🌧 تصور کن بدنت مثل یه خونهست؛ جایی که باید امن، گرم و آروم باشه.
اما حالا فرض کن یه نیروی مزاحم مدام در این خونه قدم میزنه و باعث ترکهایی توی دیوارها میشه… بله، اون نیروی مزاحم چاقیه.
📍 این جلسه ادامه گام ۲۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
🔐 امنیت جسمی و چاقی دو مفهوم متضاد هستن.
هر چقدر بدن سنگینتر و آسیبپذیرتر بشه، احساس امنیت درونیمون هم کمتر میشه. چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه تهدید پنهانه که پایههای آرامش جسم رو سست میکنه.
در این جلسه میآموزیم:
🔎 اهمیت امنیت؛ چیزی فراتر از یک واژه ساده
🛡 امنیت فقط برای مرزها و سیستمهای اطلاعاتی نیست؛ توی هر بخشی از زندگی حضور داره:
- ✈️ امنیت پرواز
- 🧑🤝🧑 امنیت اجتماعی
- 🖥 امنیت اطلاعات
- 👤 و حتی امنیت فردی و جسمی…
📍امنیت یعنی سد کردن راه ورود عوامل مخرب.
درست مثل اینه که دور یه قلعه دیوار بکشی تا دشمن نتونه نفوذ کنه. اما مشکل اینجاست… به همون اندازه که دیوارها بلندتر میشن، مهاجمها هم زرنگتر و خلاقتر میشن! 🎭
🦠 توی دنیای دیجیتال، ویروسها و هکرها امنیت اطلاعات رو تهدید میکنن.
🕵️ توی دنیای سیاسی، جاسوسها امنیت ملی رو به خطر میندازن.
و حالا… 🧠 توی دنیای بدن ما چی؟
🤯 وقتی صحبت از امنیت جسمی و چاقی میشه، پای یه دشمن پنهان وسطه:
افکار، احساسات و رفتارهای ما.
بله! خودمون، وقتی بدون آگاهی با بدنمون رفتار میکنیم، عامل تخریب آرامش و امنیت جسممون میشیم.

💣 چاقی؛ دشمن پنهان امنیت جسمی
ووقتی به کسی میگیم «امنیت جسمیات در خطره»، معمولاً ذهنش میره سمت تصادف، بیماری یا اتفاقات ناگهانی…
اما یک تهدید پنهان و تدریجی هم وجود داره که خیلیها ازش غافل میمونن: چاقی.
🔎 ارتباط امنیت جسمی و چاقی، چیزی فراتر از اضافه وزن ساده است.
فردی که دچار چاقی شده، معمولاً درگیر الگوهای فکری و رفتاری ناسالمیه که به مرور بدنش رو از تعادل خارج کرده.
⚠️ چاقی فقط یک مسئله جسمی نیست؛ بلکه روی اعصاب، خلقوخو، انرژی و حتی تصمیمگیری تأثیر میذاره.
وقتی ذهن و بدن در هماهنگی نباشن، احساس نارضایتی از خودت بیشتر میشه و این یعنی کاهش امنیت جسمی و چاقی به شکل پنهان در حال آسیبزدنه.
💔 خیلی از افراد چاق فقط از وزنشون ناراحت نیستن، بلکه توی روابط، شغل، تحصیل و حتی در نگاه خودشون دچار چالش شدن.
🎯 اگر اضافهوزن داری و دنبال تغییر واقعی هستی، باید از ریشه کار رو شروع کنی؛ یعنی بازسازی رابطهات با خودت و ایجاد آگاهی تازه نسبت به امنیت جسمی و چاقی.
📥 در فایل آموزشی امروز، دقیقاً درباره همین موضوع حرف زدیم:
اینکه چطور افکار ناامن، بدن ما رو به سمت اضافهوزن میبرن، و چطور میتونیم با اصلاح درون، مسیر زندگیمون رو عوض کنیم.

🧠💡 وقتی رفتار ما، امنیت جسممون رو میسازه
تا وقتی فقط آموزش ببینیم ولی دست به عمل نزنیم، اتفاق خاصی نمیافته. مثل اینه که کلی کتاب درباره شنا بخونی، ولی هیچوقت پاتو توی آب نذاری 🏊♀️
📌 خیلی وقتها، دلیل اینکه میخوایم رفتار متناسبکننده داشته باشیم،
❌ ترس از چاقیه،
😤 یا نفرت از بدن فعلیمون،
😔 یا حتی حسرت نسبت به آدمای متناسب.
اما واقعیت اینه که ترس و نفرت، پایههای سستی برای تغییرند.
چرا؟ چون وقتی کمی متناسب شدی و از اون احساسات گذشتی، 🔥 اشتیاقت فروکش میکنه، و ادامهی مسیر سخت میشه…
✅ انگیزهی لاغری باید دلخواه و درونی باشه.
یه انتخاب عاشقانه برای زندگی بهتر، نه یه فرار از شرایط فعلی.
اونوقته که لاغری برات تبدیل میشه به یه سبک زندگی دائمی 🌱 و انگیزه لاغری در وجود شما افزایش پیدا می کنه.
🔐 امنیت جسمی، یعنی حس آرامش و اطمینان از اینکه:
- بدنم در مسیر تعادله
- من دارم آگاهانه باهاش رفتار میکنم
- و هیچ ترسی از برگشت چاقی ندارم!
🛡 ما باید خودمون رو بیمهی لاغری کنیم، برای همیشه. نه فقط برای تابستون امسال یا مراسم عروسی، بلکه برای اینکه وارد سرزمین لاغرها بشیم و تا آخر عمر اونجا بمونیم 🏞

رفتارها در مهمانی؛ نشانگر وضعیت امنیت جسمی و چاقی
🍬 در یک مهمانی، صحنهای دیدم که بهخوبی عمق ارتباط بین امنیت جسمی و چاقی را نشان میداد. جایی که رفتار آدمها با غذا، بیشتر از هر چیز از درون ذهنشان خبر میداد.
✳ در بین افراد چاق، دو نوع رفتار کاملاً به چشم میآمد:
گروهی بودند که سعی میکردند جلوی خودشان را بگیرند، اما نگاه پرحسرتشان به شیرینیها، فریاد میزد که درگیر یک کشمکش درونیاند 😣
و گروهی دیگر، با خنده و هیجان، یکی دوتا که نه، چند شیرینی برمیداشتند و حتی گاهی چندبار سراغ ظرف شیرینی میرفتند!
در این حالت، ذهن آنها بهدنبال تنوع طعمها و لذتهای لحظهای بود، نه سیری و نه آرامش.
🍭 اما فردی لاغر در همان مهمانی، رفتار کاملاً متفاوتی داشت. وقتی به او تعارف کردم، فقط یکی برداشت و وقتی دوباره پیشنهاد دادم، خیلی ساده گفت:
🧘♀️ «نه ممنون، یکی بسه. همهشون یه مزه دارن.»
همین پاسخ ساده، نشانهای روشن از ذهنی امن بود؛ ذهنی که امنیت جسمی و چاقی را خوب میشناسد و راهش را انتخاب کرده.
او نیازی به تایید دیگران، پرخوری یا تنوعطلبی نداشت. با خودش، بدنش و انتخابهایش در صلح بود.
👀 اما جالبتر از همه، فردی بود که ظاهر لاغری داشت ولی ذهنش نشانی از امنیت نداشت.
🍬 او با ولع سراغ شیرینیها میرفت و با خنده میگفت:
«من هرچی بخورم چاق نمیشم، فقط کبدم چرب میشه!»
او شاید از نظر ظاهری لاغر بود، اما ذهنش امنیت نداشت؛ چون باور داشت شیرینیها آسیبی ندارند، غافل از اینکه خطر در جایی دیگر خودش را نشان داده: در کبد چرب.
این مثالها نشان دادند که امنیت جسمی و چاقی فقط به عدد روی ترازو ربط ندارد، بلکه به نوع نگرش و باورهای ما درباره بدن و غذا وابسته است.
📌 این تجربه به من یاد داد:
✅ لاغری با ذهن یعنی رسیدن به امنیت واقعی؛ هم در جسم و هم در روان. نه از سر اجبار، نه از ترس، نه برای تایید دیگران؛ بلکه از روی آگاهی، آرامش و عشق به خود.
🛡 وقتی ذهن امن باشد، بدن هم آرام و انتخابهایش درست میشود. این همان جایی است که لاغری به یک سبک زندگی دلنشین تبدیل میشود، نه به یک جنگ فرسایشی 💖
⚠️ چاقی؛ تهدید نامرئی امنیت جسمی
💡 اگه میخوای این امنیت رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم به ذهنت برگردونی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ این تهدید نامرئی؛ در ادامه هم توی گام ۳۰ سراغ «لاغری با باور ذهنی» میریم.
چاقی فقط افزایش وزن نیست. چاقی یعنی یک اختلال در افکار، احساسات و رفتارها که مستقیم روی بدن تأثیر میگذارد.
وقتی ذهن ما پر از ترس از غذا، وسواس، یا احساس گناه بعد از خوردن است، یعنی امنیت ذهنی و جسمی ما آسیب دیده و ارتباط ما با امنیت جسمی و چاقی دچار اختلال شده است.
کسی که دائماً با خودش درگیر است:
- «بخورم یا نخورم؟»
- «اگه این شیرینی رو بخورم چاق میشم؟»
- «امروز رژیم رو شکستم…»
در واقع در حال تجربهی بیثباتی درونی و ناامنی است.نه جسمی است. این یعنی چاقی فقط یک مسئله ظاهری نیست، بلکه یک خطر برای آرامش درونی ماست.
🧠 امنیت جسمی از ذهن شروع میشود
تا زمانی که ذهن ما احساس امنیت نکند، بدن هم در حالت هشدار باقی میماند.
در این شرایط، ممکن است:
- اشتها از کنترل خارج شود
- ولع برای شیرینی، غذاهای چرب یا خوردن بیبرنامه افزایش یابد
- اضافه وزن بهتدریج تبدیل به یک سبک زندگی شود
🔑 تنها راه برقراری امنیت جسمی و چاقی این است که از درون ذهنمان شروع کنیم.
✅ امنیت جسمی و چاقی؛ راهکار چیست؟
اگر امنیت جسمی و چاقی بدن ما را تهدید کرده، وقتش رسیده:
📚 آموزش ببینیم
درک کنیم که چاقی فقط زیاد خوردن نیست، یاد بگیریم که افکار ما چطور بدن را هدایت میکنند و چطور ذهن میتواند مسیر امنیت جسمی و چاقی را تغییر دهد
✍ تمرین کنیم
افکار منفی دربارهی غذا را بنویسیم و بررسی کنیم، رفتارهای افراد لاغر را با دقت مشاهده کنیم و الگو بگیریم.
✨ نتیجهگیری
رابطهی بین امنیت جسمی و چاقی، رابطهای پنهان اما بسیار قدرتمنده.
چاقی، فقط نتیجهی پرخوری یا کمتحرکی نیست؛ بلکه نتیجهی افکار و باورهاییست که امنیت درونی ما رو از بین بردن.
✅ لاغری واقعی وقتی اتفاق میافته که ذهن امن بشه، آرام بگیره و انتخابهای ما بر اساس آگاهی و عشق به خودمون باشه، نه از ترس و اجبار.
🛡 وقتی ذهن امن بشه، بدن هم در آرامش قرار میگیره و این همون نقطهی شروعه برای ورود به مسیری فوقالعاده…
🎯 برای همین، من توی دوره ورود به سرزمین لاغرها، دقیقا همین راه رو بهت آموزش میدم:
چطور امنیت جسمی رو دوباره بسازی، زبان لاغری ذهن رو یاد بگیری و با استمرار، برای همیشه در سرزمین لاغرها بمونی.
🌈 اگه واقعا میخوای ریشهای با چاقی خداحافظی کنی و امنیت رو به جسم و ذهنت برگردونی، الان بهترین زمانه که این دوره رو تهیه کنی و قدم اولت رو محکم برداری.
👉 همین حالا وارد سرزمین لاغرها شو و امنیت جسمت رو برای همیشه بیمه کن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
همانطور که هر مهارتی از طریق دیدن، نوشتن و خواندن آموخته میشود، لاغری هم نیاز به تمرین مداوم دارد.
هر روز زمانی را برای تماشای محتوای آموزشی، مطالعه مطالب مرتبط و انجام تمرینات ذهنی اختصاص دهید تا افکار شما درباره بدن، غذا و لاغر شدن بهتدریج تغییر کند.
در این مسیر، نکته مهمی که باید در نظر داشته باشید، امنیت جسمی و چاقی است. اینکه چطور ذهن ناآرام میتواند بدن را وارد حالت دفاعی کند و چطور افکار آگاهانه و آرام، امنیت را به بدن بازمیگردانند.
بر اساس ویدیوی آموزشی امروز، لطفاً به این پرسشها پاسخ دهید و تمرین خود را در بخش نظرات بنویسید:
تحلیل شما از استفاده نمادین فرد چاق به عنوان یک هکر یا مخل امنیت چیست؟ آیا ارتباطی بین این تصویر و امنیت جسمی و چاقی میبینید؟
دیدگاهتان درباره امنیت جسمی چیست؟ آیا در زندگی روزمره مراقب ذهن و بدن خود هستید؟
به نظر شما چطور میتوان با استفاده از آموزش، آگاهی و تمرین ذهنی، رابطهی بهتری با امنیت جسمی و چاقی ایجاد کرد؟
📝 تمرین: یک جمله یا رفتار ناآگاهانه درباره غذا یا بدن خود را شناسایی و بازنویسی کنید. سپس بنویسید چطور این تغییر نگرش میتواند امنیت ذهن و جسم شما را بیشتر کند.
✍️🧠💪
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.25 از 77 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای هدایتگرم
سلامی گرم خدمت استاد عطار روشن عزیز و بقیه اعضاء
امنیت جسمی و ذهنی
چند سال پیش یکی از اقوام یه بوتیک لباس زنانه داشت من گاهی میرفتم پیششون
وقتایی که شلوغ میشد مغازه ، میگفتن حواستون به این خانم چادریای چاق باشه ،اینا جنسارو زیر چادرشون قایم میکنن میبرن بیرون ،به خاطر ظاهرشون هم کسی بهشون شک نمیکنه.
الان که این شخص رو در عکس نشون دادید یاد این موضوع افتادم و اینکه افراد متناسب واقعا از اینکه یه فرد چاق در کنارشون یا توی جمع باشه خوشحال نیستن
من از این جهت مثال میزنم ،مثلا توی تابستون بعضی از افراد چاق بوی خوبی نمیدن و به محض اینکه وارد اتوبوس و مترو میشن محیط رو متشنج میکنن با بوشون…
یا اگر یه صندلی دو نفره باشه ،قطعا اگر یه فرد خیلی چاق بشینه ،بقیه امتناع میکنن از اینکه کنارش بشینن یا به خاطر اینکه حدس میزنن نظافت رو رعایت نکرده یا به خاطر اینکه بخشی از فضای صندلی بقلی رو هم اشغال کرده…
مسائل زیادی هست که ههمون باهاش برخورد داشتیم
اتفاقا این روزها برنامه طنز جوکر خانمها در حال پخش هست ،یکی از شرکت کننده های این هفته خانم نعیمه نظامدوست هست …که وزنش هم بالاست…برنامه رو ببینید متوجه تیکه های سنگین آقای علیخانی میشید به ایشون که ارتباط داره به اضافه وزن ایشون.
میخوام بگم ،این موضوع اضافه وزن و مسائل حاشیه ایش خیلی زیاده توی جامعه و شخصی که دوست داشته باشه متناسب بشه ،کافیه یکم دورو برش رو نگاه کنه …شاید ما بعضی وقتا آنقدر تیکه بهمون انداختن که کمی عادی شده این موضوع ولی وقتی در جامعه دنبال نمونه های عینیش میگردیم ،میبینیم که این موضوع چقدر هم آزار دهنده و زشته…
درباره امنیت جسمی، من همین که آمدم توی این سایت و مطالب رو خوندمو و شنیدم متوجه اوج فاجعه شدم…وقتی کامنت مینویسم و از مشکلاتی که برام سرخورده گی داشته مینویسم،دردهام میاد روی سطح و میفهمم ،امنیت جسمم خیلی بیش از اینکه در ظاهرم تاثیر گذاشته باشه در باطن و روحم و ذهنم تاثیرات مخرب گذاشته…
برای امنیت ذهنم یاد گرفته بودم گوش و چشمم رو به روی هر چیزی که احساسم رو بد میکنه ببندم…ولی غافل بودم که بیشترین مواردی که داره جسم و روح و روانم رو آزار میده مسئله اضافه وزنم هست…یعنی اول باید پایبست خونه رو درست میکردم بعد میرفتم سراغ مسائل دیگه
البته الان فهمیدم ،وقتی تمام عمرم ذهنم درگیر خود زنی بوده و من رو با این اضافه وزن تخریب میکرد، حالا اگر الان بیام این اضافه وزن رو برطرف کنم ،ذهن من بصورت ریشه ای در بسیاری از زمینه های زندگی درست خواهد شد.
یعنی این حس بد چاقی،مثل ابر توی آسمون زندگیم بود…هر چقدر که همه جا پر گل و ریحان و زیبا باشه ولی آفتاب که نباشه ،زیبایی بقیه چیزها به چشم نمیاد.
چاقی هم همینطوره ،هزار بارم که من ثروتمند باشم،هزار بارم که فرد موفقی باشم،هزار بارم سفرهای لاکچری برم ،ولی درد چاقی همه جا و همه چیز رو برام زهر مار میکنه…حالا که به فکر امنیت ذهن و جسم افتادم ،میبینم که همه چیز یه جور دیگه برام قشنگه…انگار خورشید داره از پشت ابرا میاد بیرون و آسمون زندگیم رو روشن و گرم میکنه…
گرما و امید به زندگیم اومده
حالم خوبه
همین که بی اختیار دل تنگ ورزش شدم این یعنی مسیری که دارم میرم درسته
مغز داره فرمان سلامتی بیشتر رو میده
همینه همسرم هر بار که میریم خرید مدل به مدل تنقلات میخره ولی من میل ندارم ،این یعنی کاری که دارم میکنم آخرش میشه کارستون.
خداوند همراهه منه هر لحظه داره من رو هدایت میکنه به مسیر مستقیم
در این مسیری که شروع کردم و برای خودم پلن دو ساله گذاشتم ،تنها نیستم
دستان خداوند ،مثل استاد عطار روشن،مثل بعضی کامنت هایی که برای من نکته داره به کمک من میان و من روز به روز نزدیک میشم به سرزمین پر گل و ریحان لاغری
اونم نه هر لاغری ای،
لاغری با ذهن
من آن شاهزاده ای هستم که خواب گدایی میدیدم….
شکر ایزد به سایتی هدایت شدم که تاج پادشاهی رو بر سرم دیدم
.
فکر میکردم گدا شدم ،بدبخت شدم و توانایی لاغر شدن ندارم
به رژیم و دکتر متوسل میشدم برای لاغری….نگو که خودم پادشاهم و الماسی درونم دارم که میتونم با صیقل دادنش به هر چیزی میخوام برسم …اونم ذهنمه
استاد سپاس از شما