میدونی چیه؟ 🤔
📍 این جلسه ادامه گام ۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
توانایی لاغر شدن توی وجود همه ما هست 💪✨ مخصوصاً افرادی که الان فکر میکنن چاقند 🐘 و راه برگشتی نیست.
اما یه چیزی هست که نمیدونن: این توانایی مثل یه گنجینهی مخفی 🗝️💎 توی وجودشون خوابیده، فقط منتظره بیدار بشه! 🌅
همونطوری که وقتی به دنیا میآییم 👶، بدون اینکه کسی به ما یاد بده چطوری نفس بکشیم 😮💨 یا پلک بزنیم 👀، بدنمون خودش میدونه چطوری زنده بمونه ❤️، رشد کنه 🌱 و بزرگ بشه 📈، توانایی لاغر شدن هم دقیقاً همینجوریه!
در این جلسه میآموزیم:
تواناییهای ذاتی ما و ارتباطش با لاغر شدن 💪🍏
همونطور که از بچگی کمکم تواناییهای مختلفی مثل راه رفتن، حرف زدن و… در ما ظاهر میشه، توانایی لاغر شدن هم یک توانایی ذاتی در وجود هر انسانی هست که کمکم وقتی بزرگتر میشیم، باید پیداش کنیم و فعالش کنیم.

وقتی کودکیم 👶، اصلاً نگرشی درباره تواناییهامون نداریم. هر کاری لازم باشه، یاد میگیریم، مثل آب خوردن! 💧🤷♂️
ولی هرچی بزرگتر میشیم 📆، محیط و آدمای اطرافمون 👨👩👧👦 روی فکر و باورمون درباره تواناییهامون تأثیر میذارن، و اینجاست که تفاوتها شروع میشه ⚖️.
🌍 مثلاً یادگیری زبان: بچهها بدون اینکه به تواناییشون فکر کنن، زبان مادری رو یاد میگیرن 🗣️.
ولی بزرگتر که میشن، مثلاً بخوان زبان انگلیسی یاد بگیرن 📚🇬🇧، اونایی که باور دارن «من میتونم» 💪✨، شروع میکنن به یادگیری.
اما اونایی که فکر میکنن «من توانایی ندارم» 😔🚫 هیچوقت تلاش نمیکنن.
حالا فکر کن 🤔 این قضیه برای توانایی لاغر شدن چطوری صادقه! ⚖️🌈
تو هم اگه باور کنی که توانایی لاغر شدن تو وجودته 🌟، راهش رو پیدا میکنی و موفق میشی 🏆.
ولی اگه تو ذهنت این مانع رو بسازی که «من نمیتونم لاغر شم» 🧱🚧، همونجا میمونی و حتی شروع نمیکنی.
📑 مطالعات روانشناسی نشون دادن که افرادی که باور دارن میتونن وزن کم کنن، بیشتر توی برنامههای کاهش وزن شرکت میکنن 🏃♀️🥗، پایبندتر میمونن 🔒، و نتایج بهتری میگیرن 🎯.
🔎 در یک مطالعه منتشرشده در مجله پزشکی رفتاری مشخص شد که سطح بالای باور به خود (self-efficacy) به طور معناداری با کاهش وزن موفقتر و پایدارتر در شرکتکنندگان مرتبط بوده.
همه موفقیتهامون تو زندگی 🌟، وقتی حاصل میشه که احساس کنیم توانمندیم 💪❤️. و این دقیقاً شامل توانایی لاغر شدن هم میشه.
پس اولین قدم اینه که باور کنی توانایی لاغر شدن، مثل یه قدرت مخفی 🗝️✨ توی وجودته که منتظره فعال بشه! 🔥🌈

چاقی، بیدردسر؛ لاغری، با شک و تردید؟! 🤔⚖️
به همون اندازهای که احساس توانایی لاغر شدن داری، میتونی لاغر بشی. 🎯
یعنی چی؟ یعنی هرچی بیشتر باور داشته باشی که میتونی، راهها جلوت باز میشن؛ مثل جادهای که مه از روش کنار میره. 🌫️➡️🌄
حالا اگه بخوای این حرف رو منطقی کنی، یه نگاهی بنداز به روند چاق شدنت. تو برای چاق شدن هیچوقت به خودت گفتی: «آیا من توانایی چاق شدن دارم؟!» 😅
یا فکر کردی: «نکنه نتونم چاق بشم؟!»
نه دوست عزیز، نه سختی کشیدی، نه تلاشی کردی، نه کلاس رفتی، نه رژیم چاقکننده گرفتی… فقط زندگی کردی، خوردی و چاق شدی. 😋🍟🥤📈
حالا برگرد به همون مثال یادگیری زبان مادری؛ یه بچه بدون نگرش، بدون تردید، زبان رو یاد میگیره. چون فکر نمیکنه که نمیتونه. مثل چاق شدن ماست! بدون فکر، بدون باور منفی، خودبهخود اتفاق میافته. 👶🗣️
اما وای به روزی که بخوای لاغر بشی… 😓
یههو ذهن شروع میکنه به بهانه آوردن:
- «مگه من میتونم؟!»
- «ارادهاش رو ندارم…»
- «دیگران تونستن چون ژنتیکشون خوبه!»
همون ذهنی که هیچوقت درباره چاق شدن هیچ سؤالی ازت نپرسید، حالا جلوی لاغر شدن وایساده با یه لیست بلند از دلایلِ نشدن! 📋🚫
واقعیت اینه که ما برای چاق شدن، متکی به هیچ توانایی خاصی نبودیم. پس برای لاغر شدن هم نیازی به یه توانایی لاغر شدن نداریم.
فقط کافیه اون باور اشتباهی رو که از بیرون بهمون تزریق شده – که «تو نمیتونی لاغر بشی» – بندازیم دور. 🗑️💣
📌 یه مثال آشنا: تا حالا دیدی بعضیا هرچی میخورن چاق نمیشن؟!
بعد که ازشون میپرسی: «آخه چطور چاق نمیشی؟!»
میگه: «نمیدونم والا، من چاق نمیشم!» 😎
همین یه جمله، یعنی اون باور داره توانایی چاق شدن نداره. و همینه که باعث شده بدنش با اون باور هماهنگ بشه.
حالا بیا یه نگاه به خودت بنداز:
تو هم توی خیلی چیزها وقتی فکر کردی «من نمیتونم»، حتی اقدام هم نکردی و طبیعتاً موفق هم نشدی. 🚫🚀
پس واقعاً فرق بین چاق شدن و لاغر شدن، نه توی بدنته، نه توی غذا خوردنت؛ فرقش توی باوره. توی اون احساسیه که درباره توانایی لاغر شدنت داری. 🧠❤️🔥



افراد لاغر، چطوری لاغر موندن؟ 🤔🧘♀️
شاید توی ذهنت این سؤال بچرخه که:
«خب اگه لاغر شدن اینقدر به احساس توانایی لاغر شدن ربط داره، پس افراد لاغر چطوری این توانایی لاغر شدن رو تو خودشون ساختن؟» 🧐
جوابش سادهست:
نساختن! اصلاً نیاز نداشتن بسازن. چون این توانایی از اول باهاشون بوده.
همونجوری که از اول نفس میکشیدن 😮💨 بدون اینکه کلاس نفسکشی برن، همونطور هم لاغری توی سیستم ذهنشون تعریف شده بوده.
💡 توانایی لاغر شدن، پیشفرضِ ذهن همهی ماست. اما یه عده باهاش هماهنگ موندن، یه عده ازش فاصله گرفتن…

👑 باور، پادشاه نتایج توئه
فرق نمیکنه از کدوم مسیر برای لاغری بری؛ رژیم، ورزش، دستگاه، قرص، دمنوش، روانشناس…
اگه تهِ دلت هنوز فکر میکنی «من توانایی لاغر شدن ندارم»، نتیجه نمیگیری. ❌🎯
سالهایی که هی رژیم گرفتی و هی برگشتی سر جای اول، سالهایی که با هزار امید رفتی کلاس باشگاه، بعد خوردی زمین…
همش به خاطر یه باور بوده:
«من نمیتونم لاغر بمونم…» 😞
و حالا وقتشه که این باور رو برگردونی سر جاش! 🛠️🔁 چون هر چقدر هم وزنت بیاد پایین،
اگه هنوز باور نداری که توانایی لاغر موندن رو داری، مغزت همه چی رو برمیگردونه سر نقطه اول.
🧭 راه نجات: برگرد به توانایی درونیت
رویای لاغر شدن رو داری؟ 💭
پس قبل از هر تمرینی، قبل از هر کاری… باید باور کنی که «من توانایی لاغر شدن رو دارم» 💪✨
نه تو آینده، نه بعد از پنج کیلو کم کردن… الان. همین لحظه. ⏳❤️
📌 “بازیابی توانایی لاغر شدن” مهمترین رمز موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه. وقتی این باور رو دوباره بیدار کنی، همه چی راحتتر از اونیه که فکرشو میکنی! 😊🌈

💡 اگه میخوای این توانایی درونی رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم فعال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو بازت میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ چگونگی ایجاد این توانایی؛ در ادامه هم توی گام ۵ سراغ «خود را لایق لاغر شدن بدانید» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.11 از 249 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم به استاد عطار روشن عزيز
توانایی لاغر شدن جسم
به توانايي خود اطمينان داشته باشم…در گام اول استاد اشاره كردن به اين توانايي كه تمام راههايي كه رفتيم و نتيجه نگرفتيم باعث شده ما فكر كنيم ناتوان هستيم
من الان ميدونم كه اين احساس ناتواني يك جوري كفر آلود هست
كفر از ناسپاسي مياد…همين ناسپاسي نعمت رو از من ميگيره
من اگر فكر كنم توانا نيستم يعني دارم ميگم خدا درون من نيست
و اين مغاير هست با اينكه خدا در قران ميگه من از رگ گردن به شما نزديكترم
من تا قبل از روش لاغري با ذهن فكر ميكردم فقط بايد رژيم و ورزش انجام بدم تا لاغر بشم ..فقط بايد تا آخر عمر در فقدان كالري باشم تا لاغر باشم…هرگز به تنهايي و بدون هيچ عامل بيروني باورم نميشد بتونم لاغر بشم…همين موضوع به من استرس ميداد هميشه فكر ميكردم با فلان نوع رژيم ديگه در هيچ مسافرتي لذت نخواهم برد…در هيچ مراسمي لذت نخواهم برد…چون ممنوعيت هاي اون رژيم انقدر زياد بود كه هيچ كجا بهم خوش نميگذشت….
يه جورايي اين حس داشت منو به سمت ناشكري ميبرد.
من تا يادم مياد هميشه انرژي كمي گذاشتم براي يادگيري چيزهايي كه تا حالا ياد گرفتم
جالبه كه بدونيد من حتي كنكور هامو با قدرت ذهنم دادم …از قبل از كنكور ميخوندم براشون ولي يك نيرويي از درون به من مگفت از نيروي ذهنت هم كمك بگير و نيروهايي غيبي هستن كه ميان به كمكت…اين صداها رو از درون خودم ميشنيدم…به همين دليل الان علي رغم سرو صداهاي ذهنم براي مخالفت با اين روش، ميدونم بايد به اون نيروهاي غيبي اطمينان داشته باشم همونجور كه قبل كمكم كردن الانم كمكم ميكنن…اون نيروهاي غيبي چيزي نيستن جز نيروي ذهن ما…اون ذهني كه نميبينيمش ولي داره زندگي ما رو هدايت ميكنه…
چيزي كه درون ما داره حيات ميكنه…فقط بايد بپذيرم اين نيرو براي كمك به من، به من داده شده…چون هر جا ديده من ناراحتم ، سعي كرده با داده هايي كه از قبل بهش دادم كه من با چي خوشحال ميشم ، من رو خوشحال كنه…مرور كردم زمانهايي كه ناراحت بودم و ذهنم يه دفعه چه چيزي از توي اطلاعات قديم ذهنم برام كشيده بيرون و خنده رو به لبم آورده كه خودم تعجب ميكنم…يه مثال بزنم از اين نيرو و انرژي كه درون ما هست و ميخواد ما خوشحال باشيم…حتما هممون ديديم كه توي مراسم عزا، چيزهايي پيش مياد كه ما ميخنديم اين واسه اينه كه ذهن ما اجازه نميده ما از يه حدي بيشتر ناراحت باشم …(بر اساس اطلاعاتي كه از ما داره)
علم پزشكي نوين از اون با اين عنوان تنظيم هورمون ها اسم ميبره…
من در طول تحصيلم خيلي زياد با اين حسي كه ميدونستم موفق ميشم ، و موفق شده بودم استفاده كردم
درباره رژيم فستينگ بگم كه تا روزي بيست و سه ساعت هم فست بودم و چيزي نميخوردم…چيزي كه قبلش فكر ميكردم نميتونم….ولي واقعيت اينه كه ، ذهن يك درياي بزرگي از امكانهاست..
از توانايي هاي ذهني ام ميگم….يادمه پارسال كه تازه با اين سايت آشنا شده بودم ، يواش يواش ذهنم تغيير كرد و مني كه هميشه يه عالمه خوراكي با خودم ميبردم توي ماشين موقع سفر ، ديگه اينكار رو نكردم و هنوزم اين تغيير با من هست
قبلش فكر ميكردم نميتونم اصلا
قبلا هميشه با ي فلاسك قهوه يا چايي ميرفتم بيرون و فكر نميكردم هيچوقت قطعش كنم…ولي الان بيش از سه سال ميشه كه ديگه اينكارو نميكنم…قبلا فكر ميكردم اگر برم ايران انقدر غذاها و شيريني هاي ايراني ميخورم كه 10 كيلو اضافه ميشم تا برگردم..ولي رفتم ايران و حتي لاغر تر هم شدم و اصلا خيلي از خوراكي ها رو دلم نميخواست بخورم
انتظارم اينه كه خيلي بيشتر از دستورات چاقي به دستورات لاغري واكنش نشون بده…چون دستورات چاقي همراه با ناراحتي بودن ..ولي دستورات لاغري همراه با شادي هستن…شادي پيغام جاري و ساري در اين جهان هست..و زمانيكه من بتونم با نيرويي جاري در اين جهان يكي بشم ، قدرتم ماورايي ميشه
تمريني كه براي خودم به ذهنم رسيد اين بودش كه بيام و هر وقت گرسنه شدم به ذهنم بگم ميخوام ببينم هر وقت واقعا گرسنه شدم بهم خبر بدي براي غذا خوردن…نميخوام از روي عادت و ساعت بهم بگي وقت غذاست…ميخوام با ذهنم دوست بشم و همراهش كنم در اين مسير…چون ذهن هميشه ميخواد كاري داشته باشه و بيكار نميشينه…
سپاس فراوان از استاد عزيز براي يادآوري اين توانايي
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استادم
من از اين فايل به ياد آوردم سالي رو كه خيلي راحت به تناسب رسيده بودم…خودم رو به ياد مي آرم كه چقدر شاد بودم اون سالها…و چقدر لذت ميبردم از مانتويي كه بسيار توي تنم گشاد بود…من يادم مياد كه اون روزها روي ابرها راه ميرفتم…درسته كه اون مسير لاغر شدن مسير جالبي نبود و براي من اون لاغري ماندگار نبود…اما من الان در اين فايل ياد گرفتم كه اون توانايي لاغر شدنم رو به ياد بيارم و تمركزم رو بزارم روي اون تواناييم
من اگر بتونم همون بذر شيرين توانايي لاغر شدن و لذت بردن از رندگي رو دوباره از زير خروارها احساس بد بكشم بيرن …اين فايل حق خودش رو به من ادا كرده و من رو قرار ميده در صراط مستقيم
استاد اشاره كردن كه به اين فكر كن كه يك روزي در اين شرايط نبودي
من وقتي به اون روزها فكر ميكنم غرق ميشم در شادي اون سالها و تمام روحم پرواز ميكنه به اون روزها….چنان احساس قدرتي ميكنم كه نميتونم توصيفش كنم …اين همون نيروي الهي هست در وجود ما …اين همونه كه ما بايد با تكرار من ميتوانم درون خودمون زنده اش كنيم و به حركت درش بياريم..