تو هم مثل خیلیها بارها تلاش کردی وزن کم کنی ولی نتیجه دلخواه نگرفتی؟ 😞
شاید مشکل فقط رژیم و ورزش نبوده، بلکه ریشهاش توی ذهنته! باورها و خاطراتی که درباره چاقی داری، مثل سنگی بزرگ روی دوشت سنگینی میکنن و مسیر لاغری رو سخت میکنن. 😔
اما خبر خوب اینه که با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری میتونی این سنگ رو برداری و راهی تازه برای رسیدن به تناسب اندام پیدا کنی. 🌱
چرا ذهن ما پر از خاطرات چاقی است؟ 🧠
ذهن انسان مثل یک آرشیو بینهایت بزرگ و جادویی است که هر تجربهای را با تمام جزئیاتش ثبت و ذخیره میکند؛ حتی خاطرات کوچکی که شاید اصلاً فکر نکنیم تاثیری روی زندگی روزمرهمان دارند.

این یعنی ذهن ما مثل یک کتابخانهی بزرگ است که هر لحظه و هر اتفاق را نگه میدارد و روی تصمیمات و رفتارهای ما تاثیر میگذارد. 🧠✨
برای افرادی که اضافه وزن دارند، این آرشیو ذهنی پر شده از خاطراتی است که مربوط به چاقی و تلاشهای گذشتهشان برای لاغر شدن است.
خاطراتی مثل شکستهای متعدد در رژیمهای سخت 🥗🚫، روزهای ناامیدی و خستگی 😞😓، و البته برگشت مکرر به وزن قبلی 🔄⚖️.
این خاطرات وقتی در ذهن ما تکرار میشوند، نقش یک سد بزرگ را بازی میکنند و جلوی پیشرفت و موفقیت ما را میگیرند.
هر بار که تلاش میکنیم و نتیجه نمیگیریم، ذهن ما تصویری از آن شکست را ذخیره میکند و این تصویر مثل یک چراغ قرمز 🚦 هشدار میدهد که میگوید: «دوباره نمیشود» 🚫، «من نمیتوانم لاغر شوم» 🙅♂️ یا «همیشه چاق میمانم» 🐘.
این چرخهی تکراری و خستهکننده باعث میشود هر بار که تصمیم میگیریم دوباره مسیر لاغری را شروع کنیم، ذهنمان با ترس 😰، نگرانی 😟 و خاطرات شکستهای گذشته پر شود و انگیزه و اشتیاقمان به شدت کاهش یابد. 😞💔

تاثیر خاطرات و باورهای ذهنی بر لاغری 🧠💭
خاطرات چاقی فقط یادآور شکستهای گذشته نیستند؛ آنها مثل چراغهای هشدار در ذهن ما عمل میکنند که مستقیم روی رفتارها و تصمیماتمان تاثیر میگذارند.
وقتی به یاد میآوریم که بعد از یک پرخوری چقدر احساس بدی داشتیم، یا رژیممان شکست خورد، این خاطرات مثل یک تله ذهنی عمل میکنند.
مثلاً بعد از یک پرخوری احساس عذاب وجدان میکنیم 😔، قول میدهیم که دیگر این کار را نکنیم، اما چون این خاطرات پرخوری و شکست در ذهنمان ثبت شده، دفعه بعد خیلی راحتتر دوباره به همان رفتارهای قبلی بازمیگردیم.
این چرخه باطل 🔄 انگار ما را در دام خود میاندازد و خیلی سخت میتوانیم از آن رهایی پیدا کنیم.
چرا تغییر باورهای ذهنی برای لاغری ضروری است؟ 🔑🧠
ببین، خیلی از ما فکر میکنیم اگر فقط رژیم بگیریم یا ورزش کنیم، حتماً لاغر میشویم و این موضوع فقط به تلاش فیزیکی ربط دارد. اما واقعیت این است که این فقط نصف داستان است!
تمرکز صرف روی رفتارهای ظاهری مثل رژیم گرفتن یا ورزش کردن معمولاً ما را به نتیجهای کوتاهمدت میرساند.
چرا؟ چون همان خاطرات ذهنی و باورهای قدیمی هنوز در ذهنمان فعال هستند و مثل یک نیروی مخفی، بعد از مدتی دوباره همان رفتارهای قدیمی و ناسالم را به وجود میآورند. 🌀
تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یعنی اینکه ریشهای و عمیقاً در ذهنمان دست ببریم و طوری برنامهریزی کنیم که رفتارهای جدید و سالمتر به شکل طبیعی و خودبهخود در زندگی ما جایگزین شوند. 🌱✨
وقتی باور کنیم که میتوانیم لاغر شویم و سلامتی را انتخاب کنیم، ذهن ما خودش شروع به هدایت ما به سمت انتخابهای بهتر و سبک زندگی سالمتر میکند.
این یعنی دیگر لازم نیست با خودمان دائم جنگ و جدل داشته باشیم، مجبور نباشیم به زور رژیم بگیریم یا زورکی ورزش کنیم.
ذهنمان به شکلی نرم و آرام مسیر موفقیت را باز میکند و ما را به سمت اهدافمان میکشاند. 🎯🌈
پس اگر واقعاً میخواهی نتیجهای بلندمدت و ماندگار داشته باشی، تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را در اولویت قرار بده.

۷ راهکار کلیدی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯
تغییر باورهای ذهنی مثل بازسازی یک باغ پر از گلهای رنگارنگ 🌷🌼 هست که باید هر روز بهش رسیدگی کنی تا شکوفا بشه. هر قدم کوچیکی که برمیداری، تو رو به هدف لاغری پایدار و ذهنی سالمتر نزدیکتر میکنه 💪🧠.
در ادامه این ۷ بخش جذاب و کاربردی رو میبینی که مثل چراغ راهنمای مسیر تو برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری عمل میکنن 🚦🌟.
۱. آگاه شدن به باورهای محدودکننده ✍️
اولین قدم برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری این است که باورهای منفی و محدودکنندهای که درباره لاغری و وزن داری را شناسایی کنی.
مثلاً ممکن است باور داشته باشی: «من همیشه چاق میمانم» یا «من اراده کافی برای لاغری ندارم». نوشتن این باورها کمک میکند که آنها را از ذهن ناخودآگاه بیرون بکشی و روی آنها کار کنی.
۲. جایگزینی باورهای منفی با افکار مثبت 💪✨
وقتی باورهای منفی را شناختی، وقت آن است که آنها را با افکار مثبت جایگزین کنی.
برای مثال به جای «نمیتوانم لاغر شوم» بگو: «من هر روز قدم کوچکی برای لاغر شدن برمیدارم و موفق میشوم.» این جملات تاکیدی را هر روز با تمرکز و احساس بگو تا باورهای جدید در ذهنت شکل بگیرند.
۳. تصویرسازی ذهنی موفقیت 🖼️🌟
تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری است.
هر روز چند دقیقه خودت را تصور کن که به وزن دلخواهت رسیدهای، لباسهای مورد علاقهات را میپوشی، احساس سبکی و شادی میکنی. این تصاویر ذهنی به مرور باورها و احساسات مثبت را در تو ایجاد میکنند و به رفتارهای سالم هدایتت میکنند.
۴. استمرار در تمرینهای ذهنی ⏳📅
تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک روند زمانبر است و نیاز به تمرین روزانه و مداوم دارد.
مثل ورزش و یادگیری یک مهارت جدید، هر روز باید زمان مشخصی را به تمرین ذهنی اختصاص دهی تا ذهنات کاملاً با باورهای جدید هماهنگ شود.
۵. نوشتن خاطرات و احساسات 📝💡
نوشتن درباره خاطرات چاقی و احساسات مرتبط کمک میکند بار منفی آنها کاهش یابد و ذهن برای تغییر آماده شود.
یک دفترچه داشته باش و خاطرات، ترسها و نگرانیهای خود را بنویس. سپس سعی کن درباره راههای مقابله با آنها فکر کنی و راهکار بنویسی.
۶. ارتباط با افرادی که مسیر مشابهی را رفتهاند 🤝❤️
دیدن و شنیدن داستانهای موفقیت دیگران باعث میشود باور کنیم که ما هم میتوانیم تغییر کنیم.
عضویت در گروه دورهمی لاغری با ذهن در تلگرام، دنبال کردن افراد موفق در بخش نظرات سایت تناسب فکری و شنیدن تجربیات آنها برای انگیزه دادن به خودمان خیلی مهم است.
۷. صبوری و مهربانی با خود 🎉🌷
فراموش نکن که تغییر باورهای ذهنی برای لاغری فرایندی زمانبر است و هر کس با سرعت خودش پیش میرود.
نباید از خودت انتظار داشته باشی یک شبه همه چیز تغییر کند. هر قدم کوچک را جشن بگیر و به خودت برای تلاشهایت افتخار کن.
این ۷ بخش مهم پایههای اصلی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری را تشکیل میدهند.
با تمرین مستمر و توجه به هر یک از این مراحل، میتوانی گام به گام باورهای قدیمی و محدودکننده را کنار بگذاری و باورهای جدید و مثبت بسازی که مسیر لاغری را هموارتر و پایدارتر میکنند. 🌟🚀
جمعبندی تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 🎯🧠
دوست خوبم، الان که مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو بهتر شناختی، باید بدونی که این تغییر، کلید طلایی رسیدن به وزن ایدهآل و حفظ اون برای همیشه است. 🔑🌟
چرخهی شکستهای گذشته که باعث ناامیدی و دلزدگی شده بود، بهطور کامل شکسته میشود و مسیر جدیدی برای رسیدن به لاغری پایدار برات باز میشه. 🚀💖
اما مسیر تغییر باورهای ذهنی برای لاغری یک فرآیند زمانبر و مستمر است که نیاز به آموزش دقیق، تمرین منظم و حمایت دارد.
استفاده از دوره پیشرفته لاغری با ذهن برای تغییر باورها به تو کمک میکند تا این مسیر را سریعتر، لذتبخشتر و موثرتر طی کنی.
در این دوره، با تکنیکهای علمی و تمرینات تخصصی آشنا میشوی که باورهای قدیمی و محدودکننده را جایگزین باورهای قدرتمند و مثبت میکنند.
با تمرینهای ساده و گامبهگام، اشتیاق و انگیزهات برای ادامه مسیر بالا میرود و تغییرات واقعی و پایدار در ذهن و جسمات شکل میگیرد. 🌱✨
پس از امروز، با آگاهی کامل، اشتیاق فراوان و پشتکار مسیر لاغری را با آرامش و انگیزه ادامه بده.
فراموش نکن که تو شایستهی بهترین نسخه از خودت هستی و با تغییر باورهای ذهنی برای لاغری، میتوانی به آرزوهایات برسید. 🌈💪
📝 سوالات تمرینی برای تغییر باورهای ذهنی برای لاغری 💡
- محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید و به شباهت عملکرد خود با آنچه شرح داده شده است توجه کنید. 👀
- محتوای آموزشی را با دقت گوش کنید و نکات مهم را یادداشت کنید. 🎧📝
- درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید؛ چه خاطرهای از چاق شدن و چاقتر شدن دارید؟ 🧠💭
- تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاقتر شدن بنویسید. 😞📉
- خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد میکند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما به وجود میآورد؟ ❤️🔥✨
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🤗
خیلی دوست دارم تجربهها و احساسات خودت درباره تغییر باورهای ذهنی برای لاغری رو در بخش نظرات با من و دیگر دوستان به اشتراک بذاری.
هر چقدر بیشتر درباره این مسیر حرف بزنیم و حمایت کنیم، انگیزهمون برای ادامه راه قویتر میشه. 🤝💖
پس حتماً نظر و سوالهات رو با من مطرح کن، اینجا جای یادگیری و رشد مشترک ماست! 🌟👥
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.79 از 95 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد
خاطرات چاقی خیلی زیاد یادم یه روز دختر عموم که متناسب یک سالاد جدید یک جا خورده بود و داشت به من یاد میداد گفتم مزش چه طور بود گفت مزش یادم نیست خیلی تعجب کردم چون من همیشه تمام مزه ها یادم میموند ولی الان میفهمم چرا یادش نبود چون برای اون چیزهای با اهمیت تری از غذا وجود داشت مثلا لباسهایی که تو مهمانیها میبینه با تمام جزییات تعریف میکنه یک دوست دارم که خیلی چاق و یک بار یک خوراک چینی به من اموزش داد بعد ها پرسیدم راستی اون غذا رو از کجا یاد گرفتی گفت از تو فلان فیلم خیلی تعجب کردم چون اصلا موضوع اون فیلم اشپزی نبود یعنی فرد چاق هر موضوعی به خوردن ختم میکنه
لوبیا پلو همش برای من خاطرست برای همین خیلی میخورم حالا فرقی نمیکنه چه کیفیتی داشته باشه یا چه ته دیگی داشته باشه تفاوت بین چاق ها و لاغرها
چاق ها تمام غذاها رو دوست دارن و بعضی از غذا ها رو بیشتر
لاغرها همیشه لیستی از غذاهایی که دوست ندارن همراهشون واصلا همه اون ها رو با اون مشخصات میشناسن
یک بار همسرم گفت تمام خاطراتت به خوردن ختم میشه و خیلی ناراحت شدم ولی اون راست میگفت
تاثیر خاطرات چاقی
واقعا چاقی هیچ چیز قشنگی نداره جز تحقیر و عدم اعتماد به نفس چه مهمونیهایی که به خاطر چاقی نرفتم چه لباسهایی که به خاطر چاقی نپوشیدم
دیروز یک لباس پوشیدم که من چاق نشون میداد و واقعا نا امید شدم و زیادی خوردم اگر چاقی ذهنی نیست پس چی مگه نه اینکه من با بد شدن احساسم به ذهنم دستور خوردن دادم پس باید با خوب شدن احساس به ذهنم دستور نخوردن بدم
دنیای لاغری
پر از عشق* پر از رنگ* پر از هیجان* پر از امید *
سلام خدمت همه عزیزان
اگه این خاطراتی که استاد فرمودند واقعین نداشت که ما این وضع رو نداشتیم از دیدن خوراکیهاوانواع غذاهای جنوبی شنیدن از این واون در باره غذا ها پرخوریها دم به دقیقه خوردنها به خصوص غذاهایی که عاشقش بودیم خوردن استانبولی پرگوشت چرب وچیلی اونهم با نون ،خوردن نون گرم نانوایی تا برسی به خونه ،خوردن املت با تخم مرغ زیاد با خوردن کره محلی ،ابنقدر پیش میری که دیگه دیگران با انگشت نشونت میدن وبی تابی کردنت موقع خواب فشار بالا….یه مرتبه به خودت میای که باید کاری کنی متوسل شدن به انواع روشها…وخسته شدن و بازگشت به نقطه اول .روز از نو روزی از نوع سراپا ناامید وعصبی شدن که دیگه نمیتونم به زندگی ادامه بدم با این افکار چاق کننده دوباره چاقتر میشی .
وقتی احساس بداز چاق شدن میاد تو ذهنت روز به روز تا امیدوار ودر نتیجه چاقتر میشی .
ولی اگر به لاغری با قدرت ذهن فکر کنی واگاهیهای خودتو در باره لاغری با این روش ببری بالا افکار خوب و احساس خوب وورفتار خوب از خودت نشون میدید ودرنتیجهدر جسمت به وضوح تغییر رو میبینی.
نشان های دریافت شده
سلام . برداشت گام ۱۷ تاثیر خاطرات
شاید توضیحاتی که استاد تو این گام دادند هم یکی از دلایل مهم چاق شدن من بود
انقدر برای لاغر شدن روشهای غلط در ذهنم تلنبار کرده ام ، که واقعا اگر بخواهم دونه دونه مورد بررسی و تحلیل قرار بدم کلی زمانبر خواهد بود آنقدر در این روشهای غلط مرا از غذاها ترساندند و از تفکیک غذاها و داشتن مقدار کالریشان در گوش من خواندند که الان کاملا از حفظم که هر غذا با چه مقدارش چقدر کالری داره ، تخم مرغ کامل ۷۰ کالری 😆سفیده ۲۰ کالری و زرده ۵۰ کالری ، پس زرده رو نخور و سفیده را در وعده ی صبحانه بخور😆😆😆❌❌
وای خدای من ،
البته لازم به ذکر است من با این شمارش کالری که ابداعی خودم بود تونستم وزنم رو در سال ۹۴ که دو رقمی شده بود رو یه ۱۰ کیلویی کاهش بدم اما خب آن هم باور خودم بودم که یه عمر بین غذاها تفکیک ایجاد کرده بودم و طبیعی بود با استفاده از همان باور چند کیلویی کم کنم
اینجا باید یاداوری کنم ،
حتی آن وقتها هم با هر روشی که کاهش وزن داشتم باز ذهنم بود که همکاری میکرد و طبق فرمولا و باورایی که از اول اون روش بهش میدادم شروع به لاغر کردن من میکرد و دقیقا تا زمانی که فرمولای ذهنی و باورها یم نسبت به اون روش کمرنگ میشدن لاغری من هم آرام آرام متوقف میشد
خب بگذریم
تمام این خاطرات و یاداوریها نشون میده که در گوشه گوشه ی ذهنم کلی از این خاطرات دارم که به محض یکی دو روز گوش نکردن حرفای صحیح لاغری دوباره فعال میشن و شروع به تراوش میکنن مثل همین چند روز که از فرمول سازیام یکم غافل شدم و چه به موقع بود فایل ۱۷حالامن می مانم و اینکه باید خیلی کار کنم و برای تثبیت باورای لاغریم و پیاده کردن انها در زندگیم تکرار و تمرین و مرور گامهای قبلی را بیشتر کنم شاید خیلی بیشتر از انهایی که تا بحال یکی دو باری وزن کم کرده باشند و فرمولای چاقی کمتری در ذهنشون دارن
در ذهن من فرمولای لاغریه کمی وجود داره ، این فرمولا در طول این سه ماه که گامها رو در حال یادگیری هستم در ذهنم ایجاد کردم خب کاملا طبیعی که هنوز ضعیف باشه و نیاز به رسیدگی بیشتر داشته باشه
ماهیت ذهن من با اینکه از سه سال پیش با این روش اشنا شده ولی تازه از اول شروع این گام هاست که داره دقیقا پی می بره که چی به چی هست . ☺️☺️
خب پس بهش حق میدم و توقع زیادی ازش ندارم .
میخوام بجای مرور خاطراتی که از قبل گوشه و کنار ذهنم هست دست بردارم و بجای نگاه کردن و توجه کردن به انها تمرکزم را به جوانه های کوچک لاغریم بدهم میخواهم فرمولایی که تا امروز از این ۱۷ گام یاد گرفتم را مرور کنم چون فکر میکنم اینجوری ذهنم بیشتر یاری میکنه و حالم خیلی عالیتر میشه
من از اول این گامها اموختم که
🔴 اولا باید با ایمان به این روش وارد مسیر شوم و چون چاقی من هم دقیقا ذهنی بود قطعا لاغری من هم از همین راه خواهد بود و ایمان دارم که از این روش نتیجه خواهم گرفت ✔️
🔴 ذهن من همانگونه که توانایی چاق کردن منو داشت براحتی میتونه منو لاغر کنه یعنی توانمندی لاغر شدن هم داره خب طبیعی وقتی این همه سال نا دیده اش گرفتم کمرنگ شده و به یاری خداوند و یادگیری لاغری مطمئنم که از نو بازسازی میشه و کارش رو شروع میکنه من لاغری را می پذیرم و با تمام قدرت چاقی را رد میکنم چون به یقین رسیده ام که لاغری ذاتا در من وجود داره و با اینکه من از دوران جنینی چاق بودم اما
در بدو آفرینشم ، سلول های من هم مثل بقیه بود و با افراد متناسب هیچ فرقی نداشت فقط تاثیر فرمولا در من یکم زودتر اتفاق افتاده همین و بس ☺️
پس متناسب شدن ذاتی در من هست و قطعا میتونم خیلی طبیعی لاغر بشم پس با تمام وجود خودم را لایقش میدانم و با جان و دل پذیرایش هستم چون واقعا عاشقش هستم ❤️
🔴 فرمول بعدی در مورد غذاهاست ، غذا نعمت الهیست و افریده ی پروردگار برای خوب شدن حال ما و طی کردن مسیر زندگی یعنی این غذا کاملا همسو با ماست و در جهت پیشرفت و ترقی ما .
