تا حالا از خودت پرسیدی چرا دلایل دیر لاغر شدن همیشه به رژیم و ورزش نسبت داده میشه، اما هیچکس به طرز فکر ما توجهی نمیکنه؟ 🤔
واقعاً چرا ما بعد از چند تجربه ناموفق، خیلی راحت به خودمون میگیم: «خب… مهم اینه که یه روزی لاغر میشم»؟
این جمله در نگاه اول نشونهی امید به نظر میاد، اما در واقع یکی از ریشههای پنهان تأخیر در لاغریه 😶🌫️
ذهن ما با تکیه بر ضربالمثلهایی مثل «دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است»، کاملاً منطقی جلوه میده که روند لاغر شدن میتونه به بعد موکول بشه.
در این مقاله قصد داریم دلایل دیر لاغر شدن را دقیق بررسی کنیم که این نگرش از کجا میاد و چطور میتونه سالها مانع رسیدن ما به تناسب و آرامش واقعی بشه.
🎯 تاثیر نگرش بر عملکرد در مسیر لاغری
یکی از اصلیترین دلایل دیر لاغر شدن اینه که ذهن ما همیشه دوست داره یک فرمول یا باور رو در موقعیتهای مختلف تکرار کنه.
به این حالت میگن تعمیم ذهنی. یعنی یک نگرش اشتباه در لاغری وارد ذهن میشه و بعد از مدتی، تبدیل میشه به یک عادت فکری که در همه موقعیتها اجرا میشه 😶🌫️🌀

به این چند تا ضربالمثل دقت کن:
🔸 آب که از سر بگذرد، چه یک وجب چه صد وجب
🔸 دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
🔸 هرکه بامش بیش، برفش بیش
🔸 تا گوساله گاو شود، دل مادرش آب شود
در ظاهر فقط چند جملهی ساده هستن… ولی در واقع فرمولهای ذهنی هستن که بعدها مثل یک نرمافزار توی ذهن ما شروع به کار میکنن 💻🧠
مثلاً ضربالمثل هرکه بامش بیش برفش بیشتر یه پیام مخفی داره:
“هرکس بزرگتر بشه (یا موفقتر بشه)، دردسرهاش هم بیشتر میشه” 😣
حالا ذهن این فرمول رو ذخیره میکنه 🔁 و هربار که میخوای نسبت به خودت رشد کنی یا وارد مسیر لاغری با ذهن بشی، فوراً این پیام رو بهت یادآوری میکنه:
“لاغر شدن یعنی دردسر… بذار فعلاً باشه!” 🙄❌
به همین دلیل خیلی از ما بدون اینکه متوجه بشیم، با همین نگرش اشتباه در لاغری مسیرمون رو کند میکنیم…
و دقیقا این حالت، یکی از پنهانترین دلایل دیر لاغر شدن هست.
نه اینکه نتونیم لاغر بشیم، بلکه ذهن ما نمیذاره سریع و با اشتیاق حرکت کنیم 😔🐢
🔹 نتیجه این میشه که:
- بعضی روزها با انگیزه 🔥 شروع میکنیم
- چند روز بعد از ادامه مسیر خسته میشیم 😴
- و در نهایت میگیم: «عیبی نداره، یه روزی بالاخره لاغر میشم…» 😌

اثر نگرشهای ذهنی بر عملکرد در مسیر لاغری
حالا که فهمیدیم ذهن ما چگونه فرمولهای ذهنی و نگرشهای اشتباه در لاغری را ذخیره میکند، وقتشه ببینیم این باورها چطور رفتار ما را شکل میدهند و یکی از مهمترین دلایل دیر لاغر شدن میشن 😶🌫️
⚠️ وقتی ذهن ما باور میکنه لاغر شدن سخت و پر دردسره 🏋️♀️، ناخودآگاه:
۱️⃣ تصمیمگیریهای فوری رو عقب میاندازیم
مثلاً وقتی به خودمون میگیم: «امروز شروع میکنم»، ذهن یه جوری میگه: «نه… فردا بهتره!» 🕒
۲️⃣ ترس از شکست افزایش پیدا میکنه
این باور ذهنی باعث میشه هر تلاش کوچک، بهعنوان یک ریسک دیده بشه 😰 و ما حتی قبل از شروع، یه جورایی شکست رو پذیرفتهایم 😶🌫️
۳️⃣ عجله و اضطراب اشتباه ایجاد میکنه
بعضی وقتها ذهن تلاش میکنه جبران کنه و به ما فشار میاره: «سریع لاغر شو!» ⚡این فشار باعث میشه از روشهای نادرست یا رژیمهای سخت و خطرناک استفاده کنیم 🚫🍽️ و باز هم روند لاغری طولانیتر بشه!
۴️⃣ تمرکز روی نتیجه به جای فرآیند
ذهن با نگرش اشتباه به جای لذت بردن از مسیر و تمرینات، فقط روی نتیجه نهایی تمرکز میکنه 🎯و هر وقت نتیجه فوری نمیبینیم، دلسرد میشیم و مسیرمون رو ترک میکنیم 😔
💡 نکته طلایی:
همه این رفتارها و اشتباهات ذهنی ناخودآگاه اتفاق میافتن 🧠💭 و ما حتی گاهی متوجهشون نمیشیم 😶🌫️.
این یعنی ذهن ما بدون هشدار، مسیر لاغری رو به تعویق میندازه و ما فقط وقتی نتیجه نمیبینیم، متوجه میشیم ⚠️.
با آگاهی از این نکته، میتونیم ذهن خودمون رو بهتر کنترل کنیم و دلایل دیر لاغر شدن رو شناسایی کنیم 🌟🖼️.
به همین دلیل شناخت این نگرشها و اصلاح اونها یکی از کلیدیترین روشها برای مقابله با دلایل دیر لاغر شدن و حرکت درست در مسیر لاغری با ذهن هست 🧠✨
چرا دیر لاغر شدن اتفاق میافتد و چگونه بر مسیر ما اثر میگذارد
یکی از مهمترین دلایل دیر لاغر شدن، همان نگرشی است که میگوید:
«دیر لاغر شدن بهتر از هرگز لاغر نشدن است» 😶🌫️
هر بار که برای لاغر شدن با روشهای مختلف اقدام کرده و تجربهای ناموفق داریم، احساس ناتوانی در لاغر شدن بیشتر میشود و این یکی از ریشههای اصلی دیر لاغر شدن است 💔.
نتیجه این میشود که ذهن ما به جای تمرکز روی روش درست و امن، فقط به رسیدن به نتیجه فکر میکند:
«فقط لاغر بشم، حالا به هر شکل و روشی که باشه!» ⚠️

راهکارهای عملی برای جلوگیری از دیر لاغر شدن
حالا که با دلایل دیر لاغر شدن و نگرشهای اشتباه در مسیر لاغری آشنا شدیم، وقتشه قدم بعدی رو برداریم 🌱✨.
ذهن ما پر از الگوها و باورهایی است که گاهی باعث میشود مسیر لاغری طولانیتر و سختتر به نظر برسد 🧠💭.
در این بخش، یاد میگیریم چطور میتوانیم این الگوهای ذهنی اشتباه را شناسایی و اصلاح کنیم، تمرکز خود را روی فرآیند واقعی لاغری بگذاریم، و با صبر و پشتکار، مسیر کاهش وزن را سریعتر و مطمئنتر پیش ببریم 💪🌟.
این فرصت مناسبی است تا باورهای محدودکننده و دلایل دیر لاغر شدن را کنار بگذاریم و مسیر واقعی لاغری با ذهن را آغاز کنیم 🌈🖼️.
۱️⃣ شناسایی نگرشهای اشتباه
اولین قدم اینه که بفهمیم چه باورهایی باعث دلایل دیر لاغر شدن میشن 🧠
- آیا همیشه به خودت میگی: «فقط مهمه که یه روزی لاغر شم»؟
- آیا فکر میکنی مسیر لاغری همیشه سخت و پر دردسره؟
نوشتن این باورها روی کاغذ ✍️ و شناسایی آنها کمک میکنه ذهن آماده تغییر بشه.
۲️⃣ تمرکز روی فرآیند، نه فقط نتیجه
به جای اینکه فقط عدد ترازو یا سایز بدن رو هدف قرار بدیم، روی تمرینات ذهنی و عملی روزانه تمرکز کنیم 📅
- تمرینات تصویرسازی ذهنی 🖼️
- مرور روزانه اهداف لاغری با ذهن 🧘♀️
- ایجاد عادات غذایی سالم 🍎
این کار باعث میشه ذهن بفهمه مسیر لاغری یک فرایند ارزشمنده و نه فقط یک هدف نهایی.
۳️⃣ اصلاح نگرشها با جملات مثبت و تصویرسازی
هر روز جملات مثبت مثل:
«من در مسیر لاغری با ذهن قوی و مصمم هستم» 🌈💖
را با تصویرسازی ذهنی ترکیب کن. ذهن وقتی این پیامها رو مکرراً میشنوه و میبینه، الگوهای ذهنی اشتباه رو جایگزین میکنه و یکی از مهمترین دلایل دیر لاغر شدن کم کم از بین میره 🧠✨
۴️⃣ پشتکار و تداوم
حتی اگر نتیجه فوری نمیبینی، صبور باش 😌⏳
یکی از بزرگترین اشتباهها اینه که مسیر رو نیمهکاره رها کنیم. هر روز استفاده از تمرینات و محتوای لاغری با ذهن، حتی ۱۰ دقیقه هم، تاثیر خودش رو داره 🔥💪
۵️⃣ پرهیز از مقایسه با دیگران
هر ذهن و تجربه زندگی متفاوت است 🌍
مقایسه با دیگران باعث میشه دوباره دلایل دیر لاغر شدن در ذهن ما پررنگ و احساس بشه و اضطراب ایجاد کنه ⚖️
تمرکز فقط روی مسیر خودت، بهترین راه برای پیشرفت واقعی است.
با دنبال کردن این مراحل و بلوکهای رنگی، شما میتوانید بهصورت عملی دلایل دیر لاغر شدن را در ذهن خود شناسایی و اصلاح کنید 🧠✨.
❓ برای لاغری صبر کنیم یا عجله کنیم؟
این یکی از بزرگترین سوالاتی است که ذهن هر کسی در مسیر لاغری با ذهن با آن روبهرو میشود!.
حقیقت این است که یکی از اصلیترین دلایل دیر لاغر شدن، ترکیبی از عجله و نگرش اشتباه درباره لاغر شدن است 🐢💔.
خیلیها فکر میکنند اگر سریعتر اقدام کنند نتیجه بهتری میگیرند، اما عجله کردن در واقع باعث میشود به رژیمهای سخت، ورزشهای افراطی یا روشهای پرخطر روی بیاوریم 🚫🏋️♀️، و ذهن ما به جای حرکت آرام و پایدار، دچار استرس و فشار شود.
در مقابل، صبر کردن به معنی بیتوجهی یا پشت گوش انداختن نیست 😌✨.
صبر هوشمندانه یعنی تمرکز روزانه روی تمرینات ذهنی، مرور محتوا و تبدیل آموختهها به عمل 🖼️🌱.
وقتی این کار را انجام دهیم، ذهن ما به جای مقاومت و ایجاد نگرش اشتباه، به تدریج باورها و الگوهای صحیح لاغری را میپذیرد و یکی از مهمترین دلایل دیر لاغر شدن از بین میرود.
هر فرد با توجه به تجربه، محیط زندگی و محتوای ذهنی خود، سرعت متفاوتی در رسیدن به نتیجه دارد ⏳💖 و این کاملاً طبیعی است.
اما اگر در مسیر خود دچار سهلانگاری، نوسان انگیزه یا استفاده ناقص از تمرینات شویم، فرایند لاغری به تعویق میافتد و دقیقاً همان نگرش قدیمی فعال میشود: «دیر لاغر شدن بهتر از هرگز لاغر نشدن» 😶🌫️❌.
اینجاست که اهمیت آموزش و هدایت صحیح ذهن روشن میشود 🌟.
وقتی با مسیر لاغری با ذهن و تمرینات علمی آن آشنا شویم، دیگر دلایل دیر لاغر شدن به عنوان یک مانع وجود ندارد؛ لاغر شدن به یک هدف ارزشمند و لذتبخش در زندگی تبدیل میشود 💖🧠.
🔥 برای تسریع و اطمینان در مسیر لاغری، دوره پیشرفته لاغری با ذهن بهترین انتخاب شماست.
در این دوره با تمرینات عملی و توضیحات علمی، میتوانید انواع باورهای اشتباه ذهن چاق را شناسایی و اصلاح کنید 🛠️📘.
با استفاده از این دوره، نه تنها ذهن شما آماده پذیرش لاغری و تغییر میشود، بلکه تمام ابزارها و راهکارهای لازم برای رسیدن به لاغری پایدار و بدون بازگشت را در اختیار خواهید داشت 🌈💪.
💡 حالا وقتشه که مسیر خود را با دوره پیشرفته لاغری با ذهن شروع کنید و ذهن خود را برای لاغر شدن آماده کنید. به جای تعلل و تردید، امروز تصمیم بگیرید و گام اول را برای رسیدن به تناسب اندام و آرامش ذهنی بردارید 🚀✨.
عنوان مطلب آموزشی: دوره ورود به سرزمین لاغرها – مقدمه (لینک مطلب)
نویسنده دیدگاه: خانم ایوا عزیز (پروفایل عمومی)
محتوای دیدگاه: ۲۸۰ کلمه (لینک دیدگاه)
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.45 از 62 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربانم
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیرم
چقدر عالی بود این فایل و بسیار نکات مهم و طلایی داشت برامون ، واقعا لذت بردم دو سه باری بهش گوش دادم .
کاملا به توضیحات استاد ایمان دارم و درک کردم اگر مواظب نباشیم و از این مسیر منحرف بشیم قطعا دچار افکار منفی و موضوعات بی ارزش (از این لحاظ که هیچ کاری از دست ما برنمیاد برای یه سری مشکلات) خواهیم شد .
من می خوام به صراحت بگم که بسیار بسیار تغییرات عالی در روح و روانم ، در آرامش درونیم ایجاد شده ، به واسطه ی گوش دادن به فایل ها و درک اونها ، با وارد کردن آموزش ها به زندگیم ، من یه شخصیت کاملا متفاوت پیدا کردم 🙂اما شکر خدا در طول این ۳ سالی که در سایت بودم لیز نخوردم و اگر هم دنبال نکرده باشم خیلی کوتاه بوده و به دلیل ایجاد یه مشکلی بوده .میفهمم این دوست عزیزمون چی گفتن و ازشون تشکر می کنم ، روزهایی که فایل گوش میدم ،تمرین انجام میدم ،خیلی رفتارم با اطرافیان بهتره ، آرامش خودم باعث میشه صبورتر باشم ،با مسائل زندگی خیلی رلکس تر برخورد میکنم ، بیشتر میخندم ، سخت نمی گیرم ، خوردن هم اونقدر اهمیت نداره برام ، خودم رو با ارزش میبینم ، عاشق خودم هستم و لایق بهترین ها میدونم 🙂از وقتی من خودم رو همینجوری که هستم دوست دارم ، اندامم زیباتر شده ،جمع تر شدم ، لاغر شدم ، نزدیکانم حرف های قشنگ میزنن بهم ، ازم تعریف می کنند و کلی شبنم روی درخت تنومند لاغریم نشسته که عاشقشونم و زندگیم رو خوش احساس کردن 🙂
همین امروز حواسم نبود که دخترم چون سرما خورده خیلی کم تر می خوره و یه ظرف کامل خورشت و برنج براش قاطی کردم و یه ذره خورد و دیگه نخورد ، اما من هم نخوردم ، با خودم گفتم این کار بسیار باارزش بود ، هر بار که من غذای اضافه ی دخترم رو نخوردم ، باید یادم خودم بندازم من قبلا اصلا اینجوری نبودم و این تغییر عالیه ،من اضافه خوری نمی کنم و برای خودم ارزش قائلم ، سعی دارم رفتارهای درستی در جهت رسیدن به هدف لاغریم و تناسب اندام ایده آلم بردارم .بعد یه قاشق از سالاد خوردم مزه ش تغییر کرده بود داخل یخچال و نخوردم و دور ریختم ، این کار رو من هرگز نمی کردم ، شاید برای خیلی ها خنده دار باشه اما من دلم نمی اومد ، چیزهایی رو که دوست ندارم هم ،دور بریزم ، میگفتم حیفه ، گناه داره ، اما الان شکر خدا ، به کمک فایل های استاد عطار روشن عزیز تونستم برای خودم انتخاب داشته باشم ،فهمیدم من حیف هستم ، درک کردم که من گناه دارم ، سالهای سال هست در حسرت رسیدن به وزن ۶۵ کیلوگرم هستم و قبلا این همه سختی به جسمم دادم و کلی تلاش کردم،رژیم گرفتم ، ورزش های سخت انجام دادم اما به آرزوم نرسیدم ، اگر هم چند بار وزنم خیلی کم شد اصلا موندگار نبود و خیلی زود برگشت .
الان که در این مسیر آروم آروم دارم وزن کم می کنم ، در کنارش خیلی چیزهای دیگه عوض شدن ، لذت میبرم از زندگی با بودنم در سایت تناسب فکری .حرص و ولعم خیلی کمتر شده ، ترس و استرسم از موادغذایی بسیار کمتر شده ، توجهم به مواد غذایی کمتر شده ، کنترل ذهن پیدا کردم ، به خدا نزدیک تر شدم ، به معنای واقعی قوی تر و پخته تر شدم .
✓خدایا شکرت✓
« استاد بزرگوارم سپاسگذارم »
نشان های دریافت شده
با سلام الویت من در زندگی داشتن احساس خوب وپایدار
و بالا بردن سطح اگاهی ام میباشد
سالها از طریق راههای فرعی و چپ راهها بدنبال تناسب اندام بودم و چقدر روزها و ساعت ها و دقیقه ها و ثانیه ها را از دست دادم فقط به خاطر اینکه فکر میکردم همه چیز زندگی تناسب هست وچه شادی هایی را از دست دادم که دیگه هیچ چیز جاشون رو پر نمیکنه
درسته که تناسب اندام همه چی نیست ولی مهم اینه که حال من با تناسب اندام خوشه حق من این نبود که به خودم روا داشتم حقم این نبود که شادیهای را از دست بدم راه غلط حال بد احساس بد افکار بد رفتار غلط باور اشتباه عادت های اشتباه کلا در یک سیکل معیوب گیر کرده بودم و کلافه بودم سردرگم مثل یک بادکنک که هیچ امنیتی نداره هر لحظه منتظر فروپاشی بودم و من از درون از هم گسسته شدم بلد نبودم زندگی کردن را یاد نگرفته بودم و مقصر کسی نبود جز خودم من نمیدونستم که نسبت به احساس و جسمم مسول هستم من عشق به خودم را بلد نبودم من خودم رو دوست نداشتم و این از کجا نشات گرفته بود از افکار بد از پیج ها وکانال های خبری که داشتم از دوستان منفی که داشتم از دلسوزی های بیجای من نسبت به دیگران و اشک های بیخودی که برای افرادی ریختم که… .
من درست زندگی کردن را بلد نبودم نیاموخته بودم از دست من چه کاری برمیومد فقط اینکه بارها سرم به سنگ خورد و خورد وخور د تا بالاخره یه روز به این مسیر هدایت شدم من اموختن را از اول شروع کردم ولی ایا دیر نبود دیر شروع نکردم وای که ذهن منفی بافم چقدر سرزنشم کرد دیر بود ولی شروعی عاشقانه بود شروعی پر بار پر از اگاهی و من مثل یه تشنه که به چشمه رسیده غرق شدم و نوشیدم از این اگاهی ها من دریافت کردم انچه را که سالها منتظرش بودم من به گمشده ی خودم رسیدم و پیدایش کردم شادی از درون من جوشید و جوشید هر روز بر اگاهی خودم افزودم به خودم گفتم اشکال نداره دیر شروع کردی ولی ادامه بده یاد بگیر بیاموز بچش طعم اگاهی را بچش ومن چشیدم طعم های خوش اگاهی را خدایا ای منبع قدرت بیکران هستی شکر شکر
من هم دیر رسیدم به این اگاهی ها ولی هرگز رها نخواهم کرد شاید در زندگی بارها برای ما پیش اومده که دیر رسیدیم به یک جشن به یک مراسم به یک عروسی به یک قرار ولی بعضی دیر رسید نها جبران ناپذیرن پس دیگه نباید کاری کنم که روزی برای این ساعتها و دقیقه ها هم حسرت بخورم
من وظیفه دارم در قبال جسم و روح و ذهن خودم وظیفه دارم اگاهی خوب بهشون بدم وای که چه ظلم هایی در حق خودم کردم چه علف های هرزی را در وجود خودم پرورش دادم چقدر دیر فهمیدم
من طالب اگاهی بودم ولی راهش رو بلد نبود م درگیر روزمرگی هایی شده بودم که هی در من نامیدی را تکرار میکرد و تمام وجود من فریاد میزد که تشنه اگاهی هست
ولی الان هستم و حالم خوبه و من فریاد میزنم عشق را شادی را و امید را من یافتم همه انچه را میخواستم من تمام گمشده ی خودم را دراین سایت پیدا کردم همه چی را به یکجا حالم خوشه توی حال خودم هستم کاری ندارم به اخبار و مسایل دیگران غرغرو هایم را کاهش دادم سروصدا های ذهنم دارن به خاموشی میرن هر موقع که در خودم هستم ذهنم داره در مورد این مسیر صحبت میکنه و نفس میکشه من سرمایه گذاری کردم عشق را و امید را خدایا شکرت انگونه که سزاوارش هستی
من شاید دیر رسیدم و دیر این مسیر را پیدا کردم ولی هرگز رهایش نخواهم کرد تا روزی که زنده هستم
خیلی ممنون استاد عطار روشن گرامی هر چه ارزوی خوب هست تقدیم شما
نشان های دریافت شده
سلام طبق این فایل مافقط بفکرظاهرخودمون هستیم اراسته باشه لباس خوب بپوشیم ولی توجه به روح نداریم وبه جسم بی اهمیت هستیم یا گوش دادن به مسایل دیگران هیچ فایده برامانداره وهمش هدررفتن انرزی هست مامسوول نیستیم مشکلات دیگران حل کنیم یاقاضی نیستیم مسایل روقضاوت کنیم بهتره خودمون بفکرزندگی خودمون باشیم وهرچیزی رونبایدبه زبون اورد یازندگی روبه کام خودتلخ کرد بایدرهاکنیم همه این مسایل روقدرت تمرکزرو بزاریم روتناسب اندام وشادی ونشاط زندگیمون فرزندوهمسر ازمنفی نگری وغصه خوردن باید دوری کرد چراهمش منفیات روجذب کنیم مابایدهمیشه درون روپالایش کنیم واگاهی مناسب دریافت کنیم براخوب شدن حس وحال خوب دنبال کردن مطالب سایت وهمیشه شاگردبمونیم ومن خیلی خودمودرگیرادمامیکردم غصه میخوردم وحس وحال بد وبی توجه به زندگیم ولی یادگرفتم دخالت نمیکنم تومسایل دیگران سعی میکنم خودمو سرگرم کارخودم کنم همیشه گله وشکایت داشتم ایرادمیگرفتم ازاین اواون وفکرمیکردم بایدتمام مسایلم روبرادوست وفامیل تعریف کنم ولی اززمان اشنایی باسایت این عادتها کم رنگ شده وبایدکامل ازبین بره
با سلام به نام الله یکتا
کاملا درسته جهان به تمرکز ما چه مثلت چه منفی پاسخ خواهد داد پاسخی متناسب با تمرکز مان
عجب آرامشی داره عجب حال خوبی داره این روی خود کار کردن این اموزش دیدن و یاد گرفتن
همه چیز احساسه همه چیز پول سلامتی نشاط روابط عالی همه وهمه در هر احظه بسته به احساس ماست که از نگرش مان نشات گرفته است
نشان های دریافت شده
سلام استاد وقت بخیر
امروز زدم روی گزینه روزانه حالم رو خوب کن،فایل آموزشی منطق ذهن چاق اومد،دیدم همچنان این باور در من به شدت قوی هست که گوشت وپروتیین حیوانی باعث میشه من خوب لاغر کنم،منم که ندارم فعلا گوشت بخرم،پس به خاطر همین هست که لاغر نمیشم،ولی استاد خدایی بیربط هم نیست،آدم گوشت میخوره کمتر ضعف میکنه،ودیر تر گشنش میشه،من حتی یک نفر رو در اطرافم پیدا نکردم که با این نظر مخالف باشه،یه نفر رو میشناسم که گیاه خواره وشکم بزرگی نسبت به بدنش داره،من اگه بتونم این پاشنه آشیل رو برطرف کنم وروی عزت نفسم هم کار کنم مطمعنم که شگفتی ساز میشم
نشان های دریافت شده
به نام خالق یکتا
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
دوست عزیز دستتون درد نکنه دیدگاه جالبی نوشتید و ممنون که باعث شدید استاد همچین فایل خوبی رو برامون آماده کنند .
« دلیل اصلی موفقیت استاد : استمرار داشتن »
✓ من به خودم افتخار می کنم الان اینجام و در این مسیر درجه ۱ دارم این فایل لذت بخش رو میبینم و اینجا بودنم نشون میده حال درونیم برام مهمه و این عالیه ✓
این جمله چقدر به دلم نشست :هیچ چیز خوبی خود به خود بوجود نمیاد .
در طبیعت هم تا دلمون بخواد علف هرز و درختان بی ثمر و… وجود داره اما برای پرورش یه درخت میوه یا یه گل باید کلی ازش مراقبت کنیم و براش وقت بزاریم .
/ ذهن هر کسی مختص خودشه ، ذهن من مختص خودمه پس نباید پرش کنم از مسائل دیگران/
(چقدر خوبه که استاد برای جلوگیری از انتشار و افزایش یه فکر منفی خیلی از مسائل رو حتی با نزدیکترین فرد زندگیشون در میان نمی گذارند .)
هیچ چیزی در جهان ثابت نیست پس اگر من به هر دلیلی بیام مسیرم رو رها کنم قطعا تغییرات منفی خواهم داشت چون اون زمانی که میزارم برای آموزشهای لاغری و تغییر سبک زندگی به سمت بهتر شدن ،رو میزارم برای اخبار و افکار منفی ، درد و دل های آزاردهنده و منفی دیگران ، خوردن بیشتر ، خوابیدن بیشتر ، گیر دادن به اطرافیان و هر کاری که واقعا وقت هدر دادن است .پس شرکت کردن در یه دوره اصلا کافی نیست ، بنظر من همین دوره رو باید بعد اتمامش دوباره تکرار کنیم بعد اون دوباره و با تکرار و استمرار مثل استاد به نتیجه میرسیم .
✓من باید هر روز برای خودم وقت بزارم ✓من باید هر روز برای خودم وقت بزارم ✓من باید هر روز برای خودم وقت بزارم
[[[[[[[[][[[[[[[[[[[[[[[من واقعا به این نتیجه رسیدم که تاثیرات این دوره ها در زندگی گسترده ست ]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]
(حال خوب ، گنج ها ، افکار مثبت رو باید بگردی پیدا کنی ولیافکار منفی ، اخبار منفی ، هر چیز به درد نخوری خودش به سرعت گسترش پیدا میکنه )
{چقدر جالب بود این قسمت های توضیحاتتون استاد :واقعا درسته اگر من در فکر خودم نباشم ، روی خودم کار نکنم ، برای خودم وقت نزارم ، کلی کارهای الکی و بی خودی ایجاد میشه ، همینجوری انتظار اطرافیان بیشتر میشه ، فکرم درگیر افرادی میشه که اصلا هیچ اهمیت و ارزشی برای زندگیم ندارند ، دنیا و مشکلاتش دست از سرم برنمیداره و وقتم هدر میره به معنای واقعی .}
من به این باور پیدا کردم که با بودنم در این مسیر دنیا باهام همکاری میکنه و کرده ،یعنی تو این مدت خیلی حس و حالم بهتر شده ، آرامش درونیم بهتر شده ، افکارم و انرژیم مثبت شده ، دیگه اون افرادی که الکی گیر میدادن بهم بسیار کمتر شده و در کل روال زندگیم به سمت بهتر و بهتر شدن هست .
اتفاقا برای من هم این حالت رخ داده که دو روز بخاطر مهمون اومدن و یه سری کار که سرم رو شلوغ کرده نتونستم بیام سایت و مطلب گوش بدم یا بنویسم ، مخصوصا نوشتن ،یه جورایی وقتی نمی نویسم توی ذهنم نمیمونه آگاهی ها ، خلاصه نبودم ، کلا احساس سنگینی و چاقی کردم حالم بد بوده ، انرژی مثبت نداشتم ، اصلا عجیبه جلو آینه میگم انگار تغییر نکردم اما اون روزهایی که تمریناتم رو قشنگ انجام میدم ،همش بهخودم میگم آفرین نشمیل تغییر کردی ،داری به هدفت نزدیک میشی و کاملا احساس لاغرشدن رو دارم و انتظار لاغر شدن از خودم دارم ، که این انتظار لاغری بسیار بسیار مهمه ،پس با اشتیاق ادامه میدم و حالم رو خوب نگه میدارم 🙂
« استاد گرامیم سپاسگذارم »
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم و دوستان گلم…
استاد خیلی داذم به این جمله تو فایل تون فکر میکنم.
فرمودین اینچه قانونیه که مغز و ذهن انشان گرایش به ناراحتی و افکار نادرست داذن تا شادی و افکار درست و خوب و مفید…..
این نظر منه.میدونم از فکر شمام لابد گذشته ولی میخوام بگم به نظر من باید اسمشونو بذاریم قوانین شیطانی
همون منفی باف ذهنمون..شیطان قسم خورده نذاره انسان راحت بشینه و در آرامش و آسایش زندگی کنه.به یه شکلی میخواد آرامش ما رو بهم بزنه.بخدا هر وقت این حالات بهم دست میداد فکر میکردم من یه چیزیم هست.ببخشید اینو میگما انگار مرضی داشتم که وقتی تو رویا فرو میرم بیشتر لحظات بدش رو میبینم.من خیلی خیال بافم. از بچگی بودم.قدرت تخیل بالایی دارم.پسرمم در همین سنش کپ منه.میگن این افراد خیلی باهوش و خلاقن.نوجوانی عشق نویسندگی بودم.بماند….هر وقت فرو میرم در رویاهام همیشه خودمو سرزنش میکردم.چرا هیچوقت تو رویاهات مثلا عروسی نیستی.شاد نیستی
