میدونی چیه؟ 🤔
توانایی لاغر شدن توی وجود همه ما هست 💪✨ مخصوصاً افرادی که الان فکر میکنن چاقند 🐘 و راه برگشتی نیست.
اما یه چیزی هست که نمیدونن: این توانایی مثل یه گنجینهی مخفی 🗝️💎 توی وجودشون خوابیده، فقط منتظره بیدار بشه! 🌅
همونطوری که وقتی به دنیا میآییم 👶، بدون اینکه کسی به ما یاد بده چطوری نفس بکشیم 😮💨 یا پلک بزنیم 👀، بدنمون خودش میدونه چطوری زنده بمونه ❤️، رشد کنه 🌱 و بزرگ بشه 📈، توانایی لاغر شدن هم دقیقاً همینجوریه!
تواناییهای ذاتی ما و ارتباطش با لاغر شدن 💪🍏
همونطور که از بچگی کمکم تواناییهای مختلفی مثل راه رفتن، حرف زدن و… در ما ظاهر میشه، توانایی لاغر شدن هم یک توانایی ذاتی در وجود هر انسانی هست که کمکم وقتی بزرگتر میشیم، باید پیداش کنیم و فعالش کنیم.

وقتی کودکیم 👶، اصلاً نگرشی درباره تواناییهامون نداریم. هر کاری لازم باشه، یاد میگیریم، مثل آب خوردن! 💧🤷♂️
ولی هرچی بزرگتر میشیم 📆، محیط و آدمای اطرافمون 👨👩👧👦 روی فکر و باورمون درباره تواناییهامون تأثیر میذارن، و اینجاست که تفاوتها شروع میشه ⚖️.
🌍 مثلاً یادگیری زبان: بچهها بدون اینکه به تواناییشون فکر کنن، زبان مادری رو یاد میگیرن 🗣️.
ولی بزرگتر که میشن، مثلاً بخوان زبان انگلیسی یاد بگیرن 📚🇬🇧، اونایی که باور دارن «من میتونم» 💪✨، شروع میکنن به یادگیری.
اما اونایی که فکر میکنن «من توانایی ندارم» 😔🚫 هیچوقت تلاش نمیکنن.
حالا فکر کن 🤔 این قضیه برای توانایی لاغر شدن چطوری صادقه! ⚖️🌈
تو هم اگه باور کنی که توانایی لاغر شدن تو وجودته 🌟، راهش رو پیدا میکنی و موفق میشی 🏆.
ولی اگه تو ذهنت این مانع رو بسازی که «من نمیتونم لاغر شم» 🧱🚧، همونجا میمونی و حتی شروع نمیکنی.
📑 مطالعات روانشناسی نشون دادن که افرادی که باور دارن میتونن وزن کم کنن، بیشتر توی برنامههای کاهش وزن شرکت میکنن 🏃♀️🥗، پایبندتر میمونن 🔒، و نتایج بهتری میگیرن 🎯.
🔎 در یک مطالعه منتشرشده در مجله پزشکی رفتاری مشخص شد که سطح بالای باور به خود (self-efficacy) به طور معناداری با کاهش وزن موفقتر و پایدارتر در شرکتکنندگان مرتبط بوده.
همه موفقیتهامون تو زندگی 🌟، وقتی حاصل میشه که احساس کنیم توانمندیم 💪❤️. و این دقیقاً شامل توانایی لاغر شدن هم میشه.
پس اولین قدم اینه که باور کنی توانایی لاغر شدن، مثل یه قدرت مخفی 🗝️✨ توی وجودته که منتظره فعال بشه! 🔥🌈

چاقی، بیدردسر؛ لاغری، با شک و تردید؟! 🤔⚖️
به همون اندازهای که احساس توانایی لاغر شدن داری، میتونی لاغر بشی. 🎯
یعنی چی؟ یعنی هرچی بیشتر باور داشته باشی که میتونی، راهها جلوت باز میشن؛ مثل جادهای که مه از روش کنار میره. 🌫️➡️🌄
حالا اگه بخوای این حرف رو منطقی کنی، یه نگاهی بنداز به روند چاق شدنت. تو برای چاق شدن هیچوقت به خودت گفتی: «آیا من توانایی چاق شدن دارم؟!» 😅
یا فکر کردی: «نکنه نتونم چاق بشم؟!»
نه دوست عزیز، نه سختی کشیدی، نه تلاشی کردی، نه کلاس رفتی، نه رژیم چاقکننده گرفتی… فقط زندگی کردی، خوردی و چاق شدی. 😋🍟🥤📈
حالا برگرد به همون مثال یادگیری زبان مادری؛ یه بچه بدون نگرش، بدون تردید، زبان رو یاد میگیره. چون فکر نمیکنه که نمیتونه. مثل چاق شدن ماست! بدون فکر، بدون باور منفی، خودبهخود اتفاق میافته. 👶🗣️
اما وای به روزی که بخوای لاغر بشی… 😓
یههو ذهن شروع میکنه به بهانه آوردن:
- «مگه من میتونم؟!»
- «ارادهاش رو ندارم…»
- «دیگران تونستن چون ژنتیکشون خوبه!»
همون ذهنی که هیچوقت درباره چاق شدن هیچ سؤالی ازت نپرسید، حالا جلوی لاغر شدن وایساده با یه لیست بلند از دلایلِ نشدن! 📋🚫
واقعیت اینه که ما برای چاق شدن، متکی به هیچ توانایی خاصی نبودیم. پس برای لاغر شدن هم نیازی به یه توانایی لاغر شدن نداریم.
فقط کافیه اون باور اشتباهی رو که از بیرون بهمون تزریق شده – که «تو نمیتونی لاغر بشی» – بندازیم دور. 🗑️💣
📌 یه مثال آشنا: تا حالا دیدی بعضیا هرچی میخورن چاق نمیشن؟!
بعد که ازشون میپرسی: «آخه چطور چاق نمیشی؟!»
میگه: «نمیدونم والا، من چاق نمیشم!» 😎
همین یه جمله، یعنی اون باور داره توانایی چاق شدن نداره. و همینه که باعث شده بدنش با اون باور هماهنگ بشه.
حالا بیا یه نگاه به خودت بنداز:
تو هم توی خیلی چیزها وقتی فکر کردی «من نمیتونم»، حتی اقدام هم نکردی و طبیعتاً موفق هم نشدی. 🚫🚀
پس واقعاً فرق بین چاق شدن و لاغر شدن، نه توی بدنته، نه توی غذا خوردنت؛ فرقش توی باوره. توی اون احساسیه که درباره توانایی لاغر شدنت داری. 🧠❤️🔥



افراد لاغر، چطوری لاغر موندن؟ 🤔🧘♀️
شاید توی ذهنت این سؤال بچرخه که:
«خب اگه لاغر شدن اینقدر به احساس توانایی لاغر شدن ربط داره، پس افراد لاغر چطوری این توانایی لاغر شدن رو تو خودشون ساختن؟» 🧐
جوابش سادهست:
نساختن! اصلاً نیاز نداشتن بسازن. چون این توانایی از اول باهاشون بوده.
همونجوری که از اول نفس میکشیدن 😮💨 بدون اینکه کلاس نفسکشی برن، همونطور هم لاغری توی سیستم ذهنشون تعریف شده بوده.
💡 توانایی لاغر شدن، پیشفرضِ ذهن همهی ماست. اما یه عده باهاش هماهنگ موندن، یه عده ازش فاصله گرفتن…

👑 باور، پادشاه نتایج توئه
فرق نمیکنه از کدوم مسیر برای لاغری بری؛ رژیم، ورزش، دستگاه، قرص، دمنوش، روانشناس…
اگه تهِ دلت هنوز فکر میکنی «من توانایی لاغر شدن ندارم»، نتیجه نمیگیری. ❌🎯
سالهایی که هی رژیم گرفتی و هی برگشتی سر جای اول، سالهایی که با هزار امید رفتی کلاس باشگاه، بعد خوردی زمین…
همش به خاطر یه باور بوده:
«من نمیتونم لاغر بمونم…» 😞
و حالا وقتشه که این باور رو برگردونی سر جاش! 🛠️🔁 چون هر چقدر هم وزنت بیاد پایین،
اگه هنوز باور نداری که توانایی لاغر موندن رو داری، مغزت همه چی رو برمیگردونه سر نقطه اول.
🧭 راه نجات: برگرد به توانایی درونیت
رویای لاغر شدن رو داری؟ 💭
پس قبل از هر تمرینی، قبل از هر کاری… باید باور کنی که «من توانایی لاغر شدن رو دارم» 💪✨
نه تو آینده، نه بعد از پنج کیلو کم کردن… الان. همین لحظه. ⏳❤️
📌 “بازیابی توانایی لاغر شدن” مهمترین رمز موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه. وقتی این باور رو دوباره بیدار کنی، همه چی راحتتر از اونیه که فکرشو میکنی! 😊🌈

چگونگی ایجاد توانایی لاغر شدن
یکی از هنرجوهای پرتلاش ما در دوره «پاکسازی چاقی ذهن»، تجربهاش رو اینطور با ما به اشتراک گذاشت:
راستش خودم هم باورم نمیشه… 🤯 یه زمانی توی وزن ایدهآلم بودم ⚖️✨ سبک و راحت 🕊️، بدون اینکه به زور به خودم فشار بیارم.
اما چطوری چاق شدم؟ 🤔 آرومآروم 🐢. اونقدر آروم که نفهمیدم چه اتفاقی افتاده 😶.
اگه اون روزا کسی میگفت یه روز میرسی به وزن امروزت 🏋️♂️، قهقهه میزدم 😂 و میگفتم محاله! ❌
اما خب… رسیدم 😅.
حالا که میخوام لاغر بشم 🏃♂️🍏، یهدفعه با این فکر روبهرو میشم که:
«من باید ۳۰ کیلو کم کنم!» 🏔️⚡
همین فکر مثل کوه میریزه روی شونههام ⛰️😵. احساس میکنم بدنم میگه:
«نرو طرفش! 🚫 من طاقت ندارم اینهمه وزن رو از دست بدم… اگه این کارو کنی میمیرم!» 💔
اما توی یکی از فایلهای ذهنی 🎧🧠 که گوش دادم، یه چیزی توی ذهنم جرقه زد 💡✨:
من ۳۰ کیلو رو یکشبه اضافه نکردم ⏳، پس چرا انتظار دارم یکشبه هم کمش کنم؟ 🤷♂️
✅ راهحل چیه؟
میانهروی ⚖️. نه افراط 🚀، نه تفریط 🛑.
یه شیب ملایم 🪂، یه قدم کوچیک 👣 اما مداوم 🔄، بدون زور و اجبار.
لاغری با ذهن یعنی چی؟ 🤔🧘♂️
یعنی به جای اینکه با رژیم و ورزش سنگین 🏋️♀️🥵 بخوای به بدنت فشار بیاری، اول بری سراغ ذهنت 🧠.
بری سراغ افکارت 💭. همونجا که سالهاست داری به خودت میگی:
- «نمیتونم لاغر شم.» 😞
- «من همیشه چاق میمونم.» 🐘
- «بدنم توان لاغر شدن نداره.» 🚫
اینا همش افکار چاقی هستن 🌀. افکاری که مثل یه طلسم نامرئی 🪄، جلوی حرکتت رو میگیرن.
ولی حالا دارم یاد میگیرم 📚 که به جای تمرکز روی اون ۳۰ کیلویی که باید کم بشه 😰، فقط به این فکر کنم که یه زمانی ۶۰ کیلو بودم ⚖️💃 و بدنم کاملاً بلد بوده تو اون وزن بمونه.
حالا هم فقط باید اون توانایی رو به یادش بیارم 🗝️✨.
فرق انسان چاق و لاغر 🤷♂️⚡
🔴 آدمهای چاق اهل افراط و تفریطن. یا ورزش نمیکنن 😴، یا اونقدر ورزش میکنن که کمرشون درمیاد 🥵.
یا رژیم نمیگیرن 🍔، یا رژیمهای شکنجهگونه میگیرن 🥗⛓️.
🟢 ولی آدمهای لاغر، میانهرو هستن ✨. بلد هستن چجوری بدون فشار به بدن 💆♀️، بدون عذاب وجدان 🙏، تو یه مسیر پایدار حرکت کنن 🚶♀️.
مهمترین کشف من 🔥💡
من باید باور کنم که انسانی هستم که میانهروی رو بلده ⚖️🌟.
این توانایی تو وجودم هست، مثل نفس کشیدن 😮💨. فقط باید فعالش کنم 🗝️.
تا وقتی فکر میکنی «نمیتونی» ❌، واقعاً هم نمیتونی 😔.
ولی وقتی فکر میکنی «میتونی» ✅، راهش پیدا میشه 🌈.
تصمیم امروز من:
با توکل به خدا از امروز میخوام میانهروی رو انتخاب کنم؛ هم در رفتار، هم در فکر. چون این تنها راهیه که لاغری با ذهن رو برام ممکن میکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
با نوشتن درباره تواناییهای خود در جنبههای مختلف زندگی، به ذهن و بدنتان یادآوری کنید که شما توانایی لاغر شدن را هم دارید. این تمرین به شما کمک میکند توانایی درونیتان برای متناسب شدن را فعال کنید.
- تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
- درباره تواناییهای خود در انجام کارها یا مهارتهایی که یاد گرفتهاید، توضیح دهید.
- مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شدهاید که تصور میکردید توانایی انجام آن را ندارید.
- درباره تواناییهای جسم خودتان شرح دهید. چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعاً تواناست؟
- اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
🎥 پس از مشاهده ویدیوی آموزشی، یک تمرین اختصاصی برای خودتان طراحی کنید و آن را در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
با نوشتن تمرین، به ذهن خود فرمان میدهید که در مسیر توانمندسازی و تناسب فعال شود. فراموش نکنید: نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر ذهن است!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.10 از 241 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
واقعا این گفته که در متن نوشتاری این فایل هستش چقدر درسته که ما در کودکی و حتی نوزادی چون هیچ چیز در ذهن مون نیست خیلی از مهارت ها رو با اینکه تکامل مغزمون هنوز کامل نشده بی کم و کاست یاد میگیرم ولی هرچه بزرگتر میشیم و باور و نگرش های مختلفی در مورد خودمون در ذهن مون ایجاد میشه عملکردمون تغییر میکنه و همین باعث اختلافات بین انسان ها میشه .هر کسی در هر زمینه ای به خودش ایمان و باور داشته باشه که میتونه در اون زمینه موفق بشه حتما موفق خواهد شد و بالعکس . در مورد لاغری هم ما باید اینو درمورد خودمون باور کنیم ما یه روزی در وزنی که الان آرزوشو داریم زندگی کردیم پس توانایی بودن در اون وزن رو داریم چون افکار و رفتارمون متناسب با اون وزن بوده و الان اگر در این وزن هستیم دیگه اون افکار و رفتار رو نداریم و افکار و رفتار متناسب با وزنی که الان در اون هستیم داریم پس اگر میخوایم در اون وزن زندگی کنیم باید متناسب با اون وزن عمل کنیم و واقعا به قول استاد این خواسته مون که تماما دست خودمونه و کسی در اون دخیل نیست خیلی راحتر و بهتر از خواسته هایی هست که نیاز به دخالت دیگران داره . به نظر من در درون همه ما انسان ها یه فرد متناسب هست که افرادی که متناسب هستند و تا آخر عمرشون متناسب میمونن همیشه متناسب با نیاز اون فرد متناسب درونی رفتار میکنن ولی ما چاق ها تا یه زمانی متناسب با اون فرد متناسب رفتار میکردیم ولی با مرور زمان با یادگرفتن زبان چاقی یواش یواش هاله کمی بزرگتر از اون فرد متناسب به وجود آوردیم و به طبع باید متناسب با هاله به وجود اومده رفتار میکردیم و هرچی زمان میگذره اون هاله تثبیت میشه و هاله ای بزرگتر از اون هاله ایجاد شده به وجود میاد و به دنبال اون رفتار ما هم تغییر میکنه و این پروسه ادامه داره و هاله ها پشت سرهم ایجاد میشن و به مرور بزرگ و بزرگتر میشن و این هاله همون لایه های چربی و اضافه وزنه ولی یه خبر خوشحال کننده که هست اینه که این هاله ها باعث از بین رفتن فرد متناسب درون ما نمیشن اون هنوز وجود داره ولی لایه های چربی اونو پوشوندن و قابل دیدن نیست و ما بودن در سایت تناسب فکری دونه به دونه این هاله ها رو کنار میزنیم و به فرد متناسب درون مون نزدیک و نزدیک تر میشیم تا جایی که دیگه اون چیزی که دیده میشه یه فرد کاملا متناسب بدون هیچ هاله ی اضافه ای. پس خوشبختانه خواسته مون کاملا آسون و در دسترس اصلا الان اونو داریم و در وجودمون هست چی میتونه از این لذت بخش تر باشه که خواسته م با منه در من وجود داره فقط کافیه بودنش رو با چشم دل باور کنم تا چشم سرم هم اونو ببینه .
