خیلیها بعد از کلی رژیم و ورزش و برگشتن به نقطهی اول، با خودشون میگن: «دیگه کاریش نمیشه کرد، سرنوشتم چاقیه!» 😞
واقعاً قراره تا آخر عمرت توی سرنوشتی زندگی کنی که خودت ننوشتی؟!
🌱 تصور کن یه دفتر سفید جلومونه و یه قلم طلایی توی دستته… میتونی همون اولش بنویسی: “من سرنوشتم رو از نو مینویسم؛ سرنوشتی با سبکبال بودن، اندام متناسب و آرامش درونی.” ✨
شاید چاقی سرنوشت مادرت یا خالهت بوده… اما لزومی نداره سرنوشت تو هم همون باشه. تو میتونی نویسندهی جدید سرنوشت خودت باشی. 🖋️💫
بیایید با هم یاد بگیریم چطور تغییر سرنوشت چاقی با ذهن ممکنه…
سرنوشت چیست
سالهای زیادی از زندگیم با یه سوال بزرگ سپری شد: واقعاً کی سرنوشت منو نوشته؟ 🤔
از بچگی، از معلمها و بزرگترها شنیده بودم که خداوند سرنوشت هر آدمی رو مینویسه و هر چی که خدا بخواد همون میشه.

اما نکته عجیب اینجاست… با اینکه همیشه از خدا میخواستم که سرنوشتم بد نباشه، هیچوقت ازش نخواستم اتفاقات خوب برام بنویسه! 😳
تمرکزم فقط این بود که منو ببخشه، منو عذاب نده، نکشه… نه اینکه بهم شادی بده، نعمت بده، موفقیت بده. این یعنی من سرنوشت رو فقط یهجور محافظت از بلا میدیدم، نه خلق کردن آیندهای روشن! 🚫🌈
این نگرش باعث شده بود که اصلاً به تغییر سرنوشت چاقی فکر نکنم. برام تغییر سرنوشت یه چیز غیرممکن بود؛ چون تو ذهنم نوشته بودن که همهچی از قبل تعیین شده.
اما حالا، وقتی به عقب نگاه میکنم، میفهمم چقدر اون طرز فکر محدودکننده بوده. 😌
امروز میدونم که تغییر سرنوشت چاقی یعنی خودت دست به قلم بشی و اونچیزی رو که میخوای، آگاهانه بنویسی. نه با ترس و التماس، بلکه با ایمان، با آگاهی، با تصمیمگیریهای درست و فکرهای قدرتمند. 🖋️💫

نگرش من درباره تغییر سرنوشت چاقی 🌱
از وقتی که وارد مسیر تناسب فکری شدم و کمکم با قدرت ذهن و قوانین نادیدنی ولی دقیق جهان هستی آشنا شدم، انگار پنجرهای جدید به روم باز شد… پنجرهای رو به آگاهی ✨
فهمیدم چیزی بهنام سرنوشت قطعی وجود نداره! اینکه یه جایی قبلاً برای من نوشته شده باشه که قراره چاق باشم، یا فقیر بمونم، یا زندگیم پر از تنش باشه، فقط یه تصور غلطه.
🌟 تغییر سرنوشت چاقی برای من یعنی درک اینکه آیندهم توی دستهای خودمه. نه در لوحی دور از دسترس، نه در دفتر تقدیر شبهای قدر، بلکه در افکار و رفتارهای روزانهام.
قبلاً فکر میکردم چاقی، سرنوشت منه. فکر میکردم خواست خداست که من این شکلی باشم و کاری ازم برنمیاد.
اما وقتی باورم رو تغییر دادم، سبک فکر کردنم رو عوض کردم، کمکم رفتارم هم فرق کرد و نتیجهاش چی شد؟ من تونستم سرنوشت لاغری رو برای خودم خلق کنم 💪😊
سالها تصور میکردم فقر، امتحان الهیه و باید تحملش کنم تا شاید یه روزی در بهشت راحت باشم. اما حالا میدونم تغییر سرنوشت مالی من از لحظهای شروع شد که طرز فکرم رو درباره پول و لیاقت خودم تغییر دادم.
