0

گام ۵: لایق لاغر شدن باشید

لیاقت داشتن لیاقت لاغر شدن
اندازه متن

لیاقت داشتن مهمترین موضوع در رسیدن به هر موفقیتی است و لاغر شدن هم نیاز به لیاقت داشتن تاثیرگذار است.

لیاقت داشتن برای لاغر شدن با رژیم گرفتن، ورزش های سخت انجام دادن، دارو مصرف کردن و یا حتی عمل جراحی در شما ایجاد نمی شود. چرا که همه ما برای داشتن لیاقت چاقــــی کار خاصی انجام نداده ایم یا زحمت و رنج زیاد متحمل نشده ایم.

اهمیت لیاقت داشتن

لیاقت داشتن برای رسیدن به هر موفقیتی لازم است.

هر فردی به اندازه لیاقت خود از جهان و نعمت های آن سهم می برد.

جهان مادی، جهان لیاقت هاست.

جملات از این دست زیاد در کتاب های موفقیت و گفته های افراد موفق جهان استفاده می شود.

لاغر شدن هم مانند هر کاری نیاز به لیاقت دارد، همانطور که چاق شدن هم لیاقت می خواهد و همه افراد چاق حتما لیاقت چاق شدن را داشته اند.

هر فردی که اضافه وزن دارد برای چاق شدن، استمرار و پشتکار داشته است.

بارها رفتار و عادت های اشتباه را تکرار کرده است تا جسم خود را به این شرایط رسانده است، پس لیاقت تغییر کردن را داشته است، هرچند که این تغییر در جهت چاق شدن بوده باشد.

بارها از شراط جسمی خود متنفر شده است و به چاقی خود توجه کرده است و به ذهن خود دستور داده است که دوست دارد بیشتر چاق شود.

نقش ذهن ناخودآگاه در چاقی

بسیاری از افراد معده، سوخت و ساز، ژنتیک یا بسیاری عوامل دیگر را دلیل چاقی افراد می دانند درحالی که تاثیرگذارترین موضوع در چاق شدن ذهن ناخودآگاه است که هرگز مورد توجه قرار نگرفته است.

به این عبارت دقت کنید:

توجه به آن چیزی که از آن متنفر هستید با توجه به آن چیزی که عاشق آن هستید برای ذهن شما تفاوتی نمی کند

ذهن شما در هر دو حالت تصور می کند که شما آن شرایط را دوست دارید و سعی می کند آن شرایط را در زندگی شما گسترش دهد.

اینکه سال ها از چاقی متنفر بوده ایم اما هر سال چاق تر شده ایم به این دلیل است که ذهن ناخودآگاه تفاوت بین تنفر یا عاشق بودن را نمی داند.

از نظر ذهن ناخودآگاه توجه کردن، درگیر شدن، عاشق بودن، خواستن، نخواستن، دوست داشتن، متنفر بودن و … همه به یک معنی است و آن علاقمند بودن است.

عملکرد ذهن ناخودآگاه

در واقع ذهن ناخودآگاه شما به این شکل عمل می کند:

به هر چیزی توجه کنید تصور می کند شما عاشق آن موضوع هستید و آن موضوع را در زندگی شما گسترش می دهد.

پس همه افراد چاق به شکل های مختلفی به چاقی خود توجه کرده اند و با توجه کردن لیاقت چاق شدن را در خود افزایش داده و چاق تر شده اند.

زمانی که نگران چاقی بیشتر هستید شما در حال پرورش لیاقت چاقی خود هستید.

زمانی که از شرایط خود خجالت می کشید، گله و شکایت می کنید، خود را سرزنش می کنید، رژیم می گیرید و به بدن خود با ورزش های سنگین فشار وارد می آورید شما در حال افزایش لیاقت چاق شدن خود هستید.

اگر اضافه وزن دارید و این نوشته را می خوانید به خوبی درک می کنید دقیقا منظور من چیست.

شما به خاطر می آورید چه کارهایی برای لاغر شدن انجام داده اید.

به خاطر می آورید زمان هایی را که به شدت از چاقی متنفر شده اید و بارها برای دیگران درباره چاقی گله و شکایت کرده اید.

حتی به خاطر دارید زمان هایی که از چاقی به حدی متنفر شده اید که آرزوی مرگ کرده اید.

اینها تلاش شما برای چاق تر شدن بوده است.

تنفر از چاقی

تنفر از چاقی دلیل چاق تر شدن

شاید درک این موضوع برای شما به آسانی نباشد که چگونه ممکن است من از چیزی متنفر باشم اما آن موضوع در زندگی من گسترش پیدا کند.

این موضوع اساس قانون جذب است و درک آن نیاز به درک آگاهی بیشتر و استمرار در مسیر تغییر کردن دارد.

تا همین چند سال قبل درباره این موضوع هیچ آگاهی نداشتم و بارها از اینکه “چرا از هرچه بدم می آید سرم می آید” متعجب و خشمگین می شدم.

هزاران بار به این موضوع فکر می کردم که چرا من به فلان موضوع علاقه ای ندارم اما همیشه با آن درگیر هستم.

سال ها زمان برد تا به دلیل گسترش آنچه نمی خواهم در زندگی ام پی بردم و آن “توجه کردن” بود و اینکه ذهن ناخودآگاه من تفاوتی بین “دوست داشتن و نداشتن” قائل نیست و به هر دلیل موضوعی مورد توجه من قرار بگیرد و به آن توجه کنم به عنوان موضوع مورد علاقه درنظر گرفته شده و در زندگی من گسترش پیدا می کند.

به این ترتیب اگر می خواهید لاغر شوید باید لیاقت لاغر شدن را در خود ایجاد کنید.

تا زمانی که در نگرش خود به جسم و زندگی که دارید تغییر ایجاد نکنید شما موفق به ایجاد لیاقت متناسب شدن در خود نخواهید شد.

باید در ذهن خود لیاقت لاغر شدن را جایگزین لیاقت چاق شدن کنید.

باید فرمول های لاغر کننده موجود در ذهن ناخودآگاه خود را مجددا فعال کنید و استفاده از آنها را جایگزین استفاده از فرمول های چاق کننده کنید.

باید مانع از توجه افکار خود به چاقی شوید و در مقابل به موضوع لاغری که مورد علاقه و آرزوی شماست توجه کنید.

عوارض چاقی

لیاقت چاق شدن

سال ها من در ذهن خودم در حال پرورش لیاقت چاق تر شدن بودم.

با تنفری که از خودم داشتم، با رژیم های سختی که اجرا می کردم و با ورزش های سنگینی که انجام می دادم، با فرار کردن از خودم، با سرزنش کردن خودم، با سرزنش کردن والدینم که چرا مانع از چاق شدن من نشدند.

در همه این موارد من در حال پرورش لیاقت چاق تر شدن خودم بوده ام.

اما روزی که با قدرت ذهن خود در متناسب شدن آشنا شدم معنای لیاقت متناسب شدن را آموختم و از آن روز مسیر زندگی من از چاق تر شدن به سمت لاغرتر شدن تغییر کرد.

آگاهی امروز درباره لیاقت متناسب شدن است.

آنچه در این فایل آموزشی آماده شده جهت اطلاع افرادی است که دوست دارند در شرایط فعلی خود تغییری ایجاد کنند و در مسیر افزایش لیاقت متناسب شدن قرار بگیرند.

همه افرادی که از مسیر لاغری با ذهن به رویای لاغری خود رسیده اند برای شگفتی ساز شدن ابتدا لیاقت آن را در ذهن خود ایجاد کرده اند.

امیدوارم با استفاده بارها از این فایل صوتی در درون خود شعله های متناسب شدن را سوزان تر کنید و گام های موثری در جهت رسیدن به تناسب اندام مورد نظر خود بردارید

دیدگاه فروغ عزیز در بخش نظرات:

به نام خدای مهربان 

باور لیاقت داشتن و ارزشمندی خیلی باور مهمی هست من از وقتی در این مسیر هستم به شدت دارم روی این باورم کار میکنم و به صورت خود به خودی این باور  مهم در من بهتر شده.

من دوست دارم در تمام جنبه ها به بهترین ها برسم و بارها از خدا خواستم  بهترین فرزندان، بهترین زمانها، بهترین مکانها، بهترین افراد، بهترین اندام، بهترین زندگی و بهترین روابط  و بهترین قدرت بیان و بهترین تفریح ها و خلاصه بهترین هر چیزی رو به من بده.

من یادم میاد که درگذشته که وارد این مسیر نشده بودم چون  همیشه به خاطر اضافه وزنم کلی غصه می‌خوردم و بیشتر اوقات نگران بودم و استرس داشتم ‌و ‌چون اعتماد به نفس نداشتم و … بیشتر اوقات در مسیر نادرستی بودم  و داشتم چاقیب یشتر رو جذب میکردم 

من اگر در گذشته ادامه تحصیل ندادم چون خودم رو لایق اون نمی‌دونستم .

من در گذشته  اگر به دنبال شغل و استقلال مالی نبودم چون خودم رو لایق اون نمی‌دونستم 

 اما من در گذشته بارها برای رهایی ازچاقی رژیم و ورزش سنگین میگرفتم و خودم رو  به لاغری دلخواهم میرسوندم چون  خودم رو لایق لاغر شدن میدونستم اما چون راهم اشتباه بود هیچ وقت تناسب اندام برای من ماندگار نبود و من در زجر و سختی بودم.

لیاقت نداشتن مانع رسیدن به هدف میشه و اما چون من  کسی بودم که همیشه احساس لیاقت در تناسب داشتم اما راهش رو بلد نبودم خیلی جالب به این راه اصولی و الهی هدایت شدم .

من  اینقدر با تمرینهای جالب دوره های استاد روی باور لیاقت داشتن کار کردم که به راحتی عدد وزنی مورد علاقم رو می‌نویسم و کلی هم در ذهنم اون رو تجسم میکنم و در مورد خودم در اون وزن، کلی رویا پردازی میکنم و می‌نویسم  و اون رو حق مسلم خودم میدانم و اصلا برام چیز خاص و دست نیافتنی نیست.

حالا شاید گاهی نحوای منفی باشه ولی خدا رو شکر اینقدر در مسیر بودم و روی خودم کار کردم که به راحتی جوابش رو میدم و خیلی سریع اون  نجوا کمرنگ میشه و حذف میشه و این  به  خاطر استمرار من در این مسیر هست که خود به خود همین احساس لیاقت در من بیشتر شده.

من کسی بودم که سالها در رژیم سخت و ورزش سخت بودم  و اینقدر هدفم برام مهم بوده که تا آخرین ماه رژیمم با جدیت این کارها رو کردم و با هر سختی بوده دوام آوردم و من در وزن ایده الم قرار گرفتم اما چه فایده که ماندگار نبوده پس من انسان توانمندی بودم و هستم چون من بارها بعد از ازدواجم که چاق شدم با رژیم های سرخود. که خودم برای خودم تجویز میکردم مثلا شام و یه سری خوراکی ها رو نمیخوردم و ورزش میکردم  و موفق هم میشدم 

  • در سال ۸۳ با رژیم های خودم که حذف شام  بود  در حد ده کیلو کم کردم 
  • درسال ۸۶ با  رژیم های خودم که حذف شام و یه سری خوراکی ها بود و ورزش  بود بازم در حد ۲۵ کیلو کم کردم 
  • درسال ۹۰ با رژیم های خودم که حذف شام و یه سری موادغذایی بود در حد ۲۰ ,کیلو کم کردم 
  • در سال ۹۳ با رژیم کارشناس تغذیه در حد  سی و پنج کیلو کم کردم 
  • در سال ۹۴ بازم با دکتر تغذیه در حد ده کیلو 
  • در سال ۹۵ بازم با دکتر تغذیه در حد هشت کیلو 
  • از سال ۹۵ تا ۹۸ من مرتب در حال رفت و آمد بین چاقی ولاغری  بودم  و با رژیم و ورزش خودم رو متناسب میکردم 

و اینها همه نشان از توانمندی جسم من هست پس من  لایق تناسب اندام هستم و هر حرفی که پزشکان و اطرافیان. به من گفتن که تو نمیتونی تو دیگه چاق میشی تو ازاین به بعد به خاطر دارو چاقتر میشی و یا به خاطر زایمان چاقی شکمی خواهی داشت و یا تو با افزایش سن چاق خواهی شد و یا اینکه بهم گفتن تو با متناسب ها فرق داری و …. رو میندازم دور و با تمام وجودم به خودم جلوی آیینه میگم.

  •  من لیاقت لاغر شدن رو دارم
  •  من لایق لباس شیک به تن کردن رو دارم 
  • من لیاقت خوردن بهترین غذاها رو دارم 
  • من لیاقت آزادی و آرامش و دارم 
  • من لیاقت داشتن زندگی در شرایط کاملا سالم رو دارم.
  • من لیاقت بهترین رفتارهای  غذایی رو با خودم دارم 
  • من لیاقت قوی بودن و تسلط  بر مواد غذایی رو دارم 
  • من لیاقت داشتن بهترین حالت روحی رو دارم 
  • من لیاقت لذت بردن از خودم رو دارم 
  • من لیاقت داشتن رابطه ی عالی با خدای خودم رو دارم 
  • من لیاقت داشتن یه زندگی عالی سراسر شادی رو دارم 
  • من لیاقت داشتن آزادی در خریدن رو دارم 
  • من لیاقت داشتن آزادی در فعالیت رو دارم 
  • من لیاقت داشتن لباس رنگ شاد رو دارم 
  • من لیاقت داشتن اعتماد به نفس عالی رو دارم 

پس من برای این همه احساس لیاقت لاغر شدن را در خودم ایجاد کنم هر روز تمرینها رو انجام میدم و دیگه حرص و ولع در خوردن ندارم  و از هر بهانه ای برای خوردن استفاده نمیکنم.

در گذشته چقدر می‌خوردم چقدر به زور و با هر بهانه من کلی غذا وارد جسمم میکردم چون در اون مواقع من لیاقت تناسب اندام رو نداشتم و چقدر بعدش خودم رو سرزنش میکردم. و ناراحت میشدم که این چه جسمی هست چرا من اشتهای زیادی دارم  و اون مواقع داشتم چاقی بیشتر رو جذب میکردم 

من اینقدر خودم رو ارزشمند می‌دونم که هر به هر دلیل غذای زیاد وارد جسمم نمیکنم و خودم رو بیمار نمیکنم 

  • برای ضربه زدن به دیگران بیشتر از نیازم نمی‌خورم 
  • برای اینکه غذا مجانی هست بیشتر از نیازم وارد بدنم نمیکنم 
  • برای اینکه پولش رو دادم بیشتر از نیازم غذا وارد بدنم نمیکنم 
  •  به خاطر اینکه غذایی اسراف نشه اون رو به زور وارد جسمم نکنم 
  • اگر غذایی زیاد بود من زیادتر نخورم و به نیاز جسمم توجه کنم 
  • من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که هر ته مانده ی غذایی رو از روی میز غذا نخورم 
  • هر غذایی رو که چند روز مانده داخل یخچال نمی‌خورم 
  • هر غذای اشغال و بی‌کیفیت رو نمی‌خورم .
  • به هر دلیل و بهانه غذا رو انتخاب نکنم
  • در هنگام شادی و خوشحالی و یا ناراحتی و یا درد جسمی و روحی و …. من غذا نمی‌خورم 

و بعد میبینم که بدنم چقدر قشنگ پاسخ این انتخاب من رو میده و من هر روز متناسب تر میشم.

همیشه ذهنم، من رو ترغیب میکرد بیشتر بخور چون من احساس لیاقت لاغر شدن رو نداشتم اما متناسبهای اطرافم رو میدیدم که چقدر به اندازه و درست میخورن و چقدر لاغر و عالی هستند و  اما من همیشه هر خوراکی در اطرافم بود می‌خوردم اما اونها اینطور رفتار نمی‌کردند.

خیلی راحت انتخاب  میکردن از چه خوراکی  درر چه زمانی بخورم و من همیشه حسرت این رفتارهای غذایی اونها رو داشتم و میگفتم خوش به حالشون که همیشه سیر هستن و کم میخورن و اما من گرسنه هستم و زیاد میخورم.

من از درون احساس لیاقت لاغر شدن میکنم و چون کلی نتیجه گرفتم احساس خود باوری بسیار خوبی دارم که من میتونم بازم لاغر تر بشم و من با مرور توانمندی‌های گذشته ام فقط در زمینه ی لاغری به خودم میگم من از راه غلط بارها تونستم بارها لاغر بشم پس از راه صحیح به راحتی میتونم به تناسب اندام برسم.

بماند که من کلی توانمندی‌های دیگه هم دارم مثلا من در سن خیلی کم تونستم مدرک آرایشگری و کامپیوتر و رانندگی و گلسازی و … رو بگیرم. پس من فرد توانمندی هستم و به راحتی به تمام هدفهام میرسم.

من مسولیت صد در صد چاقیم رو پذیرفتم و هیچ عامل بیرونی رو مثل ورزش و رژیم و مربی و دکتر تغذیه و خوراکی ها وفعالیتها و داروها و ارث و سن و زایمان و …. رودلیل  چاقی خودم نمی‌دونم و همیشه میگم من خودم با رفتارهام و افکارم جسم خودم رو رقم میزنم نه هیچ مورد دیگه ای.

من مسول شرایط فعلی زندگیم هستم و کاملا شجاعانه میپذیرم پس دیگه حاضر نیستم به هر دلیلی غذا بخورم زیادتر از نیازم بخورم و پر  خوری کنم و حرص و ولع در خوردن ندارم و من اختیار کامل خودم رو در دست گرفتم.

  • من مسول چاقی خودم هستم 
  • من کاری به خوردن اطرافیانم ندارم
  • من کاری به مواد غذایی اطرافم ندارم
  • من کاری به نوع مواد غذایی ندارم
  • من کاری به هیچ چیز ندارم

فقط با تمرکز بر نیاز جسمم غذا میخورم چون هدف مهمی دارم که شاید برای خیلی‌ها مهم نباشه پس من مسول چاقی خودم هستم 

من مسول چاقی خودم هستم  پس با درست انتخاب کردن خودم رو به هدفم نزدیکتر میکنم و من با این حرف که اینجا میزنم و بارها تکرار میکنم  انتخابهای درست تری دارم و به زور هیچ غذایی وارد جسمم نمیکنم و ته مانده ی غذای فرزندان و همسرم رو نمی‌خورم .از ترس اسراف بیشتر از نیازم نمی‌خورم و…

بارها به خودم میگم من با یه قرص چاق نشدم که حالا با اون لاغر بشم من با دمنوش چاق نشدم که حالا با اون لاغر بشم  و … من فقط با پرخوری چاق شدم پس باید با به اندازه خوردن لاغر بشم.

من مدتها هست تمام عوامل چاقی رو در ذهنم نقض کردم و دیگه مهمترین دلیل چاقی خودم که اشتها بود رو در ذهنم حذف کردم و میگم جسم من عضویی به این نام نداره  اشتها در ذهن من لانه داره نه در جسم من  برای ازبین بردن اون باید ذهنم رو درست کنم و تمام باورهای بی‌لیاقتی رو حذف کنم و با باورهای قدرتمندانه جایگزین کنم مثلا متناسب شدن حق من هست 

اگر من لاغر نشم  پس کی لاغر بشه؟؟

من عاشق این مسیر هستم و هر روز یک گام برمیدارم و سعی میکنم به اون عمل کنم و تا جایی که در توانم باشه من عمل میکنم و مطمعنم همین ذهن من که تونسته من رو چاق کنه حالا هم می‌تونه من رو لاغر کنه.

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای انجام بهتر تمرین این بخش به موارد زیر توجه داشته باشید و درباره آنها بنویسید.

  • به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید.
  • با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟
  • روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده اند.
  • پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.06 from 126 votes

https://tanasobefekri.net/?p=9247
برچسب ها:
308 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار الی
      1402/11/19 11:29
      مدت عضویت: 38 روز
      امتیاز کاربر: 3960 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 301 کلمه

      بنام خدای مهربانم 

      سلام استاد عزیز 

      یادم میاد خیلی خیلی علاقه داشتم یعنی اصلا آرزوی من بود که کارمند بانک باشم اما بارها به خودم میگفتم آخه تو تو با این وزن چطور میتونی لباس فرم اونجا رو بپوشی اصلا اندازه تو هست سالها با خودم کلنجار رفتم آخر گفتم ولش کن اصلا نمیخوام هیچ وقت تو آزمونهای استخدامی اونجا شرکت نکردم تا یه قدمیش رفتمو گفتم نه نمیخوام یه جوری همکارا به چاقی من نگاه کنن حالا میفهمم این رفتار یعنی خودم رو لايق اون شغل و اون جایگاه ندیدم در صورتی که کافی بود شرکت کنم و و میدونستم میتونم استخدام بشم همه تعجب میکردن منی که انقدر این شغل رو دوست دارم و در توانم هست چرا استخدام نمیشم .چون من هیچ وقت خودم رو لايق این کار نمیدیم چون چاق بودن هیچ وقت نتونستم تصور کنم که لباس فرم اون رو تو تنم کنم تصورم خیلی زشت بود .استاد راست میگن کع اگه لاغر بشیم خیلی چیزها عوض میشه .

      من نزدیک ۲۰ روزی هست که تو این سایت روزمو شب میکنم و خداوند منو هدایت کرده .و لیاقت این رو در من دیده که بتونم با تناسب اندام آشتی کنم و سلامی به زندگی حدید و دیدگاه جدیدی کنم 

      و من لايق تناسب اندام هستم 

      من لايق خنده‌ای از ته دل هستم 

      من لايق فرزندشاد هستم 

      من لايق همسر بی دقدقه مالی هستم 

      من لايق زندگی ثروتمند هستم 

      من لايق لباس‌های شیک با رنگهای شاد هستم 

      من لايق بهترین روحیه هستم 

      من لايق مجالس شاد با میکپهای رنگ روشن هستم 

      من لايق عطر خوش زندگی هستم 

      من لايق کشور بدون دقدقه مالی هستم 

      من لايق ذهن آروم هستم 

      من لايق آگاهی آگاهانه هستم 

      من لايق میدونم خودم رو که خدای بزرگی رو ستایش کنم که من رو در این مسیریاری میکنه تا به علایق و لیاقت هام برسم 

      ممنو ن استاد عزیزم که بهم آگاهی لیاقت داشتنم رو گوش زد شدید بهم  🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      1402/11/07 17:58
      مدت عضویت: 232 روز
      امتیاز کاربر: 6300 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,316 کلمه

      به نام خداوند لیاقت ها 👌🙏🏻

      سلام به دوستان عزیزم واستاد گرامی 🙋‍♀️🥰🌹

                     گام ۵: لایق لاغر شدن باشید 👌

       زهره، عزیز دلم امروز فهمیدی که چرا تا کنون،به لاغری نرسیده بودی وچرابه خواسته هات نمی رسیدی و همیشه دنبال جواب بودی چرا هر چی می خوام بهش نمیرسم وبرعکس شو برام محقق میشه و شاکی بودی که خدا صدای تورو نمی شنوه وبه خواسته هات نمی رسی ،مقصر خداوند نبود مقصر باور اشتباه خودت نسبت به لایق بودنت بود خودتو لایق اونها نمی دونستی وبعد با نرسیدن به خواسته هات نامید می شدی وروز به روز خواسته هات کوچک تر شد وحتی زمانی رسید انگار خواسته ای نداشتی چون باورت شده بود که رسیدن به خواسته ها دست تو نیست چون خداوند برات نمی خواد، می خواد تو رو امتحان کنه وباید صبور وقانع باشی واین سرنوشت توهست حالا امروز آگاهی نابی به تو رسید که جواب سوالت داد وتو فهمیدی باید اول احساس لیاقت لاغری رو در خودت ایجاد کنی وباور داشته باشی که تو لایق لاغری هستی حالا باید راه شو پیدا کنی   

      چون لیاقت داشتن مهم ترین  موضوع در رسیدن به هر موفقیتی است وبنابراین لاغر شدن هم نیاز به لیاقت داشتن لاغری در وجودم است 

      اهمیت لیاقت داشتن 

      ۱.لیاقت داشتن برای رسیدن به هر موفقیتی لازم است🤔 

      ۲.هر فردی به اندازه لیاقت خود، از جهان ونعمتهای آن سهم میبره 🤔

      ۳.جهان مادی ،جهان لیاقت هاست 🤔

      پس لاغر شدن هم مانند هر کاری نیاز به لیاقت داره _همون طور که چاق شدن هم لیاقت می خواهد

      اگه اضافه وزن پیدا کردم به خاطر بوجود آمدن لیاقت چاقی در من شکل گرفت به صورته نامحسوس وآروم آروم .اول باورم رو نشونه گرفت باور کردم چاق میشم وبعد احساس لیاقت رو از لاغری به چاقی تغییر داد وبعد احساس ترس،رو در من ایجاد کرد وقتی افکار پر از چاقی شد و استمرار هم داشتم و انتظار چاقی رو می کشیدم وروز به روز به عادتهای چاقی بیشتری از خودم نشون می دادم درواقع لیاقت چاقی در من قوی تر می شد تا جایی که دنبال لا غر کردن خودم ازطریق نخوردن و رژیم گرفتن بودم هیچ نتیجه ای برام نداشت

        چون خودمو لایق لاغر شدن نمی دیدم چون باور کرده بودم لایق چاقی هستم چون دلایل دروغین چاقی رو باور کرده بودم ودر خودم آن ها رو پیدا کرده بودم پس چه طور لاغر شوم ؟

      باورکردم چون بچه دار شدم وسزارین شدم محکوم به چاقی شکمی هستم 

      چربی هام سفتن آب شدنی نیست 

      یا این که معده ام سرد مزاج است 

      یا غذاها ایراد دارن 

      ازدواج و آسایش و آرامش باعث چاقی

      بی تحرکی باعث چاقی  

      و ژنتیک تو به خاله هات رفته

       وغیره 

      روز به روز دلایل چاقی افزایش پیدا می کن خوب این حرف هاو دیدن افراد چاق در من این احساس ایجاد می کنه که من هم محکوم به چاقی هستم از یافتن چاقی در درونم

       لیاقت چاقی در من درونی شد وبعد با رفتارها وعادتهای چاقی به این موضوع،چاقی من دامن زد و لیاقت چاقی در من بیرونی هم شد 

      احساس لیاقت لاغری رو خودم باید نسبت به خودم داشته باشم نه اون چیزی که دیگران نسبت به من میگن که تو که لاغر هستی در من احساس لاغری ایجاد نمی کنه باید خودم ازدرون احساس لیاقت لاغر شدن داشته باشم و بعدش از طریق تغییر دادن عادتهای چاقی احساس لیاقت لاغری رو در بیرون از خودم نشون بدم 

      هرگاه خودمو لایق کسب لاغری بدونم لاغر میشم 

      هرگاه خودمو لایق امکانات جدید و راحت بدونم بهش می رسم 

      هر گاه خودمو لایق تجربه کردن روابط فوق العاده بدونم بهش میرسم 

      هرگاه خودمو لایق بهترین هدایا بدونم بهش میرسم 

      هرگاه خودمو لایق بهترین شرایط مالی بدونم بهش می رسم 

      هرگاه خودمو لایق اتفاقات خوب بدونم بهش می رسم 

      هرگاه خودمو دوست داشته باشم و مراقب ورودی ها ذهنم باشم در این صورت لایق اتفاقات خوب میشوم و تجربه می کنم 

      خدارو شکر🙏 به ما احساس لیاقت داده ای هر کجا باورش کنیم به خواست هایمان می رسیم وهر کجا ودر هر زمینه ای باورش نکنیم به خواسته،هایمان نمی رسیم

      خدایا کمکم کن برای رسیدن به خواستهایم اول احساس لیاقت رو درک کنم و باور کنم که منم لایق بهترین های دنیا آخرتت هستم 🥰

      برای لاغر شدن باید احساس لیاقت درونی و بیرونی مو تقویت کنم 

      با بودن در سایت تناسب فکری وبا شنیدن فایلها و باور کردن اونهاومنطقی کردن آگاهی ها در ذهنمان و بعدش تغییر رفتار ها از چاقی به لاغری با هر بار دیدن مواد غذای دیگر نگرش چاق کنندگی آنها رو نداشته باشیم و مثل متناسب ها رفتار کنم با نعمتهای پروردگارم درست بر خورد کنم وبه فراوانی آنه اعتقاد داشته باشم آن موقع اس احساس لیاقت بیرونی هم رو بدست میارم به همین آسونی جسمم  لاغر میشه 

      با دیدن این فایل و بودن در مدت ۲۰۰روز در سایت تناسب فکری و تکرار استمرار م باعث شده به لطف پروردگارم نگرشم نسبت به خودم وتوانمندی هام تغییر کنه و لیاقت لاغر شدن رو در من ایجاد کنه آنقدر ادامه میدم تا رفتارهام عوض بشه واحساس لیاقت بیرونی هم در من شکل بگیره 

      تمرین 

      به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن رادر خود ایجاد کردید ؟ 

       با شنیدها ودیده ها در دوران کودکی در من باور چاقی ایجاد شد که اگر به زمان مورد نظر برسم من هم چاق خواهم شد  در من انتظار چاقی بعد از ازدواج و زایمان بود وقتی بچه ام بدنیا آمد شکمم خیلی کم بود که اگر من باورم درست بود خودش ناپدید میشد مثل خواهر هایم ولی من باورم عوض شده بود و احساس لیاقت چاقی درمن شکل گرفته بود و همین باعث شد فکر کنم من دیگر لایق لاغری نیستم و محکوم به چاقی هستم چون هر کی بعد زایمان و ازدواج چاق میشد هرگز دیگر لاغر نمی شد مگر بیماری بدی گرفته باشه و لاغر بشه 

      با توجه با توضیحات فایل در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی،به ایجادلیاقت لاغر شدن در خود داشته اید ؟

      قبلا من اصلا دلیل چاقی و لاغری رو در داشتن احساس لیاقت نمی دیدم و چنین چیزی نشنیده بودم ولی الان که متوجه شدم فهمیدم من احساس لیاقت چاق شدن رو داشتم و باور لاغرشدن در من نبود وترس از چاق شدن درمن بود و خودمو توانمند در چاق تر شدن میدیم و توانایی لاغری رو نداشتم 

      روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یاسبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده اند؟

      تمام روشها باعث ایجاد افزایش لیاقت چاق تر شدن دارن چون اولش تو باور می کنی که لاغر شدنی نیستی وتو لایق چاقی هستی تنها باید دیگران به تو کمک کنن تا لاغر شوی با رژیم هایشان و برنامه های ورزشی وقتی در وجود تو لاغری غیر ممکن ورسیدن به اون سخت هست در واقع تو،خودتو رو لایق لاغری نمی بینی ومیری از این روشها استفاده می کنی وقتی نتیجه ی ماندگار رو در جسمت بوجود نمیاد برات بیشتر واضح میشه که تو لاغر نمی شی و لیاقت چاقی داری واین روشها رو رها می کنی چون از اول خودتو لایق لاغر نمی دونستی

      پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر  شدن را در خودت بنویس ؟

      حالا که قضیه چاقی خودم فهمیدم باید ونگرشمو نسبت به خودم عوض کنم که من لایق لاغری هستم به راحتی وآسونی

      با بودن در سایت و ادامه و استمرار داشتن 

      با تغییر دادن رفتارها با چالش من اینو نخوردم 

      و بعدش می  خواهم دوره های استاد رو بخرم و مرتب و اصولی کار کنم  

      من لایق لاغری هستم بدونه شرط 

      من لایق ثروت فراوان هستم بدونه شرط 

      من لایق بهترین روابطم بدونه شرط 

      من لایق بهترین فرزندم بدونه شرط 

      من لایق استقلال مالی هستم بدونه شرط 

      من لایق عشق کیهانی و عشق خداوندی هستم بدونه شرط 

      من لایق شنیده ها و دیدنیهای شگفت انگیز هستم بدونه شرط 

      من لایق بهترین مکانها وبهترین زمان ها هستم بدونه شرط

      من لایق سلامتی هستم بدونه شرط 

      من لایق امکانات بروز هستم بدونه شرط

       من لایق دوستان عالی هستم بدونه شرط 

      من لایق بهترین خونه و ماشین هستم بدونه شرط 

      خداوند بدونه شرط خواسته هایمان را اجابت می کنه تنها به خودت وخدای خودت ایمان داشته باشی وبا احساس خوب از او بخواهی 👏👏👏🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      خدایا به امید تو   🙏🙏🙏

      سپاس گذارم استاد عزیزم 🙏❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ن
      1402/10/11 21:08
      مدت عضویت: 205 روز
      امتیاز کاربر: 2650 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 254 کلمه

      به نام خدا 

      سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستانم  در سایت تناسب فکری، 

      من قبلا یکبار تا گام بیستم پیش رفتم  ولی هر چی پیش میرفتم احساس میکردم زیاد مطالب رو متوجه نمیشم ، راستش من رشته ی دانشگاهیم خیلی سخت بود و همیشه با خودم مغرور بودم که هیچ سوال و فرمولی نیست من نتونم حلش کنم ، تا اینکه با خوندن مطالب و خوندن دیدگاه ها حرفی که به خودم میزدم این بود چرا دیگران متوجه میشن ولی من نمیفهمم ، برای اولین بار احساس خنگی بهم دست داده بود😀 اینجا بود که به خودم گفتم مطالب هر چقدر سخت باشن و من نتونم درک کنم باید انقدر بخونم و بخونم تا بالاخره بتونم درکشون کنم، الان اینو باور دارم تناسب با فکر هم کاملا مثل فرمول های ریاضیات میمونه، باید مطالب رو بفهمی با تمام مغزت با تمام وجودت باید به خوردت بره، با حفظ کردن و روخوانی و حفظ کردن  الکی نمیشه کاری از پیش برد، 

      امروز  به باورهام در مورد خودم اضافه میکنم: 

      من لیاقت لاغری و لیاقت لذت بردن از اندامم و زیباییم و لیاقت لذت بردن از تموم مهمونی ها و مسافرت ها لیاقت لذت بردن از هر لحظه زندگیم رو دارم ،

      لیاقت لاغر شدن و لاغر شدن و لاغر شدن و این دو کلمه لذت بخش ترین کلمات زندگی منه،  

      وچقدر این جمله شما استاد عزیزم روی من تاثیر گذار بود که هر چیزی که در زمان چاقی از ما گرفته شده در  مسیر لاغری به صورت پاداش به ما برگردانده میشه با امید و توکل به خدا ، 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/09/22 08:52
      مدت عضویت: 316 روز
      امتیاز کاربر: 17350 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,131 کلمه

      سلام استاد 

      خداراشاکرم که درتاریخ 1402/9/22 این فایل لیاقت لاغر شدن را گوش کردم 

      تفاوت بین افرادی که لاغر میشوند و جزء شگفت انگیزان میشوند با افراد دیگر که سعی و تلاش میکنند ولی لاغر نمیشوند درافرادی است که لیاقت لاغر شدن را درخود میبینند و هرروز آن را تقویت میکنند 

      افراد برای لاغری به دو دسته تقسیم میشوند 

      1- افرادی که سعی و تلاش میکنند و نتیجه میگیرند چون لیاقت لاغری را درخود ایجاد میکنند و هرروز آن را تقویت میکنند چون لاغری ارتباط مستقیم با لیاقت و احساسی که خودت نسبت به خودت داری دارد نه احساس دیگران نسبت به شما پس احساس لیاقت = نگاه و نظری است که هرفرد نسبت به خودش دارد نه نگاه و نظر دیگران در مورد خودش چون نظر دیگران هیچ تاثیری درلاغری من نمی گذارد و برای من بالابرنده نیست 

      2- افرادی که سعی و تلاش میکنند ولی نتیجه نمیگیرند این افراد درخود لیاقت میبینند .میگویند حق دارند زندگی بهتری داشته باشند و دوست دارند شرایط زندگی آنها بهتر شود و عملا” کاری را انجام نمیدهند سعی نمیکنند که مهارت و لیاقت بیرونی خود را افزایش دهند پس این افراد نتیجه خوبی نمیگیرند مثل افراد چاقی که بارها سعی کردند لاغر بشوند و نشدند 

      پس ما نتیجه میگیریم برای موفقیت درهرکاری درزندگی باید هم احساس لیاقت درونی و هم مهارت و احساس لیاقت بیرونی خود را افزایش و تقویت کنیم این دو مکمل یکدیگر هستند مثل دوبال یک پرنده عمل میکند اگر یکی از بالها ضعیف باشد و یا نباشد پرنده نمیتواند پرواز خوب و عالی داشته باشد و درنتیجه به مقصد هم نخواهد رسید 

      درتمرینات دراین سایت استاد سعی کردند هم احساس لیاقت درونی و بیرونی که همان رفتار و عملکرد ما نسبت به خوردن مواد غذایی است کار شود چون این کارها باعث میشود که از باورهای اشتباه قبلی که باعث چاق شدن ما شده فاصله بگیریم و باورهای خود را نسبت به لاغری بازسازی کنیم و کم کم سعی دراصلاح رفتار و عملکرد و باورها میشود و ما روزبه روز بدون هیچ گونه سختی لاغر خواهیم شد اگر این دو لیاقت درونی و بیرونی را تقویت کنیم .

      بنابراین برای لاغر شدن میبایست احساس لیاقت لاغر شدن را درخود ایجاد وافزایش دهیم و درهمه ی جنبه های زندگی به کار ببریم چون لاغر شدن اولین قدم برای هر موفقیتی است وقتی شما لاغر شوی زندگی شما دگرگون خواهد شد چون به دنبال علاقمندیهای خودتان خواهی رفت . لاغر شدن احساس (اعتماد به نفس بالا- روابط خوب با خانواده – انسانیت – روابط با دیگران – کسب و کار – خداشناسی و سپاسگزاری – لذت استفاده از خیلی از چیزها و…) را درشما افزایش خواهد داد و از همه مهمتر وقتی ما دریک خانواده یاد بگیریم که چاقی به خاطر ارثی و کم تحرکی و خیلی از موارد دیگر نیست و با ذهن افراد چاق میشوند این زنجیره چاقی را قطع خواهیم کرد و چقدر این کار برای جامعه و نسلهای بعد مهم و حیاتی است .

      ماقبلا با این که زیاد برای لاغری سختی میکشیدیم ولی چون باور نداشتیم که لاغر میشویم هرگز لاغر نمیشدیم اگر از فرد لاغر بپرسند آیا شما با خوردن این غذا چاق میشوید یا خیر میگوید اصلا چاقی به من ربطی ندارد من هرگز چاق نمیشوم چون لیاقت لاغر شدن را درخود تقویت کرده است و کیفیت زندگی خود را باافزایش لیاقت درونی و بیرونی هرروز بهتر کرده است .

      • به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید.
      • لیاقت چاق بودن را با تقویت باور اینکه من ارثی چاقم من اگرآب هم بخورم چاق میشوم و من هرگز با انواع رژیمها وورزشها و سختی لاغر نخواهم شد هرروز لیاقت چاق شدن را در ذهنم تقویت میکردم 
      • با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟ خیر چون باور نداشتم که من هم روزی میتوانم لاغر شوم واگر لاغر هم میشدم دائم با خودم زمزمه میکردم این وزن من برگشت خواهد کرد و با سرعت و بدون سختی به وزن قبلی برمیگشتم چون لیاقت لاغری را درخود نمیدیدم و به چاق بودن عادت کرده بودم 
      • روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده اند.لیاقت چاق تر شدن چون بعد از رها کردن دوباره من چاق تر میشدم و این باور که من هرگز لاغر نمیشوم درمن تقویت میشد 
      • پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید.
      • من لیاقت دارم مثل دیگران لاغر بشوم 
      • من لیاقت دارم اعتماد به نفس خود را بالا ببرم 
      • من لیاقت دارم درروابط – کسب و کار – با خانواده و… خیلی بهتر از قبل عمل کنم تا نتیجه عالی کسب کنم 
      • من لیاقت دارم با لذت به دنبال علاقمندیهای خود بروم 
      • من لیاقت دارم رنگهای روشن انتخاب کنم 
      • من لیاقت دارم مثل دیگر افراد جامعه متناسب باشم 
      • من لیاقت دارم هنگام دیدن مواد غذایی با مهارت داخلی و بیرونی با آن برخورد کنم 
      • من لیاقت دارم حرص و ولع هنگام خوردن را درخود ازبین ببرم و با لذت غذا بخورم
      • من لیاقت دارم درهنگام خوردن انتخاب کنم و دیگر کلمه ی اشتهای من زیاد است و نمیتوانم کاری کنم را از صفحه ی ذهنم پاک کنم 
      • من لیاقت دارم درمهمانی ها مورد تشویق واقع شوم و باعث انگیزه دیگر افراد چاق شوم که با ذهن میتوان لاغر شد 
      • من لیاقت دارم به راحتی و بدون نفس نفس زدن و عرق کردن پیاده روی کنم و از طبیعت لذت ببرم 
      • من لیاقت دارم زمان کمتری را به خوردن مواد غذایی فکر کنم 
      • من لیاقت دارم دیگر نگران خوردن غذا دروعده های بعد نباشم چون به اندازه میخورم 
      • من لیاقت دارم دردورهمیها درمورد موضوعی به غیر از چاقی صحبت کنیم 
      • من لیاقت دارم بدنی سالم و پرانرژی داشته باشم و کمتر بیمار شوم 
      • من لیاقت دارم هرروز درزندگی شادتر وبا نشاط تر زندگی کنم 
      • من لیاقت دارم بهترین زندگی را دردنیا داشته باشم 
      • من لیاقت دارم با یادگیری نسل چاقی بعد ازخود را قطع کنم 
      • من لیاقت دارم درجمع اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم و سخنوری کنم 
      • من لیاقت دارم بهترین مادر و همسر باشم و بیشتر درکنار خانواده باشم 
      • من لیاقت دارم هرروز درتمام زمینه ها پیشرفت کنم مثل لاغر شدن 
      • من لیاقت دارم از نجوای منفی باف بعد از خوردن غذا خلاص شوم 
      • من لیاقت دارم دیگر خودم را سرزنش نکنم و به خودم افتخار کنم 
      • من لیاقت دارم دراین مسیر لاغرو متناسب شوم 
      • من لیاقت دارم درسایت تناسب با ذهن خداوند را بهتر بشناسم 
      • من لیاقت دارم درمورد طبیعت و کائنات و نقطه جذب بیشتر بدانم و عمل کنم 
      • من لیاقت دارم دراین مسیر استمرار داشته و عجله نکنم تا به سرزمین لاغرها برسم 
      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.ما برای لاغر شدن احتیاج به 2لیاقت بیرونی و درونی داریم که باید هردو را تقویت کنیم تا هم مهارتها و هم باورهای خود را تغییر دهیم و دراین مسیر لاغر شویم
      •  چون لاغرشدن آسانترین کار دنیاست 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      1402/09/16 08:36
      مدت عضویت: 1243 روز
      امتیاز کاربر: 5524 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 755 کلمه

      بنام خدا:

      بارژیم های سخت و طاقت فرسا بادردوفشار جسمی لاغر میشدم اما بعداز اون .من دوباره چاق میشدم .واین  نگرش درون ایجاد میشد که من نمیتونم لاغربشم . توانایی لاغرشدن روندارم . پذیرش  دلایل مختلف  درباره ی  علت چاق بودن هم بیشتر این موضوع روتشدید میکرد که من نمیتونم لاغربشم چون .من کلی تا حالا زحمت کشیدم ونشدم وو قتی این دلایل روهم کنارشون میزاشتم مثل یه پازل کنارهم  قرار میگرفتن ودلیل چاقیمو منطقی میکردن.ودراساس من باور م بود که من چاقم ونمیتونم لاغرباشم چون راه دیگه ای ندارم  راهی باقی  نمونده وانقدر بهش فکر میکردم .ومنطقیش میکردم باترس از خوردن. باترس از اینکه تحرک ندارم پس چاق میشم وچون نمی‌تونستم همیشه در رژیم و ورزش باشم 

       من باورم این بود که من نمیتونم لاغربشم .چون  من واقعا برای اتمام رژیم لحظه شماری میکردم. ذوق داشتم برای رسیدن به زندگی وروش قبلی . چون چاقی آسون بودی باخوردن غذا در هر ساعت تنوع غذایی و تونستن فعالیت روزمره انجام دادن بدون هیچ فعالیت اضافه همراه بافشار یادمه میگفتن وهنوزهم میگن که اگه  ورزش نمیکنی ظرف شستن و کارهای خونه رو انجام بده لاغرمیشی ومن حتی از انجام کار خونه متنفربودم وبه خاطر همین نفرت تصاویری درمغزمن ایجادمیشدکه  این نفرت از روی ترس  هست ترس از قرار گرفتن دوباره توشرایط رژیم و ورزش درصورتیکه من کاری  دیگه انجام نمی‌دادم اما همین طرزفکر هم درمن اثرگذاشت ومن رو درمسیر. چاق موندم قرار می‌داد ومن حتی از کارخونه هم دیگه متنفربودم چون مدام شنیده بودم انجام کارهای خونه روبه عنوان یه ورزش در نظر بگیر و باتجربه ای که ا ورزش ودوباره چاقی داشتم مدام تواین فکربودم چونکه من این کارهای خونه رو انجام نمیدهم هم چاقم ومدام احساس حقارت احساس گناه احساس یه آدم بی ارزش و غیر کاربردی روداشتم و این شکل یا چاق میشدم . یاچاقتر ویا چاق میموندم که بعداز مدتی من درمسیر چاق موندم قرار می‌گرفتم براینکه  وزنم کم میشد ولی شکل ظاهریم تغییر نمی‌کرد و همین رفتن روی وزنه وسرزنش کردن خودم باعث میشد که من در مسیر چاقی هروز وحتی هر لحظه قدم بردارم .مرور خاطرات چاقی خاطرات تلخ حرف و حدیث دیگران . نفرت از خود همه‌ی اونها باعث میشد تصویری ازمن درمن شکل بگیره که از خودم در ذهنم یه انسان ناتوان وبدشانس وچاق و تغییرناپذیر داشته باشم ومن درخودم این طور لیاقت چاقی رواضافه کردم.

