0

گام ۹۶: برای کنترل اشتهای خود چه کنم؟

کنترل اشتها با ذهن
اندازه متن

تا حالا شده حس کنی یه نیروی نامرئی کنترل خوردنت رو به‌دست گرفته؟ 😵‍💫

مثلاً فقط اومدی یه دونه بیسکویت برداری، یهو دیدی بسته‌ش تموم شده! 😅

ما به این حالت می‌گیم نداشتن کنترل اشتها با ذهن؛ یعنی وقتی ذهنت بدون اینکه بفهمی، دکمه پرخوری رو روشن کرده.

تصور کن ذهنت یه اتاق فرمانه 🎛️ که هر بار با یه فکر یا احساس، اشتهای تو رو روشن یا خاموش می‌کنه.

حالا اگه یاد بگیری چطور این اتاق فرمان رو مدیریت کنی، بدون رژیم و فشار، کم‌کم به بدنی متعادل می‌رسی.

توی این مقاله یاد می‌گیری چطور با آموزش ذهنی، کنترل اشتها با ذهن رو از یه آرزو تبدیل به توانایی واقعی کنی. 🌱🧠

🍽️ اشتها چیست؟

برای خیلی‌هامون، اشتها یعنی یه حالتی که انگار یه صدای قوی توی ذهنمون می‌گه: «بخور! الان وقتشه! نمی‌تونی صبر کنی!» 😵‍🍴

وقتی این حالت سراغمون میاد، احساس می‌کنیم هیچ کنترلی روی رفتارمون نداریم؛ یعنی منطق می‌گه نه، ولی دستمون داره یواش‌یواش به سمت خوراکی‌ها می‌ره!

منم یه زمانی این‌طوری فکر می‌کردم که اشتها یه نیروی خارجی و قدرتمنده که انگار منو تسخیر می‌کرد و دیگه توان نه گفتن نداشتم. 😓

انگار اشتها یه فرمانده بود و من فقط یه سرباز بی‌اختیار که باید بدون چون‌وچرا ازش پیروی کنم.

👂 تازه وقتی اطرافیانم مدام می‌گفتن: «تو که خیلی اشتها داری!» یا «معده‌ت کش میاد!»، این باور اشتباه تو ذهنم بیشتر و بیشتر ریشه می‌دوند.

اینطوری شد که باورت کردم اشتها چیزی جدا از منه، یه دشمن درونی که باید باهاش بجنگم، مهارش کنم یا سرکوبش کنم… 🤺

🌿 تلاش‌های من برای کنترل اشتها

برای اینکه این دشمن فرضی رو شکست بدم، دست به هر راهی زدم!

از داروهای گیاهی گرفته تا نسخه‌های عطاری و دمنوش‌های تلخ و بدمزه‌ای که انگار یه جرعه‌ش تمام سلول‌هامو تکون می‌داد 😖

هر روز صبح قبل از صبحونه، ۲۰ قطره افشرده لیمو که تلخ‌تر از زهر بود رو توی یه لیوان آب سرد می‌ریختم و با یه عالمه زور و آه و ناله می‌خوردم، فقط به امید اینکه اشتها کم بشه و دیگه دستم سمت یخچال نره! 🧪🥶

ولی اتفاق جالبی که افتاد این بود که نه‌تنها کنترل اشتها با ذهن اتفاق نیفتاد، بلکه بیشتر از قبل میل به خوردن پیدا کرده بودم!

چون ذهنم با خودش می‌گفت: «این قطره‌ها که اشتها رو قطع می‌کنن، پس این احساس گرسنگی که دارم حتما واقعی و ضروریه!» 🤷‍♀️

نتیجه؟ دوباره پرخوری… دوباره عذاب وجدان… و دوباره تلاش بی‌ثمر برای کنترل چیزی که فکر می‌کردم از من جداست!

کنترل اشتها

🎛️ کنترل اشتها با ذهن، نه با مبارزه!

تا وقتی اشتها رو یه نیروی بیرونی تصور می‌کردم، هیچ‌جوره نمی‌تونستم اون رو مدیریت کنم.

احساس می‌کردم یه چیزی درون من هست که از بیرون منو وادار به خوردن می‌کنه… یه جور وسوسه‌ی قدرتمند که دست من ازش کوتاهه! 😖🍩

ولی از وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، ورق برگشت. فهمیدم که اشتها یه غول بی‌شاخ‌ودم نیست… بلکه یه پروژه‌ی ذهنیه که خودم اونو طراحی و فعالش می‌کنم.

در واقع، کنترل اشتها با ذهن یعنی اینکه بدونم من خالق این اشتها هستم، نه قربانی‌ش.

🎯 مثلاً هر وقت پرخوری می‌کردم، می‌گفتم: «اشتهام زیاد شده!» و وقتی کمتر می‌خوردم، با لبخند می‌گفتم: «خدا رو شکر، امروز اشتها نداشتم!»

اما اصل ماجرا این نبود…

من برای چاق‌تر شدن پرخوری می‌کردم و برای اینکه بگم تقصیر من نیست، هی پشت اسم اشتها قایم می‌شدم! 🫣

🧃 دمنوش‌های بی‌اثر و تبلیغات فریبنده

وقتی نمی‌فهمی ریشه‌ی اشتها کجاست، دنبال راه‌های بیرونی می‌گردی.

منم مثل خیلی‌ها، افتادم تو دام قرص و دمنوش و افشرده‌های گیاهی… همه‌شون یه وعده مشترک داشتن:

🗣️ «اشتهات کم میشه، راحت لاغر می‌شی!»

ولی واقعیت اینه که کنترل اشتها با ذهن با هیچ دمنوشی اتفاق نمی‌افته! ❌

چون تا ذهن چاق باقی بمونه، حتی اگر بخوای با زور جلوی خوردن رو بگیری، ذهنت یه راهی برای توجیه خوردن پیدا می‌کنه.

مثلاً من فکر می‌کردم چون فلان قطره تلخ رو خوردم، پس الان دیگه اشتهام تحت کنترله و اگر دلم غذا می‌خواد، حتماً نیازه واقعی بدنه!

نتیجه؟ دوباره خوردن… دوباره چاقی… دوباره ناامیدی 😮‍💨

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

🔁 ارتباط اشتها با چاقی

تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی‌ها اشتهای زیادی دارن و بعضی‌ها نه؟ 🤔

شاید در ظاهر بگیم: «من اصلاً دلم نمی‌خواد چاق‌تر بشم!» ولی واقعیت اینه که ذهن ما چیز دیگه‌ای می‌خواد…

🧠 اشتهای ما نشونه‌ای از فرمول‌هاییه که توی ناخودآگاهمون ذخیره شده. یعنی هرچقدر ذهنمون از الگوهای چاق‌کننده پُر باشه، میل ما به خوردن هم بیشتر میشه.

پس اگر فکر می‌کنی باید با دمنوش یا رژیم، اشتها رو سرکوب کنی تا لاغر بشی، باید بگم مسیر رو اشتباه اومدی.

کنترل اشتها با ذهن فقط وقتی ممکنه که اول ذهن خودت رو تغییر بدی.

🛠️ تغییر اشتها از درون اتفاق می‌افته، نه از بیرون

وقتی تو تصمیم می‌گیری وارد مسیر لاغری با ذهن بشی، در واقع داری فرمان بازسازی ناخودآگاهت رو صادر می‌کنی.

با گوش دادن به فایل‌های آموزشی، انجام تمرین‌ها و تکرار آگاهی‌ها، ذهن تو کم‌کم شروع می‌کنه به ساختن فرمول‌های جدید ✍️🌱

فرمول‌هایی که به جای چاق شدن، درباره سبک شدن، آرامش، رضایت از خود و انتخاب آگاهانه هستن.

نتیجه‌اش؟ میل به پرخوری، بدون زور یا اجبار، خودش شروع می‌کنه به کم شدن…

بدون اینکه تاریخ مشخصی برای شروع کنترل اشتها بذاری، بدون اینکه با خودت بجنگی، ذهن تو خودش اشتها رو به‌صورت طبیعی مدیریت می‌کنه.

و این همون معنای واقعی کنترل اشتها با ذهنه! 🧘‍♀️💫

🌟 لاغری با ذهن و کنترل اشتها با ذهن

وقتی فرمول‌های لاغرکننده توی ذهن‌ات شکل بگیره، نگرش و انتظار تو از خودت به کلی تغییر می‌کنه.

دیگه از خودت انتظار چاق‌تر شدن نداری، بلکه با اطمینان قلبی مطمئنی که حتماً به تناسب اندام می‌رسی. 💪✨

این اطمینان فقط به حرف‌هایی که می‌زنی نیست؛ بلکه حس خوب و آرامشی که درونت داری، میزان یقین تو رو مشخص می‌کنه.

هر چقدر حس‌ات بهتر باشه، باور لاغر شدن تو عمیق‌تره. 💖🌈

⚠️ نشونه‌های عدم اطمینان

اگر هنوز روزی چند بار به چاقی فعلیت فکر می‌کنی و احساس بدی داری، یعنی هنوز به توانایی خودت برای لاغر شدن باور نداری.

یا اگر فایل‌های آموزشی رو می‌شنوی ولی تمرینات رو انجام نمی‌دی چون فکر می‌کنی نیازی به تمرین نیست، یعنی اون اعتماد لازم رو هنوز نداری.

اما وقتی هر روز با اشتیاق دنبال آموزش‌ها هستی، تمرین می‌کنی، می‌نویسی و حتی از تجربه‌های دیگران استفاده می‌کنی،

این یعنی داری به اطمینان کامل برای کنترل اشتها با ذهن و رسیدن به لاغری پایدار می‌رسی. 🧘‍♀️📚

کنترل اشتها با ذهن

🧠 کنترل اشتها در لاغری با ذهن؛ بهترین راهکار از درون

خیلی از ما وقتی درباره‌ی دلیل چاقی فکر می‌کنیم، اول از همه می‌گیم: «اشتهام زیاده!»

و سریع می‌ریم سراغ داروها، دمنوش‌ها، رژیم‌ها و روش‌های بیرونی تا شاید بتونیم کنترل اشتها رو به دست بیاریم.

اما حقیقت اینه که اشتها توی ذهن ما یه نیروی جدا از ما نیست؛ بلکه قدرت انتخاب ماست که از محتویات ذهن چاق‌مون فرمان می‌گیره! 🎭

یعنی اینطور نیست که یه نیروی قوی و وحشی ما رو مجبور به خوردن کنه؛ بلکه ما خودمون با باورها و فرمول‌های ذهنی اشتباه، مسیر پرخوری رو انتخاب می‌کنیم.

افکار مثل:

«فلانی اشتهاش زیاده، دست خودش نیست!» یا «باید اشتهاشو کنترل کنه!»

اینها فقط فرمول‌های ذهنی مخرب هستن که سال‌ها توی ذهن ما ذخیره شدن و ما رو به اشتباه می‌اندازن.

🔑 راهکار واقعی: دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز

اگر می‌خوای واقعاً کنترل اشتها با ذهن رو تجربه کنی، باید از درون شروع کنی.

دوره «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» بهترین راهکار برای این کاره.

تو این دوره، با آموزش‌های علمی و تمرینات ذهنی، فرمول‌های قدیمی چاق‌کننده حذف می‌شن و فرمول‌های جدید لاغری جایگزین می‌شن.

پس به جای جستجوی راهکارهای بیرونی و بی‌اثر، بهتره ذهن‌ات رو مهمون آگاهی‌های درست کنی و با کمک دوره اصلاح پرخوری و اشتها، گام‌های مطمئنی برای کنترل اشتها با ذهن برداری.

این تازه شروع یک تغییر واقعی و پایدار هست! ❤️✨

✍️ تمرین آموزشی 🧠

برای یادگیری واقعی و مؤثر کنترل اشتها با ذهن، تمرین‌های منظم و دقیق ضروری است.
این تمرین‌ها کمک می‌کنند تا آگاهی ذهنی شما نسبت به اشتها و فرمول‌های درونی‌تان عمیق‌تر شود و با تمرکز و تکرار، تغییرات مثبت و پایدار در رفتار و احساس‌تان شکل بگیرد.
بدون تمرین، آموزش‌ها فقط در سطح ذهن باقی می‌مانند و تغییر واقعی اتفاق نمی‌افتد. پس همراه باشید و با اشتیاق تمرین کنید! 💪✨

❓ سوالات تمرینی برای کنترل اشتها با ذهن 🤔

  1. نگرش شما درباره کنترل اشتها چیست؟ آن را موضوعی درونی می‌دانستید یا بیرونی؟
  2. زمانی که تحت تأثیر مواد غذایی قرار می‌گرفتید، چگونه اشتهای شما در درونتان فعال می‌شد؟
  3. چرا در همه کشورها برای کنترل اشتها از دارو، قرص یا دمنوش استفاده می‌کنند؟
  4. تجربه خود را در استفاده از هر روشی برای کنترل اشتها بنویسید.
  5. قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، اشتهای شما چگونه بود و چه نگرشی درباره ارتباط اشتها و چاقی داشتید؟ شرح دهید.
  6. بعد از استفاده از محتوای آموزشی چه تغییری در نگرش شما درباره کنترل اشتها با ذهن ایجاد شده است؟ شرح دهید.
  7. آموزش‌های لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می‌کنند تا اشتهای خود را اصلاح و کنترل کنید؟

💬 دعوت به مشارکت شما

با اشتراک‌گذاری دیدگاه‌هاتون، به خودتون و دیگران کمک می‌کنید مسیر کنترل اشتها با ذهن رو بهتر و مؤثرتر طی کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.03 از 73 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22895
98 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۷ ۰۰:۱۹
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,043 کلمه

      گام ۹۶ 

      چگونه اشتهای خود را کنترل کنیم ؟

      سلام دوستان وقتتون بخیر 

      ***اشتها***  کلمه ای که سالها درگیرش بودم و باور کرده بودم که اشتهای من زیاده ، واقعا هم نمیدونستم سر چشمه اشتها در وجود من کجاست ، اولین بار که پرسیده بودم چرا من اینهمه غذا میخورم بهم گفته بودن چونکه اشتهات زیاده ،منم پذیرفتم و با قبول کردن دلیل پرخوریم ،خوردن های من افزایش پیدا کرد ،دیگه برای خودم دلیل داشتم و خودمو راحت و بی مسئولیت کرده بودم 

      سالها دلم خواست که بتونم اشتهای خودمو کنترل کنم ولی هر چقدر بیشتر خواستم کنترل کنم بیشتر نتونستم و عصبی تر میشدم ، انقدر اطرافیانم بهم میگفتن که ما اشتهامون زیاده ،دست خودمون نیست که زیاد میخوریم‌ 😒

      به تجویز متخصصین تغذیه برای کنترل اشتها ،قبل از غذا مجبور بودم ۱ بشقاب بزرگ سالاد بخورم که جایی برای غذام نداشته باشم ،با وجود اینکه معده م ورم میکرد ولی با فشار غذامو روی اونهمه سالاد میخوردم و خوشحال بودم که کار صحیحو انجام میدم ،این متد خوردن من بود  تقریبا از ۱۸ سالگیم تا ۴۰ سالگی 

      از سالاد متنفر شده بودم  ، از غذا خوردن هیچ لذتی نمیبردم ولی همچنان اعتقاد داشتم که اشتهام زیاده ،یجورایی عقده ای شده بودم ،با خودم ، غذاها ، آدم های لاغر ،خانواده و خدا میجنگیدم 

      چقدر جالب که الان در خودم هیچ اشتهایی به اون شکل نمیبینم ، چقدر نرم و آروم ،تغییرات در من شکل گرفته ،اصلا حواسم به اشتهام  نبود ، انگار این کلمه رو فراموش کردم ، کلمه ای که ۴۰ سال ازش صحبت کردم و یکی از قویترین  مقصرهای چاقی های من بود و الان نیست 😊

      همیشه به اطرافیانم میگفتم دوست دارم یه روزی از خواب بیدار شم و ببینم که هیچ اشتهایی به غذا ندارم و الان همون روزه که دارم تجربه ش میکنم

      در واقع در من ولع خوردن ها بوده که اشتهای حمله به غذاهارو داشتم وقتی ولع من ناپدید شد ،اشتهای منهم رفت و برای این رفتن ،سالها رنج کشیدم و الان بدون اینکه من بفهمم رفته ،خدایا شکرت برای دیدن این روزهای قشنگ😊

      در طول اون دوران به مراتب قرص های لاغری هم مصرف میکردم یکی از قرص های لاغری که چینی بود و چندتا دونه شو مصرف کردم که باعث میشد چند روز نخوابم و شب تا صبح هم بیدار بودم و هیچی نمیتونستم بخورم ،حالت تهوع میگرفتم ،مثلا تو ۳ روز من فقط تونسته بودم ۱ دونه کتلت به زور بخورم ،  با هشداری که دیگران بهم دادن که ممکنه مواد اعتیاد آور در این قرص ها باشه ،دیگه ادامه ندادم😱 و من برای لاغر شدن ، چه راه های زیادی که  رفتم و به نتیجه نرسیدم 

        👈  اشتهای شما میزان علاقه و تصمیم شما برای چاق تر شدن را مشخص میکند 👉   خوشحالم که دیگه اشتهایی در خودم احساس نمیکنم ،یعنی میزان علاقه و تصمیم من برای چاق شدن کمتر شده و بسمت لاغری رفته🙃

      خوشحالم که در مسیر ساختن فرمول های لاغری هستم ،چه حس خوبیه که من انتخاب کردم در این مسیر باشم ، مسیری که کسانی  حتی باور هم نمیکنن ، خواهر کوچیک من به تازگی اومده تو سایت ، از وقتیکه فهمید من از این راه سایز کم کردم و تغییرات زیادی داشتم‌ ترغیب شده ، چند روز پیش که مسافرتی داشته پیش دوستانش و انگار از لاغری با ذهن یکمی توضیح داده ، دوستاش مسخره ش کردن و گفتن مگه میشه اینجوری لاغر شد ؟ کلی اذیتش کرده بودن ،با اینکه بعضی از  همون دوستاش منو دیدن که لاغر شدم ولی در مدار شنیدن و بودن این آگاهی ها نیستن ،به خواهرم گفتم دیگه برای کسی توضیح نده ،تو که هنوز خیلی آشنا نیستی با این متد ،باورهای خودتم خراب میکنن ، بهش گفتم اون افرادی که وقتشونه و باید بیان ،هدایت میشن و من مطمئنم یه روزی همه آدم ها به این نتیجه میرسن که تنها راهش همینه و باید بیان و آموزش ببینن ،هر چقدر بیشتر مقاومت کنن ،به تضادهای ناراحت کننده  بیشتری برخورد میکنن و ما چقدر آگاه و خوشبختیم که‌زودتر از همه وارد این راه شدیم‌ 

      اوایل دوره که تازه شروع کرده بودم و دوست داشتم خیلی زود همه چیزو یاد بگیرم ، متوجه نمیشدم که چجوری این تغییرات در  ذهن و بدن من بوجود  میاد وقتی استاد مثل الان توضیح میدادن که همه چیز خودبخودی صورت میگیره ، تعجب میکردم😯 آخه چجوری 😒   من فقط و فقط ادامه دادم ، درون من که تغییر کرد ،جهان بیرون منهم عوض شد ، وقتی استاد تاکید داشتن که فرمان های مغز شما متفاوت میشه ، شگفت زده میشدم ولی بعدش برای خودم اتفاق افتاد ،جوری که من نفهمیدم ، واقعا واقعا من متوجه نشدم چجوری شکلات از روی میز خونه جمع شد و من دیگه دلم نخواست ،اگر پیش بیاد  الان بخرم ،حتما میخورم ولی ولعی ندارم ،  وقتی سیر میشم که نمیتونم حتی نصف لیوان آب هم بخورم، متوجه میشم که فرمان های مغزم جابجا شده 

      هر وقت میرفتیم‌ مسافرت های دورهمی ، یکی از گفتگوهای همه ما در مورد ، اشتهای زیاد در سفر بود ، پذیرفته بودیم که اشتهای ما در مسافرت بیشتر میشه ، شاید هم چونکه تنوع و تفاوت غذایی ایجاد میشد، یا تو اون شهر و کشور جدید ،خوراکی های جدیدی بود که دوست داشتیم امتحان کنیم ،باور کرده بودیم که اشتهامون زیاده ، انگار زیاد خوردن همسفرهامون روی ما هم اثر میذاشت یجورایی فکر میکردیم تو مسابقه هستیم و باید از هم پیشی بگیریم 

      یکی از لقب هاییکه به من داده بودن این بود که میگفتن فریده خوش اشتهاس ،همه چیز میخوره ، بد غذا نیست ، مثل بچه های دیگه نیست که برای خوردن نق میزنن ،دست رد به هیچ غذایی نمیزنه ، خوش خوراکه ، چیزیو تو غذا جدا نمیکنه مثل بچه های دیگه که پیاز یا لوبیای غذارو نمیخوردن ووووو و زیاد از محسنات غذا خوردن من میگفتن و منهم لذت میبردم که دلچسب خانواده هستم و تاییدم میکنن 

      در انتها اینهمه گشتیم‌ و راه های بیراهه رفتیم تا رسیدیم‌ به لاغری با ذهن که مارو میبره به مقصد ،به همونجاییکه سالها دنبالش بودیم‌ ، لاغری با ذهن میگه ،فرمانها رو تصحیح کنیم تا اجرائیات صحیح بشن ،نه اینکه اجرائیاتو درست کنی و فرمانها ،اشتباه باقی بمونن ، فرمان وقتی پرخوری باشه ،اجرا میشه اشتهای زیاد و حالا در حال جابجایی هستیم بسمت ،تغییر فرمانها که باعث میشه عملکرد ما  خودبخود تصحیح بشه و جسم هم راهی نداره بجز اطاعت از ذهن 

      سپاسگذار خداوند هستم که مارو شنید  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 55 از 11 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۰ ۱۱:۴۴
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 471 کلمه

      روز ۱۰۵ تکرار
      سلام وقت بخیر
      استاد روز ۱۰۵ در روز ۱۰۶ هم مجدد تکرار شده

      کلمه اشتهارو زیاد شنیدم و بعدها برای خودم مسجل شد که منم پر اشتها هستم ،در ادامه راه هم مقصرو اشتهای زیادم میدونستم
      بدلیل اینکه بیشتر زمان ها تو رژیم های سخت بودم و داشتن یک زندگی نرمال با رفتارهای غذایی طبیعی برام آرزو شده بود و از محدود بودن های طولانی خسته شده بودم ،به مرور تکرار اون رفتارها حجم معده من کوچیک شده بود ولی ولع من همچنان زیاد بود،یعنی وقتی تو رژیم فقط مجبور بودم مقدار مشخصی که همیشه کم بود بخورم و نوع و پخت غذا نادلخواه بود ،احساسی در من بوجود آورد که زمان هایی هم که سیر میشدم ولی ناراضی بودم و دلم میخواست تمام اون محدودیت هارو پاره کنم ،حس یه آدم نادانیو داشتم که همیشه باید یه نفر با ابزار تنبیه بالای سرش باشه ومراقبش باشه ،برای همین حتی زمان هاییکه حجم معده هم کوچیک شده بود ولی ولع من زیاد بود و دوست داشتم هر جوری که دلم خواست رفتار کنم

      بودن تو این دوره و با  تصحیح شدن افکار وتوجهات بسمت متناسب شدن،منو در مسیرهایی گذاشت که آروم آروم احساس کردم ولعی به هر خوراکی ندارم و این مهمترین تغییره بنظر من ،اینکه مطمئن باشی تو هم مثل آدم های عادی دنیا میتونی زندگی نرمالی داشته باشی ،بهت حس آرامش میده ،اینکه مطمئن بشی اگر نقشه ذهنیت ساخته بشه تو هم میتونی راحت و طبیعی زندگی کنی اشتهای کاذبه از روی عقده هات از بین میره،اینکه خوراکی ها همیشه در دسترس منهم هستن ومنهم حق استفاده از اونهارو دارم حس اطمینان میده که بی مهابا عمل نکنم ،در اصل حس کمبود در من از بین رفته

      یادمه اون زمانها که میترسیدم شیرینی بخورم و اگرم میخوردم تا چند روز عذاب وجدان داشتم یا چند روز سختر ورزش میکردم ،یه روز عصر که از چاقتر شدن خودم خسته تر شده بودم برای اذیت کردن خودم ،رفتم شیرینی فروشی و ۲تا شیرینی مورد دلخواهمو خریدم و با یه ناراحتی و احساس قربانی بودن و بغز خوردم ومدام به خودم میگفتم حالا که‌هر کاری میکنم چاقتر میشی پس میخورم که دلم نسوزه ،ولی همراه اون خوردن یه عالمه ترس ولرز بود ،همزمان به خودم بد وبیراه هم میگفتم ،که انقدر تو بدبختی که حق نداری مثل آدم های عادی زندگی کنی و عزت نفسم بشدت پایین تر میرفت ،ولی در حال حاضر رفتارهام و احساساتم بسیار نرمال وعزت مندانه شده ،مثلا چند روز پیش دوستم عکس نون خامه ای برام فرستاد و گفت بریم بخریم ، بهش گفتم باشه حتما میریم میگیریم‌ و لذتشو میبریم ولی هنوز نرفتیم‌ شیرینی فروشی ،انگار احساس بی نیازی درونی دارم ،اگر پیش بیاد بخرم حتما میخورم یا جایی مهمونی باشه مصرف میکنم ولی ولعی که تو فکرش باشم و بسرعت برم بخرم ،نه ندارم واینها یعنی نقشه ذهنی منهم داره طبیعی میشه وخوشحالم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم