0

توقف نفرت از چاقی (قسمت دهم)

نفرت از چاقی
اندازه متن

«نفرت از چاقی به هیچ‌وجه شما را لاغر نمی‌کند، اما قطعا می‌تواند به چاق‌تر شدن شما منجر شود.

وقتی از چاقی متنفر می‌شویم، احساس ناتوانی در مقابله با آن در ما ایجاد می‌شود. این احساس ناتوانی، در نهایت، مسیر را برای چاق‌تر شدنمان هموارتر می‌کند.»

🌪️ وقتی نفرت از چاقی، خودش عامل چاقیه!

سال‌ها با اضافه وزن دست‌وپنجه نرم کردم. توی اون سال‌ها، یه احساس قوی همیشه باهام بود: نفرت از چاقی! 😤

هر چی بیشتر سعی می‌کردم لاغر بشم، نتیجه کمتری می‌گرفتم و این نفرت تو دلم بزرگ‌تر می‌شد.

نفرتی که آروم‌آروم به خودم هم سرایت کرد… 😞

نفرت از چاقی

🧠 به خودم می‌گفتم:

  • «تو عرضه نداری!»
  • «نه می‌تونی رژیم بگیری، نه ورزش کنی!»
  • «از پس هیچ‌چی برنمیای!»

و خب معلومه وقتی از خودت این تصویر رو داشته باشی، تو جمع احساس کم‌ارزشی می‌کنی.

به جمع‌ها نمی‌رفتم، از نگاه مردم فرار می‌کردم، و حتی نمی‌تونستم جلوی یه حرف ساده از خودم دفاع کنم. 🫣

اون زمان فکر می‌کردم چاقی من تقصیر 👪 خانواده است؟!

می‌گفتم «چاقی من تقصیر ژنتیک شماست!» و کلی باهاشون بحث می کردم و دلخوری ایجاد می‌شد.

حتی از کسایی که یه کلمه درباره چاقی من حرف می‌زدن بدم می‌اومد. 🤐 احساس می‌کردم همه دارن نگاهم می‌کنن، قضاوتم می‌کنن، پشت سرم پچ‌پچ می‌کنن…

🎭 نفرت از چاقی مثل یه سایه سنگین، افتاده بود روی تمام لحظه‌های زندگیم. جوری که از خود زندگی هم بیزار شده بودم.

🌿 لاغری با ذهن و پذیرش چاقی؛ پایان نفرت، آغاز تغییر

سال‌ها بود که با اضافه‌وزن زندگی می‌کردم، اما نه با آرامش… بلکه با یک احساس سنگین و طاقت‌فرسا که هر روز باهام بود: نفرت از چاقی 😣💔

این نفرت فقط نسبت به بدنم نبود… کم‌کم به خودم هم سرایت کرد. خودم رو آدم ضعیفی می‌دیدم که هیچ‌وقت نمی‌تونه رژیم بگیره، هیچ‌وقت نمی‌تونه موفق بشه، هیچ‌وقت…

و این احساس، مثل زنجیر دور من پیچیده بود ⛓️

اما وقتی با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم که تا وقتی نفرت از چاقی توی ذهنم پررنگه، نه‌تنها لاغر نمی‌شم، بلکه هر روز درگیرتر و ناتوان‌تر هم می‌شم.

🤯 چرا باید با چاقی آشتی کنم؟!

سخت بود… خیلی سخت!

برای من، چاقی نماد تمام رنج‌هام بود. چطور می‌تونستم چیزی رو بپذیرم که فکر می‌کردم زندگیم رو خراب کرده؟

ولی فهمیدم که پذیرفتن چاقی به‌معنای تسلیم شدن نیست…

یعنی اینکه دیگه با خودم نجنگم، دیگه به بدنم فحش ندم، دیگه از خودم متنفر نباشم. 🕊️

هرچه بیشتر با مفهوم لاغری با ذهن آشنا می‌شدم، بیشتر می‌فهمیدم که نفرت از چاقی تنها باعث عذاب بیشتره.

و من تصمیم گرفتم این چرخه رو تموم کنم… ✋

شروع کردم به آشتی با خودم، با بدنم، با گذشته‌م. بخشیدم اون‌هایی رو که منو مسخره کرده بودن.

و حتی بخشیدم خودم رو… برای سال‌هایی که خودم رو با احساس گناه له کرده بودم. 🫂

✨ وقتی ذهن سبک می‌شه، جسم هم همراهی می‌کنه

بعد از پذیرش، یه حس آرامش عجیب اومد سراغم. انگار ذهنم داشت سبُک می‌شد… و باورم نسبت به تغییر قوی‌تر می‌شد.
دیگه لاغر شدن فقط یه رؤیا نبود، یه واقعیت ممکن شده بود! 💪🌸

تغییرات ذهنی کم‌کم در جسمم هم ظاهر شد. و مهم‌تر از عدد ترازو، حس قشنگی بود که از خودم پیدا کرده بودم… دیگه خبری از اون نفرت از چاقی نبود.

جاشو داده بودم به عشق به لاغری، عشق به زندگی 💚

🧠💬 اگه تو هم سال‌هاست با چاقی در جنگی، ازت می‌خوام به جای نفرت، مسیر پذیرش رو امتحان کنی. شاید اون چیزی که همیشه دنبالش بودی، پشت همین آرامشه…

💭 نفرت از چاقی، تو را لاغر نمی‌کند… بیشتر درگیرت می‌کند!

یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که از مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم، اینه که:

✨ «هرچی از چیزی بیشتر متنفر باشی، اون چیز بیشتر به زندگی‌ت چسب می‌خوره!»

اگه نفرت از چاقی همیشه باهاته، بدون که همین احساس ناخوشایند داره تو رو بیشتر درگیر چاقی می‌کنه! 😖

🔄 چرا نفرت، وضعیت رو بدتر می‌کنه؟

ما وقتی از یه چیز بیزاریم، داریم هی بهش توجه می‌کنیم. و ذهن ناخودآگاه ما عاشق توجه و تمرکزه!

  • ✅ هرچی رو بیشتر بهش فکر کنی
  • ✅ بیشتر دربارش صحبت کنی
  • ✅ بیشتر ازش شاکی باشی

🧠 ناخودآگاه فکر می‌کنه اون چیز خواستنیه و شروع می‌کنه بیشتر از اون رو وارد زندگیت می‌کنه!

پس اگه از چاقی متنفری، در واقع ناخودآگاهت رو داری با چاقی برنامه‌ریزی می‌کنی! 😳

چرا؟ چون اون نمی‌فهمه که تو چی رو دوست نداری… فقط می‌بینه که چی توی ذهن و فکرت پررنگ‌تره!

📌 این فقط در مورد چاقی نیست…

  • از بی‌پولی بدت میاد؟ بیشتر درگیر مشکلات مالی می‌شی.
  • از رفتارهای آزاردهنده دیگران متنفری؟ بیشتر اون رفتارها رو می‌بینی.
  • از بدن چاق خودت دلخور و ناامیدی؟ ذهن تو رو به همون سمت می‌بره!
آرزوی لاغری

🧠💔 نفرت از چاقی و تخریب تدریجی روح

نفرت از چاقی فقط یه احساس ساده نیست.

یه چرخه‌ی تخریب‌گره که به مرور باعث می‌شه از خودت، بدنت، گذشته‌ت، و حتی آدم‌های اطرافت فاصله بگیری.

و این فاصله گرفتن از خودت، همون چیزیه که تو رو از مسیر لاغری دور نگه می‌داره.

یه مقاله علمی در Psychology Today نوشته بود:

«افرادی که با بدن‌شون با نفرت برخورد می‌کنن، کمتر احتمال داره رفتارهای سالم مثل افکار مناسب یا تغذیه متعادل رو انجام بدن.»

تلاش برای لاغری از روی تنفر، نه‌تنها کمکی نمی‌کنه، بلکه ممکنه منجر به رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری عصبی بشه.

💚 راه درست چیه؟

به جای اینکه با نفرت از چاقی جلو بری، یاد بگیر با پذیرش حرکت کنی.

پذیرش یعنی:

  • قبول کنی که الان این شرایط هست
  • خودت رو بابتش سرزنش نکنی
  • مسئولیت تغییرش رو بپذیری و با ذهنی باز، راهی برای بهتر شدن پیدا کنی ✨

پذیرش یعنی بگی:

«من چاقم، اما ارزشم بیشتر از ظاهرم هست و می‌تونم تغییر کنم.»

در نهایت، به یاد داشته باشید که پذیرش، آغاز حرکت به سوی تغییر واقعی است.

تنها در صورتی که با چاقی، بی‌پولی یا هر مشکلی که دارید آشتی کنید، می‌توانید آن را از زندگی خود حذف کرده و در مسیر بهبود آن قدم بردارید. 🌱💖

نتایج آموزش لاغری با ذهن 🍃🧠

آموزش‌های دوره ورود به سرزمین لاغرها ابتدا با تغییرات درونی شروع می‌شود و به تدریج، این تغییرات در جسم شما نمایان می‌شود.

💭 زمانی که ذهن شما به شدت بر چاقی تمرکز کند، مغز شما به طور ناخودآگاه دستوراتی را صادر می‌کند که به چاق‌تر شدن شما منجر می‌شود.
این یعنی تمرکز بر نفرت از چاقی، نه تنها شما را از آن نجات نمی‌دهد بلکه شما را به آن بیشتر می‌کشاند.