      ۲ . دروشهای قبلی    بیشتر. من به این فکر میکردم که چاقتر نشم ویا وقتی رژیم می‌گرفتم هم همین موضوع بود. به ظاهر برای لاغری بود اما باعملی که من انجام میدادم  الان درک میکنم که من براتر س از چاق شدن ویا چاق موندنم  این روش ها و انجام میدادم وعملابرایب لاغرشدن نبود.  لیاقت لاغرشدن خودم ازبین می‌بردم ولیاقت چاق شدن رو در ذهنم پرورش میدادم .در ذهن من تصویر چاقی خیلی پررنگ تراز تصویرلاغری بود وذهن من درهر. صورتی از رفتارهای چاق کننده لذت میبرد . وچون مسیر دوباره چاق شدن بدون رنج بود بنابراین  لیاقت چاقی من بیشتر میشد چون شکست خوردن هم در رژیم باعث میشد که باور کنم لیاقت لاغری ودرست بود ن رفتارهای روندارم واز اونجایی که درمورد رفتارهای لاغرکننده هیچ  پیش زمینه ای نداشتم درنهایت من چاق میشدم چون تصویر چاقی ورفتارهلی اون تبدیل به پیش فرض شده بودن ومن به صورت کاملاً ناخودآگاه اشتیاق انجامش روداشتم واین هم زمانی بیشتر برام مشخص شد که وقتی بهش فکر میکنم درک میکنم ازانتظارم برای دوباره برگشتن برای اتمام روش های قبلی وزندگی براساس قبل از رژیم واین درمن خیلی بیشتر از اون تصمیمی بود که برای لاغرموندنم داشتم وبهش فک میکردم. پس بعداز دوباره هروعده ی غذایی وهر رفتاری وهر نشستن وخوابیدن من درخودم با پشیمانی واحساس گناه وعذاب وجدان دوباره مسیر چاق موندن و  احساس لیاقت چاقی روقوی تر میکردم .

      همه ی روشهای لاغری تنها یک نتیجه داشتن وشکست بود و به همین خاطر هیچ نتیجه ای جز محکم ترشدن باور چاقی و محکم کردن دلایل چاقی وچاق موندن. رو درمن نداشتن و نتیجه همیشه همین بود وهر چه  تلاش بیشتر باورمحکم تر میشد.

      توجه کردن به افکارودوباره باز بینی اطلاعات واعتمادبه جسم فکرکردن به دلیل چرایی انجام  روشهای رژیمی واعتماد به خود همگی برای طی مسیر لاغری ورها کردن  وبا  غیرطبیعی نشون دادن  چاقی  غیر طبیعی نشون دادن چاقی وقوی کردن این موضوع در ذهن ودرتتیجه پذیرش غیر طبیعی بودن  میتونم این لیاقت رودر خودم با تمرین کردن مرور کردن ودر مرور جستجو در افکارم  به ترسهام غلبه کنم. ودر مسیر لاغری برسم و ادامه بدم وباتعهدداشتن یه ادامه دادن این مسیر که به سمت لاغری هست  رودر  خودم بانجام  نوشتن ودیدن وتوجه کردن به نمونه هاوخیلی چیزهای دیگه این لیاقت درون به صورت اتوماتیک ایجاد میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/08/26 07:51
      مدت عضویت: 266 روز
      امتیاز کاربر: 1906 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 582 کلمه

      به نام خالق بی همتایم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات لیاقت داشتن 

      • به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید.
      • من در مسیر چاقی جز درد و رنج و عذاب و نفرت از خودم هیچ عایدی نداشتم ؟!!!
      • آیا لذت خوردن چند لقمه اضافه آنقدر  ارزش داشت که من این همه آزار و اذیت بشوم ؟!!!
      • مصی آیا اون لذت پرخوری و تن پروری آنقدر مهم بود که روی تمام آرزوهایت پا بگذاری ؟!!!
      • مشکل تو این بود لاغری رو از خودت خیلی دور و دست نیافتنی می‌دیدی
      • مشکلت این بود لیاقت لاغر شدن و در خودت نمی‌دیدی
      • از بس خودت و تحقیر کرده بودی
      • از بس خودت و برده و بنده شکمت میدونستی
      • که کلا فقط خودت رو لایق چاقی بیشتر میدونستی نه لاغری تناسب و زیبایی
      • تو با هر بار تخریب خودت لیاقت چاقتر شدن و در خودت رشد دادی .
      • تو با هر بار پرخوری کردن خودت رو لایق چاقی دونستی .
      •  
      • با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟
      • در روش‌های قبلی که برای لاغری انجام می‌دادم هیچ وقت خودم را لایق لاغری نمی‌دانستم و همیشه داشتم تلاش میکردم برای دیگران لاغر شوم .
      • خودم را لایق لاغری نمیدیدم، چون از خودم متنفر بودم ،از رفتار شکمو و پرخوری که داشتم ، حالم به هم می‌خورد . و در خودم هیچ قدرتی برای ترک و مقابله با آن رفتارهای حال به همزن را نمیدیدم .
      • احساس می‌کردم لاغری برای از ما بهتران و از ما مهتران است و چاقی حق مسلم منی است که مثل قحطی زده ها با خودم و غذاها رفتار میکنم .
      • روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده اند.
      • تمام روش‌های لاغری که استفاده کرده ام نه تنها باعث
      • ایجاد لیاقت لاغری در من نشدند بلکه نفرت من نسبت به خودم و بی لیاقت بودنم را بیشتر به من نشان میدادند.
      • وقتی با رنجها و فشارهای فراوان لاغر میشدم اما بخاطر رفتارهای چاق کننده و افراطی که داشتم خیلی زودتر و سریعتر از زمان کاهش وزن چاق میشدم؛ تمام این اتفاقات را نشانه بی لیاقتی و بی عرضگی خودم می‌دانستم، که قدرت درست کردن رفتارم را ندارم ،و بنده شکمم هستم .و هر بار که از روشی شکست میخوردم این احساس بی لیاقتی در من بیشتر و بیشتر می‌شد.
      • پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید..
      • من با بودن در سرزمین تناسب فکری و یادگیری اصولی لاغری از طریق ذهن و اصلاح باورها و نگرشهایم و به طبع آن اصلاح رفتارهایم لیاقت لاغر شدن را در خودم پرورش می‌دهم.
      • قدرت منم ،انتخاب با من است ،اختیار با من است.
      • مواد غذایی هیچ قدرتی ندارند.
      • افکار من و باورهای اشتباه من هیچ قدرتی ندارند.
      • من با یادگیری اصولی تمام قدرت‌ها را در سیطره خودم میگیرم و به راحتی لاغر میشوم .
      • من لیاقت لاغری را دارم.
      • من لیاقت بهترینها را دارم.
      • من لیاقت پوشیدن لباسهای رنگ شاد را دارم .
      • من لیاقت پوشیدن بهترین لباسها را دارم.
      • من لیاقت خوردن بهترین غذاها را دارم .
      • فقط باید ماند و با اشتیاق و انگیزه در پیمودن مسیر زیبای لاغری با قدرت ذهن استمرار داشت .
      • پروردگارا از تو سپاسگزارم که به من لیاقت لاغر شدن را دادی
      • پروردگارا از تو سپاسگزارم که من را لایق هدایتت دیدی و مرا به سایت تناسب فکری هدایت کردی
      • خدایا اکنون بیشتر از همیشه به تو و یاری ات نیازمندم
      • استاد سپاسگزارم برای دادن احساس لیاقت به من و چقدر حس عالی بود حس لیاقت داشتن
      • الهی به امید تو
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار افسر
      1402/08/25 23:04
      مدت عضویت: 198 روز
      امتیاز کاربر: 1670 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      باعرض سلام خدمت استاد من قبلا خیلی کمتر از اطرافیان غذا میخورم ولی آنها بیشتر من غذا میخوردن و من بعد از خوردن میگفتم که من این هم که خوردم باز چاق میشم ومن همیشه خود را لیاقت چاق  شدن می‌دانستم ومن چند بار لاغر شدم و آن موقعه خودم را لیاقت لاغر شدن می‌دانستم ولی به آن استوار نبودم ولی حالا که در این مسیر هستم 

       لیاقت لاغر شدن را در خودم احساس میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم غلامی
      1402/08/01 22:49
      مدت عضویت: 1655 روز
      امتیاز کاربر: 899 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 678 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و هدایتگر 

      با عرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان 

      لایق لاغر شدن باشید :

      واقعا خود را  لایق دانستن شرط موفقیت است یادم میاد قبلا من واقعا لایق چاق بودن بودم چون با پر خوری و بی اهمیت دادن به خودم و خودم را  لایق اینکه بدنم محل انباشته زباله نیست نمی دونستم و می خوردم ،عصبانی می  شدم می خوردم ،شاد بودم می خوردم،ناراحت بودم می خوردم بدون اینکه بدونم گرسنه هستم یا نه ؟ می خوردم و بدنم را انباشته مواد زائد می کردم و بعد غذا عذاب و جوان داشتم پس من لایق چاق شدن بودم ،از چاقی خودم متنفر بودم چیزی که خودم به وجودش آوردم با باورهای اشتباه و با رفتارهای اشتباهم پس من لایق چاقی بودم ،از خرید کردن بیزار بودم و ناراحت بودم از اینکه سایز من توی بازار نیست و من باید بگردم نا سایزم راپیدا کنم ش پس من لایق چاق بودن بودم ،از جمع فاصله داشتم و خجالت می کشیدم و اعتماد به نفس نداشتم پس من لایق چاقتر بودم ،خودم را با دیگران مقایسه می کردم و خودم را سرزنش می کردن با این کارها لیاقت چاقتر شدن را در خودم ایجاد می کردم.حسرت پوشیدن لباسهای اندامی داشتم پس من لایق چاقتر شدن بودم

      و پس از مدتی که وارد سایت شدم با هدایت الله و گوش دادن به فایلها و خرید دوره ورود به سرزمین لاغرها  من هم احساس ارزشمندی کردم و هم متوجه شدم که ما باید برای جسم مون ارزش قائل بشویم و خودمون مسئولیت چاقی خودمون را بپذیریم و خودمون این وضع را به وجود آوردیم پس باید خودمون را در این شرایط بپذیریم و جسممون را دوست داشته باشیم و برای خودمون ارزش قائل بشوم،چون پذیرفتن همه اینها شروع لاغری است و فهمیدم که قبل از هرچیزی من باید  خودم را لایق لاغر شدن بدونم .

      چه قدر دیدگاهم نسبت به خودم تغییر کرد و من گفتم من لایق لاغر شدن هستم،چون من اشرف مخلوقات هستم و من باید از زندگی کردن لذت ببرم و خدا دوست داره که ما شاد باشیم و لذت ببریم ،من باید تغییر کنم و خودمم را لایق لاغر شدن قرار بدهم و خودم را لایق پوشیدن لباسهای خوب بدونم ،و اینکه لایق این باشم که سلامت باشم و  همه ارگان های بدنم به درستی  کار کنه و هیچ مشکل و بیماری نداشته باشه ،من لایق لاغر شدن هستم تا بتونم اعتماد به نفس خودم را برگردونم و بالا ببرم ،من لایق لاغر شدن هستم تا بتوانم در بودن در جمع با اعتماد به نفس حاضر بشوم و لذت ببرم . من لایق لاغر شدن هستم تا بتوانم برای خودم کاری بکنم و روحیه خودم را بهتر کنم و زندگی بهتری داشته باشم .  من لایق لاغر شدن هستم تا بتوانم در مجالس لباسهای زیبا به تن کنم و لذت ببرم ،من لایق لاغر شدن هستم تا جوانتر باشم و سرزنده تر باشم ،من لایق لاغری هستم چون من زمانی متناسب بودم و خداوند فطرتا ما رو متناسب آفریده و می خواد که  خوشحال باشیم و موفق باشیم و من بنده خدا هستم و هر خطایی در مورد بدنم گناه محسوب می شه و باید پاسخگو باشم ،وقتی خدا برای من این طور می خواد پس منم باید برای خودم و صلاح خودم این طور باشم و و وقتی اینا را فهمیدم و ظلمی که در حق خودم را کردم ،خودم را بخشیدم و از خداوند و بدنم عذرخواهی کردم و خودم را تلاش کردم که تغییر بدهم و خودم را لایق دونستم اون موقع هر چیزی را نخوردم و عمل کردم کم کم جسمم هم تغییر مرد درسته که من  به وزن ایده آلم نرسیده ام و شاید چند مدتی از مسیر خارج شدم ولی من اومدم که باشم حتی هر روز با گوش دادن یک فایل ،ان شاءالله که به هدفم وزن ۶۴ و سایز ۴۰ می رسم ،چون من مسئولم و خدا منتظره چون خودش منو انتخاب کرده و لایق لاغر شدن را در من دیده و من باید به خداوند اعتماد کنم و از خودش کمک بخواهم که تا انتهای مسیر همراه من باشه ،خدا جونم ازت ممنونم ،استاد عزیز ازتون ممنونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      1402/07/30 07:45
      مدت عضویت: 335 روز
      امتیاز کاربر: 1565 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      سلام به استاد مهربانم 

      من به دخترهای خواهرم نگاه می کردم والبته خیلی دوست شون دارم شاید توجه به چاقی اونها باعث لیاقت من برای چاق شدن شد و یا همش با خودم فکر می کردم اشتهام زیاده و حتما با این اشتها بازم لیاقت من برای چاقی بیشتر می‌شد من با گفتن اینکه اشتهام زیاده روز به روز لیاقت خودمو در چاق شدنم بالا تر بردم 

      نه من توجهی  به لیاقت خودم در چاق شدن نداشتم رژیم میگرفتم خوش تیپ میشدم و باز دوباره برمیگشتم به روزاول

      من اکثرا ورزش می کردم و از نرم افزار کرفس استفاده می کردم و خیلی لاغر میشدم چون اصلا به لیاقت لاغری حتی فکر هم نمی کردم و بعد از رژیم دوباره حرص و ولع من شروع می‌شد وباز دوباره روز از نو روزی از نو آخه مغز من هنوز مثل قبل به بدنم فرمان میداد چون نه آموزش دیده بودم نه برای لیاقت خودم برای تناسب اندام فکری کرده بودم 

      فایل ها رو گوش کنم زیاد ناخداگاه لیاقت من زیاد میشه برای لاغر شدن

       هر روز جملاتی مثل این که من لیاقت لباس های روشن رو بپوشم دارم باخودم تکرار کنم بنویسم و در مغزم مرور کنم که من لیاقت خوش اندامی رو دارم من لیاقت به اندازه ی نیاز بدنم خوردن و دارم من لیاقت بدنی سالم را دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      1402/07/19 09:36
      مدت عضویت: 1063 روز
      امتیاز کاربر: 5075 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,319 کلمه

      بنام خداوندمهربان 

      سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن 

      مسیر لاغری من 

      گام ۵:لایق لاغرشدن باشید 

      لایق بودن برای داشتن هر موفقیتی برای همه لازم است وهمچنین برای لاغرشدن هم احتیاج به لیاقت داریم 

      لیاقت داشتن برای لاغرشدنمان. گرفتن رژيم. انجام دادن ورزش های دشوار وطولانی و مصرف کردن دارو و یا انجام دادن جراحی در ما بوجود نمی آید چون هیچکس برای لیاقت داشتن چاقیشان هیچ کار خاصی انجام ندادند و رنج و سختی نکشیدند 

      ما برای هر موفقیتی به لیاقت داشتن نیاز داریم و این جهان هستی برای هر کسی به اندازه لیاقت خودش نعمت می دهد. این جهان مادی، جهان لیاقت هااست 

      ما برای لاغرشدنمان وهر کاری نیاز به لیاقت داریم و ما لیاقت چاق شدن داشتیم که چاق شدیم ما در چاقیمان استمرار و پشت کار زیادی انجام دادیم 

      ما همیشه رفتارها و عادتهای اشتباه خودمان را بارها و بارها تکرار کردیم و جسم خودمان را به این شکل دراوردیم 

      ما با متنفر بودن از جسم خودمان به چاق شدنمان توجه کردیم به ذهن‌مان امر و نهی کردیم که دوست داریم چاق و چاق تر شویم 

      چون همیشه عوامل بیرونی را چاقی خودمان می دانستیم و همیشه هم اینها را شنیده بودیم و باور کرده بودیم وبه واسطه اینها چاق می‌شدیم مانند؛چون معده ام گشاده و غذای زیادی می خورم چاق میشوم. 

      چون من ژن چاقی دارم ،چاق میشوم 

      چون سوخت وساز پایینی دارم چاق میشوم وکلی عوامل دیگری را دلیل چاقیمان می دانستیم اما اثر گذار ترین موضوع در چاقیمان ذهن ناخوداگاهمان است که هیچ وقت به اون توجه نکردیم و خیلی ها هم هستند که توجه نمی کنند 

      با متنفر بودن از موضوعی یا عشق ورزیدن به اون موضوع اصلآ برای ذهن‌مان فرقی نداره چون ذهنمان در هر دو حالت حس می کند که ما عاشق اون موضوع هستیم و اون را دوست داریم و ذهن‌مان تلاش می کند که اون موضوع را در زندگیمان گسترش دهد چون خاصیت ذهن‌ ناخوداگاهمان است .

      همیشه به ما گفته بودند که به هر چیزی که توجه کنی به سوی تو کشیده می شود چون ذهن تصور می کند که ما اون موضوع را دوست داریم و اون را در زندگیمان گسترش می‌دهد 

      ما همیشه به چاقی خودمان توجه کردیم حتی زمانی که رژیم می گرفتیم یا ورزش می‌کردیم و …ما همیشه به چاقی خودمان توجه داشتیم و چاقی را لایق خودمان می دانستیم 

      من هیچ وقت خودم را لایق لاغری نمی دانستم چون همیشه در فکر و تصورم این بود که وقتی رژيم یا کار خاصی برای لاغرشدن انجام می دادم را رها کنم دوباره چاق میشوم چون همیشه خودم رو لایق چاقی می دانستم نه لاغری. 

      چون بعد از رهاکردن رژيم به ولع پرخوری می افتادم تا دلتان بخواهد می خوردم و همیشه خودم را سرزنش می کردم که دیدی بازنتونستی جلوی خودت را بگیری و لاغر بمانی چون لیاقتت چاقی هستش اینقدر بخور تا چاق تر بشی و بمیری بی لیاقت. 

      و از سرزنش کردن دیگران هم ناراحت می شودم و به خودم نهیب می زدم 

      چون من چاق شدنم را بخاطر پرخوری کردن مواد غذایی می دانستم چون با آموزش‌هایی که به ذهنم می دادم، که من باید چاق باشم چون من نمی توانم جلوی غذاخوردنم را بگیرم و خودم را لایق چاقی می دانستم 

      و حالا می فهمم که چقدر من به این چاقی لیاقت می دادم که جسمم رو به این شکل و شمایل درآورده بودم چون آدم هر چیزی را که لایق خودش بداند به هر صورت می رسد و ما به چاقی لیاقت نشان داده بودیم و به چاقی رسیده بودیم 

      چون من همیشه به جسمم توجه می کردم که چرا چاق میشوم چرا لاغر نمی شوم و اگر لاغر می شوم این لاغری برایم نمی ماند و اون موقع داشتم به چاقی توجه می کردم 

      من همیشه درحال خوردن بودم وقتی می دیدم که متناسب ها به خوردن فکر نمی کنند حسوديم می شد و حتی دخترخودم اصلآ به خوردن توجه نمی کرد و همیشه متناسب بود چون اون موقع این چیزا رو نمی فهمیدم وفکر می کردم که به باباش رفته و متناسب هستش و من چون به خانواده پدریم رفتم چاقم و نمی توانم جلوی خودم را بگیرم 

      و همیشه حسرتشان را می خوردم که چرا اون ها می توانند به راحتی نه بگویند اما من نمی توانم نه بگویم حتی زمانی که سیر بودم اگه بهم چیزی تعارف می شد خجالت می کشیدم نه بگویم و تعارفشان قبول می کردم و می خوردم با این که می دانستم که سیرم و نباید بخورم 

      همیشه ما از خوردنمان لذت بردیم و از طعم. رنگ. بو.ونرمی مواد غذایی فریب خورده و بیشتر خوردیم و هیچ وقت پیغام سیریمان را نفهمیدیم 

      چون گفته بودند که باید غذا را به آرامی بخوریم چون مغزمان درطول ۲۰دقیقه پیغام سیری را ارسال می کند 

      ولی من ۲۰دقیقه چیه  من در طول ۲۰دقیقه غذایم رو می‌خوردم حتی بیشتر از نیازمم می خوردم و بعد از ۲۰دقیقه که پیغام سیری دریافت می شد تازه فشار شکمی سراغم می آمد. چون همیشه خیلی تندوسریع غذایم را می خوردم و به حرف هیچکس هم توجه نمی کردم و حالا می فهمم که متناسب بودن را لایق خودم نمی دانستم اما همیشه در حال رویا بافی لاغری و تناسب اندامم بودم 

      من هیچ وقت خودم رو انسان با اراده‌ ای نمی دانستم با این که همه من رو با اراده می‌دانستند اما خودم، خودم را بی اراده می دانستم چون هیچگاه خوردنم را نتوانسته بودم کنترل کنم 

      وحالا بودن دراین سایت به من یاد داد که هیچ موادغذایی قدرت چاق کنندگی ندارند و باور داشته باشم که اونها برای تأمین و انرژی رساندن به بدنم هستند مانند آبی که می خوردیم. نفسی که می کشیم که لازمه و نیاز بدنمان است 

      ما همیشه از خوردنمان لذت بردیم با این که معده مان پر بود ولی همیشه ولع خوردن داشتیم چون نه ذهن‌مان سیر می شد نه چشممان.

       ذهن دستور می داد به خوردن و چشممان می دید و ما همیشه با لقمه های اضافی مواجه می شدیم ما همیشه یک عادت اشتباهی که داشتیم تندوسریع غذاخوردنمان بود و هیچ وقت طعم. مزه. غذا نتوانستیم بچشیم فقط می خواستیم بخوریم 

      من هر آدم متناسبی که دیدم حتی همسرم ودخترمم همیشه خیلی آرام و آهسته و اصولی غذا می خورند و هر وقت سیر می شدند دست ازخوردن برمی‌داشتند حتی اگه یک قاشق هم می ماند دیگه نمیخورند یادم است که باهاشون دعوا می کردم که فقط اين يک قاشق اضافه بود اون رو هم 

      می خوردین دیگه،

       ولی اونی که می خورد من بودم نه اونها. 

       حالامن با هدايت شدنم به این سایت دانستن این که من لایق لاغرشدن هستم و همیشه آرزویش را داشتم را فهمیدم چون خداوند همه را با لیاقت و متناسب آفریده و این مابودیم که از این قافله دور افتاده بودیم حالا دیگر باید توی ذهن و جسممان این لیاقت را کشف کنیم حالا بودن دراین سایت برایمان لیاقت داشتن را آموزش می دهد 

      پس باید با اطمینان و اعتماد به این مسیر راهمان را با احساس و با حال خوب وانرژی مثبت ادامه دهیم و من ادامه می دهم و خواهم داد.

      درست است زمان بر است ام یک بار برای همیشه هستش. 

      ما با اطمینان و ایمان کامل و توجه کردن و باور داشتن، لیاقت را در خودمان گسترش می دهیم 

      چون من لایق بهترین و زیباترین زندگی هستم 

      من لایق بهترین تجربه کردن از زندگی را دارم 

      من لیاقت بهترین روابط با خانواده و اطرافیانم را دارم 

      من لیاقت زیباترین تناسب اندام و لاغری را دارم 

      من لیاقت توانایی در بهتر کردن زندگی ام را دارم 

      من پوشیدن لباس های اندامی. رنگی. و زیبا را دارم 

      من لیاقت سلامتی و تندرستی و زیبایی را دارم 

      من لیاقت به اندازه خوردن موادغذای را دارم 

      من لیاقت عشق و دوست داشتن خودم را دارم 

      وحالا بودن دراین سایت و راهنمایی های استاد عزیزمان ،من به تمام لیاقتهایی که آرزو داشتم و دوست داشتم که داشته باشم یکی یکی می رسم و خواهم رسید 

      با گوش کردن فایل های آموزشی. خواندن مطالب آموزنده و با انجام دادن تمرینات. استمرار داشتن ادامه دادن وتکرار کردن بوجود می آید و من لیاقت اینها را دارم و خودم را لایق همه اینها می دانم 

      استاد گرامی ازت ممنونم که ما رو به این همه آگاهی می رسانی 

      خدایا ازت ممنونم متشکرم وسپاسگزارم خدایا شکرت 

      همیشه در پناه خداوندمهربان باشید یا حق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب
      1402/07/16 10:56
      مدت عضویت: 268 روز
      امتیاز کاربر: 2800 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 640 کلمه

      به نام خدای مهربان شما لایق لاغر شدن هستید تیتر هم گام خودش یه باور تقویت کننده قدرتمنده لیاقت داشتن توی هر موضوعی مهمترین فاکتور برای موفق شدن هست خدایا چقدر به موقع پاسخ میدی چند روزی بود از خدا می‌پرسیدم بهم بگو ایراد کارم کجاست با اینکه خیلی خوب رو فایل ها کار میکنم تمریناتم رو انجام میدم ورودی های مخرب رو حذف کردم تا حدود خیلی زیادی اما چرا نتایجم خیلی کوچیک و اون چیزی که دلم میخاد رو نمیگیرم و امروز هدایت شدم به این فایل و پاسخم رو گرفتم حالا دیگه میمونه کار کردن من رو این موضوع و اونم احساس لیاقت من خوب کار میکنم رو خودم و متعهد هستم به فایل هایی که گوش می‌کنم یعنی برام رایگان عیر رایگان فرقی نداره وقتی یه فایلی رو گوش کنم دیگه توجه نمیکنم رایگان یاد هزینه بابتش پرداخت کردم ایمان دارم خدا این فایل رو برام فرستاده‌اما یه حای کار ایراد داشت و اونم اینکه من احساس لیاقت نمیکردمهنوزم این باور تو وجودم بود که تو باید یه کار فیزیکی کنی حتما والا نتیجه ای ساعت نمیاد حتی سمت کار فیزیکی رفتم ولی بازم نتیجه دلخواهم رو نگرفتم برای لاغر شدن هم همین بود فایل گوش میکردم ولی چون خودمو لایق لاعری با ذهن و به این آسونی نمیدیدم سراغ کم خوری و ورزش میرفتم و تعجب میکردم که چرا هم دارم رو خودم کار میکنم هم ورزش میکنم ولی نتیجه نمیاد و خبر  از این مانع بزرگ نداشتم یعنی فهمیده بودم آبشخور کجاست و باید رو احساس لیاقت کار کنم ولی خیلی جدی نگرفته بودم من درونی احساس لیاقت رو در خودم نساخته بودم البته که با فایل گوش کردن خیلی بهتر شدم ولی اینبار تصمیم گرفتم خیلییی جدی تر و متعهد تر رو این زمینه کار کنم وقتی این فایل رو گوش کردم و از خدا هدایت خواستم امروز به یه فایلی هدایت شدم که توی اون در مورد احساس لیاقت گفته شده بود و در مورد این صحبت شد که شما با حل هر مساله ای میتونید احساس لیاقت خودتون رو افزایش بدید داشتم به این فکر میکردم که هر بار یه مانع رو شناسایی میکنم یه جورایی حل مساله است و احساس لیاقت دارهدافزایش پیدا میکنه هر بار که احساس امید میکنم که من میتونم متناسب بشم دارم لیاقت لاعری رو تقویت میکنم اون جمله که توی متن این فایل نوشته بودید افراد چاق لیاقت چاق شدن رو دارناولش مقاومت داشتم یعنی داشتم بهداین فکر میکردم که اگر من به یه  آدم چاق بگم تو خودت لیاقت چاقی رو ساختی چطوری به سمتم حمله ور میشه خخخولی واقعیت همینههمه آدم های چاق لیاقت چاقی رو دارنپس لاغری هم لیاقت میخادبا نگرانی در مورد چاقی ،خجالت از خود،گله و شکایت ،سرزنش کردن خودمون داریم لیاقت چاقی رو بیشتر میکنیم حالا برای لیاقت لاغری باید برعکس عمل کنیمچطوری ؟احساس امید داشته باشیم برای داشتن اندام زیبا عشق ورزیدن به خودموندوست داشتن خودمونشکر گزاری برای اندام سالموناحساس لیاقت لاعری رو در خودمون افرایش میدیمذهن ما براش مهم نیست اون جیزی که داریم بهش توجه میکنیم عاشقش هستیم یا متنفر هستیم ازش در هر صورت فک میکنه چون ما داریم توجه میکنیم پس مورد علاقه مونه و از اون جیز توی زندگیمون گسترش پیدا میکنه .من قبلا فکر میکردم برم جلو اینه خودمو سرزنش کنم که آه چه اندام بدی داری خجالت میکشم از پرخوری و ب این همه تحقیر کردنا به خودم میام و دست از پرخوری میکشم و بالاخره لاعر میشم ولی خبر نداشتم با  همین کارها دارم لیاقت چاقی رو بیشتر میکنم و این جهان به اندازه لیاقت به من میده به کانون توجه من کار داره 

      حالا عاشق اندامم هستم و میدونم من لایق بهترین هام من همینطوری هم که‌ هستم دوست داشتنی هستم و لایق بهترین اندام هستم 

      استاد راست میگید  که این مسیر لاغری فقط تغییر سایز و کاهش عدد رو ترازو نیست این مسیر عشق این مسیر لدت این مسیر تغییر شخصیت و علاقه به خودرسیدن به خود و خداست این مسیر خود خود عشق خدا رو شکر میکنم به صدای درونم گوش کردم و الان اینجام واقعا از ته قلبم میگم خدایا شکرتتتتت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1402/07/09 19:00
      مدت عضویت: 1586 روز
      امتیاز کاربر: 26031 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,654 کلمه

      به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .

      سلام به همگی من شاد و پرانرژی در مسیر تغییر کردن هستم 

      من عاشق فایل قدیمی این قسمت از مسیر صد گام هستم و این فایل  بسیار برای من  اموزنده هست و هر دفعه که اون رو گوش میدم بیشتر  به خودم میام تا  در مسیر درست باشم .

      در این جلسه استاد  در مورد احساس لیاقت حرف زدن و من ولقعا فکر کردم و به خودم گفتم من چقدر خودم رو لایق بهترین نعمتها در این جهان می دانم  ؟؟؟

      ایا تا به حال من خودم رو لایق لاغری و تناسب اندام  کامل دونستم ؟؟ همینجا باید بگم من همیشه در زندگی  خودم رو لایق بعضی چیزها دونستم و لایق بعضی چیزها ندونستم با توجه به نتایجم در زندگیم این حرف رو می زنم .

      در مورد لاغری باید بگم   از گذشته تا چند سال پیش که در این راه نبودم خیلی  برای جسمم تلاش فیزیکی  میکردم اما هیچ وقت نتیجه نمی گرفتم چون خودم رو لایق یه جسم لاعر نمیدونستم و همیشه به هزار علت در ذهنم  میگفتم باید چاق باشم مثالا چون ازدواج کردم چون بچه دار شدم چون قرص میخورم چون سنم بالاتر رفته چون فعالیت ندارم و کلی حرفهای دیگه اما از وقتی وارد این دوره شدم و حرفهای استاد رو گوش دادم و خصوصا دوره ی  زندگی با طعم خدا خودم رو به خدا نزدیکتر حس کردم و خودم رو لایق دریافت خیلی از نعمتها دونستم مثل لاغری و سلامتی و بارها گفتم خدا من رو انتخاب کرده که در این مسیر باشم پس قطعا من به لاعری دلخواهم میرسم و توانایی به دست اوردن اون رو دارم و تا حدود زیادی اون حس لیاقت  لاغری رو که در دوران چاقی از دست داده بودم با این مسیر ترمیم کردم و خودم رو اماده ی دریافت نعمت های زیادی کردم و حرکت کردم و خدا هم من رو کمک کرد و من به هدفم نزدیک شدم و حالا متوجه میشم این حس لیاقت واقعا در رسیدن به هدف چقدر  اثر گذار هست .

      من  دیگه اگاهم اگر در هر جنبه ی  زندگیم هنوز می لنگم چون خودم در احساس لیاقت در  اون زمینه مشکل دارم مثلا اگر روابطم با اطرافیان دلخواهم  هنوز خوب نیست چون در اون زمینه احساس لیاقت نمیکنم که با افراد سطح بالا و عالی و مثبت دوستی کنم .

      اگر در جنبه ی مادیات  مشکل دارم چون خودم در این زمینه احساس لیاقت ندارم که باید در این جهان ثروتمنداته زندگی کنم .

      اگر در سلامتی ام مشکل دارم چون خودم احساس لیاقت در سلامتی کامل با توجه به افکار نادرستم ندارم .

      من هنوز خودم رو لایق خیلی از چیزها نمیدونم و باید این لیاقت نداشتن رو از سر راه موفقیتم بر دارم چون بی لیاقتی مانع رسیدن من به هدفم میشه .

      من  باید بارها بگم من لایق رسیدن به تناسب اندام دلخواهم هستم 

      من لایق تناسب اندام دلخواهم هستم 

      من در ناخو داگاه ذهنم خودم رو لایق تناسب اندام میبینم ؟؟؟

      شاید،،،  باید جواب بدم این حس لیاقتم شاید بهتر شده باشه اما هنوزم کار داده هنوزم باید درست بشه و من خودم رو با وجود همین مقدار خوردن عالی و به انداره و این غداهای سفره لایق لاغری بدونم مثل دخترم مثل خواهرم مثل همسرم و ….

      من همینجا با فکر کردن به گذشته ی خودم که چقدر برای لاغری تلاش کردم واقعا ناراحت میشم و دلم برای خودم میسوزه که چقدر خودم رو زجر میدادم .اما مهم نیست مهم  الان من هست که در مسیر درست هستم و باعشق لاعر میشم .

      من میخوام با نگاهی به گذشتم که چقدر بارها از راه های نادرست تلاش،کردم و لاغر شدم به خودم بگم فروع تو توانایی تو میتونی تو چقدر زرنگ بودی چقدر استمرار داشتی که بارها تونستی لاغر بشی و به وزن بسیار زیبای دلخواهت برسی من میخوام  به خودم بگم :

      من میتونم متناسب بشم 

      من لیاقت متناسب شدن رو دارم 

      من لیاقت  پوشیدن بهترین لباسهای دنیا رو دارم 

      من لیاقت خوردن  بهترین عداهای دنیا  رو دارم 

      من لیاقت بهترین زندگی رو دارم 

      من لیاقت دریافت  تمام خیر و خوبی های خدای مهربانم رو دارم 

      من لیاقت زندگی کردن مثل ملکه ها رو دارم 

      من لیاقت درست رفتار کردن رو دارم 

      من لیاقت …

      من  دیگه دنبال بهانه برای عدا خوردن نیستم چون احساس لیاقت برای تناسب اندام دارم اگر هنوزم  گاهی اوقات دنبال ریره خواری هستم اگر هنوزم گاهی اوقات در هر شرایطی میخوام بخورم که لذت ببرم من خودم رو لایق تناسب اندام نمیدونم .

      مثلا یادم میاد در گدشته اگر کمی حالم بد میشد عدا میخوردم اگر  ناراحت میشدم عدا میخوردم اگر حوصلم سر میرفت عدا میخوردم اگر  خوشحال میشدم غدا میخوردم  اگر کمی مریض بودم غدا میخوردم و خلاصه در هر موقعیت به دنبال خوردن بودم بخورم چون مهمانی اومدم بخورم چون خانه مادرم هستم بخورم چون پولش رو دادم بخورم چون اومدم تفریح و سفر و بخورم چون اسراف نشه بخورم و ….اما دیگه این دوران بی لیاقتی در وجود من تمام شده  یعنی باید تمام بشه  پس فروع هیچ راهی نداری جز خودت رو لایق بهترینا بدونی بهترین اندام بهترین سلامتی و بهترین خانواده و  … برای رسیدن به این هدف از هر کاری که همسو با هدفت نیست باید بگذری و انجام ندی و مطمعنم این کار رو باید در عمل نشون بدم که به جهان احساس لیاقتم رو نشون بدم 

      مثلا دیشب خانه مادرم پیتزا درست کردیم اما من در اوج گرسنگیربه اندازه نیازم خوردم و دیگه وسوسه نشدم بیشتر بخورم پس من احساس لیاقت کردم 

      من امروز ناهار اسنگ گوشت و قارچ داشتم اما به اندازه نیازم خوردم و بیشتر نخوردم پس احساس لیاقت کردم .

       پس اگر هنوزم دنبال رفتارهای نادرستم یعنی  خودم رو  لایق اضافه وزن میدونم اگر در ذهنم هنوزم میگم کی میشه من مثل فلانی لاغر بشم یعنی  با این افکار به جهان میگم من حس لیاقت برای لاغری ندارم .

      نه دیگه بسه من بایدحس ارزشمندی کنم و باید هر اشغالی رو نخورم و باید در هر زمانی با وسوسه ی شیطان غدا نخورم من اینقدر باید به خودم بها بدم که هر عدای سر و مانده رو نخورم من باید از خوردن  ته مانده ی غداها رها بشم و بعد فروغ  بببین چطور جهان به این افکارت واکنش نشون میده .

      من هرگز نباید دنبال سرزنش کردن خودم باشم  من هرگز نباید خودم رو با بقیه مقایسه کنم من هرگز نباید به خودم ناسزا بگم که چرا من اینطور لباس پوشیدم فلانی اونطور پوشیده با این کارها و افکار خودم رو نابود میکنم .و حسم بد میشه و قطعا در مسیر درست نمیتونم حرکت کنم 

      ذهن چاق دایم فرد رو تحریک به خوردن میکنه اما دهن فرد لاغر اینطور نیست ؟؟؟ مگر ذهن ما چه فرقی با هم دارن ایا ذهن اونها اصلی هست مال من فرعی هست ؟؟  نه فرد لاعر لیاقت متناسب شدن رو داره اما من ندارم و این برمیگرده به دوران چاقی ما که چقدر ما باورهای نادرست داخل ذهنمون گذاشتیم .

      همینجا بگم من دیگه جز مادریهایی نیستم که دنبال بچه ی چاق باشم دقیقا برخلاف گدشتم که فکر میکردم از همون بارداری باید تغذیه ام زیاد باشه که بچه ای قوی به دنیا بیارم و بعدش هم به زور به بچه غدا میدادم که خوب رشد کنه و …. اما الان بچه هام کاملا رها و ازاد هستن که هر وقت میخوان بخورن و هر وقت میخوان نخوزن  من خودم از بچگی تپل نبودم اما زمانی که چاق شدم کلی باورهای نادرست در ذهنم داشتم که چون ازدواج کردم چون اشتهام زیاده چون رزیم ندارم چون ورزش ندارم لیاقت لاغری و تناسب اندام ندارم و این اواخر هم به خاطر قرص هایی که میخوردم بقبه  بارها میگفتن تو بابد چاق باشی چون دارو میخوری و من احساس ناتوانی در این قضیه ی تناسب اندام میکردم و اما دیگه خودم رو لایق متناسب شدن میدونم و بارها میگم کی از من بهتر و تواناتر که به تناسب اندام برسه من خودم رو باور دارو توانایی هام رو باور دارم چون از سال ۸۳ تا سال ۹۸ من بارها از طریق مختلف برای لاعری تلاش کردم و وزن کم کردم .

      من  با مرور توانایی هام ارزش خودم رو بیشتر حس میکنم .

      من با انجام اون همه کارهای سخت برای لاغری دیگه خودم رو لایق لاغری میدونم .

      من باور کردم میتونم به تناسب اندام برسم و ذهنم داره با من همکاری میکنه و به من رفتارهای جدید هدیه داده و چقدر از ذهنم تشکر میکنم که هماهنگ با هدف من شده .

      من همینجا میگم خودم مسول چاقی خودم هستم نه مواد غدایی و قرص و اشتها و فعالیت و … من بارها بلید بگم من مسول زندگی خودم هستم و با این حرف دیگه برده ی ذهنم نیستم که هر چیزی رو گفت من بخورم .

      من بارها به خودم میگم من لایق تناسب اندام هستم من تعهد میدم من مسول چاقی خودم هستم .و همیتجا اعتراف میکنم اگر فلان روز اون لقمه های اصافه رو نمیخوردم اگر اون روز به خاطر تعارف بقیه نمیخوردم اگر اون روز به خاطر مجانی بودنش اون قدر غدا نمیخوردم راگر اون روز به خاطر بودن در مهمانی بیشتر نمیخوردم همین مقدار کم اضافه وزن رو هم الان نداشتم .

      من به خاطر سرنوشتم و جسمم نیست که من چاقم من به خاطر مواد عدایی نیست که چاقم این خودمم که دارم خودم رو با حس بی لیاقتی نایود میکنم و بیشتر از نیاز میخورم و خودم رو چاق میکنم اما همینجا به خودم میگم من لیاقت بهترین اندام رو دارم 

      من لیاقت بهترین مواد عدایی رو دارم 

      من لیاقت بهترین رفتارهای عدایی رو دارم 

      من لیاقت بهترین ادمها رو دارم 

      من لیاقت خوردن  غداهای گرم و خوشمزه رو دارم 

      من لیاقت بهترین لباسها رو دارم .

      من دنبال رزیم و قرص و دمنوش و جراحی نیستم من دیگه نمیگم اشتها دارم  بابا اشتهایی در کار نیست اشنها خود من هست من باید حس لیاقت کنم تا ببینم‌متناسب شدن چقدر اسون و لدتبخش هست و متناسب شدن حق من هست .

      من میبینم  که افراد لاغر خودشون رو لایق متناسب شدن میدونن هر وقت سیر هستن نمیخورن هر وقت گرسنه هستند میخورن و این یعنی احساس لیاقت در تناسب اندام 

      همین ذهنی که من رو چاق کرده میتونه من رو لاغر کنه و این جمله ی اخر استاد برای من  بسیار عالی هست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا
      1402/06/08 11:35
      مدت عضویت: 529 روز
      امتیاز کاربر: 3115 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,182 کلمه

      سلام وقت بخیر استاد و همه دوستان سایت

      لیاقت داشتن در هر چیزی به اهمیت دادن و توجه کردن به هدف هست من توی زندگیم به بیشترین چیزی که در 30 سال سنم توجه کردم چاقیم بوده یعنی فکر میکردم دارم تلاش میکنم لاغر بشم اما بیشتر با اهمیت دادن به چاق بودنم اونو توی ذهنم پررنگ تر کردم و لیاقتش رو توی خودم به وجود آوردم من از سن خیلی پایین یعنی از ابتدایی که بودم این لیاقت رو پررنگ کردم و بهش پر و بال دادم چون هیچوقت خودمو دوست نداشتم اندامم رو دوست نداشتم ولی همش تلاش می‌کردم که رژیم بگیرم ورزش کنم هر روش سختی رو امتحان کنم که لاغر بشم چطور ممکنه چیزی رو دوست نداشته باشی و ازش متنفر باشی ولی سعی کنی اونو خوش فرم کنی من با متنفر بودن با بد اومدنم از اندامم بیشتر بهش توجه میکردم و به جای لایق دونستن خودم در لاغری در چاقی خودم را لایق میدونستم وقتی بارها به خودم میگم من نمیتونم لاغر بشم من همیشه قراره چاق بمونم من بی اراده هستم من خیلی پرخورم نمیتونم مقابل غذاها خودمو کنترل کنم بیشتر دارم خودمو در همون مسیر چاقی نگه میدارم و این خودش یعنی تو لایق این هیکل هستی لایق این حال بد هستی اگر نبودی بهش فکر نمیکردی توجه نمیکردی ازش متنفر نبودی ازش فرار نمیکردی سعی میکردی دلیلش رو بفهمی نه ازش دوری کنی اینقدر بهش فکر نکنی وقتی داری بهش فکر می‌کنی حتی اگه اون فکرت همراه با تنفر باشه بازم خودت رو لایقش می‌دونی که داری توی ذهنت اونو مرور میکنی یکی دیگه از اون کارهایی که من کردم که خودمو لایق چاق شدن دونستم و روز به روز چاق تر شدم من بیشترین کاری که مدام میکردم این بود که روبروی آینه می ایستادم و میگفتم خاک تو سرت این چه هیکل زشتی هست خدا برای تو آفریده گاهی وقتا از اینکه روبروی آینه لباس عوض کنم حالم بد میشد از اینکه زیر شکمم رو ببینم عصبی میشدم هیچوقت هم سعی نمیکردم لباس های که توی کمد یکمی تنگ هستن رو امتحان کنم چون گوشت و چربی هام داخلش نمایان میشد و من دیگه هیچوقت حتی سمت اون مدل لباس هم نمیرفتم خودمو مدام اندازه میگرفتم و به خودم فحش میدادم من تا به امروز نمی‌دونستم همه این ها یعنی توجه کردن به چاقی یعنی لایق چاق تر شدن بودم من لایق چاقی بودم چرا چون هرررررربار که رژیم می‌گرفتم همون اولش میگفتم من که لاغر نمیشم من خیلی چربی هام سفت شدن حالا بازم امتحانش میکنم چرا میگفتم من لاغر نمیشم چون من خودمو بیشتر لایق چاق شدن میدونستم نه لاغری پس نتیجه اش هم چاقی بود استاد این لاغری من در یه موضوع دیگه هم صدق میکنه من پارسال که تازه با روش این سایت به مقداری تناسب خوب رسیده بودم تعهد دادم که حتما ثبت نام کنم برای گرفتن گواهینامه و به لطف خدا شرایطش فراهم شد ومن تونستم ثبت نام کردم از اولین جلسه ای که داشتم کلاس های عملی میرفتم و رانندگی میکردم و خیلیم به گفته خود آموزشگاه خوب رانندگی میکردم هی به خودم به همسرم به مادرم میگفتم آخه من با این همه ترس چطوری راننده بشم به مدرس هم میگفتم استاد یعنی من میتونم گواهینامه بگیرم میخندید می‌گفت ای بابا هزاران خانم تو این چند سال از آموزشگاها مدرک گرفتن اینا حتی بلد نبودن سوئیچ رو بپرخونن ولی الان ماشین اتومات رانندگی میکنند من مدام توی تنهایی با خودم میگفتم وای خیلی سخته من چقدر خنگم و در نهایت تاسفم من چهار باره که تا الان رد شدم و انگار امیدم از دست رفته بود با دیدن این فایل انگار توی ذهنم یه جرقه زده شد و فهمیدم راننده نشدن هم مثل چاقی لایق خودم دونستم من دیگه نمی‌خوام خودمو لایق این بدونم که هیچوقت راننده نمیشم من لیاقت اینو دارم بدون استرس خیلی راحت قبول بشم..

      من در همه روش های که برای لاغر شدن امتحان کردم تنها هدفم این بوده که از شر این چاقی و اضافه وزن خلاص بشم از این هیکل گرد رها بشم بتونم لباسهای که اندازه ام نبودن رو امتحان کنم میخواستم از چیزی که متنفرم دور بشم و حین اینکه شروع میکردم به رژیم و ورزش ته ته دلم میگفتم امتحان کنم ولی اگه رهاش کنم چاق بشم چی و با هر زحمتی بود مقداری کم میکردم حتی یکبار 16 کیلو کم کردم که واقعا عالی بود همه رو متعجب کرده بود اما هیچکس نمیدونست که با خوردن شبها ماست پنج تا قاشق برنج بدون روغن خشک با چه حس بدی لاغر کرده بودم و همه استرسم این بود که چاق نشم و زحمتهام هدر بره و این خودش همین معنی رو میده با اینکه داشتم لاغر میشدم اما بازم خودمو لایق این اندامی که شده بودم نمی‌دونستم و همش تو فکر این بود بهتر بگم منتظر این بودم که با رها کردنش چاق بشم روزی یک ساعت پیاده روی خیلی سریع داشتم بدون مکث باید حتما این یک ساعت تمام می‌شد تا من بعدش یه قطره آب بخورم و در حالی که داشتم با این پیاده روی عرق میریختم و در کنار رژیم خیلی سخت و سرخودی هم داشتم برام کم کردن 20 کیلو خیلی طاقت فرسا و زبان بود و میگفتم با این روش یعنی من میتونم هر ماه دو کیلو هم شده کم کنم ولی این که خیلی زمان میبره 10 ماه تلاش کنم وزنم بیاد پایین ولی خیلی راحت تو دو سه هفته برگرده و با اینکه به اون چیزی که پایبند بودم عمل میکردم ولی فکرهای بیخود انرژی زیادی رو ازم می‌گرفت و من در نتیجه حتی در زمان تست روشهای لاغری هم به چاقی فکر میکردم و لایق لاغری نبودم.

      من پیشنهادی که به خودم میتونم بدم که برام نتیجه بخش هست اینه که دیگه جلوی آینه از خودم بد و ناسزا نگم از موندن روبروی آینه بیزار نباشم از پوشیدن لباسهای یکمی تنگم خودداری نکنم و این قول رو به خودم بدم که من لایق این لباس هستم و به جای فرار کردن ازش با حس و حال خوب تلاش میکنم تمرین میکنم تا بتونم به سایزش برسم اگه کسی در مورد هیکلم صحبت کرد عصبانی نشم چون من هدفی دارم که توی مسیرش باید موفق بشم چرا خودخوری کنم چرا متنفر باشم وقتی همسرم از سرکار میاد و گرسنه هست من با وقتی سیر هستم پا به پاش غذا نخورم همان طور که باور دارم من ژن چاقی ندارم من سوخت و سازم پایین نیست من بی اراده و تنبل نیستم باید با حس و حال خوب و امیدواری اثباتش کنم خدشه به باورهام نزنم وقتی توی مهمونی میرم با اصرار میزبان و اطرافیان با شکم پر سیر دوباره سعی نکنم چیزی بخورم چون بعدش با فشار شکم مواجه میشم من اونقدر باید خودم رو باور داشته باشم قبول کنم که وقتی بدون هییییبییچ روشی فقط با توجه کردن به چاقی و مسائلش توی ذهنم تصویر چاقی رو پررنگ کردم الان هم بدون هیییییچ روشی فقط با توجه کردن به لاغری لایق دونستن خودم در لاغری حس و حال درونی خوب تصویر لاغری رو به ذهنم بسپارم و به خودم پیشنهاد میکنم وقتی برای چاقی عجله نکردی برای لاغری هم صبور باش پاداش صبرت یعنی لایق اون چیزی که هستی میشی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      1402/05/18 12:32
      مدت عضویت: 965 روز
      امتیاز کاربر: 3617 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,682 کلمه

       به نام خدای مهربان🌹

       سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری

       گام پنجم : لایق لاغر شدن باشید.

      احساس لیاقت داشتن خیلی تفاوت ایجاد می‌کنه بین شگفتی سازان و اونایی که شکست می‌خورن،خیلی ازافراد هستن که خیلی خوب حرکت می‌کنن، تلاش می‌کنن و نتیجه عالی می‌گیرن،ولی بعضی از افراد هم هستن که خیلی خوب حرکت می‌کنن، تلاش می‌کنن، ولی نتیجه نمی‌گیرن،عده‌ای که نتیجه عالی می‌گیرن،و عده‌ای که نتیجه دلخواهشون رو نمی‌گیرن، یا برای نتیجه گرفتن اذیت میشن.تفاوت اینا فقط مربوط میشه به احساس لیاقتشون،اینکه اونا چقدر خودشون رو لایق لاغر شدن می‌دونن،این موضوع خیلی اهمیت داره،شاید به ظاهر بگیم که چه اهمیتی داره؟ چه ارتباطی هست اصلاً بین لاغر شدن و لیاقت داشتن؟؟ولی باید بدونیم که ارتباط مستقیم و تنگاتنگی داره،موفقیت من توی لاغری با میزان احساس لیاقتیه که خودم در خودم می‌بینم، نه احساسی که دیگران در من می‌بینن و بهم میگن.ممکنه که من توی تمریناتم و توی نوشته‌هام استاد منو تشویق کنه، تحسین کنه، یا تاییدم کنه، یا مدال به نوشته‌هام بده،این مهم نیست،ممکنه که من جوری نوشته باشم که خیلی مرتب و منظم باشه،اما این تایید استاد یا تایید دیگران تعیین کننده میزان احساس لیاقت من نیست. احساس لیاقتم رو خودم تعیین می‌کنم، احساس لیاقت هر فردی نگاه و نظریه که خودش نسبت به خودش داره، نه دیگران نسبت به او.

      به اندازه‌ای که من نسبت به خودم احساس لیاقت و توانمندی و نگرش درست داشته باشم پیشرفت می‌کنم، نه چیزی که دیگران درباره من میگن،پس وقتی که صحبت از احساس لیاقت میشه این نیست که دیگران درباره من چه نظری دارن و نظر دیگران تعیین کننده احساس لیاقتی نیست که من نسبت به خودم دارم، یا بالا برنده اون نیست.

      چطور احساس لیاقت میتونه باعث موفقیت یا شکست من در لاغری بشه؟؟

      احساس لیاقت داشتن برای رسیدن به هر هدفی به دو شکل در من به وجود میاد،یه وقت‌هایی هست که برای رسیدن به هدفم تلاش می‌کنم، تمرین می‌کنم، اگه نتیجه نگرفتم بازم سعی می‌کنم، اگه شکست خوردم دوباره ادامه میدم، سختی‌هاش رو به جون می‌خرم، و به حرکتم ادامه میدم.اما به اون نتیجه دلخواه نمی‌رسم. در این صورت من احساس لیاقت درونی نداشتم که نتیجه نگرفتم.یعنی اون چیزی که در ناخودآگاهم هست، اون نگرشی که درباره خودم هست رو ندارم،یعنی احساس لیاقت ندارم که به یه همچین موفقیتی برسم.در عین حالی که دارم خیلی تلاش می‌کنم، این نمونه از عدم احساس لیاقت رو می‌تونم در اطرافیان و در جامعه هم ببینم،مثلاً افرادی که خیلی دارن تلاش می‌کنن، اما نتیجه دلخواهشون رو نمی‌گیرن،توی کسب و کار خیلی دارن از صبح تا شب کار می‌کنن، بدو بدو می‌کنن که کسب و کارشون رو رونق بدن،اما هرگز نتیجه مطلوبی در زندگیشون نمی‌گیرن، چرا؟؟چون دروناً احساس لیاقت ندارن که به یک جایگاه مناسب برسن،به یک درآمد خوب برسن،دلیلش اینه که اونا احساس لیاقت نمی‌کنن،لیاقت اینو نمی‌بینن در خودشون که من بتونم پولدار بشم،دروناً میگن نه چطور ممکنه آخه،سر چه حسابی درآمد من خیلی بیشتر بشه،پس  سعی کنم که احساس لیاقت رو در خودم افزایش بدم،لیاقت تجربه نعمت‌های بیشتر، لیاقت تجربه شرایط بهتر، لیاقت تجربه درآمد بالاتر، موقعیت اجتماعی بهتر،اینا احساس لیاقت می‌خواد.خیلی از افراد دنبال رشد و پیشرفت هستن اما تجربه‌اش نمی‌کنن،چون درونن خودشون رو لایق شرایط بهتر نمی‌دونن،شاید چون در اطرافیانشون نمونه ندارن، یا اطرافیانشون همه در سطح پایین‌تر هستن و یه جورایی براشون سخته که شرایطشون بهتر بشه.سعی کنم اگه احساس لیاقت رو در خودم ایجاد کردم و شرایطم بهتر شد، زندگیم راحت‌تر شد، مسائل و مشکلاتم حل شد، دیگه به هیچ وجه احساس ناراحتی نکنم که مثلاً من از خانوادم جدا شدم، از اطرافیانم فاصله گرفتم،نگم چرا اونا توی این شرایط هستن، سر چه حسابی من راحت زندگی می‌کنم،

      سعی کنم که این طرز فکرها رو اصلاً نداشته باشم، چون این‌ها یعنی اینکه من احساس لیاقت درونی برای زندگی در شرایط بهتر رو ندارم،اگه احساس لیاقت درونی رو در خودم ایجاد نکنم شرایط بهتری رو تجربه نمی‌کنم.

      در مورد لاغری با ذهن هم دقیقاً همینه،اگه دارم تمریناتم رو انجام میدم، دنبال می‌کنم، خوب می‌نویسم، گوش می‌کنم، اما نتیجه عالی کسب نمی‌کنم، ارتباط مستقیمی داره فقط با احساس لیاقتم،یعنی خودم رو لایق اینکه لاغر بشم نمی‌دونم، و هنوز توی فکرم اینه که لاغر شدن خیلی کار سختیه.خیلی از افراد هستن که خودشون رو لایق اینکه لاغر بشن نمی‌دونن، فکر می‌کنن که لاغر شدن خیلی کار سخت‌تر از اینه، و فکرشون اینه که اینجوری نیست که من چهار تا فایل گوش بدم، تمرین کنم و لاغر بشم، ولی خیلیا رو می‌بینم که صبح تا شب در فکر لاغر شدنن، ورزش می‌کنن، رژیم می‌گیرن، اعصابشون به هم ریخته است به خاطر لاغر شدن، ولی لاغر نمی‌شن،پس سر چه حسابی.و نمی‌تونن بپذیرن به همین سبک و طریق میشه لاغر شد.چون توی گذشته تلاش‌های زیادی رو انجام دادن ولی شکست خوردن هنوز براشون قابل باور نیست که با تغییر فرمول‌های ذهنی میشه لاغر شد.این باعث میشه که احساس عدم لیاقت داشته باشن برای لاغر شدن،با اینکه دارن تمرینات رو انجام میدن، خوب می‌نویسن،ولی نمی‌تونن بپذیرن،نمی‌تونن قبول کنن که میشه لاغر شد  همینجوری،چون خودشون قبلاً خیلی سختی کشیدن، خیلی ها رو هم دارن می‌بینن که سختی می‌کشن و لاغر نمی‌شن، و یه جورایی هنوز توی ذهنشون این جا نیفتاده که به همین شکل، به همین سادگی هم میشه لاغر شد. و این هم یه مدل از احساس عدم لیاقته.

      یه نمونه دیگه هم از احساس عدم لیاقت اینه که خیلی‌ها احساس لیاقت درونی دارن، به زبون هم میارن و همش میگن که من لایق شرایط بهتر از اینم،اما عملاً کاری انجام نمیدن،هیچ تلاشی برای اینکه وضعیتشون رو بهتر کنن انجام نمیدن،مطالعه نمی‌کنن، تحقیق نمی‌کنن، سعی نمی‌کنن مهارتشون رو بالا ببرن، سعی نمی‌کنن کارشون رو بهتر انجام بدن،

      احساس توانایی یا احساس لیاقت برای اینکه شرایط بهتر رو داشته باشن دارن،اما کاری انجام نمیدن،یعنی فکر می‌کنن همین که احساس لیاقت داشته باشن کافیه،مثل اینه که من احساس لیاقت لاغری رو داشته باشم، واقعاً دوست داشته باشم که لاغر بشم، بگم حق من نیست که چاق باشم، این همه آدم لاغر هست چرا من چاقم،اما اقدام صحیحی انجام ندم،هیچ حرکت خاصی نکنم،پس هرگز موفق نمی‌شم.پس به این نتیجه می‌رسم که برای موفق شدن در هر کاری لازمه که هم احساس لیاقت درونیم رو ارتقا و بهبود بدم،هم احساس لیاقت بیرونیم رو،که شامل مهارت‌هامه و هر چیزی که نیازه برای رسیدن به شرایط بهتر اونو بهبود بدم.ممکنه ادامه تحصیل باشه،ممکنه کسب مهارت‌های بیشتر باشه،ممکنه دوره شرکت کردن باشه،کتاب خوندن باشه،هر کسی در هر حوزه‌ای که به دنبال موفقیته، بالاخره یه سری کارای جدید، یه سری برنامه‌های جدید، یه سری پروژه جدید رو باید اجرا کنه تا بتونه به سمت بالاتر برسه.

      پس برای لاغر شدن باید احساس لیاقت لاغر شدن رو در خودم افزایش بدم،هم از نظر درونی،هم از نظر بیرونی.

      پس وقتی که دارم از محتواها استفاده می‌کنم، فایل‌ها رو گوش میدم، برای خودم می‌نویسم، دیدگاه می‌خونم،این دو تا کار انجام می‌شه.یعنی من وقتی که فایل‌ها رو گوش می‌کنم و متوجه می‌شم که اگه این چند ساله از لاغر شدن، از تلاشم، نتیجه نگرفتم، این به خاطر عدم توانایی من نبوده، این به خاطر بی‌لیاقتی من نبوده، به خاطر ناتوانی من نبوده، بی‌ارادگی من نبوده، به خاطر روش‌های اشتباه بود،

      گوش دادن این فایل‌ها باعث میشه که احساس توانمندی در من ایجاد بشه، یه جورایی احساس خودم رو بازیابی کنم، روحیه خودم رو برگردونم، روحیه خودم رو به دست بیارم و این میشه ترمیم احساس لیاقت درونی،یه سری جاها هم هست که نیازه به شکل عملی یه اقداماتی رو انجام بدم،مثلاً یه فایلی رو گوش میدم که یه توضیحاتی داده که باید به این شکل رفتار کنم، یا اینجوری رفتار نکنم، یا رفتار صحیح اینه،بعد من بر اساس این آموزش‌ها سعی می‌کنم که از این به بعد رفتارم رو اصلاح کنم.

      خیلی از افراد هستن که یه سری عادت‌ها رو دارن و دوست دارن تغییرش بدن،اولین حس بدی که در اونا هست اینه که من نمی‌تونم،من دوست دارم این عادت رو ترک کنم ولی نمی‌تونم،می‌خوام پرخوری عصبی نداشته باشم ولی واقعاً نمی‌تونم،وقتی عصبی میشم دیگه دست خودم نیست،این دست خودم نیست یعنی اینکه کاملاً پذیرفتن که توانایی تغییر این موضوع رو ندارن و این حس لیاقت درونی رو ندارن  برای اینکه بتونن یک عادتی رو تغییر بدن.

      پس برای لاغر شدن نیاز دارم که احساس لیاقت لاغر شدن رو در خودم ایجاد کنم و افزایش بدم.

      لاغر شدن رو فقط به اینکه بتونم وزنم رو بیارم پایین، یا بتونم فلان لباس رو بپوشم ندونم،با لاغر شدن واقعاً زندگیم دگرگون میشه،لاغر شدن شخصیتم رو تغییر میده، احساسم رو دگرگون می‌کنه،توانمندی‌هام رو می‌شناسم،خانوادم رو تحت تاثیر قرار میدم،چقدر می‌تونم تجربیات مختلفی رو کسب کنم در حوزه سلامتی، در حوزه رسیدن به علایقم،اعتماد به نفسم، آرامشم،چقدر ذهنم از غذاها راحت می‌شه، چقدر ترسم از غذاها راحت می‌شه،چقدر می‌تونم لذت بیشتری ببرم از غذا خوردن،لذت ببرم از حضور در مهمانی، از خرید کردن لذت ببرم.پس لاغر شدن برام مهم‌ترین موضوع زندگیم باشه و بدونم که لاغر شدن لیاقت می‌خواد،باید احساس لیاقت کنم در خودم برای لاغر شدن،وگرنه تلاش فقط برای لاغر شدن نتیجه نمیده،چقدر واقعا سال‌ها تلاش کردم، ورزش کردم، رژیم گرفتم،پس چرا لاغر نشدم؟؟چون احساس لیاقت نمی‌کردم برای لاغر شدن،چون فکر نمی‌کردم که بشه لاغر شد، درونن مطمئن بودم که لاغر نمی‌شم و  تلاش می‌کردم که از طریق ورزش کردن لاغر بشم،نتیجه نهایی هم اون نگرشیه که خودم دارم،نه اون رفتاری که انجام میدم،اگه باورم این باشه که چاقی ارثیه، هرگز احساس لیاقت برای لاغری رو ندارم.اگه باور داشته باشم که سوخت و ساز بدنم پایینه، هرگز لاغر نمی‌شم،اگه  باور کنم می‌تونم لاغر بشم اون وقت دیگه نمیرم سمت رژیم و ورزش،اگر دارم لاغری با ذهن کار می‌کنم، ولی نیم نگاهی هم دارم به روش‌های دیگه، که لاغری با ذهن کار کنم و یه روش دیگه هم استفاده کنم،معلومه که احساس لیاقت درونی ندارم.

      موقعی می‌تونم باور کنم که میتونم لاغر بشم که اگه ردیف صف ببندن روش‌های لاغری جلوی من، و کلی نتایج عالی بهم نشون بدن که این نتیجه این روشه،بگم که من نیازی ندارم، من خودم دارم لاغر می‌شم،

      یک فرد متناسب واکنشش به روش‌های لاغری و نتایج لاغری چیه؟؟اصلاً واکنشی نداره،چرا؟؟چون مسئله‌ای نداره توی ذهنش،چون خودش عقیده داره که من همینجوری متناسبم،حالا هر روشی هر نتیجه‌ای داشته باشه، چه ربطی به من داره،اینو میگن باورِ لاغر بودن.پس باید این باور رو در خودم ایجاد کنم،

      هرگز فایل‌ها رو فقط برای لاغر شدن گوش نکنم،برای بهبود کیفیت خودم این محتواها رو استفاده کنم،اون وقت هم لیاقت درونی و هم لیاقت بیرونی در من اضافه میشه و نتایج منو شگفت انگیز می‌کنه.

      سپاسگزارم از شما استاد عزیز🌹🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      1402/05/17 17:00
      مدت عضویت: 965 روز
      امتیاز کاربر: 3617 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,759 کلمه

       به نام خدای مهربان 

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری

       گام پنجم: لایق لاغر شدن باشید🪴

      لیاقت داشتن مهم‌ترین موضوع توی رسیدن به هر موفقیتیه،و لاغر شدن هم نیاز داره به لیاقت داشتن،

      لیاقت داشتن برای لاغرشدن، با رژیم گرفتن، ورزش‌های سخت انجام دادن، دارو مصرف کردن و یا حتی عمل جراحی در من ایجاد نمی‌شه،

      چون من برای داشتن لیاقت چاقی کار خاصی انجام ندادم، یا زحمت و رنج زیادی رو متحمل نشدم،لیاقت داشتن برای رسیدن به هر موفقیتی لازمه،من به اندازه لیاقتم از جهان و نعمت‌های اون سهم می‌برم،جهان مادی جهان لیاقت‌هاست،لاغر شدن هم مثل هر کار دیگه‌ای نیاز به لیاقت داره، همون طوری که چاق شدن هم لیاقت می‌خواد و همه افراد چاق حتماً لیاقت چاق شدن رو داشتن، من برای چاق شدنم استمرار و پشتکار داشتم، بارها رفتار و عادت‌های اشتباه رو تکرار کردم تا جسم خودم رو به این شرایط رسوندم، پس لیاقت تغییر کردن رو داشتم،هرچند که این تغییر در جهت چاق شدنم بوده،بارها از شرایط جسمیم متنفر شدم، و به چاقیم توجه کردم و با این کارها به ذهنم دستور دادم که دوست دارم بیشتر چاق بشم.

      خیلی‌ها معده، سوخت و ساز و ژنتیک رو عامل چاقیشون میدونن،ولی تاثیرگذارترین موضوع توی چاقی ذهن ناخودآگاهه، که هرگز هم مورد توجه قرار نگرفته.توجه به اون چیزی که ازش متنفرم،با توجه به اون چیزی که عاشقشم برای ذهن من فرقی نداره،ذهن من در هر دو حالت تصور می‌کنه که من اون شرایط رو دوست دارم و سعی می‌کنه اون شرایط رو توی زندگیم گسترش بده.اینکه سال‌ها از چاقی متنفر بودم اما هر سال چاق‌تر شدم برای اینه که ذهن ناخودآگاهم فرقی بین تنفر یا عاشق بودن رو نمی‌دونه،از نظر ذهن ناخودآگاهم توجه کردن، درگیر شدن، عاشق بودن، خواستن، نخواستن، دوست داشتن، متنفر بودن، همه به یک معنیه و اونم علاقمند بودنه.

      در واقع ذهن ناخودآگاهم به این شکل عمل می‌کنه که به هر چیزی توجه کنم تصور می‌کنه که من عاشق اون موضوعم، و اون موضوع رو توی زندگیم گسترش میده،پس باید بدونم الان که توی این وضعیت چاقی هستم به شکل‌های مختلف به چاقیم توجه کردم و با توجه کردن، لیاقت چاق شدن رو در خودم افزایش دادم و چاق‌تر شدم.اون موقع که نگران چاقی بیشتر بودم من در حال پرورش لیاقت چاقی در خودم بودم.وقتی که از شرایط خودم خجالت می‌کشیدم، گله و شکایت میکردم، خودم رو سرزنش می‌کردم، رژیم می‌گرفتم، به بدن خودم با ورزش‌های سنگین فشار میاردم، من در حال افزایش لیاقت چاق شدن خودم بودم.پس باید بدونم که تموم اون کارهایی که برای لاغر شدنم انجام می‌دادم، اون موقع هایی که به شدت از چاقی متنفر می‌شدم، بارها برای دیگران درباره چاقیم گله و شکایت می‌کردم، زمان‌هایی که از چاقی به حدی متنفر می‌شدم که آرزوی مرگ می‌کردم، همه اونها تلاشم برای چاق‌تر شدن بوده

      شاید الان درک این موضوع برام آسون نباشه که چطور ممکنه که من از چیزی متنفر باشم اما اون موضوع توی زندگیم گسترش پیدا کنه، اما این موضوع اساس قانون جذبه،اگه آگاهی بیشتری از این قانون به دست بیارم اون وقت متوجه می‌شم که چرا از هرچی بدم میاد، سرم میاد.اون وقت می‌فهمم که چرا به هر موضوعی که علاقه نداشتم، همیشه باهاش درگیر بودم،پس الان دیگه باید بدونم که ذهن ناخودآگاه من فرقی بین دوست داشتن و نداشتن قائل نیست و به هر دلیلی اگه موضوعی مورد توجه من قرار بگیره و به اون توجه کنم، اونو به عنوان موضوع مورد علاقم در نظر می‌گیره و در زندگیم گسترش پیدا می‌کنه،پس اگه می‌خوام لاغر بشم باید لیاقت لاغر شدن رو در خودم ایجاد کنم،تا وقتی که  تغییری توی نگرشم نسبت به جسمم ایجاد نکنم هرگز موفق به ایجاد لیاقت متناسب شدن در خودم نمی‌شم، باید توی ذهنم لیاقت لاغر شدن رو جایگزین لیاقت چاق شدن کنم.باید فرمول‌های لاغر کننده ذهن ناخودآگاهم رو مجدداً فعال کنم،  واستفاده از اونا رو جایگزین استفاده از فرمول‌های چاق کننده کنم.باید مانع از توجه افکارم به چاقی بشم و در مقابلش به موضوع لاغری که مورد علاقه و آرزوی منه توجه کنم.

      پس باید بدونم سال‌ها با تنفری که از خودم داشتم، با رژیم‌های سختی که می‌گرفتم، با ورزش‌های سنگینی که انجام می‌دادم، با فرار کردن از خودم، با سرزنش خودم، سرزنش دیگران، در حال پرورش لیاقت چاق‌تر شدن خودم بودم،الان هم باید توی مسیر لاغری با ذهن اول لیاقت متناسب شدن رو در خودم ایجاد کنم.

      باور احساس لیاقت داشتن می‌تونه توی همه جنبه‌های مختلف زندگیم تاثیر بذاره و زندگیم رو متحول کنه.باوری که نه تنها در تناسب اندام، بلکه در تحصیلات، کسب و کار، رابطم با دیگران، درآمد، دارایی، سفرهای تفریحی، و توی هر زمینه دیگه‌ای از زندگیم تاثیرگذاره.

      همیشه این سوال رو از خودم بپرسم که چقدر خودم رو لایق بهترین‌ها می‌دونم؟؟ بهترین زندگی، بهترین همسر، بهترین فرزند، بهترین تناسب اندام،باید سعی کنم اولویت اولم متعادل شدن از لحاظ روحی باشه، بعد متناسب شدن.

      یعنی اینکه اول شاد باشم، آرامش داشته باشم، برخورد خوبی با همسر و فرزندم داشته باشم، شرایط خوبی در محیط کارم داشته باشم و خیلی چیزهای خوب دیگه،

      خیلی‌ها نمی‌تونن انتخاب صحیحی داشته باشن و فکر می‌کنن چون اضافه وزن دارن یه سری مشکلات بعدی هم براشون به وجود اومده،باید بدونم که واقعیت اینه که من به خاطر شرایط روحی بدی که برای خودم ایجاد کردم مشکلات رو به سمت خودم جذب می‌کنم،و عدم رسیدن به تناسب اندام هم یکی از این مشکلاته،پس اگه می‌خوام نتیجه مطلوبی بگیرم در درجه اول باید به روحیه بهتری دست پیدا کنم،هر پیشرفتی ارتباط مستقیمی با میزان لیاقتی داره که در خودم احساس می‌کنم، اگه ادامه تحصیل ندادم خودم رو لایق سطح بالاتری ندیدم،اگه دنبال کاری با حقوق خیلی بالاتری نبودم خودم رو لایق اون شغل و درآمد ندیدم،اگه داشتن یه ماشین خیلی خوب برام فقط یک رویاست، چون خودم رو لایق داشتنش نمی‌دونم.و اگر هم مدت‌هاست که اضافه وزن دارم و نتونستم کاری برای خودم انجام بدم چون خودم رو لایق متناسب شدن ندیدم،

      لیاقت نداشتن مانع حرکت کردن میشه

      لیاقت نداشتن مانع ادامه دادن میشه

      احساس بی‌لیاقتی مانع رسیدن به خواسته و هدف‌هام میشه.اگه تا حالا چندین بار اقدام کردم برای رژیم گرفتن و کاهش وزن و یک ماه طبق برنامه رژیمی غذا خوردم و رفتار کردم و چند کیلو از وزنم کم شده و توی فکرم این بوده که همیشه اولش آدم خوب کم می‌کنه، چون بدن هنوز عادت نکرده، ولی هرچی بیشتر پیش برم چون بدن مقاوم میشه دیگه به سختی می‌تونم وزن کم کنم،اون وقت می‌بینم که در اون ماه فقط ۳ کیلو کم می‌کنم و باز به این فکر قدرت میدم و ماه بعد یک کیلو به زحمت کم می‌کنم و نهایتاً خسته می‌شم و رها می‌کنم،و ماه بعد هم همه کاهش وزنم دوباره برمی‌گرده،چرا این اتفاق میفته؟؟چون در ناخودآگاه ذهنم خودم رو لایق رسیدن به تناسب اندام ندونستم،وقتی ۵ کیلو کم کردم به خودم گفتم طبیعیه همیشه اول رژیم بدن زود واکنش نشون میده، ولی از اونجا به بعدش سخت میشه و لیاقت خودم رو کمتر دیدم و ماه بعد باز لیاقت خودم رو کمتر دیدم، تا بالاخره رها کردم،

      باید سعی کنم خودباوری رو در خودم ایجاد کنم، باید در گذشته خودم کنکاش کنم و موفقیت‌ها و دستاوردهای خودم رو بنویسم، به خاطر بیارم که من همونی بودم که چند سال پیش این کارهارو کردم، وقتی که از تلاش‌های خودم برای رسیدن به یک موفقیت رو بنویسم، از موانعی که پشت سر گذاشتم تا به یک خواسته‌ای برسم،وقتی که از شکست‌هام و شروع دوباره‌ای که برای رسیدن به هدفم می‌نویسم، اون وقت می‌فهمم که چقدر انسان توانمندی بودم،توی زندگی به خواسته‌هایی رسیدم که اول لیاقتش رو در خودم دیدم،پس الان در هر شرایطی که هستم در بهترین شرایط خودم هستم،داشته‌های من مطابق با لیاقت‌های من در هر زمینه‌ای هستش.

      قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام لایق دونستن خودم برای رسیدن به وزن ایده آلمه،باید احساس لیاقت رو در خودم ایجاد کنم،باید حرف‌هایی که از قبل شنیدم که تو نمی‌تونی، تو تنبلی، تو از بچگی آدم پرخوری بودی، تو ژنتیکی چاقی، تو سرنوشتت همینه،  تمام حرف‌های این چنینی رو از ذهنم بریزم بیرون، و فقط بگم من می‌تونم.من لیاقت متناسب شدن رو دارم.من لیاقت به تن کردن لباس‌های شیک و خوشرنگ رو دارم.من لیاقت خوردن بهترین مواد غذایی با خیال راحت رو دارم.من لیاقت زندگی در شرایط کاملاً سالم رو دارم.من لیاقت آزادی و آرامش رو دارم.من لیاقت لذت بردن از زندگی رو دارم.من لیاقت داشتن آزادی در خریدن لباسهای زیبا رو دارم.باید برای خودم جمله بسازم در وصف شرایط جدیدی که لیاقتش رو دارم و دوست دارم بهش برسم.وقتی که در خودم احساس لیاقت کنم، اون وقته که اقدام می‌کنم،اونوقته که از انجام تمرینات دلسرد نمی‌شم،اون وقته که دیگه حرص و ولع برای خوردن ندارم،اون وقته که دیگه دنبال بهانه‌هایی نمیرم که باید با غذا خوردن برطرف بشه،اون وقت دیگه اگه سرم هم درد بگیره دیگه نمی‌گم حتماً گشنم بوده،اگه سرگیجه داشته باشم نمیگم حتماً قندم افتاده برم شیرینی بخورم،اگه خوابم نگیره نمیگم چون شکمم خالیه،اگه بی‌حوصله شدم نمیگم برم یه چیزی بخورم انرژی بگیرم،اون وقت دیگه از هر بهونه‌ای واسه خوردن استفاده نمی‌کنم،پس اگه الان داره وزنم اضافه میشه، چون من لیاقت اضافه وزن رو دارم،چون خودم باعث شدم که به این وزن برسم،فکر کنم به اون زمانهایی که چقدر در ذهنم خودمو مسخره کردم، که این چه هیکلیه تو داری،چقدر در ذهنم خودم رو ناتوان جلوه دادم که من چطور می‌تونم مثل فلانی لاغر بشم،چقدر یقه خدا رو چسبیدم که این چه سرنوشتیه که برای من رقم زدی،وقتی که به هر دلیلی خودمو ناتوان شمردم و خودمو سرزنش کردم،رسماً داشتم اعلام میکردم که من لیاقت چاق‌تر شدن رو دارم و جهان هستی و بدنم جواب این لیاقتم رو به بهترین شکل ممکن داده.پی به همون ترتیبی که خودم رو تحقیر کردم، خودم رو تشویق کنم،خودم رو ارزشمند کنم،اینقدر ارزشمند که هر آشغالی رو نخورم، اینقدر ارزشمند کنم که برای ضرر زدن به دیگران بیشتر از حد خودم نخورم،این قدر به خودم بها بدم که هر غذایی رو که چند روزه مونده تو یخچال من نخورم،خودم رو از بند آشغال خوری‌ها رها کنم،انقدر برای خودم ارزش قائل باشم که به زور و به هر بهانه‌ای هر غذایی رو وارد جسمم نکنم،اینقدر برای خودم ارزش قائل باشم که برای اینکه غذا مجانیه بیشتر از نیازم وارد بدنم نکنم،برای اینکه پولش رو دادم بیشتر از نیازم نخورم، به خاطر اینکه غذایی اسراف نشه اونو به زور وارد بدنم نکنم، اگه غذایی زیاد بود من زیادتر نخورم و به نیاز جسمم توجه کنم. اینقدر به خودم بها بدم که هر ته مانده ی غذایی رو از روی میز غذا نخورم. هر غذای اشغال و بی‌کیفیتی رو نخورم.

      به هر دلیل و بهونه ای غذا رو انتخاب نکنم.موقع  شادی و خوشحالی و یا ناراحتی و یا درد جسمی و روحی غذا نخورم. 

      اون وقت میبینم همین بدنی که اینقدر ازش ناراحتم، به افکار و رفتار جدیدم واکنش نشون میده و با چه سرعتی وزن خودش رو پایین میاره.

      اگر که میرم مهمونی و همش خودم رو مسخره می‌کنم و سرزنش می‌کنم و میگم خاک تو سرت، همه رو ببین چقدر خوشتیپ اومدن، تو رو ببین چه شکلی هستی، روت نمی‌شه یه تکونی به خودت بدی، همش فکر می‌کنم الان غش غش بهم می‌خندن،سر میز غذا اگه همش حواسم به اینه که کسی منو زیر نظر داره که چقدر می‌خورم یا نه، هی با خودم میگم وای چقدر غذا اضافه اومده، خدا رو خوش نمیاد، حیفه حروم بشه، بزار یکم دیگه بخورم، تازه ظرف هم می‌گیرم واسه ناهار فردام هم ببرم.وقتی من رفتارم با خودم اینه، انتظار دارم بدنم پاسخ چه چیزی رو بهم بده؟؟

      چرا ذهنم دائماً منو تحریک می‌کنه که بیشتر بخورم،؟ ولی یه فرد متناسب همچین مشکلی با ذهنش نداره؟یعنی ذهن اون اصلیه ذهن من بدلیه؟؟نه،اون لیاقت متناسب بودن رو داره و من در خودم این لیاقت رو ندارم، نمی‌بینمش.

      و این بی‌لیاقتی من برای نامتناسب شدن برمی‌گرده به سال‌های قبل، زمان‌هایی که بچه بودم، زمانی که خانواده به اشتباه باورهام رو شکل دادن،هیچ انسانی در بدو تولدش اضافه وزن نداره.

      هر کسی با یه سری از رفتارهای اشتباه والدینش به یه شکلی در میاد،خیلی از مادرها توی دوران بارداری شروع می‌کنن به چاق کردن نوزادشون، فکر می‌کنن چون باردارن باید به اندازه دو نفر غذا بخورن، خیلی از مادرها هم فکر می‌کنن که بچه هر چقدر تپل‌تر بشه خوشگل تره،فکر می‌کنن بچه ی لاغر نشون دهنده بی‌لیاقتی مادره، یا اینکه فکر می‌کنند، بچه توی سن رشده، باید خوب غذا بخوره، و خلاصه هر کسی با یه سری از این رفتارهای اشتباه والدینش به یه شکلی در اومده،وقتی هم که بزرگ شدیم و دیگه خودمون تونستیم غذا بخوریم و طبق عادت زیاد می‌خوردیم، یواش یواش اوضاع جسمیمون بدتر شده، تا جایی که همه از دیدنمون بدشون میومد و پدر مادرمون رو نصیحت می‌کردن،خودمون رو نصیحت میکردن،پدر و مادر هم برای اینکه از خوردن ما رو منع کنن ما رو تحقیر کردن که خاک تو سرت ببین چقدر شدی، اینجوری پیش بری از در رد نمی‌شی، بچه فلانی رو ببین چقدر خوشتیپه، آرزوم بود تو هم مثل بچه فلانی میشدی و کلی از این حرف‌های مخرب.و تکرار این حرف‌ها هم باعث شد که ما باور کنیم که ناتوانیم، باور کنیم که زشتیم، باور کنیم که مشکل داریم، باور کنیم که لیاقت متناسب شدن رو نداریم،و این باورها الان در ذهن ماست،پس باید اول خودمون رو لایق تناسب اندام داشتن بدونیم،باید اول خودم رو لایق تناسب اندام داشتن بدونم،باید اول لیاقت خودم رو بشناسم،بدونم که در گذشته چه کارهایی کردم، چه کارهای مهمی رو انجام دادم، چه کارهای سختی رو انجام دادم، تا به خودباوری برسم که می‌تونم تناسب اندام هم داشته باشم.وقتی که توانایی‌های قبلی خودم رو مرور کنم، یواش یواش ارزش خودم رو بیشتر حس می‌کنم، متوجه می‌شم که چه کارهای مهمی رو انجام دادم و اون وقت برای رسیدن به تناسب اندام، اگر الان توی ذهنم خیلی بزرگ و سخته،اون وقت دیگه خیلی ناچیز میشه،که من کارهای سخت زیادی رو انجام دادم که شاید خیلی سخت‌تر از متناسب شدن بوده.

      پس برای متناسب شدن در هر شرایطی که الان هستم اهمیتی نداره،اول باید در خودم لیاقت رسیدن به وزن ایده‌آل رو به وجود بیارم،برای اینکه خودم رو لایق بدونم باید اول بپذیرم که خودم مسئول شرایط فعلی خودم هستم،اگه فکرم اینه که ژنتیک من ایراد داره، مواد غذایی مشکل دارن، آدم استرسی هستم، آدم افسرده‌ای هستم، دارو مصرف می‌کنم چاق می‌شم، تحرکم کمه و هزار تا بهانه برای وضعیت خودم دارم،

      باید ایناها رو دیگه تمومش کنم،

      با بهانه تراشی نمی‌تونم به نتیجه برسم،

      یک بار برای همیشه به خودم بگم که من مسئول شرایط فعلی زندگی خودم هستم، اون وقته که دیگه می‌تونم ذهنم رو کنترل کنم،وقتی خودم مسئول نباشم هرچی ذهنم گفت انجام میدم،هر چقدر تشویقم کرد به خوردن می‌خورم،ولی وقتی مسئولیت بپذیرم، دیگه سعی می‌کنم برده ذهنم نباشم، اختیار رو به دست می‌گیرم،پس قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام ایجاد لیاقت در خودم برای رسیدن به هدف هستش.و برای ایجاد لیاقت باید اول مسئولیت چاقی خودم رو به عهده بگیرم،باید اینقدر این جمله رو بنویسم تا ذهنم آروم بشه،چون هر بار که این جمله رو میگم ذهنم مقاومت می‌کنه میگه نه تو چه گناهی کردی، همه اینجورین، تقصیر کودهای شیمیایی که به میوه‌ها میدن،به خاطر روغن‌های غیر استانداردیه که توی کشور تولید می‌شه،به خاطر تقدیر توئه،تو نمی‌تونی با تقدیرت مبارزه کنی،هر بار که بگم من مسئول چاقی خودم هستم اون یه بهونه‌ای میاره که منو منصرف کنه،ولی باید اینقدر تکرار کنم که اون ساکت بشه،اینقدر باید به خودم بگم من مسئول چاقی خودم هستم تا باور کنم که این خودمم که دارم خودم رو نابود می‌کنم.

      بعد هم برای خودم جمله هایی رو بسازم که نشون بده من لایق متناسب شدن هستم،من لیاقت پوشیدن لباس‌های شیک و رنگ شاد رو دارم،من لیاقت اعتماد به نفس بالا رو دارم، من لیاقت خوشتیپ بودن رو دارم،من لیاقت سالم زندگی کردن رو دارم،هر چقدر که بیشتر برای خودم جمله بسازم خودم رو در شرایط ایده‌آل بیشتری تصور می‌کنم و تکرار این کار باعث می‌شه که ذهنم باور کنه که من لایق بهترین‌ها هستم،اون وقته که برای جسمم فرمان  کاهش وزن رو صادر می‌کنه و خود به خود می‌بینم که طوری رفتار می‌کنم که به کاهش وزنم کمک می‌کنم،مثل همین الان که خود به خود دارم طوری رفتار می‌کنم که دارم خودم رو نابود می‌کنم،دارم وزن خودم رو اضافه می‌کنم،

      به رفتارهای فعلیم نگاه کنم ببینم چه جاهایی هست که نباید غذا بخورم و دارم می‌خورم،چه ته مونده‌های غذایی رو نباید بخورم ولی می‌خورم،به هزار بهونه دارم غذای اضافه می‌خورم.

      پس اینو باور کنم که فقط خودمم که می‌تونم به خودم کمک کنم،منتظر یه روش خاص نباشم،منتظر یه داروی خاص نباشم،دنبال جراحی لاغری نباشم،دنبال داروی کاهش اشتها نباشم،اشتها خودمم،اشتها درونمه،اشتها یک عفونت نیست که با یک دارو از بین بره،اشتها توی ذهنم لونه کرده،باید لونه رو پیدا کنم،باید باورهایی که باعث چاقی و بی‌لیاقتی در من شده رو در ذهنم پیدا کنم و اون‌ها رو با باورهای متناسب کننده و قدرتمند کننده جابجا کنم،اون وقته که می‌بینم متناسب شدن چقدر آسونه،اون وقته که می‌بینم متناسب شدن چقدر لذت بخشه،باور می‌کنم که متناسب شدن حق منه.

      پس همین ذهنی که تونسته منو به این شکل در بیاره، میتونه منو به شکل ایده آلم هم در بیاره.

      سپاس فراوان از شما استاد عزیز.🦋🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1402/05/16 14:58
      مدت عضویت: 1375 روز
      امتیاز کاربر: 6702 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 572 کلمه

       سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه

      من خودم وقتی به عقب برمیگردم یعنی زمانی که تازه با سایت تناسب فکری آشنا شدم ومیخاستم با دوره پیش برم این نجوای ذهنی هم در من خیلی زیاد بود که نمیشه .سخته .و حتی انتظار لاغری رو هم نداشتم .

      اما مرتب یه حس درونی میگفت تو که راههای دیگری رو امتخان کردی جواب نگرفتی بیا این رو هم امتحان گفت اگه جواب نگرفتی فردا پشیمون نیستی که چرا امتحان نکرده عقب کشیدی .

      و ویس های استاد رو که گوش میدادم بهم دلگرمی میداد و خاطرات چاقیش مثل خاطرات چاقی من بلکه حتی شدیدتر بود ومن به خودم میگفتم نگاه این تونست توهم میتونی .

      و روزها ادامه میدادم وبا جدیت تمارین رو در زندگیم اجرا میکردم .

      کم کم حس نومیدی کم وکمتر شد و با خودم میگفتم اشکالی نداره یه ۳ تاچهار کیلو هم کم کنم بازم خوبه . و انتظارم رو پایین میاوردم .

      و بعد مدتی امیدم بیشتر شد برای لاغری . چون دوستانی مثل فریده جان بودند که کامنتهای خوبی مینوشتن و کلی دوستان دیگه که احساس تنهایی نمیکردم و گفتم نگاه اینهمه دوست و رفیق دارم باهم پیش میریم بهم کمک میکنیم بهم انگیزه میدیم ودست همو میگیریم خداهم کمک میکنه .

      آرام آرام دوره برام شیرین شد و در روز زمانهای بیشتری اختصاص میدادم  و استادعزیز وقتی سوالات روکه برام مبهم بود پاسخ میدادن و مدال بندی میکردن  اشتیاقم بیشتر میشد وادامه میدادم .

      کم کم حس لیاقت کردم و دلم میخاست مونکن بشم. 

      و انتظار لاغرشدن برام کم کم بالاتر رفت و هرچه بیشتر تمرکز میکردم نتایج بیشتری میگرفتم باورهای کهنه قدیمی برام آشکار میشد و من روش تمرکزی کار میکردم .

      لایوها رو گوش میدادم ونتایج دوستان رو بارها وبارها میخوندم و ویس هاشون رو گوش میدادم و آرام آرام رفتار غذایی متناسب ها رو نگاه میکردم و تازه متوجه شدم چه رفتارهایی دارم که با متناسب ها فرق داره و رفتار صحیح چیه .

      مثلا برادرم متناسبه نگاش میکردم که عجله داشت جایی بره و غذا اگه سرد بود حتمن گرم میکرد بعد میخورد . ولی من کلی وقت هم که داشتم حوصله نداشتم و غدا رو سرد میخوردم .

      اون اگه غذا یه طعمی بود که مثلا با روغن مرغ داخل یخچال بود واضافه بود اگر نیمرویی درست میشد نمیخورد وغر میزد .

      اما من نه . 

      کم کم این رفتارهاش رو که دیدم درست رفتار میکردم  و تغییرات درجسمم نمایان تر شد .

      من آرام آرام با کار کردن روی خودم و پوچ دانستن عوامل بیرونی در چاقیم تونستم احساس لیاقت متناسب شدن رو ایجاد کنم و ۱۴ کیلو وزنم بیاد پایین .

      یعنی ۱۴ کیلو لیاقت متناسب شدنم رو ایجاد کرده بودم .

      و باز هم ادامه میدم چون آگاهیهای این دوره نه تنها به تناسب اندامم بلکه به تناسب فکرم کمک کرد چون آرامشی رو دارم تجربه میکنم که وصف ناپذیره . و چقدر خودباوری واعتماد به نفسم بیشتر شد . چقدر به من درحل مسایل زندگیم کمکم کرد .

      الان متوجه میشم خوب  و راحت زندگی کردن آسونه اما من با عدم کنترل ذهنم سختش کردم و این رو واقعا الانا دارم تجربه میکنم .

      وهرچقدر تواین مسیر روی خودم کار کنم بازهم جا داره برای رشد فکری بهتر و راحت تر زندگی کردن .

      دوره تناسب فکری پکیج کاملی هست برای تغییر زندگی به سبک راحت و لذت بردن از زندگی . نه تقلاهای الکی مثل چاقی که همش تو در و دیوار بودم آخرش هیچی به هیچی .

      خدا روشکر بابت هدایتم به این مسیر زیبا .

      تشکر از استاد عزیز بابت انتشار این آگاهیهای ناب وآموزنده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 37 کلمه

      سلام و درود

      سوال اول: با خوردن  بیش از حد و اسیب زدن به جسم

      سوال دوم:نه هیچوقت

      سوال سوم:همه رفتار های من اشتباه و اسیب زننده بوده مثل اینکه میخوردم و بالا میوردم من جسممو داشتم داغون میکردم داغوننننن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      1402/05/05 11:55
      مدت عضویت: 399 روز
      امتیاز کاربر: 2540 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 225 کلمه

      ب نام او

      بله استاد جان همونطور ک فرمودید باید احساس لیاقت داشته باشیم برای خواسته هامون.پس من از این لحظه ب بعد احساس داشتن لیاقت برای متناسب بودن و در سایز ۳۶ بودنو بالا میبرم با سپاس گزاری کردن با داشتن بدنی سالم و با داشتن قلب و روحی پاک .

