تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی: «تا کی میخوام این شکم رو حمل کنم؟!»
یا بعد از هر رژیمی که رها کردی، یه صدایی توی سرت بگه: «باز برگشتی سر خونه اول؟»
اگر جوابت بلهست، خبر خوب اینه که این بار ما نمیخوایم از رژیم و ورزش و کالری شماری و زود خوابیدن و زود بیدار شدن بگیم…
اینجا قراره با روش ذهنی برای لاغری وارد یه مسیر تازه بشی؛ مسیری که از درون ذهن تو شروع میشه، نه از یخچال یا ترازو.
در قسمت اول از رمز و راز متناسب شدن با ذهن، دربارهی تصویرسازی ذهنی، تغییر باورها و فعالسازی سیستم جهتدهی مغز صحبت کردیم.
حالا در قسمت دوم، میخوایم بریم سراغ هفت گام مهم که به تو کمک میکنن در این مسیر بمونی، رشد کنی و نتیجه بگیری.
در این جلسه میآموزیم:

۱. 🎯 آیندهات رو واضح ببین؛ با ذهنی بیدار
یه لحظه وایسا…
فکر کن اگر هیچ تغییری نکنی، همین سبک زندگی، همین خوردنهای بیفکر و همین بیتوجهی به نیازهای واقعی بدنت… تو رو تا کجا میبره؟
ده سال دیگه رو تصور کن:
👚 لباسهایی که هر سال باید گشادتر بخری،
🫁 پلههایی که با هر قدم، نفسنفسزدنت بیشتر میشه،
🩺 دکترهایی که با لبخند نگران، درباره قند خون و چربی بالا باهات صحبت میکنن…
اینا فقط اتفاقات آینده نیستن؛ اینا زنگهای خطرن، صدای بلند ذهنته که داره میگه: «بیدار شو! وقتشه مسیر رو عوض کنی.»
و اینجاست که روش ذهنی برای لاغری وارد میشه؛ نه با شمردن کالری، نه با حذف ناهار و شام، بلکه با بیدار کردن خودت. با ساختن تصویری شفاف از آیندهای که نمیخوای، و تبدیلش به موتور حرکتی برای ساختن آیندهای که واقعاً لایقشی.
مغز ما عاشق آیندهست، ولی فقط وقتی تصویری روشن و احساسی از اون داشته باشه، میتونه برای رسیدن بهش بجنگه.
وقتی تو با تمام وجودت ببینی که اگه همینطوری ادامه بدی، چی در انتظارت خواهد بود، اون وقت مغزت دیگه نمیتونه بیخیال بمونه. اینجاست که ناخودآگاهت فعال میشه، و کمکم به جای مقاومت، شروع میکنه به همکاری.
روش ذهنی برای لاغری دقیقاً همینجاست که شروع میشه:
از بیداری ذهن، از آیندهسازی، از تجسم، از ساختن یک «چرا»ی عمیق برای تغییر.
چرا باید لاغر بشی؟ فقط برای لباس؟ نه! برای زندگیای که توش سبکبال قدم میزنی، راحت نفس میکشی، و توی آینه با لبخند خودتو تحسین میکنی.
بنابراین همین حالا چند دقیقه وقت بذار. چشمهاتو ببند. آیندهای که نمیخوای رو ببین. احساسش کن. ناراحت شو. خسته شو. و بعد، انتخاب کن که عوضش کنی.
🌱 این فقط یک خیالپردازی نیست.
این قدم اوله در روش ذهنی برای لاغری؛ مسیری که از ذهن شروع میشه و به جسم میرسه.
۲. 🧭 هر روزت باید همسو با هدفت باشه
چاقی یکشبه ایجاد نشده، پس تناسب هم یکشبه بهدست نمیاد.
این جمله شاید کلیشهای باشه ولی پشتش یک حقیقت بزرگ خوابیده: استمرار مهمتر از سرعت است.
پس از خودت بپرس:
- امروز چه کاری میتونم انجام بدم که یک قدم به متناسب شدن نزدیکتر باشم؟
- آیا انتخاب غذای امروز من، با هدفم هماهنگه؟
حتی قدمهای کوچک مثل نخوردن یک شیرینی اضافه، یا کمی آهستهتر غذا خوردن، اگه با آگاهی ذهنی باشه، یه گام بزرگه.
چاقی نتیجهی انتخابهای تکراریه، انتخابهایی که روزانه، ناخواسته و بعضی وقتها ناآگاهانه انجام دادی.
و حالا وقتشه با روش ذهنی برای لاغری ورق رو برگردونی؛
این روش نمیخواد تو یهشبه همه چیزو تغییر بدی. نمیگه از فردا دیگه هرگز شکلات نخور!
نمیگه هر روز ورزش کن تا از پا بیفتی! نه… چون این کارها اگر مدت ها انجام بشن فقط می تونند ظاهر ماجرا رو تا حدودی درست کنند.
اما روش ذهنی برای لاغری از تو میخواد روزت رو آگاهانهتر زندگی کنی. همین!
به جای دویدن دنبال نتیجهی سریع، از خودت بپرس:
امروز، فقط امروز، چطور میتونم یه قدم کوچیک ولی ذهنی بردارم به سمت لاغری؟
آیا این غذایی که میخورم، انتخاب خودمه یا یک عادت ناخودآگاه؟
آیا دارم برای رفع گرسنگی میخورم یا برای فرار از احساساتم؟
حتی کارای کوچیکی مثل:
🥄 بدون هیجان مثبت یا منفی غذا خوردن،
🚫 گفتن «نه» به اون شیرینی اضافه،
💧 نوشیدن آب برای رفع تشنگی به جای هر نوشیدنی دیگه،
🧘♀️ یه لحظه مکث و توجه به احساس واقعی گرسنگی،
اگه با ذهنی آگاه انجام بشه، تبدیل میشن به قدمهای طلایی در مسیر روش ذهنی برای لاغری. چون این مسیر دربارهی کنترل نیست؛ دربارهی درک کردنه.
درک بدنت، درک ذهنت، درک دلیلهای واقعیای که باعث خوردن میشن.
وقتی هر روزت با آگاهی بگذره، حتی اگه سرعتت کم باشه، اما مسیرت درسته. و تو با هر انتخاب کوچک، داری ذهن جدیدی میسازی؛ ذهنی که دیگه نیاز به چاقی نداره.

۳. 👏 خودت رو تشویق کن؛ از ته دل
ذهن تو یه همراه قدرتمنده…
اما دقیقاً مثل یه کودک کنجکاو و حساسه؛
وقتی کاری درست انجام میدی، اگه تشویقش نکنی، ممکنه دلسرد شه.
اما اگه از ته دل بهش بگی:
«آفرین! این همون قدمیه که قراره منو به تناسب برسونه»
اون وقت ذهن شروع میکنه به همکاری، به ساختن مسیر تازهای به اسم روش ذهنی برای لاغری.
برخلاف رژیمهایی که با اجبار و محرومیت جلو میرن، توی این روش، هر انتخاب آگاهانهای یک پیروزیه.
و هر پیروزی، حتی اگه کوچیک باشه، باید دیده بشه، حس بشه و جشن گرفته بشه.
لازم نیست جایزه بخری یا شیرینی بخوری برای تشویق خودت!
کافیه:
✨ با لبخند به خودت نگاه کنی توی آینه
✨ بگی «من دارم ذهنم رو تربیت میکنم. این یعنی موفقیتم شروع شده.»
✨ یا حتی با یه حرکت کوچیک، مثل بستن مشت و گفتن “YES!” حس قدرت رو توی بدنت بیاری
تشویق کردن، یکی از ستونهای اصلی در روش ذهنی برای لاغریه. چون:
- باعث میشه ذهنت ارتباط مثبت بین انتخاب سالم و حس خوب بسازه
- بهت انگیزهی درونی میده برای ادامهی مسیر
- و مهمتر از همه: اعتمادبهنفس رو از درون تقویت میکنه، نه با عدد ترازو
تو وقتی خودت رو بابت یه «نه گفتن» به خوراکی بیموقع، یا حتی فقط توجه به احساساتت بهجای پرخوری تشویق میکنی،
داری نشون میدی که ذهن تو آمادهی لاغر شدنه.
و این یعنی:
🧠 ذهنی که میفهمه،
❤️ ذهنی که حمایت میشه،
🌱 ذهنی که تشویق میشه،
بهمرور تبدیل میشه به یه ذهن متناسب.
۴. 🔁 تکرار کن میتونی از روش ذهنی برای لاغری موفق بشی
هر چیزی از ذهن شروع میشه؛ حتی همون چاقیای که سالهاست باهاش درگیری، اونم یه زمانی فقط یه فکر ساده بود. یه باوری که آرومآروم جا خوش کرد توی ذهن.
حالا وقتشه همون مسیر رو برعکس بری؛ با روش ذهنی برای لاغری و نقطهی شروعش، فقط یک جملهست؛
جملهای که باید مثل یه ورد روزانه، مثل یه دعای آگاهانه، هر روز توی ذهنت تکرار بشه:
نه چون جادوییه بلکه چون ذهن تو عاشق تکراره.
هر چیزی که زیاد بشنوه، باورش میکنه. و وقتی باور کنه، تازه شروع میکنه به ساختن مسیر جدیدی در مغزت؛ مسیر لاغری، نه با اجبار، بلکه با آگاهی و عشق.
✨ به خودت بگو:
- «همونطور که چاق شدم، میتونم متناسب بشم؛ چون ذهنم همون ذهنه، فقط مسیر رو عوض میکنم.»
- «مهم نیست چند وقت طول بکشه، من دارم یاد میگیرم از بودن در مسیر لذت ببرم.»
- «هر روز دارم بهتر فکر میکنم، بهتر انتخاب میکنم، و همین یعنی دارم متناسبتر میشم.»
این جملهها فقط کلمات نیستن.
تاکیدهای ذهنی مثبت هستن که سلول به سلول مغزتو دوباره سیمکشی میکنن.
به این فرایند در علوم اعصاب میگن “نوروالاستیسیته”؛ یعنی انعطافپذیری مغز.
نوروالاستیسیته (Neuroplasticity) به توانایی مغز برای تغییر و سازگاری در ساختار و عملکرد خود در پاسخ به تجربیات، یادگیری، آسیبها یا تغییرات محیطی اشاره دارد. این ویژگی به مغز امکان میدهد تا مسیرهای عصبی جدید ایجاد کند، اتصالات موجود را تقویت یا تضعیف نماید و به طور کلی خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
برخلاف باورهای قدیمی که تصور میکردند مغز پس از دوران کودکی تغییر نمیکند، تحقیقات نشان دادهاند که مغز انسان در تمام طول عمر قادر به تغییر و تطبیق است. این انعطافپذیری عصبی نقش مهمی در فرآیندهایی مانند یادگیری مهارتهای جدید، بهبود پس از آسیبهای مغزی و تغییر عادات رفتاری ایفا میکند.
و این یعنی:
با تکرار، تمرین و باور، میتونی ذهن چاق رو تبدیل کنی به ذهن متناسب.
همهی اونهایی که با روش ذهنی برای لاغری موفق شدن، از همین نقطه شروع کردن:
📍 باور کردن توانایی ذهن
📍 تکرار جملات مثبت
📍 و پایداری در مسیر
پس تو هم همین حالا جملهی مخصوص خودتو پیدا کن و هر روز، با احساس، با حضور، با لبخند، تکرارش کن.
چون ذهنی که باور کنه میتونه لاغر بشه، دیر یا زود، لاغر میشه.

۵. 🌐 متناسب شدن رو به همه ابعاد زندگیات گره بزن
چاقی فقط حاصل پرخوری نیست؛ بلکه محصول مجموعهای از عوامل پیچیده است: از سبک زندگی پرشتاب و بیتوجه به نیازهای واقعی بدن گرفته، تا انتخابهایی ناآگاهانه که سالها بدون فکر تکرارشان کردیم؛ حتی روابطی که با آدمها، غذا و حتی با خودمون داشتیم.
گاهی اضافهوزن، صدای خاموش سالها نادیده گرفتن احساساته؛ صدای خستگیهایی که با خوراکی ساکتش کردیم و رنجهایی که راهی جز خوردن برای تسکینش بلد نبودیم.
تو با روش ذهنی برای لاغری یاد میگیری که متناسب شدن فقط به معنی کمخوردن نیست؛ یعنی تغییر در طرز فکر، در احساسات، در انتخابها، و حتی در آدمهایی که دور و برت هستن.
مثلاً:
- دیر خوابیدن، بدن رو توی حالت استرس و گرسنگی عصبی نگه میداره.
- رفاقت با آدمهایی که پرخوری رو عادی و حتی بامزه میدونن، روی ذهن اثر میذاره.
- پاداش گرفتن با خوراکی، یعنی شرطی شدن مغز به لذت آنی بهجای رضایت بلندمدت.
حالا وقتشه با روش ذهنی برای لاغری، این الگوها رو از ریشه بازنویسی کنی.
از خودت بپرس:
- آیا زمان خواب من با بدن سالم و ذهن متناسب همراستاست؟
- آیا آدمهایی که باهاشون وقت میگذرونم، منو در مسیر تناسب حمایت میکنن یا ازم انرژی میگیرن؟
- آیا میتونم پاداشهامو از شیرینی و چیپس، به مراقبت از خود و حس خوبِ پیروزی تغییر بدم؟
یاد بگیر به جای مبارزه با چاقی، محیط و ذهن و احساساتت رو طوری تنظیم کنی که خودبهخود به سمت تناسب برن.
چون تو با روش ذهنی برای لاغری، فقط وزن کم نمیکنی… بلکه یک نسخهی تازه از خودت رو خلق میکنی؛ کسی که در همهی جنبههای زندگی، آگاهانهتر و متناسبتر قدم برمیداره.
۶. ☀️ نیمهی پر لیوان رو ببین (حتی اگه تهش فقط یه قُلپ امید باشه!)
تو تغییر کردی! حتی اگه هنوز روی ترازو عدد جدیدی ندیدی، حتی اگه اون شلوار سایز ۳۸ هنوز یهذره گیر میکنه، یه چیز خیلی مهم اتفاق افتاده: ذهنت داره متحول میشه.
و این یعنی تو وارد مسیر روش ذهنی برای لاغری شدی؛ مسیری که با تغییر فکر شروع میشه و به تغییر جسم ختم میشه.
شاید دیگه شبها با عذاب وجدان نخوابی. شاید وقتی شکمت صدا میکنه، اول از خودت بپرسی: «گرسنهام یا خستهام یا بیحوصلهام؟»
یا شاید امروز، برای اولین بار، بهجای سرزنش، با مهربونی با خودت حرف زدی.
آفرین! اینا فقط ظاهرش کوچیکه. ولی برای مغز، یعنی ساختن اتوبانهای عصبی جدید؛ یعنی هموار شدن مسیر روش ذهنی برای لاغری.
یادت باشه، مغز ما عاشق دیده شدن موفقیتهاست. پس حتی برای:
✅ رد شدن از یه شیرینی خامهای وسط مهمونی
✅ گفتن “نه” به غذای اضافهای که فقط از روی تعارفه
✅ بستن چشم به عدد ترازو و باز کردن دل به احساس سبکی و رضایت
✅ گوش دادن به صدای بدن موقع سیری
✅ یا حتی همون جمله ساده: “من در مسیرم، حتی اگه هنوز به مقصد نرسیدم”
👏👏👏 تشویق لازم داری!
خودت رو تحسین کن. از خودت قدردانی کن. این نگاه مهربون به مسیر، بخشی از قلب تپندهی روش ذهنی برای لاغری است.
چون تو داری با ذهنی بیدار و قلبی امیدوار، پلهپله خودت رو از نو میسازی… و این ارزشمندتر از هر عددیه که روی ترازو میاد.
۷. 📝 بنویس، فکر کن، نقشه بکش!
تو ناخدای کشتی ذهنت هستی و بدون نقشه، هیچ کشتیای به مقصد نمیرسه!
روش ذهنی برای لاغری به تو یاد میده که چطور با نوشتن و برنامهریزی دقیق، مسیرت رو شفاف و هدفمند کنی.
هر روز یا هر هفته، زمانی اختصاص بده به این سه سوال مهم:
- چه چیزهایی باعث میشن از مسیر لاغری و تغییر ذهنت دور بشی؟
- چه عادتها و تفکراتی بهت انگیزه و قدرت میدن که ادامه بدی؟
- چطوری میتونی هفتهی بعد، بهتر و قویتر از هفتهی قبل عمل کنی؟
وقتی این سوالات رو روی کاغذ میآری، داری مغزت رو برای موفقیت آماده میکنی. چون سیستم RAS (Reticular Activating System) یا سیستم جهتیابی مغز، با این تمرین فعال میشه و باعث میشه بیشتر به فرصتها و راهحلهایی که به هدفت مرتبطاند، توجه کنی.
این کار ساده ولی قدرتمند، باعث میشه هر روز با ذهنی متمرکزتر و هدفمندتر، در مسیر روش ذهنی برای لاغری قدم برداری و موفقیت رو نزدیکتر از همیشه حس کنی.
پس قلم و دفترتو بردار و شروع کن؛ نوشتن، اولین قدم برای ساختن ذهن متناسب و جسم سالمه.
نتیجهگیری: ذهن تو، کلید طلایی لاغر شدن با روش ذهنی برای لاغری است!
دوست عزیز و همراه گرامی،
یادت باشه که تو لازم نیست کامل باشی، و لازم نیست یکشبه به وزن ایدهآلت برسی. لاغر شدن، مثل هر تغییر بزرگ دیگهای، یک سفره که با قدمهای کوچک و مداوم ساخته میشه.
راز موفقیت تو در این مسیر، تغییر نگاه و روش ذهنیه؛ یعنی اینکه بتونی متفاوت فکر کنی، متفاوت احساس کنی و متفاوت عمل کنی.
۷ رمز سادهای که با هم مرور کردیم، در واقع کلیدهای قدرتمندی هستن که درِ دنیای روش ذهنی برای لاغری رو به روت باز میکنن. این روش، برخلاف رژیمهای سخت و محدودکننده، مسیرت رو از جادهی آگاهی، پذیرش و بیداری ذهن عبور میده.
دوره آموزشی ورود به سرزمین لاغرها دقیقا همون جادهای که تو رو به آرامش، اعتماد به نفس و تناسب واقعی میرسونه.
با یادگیری روش ذهنی برای لاغری در این دوره، به جای جنگیدن با خودت، یاد میگیری که با مهربونی و هوشمندی ذهن و بدنت رو همراه کنی. در این مسیر، هر قدمی که برمیداری، هر انتخاب آگاهانهای که انجام میدی، یک پیروزی بزرگه.
پس از همین امروز، ذهنت رو به عنوان بهترین دوست و همراهت انتخاب کن.
باور کن: ذهن تو راز لاغر شدنه و تو قدرت داری که این راز رو با روش ذهنی برای لاغری به واقعیت تبدیل کنی.
آیندهی متناسب و سالم، نزدیکتر از اون چیزیست که فکر میکنی. فقط کافیه بخوای و شروع کنی!
✍️ تمرین خودشناسی روش ذهنی برای لاغری
تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی: «تا کی میخوام این شکم رو حمل کنم؟!»
یا بعد از رها کردن یه رژیم دیگه، اون صدای آشنا توی سرت بگه: «باز برگشتی سر خونه اول؟»
حالا وقتشه یه لحظه بایستی، عمیق نفس بکشی و با خودت رو راست باشی…
به سؤالات زیر فکر کن و اگه دوست داشتی، پاسخت رو توی بخش دیدگاهها بنویس؛ چون نوشتن، ذهن رو شفافتر میکنه و قدم بزرگیه برای شروع تغییر:
- چه تصویری از آیندهات داری، اگه هیچ تغییری نکنی؟ آیا اون تصویر خوشحالت میکنه یا ناراحتت؟
- اگه فقط یک دلیل برای متناسب شدن داشته باشی، اون یک دلیل چیه؟ (واقعیترین و عمیقترین دلیل ذهنیات)
- امروز، فقط امروز، چه کار کوچیکی میتونی انجام بدی که با هدفت همسو باشه؟
- آخرین باری که خودت رو بابت یک انتخاب درست تحسین کردی کی بود؟ چرا این کار رو بیشتر انجام نمیدی؟
- یه جملهی تأکیدی که تو رو به سمت لاغری ذهنی سوق بده بنویس و روزی چند بار با خودت تکرار کن. چی میتونه باشه؟
💬 حالا نوبت توئه! توی بخش دیدگاهها بنویس که چه چیزی بیشتر از همه ذهنت رو درگیر کرده؟ کدوم سؤال روش ذهنی برای لاغری برات چالشبرانگیزتر بود؟
پاسخهات میتونه الهامبخش بقیهی دوستانی باشه که دارن همین مسیر رو طی میکنن ❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.04 از 57 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام،بله من بارها جلوایینه رفتم واین جملات روتکرارکردم چه هیکلی هست من دارم چراشکم بزرگه کی میخواداب بشه ودنبال رژیم گرفتن البته قبل ازدواج رزیم گرفتم خوب لاغرکردم حتی دستگاه هم زدم سونای گرم هم رفتم خوب کمکم کردامابعدازدواج رها کردم چاقترشدم ،تامدتها این چاقیه بامن بوددوباره شروع کردم برنامه ازیه دکترتورشت گرفتم دیدم اصلا برنامش بدردنمیخوره رها کردم تابایه دکترتواینستااشناشدم ایشون یزدبود دیدم اطلاعات خوبی داره ازش برنامه میگرفتم واجراکردم چون بخاطرباردارشدن مجبوربودم امابعدش دیدم نمیتونم رها کردم البته همسرم گفت نمیتونی منم براهمیشه رزیم روگذاشتم کنار سوال دوم من الان چون باروش ذهنی اشناشدم ودیگه ذهنم وافکارم بااین روش خوگرفته من تواین مدتی که هستم لیزنخوردم گاهی شده کمرنگ باشه حضورم بخاطرکسالت اما همیشه خوندم نوشتم واجراکردنه مهمه اونم دارم بهتریادش میگیرم واجرامیکنم اصلا توفکراینده نیستم ازاستادیادگرفتم نه غصه گذشته روبخورم نه اینده چون هنوزاینده نیومده پس توهمین زمان حال زندگی میکنم مهم الانه اگریکم طول بکشه لاغری اشکال نداره مهم تربیت ذهن من هست دربرابرغذاها واکنش خوب بده نترسه بادوتالقمه اضافه خوری نگرش نیادسراغم من طبق تصویرسازی که میکنم مطمعنم ذهنم میره به سمت اون هدف باهاش همراه میشه وقتی ذهنم باجسمم هماهنگ شدمن متناسب میشم واصلا ناراحت نیستم که چراهنوزبه اون هدف دلخواهم نرسیدم بایدزمان دادوصبوربوددهنم یک شبه چاق نشدیک شبه لاغربشه سوال سوم من بیشتردوست دارم ذهنم تربیت بشه وزبان لاغری رویادبگیره رفتارهاوعادتهای بدبره کنار ومن ارام باشم وباارامش غذابخورم موقع سیری بگم نه ولع نداشته باشم بعد سلامتی مهمه سوال چهارم امروزمن بیام طبق انچه استادگفتن اجراکنم ومسیرروباارامش طی کنم بیشتربفکرسلامت جسم وروحم باشم سوال پنجم اشنایی باسایت واجرااین روش وازهمه مهمتربعدجنگ دارم مسیرمودرست میرم چقدرمتوجه اشکلاتم شدم همش لطف خدابوده وهست،سوال ششم دهنم بی تربیت بوددارم تومسیردرست تربیت میکنم من لایق یک اندام متناسبم بفکرسلامتیم هستم وپرخوری نمیکنم
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
لحن صمیمیانه این دوره و حقیقتی ک مطرح میکنه ی جاهایی ادم رو تا مرز گریه میبره و ی جاهایی تلنگرهایی ک نیاژترو بهت میزنه و البت ک ی جاهایی هم اونقدر بهت انگیزه و امید میده ک خودتم نمیدونی این لبخند رو لبت از کجا اومده و از ته قلبت داری لذت میبری و امید وار شدی و خودتو باور کردی
۱ این سوال ی لحظه خیلی منو ترسوند ی لحظه احساس کردم قلبم ریخت
اگ قرار باشه من برای خودم تلاش نکنم و مسیر اشتباهمو برم چ بلایی قراره سرم بیاد قراره چی بشع
قراره ایندم چی بشه
ارزوهام چی بشه
اهدافم چی بشه
ن اصلا اصلا هیچ سازگاری با چیزی ک من در اینده میخوام نداره
اصلا هیچ ربطی ب یلدای من ندارع
نمیتونه داشته باشه و من باتصور کوتاهشم تا دمه گریه رفتم و چثدرر ترسیدممم و چقدذ قلبم ریخت و چ قدر این ترس لازم بود ک ذهنت بیدار بشه و هوشیار بشه و بفهمه چرا اینحاست چرا این اگااهی ها داره بهش دادهمیشه و چرا باید در مسیر تناسب ب ما کمک کنه و مسیرش رو عوض کنه
۲.در حال حاضر اگر فقط و فقط ی دلیل برای لاغری وتناسب اندام داشته باشم
قطعا اون. دلیل یلداعه .قطعا اون دلیل خودمم .برای خودمم .برای زندگیم .برای ارزوهام.برای اهدافم .برای یلدا
من باید متناسب بشم
ب قول یکی از فایلهای صد گام دیگ یا میمیرم یا متناسب میشم
بسه دیگ .مسیر اشتباه و دور بودن اژ فطرت واقعی بسه دیگ
هر راه اشتباهی ی دور برگردون داره و دیگ باید برگست دیگ باید برای همیشه برگشت و ساخت اون زندگیی ک لایقشی و میخوایش
اولین و اخرین دلیلم و مهمترینش خودمم با افتخار خودمم (اینهم ب لطف دوره هاست )
۳.خیلیی خیلیی خودم دوست دارم کمی اهسته تر غذا بخورم و ب این نکته توجه کنم چون خودم دوست ندارم طریقه غذا خوزدنم رو و ب نظرم باید اصلاخ بشه چون درست نیست. و یکی دیگ اینک ب فرمان گرسنه گی و سیری توجه کنم و کمی اگاه تر باشم و اگاه تر رفتار کنم .
۴.اخرین بار وقتی ک ورزشهای توی خونمو انجام داد و و تحت هر شرایطی صدگام رو با افتهار ب اتمام رسوندم بود وچقدر ب خودم و اراده ام و انکیزم افتخار کردم
افتخار کزپم ک خودم شدماولیت خودم و دارم برای خودم با تمام وجودم تلاش میکنم تابسازم ادمی ک دوست دارم باشمو و خب معمولا یادم میره خودمو برای چیز های کوچک تشویق کنم ولی خب طبق این فایل این رو هم میازم جزو کارهای اگانه چون برام خیلی توضیحات منطقی و حالب بود
۵.لاغر شدن اسانترین کار دنیاست
من روز ب روز لاغر تر متناسب تر و قشنگتر میشوم
ی جمله هم در این متن بود ک دوستدارم اضافش کنم ب جملات خودم چون حالمو خوب میکنه
من میتونم باقدرت ذهنم متناسب بشم
ممنون ازاگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
پاسخ به سوالات … تمرین خودشناسی روش ذهنی برای لاغریتا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی: «تا کی میخوام این شکم رو حمل کنم؟!»یا بعد از رها کردن یه رژیم دیگه، اون صدای آشنا توی سرت بگه: «باز برگشتی سر خونه اول؟»حالا وقتشه یه لحظه بایستی، عمیق نفس بکشی و با خودت رو راست باشی…به سؤالات زیر فکر کن و اگه دوست داشتی، پاسخت رو توی بخش دیدگاهها بنویس؛ چون نوشتن، ذهن رو شفافتر میکنه و قدم بزرگیه برای شروع تغییر:• چه تصویری از آیندهات داری، اگه هیچ تغییری نکنی؟ آیا اون تصویر خوشحالت میکنه یا ناراحتت؟
• باید بگم این اضافه وزنی که در حال حاضر دارم در مقایسه با چاقی جسمی بعضی ها زیاد نیست و آنچنان نگران کننده هم نیست . دو تا خواهر لاغر دارم که دوست دارن به توپولی من باشن مطلعم که چه اقداماتی کردن که یه چند کیلو به وزنشون اضافه کنن اما موفق نشدن خواهر کوچیکه گاهی با خنده میگه کاش می شد با یه عمل یا ساکسشن چربیای تن تو رو بکشن تزریق کنن به بدن من …که خوب دوتایی کلی به این فکر می خندیم …. خلاصه اینکه ۱۵ کیلو اضافه وزن مقدار آنچنان زیادی نیست که فکر کنم اگه هیچ تغییری نکنم خیلی ناراحت میشم بارها از اطرافیانم شنیدم که میگن تو خوبی فقط از این که هستی چاقتر نشو ..مراقبت کن از این چاقتر نشی … چیزی که در قبل از ورود به این دوره ها باعث نگرانی من بود ترس از چاقتر شدن بود …که حالا این ترس رو به کل ندارم می دونم که در مسیری هستم که اگر هیچ تغییری نکنم لا اقل دیگه چاقتر نمیشم ..و این خودش خیلی جای شکرگذاری داره … اگر موفق بشم با پیشروی در این مسیر ۱۰ کیلو کم کنم عالی میشه .. و این ایده یک رویای نشدنی نیست همانطوری که چند سایز بدون رژیم و ورزش کم کردم پس اگر نا امید نشم و پرانگیزه ادامه بدم و باز هم روی تغییر رفتارم همسو با متناسب شدن توجه و تمرکز کنم قطعا به این هدف متعالی خواهم رسید …• اگه فقط یک دلیل برای متناسب شدن داشته باشی، اون یک دلیل چیه؟ (واقعیترین و عمیقترین دلیل ذهنیات)...
• اون یک دلیل می تونه دیدن اندام متناسب و شکمی صاف و تخت و حس سبک بودن در این حالت و دیدن خودم با لباسای خوش فرم و خوشرنگ جلوی آینه باشه ….• امروز، فقط امروز، چه کار کوچیکی میتونی انجام بدی که با هدفت همسو باشه؟
• این کار کوچیک می تونه این باشه که به تحریک بینایی و مرور ذهنی تشویق کننده به خوردن قاطعانه نه بگم و دنبالشو نگیرم و فورا حواسمو به یه کار دیگه بدم تا احساس قدرت کنم و بتونم انتظار بیشتری برای لاغری در خودم بوجود بیارم • آخرین باری که خودت رو بابت یک انتخاب درست تحسین کردی کی بود؟ چرا این کار رو بیشتر انجام نمیدی؟
• آخرین بار همین امروز بعدالظهر بود از خواب بیدار شدم میل به خوردن داشتم اما مقاومت کردم چیزی نخوردم گفتم شاید تشنمه یک فنجان آب خوردم میلم به خوردن فرو نشست ..و حس خیلی خوبی به خودم و رفتارم پیدا کردم و خوشحال شدم …بخوبی حس رضایت از نوشیدن آب به جای هر نوشیدنی دیگه داشتم ..این یک عادت جدیده که هنوز در وجودم نهادینه نشده … احساس می کنم بدنم بیش از غذا به آب احتیاج داره اما من کمتر به این نیاز واقعی بها میدم .دلیلش عادت نداشتن به بی مزه بودن آبه اما می تونم برای تشویق خودم به نوشیدن آب به خودم بگم تو وقتی صبح و عصر از خواب بیدار میشی یک لیوان آب بخور اونوقت اجازه داری یک دونه شکلات کوچولو و خوش طعم رو مزه چشی کنی یا یک قاشق عسل موم دار بخوری لذت ببری…. اینجوری کم کم می تونم به بی مزه بودن آب عادت کنم و حداقل روزی ۵ فنجون آب بنوشم و چند وقت بعد فنجان رو با لیوان عوض کنم ….و یک عادت سودمند همسو با متناسب شدن رو در خودم پایه گذاری کنم …• یه جملهی تأکیدی که تو رو به سمت لاغری ذهنی سوق بده بنویس و روزی چند بار با خودت تکرار کن. چی میتونه باشه؟
• تکرار این جمله برام بسیار با اهمیته :• با قدرت و نیروی ذهن میشه خیلی خوب متناسب شد …..
• و اینکار با تنظیم اهرم رنج از چاقی و لذت از متناسب شدن همراه با تصویر سازی و احساس خوب پایدار امکانپذیره ….
سلام خدمت هم دوستان گل
خوب بریم سراغ جواب سوالات
آخرین بار خودم تحسن کردم یک ساعت پیش بود اون هم تحسین برای تصمیم نبود، داشتم به خودم قوت قلب میدام که چقدر خوب ودوستداشتنی هستم
نشان های دریافت شده
سلام من گذشته چاقم شکمم خیلی بزرگ بودقبل ازدواج رژیم گرفتم ورزش ودستگاه اب کردن چربی خلاصه لاعرشدم بعدازدواج دوباره چاقترشدم بعدابرابچه دارشدن دوباره رژیم گرفتم شکم یکم جمع شدولی بعدزایمان دوباره شکم بزرگ بود ومن میگفتم خداکنه این شکم وپهلو وباسن اب بشه گاهی ورزش میکردم توخونه دیدم فایده نداره کلا چاق بودم رژیم ورزش انگار جوابگوی بدن چاق من نبودومن میخوردم هیچ رحمی بخودم نمیکردم وهمیشه ذهن ناارام ومیگفتم کاش میشدمنم میتونستم لاغربشم حرف اطرافیان بیشترازارمیداد ازخوراکی هاوغذانمیتونستم بگذرم هربارمیخوردم عذاب وجدان ولم نمیکردوچقدربخودم میگفتم توبی اراده ایی لباس هاگشادبایدمیخریدم ازپله بابدبختی بالامیرفتم قندخون ناشتام بالابود وحالم بدمیشد خیلی به مرزدیابت میرفتم هردفعه روترازومیرفتم چقدرعصبی میشدم ولی زمانی اراده کردم وازخداخواستم راهی جلوم بزاره من بتونم لاغربشم بدون رنج سختی خیلی زوددعام مستجاب شدوباسایت اشناشدم لاغری باذهن ومااز داشتن این نعمت بی اطلاع بودیم اونم قدرت ذهن مافکرمیکردیم خودما رژیم رورها کردیم ولی درروش ذهنی یادگرفتیم نه این دهن ناخوداگاه یاهمون الهه درون ماهست که نمیزاره ما رژیم رو ادامه بدیم چون حالت تنبیه داره براذهن ناخوادگاه ومغزاما حالت تصویری داره ازبس درموردچاقی حرف زدن حتی زمانی رژیم بازفکرچاق شدن بودیم تالاغرشدن رژیم برامعزما معناومفهومی نداره ما یک لقمه میخوردیم ازبس فکرمیکردیم مغزرو متوجه میکردیم این لقمه که من خوردم چاق میشمولی درروش ذهنی بااموزش ها یادمیگیرم این نجوارواروم میکنه دیگه ماتوجهی نداریم به این نجواها مایادگرفتیم غذاهاقدرت چاق کنندگی ندارن این افکارهست بایداموزش ببینه افکاری که سال ها باچاقی سپری کرده الان بایدتبدیل بشه به لاغری لباس گشادالان تبدیل شده به لباس دلخواه ورزش ورژیم اصلا نداریم همچی میخوریم درحدنیازبدن دررزیم ها افکارمنفی وحس وحال داشتیم الان تبدیل شده به افکاروباورلاعرکننده اصلا مسایل ومشکلات دیگران توحه نمیشه حس وحال عالی نه حتماشکلات تلخ خورده بشه نه چایی سبز غذای اضاف دورریخته میشه درروش ذهنی حیفه وپولشودادیم حذف شده قبلا بااینکه معده پربودبازحس گرسنگی داشتیم بخاطرپایین بودن سطح هورمون گرلین بود بدن توفازقحعطی بودتاچربی بیشتری ازطریق خوردن هادخیره کنه ولی درروش ذهنی من متوجه نشدم چربی ها چجوری اب شد حرص ولع نسبت به شیرینجات وفست فودها کم شده الان میخوریم نه باولع طبق میل بدنی قبلا رژیم میگرفتیم همه متوجه میشدن تازه استرس میگرفتیم چقدرفشارروانی رومابودولی درروش ذهنی کسی متوجه نمیشه اگرم ازمامیپرسن چیکارکردی لاغرشدی مامیگم کاری نکردیم ذهن ناخوداگاه من یادگرفته باتصویرسازی که انجام میدم هماهنگ شده ومن به اون اندام دلخواهم برسم هرروزیک تامی وقت گذاشته میشه وفایل روگوش میکنم وحل تمرین باحس وحال خوب ودرپایان تشکرمیکنم ازاستادبخاطرزحماتی که میکشن واین همه مطالب برامامیزارن
نشان های دریافت شده
با سلام من تصویری که از آینده خودم دارم یک جسم متناسب ، زیبا ، و سالمه😍 .وقتی باخودم فکر میکنم که دارم روی ذهنم وتغییر باورهام. کار میکنم نسبت به آینده امیدوار هستم البته یک مسئله ای ذهنم رو کمی ناراحت میکنه پیشرفت کند این روش هست ولی در عوض ماندگاری این نتیجه ای که بدست میارم من رو آروم میکنه
دلیل من برای متناسب شدن رو اینجا میخوام صادقانه بگم واون دلیل اینه که سنم روز به روز داره بالاتر میره وتوی این سن بیشتر سلامتی مهمه !!! ونمیخوام بخاطر اضافه وزن سلامتیم به خطر بیفته البته هنوز هم زیبایی برام مهمه!!!!
امروز من تونستم ریزه خوری هایم را به حداقل برسونم واین به نظرم قدم زیبا وسازنده ای بود
من متاسفانه قبلاً وقتی میخواستم خودم را تشویق کنم برای خودم خوراکی میخریدم اما حالا متوجه شدم با توجه به هدفم باید تشویقی ام خوراکی نباشه پس تصمیم گرفتم از امروز خودم رو با بغل کردن خودم ،تشویق کنم من امروز صبح بعد از خواندن میثاق نامه خودم رو بغل کردم حس خوبی رو تجربه کردم ومیخوام از حالا اینکار رو تکرار کنم🌹🌹
هیچ کس جز خودم همیشه کنارم نمیمونه پس برای ساختن خودم تلاش میکنم💪💪
تشویق کردن خودم که باعث احساس خوب ماندگارتری در من بشه باعث همکاری بیشتر مغزم با من در مسیر هدفم میشه وخوراکی تشویقی زودگذر ونامناسبیه که باید با چیزهای دیگه تعویض بشه واینکار باعث پیشرفت من در مسیر هدفم میشه
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام خدمت شما استاد بی نظیرم و دوستان همراهم.
وقتی جمله ی راز و رمز متناسب شدن رو می بینم ،خیلی زود مطلب رو باز می کنم تا بخونم،
هنوز معلوم میشه ذهنم، بدو دنبال میون بر می گرده .
مثل قدیما و رژیم هاش .
ولی اشکال نداره ،بذار بگرده ،منم راه درست رو بهش نشون میدم .
با روش لاغری با ذهن .
این به نفع منه ،حداقل این یک کار رو خوب یادش دادم .
توی قسمت اول رازهای لاغری از تصویر سازی و تجسم گفتیم .
دیدن هر روز خودم در جسم متناسب که حالمو بی نهایت خوب می کنه .
از تغییر باورهای اشتباه گفتیم و از جهت دادن به ذهن .
حالا امروز می خوام یک گام کوچک بردارم در جهت تناسب اندام و آموزش ذهنم .
امروز مهم ترین مسائل برای من رونمایی شد .
از اینکه چطوری بمونم و جا نزنم ،از اینکه امید رو همیشه با خودم داشته باشم .
امروز تصویر سازی خود چاقم رو انجام دادم و مثل همیشه حالم بد شد .
مادری دارم که ۷۰ سالشونه و وزنشون ۱۱۷ کیلو هست و هر نگاهی که بهش می کنم و زجری که از اضافه وزن می کشه ،تیری در قلب منه .
نمیدونم چطوری می تونم کمکش کنم .
کنارم نیست که براش فایل بذارم و کمکش کنم .
من به چشمم می بینم دردهای چاقی رو .
از نفس نفس زدن تا پا درد ، از لباسی که تنش نمیشه و کفشی که بخاطر ورم پا ،پاش نمی شه .
از خلق تنگش ، عشق به لاغریش .
همیشه میگه ساناز چکار کنم لاغر بشم و قلبم رو به درد میاره .
توی خانواده ی من، بخاطر این وضعیت همه ترس از چاقی دارن و همه مشغول یک کاری برای کاهش وزن و چاق نشدن .
ولی من اینجا یاد گرفتم از چاقی نترسم و مرورش نکنم ،فقط با حال خوب و خوش تصویر لاغری بسازم .
از تصویر سازی چاقی سرم درد می گیره و گریه ام می گیره .
از تصویر چاقی خیلی حالم بد میشه .
لطفا دیگه این کارو نکنیم .
اشکال نداره ،با این حال خرابم ،حداقل میدونم به نفع ذهنم است چون اون دلش نمی خواد منو در اون حال ببینه و راه رو برای من برای رسیدن باز می کنه .
با این همه درد ،نمیدونم چرا وقتی فکر می کنم چرا می خوام لاغر بشم توی جوابش گیر می کنم .
چرا باید دنبال یک هدف خیلی بزرگ باشم .
واقعا اینهمه درد کافی نیست برای جواب دادن .
اینکه سانازی که از سربار دیگران بودن بدش میاد و حاضر نیست به کسی بگه براش آب بیاره ،چطور حاضر میشه در آینده سربار دیگران باشه با دردهاش .
این دلیل خیلی محکمه ، من می خوام متناسب بشم تا مثل کوه همیشه ایستاده باشم و به دیگران کمک کنم .
با نوه هام فوتبال بازی کنم .
با پسرام برم کوه .
دوست ندارم سربار پرستارها و دکترا باشم .
دوست ندارم فرزندانم تمام زندگیشون رسیدگی به من و بیماری های من باشه.
دوست ندارم ،همسرم و فرزندانم برای من غصه بخورن همونطوری که من برای مادرم غمگین میشم .
حالا می خوام بنویسم چطوری باید درستش کنم .
فقط لازمه هر روز یک گام کوچک و یک تغییر کوچک بدم تا همسو با هدفم باشه .
وقتی از خودم پرسیدم ،گام کوچیک من چیه ؟
فکر کردم ،مهم ترینش دنبال کردن آموزش های سایت است ،هر وقت هستم همه چی خوبه ،مخصوصا وقتی دیدگاه می نویسم ،انگار دوپینگ می کنم .
برام نوشتن توی سایت باعث میشه ذهنم خیلی سبک بشه و هر چی توش می گذره رو می نویسم .
هر وقت فقط می خونم و می بینم به قدری خسته میشم از تفکر کردن که چند وقتی باید مطالب رو رها کنم تا انگار دوباره بازسازی بشم .
وقتی اینجام ،برام همه چیزه .
چون نیازی نیست ،حتی یک کار عملی مثل نخوردن یک حبه قند رو انجام بدم، چون خودش انجام میشه ،رفتارهای غذاییم از یک متناسب هم مرتب تر میشه .
نمیدونم چطوری این اتفاق برام می افته ولی وقتی اینجام نیاز نیست آگاهانه رفتار کنم ،لزومی نداره تصمیم بگیرم .
اصلا دیگه میلی به خوردن چیزی پیدا نمی کنم.
گاهی شاید خوردن هام به قدری اندازه است که خودم متعجب میشم و گاها این قدر کم که ترس برم می داره که چرا گرسنه نمیشم
بزرگترین نیازم ،بودن و استمرار داشتنه .
نکات بعدی رو باید خوب آموزش ببینم و عمل کنم .
تشویق خودم .
خیلی برای من مهمه .از خودم راضی باشم .
حتی اگه کار پیش اومد که نیومدم ،حتی اگه یک روز نشد بنویسم .
الان فهمیدم ذهنم احتیاج به تشویق داره مثل یک کودک .
قول میدم برای هر کار مثبتش ،تشویقش کنم .
آفرین به ذهن فوقالعادهای که خداوند در اختیارم گذاشته .
آفرین به من ،مرحبا 👏👏👏👏
این برای من حیاتیه .
رضایت داشتن از خودم و عملکردم .
بزرگ نکردنه نقص هام .
کافیه از ته قلبم یک حال خوش و یک احساس واقعی به عملکردهای درستم داشته باشم .
البته این خودبه خود اتفاق می افته .
وقتی یک کار درست انجام میدم از ته قلبم شاد میشم .
یک راه دیگه ایمان به مسیرم هست .
هر چقدر خودمو دست کم گرفتم و هی گفتم من نمی تونم ،مطمئنم که لاغری با ذهن منو متناسب می کنه و گرنه من الان اینجا نبودم .
واقعا این زمانی که در کنار شما هستم ،زمان کمی برام نیست ،با اینکه بارها زمزمه داشتم که اگه الان رژیم بودی حتما تا حالا لاغر شده بودی .
ولی خودشم خوب میدونه که فقط این راهشه .
باید یادش بگیرم .
جمله ی زیبای
🌟من می تونم با قدرت ذهنم متناسب بشم ، رو خیلی دوست دارم .
وقتی حرف قدرت میشه لذت می برم .
از اینکه توانایی برای منه
از اینکه تغییرات دست منه
دلم می خواست یک عالمه از این جملات می نوشتم و تمام خونه ام رو پر می کردم ولی حیف خجالت می کشم .
دستم می اندازن .
چقدر عالیه که میشه مسیر درست رو دوباره طراحی کرد.
همیشه جای تغییر و بازگشت هست .
تکرار جملات زیبا ،هم شادی برام میاره ،هم ذوق و شوق زندگی و باور جدید و درست .
این کارو یادم میره ، تکرار جملات تاکیدی رو میگم .
باید سعی کنم حتی المقدور ،یکی رو مرور کنم تا فراموشم نشه .
وقتی می خونمشون کلی کیف می کنم ولی ادامه دار نیست گوشی رو میذارم کنار ،یادم میره .
کاش بلد می شدم ،چطوری هر چی رو یاد می گیرم یادم بمونه .
رسیدیم جای اصل کاری
اونجایی که من همیشه توش گیر دارم .
گره زدن متناسب شدن با زندگی .
تازگیها پی بردم ،بیشترین خوردن هام ،احساسیه .
برای اینه که حالم خوب بشه .
هر وقت خواستم چیزی بخورم ،از خودم پرسیدم گفت :
یک چیزی بخوریم شاد بشیم .
یا بعد از هر ناراحتی و غم ،اول دنبال خوردنی گشتم .
خداروشکر مهم ترین دستاوردم ،تازگیها پیدا کردن این مسئله بوده .
و دو روز پیش خیلی فوقالعاده، تونستم ،با آگاهی و حضور ،مشکل احساسی خودم رو پیدا کنم و خودم رو آروم کنم و از پسش بر بیام و از حسم فرار نکنم بلکه درکش کنم و بفهممش و صبر کنم تا بگذره .
عالی بود .
دوست دارم همیشه بهش آگاه بشم و این تمرین خیلی برام مفیده .
عاشقه یک قلپ امید هستم .
کاش برای من باشه.
ای کاش این فایل مثل اسمم باشه و یادم نره .
چقدر طلایی بود .
امید هست که من الان اینجام ولی گاهی نیست .
باید هر روز مراقب همون یک قلپ باشم .
گاهی تموم میشه .
خداروشکر به لطف خداوند باز برمی گرده ولی هیچوقت نباید تموم بشه .
هیچ وقت .
بنویس ،فکر کن ،نقشه بکش .
لاغری با ذهن به یک ناخدای قدرتمند و ماهر نیاز داره که منم ،که من باید باشم .
من باید راه رو درست ترسیم کنم ،تا کشتی درست و صحیح و سالم به مقصد برسه .
چقدر تا حالا ناشی بودم و به صخره خوردم ولی الان دارم ناخدا بودن رو یاد می گیرم .
این نقشه دیگه درسته .
باید توشه سفرم رو کامل ببندم و بپیچم تا در مسیر کم و کسری نیارم .
سه تا سوال مهم یکی از همین توشه هاست که باید بردارمش .
چطوری میشه بین من و مسیرم فاصله می افته ؟
مغزم پر میشه از افکار جورواجور .
هر روز که مطلبی رو بخونم تا شب همش توی ذهنم می چرخه و مرور میشه و اگه دیدگاهم رو دیر بذارم بیشتر مرورش می کنم .
این تکرار افکار و مطالب سایت منو از پا درمیاره .
خسته میشم .
فاصله که بگیرم ذهنم آروم میشه .
انرژیم بر می گرده .
نمیدونم چطوری باید درستش کنم که بتونم هر روز ادامه دار بمونم .
چی بهت انگیزه میده برای موندن ؟
هر وقت تغییراتم رو مرور کنم .
هر وقت یک کاری برای خودم می کنم .
هر وقت آموزش هامو درست انجام میدم .
چطوری می تونم هفته ی بعد بهتر عمل کنم ؟
وقتی هر روز خوب پیش برم و توی مسیر بمونم ،می تونم درست ادامه بدم .
هر وقت همین گام های کوچکم ،دچار چالش بشن ،هر وقت یک اشتباه کنم دیر خودمو می بخشم .
باید همیشه با خودم مهربان باشم و بدونم و تکرار کنم که بدون اشتباه که نمیشه .
تغییر عادت ها زمان بر هست .
باید بمونی و ادامه بدی تا عادت جدید ساخته بشه.
استاد عزیز و گرامیم بی نهایت سپاسگزارم 🙏🌼
در پناه خداوند باشید .
سلام استاد
۷ فرمان طلایی برای لاغر شدن
۱- آینده ات را واضح ببین با ذهنی بیدار
اگر مسیر چاقی را انتخاب میکنی /چاقی بیشتر / مشکلات روحی بیشتر/ بیماریهای بیشتر / احساس بد و ناشکری
اگر مسیر متناسب شدن را انتخاب میکنی / تناسب بیشتر / شاد و سبک شدن / سالم و تندرست شدن / احساس شاد و لذت بردن
همیشه دراین مسیر این سوال را ازخودت بپرس چرا من باید لاغر شوم ؟ فقط برای گشادی لباس و کمتر غذا خوردن است یا برای زندگی بهتر و لذت بردن من زندگی میکنم و راحت نفس میکشم و از همین جا اولین تغییر در ذهنمان شروع میشود
۲- هرروزت را همسو با هدفت شروع کن
باید هرروز از خودمان بپرسیم من امروز چه کاری میتوانم بکنم که یک قدم همسو با لاغری باشد نخوردن یک عدد شیرینی – برنداشتن به تعارف دیگران -آب خوردن به جای شربتهای شیرین و حتی تشویق خودم برای نخوردن یک لقمه و بدانیم تمام این قدم ها نشان میدهد من یک قدم درمسیر است چون لاغری با ذهن یک مسیر درک کردنه نه کنترل کردن خودم
۳- خودت را تشویق کن از ته دل
ذهن ما مثل یک کودک حساس و کنجکاو است و اگر کاری را درست انجام داد و تشویق نشد کم کم دل سرد میشود باید بعد از انجام دادن هرقدم موفق بهش بگی (آفرین این همون قدمیه که قراره من را متناسب کنه ) چون تشویق کردن یکی از ستونهای مهم در روش ذهنی برای لاغری است و با ان میتوان ارتباط سالم و حس خوب را درذهن بسازیم
حمایت و تشویق ذهن = ذهن میفهمه درمسیر درسته = کم کم تبدیل میشود به متناسب شدن
۴- تکرار کن از روش لاغری با ذهن میشه لاغر شد
هرروز با خودت تکرار کن ((من میتوانم با قدرت ذهنم متناسب شوم )) چون ذهن چیزی را که زیاد تکرار بشه را باور میکنه البته نه از روی اجبار بلکه از روی اگاهی و عشق چون مغزو ذهن تا پایان عمر قادر به تغییر و تطبیق خواهند بود و یادگیری را دنبال میکنند .پس با یادگیری فرمولهای لاغری ما متناسب خواهیم شد
ما باید همیشه این موارد مهم را انجام دهیم
۱- باور کنیم توانایی ذهنی داریم
۲- تکرار جملات مثبت در طول روز
۳- پایداری درمسیر برای متناسب شدن
۵- متناسب شدن را به همه ی ابعاد زندگی خودمان گره بزنیم
چاقی فقط پرخوری کردن نیست چاقی حاصل بی توجهی به نیازها بدن وانتخابهای نادرست است که سالها ان را تکرار کردیم
لاغری یعنی تغییر در افکار ذهنمان – تغییر احساسات و انتخابهای درست – تغییرآدمهای دور و برمان ( دوستی بیشتر با افراد متناسب )
۶- نیمه ی پرلیوان را ببین
اگر دیدی تغییر نکردی ناراحت نباش چون ذهنت ابتدا تغییر میکند و ما میتوانیم از طریق احساسمان متوجه تغییرات ذهنمان شویم چون ذهن ما عاشق دیده شدن موفقیت هاست پس هرروز خودت را تشویق کن تا شور و شوق برای ادامه مسیر درما زیاد باشد
۷- بنویس فکر کن و درمورد ان نقش بکش
من خودم مسئول و ناخدای کشتی بدنم هستم پس باید با نقشه درست به مقصد برسم و هیچ کس هم نمیتواند دراین مسیر به من کمک کند چون من هر بدنی یک نا خدا دارد و ان خود من هستم
انتخابهای درستی را درطول روز انجام بدهم – یک لقمه اضافی نخورم – اهسته تر از قبل غذا بخورم – خودم را تشویق کنم که دراین مسیر استمرار دادم و ایمان داشته باشم به تناسب اندام دلخواهم خواهم رسید فقط نباید عجله کنم
نشان های دریافت شده
سلام
چقدر این حرف من رو پرت کرد ب گذشته چاقی تنها حاصل پرخوری نیس
واقعا اینطوریه اونا درگذشته هرموقع مریض میشدم چ در زمان خونه پدری بودم چ زمانی ک ازوداج کردم یجور ادم اضافه بودن یجور اینک دوباره مریض شدن یجور اینک منت سرت بزارند رو حس میکردم حس میکردم تنهام و کسی منو دوس نداره حس میکردم تنهام کسی رو ندارم ک حرفمو بشنوه درک کنه حس میکردم تنهای تنهام وبخصوص زمانیک ازدواج کردم و تنهایی روخیلی بیشتر حس کردم بیشتر تردد شدم بیشتر تنها شدم بیشتر شکستم و حتی نمیدونم چجوری اما بخوردن رو اوردم خودم وخفه میکردم خودمو محبور میکردم ک ادامه بدم سرکوب احساساتم ندیدن خودم اونقدر
ا ینکارو کرد ک با خودم غریبه شدم دیگه با خودم دشمن شدم با خودم ناملایم شدم
والان ک این حرف رو دیدم یادم اومدک من خوردن دوست نداشتم دیدم ک حرفهایی قورت دادم نزدم خوردن تنها پناه من بود مثل خیلیا ک میرن مواد میکشن سیگار میکشن ک دردشونو خاموش کنن من این تنهایی از چیه ایا از اینک من بدبختم یا قربانی ادمهای اطرافم هستم ن این تنهایی ا ز اینک من انتظار داشتم من خدا رو تو زندگیم کم داشتم خدا رو نداشتم پناه میبردم ب خوردنی ها من روی چیزی حساب میکردم ک نتنها کمکم نمیکرد بلکه بهم اسیب میزد یکی میره دنبال رفیق ناباب من رفتم دنبال غذای ک نیاز نداشتم
ومن میبینم ک الان ک پرخوردی من کم شده چرا متناسبتر نمیشم پس این نشون میده ک همه چیز پرخوری نیس افکار ذهن باورهاهم هستن
این ی مسیره ک باید ادامه بدم تا بیشتر تغییر کنم دلیل چاق من پرخوری نیس
افکاری هس ک پشت همه زندگیم هس
گاهی از شدت اون خفگی ک حس میکردم میخوردم
گاهی در جواب ناسپاسی بقیه من میخوردم فک میکردم این یجور سپاس گذاری از خودمه اونها منو ندیدن من خودمو ببینم بخودم برسم اما اشتباه کردم مثل کسی ک پناه میبره ب مواد تا اروم شه تا شاد شده میدونه نابودش میکنه همه چیزشو تا بفهمه اونیک دنبالشه در دورنت خودته خدا وخودت
همیشه میگفتم چرا من ی سرما میخورم ی جایی درد میکنه چرا انقدراینجوری میکنم و امروز این قفل برام باز شدک من اونقدر سرکوفت میشدن ب خاطر سرماخوردی ک از بدنم متنفر میشدم ک چرا مریض شده واین رو یجور بد بودن بدن دشمن بودن بدنم تلقین میکردم یادمه یبار مریض شدم ونتونستم امتحان نهایی رو خوب بدم قبول شدم اما خوب اصلا حالم خوب نبود واون سال گفتن ک نمرات تاثیر داره ت وکنکور ومن ازخودم بدم اومد من بجای توجه بخودم ک چرا اینجوری شدم بیشتر سرزنش میکردم بیشتر باهاش بد میشدم ک چرا بیشتر ناامید میشدم ک چرا چن مسیولیتشو قبول نمیکردم چن فک میکردم ی چیزیک از بیرون بمن تزریق شده اصلا اینو درک نداشتم ک من خودم خالی این بیماری ام و باید مسیولیتشو قبول کنم مسئولیت افکارمو صحبتم توجه
اخرین باری ک خودمو تشویق کردم نمیدونم کیه شاید دیروز اما بیشتر توجه من من باون کاری ک باید بکنم ومن نکردم ن این اون ی ذره تغییر وبببنم اونو گسترش بدم بیشتراون تاریکی رو گسترش میدم چن اینجوری انگار یاد گرفتنم ک قسمت منفی قضیه رو ببینم ن اون قسمت مثبت ویکی هم اینک قسمت منفی برام بزرگتره مهمتره زیاد تره واون تغییر های کوچک ب چشمم نمیاد انگار
چن یاد گرفتم سر کوب کنم راضی نباشم چن همیشه سر کوب شدم همیشه مسخره شدم چن هیچ وقت کسی نگفته ممنونم همیشه دنبال ایراد ها یا خواسته های خودشون بودن منم شاید اینطور باشم
اما الان یاد گرفتم ک خودمو ببینم تحسین کنم اون جوانه کوچک میتونه ب ی د رخت تبدیل بشه
من بارها با رژیم لاغر شدم ا ن درخت رو بهم دادن چی شد از دستش دادم چن درست نبود ی ادم ازنوزادی طی میکنه میاد بزرگ میشه نمیگند ن باید از همون اول زود بزرگ بشه تغییر هم مرحله مرحله هس پس من ب تعییراتم توجه میکنم از خودم قدردانی میکنم این خودش بزرگترین قدم میتونه باشه ک برای متناسب وبودن وبزرگتر از حس خوبم برمیدارم
اگه درمسیر تناسب نباشم اینده دردناک رنج اور بدون شادی رو خواهم داشت در رنج وسختی در منت دیگران و سنگینی در درگیر با خودم با احساسم با سر کوب خودم ک اینو نپوش اینجات معلومه اونو نپوش اونجات میزنه بیرون من خستم از این جنگ بی پایان خستم
من دست صلح بخودم میدم دیروز مانتو خریدم برای فرار از چاقی میخواستم رنگ تیره بگیرم اما ی لحظه ذهنم این اومد ک اگه لاغر بودی کدومو برمیداشتم ومن رنگ کرم رو برداشتم وگفتم من میخوام زندگی کنم لذت ببرم حتی موقعی ک تو خونه پوشیدم زودی گفت ببین چقدر گنده ای ولی من توجه نکردم من این رو ی تغییر میبینم ی نشانه لاغری لاغری داره درمن قدرتمند میشه
من میخوام زندگی با بدنی سبک رو ادامه بدم ولذت ببرم
اگه ی دلیل برای لاغر شدن داشته اباشم خیلی دلیل دارم بارداری راحت میخوام ا اضافه وزن لذت بارداری رو بارز خودم زهر نکنم من میخوام متناسب شم ومتناسب زندگی کنم دلیل دارم خوابم هس من ب خاطر فشاری ک بپام میاد بدون بالش نمیتونم بخوابم وتو رنج وسختی ،هستم ومجبورم هستم نصف شب پاشم و بالشهارو تنظیم کنم تو تخت نمیشه بخوابم این دلیل من برای لاغری ک بدون بالش بخوابم بدن رنج وسختی
چیزی ک این اواخر باعث شد ک تو مسیرم سست بشم سرماخوردی ک و درد کمرو پام بیشتر مریضی باعث میشه
وعصبانیت ک البته درگذشته خیلی بیشتر بوده الان خیلی عالیتر شدم وعالی تر هم خواهم شدک طوری ک ب صفر خواهد رسید اینو ایمان دارم ن
نوشتن باعث میشه حالم خوب باشه واون تشویق اون دیدن تغییرات باعث میشه انگیزه بگیرم دیدن تغییرات اعضای سایت نوشته هاشون خوندن دیدگاه بعضی ا فراد باعث میشه من با شور وشوق برم جلو
با حس خوب میتونم هفته زیباترب رو داشته باشم با نوشتن با تمرکز ب مثبت با گله وشکایت نکردن با دیدن تغییراتم
با توکل کردن بخدا با دیدن خدا با نگرش خداگونه روی خدا حساب باز کردن
سلام روز بخیر استاد مطالب را لطفا بصورت ویس بگذارید
من صداتون را دوست دارم
وقتی صحبت می کنید انگار روب روی من نشسته اید
درحال حرف زدن نصیحت کردن و گاهی دعوا کردن من هستید
دوست دارم احساس تون کنم
متشکرم
شاید بگید من کمی نویسم
ولی زیاد گوش تون می دهم
خدانگهدار