که بخواد واقعاً تغییر سرنوشت چاقی بده، به یه نقطه شروع نیاز داره؛ یه جایی که نهتنها راه رو نشونش بده، بلکه کنارش قدم به قدم حرکت کنه.
برای من، اون نقطهی شروع، آشنایی با دورهی ورود به سرزمین لاغرها بود. جایی که یاد گرفتم چطور با ذهنم کار کنم، چطور افکار اشتباهم رو بشناسم، چطور از چاقی ذهنی عبور کنم و به سمت لاغری پایدار حرکت کنم. 🧠🌱
✨ این دوره فقط درباره لاغری نیست، درباره بازنویسی سرنوشته.
یعنی از دل باورهای قدیمی، یه نسخهی جدید از خودت بسازی — هم از لحاظ جسمی، هم احساسی، هم مالی و هم رابطهای.
وقتی توی این مسیر قرار گرفتم، فهمیدم هیچکس قراره منو نجات نده… این خودمم که باید قدم بردارم، ولی خوشبختانه این مسیر تنها نیست.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» مثل یه چراغ توی تاریکی بود برام… و حالا که مسیر رو پیدا کردم، با قدرت بیشتری ادامه میدم تا تغییر سرنوشت چاقی ام رو همونطور که دلم میخواد، خلق کنم ✨🖋️
🧠 تمرین آموزشی
اگر واقعاً میخوای تغییر سرنوشت بدی، باید از افکار قدیمی دست بکشی و با تمرینهای ذهنی، دیدگاههات رو از نو بسازی. تمرینات این جلسه برای رهایی از باورهای محدودکنندهای طراحی شده که سالها به ما گفتن: “سرنوشت تغییر نمیکنه!” ولی حالا وقتشه که با آگاهی، آستین بالا بزنی و نشون بدی میشه ✨💪
✍️ سوالات تمرینی برای تغییر سرنوشت چاقی 📜
- نگرش فعلی شما درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ این آگاهی را از چه طریق به دست آوردهاید؟
- چه شرایطی را صرفاً بهخاطر اینکه “سرنوشتتان بوده” پذیرفتهاید؟
- آیا تا حالا شرایطی بوده که دیگران گفتند سرنوشتت همینه ولی شما نتیجهای متفاوت خلق کردهاید؟
- در مورد چاقی، چقدر فکر میکردید سرنوشت شما چاقیه؟
- دیدگاهتان درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ چطور سرنوشت لاغری را برای خود مینویسید؟
- بر اساس محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
💬 وقت مشارکت شماست!
حالا نوبت شماست که دست به قلم بشی ✍️ نظرت رو درباره تغییر سرنوشت چاقی و تجربههات رو در بخش دیدگاهها بنویس. یادت باشه، با هر جملهای که مینویسی، داری قدمی به سمت سرنوشت دلخواهت برمیداری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.33 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
چقدر خوبه که از خودمون داخل سایت ردپا به جا بزاریم من داشتم توضیح بالای فایل رو میخوندم که دیدم در ادامه استاد کامنت گذشته ی من رو گذاشته زیر توضیحشون و خیلی ذوق کردم و با دل و جون خوندم و به خودم افتخار کردم که بعد از چندین سال همچنان با همون اشتیاق در مسیر هستم و از خدا برای هدایتم به این راه و از استاد بابت تهیه ی این دوره سپاسگزارم .
خدا رو شکر از خودم راضی هستم که در این مسیر دارم همچنان ادامه میدم و بیشتر وقتم رو در این راه هستم و استمرار دارم و من الان در آستانه ۴۰ سالگی هستم ولی کلی سال از زندگیم بود که بی هدف داشتم زندگی میکردم و از این شاخه به اون شاخه میپریدم و کلی هنر رو دنبال می کردم ولی در نهایت هم ادامه نمیدادم و رها می کردم ولی از وقتی که وارد این راه شدم و با اون آشنا شدم واقعا با این راه عشق میکنم و حالم عالی شده و در تمام جنبه های زندگی تغییر کردم و خیر و برکت وارد زندگیم شده و برام فرقی نداره روز تعطیلی باشه یا روز معمولی من هر وقت دوست داشته باشم وارد این راه میشم و هدفم رو دنبال میکنم روزهای هفته و تعطیلیها برام فرقی ندارن هر روز هدفم و کاری که برام لذت داره رو دنبال میکنم و کاری به تقویم ندارم .
من در گذشته همش دنبال ایام و روزهای خاص بودم که یه سری کارها رو نکنم و یا بکنم ولی الان مدتها هست که از این مسایل اومدم بیرون و ایام و روزها برام تفاوتی ندارن و کاری به تقویم ندارم که امروز چه روزی هست و من هر روز میگم امروز روز من هست و باید کارهای دلخواهم رو انجام بدم .
من بودنم در این راه تعطیلی و ساعت خاصی نداره و اجباری هم نداره و همه ی اینها به خاطر تغییر افکارم هست
من در گذشته فکر میکردم سرنوشت من این هست که اینطور باشم ودر این شرایط باشم .در صورتی که اینطور نیست چون که اون چیزی رو دارم تجربه میکنم که مورد پسند ما نیست میگیم سرنوشت ما این هست مثلا من دوست دارم شرایط مالی خوبی داشته باشم ولی چون ندارم میگم سرنوشت و دولت و جمهوری اسلامی و ترامب مقصر هست و یا اگر شغلی رو دوست دارم ولی الان ندارم میگم تقصیر سرنوشت هست و ….
مثلا همه ی آدم ها دوست دارن روابط عاشقانه داشته باشن و لذت ببرن از زندگی با همسرشون ولی چون ذهن ما پر از فرمولهای نادرست در مورد ازدواج هست نتیجه ی ازدواج هم نادرست میشه و میگیم این تقصیر سرنوشت هست در صورتی که این طور نیست .
من هر وقت باورهای نادرست در مورد هر موضوعی داشته باشم نتیجه ی بسیار بدی رو تجربه خواهم کرد ولی چون در این مسیرم و آگاهم دیگه اینطور فکر نمیکنم چون میدونم ایراد از کجا هست و اونها رو اصلاح کردم و شرایط من خیلی تغییر کرده
پس علت تمام اتفاقهای نادرست در زندگیم رو متوجه میشم که چرا اون موقع فلان قضیه در زندگیم بوده و چون اونها رو دوست نداشتم میگفتم سرنوشت من اینطور هست ولی حالا متوجه میشم سرنوشتی نیست هر چه در زندگی من هست نتیجه ی افکار و رفتار من هست و اگر سرنوشت بهتر میخوام باید تغییرم در افکار و باورهام بهتر باشه و این محدودیتی نداره .
پس موضوع سرنوشت رو در ذهنت تغییر بده و دیگه بدون سرنوشت رو دیگران با حرفهاشون و افکارشون برای تو نوشتن و چون تو دوستش نداری میندازی گردن سرنوشت و ما خبر نداریم میشه هر آنچه دوست داریم با قدرت افکار و ذهن خلق کنیم و اونها هم که متوجه این قضیه میشن و از قانون جهان خبر دار میشن درگیر عجله میشن و این باعث شکست خودشون میشه یعنی عجله کاری میکنه که من خودم از خودم شکست بخورم .
من الان در گیر کمی چاقی به خاطر نخوردن داروهام شدم ولی یاد گرفتم عجله نکنم میگم اینطور که شش ماه طول کشید تامن به این وضعیت در بیام حتما زمانی هم نیاز هست حالا شش ماه نه ولی یه زمانی نیاز هست (چون سرعت ترمیم بیشتر از تخریب هست) تا به تناسب قبلی برگردم و نمیزارم حالم بد بشه و ناامید بشم و از مسیر دور بشم و میگم این راه جواب میده مثل قبل از این دوران که من خیلی لاغر بودم پس من دوباره لاغر خواهم شد و نمیزارم خودم از خودم باعجله کردن شکست بخورم
سرنوشت من این نیست که من اضافه وزن داشته باشم و درگیر تپلی باشم و یا من بی پول و بیمار باشم و در روابط نا جالب باشم تمام اینها رو دیگران برای ما ساختن و من حالا که آگاهم میخوام تغییر کنم با تغییر افکار و باورهام میخوام زندگی دلخواهم رو خلق کنم پس بارها به خودم میگم لاغری و سلامتی و ثروت و رابطه عالی و سعادت و خوشبختی حق من هست .
من هر روز با اومدن در سایت حالم عالی تر میشه و نتایجم هم عالی تر میشه .
هدف این هست که حالم بهتر بشه و اینطور زندگیم روان تر میشه و همه چیز روی غلطک میفته خدا برای من همه کارها رو میکنه و نیاز نیست من کار خاصی بکنم .
من خیلی امید دارم و ایمان دارم و اطمینان دارم که دوباره به اندام لاغر و سبک گذشتم بر میگردم و من رهایی در لباسها رو تجربه میکنم و تمام لباسهام برام گشاد میشن و برای همین حالم عالی هست و ذوق و شوق دارم .و حس خود باوری و توانمندی میکنم به خاطر این من مطالب رو دنبال میکنم که من احساسم بهتر میشه و این احساس خوب رو در جهان گسترش میدم و این برای من خیر و برکت داره .
خوشحالم که وقتم در این دنیا داره صرف این موضوعات میشه
استاد اگاهی های شما در این راه خیلی زندگی من رو متحول کرده همون فایلهای چشم زخم چقدر من رو اگاه کردن و چقدر آرامشم و حال خوبم بهتر شده پس اینطور که شما حال خوب رو دارین در بین ما گسترش میدین امیدوارم به همین اندازه خیر و برکت وارد زندگیتون بشه .
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده مهربان
سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز
سرنوشت یعنی چیزی ک در سر نوشته میشه
منظور همون افکار و عقاید من از زندگی هست
همون انتظار من از خودم در زندگی حالا در شرایط مختلف
هر انسانی میتونه عقاید مختلفی داشته باشه و طبق اون در جهان زندگی میکنه باورهای من در زندگی ب اشتباه بر اساس چاقی برنامه ریزی شده بود
حالا هم میتونم با تغییر افکار سرنوشت خودم رو عوض کنم و جسم من تابع افکارم هست و قطعا لاغر خواهم شد چون افکار و عقاید و انتظار من تغییر کرده
چه مواردی در زندگی شما بوده است که با تصور اینکه سرنوشت شما این است آن شرایط را پذیرفته اید؟
من همیشه فکر میکردم چونکه پدرم رو در بچگی از دست دادم تنها هستم و خیلی غصه میخوردم و فکر میکردم سرنوشت من این بوده
اما از یک روزی با صحبت با شخصی نگرش های جدیدی در من شکل گرفت من فهمیدم ک ب بقیه نیازی ندارم چون خداوند برای من کافی هست و من مادر شدم و الان خانواده ی کوچک و ارزشمند خودم رو دارم من دیگه احساس تنهایی نکردم هر چیزی خاستم از خداوند خاستم و هر کاری ک کردم قطعا خداوند منو هدایت کرده
قبلا فکر میکردم چاقی هم سرنوشت منه و نمیشه تغییر داد ولی اینطور نیست چون تونستم با لاغری باذهن ب راحتی خودم رو متناسب کنم و ادامه میدم تا لاغر تر بشم
سرنوشت من دست خودمه و خودم زندگیم رو از سر مینویسم
من عاطفه ۲۹ ساله لاغر و خوش لباس شاد و سلامت و ثروتمند هستم و خواهم بود من قراره لذت های زیادی رو تجربه کنم قراره کسب و کار خودم رو توی خونه راه بندازم قراره شادترین مادر دنیا باشم قراره کلی کارهای خوب و خیر انجام بدم من قراره کلی عشق و محبت ب بقیه بدم قراره کلی روی خودم و زندگیم کار کنم قراره مسافرت های زیادی برم با بچه هام توی قطار بریم شمال جنوب شرق و غرب کشور رو ببینیم و قراره نوه داشته باشم قراره از بودن در روی کره زمین کلی شکر گزار باشم و ب ستایش خداوند متعال بپردازم قراره کلی خودشناسی رو ادامه بدم قراره بهترین خودم باشم و بهترین زندگی رو بسازم قراره عمره طولانی داشته باشم و خوشبختی بچهام و نوه هام شاید هم نتیجه هام رو ببینم 😍🥹
افکار من در هر زمینه ای ک درست باشه قطعا در اون راه موفق خواهم بود
افکارم درمورد لاغری رو گسترش میدم و لاغری خلق میشه و من تجربه میکنم
از خداوند متعال و هدایتگر ممنونم ک سرنوشت مارو بدست خودمون رقم میزنه
از استاد بخاطر آگاهی های ناب متشکرم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراهم
من به سرنوشت خیلی عقیده داشتم که هر انسانی بدنیا میاد خداوند سرنوشت اورا از قبل نوشته و هیچ کاریش نمیشه کرد خودم همیشه فکر میکردم ازدواجم سرنوشتم هست که یه مرد غر غرو زندگی کنم و یا وضع اقتصادی من سرنوشتم هست که نباید مثل یه آدم پولدار زندگی کنم
و همینطور جسمم میگفتم اینو برام خدا رقم زده که یه آدم چاق باشم قالبم اینه و از طرفی وقتی هر کاری میکردم لاغر نمیشدم بیشتر این قضیه سرنوشت را باور میکردم که بله درست بشو نیست اما از وقتی که وارد سایت فکری شدم این جریان سرنوشت را رد کردم و متوجه شدم که خداوند هیچ دخالتی تو سرنوشت من تو چاقی من نداشته بلکه این خودم بودم که با باور کردن حرف والدین و اطرافیان این زندگی و این جسم را برای خودم درست کردم و میتوانم دوباره تغییر بدم سرنوشت خودم را میتوانم لاغر بشم برای همیشه میتوانم پولدار بشم و یه زندگی آشقانه داشته باشم
با تغییر فرمول های ذهنم همه چی تغییر خواهد کرد و من با استمرار و تکرار تمرینها در سایت تناسب فکری میتوانم یک شگفتی ساز بشم .آمین
نشان های دریافت شده
سلام وقت به خیر خدا برا من بهترینها را در نظر گرفته وجز خوبی نخواسته ما انسانها بخاطر باورهایی که نسل به نسل منتقل شده معتقدند این سرنوشت آنهاست وان را می پذیرند در صورتی که خداوند بلند مرتبه ومهربان جز خوبی برای ما نخواسته ماباید با کمک نیروی ذهنمون خودمون دنیای زیبایی که در ذهن داریم ودوست داریم بسازیم واز آن لذت ببریم وسپاسگزاری خدا باشیم ماباید پویا باشیم فعال باشیم نباید گوشه ای کز کنیم وبگوییم همین است ومن نمی توانم کاری بکنم استاد متشکرم به خاطر آگاهی هایی که در اختیار ما قرار می دهید
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