من لذت خاصی رودر تجربه گریه و ناله در ذهنم دارم.عین بچه ای که تا میفته گریه میکنه و اونقد ادامه میده تا مامانش بیاد و بغلش کنه و خوب بشه.فکر میکردم مشکل از منه……نکنه این قانون شیطانه وجود انسانهاست.در جهان طبیعت چرا اینجوریه.دارم بهش فکر میکنم.…استاد در مورد لاغری یه جایی گفتین همیشه نظرتون اینه که لازم نیست کار خاصی بکنیم.لاغری در وجود ماست. طبیعت ماست. ذات الهی ماست فقط کافیه موانع رو برداریم. مثل آب زلال سمت مقصدش که لاغریه جاری میشه.بر اساس این قانون طبیعت اساسش بر خوبی ها و زیبایی ها و رویش چیزای خوبه.نه علف هرز….علفای هرز فقط موانع هستن.فقط کافیه علفای هرز رو هرس کنی میبینی گل های زیبا رشد میکنن.پس از اونجایی که در لاغری موانع دستکاری ذهن انسان توسط خودشه در طبیعت هم لابد علف هرز و کرم های ریشه و حتی خشکسالی و اینا دستکاری انسانهاست.طبیعت مدلش این نیست.ما یه گلی داشتیم بوته بزرگ و زیبا جلوی ایوان خونه پدریم. سالها زیبا بود تا اینکه پیر شد و سوسک و جونور زیرش جمع میشد و ماها میترسیدیم بابام خدابیامرز اونو از ریشه زد و جاش خالی بود.خاک بود. تا سالها بهار که میشد بوته های خودجوش از دونه هایی که همونجا ریخته شده بود در میومد ولی چون جون نداشتن همون فصل بودن تا بهار بعدی دوباره درمیومدن…..من دارم خیلی کنکاش میکنم.نمیتونم اینو قبول کنم.به شما ایمان دارما فقط حسارتا نباید اینجوری باشه.دنیای ما دنیای خوبیهاست. یه جای کار میلنگه که اینجوری میشه.در مورد افکار منفی وقتی صدای شیطان درمونو ضعیف و صدای خدای درونمون قوی بشه درست میشه.خدای درون یعنی جنبه مثبت درونم…. یعنی مثبت نگری رو در خودمون پرورش بدیم. داشتم فکر میکردم من چند وقت پیش یه لحظه همکارمو با کسی جلوی در در حال صحبت دیدم فوری جنبه منفی قضیه اومد تو ذهنم در خالی که طفلی بعدا داشت به یکی تعریف میمرد اصلا داستان اون نبود که من فکر میکردم.خوب این تقصیر منه که ذهنم منفیه. من بعنی من نوعی. همه به نوعی با آموزش جامعه و خانواده منفی تربیت شدیم. حالا با درحات مختلف. الان شکر خدا همسر برادر شوهر من -جاری م- تحت آموزش مادر مثبت نگرش بسیار مثبت نگر هستش.دنیا رو آب ببره اونو خواب میبره. اروم و متین و با اخلاق در عین باهوشی .خوب این خودش انتخاب کرده مثبت باشه پس افکار منفی در اون اجازه رشد پیدا نکردن یا بشدت کم هستن.شیطان در وجودش کم کاره.صداش ضعیفه.خدای رونش تسلط بیشتری بر افکارش داره.خوب پس من اساس دنیا رو بر خوبی میگیرم و سعی میکنم موانع ذهنیمو بشناسم تا دیگه با هجوم افکار منفی در رویاهام روبرو نشم. میتونه یکیش کمبود محبت بچگیام باشه که ناخواسته از والدینم سر زده و در من آسیب نهفته ای ایجاد کرده….
واسه همینه من مدتیه پسرم رو غرق در محبت کردم.
شاید نظراتم پخته نباشه ولی روش فکر میکنم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز ودوستان گلم
استاد عین حقیقته
من شهادت میدم اگه حتی یه روز دو روز از مسیر لیز میخورمو ناخواسته تمرکزم سمت چیز مهم دیگه ای نیره که نمیتونستم کنارش بذارمو لازم بود بهش برسم میبینم به شکل جادویی همهچیز کمرنگ میشه و من نطمینم اگه ابه این سهل انگاری ادامه میدم همه چیز جدید از ذهنم پاک میشه…من مدتیه برای کاری بسیار مهم اقدام کردم که نیاز به دارو درمانی پیدا کردم. البته بگم استاد من کاملا حرفتونو قبول دارم و دارم مدتهاست بهش فکر میکنم باگ کارم و افکارم کجاست کهاین امر مهم بصورت طبیعی برام اتفاق نمیفته و نیاز له دارو درمانی و اقدامات طولانی پزشکی پیدا کردم.بماند….چند روز پیش فقط یه روز رفتم واسه عمل جراحی و بستری هم نشدم و به خونه برگشتم .ولی چون خونه آبجی اومده بود برای نگهداری از پسرم شب مشغول صحبت شدیم و اونروز به سایت بصورت جدی مراجعه نداشتم. قشنگ احساس کردم از فردا تمایلاتم داره بیشتر میشه.بی موقع خوردن ها. بی توجه خوردن ها….حتی شب بعدش خونه مادرشوهرم بودم شاید زیاددددد نخوردم ولی موقع سیری خوردم.خیلی از این چند مدت من بعید بودم. من که مدتیه به حس زیبای سبک شدن رسیدم و یکی دو تای مانتوی قدیمی رو اتفاقی برای شب نشینی جایی تن گذاشتم خیلی قشنگ به تنم نشست درحالی که آخرین بار دکمه هاش بسته نمیشد. نا گفته نماند که اینجام یه چند روزی لیز خوردم و رفتم بعد این ماجرا عکسای قدیمی رو از گالریم با عکس جدیدم بررسی کردمکه خوب گواه تناسب نسبی من بود ولی از حرکتم خوشم نیومد. من فول داده بودم به چاقی کنونیم توجهی نکنم و فقط سرم به لذت بردن از مسیرم باشه.واقعا لذت میبرم….ولی ….ولی…
دلنوشته زیبای ایوا و شادی عزیز و صحبت های شما چشمان منو غرق در اشک کرد.استاد منم مثل ایوا وقتی گفت میترسم حسرت تموم این لحظات که میتونستم زیبا و شاد باشم ونبودم به دلم بمونه.
نشان های دریافت شده
ب نام یکتا خالق هستی بخش
واژه دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است،ب نظرم این موضوع فقط در مورد رانندگی صدق میکنه،چون در رانندگی عجله داشتن ممکن باعث تصادف شود ودر واقع پای جان انسانها در میان می باشد پس در این مورد می گیم دیر رسیدن بهتر از اصلا نرسیدن است.
ولی در بقیه موارد خیر،برای هر موفقیتی برای هر ایده آلی بابد عجله داشت وباید عجله داشته باشیم اگر بخواهیم در هر زمینه ای انسان موفقی باشیم پس باید همواره ب سمت آن حرکت کنیم.چون اگر ب موقع ب سمت آن حرکت نکنیم در واقع برای ما حسرت ب جا می آورد.
خوب مثلا در مورد چاقی اگر برای هم لاغری هم سلامتی عجله ای نداشته باشیم این دقیقا تبدیل ب حسرت می شود چون هر زمان از زندگی شرایط مخصوص ب خودرا داراست.ایا یک جوان یا فرد بزرگسال می تواند حسرت آن کارهای ک در بچگی آرزویش راداشته انجام دهد وایا یک فرد پیرو سالخورده می تواند آن لذتهای ک در جوانی باید آن را می داشته و نداشته بر گرداند؟
خیر نمی تواند مثلا ی مورد خوب همین پوشیدن لباسهای زیبا و مختلف و رنگارنگ،شرکت در مراسمات مختلف،شرکت در تفریحات مختلف،انجام دادن خیلی از کارهای مورد علاقه،رفتن ب گردش و بازار و تفریح،رفتن ب مسافرت و خیلی از کارها ک در توان یک فرد سالخورده نیست.
بله چاقی همه چیزهای من را از من گرفت خوشیهای دوران بچگی را از من گرفت در حالی که می خواستم لباسهای زیبا و کفشهای مورد علاقه ام را بپوشم،دوست داشتم خیلی همراه بقیه بچه ها باشم وبا آنها بازی کنم،چاقی نوجوانی من را ازمن گرفت چاقی حتی جوانی را از من گرفت،ب قول دوستان ک بازم در مورد لباس ک کوچکترین موارد است،حسرت اینکه با خیال راحت وبدون ناراحتی وبدون استرس در هر مجلسی شرکت کنم.واقعا بدون اینکه ترسی داشته باشم ک برام مشکلی پیش بیاد.
چاقی همه افراد را ب یک فرد افسرده،ب یک فرد با اعتمادب نفس پایین تبدیل می کند.من ب خاطر تمام رنجهای ک از چاقی کشیدم واقعا دوست دارم ک خیلی زود لاغر شوم وهم اینکه سالم و لاغر بمونم ونه اینکه لاغری بلکه هر چیزی هر مطلبی ک ب سمت مثبت باشد باید فرد برای زسیدن ب آن با سرعت حرکت کند.
خوب من تو این دوره هستم فقط ب غیر زمانی واقعا نشده بود یا اینکه واقعا شرایطم نبوده یا اینکه مدتی دو سه هفته ای نتم قطع بوده وگرنه ب طور کامل هیچوقت قطع نکردم،درسته که خوب همیشه و هرروز نتونستم مطلب بنویسم ولی اندازه گوش کردن فایل یا حتی خوندن مطالب هم قدیم و هم جدیدوفت می گذارم وهم اینکه درسته روزهای حالم خیلی گرفته ومقداری بی انگیزه می شم ولی کامل هیچ وقت قطع ارتباط نکردم.
من الان ی هفته مقداری احساس خیلی خوبی ندارم چون دختر عمویم از من کوچکتر هم بوده فوت کرده ومن ب شدت ناراحت شدم وهمش گریه ام می گیردو همش بیشتر ناراحتیم این است ک بخاطر درد شدیدی ک داشتم نتونستم تو هیچ مراسمی شرکت کنم واین ب شدت مرا آزار می دهد.درسته که از فوت دختر عمویم خیلی نارحت هستم ولی میدونم ممکن این سرنوشت او بوده است چون بر اثر یک بیماری جزئی در عرض دو سه روز فوت کردو علت فوتش هم اصلا معلوم نشد چون کالد شکافی هم کردند وگفتند هیچ مشکلی نبوده،پس من متوجه شدم ک گویا سرنوشتش چنین بوده ولی ناراحتیم این بوده ک من چرا نتونستم در مراسمات شرکت کنم واین موضوع برایم ب شدت هم دردآورو هم رنج آوراست.
ولی خوب روزهای هم تلخ وهم شیرین وجود دارد واینکه ب قول استاد ما وظیفه داریم ک حال خودمون رو حوب کنیم.من از موقعی ک وارد دوره شدم اصلا دوست ندارم اخبار را دنبال کنم مخصوصا اگر اینکه بدانم خبرهای بدو جنگ و وصحنه های ناراحت کننده نشان می دهد ولی پتاسفانه نمی توانم دیگران را ازین موضوع منع کنم چون دقیقا متوجه میشوم چ اثرات بدی بر روی آنها می گذارد.
چون ک هر چند این خبرها را دنبال می کنند بر شدت حال خرابشان می افزاید ووقتی ک آنها نگاه می کنند من هم ناچارا متوجه خبرها می شوم ولی سعی می کنم اصلا نگاه نکنم چون حالم بد می شود.خوب خیلی باورهادر من تغییر کرده ولی این باور ب شدت در من تغییر گرده ک نخوام خبرها رو دنبال کنم
دوستان گلم با آرزوی موفقیت همه شما،،،