0

باور به لاغری کافیه! به من اعتماد کن، تو واقعاً لاغر می‌شی (گام ۵۰)

باور به لاغری
اندازه متن

💡 خیلی از آدما فکر می‌کنن لاغری یعنی جنگ با غذا یا رفتن به باشگاه، اما تجربه من (و کلی آدمی که این راهو رفتن) نشون داده:

📍 این جلسه ادامه گام ۴۹ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

📌 اگه باور به لاغری رو توی ذهنمون ایجاد کنیم، بدنمون خودش راهو بلده… خودش شروع می‌کنه به متناسب شدن.

🌱 پس بیا اینو با خودت تکرار کن:

“من باور دارم که می‌تونم لاغر بشم، و این باور هر روز قوی‌تر میشه!” 💪😌

چگونه چاق شدن را باور کردم

راستش رو بخوای، من بیشتر از ۳۵ سال از عمرم رو با چاقی گذروندم. توی اون سال‌ها هر کاری که فکرشو بکنی برای لاغر شدن انجام دادم…

اما هیچ‌کدوم نتیجه‌ی موندگاری نداشت 😞

الان که چند ساله سبک زندگیم تغییر کرده و از ته دل به باور به لاغری رسیدم، خیلی خوب می‌فهمم چرا اون‌همه تلاش بی‌نتیجه بود.

از بچگی هزار بار از اطرافیانم شنیده بودم که:

  • چاق بودن یعنی سالم بودن!
  • 🍚 «چاقی نشونه‌ی قوته!»
  • 💪 «اگه لاغر باشی مریض می‌شی!»
  • 🛡️ «چاقی یه جور محافظ بدنه!»

و کلی جمله‌ی دیگه که ناخودآگاهِ منو پر کرده بود از تعریف و تمجید برای چاق شدن…

نتیجه چی شد؟ توی ناخودآگاهم، چاقی شده بود چیز خوب، چیز خواستنی!

یه جور حس امنیت، سلامتی و قدرت… اما توی زندگی واقعی چی؟

تو آینه که خودمو نگاه می‌کردم، واقعاً ناراحت می‌شدم. از نفس‌نفس زدن موقع پله رفتن خسته شده بودم، از قضاوت آدما، از لباس پیدا نکردن، از سنگینی بدنم… همه‌چی آزاردهنده بود.

ذهنم دو تکه شده بود.

🔹 یه بخشش (ذهن ناخودآگاهم) چاقی رو خوب و طبیعی می‌دونست

🔹 بخش دیگه‌ش (ذهن منطقی و آگاه من) می‌خواست لاغر شه و از این وضعیت خلاص بشه

ولی چون ذهن ناخودآگاه همیشه قوی‌تره، هرچقدر هم که رژیم می‌گرفتم یا ورزش می‌کردم، تهش باز می‌رسیدم به نقطه‌ی اول یا حتی بدتر…

واقعیت اینه که من هیچ‌وقت باور به لاغری نداشتم!

من چاق بودن رو باور کرده بودم. و خب، هر آدمی طبق باورهاش زندگی می‌کنه.

🧠 ذهن من پر بود از باورهایی مثل:

  • “چاقی ارثیه”،
  • “ما خانوادگی چاقیم”،
  • “لاغری برای بقیه‌ست، نه من”،

و اینا همه باعث می‌شدن یه دیوار نامرئی دور من بکشه و اجازه نده لاغری رو حتی تصور کنم.

باور لاغر شدن

چطور باور به لاغری رو توی ذهنمون بسازیم؟! 🧱✨

می‌دونی ساختن باور به لاغری درست و حسابی، یه جورایی شبیه ساختن فونداسیون یه ساختمونه.

همون‌طور که نمی‌تونی با دو تا آجر و یه کیسه سیمان ساختمون بسازی، با یه جمله انگیزشی هم نمی‌تونی یه باور قدرتمند توی ذهنت بسازی.

اینجا هم نیاز به «مصالح» داری، هم نیاز به «نقشه مهندسی» و فوت‌وفن!

و در مورد باور به لاغری، این مصالح چیا هستن؟

  • 📚 محتوای نوشتاری
  • 🎥 ویدیوهای آموزشی
  • 📝 تمرین‌های روزانه دوره‌های آموزشی تناسب فکری

هر بار که داری یه مقاله از سایت تناسب فکری رو می‌خونی، یه قطعه آجر داری می‌ذاری توی پایه‌های باور به لاغری خودت.

هر وقت یه تمرین ذهنی انجام می‌دی، انگار داری ملات می‌ریزی تا این آجرها خوب بچسبن و محکم شن.

راز مهم: ذهن ناخودآگاه، رئیس پنهان ماست! 👀🧠

حالا یه نکته خیلی خیلی مهم این وسط هست.

ذهن ما دوتا بخش داره:

🔸 ذهن آگاه (همین که الان داری باهاش این متن رو می‌خونی)

🔸 ذهن ناخودآگاه (همونی که پشت‌پرده تصمیم می‌گیره چی بخوری، کی وسوسه شی، و کی خسته شی از تلاش!)

ما معمولاً فکر می‌کنیم با منطق و اراده تصمیم می‌گیریم، اما واقعیت اینه که ذهن ناخودآگاه مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای داره تمام انتخاب‌ها و واکنش‌های ما رو از قبل برنامه‌ریزی می‌کنه!

خب حالا چطور این ذهن ناخودآگاه رو قانع کنیم که ما باید لاغر بشیم و می‌تونیم لاغر بشیم؟

ورود به ذهن ناخودآگاه فقط از یه در ممکنه 🪟

اون در، اسمش هست ذهن آگاه.

تو باید بارها و بارها محتوای خوب و مفید بخونی، تمرین کنی، تکرار کنی و بذاری این حرفا بشن صدای غالب توی ذهنت.

🔁 هر چی بیشتر تکرار کنی، بیشتر این اطلاعات از ذهن آگاهت می‌ریزن توی ذهن ناخودآگاهت

🌱 هر چی بیشتر تغذیه فکری‌ت رو آگاهانه کنی، خاک ذهن ناخودآگاهت حاصل‌خیزتر می‌شه

و وقتی فرمول‌های ذهن ناخودآگاهت کم‌کم تغییر کنن، اولین چیزی که حسش می‌کنی احساس خوبیه که بدون دلیل خاصی میاد سراغت.

همون احساس سبکی، امید، انگیزه، و آرامشی که نشون می‌ده داری متحول می‌شی.

لاغری آسان با قدرت ذهن

چطور باور به لاغری بسازیم؟ 🎯🧠

💡 اگه می‌خوای این باور رو با راهنمای کامل و قدم‌به‌قدم تقویت کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ در ادامه هم توی گام ۵۱ سراغ «مراحل چاق شدن» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 137 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.10 از 89 رای

https://tanasobefekri.net/?p=15145

137 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

137 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۱ ۱۱:۱۴
      مدت عضویت: 2117 روز
      امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 897 کلمه

      💝بنام نامی الله 💝
      سلاام سلام 😍 حالتون چطوره دوستان همسیر 😍 من ب لطف خدا عالی 😍 امیدوارم شما دوستان عزیز و همسیر هم در بهترین حالت ممکنه زندگیتون باشید🙏
      من در تمام سالهایی ک میدوییدم برای لاغر شدنم همه کاری میکردم و نمیشد راستش هیچ شناختی هم روی باور -باورها نداشتم ک چیعن و چیکاره ان و چی میگن 🤭 در حالی ک زندگی امروز منو همون باورهام شکل دادن ،،
      من همیشه اسم باور رو شنیدم ک باور کن من نبودم ، باور کن تقصیر من نیست ، باور کن این نیست ، و ب نوعی ی قسم میدونستم ک بجای اینک اسم خدا رو نیاریم یا خدارو دیگ قسم نخوریم از کلمه ی باور استفاده میکردیم…خب دراون زمانها هم میگم ک من نمیدونستم شناختی روی باور نداشتم ..بخاطر همین وقتی رژیمی ورزشی رو انجام میدادم ، انجام میدادم ولی یاس و نامیدی داشتم چون همیشه میگفتم واای رژیمم تموم بشه چی ،دوباره چاق میشم ، یااگ جواب نگرفتم چی ، تا کی باید نخورم ، ای بابا من چ بخورم ، چ نخورم همینم پس میخورم ،ببینید من رنج و سختی و اون فشار ب جسم رو تحمل میکردم ولی هیچ وقت باور نداشتم ک میتونم لاغر بشم .در حالیک تمام اون سالها ، تمام اون کارها ، تمام اون رنج و سختی ها ، محرومیت ومحدودیت ها فقط و فقط باعث چاقتر شدن من بوده و بس 😐😶😤
      اینک میگیم باورها مهم اند ،باور کردن باورهااا هم ب شدت مهم است اینک ما باور کنیم ک تواناییم ، با عرضه ایم ، هدایت شده ایم ،و میتونیم لاغر بشیم ،حتی با چند تا تمرین ساده ،،ک این تمرینات بنظر ساده اس ولی تا اعماق وجود انسانها رو باهمون سادگیش میکشه بیرون و ما همه چی رو میریزیم روی دایره ، حرفها و بغض هایی ک سالیان سال با خودمون حمل کردیم ، با خودمون بردیم و از سنگینی خودمون علاوه بر چاق و چاقتر شدن باز دَم نزدیم،
      باورهاا قابل لمس نیستن مثل تمام اشیائ فیزیکی ،، باورها رو باید درک کرد .فهمیدشون ، مثلا ما چاق چاقی رو زودتراز لاغری درک کردیم و فهمیدیمش حالا جدااز پیش فرضمون ک مااصلا کاری الان باهاش نداریم .‌زودتراز لاغرشدن فهمیدیمش چون ذهن ما مثل یک لوح سفید و بدون ذره ای لکه بود و ما هر چی رواز طریق دیدهامون و شنیدهامون آموختیم باور ما شده ،اصلا باورها چ طور شکل میگرن ،؟؟!!باورها همون افکار و رفتارهای هستن ک بر اثر تکرار شدن زندگی فردای ما رورقم میزنه ،مثلا فردی ک یکبار یا دوبار سیگار میکشه این فرد معتاد سیگار نمیشه ک باعث بشه ب بدنش آسیب بزنه و هیچ باوری نسبت ب این سیگار ندارع ..ولی اگ این رفتار ماها و سالها تکرار بشه این باورش و شکل داده ک بدون سیگار نمیتونه و کمکم آسیب های ک بخودش زده نمایان میشه ک از زردی دندانها شروع شده،پس باورها بسیار ،بسیار مهمن و الان ما هر شخصی هستیم با عردیدی نسبت ب زندگی از طریق باورهامونه ک یا مهندسیم ،یا دکتریم ،یااستادیم ،یا خانه دارموفقیم ،یا سیگاریم ،و یا یا یا….
      چاقی ما باورمون بوده ولی همیشه ب خدا گله و شکایت میکردیم 😐مثلااون زمانهایی ک چاق بودنم رو توی عوامل بیرونی میدیدم تا حد خفگی میخوردم خیلیی راحت ، بالذت ،باارامش بعد ک همه چی تموم میشد میرفتم سراغ خدا و سر خدارو درد میوردم 😐ک خدا چرا چاقم ، چرا منو اینجوری خلق کردی ، چ گناهی کردم ، چرا من ، من داشتم بالذتم چاقتر میشدم ،گریه زاریمو میبردم برا خدا ک لاغرم کنه ☹️ در حالیک ما فقط باید باورمون رو تغییر بدیم…
      باور یعنی انتظار
      یعنی :انتظار من از خودم چیه ؟
      انتظار من از جسمم چیه ؟
      انتظار من از ذهنم چیه ؟
      انتظار من از همسرم چیه ؟
      انتظار من از فرزندم چیه ؟
      انتظار من از تمرین انجام دادن چیه ؟
      انتظارا خیلی زیادن
      من ی خلاصه کلی بگم از انتظارتم از کل زندگیم ؟؟
      من انتظارم از خودم اینه ک حرفامو ، آموزش ها ، تمریناتم رو بعمل برسونم ، تا باعالی انجام دادنشون انتظار لاغرشدن رو در جسمم داشته باشم ،،انتظار با منتظر تفاوت داره .انتظار یعنی باور دارم راه درسته ، مسیر درسته ، من کارهایی رو ک از م خواسته شده رو درست انجام بدم چون راه و روشم درسته ب مقصد لاغر شدنم میرسم انشالله🙏
      ولی منتظر یغنی من فایلمو گوش بدم برم جلوی آینه یا قسمتهای برجسته جسمم رو لمس کنم و بگم چرافایل لاغرم نکرد..چرا نتیجه نمیده ،ودر اخر رها کنم و بگم اینم نشد ،انتظار از خودمون رو بالا ببریم و مطمین باشیم ک ما میتونیم چون لیاقت این انتظارهارو از خودمون داریم چون هدف هدفه مقدسیه ،،هدف تغییر زندگی و افکاره ک رقم میزنه ی زندگی سر شار از عشق ، محبت ، حال خوب رو ن برای دیگران فقط و فقط برای خودمون رو..
      لاغر شدن ک چیزی نیست این همه افراد لاغرو متناسب منم یکی مثل اونا،،لاغرشدن و مثل آب خوردن یاد میگیرم ، مثل خانه داری ، مثل بچه داری ، مثل آشپزی ، خیاطی ، رانندگی ، آرایشگری ،فقط کافیه ک خواسته هامون رو خیلی کوچیک کوچیک کنیم،تااین خواسته های کوچک ساده در عین حال بزرگ و ارزشمند از حلقه ی باورها رد بشن ، ک میشن🙏 فقط باور قلبی ♥️میخاد و بس،،،،عشق میخاد این خواسته ها ک هست ، حال خوبم میخاد ک خداروشکر هست ،اشتیاق و استمرارم ب لطف خدا چاشنیش میکنیم و اونم هست فقط کافیه کوچیک و رد بشه بازم انشاالله 🙏
      ب امید موفقیت و رد شدن خواستهای دوستان گل همسیر از حلقه ی باورها😍🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم