سالها هر بار که یه رژیم یا ورزش تازه رو شروع میکردم، از همون روز اول یه استرس هم همراهم بود: «نکنه باز نتیجه نگیری و چاقتر بشی». چون چند بار همین اتفاق افتاده بود. هر بار شکست میخوردم، چند کیلو هم از قبل بیشتر میشدم. امروز میدونم کمبود اصلی من در اون سالها آرامش ذهنی در لاغری بود؛ چیزی که هیچ رژیمی بهم نداده بود.
این نوشته جلسه یازدهم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه دهم (نفرت از چاقی) دیدیم که نفرت از چاقی ما رو چاقتر میکنه. در این جلسه میخوام از نشونههای اولیهی این مسیر بگم و اینکه چرا آرامش ذهن، قدم اول لاغریه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🌱 اولین نشونهها کجا دیده میشن؟
کسایی که این جلسهها رو با علاقه دیدن و تمرینهاشون رو نوشتن، حتماً تغییراتی در فکر و حسشون دیدن. اولین نتیجه معمولاً یه آرامش نسبیه. ترس از چاقی کمرنگتر میشه و حس ولع به خوردن تغییر میکنه.
جالبه بدونی حتی ممکنه هنوز رفتار غذاییت عوض نشده باشه. مثلاً هنوز پرخوری کنی، ولی فرقش اینه که یه ماه پیش برات مهم نبود و حالا همون لحظه یه صدایی درونت میگه «نکن، اینجوری خوردن اشتباهه». این صدا یعنی فرمانهای ذهنت دارن عوض میشن. برای همینه که بعد از دیدن هر جلسه، تا دو سه روز حرفهاش در ذهنت مرور میشه. این مرور شدن خودش بخشی از کاره.

من ۳۵ سال اضافه وزن داشتم و تا ۱۳۵ کیلو هم رفتم. برای همین تقریباً هیچ رفتار و فکری از آدمهای چاق نیست که برام ناآشنا باشه. خیلی وقتها مثالهایی که میزنم، دقیقاً همون چیزیه که تو هم تجربه کردی. چون نحوهی چاق شدن همهی ما شبیه همه. بنابراین نحوهی لاغر شدن هم میتونه شبیه باشه. وقتی من و این همه از اعضای سایت از این مسیر نتیجه گرفتیم، تو هم میتونی؛ به شرطی که رهاش نکنی.
🌳 درخت ناتوانی و نهال تناسب
هر کدوم از ما سالها با اضافه وزن زندگی کردیم و ضربههای زیادی ازش خوردیم؛ روی اعصابمون، اعتماد به نفسمون و موفقیتهامون. برای همین در ذهنمون یه درخت تنومند به اسم «ناتوانی» رشد کرده. حالا با این جلسهها و تمرینها، یه نهال تازه به اسم «تناسب» کاشتیم که باید با تکرار و استمرار رشد کنه.
خبر خوب اینه که این نهال خیلی سریعتر از اون درخت رشد میکنه. چون چاق شدن برخلاف طبیعت بدن و خلقت خداونده و لطف خدا بوده که روندش اینقدر کند بوده. ولی متناسب شدن همجهت با طبیعت بدنه؛ بنابراین وقتی موانع ذهنی برداشته بشه، سرعتش خیلی بیشتره.
⚖️ چاقی یا اضافه وزن؟
خیلیها فکر میکنن چاقی و اضافه وزن یکیان. ولی در لاغری با ذهن این دو تا رو از هم جدا میکنیم. چاقی مجموعهای از فرمولهاییه که در ذهن ما ذخیره شده. اضافه وزن نتیجهی فعال شدن همین فرمولهاست؛ یعنی همون چیزی که در آینه میبینیم، موقع لباس پوشیدن حس میکنیم و روی ترازو میخونیم.
اشتباه ما این بود که سالها با اضافه وزن جنگیدیم، چون اون رو با چشم میدیدیم. ولی موضوع اصلی چاقی بود که در ذهن ما جا خوش کرده بود. تا وقتی فرمولها عوض نشن، جنگیدن با نتیجه فایدهای نداره.

📟 ترازو، ترموستات ذهنت رو تنظیم میکنه
بعضی از اعضای سایت میگن روزی سه چهار بار خودشون رو وزن میکنن. هر بار که روی ترازو میری و با دیدن عدد حالت بد میشه، ترموستات ذهنت رو روی همون عدد تنظیم میکنی. ذهن ما هم همیشه میخواد پیشرفت کنه و به سمت «بیشتر» بره؛ بنابراین تمام تلاشش رو میکنه که اون عدد رو بالاتر ببره. دیدی که در چاقتر کردن ما خیلی هم موفق بوده.
🔁 لاغری هم مثل هر مهارتی تکرار میخواد
اگه فکر میکنی با یه بار دیدن این ۱۱ جلسه متناسب میشی، بعیده چنین اتفاقی بیفته. هر آموزش ذهنی تکرار میخواد. برای یاد گرفتن ساز، خیاطی، رانندگی یا یه زبان خارجی هم کسی با یه بار شنیدن استاد نشده. ولی وقتی تمرین کردی و در ذهنت ثبت شد، دیگه فراموش نمیشه. لاغری هم یه هنره. باید جلسهها رو بارها ببینی، هر بار مثل روز اول یادداشت برداری و تمرینها رو بنویسی.
همزمان که داری به ذهنت اطلاعات درست میدی، یه صدای دیگه هم کار خودش رو میکنه: «نمیشه. دو روز حالت بهتر بود، که چی؟ تو همون آدم چاقی هستی که بودی». اگه به این نجوا پر و بال بدی و حالت رو بد کنه، خیلی راحت زحمتت رو از بین میبره. پس حواست به نجواهای ذهنت باشه و گولشون رو نخور.
🕊️ آرامش ذهنی در لاغری قدم اوله
خیلیها برام مینویسن «من پرخوری عصبی دارم، به نظرت نتیجه میگیرم؟». جواب من اینه که اول باید همون کلمهی «عصبی» برطرف بشه. کسی که اعصابش به هم ریختهست و با هر چیزی ناراحت میشه، هر چقدر برای لاغری تلاش کنه، فایدهای نداره. بنابراین اول ذهن باید آروم بشه، شادی درونی برگرده و آدم کنترل افکار منفیش رو یاد بگیره. بعد جسم خودبهخود در مسیر تناسب قرار میگیره. یعنی آرامش ذهنی در لاغری شرط اول این مسیره، نه یه چیز اضافه.
برای همینه که میگم لاغری با ذهن فقط برای لاغری نیست. خیلی از اعضای سایت به خاطر لاغر شدن شروع کردن، ولی میبینن رابطههاشون بهتر شده، حالشون عوض شده و آرامش بیشتری دارن. اصلاً جسم مرحلهی آخره؛ چیزهای مهمتری که به دست میاری بیشتر درونیان.
😋 هیچکس با گریه چاق نشده
من اعتقاد دارم همهی ما از چاق شدن لذت بردیم. خودم وقتی یه عروسی در پیش داشتیم، از دو سه روز قبل پرسوجو میکردم که شامش چیه. اگه میشنیدم سلفسرویسه، دیگه تا اون شب رویا میبافتم. چاقی خیلی آروم و با لذت به وجود اومد و برای همین متوجهش نشدیم. رنجش وقتی خودش رو نشون داد که فشارهاش زیاد شد.
تمام هدف من اینه که لاغر شدن رو اونقدر لذتبخش کنم که تلافی اون سالهای رنج دربیاد. وقتی متناسب میشی، انگار آزاد میشی. هر وقت بخوای استخر میری، هر لباسی بخوای انتخاب میکنی، همهی مغازهها سایزت رو دارن و رنگ مورد علاقهت همهجا هست. اگه میخوای این مسیر رو با تمرینهای کامل ادامه بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: درک خودت از لاغری با ذهن ✨
اگه واقعاً بفهمی لاغری با ذهن چطور کار میکنه، دیگه نه عجله میکنی، نه ناامید میشی. جواب این سؤالها رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس:
📌 مرحله اول: چی فهمیدی؟
- به زبون خودت بنویس لاغری با ذهن چیه و چطور به لاغر شدن کمک میکنه.
- فرقش با روشهایی که قبلاً امتحان کردی چیه؟
- به نظرت فرق «چاقی» و «اضافه وزن» چیه؟
📌 مرحله دوم: چی تغییر کرده؟
- از وقتی با این جلسهها آشنا شدی، چه تغییری در فکر، حس یا رفتارت دیدی؟ حتی یه صدای کوچیک که میگه «نکن».
- در روشهای قبلی چه چیزهایی رو از دست دادی؟ مثلاً آرامش، شادی یا اعتماد به نفس.
- در این مسیر تا الان چه چیزی به دست آوردی؟
📌 مرحله سوم: نجواهات رو بشناس
- بنویس ذهنت این روزها چه جملههایی بهت میگه که میخواد منصرفت کنه.
- جلوی هر کدوم، یه جملهی آروم و امیدوارکننده بنویس.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد و آخر این دوره (قسمت دوازدهم: استمرار در مسیر لاغری) میبینیم چرا استمرار از سرعت مهمتره.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🎧 نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
۱. آرامش ذهنی در لاغری یعنی چی؟
یعنی قبل از هر تغییری در غذا خوردن، ذهنت آروم بشه، ترس از چاقی کم بشه و افکار منفی رو مهار کنی. در لاغری با ذهن این آرامش شرط اول مسیره و جسم بعد از اون تغییر میکنه.
۲. هنوز پرخوری میکنم؛ یعنی این روش برای من جواب نمیده؟
نه لزوماً. اگه موقع پرخوری صدایی درونت میگه «نکن» یا دیگه مثل قبل برات بیاهمیت نیست، یعنی فرمانهای ذهنت دارن عوض میشن. با تکرار جلسهها کمکم رفتار هم تغییر میکنه.
۳. فرق چاقی و اضافه وزن چیه؟
چاقی مجموعهای از فرمولهای ذهنیه و اضافه وزن نتیجهی فعال شدن اون فرمولها. جنگیدن با اضافه وزن بدون تغییر فرمولها فایدهای نداره.
۴. چرا وزن کردن مداوم به ضرر ماست؟
هر بار با دیدن عدد ترازو حالت بد میشه، ذهنت روی همون عدد تنظیم میشه و چون همیشه به سمت «بیشتر» میره، تلاش میکنه اون عدد رو بالاتر ببره.
امتیاز 4.31 از 172 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!













بمام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیر
گام11
ذهن شلوغ درست مثل ریموت کنترل نا مرییه که دست ما نبست اما همه دکمه هاب پرخوری رو یکی یکی فشارمیده ونتیجه اش میشه یه بدن خسته ویه عدد لعنتی روی ترازو که پایین نمیاد ارمش ذهنی درلاعری دقیقا همون پیوندیه که اینجا نقش نجات دهنده رو بازی میکنه قراره با یه بحران بزرگ مثل جنگ یا قحطی روبه رو بشه وهورمون کورتیزول ترشح میکنه که باعث میشه اشتها زیاد بشه بدن چربیها را نگه داره مخصوصا دورشکم میل به غذاهای چرب وشیرین زیاد بشه ودرواقع بدن فکر میکنه لازمه انرژی ذخیره کنه تا زنده بمونه وقتی ذهن پراز فکره چه نگرانی چه استرس یا حتی خوشحال شدن مغز فوری میره دنبال پناهگاه امن مثل یه کاسه بستنی شکلاتی یا یه بسته چیبس یا پفک اینجا دیگه قضیه گرسنگی فیزیکی نیست جای خوردن هیجانی وسطه مغزدنبال یه راه حل سریع برای خاموش کردن سروصدای احساساته وغذاتو این لحظه ها دقیقا مثل قرص ارامبخش عمل میکنه وقتی یاد بگیرم چطور احساساتم روبه روبشم دیگه لازم نیست به خوراکی ها پناه ببرم تحقیقات نشون میده بیشتر افرادی که پرخوری هیجانی دارن دچار اشفتگی ذهنی هستن واون قدر درگیر احساسات درونی ان که بدنشون را نمیشنون تمایل به خوردن درواکنش به احساسات مثبت یا منفی یعنی هم وقتی ناراحتی ممکنه پر خوری کنی هم. وقتی خیلی خوشخالی.
ذهنی که به ارمش نرسیده نه نتها باغم واسترس بلکه با شادی زیاد یا بی حوصلگی هم دنبال خوراکی میگرده مثل نگران شدی شیرینی بخور عصابی هستم چیبس تند بخورم بی حوصله ان یه سر به یخچال بزنم خیلی خوشحالم پیتزا بخورم به جای اینکه احساساتم را دراغوش بگیرن وببینم چی ازم میخواد تبدیلش میکنم به دستور غذایی ارامش ذهنی درلاغری یعنی اینکه قبل از اینکه ذهنم به سمت غذا بره یه مگث کوچک کنم نه برای شمردن کالری نه برای سرزنش کردن خودم نه حتی برای کنترل نفس بلکه برای یه چیز خیلی مهم تر گوش دادن به خودم ایا واقعا گرسنه ام یا دارم دنبال یه راه فرار میگردم فرار از استرس کار از تنهایی از یه گفتگوی سنکین از یه خاطره ی تلخ این همون لحظه ی طلاییه کهتوش ارامش ذهنی درلاغری معنا پیدا میکنه یعنی جایی که من به جای اینکه مثل یه ماشین برنامه ریزی شده سراغ غذا برم درلحظه می مونم با احساسم با انتخابم دراین مسیر تمرین هایی یاد میگیرم که چطور صدای واقعی بدنم را از صدای ذهن پر حرفم تشخیص بدم چطور ذهن همیشه عجولم را ارام کنم تا بتونه صبورانه تصمیم بگیره وچطور اکاهانه غذا بخورم نه برای فرار بلکه برا زندگی ارامش ذهنی در لاغری دقیفا یعنی همین بازگشت به لحظه حال جایی که من باخودم درصلحم بدون جنک با غذا بدون استرس وزن بدون قضاوتهای سنگین فقط باید دراین مسیر اجازه ندم عجله ارامش ذهنی درلاغری را ازن بدزده همین یه کار کوچک خودش بدنم راارام ارام واردمسیر تناسب شدن میکنه طبیعی لذت بخش وبدون برگشت
1چون همه چی از ذهن شروع میشه مغز برای تمام اعضای بدن دستور میده که چکار کنه ومن با به وجود اوردن نگرش،وباورهای که درذهن به وجود اوردم باعث چاقی ویا لاغری میشوم ومن با اموزشهای لاعری وتمرین وتکرار میتوانم جلوی چاقی خودم را بکیرم وباورهای لاعری خود بخود درمن به وجودبیاددراین روش،سختی عذاب نیست محدویت نیست وهر وقت گرسنه باشم میخورم غذا نیاز بدن من هست
2 دررپشهای قبلی برنامه ی غذایی نوشته میشه که چی بخورم یا نخورم چقدر بخورم وهمیشه از غذاها محروم بودم ومن نمیتونستم برای مدت بلند این روش را ادامه بدم وهمبشه برام عذاب وسختی بود وهمیشه ترس ازچاق شدن داشتم وباید همیشه کم میخوردم ورزش میکردم واصلا از هیچ چیز لذت نمیبردم وهمیشه شکست میخوردم وهمیشه باخودم جنگ میکردم اما درلاغری باذهن سختی نیست عذاب نیست محدویت نیست رژبم وکم خوری نیست حسرت به غذاها نیست ورزش، اجبتری نیست بایدباورهای ونگرش خود را تغییر بدیم
3اولین تغییر من ارامش ذهنی وروحی بود امید بود که من میتونم لاعربشم واین راهی هست که بدون سختی عذاب میتونم لاغربشم ولالری من ماندگار وپایدار باشه تریم از غذاها کم شده ریزه خواری کم شده ترسم از چاق شدن کم شده دیگه درگیرخوردن ونخوردن نیستم دیگه کالری شماری نمیکنم اعتماد بنفسم زیاد شده دیگه با ترازو کاری ندارم دیکه هیچ رژیمی یا برنامه غذایی را دنبال نمیکنم من باید دیگه از چاقی نترسمواز زندگی واز الان زندگی کردن لذت ببرم ومن نباید دراین مسیر عجله داشته باشم وقتی ذهن وبدنم باهم هماهنگ بشند من متناسب میشم
4ارامشم را از دست دادم اعتماد بنغسم را از دست دادم سلامتیم را از دست دادم شادی را از دیت دادم از زندگی مردن لذت نبردم همیسه رژیم بودم ورزش میکردم استرس داشتم ارامش نداشتم همیشه ترس از خوردن داشتم ترس از چاق شدن داشتم از خوردن غذاها لذت نمیبردم همیشه غذارا برای خودم زهر مار میکردم وهمیشه دیگران برام میگفتن یکم لاغرشو فرصت بهترزندگی کردن را از دست دادم فرصت لذت بردن از لحظه به لحظه جوانیم را از دست دادم وخیلی چیزهای دیگه
5ارامش ذهنی وروحی به دست اوردم خودم را دوست اازخودم متنفر نیستم بابا خودم جنگ. نمیکنم باارامش غذا میخورم لذت میبرم درگیر خوردن ونخوردن نیستم واز همه جهات زندگی به ارامش رسبدم از چاقی ازاد شدم رها شدم ترس از چاق شدن ندارم خیلی کم شده ترس از خوردن زیاد ندارم قبلا مثل مرده متحرک بودم الان زندگی میکنم واز زندکی لذت میبرم دیگه به گذشته فکر نمیکنم واز الام لذت میبرم ومن دراین راه با تمرین تکرار به تناسب میرسم من درخت تناسب را درخودم کاشتم وبه نتبجه میرسه
6چون دراین روش،زور اجبار نیست وبه جای فشار اوردن ومبارزه کردن باید ذهن وبدن باهم همکاری کنن ورژیمهای سخت دیگه نمیگیرم محدویت نیست وفقط،باید باورهاوعادتهای چاقی خود را به لاعری تغییر بدم به اسانی لاغرمیشوم سختی وجود نداره دراین مسیر استاد ودوستان زیادی به نتیجه رسبدن ولاغرشدن پس من هم امید وباوردارم که میتونم متناسب بشم
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استادازشماهمگی درپناه الله مهربان
نشان های دریافت شده
سلام ،لاغری باذهن یعنی بدون سختی وبدون عرق ریختن به اندام دلخواه رسیدن وتواین روش باید ذهن ارام بود وحس شادی داشت درواقع تغییرازدرون اغازمیشه باداشتن حال خوب بدون افکارمنفی میشه یک زندگی بدون سختی داشت این روش درواقع شروع یک تحول عمیق توخوردن ها وروابط حتی کسب وکارهست فقط به این روش ازجنبه تناسب نگاه نکنیم باید ذهنم وجسم بااموزش ها تکنیک ها خوبگیره وقتی کسی وارداین مسیرمیشه وقتی ناخوداگاهش مطمعن شد میتونه لاغربشه نه فقط درحد گفتاری وچندروزاجراکردن چندروزپیش دیدم یکی اومدتو صفحه شخصیم توبله پرسیدچجوری میشه لاغرشد گفتم شماشک داریدچرااومدین توگروه برو البوم شگفتی سازان ببین دوستان متناسب شدن گفت باعکس نگاه کردن میشه لاغرشد گفتم مگه بانگاه کردن گفتم لاغرشدن شما بایداموزش ببینی سوال دوم روش هایی که ماها استفاده میکردیم رژیم ورزش بود اونافقط روجسم کارمیشد اماروش ذهنی روافکاروباورکارمیشه باید ذهنم اموزش ببینه تغییرکنه نگرش هایی که ازچاقی داشتیم به نگرش لاغری اونم باید درست اجراکردباید ذهنم ارام باشه اینقدرافکاررومرورنکنم وبراذهنم مانع درست نکنم نباید ازغذابترسم نباید استرس بگیرم خودش ترشح هورمون چاقی روتحریک میکنه سوال سوم اشنایی من بااین روش کمک کرده ایرادهاموبشنام واصلاحش کنم ،ارام باشم وعجول نباشم سوال چهارم تورژیم. همش ذهن توترس هست که غذای کافی بهش نمیرسه ،بعدشم بدن بی حس وحال میشه خودکلمه رژیم اصلا ذهن روبهم میریزه همش بترسی زیادنخوری عددترازوبالانره ،چاقترنشی من هم سلامت وارامش روتواون روش ازدست داده بودم سوال پنجم اول ارامش ،بعدبالا رفتن اعتمادبنفس ،دورشدن ازافکترمنفی سوال ششم چون تنهاروشی هست هم ارامش داره نه گرسنگی نه عرق ریختن نه حس وحال بدیادمیگیریم چجوری ذهن روکنترل کنیم موقع خوردن وذهن روارام کنیم دربرابرافکارمنفی ،مثل ادمهای متناسب رفتارکنیم دغدغه زندگی ما فقط خلاصه نشه توتناسب وقتی یقین دارم ذهنم قدرتمنده همون موادغذایی رومیدونه چحوری بخواددفع کنه وقتی بافت زخمی روترمیم میکنه لاغری اسانه ،عجله نداشته باشیم زمان هم تعیین نکنیم
🌿 به نام خداوند جان و خرد، که او جان را به زبان میآراید و اندیشه را در کالبد هستی میدمد. 🌹🙏🌼
سلام و درود به استاد عطاروشن 🌺 عزیز و گرامی؛ راهنمای سفر ما در درک عمیقتر مفاهیم سلامتی و آگاهی🌷🌼
و
سلام به شما
دوستان هممسیر تناسب فکری 💐❤️🌹
امروز میخواهم از تجربهای بگویم که زندگیام را دگرگون کرد؛ از روزی که با مفهوم شگفتانگیز **”لاغری با ذهن”** آشنا شدم. این آشنایی، نه یک اتفاق گذرا، بلکه گشوده شدن دریچهای نو به سوی جهان درونم بود؛ دریایی بیکران از آرامش، آگاهی، عشق بیقید و شرط به خود، و رهایی از تمام زنجیرهای ترسی که سالها ذهن و جانم را اسیر کرده بود 🍃✨
لاغری با ذهن برای من، فراتر از یک “روش” یا “تکنیک” ساده برای کاهش وزن است. این یک **تحول عمیق و بنیادین** در نگاه من به غذا، به بدنم، به احساساتم، و در نهایت، به کل هستی است. سفری است به درون، جایی که قرار است با خودِ واقعیام آشتی کنم و رابطه را از نو بنا سازم.
