0

خود را لایق لاغر شدن بدانید (گام ۵)

تاثیر ذهن در چاقی
اندازه متن

وقتی صحبت از لاغر شدن می‌شه، خیلی‌ها فوری می‌پرن سراغ رژیم 🍎، ورزش‌های سنگین 🏋🏻‍♀️ یا حتی جراحی ✂️!

📍 این جلسه ادامه گام ۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

اما چیزی که معمولاً نادیده گرفته می‌شه، 🧠 تاثیر ذهن در چاقی و لاغریه؛ اون چیزی که واقعاً پشت صحنه این بازیه 🎭.

یکی از مهم‌ترین عوامل پنهان توی مسیر لاغر شدن، لیاقت داشتن برای لاغر بودنه ✨.

خیلی وقت‌ها ذهن ما، بدون این‌که خودمون بفهمیم، احساس می‌کنه لایق لاغر شدن نیستیم 🚫.

چون توی باورهای عمیقمون، چاقی یه جور هویت شده؛ یه لباسی 👕 که سال‌هاست تنمونه و برامون آشنا و قابل قبوله 🤷🏻‍♀️.

🎯 لیاقت داشتن و تاثیر ذهن در چاقی

تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی‌ها با کمترین تلاش لاغرن 🏃‍♀️💨 و بعضی دیگه با هزارجور رژیم 🥗🏋️‍♂️ و ورزش باز هم وزنشون تکون نمی‌خوره؟

پاسخ ساده‌ست، اما عمیق: تاثیر ذهن در چاقی رو دست‌کم گرفتیم.

لاغری فقط یه عدد روی ترازو نیست ⚖️، بلکه یه «احساس لیاقت» ✨ در ذهن ماست.

ذهن ما باید اول باور کنه که:

«من لایق لاغر شدن هستم» 💎

وگرنه هر تلاشی، مثل هل دادن دیوار 🧱 می‌مونه؛ پر سر و صدا، اما بی‌نتیجه.

🔸 آیا با رژیم گرفتن 🥗، ورزش‌های سخت 🏋️‍♀️ یا قرص‌های لاغری 💊، می‌تونیم حس لیاقت رو در ذهن‌مون ایجاد کنیم؟

❌ نه! چون ذهن ما اون‌قدر باهوشه که فقط به عمل ظاهری بسنده نمی‌کنه؛ اون دنبال باور عمیق، حس شایستگی 💛 و تصویر ذهنی ما از خودمونه 🖼️.

و دقیقاً اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش رو نشون می‌ده.

حالا یه سؤال جالب‌تر: برای چاق شدن چی؟ 🤔

آیا ما برای چاق شدن دوره آموزشی دیدیم 🎓؟ هدف‌گذاری کردیم 🎯؟ با برنامه خاصی روزی چند هزار کالری اضافه خوردیم 🍰؟

❌ نه! ولی چاق شدیم… چون ذهنمون، با هزار تجربه تلخ و شیرین 😅😭، باور کرده بود که چاقی امن‌تره، راحت‌تره، یا حتی بخشی از هویتمونه 👕.

و جالبه بدونی که این مسیر، تکرار پشت تکرار 🔄، عادت پشت عادت 🛤️، تبدیل شد به لیاقتی که ذهن ما برای چاقی ساخت.

خبر خوب اینه که همون ذهن، می‌تونه دوباره آموزش ببینه 🎓. اما این بار، نه برای چاق شدن…

بلکه برای متناسب شدن 🥰. با عزت، با آرامش 🌸، با احساس شایستگی 💛.

پس اگه می‌خوای از چرخه تاثیر ذهن در چاقی خلاص شی 🚀، از ذهن شروع کن؛

جایی که همه‌چیز آغاز می‌شه و تموم می‌شه 🌟.

🌱 لاغر شدن، لیاقتش رو داری؟ ذهن تو جوابشو می‌دونه!