      من لایق بالاترین و زیباترینهای دنیا هستم چون من از ذات خداوندم.من لایق زیبا و متناسب شدن هستم چون خداوند منو بی عیب و نقص و سالم و متناسب افریده و موقع خلق کردن من ب خودش احسنت گفته پس منم ب خودم احسنت میگم چون بهترین و زیباترین و سالم‌ترین بدن رو دارم.من ب خودم احسنت میگم ک توی مسیر درست قرار گرفتم با هدایت خدا.من بخودم احسنت میگم برای ب اندازه و به موقع غذا خوردنم.من ب خودم احسنت میگم ک هر روز توی مسیر درست زندگی دارم دانش و اگاهیمو بالا میبرم.من ب خودم احسنت میگم ک لایق میدونم خودمو من ب خودم احسنت میگم برای داشتن افکار درست ب خودم احسنت میگم برای ادامه دادن ب مسیری ک توش هستم.خدایا شکرت ک برای خلق من ب خودت احسنت گفتی،این یعنی ک کار تو توی این دنیا بی نقصه.تو ب خودت احسنت گفتی و منم باید روزی هزار بار ب تو و ب خودم بگم احسنت ب این همه زیبایی و عزت و شرف و آبرو ک ب ما دادی.احسنت ب …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/04/23 03:43
      مدت عضویت: 1159 روز
      امتیاز کاربر: 4181 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 502 کلمه

      به نام خدا

      درکم از فایل:یجورایی احساس لیاقت یعنی انتظار لاغر شدن رو داشته باشم.به چه نکته ی ریزی توجه کرده بودین به محض اینکه گفتین دیدم ای دل غافل دقیقا این حس رو ندارم. یجورایی وقتی الگو ها رو می خونم و زمان میذارم انگاری ته ته دلم انتظار لاغری رو ندارم. نمیتونم خودمو لاغر تصور کنم.خب وقتی من همه ی شرایط تناسب رو دارم سوخت و ساز به اندازه، بدن توانا، هیجی هم که چاق نمیکنه… خب باید عین اب خوردن متناسب بشم . چرا متناسب نشم؟! هر چه سریع تر باید هی سایز کم کنم. بی دلیل…بی حساب باید همه چیز عالی باشه.دوس دارم این جمله رو هزار بار به خودم بگم چقدر حس خوب می گیرم ازش.

      نکته : باید از درون برای داشتن اندام متناسب و سریع سایز کم کردن بدون هیچ زحمتی احساس لیاقت کنم و همزمان براش کار هایی که لازمه رو انجام بدم.(چقدر این جمله برام بیگانه ست مشخصه ذهنم هنوز بهش عادت نکرده)

      اهمیتی نداره چقدر به تاثیر فکر برای لاغری پی برده باشم، اهمیتی نداره تو کسب و کار تونسته باشم به ایده های عالی برسم، اهمیتی نداره خودم رو لایق لاغری بدونم، تا وقتی هیچ کار فیزیکی برای لاغری انجام ندم هیچ فرقی با افراد دیگه که نه از این روش خبر ندارن نه قبولش دارن نمی کنم.

      نکته : برای تمرین عملی احساس لیاقت به دوره رایگان تغییر عادت مراجعه کنم.اهدافی رو که پشت گوش انداختم رو انجام بدم و حسابی پیگیریشون کنم. اونجاست که حسابی احساس لیاقت و توانمندی پیدا می کنم.

      سوال : نسبت به لاغر شدن چقدر احساس لیاقت دارید؟الان با دیدن افراد متناسب حسم اونقدرا بد نمیشه.احساس لیاقتم برای تغییر اندامم ازین لحاظ که برای تمرین انجام دادن و بکل لاغری متعهد باشم خیلی بهتره اره…چون بدون زور زدن از درون انگیزه دارم بیام انجام بدم. اما احساس لیاقت ازین لحاظ که تو دلم مطمئن باشم لاغر میشم، اینو روش هنوز کار نکردم و باورش برام سخته خودبخود متناسب شم. اصلا بشم…

      راه های افزایش لیاقت لاغری چیست؟• دیدن افراد متناسب خیلی بهم انگیزه و احساس لیاقت میده. طوری که بصورت خودکار دوس دارم زمان بذارم برای متناسب شدن. متوجه شدم این روش خیلی روم جواب میده. • اینکه در طول مسیر پیگیر باشم متعهد تمریناتم رو انجام بدم، احساس می کنم بیشتر هلم میده و دوس دارم تا اخرش برم.• خوندن پیام ها و دیدن نتایج بچه های شگفتی ساز

      در گذشته نسبت به احساس لاغر شدن چقدر احساس لیاقت داشتی؟اینقدر پایین بود احساس لیاقتم که حتی به لاغری فکر هم نمی کردم چه برسه تلاش زیاد. وقتی کسی حرف اندام متناسب می زد یا حتی یه رژیم رو شروع می کرد خیلی حسم بد میشد حس حسرت حس ناتوانی… حتی فکر می کردم خوش بحالش شروع کرده متناسب میشه اما من حتی شروع کنم یا اراده ی ادامه دادنشو ندارم یا بدن منکه متناسب نمیشه!سر همین کلا به هر متناسبی شدید حسادت می کردم. همه ی اینا باعث شد فکر کنم با بقیه فرق دارم و این روند ادامه پیدا کرد و ادامه پیدا کرد تا اینکه ذره ذره باورم شد نمیتونم.  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/03/18 10:39
      مدت عضویت: 316 روز
      امتیاز کاربر: 17350 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 468 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی 

      من با گوش دادن به این فایل متوجه شدم به قول استاد افراد برای داشتن لیاقت به دو دسته تقسیم میشوند

      1- افرادی که تلاش میکنند حرکت میکنند و نتایج عالی میگیرند 2- افرادیکه تلاش میکنند حرکت میکنند ونتایج عالی نمیگیرند 

      چون افراد دسته دوم احساس لیاقت لاغر شدن درخود را نمیبینند پس لاغر نمیشوند و به سرزمین شگفت انگیزها هم راه پیدا نمیکنند 

      این خیلی خیلی مهم است که خودت خود را لایق لاغر شدن بدانی و میزان لیاقت و لایق بودن را برای خودت بیشتر تصورکنی تا احساس خیلی خوبی داشته باشی این لیاقت می تواند شامل خیلی از موارد درزندگی شما باشد چون اگر فردی خیلی تلاش کند که مثلا به ثروت برسد و وقتی رسید حالش خوب نباشد و نداند که ثروت خود را چگونه خرج کند دچار سرخوردگی خواهد شد .

      افرادیکه احساس عدم لیاقت میکنند برای متناسب شدن شرایط ذیل را دارند 

      1- فکر میکنند هرگز نمیتوانند لاغر شوند و این یک فرمول ذهنی محسوب میشود که خیلی خطرناک است برای افراد چاق 

      2- عملا” کاری را انجام نمیدهند که آن عادت را تغییر بدهند 

      3- تلاش نمیکنند برای اینکه عادت قبلی را حذف و عادت جدید برای متناسب شدن را جایگزین کنند  

      افراد چاق به علت چاقی و عدم اعتماد به نفس در طول دوران زندگی خود خیلی از کارهایی را که دوست دارند انجام دهند را نمی توانند انجام دهندو همیشه بعضی از کارها برای انها یک آرزو به حساب می آید .

      مثل  لیاقت من در راه رفتن سریع در پیاده روی با دوستان 

      لیاقت من در دویدن در مسابقات دو – پینگ پنگ و ….

      لیاقت من در شنا کردن به راحتی 

      لیاقت من در تحرک زیاد در بازیهای جمعی و اطمینان به برنده شدن در مسابقات 

      لیاقت من در انتخاب سایز لباس دلخواه 

      لیاقت من در انتخاب مکان دلخواه  در مهمانی ها برای نشستن در جمع دوستان 

      لیاقت من در انتخاب منوی غذای دلخواه بدون استرس و با لذت خوردن 

      لیاقت من در انتخاب رنگ لباس شاد پوشیدن 

      لیاقت من در داشتن اعتماد به نفس بالا 

      لیاقت من در داشتن ثروت زیاد 

      لیاقت من در انتخاب انواع خوراکیها در فروشگاهها در هنگام خرید 

      لیاقت من در داشتن روابط با دوستانم 

      لیاقت کار برای انجام دادن کارهای شخصی خودم با لذت و دقت و سرعت زیاد

      لیاقت من در گرفتن پست های بالاتر در محل کار 

      لیاقت من در داشتن سلامتی بیشتر 

      لیاقت من برای مادر و همسری نمونه در کنار فرزندانم 

      لیاقت من در داشتن وزن ایده ال و متناسب شدن برای همیشه 

      پس من باید با تغییر عادتها بتوانم تمام این لیاقتها را برای خودم فراهم کنم چون فقط خودم مسئول چاق شدن خودم بودم و فقط خودم هم میتوانم به این لیاقتها بعد از متناسب شدن دست پیداکنم . 

      به امید روزی که من هم مثل یکی از دوستانی باشم که  عکس خود را درآلبوم شگفت انگیزان می بینم 

      از استاد عزیز ممنون که با این وسواس و ریزبینی مطالب را برای ما توضیح میدهند .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 29 کلمه

       سلام وای تاحالا روشی اینگونه نشنیده بودم ممنون از شما استاد عزیز امروز تاز ه گوش کردم فایلهاتون را امیدوارم در این راستا قدمهای بزرگی بردارم و بر میدارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      1402/03/12 10:49
      مدت عضویت: 387 روز
      امتیاز کاربر: 695 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 300 کلمه

      سلام وقتتون بخیر,من از کودکی چاق بودم ،اون موقع اصلا نمیفهمیدم چه فرقی با دیگران دارم که چاقم ،یادمه در دوره نوجوانی دوستان لاغرم گاهی لاغرتر میشدن و لباس هاشون براشون گشاد میشد و من برعکس یه دفعه چاقتر میشدم و دکمه های مانتوم از هم باز میشد و خیلی خیلی برای من زجر اور بود ،هنوز اون موقع ذهنم اینقدر باز نبود و متوجه دلیل نمیشدم ،،بعد ها با گرفتن رژیم های مختلف و برگشت وزن ،دنبال دلیل چاقیم بودم ،از اطلاعاتی ک از دیگران و اینترنت و دکترهای تغذیه و طب سنتی و مربی های باشگاه گرفتم برای خودم دلایلی مثل،کم تحرکی،قرص ها،ژنتیک،سوخت و ساز،عصبی بودن،تند غذا خوردن،طبع سرد،و … رو پیدا کردم،و خوب وقتی این همه دلیل داشتم پس لایق چاقی در ذهنم بودم ،،

      باید بگم با اون همه دلیل برای چاقی در همه اون رژیم ها من در درونم توانایی لاغر ماندن رو نمیدیدم ،و از خدا گلایه داشتم که چرا باید من اینطور باشم ،همیشه یه مدت بخاطر حرف دیگران و مربی های باشگاه که اصولا هیچ کدومشون حرف خوب نمیزدن ،بیشتر حالت توهین و اینک من ادم نادرست و بی اراده ای هستم بود ،خلاصه بهم برمیخورد یه مدت تمام زورم رو میزپم رژیم و ورزش   و شروع میکردم و بعد یه مدت ک انرژیم تحلیل میرفت خسته میشدم ،و اینک خوب انگار تمام دنیا دست هم داده بودن برای چاقی من ،و من یه نفر چطور میتونستم در ذهنم با ژنتیک ،و سوخت ساز،و …. مبارزه کنم؟ در نتیجه شکست میخوردم.

      تمام اون روش ها فقط در من احساس ناتوانی،و ناامیدی،متفاوت بودن از دیگران،و حس بی ارزش بودن ایجاد کرده بودند.

      پیشنهاد من برای ایجاد حس لیاقت،چیزی که به ذهنم میرسه اینه که سعی کنیم خودمون رو در وحله اول بشناسیم و سعی کنیم دوست داشته باشیم،و اینکه در این مسیر استمرار داشته باشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Labkhande zemestan
      1402/02/31 10:04
      مدت عضویت: 1178 روز
      امتیاز کاربر: 11362 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,561 کلمه

      سلام حضور عزیزان 

      لیاقت : 

      من با رفتارم با عملم و‌کارهایی ک انجام میدم و افکارم ب جهان میگم ک لایق چ چیزی هستم ؛

      من سالها تلاش کردم ک ب لاغری برسم ولی هیچوقت خودمو لایق لاغر و‌متناسب بودن نمیدونستم و کلی هم‌دلیل برای نداشت این لیاقت داشتم مثلا من ژنتیکی چاقم و یا سوخت ساز پایین ، معده بزرگ ، تحرک کم ، غذاها و‌نوعشون ، و‌مقدار غذایی ک مصرف میکردم ، استخون‌بندی درشت ، و هر چقدر ک از بیرون تلاش میکردم و‌کلی رژیم میگرفتم و‌ورزش های سخت انجام میدادم ولی در درونم و افکارم خودمو لایق لاغزی و تناسب نمیدونستم و حتی اگه مقداری کم میکردم خودمو لایق موندن در اون سایز و‌وزن نمیدونستم ، و چون این لیاقت رو‌در خودم نمیدیدم هیچ وق نمیرفتم سراغ لباس های سایز پایین و یا رنگی و یا رفتار درس با غذا، بارها از خودم متنفر شدم هیچوق خودمو دوست نداشتم کلی برخودم بدو بیراه میگفتم و فشار و‌عذابش میدادم و اونو لایق زیبایی و‌تناسب نمیدونستم با اینکه همیشه تلاش میکرذم و هیچوقت حتی وقتی ک‌متناسب بود و در ظاهر چاق نبودم ولی اونقدر فرمول های چاقی داشتم و افکار و باورهای چاق کننده داشتم ک جسممو فقط میبرد ب سمت چاق شدن و‌لیاقت چاقی رو‌در من افزایش میداد؛ این در حالی بود ک من و‌جسمم بارها کلی از اضافات رو از خودمون جدا کرده بودیم ، بارها من با ورزش چندین کیلو وزنم رو‌اورده بودم پایین ، بارها رژیم گرفته بودم و هر باز چندین سایز رو پایین اومده بودم و جسم‌من نشون داده بود ک توانایی اینو دازه ک لاغر و متناسب بمونه ولی راه و روشش درست نبود ؛  من کلی باور چاقی داشتم کلی اطلاعات ک همه در مسیر چاق شدن بود، من با ورزش و رژیم خودمو لاغر میکردم ولی لیاقت لاغر زنذگی کردم رو در خودم بوجود نیاورده بودم ، هر بار ک به بهونه ی اصراف نشدن تا ته بشقابمو کامل تموم میکردم و توجهی ب حس سیری نداشتم و توجهی ب فشار شکم نداشتم لیاقت چاق شدن رو در خودم افزایش میداد ؛ هر بار ک جلوی اینه از جسم عزیزو هوشمندم کلی ایراد میگرفتم و تحقیر و توهین میکردم بهش ک توانایی هاشو زیر سوال میبرد ب جهان ارتعاش اینو میدادم ک من لایق اندامی زیبا نیستم ، وقتی بسته ی خوراکی رو باز میکردم و تا اخرش میخوردم و فکرم این بود ک پولشو دادم حیفه توجه ب سیری و اشغال هایی ک وارد بدنم میشن نداشتم لیاقت چاق شدن رو در خودم ایجاد میکردم ، وقتی ب هر بهونه ای میرفتم سراغ مصرف خوراکی و غذا و‌میگفتم الان عصبانیم ، استرس دارم ، ناراحتم ، یا شادم ، یا اومدم تفریح و مهمونی و هزار تا دلیل برای خوردن پیدا میکردم و جسممو با اشغال ها تخریب میکردم لیاقت چاقی رو‌در خودم افزایش میدادم ؛ 

      ولی هیچوقت دست از لاغر شدن بر نمیداشتم با اینکه روش هام غلط بود ولی همیشه در فکز تناسب و‌لاغری دائمی و همیشگی بودم و همیشه در رویاهام ب این فکر میکردم ک چطوری میتونم برای همیشه باشم و لاغر زندگیم کنم ، در همون روش های غلط و‌بیرونی هم من کلی پشتکار داشتم ، بارها رژیم های سخت میگیرفتم و هر بار هم‌کای لاغر میشدم ، سالها ورزش های سخت و‌پیاده‌روی رو‌ ادامه میدادم و دست بردار نبودم هر روش و‌راهی ک برای تناسب و لاغری میگفتن رو‌من امتحان میکردم و بیشتر وسایلی ک تبلیغ میشد برای تناسب و لاغری رو‌من خریداری میکردم واستفاده میکردم همه ی اینها نشان از این داشت ک من لاغری و‌تناسب رو با تمام وجودم میخواسم و خودمو لایقش میدونستم فقط راه درستش رو‌نمیدونستم. ، من باید در ذهن و فکرمم هم این لیاقت رو برای خودم ایجاد میکردم باید با رفتار و‌عملم این لیاقت رو ب جهان و‌کائنات نشون میدادم باید افکار و عملم همسو میشدن تا لایق چیزی ک میخواستم ( تناسب ) میشدم ؛من‌هدایت شدم ب مسیر ذهنی این سایت ارزشمند، اینجا فهمیدم ک اول باید چیزی رو ک‌خودمو لایقش میدونم رو‌زندگی کنم حتی اگه الان وجود نداشته باشه باور کنم ، من خودمو لایق تناسب دونستم چون باورهای قبلی رو با مثالهایی ک اطرافم پیدا کردم نقض و رد کردم ، و جسمم دوست داشتم و فهمیدم ک چقد توانمند بوده ک در مسیر مخالف تونسته اون همه سال اضافات داشته باشه، تناسب رو‌حق طبیعی خودم دونستم ، هیچ چیزی نمیتونه این لیاقت رو‌از من بگیره مگر خودم با افکارم ؛ 

      من لایق ارامش و برخوزد خوب و در شأن یک انسان با غذا بودم و هستم ؛ 

      من لایق پوشیدن لباسهای زیبا با سایز ۳۶ هستم ؛

      من لایق پوشیدن لباس های رنگی و زنگ روشن هستم ؛

      من لایق اندامی کشیده و متناسب و رو فرم هستم ؛ 

      من لایق چهره ای ظریف و‌کشیده و زاویه ها هستم ؛

      من لایق سبکی و فرزی هستم ؛ 

      من لایق جسمی سالم و زیبا هستم ؛ 

      من لایق ارامش روحی و رابطه عاطفی خوب هستم ؛

      من این لیاقت ها رو باید در خودم ببینم حسش کنم و با تمام وجود اینهارو برای خودم بدونم و در این شرایط بودن رو حق مصلم خودم بدونم و براش دلیل بیارم ؛

      وقتی دست از تخریب جسمم برداشتم و اضافات و‌اشغال واردش نمیکنم ، نشون میدم ک بدنمو لایق  بهترین ها زیبایی ها تناسب میدونم ، 

      وقتی بهش اطمینان میکنم و اعتماد دارم بهش و مدام زیر نظر نمیگیرمش یعنی اونو لایق تناسب و لاغری میدونم ؛

      دوستش دارم و عاشقشم و میدونم ک هر چیم ک قبلا بوده من مسئولشم و من بوجود اوردم ، و اون لایق سبکی و لاغری و سلامتیه ؛

      وقتی میرم بیرون چشمم دنبال لباس های رنگی و سایز ۳۶ هستش چون خودمو لایق پوشیدن همچون لباس های زیبایی  میدونم ؛ 

      من چند وقت پیش از یه پیرهن سفید بلند سایز ۳۶ خیلی خوشم اومد و با اینکه یکم زیپش برا ب سختی بسته شد ولی خودمو لایق پوشیدنش دونستم و خریدمش ، و میدونم ک به وقتش ک میپوشم خیلی توی تنم شیک و ازاد و زیبا میشه ؛

      من پریروز توی باغ از بین کلی خوراکی فقط چنتا دونه تخمه برداشتم و خوردم و میلی برای بقیه نداشتم و نخوردم چون خودمو دوست داشتم چون برام مهم بود ک وقتی سیرم آشغال خوری نکنم و این رفتارها یعنی خودمو لایق تناسب دونستم ، ولی اگه قبلا بود من فقط دنبال بهونه برای خوردن بودم مخصوصا توی گردش و باغ و اصلا برای خوراکی ها چیزی ب اسم میل  ندارم و گشنم نیست نداشتم و خوراکی رو ماده سیر کننده نمیدونستم و نمیدیدم .

      همه چیزو خودم در مغزم ایجاد کردم با اطلاعات و ورودی هایی ک بهش دادم قبلا خودمو لایق چاقی میدونستم ولی الان با این مسیر زیبای تناسب ولاغری ذهنی فقط خودمو لایق لاغری و تناسب میدونم و هر روز متناسب تر و زیباتر و سالم تر از روز قبل ؛و با رفتار و عملم این رو ب جهان انعکاس میدم ک من لایق چی هستم ، هر چیزی ک الان هستم رو روزی در ذهن و افکارم برای خودم لایق دونستم و الان دارم زندگیش میکنم ؛

      من بارها خودمو لایق روابط بهتر میدونسم و بارها تلاش کرده بودم ک روابط عاطفی خوبی داشته باشم ولی راهشو بلد نبودم و اطلاعات و ورودی هام منو لایق ی رابطه اشفته میدونس ، ولی من با ورودم ب سایت و تغییر و شناسایی اون افکار و ایجاد باورهایی برای داشتن روابط خوب و لایق دونستن خودم برای یه زندگی با عشق و‌احترام در این این شرایط قرار گرفتم و اروم اروم همون وارد زندگیم شد و الان تجربه ی ی زندگی با شرایط عاطفی خوب و پر از محبت و احترام رو‌دارم ؛

      من ب دلایلی چند سال از تحصیل دور افتادم ولی همیشه خودمو لایق تحصیلات بالا میدونسم برای خودم تصورات مدارک بالای دانشگاهی رو‌داشتم ، و در این مدتی ک دور بودم از تحصیل همیشه درباره رشته ای ک دوست داشتم مطالعاتی  انجام میدادم و هیچوقت از کتاب دور مطالعه دور نیودم هر چند ک در اون موقعیت هیچ جوره شرایط رو برای ادامه تحصیل مساعد نمیدیدم ولی این لیاقت رو در خودم با تمام وجودم میدیدم و خیلی معجزه اسا من در مسیر تحصیل قرار گرفتم و با بهترین نمرات تحصیلمو ادامه دادم و‌رشته حقوق رو ک همیشه در ذهن و‌تصوراتم بود رو خوندم ؛

      من حتی زمانی ک هنوز گواهینامه نداشتم خودمو لایق رانندگی و با ماشین خوب رو‌مید‌ونسم و همیشه توی تصوراتم خودمو ی راننده خوب و با دس فرمون خوب میدیدم ، و وقتی دو بارم توی امتحان رد شدم باز خودمو لایق میدونسم و با جدیدت تمرین کردم و بار سوم قبول شدم ، مقدارپول کمی داشتم ک ب زور ی پراید مدل پایین میشد خرید ولی با همون شروع کردم و همیشه خودمو لایق بهترین میدونسم و طی اون دوسال ک پرایدو داشتم همیشه تلاش میکردم ک بهترین راننده باشم و هم ب ماشین رسیدگی میکردم و‌همه چیشو یاد میگرفتم و کارهای مربوط بهش رو‌انجام میدادم و پیگیر ودنبال این بودم ک ماشین بهتر رو‌داشته باشم و بعد دوسال هم تونسم چون خودمو لایقش میدونستم ؛ 

      من لیاقت داشتن هر چیزی رو‌یا افکارم و عملم و رفتارم ب جهان و ذهنم نشون میدم و اول در ذهنم برای خودم اون رو تصویر سازی میکنم و الانم ببینم ک در ذهنم چ افکاری رو مرور میکنم راجب مسائل مختلف چ دیدگاه هایی دارم همون ها برام رقم میخوره چون خودم اون لیاقت رو برای خودم بوجود میارم ؛

      من لایق بهترین هام ،من لایق ی جسم زیبا و متناسب و روفرمم ؛

       من لایق بهترین زندگیم ؛ من لایق بهترین امکانتم  ؛

      خدایا سپاس ک این لیاقت رو در من دیدی ک ب مسیر درست هدایتم کردی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      1402/02/09 16:44
      مدت عضویت: 663 روز
      امتیاز کاربر: 888 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 447 کلمه

      سلام 

      ممنونم از شما استاد عزیزم و دیدگاه خیلی ارزشمند فروغ جان 

      بله هر بار که از روشی برای لاغری استفاده میکردم پس خودم لایق لاغر شدن میدونستم و نمیتونستم بپذیرم که محکوم به چاقی هستم .

      اما متاسفانه هیچ کدوم از اون روش هااز درون لیاقت اینکه من خود به خود قادر به لاغر شدن و رفتار صحیح غذا خوردن هستم در وجودم ایجاد نکرد و برعکس پراز تنش و وابستگی به عوامل بیرونی برای لاغر شدن و شنیدن روش های رژیمی و ورزش های مختلف و… بودم برای لاغرشدن که هیچ کدوم هم نتیجه دلخواهمو به من نمیداد و دوام نداشت 

      اما خدا روشکر حالا که توی این مسیرم بله استاد بجز لیاقت درونی لاغر شدن جسمم روحمم و عزت نفس واعتماد به نفسمم که میتونم از طریق ذهن کلی شرایط دیگه ای زندگیمو دل بخواهم کنم داره درمن شکل میگیره 

      من دارم مانع ذهنی که تصاویر چاق کننده و به قول فروغ عزیز جمله *اشتها رو از ذهنم پاک میکنم واقعا جسم من چیزی به اسم اشتها توش کد نویسی نشده و این فقط یه تصویر و باور اشتباه ذهنی بود که منو به خوردن بیشتر و رفتارهای مخالف با افراد لاغر و خوش اندام ترغیب میکرد 

      استاد اینو دوست داشتم وقتی گفتید ذهن خودش نمیتونه چیزی تشخیص بده و تصویر بسازه و به مغز فرمان بده و این تصاویر و فرمان ها به مغز از طریق ورودی چشم ، گوش ولامسه  … انجام میشه ممنونم که نگاهمو به واقعیت و کار کرد ذهن و مغز و جسمم آگاه کردی 

      و دقیقا همونجوری که ذهن چاق داشت تصاویر چاق کننده و که از قبل بهش داده بودم تصویر سازی میکردو نقشه های راه چاقیو به مغزم میسپرد الان دارم کاملا آگاهانه از روش خودش براش استفاده میکنم و تصاویر لاغری و بهش میدم و به خودم میگم من لیاقت لاغر شدن و خوش اندام شدن و وزن ایده المو دارم، من الگو هستم الگوی لاغری و اراده ای درون ، قدرت ذهن قدرتی که در وجود تک تک ما انسان ها گذاشته شده که ازش در راه خواسته ها و خوشحالیا و شادیا استفاده کنیم بله من لایق لاغر شدن هستم این دفعه من هستم که برای خودم دست میزنم و به دست یافتنی ترین گنج الهی که قدرت تصویر سازی ذهن برای شکل دادن به اندامم و رفتار های صحیح خوردن و… و همینطور عالی شدن شرایط زندگیم هست دست پیدا کردم ، 

      من گنج زندگیو داشتم و نمیدونستم چقدر نزدیک و چقدر ساده اس ازش درست استفاده کنم در جهت خواسته هام ،

      ممنونم استاد که این دوره و قرار دادی تا خودمون پیدا کنیم 

      تا به تواناییامون پی ببریم 

      خدایاشکرت 

      بازم میگم من لیاقت لاغر شدن و جسمی ایدال و خوش فرمو دارم ایمان دارم و هر روزم ایمانمو بیشتر میکنم 

      و ادامه میدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohsenzadehyazdi@gmail.com
      1402/01/24 16:42
      مدت عضویت: 951 روز
      امتیاز کاربر: 1034 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 287 کلمه

      سلام و درود 

      چقدر فایل های این جلسه مخصوصا پادکست نسخه قبلی تامل برانگیز بود…

      موقعی که گوش می دادم به یاد ذکر یونسیه افتادم

      لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الضالمین 

      خدایا منو ببخش که با رفتارهای اشتباه غذایی و از همه بدتر مقصر دونستن دیگر شرایط تو اضافه وزنم از لیاقت لاغر بودنم فاصله گرفتم و وزن اضافی و بار سنگینی رو بر جسمم متحمل شدم😓

      من مسئول چاقی خودم هستم

      من مسئول چاقی خودم هستم

      خود خود خودم باعث این اوضاع و شرایط شده

      من لیاقت چاق بودم رو بدست اوردم چون حاملگی 

      زایمان

      عمل سزارین و استراحت بعدش شیردهی  تقویت کردن مادرم    دیر اومدن های همسرم   ضعف بدنم کمبود ویتامین های بدنم و…. رو مقصر می دونستم

      من خودم رو لایق چاقی کردم چون به هرچیز خوشمزه ای که سر راهم سبز میشد بدون استثنا اری میگفتم و میخوردم تا تموم بشه

      بدون فکر بدون ابنکه بخوام برای بدنم ارزش قایل بشم

      ولی الان پشیمونم

      هنوز فرصت دارم و باید جبران کنم

      باید این فرمول های چاقی رو پاک کنم

      باید کاری کنم که قبل از مواجه با غذا ها فکر کنم ودستپاچه نشم

      من لباقت لاغر شدن رو دارم چون ارزشمندم

      من لیاقت لاغری رو دارم چون اساس خلقت من داشتن یک جسم متناسب بوده

      من ارشمندم

      من لایق لاغر شدنم چون توانایی رسیدن بهش رو دارم 

      من سعی میکنم با این اقدامات لیاقت لاغر شدن رو در خودم بیشتر کنم.

      غذاهای اضافی رو برای اینکه اسراف بشه نخورم

      حوصلم ک سر میره نرم سر یخچال

      پرخوری نکنم

      با فکر غذا بخورم

      به نیاز بدنم توجه کنم

      اشغال های جور واجور رو تو بدنم نریزم

      و قبل از دست زدن به غذا با خودم بگم من مسئول این وضعیت الانم هستم

      من باید چندین بار دیگه فایل های این جلسه رو گوش کنم تا به ذهنم بفهمونم که باید تغییر کنه

      دیگه هیچ بهونه ای قابل قبول نیست

      تمام🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      1401/12/23 21:28
      مدت عضویت: 368 روز
      امتیاز کاربر: 6205 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 492 کلمه

      سلام خدمت استادم

      من متوجه شدم انساني هستم كه خيلي خوب بلدم احساس لياقت را در خودم پرورش بدم در بعضي موارد و بعضي خواسته هام تونستم به يك خواسته اي در كمتر از دو روز برسم …چون فركانسي كه ارسال ميكردم به جهان هستي براي داشتن اون خواسته انقدر با اشتياق سوزان همراه بوده كه جهان هستي من رو وسط اون خواسته ام گذاشته..

      درباره چاقي و لاغري هم بگم …من سالهاست هر روز  تاكيد ميكنم هر روز روي احساس لياقت چاقي كار كردم ونتيجه اش اين شده كه من الان اضافه وزن دارم…در يكي از فايل هاي استاد عطار عزيز در دوره زندگي با طعم خدا بود اگر اشتباه نكنم..ايشون توضيح ميدن كه خدا خيلي رحيم و مهربونه و وقتي ما درخواست اشتباهي داريم خداوند همون لحظه به درخواست ما جواب نميده و منتظر ميشه ببينه ما از درخواستموم منصرف ميشيم يا نه 

      بعد كه اصرار ما رو ميبينه ، اون خواسته رو براورده ميكنه گرچه ميدونه به نفع ما نيست .. و اين عدالت خدا رو ميرسونه 

      و ارتباط اين توضيح با اين موضوع لياقت همينه كه ، من سالهاست لياقت چاق شدن رو داشتم در خودم افزايش ميدادم و خداوند كه مثل يك پدر مهربون هست براي من هي منتظر وايساده كه من لياقتم رو از چاقي به لاغري تغيير بدم ولي چون هر روز اصرار من رو در لياقت چاقي ديده …چاره اي نداشته كه به درخواست من پاسخ بده و الان چاق هستم 

      و نكته اش اينه كه اگر خداوند به تمام اون احساس هاي گناه كه از چاقي داشتم قرار بود پاسخ بده الان من بايد دو تن وزنم باشه ولي مهربوني خدا بي حد هست و من در حال حاضر كمتر از بيست كيلو اضافه وزن دارم

      من اين فايل رو عميق گوش كردم چون يه جاهايي نجواهاي ذهني اومد كه گمراهم كنه …ولي همون موقع صدايي از درونم گفت اين همون پاشنه آشيلت هست و بايد روش وايستي تا كامل بفهميش و تكرارش كني تا نتايجت تغيير كنه 

      در ادامه بگم كه از اونجايي كه من به تازه گي دارم ميفهمم كه خداوند به من نگاه مهرباني داره و هر وقت صداش كنم پيشم هست ، پس من انسان با لياقتي هستم كه رب رو پيش خودم دارم

      من خانه رو براي رب مرتب مبكنم ..اضافات رو دور ميريزم …آنچه بيش از حق طبيعي بدنم از طبيعت گرفتم رو به طبيعت برميگردونم …به بدنم احترام ميزارم و اجازه ميدم در سبكي و آرامش نفس بكشه …

      من براي اينكه احساس لياقت رو در خودم افزايش بدم ، فقط به اين فكر ميكنم كه خداوند سالها تعلل كرده در اون احساس هاي چاقي و بد تيپي من …اين يعني خداي من نميخواد من چاق باشم و اين چاقي من تنها يك درصد از اون حسي هست كه من به جهان فرستادم…..پس…من لايق هستم كه حالا روند معكوس فرستادن احساس رو داشته باشم و ايندفعه با سرعت خيلي زيادي به تناسب خواهم رسيد

      اميدوارم بتونم اين فكر رو بچسونم به قلبم و هر روز تكرارش كنم …چون اينها رو خداوند داره ميگه و من مينويسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      1401/12/18 10:17
      مدت عضویت: 1243 روز
      امتیاز کاربر: 5524 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 595 کلمه

      باور لیاقت داشتن یک باور ریشه ای هست که در من وجود داره برای  اولین بار هست که  درست متوجه شدم که من در طی این همه سال چطور زندگی کردم .پذیرش چیزی که درمن وجود داشت خلاف اون چیزهایی که شنیده بودم و دیده بود م و گفته بودم در واقع چاقی من به خاطر همین پذیرش پایدارموندن روی یک زندگی هست و اونهم زندگی چاقی در واقع در طی این همه سال  من فقط پذیرفته بودم که من باید این شکلی باشم هیچ راه دیگری وجود نداره من  به این فکر میکردم که هیچ آدم چاقی قادر به لاغرشدن نیست لاغری که بشه توش لاغرزندگی کرد من فقط چاقی خودم رومیدیدم و این یک پذیرش بود برای من تبدیل به یک سرنوشت یک چیزی حتما باید توش زندگی کنم بود و اصلا گزینه لاغری و تناسب اندام همیشگی اصلا تعریف شده نبود من از کلمه ی تغییر هم  چیزی به عنوان یک کلمه وجود نداشت کلمه ی تغییر یعنی عوض شدن شرایط اما فقط در سطح فکربود و عملا ب این  واژه‌ هیچ  آشنایی نداشتم  فقط میدونستم یه کلمه هست نه مفهوم یک شرایط مخالف اون چیزی که هست نه شخصیت مخالف شخصیت قبلی واین در تناسب اندام همیشگی که برخلاف چاقی همیشگی هست . وپذیرش عدم تغییر یعنی عدم باور توانایی واین  ریشه یابی ها کمک می کنه تابه خیلی چیزها برسم . برای من توذهنم غیرقابل پذیرش بود که فقط بشه یافایل گوش دادن و نوشتن لاغرشدوبعد با تغییر افکار جسم تغییر کنه چون همیشه تنها چیزی که می‌دونستم وشنیده بودم رژیم گرفتن. فعالیت بیشتر و گرسنگی کشیدن وحذف غذاها بوده . واین در ذهن من ثبت شده بود که هیچ روشی نمی‌شه لاغرشد. من اصلا توفکر لاغرموندن نبودم فقط توفکر این بودم که برای یه مدتی لاغربشم و بعد بتونم اون تعریف و تمجید واون لذت مربوط به فلان زمان روببرم برای یه مدتی هرچند کوتاه اون لباس روبپوشم و بعد لاغربشم و هیچ وقت وزن ایده‌آل خودم که واقعا علاقه به رسیدن به اون رو داشتم نتونستم اصلا به این فکر کنم بهش برسم من وزنی که دوست دارم داشته باشم 54کیلوعست اما بارژیم بهش نرسید م  همیشه من تاوزن 66کیلورسیدم وتازمانی که تونستم حفظش کنم که توی اون روش بودم .امادرموردلاغری همیشگی بهش اصلا فکر نمی‌کردم چیزی به اسم تناسب اندام همیشگی در ذهن من اصلا تعریف نشده بود با این که حتی زمانیکه لاغری باذهن وارد این مسیر شدم هم بااینکه می‌نوشتم اما هیچ باور اینکه بتونم به اون چیز برسم اون تناسب همیشگی در من وجود نداشت و به خاطر همین هم من تومسیر چاقی ادامه دادم حتی امروز هم به این فکر ونتیجه رسیدم که چرا بعداز اینکه وارد یه مسیر میشم سریع شروع به سایز و وزن کردن میکنم تا اگه نشد برم سراغ یه  روش دیگه واین فقط به خاطر این بود که نمیتونست ذهنم بپذیره که میشه بدون انجام ورزش سخت و ورزش سنگین بهش برسم اونم برای مدت‌کوتاهی چه برسه به لاغرموندن  وحالا تونستم در کنم که چراتابه الان لاغرنشدم چون من براساس یک سری افکار ورفتارهای پایدار زندگی کردم که اصلا برام توذهنم قابل پذیرش نبود حتی اعتماد کردن به خودم واینکه یک  فکر یارفتاری روانجام بدم که مورد تایید دیگران نباشه در ذهنم نمیشد پس این نشون میده که من چرانتونستم  لاغربشم ولاغربمونم چون پذیرش  اون در ذهنم به عنوان یک چیز ناموجود بود که دنبالشم نمیگشتم چون باورداشتم پذیرفته بودم که نیست همون قصه ی  گشتم نبود نگرد نیست.. واین  برای من یک چیز کاملا محکم و پایدار بود به خاطر همین هم هست که من سالها چاق موندم و چاقیو زندگی کردم. چون زندگی من بود.،

      باتشکر فراوان…🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      1401/12/17 00:23
      مدت عضویت: 1349 روز
      امتیاز کاربر: 8393 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 876 کلمه

      سلام و عرض ادب

      امروز که با دوستم تماس تلفنی داشتم

      بهم درباره رژیم دکتر شیما قاسمی صحبت میکرد و کلی تعریف و تمجید

      بهش گفتم من نیازی ندارم بهش من الان در مسیر تناسب هستم

      کلی باشوق و ذوق بهش توضیح دادم هیچ محدودیتی وجود نداره کلی فایل های رایگان و ارزشمند داره میتونی بیای استفاده کنی

      اولین پیامدش رفع استرس بعدش آرامش ذهنی

      درمورد زندگی باطعم خدا صحبت کردم مات و مبهوت پشت گوشی گوش میداد چون یقین میدونستم که هیچ جا این صحبت ها رو نشنیده چون خودمم همین شکلی بودم

      وخداوند منوبه این مسیر هدایت کرد

      یادمه قبلاً کلی گله شکایت داشتم از همه و حتی خدا

      از همه گله میکردم همه رو مقصر میدونستم

      کلی گریه میکردم که من مورد ظلم و ستمی قرار گرفتم که هیچکسی اون رو تجربه نکرده

      گاهی آرزوی مرگ میکردم حتی یعنی نگاه من نه تنها احساس لیاقت نمیکردم بلکه داغون بودم

      بعدش که به لطف خدا بااین دوره آشنا شدم 

      اولین قدم باید خودم و دوست داشته باشم

      اصلاً استاد همه ی نکات مثبت زندگیم رو از اینجا یاد گرفتم

      یاد گرفتم توجه کردن خیلی مهمه

      اگه من به چاقی ، کالری ، پیاده‌روی وپرخوری و…

      توجه کنم ذهنم که متوجه نمیشه من بدم میاد منو میندازه توهمون مسیر و د برو که رفتیم

      ولی من اگه توجهم رو بذارم روی تناسب ،موفقیت، سلامتی، آرامش ، زیبای ، رویاهای قشنگی که همیشه دارم و احساس خوب هم مثل استارت ماشین و طی کردن مسیر

      حالا این طی کردن مسیر لازمه ش چیه

      داشتن احساس لیاقت

      برای داشتن احساس لیاقت لازمه تا کارایی انجام بدم

      مثل اعتماد به نفس بالا ،ارتقا شرایط احساسی از وضعیت الانم و پیاده کردن نکات ریز طلایی که در خوب کردن احساسم کمک میکنه

      قدم دوم برای داشتن احساس لیاقت بیرونی

      انجام تمرینات و گذروندن دوره آموزشی و مطالعه و تجربه های شگفت انگیز برای طرح هایی که ذهنم در طول مسیر بهم ارائه میده

      چه بسا که معیار درستی انجام کار و ترازوی موفقیت من در اینجا احساس خوب منه

      یعنی هرچقدر احساسم عالی تر باشه یعنی من هرروز دارم یک گام در جهت رسیدن به تناسب اندامم نزدیک تر میشم

      نسبت به لاغر شدن چقدر خودت رو لایق میدونی؟

      من در تمرین نوار زمان برای اولین‌بار یک که خواسته هایی رو نوشتم 

      والان دارم بااینکه در دوره اصلی از موفقیت هام صحبت کردم دوست دارم اینجا هم ازشون صحبت کنم تاشاید به درد دوستان بخوره

      گرفتن گواهینامه رانندگی

      اون زمان که اشتیاق بی نهایتی داشتم چون از بچگی آرزوی رانندگی داشتم و الان مهارت بی نظیری دارم فکر میکنم که موفقیت من از کسب مهارتم

      همش بخاطر طی کردن ازطریق گفته های شما بوده استاد

      چون بعدمن هم بودن کسانی که گواهینامه گرفتن

      اولی دوران پراسترسی رو در حین رانندگی و افکار مخربشون از رانندگی تصاویری در ذهنشون ترسیم میکرد که اتفاقات ناگواری براشون رقم میزد

      چون اونا هیچ شناختی از احساس و عملکرد ذهن ناخودآگاه نداشتن

      مثلاً نمیدونستن که ذهن ناخودآگاه به هرچی توجه کنی همون رو گسترش میده و چه بسا که الان هم نمیدونن

      واین موفقیت در کسب تجربه ناب ولذت بخش من از رانندگی بود

      یکی دیگه ش روکش دندونم بود

      اون روز که در درمانگاه مصلی بودم دکتر رضایی گفتن دندونات و لمینیت کردی؟

      خیلی ذوق زده شدم و پیش خودم گفتم یعنی انقد خوشگل و شیک دیده میشن که دکتر دندونپزشک تشخیص نداد کامپوزیت

      چون لمینیت ی طیف آبی زیبایی داره

      ومن گفتم نه کامپوزیت

      گفتن کجا انجام دادی

      تهران ،دنتال ماکان زعفرانیه

      کلی تعجب کرد

      برای خودمم تعجب برانگیز چون من تااون موقع تهران رو ندیده بودم

      واگز کسی هم بهم میگفت که در فلان روز میری تهران و کار زیبایی انجام میدی می‌خندیدم

      ومن بیشتر خواسته هامو بدست آوردم

      کلی طلا خریدم پولامو جمع کردم

      ماشین به اسمم دراومد فروختم و ی تیکه زمین خریدم

      بعدش هم طبقه دوم خونه مو ساختم و یکم ریزه کاریاش مونده

      وحتی خود همسرمم متعجب و شگفت زده س

      چون همون شرایط از زندگی رو دقیقا بقیه اعضای خونواده خودم وهمسرم داریم تجربه میکنیم

      ولی یه فرق اساسی هست واونم همین شرکت من در دوره شگفت انگیز سرزمین لاغرهاست

      حالا که بااین نگرش به خودم نگاه میکنم استاد

      میبینم نه تنها من لیاقت رو درخودم میبینم بلکه گام های موثری هم برای خلق زندگی خودم برداشتم و کسب کردم

      کاری که برای افراد معمولی مثل من برای خیلی ها غیر قابل باور

      احساس لیاقت درونی و بیرونی من نگرش نهایی خودم از زندگی و جهان هستی ،کارها و برنامه ریزی های ذهنی که در رسیدن به اهدافم دارم انجام میدم

      من خالق لیاقت بهترین شرایط از زندگیم رو دارم

      من خالق لیاقت بهترین تجربه از زندگیم رو دارم

      من خالق لیاقت بهترین موقعیت اجتماعی از زندگیم رو دارم

      من خالق لیاقت بهترین روابط از اطرافیانم رو دارم

      من خالق لیاقت بهترین تناسب اندام از زندگیم رو دارم

      من خالق لیاقت بهترین درآمد در زندگیم رو دارم

      من خالق لیاقت بهترین زیبایی و سلامتی از زندگیم رو دارم

      من خالق لیاقت بهترین توانمندی و قدرت در زندگیم هستم

      من خالق لیاقت بهترین آگاهی از سطح زندگیم هستم

      من خالق لیاقت بهترین مهارت و دانش از سطح زندگیم هستم

      من بیشترین لیاقت و شایستگی رو زمانی بدست آوردم که دورم خلوت شد دیگه خودمو با کسی مقایسه نمیکردم و احساس خوب تنهایی و آرامش رو کسب کردم 

      دیگه سرم تو لاک خودم بود

      شرایط و اهداف خودمو داشتم و خداوند منو در مسیری از سطح کیفیت قرار داد که فقط با افراد موفق در ارتباط باشم

      کسانی که در سطح زندگی ،درآمد، دانش و خیلی چیزهای دیگه بالاتر از آدمهای عادی قرار داشتن 

      و به لطف خدای مهربان و استاد دلسوز و زحمتکش و باوجدان موفقیت هایی کسب کردم که فراتر از انتظارم بود

      بی نهایت سپاسگزارم استاد 🙏🥲🌼🌹👑

      الهی شکر 🌼🌼🌹👑✨💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب
      1401/12/12 01:03
      مدت عضویت: 393 روز
      امتیاز کاربر: 3055 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 535 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و همه دوستان لاغری با ذهن 

      ج سوال یک : من ناخوداگاه لیاقت مهمون ناخونده رو در خودم پروروندم طوری ک با خیال راحت غذاهامو میخوردم در زمان راهنمایی و دبیرستان در واقع به صورت ناخودآگاه رفتار مهمون ناخونده ک زیاد خوردن بود رو ادامه میدادم بدون ک متوجه بشم چه تاثیر منفی روم داره یادم نمیاد اون زمان کسی بهم بگه تو باید مواظب رفتار غذاییت باشی و اینطور بود ک بدن من به اشتباه فک میکرد لایق این اندامه 

      سوال دوم : بله من در گذشته چندین بار احساس لیاقت لاغری رو داشتم ولی ب اندازه الان ک با این سایت آشنا شدم نبودن برای اینکه بی پایه و اساس بودن و طبق گفته های اطرافیان بوده ک باید رژیم گرفت تا رژیم نگیری این ورزش به دردت نمیخوره ، این رژیمی ک سلامتیم در خطر انداخت و باعث شد از لیاقت لاغری بودن منو ببره به بی لیاقتی در لاغری احساس پوچی و ناتوانی در لاغری اینکه هر چی بدوام نمیرسم بهش اینکه محاله و یه رویای دور دست 

      سوال سوم: روش هایی ک امتحان کردم چون توجه من رو برای چاقی برده بود عوض لایق بودن بی لیاقتی در وجودم دامن میزد و کاملا برعکس عمل میکرد چون بدن نمیفهمید ک متنفرم فک میکرد عاشقشم 