سلام استاد بررگوار،نور خدا بر زندگی شما ،
چقدر مطالب درست و دقیق که توانایی و باورمون چقدر آرام تغییر کردن و فراموش شدن و ما باید همانطور آرام برگردیم و تواناییهایمان همون تواناییهای که فکر کردیم تموم شده نداشتیم و نمیتونستیم یا گیر افتادیم ،دوباره با میانه روی با آرامش باور کنیم تغییر کنیم که ما میتوانیم مامیتوانیم قوی باشیم و دوباره به قویترین و بهترین شرایط خودمون برگردیم الهی شکرت صد هزار مرتبه بخاطره وجود خدا و شما فرستاده خدا 🙏🙏🙏.
سلام استاد
خداراشاکرم که درتاریخ ۱۴۰۲/۹/۲۱ توانستم این فایل را گوش بدهم
رسیدن به آرزوهایی که صفر تاصد آن دست خود انسان است خیلی بهتر از رسیدن به آرزویی است که ما نصف و نیمه دررسیدن آن دخیل هستیم و لاغری تنها آرزویی است که برای ایجاد چاقی و ایجاد لاغری از صفر تا صد ان خود انسان دخیل بوده لاغر شدن شامل ۲ چیز افکار و رفتار ما است اگر ما نگرش خود را از چاقی به سمت لاغری تغییر بدهیم رفتار ما خود به خود تغییر کرده و بعد از مدتی ما به آرزوی لاغری میرسیم .
ما باید به باورلاغرشدن درخود ایمان داشته باشیم .چون چاقی قدرت لاغر شدن را درافراد چاق میگیرد و از علاقمندی خود دوری میکنیم افراد چاق باهربار دیدن خود درآیینه ووزن کشی خود این باوررا درخود تقویت میکنند که من لاغر نخواهم شد و برای لاغری باید خیلی سختی بکشم تا این چربیها آب شود و با انجام این کارها و نگرشها ناخواسته باور اینکه من هرگز لاغر نخواهم شد دربدن خودمان تقویت میشود .
هیچ انسانی از بدو تولد دراین وزن و شرایط نبوده است . شرایط الان شرایط جدیدی است که خودمان برای خودمان درست کردیم لاغری پیش فرض بدن همه ی انسانهاست و خیلی از رفتارهای افراد چاق با توجه به نگرش آنها توجه بیشتر به چاقی است نگاه کردن به وزن و شرایط الان – فکر کردن به چاقی اعضای خانواده -فکر کردن که با با رفتار مادرم چاق شدم – توجه به نگاه و نظرات دیگران درمورد چاقی – حسرت خوردن برای لاغری و….ما باید این افکاررا رها کنیم و بگوییم من تا الان دراین شرایط چاقی بودم و میخواهم لاغر شوم بزرگترین مانع افراد چاق عدم اطمینان به باور لاغر شدن است چون افراد چاق خیلی سعی کردند با روشهای مختلف لاغر بشوند و چون به نتیجه نرسیند این باور لاغر نشدن درآنها تقویت شده است افراد چاق خیلی به کاهش وزن خود توجه میکنند این درحالی است که این فرمول برعکس عمل میکند و آنها را هرروز چاق تر میکند . افراد چاق درهر صحنه ای از زندگی ابتدا چاقی خود را مد نظر دارند و بعد به توانایی انجام دادن ان کار توجه میکنند و این یعنی باور اینکه من لاغر نخواهم شد . ما اگر ۱۰سال قبل به ما میگفتند شما روزی به این وزن خواهی رسید باور نمیکردیم چون کم کم چاق شدیم و متوجه چاقی خود نشدیم پس الان هم درهروزنی هستیم نگرش و حال خود را بد نکنیم و به خود بگوییم وزنی که قبلا من داشتم واقعیت داشت پس من دوباره هم میتوانم به آن وزن برسم فقط باید با توجه به این سایت نگرش خودم را نسبت به لاغری تغییر دهم روزی ۲ ساعت وقت بگذارم واز کارهای بیهوده پرهیز کنم و دراین سایت باخواندن و گوش دادن فایل و تمرینات درمورد نگرش مثبت به لاغری این توانایی را درخودم تقویت کنم که من هم میتوانم لاغر بشوم من از طریق قدرت ذهن چاق شدم پس از طریق ذهن هم میتوانم لاغر بشوم فقط عجله نکنم چون من یک شبه چاق نشدم کم کم چاق شدم پس کم کم هم باید لاغر شوم و با قدرت ذهن تمام افکار و نجواهای ناامید کننده و منفی را کنار بگذارم و با خواندن و بودن دراین سایت توجه بیشتری به لاغری داشته باشم و آموزش لاغری را مثل آموزش چاقی از ذهن شروع کنیم تا انشاالله نتایج عالی بگیریم چون وقتی انتظار لاغری درذهن شکل بگیرد کم کم ما لاغر خواهیم شد.
به نام خداوند جهان آفرینم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات توانایی لاغر شدن
باعرض سلام خدمت استاد عزیز من قبل از آشنایی لاغری با ذهن من لاغر میشدم ولی برای خودم میگفتم که این لاغری ادامه نداره ودوباره بعد چند وقت به حالت قبل بر میگردم و همین هم شد و دوباره بر گشتم به حالت قبل چون به لاغری خودم اطمینان نداشتم ومنقبلا اطمینان به انجام این کار را نداشتم و همیشه از رانندگی خیلی ترس داشتم و با تلاش تونستم راننده خوبی شوم و جسم من توانایی لاغر شدن را دارد چون چند بار اینکار را انجام دادم و ذهن من این توانایی ها را نپذیرفت و انشالله با قدرت ذهن این کار را به خوبی انجام میدم ولاغر شدن خودم را میپذیرم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟تا قبل اشنایی با مباحث ذهنی دیگه به این نتیجه رسیده بودم یا باید بتونم خودمو دربرابر عذا ها کنترل کنم یا آرزوی لاغر شدن رو به خاک بسپارم و تا آخر عمر حسرت بخورم
توی مواردی که فکمیکردم توانایی اش رو ندارم و انجامش دادم یکی از مهمترین هاش مادر شدن بود ازبچه بزرگ کردن میترسیدم و میگفتم یکی باید پیشم باشه من نمیتونم اصلا هیچی بلد نیستم ولی وقتی بچه هام به دنیا اومدن خیلی راحت یاد گرفتم و برام این کار حتی لذت بخش هم بود
من تو یه سری کارها که توانایی خودمو باور داشتم خیلی موفق شدم مثلا وقتی دانش آموز بودم مطمئن بودم من باهوشم و درسشو سریع میگیرم و نمراتم عالی میشه و همینم میشداما تو کسب. کار باور نداشتم من میتونم درآمد داشته باشم و هنوزم با این موضوع درگیرم و باید بیشتر رو باورام کار کنم باوری که از این فایل یاد گرفتم نه باید بسازم اینه که من تواناییلاعر شدن رو دارم اونم از قبل خدا تو وجودم قرار دادهاین قانون جهان که اگه رویایی تو دل من افتاده خدا از قبل تواناییاش روبه من داده
نشان های دریافت شده
بنام خالق یکتا و بی همتا
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
مسیر لاغری من
گام چهارم:توانایی لاغر شدن جسم
هممون از زمانی که متولد شدیم تمام اون قدرت لازم برای اینکه زنده بمانیم در وجودمان نهاده شده است بدون اینکه آموزش دیده باشیم
به راحتی می توانیم نفس بکشیم رشد کنیم پلک بزنیم و خیلی فعالیتهای بدنی دیگر که نیاز به زنده ماندن داریم
وقتی کم کم بزرگتر می شویم توانایی دیگه هم به ما اضافه میشود مثل راه رفتن. حرف زدن. و خیلی تواناییهای که هر آدمی توی موقعیتها و شرایط زندگیاش از اون ها بهره می برد
من از بدو تولدم چاق بودم و فکر و نگرشی در مورد تواناییهایم نداشتم و خیلی راحت واسون داشتم آموزش می دیدم بدون اینکه متوجه شوم ولی هرچه قدر بزرگتر شدم محیط اطرافم در من اثر گذار شد و نگرشم در مورد تواناییهایم عوض شدن و این تغییرات در خیلی از آدمها موجب تفاوت می شود
ما خیلی تواناییهایی در وجودمان نهفته است و می توانیم از اون ها استفاده کنیم
