«نفرت از چاقی به هیچوجه شما را لاغر نمیکند، اما قطعا میتواند به چاقتر شدن شما منجر شود.
وقتی از چاقی متنفر میشویم، احساس ناتوانی در مقابله با آن در ما ایجاد میشود. این احساس ناتوانی، در نهایت، مسیر را برای چاقتر شدنمان هموارتر میکند.»
🌪️ وقتی نفرت از چاقی، خودش عامل چاقیه!
سالها با اضافه وزن دستوپنجه نرم کردم. توی اون سالها، یه احساس قوی همیشه باهام بود: نفرت از چاقی! 😤
هر چی بیشتر سعی میکردم لاغر بشم، نتیجه کمتری میگرفتم و این نفرت تو دلم بزرگتر میشد.
نفرتی که آرومآروم به خودم هم سرایت کرد… 😞

🧠 به خودم میگفتم:
- «تو عرضه نداری!»
- «نه میتونی رژیم بگیری، نه ورزش کنی!»
- «از پس هیچچی برنمیای!»
و خب معلومه وقتی از خودت این تصویر رو داشته باشی، تو جمع احساس کمارزشی میکنی.
به جمعها نمیرفتم، از نگاه مردم فرار میکردم، و حتی نمیتونستم جلوی یه حرف ساده از خودم دفاع کنم. 🫣
اون زمان فکر میکردم چاقی من تقصیر 👪 خانواده است؟!
میگفتم «چاقی من تقصیر ژنتیک شماست!» و کلی باهاشون بحث می کردم و دلخوری ایجاد میشد.
حتی از کسایی که یه کلمه درباره چاقی من حرف میزدن بدم میاومد. 🤐 احساس میکردم همه دارن نگاهم میکنن، قضاوتم میکنن، پشت سرم پچپچ میکنن…
🎭 نفرت از چاقی مثل یه سایه سنگین، افتاده بود روی تمام لحظههای زندگیم. جوری که از خود زندگی هم بیزار شده بودم.

🌿 لاغری با ذهن و پذیرش چاقی؛ پایان نفرت، آغاز تغییر
سالها بود که با اضافهوزن زندگی میکردم، اما نه با آرامش… بلکه با یک احساس سنگین و طاقتفرسا که هر روز باهام بود: نفرت از چاقی 😣💔
این نفرت فقط نسبت به بدنم نبود… کمکم به خودم هم سرایت کرد. خودم رو آدم ضعیفی میدیدم که هیچوقت نمیتونه رژیم بگیره، هیچوقت نمیتونه موفق بشه، هیچوقت…
و این احساس، مثل زنجیر دور من پیچیده بود ⛓️
اما وقتی با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم که تا وقتی نفرت از چاقی توی ذهنم پررنگه، نهتنها لاغر نمیشم، بلکه هر روز درگیرتر و ناتوانتر هم میشم.
🤯 چرا باید با چاقی آشتی کنم؟!
سخت بود… خیلی سخت!
برای من، چاقی نماد تمام رنجهام بود. چطور میتونستم چیزی رو بپذیرم که فکر میکردم زندگیم رو خراب کرده؟
ولی فهمیدم که پذیرفتن چاقی بهمعنای تسلیم شدن نیست…
یعنی اینکه دیگه با خودم نجنگم، دیگه به بدنم فحش ندم، دیگه از خودم متنفر نباشم. 🕊️
هرچه بیشتر با مفهوم لاغری با ذهن آشنا میشدم، بیشتر میفهمیدم که نفرت از چاقی تنها باعث عذاب بیشتره.
و من تصمیم گرفتم این چرخه رو تموم کنم… ✋
شروع کردم به آشتی با خودم، با بدنم، با گذشتهم. بخشیدم اونهایی رو که منو مسخره کرده بودن.
و حتی بخشیدم خودم رو… برای سالهایی که خودم رو با احساس گناه له کرده بودم. 🫂
✨ وقتی ذهن سبک میشه، جسم هم همراهی میکنه
بعد از پذیرش، یه حس آرامش عجیب اومد سراغم. انگار ذهنم داشت سبُک میشد… و باورم نسبت به تغییر قویتر میشد.
دیگه لاغر شدن فقط یه رؤیا نبود، یه واقعیت ممکن شده بود! 💪🌸
تغییرات ذهنی کمکم در جسمم هم ظاهر شد. و مهمتر از عدد ترازو، حس قشنگی بود که از خودم پیدا کرده بودم… دیگه خبری از اون نفرت از چاقی نبود.
جاشو داده بودم به عشق به لاغری، عشق به زندگی 💚
🧠💬 اگه تو هم سالهاست با چاقی در جنگی، ازت میخوام به جای نفرت، مسیر پذیرش رو امتحان کنی. شاید اون چیزی که همیشه دنبالش بودی، پشت همین آرامشه…
💭 نفرت از چاقی، تو را لاغر نمیکند… بیشتر درگیرت میکند!
یکی از مهمترین درسهایی که از مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم، اینه که:
✨ «هرچی از چیزی بیشتر متنفر باشی، اون چیز بیشتر به زندگیت چسب میخوره!»
اگه نفرت از چاقی همیشه باهاته، بدون که همین احساس ناخوشایند داره تو رو بیشتر درگیر چاقی میکنه! 😖
🔄 چرا نفرت، وضعیت رو بدتر میکنه؟
ما وقتی از یه چیز بیزاریم، داریم هی بهش توجه میکنیم. و ذهن ناخودآگاه ما عاشق توجه و تمرکزه!
- ✅ هرچی رو بیشتر بهش فکر کنی
- ✅ بیشتر دربارش صحبت کنی
- ✅ بیشتر ازش شاکی باشی
🧠 ناخودآگاه فکر میکنه اون چیز خواستنیه و شروع میکنه بیشتر از اون رو وارد زندگیت میکنه!
پس اگه از چاقی متنفری، در واقع ناخودآگاهت رو داری با چاقی برنامهریزی میکنی! 😳
چرا؟ چون اون نمیفهمه که تو چی رو دوست نداری… فقط میبینه که چی توی ذهن و فکرت پررنگتره!
📌 این فقط در مورد چاقی نیست…
- از بیپولی بدت میاد؟ بیشتر درگیر مشکلات مالی میشی.
- از رفتارهای آزاردهنده دیگران متنفری؟ بیشتر اون رفتارها رو میبینی.
- از بدن چاق خودت دلخور و ناامیدی؟ ذهن تو رو به همون سمت میبره!

🧠💔 نفرت از چاقی و تخریب تدریجی روح
نفرت از چاقی فقط یه احساس ساده نیست.
یه چرخهی تخریبگره که به مرور باعث میشه از خودت، بدنت، گذشتهت، و حتی آدمهای اطرافت فاصله بگیری.
و این فاصله گرفتن از خودت، همون چیزیه که تو رو از مسیر لاغری دور نگه میداره.
یه مقاله علمی در Psychology Today نوشته بود:
«افرادی که با بدنشون با نفرت برخورد میکنن، کمتر احتمال داره رفتارهای سالم مثل افکار مناسب یا تغذیه متعادل رو انجام بدن.»
تلاش برای لاغری از روی تنفر، نهتنها کمکی نمیکنه، بلکه ممکنه منجر به رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری عصبی بشه.
💚 راه درست چیه؟
به جای اینکه با نفرت از چاقی جلو بری، یاد بگیر با پذیرش حرکت کنی.
پذیرش یعنی:
- قبول کنی که الان این شرایط هست
- خودت رو بابتش سرزنش نکنی
- مسئولیت تغییرش رو بپذیری و با ذهنی باز، راهی برای بهتر شدن پیدا کنی ✨
پذیرش یعنی بگی:
«من چاقم، اما ارزشم بیشتر از ظاهرم هست و میتونم تغییر کنم.»
در نهایت، به یاد داشته باشید که پذیرش، آغاز حرکت به سوی تغییر واقعی است.
تنها در صورتی که با چاقی، بیپولی یا هر مشکلی که دارید آشتی کنید، میتوانید آن را از زندگی خود حذف کرده و در مسیر بهبود آن قدم بردارید. 🌱💖
نتایج آموزش لاغری با ذهن 🍃🧠
آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها ابتدا با تغییرات درونی شروع میشود و به تدریج، این تغییرات در جسم شما نمایان میشود.
💭 زمانی که ذهن شما به شدت بر چاقی تمرکز کند، مغز شما به طور ناخودآگاه دستوراتی را صادر میکند که به چاقتر شدن شما منجر میشود.
این یعنی تمرکز بر نفرت از چاقی، نه تنها شما را از آن نجات نمیدهد بلکه شما را به آن بیشتر میکشاند.
🌿 برای رسیدن به هدف لاغری، ابتدا باید این بیزاری را از خود دور کنید. وقتی توجه شما به چاقی کمتر شود، مغز شما هم دستورات کمتری برای چاقتر شدن صادر خواهد کرد.
✍️ تمرین آموزشی این جلسه 📖
مرحله اول:
برای کسب نتیجه عالی از مسیر لاغری با ذهن نیاز است که به شکل کامل با وضعیت فعلی خود در صلح و آرامش قرار بگیریم. بنابراین لازم است که برای بهبود احساسی که نسبت به خودمان داریم اقدام کنیم.
برای انجام این فرایند مهم لازم است ابتدا میزان نفرت و بی زاری از چاق و وضعیت خود را تعیین کنیم.
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟
نفرت از چاقی در بیشتر مواقع به صورت افکار تکرار شونده در ما ایجاد شدهاند.
من با مرور کردن (من لاغر نمیشم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
من با مرور کردن (چرا چاق هستم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
شما هم فکر کنید و مواردی را پیدا کنید که با فکر کردن به معایب چاقی باعث ایجاد نفرت از چاقی در خود شدهاید.
مرحله دوم:
برای کم رنگ کردن نفرت از چاقی نیاز است که با توجه کردن به مزایای لاغری احساس خوب درباره لاغر شدن در خود ایجاد کنیم.
خیلی از افراد چاق به دلیل بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن احساس حسرت نسبت به لاغر شدن دارند. بنابراین باید با توجه کردن به مزایای لاغری اشتیاق و انگیزه لاغر شدن را در ذهن ناخودآگاه خود بیدار کرده و حسرت لاغری را به اشتیاق لاغری تبدیل کنید.
بنابراین لازم است تا جایی که امکان دارد با شرح دادن درباره لاغری و مزایای آن فرمولهای جدید در ذهن خود ایجاد کنید.
برای اینکار میتوانید به مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف خود میبینید اشاره کنید.
- من وقتی میبینم دوستم پیمان بدون ترس و نگرانی از چاق شدن غذا میخورد لذت میبرم.
- من وقتی میبینم ثمانه به راحتی لباس مورد علاقهاش رو میپوشه لذت میبرم.
مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید.
مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید به این صورت که اگر لاغر شوم ….
هرچقدر دلایل بیشتری برای علاقه خود به لاغر شدن پیدا کنید اشتیاق و انگیزه در ذهن ناخودآگاه شما برای حرکت کردن به سمت لاغر شدن بیشتر خواهد شد.
احساس میکنید شما هم میتوانید لاغر شوید و مانند گذشته نه تنها لاغر شدن را دور از دسترس نمیبینید بلکه ذوق و شوق دارید که در مسیر صحیح لاغر شدن قرار گرفتهاید و می توانید از شر چاقی خلاص شوید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
هنرجویان لاغری با ذهن
خانم لیلا جعفری نیا از تهران
هنرجوی لاغری با ذهن
خانم نگین از کرج
خانم ریحانه از قم
امتیاز 4.02 از 167 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
“ به نام ” الله “ یکتا معبود عالم ”
درود به همراهان دوست داشتنی و استاد عزیز ؛
گام دهم : توقف نفرت از چاقی ؛
پروردگارا ، از تو ممنون و سپاسگزارم که امروز ۱۸ خرداد ۱۴۰۲ به من کمک کردی تا بتوانم گام دهم را بر دارم ، خدایا شکرت.
نفرت از چاقی باعث لاغری نمی شود بلکه باعث افزایش احساس ناتوانی برای لاغر شدن در ما می شود و این احساس در نهایت سبب چاق تر شدن ما می شود .
پذیرفتن و آشتی کردن با چاقی فقط مربوط به کنار آمدن با شرایط فعلی جسم خود نیست بلکه شامل بخشیدن و آشتی کردن با تمام افرادی که آنها را مقصر چاقی خود می دانیم و همچنین آنهایی که به واسطه ی صحبت کردن درباره ی چاقی باعث رنجش ما شده بودند ، می باشد.
با پذیرفتن چاقی خود و آشتی کردن با آنهایی که باعث ایجاد نفرت از آنها در خود شده ایم ، احساس آرامش بیشتری در ما ایجاد می شود .
احساس آرامش باعث تقویت توانایی تغییر شرایط در ما می شود .
** نفرت به معنای نخواستن است و نخواستن تاکید بر وجود داشتن است .
** آنچه مورد تاکید و تایید ما باشد در ذهن ناخودآگاه ما به عنوان موضوع مورد علاقه ی ما ثبت و ذخیره می شود.
** ذهن ناخودآگاه همواره تلاش می کند تا موضوعات مورد علاقه ی ما را گسترش و توسعه دهد.
نفرت از چاقی ، چاقی بیشتری وارد زندگی ما خواهد کرد .
نفرت از بی پولی ، بی پولی و شرایط سخت تری را به زندگی ما دعوت می کند.
نفرت از رفتار دیگران ، رفتارهای نفرت انگیز بیشتری را به سمت ما جذب می کند.
نفرت از هر موضوعی ، سهم بیشتری از آن موضوع را وارد تجربه ی زندگی ما خواهد کرد.
نکته : نفرت از چاقی به عنوان مانعی بزرگ در مسیر متناسب شدن است.
به اندازه ای که فرد از چاقی خود نفرت داشته باشد در عین حالی که در سطح فکر فرد او از چاقی و چاق تر شدن نفرت دارد اما برای مغز او نفرت به معنای علاقه به چاق تر شدن است و دلیل واضح این ادعا روند چاق شدن افرادی است که سال هاست از چاقی نفرت دارند و خیلی تلاش کرده اند که لاغر شوند اما در نهایت آنها چاق تر شده اند و این دلیل اثبات می کند که :
قدرت نفرت در چاق شدن خیلی بیشتر از قدرت تصمیم گیری برای لاغری است.
ما همان طور که پذیرفته ایم که شرایط به وجود آمده توسط خود ما به وجود آمده است باید سعی کنیم خود را از زیر سلطه ی چاقی که مهمان ناخوانده یا شرایط گذرا یا وضعیت ناپایدار می باشد خارج کرده و خود بر هر چیزی من جمله تناسب و لاغری مسلط شویم .
“ یا حق ”
“ به نام خداوند بخشنده ی مهربان ”
سلام و درود به همگی ؛
گام دهم : توقف نفرت از چاقی ؛
پروردگار عزیزم ،خدای خوبم از تو می خواهم که مرا از نا امیدی و پریشانی برهانی تا بتوانم این مسیر را تا به آخر و رسیدن به تناسب اندام ادامه بدهم.
دیروز عصر با زن برادرم برای خرید مانتو و شلوار و … به بازار رفتیم .من از زمانی که در این مسیر هستم مانتو و شلوار نخریدم .من که از اواسط مرداد ماه پارسال در مسیر لاغری با ذهن هستم و نزدیک به هفت ماه است که مستمر در دوره ی رایگان مسیر لاغری من صد گام و دوازده گام لاغری با ذهن شرکت کرده ام و در مسیر هستم این اواخر احساس می کردم که روند لاغری جسم من هم شروع شده است و خوشحال بودم تا اینکه دیروز در هنگام خرید مانتو و به خصوص شلوار متوجه شدم که ای دل غافل من که همون سایز و همون اندازه ام و هیچ تغییری نکردم پس چرا احساس لاغری داشتم؟! نکنه همه اش تلقین و دروغه ؟! پس این حال خوب و آرامش چی میگه ؟! دو عدد مانتو پرو کردم که دومی را با سایز ۵۲ خریدم اما وقتی که خواستم شلوار بخرم نزدیک به ۲۰ یا ۲۵ عدد شلوار پرو کردم که همه ی آنها از قسمت بالای زانو بالاتر نمی رفت و تنگ بود ولی در آخر باز از همان جنس شلوار قبلی که داشتم که حالت کش مانند دارد خریدم با سایز ۵۲ .در یکی از مغازه ها که فروشنده تعداد زیادی شلوار به من داد که پرو کنم یکی از فروشنده ها گفت از امشب دیگه رژیم بگیر لاغر بشی ، من چیزی نگفتم و واکنشی نشان ندادم و با خودم گفتم من در حال آموزش لاغری با ذهن هستم. زن برادرم که از اینکه روش لاغری با ذهن کار می کنم خبر دارد در جواب آن خانم گفت که خودش داره رژیم می گیره.باز همان خانم گفت که سیاه دانه با عسل بخور دو ماهه آب میشی ،باز چیزی نگفتم و در دل خودم گفتم این ها که بی فایده است و قبلا امتحان کردم و نتیجه ی چندانی نگرفتم .با اینکه ناراحت بودم ولی سعی کردم حال خودم را بهتر کنم و به خودم امیدواری بدم که من هم لاغر می شوم و خیلی راحت تر و شادتر خرید می کنم .درسته که از خرید شلوار به خصوص با این هوای گرم در داخل اتاق پرو اذیت شدم و انقدر عرق ریختم که خیس آب شدم اما مثل قبلا اعصاب خودم را داغون نکردم و به حرف و نگاه های اطرافیان توجه نکردم. شب خواهر بزرگم گفت مریم بیا مدتی رژیم بگیر بعد روی ذهنت کار کن ولی من دیگر به هیچ روشی باور و ایمان ندارم جز همین روش لاغری با ذهن ،چون کمه کم احساس بد چاق بودن را دیگر در خودم ندارم و این حالت گذرا و ناخوانده مانند قبلا روی اعصاب و روانم نیست و حال بهتری دارم اما با این وجود دیروز در بخشی از خریدم احساس خوبی نداشتم و نا امید شدم هر چند سعی کردم در این حالت باقی نمانم.استاد از شما یک سوال دارم : با وجود اینکه من در مسیر هستم و خیلی از باورهای چاق کننده ی خودم را متوجه شده ام و احساس من نسبت به گذشته بهتر شده است و تغییراتی در رفتار و عادت های خود می بینم پس چرا از نظر جسمی تغییری نکرده ام ؟! چرا این اواخر به شدت کمر درد دارم ؟! من از اول اردیبهشت ماه دیگر روی ترازو نرفته ام و خودم را وزن نکرده ام و با خودم عهد کردم تا زمانی که لاغری به شکل واضح و روشن در جسمم نمایان نشود روی ترازو نخواهم رفت به همین خاطر نمیدانم چند کیلو هستم ؟ آیا وزن کم کرده ام یا نه ؟! هر چند خودم احساس می کردم که جمع و جور شده ام .نمیدانم چه باوری در ذهن من وجود دارد که مانع تناسب و لاغری من شده است ؟! این اواخر فکر می کردم که شاید دوره های رایگان بیشتر از این کارایی ندارند و باید در دوره ی ورود به سرزمین لاغرها شرکت کنم تا نتیجه ی بهتری بگیرم ولی من فعلا مقدور نیست که این دوره را خریداری کنم .اما دوستانی هم هستند که با همین دوره های رایگان نتایج خیلی خوبی گرفته اند و متناسب شده اند. پس مانع و مشکل من چیست ؟!
“ به نام الله یکتا پروردگارم”
سلام دوست عزیز و هم مسیر من.
از این که به سوال و درگیری ذهنی من پاسخ دادید بسیار سپاسگزار و ممنونم.مدتی است که از سایت فاصله گرفته ام اما هر چیزی که تا به حال از این سایت خوب یاد گرفته ام بارها و بارها با خودم تکرار می کنم.هر چقدر اطرافیان به من می گویند و اصرار می کنند که رژیم بگیر ، ورزش کن ،فلان چیز رو بخور ،فلان چیز رو نخور به هیچ وجه گوش نمی دهم و به تنها روشی که اطمینان و باور دارم همین روش است .از شما دوست گرامی که در طول دوره هم از نوشته های شما لذت می بردم و استفاده می کردم تشکر می کنم که تجربیات با ارزش خود را در اختیار من هم قرار دادید .انشاالله من هم مانند شما نتیجه ی دلخواهم را بگیرم .
شما را به خدا می سپارم .
“ یا حق ”