وقتی صحبت از لاغر شدن میشه، خیلیها فوری میپرن سراغ رژیم 🍎، ورزشهای سنگین 🏋🏻♀️ یا حتی جراحی ✂️!
اما چیزی که معمولاً نادیده گرفته میشه، 🧠 تاثیر ذهن در چاقی و لاغریه؛ اون چیزی که واقعاً پشت صحنه این بازیه 🎭.
یکی از مهمترین عوامل پنهان توی مسیر لاغر شدن، لیاقت داشتن برای لاغر بودنه ✨.
خیلی وقتها ذهن ما، بدون اینکه خودمون بفهمیم، احساس میکنه لایق لاغر شدن نیستیم 🚫.
چون توی باورهای عمیقمون، چاقی یه جور هویت شده؛ یه لباسی 👕 که سالهاست تنمونه و برامون آشنا و قابل قبوله 🤷🏻♀️.
🎯 لیاقت داشتن و تاثیر ذهن در چاقی
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضیها با کمترین تلاش لاغرن 🏃♀️💨 و بعضی دیگه با هزارجور رژیم 🥗🏋️♂️ و ورزش باز هم وزنشون تکون نمیخوره؟
پاسخ سادهست، اما عمیق: تاثیر ذهن در چاقی رو دستکم گرفتیم.

لاغری فقط یه عدد روی ترازو نیست ⚖️، بلکه یه «احساس لیاقت» ✨ در ذهن ماست.
ذهن ما باید اول باور کنه که:
«من لایق لاغر شدن هستم» 💎
وگرنه هر تلاشی، مثل هل دادن دیوار 🧱 میمونه؛ پر سر و صدا، اما بینتیجه.
🔸 آیا با رژیم گرفتن 🥗، ورزشهای سخت 🏋️♀️ یا قرصهای لاغری 💊، میتونیم حس لیاقت رو در ذهنمون ایجاد کنیم؟
❌ نه! چون ذهن ما اونقدر باهوشه که فقط به عمل ظاهری بسنده نمیکنه؛ اون دنبال باور عمیق، حس شایستگی 💛 و تصویر ذهنی ما از خودمونه 🖼️.
و دقیقاً اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش رو نشون میده.
حالا یه سؤال جالبتر: برای چاق شدن چی؟ 🤔
آیا ما برای چاق شدن دوره آموزشی دیدیم 🎓؟ هدفگذاری کردیم 🎯؟ با برنامه خاصی روزی چند هزار کالری اضافه خوردیم 🍰؟
❌ نه! ولی چاق شدیم… چون ذهنمون، با هزار تجربه تلخ و شیرین 😅😭، باور کرده بود که چاقی امنتره، راحتتره، یا حتی بخشی از هویتمونه 👕.
و جالبه بدونی که این مسیر، تکرار پشت تکرار 🔄، عادت پشت عادت 🛤️، تبدیل شد به لیاقتی که ذهن ما برای چاقی ساخت.
خبر خوب اینه که همون ذهن، میتونه دوباره آموزش ببینه 🎓. اما این بار، نه برای چاق شدن…
بلکه برای متناسب شدن 🥰. با عزت، با آرامش 🌸، با احساس شایستگی 💛.
پس اگه میخوای از چرخه تاثیر ذهن در چاقی خلاص شی 🚀، از ذهن شروع کن؛
جایی که همهچیز آغاز میشه و تموم میشه 🌟.

🌱 لاغر شدن، لیاقتش رو داری؟ ذهن تو جوابشو میدونه!
خیلی وقتها پیش خودمون میگیم:
“من همه کاری کردم 🥗🏋️♀️💊، رژیم گرفتم، ورزش کردم، قرص خوردم… چرا هنوز لاغر نمیشم؟ نکنه مشکل از ارادهمه یا لیاقتش رو ندارم؟ 🤔”
اینجا یه نکته مهم وجود داره: تاثیر ذهن در چاقی 🧠 خیلی عمیقتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. و احساس لیاقت برای لاغری ✨ درست وسط همین ماجرا جا خوش کرده.
سؤال عجیب اما واقعی:
آیا برای چاق شدن، زحمت خاصی کشیدی؟ 🍰 کلاس یا برنامه خاصی داشتی؟ ❌ نه!
این ذهن ناخودآگاهت بود که بر اساس باورها، احساسات و خاطرات 🌱، تو رو هدایت کرد به سمت چاق شدن. ذهن تصمیم گرفت که تو لایق این جسم باشی 💎.
هر بار که به چاقی فکر کردی یا روی تصویر بدنی تمرکز کردی 🖼️، ذهن ناخودآگاه برداشت کرد که «این آدم علاقه داره!» و مسیر چاقی ادامه پیدا کرد 🔄.
✅ ذهن همیشه دنبال تأیید لیاقتها 💛ست. اگه باور داشته باشی که لایق لاغری نیستی ❌، هرچقدر تلاش فیزیکی کنی، نتیجه پایدار نمیشه ⚖️.
خبر خوب: میتونی تاثیر ذهن در چاقی 🧠 رو خنثی کنی و لیاقت لاغر شدن ✨ رو دوباره در ذهنت تعریف کنی.
با تمرکز روی احساسات خوب 😊، تصویرسازی بدن دلخواه 🖼️ و مراقبههای ذهنی 🧘♀️، ذهن ناخودآگاهت قانع میشه که تو واقعاً لایق تناسب اندام 💪💎 هستی.
🌿 تو لایق لاغری هستی 💛، اما باید ذهن ناخودآگاهت رو به این باور جدید عادت بدی 🔔 و باورهای قدیمی مثل «من نمیتونم ❌» یا «من همیشه همینطوریام 🛑» رو جایگزین کنی.

🧠 ذهن ناخودآگاه، کارخانهی لیاقتسازی
ذهن ناخودآگاه ما یه سیستم فوقالعاده هوشمنده 🧠، ولی نه با منطق ما!
تو دنیای ذهن، توجه = علاقه شدید 💡.
یعنی فرقی نمیکنه چیزی رو با عشق بخوای 💖 یا با نفرت ازش فراری باشی 😡، همین که دائم بهش فکر کنی، براش یعنی:
«این آدم لیاقت اینو داره، پس بیشترشو بساز!»
همین جاست که تاثیر ذهن در چاقی 🧠 شروع میشه…
ذهن ناخودآگاه فراتر از آگاهی ماست 🌱، باورها، عادتها و الگوهای ذهنی ما رو شکل میده و میتونه به طور غیرارادی رفتارهای غذایی و واکنشهای بدن به سیری و گرسنگی رو تحت تأثیر قرار بده.
مطالعات روانشناسی سلامت درباره تاثیر ذهن در چاقی نشون داده که اصلاح باورهای ناخودآگاه و الگوهای ذهنی میتونه منجر به تغییرات مثبت و پایدار در وزن بشه و مسیر لاغری رو هموار کنه 🌟.
وقتی دائم به چاقی فکر میکنی، ازش شکایت میکنی 😔، جلوی آینه خودتو سرزنش میکنی 🪞، با حسرت به آدمای لاغر نگاه میکنی 👀 و هر روز با رژیمهای سخت 🥗🏋️♀️ خودتو تنبیه میکنی، در واقع داری یه پیام خیلی واضح به ذهن ناخودآگاهت میدی:
«من به چاقی توجه میکنم، من با چاقی درگیرم، من هنوز در مدار چاقیام!»
و ذهن ناخودآگاهت چی برداشت میکنه؟
«خب، پس تو لایق چاق موندن هستی! بذار کمک کنم بیشتر تثبیتش کنیم.» ❗️
همین میشه که با وجود همهی تلاشت، باز هم وزنت برمیگرده 🔄.
نه چون اراده نداری، نه چون بدنت مقاومه، بلکه چون ذهن تو هنوز لیاقت لاغر بودن 💎 رو باور نکرده.
در واقع خودت لیاقت چاقی رو ساختی و از تاثیر ذهن در چاقی 🧠 برای چاق کردن خودت استفاده کردی، البته ناخودآگاه.
حالا وقتشه ورق رو برگردونی 🔄.
به جای تمرکز روی چاقی ❌، تمرکز کن روی بدن متناسبی که دوست داری داشته باشی 💖.
به جای گله و شکایت، با خودت با عشق حرف بزن 💛 و به ذهن ناخودآگاهت بگو:
«من لایق متناسب شدنم 🌟… لایق آرامش 🍃، لایق سبکی ✨، لایق بدنی که دوستش دارم 💪.»
وقتی ذهن تو احساس کنه که لایق لاغری هستی 💎، تازه شروع میکنه به ساختن اون واقعیت در بدنت.
پس از امروز به بعد، به جای اینکه با چاقی بجنگی ⚔️، با باور لیاقت لاغری 💛 ذهن خودت رو متحد خودت کن… نه دشمن خودت. 🌿

تنفر از چاقی؛ دلیل اصلی چاقتر شدن؟
شاید برایتان عجیب باشد که چگونه ممکن است از چیزی به شدت متنفر باشیم 😣، اما همان چیز روز به روز در زندگی ما بزرگتر و گستردهتر شود 🌱.
اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش را نشان میدهد 🧠✨ و قانون جذب، این راز بزرگ ذهن ناخودآگاه را فاش میکند 🔑. درک این مسئله نیازمند آگاهی عمیقتر و پافشاری در مسیر تغییر است 💪.
سالها پیش، من هم مثل بسیاری از شما سردرگم بودم 🤔؛ دائم به خودم میگفتم:
«چرا همیشه آن چیزی که ازش متنفرم، بیشتر و بیشتر در زندگیام حضور دارد؟» 😩
بارها و بارها فکر کردم چرا ذهنم به چیزهایی که دوست ندارم گیر میدهد و از آنها خلاص نمیشود. اما از تاثیر ذهن در چاقی بیاطلاع بودم و نمیدونستم پاسخ سادهتر از آن بود که فکر میکردم 💡:
ذهن ناخودآگاه ما فرق بین «دوست داشتن» ❤️ و «نفرت» 💔 را نمیفهمد. هرچیزی که به آن توجه کنیم، در واقع برای ذهن به معنی «علاقه» است. و ذهن، بر اساس این «علاقه»، همان موضوع را در زندگی ما گسترش میدهد 🌟.
این یعنی اگر مدام به چاقی ⚖️، عیبها و نارضایتیها فکر کنیم 😓، ناخودآگاه داریم لیاقت «چاقتر شدن» را در خود تقویت میکنیم!
پس اگر واقعاً میخواهید لاغر شوید 🏃♀️✨، باید ابتدا لیاقت لاغر شدن را در ذهن خود بسازید 🧘♀️.
تا زمانی که نگرش شما به خودتان و بدنتان تغییر نکند 🔄، لیاقت «متناسب شدن» در شما ایجاد نمیشود ⚖️.
باید فرمولهای ذهنی که باعث چاقی میشوند 🔒 را خاموش و فرمولهای ذهنی لاغری 🌟 را فعال کنید.
و مهمتر از همه، باید توجهتان را از چاقی بردارید ❌⚖️ و به سوی لاغری، سلامتی و سبک زندگیای که آرزویش را دارید 🏞️🍎، معطوف کنید.
در نهایت، راز موفقیت در لاغری پایدار 🏆، درک عمیق و بهکارگیری تاثیر ذهن در چاقی و تقویت لیاقت لاغری داشتن است 🌈✨.
💛 اگر آمادهای زندگی ذهنی و جسمیات را با استفاده از تاثیر ذهن در چاقی متحول کنی، دوره ورود به سرزمین لاغرها 🏰💫 بهترین فرصت است تا اصولی و عمیق، از شر افکار چاقی خلاص شوی و لیاقت لاغری را در خود تقویت کنی 🎯.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای انجام بهتر تمرین تاثیر ذهن در چاقی، به سوالات زیر فکر کنید و پاسخهای خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید:
- به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کردهاید فکر کنید. چگونه لیاقت چاق شدن را در ذهن خود پرورش دادهاید؟
- آیا در تلاشهای قبلی خود برای لاغر شدن، توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در ذهنتان داشتهاید؟
- روشهای لاغری که استفاده کردهاید، باعث افزایش لیاقت لاغر شدن شدهاند یا بالعکس، لیاقت چاقتر شدن را بیشتر کردهاند؟
- چه پیشنهادهایی برای ایجاد و تقویت لیاقت لاغر شدن در ذهن خود دارید؟
- از محتوای ویدیوی آموزشی تاثیر ذهن در چاقی استفاده کنید و تمرینی که برای خود میسازید را در بخش نظرات بنویسید تا با هم به رشد و تغییر کمک کنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.19 از 222 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
من خودم وقتی به عقب برمیگردم یعنی زمانی که تازه با سایت تناسب فکری آشنا شدم ومیخاستم با دوره پیش برم این نجوای ذهنی هم در من خیلی زیاد بود که نمیشه .سخته .و حتی انتظار لاغری رو هم نداشتم .
اما مرتب یه حس درونی میگفت تو که راههای دیگری رو امتخان کردی جواب نگرفتی بیا این رو هم امتحان گفت اگه جواب نگرفتی فردا پشیمون نیستی که چرا امتحان نکرده عقب کشیدی .
و ویس های استاد رو که گوش میدادم بهم دلگرمی میداد و خاطرات چاقیش مثل خاطرات چاقی من بلکه حتی شدیدتر بود ومن به خودم میگفتم نگاه این تونست توهم میتونی .
و روزها ادامه میدادم وبا جدیت تمارین رو در زندگیم اجرا میکردم .
کم کم حس نومیدی کم وکمتر شد و با خودم میگفتم اشکالی نداره یه ۳ تاچهار کیلو هم کم کنم بازم خوبه . و انتظارم رو پایین میاوردم .
و بعد مدتی امیدم بیشتر شد برای لاغری . چون دوستانی مثل فریده جان بودند که کامنتهای خوبی مینوشتن و کلی دوستان دیگه که احساس تنهایی نمیکردم و گفتم نگاه اینهمه دوست و رفیق دارم باهم پیش میریم بهم کمک میکنیم بهم انگیزه میدیم ودست همو میگیریم خداهم کمک میکنه .
آرام آرام دوره برام شیرین شد و در روز زمانهای بیشتری اختصاص میدادم و استادعزیز وقتی سوالات روکه برام مبهم بود پاسخ میدادن و مدال بندی میکردن اشتیاقم بیشتر میشد وادامه میدادم .
کم کم حس لیاقت کردم و دلم میخاست مونکن بشم.
و انتظار لاغرشدن برام کم کم بالاتر رفت و هرچه بیشتر تمرکز میکردم نتایج بیشتری میگرفتم باورهای کهنه قدیمی برام آشکار میشد و من روش تمرکزی کار میکردم .
لایوها رو گوش میدادم ونتایج دوستان رو بارها وبارها میخوندم و ویس هاشون رو گوش میدادم و آرام آرام رفتار غذایی متناسب ها رو نگاه میکردم و تازه متوجه شدم چه رفتارهایی دارم که با متناسب ها فرق داره و رفتار صحیح چیه .
مثلا برادرم متناسبه نگاش میکردم که عجله داشت جایی بره و غذا اگه سرد بود حتمن گرم میکرد بعد میخورد . ولی من کلی وقت هم که داشتم حوصله نداشتم و غدا رو سرد میخوردم .
اون اگه غذا یه طعمی بود که مثلا با روغن مرغ داخل یخچال بود واضافه بود اگر نیمرویی درست میشد نمیخورد وغر میزد .
اما من نه .
کم کم این رفتارهاش رو که دیدم درست رفتار میکردم و تغییرات درجسمم نمایان تر شد .
من آرام آرام با کار کردن روی خودم و پوچ دانستن عوامل بیرونی در چاقیم تونستم احساس لیاقت متناسب شدن رو ایجاد کنم و ۱۴ کیلو وزنم بیاد پایین .
یعنی ۱۴ کیلو لیاقت متناسب شدنم رو ایجاد کرده بودم .
و باز هم ادامه میدم چون آگاهیهای این دوره نه تنها به تناسب اندامم بلکه به تناسب فکرم کمک کرد چون آرامشی رو دارم تجربه میکنم که وصف ناپذیره . و چقدر خودباوری واعتماد به نفسم بیشتر شد . چقدر به من درحل مسایل زندگیم کمکم کرد .
الان متوجه میشم خوب و راحت زندگی کردن آسونه اما من با عدم کنترل ذهنم سختش کردم و این رو واقعا الانا دارم تجربه میکنم .
وهرچقدر تواین مسیر روی خودم کار کنم بازهم جا داره برای رشد فکری بهتر و راحت تر زندگی کردن .
دوره تناسب فکری پکیج کاملی هست برای تغییر زندگی به سبک راحت و لذت بردن از زندگی . نه تقلاهای الکی مثل چاقی که همش تو در و دیوار بودم آخرش هیچی به هیچی .
خدا روشکر بابت هدایتم به این مسیر زیبا .
تشکر از استاد عزیز بابت انتشار این آگاهیهای ناب وآموزنده .
نشان های دریافت شده
سلام
من به خودم میگم چرا من خودم رولایق متناسب شدن . ثروتمند بودن . سلامتی و… بدونم ؟
جوابهایی که به این سوال میدم:
چونکه بیس متناسب شدن رو من تو ذهنم دارم و با آموزشهای نادرست ونا آگاهانه بیس جدیدی نصب کردم که سیستم بدنم رو ویروسی کرد و به راه خلاف چاقی کشیده شدم .
ومن هیچ گونه فرقی با فردی که متناسب هست ندارم فقط کافیه با باورهای درست رفتار وعادت اونها رو پیدا کنم کم کم متناسب میشم .
درسته شاید ذهنم بگه گفتنش آسونه ولی عمل کردنش سخته .
راهی جدید برخلاف راههای قبلی . که نه خودت و نه خانوادت تجربش کردن برای لاغری .
راهی همیشگی و بدون مقاومت که اثر موقت داره رو ترجیح میدم ولی حاضر نیستم ازمنطقه امنم بیام بیرون .
وخوب طبیعی هست که فردی همون رفتارقبلی وهمون عادت قبلی خودش رو داشته باشه طبیعیه که نتیجش هم مثل قبل بشه .
یه بارشهامت داشته باشم مسیری رو انتخاب کنم که جدید باشه تا بتونم نتایج جدیدی ازش کسب کنم .
من همون روز اول اینا روبه خودم گفتم واتمام حاجت کردم باخودم.
یا این راه ذهنی رو تا آخرش ادامه بدم ونتیجه بگیرم.
یا حسرت متناسب شدن داشته باشم ولذتهای اون رو برای همیشه دفن کنم .
حالا انتخابش با منه .
اگه راه دوم روانتخاب کردم دیگه حق ندارم غربزنم و خودم روسرزنش کنم . دیگه حق ندارم آرزوی پوشیدن لباسهای سایز مدیوم رو داشته باشم . دیگه حق ندارم آرامش داشته باشم و با لذت غذا بخورم .
چونکه من نخاستم که به خودم بفهمونم که من میتونم متناسب بشم . بهانه بی بهانه .
چرا اینهمه دوستان شگفت انگیز تونستن اونوقت من نمیتونم؟ .
این بود که حرکت کردم و گفتم خدایا به امید تو.
بااینکه خسته ام از روشهای قبلی والانم نای روش جدید رو ندارم اما اینبار دوباره حرکت میکنم چون روشش فرق داره . بر ترس ازنشدن غلبه میکنم و به خودم نیمه گمشده متناسب رو هدیه میدم .
طوری نشده یه سری اشتباهاتی در توجهاتم بود که درسته تاوان سنگینی داشت اما مزیتش این بود که بزار یه بار دردم بگیره تا متوجه ورودی ذهنم باشه که هرکس یه چیزی گفت بی دلیل نپذیرمش.
توجهات روی چاقی . توجهات روی دردهای چاقی . میبرم توجهاتم رو روی متناسب شدن ولذتهای متناسب شدن .
نه من بلکه کلیه دوستانی که اضافه وزن دارن لایق متناسب شدن هستن چون اصلمون و ریشمون و کدهای متناسب شدن رو در وجودمان داریم ما یه سری تبصره برای متناسب شدن گذاشتیم اون تبصره ها رو پیدا کنم وباطل کنم .
مثلا درمدرسه میگفتن هرکی بالاترین نمره رو بیاره شاگرد اول هست . ومن تبصره بزارم به شرطی که قدش بلند باشه و چشمانش آبی باشه .
خوب طبیعی هست من اگر نمره ۲۰ هم بیارم با تبصره ای که گذاشتم اول ازهمه خودم مشمول این قانون دانشگاه نمیشم و لایق شاگرد اول شدن نیستم .
حالابیام این تبصره رو حذف کنم خوب به راحتی مشمول قانون دانشگاه میشم وشاگرد اول میشم .
پس فرق درچی بود که باراول من لایق شاگرد اول نبودم ولی همون من بار دوم لایق شاگرداول شدن هستم ؟
هیچی همون تبصره مسخره . که راه موفقیت منو سد کرد .
من خودم یه باور یا تبصره مسخره ای که داشتم این بود هرچه وضع مالی بهتربشه طرف چاق ترمیشه .
ووقتی که دردوران تحصیلی دستم توجیب پدرومادرم بود کمی اضافه وزن داشتم ولی بعداینکه شاغل شدم هرسری چاق تر میشدم .بایه سرعت زیاد .
خوب من چی کارکردم ؟
اومدم درمحیط اطرافم کلی نمونه پیدا کردم که ثروتمند شدن ولی متناسب تر شدن. واین باور مسخرم باطل شد ومن کلی کاهش وزن پیدا کردم .
من لایق برخورداری از تمامی مواهب الهی رو دارم به شرط اینکه تمام تبصره ها رو پاک کنم تا منم لایق برخورداری از مواهب الهی بشوم .
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
الان چند روزی هست که بابت موضوعی افکار مثبت وافکارمنفی من مرتب باهم درجنگند ومنم ازبس میانجیگیری کردم و تونستم یه کم افکار منفی رو ساکت کنم .
اما باز چندساعت نشده دوباره افکارمنفی شروع میکنه بهانه تراشی که حق طبیعی ات این نیست باهات این رفتاربشه . بازمنی که سالهاست توی قوانین جذبم با راه حلهایی که بلدم ساکتش میکنم .
ولی یهو امروز جنگ زیادی بینشون بود و اگه به خودم نمیومدم معلوم نبود چه اتفاقی قرار بود بیافته .
گفتم برم یه فایل انگیزشی گوش بدم جالبه خوردم به مبحث ارزشمندی ولیاقت .
که اتفاق چند روزه که هنوز برام حل نشده به خاطر اینه که من همینقدر ارزشمندم به خاطر باور غلطم هست و خودم رو مسول اتفاق دونستم وباخودم مرتب تکرار میکنم که فرد مقابل فقط دست خداست که داره درون منو نشون میده و اگه اون نبود که من از این مشکلم با خبر نبودم مرتب به خودم میگم. اما این ذهن چموش مگه میزاره آرام باشم و مرتب مقصر روعوامل بیرونی میدونه .
و با همون حسم فایل امروز رو پلی کردم دیدم هدایت شدم به فایل لیاقت . که من خودم لایق این مسله هستم و باید مسولیتش رو قبول کنم و خودم هم باید حلش کنم وربطی به کسی دیگه نداره که من باهاش بجنگم .
اگرچه ذهن منفی باف مرتب بایه فشاری منو هل میده به سمت احساس منفی . اما منم دارم آگاهانه سعی میکنم که افکارم رو کنترل کنم . که من مقصرم .
درمورد چاقی هم همینطوره .
من سالها خودم رو بی عرضه وناتوان میدونستم در حل مسایل زندگیم و همه رو مقصر میدونستم الا خودم .
اگه عوامل بیرونی درسرنوشت من دخیل هستن پس منم اختیاری در حل مشکل ندارم . چونکه من نمیتونم عوامل بیرونی رو تغییر بدم .
ولی من مختار آفریده شدم وهمانطور که بارها بارها تونستم خیلی از چالشهای زندگیم رو با موفقیت حلش کنم پس الانم میتونم .
کافیه اول مسولیتش رو بپذیرم که من بودم که با افکار وتوجهاتم این مشکلات رو به وجود آوردم و من میتونم با ساختن باورهای مناسب حل کنم .
میدونم سخته اما میشه . اینهمه تونستن درجنبه های مختلف زندگی این چالش های ما رو و حتی بعضا بدتر داشته باشن وحلشون کنن پس منم میتونم .
من وظیفه دارم آرامشم رو حفظ کنم و در مسیر آرامش به افکار وایده های خوب هدایت بشم تا بتونم به خاستم برسم .
من تکرار میکنم
من لایق رسیدن به خاسته هام به شکل عالی هستم .
من ارزشمندم و احساس ارزشمندی به جهان میدم .
من توانایی کنترل افکار مخرب منفی رو دارم .
من لایق خوشبختی وسعادتمندی ونشاط در زندگیم رو دارم .
من توانایی شناسایی باورهای مخرب گذشتم رو دارم .
من لایق آزادی ورهایی در تمام جنبه های زندگیم را دارم .
من لایق بهترینها هستم .
من خودم با افکارم این زندگیم رو خلق کردم
من خودم با افکارم این زندگیم رو به شکلی که میخام جهت میدم .
خدایا شکرت بابت این همزمانیها و کمک بهم در جهت آرامش بیشتر .
تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای نابش .
نشان های دریافت شده
سلام
از وقتی که متوجه شدم کانون توجهات ما نسبت به هرموضوعی باعث گسترش آن موضوع در زندگی ما میشع متوجه شدم من لایق چاق شدن بودم .
این من بودم که وقتی به خواهرم بزرگترم گفتن علت چاق تو کم تحرکی و خواب زیادت هست و من میشنیدم یه کم به خودم زحمت ننداختم فکرکنن ببینم درسته یانه . بلکه چشم بسته پذیرفتم .
وقتی میشنیدم که تو به عمه هات رفتی یه لحظه فکرنکردم که چرا بچه های خودش بهش نرفتن من بهش رفتم .
وقتی میشنیدم که امکانات رفاهی باعث شده خانمهای این دوره زمانه چاق بشن یه نگاه به دوربرم ننداختم بگم پس چرا اطرافیان ما که وضع مالیشان خیلی بهتر ازماست متناسبن .
وقتی بهم گفتن پشت میزنشینی ات باعث چاقی میشه یه نگاهی به همکارام نکردم که داخل یه مجموعه با کلی خانم متناسب چرا اونها متناسبن ؟
وقتی میشنیدم چاقها استقامت بدنیشون زیاده یه آن فکر نکردم که چرا خاهرم که بیخ گوش منه لاغربود سالم بود چاق که شد کبد چرب و… مبتلا شد .
بله درسته. حق من بود که من چاق بشم . وقتی زندگی ما رو توجهات ما میسازه و منم تمام توجهاتم به چاقیم بود خوب اصلن طبیعی بود من چاق بشم .
و وقتی پیاده روی میکردم ومیومدم خونه زانوهام درد میگرفت مرتب زانوهام رو مشت میزدم که تو که میبنی من چاقم و بهت احتیاج دارم چرا کمکم نمیکنی لاغر بشم و زودی درد میگیری؟؟
وفردا باهمون پاها درحالیکه تحت فشار دردپاهام بودم باز میرفتم پیاده روی .
وقتی گرسنم میشد و میرفتم سر یخچال خودم رو میزدم که چرا اینقدر شکمو هستم ونمیتونم طاقت بیارم .
وقتی هر روز میرفتم رو ترازو و میدیدم وزنم کم نشده کمرم میشکست که دیگه باید چی کارکنم .
وقتی گرسنم میشد غذامو کم میکردم ومعدم درد میگرفت دیگه به حس نومیدی منو میگرفت که پاهام ومعدم که همراهم نیستن و کمک نمیکنن من چی جوری لاغر بشم .
ماه رمضان که میشد میخاستم روزه بگیرم فشار معده هنقدر اذیت میکرد که سریع بعد افطار بایستی میرفتم سرم نمکی تزریق کنم و دوستم رو میدیدم که پوست واستخوان بود و راحت روزشو میگرفت و بهم میگفت گرسنم نمیشه فقط یه کم تشنه میشم میگفتم خدایا این دیگه چه مدلیه .
منی که چاقم واینهمه چربی . الان چربی نمیتونه جلوی ضعف منو بگیره وبدنم از اون تغذیه کنه پس کی میخاد از این چربی استفاده کنه .
وقتی همکارام میگفتن تو خیلی بد چاق میشی وهرکی تو رو ببینه فکربد درموردت میکنه انگار چشام سیاهی میرفت و از خودم متنفر میشدم و مرتب سعی میکردم موقع وایستادن شکمم رو بدم داخل تا کسی متوجه نشه .
وقتی داخل حیاط آنقدر طناب میزدم و دورحیاط میدویدم که خواهرم میگفت نمیخاد این کارا رو بکنی یه تکونی بخور خونه رو تکونی کن و تمیز کن لاغر میشی .
وقتی میرفتم تو اتاقم داخل گرمای تابستان بدون پنکه یا کولر فقط میرقصیدم وداخل چشمام پر عرق میشد وچشام سیاهی میرفت و… داشتم لیاقت چاق تر شدن رو به خودم میدادم .
وکم کم احساس ناتوانی در لاغر شدن درمن شکل گرفت که نمیتونم وکسی دراطرافم ندیدم که چاق بوده باشه و تونسته باشه لاغر بشه که منم امید بگیرم بگم فلانی تونست پس منم میتونم .
اگرچه به گذشتم فکر میکنم که من در زمینه تحصیلی و کاری موفق بودم و خیلی کارها رو من تونستم بکنم مثل یک روز سه تا امتحان در ترم آخر دانشگاه داشتم و دوتا درسش دریک ساعت بود وهمزمان بود و من هر سه تا رو قبول شدم .
منی که بار اول درکنکور سراسری قبول شدم .
منی که درمحل کارم بهترین بودم وزود ترفیع میگرفتم . منی که درکمتر ازیکسال هم آرایشگری رو فقط عصرها آموزش دیدم درحالیکه صبحها سرکار میرفتم و درهمون سال سالنم رو بازکردم وصبحها میرفتم شرکت وعصرها درسالن خودم بودم تازه باشگاه هم میرفتم و… .
اما توموضوع چاقی درمانده بودم و راه حل بنیادی نمیدیدم .
اما
اکنون تمام توجهاتم رو از چاقی برداشتم ودیگه خودم رو با روشهای فیزیکی لاغری اذیت نمیکنم از جسمم باتمام وجود مراقبت میکنم وهرجا کاری بهم حس بدی بده انجامش نمیدم وعاشقونه بدنم رو همینطوری دوست دارم .
و آموزشهای بی نظیر وارزشمند استاد رو با جان ودل دنبال میکنم چون نه تنها باعث رسیدن به آرزوی لاغریم میشه بلکه چگونه زیستن رو بهم آموخت ودرتمام جنبه های زندگیم به کار میبندم .
وتا الان کلی از مسایل زندگیم رو باهاش حل کردم .
ومیدونم من به آرامی وبا ذهنم چاق شدم پس باصبر وحوصله و با قدرت ذهنم لاغر میشم . چون من عاشق و من لایق متناسب شدن هستم . واین حق طبیعی منه که دروجودم بود و من با ناآگاهی از مسیر خارج شدم برمیگردم و به مسیر درست میرم. من لیاقت متناسب شدن رو دارم ومن متناسب میشم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد و دوستان سرزمین لاغرها
منم گاها با این ترس رو به رو میشم وهمین دیروز بود که گرسنم شد و در یخچال رو باز کردم تا چیزی بردارم و بخورم دیدم داخل یخچال فرنی هست و با اینکه به غذاهای شیرین حتی بستنی و فرنی و خودشیرینی تمایلی ندارم چون احساس میکنم و طبق تجربه های قبلی با خوردنشان نه تنها سیرم نمیکنه بلکه تشنگیم رو بیشتر میکنه و بعدش کلی باید آب بخورم به خودم گفتم نکنه به خاطر ترس از چاقی باشه که من نمیخورم . دیگه یه بشقاب گرفتم و خوردم بعدش دیدم هم گرسنگی رفع نشد و هم تشنگیم بیشتر شد و یه جورایی حس خوب نداشتم هیچی دیگه یه لیوان آبلیمو خوردم تا حالم خوب شد یهو دیدم دیگه گرسنگی هم برطرف شد . آخه من به خوردن چندتا از غذاها تمایلی نداشتم و بعد خوردنش یه جورایی حس خوب ندارم و چون از قبل یه مدت رژیم گرفته بودم همش میگم نکنه تمایل نداشتن من به این غذاها شاید به خاطر رژیم باشه یا ترس از چاقی . برای مبارزه با این ترس میخورم . بعدشم پشیمون میشم .
این ترس از چاقی رو با تمایل نداشتن به این غذا باید به نظرم تفکیک میکردم . میشه استاد یه کم راهنمایی بکنید .
نمیدونم شاید فایلهای بعدیتون صحبت کردید .
وقتی میبینم اینهمه فایل برامون ضبط کردید و اینهمه تجربیات گرانبها رو در اختیار ما گذاشتین که ما نتیجه بگیریم ازتون ممنون و متشکریم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد و دوستان سرزمین لاغرها
من همکاران چاق و اطرافیان چاقی که دوربرم بودند خیلی توجه میکردم یه هم کاری در شرکت داشتم که طبق دکتر تغذیه اش دستورات غذایی رو رعایت میکرد و هر غروب پیاده روی میکرد ایشون با اینکه ۲۳ سال داشت و ۱۱۰ کیلو وزن داشت مجرد هم بود اعتماد به نفس خوبی داشت و با اینکه من متناسب بودم اعتماد به نفس اون رو نداشتم و درسن ۲۳ سالگی هم ازدواج کرد.
کارهای اون مرتب توجه منو به خودش جلب میکرد .
بعد اون با یه همکار دیگه ای آشنا شدم و اون هم نزدیک به ۱۳۰ کیلو وزن داشت و اعتماد به نفس فوق العاده بالا و همش عاشق چاقی خودش بود تو هر مهمونی حاضرمیشد موادغذایی دلش میخواست میخورد تو مهمونی ها می رقصید و کلا اجتماعی بود و من باز نظر ورفتارش توجه منو جلب میکرد و جالب بود از اونجایی که توجه به ناخواسته اون رو به زندگی وارد میکنه چاقی تو زندگیم وارد پیدا کرد و من لایق چاقی شدم .
بعدش که مرتب خانواده بهم می گفتند تحرک نداری ورزش نمیکنی و روز به روز چاق تر میشی . من تصمیم گرفتم به پیاده روی یک ساعته و باشگاه و رژیم غذایی روی بیارم و مرتب چاق تر شم پس لیاقت چاق تر شدن شدم .
واما پیشنهاد برای لیاقت لاغر شدن اینه که این روزا وقتی به دوربرم نگاه میکنم وقتی یک مغازه دار رو میبینم میگم با اینکه پشت میز میشینه ولی لاغره یا دختر همسایمون و دخترهای فامیل همه خونه دار هستن ولی لاغرند یا داخل شرکت همکاران دیگم همشون پشت میز نشینن ولی لاغرند.
افراد لاغر رو که تو خیابان میبینم میگم نگاه کن توجهشون درست بوده که لاغرند و توی دلم اونا رو تحسین میکنند .و افراد لاغر رو که تو لباس لاغر ی میبینم نگاهشان میکنم ولذت میبرم . و افراد چاق رو هم که نظرم بهشون میافته میگم خدایا شرکت که در مسیر متناسب شدنم و لذت میبرم . الانا یه سری رفتار بد غذایی که داشتم رو ترک کردم و خودم رو تحسین میکنم و هر لباسی که دلم بشینه میخرم و هر غذایی دلم میخواد میخورم . تمام تلاشم رو میکنم که حسم رو در طول روز خوب نگه داشته باشم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد و دوستان سرزمین لاغرها
در فایل های گذشته آموختیم که از زمانی که کودک هستیم چاقی رو از رفتار والدین یاد میگیریم . بدون آنکه تصمیم بگیریم که چاق شویم . و این توانایی رو ذهن ما هم داره که بارها آموزش ببینه و آموزشهای لاغری رو بهش بدیم تا لاغربشه . منتها الان میفرمایید که مسولیت چاقی بر عهده خودمان هست . خوب میشه گفت دریک سن خاصی به بعد برعهده ماست . خوب اگه اساتید موفقیت و شما نبودید باز هم ما که هیچ آموزشی از هیج جا حتی مدرسه که کانون تعلیم و تربیت بود یاد نگرفتیم چی جوری بایستی راهکار رفع چاقی رو یاد میگرفتیم و اگر شما نبودید ما باز هم چاق تر میشدیم و راهکاری نداشتیم .
مثل افرادی که قبلا اینترنت نداشتند و اساتید موفقیت هم چند سال پیش ۲۰ سال پیش نبودند تاکسی آموزش ببینه .
پس ما مسولش نیستیم . شاید دوستان برای شروع گام ها وطی کردن دوره بپذیرند تا لاغربشون.
برای من این قسمت کاملا مبهم هستش .اما با بقیه آموزشها تون موافقم . ممنونم