برای خیلیا، بولیمیا (پرخوری عصبی) فقط یه اسم علمی نیست… یه واقعیتهی تلخیه که هر بار باعث میشه با شکم پر، عذاب وجدان داشته باشن.
🤯 بعضیها باور دارن که دلیل چاقیشون همین پرخوریهای عصبیه. میگن: «خب من عصبیام، استرسم بالاست، معلومه که میخورم! من نمیتونم جلوی خودمو بگیرم…»
و بعد، این فکر یواشیواش تبدیل میشه به یه مانع جدی:
“تا وقتی عصبی میمونم، نمیتونم لاغر بشم!”
اما واقعاً این یه واقعیت غیرقابل تغییره؟ یا یه داستانیه که ذهنمون هر روز برامون تعریف میکنه؟ 🤔

🍩 بولیمیا و چاقی
تا حالا برات پیش اومده که، با یه دلشورهی عجیب از خواب بپری، یخچال رو باز کنی و بدون اینکه واقعاً گرسنه باشی، شروع کنی به خوردن بیوقفه؟
نه برای اینکه گرسنهای… برای اینکه خستهای، دلگیری، پر از فکر و فشار 😣💭
📌 اینجا دیگه موضوع فقط پرخوری نیست؛ پای یه اختلال واقعی به میون میاد:
بولیمیا نروزا یا همون پرخوری عصبی که خیلی وقتا دستش تو دست چاقیه 🤝🏽⚖️
🔁 چرخهی آزاردهندهی بولیمیا و چاقی:
استرس میاد ← غذا میخوریم تا آروم بشیم ← حس گناه میاد سراغمون ← خودمون رو سرزنش میکنیم ← دوباره احساس ضعف ← دوباره غذا…
و نتیجهاش؟
📈 اضافهوزن، افسردگی، عزتنفس پایین و احساس شکست.
🧬 طبق مطالعات علمی، افراد مبتلا به بولیمیا اغلب دچار نوسانات خلقی و اضطراب شدید هستن، و مغزشون در برابر غذا مثل مغز کسی که مواد مصرف کرده، واکنش میده!
👈 تحقیقات نشون داده رابطهی تنگاتنگی بین بولیمیا و چاقی وجود داره. چون بعد از دورههای پرخوری، بدن نهتنها چربی ذخیره میکنه، بلکه به دلیل استرس، سوختوساز رو هم پایین میآره.
🍭 غذا در این شرایط، فقط یه خوراکی نیست؛ تبدیل میشه به یه پناهگاه موقتی برای فرار از فشارهای زندگی.

🌿 بولیمیا و چاقی؛ وقتی ریشهی ذهنی، میوهی جسمی میده! 🍎🧠⚖️
همونطور که یه درخت سیب سالم، فقط وقتی سیبهای خوشگل و قرمز میده که ریشههاش سالم باشن و نور و آب کافی دریافت کنه… زندگی ما هم میوهی باورها و افکارمونه. 🍏🌳
💭 افکار ما ← احساس ما رو شکل میدن ← احساسات ما ← رفتارمون رو میسازن ← و در نهایت: رفتار ما، شکل جسم ما رو میسازه.
🎯 حالا اگه این مسیر رو دنبال کنیم، خیلی راحت میتونیم بفهمیم که بولیمیا و چاقی فقط یه مسئلهی جسمی نیست؛ بلکه ردپای عمیقی در ذهن و روان ما داره.
🧘♀️ جسممون آینهی ذهنمونه!
همونطور که فتوسنتز برای گیاه لازمه تا زنده بمونه، ما آدما هم نیاز داریم احساس خوبی داشته باشیم تا سالم و سرحال بمونیم.
وقتی ذهنمون پر از استرس و آشفتگی باشه، بدنمونم واکنش نشون میده. بعضیا با بیخوابی، بعضیا با دلدرد… و خیلیا هم با پرخوری عصبی.
🥺 خیلی از هنرجوهای من در دورههای «لاغری با ذهن» میگن:
«وقتی عصبی میشم، دست خودم نیست… یه نیرویی منو هل میده سمت یخچال!»
📌 اینها نمونهی واضحیه از بولیمیا نروزا یا همون پرخوری عصبی که در کنار چاقی، میتونه چرخهی معیوبی از احساس بد، خوردن، عذاب وجدان و اضافهوزن بسازه.
📚 تحقیقات علمی درباره بولیمیا و چاقی نشون داده که بولیمیا با نوسانات شدید احساسی و آسیبپذیری روانی در ارتباطه، و خیلی وقتها فرد دچار نوعی ناتوانی در مدیریت هیجانات میشه.
🧰 حالا سؤال مهمی که همیشه هنرجوها میپرسن اینه:
«چطوری جلوی این چرخه رو بگیریم؟!»
✅ پاسخ من همیشه اینه: پیشگیری!
🔑 اگه ما یاد بگیریم قبل از اینکه حس بد بیاد سراغمون، شرایطش رو کنترل کنیم، خیلی راحتتر از اینه که بعد از خراب شدن اوضاع بخوایم درستش کنیم.
یعنی یاد بگیریم چی ما رو ناراحت میکنه؟
چه فکری؟ چه موقعیتی؟ چه گفتوگویی؟
وقتی اینا رو شناختیم، انگار چراغ قوه انداختیم توی ذهنمون… دیگه توی تاریکی گیر نمیافتیم. 💡🧠
هر روز یکی از موقعیتهایی رو که باعث ناراحتیت میشه، بنویس.
بعد بنویس که چطور میتونی قبل از وقوع اون موقعیت، مسیر رو عوض کنی یا بهتر مدیریتش کنی.
به همین سادگی، داری پیشگیری میکنی از یه چرخهی تلخ «بولیمیا و چاقی». 🍪🌀

🌧️ پیشگیری از احساس بد = پیشگیری از بولیمیا و چاقی 🍩🌀
یکی از مهمترین دلایل ورود ما به چرخهی بولیمیا و چاقی، همین احساساتیه که کنترلنشده و بیخبر، تو دلمون جا خوش میکنن.
اما خبر خوب اینه که:
تنها راه نجات از بولیمیا و چاقی، کنترل افکاره! 🧠💪
شما به همون اندازه که افکارتو مدیریت میکنی، میتونی شدت احساساتت رو هم مدیریت کنی.
🔄 احساس بد از کجا میاد؟
احساس، نتیجهی مرور افکاره.
یعنی اول یه فکر میاد (مثلاً: «بازم شکست خوردم!»)، بعد تو توی ذهنت این فکر رو چند بار میچرخی، و در نهایت… بوم! یه احساس غم یا ناامیدی درست میشه 😞
خب حالا چطوری جلوشو بگیریم؟
🔍 قدم اول: شناسایی افکار منفی
شاید اولش نتونی دقیق بگی که کدوم فکر باعث کدوم احساس شده. طبیعیه.
ولی اگه متعهد بشی به اینکه «حواسم به فکرامه»، خیلی زود این مهارت تو ذهنت جا میافته.
🧲 راه میانبر: بررسی ورودیها!
چیزهایی که از بیرون وارد ذهن میشن، دروازهی ورود افکارن.
📺 تماشای اخبار جنگ 💬 صحبت با کسی که دائم از گرونی و آینده ناله میکنه 🎥 تماشای صحنههای خشونتآمیز
هر چی کمتر خوراک ذهنی منفی بخوری، کمتر دچار پرخوری عصبی میشی! 🍰😅
به همین سادگی، با مدیریت ورودیهای ذهنی، داری یکی از بزرگترین قدمها برای رهایی از بولیمیا و چاقی رو برمیداری.

🍔💥 رهایی از پرخوری عصبی و چاقی از کجا شروع میشه؟
اگر تو هم از اون دستهای هستی که بارها با خودت گفتی:
«من دیگه واقعاً از دست این پرخوری عصبی و چاقی خستهام!»
باید بهت بگم: تو تنها نیستی، ولی راه رهایی دقیقاً از جایی شروع میشه که خیلیا ازش غافلن!
🧠 تو نمیتونی فرمان مغز رو حذف کنی… ولی میتونی نذاری اون فرمان صادر شه!
همونطور که نمیتونی به قلبت دستور بدی که «لطفاً نزن!»،
نمیتونی هم وقتی عصبی شدی به مغزت بگی: «الان نگو برو شکلات بخور!»
چون اون فرمان قبل از اینکه حواست باشه، صادر شده.
🛑 پس باید یه مرحله قبلتر بری؛
یعنی همون جایی که هنوز فکری شکل نگرفته. و اونجاست که «مدیریت ورودیها» بازی رو تغییر میده!
🔐 کلید رهایی = مدیریت ورودی ذهن
نذار افکار سمی وارد بشن، تا احساسات سمی شکل نگیرن، تا مغز نخواد با پرخوری، حالتو خوب کنه.