خب حالا که من قبلا استفاده ی نا بجا از اون داشتم 👇🏼👇🏼
ازش می ترسیدم ، که یا اینقدر خودم را از داشتنش محروم میکردم که در حسرت و عذاب بودم و یا گاهی اوقات اینقدر مصرفش می کردم که به حال بد و شکم درد دچار میشدم
پس نمیشه بگم چون من رفتارم با غذا غلط بوده بیام و هزاران برچسب بی مورد بهش بزنم
ارام باشم با لذت به اندازه ی نیاز آن روزم مصرفش کنم و حالا اگر هم کمی بیشتر از نیاز بود با افکارم کار و خراب نکنم چون اتفاقی نیفتاده دستگاه دفع هست و بدن من هوشمنده و براحتی مازاد را دفع میکنه
خب پس دیگه فکر کردن و توجه نداره ، اتفاقا این توجهاته که چاق میکنه و من و از مسیر اصلی که کار روی فرمولهاست دور میکنه
🔴باید به هر طریقی میتونم انتظار لاغری را در خودم بالا ببرم یعنی اینو با خودم تکرار کنم منی که در حال کار کردن و تکرار و تمرین هستم و با عشق در حال فرمول سازی های جدید لاغری هستم و ایمان دارم که که لاغر شدنم فقط از همین راهه
خب قطعا پایان این راه هم بهشت لاغری من و سرزمین لاغریه منه 🌸🌸
به قول فاطمه سادات که مثال خوبی زد خب وقتی ما ایمان داریم مسیر رفتن به مشهد این راهه و پایانش شهر مشهده پس طبیعی که با طی شدن هر کیلومتر از مسیر ما در حال نزدیکتر شدن به هدف هستیم دیگه پس شک و دو دلی نمی مونه
و فقط باید از مسیر لذت ببریم که هر روز به هدف نزدیک و نزدیکتر میشیم خب باور همین نکته باعث میشه که من منتظر لاغری باشم چون من هم الان سه ماه میشه که مسیر لاغریم را آغاز کردم و در حال عبور از موانع هستم و با لذت به جلو گام بر میدارم پس طبیعی که لاغری قطعا در من اتفاق میافته و نتیجه ی گام گذاشتن تو جاده ی لاغری لاغریه دیگه ☺️☺️
خب با مروره این فرمولای جدید و صحیح لاغری کلی حالم بهتر شد و همین مرور فرمولا کلی میتونه جلوی پیشرفت خاطرات چاقی رو در ذهن من بگیره و کمرنگشون کنه
من تصمیم گرفتم که دیگر زیاد به ان موقع ها فکر نکنم درسته که ما باید از همان قوانین چاقی برای لاغری استفاده کنیم اما بها دادن بیش از حد و توجه کردن به ان فرمولا ممکنه نتیجه ی معکوس بزاره و اونا پر رنگ کنه
من تصمیم میگیرم از امروز این فرمولای لاغری رو چندین و چند بار برای خودم تکرار کنم تا هر چه بیشتر در ذهنم ملکه بشن و به تثبیت برسن
من دیگر به چاقی نمی اندیشم نه به خودش نه به خاطراتش نه به مشتقاتش ❌❌
من در مسیر لاغریم پس طبیعیست وقتی در این مسیرم اتفاقاتی از این دست برایم می افته پس طبیعیست اگر باور و یقین قلبی دارم در مسیر لاغریم تمام کارهای من در جهت لاغر شدن من است و خدا رو شکر که در این مسیر تنها نیستم ، دوستانم و استاد را کنار خودم دارم که با سخنانشان مرا مصممتر میکنند
و از همه مهمتر خدایم را دارم که مرا به این مسیر سراسر آرام بخش دعوت و هدایت کرد پس حتما او در من توانایی لاغرشدن را دید که خیلی خودبخود به این سمت کشاند ممنونم ای عشق بی حدو حساب من 💚💚
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی🌹
ما همیشه فکر می کردیم که عوامل ژنتیکی و ارثی و خوش اشتها بودن و عدم تحرک و کم کاری غده تیروئید و شغل پشت میزی و …. عامل چاقی ما بوده 😔 و به این نتیجه رسیده بودیم که باید تمام تلاش خودمون کنیم که لاغر بشیم برای همین سال های زیادی با روی آوردن به انواع مختلف رژیم ها وبه تبع اون فشار و سختی که به خودمون میدادیم که بتونیم چند کیلو لاغر بشیم دوران سختی رو پشت سر گذاشتیم هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی وروانی😔 چاق شده بودیم و هزار تا مشکل برای خودمون رقم زده بودیم از بس که طعنه شنیدیم که کم بخور از درب اتاق رد نمیشی توی مهمونی ها فکر می کردیم همه چشمشون روی غذای ما هست که چقدر میخوریم فقط دنبال لاغر شدن بودیم به قول گفتنی می خواستیم راه صد ساله رو یه شبه بریم مثل آدم هایی که دلشون میخاد یه شبه پولدار بشوند ودست به کارهای خطرآفرین میزنند و گاهی هم ممکنه جانشون در خطر بیافته ما هم انواع رژیم های گرفتیم که به قول گفتنی میخواستیم ابروش رو درست کنیم زدیم چشمش هم کور کردیم دلمون خوش بود که چربی هامون آب میشه غافل از اینکه معده مون رو داغون کردیم و گاهی ریزش مو گرفتیم و هزارتا مشکلی که بعد ها فهمیدیم دلیلیش نرسیدن یکی از ویتامین های مورد نیاز بدن بوده که در رژیم غذایی ما جای نداشته و کمبود اون باعث این مشکل شده😔 چقدر تلاش بی فایده کردیم و کل اضافه وزنمون به راحتی برمی گشت با دیدن تبلیغات و تماشای افرادی که از اون روش ها لاغر شده بودند کلی حرص میخوردیم که ما ناتوان هستیم و اونا توانمند بودن که تونستند از این روش لاغر بشوند و این سرنوشت نهایی ما هست که چاق بمونیم 😔و دنیایی سرشار از یاس و نا امیدی برا خودمون برای رسیدن به تک تک آرزوهامون می ساختیم😔 دنیایی که خبری از اعتماد به نفس و روحیه شاد و احساس توانمند بودن و لایق بهترین زندگی و پوشیدن لباس های رنگ شاد و خوشکل و لذت خوردن غذاهایی که دوست داریم و… نبود😔
تا اینکه استاد حرفی رو زدن که راه گشای زندگی ما شد و امیدی برای حل مشکل چاقی ما شد و اون جمله این بود که ما از طریق ذهن چاق شدیم😍و همه ی ما حیران 😯که در تمام این مدت ما دچار اشتباه شده بودیم که این عوامل های مختلف ژنتیک و عدم تحرکی و…رو باعث چاقی خودمون می دونستیم و تنها مشکل ما باورهای ذهنی اشتباه بوده😊 تا اینکه شروع به ریشه یابی باورهای اشتباه چاقی و آوردن نمونه بارز علیه دلیل های اشتباه چاقی مون کم کم شروع به جایگزینی باورهای صحیح لاغری به جای باورهای اشتباه چاقی کردیم 😊 و در یک پروسه زمانی کوتاه مدت نتیجه های جسمی و روحی عالی و امیدوار کننده دیدیم 😍 دیگه خبر از کوه سبزی جات و خام گیاه خواری و ورزش های سخت و طاقت فرسا و قرنطینه ی خوراکی های خوشمزه و داغونی معده و ریزش مو و افسرگی و ناتوانی و… نبود 😊 از اونجایی که ذهن اصولا دنبال راحت طلبی خودشه و این روش هم سختی توی برنامه هاش نداره و برعکس دنیایی از اعتماد به نفس و امید و عشق و لذت و خوشی توی دل خودش داره که حسابی به آدم روحیه میده و همیشه شاد و شنگووولمون میکنه😊همین عامل سبب شد که درک این موضوع که ذهن عامل چاقی بوده برای ذهن و جسم راحت تر بشه و ذهن قبول کنه که مسیر رو اشتباه رفته بوده و الان به لطف خدا مسیر صحیح رو پیدا کرده و تمام تلاش خودش میکنه که به نتیجه دلخواه برسه 😊
🌹آره باید از همون مسیری که چاق شدیم لاغر بشویم یعنی لاغری با ذهن😊🌹👈چون توی مسیر چاقی من بدون هیچ ترس و واهمه ای همه ی غذاهارو با لذت می خوردم 👈👈پس برای لاغر شدن هم باید بدون هیچ ترس و واهمه ای و با لذت غذا بخورم😊( چیزی که در هیچ کدام از رژیم ها و روش های لاغری دیده نمیشد و حتما پرهیز غذایی داشتیم😔و با هزارتا استرس دوتا لقمه غذا میخوردیم و بعدشم اینقدر سرکوفت خودمون میزدیم که دعا میکردیم کاش زمان برگرده و ما اون دو لقمه هم نمیخوردیم)👈توی مسیر چاقی اضافه وزن هایی که نصیبم میشد اصلا بدنم بهش فشار نمیومد و من خیلی وقت ها متوجه نمیشدم که دارم چاق میشم از تغییر سایز لباس هام می فهمیدم 👈👈توی مسیر لاغری هم باید همینجوری باشه و متوجه آب شدن چربی های بدنم نشم و از تغییر سایزهای لباس هام متوجه بشم (برخلاف روشهای دیگر لاغری که مجبور بودیم کالری شمار غذا بخوریم و گرم گرم از وزنمون کم کنیم و مدام روی ترازو باشیم😔)👈توی چاقی من هیچ سختی به خودم ندادم و راحت چاق شدم 👈👈توی مسیر لاغری هم باید هیچ سختی به خودم ندم و راحت لاغر بشم توی لاغری با ذهن اصل و اساس کار بر راحت گرفتن لاغر شدن هست و به قول استاد لاغرشدن راحت ترین کار دنیاست😊 بارها شنیدم استاد گفتن اگر دچار سختی توی این مسیرشدید دوره رو رها کنید یعنی اصل بر راحتی هست این مسیرپراز لذت و شور و اشتیاقه 😊( برخلاف سایر روش ها و رژیم ها که به خاطر سختی و طاقت فرسا بودنشون مجبور بودیم رهایش کنیم😔)👈توی مسیر چاقی من هیچ وقت برنامه غذایی مشخصی نداشتم و سر ساعت خاصی یک غذای چرب وخوشمزه نخوردم 👈👈توی مسیر لاغری هم نباید خبری از برنامه غذایی مشخص و سرساعت خوردن غذای خاصی نباشه😊(برخلاف رژیم ها که همیشه مثل یک آدم مریض که باید سر ساعت قرص هاش رو بخوره مقدار غذاها مشخص و ساعت خاصی برای خوردن انواع دمنوش ها وخوراکی ها بوده)👈 من یه شبه چاق نشدم و چند سال زمان برد تا چاق شدم و چاق موندم👈👈توی مسیر لاغری هم زمان لازمه تا به تناسب اندام اولیه خودم برسمو متناسب همیشگی بمونم😊(برخلاف زمان در رژیم ها که خیلی کوتاه و زود به مقصد لاغری زود گذر میرسه😔)👈 توی مسیر چاقی ما خودمون بر اساس باورهای ذهنی و به صورت ناخداگاه رفتار کردیم و چاق شدیم 👈👈توی مسیرلاغری هم باید براساس باورهای ذهنی صحیح به صورت ناخداگاه رفتار کنیم تا لاغر بشیم (چیزی که در هیچ روشی جز لاغری با ذهن دیده نمیشه😊 )
من همونجوری که در ذهنم لیاقت چاق شدن رو طراحی کردم باید لیاقت لاغر شدن و لذت بردن از تمام نعمت های خدا دادی طراحی کنم😊
پس پیش به سوی بهترین اندام و حال خوش😊
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم
گام هفدهم تاثیر خاطرات .
اگر لاغری بدون بازگشت را میخواهیم باید از طریقی که چاق شدیم دوباره لاغر شویم .ما برای چاق شدن هیچ زحمتی نکشیدیم، هیچ رنجی را متحمل نشدیم بلکه خودبخودی چاق شدیم برای لاغری هم هیچ زحمتی نمیخواد بکشیم فقط فرمول های اشتباه را حذف و به جای آنها فورمول های درست لاغری،را گذاشته و با استمرار و تمرین کردن می توان به راحتی لاغر شویم .
ذهن افراد چاق مملو از خاطرات چاقی است با این ذهن پر از خاطره چاقی نمی توان لاغر شد برای لاغر شدن باید خاطرات لاغر شدن را در ذهن ایجاد کرد
شکل گیری این خاطرات آینه که ما هر،وقت می خواستیم لاغر شویم و اقدام میکردیم اما با شکست،روبرو می شدیم و مرور این خاطرات باعث میشد که،هر وقت تصمیم برای لاغری می گرفتیم و از هر روشی استفاده میکردیم بعد از چند روز اشتیاق خود را از دست میدادیم و آن روش را رها میکردیم .
در مورد خاطرات یه مثال شما،از سالها قبل شنیدی که فلانی را به خاطر انجام کاری دستگیر کردن با اینکه چند سال از،اون حادثه میگذره ولی اگر اون طرف بخواد بیاد خونت بلافاصله این خاطره یادت میاد و دوست نداری با اون فرد رابطه داشتی باشی .
یا اینکه افراد چاق در مورد غذا این خاطرات را دارن مثلا قورمه سبزی چقدر با آب و تاب تعریف میکنه و بعضی از،غذاهای دیگه که این اطلاعات کاذب می باشن چون این اطلاعات با احساس ما تداخل میکنه و باعث میشه که ذهن ما واکنش نشون میده و به عنوان اشتها از آن نام میبرن و این ناشی از خاطراتی هست که ما در ذهن خود ذخیره داریم از بس که شنیدیم هر وقت عصبانی شویم اشتهامون زیاد میشه و الان هم که تا دلت بخواد موضوع هست که ما را عصبانی کند .
اگر میخواهیم از طریق ذهن لاغر شویم باید بتوانیم رابطه بین خاطرات مواد غذایی و اشتها را تغییر دهیم از افراد متناسب سوال کنید آنها هیچ واکنش نسبت به مواد غذایی ندارند هیچ خاطره ای از مواد غذایی ندارند شاید بعضی از غذاها را بیشتر دوست باشه باشن اما باز هم به اندازه نیاز بدن استفاده می کنند باید رفتار آنها را مقایسه کنیم با رفتار خودمون و مشخص میشه که رفتار ما بر اساس چه خاطره ای از مواد غذایی هست ما هیچ وقت برای چاق شدن کتاب نخوندیم، دوره ندیدیم خیلی عادی چاق شدیم به همین دلیل نمیتونیم باور کنیم که دوباره میشه لاغر بشیم چون تا الان هر وقت خواستیم لاغر شویم با سختی و رنج بوده و چاقی را یک زندان برای خودمان دیدیم اما این طور نیست ما خیلی راحت چاق شدیم وخیلی راحت هم لاغر میشویم .
به نام خدا
جلسه هفدهم: لاغری با ذهن و تاثیر خاطرات.
سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان
خاطرات چاقی من اول از همه از تصویری است که من از خودم در ذهنم دارم دختری با ران های بزرگ، من همیشه خودم را در اینه اینگونه دیدم و البته که نظر دیگران هم همیشه همین بوده و مدام این رو به من گوشزد میکردند که تو ران های چاق و بزرگ داری و این موضوع در من کاملا درونی شده، خاطرات من از چاقی اینکه هر وقت میگفتم مثلا قراره برم جایی و با خودم عهد میبستم که چیزی نخورم بدتر بیشتر هم میخوردم خاطرات من از عهد بستن ها بیشتر شکست است و ناامیدی، حتی اگه یه روز مثلا به نظر خودم درست رفتار کرده بودم نگران فردا بودم و مطمئن بودم که فردا نمیتونم اینجوری رفتار کنم و کنترل غذا خوردنم رو داشته باشم، خاطرات من در رابطه با رژیم این بود که من نمیتونم رژیم رو دقیق و صد در صد رعایت کنم و حتما تخلف خواهم کرد، خاطرات من در مورد پایبند بودن به چیزی همیشه تصویر شکست بود و بی اعتمادی به خودم. خاطرات من در مورد دیدن تصویرم در اینه های بیرون مثلا تو فروشگاهها، مغازه ها، شیشه های مغازه ها که از کنارشون رد میشدم تصویر دختری چاق بود، خاطرات من همه شکست و ناکامیست😢😢 خاطرات من بیشتر عذاب وجدان و ندامت و سرزنش از خوردن است، خاطرات من بیشتر شکست در تصمیم گرفته شده در مورد نخوردن چیزی است حتی وقتی میلی ندارم، و البته خاطرات من از خوردن چیزهای لذتبخشی مثل سرگرمی، تفریح، تفکر، برنامه ریزی، جمع خانوادگی، شیرینی، تنهایی، گرمی و خوشحالی و شادیست. مثلا من مطمئن بودن اگر مسافرت برم چاق میشم چون بیشتر میخورم چون اشتهام بازتر میشه، چون مسافرت دیگه اشکال نداره ، بزار همین چند روز یکم ذهنمون هوا بخوره و اینقدر بهش گیر ندیم نخور نخور بزار هر چی خواستیم بخوریم یه چیزی مثل دوران بارداری ازادی مطلق و خوردن هرچی که دلت میخواد، یا مثلا من تو خونه تنها که باشم فقط میخورم و میخورم و میخورم و چاقتر میشم چون حایی نمیرم که یا مثلا من اگه شام برم رستوران و پیتزا و سیب زمینی و … بخورم حتما اصلا باید چاق بشم، و البته که میشدم، خاطرات من از چاقی همش مقایسه خودم با لاغرها و حسرت خوردن است خاطرات من از چاقی همش ذهن سرزشنگر به خاطره خوردن است، خاطرات من از چاقی بی اعتمادی مطلق به خودم، سیگنال های بدنم، خواسته هام، و احساس ناامنی و بدفرم بودن و راحت نبودن و دنبال لباس هایی بودن که عیبام رو بپوشونه هست، خاطرات من از چاقی احساس خجالت و قایم شدن و با ارزش نبودن است، چاقی اعتماد به نفس من رو ازم گرفت. این خاطرات همیشه در ذهن من بودند و هر وقت میخواستم رژیم جدید بگیرم یا امیدوارانه تلاش کنم جلوی چشمم ظاهر میشدند و به من یاداوری میکردند که تو نمیتونی لاغر بشی تو اراده ی کافی رو نداری، تو معتاد به شیرینی هستی و هرگز نتونستی ترکش کنی، تو نزدیک های عادت ماهیانه نمیتونی کنترلی بر خورونت داشته باسی، تو لیاقت اندام فوق العاده رو نداری، تو پاهات خیلی چاقه، تو تمام تلاشت رو بکن تا چاقتر نشی، داری وحشتناک میشی، تو تغذیه ات مشکل داره، تو روی فامیل مامانت رفتی علاقه ات به شیرینیجات و آت و اشغال و تنقلاته برای همین چاق میشی. یا برای لاغر شدن تو باید از تصوراتت هم کمتر بخوری، باید زجر بکشی باید خیلی کم بخوری اینجوری که فایده نداره اصلا، اکه میخوای لاغر شی باید خیلییییی کم بخوری تو هم که نمیتونی پس هیچی دیگه نمیشه کاریش کرد تو لاغر بشو نیستی.
فکر کردن به لاغر شدن در من حس اعتماد به نفس، زیبایی، موفقیت، و شادی رو به وجود میاره اینکه در بدن خودت احساس راحتی و سبکی میکنی، اینکه هرچی رو بخوای میتونی بپوشی، اینکه ذهنت ازاد باشه از فکر کردن در مورد خوردن، اینکه احساس جوانی و سرزندگی میکنی، اینکه از دیدن خودت در اینه لذت میبری، اینکه عکسای قدی قشنگ میاندازی، اینکه باخیال رحت استخر میری مایو میپوشی، اینکه شلوارک میپوشی لباس های مورد علاقه ات رو میپوشی، اینکه اعتماد به نفست بالا میره و اینکه انرژی میگیری برای پیشرفت توی زمینه های دیگر زندگیت.
نشان های دریافت شده
سلام گام ۱۷در مسیر لاغری من
ما باید از راهی که چاق شدیم لاغر بشیم
نکته های طلایی این فایل
خاطرات چاقی مانع لاغری میشود ما افراد چاق بدلیل شکست ها فراوانی که از روش مختلف خوردیم خاطرات زیادی داریم از شکستهامون و چاق تر شدنمان محل ذخیره خاطراتت ذهن ما هستند تعریف خاطره :هراتفاقی که در ما باعث ایجاد واکنش احساسی بشه رو به عنوان خاطره در ذهن ما ثبت میشه ما در روز بی نهایت تصویر اتفاق مبینیم ولی اتفاقی که باعث واکنش احساسی بشه ذهن به عنوان خاطره ثبت میکنه
نکته👇
ذهن هیچ اختیار تصمیم گیری نداره فقط با توجه به اگاهی و اطلاعاتی که بهش میدیم تصمیم گیری میکنه و وقتی داریم فکر میکنیم داریم اطلاعاتی که در ذهنمان ثبت کردیم رو مرور میکنیم
هر تصمیمی که میگیریم در زندگی براساس اون خاطراتی است که درباره اون موضوع داریم تصمیم میگیریم مثلا اگه یکی به ما بگه فلانی چطور پسری است میگیم سیگاری است شاید اون فرد کلی تغییر کرده باشه و اصلا دیگه ترک کرده باشه ولی ما با توجه به اون خاطره ای که از اون فرد داریم اون فرد توصیف میکنیم
افراد چاق بر اساس خاطرات خود غذا میخورند برای غذا خوردن برنامه نویسی میکنیم ولی افراد متناسب چنین رفتاری ندارند و اینجوری افراد چاق بیشتر از حد نیاز خودشان غذا میخورند چون سناریو نویسی میکنند برای خوردن غذاها بعد میگن اشتها ما زیاده اشتها وجود نداره اشتها همان خاطرات خوردنمان از غذاهاست که در ذهنمان داریم وقتی با اون ماده غذایی روبه رو میشیم خاطرات ما هم مرور میشه کنترل از دست میدیم زیادی میخوریم بعد با یه کلمه که اشتها زیاده خودمان رو گول میزنیم
حتی افرادی که میگن وقتی عصبی میشیم زیادی میخوریم اونها براساس خاطراتشان است از بس شنیدن فرد عصبی تمایل زیادی داره به خوردن این فرمول ثبت شده و وقتی عصبی میشیم رومیاریم به خوردن مث خود من که همیشه اینجوری غذا خوردم
باید مث افراد متناسب عمل کنیم بدون مرور خاطرات از اون غذا و برنامه ریزی غذا بخوریم
پس وقتی با غذا روبه رو شدیم سعی کنبم بهش فکر نکنیم همان مرور خاطرات و برای خوردنشم برنامه ریزی نکنیم که با چی بخورم بیشتر بهم لذت بده فلان
بدن شما براساس اصلاعاتی که در ذهن شما است شکل نمیگیره بلکه براساس عمل و رفتار شما است که شکل گرفته پس باید اموزش ها به عمل تبدیل کنیم تا جسم ما تغییر کنه ذخیره اطلاعات جسم تغییر نمیده مث عالم بی ثمر میشیم نتیجه ما در عمل کردن به اموزش ها است
اگر روش ذهنی باشه ولی براساس خاطراتمان از غذاها و برنامه ریزی غذا بخوریم چاق میشیم چون این عمل ما است که مارو تغییر میده نه اطلاعاتی که در ذهن ثبت میکنیم
افکار لاغر کننده که همین اموزش ها است +رفتار لاغر کننده که همان عمل ما است به اموزش ها +خاطرات لاغری کخ همان اطلاعاتی که به ذهن میدیم همان رفتار ما است =تناسب اندام همیشگی
پاسخ به سوالات
۱_من خیلی شباهت داشتم تمام تصمیاتم از خوردن بگیر تا خرید و هرکار تصمیم دیگم براساس خاطره ای که ازش داشتم تصمیم گرفتم و همیشه نوقع خوردن با خاطره ای که ازش داشتم خوردم و تصمیم گرفتم و با برنامه ریزی میخوردم و یک سناریو چند صفحه ای داشتم واسه یه خوردن یه غذا و از امروز دیگه موقع خوردن فک نمیکنم برنامه ریزی نمیکنم و توجه نمیکنم به خاطرات قبلم و اموزش ها به عمل تبدیل میکنم که خاطرات لاغر کننده در ذهن من ثبت بشه و با توجه به خاطرات لاغر کنندم غذا میخورم که همان جور که چاق شدم همان جورم متناسب بشم
۲_چندین بار مرور کردم خوندم و گوش دادم
۳ یک رژیم دوهفته ای گرفتم و خیلی دلم خوش بود که دوهفته است من برنج شیرینی ترک کردم بعد دوهفته رفتم وزن کردم منتظر وزن پایین بودم که یهو دیدم چندکیلو هم اضاف کردم خیلی ناراحت شدم و اعصابم بهم ریخت
۴_هر بار که روشی انجام میدادم و رها میکردم بلافاصله منتظر چاقی بیشتربودم و چاق میشدم و خیلی ناامیدمیشدم در همه جنبه ها احساس ترس از خوردن عذاب وجدان سرزنش توسط خودم دیگران خجالت کشیدن در جمع احساس بی ارزشی در همه جنبه ها داشتم و خودم لایق هیچی نمیدونستم
۵_چاقی احساس ترس ،نگرانی ،ناامیدی شکست، خجالت کشیدن، اعتماد بنفس پایین ،کم بینی بی ارزش بودن ،افسردگی ،
فکر کردن به لاغری احساس ارامش امنیت انرژی بالا،شادی،قدرت خرید ،قدرت ازادی،اعتماد بنفس بالا،خودباوری،دوست داشتن خودمان ،با لذت خوردن،خرید کردن هر طرح رنگی لباس،انرژی بالا
نشان های دریافت شده
ای با تو شروع کارها زیباتر ❤💜💚 آغاز سخن تو را صدا باید کرد ❤💜💚
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 🌺🌺🌺
گام هفدهم : تاثیر خاطرات در لاغر شدن !
تمرین این بخش:
۱- محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید و به شباهت عملکرد خود با آنچه شرح داده شده است توجه کنید.
خلاصه ای از متن استاد :
در ذهن افراد چاق خاطرات چاقی فراوانی وجود دارد و تا زمانی که این خاطرات در ذهن آنها باشد نمی توانند لاغر بشوند و برای اینکه بتوانند لاغر بشوند باید در ذهن خودشان خاطرات لاغری ایجاد کنند که فقط از راه لاغری با ذهن می توانند این کار را انجام دهند !
در تمام روشهای لاغری اشتباه چند نکته مشترک وجود داره :
۱. همه ی این روشها شباهت زیادی به هم دارند و یکسری کارها در اونا تکرار میشه و این تکرار باعث ایجاد خاطرات چاقی در ذهن افراد می شود !
۲. تمام این روشها منجر به شکست می شود و خاطرات شکست برای لاغر شدن در شکل افراد شکل می گیرد و هر بار که آن شخص می خواهد تلاش دیگری برای لاغری انجام دهد تصاویر ناکامی و شکست های قبلی در ذهنش مرور می شود !
۳. به دلیل سخت بودن این روشها و محرومیت و محدودیت ها و مبارزه ای که توسط افراد با ذهنشان آغاز می کنند خیلی زود نا امید می شوند و انگیزه و اشتیاقشان را برای ادامه ی این مسیر از دست می دهند و از ادامه ی راه منصرف می شوند !
۴. هر چه تعداد شکست ها بیشتر شود افراد برای ادامه ی راه های دیگر زودتر خسته و دلسرد می شوند و یادآوری این خاطرات در ذهن باعث کاهش شور و شوق برای لاغر شدن می شود !
و این روند را تمام افراد چاق تجربه کرده اند و این مطالب را به خوبی درک می کنند !
این روندی است که همه افرادی که اضافه وزن دارند تجربه کرده اند و تاثیر خاطرات خود در نتیجه نگرفتن از روشهای لاغری را به خوبی درک می کنند !
به طور کلی خاطراتی که از مسائل مختلف در ذهن ما ذخیره شده در تمام جوانب زندگی ما تاثیر گذار است و خیلی از رفتارهای ما را تحت تاثیر خود قرار داده است !
بنابراین تمام واکنش های رفتاری ما در چاقی نیز از همین خاطرات چاقی که در ذهن ماست الگو می گیرد مانند دفعاتی که پرخوری می کردیم و بعد از آن عذاب وجدان می گرفتیم و خود را سرزنش می کردیم و تصمیم می گرفتیم دیگر پرخوری نکنیم اما نمی تونستیم !
لاغری با ذهن روش فوق العاده ای است که از تمام محتوای ذهنی برای لاغر شدن استفاده می کند. همانطور که در چاق شدن از تمام اطلاعات ذهنی استفاده کرده ایم، برای لاغر شدن هم باید از همین طریق اقدام کنیم.
در سایر روش های لاغری همه ی اقداماتی که انجام می دهند برای از بین بردن اضافه وزن است و با ایجاد محدودیت و تحت فشار قرار دادن جسم افراد چاق و اونواع دارو و رژیم غذایی مقداری از وزن بدن را کم می کنند !
در حالی که ریشه و علت چاقی در ذهن این افراد است و هر چقدر هم که تلاش کنند و وزنشان را پایین بیاورند نتیجه ای نخواهد داشت !
چون این کاهش وزن فقط تا زمانی پایدار است که به رژیم غذایی و دارو پایبند باشند و طبق برنامه ای که برایشان در نظر گرفته شده غذا بخورند و رفتار کنند !
این پیشنهادات و موارد مشابه فقط سبب ایجاد تمرکز بیشتر بر چاقی می شود و برخلاف اینکه انتظار داریم با اجرای این دستورالعمل ها لاغر شویم چاق تر می شویم.
به همین دلیل زمانی که دست از تلاش برای اصلاح رفتارهای چاق کننده بر میداریم خاطرات چاقی سبب می شود به مرور رفتارهایی که باعث ایجادشان شده ایم را تکرار کنیم.
حالا در روش لاغری با ذهن هدف ما تغییر رفتار و خاطرات چاقی نیست بلکه با گوش دادن فایل ها و انجام تمارین خود ابتدا افکار جدید لاغر کننده را در ذهن خودمان ایجاد می کنیم .و این افکار جدید لاغر کننده باعث می شوند که به صورت ناخود آگاه رفتارمان تغییر کند و رفتار های جدید لاغر کننده جایگزین رفتار های چاق شونده شود !
و ما بدون اینکه متوجه شویم چه اتفاقی افتاده می فهمیم که تمایلمان نسبت به خوردن یکسری از غذاها تغییر کرده و آن اشتهای قبل و حرص و ولع خوردن را نداریم !
زمانی که افکار لاغر کننده در ما ایجاد شد و رفتارهای جدید در ما شکل گرفت به صورت ناخودآگاه خاطرات لاغری در ما شکل می گیرد و چون رفتار ما تغییر می کند واکنش های ما نیز تغییر می کند و خاطرات جدید به وجود می آید !
به این ترتیب فرمولهای لاغری در ذهن ما ایجاد شده و روند لاغری ما شروع می شود 😍😍😍
✅ افکار لاغر کننده + رفتار لاغر کننده + خاطرات لاغر کننده = لاغر شدن
همین فرمول را به شکل متفاوت در چاق شدن مورد استفاده قرار داده ایم و همه افراد چاق آن را به خوبی تجربه کرده اند.
❌ افکار چاق کننده + رفتار چاق کننده + خاطرات چاق کننده = چاق شدن
حالا متوجه شدیم که روند لاغر شدنمان چگونه با ذهن انجام می شود پس با خیال راحت و آرامش و اطمینان بیشتری در این مسیر حرکت می کنیم تا به تناسب اندام همیشگی دست یابیم و لذت زندگی با اندام رویایی خود را درک کنیم 😍😍😍
۲- محتوای آموزشی را با دقت گوش کنید.
✅ ۴ بار گوش دادم 😊😊😊
۳- درباره خاطرات چاقی خود شرح دهید. چه خاطره ای از چاق شدن و چاق تر شدن دارید.
من تا کلاس چهارم ابتدایی یعنی ۱۰ سالگی کاملاً لاغر بودم و یک روز که برف آمده بود و هوا بسیار سرد بود و من از سرما می لرزیدم کمرم را به بخاری برقی کلاسمان نزدیک کرده بودم که کمی گرم شوم
که چون جنس پارچه ی مانتوی ما درصد زیادی نایلون قاطی داشت کمی سوخت و پشت کمرش جمع شد 🤦♀️🤦♀️🤦♀️ و کمر مانتوم بهم چسبیده بود و نماینده ی کلاسمان با حیرت به من نگاه کرد و گفت شما خانوادگی تا این حد لاغر هستید ؟
من که تا آن روز به این موضوع دقت نکرده بودم فکری کردم و چون همه ی اعضای خانواده بجز من چاق بودند گفتم نه فقط من لاغرم چطور ؟ گفت خوب پس تو هم چاق میشی !!!
من خیلی تعجب کردم و گفتم چرا ؟ گفت مگه نمی دونی ؟ چاقی و لاغری ژنتیکیه اگه همه چاقن تو هم ارث می بری و چاق میشی ! حرف نماینده ی کلاسمان روی من تاثیر زیادی گذاشت و من ترسیدم 😑😑😑
و من بعد از آن چندین بار دیگر هم این حرف رو شنیدم و کاملاً باور کردم که من هم مثل بقیه چاق میشم و از همان زمان جرقه ی چاقی در ذهن من زده شد و روند چاقیم شروع شد !
بعد از آن که کمی تپل شده بودم هر کس از فامیل من را می دید مرتب بهم می گفت تو هم که داری چاق میشی و ترس من بیشتر شد به طوری که از آن زمان ترس چاقتر شدن در من ایجاد شد 😕😕😕
و چون دیده بودم چقدر خواهر بزرگترم را به خاطر چاقی مسخره و تحقیر می کنند می ترسیدم که همین بلا سر من هم بیاید و از همان موقع سعی می کردم کمتر بخورم
یا سعی می کردم فعالیتم رو بالا ببرم که چاقتر نشم ! و این جریان گذشت تا کلاس دوم راهنمایی که از طرف سازمان بهداشت به مدرسه ی ما آمدند و قد و وزن همه ی بچه ها را اندازه گرفتند
و من در اون زمان ۴۴ کیلو بودم و حدود ۲ یا شاید سه کیلو اضافه وزن داشتم و همکلاسی های لاغرم خیلی من و چند تا از بچه های دیگر که بالای ۵۰ کیلو بودند رو مسخره کردند و من کل آن روز را گریه کردم 😔😔😔
و خلاصه چندین اتفاق مشابه این بارها برایم افتاد تا اینکه برای بار اول تصمیم گرفتم به همراه خواهرانم رژیم بگیرم تا کاملاً لاغر بشم برای همین سه سم سفید (شکر و آرد و برنج) را از غذایمان حذف کردیم
و بیشتر سعی می کردیم حبوبات آبپز بخوریم و شبها شام نخوریم و … که پدرم به دکتر محل کارشان که هم پزشک بود هم طب سنتی کار می کرد گفت و به شدت مخالفت کرد و پدرم دیگر اجازه نداد ادامه دهیم !
و من بعد از آن هم چندین بار روشهای مختلف مثل کم خوری و ورزش و پیاده روی سریع و طناب و دراز و نشست و … را امتحان کردم
مدتها شبها با مادرم به پیاده روی می رفتیم و یک ساعت پیاده روی می کردیم و مدتها با خواهرم و دوستش ساعت ۶ صبح پیاده تا حرم می رفتیم که یک ساعت فاصله بود آن هم با پیاده روی خیلی تند و زیارت می کردیم و دوباره این مسیر را پیاده بر می گشتیم
و بعد از آن با خواهرم به باشگاه رفتیم و چند سال ادامه دادیم تا اینکه من عقد کردم و در دوران عقدم خیلی خیلی خودم را اذیت کردم 😪😪😪
وزن من ۶۸ کیلو بود و در فاصله ی ۹ روز من ۶ کیلو کاهش وزن داشتم و شدم ۶۲ کیلو ! اینکه میگن طرف از خجالت آب شد در من اجرا شد 😓😓😓
و خودم نمی فهمیدم چطور با اینهمه تلاش برای لاغر شدن یک کیلو هم کم نمی کردم ولی الان بدون هیچ تلاشی اینقدر کم کرده بودم؟؟؟ 🤨🤨🤨
تمام دختران هم سن و سال من آرزو داشتن لباس عروس بپوشن و جشن عقد داشته باشن ولی من آرزو داشتم جشن نداشته باشم چون خجالت می کشیدم لباس عروس بپوشم و تپل بودنم در لباس تنگ عروس مشخص باشه ! و بقیه متوجه بشن من کمی شکم دارم 🙈🙈🙈
اینقدر از چاقیم متنفر بودم و خجالت می کشیدم که دلم نمی خواست حتی برای انتخاب لباس عروس بگردم و به اولین مغازه ی لباس عروس که رفتیم سریع یک پیراهن که اندازه ام بود انتخاب کردم و همسرم برام خرید .
دوران عقدم یک سال و نیم طول کشید و همسرم مرتب من را به رستوران می برد ولی با اینکه اینهمه ( هفته ای چند شب) به رستوران می رفتیم وزن من تغییری نمی کرد چون در اون زمان الگوی چاقتری از خودم در ذهنم نداشتم و فکر نمی کردم چاقتر بشم !
چندین بار رژیم گرفتم ولی خیلی زود خسته می شدم
و با اینهمه تلاش برای لاغری تغییری نکردم و ولی بعد عروسی به خاطر الگوی چاق کننده ای که از قبل در ذهنم ذخیره کرده بودم یکدفعه ۱۰ کیلو چاقتر شدم 😬😬😬
و بعد از آن باردار شدم و در ماه های اول هر پپماه ۴ کیلو کاهش وزن داشتم و به شدت بد ویار بودم و از تمام غذا ها بدم می آمد و به زور اطرافیان فقط چند لقمه غذا می خوردم و در کل طول بارداری به زور قرص و آمپول های تقویتی که یک روز در میان میزدم کلاً ۴ کیلو اضافه کردم !
دخترم در بدو تولد ۳ کیلو و ۱۵۰ گرم بود ولی بعد از ۶ روز که بردمش پیش دکتر متخصص شده بود ۳ کیلو و جزء نوزادان کم وزن بود برای همین دکتر برای خودم کلی دارو و آمپول تقویتی داد که شیرم زیاد بشود و من بعد از آن به اوج چاقی خودم رسیدم !
و وقتی دخترم یک سال و خورده ای داشت برای اولین بار به دکتر متخصص تغذیه مراجعه کردم و بعد از سه ماه ۱۵ کیلو از وزنم را کاهش دادم اما به محض رها کردن رژیم تمام کاهش وزنم برگشت !
و بعد از آن هم دوباره باردار شدم و دوباره دقیقاً همان اتفاقات قبلی تکرار شد تا اینکه بعد از زایمان و شیردهی به دکتر متخصص تغذیه دیگری مراجعه کردم
که رژیم هایش تک بعدی بود و بسیار سخت که قبل از دادن رژیم برایمان آزمایش نوشت و من و خواهرم متوجه شدیم هر دو هم کم کاری تیروئید داریم هم کم خونی ! 😬😬😬 و دیگه چاق شدن رو حق مسلم خودمون می دونستیم !
و بعد از اون همش برای خودمون غصه می خوردیم که بیخود نبوده چاق شدیم کم کاری تیروئید و کم خونی داریم ! و متابولیسم نداریم ! و من که دو بار هم سزارین کرده بودم دیگه واویلا 😅😅😅
خلاصه از اون روز به بعد تلاشهای ما برای لاغری به قدری زیاد شد که حتی خیلیاشون رو یادم رفته و گاهی حتی اسم بعضی از رژیمهایی که گرفتم کلی فکر می کنم تا یادم میاد ! هر روشی که فکرش رو بکنید انجام دادیم به طوری که خط اول هر رژیم رو که برامون می خوندن اسم اون رژیم رو می گفتیم و کالری تمام غذاها رو حفظ بودیم !
همزمان با رژیمها انواع دارو های گیاهی و شیمیایی و دمنوش و جوشانده و پودرهای لاغری و افشره و عرقیجات و کمربند لاغری و نان جو و سویق و ورزشها و پیاده روی و … را انجام دادم
به جرات می تونم بگم تمامی راه های اشتباه لاغری رو به جز عمل جراحی انجام دادیم ولی هیچ نتیجه ی قابل قبولی نگرفتیم
و در هر کدام از این روشها بین یک تا ۱۵ کیلو کاهش وزن داشتم اما به محض رها کردن آنها کل کاهش وزنمان یا حتی بیشتر از قبل خیلی راحت و سریع کل مقداری که کم کرده بودیم بر می گشت !
همیشه برام سوال بود که چرا اینقدر سخت و با جان کندن لاغر می شویم ولی به یک چشم به هم زدن و خیلی سریع و راحت چاق می شویم ؟؟؟
و خدا رو هزاران هزار بار شکر می کنم که من رو به سمت این مسیر و استاد عزیز هدایت کرد تا جواب تمام سوالهایی که در سرم بود و تا قبل از آشنایی با استاد هیچ کس جواب درست و منطقی و قانع کننده ای برایش نداشت پیدا کردم و آگاهیم خیلی در این زمینه بالا رفت 🤩🤩🤩
۴- تجربه خود از تاثیر خاطرات چاقی را در احساس ناامیدی و ترس از چاق تر شدن بنویسید.
خاطرات چاقی که در ذهن من ذخیره شده بود باعث می شد روز به روز از زندگیم نا امید تر بشم و به شدت افسرده شده بودم و همیشه هر راه جدیدی که می خواستم برای لاغری امتحان کنم با خودم می گفتم فایده نداره اینم مثل بقیه راه هاست
و از قبل می دونستم که قراره یک شکست دیگه به شکستهای بی شمار پرونده ی لاغریم اضافه بشه !
و از قبل می دونستم دارم آب رو تو هاون می کوبم !
و از قبل می دونستم هر چقدر تلاش کنم و لاغر کنم دوباره بر می گرده !
و از قبل می دونستم وسط راه خسته میشم و ولش می کنم !
و از قبل می دونستم قراره یک مدت دوباره عذاب بکشم و به نتیجه نرسم !
ولی دست خودم نبودیک چیزی درونم فریاد میزد :
چرا نشستی و هیچ کاری نمی کنی ؟
چرا دست رو دست گذاشتی که چاقتر بشی ؟
پاشو تلاش کن بالاخره یک راه جواب میده !
نشین بگو نمیشه اگه یک نفر تونسته تو هم می تونی !
تو چیت از اونایی که لاغر شدن کمتره ؟
خلاصه راحتم نمی گذاشت و نمی گذاشت بشینم و هیچ کاری نکنم !
۵- خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد می کند و فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما بوجود می آورد ؟
پاسخ به قسمت اول سوال یعنی خاطرات چاقی چه احساسی در شما ایجاد می کند :
مسلماً هیچ کس از خاطرات چاقی خودش لذت نمی برد !
تمام خاطرات چاقی در ذهن من احساس خیلی بدی رو ایجاد می کنه
چاقی در ذهن من مساویه با :
حس نفرت از خودم به خاطر چاق شدنم
حس نفرت از تمام کسانی که راجع به چاقیم حرفی زدند و مسخره ام کردند و تحقیرم کردند
انزجار از خودم وقتی که خودم رو توی آینه می بینم
ناتوانی از اینهمه تلاش برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن
ناتوانی برای هر کاری که افراد لاغر خیلی راحت انجامش میدن ولی من نمی تونم مثل راحت نشستن و برخواستن ، پله بالا پایین کردن ، نماز ایستاده خوندن ، دویدن و پریدن و تحرک سبک و راحت و …
محدودیت در انجام خیلی کارهایی که آرزوی انجامشون رو دارم ولی به خاطر چاقی نمی تونم
ترس از چاقتر شدن
ترس از دیده شدن چاقیم توسط دیگران
ترس از اینکه کسی بخواد راجع به چاقیم اظهار نظر کنه
خجالت کشیدن از قرار گرفتن در جمع دوستان و آشنایان و فامیل و …
کمبود اعتماد به نفس در برابر جمع
حسرت پوشیدن لباس های مورد علاقه ام
حسرت رفتن به استخر بادی که محدوده وزنی ۷۵ کیلو رو داشت و من آرزو داشتم یک بار دیگه بتونم برم
حسرت دویدن که از بعد زایمان سومم اصلاً نمی تونم
حسرت رفتن به استخر
حسرت بالا رفتن از کوه و …
حسرت رفتن به شهر بازی که از بچه گی به دلم مونده بود
حسرت شرکت در مهمانی ها بدون ترس و نگرانی
حسرت خوردن یک وعده غذا بدون ترس از چاق تر شدن
نا امیدی از ادامه ی زندگی در شرایط چاقی
نا امیدی از لاغر شدن
افسردگی از وضعیت زندگی با چاقی
بیماری هایی که به واسطه ی چاقی برام ایجاد شده مثل کمر درد و پا درد و کبد چرب و …
پاسخ به قسمت دوم سوال یعنی :
فکر کردن به لاغر شدن چه حسی در شما بوجود می آورد ؟
فکر کردن به لاغری خیلی حس عالی و خوبی داره برام لاغری همه ی چیزهای خوب رو با خودش داره
وقتی به لاغری فکر می کنم احساسم عالی میشه
شور و هیجان از انجام کارهایی که در زمان چاقی نمی تونستم انجام بدم مثل :
پوشیدن هر لباسی که تن مانکن می بینم با هر مدل و رنگی که دوست دارم بدون نگرانی از اینکه آیا این لباس چاقترم می کنه یا نه ! 🥰🥰🥰
وقتی لاغر بشم اعتماد به نفسم به شدت بالا میره و همه ی وجودم میشه حس توانستن 😍😍😍
امید به زندگی در من بیداد می کنه 🤩🤩🤩
توانایی من در انجام تمام کارهام خیلی بالا میره و هر کاری بخوام می تونم بکنم 😍😍😍
حس عشق به زندگی و ادامه ی آن با تناسب اندام 😍😍😍
حس عشق به اندام زیبا و متناسبم 🤩🤩🤩
حس سبکی و راحتی از اندام بدون چربی 😍😍😍
حس پرواز 😍😍😍
حس بالا رفتن غرور به خاطر اندام زیبا 🤩🤩🤩
فکر به لاغری به قدری من رو به وجد میاره که انگار وقتی به لاغری فکر می کنم و فکر می کنم وقتی لاغر بشم چه کارهایی می تونم بکنم خیلی حس خوبی پیدا می کنم 😍😍😍
با فکر کردن به لاغری به حدی خودم رو توانا می بینم که انگار وقتی لاغری بیاد یعنی همه چیز اومده ! 🤩🤩🤩
به قدری که فکر می کنم لاغر شدن اولویت اول زندگیمه
من تا قبل از این فکر می کردم چیزهای دیگه ای اولویت اول زندگیم باشن اما الان که خوب فکر می کنم می بینم من اگر به تمام آرزوهام برسم ولی لاغر نباشم اونقدر برام مهم نیست که وقتی به لاغری برسم !
یعنی من همه ی آرزوهای زندگیم رو بعد از رسیدن به لاغری می خوام !
یعنی من می خوام تمام چیزهای قشنگ دنیا رو با لاغریم و در زمتن لاغریم تجربه کنم ! 😍😍😍
من این بار لاغر شدنم حتمیه 🥰🥰🥰
من این بار لاغر میشم و لاغر می مونم 💝💝💝
چون من دارم لاغری رو یاد می گیرم 🧠🧠🧠
وقتی ذهن ما چیزی رو یاد بگیره دیگه فراموشش نمی کنه
لاغر شدن زیبا ترین و عالی ترین حس دنیاست 🥰🥰🥰
من لاغر میشم و تمام چیزهایی که چاقی از من گرفته بود رو ازش پس می گیرم 💪💪💪
لاغر شدن حق مسلم منه ! 😊😊😊
من به زودی شگفتی ساز میشم و عکس متناسبم به آلبوم شگفتی سازان دوره اضافه میشه و در لایو مشترک با استاد شرکت می کنم و مثل استاد میشم الگوی افراد چاق 😍😍😍
من عاشق لاغر شدنم 😍😍😍
سلام همگی دوستان
گام هفدهم خاطرات چاقی و لاغری:
ما به طریقی که چاق شدیم باید متناسب بشیم تا این تناسب ماندگار و بدون بازگشت بشه چون همه ما تجربه چاق شدن بدون بازگشت را داریم و نتونستیم کاهش بدیم پس به همین ترتیب ما میتونیم متناسب بشیم و متناسب بمونیم!
بهترین راه اینه که مسیری که رفتیم را برگردیم پس از طریقی که چاق شدیم این بار متناسب میشیم و تا همیشه هم متناسب میمونیم!
یکی از موضوعاتی که نقش مهمی در عملکرد ما داره خاطرات ما هستن، محل ذخیره خاطرات ذهن ماست و ما در طی زندگی روزمره احساساتی که در ما ایجاد میکنه را به عنوان خاطره ذخیره میکنیم یعنی شما در طی روز بی نهایت تصویر را میبینید اما فقط تصاویری در ذهن شما ذخیره میشه که تغییر احساسی در شما ایجاد کنه!
نکته مهم تاثیری است که این خاطرات در زندگی روزمره ما و رفتار ما میذاره!
اگه به رفتارتون توجه کنید میتونید تاثیر خاطرات را در تعیین رفتارتون ببینید اول اینکه مغز ما با توجه به اطلاعاتی که بهش دادیم همیشه عمل میکنه یعنی اگه درباره موضوعی اطلاعات اشتباه بهش داده باشید هربار بخواین درباره اون موضوع تصمیمی بگیرید مطمئن باشید که تصمیمتون اشتباه خواهد بود مغز ما به تنهایی توانایی فکر کردن و تصمیم گیری نداره و فقط با اطلاعاتی که ما از طریق شنیده ها و تجربیات بهش دادیم عمل میکنه و در واقع اون ها را مرور میکنه و تصور میکنیم که داریم فکر میکنیم اما در واقع داریم اطلاعات قبلی را مرور میکنیم. مثل اینه که دفتر خاطراتت را ورق بزنی خب این اطلاعات از کجا اومده؟ خودت اون ها را ثبت کردی از طریق شنیده ها دیده ها گفتگو با دیگران، تجربیاتی که داشتی این ها همه منابعی هستن که خاطرات در اون ها شکل میگیره!
مثال: اگه سالها قبل شنیده باشی ک فلانی را برای کار خلاف دستگیر کردن و امروز بهت بگن فلانی میخواد بیاد خونه شما یا میخواد با شما ارتباط داشته باشه یا میخواد بیاد خواستگاری فرزند شما، شما اولین چیزی که درباره اون فرد به ذهنت میاد و احتمالا دربارش حرف میزنی سابقه خلافکار بودنشه و هر تصمیمی بخوای بگیری راجب اون فرد با توجه به خلافکار بودنش میگیری و قضاوتش میکنی، مثلا میگی چون این فرد خلافکاره اصلا صلاح نیست که ما باهاش ارتباط و رفت و آمد داشته باشیم، نباید باهاش دوستی داشته باشیم و خیلی نباید های دیگه چون خاطره ای که شما در ذهنت از اون فرد داری این تصمیمات را به شما تحمیل میکنه👍
اما در واقعیت طی این همه سال اون فرد خیلی تغییر کرده و اصلأ اون آدم سابق با اون رفتار آزار دهنده نیست اما ذهن شما بر اساس خاطره ای که از اون فرد داره دربارش قضاوت میکنه!
اگه در یه شهری اتفاقی برامون افتاده باشه وقتی اسم اون شهر بیاد تمام خاطراتش برامون مرور میشه و حس بد میگیریم و تمام تصمیماتمون درباره این شهر بر اساس خاطراتمون شکل میگیره!!!
حالا نقش خاطره در چاق تر شدن ما چیه؟ و چطور میتونیم از اون برای متناسب شدن استفاده کنیم؟
هر انسانی نسبت به مواد غذایی که مصرف میکنه یک سری اطلاعاتی در ذهنش ذخیره داره و همیشه در برخورد با اون مواد غذایی بر اساس اطلاعات قبلیش تصمیم میگیره و رفتار میکنه، مثلا در کشور ما قورمهسبزی غذای سنتی و مورد علاقه خیلی ها معرفی شده وقتی این اطلاعات را به ذهنت میدی باعث میشه که هر وقت فرد با قورمهسبزی مواجه میشی اون را فرصتی برای لذت بردن طلقی کنه و خود به خود یه مقدار بیشتر میخوره در صورتی که اگه همین قورمهسبزی را به یه فرد غیر ایرانی پیشنهاد کنیم شاید اصلا حاضر نباشه تست کنه که ببینه چه مزه ای میده، ممکنه از رنگش خوشش نیاد، از بوش خوشش نیاد، حالا به دلایلی که خودش میدونه، هر انسانی با توجه به فرهنگ و رسم و رسومات و سلیقه منطقه ای که زندگی میکنه نسبت به بعضی غذاها اطلاعات بیشتری را ذخیره میکنه مثلا شما نسبت به ماکارونی اطلاعات خیلی کمتری ذخیره داری تا قورمهسبزی چون درباره قورمهسبزی خیلی بیشتر صحبت شده و کلی پیشینه خانوادگی و رسم و رسومات را به همراه خودش داره پس طبیعیه که ذهنت بر اساس خاطره ای که شما نسبت به مواد غذایی داری واکنش های متفاوتی بده!
حالا مسئله ای که در افراد چاق وجود داره ولی در افراد متناسب وجود نداره یا خیلی کمرنگه اینه که افراد چاق درباره خیلی از غذاها اطلاعات کاذب در ذهن خودشون ذخیره کردن😆 اطلاعاتی که مربوط به لذت و تفریح میشه و چون این اطلاعات با احساس ما درگیری پیدا میکنه باعث میشه که فرد چاق نسبت به خیلی از غذاها هیچ کنترلی نتونه روی خوردنش داشته باشه!!
حالا چطور این اطلاعات کاذب را در ذهنمون ذخیره میکنیم؟ به این شکل که برای مواد غذایی سناریو نویسی میکنیم در ذهنمون مثلا برای ته دیگه میگیم وای نگو که داغونم کرده ته دیگه ماکارونی 🍝 آخ اخ سیب زمینی گذاشته باشی حسابی هم سرخ شده باشه چه حالی میده!!! خب وقتی این اطلاعات درباره ته دیگ در ذهنت باشه طبیعیه که وقتی باش مواجه میشی نمیتونی خودت را کنترل کنی و تا تهش را میخوری و جالبم اینه که میگی کلی روغن داره چقدرم ضرر داره هی از معایبش میگی ولی همینطور هی میخوری!!!
یا مثلاً آبگوشت، آخ آخ نگو آبگوشت که دیوونه میشم گوشت تازه گوسفندی باشه و چند تا سیب زمینی و با ادویه خوب بذاری تو دیگه سفالی از شب تا صبح رو شعله باشه و حسابی جا بیفته با نون سنگک خوردنش حال میده هااااا، در این شرایط چطور میشه انتظار داشت فرد به اندازه نیاز بدنش غذا بخوره!!!!؟؟؟؟
خیلی وقت ها بخاطر این اطلاعاتی که برای غذاها ذخیره کردیم هی میگیم که من اشتهام خوبه و خیلی افراد چاق هم یک دلیل چاقیشون را اشتها میدونن و جوری بیان میکنن که انگار یه برنامه ریزی بوده که از طریق فلش به اون ها منتقل شده و خودشون اصلا در شکل گیری اون نقشی نداشتن😅
دوستان اشتها فقط یک واکنش ذهنی نسبت به مواد غذاییه که خودمون ایجادش کردیم، اشتها ناشی از خاطراتیه که ما در ذهنمون نسبت به مواد غذایی داریم!!!
حتی اون هایی که ادعا دارن وقتی عصبی میشن بیشتر میخورن، اون ها هم بخاطر خاطراتی هست که این حالت را تقویت میکنن در خودشون از بس شنیدن یکی از واکنشهای انسان در مواقع عصبی بودن، خوردنه!!!! این فرمول در ذهن ان ها شکل گرفته و هر وقت عصبی میشن پرخوری میکنن و عوامل عصبانیت هم که تا دلت بخواد وجود دارن دیگه خودتون حدس بزنید چه اتفاقی رخ میده!!
اگه میخوای متناسب بشی و تا ابد متناسب بمونی باید ارتباط بین خوردنت و خاطرات قبلی را از بین ببری ، باید به جایی برسی که مثل افراد متناسب بدون توجه به خاطرات مربوط ب مواد غذایی بتونیم غذا بخوریم!
از افراد متناسب سوال کنید اون ها هیچ واکنشی نسبت به غذاها ندارن یعنی اینطور نیستن که نسبت به بعضی غذاها خیلی زیاده روی در خوردن داشته باشن، ممکنه بعضی غذاها را دوست داشته باشن با بیشتر دوست داشته باشن خب این طبیعیه چون سلیقه ها متفاوته اما همون غذایی هم که خیلی دوسش دارن به اندازه نیاز بدنشون مصرف میکنن و اونوقت رفتار اون ها را مقایسه کنید با رفتار خودتون!!!!
باید رفتارت نسبت به مواد غذایی را مورد توجه قرار بدی به وضوح برات مشخص میشه که رفتارت بر اساس چه خاطره یا اطلاعاتی داره صورت میگیره!
ما بعضی از غذاها را زیاد میخوریم چون با فرهنگ ما و آداب و رسوم ما در ارتباطه بعضی از غذاها را بخاطر باور های مذهبیمونه که میخوریم مثلا سیر شدی و یه غذای نذری میارن و خیلیامون تصورمون اینه که تبرک داره و باید بخوریم اما غذای اضافه برای بدن واقعاً اضافس و مهم نیس چه عنوانی میخوای بهش بدی، بعضی غذاها هم برای شرح حالتی که براش داریم بیشتر میخوریم اون سناریویی که تو ذهنمون درباره اون غذا ساختیم یعنی خیلی براش توضیحات داریم!
برای متناسب شدن باید بتونی این خاطرات را کمرنگ کنی باید آگاه باشی که بر اساس خاطرات خودت غذا نخوری چون نتیجه اش در جسم شما کاملا مشخصه! پس هر وقت با غذا روبرو شدی سعی کنید بهش فکر نکنید و برای چگونه خوردن اون هم نقشه ذهنی نکشید!
بدن شما بر اساس اموزش هایی که در ذهن داری شکل نمیگیره بلکه بر اساس عمل و رفتاری که داری شکل گرفته!!
سوالات:
✳️شباهت عملکرد من با این گفته ها: حالا که فکر میکنم من این خاطرات را نسبت به پیتزا دارم و خیلی عاشقش بودم و اسم یه سری آدما و یه سری مراسما که برام یادآوری میشه به یاد پیتزا و خوشمزگی و بزرگی پیتزا میفتم و خیلی بیشتر میخورم ولی همیشه وقتی توی مسیر لاغری بودم با دو برش پیتزا سیر شدم این تجربه را سه سال پیش هم که تو دوره بودم داشتم که با دو برش سیر شدم و دیگه میل نداشتم و نخوردم! واقعا مواد غذایی همیشه هست دلیلی نداره انقدر به جسممون فشار بیاریم تا بیشتر بخوریم!
✳️خاطره چاقی و چاقتر شدن: راستش من رژیمی را به خاطر میارم که محدودیت زیادی داشت و همچنین یه سری خاص خوری هایی تحت عنوان پاکسازی که واقعا عذاب بود و خانواده منو به گوسفند تشبیه کردن که من که غذا نمیخوام برم توی باغچه بچرم و بعد از اینکه رژیمم تموم شد همه اون وزن کم شده برگشت و حتی بیشتر چون من دیگه نسبت به غذاها هیچ محدودیتی نداشتم فقط دلم میخواست بخورم که یه وقت دوباره محدود نشم توی خوردن!
✳️تاثیر خاطرات چاقی در احساس ناامیدی و ترس چاقتر شدن: واقعا وقتی ادم رژیم میگیره و برمیگرده همش فکر میکنه مشکل از خودشه و میخواد بقیه رژیم ها رو امتحان کنه و وقتی بازم نتونه خاطرات چاقی و شکست بیشتری در ذهنش میسازه و موجب چاقی بیشتر میشه منم واقعا دیگه وقتی چندتا رژیم را امتحان کردم اصلا دلم نمیخواست دیگه رژیمی را امتحان کنم و میگفتم همینطوری هم خوبم تا اینکه بالاخره به راه درست دوباره برگشتم و موفقیتم حتمیه😍🥰
✳️خاطرات چاقی چه احساسی ایجاد میکنن و فکر کردن به لاغری چه حسی؟!: خاطرات چاقی فقط حس نشدن و ناامیدی و بی عرضه بودن را به ما القا میکنن ولی فکر کردن به لاغری و متناسب شدن باعث شور و شعف و انگیزه و اشتیاق میشن و همچنین پوشیدن لباس های زیبا که هر کدوم اراده کنی ادازه ات هست و به راحتی میخری و در همه جا میدرخشی من لاغری را در لباس عروس زیبا و خوشگل میبینم که همه از دیدنم در هیجانن و من مثل ماه در مجلس میدرخشم🥰
مه تاب درخشنده و زیبا و فوق متناسب🤩✨
به نام خداوند جان و خرد ❤ سلام و درود…
1…با خواندن و شنیدن این فایل تو ذهنم مرور شد آره دقیقا همینه…مثلا رفتار خودت با کله پاچه و باقالی پلو،،،،من تو کل عمرم یک بارم کله پاچه نخوردم و هیچ وقت نشده جلوم باشه و من ولع خوردن داشته باشم،صبح جمعه که خانواده دور هم نشستن کله پاچه میخورن منم کنارشون میشینم نون و پنیر میخورم بدون اینکه توجه ای به کله پاچه داشته باشم چون تو ذهن و خاطرات من ثبت شده سنا کله پاچه دوست نداره ولیییییییی باقالی پلو تو ذهن و خاطرات من ثبت شده غذای مورد علاقه سنا هستش و انگار چون غذا رو دوست دارم باید بیشتر بخورم و با اینکه سیر شدم چون باقالی پلو هستش یه بشقاب دیگه هم باید بخورم….
2…خاطرات چاقی من=نمیدونم از کجا ولی این خاطره تو ذهن من ثبت شد که سنا چاقه و همین باعث شده بود که به طور ناخودآگاه باور کنم و همش بگم من که چاقم بزار بیشتر بخورم….یادم میاد وقتی خانواده منو به کمتر غذا خوردن تشویق میکردن چقدرررر حس بد میگرفتم…یادمه وقتی سر سفره غذا سرمو بالا نیاوردم و مادرم یواشکی میگفت بسه دیگه چقدرررر ناراحت میشدم…یادمه وقتی میگفتن سنا چاقه چقدرررر ناراحت میشدم…یادمه یه شخصی وقتی ازم میگفت چقدر واکنش نشون میدادم که فلانی دنبال ایراد مردمه ولی خودشو نمیبینه یکی چاقه یکی مثل نوه اون کوتوله هستش و از این سن آمپول میزنه که قدش بلند بشه…چقدررررر حرفا تو سرم میچرخه…مثل زمانی که میخواستم شلوار بگیرم و گفتم سایز فلان و همکارم با یه لحن بدی گفت تو با این باسن این ستیز و همون موقع دوست داشتم بگم به توچه ولیییی سکوت کردم و گفتم من نمیخوام سطح شعور خودمو اندازه اون پایین بیارم و بخوام میتونم کلیی ایراد ازش بگیرم…
۴…واقعا چاقی نه تنها تو گذشته بلکه تو آینده ای که هنوز نیومده هم تاثیر میزاره…میخوای یه مهمونی بری سریع تو ذهنت میاد الان برم چی میشه و چی میگن و هزاران فکرررر………مرور خاطرات مرور حرف های که شنیدی واقعا خیلی حسه بدی داره…البته اینم بگم که ما آدما باید بفهمیم که هر حرفی رو نزنیم،وقتی داریم حرف میزنیم از شخص رو به رو انتقاد میکنیم یه به من چه به خودمون بگیم چون یه کلمه حرف ما باعث میشه روحیه طرف مقابل کاهش پیدا کنه…….وقتی یادت میاد رفتم فلان جا اینو بهم گفتن پس دیگه جایی نمیرم این حرفو بشنوم…میخوای بری یه جا سر کار با اینکه توانایی هات زیاده ولی اولین مورد اندامت میاد جلو چشمات…یه خواستگار برات اومده هزار تا حسن داری ولی اول اندامت میاد جلو چشمات…میخوای صحبت کنی تو جمع با اینکه فن بیان بالایی داری ولی پا نمیشی چون اندامت تو ذهنته….
۵….خاطرات چاقی هیچ چیزی جز حرص جوش برای من ندارد…وقتی بهش فکر میکنم که فلانی این حرفو بهم زد کلی عصبانی میشم که چه بیشعور خودش نیم متر قد داره خودش کلی ایراد داره معلوم نیست دنبال چی میگرده و ….وقتی به چاقی فکر میکنم میگم نرم فلان جا و این کارو نکنم و کلی از موفقیت و پیشرفت جا میمونم ولی لاغری به آدم امید میده انگیزه میده اعتماد به نفس میده یه حس قدرتمندی که من خالق زندگی خودم هستم رو میده…فکر کردن به لاغری و اینکه تا آخر عمر با تناسب اندام زندگی کنی احساس اینو به آدم میده که من وقتی اینو بتونم حتما تو زمینه های دیگه هم میتونم بهترین باشم….
من همین الان باز هم به خودم تعهد میدهم که برای شخص خودم تو این مسیر بهترین باشم تا ذهنم ببینه که من چقدرررر توانمند هستم 💪🌟💪
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت