راستش رو بخوای، توی مسیر لاغری با ذهن، یه چیز خیلی مهمه که معمولاً جدی گرفته نمیشه:
📍 این جلسه ادامه گام ۵۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
🎯 “انتظار لاغری”
خیلیا فکر میکنن برای رسیدن به تناسب اندام باید فقط بدو بدو کنن توی پارک، بشین پاشو برن توی باشگاه، یا سبزی رو با آب قورت بدن 😅
اما اصل ماجرا یه چیز دیگهست!
🌱 انتظار رسیدن به یه هدف، اول از همه توی ذهن ما کاشته میشه. نه با دویدن، نه با رژیم، بلکه با تغییر نگاه ما به خودمون و آیندهمون.
در این جلسه میآموزیم:
✨ اهمیت «انتظار لاغری» از نگاه کسی که سالها چاق بوده…
همیشه عاشق لاغر شدن بودم، هر بار با کلی انگیزه میرفتم سراغ یه رژیم جدید یا یه برنامهی سنگین ورزشی،
اما تهش چی میشد؟ یا اصلاً وزنم تکون نمیخورد یا همون چند کیلویی که با هزار زحمت کم کرده بودم،
بهراحتی، و حتی با سود بیشتر (!) برمیگشت! 😣⚖️📈

ذهنم پر شده بود از یه سؤال بزرگ:
چرا اینهمه زحمت میکشم، ولی وزنم دوباره برمیگرده؟
🧠 تا اینکه… با مفهوم قدرت ذهن در رسیدن به خواستهها آشنا شدم.
شنیدم اساتید بزرگی تو دنیا میگن اگه ذهنت با آرزوهات همراه نباشه، هیچ کاری جواب نمیده.
خیلی برام سوال شده بود که: این همه سال برای لاغر شدن تلاش میکردم آیا ذهنم با من همراه بوده؟
اطمینان داشتم هیچ وقت برای لاغر شدن حواسم به ذهنم نبوده بلکه همیشه حواسم به مقدار خوردن و میزان فعالیت جسمی ام بوده.
اونجا بود که من، با شک و تردید ولی امیدوار، تصمیم گرفتم مفهوم قدرت ذهن در رسیدن به لاغری که مهمترین آرزوی من بود رو امتحانش کنم…
🌱 تمرینهای ذهنی رو شروع کردم، تمرکز کردن رو لاغر شدن رو یاد گرفتم، و کمکم… بدون فشار و رژیمهای عجیب، هم وزنم کمتر شد، هم آرامشم بیشتر.
انگار خدا خودش داشت منو میبرد به سمت یه راه تازه. یه راهی به اسم:
🎯 لاغری با ذهن و شکل گیری «انتظار لاغری» در درونم.
یاد گرفتم که برای لاغر شدن، لازم نیست بجنگم. لازم نیست تحمل کنم.
✅ فقط باید «موانع ذهنی لاغری» رو از سر راه لاغر شدنم بردارم…
باورهایی مثل:
❌ «من همیشه چاق میمونم»
❌ «چاقی ارثیه»
❌ «فقط با رژیم میشه لاغر شد»
باورهای اشتباه درباره چاقی یکییکی برام آشکار شدن و من شروع کردم به پاک کردنشون. 🧹🧠
و امروز… تو بهترین حال جسمی و روحی زندگیام هستم 💖 و میدونم که همهچی از یه تغییر کوچیک شروع شد:
👀 داشتن انتظار لاغری واقعی از خودم… نه فقط آرزو!
🧠 موانع ذهنی لاغر شدن: وقتی «انتظار لاغری» در ذهن ما نیست…
توی دورههای آموزشی و فایلهای «نکات طلایی» کلی دربارهی موانع ذهنی لاغر شدن صحبت کردیم 🎧
ولی امروز میخوام یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین اونها رو باهات به اشتراک بذارم؛ یه مانع بزرگ که شاید دلیل اصلیِ شکستهای قبلیت تو مسیر لاغری باشه…
و اون چیزی نیست جز:
🎯 نداشتن انتظار لاغری از خودت!