🌌 گذشته: در تاریکی ترس از غذا و وزن
به یاد میآورم روزهایی را که غذا برایم معنایی جز “دشمن” یا “پناهگاه” نداشت. هر لقمه با ترسی پنهان یا ولعی کورکورانه همراه بود. رژیمهای بیشماری را تجربه کردم؛ روزهایی پر از محرومیت، گرسنگیهای طاقتفرسا، شمارش کالریها، و اضطراب دائمی از عدد روی ترازو. این چرخه معیوب، نه تنها مرا به تناسب اندام دلخواهم نمیرساند، بلکه آرامش ذهنی، انرژی حیاتی، و لذت زندگی را از من میگرفت.
ذهن من درگیر وسواسهای غذایی بود. هر بار که از برنامهی “غذایی” منحرف میشدم، احساس گناه و شکست وجودم را فرا میگرفت. گویی در نبردی نابرابر با غرایز طبیعی بدنم بودم. بدنم فریاد میزد، اما من صدای او را نمیشنیدم، یا شاید نمیخواستم بشنوم. تنها معیار ارزشم، وزن بود و بس. لاغری به بهای از دست دادن آرامش، حوصله، و تمام انرژیام تمام میشد. این مسیری پر از استرس، ناامیدی، و حسرت بود.
💫 تولد دوباره: آشتی با بدن و ذهن
اما نقطه عطف زندگی من، زمانی بود که با مفهوم **”لاغری با ذهن”** روبرو شدم. این مفهوم، دعوتی بود به آرامش، به گوش سپردن، و به اعتماد. دعوتی بود به اینکه بفهمم بدنم هوشمند است و سیگنالهایش را با صداقت ارسال میکند.
یاد گرفتم که **تنها زمانی غذا بخورم که واقعاً گرسنهام**، نه از روی عادت، استرس، یا احساس تنهایی. و مهمتر از آن، یاد گرفتم **زمانی که بدنم سیگنال سیری را ارسال میکند، با احترام توقف کنم.** این جمله ساده، “کافی است، من سیر شدم”، تبدیل شد به نمادی از خودآگاهی و احترام به نیازهای بدنم.
وقتی شروع کردم به گوش سپردن به بدن، شگفتزده شدم. فهمیدم که مغز ما قابلیت عجیبی در تشخیص سیگنال سیری دارد، و این سیگنال زودتر از آن چیزی است که فکر میکردم. دیگر نیازی نبود که غذا را “دشمن” بدانم یا از آن بترسم. غذا تبدیل شد به یک همراه، یک منبع انرژی، و بخشی لذتبخش از زندگی.
با این رویکرد، بدنم دیگر در حالت “جنگ” و “قحطی” قرار نگرفت. هورمونهای استرس آرام گرفتند. نیاز به ذخیره کردن چربی به حداقل رسید، چون بدنم اطمینان یافت که من او را درک میکنم و نیازهایش را برآورده خواهم ساخت. نتیجه؟ آرامشی عمیق و پایدار در بدنم حکمفرما شد. و در کنار این آرامش، تحولی تدریجی اما شگرف در ظاهر و تناسب اندامم آغاز شد. بدنم شروع کرد به زیبا و متناسب شدن، نه با زور و اجبار، بلکه با همراهی و عشق.
💖 تغذیه شهودی و آرامش
**تغذیه شهودی** (Intuitive Eating) بخش جداییناپذیر این سفر است. این یعنی بازگشت به غریزهی طبیعیمان در مورد غذا خوردن. یعنی اعتماد به بدن برای تصمیمگیری در مورد اینکه چه، کی، و چقدر بخوریم. وقتی با ذهن غذا میخوریم، دیگر نیازی به قوانین خشک و دستوری نیست. بدن خودش راه را نشان میدهد.
این رویکرد، ترس از غذا را از بین میبرد. دیگر نیازی نیست که به لیست غذاهای “ممنوعه” فکر کنیم. هر غذایی میتواند بخشی از رژیم غذایی سالم و متعادل ما باشد، به شرطی که با آگاهی و در زمان مناسب مصرف شود. این تنوع و انعطافپذیری، لذت غذا خوردن را بازمیگرداند و از خستگی و دلزدگی جلوگیری میکند.
🚀 تغییرات شگرف: از وسواس تا رهایی
این تحول، تنها به حوزه غذا محدود نماند. تغییرات عمیقی در تمام جنبههای زندگیام رخ داد:
***ریختن ترس از غذا:** دیگر غذا مترسک ترسناک گذشته نیست؛ بلکه منبع انرژی و لذت است.
***عدم اهمیت وزن:** وزن دیگر معیار اصلی ارزش من نیست. تمرکز من بر احساس سلامتی، انرژی، و حال خوب است.
***آرامش بیشتر:** اضطرابهای دائمی جای خود را به آرامشی عمیق و پایدار دادهاند.
***میل به تحرک:** بدن، نه به اجبار، بلکه با میل و اشتیاق به سمت فعالیت و حرکت سوق داده میشود.
* **همکاری بدن:** بدنم دیگر یک ارگان جدا از من نیست؛ بلکه همدمی است که با او در هماهنگی کامل زندگی میکنم.
* **تبدیل غذا به منبع انرژی:** غذا دیگر یک عامل استرسزا نیست؛ بلکه سوختی پاک و سالم برای زندگی است.
در مقابل، در روشهای قبلی، **آرامش ذهنی، توان بدنی، حوصله و انرژی** را از دست داده بودم. با **وسواس غذایی، استرس وزن، و ناامیدی** دست و پنجه نرم میکردم. اما حالا، در این مسیر جدید، همه چیز متفاوت است.
⏳ چرا “لاغری با ذهن” راهی برای همیشه است؟
**”لاغری با ذهن” به این دلیل یک راه حل پایدار و برای همیشه است که به جای مبارزه با بدن، به دنبال درک و همکاری با آن است.** رژیمهای سنتی معمولاً بر محدودیت، سرکوب، و جنگ با طبیعت بدن بنا شدهاند. این رویکردها، بدن را در حالت “قحطی” قرار میدهند و ذهن را درگیر چرخه معیوب “محدودیت، پرخوری، احساس گناه، و دوباره محدودیت” میکنند. نتیجهی چنین چرخهای، نه تنها عدم دستیابی به تناسب اندام پایدار، بلکه افزایش استرس، کاهش متابولیسم، و احساس شکست دائمی است.
اما “لاغری با ذهن” این پارادایم را کاملاً تغییر میدهد. این روش با پذیرش بدن و گوش سپردن به سیگنالهای طبیعی آن، اساساً نیاز به مبارزه را از بین میبرد. وقتی بدن احساس امنیت میکند و باور دارد که نیازهایش به طور مداوم و با عشق برآورده میشوند، دیگر انگیزهای برای ذخیره کردن انرژی به شکل چربی ندارد. این یک مکانیزم بیولوژیکی طبیعی است: بدن در شرایط قحطی، چربی ذخیره میکند و در شرایط وفور و امنیت، به حالت تعادل و مصرف انرژی بازمیگردد.
“لاغری با ذهن” به ما میآموزد که چگونه این “امنیت” را برای بدن فراهم کنیم. با **تغذیه شهودی**، یاد میگیریم که چه زمانی واقعاً گرسنه هستیم و چه زمانی تنها به دلیل احساسات، عادت، یا فشارهای بیرونی غذا میخوریم. با **پذیرش تمام غذاها** به عنوان بخشی از یک الگوی غذایی سالم و متعادل، ترس از غذا از بین میرود و دیگر احساس محرومیت یا نیاز به “لذت بردن ممنوعه” وجود ندارد. این پذیرش، خود به خود میل به پرخوری را کاهش میدهد، زیرا غذا دیگر “ممنوعه” نیست که بخواهیم در فرصتی محدود آن را به شدت مصرف کنیم.
علاوه بر این، این رویکرد به طور مستقیم با **سلامت روان** در ارتباط است. وقتی استرس ناشی از رژیم، شمارش کالری، و نگرانی مداوم از وزن از بین میرود، بدن وارد حالت آرامش میشود. در این حالت، هورمونهای استرس مانند کورتیزول کاهش یافته و بدن به طور طبیعی به سمت تعادل و تناسب اندام هدایت میشود. ذهن آزاد شده از دغدغههای غذایی، میتواند بر جنبههای دیگر زندگی، خلاقیت، و روابط تمرکز کند، که این خود به افزایش کلی کیفیت زندگی و احساس رضایت منجر میشود.
در نهایت، “لاغری با ذهن” یک **سبک زندگی** است، نه یک رژیم موقت. این به معنای تغییر دائمی نگرش نسبت به خود، بدن، و غذا است. این روش، شما را به یک ناظر آگاه بر فرآیندهای درونیتان تبدیل میکند، کسی که میتواند با عشق و احترام، بهترین انتخابها را برای سلامتی و شادکامی خود انجام دهد💐🦄❤️🌟
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت استاد عطار روشن و هم مسیران تناسب فکری
برای اگاهی که جاری کردید سپاسگزارم
مدیریت تمام سلولهای بدن با ذهن هست یعنی دستور دهنده و فرمانده بدن ،ذهن هست
که همانطور که حضرت مولانا می فرمایند
ای برادر ،تو همه اندیشه ای
مابقی، استخوان و ریشه ای
این بیت شعر
گویای اهمیت ذهن و راز تاثیر ذهن در زندگیمونه
و باید مراقب ورودیهامون باشیم
تا علف هرزه ای در وجود ما رشد نکنه
و روی ذهن ما تاثیر بزاره
و تاثیرگذار در انتخاب مسیر زندگی مان هست
چون دستور از ذهن صادر میشه
و
منظور از لاغری با ذهن همینه که مطالب و نگرشهایی که وارد می شوند و روی ذهنمان تاثیر میزاره و مثل یک کد میشینه و طبق اون کد دستور از ذهن به مغز صادر میشه
اگر نگرش و باورهایی که بصورت کدهای لاغری روی ذهن ما بشینه
دستور لاغری صادر میشه
و مغز هم گوش به فرمان دستور صادر شده از ذهن
و
طبق دستور با ترشح هورمونها و ایجاد رفتار ، جسممان به سمت مسیر تناسب و لاغری حرکت می کنه
و کم کم اثارش را اول روی رفتار و با تکرار رفتار
به عادت تبدیل میشه و کم کم روی جسممان تاثیرش مشاهده می کنیم
و
این کدهای لاغری
در اثر آموزش و تمرین و تکرار ورودیهای درست به جای کدهای چاقی میشینه
و
دستور لاغری صادر شده
رفتار ایجاد می کنه و
تکرار رفتارها به عادت تبدیل میشه
که شخصیت ما شکل میگیره
و جزئی از زندگیمان می شود
و بدون اینکه فکر کنیم و انرژی صرفش کنیم
با غذا مثل یک فرد لاغرو متناسب رفتار می کنیم
و
تا گرسنه واقعی نشدیم ، غذا نمیخوریم و تا احساس سیری کردیم ،قبل از فشار بر معده و درد معده دست از خوردن می کشیم
و غذایی را می خوریم که میلمان بکشد
و وقتی احساس سیری کردیم
حتی
اگر غذایی در بشقابمان ماند از ترس اسراف نشدن، نمی خوریم
بلکه یا کنار می گذاریم برای وقتیکه گرسنه واقعی شدیم
می خوریم
یا به طبیعت بر می گردانیم
و
موقع غذا خوردن ولع و حرص خوردن نداریم
و
صبح تا شب فکر و ذهنمان سمت و دور خوردن نمی گرده
لاغری با ذهن راحتترین و آسونترین روش لاغریه، بدون محدودیت و سختی دادن به جسم
و بدون اینکه متوجه بشیم
جسممان
لاغر و متناسب میشه
و فکر و انرژی مان درگیر چی بخورم و چی نخوریم
و چه رژیمی بگیرم، نمیشه
2.تفاوت لاغری با ذهن با روشهایی که قبلاً امتحان کردهاید چیست؟
روشهایی که برای لاغری استفاده کردم
اکثرا برنامه ای بود که چی بخورم و چقدر بخورم
و چی نباید بخورم
که ادامه اینمسیر و رسیدن به تناسب
تقریبا با شکست روبرو می شد
شاید
یک زمان کوتاه می توانستم انحام بدهم و رعایت بکنم
ولی
با رنج و آزار دیدن و لذت نبردن از زندگی همراه بود
و
ترس از اینکه، نتیجه نگیرم
یا نتیجه را از دست بدم
همراهم بود
خلاصه زندگی در جهنم بود
دوران جوانیم را به زندگی کردن در نگرانی و ترس از چاقی از دست دادم
یا باید می رفتم باشگاه و ورزشهایی که نهایتا باعث صدمه به جسمم و مهره هام شد
خوب حالا که چی بشه.
که لاغر بشم و لاغر بمونم
به چه قیمتی !!!!
پیاده رویهای طولانی و فقط و فقط برای اینکه لاغریم از دست ندم
خوب اخه چرااااااا
چرا اینقدر باید سختی می کشیدم و زمان صرف کارهایی می شد که مبادا چاق بشم
حتی
دیگه لذتی از لاغریم هم نمی بردم
تازه بازم احساس لاغری نمی کردم
و احساس ناکافی بودن داشتم
چون هنوز لاغریم برام قابل قبول نبود
و میخواستم لاغرتر بشم
و نمی تونستم و در جنگ با خودم بودم
و انتطار عیر معقولانه ای داشتم
چرااااا
چون مسیرم درست نبود
و همراه با محدودیت و رنج و سختی بود
و میدونستم
برای لاغر ماندن باید این سختیها را بکشم
و از طرفی مقاومت ذهن چاقم
زندگی را برای من جهنم کرده بود
و بین جنگی قرار گرفته بودم
جنگ ذهن چاق با محدویتی که خودم را مجبور به رعایتش می کردم
در اخر ذهن برنده می شد و طبق کدهای چاقی که در اثر ورودیهای نادرست دستور صادر می کرد
بدون توجه به مخدودیت و رنج و سختیهایی که براز متناسب شدن می کشیدم
3.از زمانی که با این روش آشنا شدهاید، چه تغییراتی در خود احساس میکنید؟????
اولین تاثیرش ،نور امیدی بود که در دلم روشن شد
که بله
پس راهی هست بدون محدودیت و سختی بتونم به لاغری دست پیدا کنم
و بتونم نگهش دارم بدون صرف انرژی و نگرانی از دست دادنش
دومین تاثیرش این بود که از غذا خوردن نمی ترسیدم
که چی بخورم و چی نخورم و چقدر بخورم
و دهنم مدام درگیر باشه
و یا کالری شماری کنه
وای زیاد خوردم حالا چکار کنم
رها شدم از اینکه طبق برنامه چی بخورم و چه محدودیتی داشته باشم
سومین تاثیرش این بود که ترازو را کنار گذاشتم
و ترس از دیدن وزن و اعصاب خوردیش را ندارم
درسته که هنوز متناسب نشدم
ولی میدونم
باید صبور باشم
و ادامه بدم
شاید طول بکشه
ولی ریشه ی مسعله باید برطرف بشه
و از درون تغییر کنم
نه از بیرون بزور و سختی
و با محدودیت خودمو متناسب نگه دارم
ولی همش با ترس از دست دادن تناسبم و انتظار چاقی زندگی کنم
و زمان حال را از دست بدم.
که چاق هستم
چهارمین تاثیرش اینه که خودمو بپذیرم
و مسعولیت وضعیت اکنون خودم را پذیرفتم
که خودم مسعولم
و خودم می توانم تعییر کنم به سمت تناسب و لاغری با کمک ذهن ناخوداگاهم
و باید از زندگی لذت ببرم و همچنان در این مسیر بدون دغدغه و نگرانی قدم بر دارم
و تغییر که از درون صورت بگیره اثارش به بیرون هم مشاهده میشه و پایدار و ماندگاره
4.در روشهای دیگر چه چیزهایی را از دست دادهاید؟
????
ولی آرامش فکری نداشتم
که مبادا لاغریم را از دست بدم
و دوباره مورد قضاوت آدما قرار بگیرم
و این خیلی
برام رنج اور بود
که
بهم بگن چاق شدی
یک حال بدی بهم میداد انگار زندگیم تموم شده
انگار شکست خوردم
و یک چیز باارزش از دست دادم
و دیگر ارزشمند نیستم
و شرم و احساس گناه می کردم
وقتی نگاه می کنم به گذشته افرادی را تو زندگیم دیدم خصوصا چند تا خانم که با من نسبت دور داشتن
و چاق بودن
ولی شاد بودن و حالشون با خودشون خوب بود
اقلا خودشون را پذیرفته بودن
حالا دیگه نمیدونم
چه فکری در مورد خودشون و سلامتیشون داشتند
نه
ولی اقلا لذت زنده بودن را می بردن
لذت بودن
لذت زندگی
ولی من با اینکه متناسب بودم
لذت از زندگیم نمی بردم
چون ترس از دست دادن تناسبم را داشتم
ترس از دوباره چاق شدن را داشتم
مگه چند بار به این دنیا دعوت میشیم
مگر چند بار زندگی می کنیم
یکبار زندگی می کنیم
و باید استفاده ی مفید از زندگی ببریم
و شاد زندگی کنیم
و شادی را به اطرافمون هدیه بدبم
و راز لاغری با ذهن شاد زیستنه
و با شادی و زندگی در زمان حال برامون سلامتی و تناسب را هم به ارمعان میاره
و
اقلا زمان حال و شادی زیستن را از دست نمی دهیم
و منی که به خاطر متناسب شدن و نگه داشتنش
به شدت عصبی بودم
و
به خاطر اینکه ارامش فکری نداشتم
فرزند اولم صدمه خورد
و
با اینکه متناسب بودن در برابر اون خانمهایی که چاق بودن
من بیشتر باخته بودم
و جوانیم را در تلخی و استرس چاق شدن از دست دادم
و اخر هم چاق شدم
و
زمان دیگه قابل برگشت نیست
ولی اگر از راز تناسب آگاهی داشتم
اینقدر سختی محدودیت ازارم نمیداد
و از زندگی لذت می بردم
حالا گذشته و دیگه بر نمی گرده
خدا را شکر حالا با این مسیر اشنا شدم
و راز مسیر درست تناسب را پیدا کردم
رازی که سالها دنبالش بودم و پیدا نکرده بودم
و در مسیر نادرست افتاده بودم
و ناامیدتر میشدم
و فکرم همچنان درگیر بود
که چکار کنم.چه مسیری را برم
دیگر توان رژیم و محدودیت و سختی نداشتم
از طرفی از وضعیتم ناراحت بودم
صدمات دیگه ای که خوردم
به خاطر فشار و سختی دادن به جسمم، با تحرک زیاد باعث شدم جسمم صدمه بخوره و زود دچار کمر درد و زانو درد بشم با اینکه متناسب بودن
و با محدویت در خوردن غذا ویتامینهای لازم دریافت نکردم
و دچار کمبود مواد لازم شدم و
دچار بی حالی و خستگی مزمن شدم
و در رفتارم و ارتباط با فرزندم تاثیر داشت
و انرژی لازم را نداشتم و زود خسته می شدم
و باعث می شد از کوره در برم
و به فرزندم و رابطم صدمه بزنم
در لذت بردن از زندگیم تاثیر گذاشت و لذتی که باید از لحظاتی که دیگه بر نمی گرده ،می بردم
لذت نبردم و از دست دادم
هر چند میدونم وقتی اگاه بشم و برگردم خداوند زمینهای ملخ خورده را برمیگرداند
ارامش فکری دارم
چون فکرم دیگر درگیر این نیست
که امروز چی بخورم چقدر بخورم، کالریش چقدر باشه و کالری شماری کنم که کالری کم بهم برسع
و وقتی نمی توانستم رعایت بکنم
دچار خودسرزنشی
و احساس شرم و گناه می شدم
و دائم فکرم درگیر این نیست ای وای امروز زیاد خوردم
حالا چکار کنم
بلکه
آزاد و رهاست از تمام این درگیریهای فکری
دیگر ترس از خوردن ندارم
ترس از چاقی ندارم
بلکه از زنده بودنم لذت ببرم
از زمان حال لذت ببرم
چون میدانم این مسیر نیاز به صبر و استمرار دارد
و نباید عجله کنم
بلکه با اموزش و تمرین و استمرار
بدون عجله و دیدن نتیجه
بلکه به مرور زمان فارق از نگرانی
ریشه ای مسعلم برطرف بشه
آثارش روی رفتار و جسمم دیده میشه
و
به تناسب ماندگار می رسم
بدون اینکه
ترس از خوردن داشته باشم
بدون اینکه انتطار چاقی بکشم
بدون ترس از چاق شدن
بلکه به تناسب ماندگار دست پیدا می کنم
چون روی فرمانده بدن یعنی ذهن کار میشه
فرمانده ای که بر اثر نشستن کدهای چاقی که باعث صادر شدن فرمان چاقی از ذهنمان به مغز و در نتیجه باعث رفتار چاقی در ما می شود
و ما را در مسیر چاقی قرار میدهد کار می شود
و فرمولهای چاقی که از طریق ورودیهای اشتباه روی ذهنمان نشسته
با آموزش و تمرین و تکرار به فرمولهای لاغری تغییر داده می شود
و
در اثر اینکدهای لاغری که در ذهن ناخوداگاهمون نشسته
فرمان لاغری صادر می شود
و در اثر این رفتار
بدون محدودیت و سختی جسممان
به سمت لاغری حرکت می کنیم
و در مسیر لاغری قرار میگیریم بدون سختی کشیدن
بدون محدودیت
بدون اینکه فکر و انرزیمان صرف این بکنیم که طبق برنامه چی بخورم چقدر بخورم
و اگر از مسیر جدا بشیم دچار خودسرزنشی میشیم
و احساس گناه می کنیم و اعتماد به نفسمون از دست می دهیم
که ای وای دیدی نتونستی
دیدی اراده نداری
از بس شکمو هستی
خجالت بکش
چرا نمی تونی جلوی وسوسه های شکمت وایسی
چقدر زشت
و حالم بدتر میشد
ولی لاغری با ذهن دیگه رها از لین همه درگیری داره
رها از وزن کردن
و از رنج دیدن عدد وزن که کم نشده
خلاصه
از زندگی در جهنم نجات پیدا می کنی
نور امید آزادی و رسیدن به مقصد در دلمان روشن میشه
احساس پیروزی
احساس اینکه بالاخره منم تونستم
احساس توانمندی
احساس سبکی
ولی در روشهای دیگه با وجود رسیدن به تناسب به این حسها نمی رسیدم
چون سختی داشت
چونمحدودیت داشت
و میدونستم نمی تونم در برابر نیروی ذهنم مقاومت کنم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
سلام به خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم
دوره آموزشی رایگان لاغری با ذهن (۱۲گام) آرامش ذهنی در لاغری (قسمت ۱۱)
خیلی وقتها شده بود که در حال رژیم گرفتن بودم یا غذایم را کم می کردم یا نمی خوردم یا شامم رو حذف می کردم و همه چیز را رعایت می کردم خیلی مواقع شده بود که اصلا عدد ترازو تکون نمی خورد یا اینکه چند کیلویی بیشتر نشان می داد مخصوصا صبح ها بعد از اینکه از خواب بیدار می شدم
حالا که در این سایت هستم نگاهم و توجهم را از روی ترازو برداشته ام و بطرف اون چیزی روی آورده ام که دیده نمی شود و اصلا قبلا متوجه نبودم که وجود دارد می دانستم که تمام کارها را اون انجام می دهد اما اصلا در موردش هیچ چیزی نمی دانستم و اون ذهن من بود عضوی که فرمانده کل بدنم بود
و حالا داشتن آرامش ذهنی در لاغری همان چیزی است که بدون اون هم حتی اگر بخواهیم لاغری با ذهن هم کار کنیم برایمان هیچ کاری انجام نمی دهد اگر اون آرامش ذهنی لاغر شدن را نداشته باشیم نخواهیم توانست لاغر شویم
قبل از آشناییم با این سایت من خیلی استرس و اضطراب داشتم قشنگ سفره را پهن می کردم و هر چی نان بود بدون توجه به هیچ چیزی شروع به خوردن می کردم وقتی به خودم می آمدم که می دیدم دیگر نان تمام شده است و من اصلا متوجه نمی شدم و حالا می فهمم که هر وقت من استرس و اضطراب داشتم مغزم یک هرمونی بنام کورتیزول ترشح می کرد که سبب میشود تا اشتهای کاذب شدیدی پیدا بکنم و بدنم چربیها را ذخیره می کرد و میلم به خوردن بیشتر می شد چون بدنم فکر می کرد که در قحطی قرار گرفته است و باید چربی را در بدنم ذخیره کند تا من بتوانم زنده بمانم اما من همیشه وقتی از کسی یا چیزی ناراحت می شدم اینگونه می شدم
زمانی که ذهنم پر می شد از فکر و خیال چه نگران می شدم، چه استرس می گرفتم مغزم فوری فرمان خوردن می داد و بعضی مواقع هم می خوابیدم و چه در حال خوردن یا خوابیدن در هر دو حالت چاق می شدم چون بجز اون هیچ کاری از من و ذهنم برنمی آمد از روزی که در مسیر زیبای لاغری قرار گرفتهام فهمیدم و کم کم یاد گرفتم که چطور می توانم با احساساتم رو به رو شوم و دیگر به خوردن و خوابیدن پناه نبرم و خیلی خوب دارم موفق می شوم و حالا وقتی که نگران می شوم یا استرس می گیرم و یا ناراحت می شوم اصلا چیزی از گلویم پایین نمی رود مانند افراد متناسب. اما خوشبختانه من زمانهایی که خوشحال می شدم اصلا چیزی نمی خوردم و حالم خوب بود فقط زمانهایی که نگران می شدم، استرس می گرفتم، ناراحت می شدم اشتهای کاذب شدیدی پیدا می کردم و خیلی بیشتر از نیازم می خوردم اون هم هر چیزی بود می خوردم چیزی خاص که مد نظر باشد نبود هر چیزی دم دستم می آمد می خوردم
من از وقتی که این مسیر را شروع کردم نه عجله کردم و نه رهایش کردم چون از وقتی که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام فهمیدم که بجز این مسیر هیچ راهی وجود ندارد برای لاغر شدنم و فهمیدم که فقط لاغری با ذهن می تواند لاغر مان کند من حالا دیگر حتی به رژیم گرفتن فکر هم نمی کنم چه برسد که انجامش بدهم و کسانی که از رژیم گرفتن و ورزش کردن صحبت می کنند در دلم به اونها می خندم اولش خیلی تلاش می کردم که بهشون بفهمانم که هیچ رژیمی جوابگو نيستش فقط با لاغری با ذهن می شه جواب گرفت اما حالا دیگر در موردش با کسی حرف نمی زنم و وقتی کسی بهم می گوید که لاغر شدی فقط لبخند لاغری روی لبهام نقش میبندد و خیلیها بهم می گن که چرا می خندی راستش را بگو چکار می کنی و اون موقع هستش که می گویم که من با ذهنم لاغر می شوم اما خیلیها باور نمی کنند
من قبل از اینکه با این سایت آشنا شوم خیلی روشهای زیادی را امتحان کرده بودم هر روشی که فکرش را بکنید ولی همیشه خسته بودم و حوصله هیچ کاری را نداشتم و وزنم همیشه برمیگشت و همیشه ذهنم آشفته بود و اصلا هیچ آرامشی نداشتم و حالا می فهمم که بدون آرامش ذهنی در لاغر شدن هیچ تلاشی دائمی و ماندگاری ندارد بدنم وقتی لاغر و متناسب خواهد شد که ذهنم در آرامش باشد نه استرس، نه دلهره، نه درگیری و نه چنگ و گریز داشته باشد فقط آرامش داشتن می تواند ما را به تناسب اندام ایده آل خودمان برساند اگر ما با ذهنمان آگاهی پیدا کنیم تمام صداهای منفی برایمان یک شوخی خواهد بود و ما دیگر اون رو جدی نخواهیم گرفت
فقط نباید عجله داشته باشیم باید آرامش ذهنی در لاغر شدن داشته باشیم و به همین خاطر بدنمان کم کم وارد یک مسیر زیبای متناسب شدن خواهد شد. طبیعی، لذت بخش، و بدون بازگشت وزنمان
من بزرگترین درسی که از این مسیر زیبا لاغری با ذهن یاد گرفتم این بود که عجله کردن صدای ذهن ناآرام است چون ذهن همیشه دنبال نتیجه فوری هستش و می خواهد ما را از این مسیر زیبا خارج کند
من هم یک دختر عمو داشتم که خیلی چاق بود و من هم ازش خواستم که در این سایت ثبت نام کند ولی به من گفت که من حوصله ندارم فایل گوش کنم ومطالب رابخوانم اینها همشون چرت و پرت هستند و اصلا کار ساز نیست و عجله داشت که زودتر لاغر بشه و دخترش هم بهش گفته بود که اینها سرکاری هستند و بخاطر عجله اش رفت سراغ عمل جراحی معده و عضوی از بدنش را ناقص کردن که اون بتواند زودتر لاغر شود
من و خواهرهایش خیلی تلاش کردیم که این کار را نکند اما گوش نکرد و معده اش را عمل کرد درسته اون زودتر از من لاغر شد ولی حالا من متوجه می شوم که من دریک مسیر آرام، پراز آگاهی و پراز عشق را انتخاب کرده ام و سالم و سلامت دارم در این مسیر زیبا قدم می زنم و خودم را از درون تغییر می دهم دختر عمویم هم می توانست مثل من باشد اما نخواست
من چند سال است که در این مسیر زیبا لاغری با ذهن هستم و خیلی عالی وزن کم کردم و حالا با آرامش دارم هم زندگی می کنم و هم لاغر می شوم بدون اینکه عجله داشته باشم و استرس و اضطراب داشته باشم بدون اینکه خودم را فریب دهم اما دختر عمویم لاغر شده بود ولی به چه قیمتی حتی جرعت خوردن یک قاشق کوچک غذا را نداشت چون ذهنش را عمل نکرده بودند فقط یک عضو از بدنش را ناقص کرده بودند و امروز من خدا را شکر می کنم که مرا به این مسیر زیبا لاغری با ذهن و پر از عشق و آرامش ذهنی در لاغری هدایتم کرده است
اگر هممون که در این مسیر لاغری با ذهن هستیم درک کنیم که این مسیر چگونه عمل می کند اون موقع هستش که نه عجله می کنیم نه ناامید می شویم
درک دقیق از این مسیر سبب خواهد شد با آرامش ذهنی در لاغری، انگیزه و شوق و اشتیاق بالا ادامه دهیم تا به تناسب اندام ایده آل خودمان برسیم
لاغری با ذهن چیست؟و چگونه به شما کمک می کند تا لاغر شوید؟
لاغری با ذهن بهترین و سالمترین و زیباترین مسیری هستش که ما را از همان مسیری که چاق شده ایم لاغرمان می کند چون این مسیر صاف و هموار هستش که خیلی دقیق مانند چاقیمان است اما این دفعه در خلاف جهت هدایتمان می کند و ما با استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن می توانیم لاغر شویم چون هیچ معجزه ای در کار نیست چون در این مسیر ما فرمولهای صحیح را جایگزین فرمولهای اشتباه می کنیم و باورهایمان را اصلاح می کنیم و در مسیر لاغری قدم برمیداریم و من از زمانی که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام دارم آرام آرام از درونم تغيير می کنم و اگر بخواهم عالی نتیجه بگیرم باید با صبر و حوصله و کاملا اصولی قدم بردارم و یاد بگیرم
تفاوت روش لاغری با ذهن با روشهای قبلی که استفاده کردید چیست؟
در این مسیر من پراز آرامش و در حال لذت بردن هستم و اصلا هیچ عجله و محدودیتی ندارم و بدون زجر لاغر می شوم ولی در اون روشها همیشه حالم بد بود وحوصله نداشتم و از خیلی چیزها محروم بودم و همیشه با زجر لاغر می شدم و خیلی راحت چاق می شدم و وقتی هم که لاغر می شدم اصلا ماندگاری نداشت
از زمانی که با روش لاغری با ذهن آشنا شده اید چه تغییری در خود مشاهده می کنید؟
از وقتی که با این سایت آشنا شده ام خیلی تغییرات زیادی کرده ام بعضی مواقع ریزه خواری و ناخنک زدن دارم ولی اصلا خوشم نمی آید و متوجه اشتباهم می شوم من حالا دیگر خودم را مورد سرزنش قرار نمی دهم و همیشه تلاش می کنم که کارهایم را اصلاح کنم چون من از درون تغییر کرده ام و در آرامش هستم
در روشهای مختلفی که برای لاغری استفاده کردید چه مواردی را از دست داده اید (مثلا:آرامش ذهنی در لاغری، سلامتی، شادی و…….)
قبلا من در تمام اون روشها هم آرامش ذهنیم، هم سلامتی و هم شادی و…… را از دست داده بودم چون همیشه نگران برگشت وزنم بودم و بخاطر همین همیشه در حال رژیم گرفتن بودم که دوباره چاق نشوم و اون روشهای اشتباه بجز چاقیم خیلی چیزهای دیگر را از من گرفته بود چون من زندگی نمی کردم زنده مانی می کردم و همیشه نگران خورد و خوراکم بودم و اصلا از هیچ چیزی خوشحال نمی شدم و لذّت نمی بردم
در روش لاغری با ذهن چه مواردی را بدست آوردید؟
من تمام اون چیزهایی را که در روشهای اشتباه از دست داده بودم در این مسیر یکی یکی دارم بدست می اورم مانند اعتماد به نفس، آرامش ذهنی، سلامتی، لذت و…….
چرا لاغری با ذهن تنها روش لاغر شدن برای همیشه است؟
بخاطر اینکه ما در این روش فرمولهای ذهنیمان را تغییر می دهیم و مغزمان که فرمانده کل بدنمان است تحت کنترل ذهنمان است و این یعنی تا وقتی که ذهن با اون فرمولهای صحیح پیش برود ما لاغر خواهیم شد و اصلا عمل فیزیکی نمی تواند جلوی دستورات مغزمان ایستادگی بکند و مغزمان همیشه پیروزی خواهد شد و چون همیشه از مغزمان پیروی کردیم و خیلی آسون به اون چیزی تبدیل شدیم که مغزمان فرمان می داد و حالا با فرمولهای صحیحی که به مغزمان و ذهنمان می دهیم تا به خواسته هایمان برسیم نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیمان کارساز خواهد شد ان شاءالله به امید یگانه پروردگار عالمیان یاحق
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
۱ لاغری با ذهن چیست؟
لاغری با ذهن درست ترین و صحیح ترین و منطقی ترین مسیر برای لاغری هست ،لاغری برای همیشه.
۲ چگونه به شما کمک می کند تا لاغر شوید؟
از تغییر فرمول های اشتباه ذهنی ،ساخت فرمول های جدید لاغری ،انطباق با فطرت ما که سلامتی و متناسبی هست و بیرون کردن این مهمان ناخوانده .
۳ تفاوت لاغری باذهن با روش های که قبلا امتحان کرده اید چیست؟
استفاده از یک روش منطقی و عاقلانه ،روشی که دقیقا برگشت از اولین دوربرگردان چاقی هست و حرکت به سمت لاغری بدون فشار جسمی ،کالری شماری،جنگ روانی،رژیم و آسیب های دیگه.
۴ تغییراتی در خود احساس میکنید؟
بله واقعا همین طور هست،تغییراتی بسیار مشهود،وافعا خودم هم شگفت زده شدم،از وقتی دوره ۱۲ گام رو شروع کردم تا الان که اینجام واقعا تفاوت های بسیار زیادی در من ایجاد شده.
حال روحیم خوبه،انگیزه ام بالا رفته،خودم ،جسمم چاقیم رو پذیرفتم.متعهد شدم برای تغییر همیشگی و به معنی واقعی کلمه تغییرات رفتاری زیادی در من به وجود امده ،خیلی راحت و بدون اینکه بدونم چ شکلی قشنگ احساس سیری را متوجه میشم و بدون هیچ اجباری تا زمانی ک سیر هستم به هیچ وجه نمیتونم هیچ چیز اضافه تری بخورم وواقعااحساس خوبی دارم و حالم خوبه و نیاز بدنم رو پیدا کردم و غذا فقط برای تامین انرژی و رفع نیاز من است و واقعا این یک معجزه هست و من غرق در معجزه (معجزه تناسب فکری⭐️
۵ باتناسب فکری چه چیزهایی بدست اوردید؟،
آرامش درونی،ارامش ذهنی،حال خوب،دوست داشتن خودم،جسمم،پذیرش خودم،تغییرات فرمولی و رفتاری صحیح بدون هیچ اجبار و فشاری و به راحتی بدون اینک حتی متوجه بشم
،۶ چراباور دارید که لاغری با ذهن تنها راه لاغری برای همیشه هست؟
چون متناسب با فطرت من هست ،متناسب با بدنم،جسمم و ذهن و روحم،چون راهه درست همیشه و برای همه درست هست.چون من درراه درست هستم و اگر قرار باشه من متناسب نشم پس کی باید متناسب بشه؟
ممنون از اگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
درود بر کسانی که در مسیر رشد و سلامتی گام برداشتند
گاهی دوست داشتن خود شهامت لازم رو برای تغییر کردن و در مسیر رشد رفتن بهت میده
همه چیز از دوست داشتن شروع میشه
خودتو با همه ی خوبی و بدی ها و ویژگیهات اول بپذیر
تو الان جایی هستی که باید باشی
مثل اثر انگشت ما هر کدوم منحصر به فردیم
پس قضاوت آدمها ممنوع
حتی تو نمیتونی شوهرت رو که باهاش زندگی میکنی قضاوت کنی اون با یه تروماها و بچگی و گذشته متفاوت اومدهدرک این مسأله خیلی کمک میکنه که دست از تغییر دیگران برداریم و انگشت اشاره رو روی خودمون بیاریم
من باید بهتر بشم من باید بجای حرف زدن و کتاب های بیشتری خوندن ،شروع به عمل کردن به همون چیزهایی که در ذهنم انبار کردم بکنم حتی اگه اون چیز یه نکته باشه باید با عمل بهش گام کوچیک رو بردارم و برم جلو تا به قله برسم شاید دیر برسم ولی میرسم
این روزا تو بهترین ورژن روحی روانی خودم قرار دارم بچه ها با تسلیم و پذیرش شرایط و هر آنچه که نمیتونم تغییرش بدم و توش گیر کردم بجای تمرکز روی اون مسائل اومدم روی خودم کار میکنم
کتاب خوندن بهم خیلی تو باز شدن ذهنم کمک میکنه الان آخرای کتاب تکه هایی از یک کل منسجم هستم
بعد ازون دیدن مردم و مشاهده و پیاده روی و راه رفتن بعدالظهرا خیلی کمکم کرد
و ازون مهمتر اینه که سه ماهی میشه درونم رو از غذا خالی کردم یعنی در حد انفجار دیگه غذا نخوردم سالم خوردم به اندازه نیاز خوردم گاهی اطرافیان میگن شبیه مرتازها غذا میخوری
نشان های دریافت شده
با درود Zary.Ahmadi
قسمت یازدهم (آرامش ذهنی در لاغری )
لاغری با ذهن چیست : شناسایی باورهای اشتباهی که تهی سالها از طریق های مختلف در ذهن ناخودآگاه ما نهادینه شدهاند و جزه شخصیت ما شدهاند که تا امروز با آن زندگی کرده ایم و کاری که داریم انجام می دهیم این باورها را باید تک تک شناسایی و باورهای درست را جایگزین کنیم لاغری با ذهن روشی است که باید روی ذهن کار کنیم بجای اینکه فشار روی جسم بیاریم لاغری با ذهن خوشبختانه تهاجمی نیست با آرامش و شادی و بدون استرس و بدون نگرانی همراست لاغری با ذهن از طریق افکار و باورهای صیحیح آست که باعث می شه که چکونه رفتار و احساسی نسبت به خودمون داشته باشیم و خودمون را دوست داشته باشیم با حس خوب غذا بخوریم بدون نگرانی
و بدون ترس
چگونه کمک می کند لاغر شویم ؟ عجله نکنیم استمرار داشته باشیم طبق اموزش های لاغری پیش بریم کم کم در جسم خودش را نشون می ده . با آرامش لاغر می شویم بدون فشار جسمی و روحی ، بدون ترس غذا می خوریم و از خوردن غذامون لذت می بریم چون ذهن یاد گرفته به اندازه نیاز بخوره برای همین جای نگرانی ندارد . و در یادگیری با ذهن ، مهمترین بخش ان اینه ، که به «اندازه نیازه خوردن »را از طریق ذهن لاغر یاد می گیریم و همچنین با آرامش همراست و در این حالت طعم غذا را بهتر حس می کنی چون ذهنت مشغول خوردن غذاست نه مشغول استرس و نگرانی و ترس از خوردن و این رفتار جدید «در رفتار غذایی» تغییراتی در جسم ما ایجاد می کند ،و این تغییرات با داشتن استمرار در آن ، تغییرات در جسم نمایان می شه
تفاوت لاغری در ذهن با روش های که قبلا امتحان کرده ایم چیست ؟ در این روش آرامشی هست ،که در هیچ روشی نبوده بدون ترس و نگرانی با حس خوب و آرامش غذا می خورید زندگی می کنید و لاغر می شوید نیازی به رژیم های سخت و ورزشهای سنگین نیست رها و آزاد هستیم در حالی که در روش های قبلی کلی فشار روحی و جسمی و آخرش هم نتیجه ای کوتا مدت و یا اصلا بی نتیجه !در روش های قبلی باید مدام مواظب بودیم چی بخوریم – چقدر بخوریم-کی بخوریم-در حالی که در لاغری با ذهن هر چی که دوست داشته باشیم می توانیم بخوریم بدون ترس اما نقطه مهم در لاغری با ذهن اینه که باید نفطه سیری و گرسنگی را خوب بشناسیم ممکن است یک وقت احساس کنی گرسنه هستی در صورتی که ممکنه تشنه باشی و فکر کنی گرسنه هستی یادمه چند سال پیش یک متخصص مغز و اعصاب در تلویزیون رو این نقطه اشاره کرد که گاهی تشنه هستین ولی به اشتباه فکر می کنی گرسنه هستیم برای همین اگر گاهی دچار شک بشم اول آب می خورم و بعد چند دقیقه معلوم می شه که گرسنه بودم یا تشنه ! برای همین مهمه که نقطه گرسنگی و سیری را یادبگیریم
از زمانی که با این روش آشنا شده اید چه تغییراتی در خود احساس می کنید؟ تغییرات زیادی در خودم حس می کنم از جمله از زندگی بهتر لذت می برم چون دیگه نگران لاغری نیستم و در آرامش هستم نگاهم و رفتارم به غذاها تغییر کرده زمان سیری و گرسنگی را خیلی خوب حس می کنم حتی با نگاه می فهم مثل امروز ساعت 10:30 حس کردم گرسنه شدم .همسرم گفت :سالاد تخم مرغ ابپز خوبه. رفتم مشغول درست کردن شدم ، و طبق روال گذشته ،( یعنی منظورم مقداری که درست کردم مثل گذشته بود) یهو ذهنم با چشمم باهم کار کردند !!به ظرف سالا که نگاه کردم گفتم :یک کاسه سالاد ، امکان نداره بتونم بخورم خیلی زیاد است .ذهنم گفت (:اشکال نداره چهار قسمت کن و یک قسمت را بخور اگر فکر کردی هنوز باید بخوری بعد می خوری )با آرامش بدون ترس شروع کردم به خوردن و همانطوری که حدس زدم یک چهارم برام کافی بود بقیه را گذاشتم کنار و این رفتار برام خیلی زیبا بود چون قبلا اصلا ذهنم قبل از خوردن به این نقطه توجه نداشت از این بابت حس خوبی دارم نه بخاطر اینکه کم خوردم بلکه بخاط اینه که فهمیدم چقدر نیاز دارم.
در روش های دیگر چه چیز هایی را از دست داده اید ؟(مثلا آرامش ذهنی در لاغری، سلامتی،شادی)خیلی چیزها را از دست می دادیم مثل آرامش ذهنی ،مثلا وقتی رژیم بودی و خودت را از خوردن بعضی چیزها محروم داشتی ذهن هم بر عکس بیشتر می رفت ،به سمت اونون چیزی که از خوردن خودت را منع می کردی، و مرتب با ذهنت در چنگ و جدل بودی که بخوری یا نخوری و همین نا آرامی در ذهن باعث ناسالمی در روح و جسم می شد و اونون شادی را از ما می گرفت و این نا آرامی ذهنی در اخلاق و رفتار ما تاثیر داشت و حتی اثرش در روابطمون هم بی تاثیر نبود
با لاغری با ذهن چه چیزهایی به دست آورده اید؟ اعتماد به نفس. آرامش روحی و ذهنی. دوست داشتن خودم و جسمم روابط بهتر قدر دان چیزهایی که دارم مخصوصا سلامتی که بسیار ارزشمند است روزها را با آرامش و بدون ترس از چاقی زندگی می کنم به زیباییهای طبیعت بیشتر توجه دارم و بیشتر انرا می بینم و لذت می برم
چرا باور داری که لاغری تنها راه لاغری برای همیشه است ؟ چون سالهاست روش های زیادی را انجام دادم و نتیجه نگرفتم اما در روش لاغری با ذهن، چون با منطق و اگاهانه کار می شه ، و ذهن هم فرمانده جسم ماست ! در نتیجه ذهنی که با روش لاغری برنامه نویسی می شه عملکرده ما هم روش لاغری می شه ، چون از «ذهن لاغر» دستور دریافت می کند و یواش یواش عملکرده در جسم ما نمایان می شه چون ذهن با جسم همسو شده و ما لاغر می شویم . خوشحالم که در مسیر هستم و در این مدت تغییرات را در خودم می بینم ادامه می دهم تا به وزنی که دوست دارم برسم از خودم سپاسگزارم که دوباره در مسیر قرار گرفتم .استاد سپاسگزارم
سلام
لاغری با ذهن یک روش غیرتهاجمی برای رسیدن به وزن دلخواه و شرایط متناسب و سلامت بدن هست که از طریق تغییر افکار و باورهای اشتباهی که درباره چاقی و لاغری در ذهن ما ثبت شده و اصلاحشون به سمت باورهای درست موجب تغییر احساسات ما نسبت به خودمون و بدنمون میشه و سپس موجب تغییر رفتار و در نهایت موجب لاغری پایدار میشه
دلیل مهمی که میتونه کمک کنهدهمین غیرتهاجمی و پایدار بودنشه اینکه ما بدون آسیب به خودمون ، موهامون ، اعضای بدنمون یا هرچیزی به لاغری میرسیم و میتونیم در اون لاغری بمونیم
آرامشی که توی این روش دارم برام یه دنیا میارزه ، اینکه با حس خوب و آروم و سرعت خودم دارم پیش میرم و به نتایج یکی یکی میرسم بهم حس خوشبختی میده
سرعت روشهای دیگه قابل تنظیم با سرعت زندگی خودمون نیست و خیلی سریع و عجله ای هستند و همش درحال اندازه گیری غذا و وزن هستند که این حجم از اندازه گیری خودم و غذاهای روزمرهام و عجله داشتن برای رسیدن به لاغری منو از آرامشی که میتونم در طول زندگی داشته باشم محروم میکنه
و اینکه در طول این روش میتونم خودم باشم انتخابهای خودم را داشته باشم هرجوری دلم میخواد ورزش کنم یا که حتی ورزش نکنم ، هرچیزی دوست دارم به میزان نیازم بخورم و یا حتی نخورم و یکسری دمنوش و افشره لاغری بهم تحمیل نمیشن ، نخوردن یکسری غذاها و میزان خوردنشون بهم تحمیل نمیشه ، اینکه چه ورزشی بکنم و چند دقیقه ورزش کنم و وسطش چقدر اجازه استراحت دارم و یا اینکه قبل و بعد ورزش چی بخورم و چقدر بخورم بهم تحمیل نمیشه ، در این روش مثل یک انسان آزادی عمل دارم و این خیلی اتفاق خوب و متناسب با روح و روان و ذهن و جسم انسانه که باعث میشه ما بهتر و راحتتر به جسم متناسبمون برسیم
تغیرات زیادی در خودم احساس کردم چندروز پیش یکی از دوستام بهم گفت چقدر لاغر شدی و اونیکی بهم گفت چقدر کوچولو شدی با اینکه هنوز خودم متوجه نمیشم ولی حرفهاشون برام خیلی لذت بخش بود
انجام دادن این دوره بهم آرامش خاطر میده ، اینکه لازم نیست مثل اکثریت آدمهای این شهر بدوم و عجله کنم تا سلامت باشم تا پول دربیارم تا لاغر بشم و تا به هرکدوم از اهدافم برسم میتونم با ریتم و سرعت خودم حرکت کنم و یکی یکی هدفهامو تیک بزنم و این خیلی قشنگه
بهم یاد میده که از مسیر لذت ببرم و در طول مسیر خودم را هرچه بیشتر دوست داشته باشم
در روشهای دیگه تقریبا همه چی از دست میدادم به جز وزن که باید از دست میدادم شادی ، آرامش ، اعتماد به نفس یکی از دلایلی که من خیلی وقتها به خودم میگم نمیتونم یا به خودم برچسب بی اراده بودن و تنبل بودن میزنم اینه که بازه زمانی طولانی در بچگی در لاغر شدن نتونستم و هربار دکترها ، مربیهای باشگاه و آدمها سرزنشم کردند و بهم گفتند اراده نداری و خودم هم باور میکردم
در صورتیکه من بچه توانمندی بودم و هستم درسم همیشه خوب بود ، خودم تونستم از پس مسائل روحی سختی که تو بچگی گذروندم بربیام ، همیشه درحال انجام و یا یادگیری یه مهارت تازه بودم ، مشتاق یادگیری و عمل کردن ، مشتاق درس خوندن ، مشتاق انجام فعالیتهای جدید و همه ی اینها نشون میده که من بچه ی با اراده ای بودم ولی خب همه ی موفقیت های من میرفت زیر پرچم باهوش بودن ، من یه عالمه مهارت یادمیگیرم و انجام میدم چون باهوشم ، تیزهوشان درس میخونم چون باهوشم
هیچکس یکسال تلاشی که من برای قبول شدن توی مدرسه تیزهوشان کردم و نمیدید هیچکس نگفت آفرین که درس خوندی تلاش کردی چقدر تو با اراده ای ، همه گفتند وای تو خیلی باهوشی به مامانت رفتی یا به بابات رفتی و خلاصه اکثر موفقیتهام در طول دوران نوجوانی و کودکی زیر پرچم باهوش بودن خلاصه میشد و تنها شکستی که داشتم و اون هم لاغر شدن بود میشد بی اراده بودنم
من باهوشم پس برای همینه که نمراتم بالاست ، رتبه ی خوب میارم ولی بی اراده ام چون نمیتونم لاغر بشم
و همین یه ذهنیت اشتباهی در بزرگسالی برای من بوجود آورده بود که انگار میتونم صرف باهوش بودن و بدون تلاش کارهای مختلفی را یاد بگیرم و انجام بدم درصورتیکه اصلا درست نیست
من برای تمام موفقیتهایی که در طول نوجوانی داشتم تلاش میکردم بارها شده بود مهمونی و تفریح نرم و درس بخونم ، بارها شده بود ساعتها سر آموزشهای مختلف باشم و یا سرچ و ریسرچ کنم تا یه مهارتی را یاد بگیرم ولی چون هیچکس تلاشهای من را نمیدید و اکثرا همه بهم میگفتند تو باهوشی برای همین سریع عکاسی یادگرفتی ، تو باهوشی برای همین نمره ات خوبه منم متوجه تلاشهای خودم نبودم و فکر میکردم آره همهی اینها بخاطر فقط هوشمه ، ولی تهش دیدم نه من دارم تلاش میکنم و برنامه ریزی میکنم و اقدام میکنم و آدم عمل گرایی هستم ، اگه دلم بخواد یه مهارتی را یادبگیرم سریع خسته نمیشم و ادامه میدم تا یادش بگیرم اگه بخوام یه مسئله ای را حل کنم شده چندبار هم برم کلاس خصوصی میرم تا بتونم حلش کنم و من ادامه میدم و تلاش میکنم این موفقیت ها بخاطر اراده و انگیزه و تلاشهامه نه فقط هوش
ولی خب همیشه در طول زندگی بهم میگفتند تو بی اراده ای چون نمیتونی لاغر بشی و این بهش بزرگی از زندگی من را تحت تاثیر قرار داد من باور کردم که بی اراده ام و کم کم برای اهدافم هم تلاش نکردم ، کم کم انگیزهام هم کمتر شد چون فکر میکردم به هرحال من که مسیرم را ادامه نمی م حتی اگه شروع کنم در صورتیکه من بارها ادامه داده بودم واقعیت با باورهای من فرق داشت من همیشه آدم ادامه دادن بودم ولی تو سرم کاری را شروع نمیکردم یا میترسیدم چون میدونستم نمیتونم ادامه بدم
پس روشهای دیگه لاغری علاوه بر همه ی چیزهای توی صورت سوال نوجوانی ، انگیزه و باور به توانمندی و اعتماد به نفس را هم حتی از من گرفت
ولی خیلی خوشحالم که دارم اعتماد به نفسم را بازیابی میکنم و واقعیت را میبینم و واقعیت اینه که من آدم توانمند و با اراده و انگیزه ای هستم که همیشه برای رویاهام تلاش کردم
خدایا شکرت
خیلی چیزها ، ارامشخاطر رسیدن به هدفم اعتماد به نفس و احساس توانمندی ، اشتی کردن با خودم و اهمیت دادن به خواسته ها و نیازهام دور از هر باور چرت و پرت و احمقانه ای که بهم تحمیل شده
عشق به بدنم و این جسمی که روحی از خداوند داره توش زندگی میکنه
اشتیاق و انگیزه برای زندگی کردن ، خوشحالی احساسات خوب
این دوره فوق العادست همه ی کمبودهایی که تو زندگیم داشتم و باعث میشدند که ذهنم اذیت بشه را داره برام جبران میکنه و من واقعا خوشحالم که این موهبت نصیبم شد که وارد این دوره بشم خیلی خوشحالم
این روزها خیلی به خودم نزدیک تر هستم ، خیلی بیشتر به نیاز های بدنم توجه میکنم خیلی کمتذ پرخوری میکنم خیلی کمتر نکران غذا هستم خیلی کمتر به کالری و سالم و ناسالم بودن غذاها و چاق کننده و لاغر کننده بودن غذاها فکر میکنم و خیالم راحته
این روزها خیلی بیشتر فعالیت میکنم انرژی بدنیم چندین برابر شده و یه مسیرهایی را خیلی راحت پیاده روی میکنم که قبلا حتی فکرشم نمیتونستم بکنم
این روزها انرژی روحیم هم بهتر شدن خوشحال تر هستم و یا اگه غمگین بشم یا دلم بگیره خیلی بهتر میتونم اون احساسات را تجربه کنم و ازشون گذر کنم بدون استفاده از خوراکی برای آروم کردن خودم
خلاصه که این روش خیلی ماهه خیلی خوبه همه چیز توی زندگی با این روش بهتره
خدایا شکرت که توی این مسیر هستم
و اینکه مسیرش خیلی منطقی و آگاهانه است وقتی منطقی بهش نگاه کنی خب ذهن ماست که تاره مارا کنترل میکنه پس برای تغییر توی زندگی باید ذهنمون را تغییر بدیم نه اینکه سعی کنیم بوسیله اراده جسممون را تغییر بدیم
و این مسیر مسیری به شدت درست و کامل و صحیح و منطقی هست که من یبار ازش نتیجه عالی گرفتن پس بارهای دیگه هم میگیرم و اینهمه آدم ازش نتیجه گرفتند ولی روشهای دیگه نه خودم نتیجه گرفتم نه هیچ آدمی را دیدم که ازشون نتیجه گرفته باشه و راضی باشه
حتی یه آدمم ندیدم
دیدم که انجام بدن لاغر بشن ولی باز چاق شدن و تازه حالشون چندین برابر بدتر شده
کلا یکدونه نمونه موفق از روشهای دیگه من ندیدم
ولی تو این روش هممون موفقیم
خدایا شکرت 🥰🥰
ممنونم از خودم که دارم ادامه میدم و هرروز عشقم به خودم و جهانم بیشتر میشه
ممنون استاد که موجب تغییر شگفتی در زندگی اینهمه آدم شدید
وویس بچه هارا که گوش میکنم کلی ذوق میکنم و کلی حس خوب میگیرم
واقعا دم شما گرم که دارید این سایت را هدایت میکنید و زندگی اینهمه آدم را بهتر کردید
بهتون تبریک میگم
خدانگهدار
به نام خداوند هستی بخش مهربان
لاغری با ذهن:
جمله ای که در ابتدای شنیدنش متفکرانه فقط شنیدم و هیچ درکی نداشتم آخه مگه میشه ذهن من که نمی خوره که حالا من با اون لاغر بشم این جسمم است که چاق شده حالا برم سراغ ذهن ،نمی دانستم این ذهنم است که فرمان می دهد 😔
حالا که متوجه شدم از کجا باید شروع کنم با تغییر ذهنم ،روشهای قبلی با اذیت کردن جسمم ،با تحمل سختی های بسیار و نتیجه برگشت چاقی😔
در روشهای قبلی سختی های مسیر ،از دست دادن عمرم،از دست دادن خیلی فرصت ها،حتی بدست آوردن بیماریها ،اصلا لذت بخش نبود 😔
مادر لاغری با ذهن زمان برایم مهم نیست توجهم به اطلاعات جدید است حس خوب آرامش ،شناخت بیشتر خودم ،و انگار یک سرگرمی شیرین شده ،که هر روز سعی می کنم فایل جدیدی گوش کنم تا بیشتر لذت ببرم و زندگی بدون نگرانی را تجربه کنم 😌
استاد عزیز سپاسگزارم