      سوال چهارم : من پیشنهادم اینه ک تا میتونم از خوردن و زندگی در لحظه لذت ببرم پیشنهادم اینه ک به شکل عالی با تمام تمرکزم غذاهارو بچشم و به احساس سیری توجه کنم و مثل لاغرها رفتار کنم وقتی گرسنه شدم سمت غذاها یا خوراکی ها برم 

      پیشنهادم اینه که باید این بدن رو دوست داشت چون با ارزش دارایی ماست  این کارخانه ای عظیمی ک مدام بدون وقفه در حال کار کردنه این بدن لایق دوس داشته شدن هستش این بدن کاملا هوشمنده 

      باید توجه کنیم ک از لحاظ ذهنی چی خورد این بدن میدیم به چه چیزی فکر میکنیم ؟! به هر چیزی که فکر کنیم بدن همون رو اجرا خواهد کرد 

      این ما هستیم ک تصمیم میگیریم به صورت آگاهانه چه داده های مثبتی به این به بدن بدیم 

      من کاملا آگاهانه میگم که لایق لاغر شدن هستم چون در میان انبوهی از خصوصیات مثبت خودم ک لاغری جزئی از این خصوصیات هست فقط لایق لاغری بودنش رو کم دارم ک اینجا مکتوب میکنم که من لایق همه چیز در این زندگی هستم 

      من وظیفه دارم ک این لاغری و این اعتماد به نفس و عزت نفس رو در خودم بالا بیارم و مثل الماس گران بها ازشون مراقبت کنم 

      من موظف هستم که به امید خدای بزرگم  خودم رو از افکار منفی ایمن کنم 

      قبل از پیدا کردن این سایت از خدای مهربونم اندام عالی خواستم گفتم خدایا تو برای من اندام زیبا شو 

      خدایا تو برای من موهای بلند و پرپشت شو ک هدایتم کرد به ی دکتر خوب و کار بلد و تحت درمان و مراقبت خداوند هستم  

      چه کسی بهتر از خدای مهربونم ک توسط دستانش منو به این سایت هدایت کرده چه کسی قابل اعتماد تر از این خدای مهربون ک همیشه هر وعدش ب حق بوده و هست 

      برای چندمین بار میگم من به این جسمی ک خدا آفریده با تمام وجودم اعتماد دارم به هوشمند شدنش به علاقمند بودن به متناسب بودن 

      لاغری راحت ترین کار دنیاست 🥰😃

      لاغری راحت ترین کار دنیاست 🥰😃

      الهی شکرت 😍😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا پوراشرف
      1401/12/11 11:56
      مدت عضویت: 385 روز
      امتیاز کاربر: 3120 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      سلام به استاد عزیز و عاشقان تناسب اندام با تناسب فکری 

      استاد امروز که داشتم با خودم مرور میکردم که یکی از موانع ذهنیم رو رد کنم به این فکر فرو رفتم که

      ما لازم نیست زور بزنیم 

      لازم نیست هر روز بگیم چیکار کنم که جسمم متناسب بشه و از وضعیت الانش خارج بشه

      لازم نیست خودمون رو مدام چک کنیم 

      لازم نیست لقمه هامون رو بشمریم 

      لازم نیست کلی معادله انجام بدیم تا ببینیم آیا سیریم گرسنه ایم لازمه غذا بخوریم یا هر چیز دیگه 

      اینا همه نتیجه اس 

      ما نمیتونیم با کنترل غذا و تیزبینانه مورد سنجش قرار دادن جسممون و رفتار جسمی مون متناسب بشیم این یکی از اون حرکت های زیرکانه ناخودآگاه هست که ما رو مجبور میکنه با عوامل بیرونی بخوايم خودمون رو تغییر بدیم ولی بازم در نهایت این کارها مارو به نامتناسب شدن میرسونه 

      حتی وقتی در مسیر تناسب با ذهن هستیم دست از اندازه گیری و چک کردن خودون نمیکشیم مگر اینکه بیشتر از توکل به تغییر عواملی مثل غذا و تحرک روی رد کردن موانع ذهنی کار کنیم

      استاد دوره ای که درمورد ورزش گذاشتین خیلی بهم کمک کرده تا نخوام زور الکی بزنم 

      بهترین کار رد موانع ذهنیه

      حالا این موانع میتونه

      احساس عدم لیاقت تناسب

      ارثی دونستن نامتناسب بودن

      تغییر جسمی موثر از بارداری ازدواج غذای زیاد سبک غذایی جدید که معمولا میگن به خاطر مواد غذایی ای که شیمیایی یا هر چی نامتناسب میمونیم یا به خاطر سوخت و ساز پایین یا به خاطر دارو یا هر چیز دیگه 

      طبیعت جسم  تناسبه

      اگه متناسب نیست به خاطر فرایند ناصحیحه

      هر چیز  که جسم ما به ما نشون میده 

      نتیجه اون چیزیه که قبول کردیم و حالا با رد شدنش اصلا اصلا اصلا اصلا لازم نیست زور بزنیم که تغییر جسمی کنیم 

      ولی اگر تغییرات رو می‌بینیم به خودمون به خاطر این مسیر درست افتخار کنیم و با اشتیاق بیشتری ادامه بدیم

      به قول قمیشی 

      بین من و آرزوهای دور به غیر از خودم(موانع ذهنی) هیچکی دیوار نیست

      امیدوارم به بهترین شکل موفق و موید باشید❤

      استاد از شما خیلی خیلی سپاسگزارم بابت این فضای عالی که ایجاد کردین تا با راه درست تناسب رو زندگی کنیم❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا پوراشرف
      1401/12/09 07:49
      مدت عضویت: 385 روز
      امتیاز کاربر: 3120 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 821 کلمه

      استاد وقتی اول فایلتون از اهمیت زیاد احساس لیاقت به نسبت امتیازات و جوایزی که میتونیم بگیریم گفتین  به خودم اومدم تا حواسم رو جمع کنم که تو این تله نیوفتم که از اصل دوری کنم و در حاشیه بمونم امتیازات و جوایز و … خیلی به انگیزه کمک میکنن ولی اصل اون خودباوری و دیدن توانایی تناسب اندام در خودمون هست امیدوارم بهتر بتونم روی اساس تناسب اندامم کار کنم 

      من وقتی سنم کم بود حدودا ۸_۹سال اندام ظریفی داشتم  اما یه فرمول که تازه کشفش کردم از همون دوران در ذهنم شکل گرفت که خانم ها به مرور هر چقدر سنشون بیشتر میشه به همون میزان اضافه وزنشون افزایش پیدا میکنه  فکر میکردم این یه روند طبیعیه چون دور و بریام هم همین ایده من رو اثبات میکردن  و همین باعث شد با خودم بگم خب طبیعیه منم  افزایش وزن داشته باشم  و یه فرمول دیگه ای بود که من افزایش وزن داشته باشم زیباترم و اگه وزنم زیاد باشه مثل  مامانا مهربون میشم   که البته کاملا خلافش ثابت شد  و اینقدر این موضوعات رو باور کرده بودم که خب الان هیچ کدوم از دلایلم به ریشه داری این دلایل مخصوصا دلیل اول نمیرسه  که از وقتی روی دلایل نقض این باورها کار کردم خیلی ذهنم آزادتر شده  و لج نمیکنه  اینها چیزهایی بود که موجب احساس لیاقت درمورد اضافه وزن در من شد

      من تلاش خاصی برای کاهش اضافه وزنم نکردم   یعنی معمولا خیلی زود ول میکردم  مثلا باشگاه فقط یه بار رفتم ولی زود رها کردم یا رژیم یکم گرفتم که بازم سریع رها کردم آخه من قبلترش یکی دوبار حسابی تلاش کرده بودم یا ماه رمضان روزه گرفته بودم و اینا  فقط در حد نیم کیلو یا یک کیلو کم کرده بودم و دیگه باورم شده بود که هر کس که وزن اضافه داشته با هزار جور روش نتونسته متناسب بشه یا اگرم شده زود برگشته واسه همونم دیگه کلا بیخیال شدم 

      من فک میکردم مشکل از ژن ها هست که در افراد دارای اضافه وزن تا ابد هست و  همینجوری می‌مونن  و این باعث شد در خودم کاهش وزن رو اصلا نبینم 

      من دیگه اونقدر مطمئن شده بودم که لاغری برای من یه رویا میمونه دیگه دنبالش نرفتم چون میترسیدم کلی تلاش کنم و باز بیشتر شه یا اینکه میترسیدم هیچی نتونم بخورم  چون معمولا برای افراد دارای اضافه وزن کلی ممنوعیت غذایی قرار میدن

      من باور نداشتم که میشه لاغر شد پس هیچ تلاشی نکردم 

      امااااا!!!

      وقتی سایت شما رو دیدم انگار نیمه گم شده امو پیدا کردم😍

      یه عالمه خانم و آقایی که وزنشون کم شده بود   و علی الخصوص خودتون که دیگه جایی برای شک و تردید نزاشت 

      اینجا که اومدم خیلی برام جالب شد که قضیه چیه   من قبلش هم از قوانين جذب یه چیزایی سر در می‌آوردم ولی هیچوقت یه دوره منظم و قدم به قدم نداشتم اونم در خصوص یکی از مهمترین مسائل من که فکر میکردم تا ابد همینجوری می‌مونم ولی حالا اومدم اینجا  و میبینم که هم دوره ۱۲ گام لاغری باذهن   هم دوره ۱۰۰گام لاغری با ذهن رو دارین و این برام خیلی ارزشمنده  چون حتی اگه مباحث به کیفیت دوره فروشی نباشه بازم کلی نکته مهم داره که همونا رو اگه انجام بدم و نتيجه بده  نور علی نور میشه 

      من نشستم با خودم فکر کردم چه چیزهایی بهم کمک میکنه تا در این راه احساس لیاقت بیرونی و درونی رو در  خودم افزایش بدم یکی از مهمترین کارهایی که میتونم بکنم یاد آوری نمونه های نقض کننده دلایل افزایش وزنم  حالا از توی اقوام دوستان  از آلبوم شگفتی ها و …. که باعث قرص محکم کردن دلم میشه 

      تمرکز روی عملکرد های ناخودآگاهم در مورد برخورد با مواد غذایی و به خصوص در یخچال چون وقتی  روی خودم کار نمیکنم گاهی سر از یخچال در میارم البته خداروشکر  که با اینکه در یخچال رو باز میکنم  بازم بلدم ذهنم رو کنترل کنم و میبینم واقعا چیزی دلم نمیخواد  و چون اصلا گرسنه ام نیست بیخیال میشم حتی شده مامانم بشینه تخمه و شکلات و غذا و هله هوله و خلاصه سرش با انواع واقسام مواد غذایی گرم باشه ولی من دیگه برام مهم نیست 

      و یه چیز عجیب که جدیدا برام اتفاق میوفته از این لحاظ میگم عجیب چون  انگار معدم تنظیم شده فقططططط اونقدری که لازمه بخوره بیشتر از اون گلاب به روتون حالت تهوع میگیرم و اصلا به مذاقم خوش نمیاد  

      حتی ممکنه یه چیزی رو هوس کنم بعدش یادم میره   یا اینکه جدیدا تمایلم خیلی به میوه ها و غذا های سبک رفته   

      برای افزایش لیاقت در لاغر شدن  یکی  تکرار الگو های مناسب  یکی پرهیز از روش های نادرستی که هم خودمون هم دیگران ازشون گول خوردن   یکی گوش نکردن به حرف های دیگران حالا نصیحت باشه یا هر چیزی    حرف نزدن درمورد شرایط اضافه وزن حالا چه به شوخی چه با عصبانیت چه با ناراحتی با هرچی

      یکی آرامش و احساس رضایت بیشتر از خودمون و تصور روند کاهش وزن با هر قدمی که در این مسیر برمی‌داریم تا به سرزمین لاغر ها برسیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1401/11/17 17:40
      مدت عضویت: 398 روز
      امتیاز کاربر: 44300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 383 کلمه

      سلام

      بعداز ظهرشما لخیر اقایی عطارانروشن

      امروز درمورد لایقت صبحت  بود هر کس در ذهن خودش چند چیز وچندین فکر کار واندیشه برای خودش لایق میدونه اگه خودش لاقاون چیزی که فکرش هست بدکنه درنتیجه بدای داشتن او علاقه تلاش میکنه تا بهش برسه من در گذشته چندین مورد ار این لایقت بر ای خودم تو رویام داشتم برای خودم داشتن ابن چند چیز ارزومیکردم وحال که بهش رسیدم میدونم لایقش بودم وخداوند به من هدیه کرده که  مورد وزنم تا حالا خودم شاید ور تلاش ظاهزی لایق لاغری مدوتستم ولی در ذهن خودم نه اون می گفت تو. لایق چاقی هستی.

      پس وفت دوست داشتن تنها کافی نیست باید در ذهنم این

      موضوع قبول محکمی داشته باشه …

      من لایق تناسب اندام دارم .من لایق کم شدن ورن مو دارم.

      من درگذشته توانی زیادی داشتم کارهای مهمی انجام دادم

      بایا د اوری این موضوع باور جدیدی ازخودم ایجادمبکنم با این روش رفتارجدیدی درمن ایجاد میشه

                        بهانه تراشی ممنوع

                       ایجا لا یفت در به هدف رسیدن

                       فبول مسئولیت چاقی خودم هستم

                       این خودم هستم خودم نابود میکنم

                     اشتها خودتی  اشتها توذهنته

                      باورمناسب جایگزین میکن

                      مناسب شدن حق منه

      همین ذهن به این شکل دربیادمی تونه به شکل ایده ال در بیاد.

      امروز که شما برای ما میگفتید اگه شماچاق هستیداین حق شماست شما لایق لاغریی نیستید به من خیلی برخورد.

      گفتم راست می گه اگه حق من ولایقت من لاغریی بود پس چرا لاغ  نشدم یاد این دورهای بی کیفیت  افتادم که من بیچاره هی ازش گول خوردمتا این بار سنگین به دوش کشیدم

      من لایق بود حتما ولی گناهم مسیر اشتباه بود من قبول کردم  وگفتم تولایق بهترینها هستی 

      هرروز وچندین بارباخودمبگم

       من لایق بهترینها هستم         من لایق بهترینها هستم

      تو لایق پوشیدن زیباترین لباس واین لباس با شادترین رنگ هستی  هر چیز خوب لایقت تو رو داره 

      تومیتونی به وزن ایدهالت برسی چون لایقت تو حتما موفق میشی این چاقی تو رواذیت کر ده بالتغر شدن ازش انتقام بگیر اون انتقام سخت تلافی این همه اذیت ازش بگیر . 

      تو موفق میشی         توموفق میشی          به امیدخداوند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      1401/11/01 20:34
      مدت عضویت: 1326 روز
      امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,093 کلمه

         سلام  و   درود ▪︎

      گام  پنجم  برای متناسب شدن .▪︎

      لیاقت لاغر شدن با رژیم گرفتن،و ورزشای سخت انجام دادن، دارو مصرف کردن و  عمل جراحی در من ایجاد نمی شه. چرا که من برای داشتن لیاقت چاقی کار خاصی انجام ندادم  یا زحمت و رنج زیادی متحمل نشدم …. 

      من  به اندازه لیاقت خودم از جهان و نعمت های اون سهم می برم .

      جهان، جهان لیاقت هاست. 

      لاغر شدن مثل هر کاری  لیاقت می خواد  همونجور که چاق شدن هم لیاقت می خواد و من حتما لیاقت چاق شدن رو داشتم که چاق شدم.  

      من اینو در این مدت آموزش  در سایت و دوره ها متوجه شدم که هر فردی که اضافه وزن داره برای چاق شدن، استمرار و پشتکار داشته …چه اونایی که دوست داشتن چاق بشن  چه اونایی که تحت تاثیر باورهای اشتباهشون به شکل ناخودآگاه  علیرغم میل باطنیشون چاق شدن … چطوری ؟؟

      به این شکل که بارها رفتار و عادت های اشتباه رو تکرار کردیم   تا جسم ما به  این شرایط رسید▪︎

      پس لیاقت تغییر کردن رو داشتیم ، هرچند که این تغییر در جهت چاق شدن بوده ….

      بارها از شرایط جسمی خود مون متنفر شدیم  و به چاقیمون توجه کردیم  و به ذهنمون  دستور دادیم  که دوست داریم بیشتر چاق بشیم ….

      من بایدبه این جمله خیلی توجه کنم :

      توجه به اون  چیزی که از اون  متنفر یم با توجه به اون چیزی که عاشقشیم  برای ذهن ما تفاوتی نمی کنه …

      ذهن ما در هر دو حالت تصور می کنه که ما اون  شرایط رو دوست داریم و سعی می کنه    شرایط رو  در زندگی ما گسترش بده …

       استاد میگن  سال ها از چاقیم متنفر بودم  اما هر سال چاق تر شدم  به این دلیله  که ذهن ناخودآگاه تفاوت بین تنفر یا عاشق بودنو  نمی دونه …

      از نظر ذهن ناخودآگاه توجه کردن، درگیر شدن، عاشق بودن، خواستن، نخواستن، دوست داشتن، متنفر بودن و … همه یک معنی میده  و اون علاقمند بودنه …

      عملکرد ذهن ناخودآگاه من  اینطوره که :

      به هر چیزی توجه کنم  تصور می کنه  من عاشق اون موضوعم و اون موضوع رو در زندگی من گسترش می ده.

      من  نوعی  به شکلای مختلفی به چاقیم  توجه کردم  و با توجه کردن ،  لیاقت چاق شدن رو در خودم افزایش دادم و چاق تر شدم …

      زمانی که نگران چاقی بیشتر بشم  در حال پرورش لیاقت چاقی خودم هستم 

      زمانی که از شرایطم  خجالت بکشم ، گله و شکایت کنم   خودمو  سرزنش  کنم ، رژیم بخوام بگیرم  و به بدنم با ورزش سنگین فشار بیارم  من در حال افزایش لیاقت چاق شدن  در خودم هستم . 

      یادم می آد  زمان هایی که به شدت از چاقی متنفر شدم  و بارها برای دیگران درباره چاقی گله و شکایت کردم  ،

      اینا تلاش من برای چاق تر شدن بوده….

      استاد خوشبختانه  من هیچوقت به اون شدت از چاقیم متنفر نشدم که خدای نکرده آرزوی مرگ کنم …وضعیت من یه حالت خاص از چاقیه  چون از اول دوست داشتم چاق بشم  و لیاقتمو هم در این مورد به اثبات رسوندم …پس حالا که می خوام لاغر بشم  باید هر کاری برای لیاقت چاقیم انجام دادم واسه  لاغریم هم انجام بدم  منتها با اندکی تفاوت …

      اگر من به چاقیم وقتی از حد گذشت  توجه منفی کردم  ، متنفر شدم ، گله شکایت کردم ، غمگین و افسرده شدم  خودمو سرزنش کردم و سمت رژیم و ورزشای نسبتا سخت رفتم اما  ، 

       حالا باید به لاغری ، لاغرها  و جسم متناسبی که در آینده انشا الله نزدیک در من به ظهور می رسه توجه کنم ، خوندن  میثاق نامه ارو   در مرکز توجه قرار بدم‌ خودمو دوست داشته باشم  ،  شاد باشم و احساسمو خوب کنم و هر چیزی احساس خوبمو  ازم می گیره دوری کنم‌ به نشانه های موفقیت توجه کنم  و خوشحال و سپاسگزار باشم طی زندگی کاملا عادی به رفتار غذاییم توجه کنم و تا می تونم کمترش کنم  ..تمریناتمو در سایت بخوبی انجام بدم  تا به این شکل  لیاقت  لاغری رو به دست بیارم و اگر ضعیفه  قدرت بهش بدم ..

      شاید درک این موضوع برام آسان نباشه که چگونه ممکنه من از چیری متنفر باشم اما اون  موضوع در زندگی من گسترش پیدا کنه .

      استاد می فرمایند  که  این موضوع اساس قانون جذبه  و درکش  نیاز به درک آگاهی بیشتر و استمرار در مسیر تغییر کردن داره ،استاد اضافه کردن :

      سال ها زمان برد تا به دلیل گسترش اونچه در زندگیم‌  نمی خوامشون   پی بردم و اون  “توجه کردن” بود و اینکه ذهن ناخودآگاه من تفاوتی بین “دوست داشتن و نداشتن” قائل نیست و به هر دلیل موضوعی مورد توجه من قرار بگیره و بهش توجه کنم به عنوان موضوع مورد علاقه درنظر می گیره  و در زندگی من گسترش پیدا می کنه 

      استاد  من اینو درک کردم   اگر می خوام  لاغر شم باید لیاقت لاغر شدنو در خودم ایجاد کنم .

      می بایست همیشه به یاد داشته باشم تا زمانی که در نگرش به جسم و زندگیم  تغییر ایجاد نکنم موفق به ایجاد لیاقت متناسب شدن در خودم نخواهم شد ….

      بنا به توصیه استاد باید در ذهنم لیاقت لاغر شدن رو  جایگزین لیاقت چاق شدن کنم …

      باید فرمول های لاغر کننده در ذهن ناخودآگاهمو   مجددا فعال کنم  و استفاده از اونهارو  جایگزین استفاده از فرمول های چاق کننده کنم .

      باید مانع از توجه افکارم به چاقی بشم‌ و در مقابل به موضوع لاغری که مورد علاقه و آرزومه توجه کنم‌… مثلا با تمرین تجسم  و چسباندن عکس متناسبهای مورد علاقه ام به جاهای پرتردد …. به اندام چاقم توجه نکنم و راجع بهش با کسی حرف نزنم .. 

      وقتی که با قدرت ذهنم در متناسب شدن بیشتر و بیشتر  آشنا بشم  معنای لیاقت متناسب شدن رو یاد می گیرم  و از این به بعد   مسیر زندگیم از چاق تر شدن به سمت لاغرتر شدن تغییر  می کنه …

      استاد در پایان توضیح دادن  و یادآور شدن رمز شگفتی ساز شدن افرادی که از مسیر لاغری با ذهن به رویای لاغریشون  رسیدن اینه که  برای شگفتی ساز شدن ابتدا لیاقتشو  در ذهن خود ایجاد کردن ….. ما به هر آنچه در جسم و زندگی برسیم  لیاقتشو داریم … اگر چاقم لیاقتشو دارم اگر می خوام لاغر بشم باید روی  لایق شدن برای لاغر شدن خیلی کار کنم ….مثلا لازمه  فایلهای صوتی این جلسه  ارو بارها و بارها گوش بدم  و توجه کنم و سپس بهش عمل کنم ….

      من با انجام‌تمرینات  دوره ها به بهترین نحو  لیاقت بیرونی  خودمو به اثبات رسوندم  هر اشکالی هست در احساس شخصی درونی من  نسبت به لیاقت لاغر شدنمه …وقتی بدونم  پاشنه آشیل موفقیتم چیه  صد در صد  روی اون تمرکز بیشتری می کنم  و در حد توان در رفع اشکال تلاش خواهم کرد …..

      استاد من به شما قول می دم  که در این زمینه  خیلی کار کنم  بارها فایل این جلسه ارو گوش بدم  و از فرشته درون خودم با طرح سوال مثبت  در این جهت کمک  بگیرم  و اقدام کنم‌…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار آینا
        1401/11/03 18:56
        مدت عضویت: 1104 روز
        امتیاز کاربر: 24524 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 202 کلمه

        سلام،شهربانوی عزیز

        هر روز دیدگاههای شما و تنی چند از دوستان رو میخونم و این جز برنامه روزانه من شده،

        ولی امروز براستی از دیدگاهتون و خواندن مطالب ،

        لذت بردم…

        بنظرم کلیدی ترین فرمول برای رسیدن به هر هدفی،

        همین جمله است.

        “توجه به اون چیزی که از اون متنفریم با توجه به اون چیزی که عاشقشیم،برای ذهن ما تفاوتی نمیکنه ،

        و اگر بقول استادمون این آگاهی رو بتوونیم به عمل

        در زندگی در بیاریم،همونی میشه که دلمون میخواد.

        و چقدر اینکار نیاز به تمرین داره

        ،واقف هستیم به این درک و آگاهی،ولی اکثر مواقع ،اونم در شرایط حاد کنونی ،

        یهویی متوجه میشیم که وااای یا داریم حرفهای منفی مسائل روز رو دنبال میکنیم و یا فکرمون ناخودآگاه روی جریانی زوم کرده که دوست نداریم..

        و چقدر عملی کردن این آگاهی در زندگی و رسیدن به اهداف، کار سازه،

        ماکه تلاش میکنیم و به یاری خدا،که موفق هم میشویم.

        بهتون از صمیم قلب تبریک میگم زیرا اطمینان دارم که  با درک این آگاهیهای درست و اساسی،بزودی ،زود شاهد شگفتی ساز شدن شما خواهیم بود…

        به امید روزی که در دیدگاهتون بخونم که به اندام و وزن ایده آلتون رسیدید…من اینجا از خوشحالی جشن میگیرم،و خدا رو شکر میکنم که کوشاترین هنرجوی استاد ،به مرحله پیروزی رسید.

        به امید اون روز زیبا،که زیاد هم دور نیست.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          1401/11/04 18:13
          مدت عضویت: 1326 روز
          امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 865 کلمه

          سلام  آینا خانم عزیزم ، 

          خیلی ممنون و متشکرم که به دیدگاههای  من  علاقه و توجه  داری .امیدوارم این دیدگاهها  هم برای خودم هم دوستانی چون شما  خیلی مفید واقع بشه  و از همه مهمتر  خودمم که باید بهره ببرم و آموزه ها به عمل دربیاد  

          از وقتی  که دوره  ورود به سرزمین لاغرهارو تموم کردم  یه جمع بندی از کل مطالب دستمو گرفت  و مطالب آموزشی در ذهنم نظم گرفت  …  و درکم نسبت به اول دوره خیلی بیشتر شد  اما  در فیزیک جسمم  تغییری ندیدم  … راهش ناراحتی و نا امیدی نبود راهش ادامه دادن بود …بلافاصله دوره تکرارو  شروع کردم  و تمریناتشو با علاقه و شوق بیشتر انجام دادم  و هر بار درکم بیشتر شد …بهتر فهمیدم  منظور  استاد  از  سرفصل های آموزشی  دقیق چیه   و من چطور قراره با این آموزه ها وزنم بیاد پایین  …

          همین امروز صبح  ، به محض اینکه از خواب بیدار شدم  هنوز توی رخت خواب بودم چشمام درست باز نشده بود افکاری  درذهنم مرور شد  به خودم گفتم  :

          ببین لاغر شدن واقعا آسونترین کار دنیاست   به شرط اینکه  تمام روشهای لاغری که تا دو سال پیش به اونا توجه می کردی و  فکر می کردی کارسازن  خصوصا رژیم گرفتن از توی ذهنت  پاک بشه  که الحمدلله  شده پاک شده  دیگه اگه به حال مرگ هم بیفتی  حاضر نیستی رژیم بگیری به دستور یکی دیگه …دیگه آسونتر از این  راه و مسیری که در اون قرار گرفتی  مگه هست ….. تو به هیچ وجه به  کم خوردن اونم با زجر و استرس و نگرانی و سخت گرفتن به خودت  نمی تونی برای همیشه لاغر بشی  ….تو فقط همت کن  اضافه نخور …پرخوری که اصلا و ابدا …اینم که کاری نداره  نقطه سیریتو بشناس  ردش نکن  بهانه هم نیار …من تشخیص ندادم  نفهمیدم و این حرفا نداریم با خودت رو راست باش ….برای ذهن و مغزت ساعت تعیین نکن …بگذار  زنگ ساعت درونی خودت که به صدا در اومد  اونوقت  بهش توجه کن  ببین حالا ساعت چنده که داری دعوت به خوردن میشی  و آیا امکانش هست  با گفتن  نه من سیرم  بعد سرگرم شدن به کاری  از خوردن منصرف بشی ؟ خوب فکر کن   تست کن خودتو آیا این احساس واقعیه ؟

          ببین شهربانو  تو امروز  موفق عمل کردی صبحانه که خوردی  بدون تعیین ساعت  برای خوردن میانوعده  رفتی  کمک مادرت و کلی سرت گرم کار شد …. بعد مادرت با ظرف میوه  اومد تعارفت زد  تو نگاه به ساعت کردی دیدی حدود دو ساعت از صرف صبحانه ات گذشته  دو سه تا برش از پرتقالی که‌مادرت برات قاچ کرده بود خوردی ساعتشو یادداشت کردی جلوش نوشتی راضی ام …دوباره مشغول به کار شدی ..نگران ناهارت نشدی بهش فکر نکردی   ساعت تعیین نکردی .. همینجور که کار می کردی تند تند می رفتی می اومدی  احساس کردی کم کم داره گرسنه ات میشه    اما گفتی نه من سیرم  و این‌جمله معجزه گر  رو امروز  چند بار تکرار کردی   این عالیه ……هر بار که این کلماتو گفتی  انگار حس نیازت به خوردن کمتر شد بازم به کار ادامه دادی در این بین غذا هم کم کم آماده شد …گشنه ات شد واسه خودت برنج و خورش کشیدی  حالا به ساعت نگاه کردی  خوشحال شدی که  ۴ ساعت از صرف صبحانه گذشته و تو بدون اینکه برای گذروندن  این چند ساعت  واسه ذهنت تعیین تکلیف کنی براحتی ۴ ساعت رو پشت سر گذاشتی و فقط چند برش پرتقال خوردی ….. ناهارتو با حس خوب و نیاز بدنت خوردی  و نوشتی راضی ام ….‌خوب همینجوری برو جلو  …موفق میشی …

          آینای عزیز خیلی ازت متشکرم که با نوشته محبت آمیزت  باعث شدی اشگ شوق از چشمام سرازیر بشه  و انگیزه پیدا کنم اینارو بیام برات بنویسم …

          از وقتی فایل لایق لاغری باشید و خوندم بارها از خودم‌پرسیدم  چی شد که لیاقت چاقی پیدا کردی ؟    حالا هر علتی که براش متصور بودی  بعدن فهمیدی آش دهن سوزی نیست برات  داری از ریخت میفتی داری مریز میشی  داری در حرکت دچار محدودیت میشی  …  هر علتی براش تراشیدی مهم نیست  ، مهم اینه با همونا لیاقتت شد چاقی ..

          اما حالا  باید لایق  لاغریت بشی … راهشم استادت تمام و‌کمال گفته  بهت …خودتم بشینی فکر کنی  چطوری خودتو چاق کردی  می تونی واسه لاغر شدنت هم راهشو پیدا کنی ……. درسته که با پرخوری چاق  شدی اما راهش کم خوری و زجر نبود …خدا آوردت اینجا  گفت بنده من  چرا  راهو اشتباه میری…بیا اینجا ببین خیلی ها تونستن  فقط با حذف اضافه ها براحتی لاغر بشن ، اصراف در خوردن رو کنار گذاشتن  و لاغر شدن …بیا یاد بگیر …تو می تونی ، تو توانمندی  حتی تو   توانمندتر از اونایی هستی که خودشو نو  در مورد چاقیشون قربانی افکار واعمال دیگران می دونستن …و اعصابشون به همریخته بود و حتی به خودکشی هم فکر کردن  …. اما توخودت سی سال پیش نا آگاهانه  انتخاب کردی چاق بشی که  شدی  حالا انتخاب کردی  لاغر بشی  پس میشی  ..تو همون آدمی  با همون توانمندی ذهنی ….پس آرام باش و امیدوار و،گامهارو  محکمتر  بردار ….برگ برنده  دست خودته  اگر خودتو  نبازی  اگر از سختی  تغییرات  خسته نشی   اگر به توانمندی  خودت ایمانتو  قوی تر کنی  و پاتو  درست  بذاری جای پای استادت …

          دوست عزیز  یک بار دیگه از شما تشکر می کنم  و به دعای قشنگت   آمین میگم‌

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/10/22 21:09
      مدت عضویت: 417 روز
      امتیاز کاربر: 11035 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 716 کلمه

      فایل شنیداری نسخه قبلی چقدر فرمول جدید داشت ولی لحن فایل جدید ملایمتره ‌ . افکار و رفتار ما حتما باید تغییر کنه . ما نیاز به تغییر داریم به نظرم میاد همونطور که ما بهانه های خوردن رو پاک می کنیم  برای نخوردن باید بهانه پیدا کنیم زیاد نخور چون برات ضرر داره . زیاد نخور چون چاقت می کنه . زیاد نخور چون مریضت می کنه . زیاد نخور چون هرچی بخوای بیشتر بخوری بیشتر دلت میخواد بخوری و میلت قویتر میشه . زیاد نخور چون نیازت نیست . زیاد نخور چون سیر شدی . زیاد نخور چون میخوای لاغر بشی . زیاد نخور چون شکم میاری . زیاد نخور چون حالت بد میشه . زیاد نخور چون معده ات بزرگ میشه . زیاد نخور چون به زانوهات فشار میاد . زیاد نخور چون همش مال تو نیست . زیاد نخور بی ادبیه . زیاد نخور چون تحقیرت می کنند .  . زیاد نخور چون تو یه انسان شریف هستی . زیاد نخور چون اینجوری سبکتری . زیاد نخور چون اعصابت خورد میشه .  زیاد نخور چون بیشتر میتونی از خوردنت لذت ببری . ما وقتی زیاد نخوریم از همون لقمه هایی که نیازمونه واقعا لذت میبریم ولی وقتی زیاد میخوریم دیگه هیچ لذتی در خوردن نداریم . من دوست دارم در خوردن میانه رو باشم  باید تمرین کنم که میانه روی رو جایگزین زیاده روی کنم . من از زیاده روی در رنجم . زیاده روی حال منو بد می کنه . زیاده روی اعصابم و خورد می کنه . 

      1- به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید.

      من در مسیر چاق شدن همیشه تشویق به خوردن شدم . همیشه تحقیر شدم . حالا اینجا میخوام خودمو تشویق به  اندازه خوردن  کنم . من میخوام لیاقت از دست رفته ی خودم رو دوباره زنده کنم . تا کی سرزنش تا کی تحقیر چه توسط خودم چه توسط دیگران . وقتی زیاد میخورم دارم کار بدی انجام میدم و انجام کار بد شخصیت انسانی منو تحقیر می کنه . من با چاق شدن خودم رو تحقیر می کنم . من میخوام لاغر بشم . چون لایق لاغری هستم . 

      2- با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟

      نه توجهی نداشتم . چون به زور رژیم و ورزش می کردم . من  وقتی بتونم عزمم و جزم کنم که عادت پرخوری خودمو ترک کنم پس لاغر میشم و رها میشم از حس بد تحقیر شدن . من با رژیم و ورزش اتفاقا به حقیر بودن خودم بیشتر اذعان دارم و بیشتر اون رو به خودم ثابت می کنم . چون به خودم ثابت می کنم که خودم نمیتونم لاغر بشم و برای لاغری نیاز به نسخه پزشک دارم . ولی من الان خودمو لایق لاغری میدونم . فقط باید بیشتر یاد بگیرم و بیشتر تمرین کنم تا عادت زشت پرخوریمو کنار بزارم . 

      3- روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده اند.

      افزایش لیاقت چاق شدن . من با کارهایی که انجام دادم چه رژیمها و چه ورزشها و چه پرخوریها لیاقت چاق شدن رو در خودم  قویتر کردم . 

      4- پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید.

      نمیدونم فعلا  پیشنهادی ندارم . از نظر فکری که مطالب اینجا رو مرور می کنم و از نظر عملی هم سعی کنم میانه رو باشم و عادت زیاده روی در خوردن رو ترک کنم . به نظر خودم باید برم و دوره تغییر عادت رو هم انجام بدم . چون از نظر فکری کامل میتونم قول بدم که تمرینات رو عالی انجام بدم . ولی از نظر عملی هنوز قول صد درصد نمیتونم بدم . چون فرمولهای چاقی روی عملم خیلی قویه . حتما باید دوره تغییر عادت رو شرکت کنم . اون وقت میتونم صد درصد بگم میتونم لاغر بشم و احساس لیاقتم رو بیشتر کنم . انگیزه من برای ترک پرخوری همین بس که در هنگام پرخوری من پیش خودم احساس حقارت وحشتناکی می کنم . انسانیتم زیر سوال میره و من انسان زاییده شدم نه حیوان . که به خدا حیوانا در این مورد به ما شرف دارن چون هیچ وقت زیاده روی نمی کنند . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/10/22 14:49
      مدت عضویت: 417 روز
      امتیاز کاربر: 11035 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,769 کلمه

      سلام . این فایل در مورد احساس لیاقت بود . فعلا فقط فایل تصویری رو گوش کردم . پادکست صوتی قبلی رو گوش نکردم . اونم ان شاء الله تا شب گوش می کنم و تا شب برداشتمو میزارم . درسته من احساس لیاقتم کمه . من خودمو لایق لاغری نمیدونستم . در عوض همیشه خودمو لایق چاقی می دونستم . هر وقت که لباس میخریدم هر وقت که پرو می کردم و اندام چاق خودمو در لباس می دیدم خودمو کمتر از لاغری دور میدیدم . لاغری یک آرزوی دست نیافتنی برای من بود . در این فایل یاد گرفتم احساس لیاقتم رو تقویت کنم . اصلا احساس لیاقت چی هست ؟ یه سرچی که کردم به پاسخهای خوبی رسیدم .  احساس لیاقت همان باوری است که فارغ از داشته‌ها و دستاوردهای فعلی‌تان، به شما تلقین می‌کند که آدم ارزشمندی هستید یا نه. همان تکه گمشده پازل‌تان که باعث می‌شود امکانات عالی بخواهید اما به آن‌ها نرسید، درآمد بیشتر بخواهید اما نداشته باشید.اگر احساس لیاقت نمی کنید یعنی اینکه خود را دوست ندارید. شاید از خود بپرسید از کجا بدانم آدم ارزشمندی هستم؟  عموماً عزت نفس هر کسی به دوران کودکی هر فردی بر می گردد و دلیل آن این است که ذهن یک کودک معمولاً در دو سال ابتدایی زندگی، پیش از اینکه به سن درک عمومی برسد، باز، پاک و آزاد است. هر ایده ای که در این سنین، توسط یک فرد مورد اعتماد، در ذهن فرد کاشته شود، در آن ریشه می دواند و رشد می کند. اما با همه این تفاسیر در زمان بزرگسالی تنها کسی که مسئول عزت نفس شماست، کسی جز خود شما نیست. توسعه اعتماد به نفس با غلبه بر شیطان پلیدی به نام ترس آغاز می شود؛ این شیطان بروی شانه انسان می نشیند و در گوش او می گوید: «تو نمی توانی این کار را انجام بدهی- تو از نظر مردم می ترسی- تو از نالایق بودن می ترسی». خبر خوب این است که هر کسی ظرفیت بهره مندی از احساس لیاقت یا عزت نفس را دارد. شما اگر خودتان را با دیگران مقایسه نکنید، خودتان را تحقیر نکنید،  می توانید احساس لیاقت و ارزشمندی کنید.

      احساس لیاقت نقطه ی مقابل احساس حقارته . ما چاقها بیشتر از اینکه احساس لیاقت داشته باشیم خودمون رو تحقیر می کنیم  . خودمون رو شایسته تحقیر می دونیم . حتی قبل از اینکه دیگران مارو تحقیر کنند خودمون بارها و بارها این کار و می کنیم . انگار که با تحقیر کردن خودمون احساس گناه رو از روی دوش خودمون بر میداریم . آخه چرا انقدر ما خرابیم ؟ 😟 یه جرقه ی خوبی در فیلمتون گفتید اینکه دوره تغییر عادت دارید تا اقدام  بیرونی رو بتونیم تغییر بدیم . به نظرم میاد حتما اون دوره رو هم برم گوش بدم و تمریناتش رو انجام بدم . ولی فعلا تمرکزم اینجاست . عجله نمی کنم . ولی حس میکنم نیاز دارم . شایدم بتونم فرصتشو برای خودم جور کنم که در کنار این احساس لیاقت درونی داشتن احساس لیاقت بیرونی هم در خودم پرورش بدم . من حس می کنم تا زمانیکه پرخوری رو ترک نکنم احساس لیاقت بیرونیم درست نمیشه . اما احساس لیاقت درونیم رو میتونم روش کار کنم و خودم رو همینطور که هستم شایسته لاغر بودن بدونم . من نیازی به رژیم یا ورزش برای لاغر شدن ندارم خودم همینطوری می تونم لاغر بشم . تنها چیزی رو که این چند روز هنوز باهاش درگیرم میلم به پرخوریه . من دوست دارم به اندازه بخورم ولی میلم مخصوصا آخر شبها بهم غلبه می کنه . نمیدونم علتش نیاز بدنمه یا فرمولهای ذهنی چاقم . شایدم نیازه که دوره  تغییر عادت رو حتما انجام بدم . چون به خاطر همون کهن الگوها که در نوشته قبلم بهش اشاره کردم پرخوری در نظر همه ی ما بده . سیب ممنوعه است . فارغ از نتیجه ای که به بار میاره .فعل خوبی نیست . من لایق پرخوری و حس بد پرخوری نیستم . من لایق این نیستم که اون حس در من مثل آتش زبانه بکشه و همه چیز و بخوره تا آروم بشه . ولی واقعا وقتی اون حس میاد هر چی حس لیاقته در من از بین میره . نه حسم به خودش خوب میشه نه میتونم ترکش کنم . . من آدم لایقی هستم . من برای هر کاری تلاش کردم اما هوشمند هم هستم وقتی ببینم کاری نتیجه نمیده زیاد تکرارش نمی کنم . خب اگه بتونم ادامه اش بدم یعنی برام نتیجه بخشه . مثلا شاید خیلیها دنبال رژیم و ورزش برای لاغری هستن ولی من فقط چند باری امتحان کردم شایدم کمی نتیجه گرفتم ولی وقتی نمیتونم ادامه اش بدم رهاش میکنم . یعنی شرط استمرار من در هرکاری اینه که بتونم اون کار و ادامه بدم . در غیر این صورت اونا راه من نیستن . نمیدونم شاید یه جورایی خودمو شایسته رنج رژیم و ورزش نمیدونم . هر چقدرم با خودم میگم خب رژیم که یعنی اصلاح رفتار با مواد غذایی یا ورزش که برای سلامتی و تناسب اندامت خوبه ولی موقع انجامشون بهم سختی وارد میشه . میانه روی رو انتخاب کردم ولی وقتی ولع و حس پرخوری بهم حمله می کنه تمام زحمات من رو به باد میده . اما در کل استفاده از میانه روی رو دوست دارم . بهم حس شایستگی میده .  چیزی که نمیزاره من در رژیمها و یا ورزشها موفق باشم  حس ولعی هست که بهم حمله میکنه و دلم میخواد فقط بخورم  و از طرفی باور به اینکه این کار نهی شده است منو اذیت میکنه . من لایق پرخوری نیستم . من لایق اینم که غذا رو با متانت  بخورم . من لایق چاقی نیستم . حق منه که بتونم لاغر بشم . زندگی در لاغری حق منه . من لاغر بودن رو در کمال راحتی دوست دارم . دلم نمیخواد برای لاغر شدن زجر بکشم . من لایق زجر نیستم . من لایق راحتی هستم . غذا خوردن برام راحته ولی چرا ؟ چون از کوچیکی برای پاداش دادن بهمون ازش استفاده کردن  و یا برای تنبیه فلان خوراکی خوشمزه رو برامون نخریدن . خب غذا برای من همیشه تبدیل شده به یک امر لذت بخش که زمانیکه ناراحتم برای پاداش به خودم از اون استفاده می کنم و اون میل در من پدید میاد و زمانیکه خوشحالم برای شادی بیشتر بازم از غذا استفاده می کنم . و هنگامی که پرخوری می کنم برای تنبیه خودم از نخوردن استفاده می کنم . خب اینا مفاهیم ذهن منه . در حالیکه نمیدونم این مفاهیم در ذهن لاغر چجوریه . ولی فارغ از این افکار من لایق لاعر شدنم . چیزی که دلم میخواد اینه راحت لاغر بشم . بدونم وقتی می گم می مثلا ۲ کیلو توی این ماه کم کنم پارسهای سگ چاق ذهنم نگه غلط کردی من نمیزارم . سگ چاق ذهن من دائما توی گوشم پارس می کنه . دیروز در تمام  طول روز عالی بودم و صدای سگ رو نمیشنیدم . میانه رو بودم ولی آخر شب سگه بهم حمله کرد و حال منو گرفت . وقتی حمله می کنه نمیتونم جلوشو بگیرم . انگار که اونم برای بقا نیاز داره به خوردن . دلم میخواد بکشمش از دستش راحت بشم ولی اون مثل سرطانه وقتی سرشو بزنی بزرگتر میشه . هر چقدر باهاش جنگیدم بیشتر حمله کرد . من دیروز در طی روز کاملا احساس لیاقت می کردم . میگفتم میانه روی خوبه . چون  نه رنج پرخوری رو داره نه رنج کم خوری رو . ولی آخر شب دیدم بهم فشار اومد . یعنی دیدم فقط با پرخوری اروم میشم . نمیدونم شایدم نیازم بوده ولی چون من تفسیر بدی از این رفتار دارم حسم نسبت بهش بد میشه . ولی من لایق لاغر شدن هستم . تنها روشیه که حس می کنم دوست دارم ادامه اش بدم  . همین روش منو لاغر می کنه  . راههای قبلی رو دوست نداشتم . من لایق اونا نیستم . من لایق رشد و پرورش خودم هستم . من لایق اینم که شخصیتم رشد کنه و اینجا شخصیتم تغییر می کنه .  راستی قضیه مدال رو نفهمیدم . شما برای نوشته هامون مدال میدید ؟ پس برم نوشته هامو از اول ببینم که آیا مدال گرفتم یا نه . برام جالب شد . اگه من لایق مدال گرفتن باشم  خوشحال میشم . خب خیلی شیرینه مدال گرفتن . یه جورایی شاید مفهوم پاداش و تنبیه رو در ذهن من با غذا جابجا کنه . امیدوارم بتونم از مدال گرفتن در جهت تقویت احساس لیاقتم استفاده کنم . من لایق لاغر شدنم . خدا منو به اینجا هدایت کرده . این خدارو من دوست دارم . ولی خدایی که منو نهی می کنه رو دوست ندارم . وای چقدر حرفا تو ذهنمه دلم میخواد بنویسم . راستی من دوست دارم مفهوم پاداش و تنبیه هم توی ذهنم تغییر بدم . مفهوم پاداش در ذهن من یعنی غذا خوردن مفهوم تنبیه یعنی محرومیت از غذا . ولی نمیدونم چه مفاهیمی رو جاش بزارم  که لذت و رنجش به همون اندازه باشه . حالا پیدا می کنمش . به مرور . من تازه وارد سایت شدم . هنوز خیلی چیزا باید یاد بگیرم . به هر حال توی این فایل تصویری یاد گرفتم احساس لیاقت خودمو برای لاغر شدن تقویت کنم . هم از نظر درونی . هم از نظر بیرونی . به جای احساس حقارت و سرزنش احساس لیاقت رو در خودم جایگزین کنم و البته از نظر بیرونی هم سعی کنم رفتارهایی انجام بدم که در من تولید احساس حقارت نکنه . بلکه در من تولید احساس لیاقت کنه . من بعد از پرخوری شدیدا حس حقارت میکنم. به دلیل اینکه در ذهن من اینکار مفهوم بدی داره .شاید اگه مفهوم بدی نداشت احساس حقارت نمیکردم . ولی به خاطر کهن الگویی که خدا قرار داده که بخورید و بیاشامید ولی زیاده روی نکنید این کار در نظر ما بده ولی میل من به خاطر همون حس پاداش و تنبیه به سمت پرخوری زیاده . پس باید فقط تمرین کنم که یا پرخوری رو حداقل کمتر انجامش بدم یا در موقعیت هایی قرار نگیرم که میدونم میلم برانگیخته میشه و یا کلا مفهوم پرخوری رو در نظرم تغییر بدم و پرخوری رو بد ندونم که بعد دچار احساس حقارت بشم . یا روی هردو مورد کار کنم . به هر حال کار زیاده . من دیروز خیلی عالی عمل کردم و شاید برای همین شب برای پاداش دادن به خودم یه پرخوری رو اوردم  بعد از پرخوری دیشبم حالم بد شد و احساس حقارت کردم . ولی در این فایل یاد گرفتم که احساس لیاقت درونی داشته باشم و از نوشته های بچه ها هم فهمیدم مفهوم پاداش و تنبیه رو برای خودم تغییر بدم و از فایل شما هم متوجه شدم میتونم از مدال به جای غذا استفاده کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/10/22 06:34
      مدت عضویت: 417 روز
      امتیاز کاربر: 11035 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,588 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم . 

