0

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری پایدار (گام ۱۳۳)

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری
اندازه متن

تو هم مثل خیلی‌ها بارها تلاش کردی وزن کم کنی ولی نتیجه دلخواه نگرفتی؟ 😞

شاید مشکل فقط رژیم و ورزش نبوده، بلکه ریشه‌اش توی ذهنته! باورها و خاطراتی که درباره چاقی داری، مثل سنگی بزرگ روی دوشت سنگینی می‌کنن و مسیر لاغری رو سخت می‌کنن. 😔

اما خبر خوب اینه که با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری می‌تونی این سنگ رو برداری و راهی تازه برای رسیدن به تناسب اندام پیدا کنی. 🌱

چرا ذهن ما پر از خاطرات چاقی است؟ 🧠

ذهن انسان مثل یک آرشیو بی‌نهایت بزرگ و جادویی است که هر تجربه‌ای را با تمام جزئیاتش ثبت و ذخیره می‌کند؛ حتی خاطرات کوچکی که شاید اصلاً فکر نکنیم تاثیری روی زندگی روزمره‌مان دارند.

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری

این یعنی ذهن ما مثل یک کتابخانه‌ی بزرگ است که هر لحظه و هر اتفاق را نگه می‌دارد و روی تصمیمات و رفتارهای ما تاثیر می‌گذارد. 🧠✨

برای افرادی که اضافه وزن دارند، این آرشیو ذهنی پر شده از خاطراتی است که مربوط به چاقی و تلاش‌های گذشته‌شان برای لاغر شدن است.
خاطراتی مثل شکست‌های متعدد در رژیم‌های سخت 🥗🚫، روزهای ناامیدی و خستگی 😞😓، و البته برگشت مکرر به وزن قبلی 🔄⚖️.

این خاطرات وقتی در ذهن ما تکرار می‌شوند، نقش یک سد بزرگ را بازی می‌کنند و جلوی پیشرفت و موفقیت ما را می‌گیرند.

هر بار که تلاش می‌کنیم و نتیجه نمی‌گیریم، ذهن ما تصویری از آن شکست را ذخیره می‌کند و این تصویر مثل یک چراغ قرمز 🚦 هشدار می‌دهد که می‌گوید: «دوباره نمی‌شود» 🚫، «من نمی‌توانم لاغر شوم» 🙅‍♂️ یا «همیشه چاق می‌مانم» 🐘.

این چرخه‌ی تکراری و خسته‌کننده باعث می‌شود هر بار که تصمیم می‌گیریم دوباره مسیر لاغری را شروع کنیم، ذهن‌مان با ترس 😰، نگرانی 😟 و خاطرات شکست‌های گذشته پر شود و انگیزه و اشتیاق‌مان به شدت کاهش یابد. 😞💔

خاطرات لاغری

تاثیر خاطرات و باورهای ذهنی بر لاغری 🧠💭

خاطرات چاقی فقط یادآور شکست‌های گذشته نیستند؛ آنها مثل چراغ‌های هشدار در ذهن ما عمل می‌کنند که مستقیم روی رفتارها و تصمیمات‌مان تاثیر می‌گذارند.

وقتی به یاد می‌آوریم که بعد از یک پرخوری چقدر احساس بدی داشتیم، یا رژیم‌مان شکست خورد، این خاطرات مثل یک تله ذهنی عمل می‌کنند.

مثلاً بعد از یک پرخوری احساس عذاب وجدان می‌کنیم 😔، قول می‌دهیم که دیگر این کار را نکنیم، اما چون این خاطرات پرخوری و شکست در ذهن‌مان ثبت شده، دفعه بعد خیلی راحت‌تر دوباره به همان رفتارهای قبلی بازمی‌گردیم.

این چرخه باطل 🔄 انگار ما را در دام خود می‌اندازد و خیلی سخت می‌توانیم از آن رهایی پیدا کنیم.

چرا تغییر باورهای ذهنی برای لاغری ضروری است؟ 🔑🧠

ببین، خیلی از ما فکر می‌کنیم اگر فقط رژیم بگیریم یا ورزش کنیم، حتماً لاغر می‌شویم و این موضوع فقط به تلاش فیزیکی ربط دارد. اما واقعیت این است که این فقط نصف داستان است!

تمرکز صرف روی رفتارهای ظاهری مثل رژیم گرفتن یا ورزش کردن معمولاً ما را به نتیجه‌ای کوتاه‌مدت می‌رساند.

چرا؟ چون همان خاطرات ذهنی و باورهای قدیمی هنوز در ذهن‌مان فعال هستند و مثل یک نیروی مخفی، بعد از مدتی دوباره همان رفتارهای قدیمی و ناسالم را به وجود می‌آورند. 🌀

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یعنی اینکه ریشه‌ای و عمیقاً در ذهن‌مان دست ببریم و طوری برنامه‌ریزی کنیم که رفتارهای جدید و سالم‌تر به شکل طبیعی و خودبه‌خود در زندگی ما جایگزین شوند. 🌱✨

وقتی باور کنیم که می‌توانیم لاغر شویم و سلامتی را انتخاب کنیم، ذهن ما خودش شروع به هدایت ما به سمت انتخاب‌های بهتر و سبک زندگی سالم‌تر می‌کند.

این یعنی دیگر لازم نیست با خودمان دائم جنگ و جدل داشته باشیم، مجبور نباشیم به زور رژیم بگیریم یا زورکی ورزش کنیم.

ذهن‌مان به شکلی نرم و آرام مسیر موفقیت را باز می‌کند و ما را به سمت اهداف‌مان می‌کشاند. 🎯🌈

پس اگر واقعاً می‌خواهی نتیجه‌ای بلندمدت و ماندگار داشته باشی، تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را در اولویت قرار بده.

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری

۷ راهکار کلیدی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯

تغییر باورهای ذهنی مثل بازسازی یک باغ پر از گل‌های رنگارنگ 🌷🌼 هست که باید هر روز بهش رسیدگی کنی تا شکوفا بشه. هر قدم کوچیکی که برمی‌داری، تو رو به هدف لاغری پایدار و ذهنی سالم‌تر نزدیک‌تر می‌کنه 💪🧠.

در ادامه این ۷ بخش جذاب و کاربردی رو می‌بینی که مثل چراغ راهنمای مسیر تو برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری عمل می‌کنن 🚦🌟.

۱. آگاه شدن به باورهای محدودکننده ✍️

اولین قدم برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری این است که باورهای منفی و محدودکننده‌ای که درباره لاغری و وزن داری را شناسایی کنی.

مثلاً ممکن است باور داشته باشی: «من همیشه چاق می‌مانم» یا «من اراده کافی برای لاغری ندارم». نوشتن این باورها کمک می‌کند که آنها را از ذهن ناخودآگاه بیرون بکشی و روی آنها کار کنی.

۲. جایگزینی باورهای منفی با افکار مثبت 💪✨

وقتی باورهای منفی را شناختی، وقت آن است که آنها را با افکار مثبت جایگزین کنی.

برای مثال به جای «نمی‌توانم لاغر شوم» بگو: «من هر روز قدم کوچکی برای لاغر شدن برمی‌دارم و موفق می‌شوم.» این جملات تاکیدی را هر روز با تمرکز و احساس بگو تا باورهای جدید در ذهنت شکل بگیرند.

۳. تصویرسازی ذهنی موفقیت 🖼️🌟

تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری است.

هر روز چند دقیقه خودت را تصور کن که به وزن دلخواهت رسیده‌ای، لباس‌های مورد علاقه‌ات را می‌پوشی، احساس سبکی و شادی می‌کنی. این تصاویر ذهنی به مرور باورها و احساسات مثبت را در تو ایجاد می‌کنند و به رفتارهای سالم هدایتت می‌کنند.

۴. استمرار در تمرین‌های ذهنی ⏳📅

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک روند زمان‌بر است و نیاز به تمرین روزانه و مداوم دارد.

مثل ورزش و یادگیری یک مهارت جدید، هر روز باید زمان مشخصی را به تمرین ذهنی اختصاص دهی تا ذهن‌ات کاملاً با باورهای جدید هماهنگ شود.

۵. نوشتن خاطرات و احساسات 📝💡

نوشتن درباره خاطرات چاقی و احساسات مرتبط کمک می‌کند بار منفی آنها کاهش یابد و ذهن برای تغییر آماده شود.

یک دفترچه داشته باش و خاطرات، ترس‌ها و نگرانی‌های خود را بنویس. سپس سعی کن درباره راه‌های مقابله با آنها فکر کنی و راهکار بنویسی.

۶. ارتباط با افرادی که مسیر مشابهی را رفته‌اند 🤝❤️

دیدن و شنیدن داستان‌های موفقیت دیگران باعث می‌شود باور کنیم که ما هم می‌توانیم تغییر کنیم.

عضویت در گروه‌ دورهمی لاغری با ذهن در تلگرام، دنبال کردن افراد موفق در بخش نظرات سایت تناسب فکری و شنیدن تجربیات آنها برای انگیزه دادن به خودمان خیلی مهم است.

۷. صبوری و مهربانی با خود 🎉🌷

فراموش نکن که تغییر باورهای ذهنی برای لاغری فرایندی زمان‌بر است و هر کس با سرعت خودش پیش می‌رود.

نباید از خودت انتظار داشته باشی یک شبه همه چیز تغییر کند. هر قدم کوچک را جشن بگیر و به خودت برای تلاش‌هایت افتخار کن.

این ۷ بخش مهم پایه‌های اصلی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را تشکیل می‌دهند.

با تمرین مستمر و توجه به هر یک از این مراحل، می‌توانی گام به گام باورهای قدیمی و محدودکننده را کنار بگذاری و باورهای جدید و مثبت بسازی که مسیر لاغری را هموارتر و پایدارتر می‌کنند. 🌟🚀

جمع‌بندی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯🧠

دوست خوبم، الان که مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو بهتر شناختی، باید بدونی که این تغییر، کلید طلایی رسیدن به وزن ایده‌آل و حفظ اون برای همیشه است. 🔑🌟

چرخه‌ی شکست‌های گذشته که باعث ناامیدی و دلزدگی شده بود، به‌طور کامل شکسته می‌شود و مسیر جدیدی برای رسیدن به لاغری پایدار برات باز میشه. 🚀💖

اما مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک فرآیند زمان‌بر و مستمر است که نیاز به آموزش دقیق، تمرین منظم و حمایت دارد.

استفاده از دوره پیشرفته لاغری با ذهن برای تغییر باورها به تو کمک می‌کند تا این مسیر را سریع‌تر، لذت‌بخش‌تر و موثرتر طی کنی.

در این دوره، با تکنیک‌های علمی و تمرینات تخصصی آشنا می‌شوی که باورهای قدیمی و محدودکننده را جایگزین باورهای قدرتمند و مثبت می‌کنند.

با تمرین‌های ساده و گام‌به‌گام، اشتیاق و انگیزه‌ات برای ادامه مسیر بالا می‌رود و تغییرات واقعی و پایدار در ذهن و جسم‌ات شکل می‌گیرد. 🌱✨

پس از امروز، با آگاهی کامل، اشتیاق فراوان و پشتکار مسیر لاغری را با آرامش و انگیزه ادامه بده.

فراموش نکن که تو شایسته‌ی بهترین نسخه از خودت هستی و با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری، می‌توانی به آرزوهای‌ات برسید. 🌈💪

📝 سوالات تمرینی برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 💡

  1. محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید و به شباهت عملکرد خود با آنچه شرح داده شده است توجه کنید. 👀
  2. محتوای آموزشی را با دقت گوش کنید و نکات مهم را یادداشت کنید. 🎧📝
  3. درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید؛ چه خاطره‌ای از چاق شدن و چاق‌تر شدن دارید؟ 🧠💭
  4. تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاق‌تر شدن بنویسید. 😞📉
  5. خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد می‌کند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما به وجود می‌آورد؟ ❤️‍🔥✨

💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🤗

خیلی دوست دارم تجربه‌ها و احساسات خودت درباره تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو در بخش نظرات با من و دیگر دوستان به اشتراک بذاری.
هر چقدر بیشتر درباره این مسیر حرف بزنیم و حمایت کنیم، انگیزه‌مون برای ادامه راه قوی‌تر می‌شه. 🤝💖
پس حتماً نظر و سوال‌هات رو با من مطرح کن، اینجا جای یادگیری و رشد مشترک ماست! 🌟👥

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.79 از 95 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11589
162 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۲ ۰۱:۰۲
      مدت عضویت: 2416 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 301 کلمه

      روز ۳۸ تکرار
      سلام وقتتون بخیر
      من یه قراری با خودم گذاشتم که فایلهارو گوش بدم،تمریناتشو انجام بدم وحتما حتما باهاشون زندگی کنم ،یعنی هر چی یاد میگیرم عملیش کنم ،ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است،یعنی الان یاد گرفتم سیر شدم دست بکشم از خوردن،حالا اون غذا میخواد قرمه سبزی باشه که مورد علاقمه یا یه غذای عادی باشه و واقعا دارم انجام میدم ،البته خیلی وقته مهمونی نرفتم ولی حتما تو اون موقعیت هم میتونم خودمو کنترل کنم ووقتی سیر شدم تمامش کنم ،من خیلی مشکلی با این موضوع ندارم ،بدلیل اینکه قبلا هم پرخور نبودم ،ولی الان همون ۲قاشق اضافه رو هم نمیخورم ،غذاهای زیادی هستن که من ازشون خاطره دارم ،قبلا با دوستم همش حرف غذا میزدیم،منم همیشه در حال پختن غذاهای بسیار پر رنگ و لعابی بودم وعکسشو میفرستادم واسش ومیگفتم آماده باش برای خوردن این غذای خوشمزه ،تنها تفریحمون ،خوردن خوراکی های متفاوت بود ،البته که من کم میخوردم ،ولی با اینحال منم تو این ۱سال اخیر چاقتر شده بودم،،،از زمانیکه تو دوره شرکت کردم دیگه از اون غذاهای لذیذ کمتر درست کردم واگرم درست کردم ،عکسشو نفرستادم،از غذا ومزه ش تعریف نمیکنم ،به دوستمم گفتم زیاد از غذا حرف نزنه ،،بقول استاد باید هرچی یاد میگیریم تو زندگیمون اجراش کنیم

      یکی از مواردی که الان یادم اومد این بود که ،من همیشه از بچگی به خوش خوراکی معروف بودم ومادرم به خواهرام میگفت از فریده یاد بگیرید سنگ هم بهش بدی میخوره،و من همیشه آماده خوردن هر چیزی ،حتی بدمزه بودم که حرف مادرم وبقیه رو تایید کنم واونا از من خوششون بیاد
      ناخنک زدن به غذا وخوراکی که عادت شدیدم بود این عادت از مامانم زیاد دیدم وهنوزم میبینم ،الان گاهی واسم پیش میاد که یچیزی دهنم بذارم یدفعه یادم میاد وبعضی اوقات اون خوراکی از دهنم در اوردم ونخوردم،این روزا آگاهتر شدم به رفتارهای قبلیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۴ ۲۲:۲۳
      مدت عضویت: 2416 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,100 کلمه

      ‌گام ۱۷

      سلام دوستان و استاد عزیز وقت بخیر

      دقیقا تو ذهن من هم تصاویر شکست و چاق شدن های مکرر ثبت شده،شاید من ۳۰ بار رژیم های سخت گرفته باشم از ۱ کیلو تا ۳۰ کیلو وزن کم میکردم به محض اتمام رژیم وزنم مثل عقربه ساعت برمیگشت سرجای اولش و روز از نو دوباره شروع میشد و من بدنبال یه رژیم دیگه ای بودم،
      من هنوز فایلو گوش نکردم فقط چند خط اول مقاله رو دارم میخونم،به چه نکته مهمی اشاره کردید استاد ،در اینکه شکی نیست که من تصویر چاقی از خودم داشتم و هنوزم کامل از بین نرفته و دارم ، ولی اینکه تصویر های شکست های متفاوت از من قدیم ،مثل دیوار خرابی ،باعث میشه ،جلوی رفتن منو بسمت هدفم بگیره و سرعت منو کند کنه ،این چند مدت که من احساس میکردم سایزی کم نکردم با اینکه در دوره هستم ولی منفی بافم مدام بهم میگفت دیدی تو بیشتر از سایز ۴۲ نمیتونی کم کنی،،مدل بدنت اینجوریه ووووووو 
      و منم گاهی احساسم بد میشد و شاید بعضی اوقات تسلیم حرفاش میشدم ،، با اینکه من همچنان در مسیر هستم و خواهم بود،الان که این مطلبو عنوان کردید با خودم فکر کردم ،گفتم فریده تو حداقل ۳۰ بار رژیم گرفتی و وزن کم کردی و مجدد برگشته ،حالا فریده قبلی یک خانمیه با یک عالمه تصویر شکست که تا میخواد و تصمیم میگیره که لاغر بشه ،لاغر میشه ولی مجدد چاق میشه 
      ،پس این یک کدی در وجود منه که منو تا مرحله ۳۰ کیلو کم کردنه هم میبره ولی تو اون وزن نمیمونه ،براش استیبل بودن در وزن پایین تعریف نشده ،حالا باید روی این باور قوی کار کنم ،که عزیز من ،اون شخصیت قدیمت بود،الان تو هیچ ربطی به گذشته ت نداری،اون روش ها اشتباه بودن،فقط روی جسم من کار میکردن ولی الان دارم ریشه هارو ترمیم میکنم ،و انقدر با خودم صحبت کنم که مسیر ذهنیم بسمت تناسب اندام و موندگاری در لاغر شدن بمونه ،،یعنی من یک تصویر چاق از خودم دارم و یک تصویر شکست که هر دو بهم وصل هستند،به محض اینکه شروع به لاغر شدن میکنم و یه مدتی ازش میگذره کد دوم شروع به فعالیت میکنه ، مثل مین یا بمبی که منفجر بشه و یه باور دیگه ای که در خودم شناسایی کردم ،اینه که من فکر میکنم و حتما باور هم دارم که لاغری از من خیلی فاصله داره و ذهنم مرتب به من میگه حالا حالا طول میکشه تا تو به سایز ۳۸ برسی و من خودمو تو این سایز خیلی دور میبینم،انقدر دور که مثل یه مورچه دیده میشم و باید روی این مسئله هم کار کنم که قرار نیست یه تایم طولانی زمان ببره،کافیه من فقط انتخاب کنم که لاغر و متناسب باشم،یعنی اینهمه تو دوره هستم که فقط قوی و محکم بخوام، که لاغر بشم،بدلیل اینکه سالها پیش برای من لاغر بودن خطرناک تعریف شده و من هنوز از ته وجودم نپذیرفتم که میتونم لاغر بشم، بقول یکی از اساتیدم در کلاس علم ثروت میگه ،بچه ها اینهمه که شما تو دوره هستید فقط مال اینه که شما انتخاب کنید ثروتمند باشید چونکه قبلا ثروتمند شدن برای شما خوب تعریف نشده و شما پذیرفتید که ثروتمند نباشید و ترسیدید،الان هم فقط کافیه من قانع بشم که لاغر شدن خیلی بهتر از چاق بودنه ،نیازی به زمان خیلی زیاد نیست، و باید در این مسیر بمونم تا بتونم ذهنیت های جدیدی بسازم که به لاغر شدن من رضایت بدن و من آزاد و رها بشم از تمام آنچه به من آموختند،انگار دست و پای منو به زیر قایقی بستن و با شناسایی هر کدوم از فرمول های مخرب ،بندی و زنجیری از دست و پای من باز میشه و اون زمانیکه همه زنجیرها باز بشن تازه من آزاد میشم و میتونم بیام بسطح آب و نفسی تازه کنم،

      ،شنیدن ،گوش دادن و فهم و درک این مطالب هم تکامل میخواد،شاید این فایلو یا بعضی از فایلهارو من چندین بار پارسال تا الان گوش کردم ولی چونکه الان جور دیگه ای درکشون میکنم یدفعه یه کدی تو ذهنم باز میشه و یه قدم جلوتر میرم ،خب الان هم که ۱۳ ماهه در حال گوش کردن و ساختن جاده سلامتی و تناسب هستم ،در حال ثبت خاطرات لاغری هستم ،پس با موندن در مسیر ،،خاطرات لاغری من بیشتر وبیشتر میشه و جای خاطرات چاقیه منو پر میکنه ،گاهی وقتی به چاقی قبلی خودم فکر میکنم احساس میکنم کیلومتر ها از اون موقعیت دور شدم ،

      واقعا با مطلع شدن پروسه لاغری با ذهن به آرامش بیشتری میرسم و مطمئن تر میشم که من در مسیر درست هستم و بلخره به هدفم میرسم و این بمن آرامش میده،

