🤯 تا حالا شده حس کنی یه چیزی توی وجودت نمیذاره لاغر شی؟ نه ارادهست، نه تنبلی… بلکه یه چیز پنهانتره: افکار چاق کننده!
📍 این جلسه ادامه گام ۵۷ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
☁️ این فکرها توی ناخودآگاه ما جا خوش کردن، بیصدا، نامرئی، ولی خیلی قدرتمند.
مثل یه برنامهی مخفی اجرا میشن و ما رو به سمت چاقی میکشونن، بدون اینکه بفهمیم از کجا داریم کنترل میشیم.
✂️ اگه میخوای لاغر شی، اول باید بری سراغ افکار چاق کننده.
وقتی ذهنت سبک بشه، بدن هم خودش راهشو پیدا میکنه… 🧘♀️🌱
در این جلسه میآموزیم:
🧠 ذهن ناخودآگاه و چاقی؛ داستان یه هدایتگر پنهان!
تا حالا شده یکی آروم آروم دستت رو بگیره و ببره یه جایی که اصلاً نمیخواستی بری؟ 😐
ذهن ناخودآگاه ما هم یه همچین نقش مرموزی توی چاقی داره!

📦 فرقی نمیکنه این افکار چاق کننده چطوری واردش شدن —باورهای بچگی، حرف مردم، رژیمهای شکستخورده یا خاطرات تلخ— ذهن ناخودآگاه کاری به منبعش نداره، فقط اجراش میکنه!
و نتیجه؟ بله… چاقی! 😓
ولی یه خبر خوب:
ما آدمها وقتی دلیل یه مشکل رو بدونیم، راحتتر میتونیم از پسش بربیایم، درسته؟ 💡
اضافهوزن هم یکی از چالشهای مهم زندگیه، و روبهرو شدن باهاش، شجاعانهترین کاریه که میتونیم برای رهایی خودمون انجام بدیم. 🦸♀️
🏃♀️ فرار از چاقی، فقط بهش قدرت بیشتر میده.
اما وقتی بشینیم، نگاهش کنیم، بفهمیم چطور ذهنمون چاقی رو ساخته، تازه راه لاغری باز میشه.
🔁 ذهن ناخودآگاه با ورودیهای تکراری برنامهریزی میشه. یعنی چی؟
یعنی هرچی بیشتر بشنوی «چاقی ارثیه»، «چاقی طبیعیه»، «لاغری سخته»… بیشتر باورش میکنی، و اون باور تبدیل به انتظار ذهنی میشه.
و ذهن ناخودآگاه عاشق برآورده کردن انتظارهاست!

🧠 افکار چاق کننده از کجا میان؟!
👀 وقتی خوب نگاه کنیم، میبینیم چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه داستان پنهانه که از ذهن شروع میشه، مخصوصاً از ذهن ناخودآگاه!
🔍 اطلاعات درباره چاقی از هزار راه وارد ذهن ما میشن و کمکم اونقدر تکرار میشن که تبدیل میشن به افکار چاق کننده.
و این فکرها، مثل برنامهنویسی ناخودآگاه، شروع میکنن به ساختن بدن ما… 📡
👨👩👧👦 زندگی در کنار خانوادهای که چاق هستن:
از همون بچگی، شنیدن جملههایی مثل “ما خانوادگی چاقیم” یا “تو هم شبیه عمهات میشی” باعث میشه ذهن کودک پر بشه از افکار چاق کننده.
🧑🤝🧑 دوستی با افرادی که اضافه وزن دارن:
تو جمعهایی که مدام درباره رژیم، سختی لاغر شدن یا عوارض چاقی صحبت میشه، ناخودآگاه مغز ما پر میشه از پیامهای تکراری که پایهی افکار چاق کننده رو میسازن.
📺 رسانهها، شبکههای اجتماعی، و حتی توصیههای پزشک:
وقتی دائم در معرض هشدارهایی مثل “چاقی ارثیه”، “با این دارو چاق میشی”، یا “اگه این غذا رو بخوری چاق میشی” قرار بگیریم، کمکم ذهن ناخودآگاهمون باور میکنه که چاقی سرنوشت ماست.
📚 حتی اطلاعات علمی
دریافت اطلاعات درباره متابولیسم یا هورمونها ممکنه باعث بشن فکر کنیم بدن ما خاصه، متفاوتتره، و احتمال چاق شدنمون بالاتره.