بذار ساده بگم:
همهی اون رژیمهایی که گرفتی… تمام ساعتهایی که دویدی، عرق ریختی و چیزی نخوردی…
😩 چرا بازم برگشتی به همون وزن قبلی یا حتی بیشتر؟
چون ته دلت، انتظار چاق موندن داشتی، نه لاغر شدن! 😮💨
❌ انتظارت از خودت چیه؟
وقتی توی ناخودآگاهت، خودتو یه آدم چاق میبینی… وقتی به خودت میگی «من از اولش هم سنگین بودم»، «من استخون بندیم درشته»، یعنی داری پیام میفرستی به مغزت که:
📩 «منتظر نباش من لاغر شم… من همینهام!» و مغز هم دقیقاً طبق همین فرمان عمل میکنه!
حتی اگه با رژیم وزن کم کنی، باز هم یهجوری میرسونه به همون نقطهی آشنای قبلی. چون اونجاست که انتظار ذهنیات جا خوش کرده. 🧭
🤔 نقطهی مقابل این مانع، چیه؟

✅ داشتن انتظار لاغری!
یعنی توی ذهنت یه نسخهی جدید از خودت بسازی:
🌟 سبُکتر 🌟 سالمتر 🌟 با اندامی که دوستش داری 🌟 با لباسهایی که همیشه آرزوش رو داشتی 🌟 با حسوحالی که فقط آدمای متناسب دارن…
تا وقتی توی ذهن و باور ناخودآگاهت منتظری چاق بمونی یا حتی چاقتر بشی، هیچ روش لاغری نمیتونه نجاتت بده.
🚫 حتی اگه بهترین روش دنیا باشه!
🧩 راهکار چیه؟
تو فایل آموزشیای که برات آماده کردم، با جزئیات توضیح دادم:
🔹 چرا ذهنمون این مانع رو ساخته
🔹 چطور «انتظار چاقی» در ما ریشه داره
🔹 و چطور فقط با چند تمرین ساده و روزانه میتونیم انتظار ذهنمون رو از چاقی به لاغری تغییر بدیم ✨
✔️ همهچی با آموزش، تمرین و استمرار ممکنه.
ما توی دورههای «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً روی همین موضوع تمرکز کردیم.
یاد میگیری چطور ذهنت رو طوری تربیت کنی که منتظر متناسب شدن بمونه.
و وقتی ذهن منتظر باشه، بدن هم دنبالش میره… بدون زور، بدون رژیم، بدون تنفر از خودت! ❤️
📥 اگه آمادهای انتظار ذهنت رو برای همیشه تغییر بدی، همین حالا میتونی به آموزشها سر بزنی و قدم اول رو محکم برداری.

🎉 موفقیت هنرجوی عزیز: فریده حسنی
فریده حسنی یکی از هنرجوهای پرتلاش و الهامبخش دورههای «تناسب فکری» که با گذراندن دوره ورود به سرزمین لاغرها، دوره پاکسازی چاقی ذهن و همچنین دوره پیشرفته لاغری با ذهن، تونست به شکل شگفتانگیزی انتظار لاغری رو در خودش فعال کنه و از درون، با تمام وجود باور کنه که لاغر شدن شدنیه. 🌱💫
امروز، فریده از تناسب اندامی لذت میبره که سالها فقط توی ذهنش یک رؤیای دور بود. حالا اون رؤیا، تبدیل به واقعیتی شیرین شده که هر روز با لبخند در آینه لمسش میکنه. ❤️🔥✨
اگر اون تونست، تو هم میتونی! فقط کافیه ذهن رو همراه خودت کنی 🌈🧠
🚗 اگر تو جاده اصفهان باشی، باید انتظار رسیدن به اصفهان رو داشته باشی!
یه روز با خودم گفتم:
🛣 “اگه دارم تو مسیر لاغری با ذهن حرکت میکنم، چرا نباید انتظار لاغری داشته باشم؟ چرا هنوز ته ذهنم باور ندارم که میتونم به تناسب اندام واقعی برسم؟”
ذهنم باهام کلکل میکرد:
- «همینم زیادیه دیگه، ولش کن!»
- «فایده نداره! تو یه نقصی داری.»
- «تو هیچوقت انتخاب نمیشی…»
ولی من تسلیم نشدم. چون حالا دارم یه بشکه رو پر میکنم؛ بشکهای به اسم ذهنم.
وقتی آب میریزی تو بشکه، انتظار داری که پر شه. منم دارم آموزش، آگاهی و تمرین رو میریزم تو ذهنم…
پس چرا انتظار لاغری نداشته باشم؟ 💪

🎯 انتظار لاغری داشتن یعنی چی؟
یعنی بدونی:
✍️ در ادامه هم توی گام ۵۵ سراغ «بولیمیا و چاقی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.43 از 83 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
روز ۶۳ تکرار
انتظار لاغری در خود ایجاد کنید
سلام و درود به دوستان متناسبم و استاد گرامی ،خدارو شکر میکنم برای روزهای خوبی که برای هدف هامون قدمی برمیداریم که دونه دونه این قدم ها مارو میبره در فرکانس خواسته ها
مشکلی که در لاغر شدن های قبلی داشتیم این بود که ما تمام مراحل لاغر شدنو انجام میدادیم ولی در اول و آخر ،انتظارمون چاق شدن بود یا لاغر شدن موقتی اونم نه تناسب اندام ،انقدر اعتماد بنفسمون کم بود که انتظار داشتیم فقط در حدی وزن کم کنیم که بهمون نگن چاق ،مثلا من خودمو در وزن ۷۵ کیلو پسندیده بودم و راضی بودم ،همینکه ۹۸ کیلو نبودم خودش جای شکرش باقی بود
که این راضی بودن برمیگشت به احساس ناتوانی در لاغر شدن ،پذیرفتن شکست و عزت نفس پایین بود که ما خودمونو لایق بدن متناسب مثلا وزن ۶۰ کیلو نمیدیدم ، همینکه یکمی کم میکردیم از سرمونم زیاد بود
حالا اگر من دلم میخواست بتونم لاغر باشم که مثلا دامن کوتاه بپوشم ،مایو دو تیکه بپوشم ووو دیگه فکر میکردم خیلی زیاده خواهیه ،پرو میشم و خودم خودمو تخریب میکردم
و به خودم اجازه خواستنشو نمیدادم ،از درون فریادش میزدم ولی خودمو ساکت میکردم که ول کن ،حالا واجب نیست لباسای جیگوله بپوشی ،اصلا تورو چه به این قرتی بازیا و مدام خودمو سرکوب میکردم و قبول کرده بودم من نمیتونم لذتی از بدنم و زیبایی هاش ببرم
الان که به دوستانم تو کلاس رقص نگاه میکنم که همگی سنین پایین دارن و از بدن های متناسبشون با لباس های رقص زیبا ،لذت میبرن ، من با خودم فکر میکنم که فریده تو چرا هیچ وقت خودتو لایق داشتن این تجربیات شیرین و طبیعی ندونستی؟
حتی نمیتونستم بهشون فکر کنم ،چرا که قبلا برای من همه راه هارو مسدود اعلام کرده بودن و هیچ وقت انتظار لاغری در من ثبت و اجرا نشد
بجاش ،من از رژیمم انتظار کم کردن وزن موقتی رو داشتم ،من انتظار شل شدن گوشت و پوست بدنمو داشتم ،من انتظار سلولیت های بدنمو داشتم ،من انتظار ریزش موهامو داشتم ،انتظار زرد شدن پوستم داشتم ،کبود شدن دور چشمام، چروک شدن صورتم ،چاقتر شدنم ،عصبی شدن وووو داشتم
از قبل فرمان ها صادر شده بود و پذیرش ها انجام شده بود ،من در دسته آدم های بی انتظار به سر میبردم و خودمو برگی در دست باد میدیدم و تو هیچ جنبه ای انتظار یک شرایط خاصو نداشتم با خودم تصور میکردم من که هیچ وقت انتخاب نخواهم شد ،پس بهتره بهشون فکر نکنم که بعدا سرخورده بشم
بعد از اونهمه سرکوب شدن ها ، انتظاری برای لاغر شدن نمیموند ،لاغر شدن هم رفت تو دسته رویاهای دست نیافتنی
و هنوزم گوشه های درونم ،در انتظار لاغری نیست ،جدیدا که به خودم نگاه میکنم که صبح تا شب دارم تمرینات مختلف ذهنیو برای جنبه های مختلف زندگیم و همینطور لاغری ،انجام میدم ،از خودم میپرسم ، فریده داری واسه چی تمرین انجام میدی ؟ برای رفع تکلیف ؟ برای اینکه بگی منم دارم کاری انجام میدم ؟
آیا آگاه هستی ؟ آیا از خودت انتظاراتت عوض شده ؟ یا هنوزم فکر میکنی باید باهات مثل قبل برخورد بشه ،یکمی بیدارتر شو ،تمرین هارو انجام بده به نیت انتظار لاغر شدن ،انتظارم بعد از بودن اینهمه مدت در دوره ها ،نتایج عالیه
خواب نباش لطفا فریده جان ،به خودت نگاه کن ،تغییراتتو ببین ،خودتو تشویق و تحسین کن و محکم به خودت بگو، من انتظارم از تو لاغریه ،چرا که تو در حال پر کردن مخزن آگاهی در مورد لاغری هستی
وقتی داریم یک بشکه رو پر از آب یا نفت میکنیم ،انتظارمون اینه که اون بشکه پر بشه و نتیجشو ببینیم ،تو هم داری پر میشی ،پس نتایجتو ببین ،هوشیارتر باش
اگر تو جاده اصفهان هستیم بلخره به اصفهان میرسیم ،انتظارمون رسیدن به اصفهانه ،چرا تو جاده لاغری هستی انتظارت لاغری نیست ؟ ذهنت بهت چی میگه ؟
ذهنت میگه حالا دیگه بسه همینقدر لاغر شدی ؟ میگه بخواب فریده بیدار نشو ؟ میگه توجه نکن به تغییراتت ؟ میگه تو از اولشم چیزی نمیشدی ؟میگه بدن تو نمی تونه مثل بقیه لاغر بشه چون تو یه نقصی داری ؟ میگه خلقت بدنت چاقیه؟
چی میگه بهت ؟ اون این چیزهارو میگه که خوابت کنه ،رامت کنه و ازت سوءاستفاده کنه ،بلند شو ،گوشتو نبندو فایلهارو گوش کن ،تو خواب کامنت ننویس ،بیدار شو ،از تک تک نوشته هات و فایلها ،نکته در بیار ،مثل قبل با خودت حرف بزن ،با افکار قدیم و جدیدت حرف بزن
فقط برای رفع تکلیف ننویس ،گوش نکن ، با درک متفاوتی پای آموزشات بشین ،اگر فقط یک خط میخونی و مینویسی ،با درایت انجام بده ،اصلا مسابقه ای در کار نیست ،شاگرد اول کلاس ،آخر کلاس نداریم ،بهترینه خودت باش ،اونوقت بهترین جهان هم میشی
پس با آموزشا رابطه مجددی برقرار کن ،انتظارت از اینهمه در مسیر بودن ،لاغری باشه ،خودتو لایق تناسب اندام درست حسابی بدون ، نه نصفه نیمه ، خودتو توانمند ببین ،تغییراتتو درک کن ،تلاش های درونتو ببین و تحسین کن ،ادامه بده ،به وضعیت کنونیت عادت نکن ،بخواه که لاغرتر از این بشی ،وضعیت الانتو ناراحت کننده تعریف کن ،تا یه شوک اساسی به درون خوابت بدی
اگر انتظارم از بودنم در مسیر لاغری ،تناسب اندام است مثلا چرا مدام نگرانم ؟ چرا میپرسم پس کی لاغرتر میشم؟ چرا میترسم نکنه چاقتر بشم ؟ چرا خودمو تو آینه چک میکنم ؟ و چراهای دیگه
هر چقدر اطمینان و انتظار ما از خودمون لاغرشدن باشه ،ترس های ما کمتر میشه و نتایج بصورت پی در پی اتفاق میفته
خدارو شکر به روش های دیگه اصلا فکر هم نمیکنم و فقط تمرکزم روی این دوره است ،موفقیت های بیشماری از قبل در جنبه های مختلف زندگی داشتم ،در کل من به پشتکارم در هر کاری معروفم ،مثلا ۳ سال و نیمه که هر هفته میرم کلاس رقص ،حتی همون اولی که این ویروس وارد دنیا شد هم فقط کلاس ما ۳ ماه تعطیل بود و ما ادامه دادیم
یا ۱ سال و نیمه کلاس انعطاف میرم و موفق هستم ، رانندگی که سالها پیش یاد گرفتم و مهارتم بیشتر شد ،خیلی از ورزش هارو یاد گرفتم و انجام میدادم ، اینهمه مهارت در خانه داری ،آشپزی ، دوره های آموزشی چه در مورد ذهن ،چه مهارت های عملی که خیلی زیادن و قبلا همشونو نوشتم
اینکه من بالای ۲ ساله هر روز فایلهای این دوره هامو گوش میکنم و مینویسم و میخونم ،کار بزرگی انجام میدم ،خیلی ها حتی نمیتونن ۱ هفته مرتب فایل گوش کنن ،همینطور دوره های ذهنی دیگه ایی هم هست که ۴ ساله دارم مرتب تمرین میکنم
خیلی کارها انجام دادم که خودم میدونم کار هر کسی نبوده ،دیگه لاغر شدن که چیزی نیست ،اینکه بیس بدن ماست ،بقول یکی از دوستان که تو کامنتش نوشته بود ،شخصیت متناسب درون ما لحظه شماری میکنه که آزاد بشه از درونمون ،پس لاغر بودن ،جزء تنطیمات کارخانه ماست ،از قبل کد هاش نوشته شده بود ،برنامه هاش در ما دانلود شده ست و دست یابی به لاغری یک کار بسیار راحته که باید انتظارش در ما که دقیقا برعکس این نوشته هارو باور داشتیم ،ساخته بشه
ساخته شدن این انتظار ، قدرت درونیه مارو بیدار میکنه و شجاعتمون بالاتر میره ،اونوقت خودمونو لایق رسیدن به جایگاه های بالا میدونیم و اون وقته که میگیم ما هم باید ثروتمند و محترم باشیم ،تازه انگار میفتیم تو جایگاه اصلی خودمون
کوچیک کردن خواسته ها ،یعنی لاغر شدن که خواسته بزرگی نیست ،مگه اینهمه آدم لاغر داریم کار سختی انجام میدن ؟ نه اونا لذتشونو میبرن ولی لاغرن ،ما تو ذهنمون لاغریو بزرگ کردیم وگرنه بیس بدن ما لاغریه ،اگر اینو درک کنیم دیگه انقدر کلنجار نمیریم برای تناسب اندام ،خودخواهانه میگیم آره من باید لاغر باشم
وای که چقدر نیاز دارم بیشتر با خدا آشنا بشم ،بیشتر بهش ایمان بیارم ،بیشتر بهش اعتماد کنم و ازش هدایت بخوام که احساس قدرت و گرمی درونی بگیرم
و سپاسگذاری کنم برای تمام داشته و نعمت هاییکه برای من خلق شد تا ابزاری باشه برای لذت بردن و ادامه حیاط ما ،مثل غذاها که قبلا باعث ترس و استرس ما بودن و الان مطمئن شدیم که باعث انرژی زایی و لذت ما هستن و همه چیز برمیگرده به افکار و باورهای ما
پس از این به بعد از خودمون ، زندگیمون ،بدنمون ،حالمون و جهانمون ،فقط انتظار خیر ،برکت،سلامتی ،عشق ،حال خوب ،ثروت ،پول ،تناسب اندام زیبا ،شادی ،خوشحالی و موفقیت خواهیم داشت خدایا شکرت که امروز از اول صبح آگاهی بمن رسیده تا همین الان که ۱۲ شبه
نشان های دریافت شده
گام ۵۴ ،،انتظار لاغری را در خود ایجاد کنیم،،، سلام استاد و دوستان همراهم ،،،یکی از سئوالات پر تکرار من از خودم و دیگران این بود که چرا من لاغر میشم ولی بسرعت وزنم برمیگرده ،انگار سالها در حال باد کردن خودم و خالی کردن بودم، تا جاییکه خسته شدم ،آخه چی در من درست کار نمیکرد؟ و مدام به جواب های اشتباه میرسیدم و اون پروسه مجدد تکرار میشد،،چقدر خدارو شکر میکنم که این آگاهی ها به استاد گفته شد و هم خودشون تونستن جواب بگیرن هم هزاران انسان مشتاق رو کمک کردند،،با اونهمه تجربیات چاقی عوارضش،ناراحتی هاش ،دردهاش،غم هاش ،قصه هاش ،تنفرهاش ،رژیم هاش ،ورزش های اجباریش ،زشتی هاش و خجالت هاییکه کشیدیم ،نتیجه ش میشه انتظار چاقتر شدن ،،در اون مسیر فقط ناراحتی بود،چیزی به عنوان حال خوب وجود نداشت که من از خودم انتظار متناسب بودن داشته باشم،مثل اینه که توی دستگاه آبمیوه گیری سیب بریزیم ولی انتظار آب پرتغال داشته باشیم ، یا بذر گندم کاشتیم انتطار گلابی داشته باشیم ،حال بد دریافت کردیم ،میوه ش و نتیجه ش ناهنجاری و چاقی بوده ،و این پروسه ادامه داشته و بر اثر تکرار ،بزرگو و بزرگتر شده ،تا جاییکه دیگه قابل کنترل نبوده ،،و برای ترمیم اونهمه تخریب،چنگ انداختیم به عوامل بیرونی و جواب دلخواهم هم نگرفتیم ،،و جالبه سالها اون مسیر رو رفتیم و هنوز هم همه آدم ها همون مسیرهارو دارن میرن ،،انتظار من از خودم،بدنم و ذهنم چاقی بیشتر بود ،من هر وقت لباس میخریدم به خودم تاکید میکردم که ،این لباس که تا ۶ ماه دیگه تنم نمیره ،یعنی مهر تاییدو میزدم ،،داشتن انتظار لاغری در من ،چیز خنده داری بود ،حتی زمان هاییکه با رژیم های سخت وزن کم میکردم ،انتطارم برگشت وزنم بود و دقیقا وزنم برمیگشت ،،من خودمو انسان شجاعی میدونم که از ۱۰ سالگی دارم با مسئله ناراحت کننده چاقی کلنجار میرم و کوتاه هم نیومدم ،ممکنه مدتی خسته شده باشم و همه چیزو رها کرده باشم ولی مجدد برگشتم تو مسیر تلاش برای لاغر شدن ،،،اومدن تو این مسیر لاغری با ذهن مثل سفر کردنه به جاییه که ما مقصدشو میدونیم کجاست ،مثلا ما تصمیم گرفتیم هفته آینده با دوستان طبیعت گردمون ۴ روز بریم چهارمحال و بختیاری ،میدونیم کی راه میفتیم،چندتا ماشین هستیم،اونجا کجاهارو میخواییم ببینیم،چجوری اسکان داشته باشیم، مسئله خورد و خوراک و بهداشت و مراقبت های اون سفرو بلدیم ،لیدر هم داریم ،راه هم بوسیله گوگل مپ پیدا میکنیم ،جامون مشخص شده ووووو وقتی میفتیم در مسیر ،میدونیم و مطمئن هستیم که بعد از چند ساعت به مقصد خواهیم رسید ،،از مسیرمون لذت میبریم ،از شهرهاییکه میگذریم ،از منظره هاییکه میبینیم ووووو لذت میبریم ،مدام که توی راه ماشینو نگه نمیداریم ،مدام که نمیخواییم دور بزنیم برگردیم،مدام که غر نمیزنیم که چرا نرسیدم ،چونکه اگر غر بزنیم و مدام ماشینو نگه داریم ،دیرتر وخسته تر به مقصد خواهیم رسید ،،و انتظار داریم که بلخره به جای مورد نظر برسیم ،وقتی مقصد چهارمحاله ،یک دفعه که سر از مشهد در نمیاریم ،حتما به مقصد خواهیم رسید ،،ولی ما تو مسیر لاغری با ذهن هستیم ،مدام نگرانیم ،استرس داریم ،آیا میرسم؟ نمیرسم؟ کی میرسم؟ چرا دیگران زودتر رسیدن؟ اصلا من میرسم ؟؟ ووووو و داشتن این باگ ها ،راه رو سختر و رسیدن رو دیرتر میکنه ،،باید انتظار رسیدن به لاغریو در خود داشته باشیم ،چطوره که وقتی لقمه غذامونو میخوریم ،انتظار داریم بره تو معده ،چرا نمیگیم باید بره تو کف پاهامون ؟ چون انتظارمون رفتن غذا در معده است و بس ،،پس انتظار ما از خودمون و تغییرات ذهنیمون و اینهمه شخصیت سازی که در حال ساختنش هستیم فقط و فقط لاغریه و بس ،،این طبیعیه که ما لاغر بشیم و لاغر بمونیم ،،منکه با اشتیاق فایل هارو گوش میکنم ،حتی برای اون ۴ روزیکه احتمال میدم در سفرم ،نت نداشته باشم ،فایل هامو دانلود میکنم که بتونم گوش کنم و کامنت هامو حتی اونجا مینویسم و وقتی به نت دسترسی داشته باشم میفرستم ،یعنی برنامه ریزی میکنم ،به ذهنم گرا میدم که باید چه کارهایو برای من انجام بده ،،،به تنها چیزی که دیگه حتی فکر هم نمیکنم ،مطالب لاغری به روش هایی بغیر از لاغری با ذهنه، ، ،انگار تجربیات ناراحت کننده چاقی قبلی در من پاک شدن، انگار اون مسیرهارو فراموش کردم ،و تصور میکنم من سالهاست که این آگاهی هارو بلدم ،برام خنده داره که بخوام برگردم به اون زمان ها ،اون زمان ها در من مرد و رفت ،،جهان جهان تغییرو پیشرفته ،،،من موفقیت های بسیار زیادی دارم و داشتم که ذهنم دوست نداره به یاد بیارمشون و بیشتر دوست داره شکست های منو مرور کنه ،،ولی ایا من با مرور موفقیت هام به موفقیت میرسم یا با مرور شکست هام؟؟آیا من با شخصیت قدیمم میتونم لاغر بشم یا با داده های جدیدم؟؟ آیا با گوش کردن به منفی بافم میتونم به هدفم برسم یا با تاثیر نگرفتن ازش ؟ که انتخاب هر کدوم از اینها منو به مسیرهای متفاوتی میبره ،،،آخه لاغر شدن از این طریقاصلا سخت نیست و راحته ،طبیعیه که من لاغر بشم ،،منکه سختی نکشیدم ،لذت هم بردم ،،، بیس بدن ما رو به سلامتی و تناسبه ،وقتی بدنم و ذات طبیعی جسمم ، تناسبه پس جهان و روند بدنم ،هم کمکم میکنه که بیفتم تو غلطک ، ،مثل زمانیه که توی قایقی در جهت مسیر آب رودخانه باشیم،نیازی نیست پارو بزنیم ،ما برده خواهیم شد بوسیله جریان طبیعی آب رودخانه ،،،لاغر شدن خیلی راحتر از یادگیری زبان انگلیسیه که من به خوبی یادش گرفتم و الان ۲ روزه مجدد دارم کلاسای ان لاین استاد زبانمو تکرار میکنم و میبینم که با یکبار گوش کردن ،تمام اون اطلاعات در ذهنم بالا میاد ،،لاغر شدن خیلی راحتر از یادگیری رانندگیه ،اونم رانندگی در تهران که انقدر شلوغه ،یروزی فکرشم نمیکردم بتونم در تمام نقاط ایران رانندگی کنم ،،لاغر شدن خیلی راحتر از کاریه که الان تصمیم دارم یادش بگیرم و هیچی ازش نمیفهمم ، لاغر شدن خیلی راحتر از یادگیری اونهمه ورزش های سخته که من گذروندم ووووو من بعد از ۲ ماه و نیم ،نتایج بیشماری در لاغری دیدم ،حتی سایز خوبی کم کردم ،ولی در زبان انگلیسی بعد از ۲ ماه پیشرفت خاصی نداشتم،،وقتی تونستم از سایز بالای ۴۶ به ۴۲ برسم ،براحتی به سایز ۴۰ هم میرسم و به ۳۸ هم خواهم رسید ،فعلا ۱ سایز دیگه میخوام کم کنم که اونم هیچ چیزی نیست ،۴۴سال چاقیم طول کشید ،و الان با ۲ سال به تناسب میرسم و این یعنی راه و روش درست ،،،سپاسگذار خداوندی هستم که مارو شنید
.
نشان های دریافت شده
روز ۶۳تکرار
سلام
چطور انتظار لاغریو در ذهنمون بوجود بیاریم
منکه بلخره بعد از سالها سختی کشیدن تو مسیر تناسب اندام ،به یه متد عالی دست پیدا کردم ومحاله این آزادی و آگاهی وشادی ولذت ونتیجه رو رها کنم ،تازه این روزا بیشتر وبیشتر ازش خوشم اومده ،تازه جوانه های باورهام داره محکمتر میشه
به یه آرامش درونی در مورد لاغری رسیدم ،که منم میتونم، انتظارم از خودم نرمال زندگی کردنه مثل همه آدم ها،این حق طبیعیه منه ،هر روز با اشتیاق وعلاقه تمریناتمو انجام میدم
دیگه نگران نیستم،به این مسیر مطمئنم،احساسم عالیه،اصلا خیالم راحت شده ،هیچ اطاعاتی از روش های دیگه لاغری نمیگیرم،دنبال آدم های چاق نیستم ونمیپرسم واسه لاغریشون چکار میکنن وموفقیت های خودمو به خودم یاداوری میکنم ،
همونطور که ۴سال کلاس زبان رفتم ودر اون زمان که کلاس میرفتم بهترین شاگرد اون کلاس بودم وبجای فارسی ،انگلیسی حتی فکر هم میکردم وبخوبی حرف میزدم،که استادم میگفت فریده سی دی های کلاسو قورت میده انقد روان صحبت میکردم،وقتی رانندگی که برام انقدر ترسناک وسخت بود والان راننده قهاری هستم،ورزش بدمینتون عالی عمل میکردم،الان تنیسم خوب پیش میرم ومربی م همیشه میگه فریده ضربه های مردانه میزنی وفکر نکنم خانومی بتونه جواب توپاتو بده ،تازه هنوز چندماهه تنیسو شروع کردم وحتما در آینده بهتر میشم،مثل آموزشای رقصم که روزای اول به زور حرکاتو انجام میدادم ولی الان هر زمان اراده کنم ۲ساعته یه آهنگ طراحی میکنم واجرا ،مثل غذا پختن ،مثل عکاسی وتصویربرداری که خیلی راحت یاد گرفتم وکارهای قشنگی ارائه دادم،مثل ورزشای متفاوتی که رفتم،مثل کوهنوردی،مثل کلاس آواز ،مثل کلاس موسیقی که رفتم و اوایلش برام سخت بود،مثل کلاسای کنترل ذهن که میرم،،مثل تمام کارهاییکه انجام دادم واونهمه پشتکاری که داشتم و دارم وخودم میدونم همیشه قوی عمل کردم ومیکنم
لاغر شدن کار بسیار راحتیه
بیشتر به خدا اعتماد کنیم