🌿 برای رسیدن به هدف لاغری، ابتدا باید این بیزاری را از خود دور کنید. وقتی توجه شما به چاقی کمتر شود، مغز شما هم دستورات کمتری برای چاق‌تر شدن صادر خواهد کرد.

✍️ تمرین آموزشی این جلسه 📖

مرحله اول:

برای کسب نتیجه عالی از مسیر لاغری با ذهن نیاز است که به شکل کامل با وضعیت فعلی خود در صلح و آرامش قرار بگیریم. بنابراین لازم است که برای بهبود احساسی که نسبت به خودمان داریم اقدام کنیم.

برای انجام این فرایند مهم لازم است ابتدا میزان نفرت و بی زاری از چاق و وضعیت خود را تعیین کنیم.

نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟

نفرت از چاقی در بیشتر مواقع به صورت افکار تکرار شونده در ما ایجاد شده‌اند.

من با مرور کردن (من لاغر نمیشم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.

من با مرور کردن (چرا چاق هستم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.

شما هم فکر کنید و مواردی را پیدا کنید که با فکر کردن به معایب چاقی باعث ایجاد نفرت از چاقی در خود شده‌اید.

مرحله دوم:

برای کم رنگ کردن نفرت از چاقی نیاز است که با توجه کردن به مزایای لاغری احساس خوب درباره لاغر شدن در خود ایجاد کنیم.

خیلی از افراد چاق به دلیل بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن احساس حسرت نسبت به لاغر شدن دارند. بنابراین باید با توجه کردن به مزایای لاغری اشتیاق و انگیزه لاغر شدن را در ذهن ناخودآگاه خود بیدار کرده و حسرت لاغری را به اشتیاق لاغری تبدیل کنید.

بنابراین لازم است تا جایی که امکان دارد با شرح دادن درباره لاغری و مزایای آن فرمول‌های جدید در ذهن خود ایجاد کنید.

برای اینکار می‌توانید به مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف خود می‌بینید اشاره کنید.

  • من وقتی می‌بینم دوستم پیمان بدون ترس و نگرانی از چاق شدن غذا می‌خورد لذت می‌برم.
  • من وقتی می‌بینم ثمانه به راحتی لباس مورد علاقه‌اش رو می‌پوشه لذت می‌برم.

مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید.

مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید به این صورت که اگر لاغر شوم ….

هرچقدر دلایل بیشتری برای علاقه خود به لاغر شدن پیدا کنید اشتیاق و انگیزه در ذهن ناخودآگاه شما برای حرکت کردن به سمت لاغر شدن بیشتر خواهد شد.

احساس می‌کنید شما هم می‌توانید لاغر شوید و مانند گذشته نه تنها لاغر شدن را دور از دسترس نمی‌بینید بلکه ذوق و شوق دارید که در مسیر صحیح لاغر شدن قرار گرفته‌اید و می توانید از شر چاقی خلاص شوید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

هنرجویان لاغری با ذهن

خانم لیلا جعفری نیا از تهران

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.06 از 163 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11477
144 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۱/۳۱ ۲۱:۵۱
      مدت عضویت: 2266 روز
      امتیاز کاربر: 7593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 646 کلمه

      🍄🌿 به نام خداوند جان و خرد🍄 ✨🌿  🪺🦋 

      سلام و درود خدمت استاد عزیز عطاروشن و دوستان نازنینِ مسیر تناسب فکری 🤍🌸  

      نفرت من از چاقی، خیلی قبل‌تر از اینکه واقعاً چاق بشوم، در ذهنم ریشه دوانده بود…  

      بر می‌گردد به دوران نوجوانی؛ همان سال‌هایی که کاملاً متناسب بودم، اما ذهنم شروع کرده بود به ساختن یک تصویر جعلی، یک نگرانی دائمی… یک سایه ترسناک که بعدها تبدیل شد به واقعیت.

      یادم هست لباس‌های بزرگ و گشاد تنم می‌کردم و جلوی آینه می‌ایستادم.  

      به خودم نگاه می‌کردم و با بی‌رحمیِ تمام می‌گفتم:  «این لباس اندازه‌ات نیست… ولی به‌زودی اندازه‌ات میشه! چون تو از هر چی بدت بیاد، سرت میاد…»  و همین شد…  

      همان لباسی که یک روز برایم بزرگ بود، بعد از مدتی برایم کوچک و تنگ شد.  آن لحظه وحشت کردم…  ترسیدم از اینکه مغزم دارد به‌طور کامل حرف‌های مرا تبدیل می‌کند به واقعیت. 😔💔🧠

      از آن روز به بعد، چاقی برای من شد **یک تهدید، یک دشمن، یک سایه‌ی همیشه همراه.**  آن‌قدر وحشت داشتم که حتی *غذا خوردن معمولی* هم برایم سخت و دردناک شده بود.  هر لقمه را با ترس می‌خوردم…  هر قاشق غذا برایم می‌شد یک هشدار، یک دشمن بالقوه… 🍽️😣

      برای لاغر شدن دست به دامن رژیم‌های عجیب و غریب شدم…  با خودم می‌گفتم:  «این دفعه تمومش کن! باید تموم کنی! یا لاغر می‌شی یا عذاب می‌کشی!»  و همین فکرها باعث می‌شد هر قدر بیشتر تلاش کنم،  بیشتر از خودم متنفر شوم…  بیشتر گرسنگی بکشم…  بیشتر خودم را در فشار له کنم…  و عجیب اینکه *هر روز بیشتر گرسنه می‌شدم!*  گویی بدنم فریاد می‌زد: «بس کن!»  اما من نمی‌شنیدم… 😞🔥

      تا اینکه یک روز فهمیدم کاری که با بدنم می‌کنم،  نه‌تنها نادرست است،  بلکه واقعاً *ترسناک و حتی شکننده و کشنده* است.  اما با همه این‌ها…  هنوز با بدنم کامل به صلح نرسیده‌ام.  هنوز گاهی از بدنم بدم می‌آید…  هنوز نمی‌توانم حسرت بدن‌های لاغر را کامل از ذهنم پاک کنم…  هنوز باورش برایم سخت است که چاقی بخشی از من بوده، نه تمام من…  هنوز از بعضی غذاها می‌ترسم؛  می‌ترسم بیمارم کنند، چاق‌ترم کنند، دوباره به همان کابوس برگردم… 🍔😔

      تمام آرزویم این است که روزی بتوانم **بدون توجه وسواسی به اندازه بدنم، با آرامش غذا بخورم.**  آرزو دارم روزی برسد که با بدنم صلح واقعی داشته باشم…  صلحی عمیق و ریشه‌ای…  از آن صلح‌هایی که دیگر کاری با بدنم نداشته باشم و اجازه بدهم *او خودش* راه را پیدا کند…  بدنم خودش مرا به سمت لاغری و سلامت ببرد…  آرام… طبیعی… زیبا… مانند روییدن یک برگ تازه 🌿💚✨  

      آدم‌های لاغر 👯 همیشه یک ویژگی مشترک دارند:  **آرامش.**  آن‌ها با آرامش غذا می‌خورند، با آرامش زندگی می‌کنند و با آرامش تصمیم می‌گیرند.  و این آرامش چیزی نیست که رژیم‌ها بتوانند خلقش کنند.  این آرامش از *طرز فکرشان* می‌آید. ✨🧠🌿

      دوستی دارم که کاملاً متناسب است.  سال‌ها او را زیر نظر داشتم…  نه از روی حسادت،  از روی حیرت و کنجکاوی.  از وقتی که بیدار می‌شود تا وقتی که شب دوباره چشم‌هایش را می‌بندد،  حتی *یک بار* درباره کالری، چاقی، چربی، یا مضرات و فواید غذاها حرف نمی‌زند.  انگار این حرف‌ها اصلاً در دنیای او وجود ندارد! 😳✨

      او همیشه به اندازه می‌خورد،  اما **جالب اینجاست که همیشه می‌خورد!**  نه گرسنگی می‌دهد، نه رژیم دارد، نه وحشت می‌کند.  وقتی گرسنه است خیلی راحت می‌گوید:  «من گرسنه‌ام.»  بدون خجالت، بدون اضطراب، بدون ترس.  بعد هم با لذت غذا می‌خورد…  لذت واقعی… نه لذت آلوده به عذاب وجدان 🍽️😊💛

      عجیب‌تر اینکه همیشه آشپزی می‌کند،  با عشق، با ذوق، با لذت.  و وزنش؟  همان‌طور مانده…  سال‌هاست! 🙃🌸

      من همیشه به او غبطه می‌خوردم…  اما الان فهمیده‌ام که رمز این آرامش ساده فقط یک چیز است:  

      **رهایی.**  رهایی از جنگ ذهنی.  رهایی از ترس.  رهایی از کنترل بیش از حد.  رهایی از رژیم‌های عجیب و نفس‌گیر.  رهایی از نگاه قضاوت‌گرانه به خود. ✨💛

      وقتی از زندگی لذت ببری،  زندگی هم از وجودت لذت می‌برد…  برکت از راه می‌رسد…  آرامش می‌آید…  و بدن، خودبه‌خود، آرام‌آرام،  به سمت تناسب می‌رود…  بدون فشار، بدون جنگ، بدون زخم 🌿🌈🌺✨  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 13
گردونه هدایا گردونه هدایا