0

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری پایدار (گام ۱۳۳)

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری
اندازه متن

تو هم مثل خیلی‌ها بارها تلاش کردی وزن کم کنی ولی نتیجه دلخواه نگرفتی؟ 😞

شاید مشکل فقط رژیم و ورزش نبوده، بلکه ریشه‌اش توی ذهنته! باورها و خاطراتی که درباره چاقی داری، مثل سنگی بزرگ روی دوشت سنگینی می‌کنن و مسیر لاغری رو سخت می‌کنن. 😔

اما خبر خوب اینه که با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری می‌تونی این سنگ رو برداری و راهی تازه برای رسیدن به تناسب اندام پیدا کنی. 🌱

چرا ذهن ما پر از خاطرات چاقی است؟ 🧠

ذهن انسان مثل یک آرشیو بی‌نهایت بزرگ و جادویی است که هر تجربه‌ای را با تمام جزئیاتش ثبت و ذخیره می‌کند؛ حتی خاطرات کوچکی که شاید اصلاً فکر نکنیم تاثیری روی زندگی روزمره‌مان دارند.

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری

این یعنی ذهن ما مثل یک کتابخانه‌ی بزرگ است که هر لحظه و هر اتفاق را نگه می‌دارد و روی تصمیمات و رفتارهای ما تاثیر می‌گذارد. 🧠✨

برای افرادی که اضافه وزن دارند، این آرشیو ذهنی پر شده از خاطراتی است که مربوط به چاقی و تلاش‌های گذشته‌شان برای لاغر شدن است.
خاطراتی مثل شکست‌های متعدد در رژیم‌های سخت 🥗🚫، روزهای ناامیدی و خستگی 😞😓، و البته برگشت مکرر به وزن قبلی 🔄⚖️.

این خاطرات وقتی در ذهن ما تکرار می‌شوند، نقش یک سد بزرگ را بازی می‌کنند و جلوی پیشرفت و موفقیت ما را می‌گیرند.

هر بار که تلاش می‌کنیم و نتیجه نمی‌گیریم، ذهن ما تصویری از آن شکست را ذخیره می‌کند و این تصویر مثل یک چراغ قرمز 🚦 هشدار می‌دهد که می‌گوید: «دوباره نمی‌شود» 🚫، «من نمی‌توانم لاغر شوم» 🙅‍♂️ یا «همیشه چاق می‌مانم» 🐘.

این چرخه‌ی تکراری و خسته‌کننده باعث می‌شود هر بار که تصمیم می‌گیریم دوباره مسیر لاغری را شروع کنیم، ذهن‌مان با ترس 😰، نگرانی 😟 و خاطرات شکست‌های گذشته پر شود و انگیزه و اشتیاق‌مان به شدت کاهش یابد. 😞💔

خاطرات لاغری

تاثیر خاطرات و باورهای ذهنی بر لاغری 🧠💭

خاطرات چاقی فقط یادآور شکست‌های گذشته نیستند؛ آنها مثل چراغ‌های هشدار در ذهن ما عمل می‌کنند که مستقیم روی رفتارها و تصمیمات‌مان تاثیر می‌گذارند.

وقتی به یاد می‌آوریم که بعد از یک پرخوری چقدر احساس بدی داشتیم، یا رژیم‌مان شکست خورد، این خاطرات مثل یک تله ذهنی عمل می‌کنند.

مثلاً بعد از یک پرخوری احساس عذاب وجدان می‌کنیم 😔، قول می‌دهیم که دیگر این کار را نکنیم، اما چون این خاطرات پرخوری و شکست در ذهن‌مان ثبت شده، دفعه بعد خیلی راحت‌تر دوباره به همان رفتارهای قبلی بازمی‌گردیم.

این چرخه باطل 🔄 انگار ما را در دام خود می‌اندازد و خیلی سخت می‌توانیم از آن رهایی پیدا کنیم.

چرا تغییر باورهای ذهنی برای لاغری ضروری است؟ 🔑🧠

ببین، خیلی از ما فکر می‌کنیم اگر فقط رژیم بگیریم یا ورزش کنیم، حتماً لاغر می‌شویم و این موضوع فقط به تلاش فیزیکی ربط دارد. اما واقعیت این است که این فقط نصف داستان است!

تمرکز صرف روی رفتارهای ظاهری مثل رژیم گرفتن یا ورزش کردن معمولاً ما را به نتیجه‌ای کوتاه‌مدت می‌رساند.

چرا؟ چون همان خاطرات ذهنی و باورهای قدیمی هنوز در ذهن‌مان فعال هستند و مثل یک نیروی مخفی، بعد از مدتی دوباره همان رفتارهای قدیمی و ناسالم را به وجود می‌آورند. 🌀

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یعنی اینکه ریشه‌ای و عمیقاً در ذهن‌مان دست ببریم و طوری برنامه‌ریزی کنیم که رفتارهای جدید و سالم‌تر به شکل طبیعی و خودبه‌خود در زندگی ما جایگزین شوند. 🌱✨

وقتی باور کنیم که می‌توانیم لاغر شویم و سلامتی را انتخاب کنیم، ذهن ما خودش شروع به هدایت ما به سمت انتخاب‌های بهتر و سبک زندگی سالم‌تر می‌کند.

این یعنی دیگر لازم نیست با خودمان دائم جنگ و جدل داشته باشیم، مجبور نباشیم به زور رژیم بگیریم یا زورکی ورزش کنیم.

ذهن‌مان به شکلی نرم و آرام مسیر موفقیت را باز می‌کند و ما را به سمت اهداف‌مان می‌کشاند. 🎯🌈

پس اگر واقعاً می‌خواهی نتیجه‌ای بلندمدت و ماندگار داشته باشی، تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را در اولویت قرار بده.

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری

۷ راهکار کلیدی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯

تغییر باورهای ذهنی مثل بازسازی یک باغ پر از گل‌های رنگارنگ 🌷🌼 هست که باید هر روز بهش رسیدگی کنی تا شکوفا بشه. هر قدم کوچیکی که برمی‌داری، تو رو به هدف لاغری پایدار و ذهنی سالم‌تر نزدیک‌تر می‌کنه 💪🧠.

در ادامه این ۷ بخش جذاب و کاربردی رو می‌بینی که مثل چراغ راهنمای مسیر تو برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری عمل می‌کنن 🚦🌟.

۱. آگاه شدن به باورهای محدودکننده ✍️

اولین قدم برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری این است که باورهای منفی و محدودکننده‌ای که درباره لاغری و وزن داری را شناسایی کنی.

مثلاً ممکن است باور داشته باشی: «من همیشه چاق می‌مانم» یا «من اراده کافی برای لاغری ندارم». نوشتن این باورها کمک می‌کند که آنها را از ذهن ناخودآگاه بیرون بکشی و روی آنها کار کنی.

۲. جایگزینی باورهای منفی با افکار مثبت 💪✨

وقتی باورهای منفی را شناختی، وقت آن است که آنها را با افکار مثبت جایگزین کنی.

برای مثال به جای «نمی‌توانم لاغر شوم» بگو: «من هر روز قدم کوچکی برای لاغر شدن برمی‌دارم و موفق می‌شوم.» این جملات تاکیدی را هر روز با تمرکز و احساس بگو تا باورهای جدید در ذهنت شکل بگیرند.

۳. تصویرسازی ذهنی موفقیت 🖼️🌟

تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری است.

هر روز چند دقیقه خودت را تصور کن که به وزن دلخواهت رسیده‌ای، لباس‌های مورد علاقه‌ات را می‌پوشی، احساس سبکی و شادی می‌کنی. این تصاویر ذهنی به مرور باورها و احساسات مثبت را در تو ایجاد می‌کنند و به رفتارهای سالم هدایتت می‌کنند.

۴. استمرار در تمرین‌های ذهنی ⏳📅

تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک روند زمان‌بر است و نیاز به تمرین روزانه و مداوم دارد.

مثل ورزش و یادگیری یک مهارت جدید، هر روز باید زمان مشخصی را به تمرین ذهنی اختصاص دهی تا ذهن‌ات کاملاً با باورهای جدید هماهنگ شود.

۵. نوشتن خاطرات و احساسات 📝💡

نوشتن درباره خاطرات چاقی و احساسات مرتبط کمک می‌کند بار منفی آنها کاهش یابد و ذهن برای تغییر آماده شود.

یک دفترچه داشته باش و خاطرات، ترس‌ها و نگرانی‌های خود را بنویس. سپس سعی کن درباره راه‌های مقابله با آنها فکر کنی و راهکار بنویسی.

۶. ارتباط با افرادی که مسیر مشابهی را رفته‌اند 🤝❤️

دیدن و شنیدن داستان‌های موفقیت دیگران باعث می‌شود باور کنیم که ما هم می‌توانیم تغییر کنیم.

عضویت در گروه‌ دورهمی لاغری با ذهن در تلگرام، دنبال کردن افراد موفق در بخش نظرات سایت تناسب فکری و شنیدن تجربیات آنها برای انگیزه دادن به خودمان خیلی مهم است.

۷. صبوری و مهربانی با خود 🎉🌷

فراموش نکن که تغییر باورهای ذهنی برای لاغری فرایندی زمان‌بر است و هر کس با سرعت خودش پیش می‌رود.

نباید از خودت انتظار داشته باشی یک شبه همه چیز تغییر کند. هر قدم کوچک را جشن بگیر و به خودت برای تلاش‌هایت افتخار کن.

این ۷ بخش مهم پایه‌های اصلی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را تشکیل می‌دهند.

با تمرین مستمر و توجه به هر یک از این مراحل، می‌توانی گام به گام باورهای قدیمی و محدودکننده را کنار بگذاری و باورهای جدید و مثبت بسازی که مسیر لاغری را هموارتر و پایدارتر می‌کنند. 🌟🚀

جمع‌بندی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯🧠

دوست خوبم، الان که مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو بهتر شناختی، باید بدونی که این تغییر، کلید طلایی رسیدن به وزن ایده‌آل و حفظ اون برای همیشه است. 🔑🌟

چرخه‌ی شکست‌های گذشته که باعث ناامیدی و دلزدگی شده بود، به‌طور کامل شکسته می‌شود و مسیر جدیدی برای رسیدن به لاغری پایدار برات باز میشه. 🚀💖

اما مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک فرآیند زمان‌بر و مستمر است که نیاز به آموزش دقیق، تمرین منظم و حمایت دارد.

استفاده از دوره پیشرفته لاغری با ذهن برای تغییر باورها به تو کمک می‌کند تا این مسیر را سریع‌تر، لذت‌بخش‌تر و موثرتر طی کنی.

در این دوره، با تکنیک‌های علمی و تمرینات تخصصی آشنا می‌شوی که باورهای قدیمی و محدودکننده را جایگزین باورهای قدرتمند و مثبت می‌کنند.

با تمرین‌های ساده و گام‌به‌گام، اشتیاق و انگیزه‌ات برای ادامه مسیر بالا می‌رود و تغییرات واقعی و پایدار در ذهن و جسم‌ات شکل می‌گیرد. 🌱✨

پس از امروز، با آگاهی کامل، اشتیاق فراوان و پشتکار مسیر لاغری را با آرامش و انگیزه ادامه بده.

فراموش نکن که تو شایسته‌ی بهترین نسخه از خودت هستی و با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری، می‌توانی به آرزوهای‌ات برسید. 🌈💪

📝 سوالات تمرینی برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 💡

  1. محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید و به شباهت عملکرد خود با آنچه شرح داده شده است توجه کنید. 👀
  2. محتوای آموزشی را با دقت گوش کنید و نکات مهم را یادداشت کنید. 🎧📝
  3. درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید؛ چه خاطره‌ای از چاق شدن و چاق‌تر شدن دارید؟ 🧠💭
  4. تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاق‌تر شدن بنویسید. 😞📉
  5. خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد می‌کند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما به وجود می‌آورد؟ ❤️‍🔥✨

💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🤗

خیلی دوست دارم تجربه‌ها و احساسات خودت درباره تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو در بخش نظرات با من و دیگر دوستان به اشتراک بذاری.
هر چقدر بیشتر درباره این مسیر حرف بزنیم و حمایت کنیم، انگیزه‌مون برای ادامه راه قوی‌تر می‌شه. 🤝💖
پس حتماً نظر و سوال‌هات رو با من مطرح کن، اینجا جای یادگیری و رشد مشترک ماست! 🌟👥

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.76 از 92 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11589
162 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۰/۲۷ ۱۶:۳۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,687 کلمه

      به نام خالق یکتا سلام 

      درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید. چه خاطره ای از چاق شدن و چاق تر شدن دارید 

      تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاق تر شدن بنویسید.  وقتی چاق بودم میخواستم برم مهمونی عذاب میکشیدم که چی بپوشم با این که تعداد زیادی لباس داشتم اما همه یا کوچیک شده بودن یا به بدنم می‌چسبیدن خلاصه بدجور بودن تو تنم . هر جا میرفتم یه عالمه روش و حرف و حدیث که این چه وضعش برا خودت درآوردی و با عنوانی مختلف نزدیکانم صدام میکردن و میخندیدن منم برای این که احساس بدم از حرفاشون مخفی کنم خودم توجیح میکردم و میگفتم این طوری بهتر این طوری سالم ترم زیبا ترم یه شعرم می‌خواندم که الان یادم نیست اما خدا میدونه که چقدر احساس بدی داشتم اون موقع ها عصبانی میشدم از چاقیم میخوردم کلافه میشدم میخوردم حوصله ام سر میرفت میخوردم جایی میرفتیم چشمم دنبال غذا ها میدویید و همون لحظه چقدر از خودم بدم می اومد چه قدر احساس کوچیکی و تنفر داشتم و خودم تحقیر میکردم خدا اون روز ها رو برای هیچ کس نیاره . شروع میکردم به خواندن راجب مواد غذایی و چربی ها و ورزش های مختلف و پیاده روی های طولانی اگه سرعت پیاده رویم کم بود یا مسافت کم تر از یه ساعت بود ناراحت میشدم و عصبی و کلافه که آره امروزم بی‌نتیجه نمی‌توانستم از پیاده رویم لذت ببرم و احساس ناامیدی و یاس داشتم هی این کانال اون کانال به دنبال ورزش های مختلف برای لاغری و دست از پا دراز تر بی خیال میشدم. مدام خودم میکشیدم و دور کمرم اندازه میگرفتم اگه کم میشدم خوش حال و از طرفی نگران که نکنه دوباره برگرده و وقتی زیاد بود افسرده و ناامید اما تلاش میکردم به خودم روحیه بدم که نه چیزی نیست ۱یا دو گرم طبیعی هست . مسیر چاقی من این شکلی بود نوزاد بودم تپل بودم بزرگ تر شدم متناسب شدم و کم کم از از سوم چهارم دبستان شکم درآوردم تا دوم دبیرستان مریض شدم و لاغر شدم که روی این باور سلامتی = متناسب بودن و زیبایی باید کار کنم بعدش برای دوباره چاق شدن دکتر تغذیه رفتم و ول کردم نفهمیدم چی شد تا پارسال که دیدم بله بددجوری چاقم و تازه با سایت اشنا شده بودم ۱۲ قدم شروع کردم اما فکر کنم کامل ادامه ندادم اما این فکر که بدن من خواهان متناسب شدن رو داشتم و و از دست ۱۷ کیلو از چربی های اضافم راهت شدم اما ترس دوباره برگشتن این  وزن و به دنبال تناسب بیشتر و راهکار های مختلف تا دوباره این بار باشماره ام وارد سایت شدم و الان هم قدم ۱۷ هستم شکر خدا . 

      5- خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد می کند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما بوجود می آورد 

      مرور خاطرات چاقی احساس ناراحتی . بغض و غم و فکر کردن به لاغری و تناسب اندام انگیزه و شورو شوق به خصوص دیدن شگفت انگیزان این که وقتی متناسب بشم چقدر با اعتماد به نفس راه میرم و رفتار میکنم چقدر راحت تر با فراد ارتباط برقرار میکنم و لباس خیلی راحت تر از الان میتوانم انتخاب کنم و بپوشم و دیگه نگران چاقی نیستم و با خیال راحت زندگی میکنم و افکارم متمرکز تر میتوانم بزارم روی اهداف دیگه زندگیم خدا میدونه چقدر ذهنمدباز میشه و وقتم خالی میشه چقدر شاد تر و سرزنده تر و سالم تر هستم و چقدر آزادانه تر میتوانم تصمیم بگیرم کجا برم کجا نرم چیکار کنم و چه تجربه های زیبایی داشته باشم ‌ . اسکیت سواری دوچرخه سواری .   

      وقتی مغازه میری میتوانی چند تا لباس با قیمت یه لباس که اون موقعی که چاق بودی بخری اونم چون تنها همین سایز های کوچیکش مونده لاغری مساوی با فراوانی مساوی با سرازیر شدن بی نهایت نعمت چقدر پوستم بهتر از الان میشه خدایا شکرت برای تناسب اندامم 

       برداشت من از محتوای نوشتاری و صوتی هر چیزی طبیعیش بهتر این موضوع بارها و بارها شنیدم و الان هم به خودم یادآور میکنم و این تجربه رو با خودم مرور میکنم الان هم که از مسیر طبیعی و بدون هیچ زحمتی چاق شدم باید از همین مسیر طبیعی لاغر بشم متناسب بشم در واقع به حالت طبیعی و نرمال خودم برگردم و این مسیر همان لاغری با ذهن هست.  درست مثل مهندسین که وقتی با یک وسیله روبرو میشند و نحوه ساختش بلد نیستند شروع می‌کنند به مهندسی معکوس که ببینن چه مسیری برای ساخت این این دستگاه طی  شده  

      وقتی کودک بودیم دست به وسایل داغ زدیم تا ببینیم چی هست و دست مان سوخت از آن زمان به بعد وقتی وسیله داغی می‌بینیم دیگه دست بهش نمی‌زنیم  چون اون عمل ما همراه با احساس درد بوده در نتیجه ازش دوری میکنیم در واقع از کودکی تا همین لحظه هر روز در ذهنم از طریقه دیدن و شنیدن و تجربه کردن اطلاعاتی جمع شده که همراه با احساس های گوناگون بوده در نتیجه اون احساسات خاطرات ما شکل گرفته درواقع خاطرات نتیجه نهایی احساسات ما هستند .  فکر کردن یعنی مرور اطلاعات قبلی که به ذهن دادیم . وقتی مثلا دوستی می‌بینیم در خیابان در ذهنم به دنبال اطلاعات مربوط به اون فرد مرور میشه اطلاعاتی که همراه با احساسی هست و ما بر اساس اون احساسات عکس العمل نشان می‌دهیم خوش حال می‌شویم هم دیگر را در آغوش میگیریم و این چرخه فکر و احساس ادامه پیدا میکنه در واقع اول خاطراتمون مرور کردیم بعد احساس کردیم حالا احساس می‌کنیم و خاطرات بیشتری ثبت میکنیم . خاطرات چاقی رو خود من به وجودش آوردم وقتی یه غذایی دیدم و با آب و تاب از اون غذا تعریف کردم با احساس ذوق و شوق فراوان . قبل غذا طعمش برای خودم تجسم کردم موقع خواستن مدام به طعمش فکر کردم و به دنبال تجربه بیشتری از لذت اولیه بودم عین معتادی که اول یه مقدار مواد مصرف میکنه و به دنبال تجربه لذت بیشتر مواد بیشتر و بیشتری مصرف میکنه درست کاری که من انجام دادم غذا خوردن برام شد یه تفریح که همراه احساس کاذب شادی کوتاه مدت در صورتی که غذا ها هستند تا ما سوخت بدنمون تامین کنیم تا انرژی داشته باشیم برای حرکت برای این که بدنمون فعالیتش انجام بده پس باید با خودم روراست باشم وقتی میدونم زیاد خوردن به من آسیب میزنه نباید این کار کنم چه جوری ؟ با فکر نکردن به غذا ها مریم غذا خوردن نیاز به فکر کردن نداره مربوط میشه به بدن . موقع خوردن اصلا فکر نکن . الان که به خاطرات چاقیم نگاه میکنم تنها برای دقایقی احساس لذت داشتم اما همین که از سر میز بلند میشدم احساس دل درد . سنگینی ‌ . عذاب وجدان برای پر خوری و احساس تنفر نسبت به خود فقط درد بود و عذاب وقتی در مهمونی هستی همه مسخرت کنند و بهت تیکه بندازن یا لباس که میخری هی شکمت بدی داخل و دنبال لباسی باشی که شکمت معلوم نباشه ‌ لباس های خوشگل نتوانی بپوشی و با قیمت بیشتر بخری.  نتوانی قشنگ راه بری یا بری کوه نوردی و پا درد و کمردرد بگیری لباس که تنت میکنی بد به ایسته در تنت و وقتی دیگران دارند میرقص ند و شادی می‌کنند تو یه گوشه بشینی و حسرت بخوری مریم واقعا چرا باید کوهی از زجر و فشار در ۲۴ ساعت از شبانه روز به خودت بدی تنها برای کم تر از یک ساعت لذت کوتاه اشتها نتیجه یک واکنش ذهنی به مواد غذایی اشتها زیاد نتیجه داستان پردازی هایی که ما برای هر غذایی می‌ چینیم اصلا اصل این که حوس میکنیم شیرینی و تنقلات و غذا های مختلف بیش تر و بیشتر بخوریم به خاطر همین داستان پردازی هاست همین داستان هایی که در ذهنمون می‌سازیم حتی تصورش هم ميکنيم جوری که قشنگ دهنمون آب میافته و به شدت دلمون می‌خواهد اون غذا رو بخوریم و انگار تنها خواسته و هدف ما اون لحظه همون هست و هیچ چیز دیگه نمیخوایم‌ حالا که دارم مینویسم میفهمم استاد وقتی گفتید افراد چاق قوی ترین قوه ی تخیل دارند یعنی چی حالا بهترین راه برای برطرف کردن این موضوع ۱. تغییر خاطراتمون در مورد غذا ها ۲. تغییر عادت خوردن بر اساس خاطرات الان که  دارم فکر میکنم سبزی زیاد میخوردم میوه بعد غذا با این که سیر بودم میخوردم یا آب گوشت و …. با این فکر که خاصیت داره مفید برای بدن . پیتزا خانگی مادرم یا ماکارانی و فسنجون و…. با این فکر که خیلی خوش مزه مگه میشه آدم از این غذا ها بگزره هر روز که نیست هر ماه یا شایدم چند ماه یدفعه پس هر چقدر بخورم ایراد نداره یعنی درواقع به خودم میگفتم بخور که دیگه نیست و با فکر نبودنش و احساس بدی ایجاد میکردم و از اون طرف الان که هست پس قدرش بدون چه جوری ؟ با بیشتر خوردن . این داستان در مهمونی ها و کیک و شیرینی و شکلات و مسافرت و‌…… بود . واقعا هم جالب همیشه این گفته میشه که همین یه دفعه یه دفعه کار دست آدم میده اما بازم دست از این رفتار به خاطر درست کردن لذت زیاد برای خوردن غذا در اون لحظه‌ نمیشه دست کشید نمیشه این طوری فکر کنیم و جوری دیگه عمل کنیم. 

      حالا که میدونم اشتها زیاد از کجا آب میخوره پس موقع غذا خوردن یا وقتی می‌شنوم فلان غذا داریم نباید شروع کنم به داستان پردازی بلکه باید ذهنم مشغول چیز دیگه ای کنم درست مثل دیشب که پیتزا داشتیم همین که ذهنم میخواست شروع کنه به داستان پردازی مچشو گرفتم و مشغول کارهای دیگه شدم ‌ . و سر میز هم سرم انداختم پایین و حواسم دادم به خوردنم و وقتی مادرم گفت بیا این تیکه رو هم تو بخور گفتم نه کافیه و از خوردن دست کشیدم ‌ . 

      اما گاهی این فکر می اومد در ذهنم که خوب چند تا تیکه بخورم سیر میشم نکنه کم بخورم سیر شم اون وقت بلافاصله به خودم یادآور میکردم که غذا خوردن محاسبات ریاضی نیست که بخواهم حساب کتاب براش کنم اگه دنبال لذت هستم باید آروم شمرده بخورم در واقع لذت بیشتر رو با ارامش و ارام غذا رو خوردن دارم جای گزین زیاد خوردن میکنم . اما نمیدونم این جای گزینی درسته ؟ یا دوباره می‌رسیم به همون سناریو چینی و این کار هم نباید بکنم‌ .

      یاحق 🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۰/۲۷ ۱۷:۰۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 37 کلمه

      سلام دوست عزیز 

      از این که می‌شنوم متناسب شدین در این مسیر بسیار خوش حال شدم و امیدوار که منم میتوانم به آنچه که میخواهم برسم . متشکرم برای به اشتراک گذاشتن تجربیاتتون.      یا حق  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۰/۲۷ ۱۶:۵۶
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      سلام دوست عزیر 

      الان که کامنت شما رو خواندم به‌ خصوص در مورد فصل سرما و غذاهایی که می‌چسبه یادم اومد اتفاقا چند روز پیش اش پختیم با همین طرز فکر و من در این بحث که آره بستنی هم این موقع اونم زیر برف باشی می‌چسبه گفتم و خاطرات مدرسم مرور کردم یا رفتم کاکائو با مارک خاص خریدم برای مرور خاطرات دوران کودکیم جالب که از صبح بهش فکر کرده بودم و بارها طعمش در ذهنم مرور اما وقتی خوردم زیاد دوست نداشتم و احساس کردم خیلی شیرین هست و با برادرم نصف کردم .

      متشکرم برای این کامنت که باعث شد این موضوع به یاد بیارم .           شاد و متناسب باشید . 🌺 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 14
گردونه هدایا گردونه هدایا