بچه که بودم، هر وقت برای خرید لباس میرفتیم، پدر و مادرم به فروشنده میگفتن «یه سایز بزرگتر بده، در سن رشده». مادرم خیاط بود و هر لباسی برام میدوخت، میگفت «یه کم جا براش گذاشتم که زود برات تنگ نشه». اون موقع نمیدونستم، ولی همین جملهها داشتن یه تصویر ذهنی چاقتر از من در ذهنم میساختن. یعنی من همیشه منتظر چاقتر شدن بودم.
این نوشته جلسه هشتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه هفتم (فرمولهای چاقی) دیدیم که توجه به چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه. در این جلسه میخوام بگم تصویرهای ذهنی چطور در ما ساخته میشن و چطور میشه جلوی پررنگتر شدنشون رو گرفت.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🏺 دنبال فوت کوزهگری نباش
از سؤالهای بعضی از اعضای سایت فهمیدم که هنوز دنبال یه برنامهی غذایی خاص هستن؛ اینکه من بگم صبح چی بخورن، ظهر چی بخورن و کی ورزش کنن. بازم تکرار میکنم: در این دوره هیچ برنامهی غذایی یا ورزشی داده نمیشه. روشی که من باهاش لاغر شدم کاملاً ذهنیه.
درسته که وقتی فرمولهای ذهنی عوض بشن، رفتار غذایی هم عوض میشه. ولی این تغییر با رژیم خیلی فرق داره. چون اول منشأ رفتار، یعنی ذهن، تغییر کرده. بنابراین دیگه استرس و عصبانیت و درگیری «چرا باید کمتر بخورم» وجود نداره. یکی از نشانههای اینکه در مسیر درست هستی، همین آرامشه. وقتی ترس از چاقتر شدن کم بشه و جاش امید و اطمینان بیاد، یعنی استارت لاغری در ذهنت زده شده.

🧠 تصویر ذهنی چیه و چطور ساخته میشه؟
ذهن ما کاملاً تصویریه. همین الان که این متن رو میخونی، ذهنت داره کلمهها رو به تصویر تبدیل میکنه تا اونها رو بفهمه. هر چیزی که بارها میشنویم و میبینیم، کمکم به یه تصویر ذهنی تبدیل میشه و مغز تمام تلاشش رو میکنه که ما رو به همون تصویر برسونه.
این فقط دربارهی چاقی نیست. یادته در مدرسه وقتی نمرهی خوب میگرفتی و خانواده و معلمت تشویقت میکردن، دلت میخواست نمرهی بعدی هم خوب باشه؟ چون یه تصویر موفق از خودت در ذهنت ساخته میشد. برعکسش هم بوده؛ بچهای که به خاطر نمرهی بد بارها سرزنش و تهدید شده، تصویر یه آدم شکستخورده در ذهنش ساخته میشه و هر چقدر هم تلاش کنه، درسش بدتر میشه.
👶 تصویر چاقی از بچگی شروع میشه
همهی ما وقتی به دنیا میایم، رفتار غذایی کاملاً درستی داریم. نوزاد هر وقت گرسنهست گریه میکنه و وقتی سیر شد، دیگه هیچکس نمیتونه یه قاشق اضافه بهش بده؛ سرش رو برمیگردونه. چون ذهنش پاکه و هیچ فرمول اشتباهی نداره. آدمهایی که تا بزرگسالی متناسب میمونن، همین حالت رو حفظ کردن.
ولی از حدود شش هفت ماهگی، خیلی از مادرها سعی میکنن به بچه غذای بیشتری بدن. در گذشته بچهی تپل نشونهی یه مادر خوب بود و بچهی لاغر یعنی مادر به بچهش نمیرسه. مادر خودم هم دقیقاً همین نظر رو داشت.
وقتی فرزند خودم به دنیا اومد، همین رو در خونهی خودمون دیدم. همسرم دوست داشت بچه زودتر تپل بشه. بچه رو جلوی تلویزیون مینشوند و موقع برنامهی عمو پورنگ، که حواسش به آهنگ و رنگها بود، غذای بیشتری بهش میداد. مغز بچه که نمیفهمه این اصرار مادره یا حواسپرتی تلویزیون. فقط میبینه این مقدار غذا وارد بدن شده و همون رو به عنوان نیاز بدن ثبت میکنه. کمکم بچه خودش غذای بیشتر میخواست. اون موقع چون خودم چاق بودم و چاقی رو ارثی میدونستم، این رو طبیعی میدیدم.
خیلی سادهترش اینه که اگه بدن یه بچه مثلاً به یه بشقاب کوچیک غذا نیاز داره و هر بار دو سه برابرش بهش داده بشه، مغزش کمکم همون مقدار زیاد رو حداقل نیاز حساب میکنه. بعد هم جملههایی مثل «بخور که بزرگ بشی»، «بخور که قوی بشی» و «چه تپل و خوشگله» این تصویر ذهنی رو پررنگتر میکنن.

🍰 چرا نمیتونی تصمیم بگیری پرخوری نکنی؟
خیلیها میپرسن «چطور پرخوریم رو کنترل کنم؟». راستش هیچ راهکاری نیست که با تصمیم گرفتن پرخوری نکنی. چون فرمان پرخوری رو مغزت صادر میکنه و مغز بر اساس تصویری که از تو داره فرمان میده. هر چقدر هم بگی «از شنبه دیگه پرخوری نمیکنم»، تا وقتی تصویر عوض نشه، فرمان هم عوض نمیشه.
چند روز پیش یکی از اعضای سایت برام نوشت «من هر روز کیک درست میکنم. میتونم این عادت رو ترک کنم؟». تعریف کرد که اول به شیرینی علاقه داشته، بعد برنامههای شیرینیپزی رو دنبال کرده، بعد هر روز کیک سفارش میداده و آخر سر خودش هر روز کیک میپزه. یعنی هر روز تصویر کیکها رو دیده و این تصویرها اشتیاقش رو بیشتر کرده. بنابراین اگه بهش بگی «از این هفته فقط پنج روز کیک بپز»، فایده نداره. اینجا بحث نیاز نیست؛ بحث اشتیاقه و اشتیاق از تصویرهای ذهنی میاد.
برای همینه که خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند وقت میگن «رفتم مهمونی، قبلاً کلی میخوردم ولی این بار اون حرص رو نداشتم». خودشون هم نمیتونن توضیح بدن چه کاری کردن. چون واقعاً تصمیم سختی نگرفتن؛ فایلها رو گوش دادن و تمرینها رو انجام دادن، تصویرهای ذهنیشون عوض شد و مغزشون فرمانهای دیگهای صادر کرد.

🛑 اول جلوی پررنگتر شدن تصویر چاقی رو بگیر
اگه داری به سمت چپ میری و میخوای بری سمت راست، اول باید بایستی و بعد دور بزنی. نمیشه همزمان به دو جهت رفت. بنابراین قبل از ساختن تصویرهای متناسب، باید جلوی پررنگتر شدن تصویرهای چاقی رو بگیری. برای این کار سه قدم داریم.
قدم اول: دربارهی چاقی حرف نزن
هر کسی دربارهی چاقیت حرف زد یا تذکر داد، جواب نده و موضوع رو ادامه نده. تقریباً همهی ما چاقها این عادت رو داشتیم که تا یکی میگفت «از دفعهی قبل چاقتر شدی»، شروع میکردیم: «به خدا چیزی نمیخورم، آب هم بخورم چاق میشم». هر بار این حرفها رو میزنی، تصویر چاقی رو پررنگتر میکنی. اولش ممکنه گاهی اشتباه کنی، ولی کمکم یاد میگیری اصلاً دربارهش حرف نزنی.
قدم دوم: دنبال روشهای لاغری نگرد
هر چی بیشتر دنبال روشهای مختلف برای رفع چاقی بگردی، یعنی داری بیشتر به چاقی بها میدی. هر چقدر از چیزی بیشتر فرار کنی، اون چیز در ذهنت پررنگتر میشه. برای همینه که ما سالها برای لاغر شدن تلاش کردیم و چاقتر شدیم. پس اگه لاغری با ذهن رو مسیر قابل اعتمادی میدونی، تحقیق دربارهی روشهای دیگه رو کنار بذار.
قدم سوم: خودت رو در معرض تحریک قرار نده
مگه آشپز حرفهای هستی یا رستوران داری که همیشه دنبال دستور پخت جدید باشی؟ اگه شغلت این نیست، دنبال کردن کانالها و برنامههای آشپزی فقط تو رو بیشتر به خوردن تحریک میکنه. چون غذایی که درست میکنی رو میخوری و ذهنت عادت میکنه همیشه دنبال یه چیز تازه برای خوردن باشه.
وقتی این سه قدم رو برداری، اولین نشونهش اینه که نگرانیت از چاقتر شدن کمتر میشه و آرامشت بیشتر. یعنی تصویر ذهنی داره عوض میشه. اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم ادامه بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: جلوی پررنگتر شدن تصویر چاقی رو بگیر ✨
این سه مرحله رو انجام بده و نتیجهش رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
📌 مرحله اول: دربارهی چاقی حرف نزن
- از امروز دربارهی چاقی خودت یا دیگران، رژیم، لاغر نشدن و حسرت لاغری حرف نزن.
- هر بار که موقعیتش پیش اومد و تونستی حرف نزنی، در نظرات بنویس: «امروز در فلان موقعیت تونستم دربارهی چاقی حرف نزنم».

📌 مرحله دوم: تحقیق دربارهی روشهای لاغری رو کنار بذار
- دیگه دنبال روشهای لاغری نگرد و از دیگران نپرس چطور لاغر شدن.
- بنویس قبلاً چه روشهایی رو دنبال میکردی و موقع خوندنشون چه حسی داشتی.
📌 مرحله سوم: تحریکها رو کم کن
- از کانالها و صفحههای آشپزی و معرفی غذا خارج شو.
- دربارهی غذایی که خوردی یا غذاهای جدید برای دیگران تعریف نکن.
- بنویس کدوم کانالها رو ترک کردی و بعد از چند روز چه تغییری در خودت دیدی.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت نهم: کنترل چاق شدن) میبینیم چرا قبل از لاغر شدن، باید جلوی چاقتر شدن رو بگیریم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از شرکت کنندگان
خانم مریم مصطفی نژاد از تهران
خانم ندا معتمدنژاد از زنجان
۱. تصویر ذهنی یعنی چی؟
یعنی تصویری که از خودمون در ذهن داریم و از چیزهایی که بارها شنیدیم و دیدیم ساخته شده. مغز تمام تلاشش رو میکنه که ما رو به همون تصویر برسونه.
۲. تصویر ذهنی چاقی از کجا شروع میشه؟
معمولاً از بچگی؛ وقتی بیشتر از نیاز بدن به بچه غذا داده میشه یا جملههایی مثل «بخور که بزرگ بشی» بارها تکرار میشه. مغز اون مقدار و اون جملهها رو به عنوان حالت طبیعی ثبت میکنه.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم پرخوری نکنم؟
چون فرمان پرخوری رو مغز بر اساس تصویر ذهنی تو صادر میکنه. تا وقتی این تصویر عوض نشه، تصمیمها دوام ندارن.
۴. از کجا شروع کنم؟
اول جلوی پررنگتر شدن تصویر چاقی رو بگیر: دربارهی چاقی حرف نزن، دنبال روشهای لاغری نگرد و خودت رو در معرض کانالها و برنامههای آشپزی قرار نده.
امتیاز 4.13 از 205 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











💝💝 به نام خداوند جان و خرد 🌸✨
با سلام و درود خدمت استاد گرامی و همچنین دوستان ارجمند، همراهان سفر تناسب فکری. 💖🙏🌷
استاد عزیز، صحبتهای ارزشمند شما در این جلسه، دریچهای نو به سوی درک عمیقتر از خود و رابطهی پیچیدهی میان ذهن، احساسات و تغذیه گشود. 🌱💛 آنچه بیان فرمودید، تلنگری بود عمیق بر باورهای دیرینهای که سالها ناخودآگاه بر زندگیام سایه افکنده بودند.
شما به درستی اشاره کردید که در آغازین روزهای زندگی، ما انسانها طبیعتی بکر و غریزی در تغذیه داشتیم. نیازمان را با صداقت تمام، از طریق گریه بیان میکردیم و بدنمان، این ماشین شگفتانگیز، دقیقاً میدانست کی نیاز به سوخت دارد و کی باید از پذیرش آن دست بکشد. هیچ فشاری برای خوردن بیش از حد وجود نداشت؛ بدن، خود، راهنمای اصلی بود.
اما با گذر زمان و ورود تعاملات اجتماعی، بهویژه با مادر و اطرافیان، این الگوی طبیعی دستخوش تغییر شد. از سر عشق و دغدغهی “رشد و قوی شدن” ما، گاهی غذایی بیش از نیاز فیزیولوژیک واقعی به خوردنمان افزوده شد. اینگونه بود که ناخودآگاه، پیام بدنمان برای سیری نادیده گرفته شد و یاد گرفتیم که “باید” بیشتر بخوریم، حتی در شرایطی که میل واقعی به غذا نداشتیم.
این فرآیند تدریجی، باعث شد تا غذا، از یک “نیاز اساسی جسمی”، به تدریج به “پاسخدهندهی هیجانات” تبدیل شود. غذا دیگر صرفاً سوخت نبود؛ بلکه به ابزاری بدل شد برای:
***جایزه و پاداش:** برای موفقیتهای کوچک یا بزرگ، یا حتی برای تنبیه خود! 🎁***تسکیندهندهی ناراحتیها:** در لحظات غم، دلتنگی یا اضطراب، غذا به پناهگاهی امن بدل میشد. 😢❤️***همراه استرسها:** در مواجهه با فشارهای روزمره، غذا خوردن به راهی برای فراموشی موقت یا مدیریت استرس تبدیل میشد. 😟***منبع شادی و تشویق:** لحظات خوشی یا نیاز به انگیزه، غالباً با غذا همراه میشد. 🌟
این تبدیل تدریجی، باعث شد تا بدون آنکه متوجه شویم، یاد بگیریم در هر شرایطی غذا بخوریم، حتی زمانی که بدنمان هیچ علائمی از گرسنگی واقعی نشان نمیداد. این چرخه، ما را از ارتباط طبیعی با بدنمان دور میکرد.
این جلسه، همچون چراغی روشن در تاریکی، مسیر پیش روی مرا روشن ساخت. 🕯✨ و سه توصیهی کلیدی که از شما آموختم، نقشه راهی شفاف را پیش پایم نهاد:
💝💝 1️⃣. متوقف کردن دائمی تصویر ذهنی چاقی ✋🚫🧠
یکی از بنیادیترین آموزههای شما این بود که نباید به چاقی، نه به صورت مستقیم و نه غیرمستقیم، دامن بزنیم. هرگونه گفتگو، فکر یا حتی اشاره به چاقی – چه در خلوت با خود، چه در جمع دوستان، چه در بحثهای روزمره و چه در فضای مجازی – عملاً این تصویر را در ذهن ما تقویت و فعالتر میکند. این موضوع، چرخهای معیوب را شکل میدهد که در آن، تمرکز بر مشکل، خود باعث تداوم آن میشود.
بر این اساس، تصمیم قاطعانهای گرفتهام تا:
***از صحبت درباره چاقی پرهیز کنم:** چه به صورت انتقادی و چه حتی توجیهی. ❌***وارد بحثهای سرزنشآمیز یا مقایسهای نشوم:** این گفتگوها تنها بار منفی را افزایش میدهند. ❌***اگر دیگران موضوع چاقی را پیش کشیدند، با ظرافت و لبخندی ملیح، بحث را به سمت موضوعات مثبت و سازنده منحرف کنم:** هدف، پاکسازی فضا از انرژی منفی مرتبط با چاقی است. 😊🌼
میخواهم فضای ذهنم را از “تصویر چاقی” تخلیه کنم و آن را با انرژی سرشار از **”حال خوب و سبکیِ مرتبط با لاغری”** جایگزین سازم. این تغییر نگرش، پایهی اصلی تحول درونی و بیرونی من خواهد بود. ✨💃💖
💝💝2️⃣ . توقف جستجو و تمرکز بر روشهای لاغری🔥🔥
دریافتم که تلاشهای مداوم برای یافتن “راهحلهای لاغری” – اعم از رژیمهای جدید، قرصهای معجزهگر، برنامههای ورزشی طاقتفرسا یا دنبال کردن تجربیات دیگران – در واقع نوعی “مراقبه چاقی” است. این جستجوها، زمانی که از سرِ ناامیدی یا احساس کمبود انجام شوند، ناخودآگاه بر مشکل موجود تأکید کرده و حال بدِ ناشی از آن را تقویت میکنند. این “حال بد”، خود، مانعی در مسیر لاغری پایدار است.
از این رو، از امروز تصمیم به اجرای موارد زیر دارم:
***توقف کامل جستجو برای روشهای لاغری:** دست از جستجوی راهحلهای بیرونی و مقطعی برمیدارم. 🙅♀️عدم پیگیری تجربیات لاغری دیگران:🚫 هر فرد و بدن منحصر به فردی دارد و مقایسه، جز ایجاد فشار و ناامیدی، ثمری ندارد. ❌**باور و تجسم خود به عنوان فردی لاغر:** این مهمترین بخش است. باید در ذهن، خود را فردی سالم، پرانرژی و با وزن ایدهآل ببینم و این تصویر را درونی کنم. 💃✨
هدف من این است که تصاویر زیبا و الهامبخش را در ذهنم پرورش دهم، دربارهی سلامتی و شادابی سخن بگویم و سبک زندگیای را در پیش گیرم که متناسب با این حال خوب و ایدهآل باشد. 😍🌸🌟
۳. کاهش هدفمند تحریکات غذایی 🍟🍕🍰🚫
آموختم که ذهن ما به شدت به محرکهای بصری و شنیداری مرتبط با غذا واکنش نشان میدهد. دیدن تصاویر جذاب غذا، دنبال کردن دستورالعملهای آشپزی، یا تماشای ویدئوهای تست غذا، ناخودآگاه اشتیاق ما را تحریک کرده و به طور مداوم “تصویر چاقی” را در ذهنمان زنده نگه میدارد. این تحریکات، ارادهی ما را تضعیف و ما را به سمت الگوهای غذایی قدیمی سوق میدهند.
لذا، با آگاهی از این موضوع، تصمیمات زیر را عملی خواهم کرد:
**ترک کردن پیجها و کانالهای آموزش غذا و آشپزی:** این محتواها دیگر در راستای اهدافم نیستند. ❌* **نادیده گرفتن و عبور سریع از تبلیغات غذا:** در شبکههای اجتماعی یا هر پلتفرم دیگری، این تبلیغات را دنبال نکرده و اسکرول خواهم کرد. 🙈* **تلاش فعالانه برای پاکسازی ذهن از تصاویر چاقی:** با جایگزینی آنها با تصاویر سلامتی، انرژی و سبکی. این فرآیند، روز به روز ذهن را شفافتر و تصویر چاقی را کمرنگتر خواهد کرد. 🌿💚
با اجرای دقیق این سه توصیه، اطمینان دارم که در حال عبور از مسیری نو، زیبا و عمیقاً دلچسب هستم. مسیری که بر پایهی آگاهی، عشق به خود و خودشناسی بنا شده و به سوی لاغری واقعی، پایدار و در نهایت، سلامتی جامع رهنمون میشود. ✨💖🌈
استاد عزیز، از شما برای این بصیرتهای فوقالعاده و آموزشهای روشنگرتان، بینهایت سپاسگزارم. این دانش، گنجینهای است که مسیر زندگیام را دگرگون ساخته است. امیدوارم بتوانم با خبرهای خوب و احساسهای زیباتری که از خودم به شما تقدیم خواهم کرد، قدردان این لطف بزرگ باشم. ❤️🌷✨