اگه بخوای بدون تعارف بگیم، عجله برای لاغری یکی از اصلیترین و سمّیترین موانع ذهنیه که افراد چاق رو از مسیر درست خارج میکنه 🚫
این مشکل فقط مخصوص افراد چاق نیست؛ هر کسی که بخواد به هدف بزرگی توی زندگی برسه، دیر یا زود با این وسوسه روبهرو میشه:
«چرا هنوز نتیجه نگرفتم؟! نکنه دارم راه رو اشتباه میرم؟!» 😣
ولی موضوع اینه که ذهن ما خیلی با نتیجههای سریع و فوری حال میکنه، مخصوصاً وقتی پای سالها اضافهوزن در میونه و آدم میخواد هرچه زودتر از شرش خلاص شه.
🤯 عجله برای لاغری باعث میشه به جای اینکه روی ساختن عادتهای درست و تغییر شخصیت درونی تمرکز کنیم، فقط دنبال اعداد ترازو باشیم.
نتیجهاش؟ ناامیدی، بیانگیزگی و رها کردن مسیر بعد از اولین لغزش یا وقفه!
اما لاغری با ذهن یه مسیر عمیقه، مثل ریشه زدن یه درخته، نه چسبوندن یه برچسب موقت!
و برای رشد واقعی، باید صبور بود و اجازه داد تغییر از درون اتفاق بیفته، نه فقط ظاهر.
پس اگر الان توی مسیر لاغری هستی و احساس میکنی کند پیش میری، یادت باشه:
عجله برای لاغری همون چیزیه که تا حالا باعث شده بارها شکست بخوری… نه کمکاری!
🌱 صبر، استمرار و رها کردن نیاز به نتیجه فوری، سه کلید طلایی موفقیت در این راه هستن.

🎯 عجله برای لاغری؛ دامی که ظاهرش قشنگه ولی تهش دلزدگیه!
محتوای دورهی ورود به سرزمین لاغرها و همینطور دورهی پیشرفتهی لاغری با ذهن، بهصورت روزانه و منظم توی هفت روز هفته طراحی شده. 🎧📅 این مدل برنامهریزی خیلی دقیق و هدفمنده؛ نه شانسیه، نه الکی! تا حالا تو هیچ دورهای همچین نظم و ساختاری رو نه دیدم، نه تجربه کردم.
ولی خب… همیشه چندتا هنرجوی پرانرژی پیدا میشن که پیام میدن:
«استاد! من امروز وقت دارم، میتونم فایلهای دو سه روز رو یه جا گوش کنم؟ 🤓»
یا:
«میخوام جلو جلو برم که بعداً اگه وقت نداشتم، عقب نمونم 😅»
جواب من همیشه یکی بوده: ❌ نه عزیز دلم!
چرا؟ چون این مدل رفتار، دقیقاً مصداق عجله برای لاغریه!
ذهن آدم چاق، از بس تو رژیم و ورزش بهش فشار اومده، یاد گرفته که با عجله کردن شاید به نتیجه سریع برسه.
مثلاً تو رژیمها میری کمتر از نیازت غذا میخوری 😵💫
یا تو ورزشها بیشتر از توانت عرق میریزی 😓
چرا؟ چون میخوای زودتر لاغر شی…
حالا توی روش ذهنی، چون نه رژیمه، نه ورزش، ذهن چاق یه ترفند جدید پیدا میکنه:
🎧 «بیشتر فایل گوش بده… زودتر لاغر شو!»
اما حقیقت اینه که وارد کردن اطلاعات زیاد تو ذهن، بدون اینکه جا بیفته و تهنشین شه، مثل اینه که ده تا قابلمه قرمهسبزی بریزی توی یه کاسه کوچیک 🍲😅
نه جا میگیره، نه میچسبه، فقط هدر میره…
پس لطفاً عجله نکن!
آروم آروم، با عشق، با حوصله…
هم ذهن جا باز میکنه، هم بدنت شروع میکنه به تغییر واقعی 💫
لاغری با ذهن یه ماراتنه، نه دوی صد متر! 🏃♀️🏁

🏃♀️🔥 عجله برای لاغری؛ اشتیاقی که میسوزونه، نه میسازه!
بعضیها با یه عالمه ذوق و شوق میان سراغ دوره لاغری با ذهن. هر روز ساعتها فایل گوش میدن 🎧، تمرین مینویسن ✍️، تکرار میکنن 🎯 و کلی انرژی میذارن. اولش انگار تو مسابقهی جهانی “با سرعت نور لاغر شو!” شرکت کردن 😅
اما… بعد از یکی دو ماه، همونا میان میگن:
“بریدم دیگه 😩، نمیکشم، فکر کردم اگه نمیتونم با همون شدت ادامه بدم یعنی شکست خوردم!”
نه عزیز دل! تو شکست نخوردی… تو فقط اسیر عجله برای لاغری شدی!
بارها و بارها گفتم: این روش، یه سبک زندگیه، نه یه پروژه سهماهه!
تو باید همراه زندگی روزمرهات از آموزشها استفاده کنی؛ نه این که زندگی رو تعطیل کنی و فقط بشینی تمرین و تکرار و تکرار و تکرار…
📌 مثلاً بعضیا انقدر جدی گرفتن موضوع رو که از محل کار مرخصی گرفتن 😳 یا ترم دانشگاه رو عقب انداختن، که فقط سه ماه بشینن و تمرین کنن!
ظاهر قضیه؟ عالی 😍
تمرینات؟ کامل
دقت؟ در حد لیزر!
نتیجه؟ تا یه مدت عالی
اما تهش؟ خستگی، دلزدگی، ناامیدی 😞
چرا؟ چون تو این مدت، زندگی نکردن!
نه مهمونی رفتن 🎉
نه وقت برای خانواده ⏰
نه رسیدگی به خودشون 💆♀️
فقط فشار و فشار برای اینکه «زودتر لاغر شم»… و این یعنی عجله برای لاغری
خب معلومه وقتی انقدر روی یه موضوع زوم میکنی، انتظارت از نتیجه هم زیاد میشه. و اگه اون نتیجهی رویاییات محقق نشه، مغز میگه:
“بیفایدهس! خستم! دیگه نمیخوام!” 😤
و این یعنی افتادن تو دام «عجله برای لاغری»…
حتی بعضی وقتا اطرافیان هم فشار میارن:
– “تو که همه چیتو گذاشتی برای این دوره، پس چرا هنوز لاغر نشدی؟!”
و همین حرفا میشه نمک رو زخم! 🧂😣
من همیشه به هنرجوهام میگم:
تو عالی بودی، اما زیادی فشار آوردی به خودت.
تعادل یادت رفته بود! 😌⚖️
ما اینجا نیومدیم که مثل افراد چاق با فشار و عجله، وزن کم کنیم…
ما میخوایم متناسب بشیم به سبک افراد متناسب ✨
آروم، لذتبخش، در دل زندگی واقعی ❤️

🎯 عجله برای لاغری و نقش اراده؛ داستان همیشگی ما و متناسبها!
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضیا همیشه متناسبان؟ 😐 مثلا یکی از دوستای من هست که از وقتی یادم میاد پنجاه و هشت کیلویه! بدون اینکه رژیم بگیره، بدون اینکه ورزش سنگین کنه یا اپلیکیشن کالریشمار نصب کنه! 😳
اما ما چی؟! یه ماه رژیم میگیریم، سه کیلو کم میکنیم، بعدش میگیم «ای ول! دیگه تموم شد!» ولی تموم نشده عزیز جان! از همون لحظهای که ترازو رو ول میکنیم، وزنمون دوباره استارت میزنه به بالا رفتن 😭
من خودم وقتی یه بار تونستم ۵ کیلو کم کنم، نگه داشتن اون ۵ کیلو برام از خودِ رژیم گرفتن سختتر بود! یعنی یه جور زجر شیرین، انگار داری یه هندونه رو با نخ نازک نگه میداری 😅
از خودم میپرسیدم آخه چجوریه که من همیشه دارم اضافه میکنم، ولی این رفیقم همیشه یه عدد ثابته؟ چجوری؟ مگه میشه؟!
خب جوابش خیلی سادهست، ولی اصلاً ساده نیست 😏
ما خیلی وقتا برای لاغر شدن یه چیز رو وسط میندازیم: اراده! 💪
یعنی از فردا صبح با یه جو غیرت و یه لیوان آب جوش با لیمو میریم سراغ رژیم! ولی ارادهمون مثل باتری قلمی توی اسباببازی بچههاست: زود تموم میشه! 🔋
چرا؟ چون ما میخوایم یهویی عوض شیم! ما دنبال نتیجه فوریایم. دنبال کاهش وزن سریع. دنبال معجزه با طعم کمکالری!
اینجاست که عجله برای لاغری میاد وسط و همه چی رو خراب میکنه 🚫
وقتی تو با شوق و ذوق از شنبه رژیم میگیری و منتظری تا چهارشنبه لاغر شی، اتفاقی که میافته اینه:
۱. بدن میفهمه تو جدی نیستی!
۲. ذهنت میگه: اینم یه پروژه شکستخورده دیگه!
۳. و روز پنجم، با یه پیتزای دبل چیز به خودت میگی: “خب اینم نشد، حیف اون پنج روز!” 🤦♀️🍕
⏳ قدرت واقعی در تداومه، نه شروع طوفانی
شاید شنیده باشی که میگن:
«شروع کردن خوبه ولی ادامه دادنه که نتیجه میده.»
خب کاملاً درسته.
شروعکردن با یک تلنگر بیرونی (مثلاً شنبه، تولد، سال نو) خیلی هم عالیه 💥 ولی تا وقتی ذهن تو از درون تغییر نکرده باشه، هیچ تغییر بیرونی پایدار نمیمونه.
تو باید وسط زندگی واقعی، بین خرید و بچهداری و ترافیک و صدای نوتیفیکیشنها، یاد بگیری که چطور به ذهن خودت فرمان بدی.
لاغریِ واقعی، نتیجهی تغییر نگرشه، نه یه رژیم زودگذر.
☕ آدمای متناسب چطور متناسب میمونن؟
اینا صبح که بیدار میشن، نمیگن: «امروز نخورم چاق نشم!»
نه! اصلاً به خوردن یا نخوردن فکر نمیکنن چون ذهنشون از پایه یه جور دیگه برنامهریزی شده!
اونا لازم نیست انرژی زیادی برای متناسب موندن بذارن چون رفتارهاشون با باورهاشون یکی شده.
ما چیکار میکنیم؟
هر روز با عجله برای لاغری بیدار میشیم، رژیم جدید رو چک میکنیم، یه لیوان آب با دارچین میخوریم، و شب با استرس میخوابیم 😩
انرژیمون میره، انگیزهمون تموم میشه، و میگیم: «ولش کن! من همون چاق خوشحالم!» 😑
🎈 راز موفقیت: تغییر ذهن + استمرار + صبر
اگر قراره نتیجه ماندگار بگیری، باید از عجله برای لاغری فاصله بگیری.
به جاش یه مسیر رو انتخاب کن و با حوصله ادامه بده.
مثل بذر یه درخته که امروز میکاری، اما یه روزه درخت نمیشه. باید بهش زمان بدی، نور بدی، مراقبت کنی 🌱
تو آدم خاصی هستی! 👑
اگه الان توی این مسیر لاغری با ذهنی، یعنی به قدرت درونت ایمان داری.
شاید هنوز نتیجهی چشمگیری نگرفته باشی، ولی چیزی که تو رو متفاوت میکنه اینه که داری «تغییر درونی» میسازی.
پس یه لطفی به خودت بکن:
🔹 دست از عجله بردار
🔹 با ذهن خودت رفیق شو
🔹 و هر روز یه ذره بهتر شو
لاغری واقعی، نه با عرق ریختن زیاد میاد، نه با محروم کردن افراطی.
لاغری واقعی با «فهمیدن» خودت شروع میشه.
و تو الآن دقیقاً داری همین کارو میکنی 💖

📉 عجله برای لاغری و ماجرای لغزشها 😓
راستش رو بخوای، هیچکس تو دنیا پیدا نمیشه که بدون حتی یه دونه لغزش، مستقیم بره سراغ موفقیت و لاغری و بعدشم همونجا بمونه! 🎯
ماجرای عجله برای لاغری یه جورایی مثل اینه که بخوای کوه دماوند رو با دمپایی بالا بری، تازه توقع هم داشته باشی یه ضرب تا قله بری و حتی یه لحظه هم نفسنفس نزنی! 😅
بیاید روراست باشیم… هیچ مسیری صاف و بیدستانداز نیست، مخصوصاً مسیر لاغر شدن. حتی اگه شما صد بارم تصمیم بگیری “دیگه از فردا رژیم سفتوسخت میگیرم”، باز هم روزهایی هست که هوس یه بشقاب قرمهسبزی 😋 یا کیک شکلاتی وسط شب میاد سراغت. حالا اگه اون شب خوردی چی؟ باید کل برنامهتو بریزی دور؟ 😔 نه! باید مدیریت لغزش رو یاد بگیری.
📌 نکتهی طلایی:
وقتی لغزش کردی، یعنی مثلاً یه روز پرخوری کردی یا یه روز بیانگیزه بودی، اون روز رو نباید بهونه کنی برای ول کردن کل مسیر!
اگه یه روز خراب شد، بیخیالش شو، مثل یه روز بارونی که مجبور شدی تو خونه بمونی. فردا آفتاب در میاد ☀️، تو هم دوباره ادامه بده.
❗ عجله نکن، قهرمانها هم میلغزن
عجله برای لاغری فقط باعث میشه که هر بار که یه کم سر خوردی، با خودت بد بشی.
با خودت بگی:
«من که آدمش نیستم!»
«باز خراب کردم!»
«به درد نمیخورم!»
⛔ ولی حقیقت اینه که اگه یه قهرمان واقعی بخواد موفق بشه، باید بلد باشه از زمین بلند شه، خاک لباسش رو بتکونه، یه نفس عمیق بکشه و دوباره راه بیفته 💪
هر لغزش یعنی یه پیغام. یه جورایی مثل تابلوهای کنار جادهست که میگه: مسیر رو یه کم آرومتر برو، داره پیچ میخوره.
❤️🔥 یاد بگیر با خودت مهربون باشی
لطفاً وقتی یه روز خراب شد، نزن تو سر خودت. نگو: “بازم شکست خوردم!”
بگو:
🟢 «اوکی، امروز حالم بد بود، ولی فردا دوباره ادامه میدم.»
🟢 «من همین الانش کلی تغییر کردم، فقط یه روز از مسیرم فاصله گرفتم.»
این نگاه مهربون، همون چیزیه که افراد موفق دارن. اونا عجله ندارن. میدونن که سفر لاغریشون یه مسیر پر از پیچ و خم و یادگیریه.
🧠 مراقب ورودیهای ذهنت باش
یادت باشه خیلی وقتا، نوسانات احساسی باعث لغزش میشن. مثلاً یه خبر بد میشنوی، یکی یه حرف تلخ میزنه یا از یه چیزی ناامید میشی… یهدفعه حس میکنی اصلاً زندگی ارزش نداره 😞 و میزنی زیر همهچی!
ولی واقعیت اینه که اون حسا موقتیان. میگذره. مثل یه ابر تیره که یه کم بعدش بارونش میگیره و بعدشم آفتاب در میاد. تو فقط باید سعی کنی ورودیهای ذهنت رو بهتر انتخاب کنی. از چیزهایی که حال دلت رو بد میکنه فاصله بگیر. چون حال خوب، سوخت اصلی ادامهی مسیره 🚀
🌈 جمعبندی: لغزش یعنی انسان بودن
میدونی فرق آدمایی که موفق میشن با اونایی که نمیشن چیه؟
موفقها هم میلغزن، ولی بلدن خودشونو جمع کنن و دوباره ادامه بدن.
🔁 یه بار، دو بار، صد بار… تا کمکم یه شخص دیگهای میشن.
آدمی که لاغری و تناسب دیگه براش عجیب نیست.
آدمی که با عجله برای لاغری خداحافظی کرده و یاد گرفته زندگی کنه و لاغر بشه، نه بجنگه و زجر بکشه و منتظر آخر خط بمونه.
پس اگه لغزش کردی، بدون که تو هم داری شبیه آدمای موفق میشی ✨
فقط ادامه بده… با لبخند، با امید، و با مهربونی به خودت 🫶

تفاوت افراد موفق با دیگران و نقش عجله برای لاغری
راستشو بخوای، فرق افراد موفق با بقیه تو این نیست که اونا فوقانسان بودن یا هیچوقت اشتباه نکردن 😎
فرقشون فقط تو یه چیز بود: اونا عجله برای لاغری نداشتن و بلدن چطور روزای سخت و لغزشهاشون رو مدیریت کنن.
ببین همهمون تو زندگی تصمیمهای زیادی گرفتیم؛ مثلا یه روز نشستیم با خودمون گفتیم: «از فردا دیگه آدم سابق نیستم! میخوام زندگیمو عوض کنم!»
ولی چی شد؟ همون روزای اول، با یه مشکل کوچیک یا یه احساس افتضاح، جا زدیم 😓 و گفتیم: «بیخیال! حالا که خراب شد، بذار بره!»
و اینجاست که عجله برای نتیجه گرفتن، کار دستمون داده…
وقتی میخوای با ذهن لاغر بشی، انگار داری یه شخصیت جدید توی خودت بسازی: یه «من متناسب» که از اون من چاق قبلی خیلی آرومتر و حسابشدهتره 😌
حالا نکته اینجاست: اون شخصیت چاقه که سالها تو وجودت بوده، به این راحتیا دست از سرت برنمیداره!
اتفاقاً تا ببینه تو جدی شدی، میاد وسط میدون و میگه: «کجا میری؟ برگرد! یه پیتزا بخور آروم شی!» 🍕
اما تو اگه عجله برای لاغری نداشته باشی و بدونی این تغییر زمان میبره، با مدیریت لغزش میتونی خیلی آروم، بدون دعوا و بدون قهر با خودت، از این حال و هوا عبور کنی.
✅ وقتی چند روز عالی عمل کردی، یادت نره: این یعنی شخصیت متناسب داره شکل میگیره!
و اگه یه روز دوباره رفتی سراغ همون الگوهای قبلی، نگران نباش.
تو فقط موقتاً سوییچ کردی روی شخصیت چاق قبلی. این نشونهی شکسته شدن نیست، نشونهی در حال ساخت بودنه 🔧
🔥 افراد موفق هم دقیقاً همین کارو میکنن: عجله نمیکنن، خودشونو سرزنش نمیکنن، بلکه میفهمن این بالا و پایینها طبیعیه.
مثل کسی که میدونه قراره کوهنوردی کنه؛ انتظار نداره مسیر صاف و راحت باشه، ولی چون مقصد رو دوست داره، ادامه میده—even با پاهای خسته! 🥾
اگه بخوای خیلی زود به نتیجه برسی، با اولین لغزش ناامید میشی.
ولی اگه بدونی که لاغری واقعی یه مسیر ذهنیه و باید با ساخت شخصیت جدید جلو بری، دیگه عجله نمیکنی و از بالا و پایین مسیر نمیترسی. 😌
✨ پس حواست باشه: موفقیت یعنی بدون عجله، با مدیریت لحظههایی که از مسیر خارج میشی، دوباره خودتو جمعوجور کنی و ادامه بدی.
وگرنه اگه بخوای یهضرب بری تا تهش، این لاغری هم میشه مثل اون رژیمهایی که تا نیمه رفتی و رهاش کردی 😅
🧘♀️ تمرین ذهنی: خداحافظی با عجله برای لاغری
همین حالا چشمهات رو ببند و چند نفس عمیق بکش… آهسته و عمیق…
حالا تصور کن که در مسیر یک باغ آرام و سرسبز قدم میزنی… جایی که هیچ عجلهای در کار نیست. درختها با آرامش رشد میکنن، گلها با صبر شکوفه میزنن و تو هم در این مسیر لاغری با ذهن، با آرامش قدم برمیداری.
از خودت بپرس: «اگر قرار باشه تا آخر عمرم به همین مسیر ادامه بدم، آیا سبک الانم پایدار و لذتبخشه؟»
✍️ حالا دفترت رو بردار و پاسخ این سوال رو بنویس:
«چه کارهایی از روی عجله انجام میدم که باعث فرسودگی ذهنی و خستگی میشه؟ و چه رفتاری متعادلتر میتونه جای اون رو بگیره؟»
🌱 یادت باشه، تو با هر قدم آهسته و آگاهانه، بیشتر به سبک زندگی یک فرد متناسب نزدیک میشی…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.43 از 50 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام الهام خانم عزیزم
چقدر عالیه که ما میتونیم برای نخوردنهامون این همه دلیل بیاریم مثل اون موقعهایی که کلی دلیل برای خوردن داشتیم
با آموزشهایی که دیدیم کاملاً متوجه شدیم که برای خوردن فقط میشه یک دلیل آورد : من گرسنه ام چون ضعف دارم انرژیم پایین کشیده تمرکز ندارم فکرم کار نمی کنه دست و پاهام جون نداره
اما میشه دهها دلیل برای نخوردن بیاریم وقتی که بدن نیاز نداره …..
یکی از دلایل نخوردن برام خیلی پررنگ شده اونم اینکه من نمیخورم چون بدنم بیش از غذا به آب احتیاج داره ….من اول آب می خورم …
دوست عزیز از شما سپاسگزارم….
ارادتمند شما شهربانو…..
نشان های دریافت شده
سلام عزیزم الهام خانم
ممنونم از پیام خوبی که برام فرستادی از تجربیاتت گفتی عالیه …یه چند هفتهای هست که من در حال آزمون و خطا هستم که ببینم با مسئله آب خوردن چطور باید کنار بیام اگر بعد از غذا خیلی تشنم باشه کمی آب خنک میخورم که اگر نخورم احساس سوزش معده اذیتم میکنه ولی اینجور نیستش که بخوام یک لیوان پر سر بکشم همون مقدار کم آب خنک حالمو خوب میکنه اما ۳ ساعت بعد از ناهار یا شام یا قبلشون به زور هم که شده خودمو وادار میکنم که یک لیوان بزرگ آب بنوشم بدن من به کم آبی عادت کرده تشنه نمیشم و این عادت خوبی نیست و ما مجبوریم رفتار درست رو به عادت جدید تبدیل کنیم و عادت اشتباه قبلی رو بشگنیم یعنی گاهی وقتها بنا به مصلحت زوری هم که شده باید آب بنوشیم زوری آب خوردن کار آسانی نیست بهمون بد میگذره اما وقتی انجامش میدیم احساس خوبی ازش پیدا میکنیم این احساس خوب یعنی که این کار درسته و باید ادامه بدیم تا سختی انجامش از بین بره….
عزیزم ممنون از توصیههایی که کردی و اینایی که گفتی در جای خودش کاملاً درسته و مختص تجربیات شماست من هم با تجربیات خودم به نتایج مورد قبول میرسم ….
از لطف و محبت شما خیلی ممنونم….
نشان های دریافت شده
عزیزم سلام
من با نظر شما ۱۰۰ درصد موافقم
نشان های دریافت شده
عزیزم دقیقاً همینطوره که فرمودید
نشان های دریافت شده
سلام آقا عطا دوست گرامی و خوش فکر تناسب فکری به نکته قشنگی اشاره کردی اینکه ما مثلاً فقط ۲۰ دقیقه یا حتی کمتر یا کمی بیشتر به خوردن در وعدهها اختصاص میدیم ولی چند ساعت سیر هستیم و نیازی به خوردن نداریم و این نشون میده که اهمیت نخوردن خیلی بیش از خوردن هست از مقایسه تایم این دو تا عمل کاملاً مشخصه ….
درود بر شما و آرزومند موفقیت شما
نشان های دریافت شده
سلام مجدد به هم مسیر گرامی خانم آذر قادری
من هم دلایل زیادی برای نخوردن دارم که تعدادی از اونها رو به اشتراک میگذارم
دلایل من علاوه بر نظر آقا عطا و خانم قادری آذر می تونن این جملات تاکیدی باشه که عرض می کنم و به اشتراک میگذارم روی تک تک این جملات فکر و تمرکز کردم پس حتما به موقع زمانی که قصد خوردن غیر مجاز دارم به کمک می ان و فرمان خطا تیرش به سنگ می خوره کمونه می کنه می خوره توی صورت خانم وارونه و خنده اش تبدیل به غم میشه و می خشکه روی لبهای بدترکیبی که داره بهش میگم زیاد هم ازت متنفر نیستم اصلا تنفر که نه دوستت دارم چون با تشویقاتت به خوردن به یادم می آری که وقت خوردن نیست .این جای تشکر داره….
بهش میگم از اینکه به صورت و چهره زشت و شیطانی شما با نخوردن غیر ضروری سیلی می زنم پیشاپیش عذر خواهی می کنم دیگه قشنگتر از این نه میتونم حرف باهات بزنم نه رفتار کنم … یعنی لیاقتت همینه وارونه جان ….
حالا گوش کن ببین چقدر به نخوردن اهمیت می دم بهش عشق می ورزم و اجراش می کنم پس جنابعالی بکش کنار بذار باد بیاد وگرنه مجبورم می کنی باز هم به چند سیلی آبدار مهمانت کنم ….اینو خیلی جدی دارم بهت میگم
میدونی چیه تا وقتی یه فرشته درونمه که بهم حرفهای قشنگ میزنه و دستورات قشنگ میده و راهنماییهاش به جاهای خوبی ختم میشه چرا باید به حرفهای تو گوش بدم تو که خوبی منو نمیخوای و دوست داری من همینجوری چاق و بد هیکل باقی بمونم ..
من نمی خورم چون می خوام به جای توی منفی باف فرشته خانم وجودم قوی بشه وباهام حرف بزنه به دستورش بتونم لاغر و خوش هیکل بشم و از بیماریها نجات پیدا کنم
من نمی خورم چون دوست دارم که همه اهل خانوادهام از من درس اراده و خوش قولی بگیرن خصوصا آقا پسرم و عروس خانومم که اضافه وزن دارند و خیلی راههای اشتباه میرن برای اینکه لاغرتر بشن
من به جای غذا خوردن به آب خوردن بها میدم و به جاش اب مینوشم که بدنم این همه بهش احتیاج داره… غذامو به اندازه میخورم نه کم نه زیاد ونه خیلی سیر و پر وسط غذا آب نمیخورم اجازه میدم بعد از سه ساعت که غذام هضم و جذب شد دو لیوان آب خنک بنوشم قبل از اینکه بخوام میوه یا چای یا آجیل به عنوان عصرانه میل کنم
من نمی خورم چون تا حالا که هر دفعه و دستور دادی و من خوردم نتیجهای جز بیماری و بد هیکلی ندیدم پس حالا دیگه نمیخورم چون خودمو خیلی دوست دارم من عاشق خودمم پس خودم با نخوردنهای خودم لاغر میشم نه با رژیم و دمنوش و دارو و ورزش و بوتاکس معده
من نمی خورم چون نمیخوام از دستوراتی که من رو به پرتگاه میبره اطاعت کنم
من نمی خورم چون دیگه نمیخوام با برچسب خوش غذا بودن گول بخورم خوش غذا بودن یعنی در هر شرایطی با هر مزهای خوردن … این کاریه که حیوانات هم در حق خود روا نمیدارند حیوانات فقط چیزهایی که دوست دارند میخورند و وقتی سیر میشن دیگه چیزی انبار نمیکنن و کنار میرن … من نمیخورم چون نمیخوام از حیوانات کمتر باشم من اشرف مخلوقاتم این عنوانیه که خدای من به من داده و من با خوردن اونو خرابش نمیکنم
من نمی خورم نمیخوام زالو صفت رفتار کرده باشم من نمی خورم چون هرچی بدی و بیماری و صفتهای بد هست زیر سر همین خوردنهای بیهوده و بیدلیل و از روی هوس بوده و هست
من نمی خورم چون از این همه خوردنهای بیدلیل هیچ نتیجه درستی نگرفتم فقط دلم خوش بوده به لحظهای لذت روی زبان و این یعنی حیوان صفتی که به شدت از این صفت بیزارم
من نمی خورم چون خوردن به اندازه و حتی کم به من انرژی مورد نیازم رو میده و وزنم رو پایین میاره
من نمی خورم چون بهم آرامش و اعتماد به نفس میده که بسیاربرام با ارزشه
من نمیخورم چون میخوام به اصل وجود خودم برگردم به همان هیکل متناسبی که خدا از اول برام در نظر گرفته بود و من با افکار و رفتار خودم خرابش کردم…
من نمی خورم چون از خوردنهای بیدلیل ویا دلیلهای خندهدار و چاق کننده خسته شدم
من نمی خورم که ثابت کنم به خودم و دیگرانی که من رو مسخره میکنند میگن تو اینجوری به هیچ جا نمیرسی که بگم چرا میرسم خوب هم میرسم گرسنگی نمیکشم به اندازه و با انتخاب خودم میخورم لاغر میشم و رسالت من در دنیا همینه…
من نمی خورم چون لاغر شدن با تناسب فکری رسالت من در این دنیاست…
من نمی خورم چون با خوردنهای بیدلیل و یا با دلیلهای مضحک و خندهدار احساسم به شدت بد میشه و من با نخوردن به احساس خوب نسبت به خودم میرسم
من نمی خورم چون آرمان مقدسی دارم که باید بهش برسم آرمانی که با خوردن نابود خواهد شد و من اینو نمیخوام
من نمی خورم چون میخوام به بدن مقدسم فرصت چربی سوزی بدهم نمیخوام با خوردنهای خارج از نیاز فرصت سوزی کنم و بدن مقدسم فقط دنبال جمع کردن آشغالهای جدیدی بره که واردش کردم میخوام وقت کنه فرصت کنه اون چربیهای قدیمی رو به عنوان آشغالهای مانده در بدنم رو به بیرون منتقل کنه میخوام کمکش کنم نمیخوام بار جدیدی روی دوشش بزارم و اذیت و خستهاش کنم میخوام کمک احوالش باشم میخوام این چاقی که بیماری مزمن من در حال حاضره جاش رو به لاغری و خوش اندامی و سلامتی بده
من نمی خورم چون میخوام لاغر و خوشاندام بشم و همه از دیدن من شگفت زده شوند
من خوردنهای غیر ضروری و از روی هوس رو کنار میذارم تا لذت پوشیدن لباسهای زیبا رنگی با سایز پایین را تجربه کنم
و دلایل من برای نخوردن ها خیلی بیش از اینهاست پس همت می کنم و نمی خورم در عوض تا می تونم اب می نوشم تا به بدن مقدسم برای دفع زباله های انباشته قدیمی و.چند ساله کمک کنم تا اونم با لاغر کردنم بهم پاداشی که لیاقتمه کادو بده و بگه لاغری و تناسب اندامت مبارک ….
نشان های دریافت شده
اذر عزیزم از دیدگاهت بسیار لذت بردم هزار آفرین به شما به این ذهن هوشمندت که این همه دلایل مهم و با ارزش رو از نخوردن در ذهنت جمع کردی و به اشتراک گذاشتی حتی دلایلی که برای نخوردن نوشتی از دلایلی که آقا عطا نوشته بود کاملتر و جامعتر بود بسیار عالی بود درود بر شما که زحمت کشیدی و این دلایل زیبا رو به اشتراک گذاشتی
جایی که درباره زخم دست نوشتی میخوام این قسمت رو من اضافه کنم که زمانی که انگشت مابریده میشه و آسیب میبینه اولین کار ما و تنها کاری که ما انجام میدیم اینه که ضدعفونی میکنیم و خشک میکنیم چسب زخم میزنیم و دیگه بهش کاری نداریم بدن خودش قسمت آسیب دیده رو ترمیم میکنه در مورد لاغر شدن هم ما وظیفه داریم فقط به اندازه نیاز هنگام گرسنگی واقعی غذا میل کنیم برای اینکه مطمئن بشیم به اندازه خوردیم زمانی که هنوز میل به خوردن داریم دست برداریم و توقف کنیم اول احساسمون از این کار خوب نیست و چشممون هنوز روی بشقاب غذا خیره میمونه صدایی به ما میگه هنوز که سیر نشدی چرا نمیخوری ولی بهتره که به این صدا اهمیت داده نشه چرا که من خودم بارها تجربه کردم که وقتی در این حالت دست از خوردن میکشم چند دقیقه بعد مثلاً ۵ یا ۱۰ دقیقه بعد پیغام سیری رو احساس میکنم و دیگه چیزی دلم نمیخواد که میل کنم میفهمم که اون صدا صدای منفی باف یا خانم وارونه وجودمه و داشته تشویقم میکرده بیش از نیاز حتی شده چند قاشق مصرف کنم چقدر در اون لحظه احساس پیروزی دارم چقدر احساس قدرت دارم احساس تسلط بر جسم و ذهنم…
باز هم از شما به خاطر دیدگاه خوب تشکر میکنم دلم میخواد که یه کپی از دلایل نخوردنت بگیرم و سیو کنم و بیشتر روی اونا فکر کنم چون بسیار منطقی و با ارزش هستند…
آذر جان باز هم برام بنویس دیدگاههای تو رو فالو کردم به امید موفقیت همه کسانی که رهرو راه استاد عطا روشن هستند من جمله خودم و شما
در پناه خداوند باشید
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز ممنون از پیام زیبات تبریک به شما میگم چون عالی رفتار کردی
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت دوست عزیزم عطای ۲۶ ساله که از من ۵۶ ساله خیلی بیشتر درک کردی روش لاغری با ذهن رو امیدوارم نتایج عالی خودت رو باز هم برای ما مخابره کنی تا ما ازش درس و نکته بگیریم…. شما استاد را خیلی خوشحال کردید و شاگرد خوبی برای ایشون هستید…منم میخوام استاد ازم راضی باشه پس باید از دیدگاههای شما درس بگیرم و اجرا کنم
دیدگاهت اینقدر عالی و نکته برای یادگیری داشتخ که نتونستم از کنارش بیتفاوت بگذرم تبریک میگم به شما…آفرین و درود بر شما
به نکته خیلی خوبی اشاره کردی اینکه اگر میخواهیم لاغر بشیم باید دلایل زیادی برای نخوردن در ذهن داشته باشیم همانطور که تا به حال دلایل زیادی برای خوردنهامون داشتیم و امکان نداشته که با دیدن یک خوراکی بعد از سیری به یاد یکی از این دلایل برای خوردن نیفتاده باشیم و نخورده باشیم
اما حالا ما شخصیتمون تغییر کرده باید به محض دیدن یک خوراکی روی سیری و عدم نیاز بدن به یاد دلیلی منطقی و باورپذیر برای نخوردن به یادمون بیادر در اولین درس فصل ۳ همین دوره که راجع به خطاهای مغز چاق هست میگه برای خوردن و نخوردن به تنها دلیلی که باید توی ذهنمون بیاد اینه که فوری از خودمان بپرسیم گرسنه هستی یا نه اگر جواب نه گفتی که هیچ اما اگر گفتی گرسنمه باز دقت کن شاید تشنه باشی و بری یک لیوان آب بخوری و چند دقیقه صبر کنید اگر باز هم پیام گرسنه بودن دریافت کردی خب میتونی به اندازه نیازت غذا میل کنی ولی گر گفتی که گرسنهام باز هم مجاز نیستی که بلافاصله اقدام به خوردن کنی باید ببینی گرسنگی کاذبه یا واقعی
باید از قبل روی موضوع دلایل گرسنگی کاذب کار کرده باشی و علائمش رو بشناسی و نخوری
مثلاً یکی از علائم واضح گرسنگی کاذب ناگهانی بودنشه که بیشتر به خاطر تحریکات عصبی به وجود میاد تحریکات دیداری شنیداری بویایی لامسه و چشایی و همچنین مرور خاطرات و گفتگوهای ذهنی یکی از دلایل گفتگو های ذهنی که منجر به خوردن میشه وارد کردن اطلاعات خوراکیهای غیر ضروری بعد از خریدن و ذخیره کردن اونها در کابینتها و کمدهاست… و حتی ممکنه خوراکی که خریده باشیم خیلی هم غیر ضروری نبوده باشه و یک چیز پرخاصیتی باشه مثل آجیل و انواع خشکبار که برای عصرانه مفید هستند.. معمولا ما وقتی به یاد خوردن خوراکیهای حاضر و آماده میافتیم که گرسنه نیستیم فقط هوس میکنیم به دلیل اون اطلاعاتی که وارد ذهنمون کردیم …..
آقا عطا یادته پارسال بود انگار من یک انتقادی به دیدگاه شما وارد کردم شما خیلی ناراحت شدی و به من با احترام گفتی که دیگه به من پیام نده چون فکر منو به هم میریزی من خودم هم ناراحت شدم نه از اینکه شما این حرفو به من زدی بلکه از خودم ناراحت شدم که توصیه استاد رو فراموش کرده بودم که به من گفتند که به کسی گیر نده ایراد نگیر انتقاد نکن دلیل انتقادی رو تو ذهن خودت به عنوان یک نکته آموزشی نگه دار شما مجاز هستی که فقط به خوب ها و آنچه که صحیح است دقت کنی و تشویق کننده باشی…من همون لحظه به خودم گفتم که این وظیفه استاده دوره اس که از شاگردان خودش ایراد بگیره و انچه صحیح هست رو به اونها متذکر بشه این وظیفه من نیست…..انگارکه پامو از گلیم خودم درازتر کرده بودم خلاصه با اینکه به دیدگاههای شما علاقمند بودم آنفالو کردم باز هم نه به خاطر اینکه از دست شما عصبانی شدم بلکه خودم از خودم خجالت کشیدم گفتم اگر آنفالو کنم و دیگه دیدگاههای شما رو نبینم این خطا رو تکرار نمیکنم و باعث ناراحتی شما نمیشم ولی در این لحظه با خوندن این دیدگاه عالی از شما دوباره شما رو فالو میکنم فقط برای تشویق و انرژی مثبت دادن……. احساس میکنم ذهن خیلی لاغری پیدا کردی و اینایی که نوشتی از تراوشات ذهن لاغرت هست و نکات جالب توجهی برای خواننده دیدگاهت داشت….
برات آرزوی روزافزون در زمینه تناسب فکری دارم…
نشان های دریافت شده
استاد عزیزم سلام پاسخ شما به آقای عطا بسیار عالی بود و من هم اون رو میپذیرم….. حالا یه متن تشویقی هم خودم براش مینویسم جدا عالی نوشته دلایلی که برای نخوردن آورده خیلی قشنگ و منطقیه
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزقادری آذر….
از نوشته شما که در جواب آقای عطا نوشته بودید تشکر میکنم خیلی عالی بود تبریک میگم به شما در کنترل میلتون به خوردنهای غیر ضروری دارید موفق عمل میکنید….
چند روز پیش که تمرین استاد رو درباره تمرین ۹۰ روزه میخوندم بیشتر به این درک رسیدم که بدن انسان به بیش از سه وعده غذا اونم به اندازه مختصر نیاز نداره در وعده عصر باید فقط از میوهجات و مقداری آجیل استفاده کرد و خوردن غذا به عنوان عصرانه اضافه خوری محسوب میشه و به جای مصرف چای عصر که عادت داریم با چیزهای شیرین غیر ضروری همراهش میکنیم باید آب خالص مصرف بشه…
البته تغییر این عادتها بسیار مشکل و بحث اراده فقط اینجاها مورد استفاده داره بحث عملی کردن دانسته ها همین وقتهاست که باید اجرا بشه ….
همین چند دقیقه پیش که از خواب عصر بیدار شدم به محض باز کردن چشمم احساس کردم که ضعف دارم و مثل روزهای پیش ترغیب شدم به خوردن نوعی غذا برای خودم این احساس رو توجیه کردم که آره امروز ناهار نون با هندوانه خوردی حتی پنیر هم همراهش نبود چیزی نبود که…. الان اشکالی نداره که برنج شب قبل رو گرم کنی بخوری اما به خودم گفتم الان هست که باید تصمیم درست بگیری مگه همین دیروز نبود راجع به اهمیت آب داشتی مینوشتی و اینکه بدن بیش از غذا به آب احتیاج داره امامغز چاق فرمان خطا میده یعنی به جای احساس تشنگی فرمان به خوردن میده شاید تشنه هستی اول اب بخور بعد ببین اوضاع چطور پیش میره … با اینکه اصلاً میل به خوردن آب نداشتم بلند شدم دو لیوان آب خنک خوردم و چند عدد عناب دیدم اون حس ضعف به مقدار زیادی از بین رفت…..
اونایی که به روش ذهنی به خوبی متناسب شدن همت کردن و اضافهخوریها رو حذف کردند گرسنگی نکشیدن
میخوام این رفتار ترک عصرانه رو در روزهای دیگه هم ادامه بدم و این رفتار جز اون ۵۰ درصدی باشه که استاد فرمودند اگر رعایت کنی ۱۰۰ درصد متناسب میشی……
امروز از طریق پیگیری یکی از ایمیل ها به روز ۴۱ تکرار برخورد کردم در قسمت توضیحات تکمیلی استاد به نکته مهمی اشاره کردن …نکته اینجاست که اون هایی که از تمرینات دوره نتیجه مطلوب نگرفتند دلیلش این هست که یا در قسمت افکار یا گفتار و یا رفتار با هدفشون همسو نبوده اند نظر خودم اینه که من در قسمت افکار و گفتار همسو بودم اما از نظر رفتار مشکل داشتم نمیتونستم همسو بودن رو رعایت کنم اما حالا بعد از چند ماه رها کردن مسیر و برگشتن به سایت باید با اراده بالا اشکالات رفتاری خودم را برطرف کنم و سعی کنم اضافه خوریها کم بشه یا به طور کل برطرف بشه برای ماهایی که مغز چاقی داریم عصرانه حکم اضافه خوردن داره که باید حذف بشه
در پناه خداوندباشی …
نشان های دریافت شده
سلام و درود ….
آفرین بر شما…نوشته شما عالی بود و من خیلی لذت بردم از شرح موفقیتت خوشحال شدم بهت تبریک میگم و برای شما آرزوی موفقیت روزافزون دارم
من یه مدت نوشتن و خواندن رو در سایت رها کردم هم به دلیل خستگی ذهنی و هم به دلیل مسائل و مشکلات جسمی که برام پیش امد…در این چند وقتی که نبودم عمل جراحی برداشتن کیسه صفرا رو انجام دادم که بسیار حیاتی بود و نتیجه خوبی برام داشت مشکلات گوارشی که داشتم تا حد زیاد برطرف و خاطرم آسوده شد…. خستگی ذهنیم برطرف شد و حالا با توان بالا انگیزه بالا و اشتیاق برای گرفتن نتیجه دلخواه دوباره به سایت برگشتم اگرچه در این چند وقتی که نبودم چند کیلو به وزنم اضافه شد و به وزن ابتدای دوره درسال ۹۸ برگشتم اما چاقتر از قبل از دوره نشدم و این برام بسیار خوشایند و شگفت انگیزه اینکه چاقتر نشدم نتیجه همین آموزشهای لاغری با ذهن در این چند سال اخیر بوده من شخصیت لاغری رو در درون خودم پرورش دادم که که اجازه نداده جسمم چاقتر از قبل از دوره بشه حالا برگشتم که این شخصیت رو حمایت کنم و دوباره توان و قوت جدیدی بهش بدم و مسیر درست رو از سر بگیرم ایمان دارم اینبار موفق میشم ….
استاد عزیز در این فایل به درستی به مسئله عجله و فشار برای لاغر شدن اثرات منفیای که بر کاهش وزن میذاره اشاره کردند من از نظر انجام تمرینات جز بهترینهای سایت بودم اما میدونم که خیلی خودمو تحت فشار قرار داده بودم ظاهرا آرام بودم و خوشحال اما در باطن عجله داشتم اینها منو خسته کرد و از مسیر درست برای مدتی خارج شدم اما مهم این هست که دوباره برگشتم و به اشکالات خودم پی بردم ومیخوام با توان و علاقه بیشتر این مسیر الهی رو ادامه بدم دیر یا زود جام پیروزی رو بر بالای سرم خواهم گرفت…. از استاد عزیز جناب عطار روشن بسیار ممنون و سپاسگزارم از اینکه همیشه در کنار خودم احساسش می کنم موجب بسی دلگرمی برای ادامه مسیر هستند برای خودشون و خانواده محترمشون طول عمر با عزت و سلامتی آرزو دارم …
در پناه خداوند باشید…..