      من کلی کامنت خوندم تا بفهمم جمله ی خودتو لایق لاغری بدون یعنی چی ؟ قبل از اینکه کامنت مربوط به لیاقت رو نویسم به نظرم نیازدارم یه چیزایی رو بنویسم که مطلب برام روشنتر بشه . توی مطلبی میخوندم میگفت یکی از روشهای تربیتی زمان ما این بود که هر وقت بچه ها کار بدی انجام میدادن برای تنبیه اونا پدر و مادراشون بهشون کلی کار میدادن انجام بدن تا خسته اش کنند . مثلا جارو کردن ظرف شستن و … چیزی شبیه جریمه نوشتن . معلما هم همینطوری تنبیه میکردن . یا توی زندانها هم همینطوری تنبیه می کنند و مثلا دستشویی شستن رو بهشون میدن . می گفت اما  پدر و مادر من روش دیگه ای برای تنبیه ما داشتن و اونم  این بود که ما هر وقت کار بدی می کردیم بهمون کار منزل نمیدادن انجام بدیم . یعنی می گفتن تو تا دو روز حق نداری دیگه تو شستن ظرفها کمک کنی . یا مثلا حق نداری دست به جارو بزنی . حق نداری به پدرت کمک کنی و …  اینجوری باعث میشدن ما کمک کردن رو یه  امر خوبی ببینیم که وقتی کار بدی انجام میدادیم ما رو از کار کردن و کمک کردن  محروم میکردن و برعکس وقتی ما کار خوبی انجام میدادیم به ما اجازه میدادن که بیشتر کمکشون کنیم . منظورم اینه که به نظر من مفاهیم کار بد و کار خوب یا  پاداش و تنبیه برای فرد لاغر و چاق با هم متفاوته . یه فرد چاق پرخوری رو کار بدی می دونه . بارها خودشو به خاطرش تنبیه می کنه . بارها نخوردن رو تنبیه و جبران کار بدش می کنه اما میل به انجام اون کار در وجودش بیشتر میشه . اینجوری غذا در نظر ما پررنگ تر میشه و اتفاقا غذا میشه مفهوم خوب در ذهن ما که  چون کار بدی کردیم خودمون رو ازش محروم کردیم . ما همیشه به غذا به عنوان یک پاداش نگاه می کنیم که اگه کار بد انجام بدیم خودمون رو ازش محروم می کنیم . خب اینجوری غذا برای ما خیلی جذاب میشه  نمیدونم چطور بگم ولی وقتی برای فهمیدن و درک کردن موضوع لیاقت کامنتا رو خوندم دیدم اکثر بچه ها پرخوری رو یه کار بد می دونند که خودشون رو ازش پرهیز می کنند و با به اندازه خوردن خودشون رو تشویق می کنند . ولی آیا مبنای رژیم این فرمول نیست ؟ خب رژیم هم همین و می گه . برای ما حد و اندازه گذاشته که کار خوب اینه که تو به اندازه بخوری و کار بد اینه که تو خلاف این برنامه عمل کنی . یعنی غذاهای موجود در این رژیم رو فقط بخوری و به اندازه ای که گفته شده و اگه خلاف این انجام بدی کار بدی انجام دادی . خب این الگوی تکرار شونده هنوزم در بین تمام کامنتایی که خوندم بود . یعنی اونا ناخوداگاه خودشون رو متعهد به انجام کاری میدونستن که اگه خلاف اون رو انجام بدن کار بدی کردن . خب آیا این ها از همون ذهن چاق نمیاد ؟ حالا فقط اسمش نسبت به رژیم فرق کرده . اصطلاح اینجا اینه بخور ولی به اندازه بخور . پرخوری کار بدیه . میانه روی کار خوبیه . ترس از غذا نداشته باش ولی به اندازه بخور و خب رژیمم همینو می گه . فقط تفاوتش اینه اینجا این مفهوم رو دارن از سطح افکار  تغییرش میدن ولی در رژیم در سطح رفتار  . اما شیوه انسانهای لاغر برای غذا خوردنشون چیه ؟ در حالیکه  اطرافیانم همه چاق بودن و مفاهیم خوب و بد در ذهن ما معمولا یه جوره . اندازه خوردن خوبه . پرخوری و کم خوری بده . وقتی پرخوری می کنی برای جبرانش یه کاری انجام بده . و معمولا همه حذف یه سری از مواد غذایی رو انتخاب کردن . یعنی حذف خوراکی رو کار خوبی می دونند . مثلا در هنگام خوش گذرونی در صورتی که گرسنه نبودم کار خوب اینه که چیپس و تنقلات رو حذف کنم . تپلها بیشتر میخورن . پس اگه بخوای لاغر بشی باید به اندازه بخوری . برای تنبیه کار بد پرخوری ،  خودمون رو از غذا منع می کنیم . پس غذا برای ما حکم پاداش رو داره که اگه پرخوری کردیم پس باید مدتی نخوریم تا جبرانش کنیم . به نظر من بزرگترین تفاوت یه انسان چاق و یه انسان لاغر اینه که انسان چاق به واسطه همین خوب و بدها و همین تنبیه ها و پاداشها غذا رو برای خودش  جذاب کرده و نخوردن غذا رو تنبیه می دونه . لاغر شدن و نخوردن یا کم خوردن غذا رو زجر می دونه . در حالیکه چاق شدن همیشه با لذت بوده تنبیه و محرومیتی توش نبوده .پس مفهوم غذا شده پاداش و نبودنش تنبیه و رنج . در چاقی غذا هست پس پاداش هست و در لاغری غذا به اندازه هست پس پاداش به نسبت چاقی کمتره پس تمایل من به سمت لذت بیشتر یعنی چاق شدن میره . میخوام اینو بگم ما چاقها غذا برامون تبدیل به بت شده . یه کار ممنوعه جذاب . همون سیب حوا . چرا خدا با اینکه خودش می دونست نهی کردن انسان رو حریص تر می کنه  ولی به آدم گفت از اون سیب نخور و چرا شیطان بعد از خدا  اون سیب رو برای آدم کانون توجه کرد در حالیکه اون همه نعمت در بهشت برای آدم بود و جالبش اینه  قبل از شیطان خدا این کار و برای آدم کرد . خدا با نهی اون سیب کانون توجه آدم و حوا رو برد سمت خوردن سیب و بعد وسوسه شیطان شروع شد. درسته ؟ بعد بیرون راندن از بهشت و این مسخره بازیها شروع شد .خب خدا چرا خودش سیب رو آفریدکه آدم بره بخوره ؟حالا آفرید چرا نهیش کرد که نخور ؟ مگه اون سیب چی داشت ؟ واقعا غیر از اینه که قبل از شیطان خدا خودش آدم رو اغوا کرد ؟ در حالیکه اگه هیچ وقت به آدم نمی گفت که اون سیب و نخور آدم هیچ وقت توجهش جلب نمیشد که بره سمت اون سیب و تازه وقتی شیطان به خدا گفت رب بما اغویتنی  اون رو ملعون همه ی عالم کرد . در حالیکه شیطان درست می گفت حقیقت رو می گفت . خدا قبل از شیطان آدم رو اغوا کرد . پس خدا خودش اولین و بزرگترین اغوا کننده عالمه . من این خدا رو دوست ندارم . یه وقتایی کل مفاهیم دینی برام زیر سوال میره چرا ما برای خوب و بد و یا  پاداش و تنبیه مفاهیم رو عوض نمی کنیم ؟ پر خوری در نظر همه ی ما بده ولی میل و اشتیاقمون نسبت بهش اونقدر شدیده 

      که همش باید کلی ترفند به خودمون بزنیم که انجامش ندیم . خب اگه کار بدیه و به نوعی همون سیب ممنوعه است  چرا برای انجام دادنش میل داریم ؟  آیا همین باور به بد بودن این کار باعث تمایل بیشتر ما نشده ؟ آیا برای بازگشت به بهشت امنیت و ارامش و آزادی باید از انداختن گناه به گردن خودمون استفاده کنیم تا خدای بزرگ  دوباره ما رو به آرامش بهشت برسونه ؟ در حالیکه شیطان گناه رو به گردن خدا انداخت و گفت تو منو اغوا کردی و خدا بیرونش کرد . یعنی به آرامش خدا نرسید . خدا شیطان رو به خاطر نگاه بدش به خدا بیرون کرد و انسان رو به خاطر نگاه خوبش به خدا دوباره پذیرفت . در حالیکه شیطان به خودش نگاه خوب داشت ولی آدم به خودش نگاه بد داشت و گناه خودشو دید . خب اکثر بچه ها در این سایت دارن از روش خدا استفاده می کنند . یعنی پرخوری رو بد می دونند . خودشون رو مسئول چاقی خودشون می دونند . برای تنبیه خودشون خودشون رو از بهشت بیرون می کنند و تمام رژیمها هم همین روش رو دارن . اما چرا باز کار بد تموم نمیشه ؟ چون شیطان تو گوشمون نشسته و می گه این راهش نیست . شیطان می گه پرخوری بد نیست . برو انجامش بده و من انجامش میدم . از بهشت آرامش رانده میشم . بعد مثل آدم پشیمون میشم و گناه رو به گردن خودم میندازم تا دوباره ارامشم رو بعد از مدتی به دست بیارم و اگه این کار و نکنم مثل شیطان تا ابد در رنج و جهنم  چاقی  زندگی می کنم . یعنی کل فرایند شبیه همون اتفاقیه که برای آدم و حوا و شیطان افتاد و این الگو در ما تکرار میشه . آیا نیاز نیست این کهن الگوها رو تغییر بدیم ؟ 

      بد دونستن پرخوری کار خداست (نهی سیب)

      دعوت به پرخوری کار شیطان (امر به خوردن سیب)

      انجام پرخوری کار من (خوردن سیب آدم) 

      سرزنش و پشیمونی و گناه رو به گردن خود انداختن کار من  (توبه آدم )

      توبه نکردن از پرخوری (کار من شیطان ) 

      گناه رو به گردن نگرفتن کار من شیطان . 

      تکرار پرخوری  کار من شیطان

      و دوباره تکرار این فرآیند . 

      و چرا این فرآیند تغییر نمی کنه ؟ چون اصول اولیه رو خدا گذاشته . اگه خدا سیب نمی آفرید یا حالا افرید حداقل نهیش نمیکرد که کانون توجه آدم بره سمتش گناه تکرار نمیشد . اصلا دیگه گناهی خلق نمیشد . اون وقت شیطان بیچاره رو متهم می کنه و اون رو مطرود دو عالم می کنه . خب میل به گناه در من هست . میل به پرخوری در من هست . من بارها خواستم این میل رو در خودم تغییر بدم ولی تا حدی موفق میشدم و از یه جا به بعد دوباره تکرارش می کردم و این مفاهیم همیشه تکرار شده و آیا برای تغییر نباید از منبع تولید آغاز کرد ؟ منبع تولید خداست . آیا وقتش نرسیده خدای خودمون رو تغییر بدیم ؟  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        واقعا از خوندن دیدگاه شما لذت میبرم و چندین بار میخونم.این دیدگاهتون حرف نداشت قضیه خدا ادم حوا شیطان.خیلی برام جالب بود.راست میگین وقتی ما تنبیه خودمون رو تو نخوردن میزاریم یعنی توجه به خوردن کردیم.بیشتر صحبت کنین ممنونم دوست گرامی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          1402/01/12 19:26
          مدت عضویت: 417 روز
          امتیاز کاربر: 11035 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 16 کلمه

          سلام و درود 

          ممنون دوست عزیز 

          نظر لطفتونه .

          درس پس میدم خدمت استاد و تمام عزیزان عضو سایت 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متولد 1400/6/5
      1401/10/20 11:58
      مدت عضویت: 929 روز
      امتیاز کاربر: 1850 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 298 کلمه

      سلام ودرود خدمت همراهان عزیز 

      من حس میکنم این فایل آموزشی دقیقا برای من ساخته شده 

      پارسال من حدود هفت هشت ماه مداوم و بدون وقفه روزی چندین ساعت فایل گوش میدادم و تمرینها رو انجام میدادم انقدر اشتیاق داشتم که منکه از صبح زود بیدار شدن متنفر بودم ساعت رو روی زنگ میزاشتم وگاهی حتی ساعت پنج صبح بیدار میشدم برای انجام تمرین با تمرکز .

      ولی لاغر که نشدم هیچ چاقتر هم شده بودم و دلسرد شدم وکنار گذاشتم با اینکه میدونستم دلیلش چی بود 

      دلیلش یکی لایق لاغر شدن ندونستن خودم بود که آخرش باور نکردم که لاغر میشم و یکی دیگه تمرکز نداشتن موقع خوردن بود . بعد از یه مدت خواستم چاکراهام و پاکسازی کنم و باید خامگیاهخواری میکردم .

      ازونجایی که خامگیاهخوار شدن کار فوقالعاده سختیه اول کتابهاش رو خوندم و فهمیدم برای اینکه هرروز بتونم روی اصولم بمونم باید حداقل روزی یک ربع کتاب مربوط به خامگیاخواری رو بخونم و بعد در طول روز اراده آهنی پیدا میکردم برای نخوردن غذا .

      (البته این و بگم که ازونجایی که خودم و لایق لاغر شدن نمیدونستم طی این رژیم لاغر نشدم)

      ولی بعد متوجه شدم که این روش چطور کار میکنه یعنی بدون اینکه بدونم از همین روش برای خامگیاهخواری استفاده کرده بودم .

      یعنی ما روزانه فایل گوش میدیم و تمرین انجام میدیم سرانجام یه اراده قوی برای اضافه نخوردن پیدا میکنیم .

      واما برای احساس لیاقت لاغری من واقعا برای اینکار  راهی نمیبینم به غیر از انجام همین تمرینها و امیدوارم بالاخره من هم این حس لیاقت و راحت لاغر شدن را تجربه کنم .من با شروع این دوره ها از پارسال فوقالعاده احساس لیاقت و اعتماد به نفسم بالا رفته و زندگیم کاملا دگرگون شده و در مورد مسایل دیگر پیشرفتهای چشمگیری داشتم و همچنان خواهم داشت .والان تلاشم رو متمرکز کردم برای لیاقت لاغر بودن 

      به امید موفقیت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 106 کلمه

        سلام و درود
        لیاقت داشتن رو مثل جدول ضرب ببین
        همانطور که جدول ضرب با تکرار کردن یاد گرفته میشه لیاقت داشتن هم با تکرار در یادگیری و استمرار ایجاد میشه
        اگه وقتی داری فایل گوش می دی خیلی احساس خوب داشته باشی و شور و شوق داشته باشی ولی تصورت این باشه که با فایل گوش دادن من لاغر می شم کار رو سخت می کنی
        قراره با گوش دادن و تمرین کردن مهارت عمل کردن به أموزشها رو کسب کنی و به مرور شخصیت و رفتار ما عوض بشه
        این کار نرم و آرام انجام میشه ولی مزیتش اینه که زجر آور نیست و تا ابد ماندگاره.
        موفق باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار متولد 1400/6/5
          1401/10/21 11:31
          مدت عضویت: 929 روز
          امتیاز کاربر: 1850 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 3 کلمه

          سپاس از توجهتون🙏

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شهربانو باقری
        1401/10/21 23:36
        مدت عضویت: 1326 روز
        امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 445 کلمه

        سلام دوست عزیز  ، 

        آفرین درست فکر کردی اتفاقا منم به همین نتیجه رسیدم  که  : ما روزانه فایل گوش میدیم و تمرین انجام میدیم سرانجام یه اراده قوی برای اضافه نخوردن پیدا میکنیم .

        که قطعا  کار کوچیکی نیست  .یعنی ما باید ماهها  فایل گوش بدیم  بنویسیم و  تمرین کنیم  تا یاد بگیریم  چطور اضافه خوری هارو که دلیل اصلی فیزیکی  برای چاق کردن ما هستند رو تحت کنترل در بیاریم …تمام علل چاقی در فرمولهای ذهنی ماست که ماحصلش پرخوری و اضافه خوریه که تنها عامل فیزیکی اضافه وزنه  اما ریشه اش در ذهن من و شماست   ……‌ما با ماهها تمرین ، فرمولهایی که  مارو بدون دلیل موجه ترغیب به  بیشتر خوردن می کنن شناسایی می کنیم  و سپس در عمل بر خلاف این فرمولها رفتار کرده  اونارو خنثی می کنیم …..مثلا یاد می گیریم  مرور  شدن یکسری افکار  دلیل موجهی برای خوردن نیست یا وقتی بیکاریم یا وقتی حوصله امون سر رفته   یا وقتی با غذایی مواجه میشیم که خیلی خوش آب و رنگ و خوشمزه اس  یا وقتی کسی تعارف به ما می زنه  و  خیلی فرمولهای دیگه مبنی بر خوردنهای  خارج از نیاز واقعی روشناسایی می کنیم  و در عمل  برخلاف اینا باید رفتار کنیم  که اضافه خوری هامون حذف بشه …

        قبلتر باید پرخوری هامونو کنار بذاریم  که اینم واسه خودش قانون داره و پروسه خودشو داره  بعد باید با اضافه خوری و نه لزوما  پرخوری مقابله کنیم  که این اراده قوی می خواد …اینقدر ادامه می دیم که مثل متناسبها  رفتار کنیم یعنی غذا خوردنمون بدون کوچکترین ترس و با آرامش و به اندازه بشه ….این مدل لاغر شدن یک شاهکاره  چون  در متن کاملا عادی زندگی هامون بهش می رسیم  برای همین عجله کردن هیچ فایده ای نداره    من نوعی به تدریج با اضافه خوری و رفتار وحشتناک‌پرخوری چاق شدم  حالا با یادگیری قوانین خاص متناسب شدن به تدریج با حذف پرخوری و اضافه خوری  به مقدار اندازه می رسیم و وقتی این مدل خوردن به عادت تبدیل شد و ما باورش کردیم کم کم لاغر میشیم …ماهها تمرین لازمه  تا این باور  بشینه به جای باور قبلی که می گفت  برای لاغر شدن باید رژیم بگیری ، هر غذایی  با هر مقدار و در هر زمانی  نخوری  ، و تازه باید حتما تحت هر شرایطی  چقدر چقدر پیاده روی کنی و یا باشگاه بری و تردمیل تمرین کنی ….

        هر چقدر زمان بذاریم تا این باور صحیح کاملا جا بیفته ارزششو داره  …چون به این شکل لاغر شدن  زجر گرسنگی نداره و رزش خاصی نمی خواد  زندگی عادی خودتو می کنی با هر بودجه اقتصادی که  در اختیارته  …..آیا  استقامت و‌پایداری در یک‌چنین‌مسیری  ارزششو داره یا نداره ؟

        به نظر من  صد در هزار ارزششو داره  …

        دوستدارت  شهربانو 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار متولد 1400/6/5
          1401/10/23 12:57
          مدت عضویت: 929 روز
          امتیاز کاربر: 1850 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 14 کلمه

          سلام ممنونم از توجهتون و زمانی که برای پاسخ دادن گذاشتید .سپاسگذارم دوست عزیز

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سولیکا
      1401/10/12 12:50
      مدت عضویت: 1097 روز
      امتیاز کاربر: 10935 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 510 کلمه

      با درود فراوان به دوستان و استاد عزیزم.

      گام ۵لایق لاغر شدن باشید:یادم میاد قبلاً که برای اولین بار وارد این سایت شدم و چند وقتی بود که از این مطالب استفاده میکردم توی یه فایلی استاد گفته بود اگه شجاعت دارید روشهای دیگه لاغری رو بزارید کنار و من هم چون اون موقع ترامپولین خریده بودم و ازش استفاده میکردم تصمیم گرفتم که بزارمش کنار وقتی میخواستم جمعش کنم همه منو سرزنش میکردن مخصوصا مادرم که تو فقط با ورزش کردن و کم خوردن میتونی لاغر بشی چرا میخوای بزاری کنار و همه نصیحتم‌میکردن که این کار رو نکن ولی من خوب نمی‌تونستم به اونا بفهمونم که من دارم از این روش استفاده میکنم برای همین بهشون نگفتم ولی جمعش کردم و گذاشتمش توی چمدون و از اون لحظه به بعد احساس راحتی کردم و احساس کردم که من میتونم لاغر بشم حتی دیگه رژیم هم نگرفتم و تو اینستا هم که کلی روش لاغری گذاشته بودن من عین خیالم نبود و میگفتم‌با خودم من که دارم لاغر میشم اینا به من ربطی نداره که و اصلا به چشمم نمیومدن.قبلا که رژیم می‌گرفتم و یکم لاغر میشدم و دیگه به دلیل درگیری ذهنی نمی‌تونستم انجامش بدم و رها میکردم همه نصیحتم‌میکردن و مخصوصا خونواده خودم که بهم میگفتن تو لیاقتت همون چاقی آنقدر چاق شو تا بترکی و من هم اینو باور کرده بودم که لیاقتم چاقی هست و وقتی لاغر هم میشدم بازم درگیری داشتم که چه فایده بازم چاق میشم و همش نگران چاق بودن بودم که وای حالا چیکار کنم که این وزن رو نگه دارم و همش به چاقی فکر میکردم که این باعث تقویت لیاقت چاقی در من میشد اما خدارو شکر از وقتی وارد این مسیر شدم هر روز گام به گامش رو انجام دادم همه کارها و تمریناتی که استاد گفتن رو انجام دادم و با خودم گفتم خوب وقتی به این مسیر پایبندم من چرا باید چاق بشم خوب مسلما من لاغر میشم چون هر روز به لاغری فکر میکردم و از مزیت‌های لاغری می‌نوشتم و تمام کارهای بیهوده قبلی رو گذاشتم کنار و بیشتر توجهم روی این سایت بود و ورودی های مثبت به ذهنم میدادم هروقت بیکار میشدم یا دیدگاه بقیه رو میخوندم یا دوباره فایل گوش میدادم یا تو فکر لاغری بودم و وقتی دیدم که دارم لاغر میشم خوب احساس لیاقت لاغریم بیشتر شد و به این اطمینان رسیدم که من هم لاغر میشم و لاغر میمونم کافی که تو این مسیر باشم کار سختی نیست و وقتی  راحتی این مسیر رو با روشهای قبلی مقایسه میکردم برام باور پذیرتر بود که چقدر راحته لاغر شدن خود به خود دارم لاغر میشم و برام خیلی لذت بخش این مسیر چون هم با این روش من لاغر میشم هم شخصیتم عوض میشه هم‌تو جنبه های دیگه زندگیم پیشرفت میکنم و هم اعتماد به نفسم می‌ره بالا مخصوصا آرامش روحی که برام خیلی مهم بود.استاد راست میگن برای ما افراد چاق لاغری رو آنقدر سخت و دست نیافتی کردن که اگه لاغر بشیم بعد اون همه کار میتونیم انجام بدیم حتی اگه سخت باشه.چون‌که صد آید نود هم پیش ماست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      1401/10/10 09:51
      مدت عضویت: 663 روز
      امتیاز کاربر: 888 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 717 کلمه

      سلام ، به استاد و دوستان سایت تناسب فکری 

      فایل متنی رو خوندم در مورد لیاقت داشتن ،

      بله من اون زمان هایی که چاق بودم اصلا به چیزی به اسم لیاقت لاغری فکر نمی کردم ، بلکه هر زمان پر خوری میکردم و شکمم بخاطر پر خوری درد میگرفتم و متوجه چاقیم میشدم میگفتم لیاقتت همینه چاق بشی و کلی خودم و سر زنش میکردم ، چون مواد غذایی و اولا تاثیر گذار بر چاقی میدونستم و دوما چون فکر میکردم روی چاقی تاثیر دارن پس هر وقت بیشتر میخوردم باور داشتم که باعث چاقیم میشه 

      اما هیچ وقت به طور صد درصد برای چندین ماه تلاش نکردم به اندازه بخورم ،با این وجود که این باور اشتباه و فاکتور اشتباه چاق کننده لاغر کننده به مواد غذایی چسبونده بودم به هر دلیلی ، 

      و من اینجوری روز به روز ذهنمو اموزش میدادم که لیاقت چاقی داره جسمم ، بعدشم ناراحت بودم که چرا من چاقم ولی دیگران هستن که خوش اندام ان ، یا چطور من با زیاد خوردن لذت میبرم ولی افراد متناسب و لاغر به همون چند لقمه لذت میبرن و زود دست از خوردن میکشن 

      حسرت میخوردم ، گاهیم میگفتم حیف نیست نمی خورین 

      پر خوری بخاطر لذت بیشتر بردن از طعم و رنگ و بو و ظاهر غذا توی این سالها فریبم داد که بیشتر از نیاز و پیغام سیری بدنم بخورم ، 

      خودمو لایق اندام متناسب نمی دونستم اما آرزشو به دلم بود 

      و فکر میکردم من انسان بی اراده ای هستم ،

      که نمیتونم خوردنمو کنترل کنم در. حالی که نمیدونستم اصل چیز دیگه اس ، کنترل خوردن وقتی میتونه اتفاق بیفته که اولا مواد خوراکی رو برچسب چاق و لاغر و دشمن خودم ندونم بلکه باورکنم اونا اومدن نیاز جسم منو برای زنده موندن مثل خوردن آب و نفس کشیدن رفع کنن نه دشمنی ،

      اما نکته بعدی اینکه لذت بردن از غذا برای بیشتر خوردن وولع بیشتر با اینکه معده ای من پر شده نیازی به خوردن نداره اما ذهنم چشمم وذهنم همه اش میگه بخور لذت بخشه یه لقمه دیگه ، 

      واقعا این نشون از فراموش کردن لیاقت تناسب فکری خودم هست که این عمل ناشایستو دارم با دستم انجام میدم و بیشتر از نیازم به بدنم غذا میدم که خفه بشه ذهنم و اشباه بشه از لذت خوردن بیشتر ، اما یه کار دیگه هم انجام میدم اونم اینه عادت اشتباه به سرعت خوردن ، مزه رو خوب نچشیدن ،هست لقمه پشت لقمه اعتراف میکنم هر آدم خوش اندام که دیدم اصولی غذا میخوره ، کم میخوره ، و سیر میشه ، خیلی هم به سرعت لقمه هاشو نمی جوه ، حتا قاشفشو زمین میزاره تا لقمه ای بعدی ، یعنی کاملا رفتار یه فرد متناسب با یه فرد چاق متفاوته توی خوردن ، 

      اگه هم ازشون بپرسی عمدی برای ترس از چاقی این کارو میکنی میگه نه ، من کلا رفتارغذاییم اینجوریه و بخاطر ترس از چاقی نیست وحتا وقتی میخورم هم به این موضوع نه قبلش و نه بعدش فکر هم نمی کنم ،

      از بحث لیاقت دور نشم خب به هر حال امروز که اینجا هستم به این دلیل هست که خودمو لایق اندام متناسب و آرزوی تناسب اندام چندین سالمو که به دل دارم دونستم ، خدا هم همه ای ماانسان هاشو لایق تناسب اندام میدونه یادمون باشه ما ارزشمندیم و به راحتی این لیاقت رو به زودی زود توی ذهن و بعدشم جسممون میبینیم ، فقط استمرار لازمه و من ادامه میدم ، چی راحت تر از این روش که واسه همیشه فرمول تناسب اندام به ساده ترین روش و یاد بگیری و لایق و شایسته اش بشی 

      با اطمینان میگم به هر چی که توجه کنیم و حس باورش درما ایجاد بشه لایقش میشیم ، 

      چون سیستم جهان به این شکله به احساس وتوجه ما پاسخ میده نه چیزی که صرفه خواستمونه ولی حس داشتنش و لیاقت داشتنشو توی وجودمون درک و احساس و مال خودمون نمیدونیمش

      مثل زمانی که من وارد بازار فروش شده بودم و‌بع عنوان یه فروشنده لوازم و تحریر کار میکردم اما نزدیک ترین مغازه لوازمو تحریری به خونه ای ما ساخته شد ولی من اونجا کار نمیکردم اما خودمولایق دونستم که حق من هست اینجا که نزدیکترینه کار کنم ، و بعد یه مدت کوتاه واقعا هم جهان جوری سیستمشو چید که مال من شد و اومدن

      م توی نزدیک ترین لوازمو تحریر شروع به کار کردم ، این فرمول الان میفهمم باید برای هر کاری بکار ببندمش ، فرمول همینه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 837 کلمه

      به نام خالق شگفتی ساز سلام . 

      1- به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید.

      خوب من هر وقت شیرینی باشه با ناهار کردن بهش و فکر به این که چه قدر خوش مزه و عالی و هرچی بیشتر بخورم میتوانم لذت بیشتری ببرم به سمت خوردن شیرینی بیشتر جذب میشم نه تنها شیرینی بلکه هر خوراکی و غذای دیگه ای .و همین پرخوری و بیش از حد نیازم خوردن . یا وقت هایی که غذا زیاد میاد دوست دارم بیشتر بخورم تا تموم بشه . با توجه کردن به چاقی شکم بزرگ افراد و صحبت راجب اون ها با قضاوت کردن افراد و نظر دادن در رابطه با چاقیشون . با هر بار که خوش حال و عصبی میشم و با ای لذت بیشتر به سراغ خوردن میرم در واقع این نیاز بدن به مواد غذایی تبدیل شده به یه تفریح ناسالم در من . با هر بار فکر کردن به این که لاغری بد و چاقی خوب این احساس لیاقت چاقی در خود ایجاد کردم با قراردادن چاقی هم راستا با سلامتی و تندرستی  

      2- با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟ بله با پیدا کردن الگو های متناسب و لاغر که بدن ورزش یا داشتن رژیم غذایی همچنان متناسب اند با دیدن افراد متناسب و بررسی رفتارهای آنها.  یک مدت با توجه به بدنم و درک نیازش و حتی تهیه بورد از اندام های زیبا و تحسین انها .

      3- روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده اند. 

      ورزش کردن و دنبال ورزش های شکم و چربی سوزی به چاقی بیشتر توجه کرده با تحقیق بیشتر در مورد چاقی به چاقی بیشتر توجه کرده با گشتن به دنبال راهی برای گرفتن نتایج بهتر اون هم با احساس کلافگی ودرماندگی که نشان از این دارد که خود را لایق لاغری نمی دانم و به دنبال راهی برای فرار هستم اما فرار فایده ای ندارد طبق قانون از هرچی فرار کنی به سمتت می‌آید چرا که به آن چیز توجه میکنی و با کانون توجه آن را به زندگیم دعوت کرده ام با هر بار احساس ناراحتی بخاطر شکمم که از لباس کاملا معلوم هست یا با فکر به پوشیدن لباس های که مشخص نباشد شکم دارم یا شکم را جمع کند یا هر بار که مغازه رفتم به دنبال سایز بزرگ تر که اگه بعدا وزن اضاف کردن اندازم باشه و امثال این خودم لایق چاقی دونستم 

      4- پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید.

      تجسم خودم به عنوان فردی لاغر . تحسین افراد متناسب و دیدن آنها و قضاوت نکردن افراد چاق و فکر نکردن به چاقی اون ها و ندادن راهکار به افراد . لذت برد از وزن فعلی م و به یاد بیارم که من بدون این که بفهمم دقیقا چی شد که از ۷۸ به وزن ۶۱ رسیدم خودش نشان از لیاقت من برای لاغری و تناسب انداره همین که الان در سایت هستم و تمرین هارو انجام میدم نشان میده من خودم لایق لاغری میدونم . همین که یه زمانی متناب بودم پس من لایق لاغری و متناسب شدن و  متناسب،ماندن هستم همون ربی که من به این سایت و نوشتن تمرین ها هدایت کرد همون ربی که من آفرید خودش این بدن جوری ساخته که متناسب باشه لاغر باشه اگر نیست به خاطر عدم باور و شک من به خودم به خاطر فرمول های غلط کافی باورش داشته باشم ایمان به ربم داشته باشم نداشتن ایمان و نگران بودن یعنی من کافرم یعنی نعمت و عظمت رب نمیبینم رب هیچ اشتباهی هیچ نخث و خطایی حتی به اندازه یه ریز اتم در کارها و ساخت و کارش نیست همه چی دقیق این بدن ساخت خودش خودش از ساز و کارش باخبر خودش میدونه چه جوری بدن به حالت پیش فرضش  متناسب و لاغر دربیاره خودش هدایتم میکنه به سمت انجام دادن تمرین ها با احساس عالی همین طور که به سمت ایمان و یقین به خودش هدایتم کرد ربم باب الحوائج بی همتای من .

      فواید لاغری رو هر روز بنویسم. وقتی در مسیر لاغری هستم باعث میشه ذهنم بهتر بشناسم و بتوانم بهتر مدیریتش کنم حتی میتوانم به عنوان الگو و یه تجربه عالی ازش استفاده کنم برای موفقیت های دیگم . درسته من لایق متناسب بودن و داشتن شکم تخت هستم . خدا جونم متشکرم .

      وقتی چاقی به دنبال لباس های گشاد و آزادی تا شکمت معلوم نباشه هی لباسی میخوای که جمع تر نشونت بده و این خودش به معنای دعوت چاقی و تشویق خود به چاقی بیشتر و دور شدن از تناسب اندام  ‌ این یعنی من خودم لایق چاقی میدونم نه لاغری این مدت همه افرادی که من می‌بینند میپرستد چی کار کردی و من هیچ جوابی ندارم چون خودم هم نمیدونم اما اومدم اینجا تا بفهمم بازی چه جوری هست تا قواعد یادبگیرم و در این مسیر لذت ببرم از حرکت کردنم خدایا شکرت شکر . 

      یاحق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه ♥ عادله
      1401/10/04 09:05
      مدت عضویت: 755 روز
      امتیاز کاربر: 5896 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 412 کلمه

      با درود به همراهان و استاد عزیز

      خیلی وقت بود به گذشتم فکر نکرده بودم و در این فایل خواسته شده که آیا احساس لیاقت داشتی؟

      اصلا،زمانیکه چاق شدم با رفتارها و گفتار اطرافیان مواجهه شدم،وجودم باور کرده بود که من توانایی و اراده لاغری رو ندارم.بارها رژیم گرفتم،ورزشهای سخت ولی چون باور این بود که نمیتونی لاغر شی لاغریم پایدار نبود،حالا که بهش فکر میکنم میبینم همه ی ما چاق ها چه زجری میدیدیم که لاغر میشدیم به وزن دلخواه میرسیدیم اما باور نداشتیم که لاغر شدیم،چون خودمون رو لایق تناسب اندام نمیدونستیم. کیلومترها پیاده رویی تازشم بصورت عادی بلکه ی گنی،ی چیزی ببندم که حسابی عرقم دربیاد که زودتر لاغر شم.زمانیکه مهمونی میرفتم از قبلش برنامه ریزی میکردم که چی بخورم چی نخورم و مدام فکر و زندگیم درگیر خوردن بود،از خواب بیدار شدم چی بخوریم ناهار چی بخوریم و الی آخر.اینها نشون میده من خودم رو لایق متناسب شدن نمیدونستم که این افکار و رفتارها رو داشتم وگرنه کدوم آدم متناسب خودشو درگیر اینجور مسائل میکنه؟

      به شکر خدا زمانیکه در این سایت هستم خیلی راضیم از رفتار و عملکردم،حرص و ولع ام کمتر شده،کمتر ترس از خوردن و کی بخورم دارم،وقتی مرتب میشنوی لاغر میشی،تو لایق بهترین اندام و زندگی عالی هستی،وقتی کلی از آدمها که در این سایت هستن مشابهه خودتن ودارن افکارشون رو تغییر میدن و از همه مهمتر احساس رضایت داری وقتی غذایی میخوری چون دیگه تو چرتکه نمیزنی 2قاشق اضافه خوردم پس از حجم شام کم کن،یا صبحونه کم خوردم 3قاشق به ناهار اضافه کن یا حتما یه کفکیر دست صاف برنج بخور،خب چقدر ذهن به آرامش میرسه وقتی درگیری ذهن کمتر میشه. برای اینکه احساس لایقت در خودمون ایجاد کنیم فایلها رو ببینیم نت برداری کنیم،همون فایل رو چندین بار بشنویم در موردش فکر کنیم،دیدگاه ها رو بخونیم و دیدگاهمون رو به اشتراک بزاریم و وقتی واسه مدتی این کار رو کنیم کم کم به ورطه ی عمل میرسیم و وقتی باور کنی به اندازه ی باورت حرکت میکنی و نتایجت رو میبینی.

      اینقدر در ذهن ما لاغری سخت و نشدنی ثبت شدنی لاغری به ساده ترین و بهترین روش رو سخت باور میکنیم باید قدرت پذیرش و باور رو زیاد کنیم و این هم فقط با حضور فعال در سایت حتمن ممکن میشه

      خدا رو بی نهایت شکر که به چنین سایت بی مانندی هدایت شدم و مسیری که خدا هدایت کنه قطعا رسیدن به آرزوهاست.

      با آرزوی موفقیت و لایق شدن تک تک شما عزیزان

      استاد بابت تهیه فایلهای بی نظیر و زمانیکه برای ما میذارید ازتون ممنونم

      عاطفه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1401/10/01 14:10
      مدت عضویت: 473 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 261 کلمه

                          “به نام خداوند شگفتی ها”

      با سلام به همگی؛

      گام پنجم:لایق لاغر شدن باشید.

      خداوندا از تو سپاسگزارم که توانستم امروز پنج شنبه ۱ دی ۱۴۰۱ گام پنجم میسر لاغری من ، را بردارم.برای اینکه بتوانم لاغر شوم باید لیاقت لاغر شدن و متناسب شدن را داشته باشم،همان گونه که تا به حال لیاقت چاق شدن داشته ام که چاق شده ام.هر انسانی برای موفقیت در هر حوزه ی کاری که می خواهد انجام بدهد باید در درون خود احساس لیاقت داشتن نسبت به موضوع مورد نظر را داشته باشد و آن را افزایش دهد و همزمان با آن لیاقت بیرونی خود را نیز بدست آورد  و آن را بالا ببرد که شامل کارهایی می باشد که باید در راستای هدف خود انجام دهد و به صورت عملی دست به کار شود.از زمانی که با روش لاغری با ذهن آشنا شده ام به شدت به خودم و این روش باور و ایمان دارم و به همان اندازه خود را لایق لاغر شدن و متناسب بودن می دانم و همزمان کارهای مربوط به آن را نیز با دقت انجام میدهم و مطمئن هستم که بالاخره به هدفم میرسم.من در این راه به جزء لاغری با ذهن به هیچ راه و روش دیگری توجه نمی کنم و تمام توجه خود را بر این روش گذاشته ام و به حرف ها و کنایه های اطرافیان خود هم اهمیتی نمیدهم چون به این روش باور و ایمان دارم.من لاغر و متناسب می شوم چون من لایق لاغری و تناسب اندام هستم و لیاقت آن را به شدت دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه ♥ عادله
      1401/09/26 00:28
      مدت عضویت: 755 روز
      امتیاز کاربر: 5896 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 420 کلمه

      خداوند رو بینهایت سپاسگزار و شکرگزارم برای شنیدن و دیدن فایل باارزش دیگه ای

      استاد عزیزم خدا قوت و سپاسگزار زحمات شما هستم

      دوستان عزیز و همراهم عرض ادب و احترام

      تا جایی که یادم میاد در تلاش برای لاغری بودم… گاهی با خودم فکر میکنم منی که هر لحظه بیداریم از چاقی متنفر بودم و دائم به رفتارها و حرفهای چاق کننده فکر میکردم، بخورم یا نخورم؟؟؟ چرا خوردی؟؟ و واقعا وضع دیوانه کننده ای داشتم و در حال بهبودم میتونستم اصن فکر کنم که من هم میتونم لاغر بشم؟… یک درگیری عجیب بین خوردن و نخوردن.. یک صدایی دائم بهم میگفت که بخور، منو تشویقم میکرد بخور، در نظرم غذاها رو لذیذ میکرد، وقتی میخوردمشون همون صدا ایندفه بهم میگفت چرا خوردی؟؟ الان کالری‌هاشو ببین!! 

      و در نظرم هر مقدار غذاییو که میخوردم تبدیل به چربی و اضافه وزن میکرد و برای رهایی از این وضع بارها رژیم گرفتم  و ورزش های طاقت فرسا انجام دادم و وزن کم کردم و دوباره اضافه وزن پیدا میکردم،، این شکست های پی در پی و حرف مفت دیگران و اطرافیان من رو به حالت انزجار میرسوند.. ولی باز از رویای لاغر شدن دست نکشیدم فقط این عوامل باعث شدن که من احساس لیاقت نداشته باشم که من هم لاغر میشم و بی اراده و ناتوان نیستم … اراده داشتم که بارها در صورت شکست ادامه دادم و توانمند هستم که بارها لاغر شده بودم ولی پایدار نبودن… احساس لیاقت در هر کاری لازم و ضروری..  در تحصیل،  در رسیدن به یک موقعیت کاری خوب و… من احساس لیاقت درونی نداشتم ولی به لطف الله مهربان این مدتی که در سایتم حالم بهتره و یک مقدار راحت‌تر کنار میام… من به لطف پروردگار همیشه در این مسیر خواهم ماند چون لیاقت داشتم که به این سایت هدایت شم خیلی از چاق ها اسم این سایت رو نشنیدن چه برسه عضویت تو این سایت… 

      دیگه عجله نمیکنم در لاغر شدن فقط انتظار لاغر شدن و احساس لیاقت متناسب شدن در خودم افزایش میدم چون همین دو تا به حد نصاب برسن خودشون منجر به لاغری میشن .. ممکن برای من یکسال طول بکشه برای یکی ۳ماه… مقایسه بنظرم یکی از کارها یا دلایلی که به شدت احساس لیاقت رو کم میکنه… چون من که نمیدونم بقیه در چه شرایطی، و در چه موقعیتی و جایگاهی رشد کردن و نسبت به من چقد تو ذهنشون فرمول‌های اشتباه ساختن… پس من با توکل به خدا و افزایش این دو و تکرار و تمرین به نتیجه دلخواهم میرسم.

      با آرزوی موفقیت در تناسب اندام برای خودم و همه شما همراهان عزیزم

      عادله.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 330 کلمه

      سلام خدا قوت به همه

      من از صمیم قلب و در مقابل حس درونیم مسئولیت چاقی خود را به عهده میگیرم و هیـــچ بهانه ای برای ان ندارم من اگه بهانه بیاورم برای ارثی بودنم در مقابل ان خواهرم بهترین اندام را دارد

      اگر دلیل بر پر خوری باشد برادرم بسیار بیشتر از من میخورد

      من هیــچ بهانه ای برای چاقی خود ندارم من یک نااگاه بودم من اندام پری داشتم اما از بچگی حس چاقی داشتم ولی اصلا الان ک فکر میکنم اصلا چاق نبودم

      از همان ابتدا همه میگفتند مریم ب مادرش میره چاق میشه و من از چاق شدن متنفر بودم دقیقا مانند همان مثال که از چیزی ک بدت میاد سرت میاد

      ناخداگاه به سمت چاقی رفتم حتی تا یک سال پیش مامانم هی میگفت داری چاق میشیا   داری چاق میشیاااا منم فکر میکردم واقعا چاق شدم ولی عکسامو ک میبینم میگم واقعا یک متناسب بودم

      خلاصه الانم همین طوره هر ک میبینه میگه وای چاق شدی چاق شدی و همه این ها رفته تو ذهن ناخداگاه من ولللیییی من مسئولیت چاقیمو به عهده میگیرم و به خودم قول میدم که باید برای خودم ارزش قائل شم من باید به خودم احترام بگذارم ، من لایق بهترین اندام هستم من در روابط و اجتماع یک انسان بسیار موفقی هستم اما دوست دارم برای همیشه یک خوشتیپ برای دل خودم باشم و در کار هایم موفق تر باشم با اعتـــــماد به نفس بالا تری به زندگیم ادامه دهم

      من میدونم با این دوره بهترین چیزهارو علاوه بر تناسب اندام به دست میارم

      من عاشق خودمم من لایق بهترینام چون خدا منو هدایت کرده و منو اگاه کرده هل داده به اینجا و من از این امتحان خدا به خوبیییی گذر میکنم

      من قول میدم به خوددم اول از همه چون من لایق لاغریم من میتونم در هر کاری موفق بشم من میتووونم

      من به خودم تناسب اندام و برای همیشه هدیه میدم من از خودم بهترین رو میسازم در همه جوانب زندگیم

      من لایق خوش اندام بودنم

      من استمرار میکنم و موفق میشم من از این بابت مطمنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1401/08/24 09:00
      مدت عضویت: 1619 روز
      امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 14 کلمه

      من لیاقت لاغری را دارم

      فایل امروز عالی بود و ارزش بارها گوش کردن داشت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 17305 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      باسلام

      من باید لياقت  لاغري رو در ذهن خودم  بوجود بیارم حالا که نگاه میکنم میبینم که من لیاقت لاغری  رو در ذهن خودم نداشتم و همیشه توی ذهنم اینه که خیلی تیپ من مهم نیست و کسی از من توقع نداره خیلی متناسب باشم  و کسی  از چاقی  من تعجب نمیشه  واطرافیانم هم توقع چاقتر شدن رو دارن  و من  بیشتر سعی  میکنم  توقع اونها رو بجا  بیارم . من خودم رو لايق  خوش اندام  بودن  نمیدونم و نگاه  دیگران  این فکر رو برام تثبیت میکنه .

      بارها وزنم رو کم کردم  و اندامم عالی  شده  ولی هیچکس  تحسینم  نکرده  و با این روش  دیگران  من به خودم  قبولوندم که‌  من همیشه  باید  چاق باشم  وقتی  لاغری من‌  حتی دیده  نمیشه..

      دقيقا  من حس رو در خودم و اطرافیانم میبینم که‌  به‌ خاطر اضافه‌  با این که در خیلی آز جنبه های زندگی موفق بودم روی حرفم حسای نکنند

      اگر من‌  بتونم لاغر بشم الگویی میشم  برای دخترم چون اون میگه که‌  من هم وقتی به سن  تو برسم  خیلی طبیعه  که  چاق بشم  و من میتونم این انتظار دخترم  که از الان  داره  خودش رو برای چاق شدن  آماده میکنه  رو از بین  ببرم به قول استاد من با لاغر شدنم میتونم زندگی  نسل بعد رو هم عوض کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 200 کلمه

      من ۳۰ سال از عمرم رو لاغر و خوش اندام و خوش لباس بودم طوری که خیلیا حسودی شوم میشد. حالا فقط دوساله بعد بارداری کمی اضافه وزن پیدا کردم که اونم در حد خیلی بدی نیست ولی خودم با خودم بد کردم چون به خاطر این اضافه وزن خیلی با خودم بدرفتاری کردم . با اینکه خیاطم ولی دوست نداشتم لباس قشنگ برای خودم بدوزم وهمش به لباس های قبلیم فکر میکردم. نه به ظاهر و زیباییم توجه میکردم . نه غذا رو با آرامش میخوردم. نه از خودم عکس می‌گرفتم نه دوست داشتم کسی منو ببینه …واقعا احساس بی لیاقتی میکردم از اینکه اونی نیستم که می‌خوام…

      ولی الان میتونم بیاد بیارم اون روزایی که داشتم و سی سال در برابر دوسال … پس من به راحتی لیاقت لاغر شدن و خوشتیپ شدن و خوش لباس شدن و موفق شدن و زیبا بودن و دارم . فقط لازمه با خودم آشتی کنم و بهترین دوست خودم بشم چون هیچ کسی تو این دنیا جای من نیست و من نیست و من فقط یکبار فرصت زندگی کردن دارم … می‌خوام بهترین خودم رو به خدا هدیه کنم ..

      می‌خوام جوری زندگی کنم که امام زمانم منو انتخاب کنه …

      بهترین خودمون باشیم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 705 کلمه

      به نام خالق  زیبایی ها

      خیلی  این جلسه به دلم  نشست و  فکر می‌کنم خیلی کاربردی چون  یه  بار  تو  یه مرحله ایی از  زندگیم ازش استفاده کردم و خیلی جواب داد 

      من  وقتی  ۲۲ سالم  بود خواستگارهای مناسبی نداشتم و این باعث شده بود که حس کنم من  لایق  نیستم ولی  به خودم اومدم  و دیدم خیلی دخترایی که  شرایط ظاهری و اخلاقی از من پایین تری هستن خیلی خودشون رو  به قول معروف دست بالا میگرفتن و  ازدواج های  خوبی داشتن میگفتم چرا من از اونا زیباترم و خصوصیات اخلاقی خوبی دارم  نباید خودم  رو لایق  یک همسر خوب بدونم  اون موقع ها یادمه  سعی میکردم اعتماد به نفسم رو بالاببرم با مطالعه و خودشناسی خیلی موفق شدم و اتفاقا  یک همسری الان دارم  که  حتی  از رویاهام فراتر هست

      درباره  حس لیاقت چاقی من قبلا واقعا خودم  رو سر زنش میکردم  و همه چیز  زندگیم  رو ربط میدادم  به چاقیم میگفتم من چون چاقم  کسی  دوستم نخواهد داشت میگفتم من که چاقم  چرا باید برم پول بدم  لباس خوب  بخرم  وقتی  چاقم میگفتم  وقتی چاقم  چرا باید آرایشگاه برم چرا باید استراحت  کنم  یا غذای خوش طعم بخورم فکر میکروم اگر ترس از چاقی نداشته باشم و به فکر نباشم چاق تر میشم در حالی که دقیقا  بر عکس بود غافل بودم از اینکه اگر من از چاقی بترسم  از  غذاها بترسم  دقیقا چاق تر میشم چون با هر بار که حس غذای وجدان از خوردن غذا داشتم  داشتم  به خودم میگفتم  تو چاقی لیاقت خوردن این غذاهارو نداری هر بار که   لباس های مورد علاقم  رو نمی خریدم  داشتم میگفتم  که  من لایق لباس زیبا و خوش رنگ  نیستم هر بار که حساس بودم کسی درباره غذا خوردم  یا جاقیم نظر بده و ناراحت میشدم و گریه میکروم  یعنی خودم رو لایق چاقی میدونستم  یادمه  زن داداشم مسخرم میکرد میگفت چقدر خپل شدی اینقدر  بهت میگم  که به خودت بیای و من فکر میکردم  چه کار خوبی میکنه  منو تحقیر میکنه میخواد من به خودم بیام در حالی که همیت  باعث می‌شد مت حس  لیاقت چاقی بیشتر کنم  و روش  اصولی نبود 

      من حتی  تو خودم  نمیدیدم  که  برم آرایشگاه  و به خودم برسم مگر در موارد خاص و جشن آرایشگاه نمیرفتم 

      تفریح  و شادی و رقص رو حق خودم نمیدونستم  چون میگفتم  من که چاقم  وقتی همسرم حتی  میگفت تو زیبایی حس میکردم  که تو دلش داره میگه این چیه من گرفتم و اینو میگه که  من حالم  خوب بشه اینا همش  حس  لیاقت چاقی بود که من داشتم 

      کسی به من توهینی میکرد جوابش رو نمیداوم چون  خودم رو لایق نمیدونستم که از خودم دفاع کنم حقم  رو میخوردن دفاع نمیکردم  غذای  سرد یا مانده یا بد مزه و غذایی که دوست نداشتم  رو میخوردم  برای خودم  ماشین دربست نمیگرفتم  و خرج نمیکردم چون میگفتم من که چاقم  چرا باید این همه خرچ کنم  راه برم که لاغر بشم و  تند  غذا میخوردم و زیاد چون میگفتم من که لاغر نمیشم  با حرص و ولع  و رژیم های  سخت و و ورزش های سنگین خورم  رو تحت فشار میزاشتم و هزاران هزار ظلمی که به خودم  روا داشتم و واقعا الان میفهمم که چقدر من  مظلوم واقع شدم 

      ولی الان دیگه  راهم  رو عوض کردم  دارم  آموزش میبینم که کم کم  حس لیاقت  لاغری  رو در خودم افزایش بدم دیروز  بعد از  سال ها رفتم  لاک قرمز زدم رنگی که  قبلا جرعت نداشتم  بزنم برای خودم خوراکی های  محبوبم رو میخرم  غذام  رو دیزاین میکنم  و با آرامش و لذت غدا میخورم غذایی که دوست ندارم  رو نمی‌خورم  فقط برای اینکه  اون  غذا لاغر کنه چون الان  متوجه شدم که  غذا عامل  لاغری  من نیست  و این  احساس و رفتار منه که  باعث لاغری من میشه  الان وقتی که از ویترین مغازه ها زد میشم زیباترین لباسهازو انتخاب می‌کنم  که  بعد از دوره برم بخرم  شایدم همین روزا بخرم سایز کوچیکتر رو که لاغر  ششدم بپوشم  روزانه بزای خودم  و مسیر لاغریم وقت میزارم  دست از تحقیر خودم  بر داشتم من تا ماه پیش  تمام فکرم  عمل کردن بود ولی الان دیدگاهم  به کل  نسبت به عمل عوض شده و به خودم میگم چرا وقتی میتونم  به راحتی  با یه  تغییر فکر ک نوشتن   به تناسب برسم برم  جسم  نازنیمم رو  که  نعمت خداست  ببرم  زیر تیغ  و درد  بکشم  و غذای لاغر بشم 

      یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا
      1401/06/31 11:42
      مدت عضویت: 529 روز
      امتیاز کاربر: 3115 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 755 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم آقای عطار روشن و دوستان سایت تناسب فکری.

      استاد من خیلی نمیتونم با کلمات بازی کنم یا حرفای قلمبه و خاص بزنم اما قبل از جواب دادن به تمرینات میخوام این حرفو که از ته ته ته درونم اومده و شروع به نوشتن کردم بگم که من اینقدر حس و حال خوبی دارم اینقدر انگیزه و انرژی مثبت و خوب اینقدر افکار خوب توی ذهنم اومده اونم تو این مدت کم نه تنها در مسیر لاغری بلکه حرفای شما تو مسیر زندگی شخصیم هم داره تاثیرات خوبی میذاره و واقعا مطمئن شدم که شما از سمت خدا هدایت شدین برای آرامش خیلی از انسان های زیادی که مثل خودتون رنج چاقی و اولویت داشتنش در زندگی چاقی بوده است و حتی یک درصد هم شکی تو وجودم نمیبینم که نتونم لاغر بشم مطمئنم که میشم و برای همیشه لاغر خواهم ماند به درونم اعتماد دارم.

      خب بریم سراغ تمرین و سوالات این گام.:؛

      من چگونه لیاقت چاق شدن رو در خودم ایجاد کردم اینطور که هیچوقت هیچوقت تلاش نکردم بفهمم چطور میتونم مثل لاغرها زندگی کنم فقط متنفر بودم از چاقی از دیدن خودم  تو آینه با شکم و پهلوهای چاق با چربی اطراف بدنم متنفر بودم بیشتر حس مرگ میکردم تا زندگی کردن از اینکه تو جمعی برم که همه لاغرن احساس شکست میکردم خصوصا تو مراسم ها و جشن های فامیلی همیشه تلاش کردم رژیم های سرخودی و خیلی فشرده بگیرم یا ساعت ها راه برم و برقصم که فقط عرق کنم و مدام هم به مادرم یا همسرم میگفتم حالا من تلاشمو میکنم هرچند بار اولم نیست حداقل یکم لاغر بشم فلان لباسو بتونم بپوشم میدونستم دوباره چاق میشم چون داشتم خودمو لایق چاق شدن بیشتر میدونستم حتی وقتی حلقه ازدواج خریدیم یه خورده آزاد خریدم به همسرم گفتم که شاید بعد از ازدواج و بارداری چاق تر شدم حلقه تنگ شد این خودش نشون از این بود که من خودمو لایق میدونستم که چاق بشم و من تو این همه سالی که خودمو تو اندام چاق دیدم لحظه ای ثانیه ای از فکر چاق بودنم رها نشدم همیشه تنفری نسبت به چاق بودنم داشتم که انگار فقط از روی اجبار دارم زندگی میکنم هرشب با این فکر که فردا میخوام فلان رژیم که تو فلانجا خوندم رو انجام بدم و حس خیلی بدی داشتم که وای باز محدودیت شروع شد استرس شروع شد رنج شروع شد اما انجامش میدادم که به خودم ثابت کنم دیدی تلاش کردی و نتیجه نداد چون من لایق چاق شدن بودم و انگار به قول خودتون تنفر از چاقی همون عشق به چاقی در ذهن هست.

      در مورد سوال دوم باید بگم که من این همه سال که وزن کم میکردم لیاقت لاغر شدن رو هم داشتم چون تلاشهام و لاغر شدن هام قول دادنام به خودم دوری کردن از غذاهایی که نشون میداد برای من مضرره خودش نشونه اینه که من لیاقت لاغر شدن رو داشتم و دوست داشتم که لاغر بشم اما هیچوقت نمیتونستم در زمانی هم که 12 کیلو کم کردم ترس رو از خودم دور کنم چون بازم لایق چاقی بودم و به اون اندازه ای که تنفر داشتم نسبت به چاقی و بهش فکر میکردم به لاغری فکر نمی‌کردم فقط تلاش می‌کردم که لاغر بشم و میشدم اما زود برمیگشتم سمت همون چیزی که بیشتر بهش تنفر داشتم.

      سوال سوم:همه اون‌ روش ها که به ظاهر وزنمو کم میکردن نه تنها لیاقت لاغر شدن رو کمتر میکردن بلکه بیشتر ثابت میشد که من لیاقت چاق تر شدن داشتم چون اگه لیاقت لاغر شدن همون وقتا با این همه روش در من شکل گرفته بود الان متناسب بودم و اصلا به این سایت هدایت نمیشدم.

      سوال چهارم: پیشنهادی که به ذهنم اومده برای لیاقت لاغر شدن اینه که عاشق خودم باشم عاشق این مسیر باشم عاشق لاغل بودن باشم و هیچ تنفری نسبت به چاقی یا غذاهای چاق کننده نداشته باشم مطمینم وقتی من به جای سرزنش کردن خودم و ادامه دادن به نفرت چاقی عاشق خودم و سلامتی خودم و لاغر بودنم باشم خود به خود لایق لاغری میشم.

      و در آخر استاد خیلیییییییی خیلیییییییی خوشحالم که چاقیم تا حدی ادامه داشت که با این سایت آشنا بشم خیلی حس خوبی دارم خیلی از خودم راضیم خیلی مصمم هستم و از همه مهمتر خیلی عذاب وجدان و افسردگیم کمتر شده دیگه لازم نیست قاشق برنجو بشمارم نونم رو اندازه بگیرم فلان چیزو بخورم فلان چیزو نخورم خودم حس میکنم آگاه شدم چی رو الان دوست دارم چیو دوست ندارم از خدا برای شما و همه دوستان تناسب فکری و همچنین خودم سلامتی و عمر با عزت و شادی در کنار لاغری همیشگی رو دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام و درود
        خدا رو شکر که احساس شما تغییر کرده و انگیزه و اشتیاق تغییر کردن پیدا کردید
        انشاالله نتیجه عالی می گیرید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 4 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار ندا
          1401/07/02 12:58
          مدت عضویت: 529 روز
          امتیاز کاربر: 3115 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 41 کلمه

          سلام استاد ممنون از توجه و پاسختون سالم و تندرست باشید انشاالله که همینطوره من هم مثل همه دوستان شگفت انگیز از دیدن اندام جدید و افکار جدیدم شگفت زده میشم و عکسی به عکس های سایت تناسب فکری اضافه میکنم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار عاطفه ♥ عادله
        1401/09/26 12:00
        مدت عضویت: 755 روز
        امتیاز کاربر: 5896 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        سلام وقت بخیر دوست عزیزم

        دیدگاه بسیار عالی و لذت بخشی بود

        سپاسگزارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار ندا
          1401/10/04 13:40
          مدت عضویت: 529 روز
          امتیاز کاربر: 3115 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 9 کلمه

          سلام دوست عزیز سپاسگزارم از توجهتون انشاالله موفق باشید🙏💗

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار FARIDEH. T
      1401/06/19 21:33
      مدت عضویت: 1197 روز
      امتیاز کاربر: 4883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 665 کلمه

      بانام پرودگارنوروعشق

      عرض سلام وادب حضور استاد عزیز ودوستان گرامی 

      شکرمیکنم پروردگار مرا که مرا درمسیر زیبای لاغری با ذهن قرارداد.

      شکر می کنم پروردگار مهربانم را که من را شگفت انگیز و زیبا آفرید . 

      شکر می کنم پروردگار مهربانم را،که من درمسیر آگاهی وبیماری هستم.

      شکر می کنم  پروردگار م را که من را متناسب ولاغر آفرید.

      شکر می کنم پروردگار مهربان که به من نورو عشق عطا کردی تا تورا بیشتر بشناسم.

      شکر پروردگارم که مرا لایق بهترینها کردی

      شکر برای وجود تک تک شما عزیزان واستاد گرامیم

      واما سوال اول: نسبت به لاغر شدن چقدر خودت را لایق می دانی؟

      من باور دارم که لاغر و متناسب هستم . به دلیل اینکه خداوند من را لاغری متناسب آفریده است .من را ثروتمند وتعالی آفریده است ،زیرا که من اشرف مخلوقات هستم ،وقدرت آفرینندگی را به من داده است واین حق طبیعی من است که لاغر و متناسب با شم.زیرا نظام جهان هستی برمبنای نظم وقانون وهماهنگی قرارداردواین را می توان از نظمی که در کائنات وجود دارد به خوبی مشاهده کرد.

      تغییر فصل‌ها وبرامدن خورشید وفرورفتن آن در شب وروز ،رشدونمو گیاهان ودرختان وجانوران وجانداران ،نشان از یک نظم بی نظیر وبی بدیع درکائنات می دهد.

      ما دریک دنیای قانونمند زندگی می کنیم واگر در سبک زندگی هایمان کمی وکاستی وجود دارد باید بپذیریم که خود خالق آن هستیم ومسئولیم..

      باداشتن باورهای اشتباه ،،ورودیهای غلط وقرارگرفتن در محیطهای ناهمگون،معاشرتهای بی اساس ،خود زمینه مشکل چاقی را فراهم کرده ایم.،باتوجه کردن به ناراستی ها روز به روز آنهارا بیشتر به زندگی خود وارد کرده ایم .پس باتوجه به آگاهی‌های برگرفته از آموزش‌ها وآگاهی مان دیگر باید بدانیم که سعادت وخوشبختی وسلامتی وتناسب اندام حق مسلم ماست ،واین را یقین میدانم که پروردگارمن را دوست دارد وخواسته برحق دلم را براو رده می کند .

      من سعی می کنم تنها به زیباییها توجه کنم ،هرچند دراین دنیای هستی زشتی وجود ندارد .

      من بادیدن افراد متناسب والگو گرفتن از آنها بیشتر به این‌ باور می رسم که حق طبیعی من است که لاغر ومتناسب باشم ولیاقت لاغر شدن را دارم..همانطور که لیاقت بهترینهارا دارم وبه لطف پروردگار وتلاش خودم به آن می رسم.

      ۲- درگذشته نسبت به لاغرشدن چقدر احساس لیاقت می کردی؟

      من درگذشته هربار که رژیم های سخت با ورزش‌های طاقت فرسا انجام می دادمبیشتر به رنج چاقی که می کشیدم فکر می کردم وان را دوست نداشتم ، از خودم ناامید بودم ومی خواستم با فشار ر آوردن به جسمم از آن رهایی پیدا کنم.دست یافتن به لاغری و تناسب لاغری  برایم رویایی بیش نبود واگر هم زمانی لاغر میشدم آنرا باورنداشتم وخودم را لایق لاغری  نمی‌دانستم ، چون هیچ آگاهی وشناخت درموردخودم وقدرت ذهنم نداشتم، من درمقابل چاقی ضعیف وشکننده بودم.وهیچ باوری نداشتم که می توانم لاغر شوم ولاغر بمانم..چون در ذهن من چاقی حک شده بود وتصویری از لاغری در ذهنم نبود تنها تصویر ذهن من چاقی بودوبه همین خاطر خودرا لایق لاغری  نمی دیدم.وهرچه تلاش می کردم بی نتیجه وموقتی بود

      واما بپردازیم به سوال سوم : بنویس چه تصمیمی داری که احساس لیاقت کنی؟

      من با آموزش‌هایی که دراینجا فرا گرفتم وخودرا بهتر شناختم،تصمیم گرفتم که خودم را دوست داشته باشم وبه خودم عشق بورزم وازدیدن خودم لذت ببرم ،تا به اعتماد به نفس بیشتری دست یابم که می توانم با قدرت خدای درونم می توانم لاغرشوم وبا انجام تمرینات ذهنی حس لیاقت لاغری را درخودم بیشتر وبیشتر کنم..

      بطور مثال:۱- من سعی می کنم که به اندازه نیاز بدنم غذا بخورم وبه پیام‌های سیری در بدنم توجه بیشتری بکنم وتحت تاثیر کانالهای عصبی کمتر قرار بگیرم.

      ۲- من سعی می کنم که خوردن غذارا لذت وتفریح ندانم بلکه برای رفع نیاز جسمی ام غذا بخورم .

      ۳- من سعی می کنم که احساسم را برمبنای داشتن اندامی متناسب قوی وعالی نگهدارم وبر لیاقت داشتن اندامی زیبا باورهای محکم‌تری را در ذهنم بسازم.

      زیرا که من باوردارم که خود خالق تمام اتفاق های زندگیم هستم واین یقینی است که با آموزش‌های ذهنی به آن دست یافته ام.

      ودراخر من سعی می کنم که نظم وهماهنگی را در افکارم بوجود بیاورم واز آشفتگی افکار م بپرهیزم..

      عاشقتون هستم وخداروشکر که باشما عزیزان همراه وهم مسیرم..

      با آرزوی اندامی زیبا برای همگی دوستان ولایقم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1401/05/17 19:49
      مدت عضویت: 1586 روز
      امتیاز کاربر: 26031 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      سلام و درود 

      اسناد منم به شخصه خواستم نظرم رو بگم که جای فایل صوتی گذشته ی همین فایل (لایق لاغری) خالی هست من عاشق اون تحکم و اون جدیت و اون انرژی که در فایلهای گذشته ی شما هست ،هستم و همین فایل قبل از به روز سانی بسیار فایل عالی وپر باری بود ای کاش از روی سایت برداشته نمیشد .

      استاد تمام فایلهای اولیه ی شما همینطور هستن لطفاً بزارین باشن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 13 کلمه

        سلام و درود
        فایل صوتی نسخه قبلی به مجموعه فایل های دانلودی اضافه شد.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1401/05/17 19:41
      مدت عضویت: 1586 روز
      امتیاز کاربر: 26031 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 850 کلمه

      سلام و درود بر استاد عزیز 

      من کسی هستم که رویای تغییر کردن دارم 

      من جز افرادی هستم که عاشق مسیر لاغری با ذهن هستم چون هر روز دارم فایل گوش میدم و می‌نویسم و  با تمام وجودم سعی میکنم  به اونها عمل کنم .

      و اما خیلی از افراد هستن که در بعضی از زمینه ها  مثل کسب و کار و یا تناسب اندام و….خیلی تلاش میکنن ولی نتیجه نمیگیرین چرا  ؟ چون این افراد  احساس لیاقت نمیکنن  ما با احساس لیاقت داشتن   تجربه ی نعمتهای بهتر و بیشتر خواهیم داشت .ما با احساس لیاقت تجربه ی موقعیت اجتماعی بهتر  رو خواهیم داشت و……

      ما در زمینه ی لاغری هم همینطور هستیم اگر احساس لیاقت  کنیم به راحتی لاغر میشیم من باید بپذیرم به راحتی وبا همین سبک لاغری با ذهن میشه راحت  لاغر شد و به وزن دلخواهم برسم .و حالا شاید کسی باشه که احساس لیاقت هم بکنه  اما عملا هیچ کاری انجام نده حالا از طریق کتاب خواندن و یا فایل گوش دادن …. نمی‌خواد توانایی خودش رو بالا ببره و این فرد هم هرگز به موفقیت نمی‌رسه .

      پس هم باید احساس لیاقت کنی هم برای رسیدن به هدف قدم برداری تا به موفقیت برسی  من اگر احساس لیاقت  کنم به راحتی رفتارهام رو تغییر میدم تا به تناسب اندام  برسم .

      من اگر نتونم چاقی رو برطرف کنم نمیتونم به موفقیت‌های دیگه هم برسم اول باید این مشکل شخصی و برطرف کنیم تا به احساس خود باوری برسم و هر کاری رو به راحتی انجام بدم. چون درنظر افراد چاق این کار خیلی سخت. هست درحالی که خیلی راحت میشه لاغر شد .

      لاغر شدن باعث میشه زندگی من  دگرگون بشه و من با اعتماد به نفس،و با آرامش بیشتر زندگی کنم و….

      من سالها برای لاغری تلاش می‌کردم اما هیچوقت نتیجه ی دایمی نگرفتم چون من احساس لیاقت نمی‌کردم هرگز به لاغری دایمی نرسیدم .

      اگر داری با لاغری  با ذهن کار می‌کنی باید تمام راه های دیگه رو بندازی دور یعنی باید احساس لیاقت کنی که من دارم هر روز با این راه لاغر میشم .

      من هر روز در سایت فایل گوش میدم تا کیفیت  تناسب من تغییر کنه .

      تمرین این جلسه :

      نسبت به لاغر شدن چقدر  خودت  رو لایق می‌دونی ؟

      در گذشته نسبت به لاغر شدن چقدر احساس لیاقت میکردی ؟

      بنویس چه تصمیمی داری که احساس لیاقت کنی ؟

      من  وقتی در گذشته ی خودم که دچار چاقی شدم  نگاه میکنم  میبینم من همیشه به دنبال راهی برای از بین چاقی در جسمم بودم حتی زمانی که عقد کردم و شاهد اولین چاقی درجسمم بودم که درحد ده کیلو یی بود که من چاق شدم سریع  رفتم باشگاه که برای  شب عروسیم لاغر کنم اما چون هنوز خیلی چاق نبودم و از نظر بقیه هم زیبا تر شده بودم   خیلی جدی کار نکردم و فقط یک ماه کار کردم و دیگه ولش کردم و خلاصه این  تلاش  برای لاغری  از سال ۸۱تا سال  ۹8 ادامه داشت و این نشون میده من احساس  لیاقت  برای لاغری داشتم هم از درون هم از بیرون چون اقدام میکردم و عملی قدم برمیداشتم اونم چه قدم های که  واقعا هرکس توان برداشتن نداشت اما من به عشق لاغری اجراشون میکردم و باعث حیرت خیلی‌ها میشدم همینکه من دوبار بعد از بارداری که چاقی وحشتناک زیادی داشتم اما سریع برای لاغری اقدام میکردم و  یک بار در حد بیست و پنج کیلو و یک بار در حد سی  کیلو لاغر میشدم نمی‌دونید چقدر باعث حیرت اطرافیانم میشدم  و این نشان از توانمندی جسم من واحساس لیاقت در وجودم هست که بارها برای لاغری اقدام کردم اما چون راه درستش  رو نمیدونستم بارها از راه نادرست برای لاغری اقدام کردم و قدم عملی برداشتم و جهان پاسخ این همه تلاش من رو با هدایت به این راه الهی داد و من با تغییر رفتارهای عالی که در این مدت داشتم مشخص هست از درون تغییر کردم و شخصیت من تغییر کرده  و من از درون و بیرون  احساس لیاقت برای رسیدن به لاغری رو دارم اما مطمعنم بازم باید بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم و این حس رو بیشتر  کنم تا دقیقا اون جسم لاغر رو که دوست دارم بهش برسم .

      و من همیشه با توجه کردن به اینکه من از همین راه تونستم  کلی وزن و سایز کم کنم به خودم میگم پس میتونم با ادامه دادن این راه بازم ایده آل بشم و من با تکرار همین دوره ی صد گام و دوره‌ی های خریداری شده ی خودم در مسیر میمانم تا به ایده آل زیباتری برسم 

      من لایق بهترین اندام هستم 

      من لایق آزادی در خوردن هستم 

      من لایق آزادی در خریدن هستم 

      من لایق آزادی در پوشیدن هستم 

      من لایق رفتارهای غذایی درست و زیبا هستم 

      من لایق اعتماد به نفس عالی برای حضور در جمع هستم 

      من لایق روابط عالی با همه و خودم هستم 

      من لایق خود باوری بیشتر هستم 

      من لایق  حرکت کردن و رسیدن به تمام خواسته هام هستم.

      من لایق هدایت به راحت ترین و آسان ترین راه لاغری که لاغری  با ذهن  هست ،هستم .

      من لایق نزدیک شدن به خدای خودم و ایمان و توکل  بیشتر  هستم 

      من لایق لاغری همیشگی  درجسمم هستم اونم خیلی راحت بدون دغدغه.

      من لایق لذت بردن از غذاها هستم .

      من لایق آرامش و شادی درونی و همیگش  هستم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Shahrbanou
        1401/05/18 20:54
        مدت عضویت: 1326 روز
        امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 431 کلمه

        سلام بر بانو فروغ ،

        مسئله لیاقت داشتن برای رسیدن به موفقیت از فاکتورهای اساسی و پایه ای هست که  می تونه  بسرعت موانع رو کنار بزنه  و ما در زمینه ای که می خوایم پیشرفت کنیم  ….

        حالا که ما در مورد این مسئله به آگاهی رسیدیم  می تونیم راجع به لیاقت داشتن و نداشتن حرف بزنیم  .  

        ولی اگر این آگاهی رو نداشتیم یکی به ما می گفت  تو آدم بی لیاقتی  هستی و اگر لاغر نشی  علامت بی لیاقتی َشماست  انگار صد دست بهمون کتک زدن و فحش دادن .

        چرا که باور بی لیاقتی  یک باور خیلی مخفی در ذهن ناخودآگاهه  و بسختی میشه  که خودمون با خودمون  ، نجوا کنیم و اعتراف به بی لیاقتی کنیم …این حرفو  توهین به خود می دونید و در سطح ذهن خودآگاه  می تونیم از لیاقت و شایستگی خودمون برای هر کاری  حرف بزنیم و دفاع کنیم 

        ولی این یک حقیقت در ته ذهن ناخودآگاه ماست که میگه  هر چیزی لیاقت می خواد ولی تو اینو نداری ….و البته این یک نظر و عقیده خشک و خالی در ناخودآگاه نیست بلکه یک یا چندین و چند خاطره از اتفاقهایی رو در خودش بایگانی کرده که پیامش این بوده که بله من لیاقت فلان موفقیت رو ندارم …

        قطعا در سالهای کودکی  مسئله چاقی لاغری مطرح نبوده  ولی  نتیجه و احساسی که از یک خاطره و اتفاق در ذهن ما در کودکی نقش بسته  تسری پیدا کرده به  عدم موفقیت ما  به عنوان مثال در لاغر شدن …

        خوب حالا باید ببینیم  چه کارهایی کردیم  که لایق چاقی شدیم و حالا داریم چه می کنیم و یا به چی فکر می کنیم که  لیاقت لاغر شدن رو نمی تونیم کسب کنیم.

        ما در تمام سالهایی که چاق  و چاقتر شدیم  با توجه به چاقی ، حرف زدن در مورد علتش   ، اصرار کردن به رفتارهای غذایی نادرست ، ترس از چاقی و ترس از خوردن‌  ثابت کردیم لایق چاق شدن و چاق موندن هستیم .

        ما حالا اینجاییم  در این سایت در این دوره ها که یاد بگیریم چطوری برای لاغر شدن کسب لیاقت کنیم 

        ما ذاتا  آدمای لایقی برای متناسب شدن هستیم  اگر نه خدا  مارو به اینجا هدایت نمی کرد …فقط باید خطاهای فکری و رفتاریمونو  شناسایی کنیم  و کنار بذاریم و باطل اعلام کنیم و از طرفی  به ورودی های لاغر کننده استمرار ببخشیم و وقتی رفتار صحیح غذایی رو شناسایی کردیم‌ همت کنیم انجامشون بدیم‌ اونم نه یک بار  و   دوبار  بلکه به تکرار تا حس لیاقت برای این موفقیت رو در وجودمون  شکوفا کنیم و به نتیجه برسیم ….

        با آرزوی  تناسب فکری و جسمی ایده آل برای خودم ، بانو فروغ و همه 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Shahrbanou
      1401/05/13 23:34
      مدت عضویت: 1326 روز
      امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 507 کلمه

      سلام و درود فراوان ،

      چه کسی  لایق لاغر شدنه ؟

                    ●●●●●

      لیاقت داشتن برای رسیدن به هر موفقیتی لازمه .و هر فردی به اندازه لیاقت خود از جهان و نعمت های اون سهم می بره ،

      .چرا که‌جهان ، جهان لیاقتهاست .

      لاغر شدن یک‌موفقیته و مثل هر کار دیگه ای نیاز به لیاقت و شایستگی داره .

      اولین عامل کسب لیاقت برای هر کاری  توجه کردن به اون کاره ،

      برای ذهن انسان فرقی نمی کنه که شما به چه چیزی توجه می کنی عاشقی یا متنفر ؟

      از روی عشق داری توجه می کنی یا از روی تنفر ؟

      ذهن در هر دو حالت ، تصورش اینه که شما آن شرایط رو  دوست داری .   بنابراین سعی می کنه اون شرایط رو برای شما گسترش بده .

      اگر دقت کنیم‌ما سالها از چاقی متنفر بودیم ولی هر سال هم چاقتر شدیم .این به این دلیله که ذهن ناخودآگاه ،تفاوت بین عاشق بودن یا متنفر بودن را  تشخیص نمی دهد

      برای ذهن ناخودآگاه ، عشق و تنفر ، خواستن و نخواستن  همه به معنای علاقمند بودنه 

      توجه به هر چیزی در دایره المعارف  ذهن ، عشق تفسیر میشه و اون موضوع رو در زندگی ما گسترش میده ،

      وقتی چاقها به اشکال مختلف به چاقی خود توجه  کردن لیاقت چاقتر شدن رو در خود افزایش دادن 

      اشکال مختلف  توجه به چاقی چی می تونه باشه ؟

      خجالت کشیدن از شرایط خود همراه با حس بد و حتی تنفر از جسم خود تا به حدی که گاهی آرزوی مرگ کردیم 

      گله و شکایت پیش این و آن و حتی به درگاه خدا  با اشگ و آه و ناله  همراه با حس بد نسبت به خدا و زیر سوال بردن عدالت خداوند 

      رژیم‌گرفتن و ورزشهای سنگین 

      باید این موضوعو  بخوبی درک کنیم که تنها دلیل گسترش آنچه را که‌می خواهیم یا نمی خواهیم‌ ، توجه  کردنه .

      پس اگر می خوایم که لاغر بشیم‌و از مزایای اون بهره مند بشیم باید با توجه به لاغری و‌موضوعات آموزشی لاغر کننده  لیاقتمون رو به اثبات برسونیم  ……  حد اعلای توجه به لاغری  نوشتن هست …حالا به هر مدلی که راحتیم و حس بهتری به ما میده .

      اشکال مختلف توجه به لاغری چی می تونه باشه ؟

      در نگرش خود به جسم‌و زندگیمون تجدید نظر کنیم 

      مجددا  فرمولهای لاغر کننده موجود در ذهن را فعال  و استفاده کنیم‌

      تا می تونیم مانع فکر کردن به چاقی بشیم‌و در مقابل به موضوعات مربوط به لاغری که مورد علاقه و آرزومونه توجه کنیم 

      مثلا  خوندن  روزانه  و مرتب میثاق نامه ، شرح ایستگاههای  نوار مثبت زمان   ،   گوش دادن به فایلهای  صبحگاهی   ،،،   گوش دادن مکرر به فایلهای آموزشی  ،   طراحی  عدد وزنی دلخواه و چسباندن به  جاهای مورد توجه    .    انتخاب  بشقابهای غذا خوری  بر خلاف شکل رایج اونا که  دایره ای شکل هستن  ،   قرار دادن  تصویر یک فرد متناسب و خوشرفتار  در محل دید  ،،،   نوشتن  دیدگاه و خواندن دیدگاههای دوستان و نظر و لایک دادن …

      اینا نمونه هایی از توجه به لاغری بود ممکنه دوستان  راههای دیگه ای بلد باشن یا به یادشون بیاد  خواهش می کنم  اطلاع رسانی کنن    با تشکر فراوان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      1401/05/10 21:21
      مدت عضویت: 1645 روز
      امتیاز کاربر: 17578 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 655 کلمه

      من لیاقت متناسب شدن رو دارم  چون دارم روی اصلی ترین وریشه ای ترین عامل چاقیم که ذهنم هست کار میکنم ودر آن استمرار دارم و دارم ادامه میدم تحت هر شرایطی که باشم و باور دارم که کارم بی نتیجه نیست و نتایج عالی جسمی در انتظارم هست هر چند من نتایج عالی دیگه ازین روش گرفتم.

      به قول استاد ما در حال متناسب بودیم ولی داشتیم بذر چاقی رو در ذهن میکاشتیم و پرورش میدادیم و بعد چاق شدیم وحالا هم چاقیم و داریم بذر لاغری میکاریم وبهش می رسیم وبالاخره میوه لاغری رو برداشت میکنیم آخر این راه لاغری هست فقط باید باور کنیم که ما هم لیاقت متناسب شدن و متناسب موندن رو داریم .

      هر کس به اندازه لیاقتش نتیجه میگیره درسته خیلی از ما خیلی خوب داریم کار میکنیم ولی به قول استاد هنوز باور ولیاقت لاغر شدن در وجود ما رشد نکرده ما باید روی این موضوع خیلی کار کنیم باید خودمون رو تشویق کنیم واز تغییرات خوشحال بشیم .

      لیاقت لاغری با حال خوب میاد با احساس خوب نسبت به خود میاد با عشق به خود میاد با پذیرفتن تمام کمی وکاستی هات میاد با صلح درونی با خود میاد .

      لیاقت یک امر درونی هست هیچ کس نمیتونه این حس رو بهت القا کنه هیچکس جز خودت

      خیلی ها فکر میکنن با خوب نوشتن وبازی با کلمات و مدال گرفتن میتونن کسب لیاقت کنن لیاقت با خویشتن دوستی میاد نه چیز دیگه

      این کارها هم از عدم لیاقت میاد چون اینم یه جوری خودت رو به دیگران ثابت کردن هست یه جوری جلب توجه هست یه جوری تایید گرفتن از دیگران هست

      نوشتن وگوش دادن باید برای خود خودت باشه  برای یادگیری بهتر نه ثابت کردن خود به دیگران

      خیلی ها تو این دوره ها شرکت کردن و اصلا چیزی ننوشتن ولی نتایج عالی گرفتن چون اهل خودنمائی نبودن لیاقت داشتن ودر سکوت روی خود کار کردن وبرای خودشون نوشتن و شگفتی ساز شدن

      خوب نوشتن خیلی عالیه ولی اگه به کسب نتیجه ات کمک نکنه و همش دنبال تایید دیدگاهت باشی ودنبال مدال گرفتن نه بهتره در تنهایی وسکوت کار کنی

      منم شاید بعضی وقتها اینطور رفتار کرده باشم ولی سعی میکنم رها باشم برای دل خودم بنویسم یا اگر حسم  درونیم گفت بنویسم .

      لیاقت با گفتن و نوشتن نمیاد لیاقت با تکرار جملات نمیاد لیاقت یه چیز درونی هست لیاقت حس درونی هست

      لیاقت از ارزشمند دونستن خود میاد از این که تو ارزش خودت رو به قد وسن وزیبایی وکار و درآمد خانواده خوب وابسته اش نکنی

      در هر شرایطی که هستی باید خودت رو لایق همه چیزهای خوب بدونی لایق بهترین ها

      حتی تو چاقیت هم خودت رو لایق پوشیدن بهترین لباسها بدونی چاقی نباید ارزش مارو تعیین کنه

      ما اشرف مخلوقات هستیم اگر من لایق نیستم پس کی لایق باشه من که چندین ساله در مسیر رشد و تغییر شخصیت درونی ام میلیونی هزینه کردم

      من که پول برای دوره ها پرداخت کردم و برای خودم خرید نکردم یا خیلی کم خرید کردم  وپولم رو جمع کردم برای خرید دوره ها پس من خودم رو لایق زندگی بهتر اندام متناسب تر میدونم که بها پرداختم

      من که سالها ست دارم گوش میدم درسته فراز ونشیب داشتم و این رو هم طی دوران تکاملم  میدونم من که برای آرامش روحم دارم روی ذهنم کار میکنم من خیلی مهم ارزشمند هستم ولایق خوباگر نتیجه دلخواه کسب نشده برای اینه که آگاهی ها هنوز به قدر کافی نفوذ نکرده هنوز ریشه ها رو نتونسته آبیاری کنه میدونی سی وپنج سال با حال بد زندگی کردم حالا اگر تو این چند سال حالم چهل درصد بهتر شده باشه من عالی عمل کردم

      35سال حس بی لیاقتی رو در دو سه سال نمی تونی از بین ببری لیاقت ایجاد کردن هم تکامل خودش  رو میخواد

      پس من همواره باید حس لیاقت داشته باشم تا لیاقت در من رشد کنه .

      ممنونم استاد فایل عالی بود کاش فایل قبلی ها رو حذف نکنید اونها خیلی انرژی خوبی دارن استاد درین فایلها جدید اون انرژی وتن صدای قوی رو ندارید .فایلهای قدیمی رو خیلی با انرژی و عشق بیشتر ضبط کردین .

      عاشقتونم یا حق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ملکه عشق
        1401/05/13 14:49
        مدت عضویت: 1165 روز
        امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 533 کلمه

        سلام و درود به دوست عزیزم خانم الهام 

        وااای عزیزم چقدر دیدگاهتون تکان دهنده بود،زلزله انداختین به وجودم واقعا دست مریزاد 👏هزار آفرین بر شما …

         چقدر باید به خاطر بودنم در این مسیر و چنین دوستان خردمندی که زندگی هدفمندی دارند سپاسگزار یکدانه ام باشم …خدایا به تعداد هر نفسم سپاسگزارتم که بی دریغ بخشیدی …

         عاشق این قسمت دیدگاهتون شدم 

        لیاقت لاغری با حال خوب میاد با احساس خوب نسبت به خود میاد با عشق به خود میاد با پذیرفتن تمام کمی وکاستی هات میاد با صلح درونی با خود میاد .

        لیاقت یک امر درونی هست هیچ کس نمیتونه این حس رو بهت القا کنه هیچکس جز خودت!

         این قسمتِ آخر جمله هم عالی بود یاد جمله ای از دیگر اساتید عزیزم افتادم ،ایمان واقعی را نه کسی میتونه بهت بده و نه کسی میتونه  ازت بگیره !

         به لطف خداوند و با اشتیاق و طلب خودمون ،درتمام جنبه های زندگیمون در حال تکامل و رشد هستیم و هر فردی خودش متوجه کم و کاستیهاش میشه …

        منم قبلا یه وقتهایی می رفتم نشان ها را چک می کردم یعنی برام عادت شده بود!…

        ولی اینو بگم که با تمام وجود  تمرین می نوشتم اصلا قبل از دیدن استاد دیدگاهم می رفت تو لیست علاقه مندیهام ..تا شب یا روزها می خوندمشون و خودم لذت می بردم ولی انصافا ازگرفتن نشان هم لذت می بردم ..

        خیلی درون خودم کنکاش می کردم که اگر فردا نشان نگیریم به چه حسی می رسم ؟!یا اصلا چرا میرم میبنم ؟!دارم مراحل تکامل را خدمتتون عرض می کنم و هر چقدر پیش رفتیم وتوجهم به توانمندیهام بیشتر شد و اعتماد به نفسم بالاتر رفت خب این نیاز بی اهمیت تر شد ولی اگر می خواستم برای فرار ازاین موضوع ننویسم می شد فرار و مبارزه با خود…

        ضمن اینکه بعد از مدتی نوشتن  تمرین هم ،برام بی اهمیت می شد ….از طرفی می خواستم منم به اندازه درکم و برای رسیدن به احساسات متعالی که حس رضایتمندی ماندگار از خودم بود ،در این مسیر برای دوستانم ردِ پای قشنگی به جا بگذارم…..

         انگار همونطور که دریافت کردم توانسته ام که ببخشم و از این بده ،بستون با هستی حالم خوب می شد (:

        ولی در کل واقعیت را خوب نوشتین ….

        همین چندروز پیش ،به سرم زد که به تقلید از یکی دوستان ،برای نشر آگاهی ،منم بیام  »»»»»پاسخ دوستان را با اجازه کپی کنم و با تجزیه تحلیل خودم به اشتراک بگذارم ….ولی زمانی که خواستم دکمه ارسال را فشار بدهم نجوایی در ذهنم مرور شد اینکه آخ جووون خیلی عالی شد حالا تو هم نشان میگیری !… 

        همون لحظه حالم بد شد و از این کار  کلا، منصرف شدم با اینکه نیتم کاملا خیر بود ولی آن صافی آب قلب در لحظه آخر سمی و گل آلود شد ….و خوشحالم که انجامش ندادم.

        خواستم صحبتتون را تأیید کنم باید هر کاری قلبی انجام بشه و چقدر خوب گفتین و شما دارین کار حسنه ای انجام می دین که هر زمان دلتون گفت مینویسید ….

        درود بر شما دوست لایقم عالی باشید (:

        درمورد انرژی و تن صدای استاد در فایل قبلی باهاتون موافقم .شاید بهتر باشه فایل قبل و جدید به هم منگنه شوند تا بتونیم ازهردو فایل استفاده کنیم . سپاس از استاد گرامی  و تمام وقتی که صرف این مسیر پرنعمت و الهی می کنند.

        طلب خیر نثارتون 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار الهام خضرلو
          1401/05/16 09:50
          مدت عضویت: 1645 روز
          امتیاز کاربر: 17578 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 312 کلمه

          سلام ملکه عشق عزیزم 

          من امروز پیام پر مهرتان رو دیدم .ممنون عزیزم 

          اون نیت قبل عمل خیلی مهم هست نیت قبل نوشتن نیت برای درک بیشتر خودت و یادگیری بهتر خودت باشه و نیت برای گسترش آگاهی واستفاده ی دیگران باشه 

          این نوشته تو رو به اوج میبره و نتایج عالی می گیری پاداش خوب می گیری .

          منم اولین بار شروع دوره هرروز می‌نوشتم هر روز خودم رو متعهدکرده بودم تا ننویسم نرم جلسه بعدی ومینوشتم .

          استاد اون‌موقع مدال نمیدادن اون موقع اگر از دیدگاهی خوششون میومد به ندرت زیزش می‌نوشتن که از نوشته لذت بردن 

          من چند باری مورد تشویق استاد قرار گرفته بودم خوشحال میشدم 

          تا اینکه تو یه فایلی گفتن خیلی ها برای خوشحال کردن من برای راضی کردن من دیدگاه مینویسن وفکر میکنن اگر خوب تمرین بنویسن ومن خوشم بیاد نتایج میگیرن واین کاملا فکر اشتباه هست 

          وبعد گفتن بعد مدتها متوجه شدن کسانی که تو سایت نمینوشتن وزیاد از استاد سوال نمیکردن براش پیام نمیدادن شگفت انگیز میشدن یه دفعه بعد نتیجه گرفتن عکس شگفتی سازی سازیشونو میفرستادن واستاد متعجب میشدن اینا تاحالا کجا بودن چه طور کار کردن نتیجه گرفتن 

          آره گلم من تازگی ها از یک فایلی خوشم بیاد هیجان خاصی منو وادار میکنه به نوشتن اصلا مجبور میشم بنویسم حس قوی درونم میگه بنویس اصلا نمیدونم چی میخوام بنویسم نوشته ها خودش میاد سرازیر میشه ومن می نویسم و اون نوشته مو خودم بارها میخونم چون مطمئنم خدا در خطاب به خودم گفته برای استفاده خودم 

          ومن اتفاقا اون دیدگاهام مدال فنی میگیرن 

          ولی زمانی که خودم برای نوشتن شروع کنم اون حس خوب نمیاد دیدگاه منم هیج مدالی نمیگیره یا طلایی میگیره 

          واقعا شما هم عالی هستین نوشته هاتون ادبی هست 

          من ادبیات فارسی خوندم واقعا بعضی وقتها سخته خوندنش باید دو سه بار خوند این نشون میده استعداد نوشتن ادبی رو دارین من اصلا نمیتونم ادبی چیزی بنویسم بااینکه رشته ام هست ساده وبی آلایش مینویسم. 

          واقعا تحسین برانگیز هستین 

          عاشقانه دوستون دارم 

          موفق باشید.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار ملکه عشق
            1401/05/17 08:54
            مدت عضویت: 1165 روز
            امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 262 کلمه

            سلام دوست خوش قلبم الهام عزیزم 

            بهتون تبریک می گم بابت درک مطلب و ارتقا رشد روحیتون ….و این یعنی شگفتی ساز شدن آفرین بر شما …

            روزهای اول تمام توجهمون به لاغر شدن بود ولی الآن این معجزه و ارتقا روح و کمالات بسیار شگفت انگیزتره !

            به مطلب خوبی اشاره کردین اینکه بدونیم هدفمون از انجام هر کاری چی هست ؟ 

            و نوشتن تمرین برای راضی کردن استاد هست یا راضی کردن جان خودمون ؟!

            و البته مراحل تکامل و رشد را هم،باید در نظر گرفت …می خوام بگم یه وقتهایی هم دچار خود سرزنشی میشیم  چون متوجه نیت غیرصحیح خود میشیم ،ولی اون نفس حریصه و می خواد!و انگار نمیشه مدیریتش کرد !!! و باید تجربه اش کرد …..

             و اما ما در این مسیریم که مدارا کردن را یاد بگیریم و خلاهای درونی خود را با عشق و توجه به خود بر طرف کنیم نه با جنگ و مبارزه !… بلکه با پذیرش و صلح  

            این قسمت از نوشته شما خیلی دلی بود و به جانم نشست.  

            »»»»»»اون نیت قبل عمل خیلی مهم هست نیت قبل نوشتن نیت برای درک بیشتر خودت و یادگیری بهتر خودت باشه و نیت برای گسترش آگاهی واستفاده ی دیگران باشه 

            ✨این نوشته تو رو به اوج میبره و نتایج عالی می گیری پاداش خوب می گیری .🌈

            سپاس از اظهار لطف و محبتتون .

            هذا من فضل ربّی 

             سپاس از حسن توجهتون و اینکه شبنم روی استعدادم شدین و حساااااابی بهم طراوت بخشیدین 😇 

            همواره قلبتون پر نور و لبتون خندون 

            سپاس از ابراز دوست داشتنتون♥️

            به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست 

            عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست   

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار الهام خضرلو
              1401/05/18 09:13
              مدت عضویت: 1645 روز
              امتیاز کاربر: 17578 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 12 کلمه

              ممنونم دوست مهربان وخوبم 

              شما رو به خدای مهربان میسپارم.

              شاد و خندان باشی

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار Shahrbanou
        1401/05/13 23:04
        مدت عضویت: 1326 روز
        امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 486 کلمه

        سلام دوست خوبم  الهام ،

        ممنون از اینکه دیدگاه خوبی رو نوشتی و  نظرت راجع به لیاقت داشتن و نداشتن رو  به اشتراک گذاشتی ….

        متاسفانه  از یک قسمت از نظرت  حس خوبی بهم منتقل نشد …  نوشتی از اینکه بعضی ها  خوب می نویسن و تمرین می کنن  برای خودنمایی است و فقط می خوان مدال بگیرن  و با اینکارا  به لیاقت نمی رسن ..

        دوست خوبم ،  مگر نه اینکه استاد گرامی ، همواره  به  نوشتن  تاکید کردن  خصوصا  به نوشتن در سایت ..‌‌خوب من و یا افرادی مثل من  سعی کردیم این وظیفه  دانشجویی  رو  خوب انجام بدیم ..تا زمینه ای باشه برای کسب لیاقت بیشتر ….  برای من نوعی  از اینکه مدال بگیرم خوشحال کننده اس و حس خوبی پیدا می کنم اما وقتهایی هم هست که  با کلی صرف وقت دیدگاه  نوشتم ولی فقط تایید شده و به قول خانم ملکه عشق  نشان دریافت نکردم‌ اما هیچ اعتراضی  هم نکردم  مثل دیدگاهی که در مورد  بازگردانی  صحبتای خانم شریعت پناه که به زوج شگفتی ساز مشهور شدن  نوشتم و فقط تایید شد . اینکه استاد به یه دیدگاهی  نشان و‌مدال بدن در صلاحدید خودشونه  و کسی حق اعتراض نداره  ….اما من  اشتیاقم برای نوشتن کم نشده  و نمیشه… چون هدف اصلی من  نشان گرفتن نیست  من  می نویسم چون باید مرحله دوم تغییر جسم که   تبدیل افکار لاغر کننده  به کلمه  اس از طریق نوشتن  رو به انجام برسونم‌ و احساس خیلی خوبی از اینکار دارم ▪︎ استاد   به دلایل مختلف تاکید دارن بهتره در سایت بنویسیم ….. ما در حال حاضر  ،    همه هم هدف و هم مسیر هستیم  در یکجا جمع شدیم و از طریق  امکانات سایت می تونیم با هم ارتباط بگیریم‌اما باز  هم ارتباط ما از طریق کلام  نیست   بلکه از طریق کلماتیه که‌می نویسیم …  بعد از اینکه  این دو مرحله در ذهن به حد اشباع برسه  تبدیل میشه به رفتار های لاغر کننده  که با تکرارشون به تغییر جسم‌  می رسیم  ..‌..

        کسب لیاقت برای لاغر شدن  یک امر کاملا ذهنیست  که مرحله به مرحله کاملتر میشه …

         یک کشاورز رو در نظر بگیریم که با علاقه و تلاش  زمین رو آماده کرده  بذر کاشته  بموقع آبیاری می کنه  و منتظر  سبز شدن بذرهایی هست که کاشته  قطعا یه چند ماهی  تا  برداشت محصول  باید بگذره و کشاورز باید صبر کنه و منتظر باشه   آیا درسته که بگیم این آقای کشاورز  لیاقته استفاده  از بذرهایی که کاشته ارو نداره …. 

        ما هم الان مثل همین کشاورز  هستیم ..و منتظریم  تا  به نتیجه برسیم  در عین حالی که هم باید به‌چاقی فعلی توجه نکنیم و هم باید نتیجه نهایی رو رها کنیم ….برای  برداشت بهتر  سعی می کنیم هر کاری  از طرف  استاد به ما گفته  میشه ارو انجام بدیم ….  حالا خودشون  یه ایده الهی بهشون رسیده که برای تشویق هنرجوها برای نوشتن  ،   به دیدگاهها  مدال  اعطا کنن ….خیلی هم عالیه ….از ایشون بی نهایت ممنونیم ….

        از شما دوست خوبم تشکر می کنم …. 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار الهام خضرلو
          1401/05/16 09:19
          مدت عضویت: 1645 روز
          امتیاز کاربر: 17578 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 70 کلمه

          سلام عزیزم 

          من امروز دیدم دیدگاهتون رو 

          جسارت نشه من که منظورم شما نبودین 

          بیش ترش برای خودم بود تا بفهمم با نوشتن ومدال گرفتن یک رابطه ی خوبی ایجاد کنم وبرای مدال گرفتن ننویسم برای درک و آگاهی بیشتر خودم بنویسم و همش دیدگاه خودم رورو چک نکنم که استاد تائید کرده یا نه یا چه مدالی داده 

          اگر جایی از دیدگاهم باعث ناراحتی شده ببخشید گلم 

          شما بهترینید و بانوی اول سایت 

          دوستون دارم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار Shahrbanou
            1401/05/16 20:58
            مدت عضویت: 1326 روز
            امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 114 کلمه

            سلام  دوست خوبم الهام ،

            خیلی دوستتون دارم  از دیدگاههای شما لذت می برم ،  ممنون از پاسخی که فرستادی جهت دلجوئی از بنده ….

            شما هم ببخشید که سوء تفاهم شد برام …

            من حرف و نظر شمارو که برام فرستادی  قبول می کنم عزیزم …

            حالا الهام خانم  من   وقتی دیدگاهی رو می نویسم    عادت کردم که ایمیلمو  مرتب چک کنم  تا بهانه ای باشه برای  دوباره خوندن  اون دیدگاه  … غیر ممکنه  دیدگاهی  نشان بگیره و مجدد نخونمش  نمی دونم چه جوریه که این حس خوبی بهم میده  ..‌  به نظرم اینو هم باید در لیست عوامل  ایجاد احساس خوب در این مسیر یادداشت کنم .

            بازم ممنون از نظر لطفت بانو جان …

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار الهام خضرلو
              1401/05/18 09:18
              مدت عضویت: 1645 روز
              امتیاز کاربر: 17578 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 12 کلمه

              عزیزمی گلم 

              خدا حافظتون باشه و همیشه غرق در احساسات خوب باشید .

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار Shahrbanou
        1401/05/23 23:20
        مدت عضویت: 1326 روز
        امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 866 کلمه

        دوست عزیزم الهام ،  سلام و قت بخیر .

        با خوندن دیدگاهت که قابل تقدیره  یه مطلبی به ذهنم رسید که عرض کنم  اونم اینکه    زمانی که این دوره ارو تهیه کردیم استاد در فایل مقدمه  تاکید فراوان به نوشتن کردن  و اینکه توی دفتر بنویسیم یا در سایت به اختیار خودمون گذاشتن اما  ارادت و توجه خاصی  به نوشتن در سایت  داشتن  دلایلش رو بارها اعلام کردن  یکی اینکه  ما وقتی مرتب  دیدگاه بنویسیم  استاد می تونه نحوه فعالیت ذهنی مارو مورد ارزیابی قرار بده و اگه یه جایی  گیر کردیم  یا لیز خوردیم  بهتر می تونه به ما کمک کنه  دوم اینکه  وقتی دیدگاهی  نشان  می گیره  برای  دوستانی که گذرشون به این قسمت  میفته  می تونه براشون کمک کننده باشه  سوم اینکه  با نوشتن  ،  افکار به کلمه تبدیل میشن  که از دومین مرحله مقدماتی تغییر جسمه   و باید که این تکلیف رو بخوبی انجام بدیم چه بهتر که در سایت  باشه  …انرژی این کلمات  می چرخه و‌منتشر میشه …. 

        به یاد داشته باشیم که استاد در یکی از فایلهای توضیحی  دوره  متذکر شدن که  هر جایی که  خواستید تکلیف انجام بدید و  صدایی یا فکری  شمارو منصرف  کرد  اتفاقا  باید  برای انجامش بیشتر پافشاری کنید  چون این دقیقا  همون‌چیزیه که بهش احتیاج دارید تا  به نتیجه برسید ..

        ما خوب می دونیم که چاقی راهی بوده که شیطان رجیم جلو‌پامون گذاشت بخوبی از جهل ما نسبت به مسئله سوء استفاده کرد و مارو به این وادی پر از رنج  کشوند  .به شدت به  هر راهی ،  به هر قدمی ، به هر حرکتی که بخواد به مسئله  برطرف کردن‌چاقی منتهی بشه حساسه و با وسوسه های جور واجور  مارو منصرف می کنه ….

        مثلا اگر دیدگاه ننویسیم  که جزء تکالیف اصلی ما در حال حاضره  کاری به ما نداره  ولی وقتی  ببینه می خوایم به اینکار ارزشمند بپردازیم  وسوسه هاش شروع میشه   …مثلا میگه   بابا ول کن  مسخره کردی خودتو  ، فکر کردی اینجوری لایق تناسب اندام میشی  ؟نه که نمیشی  تو ریاکاری تو فقط می خوای مدال بگیری و خودنمائی کنی و واسه استادت خودشیرینی کنی …….بعد برای اینکه اینو تو ذهنمون جا بندازه  مثال می زنه  ببین  اونایی که سری های اول توی دوره شرکت کردن  هیچ تلاشی برای نوشتن نداشتن  هیچم خودنمائی نمی کردن  توی سکوت  یهو عکس شگفتی سازیشون  روو شد   از اونا یاد بگیر    تو با این نوشتن هات به هیچ جا نمی رسی  …. دیگه این موجود بی خیر نمیگه که اونا توی یک شرایط خاصتری  به آموزش پرداختن   مثلا اینکه اون موقع خبری از عکس شگفتی سازان قبل از خودشون نبوده که بخوان  دائم خودشونو با اونا مقایسه کنن و احساسشون بد بشه و از مسیر خارج بشن   اونا فقط  چشمشون به استادشون بود و صد در صد به حرفاش ایمان آوردن و باور کردن  و نیروی  باور  یک‌نیروی  بس شگفت انگیزه  که تمام راههای دیگه ارو   دور می زنه  و  خودشو به اثبات می رسونه  …

        اینکه ما  دیرتر از اونا  نتیجه می گیریم  به خیلی چیزا  ارتباط داره   مثلا  محتویات ذهنی  که  مختص هر کسی هست و کاملا منحصر بفرده مثل خطوط نوک انگشتان ،  دوم اینکه ما هنوز به توانایی خودمون  ایمان نیاوردیم استادو  راهشو باور کردیم  ولی خودمونو  باور نداریم  ،،،، واقعا بی تعارف میگم   :   ما توانایی  خودمونو   زیر سوال می بریم و شاید هم عجله داریم و خسته شدیم و می خوایم زودتر به نتیجه برسیم   و راهش  فقط ادامه دادنه  و عمل به تکلیف علیرغم  سنگ اندازی های  شیطان و ذهن‌منفی باف اینا با هم همکاری تنگاتنگ دارن برای منصرف کردن ما که  نا امید بشیم  رها کنیم 

        وقتی شیطان زمزمه کنه در گوشمون  که  رها کن  این نوشتنهارو  قانع میشیم  میگیم  آره تو راست میگی  ولی چون  من  اصلا هم اهل ریاکاری و خودنمائی نیستم  پس نمی نویسم ….

        غافل از اینکه  استادی که  قبولش داری اعتماد کردی توی دوره اش شرکت کردی  بهت گفته  بنویس  و چه بهتر که در سایت هم بنویسی  نه فقط برای خودت   چون اگر دیدگاه خوبی نوشته باشی  من استاد از خوندنش بی بهره میشم ….

        به نظرم  بحث لیاقت  بحث گسترده ای هست و بی استثناء  همه ما  لیاقتشو داشتیم که اینجاییم  تک تک مارو خدا انتخاب کرد آورد اینجا  اما شیطان هم ساکت ننشسته  و تا بتونه مانع درست می کنه و آجری که استادت با آموزشهای بی نظیرش داده دستت  ازت می گیره  یه گوشه پرت می کنه  با خیال آسوده  مارو رها می کنه چون به مقصد خودش رسیده .

        از طرفی  وقتی هم می آییم و می نویسیم  جور دیگه  حال مارو بد می کنه  ….

        کلا چه بنویسیم چه ننویسیم به ما کار داره  .تااااااااااااااااا وقتی که به تناسب ایده آل برسیم  تازه اون موقع هم دست از سر ما برنمی داره   جور دیگه ضربه اشو می زنه ..خودتون حتما متوجه شدید که  عده ای از شگفتی سازان  برگشت به وضع قبل رو با درجات مختلف  تجربه کردن  و کلی ترسیدن و‌نگران شدن و تنها توصیه ای که استاد گرامی بهشون داشته این بوده که برگردید  به توحه به تکرار به نوشتن

        گزینه های کسب لیاقت تناسب اندام یکی دوتا نیست  که  نوشتن در سایت  یکی از این گزینه هاست …  نشان بگیریم چه بهتر ،  نگیریم هم ،ما به وظیفه عمل کردیم  

        درود بر شما  خدانگهدار شما ….

        ارادتمند شهربانو

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار الهام خضرلو
          1401/05/24 11:05
          مدت عضویت: 1645 روز
          امتیاز کاربر: 17578 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 53 کلمه

          سلام شهربانوی عزیزم 

          بله با حرفهای شما کاملا موافقم 

          خیلی قشنگ تحلیل کردید .

          اعتراف میکنم منم بعضی وقتها از تنبلی کردن نمی نویسم و بعضی وقتها دیدگاهها ی اون جلسه به قدری خوب هست که به نظرم من دیگه چیزی برای گفتن ندارم .

          ممنون ازت گلم موفق باشی و همیشه در مسیر تناسب و تغییر 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار Shahrbanou
            1401/05/24 18:00
            مدت عضویت: 1326 روز
            امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 228 کلمه

            سلام الهام‌جان ،  خوبی عزیزم ؟ الهی که خوب و خوش باشی در مسیر تغییر کردن ، 

            مرسی از پیام زیبا و محبت آمیزت ..خیلی متشکرم از لطف شما خواهر عزیز و هم مسیرم .

            اینکه  فرمودید که گاهی  اونقدر فایلها کاملن که  چیزی از خودت نمی تونی بهش اضافه کنی  و بنویسی  برا همین ممکنه  چیزی ننویسی  ….باید بگم از نظر منم تمام فایلهای  حضرت استاد کامل و بی نقص و بی نظیرن    و من در دوره  که بودم و هنوز به تکرار نرسیده بودم  واقعا  چیزی از خودم‌نمی تونستم اضافه کنم و حتی تجزیه و تحلیل کنم  .. اما  با  متن نویسی کامل بیانات صوتی  استاد  با کلاسه بندی و بولد کردن  جملات مهم آموزشی  به احساس رضایت از خود می رسیدم  …می گفتم من که چیزی از خودم نمی تونم اضافه کنم و حرفی برا گفتن ندارم  فقط  می نویسم که‌همین حرفا  توی ذهنم  حک بشه  …حالا که به دوره تکرار رسیدم  می بینم چقدر این روش  تونسته ذهن‌منو باز کنه برای  نوشتن نظر از خودم  ….حالا می تونم تا حدودی تجزیه و تحلیل کنم  …. و اینقدر  حرف برای گفتن پیدا کردم که دوره تکرار  در روز چهاردهم  متوقف شده  …  بعضی وقتا به خودم میگم   بسه دیگه  برو  دوره تکرار و جلو ببر  اونو نیمه کاره رها کردی  …..

            ببخش الهام جان وقتتو گرفتم …  یه کلماتی  جوشید و جاری شد ..

            برات بهترینهارو  آرزومندم‌

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mkhnilofar@gmail.com
      1401/05/09 22:34
      مدت عضویت: 793 روز
      امتیاز کاربر: 1116 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      سلام دوستاران تناسب فکری 

      من دو نوبت لاعری باذهن ۱۰۰ گام رو انجام دادم ولی لاغر نمیشدم حالا که خودمو با دفعه های قبل مقایسه میکنم میبینم اینبار حرفای استاد انگار به جان من میشینه و تمام و کمال باور میکنم ولی دفعه های قبل همش تو ذهنم دلیل میاوردم که نمیشه یا این حرف اشتباهه خیلی سعی میکردم حرفای استاد رو برای خودم منطقی کنم ولی همیشه یه ترسی ته دلم بود با این حال ترس از خوردنم کمتر شد والان خیلی راحت تر میتونم بگم من لیاقت تناسب اندام را دارم و اینبار از ته دلم ایمان دارم موفق میشم ولی دفعه های قبل خبری از این اطمینان نبود یه چیز جالب امروز گام پنجم هست و دخترم صبح به من میگفت مامان انگار لاغر شدی درحالی که خبر نداره من دارم چکار میکنم خدایا شکرت که منو انتخاب کردی و به نتیجه میرسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Shahrbanou
        1401/05/11 13:10
        مدت عضویت: 1326 روز
        امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 499 کلمه

        سلام و درود فراوان  محظر استاد گرامی  و دوستان خوبم ،

        قسمتی از دیدگاه فروغ عزیز  رو  با کمی ویرایش تقدیمتون می کنم :

        • من لیاقت متناسب شدن رو دارمبه شرطی که با اشکال مختلف به موضوع لاغری
        •  توجه کنم .
        •  
        • من میتونم لاغر بشم چون سالهای زیادی رو در حالت تناسب ، طبق قوانین پیش فرض  که خدا در مغزم به ودیعه گذاشته است   زندگی کردم  
        •  
        • من لایق لباس شیک به تن کردن رو دارم به شرطی که به لباسهای شیک توجه کنم و حسرت نخورم  و اطمینان داشته باشم منم لاغر میشم  اونارو تهیه می کنم و می پوشم و خودمو در حالی که اونارو پوشیدم و خیلی هم خوشحالم  تصور کنم 
        • من لیاقت خوردن بهترین غذاها رو دارم بهشرط اینکه  غذا هارو  عامل چاق شدن و حتی لاغر شدن  ندونم .
        •  
        • من لیاقت آزادی و آرامش و دارم.به شرطی که آنچه باعث بر هم خوردن آرامشم میشه  دوری کنم مثلا گوش دادن به اخبار نامناسب و یا توجه به حال اطرافیان و دخالت در امور زندگی اونها در صورتی که  در واقع به من ربطی ندارن .
        •  
        • من لیاقت زندگی در شرایط کاملا سالم رو دارم.به شرطی که  با آگاهی  شرایط  سالم رو برای خودم فراهم کنم 
        •  
        • من لیاقت بهترین رفتارهای  غذایی رو با خودم دارم.به شرطی که  وقتی رفتار لاغر کننده ارو شناسایی کردم  همت کنم و  به این رفتارها عمل کنم حتی اگر مجبور بشم در مواردی  نوعی از سختی رو تحمل کنم .
        •  
        • من لیاقت قوی بودن و تسلط  بر مواد غذایی. رو دارمبه شرطی که  اعتماد بنفس خودمو  بالا ببرم و یک شخصیت قوی از خودم بسازم نه اسیر و ضعیف و بی اراده 
        •  
        • من لیاقت امیر بر مواد غذایی بودن رو دارم به شرطی که  با ادامه دادن‌به محتوای آموزشی یک شخصیت جدید از خودم بسازم‌
        •  
        • من لیاقت بهترین رابطه با خودم رو دارم به شرطی که با کسب آگاهی برای یک رابطه خوب  به این کار توجه کافی داشته باشم .
        •  
        • من لیاقت بهترین حالت روحی رو دارم به شرطی که خودمو  دوست داشته باشم .
        •  
        • من لیاقت لذت بردن از خودم رو دارمبه شرطی که به خودم همینجوری که هستم عشق بورزم 
        •  
        • من لیاقت رابطه ی عالی با خدای خودم رو دارمبه شرطی که به موضوعات خداشناسی از منبع موثق  توجه داشته باشم‌
        •  
        • من لیاقت بهترین روابط با همه رو دارم به شرطی که  توان و تحمل گذشت از خطاهای دیگرانو داشته باشم و از کینه ورزی دوری کنم و با همه مهربان  باشم .
        •  
        • من لیاقت یه زندگی عالی سراسر شادی رو دارم به شرطی که به اندازه کافی به موضوعات شادی بخش توجه داشته باشم 
        •  
        • من لیاقت آزادی در خریدن رو دارم به شرطی که با استمرار در کسب آگاهی ،  متناسب بشم و بالاترین درجه آزادی رو کسب کنم و در خوردن غذای دلخواه و‌پوشیدن لباس دلخواه  احساس آزادی کامل کنم .
        •  
        • من لیاقت لباس رنگ شاد رو دارم به شرطی که  به رنگهای شاد توجه کنم و حتی قبل از اینکه به تناسب برسم هم از اونا استفاده کنم‌
        •  
        • من لیاقت اعتماد به نفس عالی رو دارم و من بامتناسب شدن به درجه بالایی از اعتماد بنفس می رسم    …

            سپاسگزارم 

        •  
        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار عاطفه ♥ عادله
        1401/09/29 00:07
        مدت عضویت: 755 روز
        امتیاز کاربر: 5896 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 61 کلمه

        سلام دوست عزیز

        من کاملا با شما موافقم چون من هم به تازگی درک میکنم استاد عزیزم چی میگن چون قبلا درک خاصی نداشتم و الان به لطف پروردگار نجواهای ذهنیم کم شدن و هر وقت میخوان به من بگن چرا انقد خوردی؟ سریعا کاتشون میکنم و حالم خیلی بهتر و با علاقه دارم ادامه میدم، چیزی که در گذشته اصلا نبود 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عشق
      1401/05/09 21:24
      مدت عضویت: 1645 روز
      امتیاز کاربر: 4127 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 721 کلمه

      فایل فوق‌العاده‌ایه 

      به نظرم باید هر یکی دو هفته یک‌بار  ازش استفاده کرد تا بهمون یاداوری کنه که خودمونو لایق لاغر شدن بدونیم.

      من کاملا قبول دارم که خودم به شخصه از این نظر مشکل داشتم چون برای سالیان دراز لاغری رو برای خودم غیر ممکن میدونستم. تغییر این نگاه زمان‌بره. الان حس می‌کنم به بلوغ کافی در این مورد رسیدم. من قبلا مدام مینوشتم و میگفتم که لاغر شدن آسون‌ترین کار دنیاست اما اینکه در اعماق وجودم و در زمان‌هایی که حواسم نیست هم اینطور فکر می‌کنم یا به نظرم میرسه لاغر شدن واقعا کار سختیه بحثش جداست.

      خیلی به این موضوع فکر می‌کردم تا اینکه چند وقت پیش متوجه  شدم من کاملا قبول کردم‌که برای لاغر شدن فقط باید باور و ورودی‌های ذهنیمونو کنترل کنم اما بازم به نظرم لاغر شدن سخت میاد چون فکر می‌کنم که کنترل ورودی‌های ذهن برای همه‌ی عمر کار  سختیه. فکرم مملو از تضاد بود و رفع هر کدومش انرژی زیادی میطلبید و واقعا حس می‌کردم مغزم پر شده. فعالیت شدید ذهنی خیلی انرژی‌بر و خسته‌کنندست. تا یک فکر رو به نتیجه میرسوندم یک فکر دبگه مثل قارچ سبز  میشد.  مدتی در ابن کش و قوس بودم تا اینکه برای حلش از عشق کمک خواستم و به صدای بلند ازش درخواست کردم که این ولوله‌ی ذهنی رو اروم کنه و عاقبت راه‌حل خودشو نمایان کرد.

       راهکاری که براش در نظر گرفتم تمرکز در حال حاضره و رها کردن نتیجه. البته این رو هم بارها استاد بهش تاکید داشتن اما بازم  اینکه خود ادم از درون خودش به این نتیجه برسه خیلی مهمه. نه اینکه فقط این اموزش‌ها رو بشنوه و تایید کنه. 

      به نظرم شنیدن و تایید کردن تازه اول راهه. تازه بعدش این اطلاعات بابد پردازش بشن. باید ادم به اون تجربه‌ی درونی برسه که مانع دقیقا همون مسئله‌است تا تغییر صورت بگیره. 

      از وقتی تصمیم گرفتم به آینده فکر نکنم. خواسته‌مو در بطن افرینش جهان هستی رها کنم  و فقط به فکر لذت بردن از هر لحظه باشم دیگه لاغر شدن به نظرم سخت نمیرسه چون تا فکر مخربی به سرم میزنه بلافاصله به خودم میگم این منم که دارم نقشه‌ی راه آینده رو رسم می‌کنم هر اتفاقی که تا حالا افتاده من در لحظه‌ی اکنون این فرصت رو دارم که هر طرحی رو که می‌خوام برای آینده بریزم از خودم می‌پرسم که خب من دلم می‌خواد این مسئله چطور پیش بره؟ چه اتفاقی بیفته منو خوشحال می‌کنه؟ و اونوقت افکارمو میتونم در مسیر صحیح هدایت کنم. 

      وقتی یادمه از این راهکار استفاده می‌کنم وقتی هم یادم نیست خب یکم در مسیر اشتباه پیش میرم و تا یادم میفته بر‌میگردم به مسیر اصلی. 

      خوبیش در اینه که مدتیه بیشتر وقت‌ها یادمه و هشیارم. درست مثل اوایلی که وارد مسیر لاغری ذهنی شده بودم و هیجان کشفیات جدیدم مثل جریان الکتریسیته یه شوک قوی بهم وارد کرده بود. باعث میشد حالم عالی باشه و باور توانمندی در لاغر شدن اونقدر در من قوی بود که هنوز دوره  رو به شکل رسمی شروع نکرده من نتایج جسمی در خودم دیدم. الان با ارامش بیشتر و با احساس خوب در حال ادامه دادنم و از وقتی دیگه مرحله‌ی بعدی لاغر شدنمو دور از دسترس و سخت نمی‌بینم مطمئنم که در حال وزن‌ کم کردنم و بزودی نتایج جسمی رو هم خواهم دید.

      وقتی به نشانه‌های غیر فیزیکی از تغییر نگرش و نشانه‌های تغییر رفتارم به کمک عشق توجه می‌کنم اطمینان پیدا می‌کنم که در حال لاغر شدنم. 

      چند روز  پیش در اینستا یه پست دیدم در مورد یک وزنه بردار که برای گرفتن مدال طلای المپیک تلاش می‌کرد. برای گرفتن نتیجه‌ی دلخواهش در چهار المپیک  شرکت کرد. یعنی  ۱۶ سال برای رسیدن به هدفش زمان گذاشت . حتی وقتی مدال نقره گرفت قانع نشد و بازم ادامه داد تا در دور چهارم موفق شد به مدال طلا دست پیدا کنه در حالیکه میدونیم معمولا ورزشکارا حداکثر دو دوره اونقدر رو فرم هستن که بتونن تو المپیک شرکت کنن چه برسه به فاینال هم برسن.

      ولی خب وقتی چیزی رو از صمیم قلب بخوای و براش از روی عشق تلاش کنی و  در خودت احساس لیاقت موفقیت رو ایجاد کنی حتی جهان در مقابل خواست تو سر تعظیم فرود میاره و تو رو به خواسته‌ات میرسونه.

      در مقابل سال‌ها تلاش اون ورزش‌کار برای موفقیت در کاری که فقط تعداد محدودی از افراد در جهان به اون جایگاه دست پیدا می‌کنن، اینکه من سعی کنم از زندگیم لذت ببرم که چیزی نیست. خییییلی آسونه،  خییییلی! به آسونی اب خوردن….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ملکه عشق
        1401/05/13 14:15
        مدت عضویت: 1165 روز
        امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 345 کلمه

        سلام و درود بر بانو عشق 

        می دانم که هیچ اتفاقی،اتفاقی رخ نمیدهد … در چندروز اخیر ،یکبار در حال قنوت نماز و بار دیگر بین مراقبه و چندباری در حال انجام کاری نام و تصویر پروفایلتون ازنظرم گذشت … 

        و هرکجا که نام عشق باشد ،دستان پرمهر تنها یکدانه ام مرا فرا می خواند و به هر حال با فراخوانی از بیکرانه در این وقت الهی هم فرکانس شما قرار گرفتم ..خدایا سپاسگزارم .

         بانو عشق جان ،دیدگاهتون حقیقتا عالی بود همواره در مسیر تغییر کردن متعالی باشید …

        اینکه در سطح افکارمون تصمیم میگیرم و یا فکر می کنیم تغییر کردیم ولی همچنان در درون تضادهایی داریم ،کاملا درسته و  باهاتون موافقم و فقط به مرور و با اشتیاق برای درک مطلب بهتر برداشت ما بهتر میشه و هرقدر درکمون از محتوا بهتر بشه و بیشتر در وادی امن الهی قرار بگیریم ،تغییرات بیشتر در شرایط جسم و روح و روان ،ذهن و حتی زندگیمون رخ می دهد ..

         و اما شعار امسال  من ،سال ۱۴۰۱ یک چیز فوق العاده  بود 

        امسال سالِ زندگی را زندگی کردنه …سال در لحظه بودن و پیوستن به نیروی حال 

        در حال مطالعه کتاب ماورای طبیعی شدن دکتر جودیسپنزا هستم و عاشق پیوستن به نیروی حال و در این مورد وقتی دیدگاهتون را خوندم باز به قانون هم فرکانس بودن ایمان آوردم .

        بهتون تبریک عرض می کنم و خوشحالم بابت موفقیتهای ارزشمندتون در مورد رها کردن نتیجه و آینده و برگشتن به هم اکنون ابدی …

        قبول دارم هر کاری اولش سخت به نظرمیرسه ولی ایمان دارم با طلب از خود نیروی عشق لایتناهی و تکرار و تمرین میشه نتیجه های فوق العاده گرفت اگر افراد بسیاری مثل اُشو و دیگر اساتید عشق ،توانستند این نشونه خوبیه  برای ما …. اینکه ما هم می توانیم و به نکته عالی و خوبی اشاره کردین …توجه به تغییرات نگرشمون و جشن گرفتن موفقیتهامون حتی اگر ظاهرا کوچک باشند،مسیر را لذت بخش تر می کنه و امید را بسیار و خداوند امید هیچ امیدواری را ناامید نمی کند ….

        خداوند را سپاسگزارم برای جاری شدن این ارتباط پرخیر و برکت 

        عزیزم همواره خورشید باشید و سراسر نیروی عشق بتابید  (:

         خدانگهدارتون 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عشق
          1401/05/14 11:05
          مدت عضویت: 1645 روز
          امتیاز کاربر: 4127 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 52 کلمه

          درود بر شما همیار هم‌مسیرم.

          از دریافت انرژی مثبت شما بسیار خشنود شدم 

          کتابی رو که نام بردید و همچنین مجموعه‌ی دوازده جلدی مراقبه‌ی اشو رو منم مطالعه کردم و بسیار استفاده بردم و همچنان خواهم برد.

          سپاس از شما برای توجهتون و‌ارزوی ارزشمندتون برای من 

          همانطور که تا امروز بودید همچنان موفق  و پیروز باشید. 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار ملکه عشق
            1401/05/14 18:15
            مدت عضویت: 1165 روز
            امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
            محتوای دیدگاه: 50 کلمه

            سپاسگزارم از اظهار لطف و محبتتون عشق عزیز 

            و هدیه ای که امروز به من دادین😊 ….مجموعه دوازده جلدی مراقبه اُشو که حتما خودشو بهم میرسونه ….سپاسگزارم از جریان حضور جاودانگی.

             قلبتون پر نور و مسیرتون پرنعمت.

             هدیه به قلب نازنینتون 

            مست عشقم ،مست شوقم ،مست دوست 

            مست معشوقی که عالم مست اوست    

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      1401/05/08 11:13
      مدت عضویت: 1460 روز
      امتیاز کاربر: 10684 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 479 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان متناسبم 

      باید لایق لاغر شدن باشید 😍😍😍

      از اونجایی که من خیلی عاشق لاغری هستم و دوست دارم تجربه اش کنم اون احساس سبکی رو اون زیبایی رو اون حال خوب اون آرامش اون توانمندی هام رو 

      و هر روز تمرینات و فایل ها رو دنبال میکنم و تصویر سازی های عالی از خودم رو دارم در طول شبانه روز و اون انتظاری که از خودم دارم که به وزن ۵۳کیلو گرم برسم و مطمئنم که میرسم و مطمئنم که خداوند هدایتم میکنه به سمت هدفم و از اونجایی که هیچ برنامه و کاری رو برای لاغری انجام نمیدم به جز از طریق ذهن 

      پس من  خودم رو لایق متناسب شدن میدونم 

      متناسب شدن برای من شادی احساس خوب توانمندی هام آرامش روابط به ارمغان میاره و آورده 

      و از اونجایی که ما باید خودمون رو لایق متناسب شدن بدونیم چون خداوند ما رو لایق دونسته 

      چون در وجود ما خداوند نهادینه اش کرده که ای بنده من تو لایق بهترینا هستی بهترین زندگی بهترین سلامتی بهترین عشق بهترین تناسب بهترین روابط 

      بهترینای دنیا 

      و کافیه خودت بخواهی و باورش کنی که چه چیزهای در انتظار تو قرار دادم 

      منم باور دارم در همه ی زمینه های زندگی پیشرفت میکنم لاغری همه چی رو به دنبال داره تناسب حال خوب آرامش لذت بردن از همه جی 

      خوشحالم که الگوی خوبی برای  فرزندانم هستم برای خانواده ام برای اطرافیانم 

      و منو تشویق میکنن که چقدر توانمندی 

       خوشحالم برای خواسته هام  که دست بردار نیستم از سال ۹۴تا الان دارم این دوره ها رو دنبال میکنم و بر تعهد خودم پایبند بودم و خودم و وزن نکردم و دنبال روش‌های دیگه نرفتم تمام اون استرس ها و سرزنش ها ازم دور شده در آرامشم ترس هام ریخته تغییرات کوچیک کوچیک در من به وجود اومده که به خودم افتخار میکنم

      خیلی خوبه اینا بک توانمندیه که بخواهی اینقدر تغییر کنی 

      چون دوست دارم تغییر  کنم این خودش یک توانمندی

      بعصی ها هنوز هیج اقدامی نکردن برای خودشون و دست رو دست گذاشتن که زندگی اونا رو ببره جلو 

      همین که من هر روز فایل گوش میدم تمرین مینویسم با دفتر و قلم دوستم همین که در حال تغییر هستم و روز به روز بر آگاهی هام می افزایم یعنی سعادت یعنی خوشبختی یعنی لایق دونستن 

      من  تنها تو فکر این نیستم که بخوام لاغر کنم که یه لباس خوشگلی بپوشم و لذت ببرم نه 

      من الان هم ،از پوشیدن لباس هام لذت میبرم 

      همسرم همیشه بهم میگه که تو خیلی خوش لباسی 

      همه چی بهت میاد 

      همین که از خودم راضیم و از الان خودم لذت میبرم خیلی برام ارزش داره ولی باز هم در حال تغییر و دنبال  آگاهی ها جدید هستم که بتونم بیشتر پیشرفت کنم و بیشتر لذت ببرم 

      و بیشتر اعتماد به نفسم و عزت نفسم رو بالا ببرم 

      متناسب شدن یک پکیج کامله که میتونی با لایق دونستن خودت به اونا دست یابی 

      پس من مریم لایق متناسب شدن هستم چون من متناسب به دنیا اومدم و متناسب هم از دنیا میرم 

      🙏🙏🙏خدایا شکرت الحمدالله 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1401/04/06 17:40
      مدت عضویت: 1375 روز
      امتیاز کاربر: 6702 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 601 کلمه

      سلام

      من به خودم میگم چرا من خودم رولایق متناسب شدن . ثروتمند بودن . سلامتی و… بدونم ؟

      جوابهایی که به این سوال میدم:

      چونکه بیس متناسب شدن رو من تو ذهنم دارم و با آموزشهای نادرست ونا آگاهانه بیس جدیدی نصب کردم که سیستم بدنم رو ویروسی کرد و به راه خلاف چاقی کشیده شدم .

      ومن هیچ گونه فرقی با فردی که متناسب هست ندارم فقط کافیه با باورهای درست رفتار وعادت اونها رو پیدا کنم کم کم متناسب میشم .

      درسته شاید ذهنم بگه گفتنش آسونه ولی عمل کردنش سخته .

      راهی جدید برخلاف راههای قبلی . که نه خودت و نه خانوادت تجربش کردن برای لاغری .

      راهی همیشگی و بدون مقاومت که اثر موقت داره رو ترجیح میدم ولی حاضر نیستم ازمنطقه امنم بیام بیرون . 

      وخوب طبیعی هست که فردی همون رفتارقبلی وهمون عادت قبلی خودش رو داشته باشه طبیعیه که نتیجش هم مثل قبل بشه . 

      یه بارشهامت داشته باشم مسیری رو انتخاب کنم که جدید باشه تا بتونم نتایج جدیدی ازش کسب کنم . 

      من همون روز اول اینا روبه خودم گفتم واتمام حاجت کردم باخودم.

      یا این راه ذهنی رو تا آخرش ادامه بدم ونتیجه بگیرم.

      یا حسرت متناسب شدن داشته باشم  ولذتهای اون رو برای همیشه دفن کنم .

      حالا انتخابش با منه . 

      اگه راه دوم روانتخاب کردم دیگه حق ندارم غربزنم و خودم روسرزنش کنم . دیگه حق ندارم آرزوی پوشیدن لباسهای سایز مدیوم رو داشته باشم . دیگه حق ندارم آرامش داشته باشم و با لذت غذا بخورم .

      چونکه من نخاستم که به خودم بفهمونم که من میتونم متناسب بشم . بهانه بی بهانه .

      چرا اینهمه دوستان شگفت انگیز تونستن اونوقت من نمیتونم؟ .

      این بود که حرکت کردم و گفتم خدایا به امید تو.

      بااینکه خسته ام از روشهای قبلی والانم نای روش جدید رو ندارم اما اینبار دوباره حرکت میکنم چون روشش فرق داره . بر ترس ازنشدن غلبه میکنم و به خودم نیمه گمشده متناسب رو هدیه میدم .

      طوری نشده یه سری اشتباهاتی در توجهاتم بود که درسته تاوان سنگینی داشت اما مزیتش این بود که بزار یه بار دردم بگیره تا متوجه ورودی ذهنم باشه که هرکس یه چیزی گفت بی دلیل نپذیرمش.

      توجهات روی چاقی . توجهات روی دردهای چاقی . میبرم توجهاتم رو روی متناسب شدن ولذتهای متناسب شدن .

      نه من بلکه کلیه دوستانی که اضافه وزن دارن لایق متناسب شدن هستن چون اصلمون و ریشمون و کدهای متناسب شدن رو در وجودمان داریم ما یه سری تبصره برای متناسب شدن گذاشتیم اون تبصره ها رو پیدا کنم وباطل کنم .

      مثلا درمدرسه میگفتن هرکی بالاترین نمره رو بیاره شاگرد اول هست . ومن تبصره بزارم به شرطی که قدش بلند باشه و چشمانش آبی باشه .

      خوب طبیعی هست من اگر نمره ۲۰ هم بیارم با تبصره ای که گذاشتم اول ازهمه خودم مشمول این قانون دانشگاه نمیشم ‌و لایق شاگرد اول شدن نیستم .

      حالابیام این تبصره رو حذف کنم خوب به راحتی مشمول قانون دانشگاه میشم وشاگرد اول میشم .

      پس فرق درچی بود که باراول من لایق شاگرد اول نبودم ولی همون من بار دوم لایق شاگرداول شدن هستم ؟

      هیچی همون تبصره مسخره . که راه موفقیت منو سد کرد .

      من خودم یه باور یا تبصره مسخره ای که داشتم این بود هرچه وضع مالی بهتربشه طرف چاق ترمیشه .

      ووقتی که دردوران تحصیلی دستم توجیب پدرومادرم بود کمی اضافه وزن داشتم ولی بعداینکه شاغل شدم هرسری چاق تر میشدم .بایه سرعت زیاد .

      خوب من چی کارکردم ؟ 

      اومدم درمحیط اطرافم کلی نمونه پیدا کردم که ثروتمند شدن ولی متناسب تر شدن.  واین  باور مسخرم باطل شد ومن کلی کاهش وزن پیدا کردم .

      من لایق برخورداری از تمامی مواهب الهی رو دارم به شرط اینکه تمام تبصره ها رو پاک کنم تا منم لایق برخورداری از مواهب الهی بشوم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1401/03/28 05:42
      مدت عضویت: 1619 روز
      امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 4 کلمه

      ممنون از پاسخگوییتون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1401/03/27 16:23
      مدت عضویت: 1619 روز
      امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      سلام استاد

      من هر روز غذام کم و کمتر میشه و لاغر و لاغر تر

      اگر یک لقمه بیشتر بخورم حالم بد میشه

      ولی با خودم میگم تو هنوز از خوردن میترسی وگرنه باید بتونی زیاد بخوری و لاغر شی 

      پس چرا استاد در اشپزخانه لاغری انقدر غذاهای رنگارنگ درست میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام و درود
        نترسیدم از غذا به معنی زیاد خوردن نیست
        اینکه من غذای رنگارنگ درست می کنه دلیل نمیشه که زیاد می خورم
        همیشه به اندازه مدنظرت باشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          1401/03/28 16:10
          مدت عضویت: 1619 روز
          امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 22 کلمه

          استاد کاش یک فایل مخصوص نترسیدن از غذا میزاشتین تو دوره هیلی در موردش حرف زدید ولی ممنون میشم این کار کنید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 19 کلمه

            سلام و درود
            در دوره پیشرفته لاغری با ذهن مفصل درباره اش توضیح داده می شه و کلی تمرین داره

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار Shahrbanou
              1401/03/28 21:27
              مدت عضویت: 1326 روز
              امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 256 کلمه

              سلام استاد ، 

              یک سوال دارم از محظر تون ،

              آیا این نظر من درسته که میگم  هر وقت  تونستم از  دوره گام اول  چند کیلو کاهش وزن  قابل توجه رو تجربه کنم و تونستم  پیراهن یا مانتویی بپوشم که  حدااقل  دو سایز کوچکتر و کمتر از الانم باشه که  سایز ۵۴ هست اونوقت به فکر تهیه پول و هزینه دوره پیشرفته باشم ؟؟ الان سایز من ۵۲ هست ولی ۵۴ می پوشم که توش راحت تر باشم وزیاد بهم نمی چسبه  خیلی دلم می خواد سایزم بشه ۴۸ که  سایز ۵۰ برام راحت باشه 

              این یعنی تغییر فیزیکی  اولیه که بسیار بسیار مهم هم هست …که بعد با ذوق و شوق بیشتری ادامه بدم و خودمو به سایز ۴۲ برسونم …..و باز شور و شوق جدیدی پیدا کنم و به سمت هدف نهایی که سایز ۳۸ هست حرکت و بهش برسم  که سایز اندام ایده آل برای منه …منتها من به شکل پلکانی بهش نگاه می کنم …

              قبل آشناییم با سایت شما سایزم ۵۴ بوده که با لباس سایز ۵۶ راحت بودم ولی الان ۵۲ هست اما با ۵۴ راحتم  ..این یه تغییر کوچولو رو نشون میده ،باز جای خوشحالی که  نه تنها چاقتر نشدم بلکه  لاغرتر شدم ولو به اندازه همین مقدار کم ،،، این یک نشانه و یک‌جوانه  بسیار خوشحال کننده  و جای بسی امیدواریست ▪︎

              در یک پست اینستاگرامی از شما شنیدم که درباره  روش غذا خوردن به شکل اتوماتیک در دوره پیشرفته  فایل گذاشتید …و من غبطه خوردم به حال دوستانی که در این دوره هستن و من هنوز اندر خم یک کوچه ام …

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
                محتوای دیدگاه: 55 کلمه

                سلام و درود
                شما از هنرجویان زبده و با انگیزه دوره ورود به سرزمین لاغرها هستید
                در انجام تمرینات و رسیدگی به وظایف خود در دوره آموزشی فراتر از انتظار عمل کردید
                نگران نتیجه نباشید
                اطمینان داشته باشید که در مسیر تجربه شرایط دلخواه هستید
                دوره پیشرفته عالیه و انشاالله به زودی می خوام بروزرسانی روی این دوره انجام بدم.

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  آواتار Shahrbanou
                  1401/03/28 22:20
                  مدت عضویت: 1326 روز
                  امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته