تو هم مثل خیلیها بارها تلاش کردی وزن کم کنی ولی نتیجه دلخواه نگرفتی؟ 😞
شاید مشکل فقط رژیم و ورزش نبوده، بلکه ریشهاش توی ذهنته! باورها و خاطراتی که درباره چاقی داری، مثل سنگی بزرگ روی دوشت سنگینی میکنن و مسیر لاغری رو سخت میکنن. 😔
اما خبر خوب اینه که با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری میتونی این سنگ رو برداری و راهی تازه برای رسیدن به تناسب اندام پیدا کنی. 🌱
چرا ذهن ما پر از خاطرات چاقی است؟ 🧠
ذهن انسان مثل یک آرشیو بینهایت بزرگ و جادویی است که هر تجربهای را با تمام جزئیاتش ثبت و ذخیره میکند؛ حتی خاطرات کوچکی که شاید اصلاً فکر نکنیم تاثیری روی زندگی روزمرهمان دارند.

این یعنی ذهن ما مثل یک کتابخانهی بزرگ است که هر لحظه و هر اتفاق را نگه میدارد و روی تصمیمات و رفتارهای ما تاثیر میگذارد. 🧠✨
برای افرادی که اضافه وزن دارند، این آرشیو ذهنی پر شده از خاطراتی است که مربوط به چاقی و تلاشهای گذشتهشان برای لاغر شدن است.
خاطراتی مثل شکستهای متعدد در رژیمهای سخت 🥗🚫، روزهای ناامیدی و خستگی 😞😓، و البته برگشت مکرر به وزن قبلی 🔄⚖️.
این خاطرات وقتی در ذهن ما تکرار میشوند، نقش یک سد بزرگ را بازی میکنند و جلوی پیشرفت و موفقیت ما را میگیرند.
هر بار که تلاش میکنیم و نتیجه نمیگیریم، ذهن ما تصویری از آن شکست را ذخیره میکند و این تصویر مثل یک چراغ قرمز 🚦 هشدار میدهد که میگوید: «دوباره نمیشود» 🚫، «من نمیتوانم لاغر شوم» 🙅♂️ یا «همیشه چاق میمانم» 🐘.
این چرخهی تکراری و خستهکننده باعث میشود هر بار که تصمیم میگیریم دوباره مسیر لاغری را شروع کنیم، ذهنمان با ترس 😰، نگرانی 😟 و خاطرات شکستهای گذشته پر شود و انگیزه و اشتیاقمان به شدت کاهش یابد. 😞💔

تاثیر خاطرات و باورهای ذهنی بر لاغری 🧠💭
خاطرات چاقی فقط یادآور شکستهای گذشته نیستند؛ آنها مثل چراغهای هشدار در ذهن ما عمل میکنند که مستقیم روی رفتارها و تصمیماتمان تاثیر میگذارند.
وقتی به یاد میآوریم که بعد از یک پرخوری چقدر احساس بدی داشتیم، یا رژیممان شکست خورد، این خاطرات مثل یک تله ذهنی عمل میکنند.
مثلاً بعد از یک پرخوری احساس عذاب وجدان میکنیم 😔، قول میدهیم که دیگر این کار را نکنیم، اما چون این خاطرات پرخوری و شکست در ذهنمان ثبت شده، دفعه بعد خیلی راحتتر دوباره به همان رفتارهای قبلی بازمیگردیم.
این چرخه باطل 🔄 انگار ما را در دام خود میاندازد و خیلی سخت میتوانیم از آن رهایی پیدا کنیم.
چرا تغییر باورهای ذهنی برای لاغری ضروری است؟ 🔑🧠
ببین، خیلی از ما فکر میکنیم اگر فقط رژیم بگیریم یا ورزش کنیم، حتماً لاغر میشویم و این موضوع فقط به تلاش فیزیکی ربط دارد. اما واقعیت این است که این فقط نصف داستان است!
تمرکز صرف روی رفتارهای ظاهری مثل رژیم گرفتن یا ورزش کردن معمولاً ما را به نتیجهای کوتاهمدت میرساند.
چرا؟ چون همان خاطرات ذهنی و باورهای قدیمی هنوز در ذهنمان فعال هستند و مثل یک نیروی مخفی، بعد از مدتی دوباره همان رفتارهای قدیمی و ناسالم را به وجود میآورند. 🌀
تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یعنی اینکه ریشهای و عمیقاً در ذهنمان دست ببریم و طوری برنامهریزی کنیم که رفتارهای جدید و سالمتر به شکل طبیعی و خودبهخود در زندگی ما جایگزین شوند. 🌱✨
وقتی باور کنیم که میتوانیم لاغر شویم و سلامتی را انتخاب کنیم، ذهن ما خودش شروع به هدایت ما به سمت انتخابهای بهتر و سبک زندگی سالمتر میکند.
این یعنی دیگر لازم نیست با خودمان دائم جنگ و جدل داشته باشیم، مجبور نباشیم به زور رژیم بگیریم یا زورکی ورزش کنیم.
ذهنمان به شکلی نرم و آرام مسیر موفقیت را باز میکند و ما را به سمت اهدافمان میکشاند. 🎯🌈
پس اگر واقعاً میخواهی نتیجهای بلندمدت و ماندگار داشته باشی، تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را در اولویت قرار بده.

۷ راهکار کلیدی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯
تغییر باورهای ذهنی مثل بازسازی یک باغ پر از گلهای رنگارنگ 🌷🌼 هست که باید هر روز بهش رسیدگی کنی تا شکوفا بشه. هر قدم کوچیکی که برمیداری، تو رو به هدف لاغری پایدار و ذهنی سالمتر نزدیکتر میکنه 💪🧠.
در ادامه این ۷ بخش جذاب و کاربردی رو میبینی که مثل چراغ راهنمای مسیر تو برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری عمل میکنن 🚦🌟.
۱. آگاه شدن به باورهای محدودکننده ✍️
اولین قدم برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری این است که باورهای منفی و محدودکنندهای که درباره لاغری و وزن داری را شناسایی کنی.
مثلاً ممکن است باور داشته باشی: «من همیشه چاق میمانم» یا «من اراده کافی برای لاغری ندارم». نوشتن این باورها کمک میکند که آنها را از ذهن ناخودآگاه بیرون بکشی و روی آنها کار کنی.
۲. جایگزینی باورهای منفی با افکار مثبت 💪✨
وقتی باورهای منفی را شناختی، وقت آن است که آنها را با افکار مثبت جایگزین کنی.
برای مثال به جای «نمیتوانم لاغر شوم» بگو: «من هر روز قدم کوچکی برای لاغر شدن برمیدارم و موفق میشوم.» این جملات تاکیدی را هر روز با تمرکز و احساس بگو تا باورهای جدید در ذهنت شکل بگیرند.
۳. تصویرسازی ذهنی موفقیت 🖼️🌟
تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری است.
هر روز چند دقیقه خودت را تصور کن که به وزن دلخواهت رسیدهای، لباسهای مورد علاقهات را میپوشی، احساس سبکی و شادی میکنی. این تصاویر ذهنی به مرور باورها و احساسات مثبت را در تو ایجاد میکنند و به رفتارهای سالم هدایتت میکنند.
۴. استمرار در تمرینهای ذهنی ⏳📅
تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک روند زمانبر است و نیاز به تمرین روزانه و مداوم دارد.
مثل ورزش و یادگیری یک مهارت جدید، هر روز باید زمان مشخصی را به تمرین ذهنی اختصاص دهی تا ذهنات کاملاً با باورهای جدید هماهنگ شود.
۵. نوشتن خاطرات و احساسات 📝💡
نوشتن درباره خاطرات چاقی و احساسات مرتبط کمک میکند بار منفی آنها کاهش یابد و ذهن برای تغییر آماده شود.
یک دفترچه داشته باش و خاطرات، ترسها و نگرانیهای خود را بنویس. سپس سعی کن درباره راههای مقابله با آنها فکر کنی و راهکار بنویسی.
۶. ارتباط با افرادی که مسیر مشابهی را رفتهاند 🤝❤️
دیدن و شنیدن داستانهای موفقیت دیگران باعث میشود باور کنیم که ما هم میتوانیم تغییر کنیم.
عضویت در گروه دورهمی لاغری با ذهن در تلگرام، دنبال کردن افراد موفق در بخش نظرات سایت تناسب فکری و شنیدن تجربیات آنها برای انگیزه دادن به خودمان خیلی مهم است.
۷. صبوری و مهربانی با خود 🎉🌷
فراموش نکن که تغییر باورهای ذهنی برای لاغری فرایندی زمانبر است و هر کس با سرعت خودش پیش میرود.
نباید از خودت انتظار داشته باشی یک شبه همه چیز تغییر کند. هر قدم کوچک را جشن بگیر و به خودت برای تلاشهایت افتخار کن.
این ۷ بخش مهم پایههای اصلی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را تشکیل میدهند.
با تمرین مستمر و توجه به هر یک از این مراحل، میتوانی گام به گام باورهای قدیمی و محدودکننده را کنار بگذاری و باورهای جدید و مثبت بسازی که مسیر لاغری را هموارتر و پایدارتر میکنند. 🌟🚀
جمعبندی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯🧠
دوست خوبم، الان که مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو بهتر شناختی، باید بدونی که این تغییر، کلید طلایی رسیدن به وزن ایدهآل و حفظ اون برای همیشه است. 🔑🌟
چرخهی شکستهای گذشته که باعث ناامیدی و دلزدگی شده بود، بهطور کامل شکسته میشود و مسیر جدیدی برای رسیدن به لاغری پایدار برات باز میشه. 🚀💖
اما مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک فرآیند زمانبر و مستمر است که نیاز به آموزش دقیق، تمرین منظم و حمایت دارد.
استفاده از دوره پیشرفته لاغری با ذهن برای تغییر باورها به تو کمک میکند تا این مسیر را سریعتر، لذتبخشتر و موثرتر طی کنی.
در این دوره، با تکنیکهای علمی و تمرینات تخصصی آشنا میشوی که باورهای قدیمی و محدودکننده را جایگزین باورهای قدرتمند و مثبت میکنند.
با تمرینهای ساده و گامبهگام، اشتیاق و انگیزهات برای ادامه مسیر بالا میرود و تغییرات واقعی و پایدار در ذهن و جسمات شکل میگیرد. 🌱✨
پس از امروز، با آگاهی کامل، اشتیاق فراوان و پشتکار مسیر لاغری را با آرامش و انگیزه ادامه بده.
فراموش نکن که تو شایستهی بهترین نسخه از خودت هستی و با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری، میتوانی به آرزوهایات برسید. 🌈💪
📝 سوالات تمرینی برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 💡
- محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید و به شباهت عملکرد خود با آنچه شرح داده شده است توجه کنید. 👀
- محتوای آموزشی را با دقت گوش کنید و نکات مهم را یادداشت کنید. 🎧📝
- درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید؛ چه خاطرهای از چاق شدن و چاقتر شدن دارید؟ 🧠💭
- تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاقتر شدن بنویسید. 😞📉
- خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد میکند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما به وجود میآورد؟ ❤️🔥✨
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🤗
خیلی دوست دارم تجربهها و احساسات خودت درباره تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو در بخش نظرات با من و دیگر دوستان به اشتراک بذاری.
هر چقدر بیشتر درباره این مسیر حرف بزنیم و حمایت کنیم، انگیزهمون برای ادامه راه قویتر میشه. 🤝💖
پس حتماً نظر و سوالهات رو با من مطرح کن، اینجا جای یادگیری و رشد مشترک ماست! 🌟👥
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.79 از 95 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



گام 17(تکرار1)
بنام خدا
استاد من دیروز یکی از فرمول هامو پیدا کردم که اونم باور نداشتن به لاغر شدن بود ، در صورتی که من خودم میدونم که میتونم لاغر بشم ولیی ناخوداگاه من باور نداره !! و اینشکلی بود که همش توجه منو میبرد رو قسمت های پر بدنم و اینشکلی میگفت که ببین هنوز چاقی ! هنوز لباسات برات گشاد نشده ! و الان 5 ماه گذشته تو هنوز نتیجه انچنانی نگرفتی و..
بخاطر همین دیروز واقعا خسته شدم و تو خلوتم گریه کردم ولیییییی ، همش ی حسی نه دلم هست که بهم میگه ادامه بده ! ادامه بده ! توجهتو بردار از اون قسمتا و واگذارش کن به خدا و ادامه بده و جدیدا الان هروقت که میخواد منو لیز بده ، اینشکلی بهش میگم که تو وقتی آشپزی میکنه ، نتیجش حتما ی غذا میشه ! و یا وقتی کتابی رو اصلن همینجووری رو خونی کنی ، یچیزایی حتما دستگیرت میشه ! یا مثلاا ی آهنگی یا یک پیام بازرگانی که مدام پخش میشه و تو اصلا توجهی به اون نداری بعد از مدتی ناخوداگاه میبینی که دیالوگای اون پیام بازرگانیو حفظی یا اون اهنگ و چند کلمش و میتونی باخودش بخونی! امکان نداره که تو این روش نتیجه نگیری !! اصلا نمیشهه ! چه بخوای چه نخوای میگیری .!
فقط صبور باش و ادامه بده .
خاطرات نقش مهمی در زندگی ما دارند . گاهی مرور یک خاطره میتونه در ما احساس خوبی ایجاد کنه و حتی برعکس میتونه در اوج احساس خوب حال مارو بگیره .
محل ذخیره خاطرات ما ذهن ماست .و ذهن ما در طی اتفاقاتی که در روزمره برای ما میفته و در ما احساسی ایجاد میکنه و رو به صورت خاطره ذخیره میکنه .
ما بی نهایت تصویر در روز میبینیم ، اما فقط تصاویری در ذهن ما ذخیره و ماندگار میشه که در ما تغییر احساسی ایجاد کنه .
خاطرات تاثیر ممهمی در زندگی روزمره و رفتار های ما میزاره .
ذهن ما همیشه طبق اطلاعاتی که ما بهش دادیم عمل میکنه پس اگه اطلاعات اشتباهی درباره ی موضوع بهش داده باشیم هر بار که بخوایم درباره اون موضوع تصمیم بگیریم ، تصمیمات ما اشتباه خواهد بود .
چون مغز ما به تنهایی هیچ توانایی و قدرت تصمیم گیری نداره و فقط با اطلاعاتی که ما از طریق شنیده ها و تجربه هایی بهش دادیم عمل میکنه .
در واقع اونارو مرور میکنه و ما تصور میکنیمم که داریم فکر میکنیم
ولی در واقع داریم اطلاعات قبلی رو مرور میکنیم .
دقیقا مثل یک کامپیوتر که روش یک سیسم عامل یا نرم افزار نصب میشه تا کار کنه و خود کامپیوتر به تنهایی هیچ کارایی برای ما نداره !
فکر کردن ما مرور کردن اطلاعات قبلیمونه . search history google و میمونیم !خخخخخ
مثلا من ی پسردایی دارم که خیلی کوچیکه نقریبا 1 سال و خورده ای یا 2 سال ، این بچه ی آهنگیو خیلی دوست داره و هر وقت این آهنگ پلی میشه باهاش میرقصه و این باعث شده که ما هروقت اون آهنگ و جایی شنیدیم یاد پسر داییم بیوفتیم ! چون اون کارش احساس خوبی در ما ایجاد کرده بود ، به خاطر همین هروقت اون آهنگ و میشنویم ، ناخودآگاه ذهنمون میره طرف پسرداییم .
ذهن افراد چاق مملو از خاطرات چاقی است و با همچین ذهنی هرگز نمیتوان لاغر شد .و باید اول خاطرات لاغری و در ذهن ایجاد کنیم .
افراد چاق در ذهنشون یکسری اطلاعات درباره مواد غذایی ثبت کردن که اونو از بقیه شنیده بودن و در برخورد با اون موادغذایی براساس اطلاعات قبلی که به خودش داده اند تصمیم میگیرند و رفتار میکنند .مثلا اگه از ی غذایی تعریفی شنیده باشن ، و یا ازش خوششون بیاد ، اونو فرصتی برای لذت بردن میبینن.
یکی از تفاوت های ذهنی افراد چاق و لاغر با هم اینه که ، افراد چاق درمورد غذاها اطلاعات کاذب در ذهنشون ثبت میکنن و از اونجایی که اطلاعات با رفتار ما باهم درآمیخته میشه باعث میشه که ما غذاهارو فرصتی برای لذت بردن و پرخوری استفاده کنیم ، طوری که میایم برای غذاها سناریو مینویسیم !
برای هر غذایی یک عالمه سناریو میپیچیم .
مثل تهدیگ و آبگوشتی که استاد ازش خیلیی باحال مثال زد .
خب اینطوری که استاد مثال زدن ، دهن همه آب افتاد دیگه چه تصوری میشه کرد که وقتی فرد با اون غذا روبه رو میشه ؟انتظار داریم که کم بخوره ؟ ممکنه حتی بشقابم بخوره !
بعد هم این رو بهونه اشتها داشتن در خودشون میدونن !
اشتها فقط یک واکنش ذهنی نسبت به مواد غذاییه که خودمون ایجادش کردم !
بخاطر اطلاعاتی که ما از مواد غذایی در خودمون داریم .
هر کس هم به یک طریقی این حالت رو در خودش تقویت میکنه ..
در این دوره ها ما خاطراتمون درباره غذاها و عادت خوردن براساس خاطره هامونو تغییر میدیم.
اگه میخوایم با این روش لاغر بشیم و لاغر بمونیم باید اطلاعات و خاطرات قبلی درباره غذاهارو از بین ببریم باید مثل افراد متناسب بدون توجه به خاطراتمون از غذاها مصرف کنیم .
چون افراد متناسب حس خاصی نسبت به غذاها ندارند ، ممکنه بعضی از غداهارو بیشتر دوست داشته باشن ، ولی اون غذارو هم به اندازه نیازشون میخورن ، ولی افراد چاق تا ته دیگ رو هم درنیارن ، ول نمیکنن.
باید رفتار غذایی خودمون رو زیرنظر قرار بدیم ، چون افراد به دلایل مختلفی غذاهارو مصرف میکنن، نزری و مهمانی و….
ولی غذای اضافه واقعا اضافس فرقی نمیکنه که چی باشه .
من خودم خاطرات انچنانی از غذاها در خودم ذخیره نکردم ، و اگر چه ی مدت داشت شکل میگرفت ولی خداروشکر خیلی زود با شرکت تو این دوره ها برطرف شد.
در رابطه با خاطرات چاقی ، برای این یک مثال عالی دارم ! من یک هفتس که دکوراسیون اتاقم و تغییر دادم و تقریبا الان شبیه دکوراسیونی که یک سال پیش تو دورانی که افسرده و داغون بودم چیدم ، در صورتی که الان واقعا حالم خوب و عالیه !! ولییی
هرازگاهی که تختم و نگاه میکنم خاطرات و تصاویر اون دوران برام یاداوری میشه و میخواد منو دپرس کنه ولیی زیاد خودم و درگیرش نمیکنم ! چون چیزی که گذشته ، دیگه گذشته .
ولی خاطرات واقعا رو حال و هوای ما تاثیرات زیادی میزارن ، یکی از دلایل دیگه هم که نمیزاره من نتیجه ای که میخوام و کسب کنم ، اینه که ذهنم انگار به این حالت بدنم عادت کرده و اصل خودشو اینطوری میدونه ! جون از بچگی در جسم تپل بودم، لاغر دیدن من براش نا آشناس و دوست نداره تغییر کنه ! نمیدونم دارم درست میگم یا نه ولی حس میکنم همچین چیزیم هست !
به هر حال هرچه زمان بیشتری از چاقی ما سپری شود خاطرات چاقی در ذهن ما هم بیشتر میشود .
انباشته شدن خاطرات چاقی به سادگی میتونه مانع لاغر شدن ما بشه طوری که همزمان با استفاده از محتوای آموزشی خاطرات چاقی در ذهن ما مرور میشه و این فرایند باعث ایجاد نگرانی و ترس در ما میشه. و اگرمراقب ترس از لاغر نشدن باشیم به انگیزه و اشتیاقمون برای لاغرشدن کم میشه و باعث خارج شدن ما از مسیر میشه مثلا در من !
در روش های مختلف لاغری توجه و تمرکز رو تغییر دادن عادت های چاق کننده بود .که اول میزان اضافه بدنمون رو مشخص میکردن و بعد برامون برنامه مشخص میکردن و ما رو از خوردن بعضی چیزها محروم و یا محدود میکردند .یا انجام برنامه های ورزشی که سوخت و ساز بدنمون رو بالامیبرد رو توصیه میکردند .
همه اینها فقط باعث تمرکز بیشتر رو چاقی میشه و برخلاف انتظار ما که میخوایم با انجام این دستورات لاغر بشیم ، جاق تر میشیم .
درسته که در بعضی از اونها سایز و وزن ما کم میشد ولی با رها کردنشون تمام وزنی ک از دست داده بودیم و یا بیشتر برمیگشت .وقتی تمرکز بر تغییر رفتار های چاق کننده داشته باشه، شاید موفق به تغییر آن یا اصلاح آن بشیم اما هرگز موفق به تغییر خاطراتی که تکرار اون رفتارها در ما ایجاد کرده نمیشیم !
به خاطر همین وقتی که دست از تلاش برای اصلاح رفتارهامون برمیداشتیم ، خاطرات چاقی به مرور رفتارهایی که باعث ایجادشان شده ایم رو تکرار میکنه
چون که خاطرات چاقی به واسطه افکار و رفتار در ما ایجاد شده اند
وقتی ما با تلاش بخوایم سعی در تغییر رفتارهاون کنیم ، بدون اینکه به خاطرات چاقی خودمون اهمیت بدیم ، بعد از رها کردن ،افکار و خاطرات جاقی به جستجوی رفتار به وجود آورنده خودشون مشغول میشن و دنبال اون فرمول هایی که مارو چاق کردن میگردن .
و جستجوی اینها سبب بروز مچدد رفتارهای گذشته ما میشه .
ما در روش لاغری با ذهن با محتواهای آموزشی ابتدا افکار لاغر کننده را در ذهن خودمون ایجاد میکنیم و افکار جدید مستلزم رفتار جدید هستند و ما با تکرار و استمرار و تمرین کردن افکار لاغر کننده ، خود به خود خیلییی آرام رفتارهامون تغییر میکنه . وما میبینیم دیگه میل به خوردن هر غذایی نداریم یا اشتهای قبلی و حرص و ولع برای خوردن رو نداریم و دقیقا مثل الان من !
وقتی افکار ایجاد شد و رفتارها شکل گرفت به شکل خودبخود خاطرات لاغری هم شروع میشود.
چون رفتارهای ما به مرور متفاوت میشه و ما واکنش متفاوتی نسبت به قبل انجام میدیم .
رفتار جدید ، خاطرات جدید به وجود می آورند
و با ایجاد خاطرات چدید در ذهن ما درباره ی لاغرشدن فرمول های لاغری تکمیل شده و روند لاغر شدن ما آغاز میشه !همینههه!!! پیداش کردممم ! گیرمو پیدا کردم ! هنوز خاطراته شکل نگرفته
انگار این فایل هم جواب درد و دل های دیشب منه و الان خیالم راحت شدد ،دیگه تمام تمرکزمو میزارم رو استفاده از محتواها .
پس :
افکار لاغرکننده با رفتار لاغر کننده و خاطرات لاغرکننده مساوی با لاغرشدن میشه
همونطور که همین فرمول در چاق شدن ما استفاده شده بود و هممون به خوبی تجربش کرده بودیم .
افکار چاق کننده با رفتار چاق کننده و خاطرات چاق کننده مساوی با چاق شدن بود .
خدایا ممنونتم که همیشه مواظب من هستی و نمیزاری یک لحظه هم ناراحت و نا امید بشم و همیشه مواظب حال و هوای من هستی و دوست داری که همیشه لبخند و رو لبام ، شادی و موفقیت در تمام زندگیم ببینی و با ناراحت شدن من ناراحت میشی و با خوشحال بودن من شاد و راضی هستی .
دوستت دارم خدای مهربانم .
چ موزیک زیبایی برای فایل آموزشی قرار داده بودید استاد، خیلی لذت بخش بود
تنها طریق متناسب شدنی که میتونه ماندگار و بدون بازگشت باشه ، ازهمون طریقیه که ما چاق شدیم . چون همه ما تجربه چاقی بدون بازگشت رو داریم و که تا ی وزنی رسیدیم و هرکاری کردیم دیگه نتونستیم لاغر بشیم و اتفاقا برخلاف میلمون افزایش هم پیدا کرد .پس فقط از این روش ما میتونیم لاغر بشیم و برای همیشه لاغر بمونیم .
بنابراین هروقت با غذا روبه رو شدیم ، سعی کنیم بهش فکر نکنیم و برای چگونه خوردن اون هم نقشه ذهنی نکشیم
حتما آموزش ها باید به صورت عمل دررنئگی روزمره ما تبدیل بشه .
چون بدن ما براساس اطلاعاتی که در ذهنمون داریم شکل نمیگیره ، بلکه براساس عمل و رفتار در ما شکل میگیره
پس ما اگه این آگاهی هارو بدونیم و بهشون عمل نکنیم ، هیچ نتیجه ای در ما شکل نمیگیره .
زندگی متناسب خیلی زیباس برای همه چیز آزادی داریم ، خرید کردن ، غذا حوردن ، لذت بردن ..
امیدوارم ههمون این لذت رو تجربه کنیم ، یعنی مطمعنم که هممون تجربش میکنیم .
بعضیا هستن که تنبلی میکنین و خودشون و اسیر و برده چاقی میدونن و فکرشون اینه که نمیتونن رها بشن و اقدامی هم انجام نمیدن.
ولی اگه اقدام کنیم ، همت کنیم ، تصمیم قاطع بگیریم و از روش صحیح استفاده کنیم ، متناسب شدن نتیجه تغییر ماست و چیز عجیبی نیست و طبیعیه چون وقتی به سبک جدیدی رفتار میکنیم یا فکر میکنیم ، حق ما متناسب شدنه
هیج کس برای جاق شدن کلاس شرکت نکرد ، برنامه ای رو پیش نگرفت ، خیلی عادی و طبیعی چاق شدیم و به همین دلیل نمیتونیم باور کنیم که میشه لاغر و متناسب شد!
و هر وقت هم که تصمیم گرفتیم ، لاغر و متناسب بشیم ، با سختی و رنج و فشار و… بوده ، هربار احساس ما بدتر شده که ما نمیتونیم واقعا .و چاقی رو زندانی برای خودمون تصور کردیم که نمیتونیم ازش رها بشیم !
ولی اینطور نیست ، ما خیلی راحت چاق شدیم و خیلی راحت هم متناسب میشیم اگه از راه و روش صحیح یعنی لاغری با ذهن استفاده کنیم
خاطره ای که من از چاق شدن دارم اینه که آخرین بار که همین چند ماه پیش تو 4 ماه 17 کیلو کم کرده بودم و به تولدم که رسیدم ، خواستم به خودم استراحت بدم و تو اون دوران استراحتم تو 1 هفته پنج کیلو اضافه کردم!
طوری بود که مثلا همش بهم حس گرسنگی میداد و من دم به دقیقه باید یچیزی میخوردم ! مثلا 5 دقیقه قبل که صبحونم و خورده بودم تموم شده بود و میرفتم بقیه کارامو انجام بدم ، یک حس سوزش و بد خاصی سر دلم داشتم که انگار فقط با غذاخوردن درست میشد و من بازهم به سمت یخجال میرفتم و هرچی داشتیم میخوردم !
همش منو به سمت پرخوری سوق میداد ! و روز به روز لباسام به خصوص شلوارام برام تنگ تر میشد و سوزش و گرما رو تو ران پاهام حس میکردم که داشت دوباره چربی تولید میکرد و حتی ساق دستام و بازو هام و….
حتی نفخ شدیدی هم پیدا میکردم !
کم کم که دوباره از وزن 49 کیلو گرم شدم 63/64 کیلو گرم دوباره میخواستم اقدام کنم برای لاغری که دیگه واقعا غمم گرفته بود !
چون دیگه طاقت نداشتم هر روز 1 ساعت رو تردمیل بدووم و غذامو خیلیی سخت کنترل کنم ! 4 ماه بود که خیلیی سخت اینکارو کرده بودم و واقعا دیگه خسته شده بودم !!
و از همه جالب تر برام این که چون من از غذاخوردن میترسیدم ! تو دوران استراحتم هر چیز کم و کوچیکی که میخوردم هم منو چاق تر میکرد !
منم اصلا دوست نداشتم کع دوباره برگردم به اون اوضاعی که بزورررر بعد از 4 ماه تازه ¾ شو کم کرده بودم و همونو دوباره اضافه کنم .و در واقع حس نگرانی و ترس در وجودم بود ولی من خودمو به بی خیالی میزدم تا اون حس بدمو کم کنم .
چون من عادت دارم هر دفعه که بیرون میرم یا جایی میرم و یا وقتی آشپزی میکنم ، از غذاهایی که درست میکنم یا میخورم تو اینستاگرامم استوری کنم و یکی از فالورام ی حرفی زد که خیلیی بدم اومدو اون حرفش خیلی حس بد و نگرانی در من به وجود اورد
خب من تازه اون موقع 50 / 49 کیلو شده بودم و تقریبا ی 7،8 کیلوی دیگه ای مونده بود که به ایده آلم برسم و یدفعه این اومد استوری غذاهای منو ریپلای کرد و گفت یزره تپلی شو دیگه !!
منو میگی؟ من خون تمام چشامو گرفت دیگه!!!
و خیلی هم ترسیدم که این حرفش باعث بشه که من واقعا تپل بشم و شدم!!
خلاصه اینطوری بود که دیگه من جوابشو ندادم و فکر کنتم آنفالو هم شدم و اصلا هم مهم نیست
در واقع اون حس نگرانی از چاق شدن و چاق تر شدن در روش های قبل همیشه با من بود !
الان در حال حاظر خاطرات چاقی حس آنچنانی دیگه به من نمیده ، البته جون در این روش هستم و آرامش پیدا کردم و کاملا آرامش حاطر دارم وگرنه اگه هنوز با این روش آشنا نشده بودم ، همش آشفته و نا امید بودم و یاد فرصت هایی که از دست دادم میوفتادم ولی فکر کردن به لاغری، به من حس زیبایی، جذابیت ، آزادی در انجامم همه کارهام و موفقیت فراوان و میده جون من همیشه آرزوهایی دارم که برای رسیدن بهشون باید لاغر و متناسب باشم تا در انها موفقیت بیشتری بتونم کسب کنم و همچنین لذت بیشتری ببرم و فکر کردن به لاغری حس خوبه بودن و زندگی کردن در بقیه اهداف و آرزوهامو بهم میده
خیلی خوشحالم که با این مسیر آشنا شدم و توش قدم گذاشتم و هر روز هم یک قدم به خواستم نزدیک نر میشم . امیدوارم هممون با هم همگی به چیزهایی که رویای زندگی کردن آنها رو داریم برسیم که سعادت ماست که رویای خودمون و زندگی کنیم و از زندگی و عمر خودمون لذت ببریم .
شاد و پیروز و متناسب باشید .