      خاطرات چاقی زیادی دارم که حتی فکر کردن بهشون هم ناراحتم میکنه که چه مسیر دلهره آوریو طی کردم و هم خوشحالم که دیگه خبری از اون خاطرات زشت وجود نداره و خیالم راحت میشه ،،بدترین خاطره من ،تنفر خودم از خودم بود که سالها در کنار خودم لذت نبردم ،اصلا خودمو دوست نداشتم و زمان هاییکه چاقتر میشدم حتی به خودم نگاه هم نمیکردم و بیشتر ناسزا بود و بد وبیراه و نق و گلایه به خدا و پدر ومادرم وشکایت ،در خانواده و فرهنگ اون موقع ما ،ارزش آفرینی روی مواردی بود که من از اونها بی بهره بودم، دختر در خانواده ما باید سفید،قد بلند،زیبا،چشم درشت،خوش هیکل،تحصیل کرده ،هنرمند ووووو میبود که من در خیلی هاش کمبود داشتم پس از بچگی احساس ارزشمندی نمیکردم ،پس هم چاق بودم هم عزت نفسم تخریب شد که در پی اون اعتمادبنفسمم پایین اومده بود،وقتی تصویر قشنگ و توانمندی از خودم نداشتم ،شکستم حتمی بود،چاقی من بمن خیلی آسیب زد،خجالتی شدم،غمگین بودم،اجازه میدادم همه بهم توهین کنن ،لباس های قشنگی نمیتونستم بپوشم که اونم خودش پروسه دردناکیو داشت ،سنمو بالاتر نشون میداد،سرزنش میشدم،مسخره میشدم ،احساس میکردم کسی از من خوشش نمیاد،حرفی برای گفتن نداشتم و میتونم تا چندین صفحه از خاطرات بدش بگم ،

      تنها چیزی که در وجود من نبود امیدواری در ثبات وزنم

      دیگه برام طبیعی شده بود رژیم ،ورزش، کم کردن وزن و مجدد چاقی ،ترس از خوردن اذیت کننده بود،خلاصشو بگم زندگی نکردم ،

      خاطرات چاقی احساس بد بودن،کافی نبودن،زشت بودن،خپل بودن،بی مزه بودن،تنبل بودن،دوست نداشتنی بودن،گنده بودن،پیر بودن،مشخره شدن،تخریب شدن،کوچیک شدن ،حال بد ،بیماری،پادرد،کمردرد،دیسک کمر،بی تحرکی،پرخوری،بدترکیب بودن،خجالتی بودن،بی اعتمادبنفس بودن،عزت نفس داغون ،طرد شدن،تنها شدن،لباس تنگ،لباس تیره،فقط شلوار وفقط شلوار ،پنهان کردن،گذاشتن کوسن مبل روی برآمدگی شکم،پنهان شدن پشت آدم ها برای عکس گرفتن،فرار از آینه ووووووو

      و فکر کردن به تناسب اندام با بدن سفت یعنی ،حال خوب،احساس خوب ،کوچیک بودن،تند و فرز،چابک بودن،قشنگ بودن،لباس رنگی،لباس کوتاه،دامن کوتاه،شلوارک،سفرهای خاطره انگیز،خیال راحت،اجتماعی بودن،اعتمادبنفس بالا،عزت نفس قوی،دوست داشتنی بودن،توانمند بودن،خوردن زیبا و با کلاس،عکس گرفتن،خندیدن،شاد بودن،آرامش،برنده بودن،سلامتی،جوانتر شدن،با مزه بودن،پر تحرک بودن،سبک بودن،زیبایی،کافی بودن،احساس قدرت،امیدواری و لذت و تفریح با خیال راحت  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۴ ۲۰:۴۹
      مدت عضویت: 2416 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 660 کلمه

      روز ۳۸ تکرار 

      سلام و درود به همران عزیز و استاد گرامی

      لاغری با ذهن و تاثیر خاطرات

      قبلا پر بودم از خاطرات چاقی ،از غم هاش ،از حسرت نخوردن ها ،از سرزنش و حال بدی ها ووو که انقدر زیاد بودن که تمام زندگی منو در بر گرفته بودن و دلم نمیخواد مرورشون کنم 

      و خدارو شکر الان زیاد به یادشون نمیارم یعنی خیلی در دسترس ذهنم نیستن چونکه بهشون توجه نمیکنم و بهشون نمیپردازم ،گاهی که در سایت مینویسم به یاد میارم 

      تصاویر شکست های پی در پی از مسیرهای رفته در منهم خاطراتی از ناتوانی بجای گذاشته بود که الان قدم به قدم در حال پاکسازی اونها هستم 

      در تمام مدتی که در رژیم بودم ترس از چاقتر شدن داشتم چونکه مغزم پر بود از عوارضش و یک لحظه هم احساس آرامش نداشتم مطمئن بودم انتهای اون مسیر به کجا میرسه 

      الان کاملا متوجه شدم که افکار جدید در من رفتارهای جدید رو آفرینش کردند، اون ولعی که دیگه وجود نداره ، احساس ارزشمندی که در من زیاد شده ،اینکه خودمو محق میدونم که باید زندگی با کیفیتی داشته باشم ،بدن زیبایی داشته باشم ،این افکار باعث رفتارهایی در من میشن که مسیر من از ریل قبلی بشدت جدا میشه و وارد دنیای جدیدی میشم و تا الان هم خدارو شکر وارد شدم و دارم از زندگی جدیدم لذت میبرم 

      اصلا انگار یادم رفته من در  قدیم چجوری زندگی میکردم ، چقدر رنج میبردم ،الان هیچ ناراحتی نیست ،مثلا صبح که گرسنه میشم صبحانه مورد علاقمو میخورم بدون اینکه بترسم ، امروز رفته بودم زیر بارون پیاده روی و همچنین  صحبت کردن در مورد قوانین با خودم ،وقتی برگشتم گرسنه شده بودم یه دونه خرمالو و گلابی خوردم تا یکمی گرسنگیم رفع بشه و  نهارمو  آماده کنم ،نهارمو براحتی خوردم ،غروب هم چند تا دونه کرانچی خوردم با ۲ تیکه کدو ،هر وقت هم گرسنه بشم شام میخورم 

      قبلا شام خوردن جزء گناهان کبیره بود برای من و اگر میخوردم کلی عذاب وجدان داشتم و خودسرزنشی میکردم در انتها میباید چندین روز ورزش سنگین میداشتم و رژیم سختریو شروع میکردم ،فقط برای خوردن یک شام ،آخ که من چقدر رنج میبردم 

      الان با افتخار اعلام میکنم نزدیک به ۲ ساله در بیشتر  دوره های این سایت هستم و حتی یک شب هم نشده که بدون شام خوابیده باشم اونم هر شامی که دلم‌ خواسته ،برنج باشه،نون باشه ،کباب باشه ،نون و پنیر باشه و میتونم بگم ۵۰ درصد شام هامو در رستوران بودم ولی همچنان من دارم جمع تر میشم و این یعنی زندگی نرمال و طبیعی ،منم حق زندگی کردن نرمالو دارم 

      این روزها  دارم لذت میبرم از سبک جدید غذایی و رفتاریم، پر هستم از خاطرات لاغری و رفتاری ،تو این ۲ سال بارها شاهد گشاد شدن لباس هام بودم ،بارها بهم گفتن فریده لاغر شدی ،بارها خودمو تو آینه نگاه کردم و متوجه شدم جمع تر شدم ، متوجه شدم صورتم جوانتر شده ، چقدر آزادی خوردن دارم ،حق انتخاب دارم ،به هیچ عنوان مشکل رستوران رفتن و مسافرت و مهمونی رفتن ندارم 

      ترس از خوردنم تبدیل به حس قدرت و توانمندی شده ، حس متفاوت بودن دارم ،احساس میکنم درونم پر از گنجه که دارم حملشون  میکنم ، حس مهم بودن و خاص  دارم ، خودمو دوست دارم و هر روز چندین بار خودمو در آینه نگاه میکنم و به خودم افتخار میکنم ، از خودم راضی هستم ،از عملکردهام راضی هستم

      از خدا راضی هستم که منو هدایت کرد به مسیر صحیح، بدنم سالمتر شده ،سبکتر شده ، اعتمادبنفسم بالاتر رفته ،با خودم ارتباط بهتری دارم و به صلح رسیدم که من همینجوری عالی و شگفت انگیز هستم 

      و اگر مسیر لاغری با ذهنو خوب درک کنیم دیگه شک و تردید نخواهیم داشت و فقط به مسیرمون ادامه میدیم میدونیم که وقتی برسیم به مقصد استاد و خیلی از دوستان اونجا هستن و ما متوجه میشیم که رسیدیم به مقصدمون

      فکر کردن به لاغری احساس بینهایت زیبایی ست که الان هم در راه و مسیر رسیدن بهش هستم ،دارم لذت میبرم ، آرامش دارم ،شادترم ، آزادی دارم ،سالم و سلامتم و خدارو هزاران بار شکر میکنم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۹/۱۹ ۰۹:۵۲
      مدت عضویت: 2416 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 15 کلمه

      سلام دوست همراهم ،خدارو شکر همه در مسیر رشد هستیم ،براتون بهترین هارو آرزو دارم🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 14
گردونه هدایا گردونه هدایا