من تا زمانی که به این مسیر زیباهدایت نشده بودم فکر می کردم و حسم بهم می گفت که تو لاغر بشو نیستی و نمیتوان لاغر شوی چون خیلی از روشها و راه ها را رفته بودم و به نتیجه دلخواهم نرسیده بودم و سنم هر روز بالاتر می رفت و چون شنیده بودم که اگه سن بالا بره دیگه نمیشه لاغر شد و می گفتم دیدی نمیتونی و نمیشه تو چاق بدنیا آمدی و چاق از دنیا می روی
ولی از زمانی که وارد این سایت شدم و به این مسیر زیباهدایت شدم و قدم به قدم و در کنار استادگرامی ومهربانم شروع کردم فهمیدم که من هم توانایی لاغر شدن را دارم و این جزئی از طبیعت بدنم است و تواناییهای بدنم است که من هم بتونم لاغر و متناسب شوم
و امروز با فهمیدن اینکه توانایی لاغر شدن را دارم خیلی راحت واسون دارم لاغر می شوم و با آرامش این مسیر را ادامه می دهم
من قبل از اینکه با این سایت آشنا شوم در حال رفت و برگشت در چاقی و لاغری بودم رژيم می گرفتم ورزش میکردم. دارو مصرف می کردم. افشرده هاوعرقیجات و….و کلی چیزهای دیگر استفاده می کردم
چون فکر می کردم من توانایی لاغر شدن را ندارم باید یک چیزی از بیرون باشه و من استفاده کنم تا لاغر شوم و به اندام دلخواهم برسم هنوز خیلی ها هم هستند که به این روش لاغری باذهن اعتقادی ندارند و فکر می کنند که باید یه کاری انجام دهند تا به خواسته شان برسند
ما هممون توانمند هستیم اما از این توانایی خودمان خبر نداشتیم و باور نداشتیم که میتوانیم لاغر شویم
همه چیز برمیگرده به این باورکه اگه باورداشته باشیم که میتوانیم برسیم خیلی راحت میتوانیم به هرچیزی که درزندگی خواسته وارزویمان است حتما میرسیم مابایدباورکنیم میشه ومیتونیم
ولی اینقدر توی گوشمان خوندن که تو نمیتونی نمیشه وهروقت کاری به ذهنمان رسیده اولین چیزی که مرورکردیم این بود که چه جوری چطوری مگه میشه امکان نداره ونشده
چون همیشه ذهنمان اطاعت امر میکند اگه بگیم میشه میگه چشم سرورم ومیشه اگه بگیم نمشه میگه چشم سرورم و نمیشه
ما تو خیلی از کارهایمان موفق بودیم در لاغری هم موفق میشویم وخواهیم شد
من خودم به اندازه تارهای موی سرم درلاغری شکست خوردم ولی هردفعه که زمین خوردم دوباره بلند شدم و ادامه دادم بااینکه فکر میکردم لاغر نمی مانم ولی هردفعه که با یک روش جدید روبرو میشدم فکرمیکردم که از قبلی بهتره ومن ادامه میدادم درسته همیشه ناامید میشدم اما همیشه ته قلبم یک نور امیدی می تابید ومن همیشه درحال ادامه دادن بودم و آخرین شکستم خامگیاه خواری بودکه ۲سال چند ماه طول کشیده بود ومن ناامیدترازهردفعه شده بودم و هیچ راهی به نظرم نمی آمد ودر اوج ناامیدی بودم که بااین سایت آشنا شدم واون نور امید مانند یک خورشیدنورانی که هزاران بارازنور خورشید درخشانتر بود در قلبم تابید
ومن این بار با امید.باور.
واطمینان بیشتری شروع کردم واون توانایی رادر خودم دیدم
چون قبلا هر کاری می کردم لاغرشوم ولاغر بمانم اما لاغرمشدم ولی لاغر نمی ماندم و همه میگفتند که چرا با این همه تلاش نمی توانی لاغر بمانی ومن توضیح می دادم که نمیشه ومن نمی تونم لاغربمانم چون من ژن چاقی دارم. استعداد چاقی دارم وهمه هم این رو بهم میگفتندکه خیلی خودت رو اذیت نکن تو نمی توانی لاغر بمانی ومن به خاطر همین همیشه میخواستم که لااقل وزنم اضافه نشه می خواستم وزنم در همون حد ثابت بماند
من همیشه وزنم روتا ۷۳کیلو پایین می آوردم ولی بعد از اون حتی نیم کیلو هم نمی توانستم کم کنم و دوباره گرم به گرم به وزنم اضافه می شد فقط تو خامگیاه خواری تونسته بودم خودم رو از ۹۳به ۶۳ کیلو برسانم اما اون هم برام نموند ولی حالا میفهمم که من توانایی لاغر شدن را دارم و تا هر اندازه که دوست داشته باشم می توانم لاغرشوم
من وقتی با این سایت آشنا شدم با اطمینان و اعتماد کامل در این مسیر قدم گذاشتم و دو سال و چند ماه است که در این مسیرزیباقرارگرفتم و هنوز هم دارم ادامه می دهم
همه می دانیم که این چاقی آرام آرام در ما بوجود آمده خودم که اصلآ متوجه نمی شودم و وقتی به خودم می آمدم که چاق شده بودم اما زمانی که می خواستم لاغر شوم وقتی می دیدم که باید کلی باید وزن کم کنم اون موقع بود که اون توانایی را در خودم نمی دیدم و همیشه میگفتم که من نمی توانم
ولی بودن دراین سایت به ما یاد داد که ما نباید به این فکر کنیم که اون وزنی که داریم رو کم کنیم حالا من که ۳۵ کیلو اضافه داشتم و می خواستم کم کنم این رو یاد گرفتم که من این ۳۵کیلو رو در چند روز. چند هفته. ویا چند ماه بدست نیاورده ام من نزدیک به پنجاه سال بود که این وزن رو آرام آرام بدست آورده بودم
پس چرا باید عجله کنم من باید با منطق و آرام و آهسته و پیوسته طوری که نه به خودم فشار بیارم. نه اعصابم خراب بشه. نه استرس واضطراب داشته باشم و با آرامش وخیال راحت به سمت لاغری حرکت کنم
من همیشه آدم صبوری هستم و همه من رو صبور می دانند و همیشه میگفتند که من خیلی صبر و حوصله دارم اما نمی دانم چرا در لاغری عجول بودم و می خواستم سریع لاغر شوم وهمیشه افراط می کردم و این باعث شکستم می شد و حالا می فهمم که باید میان رو باشم و به جای اینکه به خودم فشار بیارم و افراط و تفریط کنم و زیاده روی کنم باید میان روی داشته باشم
ما به جز اینکه که افکارمان را تغییر دهیم باید رفتارهایمان را هم تغییر دهیم
من همیشه در رژیم هایی که می گرفتم ۳روز هم آب درمانی می کردم و اینقدر ضعیف و بیحال می شدم و موقعی که می خواستم از جایم بلند شوم سرم گیج می رفت و دخترم همیشه کمکم می کرد تا سر گیجه ام از بین برود وبتونم حرکت کنم من وقتی رژيمم رو رها می کردم اینقدر اشتهای کاذب پیدامیکردم که تا حد خفگی می خوردم و بعضی مواقع اصلآ چیزی نمی خوردم
وحالا اینجا هستیم و فهمیدیم که باید با آرامش و آهستگی جلو برویم و میانه رو باشیم و ذهنمان رابا بدست آوردن آگاهی آموزش دهیم
فرق ما با متناسبها در این است که اونها همیشه میانه رو هستند ولی ما يا زیاد از حد می خوریم يا اصلآ نمی خوریم یا ورزش های سنگین انجام می دهیم پیاده رویهای طولانی مدت انجام می دهیم و یا اصلآ هیچ فعالیتی نداریم و همیشه در حال سرزنش کردن خودمان هستیم
ما اگه افکار و رفتار صحیح و درستی داشته باشیم می توانیم لاغر و متناسب شویم ما در این سایت هستیم و همراه با استاد عزیزمان داریم افکار و رفتارمان را درست وصحیح می کنیم و میانه روی را جایگزین افراط و تفریط می کنیم
من می دانم که هممون در این مسیر به رویاوارزویمان می رسیم
ان شاءالله
خدایا شکرت به امید یگانه خالق یکتا
سلام دوست متناسبم
از خواندن دیدگاه پر احساس و آگاهی شما لذت بردم در پناه خداوند مهربانم شاد و سلامت و متناسب باشید
سلام خسته نباشید استاد.
من تا قبل از اینکه با سایت تناسب فکری آشنا بشم مدام در حال کم و زیاد شدن وزن بودم در حال رژیم و پیاده روی بودم من بیشتر از اون چیزی که خودمم فکرشو کنم توامند بودم در لاغر شدن اما ازش بی خبر بودم چون باور نداشتم که من توانایی اینو دارم مثل همه کارهایی در آن موفق بودم در لاغری هم موفق میشم اما به دلایل شکست های زیادی که از همه روش های لاغری خوردم این فکر که من میتونم لاغر بشم نه تنها کم رنگ شده بود بلکه محو شده بود من دیگه ناامید شده بودم که من میتونم لاغر بشم خصوصا این دو سه سال اخیر که چاق تر شده بودم خودم به همه میگفتم من وزنم استپ کرده و چربی هام چون خیلی قدیمی هستن باهام قهر کردن دیگه قصد ندارند از بدنم برن یادم میاد مدام به هرکسی ازم میپرسید چرا لاغر نمیکنی میگفتم من وزنم استپ کرده و دیگه بیخیال لاغر شدن شدم بازم با وجود این حرفام تلاش میکردم ولی چون خودم باور نداشتم که میتونم لاغر کنم حتی نیم کیلو هم کم نمیکردم دو سه سال قبل با گروهی در واتس آپ آشنا شدم که دو هفته کلاس رایگان میگذاشتن و بعد از اون هفتگی ازت پول میگرفتن و با قانون جذب اینجور چیزی اسمش بود قصد لاغری داشتن و من فکر میکردم قراره چیزهای که به سمت لاغری هست جذب کنم اما وارد گروه که شدم دیدم همه دارند بیشتر به چاقی توجه میکنند اینو اینقدر خوردم اینو چند بار توی دهنم مزه کردم خوردم و ادمین های گروه تاکید خیلی زیادی داشتن به روزی دو ساعت پیاده روی خب منم دو هفته پیش رفتم مثل بقیه اما وقتی خانمی که ادعا میکرد دکتر هست و شروع میکرد به ویس فرستادن که خودتو تو آینه لاغر تصور کن من توی آینه میرفتم بیشتر حالم از خودم بد میشد یا سعی میکردم تصور کنم که اندام لاغری دارم اصلا نمیتونستم تمرکز کنم چون حتی من توی تصورم هم آدم چاقی میدیدیم و بخاطر همین روحیه ضعیف از اون گروه کلا خروج زدم و دیگه سمتش نرفتم چون من باور نداشتم توانایی لاغر شدن دارم چون کسی به من همه حرفایی که اینجا شنیدم نزده بودن کسی نگفته بود تو بدون هیچ زحمتی توانایی لاغر شدن داری فقط کافیه به خودت و قدرت ذهن درونت باور داشته باشی من صبر رو توی این سایت یاد گرفتم امیدواری رو اینجا یاد گرفتم همیشه سعی میکردم بدون هیچ امیدی با عجله مثلا یک ماه دو ماه ۲۰ کیلو کم کنم و مدام هم به خودم میگفتم کم کردن یک کیلو هم زیاده چطور من بتونم ۲۰ کیلو کم کنم و با این افکار داغون شروع به رژیم و ورزش میکردم.
من همیشه به خودم میگفتم به مادرم میگفتم که چرا من توی خیلی از زمینه ها موفق هستم چرا نمیتونم اندامم رو لاغر کنم نمیدونم چطوری ولی استاد توی کل فامیل پدری توی فامیل همسر توی اکثر دوستانم هرکسی به مشکلی برمیخورد در تنظیمات و سخت افزار گوشی تنها شماره ای که میگیرن شماره من هست و منم بدون هیچ زحمتی همیشه مشکل اون گوشی رو برطرف میکنم چند مدت پیش یه نفر تو یه جمعی گفت میخوام به یه چالش بکشمت گفتم چی گفت من یه مشکلی تو این گوشی دارم سه تا موبایل فروشی بردم میگن درست نمیشه دیگه بیخیال شدم اگه بتونی درستش کنی من دیگه هیچ زمانی برای خرابی موبایلم نمیرم جایی و اون هزینه رو میدم شما و به یه صورت تمسخرآمیز اینو بهم گفت و مطمئن بود که الان من نمیتونم و حرفش به کرسی میشینه و من نیم ساعتی با گوشیش درگیر شدم ولی نهایتاً درستش کردم و دهنش باز مونده که یعنی الان درست شده مگه میشه من چندجا پرسیدم گفتن درست نمیشه این فلان تنظیمات قدیمی رو داره حتی فایل آموزشی دیدم نتونستم گفتم امتحان کن من درستش کردم چرا درستش کردم چون من اینو باور دارم که توانایی زیادی توی این زمینه داره من از بچگی با کامپیوتر سر و کله زدم با سیستم حسابداری با انواع کارهای وب سایتی یا استاد توی هر زمینه ای که فکرشو کنم من نهایت با یکی دوبار تمرین کردن اون مهارت رو فول میشدم که مثل آب خوردن میشد چون من این باور رو داشتم که محاله من چیزیو آموزش ببینم و نتونم انجامش بدم ولی تنها چیزی که توی این ۳۰ سال عمرم همیشه درش ناامید و ناتوان خودمو میدیدم لاغر شدن بوده.
من یه زمانی ۶۰ کیلو وزنم بود و نسبت به اون سنی که داشتم حدودا ۱۴ سالم بود خیلیییییییییییی وزن زیادی بود و من حتی فکرش هم نمیکردم یک روزی به وزن الآنم که ۸۰ کیلو شده برسم یعنی اصلا اگه کسی هم بهم میگفت ندا تو قراره توی سن ۳۰ سالگی ۸۰ کیلو بشی زندگیم همون زمان پایان پیدا میکرد و الان توی این وزن هستم و تا چند مدت پیش اگه کسی بهم میگفت فلان رژیمو بگیر برسی به وزن ۶۰ میخندیدم میگفتم محاله من لاغر بشم صد دفه رژیم گرفتم هزار تا راه رفتم چطور ممکنه من استو وزنی دارم فقط از اینکه وزنم دو برابر بشه ترس دارم و اینو مدام به خودم میگفتم تا به خواست خدای مهربانم با این سایت آشنا شدم و سپاسگزار خدای خوبم هستم و انگار این سایت انگار حرفای شما مثل یه میخ میکوبه میره ته ته مغزم و بیرون آوردنش خیلی سخته و امیدی بهت میده که نمیتونی به این راحتی ازش دست بکشی من حتی با گوش کردن به فایل ها هم احساس سبکی میکنم چه برسه به تمرین انجام دادن و تغییر رفتار من دیگه ناتوانی رو قبول ندارم من میتونم و این دفه بدون استرس بدون عجله خیلی زودتر از اون مدتی که ذره ذره چاق شدم لاغر میشم اگه ۱۰ سال زمان برده تا ۲۰ کیلو اضافه کردم الان ۱ سال زمان میبره و من همون مقدار رو کم میکنم اینو باور دارم و در راه رسیدنش از هیچ تلاشی در این سایت دست نمیکشم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان🪴
سلام به استاد عزیز و همراهان عزیز سایت تناسب فکری
گام چهارم: توانایی لاغر شدن جسم.
توانایی لاغر شدن در همه افراد چاق وجود داره اما نمیدونن.همه ما در زمان تولد مجهز به تموم تواناییهای لازم برای زنده موندن هستیم، بدون اینکه بهمون آموزش داده باشن به راحتی نفس میکشیم، پلک میزنیم، رشد و نمو و هزاران فعالیت دیگه برای زنده موندن رو بلدیم.و کم کم با بزرگتر شدنمون تواناییهای دیگهای رو به دست میاریم، مثل توانایی راه رفتن، صحبت کردن، تواناییهای دیگهای که هر انسانی بنا به موقعیت و شرایط زندگیش از اونا بهرهمند میشه.
هیچ کدوم از ما توی دوران کودکی تصور و نگرشی درباره تواناییهامون نداشتیم به راحتی هر چیزی رو که نیاز داشتم یاد میگرفتیم،اما هر چقدر که بزرگتر شدیم و تحت تاثیر محیط اطرافمون و دیدگاههای دیگران قرار گرفتیم، نگرشمون درباره تواناییهامون تغییر کرد و این شروع ایجاد تفاوت بین انسانهاست.توی زمان کودکی بدون توجه به داشتن یا نداشتن توانایی، شروع به یاد گرفتن زبان مادریون کردیم،اما وقتی بزرگتر شدیم در مورد یادگیری یه زبان دیگه مثل انگلیسی به یه شکل عمل نکردیم.بعضیامون عقیده داشتیم که توانایی یادگیری زبان انگلیسی رو داریم و برای یادگیری اقدام کردیم.اما عده دیگهای عقیده داشتن که توانایی یادگیری زبان انگلیسی رو ندارن و هرگز برای یادگیری اون هم اقدام نکردن.
این موضوع توی تمام مسائل و جنبههای زندگیم هم صدق میکنه.هرچقدر که بزرگتر شدم بر اساس نگرشم درباره تواناییهام برای یادگیری اقدام کردم.و توی تموم مواردی که احساس و نگرش توانمندی داشتم موفق شدم و در بسیاری از مواردی که به خواستههام نرسیدم تنها و تنها به دلیل عدم احساس تواناییم بوده.لاغر شدن هم ارتباط مستقیمی به احساس توانایی در لاغر شدن یا لاغر نشدن داره،این مهمترین مانع لاغری در ذهنه که توی هیچ روش دیگهای مورد توجه قرار نگرفته.
من به اندازهای که احساس توانایی لاغر شدن داشته باشم میتونم لاغر بشم،اگه نیاز به منطقی کردن این عبارت دارم باید به روند چاق شدنم فکر کنم،من برای چاق شدن به توانایی خودم در چاق شدن فکر نکردم و هیچ نگرشی هم درباره اینکه من نمیتونم چاق بشم نداشتم،بنابراین به راحتی و بدون هیچگونه تحمل رنج و سختی چاق شدم،یادگیری زبان مادریم هم دقیقاً مشابه همین چاق شدنه،اما وقتی که چاق شدم و در معرض مشکلات چاقی قرار گرفتم، برای لاغر شدن به توانایی لاغر شدن خودم شک کردم،من برای چاق شدن متکی به توانایی خاصی نبودم،بنابراین برای لاغر شدن هم متکی به داشتن توانایی خاصی ندارم،ندونستن این موضوع یا دریافت آگاهیهای اشتباه باعث شده که همه افراد چاق خودشون رو فاقد توانایی یا اراده لاغر شدن بدونن و این نگرش مهمترین عامل لاغر نشدنه افراد چاقه.
برای منطقی کردن این موضوع میتونم به این مثال توجه کنم،مثلاً در اطرافیانم افراد متناسبی رو به یاد بیارم که از نظر من افراد پرخوری هستن اما هرگز چاق نمیشن،و وقتی هم که از اونا در مورد چاق نشدنشون سوال میکنم جواب میدن که من چاق نمیشم.
نمونه مشابهش رو میتونم در خودم پیدا کنم که در مورد موضوعی احساس ناتوانی کردم و هرگز در اون موضوع موفق نشدم،
اگه این سوال در ذهنم ایجاد بشه که افراد لاغر چگونه توانایی لاغر شدن رو در خودشون ایجاد کردن؟؟پاسخش اینه که اونا هیچ تلاشی برای ایجاد توانایی لاغر بودن در خودشون ایجاد نکردن.چون این توانایی به شکل پیش فرض در همه انسانها وجود داره،مثل توانایی نفس کشیدن.
افراد متناسب به دو دسته تقسیم میشن،
افراد متناسب با رفتار غذایی صحیح،افراد متناسب با رفتار غذایی غیر صحیح،
افراد متناسب با رفتار صحیح بر اساس فرمولهای پیش فرض ذهنشون و دستورالعملهای اولیه مغزشون فکر و رفتار میکنن،بنابراین تا ابد اینا متناسب میمونن
گروه دوم افرادی هستن که دستورالعملهای اولیه مغزشون تغییر کرده و نسبت به مواد غذایی واکنشهای متفاوت دارن و در خوردن مواد غذایی زیادهروی میکنن، اما این گروه به خاطر اینکه خودشون رو فاقد توانایی چاق شدن میدونن تا وقتی که این باور و نگرششون تغییر نکنه متناسب میمونن، اما وقتی که نگرش اونها درباره توانایی چاق شدن خودشون تغییر کنه با سرعت بیشتر از افراد چاق دچار اضافه وزن میشن،
داشتن یا نداشتن احساس توانایی تنها عامل تعیین کننده نتیجه زندگیم در جنبه سلامتی و تناسب اندامه،پس اگر رویای لاغر شدن دارم باید بیشتر از هر موضوع دیگهای به بازیابی و به یادآوری تواناییهای خودم در لاغر شدن توجه کنم،
اگر عقیدم و باورم اینه که توانایی لاغر شدن رو ندارم، مهم نیست که چقدر برای لاغر شدن تلاش میکنم، من هرگز لاغر نخواهم شد.
توی تمام این سالهایی که برای لاغر شدن از طریق روشهای مختلف اقدام میکردم، تنها به دلیل باور نداشتن توانایی لاغر شدن بوده که نتونستم نتیجه عالی و ماندگار رو کسب کنم.
حتی افرادی هم که با استفاده از روشهایی به مقدار قابل توجهی کاهش وزن و سایز داشتن، اونا هم تحت تاثیر این نگرش اشتباه که توانایی لاغر موندن رو ندارن، دوباره به شرایط چاقی قبلی خودشون برگشتن،بازیابی توانایی لاغر شدن، مهمترین موضوع در کسب نتیجه عالی از مسیر لاغری با ذهنه.
چطور میتونم توانایی لاغر شدن رو در خودم ایجاد کنم؟؟؟باید اینو بدونم که من زمانی در وزن ایده آلم بودم و آروم آروم اضافه کردم، و اگه روزی بهم میگفتن که من در وزن الانم خواهم بود، هرگز نمیتونستم تصور کنم و میگفتم دروغه،من آروم آروم چاق شدم و اصلاً هم متوجه چاقیم نشدم و الان که میخوام وزنم رو کم کنم به حجم عظیمی که میخوام کم کنم دارم فکر میکنم و میگم نمیتونم،انگار که بدنم نمیخواد این حجم عظیم رو از دست بده،میگه میمیرم، توانشو ندارم،
من برای ایجاد توانایی لاغر شدن در خودم نباید اینطوری به لاغر شدن فکر کنم و بگم من میخوام ۳۰ کیلو کم کنم.
این وزنی رو که من الان دارم در طی مدت ۱۰ سال به دست آوردم پس الان هم نباید عجله کنم، باید منطقی فکر کنم، و آروم آروم طوری که بهم فشار هم نیاد به سمت لاغر شدن حرکت کنم.مهم اینه که احساس کنم دارم در جهت لاغر شدن حرکت میکنم،باید میانه رو باشم و اصلاً برای لاغر شدن به خودم فشار نیارم،نباید برای ایجاد توانایی لاغر شدن افراط یا تفریط کنم،باید به جای زیاده روی میانه روی رو انتخاب کنم،باید یه شیب ملایم به سمت لاغر شدن داشته باشم، میانهروی رو در ذهن خودم جایگزین کنم.
باید سعی کنم حتی توی خوردنم هم میانهروی رو انتخاب کنم،میانه روی به جسمم فشار نمیاره،یعنی نه اونقدر کم میخورم که اعصابم به هم بریزه، نه اونقدر زیاد میخورم که بازم با سرزنش و عذاب وجدان اعصابم خورد بشه.یکی از تفاوتهای افراد چاق و لاغر اینه که افراد چاق اهل زیادهروی و کم روی هستن.اونا یا هیچ فعالیتی نمیکنن یا میرن فعالیتهای خیلی زیادی میکنن اونقدر که بهشون فشار بیاد و از توانشون خارج بشه.توی افکارم هم هی نگم که من نمیتونم لاغر بشم، اصلا به ۲۰ کیلو کاهش وزنم فکر نکنم، فقط فکر کنم که مثلاً من زمانی ۶۰ کیلو بودم، بعد رسیدم به ۷۰ کیلو، بعد ۱۰۰ کیلو، و الان هم میتونم دوباره به همون وزن ۶۰ کیلو برگردم،
برای ایجاد احساس توانایی لاغر شدن لازم نیست به کاهش وزنم فکر کنم که احساس سختی بهم بده،فقط یاد اون زمانی بیفتم که من در شرایط ۶۰ یا ۷۰ بودم و حالم خوب بود، هیچ زجری هم نمیکشیدم و خیلی هم راحت زندگی میکردم.
هر وقت که توی فکرم اومد که من نمیتونم لاغر بشم، بدونم که این فکر چاقیه، و اونو با فکر لاغری عوض کنم، که من میتونم لاغر بشم.
رویای لاغر شدن رویایه که صفر تا صدش دست خودمه و رسیدن به آرزویی که صفر تا صدش دست خودم باشه خیلی سادهتر از آرزوییه که باید بخشهایی از اونو دیگران انجام بدن، مثلاً مشارکت کنن، یا چند تا موضوع باید با هم هماهنگ بشه تا یکی از خواستههام برآورده بشه،اما لاغر شدن یکی از اون خواستههاییه که همه چیزش دست خودمه،با تنظیم کردن مواردی که لازمه مثل افکار و رفتارم، میتونم به خواستهام برسم.
همین که بتونم افکار و رفتارم رو همسو کنم با خواستم که متناسب شدنه، روند لاغری شروع میشه و دیگه رسیدن به آرزوی لاغری چیز عجیب و غریب و دور از ذهنی نخواهد بود برام.
پس به لاغر شدن خودم اطمینان داشته باشم، به لاغر شدنم، به تواناییم برای لاغر شدنم ایمان داشته باشم.
چون چاقی یکی از مخربترین تاثیراتی که روم میذاره اینه که قدرت لاغری رو از من میگیره،
غیر از اینکه مشکلات جسمی به وجود میاره،
اعتماد به نفس رو داغون میکنه،
اعصاب رو به هم میریزه،
خودباوری رو از بین میبره،
خیلی از خواستهها رو بهش نمیرسم،
یا خیلی از علاقمندیهام رو دنبال نمیکنم،
از خیلی از رشد و پیشرفتها خودم رو محروم میکنم،
از خیلی از تجربهها خودم رو محروم میکنم،
فراتر از همه این تاثیرات منفی که بر زندگیم میذاره اینه که قدرت لاغر شدن رو در من نابود میکنه،
اونایی که اضافه وزن دارن اصلاً کلاً امیدی به لاغر شدن ندارن، وقتی خودشون رو توی آینه نگاه میکنن، روی ترازو به وزن خودشون نگاه میکنن، همش میگن خدایا من چطور میتونم لاغر بشم،اما هر وقت که به چطور میتونم چاق بشم فکر میکنن بلافاصله براشون باورپذیر میشه که آره من خود به خود چاق میشم، هیچ کاری نمیخواد انجام بدم،ولی توی فکرشون اینه که هر وقت میخوان لاغر بشن باید بدبختی بکشن، زجر بکشن، عرق بریزن،
باید بدونم که اینها یه سری اطلاعاتی هستن که دیگران بهم دادن، یه سری افکار و نگرش اشتباهیان که خودم ناخواسته و ناآگاهانه در خودم ایجاد کردم که باعث شده حسابی از توانایی و قدرت لاغر شدنم غافل بشم و فراموش کنم که این بدنی که تونسته به این حد از اضافه وزن برسه از توانمندیهای بدنم بوده، هیچکس از ناتوانی به چاقی نمیرسه.
بدنش توانایی چاق شدن رو داشته،وقتی که یه بدنی توانایی چاق شدن رو داشته باشه قطعاً توانایی لاغر شدن رو هم داره.
من قبل از اینکه چاق بشم متناسب بودم، هیچکس در بدو تولدش به وزن امروزش نبوده، هیچ کدوممون در ابتدا اینقدر چاق نبودیم، ذره ذره به وزنمون اضافه شده، پس این شرایطی که الان داریم ما خودمون به وجودش آوردیم.
باید بدونم که من یه زمانی متناسب بودم و از یه جایی به بعد این روند شروع شده،به هر حال دیگه نصیبم شده و اگه بخوام همش رو بندازم گردن دیگران، هرگز نمیتونم از شر این چاقی خلاص بشم.
حتی اگه دیگران رو مقصر بدونم، حتی اگه رفتار دیگران با خودم رو مقصر بدونم، اگه نگاهها، تخریبها و سرزنشهای دیگران رو باعث و بانی این بدونم که چاق شدم، باید همه اینا رو رها کنم،باید بپذیرم که من امروز چاق هستم و میخوام لاغر بشم.اون افکاری که در ذهنم مرور میشه که میگه، من نمیتونم لاغر بشم رو باید نادیده بگیرم و این بزرگترین مانعی هست که جلوی لاغر شدنم رو میگیره.عدم باور و اطمینان به توانایی لاغر شدن.
وقتی یه فردی عقیده اش اینه که داره روز به روز داره چاقتر میشه، وقتی که کسی بارها تلاش کرده از طریق روشهای مختلف لاغر بشه، به حرف این و اون گوش داده، به نصیحت اون گوش داده، به تذکر اون گوش داده و نتیجه نگرفته، وقتی بارها ورزش کرده، عرق ریخته، پدرش دراومده و لاغر نشده،وقتی بارها مقداری به هر طریقی از وزنش کم شده ولی به راحتی آب خوردن دوباره چاق شده، خب طبیعیه که این فرد قدرت و خودباوری لاغر شدنش رو از دست بده،اما مسئله اینه که برای لاغر شدن ما نیاز داریم این قدرت رو در خودمون فعال کنیم،ما نیاز داریم باور کنیم که میتونیم دوباره لاغر بشیم.
اگه الان توی هر وضعیت نابسامانی هم که باشم، اگه تمام توجه و تمرکزم روی وضعیت فعلیم باشه و همش با خودم بگم مگه میشه من لاغر بشم؟؟اگه توی تمام شرایط زندگیم حواسم به چاقیم باشه، اگه همش توی فکرم این باشه که دیگران دارن در مورد چاقیم حرف میزنن،اگه از هر چیزی و از هر صحنهای توی زندگیم چاقی خودم رو مرور کنم، اصلا لاغر نمیشم، و این کار مانع لاغر شدنم میشه.
من باید تلاش کنم با قدرت ذهنم، با تغییر نگرشم، با تغییر افکارم، با تغییر دادن انتظارم از چاق شدن، بتونم لاغر بشم.قدم اول اینه که بتونم باور کنم که من میتونم لاغر بشم.مهم نیست که الان در چه شرایط وزنی هستم،باید به این فکر کنم که من یه روزی در این شرایط نبودم،اگه من الان توی این وزن هستم قبلاً چند سال قبل توی این وزن نبودم،نباید اینها رو فراموش کنم و فقط بچسبم به این آخرین عدد وزنی خودم.این یک اشتباه بزرگه و نباید این اشتباه رو تکرار کنم.مهم نیست که الان در چه شرایط وزنی هستم، مهم اینه که به این چیزی که الان هستم توجه نکنم، بزرگش نکنم، حال خودم رو به خاطرش بد نکنم و همیشه به این فکر کنم که من در این شرایط نبودم، پس چیزی که قبلاً درش نبودم واقعیت منه.
۱۰ سال پیش واقعیت منه، ۲۰ سال پیش واقعیت منه،اون زمان که ۶۰ یا ۷۰ کیلو بودم، از خودم راضی بودم، اون زمان واقعیت منه.
این چیزی که الان به من اضافه شده، یواش یواش بهم اضافه شده، اینو میشه دوباره بردارم.
الان در هر شرایط وزنی که هستم، فکر کنم اگه ۱۰ سال پیش، ۲۰ سال پیش که متناسب بودم و خیلی شرایط خوبی داشتم، اگر کسی بهم میگفت که تو ۱۰ سال دیگه، ۲۰ سال دیگه، این شرایط رو خواهی داشت، اصلاً باور نمیکردم و وحشت میکردم.، ولی الان در اون شرایط هستم، شرایطی که ۱۰ سال، ۲۰ سال گذشته باورم نمیشد که به اون شرایط برسم و الان دارم در اون شرایط زندگی میکنم.پس اگه الان هم توی این سایت هستم و استاد داره بهم میگه که تو میتونی دوباره ۶۰ یا ۷۰ کیلوی خودت بشی، ولی نمیتونم باورش کنم،باید بدونم که این هم شدنیه،
همونطوری که اون چیزی که الان هستم و روزی باورم نمیشد و شدنی شده.پس چیزی که الان از استاد دارم میشنوم و باورم نمیشه، هم شدنی خواهد شد.اگر که در این مسیر حرکت کنم،اگر از این محتواها استفاده کنم،اگر تکرار کنم، اگر سعی کنم از محتوای سایت فکری استفاده کنم، بارها و بارها فایلها رو گوش کنم، بنویسم، نوشتههای دیگران رو بخونم، اون وقت توی فضای لاغری با ذهن قرار میگیرم،باید سعی کنم تا جایی که میتونم از انجام کارهای بیهودهای که هیچ سودی برام نداره، اعصابم رو به هم میریزه و درگیرم میکنه و وقتم رو تلف میکنه، اونها رو کم کنم و تمرکزم رو بیشتر بذارم روی استفاده از محتوای لاغری با ذهن.
پس باید این باور رو در خودم ایجاد کنم که من میتونم در شرایط ایده آلم باشم، همونجور که این بدن با این تواناییهای خارقالعاده با این هوشمندی بالایی که داره رو تونستم با قدرت ذهنم از شرایط ایدهآلش خارجش کنم و به وضعیت الان برسونمش، پس میتونم دوباره از این قدرت استفاده کنم برای بهبود شرایط خودم، برای تغییر شرایط خودم.
پس از تمام افکاری که منو ناامید میکنه دوری کنم،از تموم نجواهای ذهنی، گفتگوهای ذهنی که بهم میگه نمیتونی، نتیجه نمیده، حالا کو تا بخوای لاغر بشی، اصلاً این افکار رو مرور نکنم،هر چقدر که بیشتر زمانم رو صرف کنم به مطالعه در مورد لاغری با ذهن توی سایت تناسب فکری، دیدن محتواهای آموزشی، دیدن آلبوم شگفتی سازان، اون وقت دیگه نمیتونم درباره چاقی فکر کنم، زمانی هم که نوشتههای دیگران رو میخونم بیشتر دارم به لاغری توجه میکنم،وقتی آلبوم شگفتی سازان رو میبینم بیشتر دارم به لاغری توجه میکنم،فقط باید حواسم باشه که حسرت نخورم و نگم خوش به حالشون،این چطور تونست، من نمیتونم.
باید بدونم که این قدرت ذهنه که میتونه این کارها رو انجام بده و اصلاً هم از لاغر شدن تعجب نکنم،وقتی که بهش یاد بدم،وقتی آموزش ببینه،وقتی از محتوا استفاده کنه، نگرشم تغییر میکنه،افکارم تغییر میکنه،رفتارم تغییر میکنه،اون وقت خود به خود لاغر میشم.سپاسگزارم از شما استاد عزیز بابت فایلهای عالی و بینظیرتون🪴🌹🦋
نشان های دریافت شده
به نام خدای آسانی ها و راحتی ها
سلام بر استاد عزیز ودوستان همراه
من وقتی فایل رو گوش میدادم ذهنم شیفت شد به دوران متناسب شدنم . که من اون موقع هیچی از چاقی نمیدونستم وخوش وخرم بودم وپدرم که برای گرفتن نان به نانوایی میرفت خانمهای محلمون رو می دید که صبح زود یه مسافت زبادی رو طی میکنن واز یه جای دورتر از نانوایی نزدیک خونشون نون میخرن و دوباره پیاده به خونشون مبان .
وپدرم میگفت اونها پیاده روی میکنن تا اشتهاشون بازتر بشه چونکه هر وقت اونها رو می دید چاق تر از قبل بودند .
یامادرم میگفت عمه ام کلی دستگاههای جورواجور برای لاغریش گرفته بود و تا تهران پیش بهترین دکتر تغذیه رفت وآخرش هیچی به هیچی .
وموارد اینچنینی برای منی که هنوز متناسب بودم تو ذهنم ثبت کرد که چاقی درد بی درمونه . خدا سر هیچ مسلمونی نیاره .
و لااقل یک نفر رو ندیدم که لاغرشده باشه و لاغر مونده باشه .
و کم کم که خواهرم بعد ازدواج چاق شد و آه وناله های اون شروع شد آرام آرام باورهای چاقی و صحبت چاقی و… در خونمون مطرح شد .
که اینقد تو میخابی . تحرک داشته باشه . خواهرت رونگاه صبح زود پامیشه . یه کم جلوی شکمت رو بگیر . طبیعیه ازدواج کردی و بجه دنیا آوردی کم کم خوب میشی . به عمه هات رفتی . فقط تو نیستی امکانات رفاهی زیادشده خانمها تنبل شدن و چاق شدن کاری ندارن تو خونه انجام بدن و… تو خونمون هر روز مطرح میشد .
خانمی بود تو محل کارمون که می گفت من کرد هستم وکردها چاق هستند و چاره ای نداریم .
اما کلی رژیم سخت میگرفت وکلی پیاده روی میکرد وتونست یه کم لاغربشه اما همش دپرس بود که پوستش آویزان شده .
من به شدت از چاقی میترسیدم و منم تو این جو چاقی منم کم کم باورهام تقویت شد و وزنم بالاتر میرفت واز طرفی تو ذهنم بود چاقی درد بی درمونه .
خوب چطور با این طرز فکر میخاستم لاغربشم . که چاقها توانایی لاغر شدن ندارن مثل عمه ام . علیرغم اونهمه امکانات ورزشی تو خونش آخرش تسلیم چاقی شد .
ویه کم انرژی مثبتی که داشتم این بود که من دوره قانون جذب رو از یه استادی تهیه کرده بودن وایشون فقط اینقدر به مسایل چاقی اشاره کرد که چاقی ناخواسته هست بهش توجه نکنید و به لاغری توجه کنید .
ولی درمورد ثروت و روابط وسلامتی کلی مطلب آموزشی داشت وجالبه خودش کمی چاق بود ومی گفت من پیاده روی آرام میکنم چون اگر پیاده رویم سریع باشه بدن ما بسیار هوشیار هست و چربی ها رو ذخیره میکنه و از این قبیل حرفها.
وقتی وارد این سایت شدم وویس های استاد رو گوش میدادم ته دلم میگفت این حرفها درسته . اگرچه چراغ امید روشناییش خیلی کم بود به خاطر شنیدن اونهمه باورهای پوچ که لاغرشدن دایمی ممکن نیست اما با انرژی هایی که استاد تو فایلها به من میداد و با اونهمه فایل های دانلودی باارزش که با زاویه های مختلف با آرامش درونیش به من اطمینان داد که میشه .
و من میومدم صحبتهای ایشون رو با زوایا مختلف تو زندگیم تطبیق میدادم و میدیدم هرچی بیان میشه حقیقته .
و آرام آرام ذهنم آرام ترشد ونجواها کمتر . که ادامه بده میتونی . میدونستم توانایی انجام کارهای سخت رو هم داشتم و دارم اما انگار اون ریشه باور پوچ سست بشه طول کشید. اما کم کم که نتیجه داشت خودش رو نشون میداد اون ریشه ها سست و سست تر شدن و کنده شدن .
ومن سرعت لاغرشدنم زیاد شد و یهو دیدم اطرافیانم عکس العمل نشون دادن .
اما ته دل همشون این بود که بی فایده هست چون چاقی دردی هست که درمان ندلره فقط باید غذاتو کن کنی و یه کم ورزش کنی وباهاش بسازی .
چون رسما بهم میگفتن . اما نتایج چیز دیگه ای رو نشون میداد.
خواهرزادم که خوراکش ورزش وباشگاه هست اومد بازوهام رو فشار داد خیلی تعجب کرد که پوستم سفته و شل نیست .
جمعه ای اومد خونمون میگه خاله خوبه ویس گوش میدی و لاغر میشی . بدون هیچ کاری . منم فقط میخندم .
که این خندیدن حق منه . چون ادامه دادم و کوتاه نیومدم
این دوره آموزشی بهم خیلی کمک کرد که چشم و گوش خود رو بازتر کنم و هرچی بهم گفتن چشم بسته قبول نکنم .
سپاس از خدای آسانی ها وراحتی ها بابت هدایت به این مسیر آسان و راحت .
تقدیر لز استاد عالیقدر که عاشقانه بابت گسترش رسالت الهیشان وقت میزارن و این آرامش وصف ناشدنی رو به هنرجویان خودشان هدیه میدن .
نشان های دریافت شده
سلام عزیزم از خوندن دیدگاهت لذت بردم .حق داری اسم خودتو گذاشتی متناسب شاد …با این نتایج عالی …..ما همه مسافران قطار تناسب فکری هستیم و هر کدوم بنا به محتویات ذهنیمون یه جایی متناسب و شاد به مقصد می رسیم و پیاده میشیم …امید به خدا من و همه دوستانی که هنوز به مقصد نرسیدیم با خوندن دیدگاههای دوستان موفقی چون شما از خودمون و ادامه راه نا امید و خسته نشیم و فقط شاد و پر امید به راهمون ادامه بدیم . فکر نکنیم چون شما زودتر به مقصد رسیدی پس لابد ما یه عیبی داریم که زودتر نرسیدیم ماها هیچکدوم در یک ایستگاه مشترک پیاده نخواهیم شد …چون هر کدوم ایستگاه ویژه و مختص خودمون داریم … پس باایمان به گرفتن نتیجه ادامه می دیم ….
برات بهترینهارو آرزومندم …