سرنوشت را نمیشود از سر نوشت،این جمله رو خیلی میشنیدم یعنی از نوجوانی که خودمو شناختم و کم کم با دنیای پیرامونم داشتم آشنا میشدم این جمله رو میشنیدم و به خاطر تکرار این جمله از زبون دیگران،باور قوی شد برای من،برای من باور پذیر شد که خدا خواسته من مادرمو توی سن ۱۰ سالگی از دست بدم و یتیم بشم و غم و غصه توی دل من خونه کنه،باور کردم خداوند خواسته توی رنج بی مادری باشم و اینو از اطرافیانم و معلمان میشنیدم که میگفتن تو که مادرتو از دست دادی خداوند میخواد امتحانت کنه.خدا میخواد که گناهان کمتر بشه،خدا خواسته که من بیشتر باهاش در ارتباط باشم ولی از طرفی هم میشنیدم اگه موهات از روسری بزنه بیرون خدا توی آتیش جهنم میسوزونتت و یا اگه نمازت رو نخونی و بذاری قضا بشه خداوند بلا سرت میاره،یا اگه روزه نگیری فلان میشه،یعنی این حرفها برای من تناقضی ایجاد کرد به اندازه ی دور شدن من از خدا،کسی نبود بهم بگه اگر مادرت رو از دست دادی این بازیه روزگاره و باید این اتفاق بیفته چه توی سن ده سالگیت چه سن چهل سالگیت،کسی نبود که شفاف سازی کنه حالا که مادرت رو از دست دادی با خدا دوست شو و اون از پدر و مادرت هم برات مهربانتره،فقط منه دختر ده ساله رو از خداوند تا تونستن دور کردن و ترسوندن و یا دربارهی ازدواج که فکر میکردم سرنوشت من این رقم خورده که با ی مرد تندخو و عصبانی و لجباز باید ازدواج کنم و هر روز از خانواده م دور و دورتر بشم و تا ابد همینی هست که عست،در حالی که من ایمان دارم خودم همسرمو با علم به اینکه زود از کوره در میره و زود عصبانی میشه و اخلاق تندی داره،انتخابش کردم،من ایمان دارم خودم این انسان رو توی زندگیم خلق کردم چون در کودکی یادمه وقتی بازی میکردیم با همسن و سالهای خودم به این فکر میکردم همسرم بسیار آدم عصبی و تند خویی هست و درست سالها بعد این آدم در زندگی من پدیدار شد و رنجها و ناراحتی هایی که انتظارشو داشتم به وجود اومدن ولی به لطف خدا از وقتی متوجه قوانین شدم سعی کردم از همسرم مردی مهربان و دوست داشتنی بسازم و خدا رو شکر تا حد زیادی ورق زندگیم برگشته و زندگی آروم و پر از عشق رو دارم تجربه میکنم الهی شکر.درباره چاقی هم همینطور من این باور رو رد کردم و مدتهاست دارم کم رنگ و کم رنگترش میکنم که چاقی و اضافه وزن در من ارثی نیست، و خداوند هیچ دخلی به چاقی من نداره و این من بودم که خودمو به اینجا رسوندم.الهی شکر.و دارم روی این مسئله کار میکنم که سر نوشتم را میتوانم از سر بنویسم با آگاهی بیشتر و هر روز روی چیزهایی که میخوام در سرنوشتم باشن تمرکز میکنم و درخواست میکنم و ایمان دارم که خداوند سرنوشت منو به دیت خودم سپرده چون هرآنچه دوست داشتم در حال اتفاق افتادنه و روز به روز حال من عالی تر از قبل داره میشه.الهی شکر
یا حق
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان و سلام خدمت استاد بزرگوار و همراهان عزیز.
من هم قبل از ورود به سایت همیشه میگفتم هرچه خدا بخواد همون میشه و شب های قدر برای خوب نوشته شدن سرنوشتم دعا میکردم ولی همیشه ته دلم میگفتم که خدا هیچ وقت بد بنده خودش را نمیخواهد و همهی کاستی ها و شکست ها مربوط به رفتار نسنجیده خودمون هست.به بچهها م میگفتم خدا همهی نعمت ها را برای ما آفریده و حتی در راه رسیدن به آن ها به ما کمک هم میکند فقط باید خودمون راه درست رسیدن به آن ها را پیدا کنیم و با اطمینان و استمرار برای رسیدن به نعمت ها تلاش کنیم.حتی وقتی اتفاق بدی برای کسی پیش می آمد و میگفتند این سرنوشتی هست که خدا رقم زده ناراحت میشوم و میگویم بی احتیاطی و سهل انگاری خودمون رو گردن خدا نندازیم.
به نظر من سرنوشت هر کسی در دست خود اوست و هر کس میتواند با افکار و رفتار خودش خوب یا بد بودن زندگی خودش را رقم بزند وگرنه خدا همیشه در رسیدن به بهترین ها یاری رسان ما هم بوده است.من از قبل به این موضوع اعتقاد داشتم و اصلأ به خاطر همین به قدرت ذهن خیلی فکر میکردم و دنبال روشی بودم که با قدرت ذهن لاغر بشم تا اینکه با سایت تناسب فکری آشنا شدم.
من از بچگی مشکل راه رفتن داشتم و همه میگفتن همه کار کردیم ولی خوب نشده و پذیرفته بودن که این سرنوشت من هست وقتی من اعتراض میکردم ناراحت میشدن که ما همهی تلاشمان را کردیم ولی من همچنان معتقدم که یا تلاش کافی نبوده یا اصلا مسیر درستی انتخاب نکردیم.
خیلی ها میگفتن من بچه دار نمی شوم به خاطر مشکل لگن ولی خدا را شکر الان چند بچه ی سالم دارم گفتن نمیتوانی رانندگی کنی الان راحت و به خوبی رانندگی میکنم من چاقی را سرنوشت خودم نمیدانم چاقی من نتیجه ی افکار و رفتار نادرست غذایی من هست که با یادگیری لاغری با ذهن متناسب میشوم و سرنوشت لاغری خودم را رقم می زنم.
سلام دوستهای خوبم و استاد عزیزم
من قبلا فکر میکردم چاقی ارث و سرنوشتی هست که خدا بهم داده نگو که باید دهن و محتویات ذهن و فرمولهای ذهنی رو درست کرد همش بستگی به انتخابهای ما دارد و هدفهای ما.
چون من و شما حرف گذشتگات شنیدیم و داریم با اون حرفها زندکی میکنیم و انتظاری که اونا از ما داشتند در ذهن ما انتقال دادند و چون دوسش نداریم میگیم سرنوشت .
چون اون چیزی که میخواهیم نیستیم یا راضی نیستیم و لذت نمیبریم میگیم سرنوشت ما اینه .چون ذهن ما مملو از فرمولهای چاقی هست و یکسری افکار در مورد چاقی داریم در ذهنمون.
سرنوشت یعنی شانه خالی کردن اون چیزی که می خواهم مثل لاغری و اون چیزی که ما رو چاق میکنه فرمولاهای ذهنی هست و نه سرنوشت و باید افکارمون رو تغییر بدهیم و باید سرنوشت را تغییر داد براساس گفته یا نظرات دیگران که تحت تربیت دیگران قرار گرفتیم اسمشو میزاریم سرنوشت .
عجله کردن باعث،شکست میشود .باید خودمان، خودمان را بسازیم .
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
در مورد فابل سرنوشت باید بگم من هم قبلا مثل استاد فکر میکردم سرنوشتم همینه ودیگه قابل تغییر نیست وشب قدر سرنوشت رو تعیین ومقدر میکنن وبرای همین شده شب قدر
وفکر میکردم هر که سختی بیشتری کشیده والان هم داره سختی وبلا میکشه خدا بیشتر دوسش داره وتو اون دنیا دیگه بهشت نصیبش میشه وباید قانع باشه وراضی باشه وخدا اینطوری بیشتر دوسش داره چون صبوری کرده وپاداشش رو میگیره در صورتی که همه ی اینا اشتباه بود ومن اشتباه باور کرده بودم در صورتی که خدا به همه ی ما به یه اندازه از روح خودش وقدرت آفرینندگی خودش رو داده وگفته تمام آسمان وزمین مسخر تو وهر آنچه میخای خلق کن
بر روی بوم زندگی هر چیز میخاهی بکش
زیبا وزشتش پای توست تقدیر را باور نکن
من تقدیر رو باور نمیکنم چون قدرتمندم وخدا منو در بهترین حالت آفریده. خالق وتوانا
من بهترین روابط بهترین خونه
بهترین درآمد بهترین تناسب اندام
بهترین سلامتی وثروت رو خلق میکنم
نه به گذشتم کار دارم ونه به باورهای اشتباهی که بهم دادن اینبار خودم میخام خلق کنم
خدا رو شکر به خاطر هدایتم به سایت استاد عطار روشن عزیز آن شالله خدا به خودش وخانواده سلامتی بده
به خاطر این سایت بسیار عالی
نشان های دریافت شده
سلام خدایی دراین نزدیکیست من خوشحالم که باسایت تناسب فکری اشناشدم وخیلی حس وحالم خوب میشه ازگوش دادن صحبت های اقای عطارروشن بسیارلذت میبرم وحرفهاشون بسیارارزشمنده وباگوش دادن به فایل ها خیلی افکارموت۵ییرداده من قبل اشنایی بایایت همیشه عینک بدبینی به چشمم زده بودم میگفتم همه ادمابدهستن چرا خدابرامن سرنوشت خوب ننوشته چرا بمن استعداد نداده من باهوش نیستم چرا چاقم ولی اززمانی که تواینمسیرم وفرمول های ذهنمواصلاحکردم دیدم نسبت به ادماوزندگی بهترشده گله وشکایت کمترشده وازداشته هام لذت میبرم مسیرمتناسب شدن فقط رواندام کارنمیکنه درواقع کلی افکارماروتغییرمیکنه خدابما انسان ها دهن قدرتمندداده ومامیتونیم ازش درراه درست استفاده کنیم وماباهمین قدرت ذهن به تناسب دلخواه میرسیم
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم.
من گام ۹۸ هستم و حدود پنج ماهه اینجا هستم به صورت مداوم. با استفاده از سایت شما خیلی چیزها یاد گرفتم. اینجا حالم واقعا خوبه. من اینجا رو خیلی دوست دارم. حرفهای شما خیلی خوبه. حرفهایی متفاوت از بقیه. من حتما یه بار از ابتدا همین دوره رو مرور می کنم. این بار با جدیت بیشتر. این بار سعی می کنم با دقت مطالعه کنم.
منم می گفتم سرنوشت ما از قبل مشخص شده. منم شبیه بقیه می گفتم هر چی خدا بخواد. اصلا همه چیو گردن خدا مینداختم. خودم رو هیچ کاره میدونستم. تنبلی و بی اراده بودنمو از خودم نمی دونستم. نمی دونستم ذهن چه قدرتی داره. نمی دونستم ناخودآگاه چه تاثیری روی زندگیم گذاشته.
من اضافه وزنمو از خودم میدونستم. می گفتم نمی تونم هیچ وقت متناسب بشم.
پرخوری هامو میذاشتم رو حساب اشتها. در صورتی که اشتها از فرمول های غلط مغزه.
فرق گرسنگی و اشتها رو نمی دونستم.
فکر می کردم فقط با رژیم و ورزش و دمنوش میشه متناسب شد.
مهمتر از همه فکرم چاق بود. من فقط ۷۵ کیلو داشتم ولی خیلی اذیت میشدم. الانم ذهنم لاغره. من هنوز متناسب متناسب نشدم. ولی از خودم راضی ام. میدونم بدنم متناسب میشه. این کار جزء برنامه های ذهن هست.
میدونم چربی ها آب میشن و هیچ کاری با زور امکان پذیر نیست. نمیشه با ورزش سخت لاغر شد. نمیشه با اعصاب خوردی لاغر شد.
خیلی ممنون فایل های رایگان رو در اختیار ما گذاشتین. شما وقت و انرژی زیادی رو برای چنین فایل هایی قرار دادین. امیدوارم من با نوشتن کامنت هام تونسته باشم گوشه ای از زحمات شما رو جبران کرده باشم