تو هم مثل خیلیها بارها تلاش کردی وزن کم کنی ولی نتیجه دلخواه نگرفتی؟ 😞
شاید مشکل فقط رژیم و ورزش نبوده، بلکه ریشهاش توی ذهنته! باورها و خاطراتی که درباره چاقی داری، مثل سنگی بزرگ روی دوشت سنگینی میکنن و مسیر لاغری رو سخت میکنن. 😔
اما خبر خوب اینه که با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری میتونی این سنگ رو برداری و راهی تازه برای رسیدن به تناسب اندام پیدا کنی. 🌱
چرا ذهن ما پر از خاطرات چاقی است؟ 🧠
ذهن انسان مثل یک آرشیو بینهایت بزرگ و جادویی است که هر تجربهای را با تمام جزئیاتش ثبت و ذخیره میکند؛ حتی خاطرات کوچکی که شاید اصلاً فکر نکنیم تاثیری روی زندگی روزمرهمان دارند.

این یعنی ذهن ما مثل یک کتابخانهی بزرگ است که هر لحظه و هر اتفاق را نگه میدارد و روی تصمیمات و رفتارهای ما تاثیر میگذارد. 🧠✨
برای افرادی که اضافه وزن دارند، این آرشیو ذهنی پر شده از خاطراتی است که مربوط به چاقی و تلاشهای گذشتهشان برای لاغر شدن است.
خاطراتی مثل شکستهای متعدد در رژیمهای سخت 🥗🚫، روزهای ناامیدی و خستگی 😞😓، و البته برگشت مکرر به وزن قبلی 🔄⚖️.
این خاطرات وقتی در ذهن ما تکرار میشوند، نقش یک سد بزرگ را بازی میکنند و جلوی پیشرفت و موفقیت ما را میگیرند.
هر بار که تلاش میکنیم و نتیجه نمیگیریم، ذهن ما تصویری از آن شکست را ذخیره میکند و این تصویر مثل یک چراغ قرمز 🚦 هشدار میدهد که میگوید: «دوباره نمیشود» 🚫، «من نمیتوانم لاغر شوم» 🙅♂️ یا «همیشه چاق میمانم» 🐘.
این چرخهی تکراری و خستهکننده باعث میشود هر بار که تصمیم میگیریم دوباره مسیر لاغری را شروع کنیم، ذهنمان با ترس 😰، نگرانی 😟 و خاطرات شکستهای گذشته پر شود و انگیزه و اشتیاقمان به شدت کاهش یابد. 😞💔

تاثیر خاطرات و باورهای ذهنی بر لاغری 🧠💭
خاطرات چاقی فقط یادآور شکستهای گذشته نیستند؛ آنها مثل چراغهای هشدار در ذهن ما عمل میکنند که مستقیم روی رفتارها و تصمیماتمان تاثیر میگذارند.
وقتی به یاد میآوریم که بعد از یک پرخوری چقدر احساس بدی داشتیم، یا رژیممان شکست خورد، این خاطرات مثل یک تله ذهنی عمل میکنند.
مثلاً بعد از یک پرخوری احساس عذاب وجدان میکنیم 😔، قول میدهیم که دیگر این کار را نکنیم، اما چون این خاطرات پرخوری و شکست در ذهنمان ثبت شده، دفعه بعد خیلی راحتتر دوباره به همان رفتارهای قبلی بازمیگردیم.
این چرخه باطل 🔄 انگار ما را در دام خود میاندازد و خیلی سخت میتوانیم از آن رهایی پیدا کنیم.
چرا تغییر باورهای ذهنی برای لاغری ضروری است؟ 🔑🧠
ببین، خیلی از ما فکر میکنیم اگر فقط رژیم بگیریم یا ورزش کنیم، حتماً لاغر میشویم و این موضوع فقط به تلاش فیزیکی ربط دارد. اما واقعیت این است که این فقط نصف داستان است!
تمرکز صرف روی رفتارهای ظاهری مثل رژیم گرفتن یا ورزش کردن معمولاً ما را به نتیجهای کوتاهمدت میرساند.
چرا؟ چون همان خاطرات ذهنی و باورهای قدیمی هنوز در ذهنمان فعال هستند و مثل یک نیروی مخفی، بعد از مدتی دوباره همان رفتارهای قدیمی و ناسالم را به وجود میآورند. 🌀
تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یعنی اینکه ریشهای و عمیقاً در ذهنمان دست ببریم و طوری برنامهریزی کنیم که رفتارهای جدید و سالمتر به شکل طبیعی و خودبهخود در زندگی ما جایگزین شوند. 🌱✨
وقتی باور کنیم که میتوانیم لاغر شویم و سلامتی را انتخاب کنیم، ذهن ما خودش شروع به هدایت ما به سمت انتخابهای بهتر و سبک زندگی سالمتر میکند.
این یعنی دیگر لازم نیست با خودمان دائم جنگ و جدل داشته باشیم، مجبور نباشیم به زور رژیم بگیریم یا زورکی ورزش کنیم.
ذهنمان به شکلی نرم و آرام مسیر موفقیت را باز میکند و ما را به سمت اهدافمان میکشاند. 🎯🌈
پس اگر واقعاً میخواهی نتیجهای بلندمدت و ماندگار داشته باشی، تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را در اولویت قرار بده.

۷ راهکار کلیدی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯
تغییر باورهای ذهنی مثل بازسازی یک باغ پر از گلهای رنگارنگ 🌷🌼 هست که باید هر روز بهش رسیدگی کنی تا شکوفا بشه. هر قدم کوچیکی که برمیداری، تو رو به هدف لاغری پایدار و ذهنی سالمتر نزدیکتر میکنه 💪🧠.
در ادامه این ۷ بخش جذاب و کاربردی رو میبینی که مثل چراغ راهنمای مسیر تو برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری عمل میکنن 🚦🌟.
۱. آگاه شدن به باورهای محدودکننده ✍️
اولین قدم برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری این است که باورهای منفی و محدودکنندهای که درباره لاغری و وزن داری را شناسایی کنی.
مثلاً ممکن است باور داشته باشی: «من همیشه چاق میمانم» یا «من اراده کافی برای لاغری ندارم». نوشتن این باورها کمک میکند که آنها را از ذهن ناخودآگاه بیرون بکشی و روی آنها کار کنی.
۲. جایگزینی باورهای منفی با افکار مثبت 💪✨
وقتی باورهای منفی را شناختی، وقت آن است که آنها را با افکار مثبت جایگزین کنی.
برای مثال به جای «نمیتوانم لاغر شوم» بگو: «من هر روز قدم کوچکی برای لاغر شدن برمیدارم و موفق میشوم.» این جملات تاکیدی را هر روز با تمرکز و احساس بگو تا باورهای جدید در ذهنت شکل بگیرند.
۳. تصویرسازی ذهنی موفقیت 🖼️🌟
تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری است.
هر روز چند دقیقه خودت را تصور کن که به وزن دلخواهت رسیدهای، لباسهای مورد علاقهات را میپوشی، احساس سبکی و شادی میکنی. این تصاویر ذهنی به مرور باورها و احساسات مثبت را در تو ایجاد میکنند و به رفتارهای سالم هدایتت میکنند.
۴. استمرار در تمرینهای ذهنی ⏳📅
تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک روند زمانبر است و نیاز به تمرین روزانه و مداوم دارد.
مثل ورزش و یادگیری یک مهارت جدید، هر روز باید زمان مشخصی را به تمرین ذهنی اختصاص دهی تا ذهنات کاملاً با باورهای جدید هماهنگ شود.
۵. نوشتن خاطرات و احساسات 📝💡
نوشتن درباره خاطرات چاقی و احساسات مرتبط کمک میکند بار منفی آنها کاهش یابد و ذهن برای تغییر آماده شود.
یک دفترچه داشته باش و خاطرات، ترسها و نگرانیهای خود را بنویس. سپس سعی کن درباره راههای مقابله با آنها فکر کنی و راهکار بنویسی.
۶. ارتباط با افرادی که مسیر مشابهی را رفتهاند 🤝❤️
دیدن و شنیدن داستانهای موفقیت دیگران باعث میشود باور کنیم که ما هم میتوانیم تغییر کنیم.
عضویت در گروه دورهمی لاغری با ذهن در تلگرام، دنبال کردن افراد موفق در بخش نظرات سایت تناسب فکری و شنیدن تجربیات آنها برای انگیزه دادن به خودمان خیلی مهم است.
۷. صبوری و مهربانی با خود 🎉🌷
فراموش نکن که تغییر باورهای ذهنی برای لاغری فرایندی زمانبر است و هر کس با سرعت خودش پیش میرود.
نباید از خودت انتظار داشته باشی یک شبه همه چیز تغییر کند. هر قدم کوچک را جشن بگیر و به خودت برای تلاشهایت افتخار کن.
این ۷ بخش مهم پایههای اصلی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را تشکیل میدهند.
با تمرین مستمر و توجه به هر یک از این مراحل، میتوانی گام به گام باورهای قدیمی و محدودکننده را کنار بگذاری و باورهای جدید و مثبت بسازی که مسیر لاغری را هموارتر و پایدارتر میکنند. 🌟🚀
جمعبندی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯🧠
دوست خوبم، الان که مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو بهتر شناختی، باید بدونی که این تغییر، کلید طلایی رسیدن به وزن ایدهآل و حفظ اون برای همیشه است. 🔑🌟
چرخهی شکستهای گذشته که باعث ناامیدی و دلزدگی شده بود، بهطور کامل شکسته میشود و مسیر جدیدی برای رسیدن به لاغری پایدار برات باز میشه. 🚀💖
اما مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک فرآیند زمانبر و مستمر است که نیاز به آموزش دقیق، تمرین منظم و حمایت دارد.
استفاده از دوره پیشرفته لاغری با ذهن برای تغییر باورها به تو کمک میکند تا این مسیر را سریعتر، لذتبخشتر و موثرتر طی کنی.
در این دوره، با تکنیکهای علمی و تمرینات تخصصی آشنا میشوی که باورهای قدیمی و محدودکننده را جایگزین باورهای قدرتمند و مثبت میکنند.
با تمرینهای ساده و گامبهگام، اشتیاق و انگیزهات برای ادامه مسیر بالا میرود و تغییرات واقعی و پایدار در ذهن و جسمات شکل میگیرد. 🌱✨
پس از امروز، با آگاهی کامل، اشتیاق فراوان و پشتکار مسیر لاغری را با آرامش و انگیزه ادامه بده.
فراموش نکن که تو شایستهی بهترین نسخه از خودت هستی و با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری، میتوانی به آرزوهایات برسید. 🌈💪
📝 سوالات تمرینی برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 💡
- محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید و به شباهت عملکرد خود با آنچه شرح داده شده است توجه کنید. 👀
- محتوای آموزشی را با دقت گوش کنید و نکات مهم را یادداشت کنید. 🎧📝
- درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید؛ چه خاطرهای از چاق شدن و چاقتر شدن دارید؟ 🧠💭
- تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاقتر شدن بنویسید. 😞📉
- خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد میکند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما به وجود میآورد؟ ❤️🔥✨
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🤗
خیلی دوست دارم تجربهها و احساسات خودت درباره تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو در بخش نظرات با من و دیگر دوستان به اشتراک بذاری.
هر چقدر بیشتر درباره این مسیر حرف بزنیم و حمایت کنیم، انگیزهمون برای ادامه راه قویتر میشه. 🤝💖
پس حتماً نظر و سوالهات رو با من مطرح کن، اینجا جای یادگیری و رشد مشترک ماست! 🌟👥
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.79 از 95 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام به روز دیگه با یه فایل جدید دیگه و گام دیگه واموزش جدید دیگه ،👣🤗😊.
گام هفدهم
ما از همون راهی که چاق شدیم باید از همون راه هم لاغر بشیم نه راه روش دیگه چون شما اگه سمت چپ باید بری تا به خونه خودت برسی حالااگه از سمت راست بری نمیرسی درسته تلاش میکنی با سرعت بیشتر میری ولی نمیرسی چون داری راه اشتباه میری و به مقصد هم نمیرسی😑😑.
حالا صحیح ترین راه برای رسیدن به تناسب اندام راه روش لاغری با ذهن است که ما رو برای همیشه متناسب میکنه ،😌😊☺️.
یکی از مهمترین موضاعاتی که رفتار مارو کنترل میکنه و ماتحث تاثیر اون موضوع رفتار واکنش از خودمون نشون میدیم خاطرات ما هستند،😬😬😱.
که این خاطرات در ذهن ما ذخیره میشه حالا چطور این خاطره به وجود میاد ؟.
اتفاقاتی که در ما واکنش احساسی ایجاد کنه به عنوان خاطره ثبت میشه
به هرچیزی واکنش نشون بدیم به عنوان خاطره ذخیره میشه
وحالا مغز ما میاد براساس این اطلاعاتی که بهش دادیم عمل میکنه رفتار میکنه ،🤨🤔.
مغز ما خودش هیچ توانایی فکر کردن تصمیم گیری نداره ومیاد براساس این اطلاعاتی که دادیم و خاطراتی که در ذهنمون ثبت شده میاد اون خاطره هارو مرور میکنه وتصمبم میگیره.
ما از طریق آگاهی دیده ها شنیده ها تجربیات اینها منابعی هستند که خاطرات ماروشکل میدن 🤔
حالا واسه مواد غذایی هم یکسری اطلاعات ذخیره میکنه و خاطره داره ازش و رفتار میکنه 😚😙
مثلا من کیک خامه دوستدارم و تو ذهنم خیلی خاطرات خوشی ازش دارم از طمش رنگش شکلش و وقتی با کیک خامه روبه رو میشم با توجه به خاطراتی که ازش دارم ازش میگیرم میخورم و میگم وای چه طعمی داره چقدر چسپید اصلا این یه چیز دیگه است و هی بیشتر میخورم و خودم کنترل نمیتونم کنم و میگم من اشتهام زیاده و نمیتونم خودم کنترل کنم درحالی که اشتها اصلا وجود نداره اشتها یک واکنش ذهنی نسبت به مواد غذایی است و خودمون ایجادش کردیم و یا در مورد زرشک پلو ماکارونی و یکسری اطلاعات کاذب در مورد مواد غذایی در ذهنمون ثبت میکنیم حالا چطور این این اطلاعات کاذب ثبت می کنیم ؟.
میایم در مورد مواد غذایی داستان برای خودمون مینویسم ودر ذهنمون از لذت های که از اون غذا بردیم ثبت می کنیم مثلاً وای اگه مرغ شکم پر باشه سالاد فصلی با زرشک پلو با نوشابه تو طبیعت ای خوردن داره چه طعمی داره یادت اون بار رفتیم مسافرت خوردیم چه حالی داد و وقتی ما با این غذا رو به رو میشیم معلومه کنترلمون از دست میدیم و زیاده روی میکنیم و آخر سر میگیم وای خیلی چاق کننده بود و بازم میخوریم و میگیم نه تقصیر من نیست اشتهام زیاده استعداد چاقی رو دارم و خودمون گول میزنیم 😶😐
اشتها خاطراتی است که خودمون از مواد غذایی داریم 😄😁
حالا اگه میخواهم لاغر بشیم وتا ابد لاغر بمونیم از روش لاغر با ذهن باید این اطلاعات در مورد مواد غذایی خاطرات اون مواد غذایی از بین ببریم کم کم باید به جایی برسیم که بدون توجه به مواد غذایی اندازه نیاز بدن مصرف کنیم مث افراد متناسب حتی از غذایی که خیلی هم دوست دارن اندازه نیازشون میخورن و عجله ای برای خوردن بیشتر نمیکنن یا داستان خیال پردازی در مورد چه طور خوردن غذا ندارن و غذا فقط در حد رفع نیاز بدن مصرف میشه مث آب برای گلدان اگه زیادی گل آب بدیم گل خراب میشه واگه کم آب بدیم گل خشک میشه ،😊😊
حالا شده حکایت ما انسان با طرز استفاده از غذا اگه زیاد بخوریم باعث مریضی پرخوری چاقی دل درد حالت تهوع میشیم واگه کم بخوریم دلمون ضعف میره انرژی نداریم سرگیجه داریم بیهوش میشیم ولی اگه اندازه نیاز بدن بخوریم همیشه سالم هستیم پر انرژی متناسب خوشحال با نشاط و در بهترین حالت خودمون بسر می بریم
باید سعی کنیم براساس اون خاطراتی که از مواد غذایی داریم غذا نخوریم و کلا خاطرات چاقی داستان های چطور خوردن فراموش کنیم و به عنوان ها مختلف زیاده از حد نخوریم مث این نذری است ثواب داره این بخور تازه آوردن حیف بمونه خراب میشه و هر عنوان دیگه. 🙄😒
یاد بگیریم مث افراد متناسب رفتار کنیم تا متناسب بشیم یعنی غذا فقط برای رفع نیاز بدن است نه واسه خوش گذرانی سرگرمی تفریح و خودمون کنترل کنیم که آیا گشنمون است یا داریم براساس خاطراتمون براساس مواد غذایی عمل میکنیم خودمون کنترل کنیم 😐😑
وهر وقت با غذا مورد علاقمون روبه رو شدیم نقشه نکشیم بهش فک نکنیم چون گفتیم فک کردن یعنی مرور خاطرات گذشته اندازه نیازمون بخوریم همین. 😋🤭🤗
وتا وقتی این آموزش های که مبینیم به عمل تبدیل نکنیم متناسب نخواهیم شد یعنی اگه کل آموزش ها فایل بنویسی بخونی حفظ کنی ولی بهش عمل نکنی هیج تغییری نمیکنی به قول استاد عطارروشن کار به عمل آید نه به حرف.
من خودم الان که یاد گرفتم و یادم میاد همیشه براساس اون خاطره ای که از اون مواد غذایی داشتم عمل کردم مثلا بستنی خیلی دوست داشتم و وقتی روبه رو میشدم باش با یکی دوتا خوردن کوتاه نمیومدم و نقشه ها داشتم براش از اون کاسه ها بزرگ بگیریم رنگی باشه روش پسته باشه برم زیر کولر با فلان فیلم چقدر میچسپه و براساس اون من میخوردم یا هر غذا دیگه که دوست داشتم و کلا فوری برنامش میرختم وای فردا برم فلان مواد بگیرم بیارم برای ناهارم وای چه میشه ای جون چه کیفی داره و موقع خوردنم خیلی ترس داشتم وای بدبخت شدم چاق شدم ای گشنه شکمو نمیتونی جلو خودت بگیری وای حتما چاق میشم حالا چکنم برم یه چایی بخورم تا چربی بسوزنه یا آب لیمو بخورم روش یا نارنج کلا واسه خودم داستان های داشتم واسه خوردن ،😄😆😄😃😀
خاطرات چاقی در من همیشه احساس چاقی بیشتر به وجود میآورد و برام لذت داشت پرورش ولی فوری میگفتم وای همونجوری خوردی که این شدی و ترس از چاقی در من بیشتر میکرد و خودم ضعیف تر در برابر چاقی میدیدم و کلا لاغر شدن برام یه رویا بود به جرعت میگم اگه این روش ذهنی نبود من تا ابد چاق میموندم چون راه روش صحیح بلد نبودم شبانه روز به چاقی توجه میکردم و فک میکردم دارم متناسب میشم در حالی که داشتم از لاغر شدن دور تر میشدم. 😱😫😰😨🤫
اما همین الانم که تازه است شروع کردم و دوهفته است خاطراتی در من از متناسب شدن ایجاد شده مثلا خوردنم کم شده حرص نمیخورم واسه خوردن بیشتر بی میل شدم نقطه سیری گشنگی یاد گرفتم ترسم کمتر شده و عمل میکنم بهش خیلی خوشحالم که دارم عمل میکنم علم بی عمل مانند درخت بی ثمر است فکرکردن به لاغری هم خودش آدم به وج میاره شور اشتیاق آدم زیاد میکنه کلا انگار قبلا زندان بودی الان آزاد شدی و خیلی لذت بخشه بیاییم این لذت شادی تفریح از تناسب اندام بخواهیم نه تو خوردن بیشتر دانبالش باشیم چون به ضرر خودمون عمل میکنیم مث آدمی که دندانش درد میکنه خرابه باید بکشه ولی میاد قرص میخوره اون قرص واسه یکساعت دوساعت کلا یا دو سه روز خوبش کنه ولی باز درد برمیگرده و شروع میشه درد دندان و ما همیشه اومدیم واسه یکساعت دوساعت لذت بردن خودمون چاق کردیم و به ضرر خودمون استفاده کردیم لذت شادی تفریح تو متناسب شدن ببینیم نه تو خوردن وقتی لاغر بشی کلا به همچی میرسی روحت ذهنت جسمت پر انرژی میشه شاد خوشحال با نشاط میشی آزادی تو انتخاب لباس با هر رنگ هر مدل آزادی تو خوردن با هر طمع نوع غذایی آزادی تو بازی کردن. با خیالت راحت عکس میندازی با خیالت راحت میرقصی تفریح میکنی و الگو میشی برای خانوادت اطرافیانت دوستات و اعتماد بنفست میاد بالا جوری که میگی این شد تونستم پس میتونم ثروتمندم بشم کلا دیگه خودت محتاج کسی نمیدونی چون راهش دیگه بلدی یاد گرفتی چطور از زنده بودن لذت ببری و تو هیچ زمینه ای دیگه ترس نداری مطمعنی به همچی میرسی غرورت اعتمادت ایمانت به خودت و خدای خودت برمیگرده و یه ناجی میشی برای بقیه که مشکل تورو دارن پس بیاییم عمل کنیم نتیجه بگیریم همین ،😍🤩😍🤩😍😊😊😊😍🤩😍
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستانی که این نوشته رو میخونند استاد حقیقتاًچندماهی هست که من با چند تا از دوستانم باهم به دوچرخه سواری میریم و چون تو این دوره بیمار کرونا هست و ورزش گروهی یا باشگاه دیگه ای نمیتونیم بریم این دوچرخه سواریه خیلی حال میده ولی حقیقتا چند وقتی هست که وقتی از رکاب زدن برمیگردم همش چشمم به لباسام که ببینم چقدر عرق کردم و اینکه این عرق کردن چقدر خوبه به جهت سوزاندن چربیها و لاغر شدن مخصوصا دیروز که آقای حسود خان زشت قشنگ روم کار میکرد و بهم میگفت ببین رکابیت چقدر خیس شده طوری که به روی لباس روش هم اثراتی گذاشته و اون لباستم خیس شده و منم دقیقا به اون نگاه کردم و خودمم خوش اومد از این کارم وخیلی کیف کردم که چه عرقی کردم و شگفتی اینه که من امروز زمانی که خواستم طبق معمول که در مرور دوره هستم فایل امروزم رو شروع کنم به گوش کردن وشما دقیقا در این فایل از همین مثال عرق کردن به جهت سختی در رسیدن به تناسب اندام صحبت کردین و اینکه غیر ممکن است تا زمانیکه ذهن ما نخواد و اون روبا خودمون همسو نکنیم اگه سختترین ورزشها رو انجام بدیم و کلی هم عرق بریزیم بازم فایده ای نداره و لاغر نمیشیم و من هم با گوش کردن این فایل بیشتر از قبل به این آگاهی رسیدم که عرق کردن و سختی کشیدن دلیلی برای لاغری نیست و از شما هم بخاطر این دوره و فایلهای شگفت انگیزتون سپاسگذارم که چه به موقع و در بهترین زمان به کمک من آمد و من رو نسبت به افکار اشتباهم آگاه کرد و از خداوند هم سپاسگذارم که من رو در این راه هدایت کرد تا به آرزوی خودم یعنی تناسب اندام برسم
ما از هر راهی که چاق شدیم باید از همون راه هم لاغر بشیم .
همه ی ما تجربه داشتیم که چاق شدیم و بر خلاف میل باطنی خودمون هی چاقتر هم شدیم .
پس بهترین راه بازگشت به محلی که بودیم برگشت از همون راه هست .
محل ذخیره ی خاطرات ذهن ما هست و هر چیزی که در ما احساس ایجاد میکنه در ذهن ما ثبت میشه یعنی ما در طول روز خیلی صحنه ها میبینیم ولی تنها اونی ماندگار و ذخیره میشه
که در ذهن ما تعییر احساس ایجاد کنه .
مغز ما با اطلاعاتی که در مورد اون موضوع بهش دادیم عمل میکنه و اگر اطلاعات غلط بدیم اونم غلط عمل میکنه و مغز به خودی خود هیچ کاری نمیتو نه بکنه و درواقع ذهن ما مثل دفتر سفیدی هست که با دادن هر اطلاعاتی درست یا علط ما داخل اون خطی کشیدیم و کم کم با بزرگتر شدن سن ما تبدیل شده به یه دفتر پر از خط پس مغز ما با اون همه اطلاعات یا همون خطهایی که داخلش کشیدیم و مرور کردن اونها ما رو وادار به انجام کاری میکنه و مرور کردن اونها همون فکر کردن هست .
مثلا :
اگر ما سالها قبل شنیده باشیم که فلانی کار خلافی کرده و دستگیرش کردن واگر بعدها اون فرد بخواد بیاد خونتون اولین چیزی که میاد در ذهن شما دستگیری فرد هست و افکاری در ذهن شما میاد که از همون اطلاعات شما در مورد اون فرد هست که مثلا باهاش در تماس نباش حالا ممکنه طرف کلی تغییر کرده باشه ولی ذهن اون خاطره رو در مورد اون فرد مرور میکنه و تصمیم میگیره .
پس ذهن ما بر اساس اطلاعاتی که دادیم تصمیم میگیره و عمل میکنه .
حالا در مورد خوردن هم خاطرات خیلی تاثیر داره
هر انسان هم بر اساس اون مواد غذایی که مصرف میکنه یه سری اطلاعات ذخیره داره مثلا : اگر در ذهن ما ایرانی ها قورمه سبری خیلی غذای لذیدی جا افتاده باشه وقتی این غذا رو دیدیم کلی به به و چه چه میگیم و بعد میخوریم ولی اگر همون غذا رو نشون یکی دیگه بدی که خارحی باشه و اصلا از اون تا حالا نخورده باشه شاید اصلا دوست نداشته باشه که اون رو بخوره و یا حتی خوشش نیاد تستش کنه .
حالا مسله ای که در افراد چاق هست و در افراد متناسب نیست چاقها کلی اطلاعات کاذب از غذاها دارن که باعث لذت و شادی و .. در اون افراد میشه طوری که فرد چاق نمیتونه روی خودش کنترلی داشته باشه یعنی برای یه سری مواد غذایی سناریو نویسی داریم مثلا برای ته دیگ وای اگه سیب باشه و .. چه میشود و هی بیشتر میخوریم یا مثلا آبگوشت وای نگو اگه از شب بزاریم جا بیفته تا فردا و با گوشت تازه و سیب و نون سنگک و … باشه خیلی حال میده و همین کار باعث میشه هر غذایی رو کلی بیشتر دوست داشته باشیم و باعث میشه نتونیم خودمون رو در خوردن کنترل کنیم و باعث پرخوری ما میشه و ما میگیم اشتهامون زیاده و دلیل چاقیمون میدونیمش که ما اشتها داریم و تقصیر ما نیست که چاق شدیم .
اشتها فقط یه واکنش ذهنی به مواد غدایی هست که خودمو ن ایجادش کردیم حتی کسایی که عصبی یا هیجانی میشن و بیشتر میخورن به خاطر اطلاعاتی هست که خودشون به ذهنشون دادن که وقتی عصبانی بشم باید زیاد بخورم .
اگر میخوای تا ابد متناسب بشی باید ارتباط بین خوردن با اطلاعات قبلی رو از بین ببری و بدون خاطره از اون غذا رفتار کنی مثل متناسبها که همه ی غداها رو به اندازه نیاز میخورن . متناسبها امکان نداره در غذایی خیلی زیاده روی کنن ممکنه چیزی رو بیشتر دوست داشته باشن ولی همون رو هم اندازه نیاز شون میخورن باید ببینی رفتار غذایت براساس چه خاطره ای هست که داری میخوری یا با چه اطللاعاتی داری میخوری .
مثلا در ماه محرم غذای نذری رو میارن و ما سیر هستیم اما چون نذری هست و در ذهن ما کلی اطلاعات هست که ثواب داره و …میخوریم اما نیاز نداریم و یا غذایی رو زیاد میخوریم چون سنیاریو براش داریم باید این خاطرات رو کمرنگ کنی و بدون این خاطره ها مثل متناسبها غذا بخوری و برای چگونه خوردن از غذا نقشه نکشین .
ما باید اموزشها رو به عمل در بیاریم تا تغییر رو ببینیم .
پس در زندگی روزمره آموزشها رو به عمل تبدیل کنید.
زندگی متناسبها با زندگی چاقها خیلی متفاوت هست.باید اقدام کنیم و خودمون رو از اسارت چاقی رها کنیم .
پس تصمیم بگیرید همت کنید و از راه جدید لاغری با ذهن برید جلو متناسب شدن سهم شما هست و طبیعی هست .
چونکه وقتی خواستین متناسب شدین با سختی بوده پس فکر میکنید لاغر شدن سخت هست اما ما راحت چاق شدیم پس راحت هم لاغر میشیم به شرطی که از راه درست حرکت کنید.
منم الان به جایی رسیدم که تا گرسنه نباشم از هیچ غذایی لذت نمیبرم و تمام غداها رو برای یه مورد میدونم رفع نیاز جسمم همین مثل بنزین
برای ماشین که بتونه ماشین کار کنه اما در مورد بعصی چیزا قبلا سناریو داشتم و حالا کمتر مثلا :
چیپس و پفک
پیتزا و ساندویچ و فست فود
شیرینی های کاکایویی و یا شکلاتی
ته دیگ
قورمه سبزی
کله پاچه
فسنجون
کلوچه های سنتی
ولی حالا دارم مثل متناسبها رفتار میکنم و تمام غذاها رو بدون خاطرات و سناریو و دلیل و برهان میخورم حالا یه جاهایی لغزش دارم ولی به نسبت گذشته بسیار کمتر شده
غذاها فقط و فقط و فقط و فقط برای رفع نیاز جسم ما هستن
نه برای لذت بردن
نه برای جلوگیری از اسراف
نه برای ثواب بردن
نه برای چاق شدن یا لاغر شدن
نه برای تفریح کردن
نه برای قوی شدن
نه برای بزرگ شدن
نه برای رفع هیچ بیماری
نه برای دخیره شدن در معده اگر غدا نبود
نه برای …
نشان های دریافت شده
ممنون دوست عزيز، مثال بنزين رو دوس داشتم براي ذهنم خوشايند اومد براي درك نياز بدن 💚
موفق باشيد در مسير شگفتي ساز شدن و ماندن💛
نشان های دریافت شده
وقت شما بخیر عزیزان
واقعا من دنبال همچین چیزی بودم و تسلیم شده بودم که خدا منو هدایت کرد به این مسیر که همونطور که چاق شده بودم همونطور هم لاغر بشم
دوست دارم همه چیز روند طبیعیشو داشته باشه دوست دارم شخصیتم به طور طبیعی عوض بشه
منم خاطرات زیادی دارم از خوردن مثلا فکر کنم وقتی با مامانم اینا هستیم از چیزهایی که قدیمها درست می کردن مامانم و مادر بزرگم خیلی یاد می کنیم البته دیگه اون چیزها و درست نمی کنن
مغز ما توانایی برای تصمیم نداره فقط اطلاعات و مرور می کنه از طریق دیده ها، شنیده ها و تجربیات
این سناریو سازی کردن که وای ته دیگ ماکارونی و… فکر می کنم من دیگه تا حدی نسبت به غذاها بی تفاوت شدم درست می کنم یکی از غذاهایی که خیلی دوست دارم عدس پلو هست که الان یادم اومد اگه درست کنم هنوزم زیادتر می خورم از بقیه چیزها کسی دوست نداره تو خونه من خیلی کم درست می کنم هر از گاهی ولی چون کسی دوست نداره ته دیگش هم همش می مونه برای خودم
باید بتونیم این خاطرات و کمتر کنیم و برای غذاها نقشه ذهنی نکشیم و بهش فکر نکنیم
نشان های دریافت شده
وقتی این فایل ارزشمند را شنیدم به یاد خاطرات زیادی که از غذا های دلخواه ام داشتم افتادم البته مدتی که در دوره پیشرفت کردم این خاطرات کاملا از ذهنم پاک شده واصلا دیگر بهش فکر نمیکردم قبل دوره وقتی جایی دور همی جمع میشدیم و وکباب درست میکردیم یادمه برای جمع از کباب درست کردن پدرم خیلی تعریف میکردم که چقدر خوش میگذشت وچه خاطراتی برای من زنده میشد یا از غذاهای خوشمزه مادرم که خاطراتی داشتم ویا دورهمی هایی که با خوردن زیاد در ارتباط بودیم تمام این داده هایی که از بچگی به ذهن امون سپرده بودیم چون احساس امون در آن لحظه خوب بود در ذهن ثبت شده بود واگر حایی میرفتم که مشابه آن غذاها بود ناخودآگاه به خاطر لذتی که از قبلش تو ذهن ام بوده بیشتر میخوردم وآن غذارا دوست میداشتم بعد شرکت در دوره وآگاهی هایی که پیدا کردم به طور ناخودآگاه دیگر آن خاطرات را ندارم چون در این مدت به آنها فکر نکردم وبه صورت عادی با غذا ها برخورد میکنم حتی در ی دور همی هم که داشتیم باز برخورد من به همین شکل بوده دیگر خیلی طعم غدا برایم مهم نیست که بخوام لذت بیشتری ببرم وبیشتر بخورم در همون حد نیاز که سیر شوم میخورم ودست از غذا برمیدارم چون تفکر خودم را تقییر دادم نمیخواهم مثل یک آدم چاق وپر خور که همش به فکر غدا ولذت غدا ست فکر کنم گرسنه ام شد میخورم حالا هرجی که دم دستم باشه نوع اش برام مهم نیست میخواد پلو خورشت باشه یا لقمه ایی نان وپنیر مهم اینه که گرسنه ام شد بخورم سیر شدم نخورم امیدوارم که رفتارم وعادت غذایی ام هروز متناسب تر تز گذشته بشه واشتباهات خوردن ام را بتوانم پیدا کنم ورفع اشان کنم
نشان های دریافت شده
خاطرات همان چیزی است که مانع رسیده ن به هدف ما از متناسب شدن هست این خاطرات در ذهن ما قرار دارند و من می خواهم این خاطرات را تغییر بدهم با تکرار این مساله که من نیازم برای دریافت انرژی به اندازه خفه شدنم از خوردن غذا نیست نیاز من به اندازه کافی از خواراکی هاست و من این مقدار را می دانم همه می دانیم فقط بهش توجه نکردیم من به احساس سیری در خودم توجه می کنم به محض اینکه طعم غذا در دهانم تغییر کند متوجه می شوم که باید استوپ کنم به صدای فرشته درونم گوش می کنم که می گوید کافیست و من استوپ می کنم خدای من چقدر به موقع بود استاد حرفهای شما دقیقا طوری برنامه ریزی شده که انگار از قبل پیشبینی کردید که ما با احساس مواجه می شویم متشکرم.
فایل “تاثیر خاطرات در لاغر شدن “:
مقدمه :
به نظر من، ما 80 درصد انچه را میشنویم یا میخوانیم در طی 3 روز فراموش میکنیم. با نوشتن انچه میاموزیم 75 تا 90 درصد مطالب به گنجینه ی خاطرات ما سپرده خواهد شد.
تجربیات من در طول دوره :
1. من الان در طول این 125 روزی که در این دوره هستم ، نوشتن تمرینها چه در جزوه دوره ،چه در سایت، دفترچه موفقیت من محسوب میشود، چون تجربه هایی که در این مدت داشته ام خیلی حالم را خوب کرده و اینقدر پسر و همسرم از من تعریف کرده اند در جهت اصول اخلاقی، که انگار خاطرات خوبم بیشتر از خاطرات بد من است. یعنی اگر گاهی خسته بودم و یا برای تمرینی خیلی وقت گذاشته ام تا انرا بفهمم ،باز هم چون خاطرات خوبم بیشتر بوده ، این دوره برای من تا حالا دوره موفقیت محسوب میشود. من دوست دارم که هر روز تمرینی را بنویسم چون لذت بخش است. زندگی باارزش ترین هدیه الهی است پس ارزش ثبت و نگهداری را نیز دارد.
2.در حال حاضر بزرگترین و مهمترین هدف من لاغری و تناسب اندام است. من موافقت و خوشی و لذایذ فراوانی را در لاغری و تناسب اندام مورد دلخواهم میبینم. تکرار این واقعیت در ذهنم به من کمک میکند که باور کنم من لاغر میشوم. دیدن عکسها در اتاق کارم، در یخچال و در کمدم خیلی به ذهن نا خود اگاه من کمک میکند که من خودم را لاغر بببینم.
3.من الان نسبت به غذا مثل سوخت بنزین به ماشین برای فقط انرژی گرفتن نگاه میکنم و بس. من هیجانی برای خوردن ندارم ولی به جای ان برای رقصیدن ، ورزش کردن ، ظرف شدن ، دوش گرفتن و کار کردن 8 تا 9 ساعت در روز جلوی کامپیوتر ، خوابيدن ، فیلم تماشا کردن و غیره هیجان دارم. من دارم این رفتارهای جدید را به عنوان خاطرات جدید به مغزم معرفی میکنم تا مغز و ذهن من در جهت بی انگیزگی نسبت به مواد غذایی برخود کند. من دارم اطلاعات ذخیره شده جدید را در مغزم مرتب به ان یاداوری میکنم تا اطلاعات جدید دستورکار جدید مغز و ذهن من شود و من متناسب شوم چون لاغری اسانترین کار دنیاست.
با تشکر و سپاس از همه شما عزیزان. ما همه با هم هر روز لاغر تر و لاغرتر میشویم ، فقط کافیست ان را بپذیریم و باورش کنیم.🙏
نشان های دریافت شده
با عرض سلام وادب🌺💐
مبحث اموزنده امروز این فایل آن طور که متبادر به ذهن میشود اینست که:
من برای متناسب شدن بی بازگشت وماندگار بایستی فلاش بگ ( عقب گرد) کنم به جاده با تجربهٰ چاقی ، جاده ایی که بدون استرس وبا خیال راحت ، بدون حتی لحظه ایی تردید تا الان میپیمودم وحس در مسیر بودن داشتم وغافل از انکه سالهاست از بزر گراه اصلی دور شدم بایستی بر گشت تا ابتدای ( جاده صحیح تناسب ) بزرگراه وادامه دادن ورسیدن به کمال( انتهای جاده) ان جا که هدف از خلقتم ( احسن الخالقین) بوده ولیاقت من از انسان بودنم هست ( زبیاترین مخلوق خداوند)👌🏻👌🏻❤️💃💃💃💃
واما ابزار ووسیله رسیدن وباز گشت وادامه دادن وماندن در این راه🤔🤔:
عملی کردن آموز های ذهنی وعادی سازی این راهکارها در زندگی روزمره👌🏻👌🏻
یکی از اصول کاربردی که بایستی به آن توجه کرد درهنگام روبرو شدن با مواد غذایی :
۱-عدم توجه به خاطرات ( اطلاعات غلطی که با حس لذتی که از تجربیات خوردنم در دفعات قبلی در من ایجاد وسیو گردیده ) ودر نتیجه واکنش ندادن به آن ماده غذایی( فرضا قورمه سبزی) که این امر (مرور خاطره)منجر به تصمیم غلط پرخوری من وتوجیه عقاید نادرست ( اشتهام زیاده) میشود👌🏻⛔️
۲-عدم توجه به خوردن بک ماده غذایی صرفا به خاطر عقیده مذهبی که سر پوشی است بر اضافه خوردن بدون نیاز واقعی وگرسنگی ( صرفا به خاطره نذری بودن وثواب داشتن)👌🏻⛔️
۳-عدم سناریو سازی ونقشه پردازی برای تهیه وخوردن یک ماده غذایی( فرضا ته دیگ سیب زمینی ماکارونی)👌🏻⛔️
۴-خلاصه اینکه با تمرین وممارست در برخوردباهر ماده غذایی بر اساس نیاز واقعی جسمی ام ( گرسنگی) و عدم توجه به نوع ماده غذایی( مرور خاطرات گذشته)و لذت وتفریح ، غذا بخورم ، که این خود اجرای یکی از بندهای مهم تعهدات میثاق نامه ام است که هر روز جلوی آینه وجودم چشم در چشم هدهد مهربونم( خدای درونم)تکرار می کنم ، می باشد و شگفتی و رمز موفقیتم جهت طی مسیر جاده، صحیح تناسب فکری وراه روشنم است جهت رسیدنم به قله رفیع تناسبم.👏👏👌🏻💃💃💃💃💃💃💃💃💃
سلام و درود
بله من هم همیشه موقعی که چیپس و پفت میخوام بخورم اواین چیزی که به ذهنم میاد لذت خوردن اون موقع مدرسه هست و همیشه بخاطر همون حس دلم هوس خوردن چیپس و پفک میکنه
و همینطور خوردن کباب که لذت تفریح و و صحرا رو یادمون میندازه و باعث میشه فرد بیشتر از نیازش بخوره چون اون حس لذت بهش القا میشه
نشان های دریافت شده
من از امروز سعی میکنم خاطرات بدم باغذاهارو به یاد بیارم وبااستفاده از اونا برای خوردنم تصمیم بگیرم البته خیلی از چیزهایی که خیلی علاقه داشتم مثل چیپس وپفک ونوشابه خیلی وقته که ازشون بدم میاد اصلا سراغشون نمیرم چون یه مدت بعد از خوردنشون حالم بد میشد والان میبینم که همون خاطرات بد باعث نفرت من از اونها شده وتاوقتی که احساس گرسنگی نداشته باشم از چیزی لذت نمیبرم