خیلی وقت‌ها پیش خودمون می‌گیم:

“من همه کاری کردم 🥗🏋️‍♀️💊، رژیم گرفتم، ورزش کردم، قرص خوردم… چرا هنوز لاغر نمی‌شم؟ نکنه مشکل از اراده‌مه یا لیاقتش رو ندارم؟ 🤔”

اینجا یه نکته مهم وجود داره: تاثیر ذهن در چاقی 🧠 خیلی عمیق‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کنیم. و احساس لیاقت برای لاغری ✨ درست وسط همین ماجرا جا خوش کرده.

سؤال عجیب اما واقعی:

آیا برای چاق شدن، زحمت خاصی کشیدی؟ 🍰 کلاس یا برنامه خاصی داشتی؟ ❌ نه!

این ذهن ناخودآگاهت بود که بر اساس باورها، احساسات و خاطرات 🌱، تو رو هدایت کرد به سمت چاق شدن. ذهن تصمیم گرفت که تو لایق این جسم باشی 💎.

هر بار که به چاقی فکر کردی یا روی تصویر بدنی تمرکز کردی 🖼️، ذهن ناخودآگاه برداشت کرد که «این آدم علاقه داره!» و مسیر چاقی ادامه پیدا کرد 🔄.

✅ ذهن همیشه دنبال تأیید لیاقت‌ها 💛ست. اگه باور داشته باشی که لایق لاغری نیستی ❌، هرچقدر تلاش فیزیکی کنی، نتیجه پایدار نمی‌شه ⚖️.

خبر خوب: می‌تونی تاثیر ذهن در چاقی 🧠 رو خنثی کنی و لیاقت لاغر شدن ✨ رو دوباره در ذهنت تعریف کنی.

با تمرکز روی احساسات خوب 😊، تصویرسازی بدن دلخواه 🖼️ و مراقبه‌های ذهنی 🧘‍♀️، ذهن ناخودآگاهت قانع می‌شه که تو واقعاً لایق تناسب اندام 💪💎 هستی.

🌿 تو لایق لاغری هستی 💛، اما باید ذهن ناخودآگاهت رو به این باور جدید عادت بدی 🔔 و باورهای قدیمی مثل «من نمی‌تونم ❌» یا «من همیشه همین‌طوری‌ام 🛑» رو جایگزین کنی.

🧠 ذهن ناخودآگاه، کارخانه‌ی لیاقت‌سازی

ذهن ناخودآگاه ما یه سیستم فوق‌العاده هوشمنده 🧠، ولی نه با منطق ما!

تو دنیای ذهن، توجه = علاقه شدید 💡.

یعنی فرقی نمی‌کنه چیزی رو با عشق بخوای 💖 یا با نفرت ازش فراری باشی 😡، همین که دائم بهش فکر کنی، براش یعنی:

«این آدم لیاقت اینو داره، پس بیشترشو بساز!»

همین جاست که تاثیر ذهن در چاقی 🧠 شروع می‌شه…

ذهن ناخودآگاه فراتر از آگاهی ماست 🌱، باورها، عادت‌ها و الگوهای ذهنی ما رو شکل می‌ده و می‌تونه به طور غیرارادی رفتارهای غذایی و واکنش‌های بدن به سیری و گرسنگی رو تحت تأثیر قرار بده.

مطالعات روانشناسی سلامت درباره تاثیر ذهن در چاقی نشون داده که اصلاح باورهای ناخودآگاه و الگوهای ذهنی می‌تونه منجر به تغییرات مثبت و پایدار در وزن بشه و مسیر لاغری رو هموار کنه 🌟.

وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنی، ازش شکایت می‌کنی 😔، جلوی آینه خودتو سرزنش می‌کنی 🪞، با حسرت به آدمای لاغر نگاه می‌کنی 👀 و هر روز با رژیم‌های سخت 🥗🏋️‍♀️ خودتو تنبیه می‌کنی، در واقع داری یه پیام خیلی واضح به ذهن ناخودآگاهت می‌دی:

«من به چاقی توجه می‌کنم، من با چاقی درگیرم، من هنوز در مدار چاقی‌ام!»

و ذهن ناخودآگاهت چی برداشت می‌کنه؟

«خب، پس تو لایق چاق موندن هستی! بذار کمک کنم بیشتر تثبیتش کنیم.» ❗️

همین می‌شه که با وجود همه‌ی تلاشت، باز هم وزنت برمی‌گرده 🔄.

