برای خیلیا، بولیمیا (پرخوری عصبی) فقط یه اسم علمی نیست… یه واقعیتهی تلخیه که هر بار باعث میشه با شکم پر، عذاب وجدان داشته باشن.
📍 این جلسه ادامه گام ۵۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
🤯 بعضیها باور دارن که دلیل چاقیشون همین پرخوریهای عصبیه. میگن: «خب من عصبیام، استرسم بالاست، معلومه که میخورم! من نمیتونم جلوی خودمو بگیرم…»
و بعد، این فکر یواشیواش تبدیل میشه به یه مانع جدی:
“تا وقتی عصبی میمونم، نمیتونم لاغر بشم!”
اما واقعاً این یه واقعیت غیرقابل تغییره؟ یا یه داستانیه که ذهنمون هر روز برامون تعریف میکنه؟ 🤔
در این جلسه میآموزیم:

🍩 بولیمیا و چاقی
تا حالا برات پیش اومده که، با یه دلشورهی عجیب از خواب بپری، یخچال رو باز کنی و بدون اینکه واقعاً گرسنه باشی، شروع کنی به خوردن بیوقفه؟
نه برای اینکه گرسنهای… برای اینکه خستهای، دلگیری، پر از فکر و فشار 😣💭
📌 اینجا دیگه موضوع فقط پرخوری نیست؛ پای یه اختلال واقعی به میون میاد:
بولیمیا نروزا یا همون پرخوری عصبی که خیلی وقتا دستش تو دست چاقیه 🤝🏽⚖️
🔁 چرخهی آزاردهندهی بولیمیا و چاقی:
استرس میاد ← غذا میخوریم تا آروم بشیم ← حس گناه میاد سراغمون ← خودمون رو سرزنش میکنیم ← دوباره احساس ضعف ← دوباره غذا…
و نتیجهاش؟
📈 اضافهوزن، افسردگی، عزتنفس پایین و احساس شکست.
🧬 طبق مطالعات علمی، افراد مبتلا به بولیمیا اغلب دچار نوسانات خلقی و اضطراب شدید هستن، و مغزشون در برابر غذا مثل مغز کسی که مواد مصرف کرده، واکنش میده!
👈 تحقیقات نشون داده رابطهی تنگاتنگی بین بولیمیا و چاقی وجود داره. چون بعد از دورههای پرخوری، بدن نهتنها چربی ذخیره میکنه، بلکه به دلیل استرس، سوختوساز رو هم پایین میآره.
🍭 غذا در این شرایط، فقط یه خوراکی نیست؛ تبدیل میشه به یه پناهگاه موقتی برای فرار از فشارهای زندگی.

🌿 بولیمیا و چاقی؛ وقتی ریشهی ذهنی، میوهی جسمی میده! 🍎🧠⚖️
همونطور که یه درخت سیب سالم، فقط وقتی سیبهای خوشگل و قرمز میده که ریشههاش سالم باشن و نور و آب کافی دریافت کنه… زندگی ما هم میوهی باورها و افکارمونه. 🍏🌳
💭 افکار ما ← احساس ما رو شکل میدن ← احساسات ما ← رفتارمون رو میسازن ← و در نهایت: رفتار ما، شکل جسم ما رو میسازه.
🎯 حالا اگه این مسیر رو دنبال کنیم، خیلی راحت میتونیم بفهمیم که بولیمیا و چاقی فقط یه مسئلهی جسمی نیست؛ بلکه ردپای عمیقی در ذهن و روان ما داره.
🧘♀️ جسممون آینهی ذهنمونه!
همونطور که فتوسنتز برای گیاه لازمه تا زنده بمونه، ما آدما هم نیاز داریم احساس خوبی داشته باشیم تا سالم و سرحال بمونیم.
وقتی ذهنمون پر از استرس و آشفتگی باشه، بدنمونم واکنش نشون میده. بعضیا با بیخوابی، بعضیا با دلدرد… و خیلیا هم با پرخوری عصبی.
🥺 خیلی از هنرجوهای من در دورههای «لاغری با ذهن» میگن:
«وقتی عصبی میشم، دست خودم نیست… یه نیرویی منو هل میده سمت یخچال!»
📌 اینها نمونهی واضحیه از بولیمیا نروزا یا همون پرخوری عصبی که در کنار چاقی، میتونه چرخهی معیوبی از احساس بد، خوردن، عذاب وجدان و اضافهوزن بسازه.
📚 تحقیقات علمی درباره بولیمیا و چاقی نشون داده که بولیمیا با نوسانات شدید احساسی و آسیبپذیری روانی در ارتباطه، و خیلی وقتها فرد دچار نوعی ناتوانی در مدیریت هیجانات میشه.
🧰 حالا سؤال مهمی که همیشه هنرجوها میپرسن اینه:
«چطوری جلوی این چرخه رو بگیریم؟!»
✅ پاسخ من همیشه اینه: پیشگیری!
🔑 اگه ما یاد بگیریم قبل از اینکه حس بد بیاد سراغمون، شرایطش رو کنترل کنیم، خیلی راحتتر از اینه که بعد از خراب شدن اوضاع بخوایم درستش کنیم.
یعنی یاد بگیریم چی ما رو ناراحت میکنه؟
چه فکری؟ چه موقعیتی؟ چه گفتوگویی؟
وقتی اینا رو شناختیم، انگار چراغ قوه انداختیم توی ذهنمون… دیگه توی تاریکی گیر نمیافتیم. 💡🧠
هر روز یکی از موقعیتهایی رو که باعث ناراحتیت میشه، بنویس.
بعد بنویس که چطور میتونی قبل از وقوع اون موقعیت، مسیر رو عوض کنی یا بهتر مدیریتش کنی.
به همین سادگی، داری پیشگیری میکنی از یه چرخهی تلخ «بولیمیا و چاقی». 🍪🌀

🌧️ پیشگیری از احساس بد = پیشگیری از بولیمیا و چاقی 🍩🌀
یکی از مهمترین دلایل ورود ما به چرخهی بولیمیا و چاقی، همین احساساتیه که کنترلنشده و بیخبر، تو دلمون جا خوش میکنن.
اما خبر خوب اینه که:
تنها راه نجات از بولیمیا و چاقی، کنترل افکاره! 🧠💪
شما به همون اندازه که افکارتو مدیریت میکنی، میتونی شدت احساساتت رو هم مدیریت کنی.
🔄 احساس بد از کجا میاد؟
احساس، نتیجهی مرور افکاره.
یعنی اول یه فکر میاد (مثلاً: «بازم شکست خوردم!»)، بعد تو توی ذهنت این فکر رو چند بار میچرخی، و در نهایت… بوم! یه احساس غم یا ناامیدی درست میشه 😞
خب حالا چطوری جلوشو بگیریم؟ این مراحل رو 👇🏻 به ترتیب انجام بده.
✍️ در ادامه هم توی گام ۵۶ سراغ «چرا لاغر نمیشوم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.97 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
اگه فکرر میکنی پرخوری عصبی هستی، درمورد رفتارهات بنویس.
پرخوری عصبی خیلی کم دارم اونقدر که میشه گفت ندارم. ۹۹ درصد مواقع اعصابم ارومه. بلکه بمب انرژی و انگیزا و شادی هستم.
فقط موقعی پرخوری میکنم که از اموزشا دور میوفتم.
اگه بخوام بگم تو این موقعیت رفتارم چطور میشه، هر چی دم دست ببینم برمیدارم. با اینکه میدونم گرسنه ام نیست.
رفتار بعدی اینکه بشقابم رو پر میکنم. حس میکنم سیر نمیشم. تو خونه دو مدل بشقاب برای پلو داریم میرم سراغ ظرف بزرگه.
رفتار بعدی اینکه زیاد غذا درست میکنم. ظرف سالادو پر میکنم. پیمانه برنج زیادتر میریزم همش فکر میکنم کم میاد. ذهن از چه طریقا منطق میاره! مثلا میگه بشقاب کوچیکه رو برندار بابا دوس نداره. حالا که بزرگ برداشتی برای همه بردار ظرفا یکسان باشه. بشقاب بزرگه بهتره جا داره پلو از گوشه هاش نمیریزه.
نشان های دریافت شده
تعریفت از پرخوری عصبی چیه؟
وقتی باورای چاقی دارم، خوردن حس خوبی میده. پس وقتی عصبانی میشم و حال خوبی ندارم، میخورم تا بهتر شم. ولی خب مسکنه…تازه بعدش سرزنش میکنم خودمو که ای بابا چرا جلوی خودتو نگرفتی. بیا چاق تر شدی رفت!
دقت کردم وقتی ذهنمو اصلاح کردم و باورای چاق کننده رو کمرنگ کردم، اولاش به محض ناراحتی، به ذهنم میاد برو غذا بخور. با خودم میگم نه بابا بعدش فشار به معده ام میاد حال بدی داره. در عمل هم دستم به غذا نمیره. به مرور که باورای لاغریم قوی تر میشه با خودم میگم غذا خوردن با شکم سیر لذت نداره. مزه اش به چشمم نمیاد. عطرش برام از بین میره.
نشان های دریافت شده
ارتباط افکار با رفتارهایی که در ما حس چاقی میکنن چیه؟
چه رفتار هایی در من حس چاقی بوجود میارن؟
تو ذهنم تنها پرخوری هست که چاق کننده ست.
وقتی به چاقی بیشتر توجه میکنم، حس میکنم پرخوریم بیشتر میشه. اونم بخاطر حس ناراحتی که قبلش تو من بوجود اومده.
خیلی جالبه…
فک کن از چاقی خوشت نمیاد
فکر میکنی پرخوری باعث چاقیت میشه
اما یه روز حواست به چاقیت میره و میگی اه چه زندگیه! اما میری سراغ پرخوری کردن! بجای اینکه ازش دست بکشی و چاقی رو شکست بدی.
یه سری رفتارهایی که فکر میکنیم چاق کننده هستن اما در حقیقت نیستن. وقتی از چاقی حرص میخورم و بهش توجه میکنم، سراغ اون رفتارا میرم. بعدش حس چاق تر شدن، باز رفتارا و ادامه ی چرخه.
نشان های دریافت شده
بنظرت بین احساس و رفتار چه ارتباطی وجود داره؟
ایا با تغییر احساس رفتار هم عوض میشه؟ مثال بزن
وقتی حسم خوبه، بدنم خسته نمیشه و مدت طولانی مشغول کارم.
وقتی حسم سر صبحی خوبه، حتی سرعت از رخت خواب پاشدنم و هوشیار شدنم بیشتره.
وقتی حسم خوبه، دوس دارم تمیز کاری کنم.
وقتی حسم خوبه، حتی انتخاب هام فرق میکنه. مثلا گلدون رنگ روشن انتخاب میکنم. بجای دکوری مصنوعی سراغ طبیعی هاش میرم.
حسم که بده، راه رفتنم شل و وله، غذا رو سریع درست میکنم سلیقه بخرج نمیدم، کار های مفید رو پشت گوش میندازم و لغوشون میکنم. دقیقا دست بکارهاییمیزنم که نابودم میکنه.
اینو در دیگران دیدم. وقتی حس حسادت دارن، دست به رفتارهای متفاوت میزنن. مثلا برنامه میریزن و کارهایی میکنن طرفو حرص بدن. طرفی که بهش حسودی میکنن رو زیر نظر میگیرن. عجیب متعهد هم میشن.
جالبه وقتی حسم خوبه، آهسته راه میرم، آهسته وسایل رو لمس میکنم، حس میکنم انگشتام سبک و ظریف شده. آروم صحبت میکنم.
وقتی حس بد دارم، حس میکنم اوضاع همه چی خرابه پس آب از سر گذشته و اگه کارای مخرب بکنم اشکال نداره. مثلا میگم منکه اضافه وزن که دارم، بذا یه بشقاب دیگه هم بکشم طوری نمیشه.
نشان های دریافت شده
نکات فایل
کنترل احساس خیلی مهم هست اما اولویت پیشگیری کردنه. دور شدن از عوامل منفی بهتره.
احساس بد زندگی رو مختل میکنه.
وقتی احساسم خوب نباشه، چیزهای خوشحال کننده هم دیگه شادی آور نیستن.
از خبرها، صحنه های خشن، فیلمنامه های ناامید کننده دوری کن.
ایا می ارزه اخبار رو دنبال کنم بعدش حسم بد بشه، بعد دست و دلم به کار نره و زندگی سختی رو تجربه کنم؟
احساس = رفتار
قانون همیشگیه
توجه به اتفاقات بدی که برای بقیه پیش اومده ممنوع.
ورودی منفی خودش مجموعه ای از افکار منفی رو بدنبال میاره. مدام خبر مرگ دیگران رو شنیدن باعث میشه فکر کنم چقدر این دنیا پوچه…
ذهن حرفای منفی میزنه. کارش اینه. حرفاش حقیقت نداره.
فکر و ترسی که جامعه داره دلیل نمیشه درست باشه.
نمیشه همیشه تو فضای کاملا مثبت باشم. ورودی منفی همیشه ممکنه باشه. باید غرقشون نشم.
مدام توجه کردن به اتفاقات منفی باعث نمیشه رفع بشه.
توجه کردن به نکات مثبت و غرق نشدن در موضوعات منفی زمان میبره. تمرین میخواد. توقع زیاد از خودم نداشته باشم.