امروز شرایط مالیم اصلاً قابل مقایسه با چند سال پیش نیست 💰🌟
در مورد ازدواجم هم همینطور بود…
باور داشتم زندگی مشترک سخت و پرتنش، قسمتمه. اما وقتی فهمیدم میتونم به جای جنگیدن با سرنوشت، شروع کنم به بازنویسیش ✍️
آرومآروم نگرشم نسبت به همسرم عوض شد، رفتارم بهتر شد، و به لطف خدا الان توی رابطهای هستم که پر از حس خوب و رشد دوطرفهست 💞
💡 امروز با تمام وجود باور دارم که هرکسی میتونه با آگاهی، تمرین و اراده، دست به تغییر سرنوشت چاقی خودش بزنه؛ چه در جسم، چه در پول، چه در روابط…
سرنوشت، یه مسیر مشخص نیست که ما فقط مجری اون باشیم… بلکه یه داستان بازه، که هر روز با فکرها و انتخابهامون داریم ادامش رو مینویسیم ✨🖋️
واقعیت من درباره تغییر سرنوشت ✨
برای من، تغییر سرنوشت چاقی فقط یک ایده یا شعار نیست… یه حقیقتیه که با پوست و استخونم لمسش کردم. بارها و بارها.
مثالهای زیادی توی زندگیم دارم که نشون میده چطور تونستم از دل محدودیتها، یه دنیای جدید برای خودم بسازم. نه با شانس، نه با معجزه… فقط با تغییر فکر و عملم ✨🧠
امروز با اطمینان میگم:
💡 خداوند هیچ سرنوشت قطعیای برای بندههاش ننوشته.
در عوض، قوانین دقیق و بینقصی رو توی جهان گذاشته که همه — با هر دین، فرهنگ، یا گذشتهای — بتونن با آگاهی و تغییر نگرش، سرنوشت خودشون رو بسازن.
من یاد گرفتم که زندگی طبق سرنوشتی که از بیرون برام نوشته شده، هیچ لذتی نداره.
اما وقتی خودم با دستای خودم سرنوشتم رو نوشتم — همونی که دلم میخواست — یه لذت عجیب وارد زندگیم شد. مثل حس نقاشی کشیدن روی بوم سفید زندگی 🎨
قبلاً فکر میکردم خوشبختی یعنی خونه، ماشین، پول… و چون باورم این بود که فقط بچههای خانوادههای پولدار به اینا میرسن، خودم رو از خوشبختی محروم میدونستم.
اما حالا با گوشت و پوست حس میکنم خوشبختی یعنی تو بتونی خواستههات رو خلق کنی… یعنی از اون چیزی که ساختی، لذت ببری. یعنی بتونی به خودت بگی: “این زندگی منه، و من ساختمش!” 💛

من ارثمو خودم نوشتم ✍️✨
بارها به مادرم میگفتم: «ارث من از بابام چاقیه، کچلیه، ضعف چشم و نداریه… ولی فلانی چی؟ ارثش لاغریه، خونهست، ماشین و رفاه!» 😞
اون موقع فکر میکردم سرنوشت با ارث و ژن و شانس گره خورده؛ و چون نمیتونستم اون ارث رو تغییر بدم، ته دلم یه احساس بیپناهی و بدبختی داشتم.
اما حالا با تمام وجودم باور دارم که من تونستم تغییر سرنوشت چاقی بدم.
💪 چاقی رو به لاغری تبدیل کردم، کوری ذهنی رو به بینایی روشن، و اون چیزهایی که هیچوقت از پدرم به ارث نرسیده بود — مثل امنیت مالی یا آرامش درونی — رو با دستای خودم ساختم و بهشون رسیدم.
🎯 امروز به جرئت میگم: سرنوشت باید از سر نوشته بشه. و هر انسانی می تونه برای تغییر سرنوشت چاقی خودش اقدام کنه.
یعنی اونی که بقیه برات نوشتن، حتی اونی که توی بچگی تو ذهنت کاشته شده، باید پاک بشه. بعدش خودت دست به قلم بشی و:
- ✍️ سرنوشت لاغریات رو بنویسی
- ✍️ سرنوشت مالیات رو خلق کنی
- ✍️ سرنوشت روابطت رو بازتعریف کنی
- ✍️ و حتی سرنوشت ارتباطت با خداوند رو دوباره بسازی
🕊️ خدا این آزادی رو بهمون داده…
ما آزادیم که با تغییر افکار و احساساتمون، سرنوشتی کاملاً جدید و دلخواه خلق کنیم — همونی که با تمام وجود میخوایم توش زندگی کنیم.
فقط یه نکته مهم هست:
🚫 وقت نوشتن سرنوشت جدید، به شرایط فعلیات نگاه نکن.
اگه فقط به وزن الان، حساب بانکی یا رابطهی پرتنشت نگاه کنی، احتمالاً انگیزهات خاموش میشه. باید با چشم دلت ببینی… ببینی که چی میخوای، نه اینکه چی هست.
✨ هر وقت به سرنوشت جدیدت فکر میکنی، با یقین کامل تصور کن که قراره همونو تجربه کنی. چون باور داشتن، نیمی از خلق کردنه.
لذت خلق کردن سرنوشتی که خودت نوشتی، با شکرگزاری برای سرنوشتی که دیگران برات نوشتن، واقعاً از زمین تا آسمونه ☁️💖
باور کن، تو هم میتونی از نو بنویسی… از نو زندگی کنی… و از نو بدرخشی 🌟
🌱 از تغییر افکار تا خلق سرنوشت
چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه است؟
🎯 هر کسی که بخواد واقعاً تغییر سرنوشت چاقی بده، به یه نقطه شروع نیاز داره؛ یه جایی که نهتنها راه رو نشونش بده، بلکه کنارش قدم به قدم حرکت کنه.
برای من، اون نقطهی شروع، آشنایی با دورهی ورود به سرزمین لاغرها بود. جایی که یاد گرفتم چطور با ذهنم کار کنم، چطور افکار اشتباهم رو بشناسم، چطور از چاقی ذهنی عبور کنم و به سمت لاغری پایدار حرکت کنم. 🧠🌱
✨ این دوره فقط درباره لاغری نیست، درباره بازنویسی سرنوشته.
یعنی از دل باورهای قدیمی، یه نسخهی جدید از خودت بسازی — هم از لحاظ جسمی، هم احساسی، هم مالی و هم رابطهای.
وقتی توی این مسیر قرار گرفتم، فهمیدم هیچکس قراره منو نجات نده… این خودمم که باید قدم بردارم، ولی خوشبختانه این مسیر تنها نیست.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» مثل یه چراغ توی تاریکی بود برام… و حالا که مسیر رو پیدا کردم، با قدرت بیشتری ادامه میدم تا تغییر سرنوشت چاقی ام رو همونطور که دلم میخواد، خلق کنم ✨🖋️
🧠 تمرین آموزشی
اگر واقعاً میخوای تغییر سرنوشت بدی، باید از افکار قدیمی دست بکشی و با تمرینهای ذهنی، دیدگاههات رو از نو بسازی. تمرینات این جلسه برای رهایی از باورهای محدودکنندهای طراحی شده که سالها به ما گفتن: “سرنوشت تغییر نمیکنه!” ولی حالا وقتشه که با آگاهی، آستین بالا بزنی و نشون بدی میشه ✨💪
✍️ سوالات تمرینی برای تغییر سرنوشت چاقی 📜
- نگرش فعلی شما درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ این آگاهی را از چه طریق به دست آوردهاید؟
- چه شرایطی را صرفاً بهخاطر اینکه “سرنوشتتان بوده” پذیرفتهاید؟
- آیا تا حالا شرایطی بوده که دیگران گفتند سرنوشتت همینه ولی شما نتیجهای متفاوت خلق کردهاید؟
- در مورد چاقی، چقدر فکر میکردید سرنوشت شما چاقیه؟
- دیدگاهتان درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ چطور سرنوشت لاغری را برای خود مینویسید؟
- بر اساس محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
💬 وقت مشارکت شماست!
حالا نوبت شماست که دست به قلم بشی ✍️ نظرت رو درباره تغییر سرنوشت چاقی و تجربههات رو در بخش دیدگاهها بنویس. یادت باشه، با هر جملهای که مینویسی، داری قدمی به سمت سرنوشت دلخواهت برمیداری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.33 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام استاد میخواستم ببینم چجوری میتونم به فایل استوریهای صبحگاهی دسترسی دشته باشم ممنون میشم از راهنماییتون من واقعا نیاز دارم ارامش داشته باشم فرزانه هستم
سلام دوست عزیز
عضو صفحه اینستاگرام لاغری با ذهن شوید
در تمام صفحات سایت آیکون عضویت در اینستاگرام وجود داره
استوری های در اینستاگرام گذاشته میشه
استوری های قبلی در قسمت های لایت صفحه لاغری با ذهن اینستاگرام قرار داده شده
سلام و خسته نباشيد آيا امكانش هست براي كسانيكه اينستاگرام ندارند مثل لايو ها استوري ها رو سيو كنيد و در اين سايت يا كانال تلگرام بگذاريد كه ماهم استفاده كنيم ممنونم
سلام دوست عزیز
استوری ها قابل ذخیره شدن به صورت عکس هستند و امکان نمایش آنها در سایت به صورتی که در اینستاگرام نمایش داده میشه نیست
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان گلم…
سرنوشت رو باید از سر نوشت…
دیگه چی میمونه برای توضیح. کاملا واضحه.ما یه عمر با حرف بقیه و فرمولای اشتباه دیکران زندگی کردیم و این شدیم.بسه دیگه.حالا میخوایم ضمن تولد آگاهانه سرنوشت خودمونو خودمون بنویسیم.اون طور که درسته.اون طور که میخوایم.بر اساس فرمولای لاغری.تا تا آخر عمرمون زیبا ومتناسب زندگی کنیم…حالا چطور؟. با خوندن وگوش کردن و نوشتن و عمل کردن و استمرار در مسیر آسونترین راه دنیا یعنی لاغری با ذهن….خدایا ممنونم که منو با این مسیر آشنا کردی….
نشان های دریافت شده
وقت شما بخیر
من چند روز پیش هم اینو گوش دادم امروز نمی دونم چرا دوره های اموزشیم لود نمی شه برای همین اومدم دوباره اینو گوش بدم!
من هم لذت می برم از استوری های شما هر روز مخصوصا آیدا خانم و که می بینیم خدا رو شکر !
ممنون از اینکه همش به دوره ها اضافه می کنین خیلی دوست دارم که ببینم چی هستن ممنون!
من هم واقعا اگه صبح یه اهنگ خوبی بزارم توی ماشین و حالم جا میاد و یه وقتها هم استوری می گیرم بعد تا شب می بینم همه افرادی که سر راهم قرار می گیرن خوب و خوشحالن خدا رو شکر!
نشان های دریافت شده
سلام وقت بخیر
خوشحالم که به دوره تکرار مقدماتی اضافه شد ،به هر دوره ای اضافه بشه من خوشحال میشم چونکه تمام دوره هارو دارم🙃
ولع خاصی دارم برای شنیدن آگاهی ها ،خوندن نظرات دوستانم و نوشتن دارم
مادرم خانم مذهبی بود و شاهد رفتنش به مساجد و حسینیه ها بودم ،شنیده بودم که سرنوشت مارو شب های قدر مینویسن و میدیدم که همه گریه میکنن و ناراحتن ولی من از همون دوران کودکی به اون جنس صحبت ها و موارد، علاقه ای نداشتم ،پس هیچ کدوم از کارهاییکه مادرم انجام میداد برام جالب نبود،در کل دختر مذهبی نبودم و خواهران دیگه هم راه و روش مادرمو نپسندیدن ،برای من تعجب داشت که کل سرنوشت من در یک شب رقم بخوره اونم با گریه وزاری ،منم ذات شاد و بذله گویی داشتم و هیچ وقت تو هیچ مراسم گریه ای شرکت نکردم و نمیکنم
هر چند اون زمان ها نمیدونستم سرنوشت من چجوری ساخته میشه ولی مطمئن بودم اون راهی که در فرهنگم میگن نیست
از اونجاییکه آدم بلند پروازی بودم و دلم میخواست خوب وبا کیفیت زندگی کنم ،مدام سئوال هایی برام پیش میومد ،،که چرا من اینهمه در گودال مشکلاتم فرو میرم ؟ از ۱۰ سالگی علاقه شدیدی به کتاب خوندن داشتم ،بخاطر اعتمادبنفس پایینم وبرای جلب توجه در جمع ها دوست داشتم اطلاعات عمومی خودمو بالا ببرم که حرفی برای گفتن داشته باشم ،مثلا وقتی نوجوان بودم اطلاعات سینمایی مو بالا برده بودم،اطلاعات دارویی مو بالا برده بودم و میتونستم ساعتها یک جمع رو سرگرم کنم
با برخورد به تضادها بدنبال راه چاره میگشتم،یادمه یک بار خواهرمو برده بودم روانشناس ،دکتر از خواهرم پرسید تو از زندگی چی میخوایی ؟خواهرم یه مسئله عاطفیشو بیان کرد،دکتر از من پرسید تو چی میخوایی از زندگیت؟ یادمه گفتم من پول زیاد میخوام😁 همیشه دنبال زندگی بهتر بودم،بعد از مراجعه با افراد متخصص روانشناس ،به خودم گفتم خب چه بهتره که خودم برم تو این رشته مهارت بدست بیارم که مسائل خودمو حل کنم ،بعد از اون مرتب دنبال کتاب هایی بودم که کمک کننده زندگیم باشه ،اولین کتابی که خوندم ۴اثر از اسکاورلشین بود،جملات تاکیدی بود که هر روز تکرار میکردم بدون اینکه متوجهشون باشم ،درکی نداشتم فقط میدونستم من باید تغییر کنم،این زندگی مورد دلخواه من نیست،یه صدایی به من میگفت تو میتونی با کیفیت تر زندگی کنی و من بدنبال اون صداها با اساتید مختلف هدایت میشدم ،توی دهه ۸۰ که دنیای مجازی با اینهمه امکانات وجود نداشت
خلاصه من نپذیرفتم که زندگی همینه که هست،هرچند خیلی دیر متوجه شدم ولی حتما زمان تغییر من الان بوده
قبلا فکر میکردم سرنوشت منو خدا توی چاقی نوشته،در حال بد وناراحتی نوشته،در کمبود پول و روابط خوب نوشته که بر اثر زیاد شنیدن از الگوهام واطرافیانم در من شکل گرفته بود
در انتها من نپذیرفتم که محکوم به بد زندگی کردن هستم،این آموزش های مداومی که از ۲۰ سال پیش آرام آرام با خوندن ۱دونه کتاب شروع شد ،ودر طی این مدت گاهی فایلی گوش دادم،کلاسی شرکت کردم ،کتاب های متفاوتی خوندم ادامه داشت تا ۳سال پیش که با دوره های ذهنی آشنا شدم وتحولی در درون من شروع به جوانه زدن کرد و زندگی من آرام آرام رو به بهبودی رفت که یکی از نتایج عالیش آشنایی و بودن من در مدار این دوره های بینظیره که هر روز هزاران بار سپاسگذار خداوند میشم که منو از فکرها و ناراحتی های چاقی نجات داد ،دیگه اصلا تو جمع هاییکه صحبت از چاقی و عوارض و عمل و دمنوش میشه قرار نمیگیرم ،تو دلم ذوق میکنم ،حس میکنم جزء بنده های برتر خداوند هستم که در راه یادگیری این متد هستم😁
ما از ۱ تا ۷ سالگی برنامه ریزی شدیم و این ۷ سال رو بارها و بارها تکرار کردیم،اعمال ورفتار ما دقیقا همون آموزش هاییه که به ما آموختند و ما عمل کردیم،مثل زمانیکه سوار ماشینمون میشیم ولی راننده ماشینمون شخص دیگه ایه و ما در صندلی عقب ماشینمون خوابیم،اون راننده که همون برنامه ریزی های قدیمیه مارو هر جایی آموزش دیده میبره و ما همچنان در خواب مغناطیسی خود بسر میبریم،حالا از اون خواب بیدار شدیم و میخواییم رانندگی ماشینمونو به عهده بگیریم و خودمون آگاهانه نظارت و مدیریت داشته باشیم،یکی از نویسندگان روان تحیلیل گر که فکر کنم پروفسور یونگ باشه ،میگه نااگاهانه زیستن مثل نشستن در اتوبوسیه که راننده اون اتوبوس کله نداره وبدون سر داره رانندگی میکنه
استوری هاتونم عالیه استاد ممنونم ،مخصوصا که اول صبحه و فرکانسمونو بالا میبره ،باعث میشه تصمیمات هیجانی نگیریم و بتونیم روز بهتریو برای خودمون آگاهانه رقم بزنیم
منم خوشحالم که اوقاتم صرف این موضوعات میشه
خیلی مفید بود ممنون از لایو ها و استوری هایی که زحمت میکشید و با همه به اشتراک میگذارید، من حدودا از اواخر شهریور ۹۹ با سایت تناسب فکری آشنا شدم و همه فایل ها رو گوش دادم و بار دوم دارم از فایل هایی که بیشتر حالم رو خوب کرده استفاده میکنم، و خیلی خدا رو سپاسگذارم که تونستم با شما و این سایت آشنا بشم و کلی طعم های خوشمزه در زندگی ام رو حس میکنم، خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
وقت شما بخیر
این و همیشه هممون شنیده بودیم که سرنوشتمون از قبل برامون تعیین شده ولی نمی دونم من اینو خوب درک نمی کردم و فقط تکرار می کردم یعنی چی یعنی من هر کاری انجام می دم خدا خواسته اصلا خیلی نامفهوم حالا شما گفتین که از چیزی که آدم راضی نیست می گه سرنوشت ما هم همینه دیگه کاری نمی شه کرد
همین الان من توی دفترچم چیزهایی و که می خوام نوشتم سرنوشت لاغری و سرنوشت ارتباط و ایمان به خدا
خداوند از همه نعمتها به اندازه تمام انسانها داره و نا محدود هستش این نعمتها پس اگر ما به خواستهای نمی رسیم یعنی مسیرمون اشتباه هستش باید مسیر و درست کنیم و وصل بشیم به سیستم خدا و مثل طبیعت همه کارهامون اتوماتیک اتفاق میافته
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز ی که تازه به جمع ما پیوستی خیلی خوش اومدیدبه جمع ما ی معجزه توزندگی ما چاقها پیش اومده واصلا سردرگم هم نباشید وما همه از اقای دکتر کمال تشکر داریم وارزوی بهترینها رو براشون میکتیم فرزانه هستم
سلام استاد،با آرزوی بهترین ها برای شما.
من تازه با سایت بسیار خوب شما آشنا شدم و از مطالب آموزنده ای که در این سایت خوندم، شگفت زده و سردرگم هستم.
از طرفی با قلبم کاملا به این مطالب ایمان پیدا کردم و احساس میکنم حقیقتی که سالها گم کردم در اینجا پیدا میکنم.
از طرف دیگه به خودم میگم مگه میشه آدم چاقی مثل من بدون رژیم غذایی کالری شماری و ورزش لاغر بشه!
من سال های سال هست که با کالری شماری غذا و ورزش تونستم کمی از وزنم رو کم کنم و با رها کردن این روش دوباره اضافه وزنم برگشته و این چرخه ی گرفتن و رها کردن رژیم رو سالها ادامه دادم…
حالا واقعا برام سواله که شما هیچ رژیم غذایی نداشتید؟
یعنی هیچ میزانی برای خوردن مشخص نمیکردید؟
مثلا کالری شماری یا شمارش تعداد لقمههایی که میخورید یا کم کردن وعدههای غذایی؟!
یا مثلا کالری های اضافهای که خوردید رو با ورزش کردن بسوزونید؟
اگه چنین برنامهای مثل کالری شماری نباشه پس چطور آدم باید بفهمه که کی دست از خوردن بکشه!؟! این طوری بدون کنترل من میتونم سه یا چهار بشقاب غذا در یک وعده بخورم اون وقت تازه احساس سیر شدن کنم!!! اون وقت قشنگ روزی دو کیلو وزن اضافه میکنم!!!
یعنی واقعا نیازی نیست که من رژیم غذایی مخصوصی داشته باشم که در اون تعداد وعده های غذای روزانم و میزان غذایی که باید در هر وعده بخورم رو از قبل مشخص کنه؟؟؟؟!
استاد من نمیدونستم چطوری سوالاتی که ذهنم رو مشغول کردن رو با شما درمیون بذارم، واقعا سردرگم و نگران هستم، لطفا کمکم کنید.
سلام دوست عزیز
از اینکه در جمع ما در سرزمین لاغرها هستید خوشحالم
سوالاتی که در ذهن شما ایجاد شده کاملا طبیعی است
چون تمام آگاهی ذهن شما درباره لاغری حول موضوعاتی است که برای شما سوال ایجاد کرده
پیشنهاد میکنم برای آشنایی بیشتر با موضوع لاغری با ذهن از دوره رایگان لاغری با ذهن استفاده کنید
نشان های دریافت شده
سلام به به چقدر این متن زیبا بود .
من سرنوشت لاغری ام را با لذت می نویسم .
روز ۱۴ و ۱۵ تعهد من با خدایم در این مسیر زیبا .
خدایا شکرت که لاغری را پشت سر گذاشتم .
خدایا شکرت که تونستم لاغری رو هر روز زندگی کنم .
خدایا شکرت که چربیها را مقابل چشمانم آوردی تا بهم بگن این ناخواسته است و تو این مقدار از چربی رو نمیخوای .
این چربیها سنگینت میکنه و مسیری که داری هرروز میری چنین نتیجه ای رو داره . پس مسیر روزانه ات رو تغییر بده . چون سنگین بودن نمیزاره تو حس رهایی و آزادی رو تجربه کنی .
خدایا شکرت که تونستم بین خواسته و افکار و گفتار و رفتارم یه تعادلی ایجاد کنم تا فرصت رسیدگی به همه اش رو داشته باشم .
خدایا شکرت که تونستم از رفتار متناسب لذت ببرم .
خدایا شکرت که تونستم لذتهامو تغییر بدم .
خدایا شکرت که تونستم حال خوبم را از وابستگی به خوردن رها کنم .
خدایا شکرت که تونستم سرنوشتم را از نو بنویسم .
خدایا شکرت که شد .
خدایا شکرت که من خالق زندگیم هستم .
خدایا شکرت که لاغر شدن رو با اشتیاق نوشتم .
خدایا شکرت که تغییر مسیر دادم .
خدایا شکرت که احساس نیاز به لاغر شدن رو که یه احساس خلاء در وجودم پدید میاورد رو با تغییر نحوه ی تفکرم تغییر دادم . خدایا شکرت که سرنوشتم رو در سرم نوشتم . در فکرم . سرنوشت را باید در سر نوشت و سر جایگه فکره و من لاغر شدن را به راحتی در سرم نوشتم . لاغری آسان و راحت و لذتبخش و شیرین و هر روزم را با سلامتی و لاغری سپری میکنم . خدارا هر لحظه سپاس میگویم .
نشان های دریافت شده
سلام استاد…خبر خوشحال کننده ای دادین،ممنون.
مطالب آموزنده ای بود،اینکه این چیزی که تا الان دارم تجربه میکنم به اندازه ۹۰ درصد میشه گفت اونچیزیه که تحت تربیت والدین بوده طرز دیدگاه اطرافیانم بوده و بصورت فرمول در من ذخیره شده و دارم تجربه میکنم ….
اون چیزی که الان میخوام مهم نیست،بلکه مهم انتظار من از هر چیزیه،که طبق فرمولهای ذهنیم هست
من الان برا اینکه بتونم اون چیزی را که میخوام بهش برسم و تجربه کنم باید فرمولهای ذهنیم را تغییر بدم …انتظارمو نسبت به هرچیزی هم راستا کنم با اون چیزی که میخوام .و بعدش ببینم چقد راحت و طبیعی دارم همه چیزای خوب را تجربه میکنم و از زندگیم لذت میبرم.