نه چون اراده نداری، نه چون بدنت مقاومه، بلکه چون ذهن تو هنوز لیاقت لاغر بودن 💎 رو باور نکرده.

در واقع خودت لیاقت چاقی رو ساختی و از تاثیر ذهن در چاقی 🧠 برای چاق کردن خودت استفاده کردی، البته ناخودآگاه.

حالا وقتشه ورق رو برگردونی 🔄.

به جای تمرکز روی چاقی ❌، تمرکز کن روی بدن متناسبی که دوست داری داشته باشی 💖.

به جای گله و شکایت، با خودت با عشق حرف بزن 💛 و به ذهن ناخودآگاهت بگو:

«من لایق متناسب شدنم 🌟… لایق آرامش 🍃، لایق سبکی ✨، لایق بدنی که دوستش دارم 💪.»

وقتی ذهن تو احساس کنه که لایق لاغری هستی 💎، تازه شروع می‌کنه به ساختن اون واقعیت در بدنت.

پس از امروز به بعد، به جای اینکه با چاقی بجنگی ⚔️، با باور لیاقت لاغری 💛 ذهن خودت رو متحد خودت کن… نه دشمن خودت. 🌿

💡 اگه می‌خوای این باور «لیاقت لاغری» رو با یه برنامه کامل و قدم‌به‌قدم توی ذهنت بازسازی کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ رابطه تنفر و چاقی؛ در ادامه هم توی گام ۶ سراغ «لاغری با رژیم غذایی» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 394 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.19 از 222 رای

https://tanasobefekri.net/?p=9247

394 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

394 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آسیه رفیعی
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۶ ۱۸:۲۱
      مدت عضویت: 2600 روز
      امتیاز کاربر: 46669 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 3,054 کلمه

      💖بنام خدای مهربان 💖

      🌹سلام استاد آموزش دهنده لیاقتها و تغییر دهنده آنها و التیام بخش دردها 🌹و دوستان شگفتی ساز و پرقدرتم 🌹

      💜گام پنجم 💜لیاقت داشتن 💜

      واقعا من هم از اولی که با دوره های استاد آشنا شدم و دوره مقدماتی رو گوش دادم آرزو داشتم دوره🌹 خدا هرگز دیر نمیکند 🌹که حتی اسمشم برام بی نهایت ذوق میاره و از انتخاب همین نام زیبا هم کلی حس آموزش دارم 😅 رو هم برای خودم بخرم و لحظه ای که استاد عزیز دوره رایگان بی نظیر 💖 زندگی با طعم خدا💖 رو در اختیار ما قرار دادن خیلی خیلی خوشحال شدم و معجزاتی هم که از این دوره فوق العاده نصیبم شد مدام منو به شگفتی وا میداشت💃 حالا اگر در دوره شرکت کنم چقدر برام عالی تره و مطمئنم خدا وقتی رویایی رو در سر من انداخته به زودی مقدمات شرکت در اون دوره بی نظیر رو هم برام فراهم میکنه مخصوصا که هر چه سریعتر قصد دارم💖 دوره خلق آرزوها 💖رو هم به خودم هدیه بدم چون لایقشم و با مامانم صحبت کردم و راضی بوده😍 ولی بازم گفت اول دوره پیشرفته رو میخره😍