🧴 دنبال اخبار ناامیدکننده نرو 😠 از بحثهای عصبی فاصله بگیر 💔 از آدمهایی که انرژی منفی دارن، خودتو جدا کن
🎧 به حرفهایی گوش بده که بهت حس قدرت و آرامش میده
🌱 آدمی که بتونه احساسش رو مدیریت کنه، شاهکار زندگیشو میسازه!
کسی که احساسش دست خودش باشه، دیگه به پرخوری برای آروم شدن نیازی نداره.
🎯 اگه میخوای از ریشه با پرخوری عصبی خداحافظی کنی…
بدون اغراق، سالهاست که خیلی از افراد با بولیمیا، پرخوری عصبی و اضافهوزن مزمن درگیرن، اما فقط درصد کمی واقعاً راه نجات رو پیدا میکنن.
چرا؟
چون بیشتر راهحلها فقط میان روی سطح زخم چسب میزنن… در حالیکه درد، زیر پوستهی ذهن پنهانه. 🧠💭
💡 واقعیت اینه که رهایی از بولیمیا و چاقی با اراده و رژیم ممکن نیست. تو باید از جایی وارد بشی که پرخوری در مغز برنامهریزی شده…
🧩 دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً برای همینه!
ما تو این دوره کاری به رژیم و کالریشماری نداریم. کاری با تقویم وعدههای غذایی هم نداریم.
ما میریم سراغ مغز… همون جایی که فرمان «بخور، چون ناراحتی» صادر میشه!
در این دوره:
🔸 با ساختار ذهنی پرخوری آشنا میشی
🔸 یاد میگیری چطور جلوی صدور فرمان پرخوری رو بگیری
🔸 ورودیهای ذهنیت رو مدیریت میکنی
🔸 اشتهای واقعیت رو از اشتهای عصبی جدا میکنی
🔸 و کمکم با خودت، بدنت و ذهنت آشتی میکنی…
💖 چون تو شایستهی آرامشی هستی که نیاز به پرخوری نداشته باشه.
📌 اگر آمادهای که یادگیری رهایی از بولیمیا و چاقی رو شروع کنی، پیشنهاد میکنم همین حالا وارد دورهی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز بشی.
این دوره حاصل سالها تجربه، آموزش ذهنی و موفقیت هنرجوهایییه که بالاخره تونستن از شر بولیمیا و چاقی رها و لاغر بشن!
👉 مشاهده اطلاعات دوره و ثبتنام
✍️ تمرین آموزشی 📖
✍️ تمرین آموزشی برای رهایی از بولیمیا و چاقی 🍽️🧠
برای انجام مؤثر این جلسه:
📌 ابتدا محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید،
🎥 سپس ویدیوی آموزشی را تماشا نمایید،
📝 و در نهایت به سؤالات مطرحشده در ادامه پاسخ انشایی بنویسید.
این تمرین ذهن شما را از چرخهٔ بولیمیا و چاقی نجات میدهد.
🧠 سوالات تفکربرانگیز برای نوشتن در بخش نظرات 💬
- 🔄 به نظر شما بین احساس و رفتار چه ارتباطی وجود دارد؟ آیا با تغییر احساس، رفتار هم تغییر میکند؟ با ذکر مثال توضیح دهید.
- 💭 ارتباط افکار با رفتارهایی که در ما احساس چاقی ایجاد میکنند چیست؟
- 😵 تعریف شما از «پرخوری عصبی» چیست؟
- 🗯️ اگر فکر میکنید دچار پرخوری عصبی هستید، درباره رفتارهای غذایی خود هنگام عصبی شدن بنویسید.
- 🌱 از زمانی که با «لاغری با ذهن» آشنا شدهاید چه تغییری در احساس و رفتار شما ایجاد شده است؟
- 🌟 آموزشهای ذهنی چگونه کمک میکنند با احساس خوب، رفتار خوب و در نتیجه اندام متناسب زندگی کنید؟
- 🎬 برداشت شخصی خود از ویدیوی آموزشی را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.
- 📝 چه نکاتی در ویدیو گفته شد که لازم است بهعنوان تمرین شخصی انجام دهید؟
- 📋 یک تمرین شخصی از محتوای ویدیوی آموزشی طراحی کنید و در بخش نظرات بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.93 از 73 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و تمامی همراهان مسیر تناسب فکری
بولیمیا و چاقی
وقتی پر خوری عصبی مانع لاغر شدن میشه
بحث بسیار جالب و اساسی در مورد چاقی است که اکثر ما گرفتارش هستیم و داریم با این مسئله دست و پنجه نرم میکنیم
افکار ما احساسات مون رو میسازه احساسات ما رفتارمون رو تشکیل میده و رفتار ما به جسم ما شکل میده
وقتی افکار پریشان داریم مغز برای ما دستور پرخوری صادر میکنه و ما قادر نیستیم که از این دستور سرپیچی کنیم
پس پرخوری میکنیم بعدش دچار عذاب وجدان میشیم و بعد از اون ضعف بدن مارو میگیره و بار دیگه پرخوری میکنیم و این چرخه معیوب پرخوری آنقدر ادامه داره و ما بیاراده مشغول پرخوری میشیم و محصول این پرخوری چاقی و عدم اعتماد به نفس است که همش خودمون رو سرزنش میکنیم و به خودمون میگیم بیعرضه هستی و بی اراده
در نتیجه حال دلمون خراب و مشغول پرخوری میشیم ترشح هورمون کورتیزول انجام میشه و متابولیسم بدن پایین میاد و بدن دچار چاقی میشه
ذهن ما متوجه نمیشه ما رژیم گرفتیم وبخاطر رژیم کم خوری میکنیم فکر میکنه بدن ما دچار قحطی شده و بنابراین دستور ذخیره چربی میده بجای اینکه لاغر شیم چاق میشیم
حالا سوالی در اینجا مطرح میشه که آیا بولیمیا یا پرخوری عصبی درمان داره؟
خبر خوب اینکه بله
ماجرا برمیگرده به قبل از دستور پرخوری
اما چگونه؟
اینکه اختیار افکار خودمون رو بدست بگیریم
چطوری؟
اخبار رو پیگیری نکنیم و با آدمهایی که همش منفی فکر میکنندو منفی حرف میزنند ارتباط برقرار نکنیم
ممکنه کسی بگه من اخبار رو از رادیو و تلویزیون پیگیری نمیکنم اما از رسانه های دیگه پیگیری کنه که چقدر اقلام گرون شده ویا کمیاب شده
نتیجه ش چی میشه ؟اینکه دچار اضطراب و استرس میشه هورمون کورتیزول ترشح میشه و پرخوری میکنه
پیگیر این گونه خبرها نباشیم
اگه اینجوری عمل کنیم نه اینکه اون اقلام ارزون بشه ،نه اینجوری نمیشه اما ما خودمون رو درگیر این گرانی نکردیم ودچار پر خوری عصبی نشدیم
بلاخره یه جوری پولش رو هم تهیه میکنیم
نتیجه ش اینکه بیخودی استرس نمیکشیم
استاد مثالی زدند که وقتی وارد ساختمان مادر مرحومشون میشن همش در ذهنشون میگن حیف شد مادر رفت کاش الان مادر بود و در گیر این فکرا میشن نتیجه ش این میشه که فایلی رو که میخواستن ضبط کنند رو موفق نمیشن تهیه کنند
اما با تغییر افکار میتونیم افکار خودمون رو بدست بگیریم و از زمانی که داریم بهترین استفاده رو ببریم ودجار یاس و نومیدی نشیم
ذهن ما تمایل به فکرهای ناراحت کننده داره یعنی تم ما ناراحتیه
اگه بتونیم این فکرامون رو تغییر بدیم آنوقت احساسات بدی نداشته میشیم و دچار پر خوری عصبی نمیشیم
وقتی ذهن ما میره سمت فکرای ناراحت کننده باید فکرمون روتغییر بدیم و ببریم روی یه موضوع دیگه
اینجوری ذهنمون رو از مسیر یاس و نامیدی به تلاش کوشش سوق میدیم
اگه فکرر میکنی پرخوری عصبی هستی، درمورد رفتارهات بنویس.
پرخوری عصبی خیلی کم دارم اونقدر که میشه گفت ندارم. ۹۹ درصد مواقع اعصابم ارومه. بلکه بمب انرژی و انگیزا و شادی هستم.
فقط موقعی پرخوری میکنم که از اموزشا دور میوفتم.
اگه بخوام بگم تو این موقعیت رفتارم چطور میشه، هر چی دم دست ببینم برمیدارم. با اینکه میدونم گرسنه ام نیست.
رفتار بعدی اینکه بشقابم رو پر میکنم. حس میکنم سیر نمیشم. تو خونه دو مدل بشقاب برای پلو داریم میرم سراغ ظرف بزرگه.
رفتار بعدی اینکه زیاد غذا درست میکنم. ظرف سالادو پر میکنم. پیمانه برنج زیادتر میریزم همش فکر میکنم کم میاد. ذهن از چه طریقا منطق میاره! مثلا میگه بشقاب کوچیکه رو برندار بابا دوس نداره. حالا که بزرگ برداشتی برای همه بردار ظرفا یکسان باشه. بشقاب بزرگه بهتره جا داره پلو از گوشه هاش نمیریزه.
تعریفت از پرخوری عصبی چیه؟
وقتی باورای چاقی دارم، خوردن حس خوبی میده. پس وقتی عصبانی میشم و حال خوبی ندارم، میخورم تا بهتر شم. ولی خب مسکنه…تازه بعدش سرزنش میکنم خودمو که ای بابا چرا جلوی خودتو نگرفتی. بیا چاق تر شدی رفت!
دقت کردم وقتی ذهنمو اصلاح کردم و باورای چاق کننده رو کمرنگ کردم، اولاش به محض ناراحتی، به ذهنم میاد برو غذا بخور. با خودم میگم نه بابا بعدش فشار به معده ام میاد حال بدی داره. در عمل هم دستم به غذا نمیره. به مرور که باورای لاغریم قوی تر میشه با خودم میگم غذا خوردن با شکم سیر لذت نداره. مزه اش به چشمم نمیاد. عطرش برام از بین میره.
ارتباط افکار با رفتارهایی که در ما حس چاقی میکنن چیه؟
چه رفتار هایی در من حس چاقی بوجود میارن؟
تو ذهنم تنها پرخوری هست که چاق کننده ست.
وقتی به چاقی بیشتر توجه میکنم، حس میکنم پرخوریم بیشتر میشه. اونم بخاطر حس ناراحتی که قبلش تو من بوجود اومده.
خیلی جالبه…
فک کن از چاقی خوشت نمیاد
فکر میکنی پرخوری باعث چاقیت میشه
اما یه روز حواست به چاقیت میره و میگی اه چه زندگیه! اما میری سراغ پرخوری کردن! بجای اینکه ازش دست بکشی و چاقی رو شکست بدی.
یه سری رفتارهایی که فکر میکنیم چاق کننده هستن اما در حقیقت نیستن. وقتی از چاقی حرص میخورم و بهش توجه میکنم، سراغ اون رفتارا میرم. بعدش حس چاق تر شدن، باز رفتارا و ادامه ی چرخه.
بنظرت بین احساس و رفتار چه ارتباطی وجود داره؟
ایا با تغییر احساس رفتار هم عوض میشه؟ مثال بزن
وقتی حسم خوبه، بدنم خسته نمیشه و مدت طولانی مشغول کارم.
وقتی حسم سر صبحی خوبه، حتی سرعت از رخت خواب پاشدنم و هوشیار شدنم بیشتره.
وقتی حسم خوبه، دوس دارم تمیز کاری کنم.
وقتی حسم خوبه، حتی انتخاب هام فرق میکنه. مثلا گلدون رنگ روشن انتخاب میکنم. بجای دکوری مصنوعی سراغ طبیعی هاش میرم.
حسم که بده، راه رفتنم شل و وله، غذا رو سریع درست میکنم سلیقه بخرج نمیدم، کار های مفید رو پشت گوش میندازم و لغوشون میکنم. دقیقا دست بکارهاییمیزنم که نابودم میکنه.
اینو در دیگران دیدم. وقتی حس حسادت دارن، دست به رفتارهای متفاوت میزنن. مثلا برنامه میریزن و کارهایی میکنن طرفو حرص بدن. طرفی که بهش حسودی میکنن رو زیر نظر میگیرن. عجیب متعهد هم میشن.
جالبه وقتی حسم خوبه، آهسته راه میرم، آهسته وسایل رو لمس میکنم، حس میکنم انگشتام سبک و ظریف شده. آروم صحبت میکنم.
وقتی حس بد دارم، حس میکنم اوضاع همه چی خرابه پس آب از سر گذشته و اگه کارای مخرب بکنم اشکال نداره. مثلا میگم منکه اضافه وزن که دارم، بذا یه بشقاب دیگه هم بکشم طوری نمیشه.