و این یعنی باز هم… ورود افکار چاق کننده!
🤯 وقتی این فکرها زیاد تکرار بشن، تبدیل میشن به نگرش و بعد انتظار ذهنی. و ذهن ناخودآگاه همیشه میخواد به انتظاراتمون پاسخ بده…
چه بخوایم، چه نخوایم!
📌 مثلاً کسی که از چاق شدن میترسه، مدام دربارهش فکر میکنه، و همین ترس تبدیل میشه به مرور افکار چاق کننده.
یا کسی که به خاطر لاغریاش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه ناخودآگاه به چاقی بهعنوان یه راهحل نگاه کنه.
🔄 در هر دو حالت، ذهن شروع میکنه به تغییر رفتارها، انتخابها و تمایلات… و این یعنی حرکت به سمت چاق شدن.

🧭 آگاهی از مسیر چاق شدن
خیلی از ما فکر میکنیم چاقی یهویی اومده! 😕
اما واقعیت اینه که چاق شدن یه مسیر مشخص داره، مسیری که تقریباً همهمون ازش عبور کردیم – بدون اینکه بفهمیم!
📌 این مسیر بهسادگی اینطوریه:
ورود افکار چاق کننده 🧠 ← شکلگیری انتظار چاقی 🤔 ← مرور افکار چاق کننده 💭 ← رفتارهای چاق کننده 🍕🚶♂️ ← چاق شدن
اول همهچیز از همون افکار چاق کننده شروع شد… نه از غذا، نه از ژن، نه از هورمون.
🗣 این افکار کمکم میشن گفتار روزمرهمون، احساس درونمون، و در نهایت خودشون رو توی جسممون نشون میدن.
🎯 حالا اینجاست که ما یه نکته مهم رو یادمون میره:
بیشتر روشهای لاغری (از رژیمهای سخت گرفته تا ورزشهای طاقتفرسا) از آخر مسیر شروع میکنن! یعنی میخوان جسم رو زورکی تغییر بدن 😖
در حالی که… ✨ چاقی از ذهن شروع شده، پس لاغری هم باید از ذهن شروع بشه!
🔁 برای اینکه لاغر بشیم، باید برعکس همون مسیری که چاق شدیم رو طی کنیم:
افکار چاق کننده ❌ ← افکار لاغرکننده ✅
انتظار چاقی ❌ ← انتظار لاغری ✅
گفتار چاق کننده ❌ ← گفتار لاغرکننده ✅
رفتار چاق کننده ❌ ← رفتار لاغرکننده ✅
و در نهایت…
🍃 جسم هم خودش به سمت لاغر شدن حرکت میکنه، بدون زور، بدون فشار، بدون رنج.
🧘♀️ این یعنی لاغری با ذهن؛ یعنی همون روشی برای لاغری که آرومه، طبیعیِ و موندگاره.

📚 بهترین سرگرمی برای تغییر سریع افکار چاقکننده
یکی از بهترین و دلنشینترین کارها برای کمک به تغییر سریع و موثر افکار چاقکننده، خواندن نوشتهها و تجربههای واقعی هنرجوهای دوره «لاغری با ذهن» است. این نوشتهها مثل یک چراغ راهنمای پرانرژی عمل میکنند که به شما کمک میکنند مسیر لاغری پایدار را با امید و انگیزه شروع کنید. ✨
من هم مثل همه، از طریق مرور مداوم افکار چاقکننده به چاقی رسیدم. همیشه فکر میکردم چاقتر میشم و هر بار که روی ترازو میرفتم، عدد بالاتری میدیدم که غم و نگرانی رو توی وجودم زیاد میکرد.
فکر میکردم چرا نمیتونم یه تغییر اساسی بدم؟ با اینکه رژیم گرفتم، ورزش کردم، اما همیشه افکار چاقکننده مثل یه سایه کنارم بودن.
هر بار بعد از غذا خوردن، عذاب وجدان میاومد که «باز هم نتونستم کمتر بخورم، پس دوباره چاق میشم». حتی وقتی تهدیگ سفره رو میخوردم، همزمان فکر میکردم چاقتر میشم، ولی دلم نمیخواست ازش بگذرم!
صبحها که دیر بیدار میشدم، فکر میکردم کمتحرکیم باعث چاقیم شده، و وقتی غذا میخوردم با استرس که کسی بهم بگه کمتر بخور یا رژیم بگیر، به زور غذا رو میخوردم.
ما با دوستها و خانواده درباره چاقی و دلایلش حرف میزدیم: تیروئید، ژنتیک، بیتحرکی… و با اینکه همه این تحلیلها رو داشتیم، نمیدونستیم داریم افکار چاقکنندهمون رو بیشتر تقویت میکنیم!
بعد از کلی تلاش بیفایده، به این فکر افتادم که فقط راهش پیکرتراشیه… تا اینکه با استاد روشن آشنا شدم.
حرفهاش خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم فایلهای رایگان رو گوش کنم و در نهایت تو دوره «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردم.
اوایل فقط فایلها رو گوش میدادم و مثل همیشه زیاد میخوردم، ولی این بار بدون ترس بودم. حتی وقتی همسرم میگفت چطوری میخوای لاغر شی وقتی اینقدر میخوری، فقط ازش خواستم بهم استرس وارد نکنه و منو به حال خودم بذاره.
بعد از مدتی، رفتارم عوض شد. میلی به هلههوله نداشتم، غذا خوردنم تغییر کرد و دیگه مجبور نبودم خودم رو به زور سیر کنم. یه صدای توی ذهنم بهم میگفت «بس کن» و کمکم این پیام قویتر شد.
شروع کردم با خودم حرف زدن، تمرینها رو انجام دادم و کمکم نشانههای تغییر رو تو جسمم دیدم؛ کفشهام بزرگتر شدن، انگشترم راحتتر از دستم در میومد و کلی خوشحال بودم.
بارها ناامید شدم، ولی زود برگشتم به مسیر و با کمک استاد ادامه دادم.
الان بعد از ۸ ماه خیلی عالی متناسب شدم و از تغییرات جسم و ذهنم راضی و خوشحالم.
وقتی افکار چاقکننده رو با فایلهای استاد تغییر دادم، گفتارم عوض شد و در نهایت جسمم هم تغییر کرد. این بهترین حس دنیا بود!
اگر دوست داری تو هم مثل مریم از مسیر لاغری با ذهن بهره ببری، این نوشتهها رو جدی بگیر و به خودت فرصت بده تا تغییر واقعی اتفاق بیفته! 💪✨
✍️ در ادامه هم توی گام ۵۹ سراغ «چگونه بدون اراده لاغر شویم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.28 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خالق بی همتا خدایی مهربان
سلام خدمت استاد وهمه همراهان محترم
وفتی برای باره اول ازشما شنیدیم که مسیر لاغری درست مثل مسیر چاقی هست که باید تغیبر احساسی دورنش ایجاد بشه وبه مرور ادامه بدم که لاغری دریافت کنم برام سخت بود طرح این برکشت رسم کنم فقط شنیدم کمی بهش با تردید نکاه کردم یعنی جی من ازهمون مسیری خودم جاق کردم میتوانم استفاده کنم لاغر بشم
جرا این سوال اون زمان تو مغز ذهنم من پرسش شد ؟
من سالهای زیادی کلی برنامه نادرست اجرار کرده بودم که اصلا هیج شباهتی به مسیر چاقی شدن من نداشت هربرنامه براساس رژیم کم خوری حذف کردن بعضی مواد غذایی یا نخوردن ورزش کردن دم نوش خودرن ادویه تند بد مزه خودرن طراحی شده بود. تکرار این بر نامه ها طی این سالهای این باوره سفت سخت برای من ساخته بود که لاغر شدن سخت هست درنتیجه انتظارم من لاغرشدن نیود چاق و جاقتر شدن بود وفتی بار اول این صحبت شنیدم این سوال تو ناخداکاه وذهنم پرسش میشد
ارام ارام آگاهی درست به ذهن دادم انقدر این آگاهی به ذهن خداکاه داده شد از حوض ذهن خداکاه ریزش کرد تو حوض ذهن ناخداکاهم که انتظار من کلا تغیبر کرد ومتوجه شدم که ذهن ناخداکاه من عاشق میشه عاشق انتظار من از خودم و دوست داره که این عشق به من هدبه بده چقدر برام جالب شد تصور عشق ورزی رو تو بخش ناخداکاه نداشتم حسم این بود که فقط قلب جایگاه عشق ورزی هست هیج زمان این کلمه نشدیم که ناخداکاه وجودی من کارش عشق ورزی هست اون عشقش به صورت هدبه دادن به وجودم به من نشون داده اون به میزان فراوان ازچاقی که من با طی کردن مسبر حاقی این ارزش خواستم واصلا نمیدپستم که جی جیز خطرناکی رو دارم ارزش درخواست میکنم
به ذهن ناخداگاهم عشق انتظار از چاقی دادم اون هی برام این انتظار بزرک بزرکتر کرد و با دستورات درست بی نقص خودش در وجودم من عشق خودش به نمایش دراوردی ومن طبق انتظار فردی بسیار جاق شدم ذهن ناخداکاهم عشق من به من هدبه داد تازه ارزش دل خور بودم که جرا کمک نمیکنه که من لاغر بشم من بهش انتظار چاقی دادم ولی ارزش لاغری تو جسم هی خواستم چقدر دلم به حال ذهن ناخداکاه سوخت اون داشت عشق من به من میداد من هی بهش تازه سرکوفت میزدم که این چی به من دادی من این نمیخوام چون انتظارم فقط جاقی بود چه زمان من انتظار لاغری بود که این خلق وافرینش خدا اون به من با عشق هدبه بده
وفتی دائم داشتم مسیر چاقی رو طی می کردم با فشار آوردن به جسم می خواستم این انتظار عوض کنم هیج زمان موفقعیت طولانی مدتی نداشتم چون قادر نبودم انتظار تغیبر بدم پس برکشت به نقطه سرخط چاقی بود
حالا که دارم این مسیر خلاف جهت مسبر رفت برکشت میکنم وهر جنبه دارم بهبود میبخشد تا انتظارم کلا تغیبر درست دادم متوجه مبشم ذهن ناخداکاه حالت داره عشقی دیکه تجربه میکنم ومی خواد این بار عشق متفاوت از این همه سال زندکی من به من هدبه بده وخودش اراین عشق ورزی کیف کنه و دیگه سرزنش نشه چون این بار کاملا خودم نیاز به این عشق ذهن ناحداکاه حس میکنم که انتظارم به من میده وجودم من نیاز به لاغری سلامتی عشق ورزی تو دورن و بیرون نیاز داره و این نیاز واقعی هست وجودم من تمنایی عشق ورزی دورش موج میزنه و گفتن فقط جایگاه عشق ورزی فقط ،قلب هست کاملا درست نیست عشق وری توهرسلول به سلول جسم من هست اگه قرار با ذهن ناخداکاه ترمیم درست توحسم اجرار بشه حتما باید عشقی وانرژی کاملی توهرسلول به سلول باشه که ترمیم درست صورت بکیره اون بار مثبت تو هر سلول نشان از توفانی از عشق ورزی وانرژی خبرداره توفانی عظیم که تو هرسلول جا خوش کرده برای ترمیم بهبود فشرده شده انرژی خالق من دورنش هست
این انرژی که خدای مهربان هست بی نهایت توامند وبا قدرت و عشق ورزی عالی برای هربنده و خلقش به خرج میده پس برای وجودم بسیار شاد هستم که داره با چه انرژی وعشق شارژ میشه واقعا درک بزرگی کاری که داره تو وجودم انجام میشه قابل گفتن برای من نیست
وبعضی زمان من بازم می خوام بهش سرعت بدم زودتر این دریافت کامل بکیرم بهش،نیاز دارم در من ایجاد میشه که من به ادامه دادن تشویق کنه که به دریافت کامل برسم
شب فبل کاری نداشتم گفتم بیام فایل که خودم ظبط صدای خودم از هرفایل با حس خوب دارم گوش بدم از آخرین فایهای شروع کردم دوساعت خوشی ازدریافت که داشتم کذشت ولی فایلهای ظبط صدا تمام نشد خواستم به خودم فشا بیارم تا اخرین فایل ظبط صدا ادامه بدم بعد کفتم از لذتش کاسته میشه و پس درست نیست گوشیم خاموش کردم وفتی زمان ظبط صدای اول که تو ماه اردیبهشت این ایده از خواندن یی دیدگاه دوست عزیزم یا شنیدن صدای تو.گروه دوره همی به من رسید جرغه شروع این کار من شد اول فایل با کلی تحلیل چندین بار ضبط صدای حذف چندین بار و ضبط دل چسب حدود دو دقیقه شد حالا که زمان به 9 دقیقه یا بیشتر کشیده تو یی بار ضبط با احساس کامل خوب انتظار از خودم کاملش شدن ان کارم هست اون داره به شکل راحت اسون برام کامل میشه و دریافت حالا با اردیبهشت مقایسه میکنم فایل مقایسه نیست حس میکنم صحبتهای اخر توش پراز انرژی هست پراز بهبود هست پراز تغییر ودرک این تغیبرات هست من روز اول که ظبط صدا شروع کردم این کسترش تو نظرم نداشتم ولی کسترش تو نکاه خیلی بهتر از انتظار من از آب در امد و من بسیار از این کارم راضی هستم که با شنیدن در سال کذشته ایدهای عالی برای من مهیا کرد که با عمل کردن بهش،بهبود بخشی تو وجودم جسم بهتر بزرگتر پاک تر دل جسب تر خواهد شد به امید خدایی بخشنده ومهربان
خدا پشت و پناهتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
صبح زیبایی ماه اسفتون به خوش وشادی هم مسیران به شادی طی شه
تا مردسخن نگفته باشد عیب هنرش نهفته باشد
عیب ما با دیدن جسممون دیگه نهفته نیست اشکاره
شما گفتید پندارنیک تو این قسمت ذهن ما به حساب خودش داست نیکی میکرد اموزش اطراف برام به شکل فرمول دار میاورد یاد میگرفتم چطو خودمون بد بخت کنیم داشتیم اموزش بیچاره شدن خوب خوب یاد می گرفتیم تا اینجا موفق بودیم از اطراف اطلاعات اشتباه وکلی فرمول برای خودمون نگه داری میکردیم به این راضی نشدیم شروع به گفتن کردیم هی ار ترس وچاقی که در اینده خواهم داست کفتیم هی گفتم که خودمون سبک کنیم ولی داشتیم برای خودمون شاهد جمع میکردیم برای چاقی خودمون شاهد چمع میکردیم تاچاقتر شویم نه لاغرتر حالا هم شروع به چاق شدن بیشتر کردیم اون همه کارا که ما انجام دادیم نتهجش درجسم ما خودشو نشون داد جسم خودمون از شکل طبیعی
خارج کردیم ودچار جاقی شدیم به این راضی نشدیم دنبال راه کار کشتیم که برگردیم به اولمون حی رژیم حی ورزش حی دمنوش حی کارهای اشتباه فکر کردن به اینک چطور لاغر بشیم باز هم اوضاع خرابتر شد چون با فکر کردن چاقی رو در مغز کسترش دادم ریشه چاقی رو قوی کریم که باد توفان تکونش نده خوب که پرژه چاقی تکمیل شده ضرب هاشو شروع میکنه توی هر فرد به نوحی بعضی چون مایوس شدن این وضعیت کامل قبول میکنن وتااخر عمر هیچ تلاشی نمکن تالحظه که احساس مرک سراغشون بیاد از ترس مرک دنبال راهکارمیکردنند .اگه موفق بشن اون اگه بتونن خودشو نجات بدن یی عده هستن مثل ما دبال راهکار میکشت حالااینحا هستبم فهمیدم که اشتباه کردیم قبول کردیم حلا باید راهش پیدا کنیم راحت راحت بر عکس چاقی راحت میشه لاغر شد
اسون اسون اول یاد گیری با لذتزیاد انجام میشه بعد هی برایخودمون شاهد برای لاغری جمع میکنیم مینویسیم وفتی زیاد بنوسیم ریاد شاهد جمع میکنیم برای لاغریی هرچه شاهد بیشتر حکم به نفع ماست ما برنده این پرونده هسیم چون شادهمون زیاده حالا کارزیبامیشه ما پرونده بردیم پیروز میدان شدیم جسم داره نتیجه این پیروزی نشون میده داره لاغر میشه انژی فکر کردن داره به این شکل یخ شده جسمون تبدیل به بخااب شده بعداز بخر شدن تبدیل به بخار شده درکل جسم ولا غریی اتفاق میفته
یخ جسم سنیگن مون چطور اب کنیم چطور به اب تبدیل شده رو به بخار تبدیل کنیم مسیر برکشت از چاقی به لاغریی
ادم یاد چرخه تولید اب میندازه تو طبیعت همین اتفاق میفته اول اب رودخانه دریا با تابش خورشید گرمی محیط به بخار تبدیل شده بخاردر سطع بالا جو سرد شده بارش بهصورت برف در مکنهای سرد روی سطع زمین مینشینه وابن جرخه برعکس اتفاق میفته
حال راه حل این مسلئه پیدا کنیم
پندا نیک کفتار نیک کردا نیک
مرحله اول فکر کردن درباره چاقی چه باترس وچه بی ترس فرقی در مثله نداره فکر کردن انژی داره
وانژی به وجودامده تیدیل میشه واین تیل شدن به شکل تصویر ذهنی هست بخار اب واتری رقیق است
مرحله دوم تبدیل شدن به گفتار چه با ترس وچه بی ترس از جاقی انژی متراکم شد. تبدیل بخا اب به اب فشرده شده انژی
مرحله سوم فکر وکفتار د جسم خودشو نشون میده فکر دامع دار وکفتار بیشتر وفسرده شدن انژی وبیشتر شدن چاقی درجسم وچیز که میبینیم چاقی در حسم است تبدیل اب به یخ باز م فشرده شدن بیشتر انرژی
در شنیدن وگفتن ودر اندیشیندن باید مواظبت بشه در وردی مخزن باید دقت کنیم چون وردی خوب باعث بهتر نتیجه گرفتن میشه در باره لاغریی با کسی خیلی صبخت نشه چون دیگران متوحه این مسیر نیستن ومارو دل سرد میکنن
اگه مخواهیدبهتر نتیجه بگیریم باید باحضور هر روز وخوندن دیگهای دیگران اشتباق خودمون زیاد کنیم انسان موفق کسی که از تجربه دیگران استفاده کن نه که خودش تجربه کنه با خوندن دیگاه یی فکر خوب وراهکار خوب برای لاغریی پیدا نیشه چون فکر در مورد لاغریی هست کسترش هم پیدا کرده وکار رو بهتر بسوی انجام شدن پیش میبریم .
در مسیربر گشت افکاروکفتار چاق کننده را تغییر میدیم به افکار وکفتار لاغر کننده تبدیل کنیم وتجلی افکاروکفتار د حیم مشاهد میشه انشالله
بایاری خدا پرنده این میدان ما هسیم پیرو میدان ما هستیم چون فعل خواست رو صرف کردیم ما متونیم چون توامند هستیم ما میتونیم جون اطلاعات با کیفیت جمع کردیم ما میتونیم چون اگاهی لازم یاد گرفنیم تواین مرحله دیگه بهانه بهانه همدانش داریم هم اشتباهاتخودمون متوجه شدیم اگه راه حل رو انجام ندیم دیگه باید به عقلمون شک داشته باشیم همه چیر مهیا اونوفت کاهلی کنیم نتیجه نگیرم حیف صد حیف من که دارم نتیجه مبگیرم چوم دختران سخت گیرم دارن ابراز میکنن که مامان ادامه بده داری موفق میشی اینا راض بشن پس درست انجام داره میشه در پسرم تحول اتفاق افتاده اون دنبال کم کرن جسمس هست که به تازکی بخاطر مصرف دارو دچار اضافه وزن شده من بهش گفتم هی تکرار میکنم این یی دورغیبیش نیست اون لاغر لاغر بود تا ۴ ما پیش بهش میگم تکرا این مسیر اون گوش میکنه داره بهتر میشه انشالله همه ما مو فق این میدان باشیم بانجاتیی فرد چاق ورسیدنبالتغریی ابن مسیر چاقی در اونخانواده قطع میشه اون فرد اگه مادر باشه خیلطبیشتر بچه ها گوش کن حرفش هستن دختر بزرگم چند رو پیش هی از من سوال می کرد بهش گفتم داری من امتحان میکنی ببینی چیزی یادگرفتم یا نه با خنده گفتنه دارم ازت یاد میگیرم گفت دارم ازت یادمیگیرم پس اون درمن چیزی دیده بخاطر اینکه دنبال راه حل برای مشکل من بود میگفت باید عمل کنی اون راضی شده پس درست انجام دلرم میدم موفق پیروز باشید
یا حق حق نگه دراتون