      وای که چقدر این فایل عالی و فوق العاده بود و منو در نجواهای ذهنیم به سالهای دور و خاطرات گذشته برد خاطراتی که از گروه دوستانه چالشی سه رقمیهامون داشتیم همه دوستان رژیمی بودیم و صد در صد شنبه های ترازویی داشتیم و درسته که همه در سعی و تلاش بودن برای اول شدن در مقدار کاهش وزن 😅ولی یکی از دوستانمون در مهمونی گیر افتاده بود و به شدت دلش شیرینی میخاست و صاحبخونه هم میدونست که ایشون رژیم دارن و بهش تعارف هم نکرده بودن از وسط مهمونی به ما چت میکرد و راهاکار میخاست چطوری اون شیرینی رو بدزده 😐🙄 و دوستان براش راهکار میدادن و هر کسی یه نقشه برای هدایتش به خوردن اون شیرینی که به شدت رو مخش بود میکردن از جمله این که یجوری هواس صاحبخونه رو پرت کنه به بهونه اب خوردن اون شیرینی رو بپیچونه تو آستینش قایم کنه و بعد بره تو دسشویی بخوره 😥 یعنی لیاقت اون واقعا این بود اینهمه خفت و خواری رو تحمل کنه و خودشو عذاب بده همه دوستان هم مدام میپرسیدن چی شد بی عرضه بالاخره خوردیش یا نه حتی بیشتر از خود طرف مشتاق به موفقیت شیرینی خوردن اون بودن و پیگیر 😂 و تمام حواسشون این بود که نقشه دیگه ای بکشن که اون پیروز بشه 😂 یا خود من کل عروسیا و مهمونیایی که رفتم و مدام چشمم دنبال شیرینی و خوراکیهای روی میز میدوید حتی صاحبخونه مدام میگفت برای تماشا نیستن بخورین و من از ترس قضاوتهای دیگران مدام با ذهن من که در تلاش بود بخور پس چرا نمیخوری من میخام میجنگیدم و چنان حسرت و عقده ای در خودم پرورش میدادم که حد نداشت و خودمو لایق خوردن و لذت بردن نمیدونستم و مدام درگیری نجواهای ذهنی داشتم تو همینجوریش شام نمیخوری وای به حال این که الان اراده ات ضعیف بشه و گول بخوری که تسلیم مهمانوازی صاحبخونه بشی 😂 اون اگه تعارف میکنه با تو نیس که با متناسباست و این خوردنیا به تو حرام است و گاهی وقتی سرسختی منو میدیدین و مطمئنم در چشمام کاملا مشهود بوده با وسوسه کردن من میگفتن حالا یک شب که هزار شب نمیشه 😅خونه من کسی حق نداره رژیم باشه 😂 الان تو مسافرتیم تو این اب و هوا هضم میشه میره 😅 حالا هر وقت رفتی خونتون رژیم بگیر نترس بخور کسی کاریت نداره 😂بابات دعوات نمیکنه حواسش نیست بخور 😂 حالا یه امشب رو ناپرهیزی کن و بعدش چشم غره ها و پوزخندا و تمسخرا و متلکای اطرافیان رو بعد از خوردن کاملا به یاد میارم حتی شیرینی خامه ای که یکی از فامیلامون که خانوادگی رژیم گرفته بودن و قبلا همشون چاق شدید بودن و از کشور قطر مهمان خونه بابابزرگم بودن به همه شیرینی تعارف کردن جز من که گفت تو نخور تو خیلی چاقی برات اصلا خوب نیس و همیشه حسرت اون شیرینی به دلم موند و هر چقدرم شیرینی خوردم جای تحقیر و توهینی که اون به من کرده بود رو پر نکرد مثلا به حساب خودش به نفع من کار کرده بود ولی من مدام خودمو تحقیر و سرزنش میکردم که تو لایق همین حرفایی اره حق دارن تا لاغر نشی همیشه همین حرفا هست 😂 و انقدر فرشته درونم سرخورده و نابود شده بود که مجبور شدم نون خامه ای و اینا بخرم باز جای اون رو نگرفت و از ترس قضاوتها خودمو خیلی لایق بدتر از اینا میدیدم و خیلیم برام طبیعی بود بقیه به خودشون اجازه بدن منو شکنجه کنن 😅 و جیکم در نمیومد و هیچ اعتراضی بل اونا نمیتونستم بکنم فقط به خودم لعنت و فشار و اعتراض میکردم و همشو میریختم تو خودم و الان شک ندار، تمام اوگ حسرتها و عقده ها بود که تو دلم تلنبار میشد و مدام شکم منو بزرگ تر میکرد نه خوردن نیاز واقعی بدنم که روز به روز حجم غذای مصرفیم رو کم میکردم و حس میکردم من لیاقت خوردن هیچ خوشمزه ای رو ندارم و ترس بیشتر و بیشتر😅

      یا حتی مهمونیای عید که پسرداییم خونه ما بودن و چاق بود و ظرف شکلات رو میز کامپیوتر بود داخل پذیرایی و پسرداییم میرفت و میومد یه شکلات میخورد و به جایی رسیده بود که مشت میکرد شکلات ها رو و میرفت جایی یواشکی بخوره و دخترخاله من که شاهد این ماجرا بود و خودش به شدت متناسبه و هر کار میکنه چاق نمیشه اومد مسخره کرد و برای همه تعریف کرد که من میگم چرا من هر چی میخورم چاق نمیشم شماها رو هم دیدم که نمیخورید هیچی پس اینجوری مشت میکنید میرید یه جا یواشکی میخورید ولی تا حالا نتونستم مچ آسیه رو بگیرم بالاخره یه روز اونم کشفش میکنم 😂 و یه جایی گیرش میندازم از نظر خودش مزه پرونده بود و خیلیم با نمک بود ولی انصافا من شده بودم آش نخورده و دهن سوخته و همه هم با خنده تایید کردن که حق کاملا با دخترخالمه و من از اون متنفر نشدم بلکه بیشتر از خودم متنفر شدم 😡😂 و خنده و مسخره زشت اطرافیان کاملا به جاست چون من هیکلم از همه گنده تره

      ولی همین امسال که دامادمون تازه وارده در خونه ما و شب یلدا بخاطر کرونا دور همی نداشتیم بر عکس همیشه که خونه ما شلوغ ترین بود باعث شد یه تجربه عالی داشته باشم که در اینستا کامنت کردم اولش حتی گفتم این که چیز خاصی نیس ننویس ولی فرشته درونم میگفت بنویس دوست دارم خودتو تشویق کنی و ببینی تو هم لایق تناسب اندام همیشگی شدی بخاطر اینهمه تغییرت چون دامادمون خوردن منو کاملا زیر نظر داشت و خودشم متناسبه گفت من دقت کردم آسیه خانم داره اینجوری میخوره و اون جوری میخوره و دلم به شدت کرانچی میخاست و شرایط خوردنش مهیا بود 😍😂 تا دیدم زیر نظر داره منو خواستم خودمو مخفی کنم و پا رو دلم بزارم و نخورم ولی بعد گفتم خوب ببینه که چی من دلم میخاد و خوردم درست به اندازه ای که میلم بود 😅 و کلی خوراکی های دیگه هم بود قرار بود بستنی هم بخوریم با تماشای فیلم اخر شبی و من فرشته درونم رو لایق کودکی کردن دیدم و بعدش که خواستیم بخوریم همه خوردن منم محال بود بستنی رو رد کنم و هیچوقت حتی با این اموزشا هم بستنی رو رد نمیکردم با نهایت تعجب و خوشحالی گفتم نه من بستنی الان میلم نیس و نمیخام 😳 و کلی هم تو دلم ذوق کردم و ارامشم نگفتنی بود و فرداش بستنی رو میخورم خلاصه که فرصت خوردن اون بستنی که اصلا پیش نیومد و دادم خواهر زاده هام خوردن و حتی چند شب بعدشم همه خوردن باز من میلم نبود و نخوردم و فردای اونروز میلی به غذا هم نداشتم و بابام هی میگفت چته مریضی یبوست داری برو دکتر حالت خوب نیس و من با ذوق وصف ناشدنی که خودم در دلم بود گفتم نه بابا خدا رو شکر سالم سالمم فقط میلم نیس ارامش کودک درونم بی نظیرو فوق العاده بود نه صبحانه خوردم نه نهار و نه شام اینم بگم به هیچ عنوان رژیم نیستم و ترس از خوردنم به شدت کم شده و هر چی دلم بخاد میخورم و این تجربه برای من حیرت انگیز و شیرین بود و مدام به خودم افرین گفتم و بازم افرین میگم 💃💪🏻🏌️‍♀️ کاری که جدیدا در حال انجامشم چون قبلا وقتی میلم نبود یا به زور میخوردم یا میگفتم اینم که باز شد همون نخوردنه ولی این بار انصافا فقط از نخوردنم لذت و اشتیاق داشتم و تحول عجیبم که شاید حتی به نظر دیگران مسخره باشه😂💪🏻 حتی باز الانم نوشتم ته دلم ضعف و شیرینی اون لحظات تکرار شد 😍 و از وقتی در سایت مینویسم این تجربه ها به شدت زیادن و در حال جریان و رهایی که تو همه این سالها به دنبالش بودم در من قدرت پیدا کرده که از ذوق و اشتیاق انجام تمرینات و خوندن دیدگاههای فوق العاده دوستانم💃💃💃 که در ادامه تمرینات این مسیر سبز اون بهتریناشو براتون تعریف میکنم که الان خیلی طولانی نشه 😅

      💜 به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید💜

      استاد یه اعترافی کنم که الان قادر نبودم دوباره تمام اون مشکلات و تلخیها رو دوباره با تمام تمرکزم بنویسم و متن قبلی خودم رو کپی کردم و یه سری جدید یادم اومده بود اضافه کردم به متن تمرین قبلی واقعا تا قبل از نوشتن تمام پرونده های سابقم و حال خرابشون مرتب در حال به روز رسانی بودن تا بیرون نریخته بودمشون 😅😍 ولی گاهی حس میکنم الان از بس شاد و خوشحال و راضیم اون حرفا برام کم رنگ شده و مجبورم تقلب کنم تا بنویسمشون در صورتی که قبلا کاملا تمام اتفاقات جلوی چشمم بودن و انگار همین دیروز اتفاق افتاده بودن و عقده بودن که کسی حاصر نیس بشنوه 😅😂 الان که حس نوشتن و اشتیاق نوشتن هست و میدونم هم شکل و هیکلای خودم که تمام اینا رو مشابه تجربه کردن با لبخند و اشتیاق نوشتمشون واقعا تغییراتم خیلی خیلی برام پر رنگ تر میشه با نوشتن و کنکاش و جستجو در لایه های غبار گرفته ذهنم و این برام لذت بخش و شیرینه😍 و متاسفم اگر گاهی زیاده روی به نظر میاد از نظر دوستانم و همینجا هم از خودم و هم از دوستانی که با خوندن دلنوشته هام متاثر میشن معذرت میخام 🌹🌹🌹

      💓با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید 💓

      تلاش های قبلی من همه ضعف بود و سستی هیچ احساس لیاقتی در من وجود نداشت و کاملا بر عکس بود و تماما توجه به نالایق بودن بوده چون در مسیر انحرافی با اهرم رنج و فشار و شکنجه در تلاش شبانه روزی برای تخریب خودم داشتم و ناتوانی و تحقیر و هیچ ترمیمی در وجود من نبود و همه چیز عقده و حسرت و محرومیت بیشتر و نخوردن و حال و حس خراب بود واقعا همیشه باور داشتم هر رژیمی اولش شوک به بدنمه و از خواب بیدار میشه برای همین یکمی وزنم میاد پایین و یه سره رو مین جنگی ترازو بودم و همیشه هم کاملا باورم این بود بی لیاقت ترین ادم دنیام و مدام به خودم اثبات میکردم و بر علیه خودم شاهد جمع میکردم که تقصیر من نیس که دست خودم نیس ببینید من هیچی هم نخورم باز لاغری لیاقت من نیس من رو خدا افریده که فقط لذتهای دیگران رو ببینم و حسرت بخورم 😅😂 یه مثلی هم بود که ما فقط برای تماشای جهان امده ایم خواهر ترشیده حافظ 😂 درسته که بهش میخندیدیم ولی خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است بود و پر از درد و همیشه در مقام مقایسه با دیگران و خوب بودن همه بچل های مردم که باعث افتخار پدر و مادرشون هستن 😅 ولی من مایه سرشکستی و آبرو ریزی و خجالت در تمام جنبه های زندگیم حتی درسخون هم نبودم و همش بهم میگفتن خاک تو سرت بی عرضه تنبل نفهم کودن 😂😂😂 تن پرور 😅 بشکه غصه 😅 باید تو دبه ترشی بندازیمت 😂 حتی زشت ترین موجوادات تو کارتونا بابام میگفت این عینهو اسیه اس و منم اشک میریختم 😂

      🌹ولی واقعا الان خنده هام از ته ته دلم و اعماق وجودمه چون راه خوشبختی و حال خوب در اختیارمه باز هم متشکرم از اموزشهای بی نظیر و فوق العادتون🌹

      😂روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش چاق تر شدن شده اند 😂
      تماما سبب افزایش چاقی من شده اند چون با وجود اینکه شدیدا رژیم داشتم هر غذایی در حال خراب شدن و حکم حیف بودن رو داشت باقیمانده غذای دیگران و ارزش قائل نبودن برای بدنم سطل آشغال متحرک بودم و از ترس اینکه دور بریزن چون به شدت محرومیت و محدودیت داشتم همون یذره غذایی که میخاستم بخورم و رژیمی بود رو هم از همون حیفه ها میخوردم میگفتم تو که همش غذات اندازه گنجشک هست و نبایدم از غذا لذت ببری خوب اینو بخور که نریزن دور اسرافم نشه 😂 دلت هم نسوزه😍
      همین الان که داشتم ظرف میشستم خواهرم غذای رژیمی برای خودش درست کرده بود و یک تکه ناچیز سیب زمینی آب پز ته ظرف مونده بود من کلا سیب زمینی خیلی دوست دارم نهارمم خورده بودم و نه گرسنه بودم نه سیر اگه قبلا بود در جا میبلعیدم و میگفتم این که به جایی نمیرسه نزار بریزن دور گفتم تو هم که میلت میکشه بخور بلافاصله صدای استاد در گوشم پیچید مگه لیاقت تو سطل اشغال بودنه چقدر خوبه که نجوای فرشته درونم با صدای استاد در ذهنم تکرار میشه خیلی صدای استاد رو دوست دارم 😍😍😍👏🏻👏🏻👏🏻 آفرین به من 💪🏻 آفرین به صدای پر طنین و تکرار استاد گلم 😍 که خیلی برام لذت بخش بود و چشم دلم سیره و فکر نمیکنم که الان نخوردم دیگه فرصتش پیش نمیاد 😂 همه چی برعکسه

      💖پیشنهاد خود برای گسترش ایجاد و گسترش 🌹لیاقت لاغر شدن 🌹 را در خود بنویسید 💖

      💃من لیاقت پوشیدن بهترین لباسها رو دارم 💃من لیاقت استفاده و خوردن تمام نعمت ها و رزق و روزی خدا رو دارم 💃من لایق بهترینها هستم 💃 من لیاقت خوش تیپ بودن رو دارم 💃 من لیاقت ثروتمند شدن رو دارم 💃 من لیاقت با اعتماد به نفس عالی زندگی کردن رو دارم 💃 من لیاقت خوشبختی رو دارم💃من لیاقت استفاده و ایجاد ایده ال ترین شرایط رویایی خواستنی خودم رو دارم 💃 من لیاقت شجاع و توانمند بودن رو دارم 💃 من ذهن به شدت لایق و قدرتمندی دارم که تمام آرزوهام رو خلق کنم و خالق ادامه مسیر زندگیم به بهترین حالت ممکن باشم 💃 من لیاقت حضور در کنار بهترین هم کلاسی ها و شگفتی سازات رو دارم 💃 من لیاقت انتخاب و هدایت شدن از سمت خدای مهربون رو دارم 💃 من لیاقت شاگرد اولی بودن استادم رو دارم 💃من لیاقت اینو دارم که خودم بفهمم چقدر غذا باید بخورم و لیاقت دریافت پیغام سیری رو دارم 💃 من لیاقت تصمیم گیری برای تمام امور زندگیم رو دارم و لایق این هستم خیلی عاقلانه رفتار کنم 💃 من لیاقت اینو دارم که اجازه دخالت هیچ بنی بشری رو برای زندگی خودم ندم و طبیعی نمیدونم کسی دلش به حال من بسوزه 💃من لیاقت عصای دست پدر و مادرم شدن رو دارم💃 من لیاقت اینو دارم که کسی نگرانم نباشه چون خودم استحقاق اینو دارم که شایسته ترین فرد زندگیم باشم 💃 من لیاقت افتخار افرین شدن رو دارم 💃 من لیاقت اینو دارم که در جهانم همه چیز زیبا و نیکو و در اخرین ورژن تمام خوبی ها باشم 💃 من لایق و سزاوار تشویق های مکرر و پی در پی تمام اطرافیانم هستم 💃 من لیاقت داشتن بهترین امکانات رو دارم 💃 من لیاقت اینو دارم که بهترین نویسنده رویاهام باشم 💃 من لیاقت تندیس افتخار بهترین کارگردان و بازیگر زندگیم رو از خدا دریافت کنم دارم 💃 من لیاقت خوشبختی و سعادت هم این دنیا و هم اون دنیا رو دارم 💃من لیاقت اینو دارم که اشرف مخلوقات خدا باشم و شیطان از من نا امید بشه 💃من لیاقت امیدواری به بخشش و کرم و رحمت خدا رو دارم 💃 من لیاقت زندگی در بهشت جاوید و ابدی رو دارم 💃 من لیاقت بازیها و شادیهای کودکانه ای که از همون اول زندگی خودمو محروم کرده بودم چون دختر اول خانواده هستم و باید خیلی زودتر از سنم بزرگ میشدم رو برگردوندم و هم بازی خواهرزاده های گلم رو بشم دارم 💃 من لیاقت تفریح و شادی و خنده و بهترین مسافرت ها و بهترین هتل ها و بهترین امکانات رو دارم 💃 من لیاقت اینو دارم خوش پوش ترین باشم و خودم لباسامو انتخاب کنم نه لباسها منو نه رنگ ها منو هر رنگی که عشق کنم میپوشم هر مدلی که عشق کنم مال منه 💃 من لیاقت اینو دارم مثل پر کاه باشم و سالم ترین و بهترین بدن رو داشته باشم 💃من لیاقت اینو دارم بهترین رقصنده دنیا باشم و یاد بگیرم و خودم از دیدن رقصم شگفت زده بشم 💃من لیاقت اینو دارم که به خودم افتخار کنم و از دیدن خودم در اینه غرق در لذت بشم و عاشق خودم و خدای درونم باشم 💃من لیاقت اینو دارم که بانمک ترین ادم دنیا باشم و همه رو بخندونم نه اینکه بگریونم 💃 من لیاقت اینو دارم کسی به حالم افسوس و تاسف نخوره بلکه خودشون باید یه فکری به حال خودشون بکنن و سرشون رو بکنن تو زندگی خودشون نه من 💃

      💖وای خدای من چقدر لیاقت داشتم و ازش غافل بودم با باورها و الگوهای غلط و بدرد نخورم و لیاقت اینو دارم که متحول ترین ادم دنیا بشم هنوزم کلی لیاقت هست که در مسیر سبز این سرزمین کشفشون میکنم و بهشون میرسم 💖

      💖💖💖💖💖خدا جونم ممنونم که منو اینهمه لایق افریدی و خودم قدرش رو ندونستم و با دستای خودم این لیاقتها رو از خودم گرفته بودم و استادم یادم اورد من چقدر لایق بودم و بی خبر بودم یا خودمو به بی خبری و خواب خرگوشی زده بودم و خدا بواسطه بهترین استاد دنیا بیدارم کرد 🌹🌹🌹🌹🌹☺️ استادم بی نهایت سپاسگزارم از این فایل عالی و پر محتوا و شگفتی آور و فرصت عالی که نصیبم شد برای نوشتنشون

      خدایا هزاران باز شکرت 💓💓💓 ۵۰ کیلویی شدن حق منه سهم منه و متناسب شدن از همه لحاظ با قدرت ذهن چه جسمی چه روحی آسون ترین و لذت بخش ترین کار دنیاست چون هدایتم این بار از سمت خداست بواسطه بهترین بنده خودش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم