آیا حس میکنید در یک چرخه بیپایان گیر کردهاید؟ 🤯 هر بار که تصمیم میگیرید لاغر شوید، با شوق شروع میکنید، اما بعد از مدتی… بوم! 💥 دوباره همه چیز به نقطه اول برمیگردد.
اگر این سناریو برای شما آشناست، باید بگویم تنها نیستید. من هم روزی مثل شما بودم، تا اینکه متوجه شدم مشکل اصلی در بشقاب غذا یا باشگاه نیست، بلکه در ناخودآگاه ماست! 🧠
حقیقت این است که ما همه به طور مشترک یک “زبان چاقی” داریم؛ مجموعهای از باورهای مخرب مانع لاغری که در طول سالها در ذهنمان ریشه دواندهاند.
میخواهید بدانید این صداهای درونی که شما را چاق نگه داشتهاند کدامند؟ در این سفر ذهنی همراه من باشید تا پرده از روی این راز بزرگ برداریم! 🔓
درک قدرت ناخودآگاه و “زبان چاقی”
شاید بزرگترین سؤال هر فرد دارای اضافه وزن همین باشد: چرا با وجود رژیمهای سخت و ورزشهای طاقتفرسا، دوباره به وزن قبلی برمیگردیم؟ 🤔
پاسخ ساده است: نتیجه نهایی زندگی ما را ذهن ناخودآگاه ما رقم میزند.

تلاشهای آگاهانه (مثل کم خوردن یا زیاد دویدن) تنها در سطح کوچکی از وجود ما عمل میکنند. اما اگر در ذهن ناخودآگاه ما، چاق ماندن یا لاغر نشدن یک “امر منطقی” تعریف شده باشد، تمام تلاشهای ما با شکست روبرو خواهند شد.
وقتی من توانستم با روش لاغری با ذهن و اصلاح باورهای مخرب مانع لاغری، به نتایج عالی برسم، به مسیر آموزش این روش هدایت شدم. آنجا بود که متوجه شباهت حیرتانگیز افکار تمام افراد چاق شدم! 💡
هر کسی که صحبتهای من را گوش میداد، میگفت: “من هم دقیقاً همین افکار و عادتها رو دارم!”
دلیل اینکه توضیحات من انقدر به دل شما نشسته، این است که انگار من دارم از قلب شما صحبت میکنم. این ارتباط عاطفی و احساسی به دلیل استفاده مشترک ما از “زبان چاقی“ است که باعث چاق شدن ما شده.
درست مثل وقتی که من و شما فارسی صحبت میکنیم و حرف همدیگر را بهتر میفهمیم، ما چاقها هم به دلیل تسلط بر این زبان، یکدیگر را عمیقاً درک میکنیم.
ضربالمثلهای “زبان چاقی”
این “زبان چاقی” در واقع همان باورهای مخرب مانع لاغری هستند که در ناخودآگاه ما حکم ضربالمثل را پیدا کردهاند.
این باورها، آنقدر برایمان بدیهی شدهاند که اصلاً به درستیشان شک نمیکنیم.
من و شما برای چاقی خود دلایلی داریم که به شدت برایمان منطقی و موجه به نظر میرسند. تا زمانی که این “ضربالمثلهای چاقی” را اصلاح نکنیم، تلاشهای ما برای لاغری همیشه در برابر منطق قوی ذهن ناخودآگاه شکست خواهد خورد.
تجزیه و تحلیل ۴ ضربالمثل ویرانگر
این بخش قلب مقاله ماست. در اینجا به تفصیل، چهار مورد از رایجترین و مخربترین باورهای مخرب مانع لاغری را بررسی میکنیم و توضیح میدهیم که چگونه آنها زندگی ما را تحت تأثیر قرار دادهاند.

ضربالمثل شماره ۱: “چاقی ارثی و ژنتیکی است.” 🧬
این رایجترین ضربالمثل در “زبان چاقی” است که تقریباً نزدیک به ۱۰۰ درصد افراد چاق بر آن تأکید دارند.
این عقیده به تنهایی برای چاق شدن تا حد مرگ و لاغر نشدن تا لحظه مرگ کافی است! 😱
وقتی شما با تمام وجود به این باور مخرب اعتقاد دارید، ذهن ناخودآگاه شما یک دستورالعمل قاطع دریافت میکند: “لاغری برای من غیرممکن است، زیرا در DNA من نیست.”
این باور به ما اجازه میدهد که مسئولیت را به گردن ژنها بیندازیم و خودمان را از تلاش برای تغییر معاف کنیم.
این یکی از قویترین باورهای مخرب مانع لاغری است که دلیل شکست اغلب افراد در رژیمها و تلاشهایشان برای لاغری محسوب میشود.
شما ناخودآگاه باور کردهاید که هر چقدر هم کم بخورید، ژنتیک شما برنده نهایی خواهد بود. این یعنی: سد ذهنی غیرقابل عبور.
اولین قدم در راه رسیدن به تناسب اندام ذهنی از طریق اصلاح باورهای مخرب مانع لاغری، تغییر این عقیده ویرانگر است. باید به ذهن ناخودآگاه خود ثابت کنید که شما بر ژنهای خود مسلط هستید.
ضربالمثل شماره ۲: “وجود مواد شیمیایی یا افزودنیها در غذا عامل چاقی من است.” 🧪🍔
بسیاری از ما یکی از دلایل چاقی خود را مواد نگهدارنده، هورمونها و افزودنیهای شیمیایی مواد غذایی میدانیم. 😡
ما تعاریف مخربی درباره تأثیر این مواد بر جسم خود در ذهنمان ایجاد میکنیم: “این مواد متابولیسم من را خراب کردهاند و من نمیتوانم لاغر شوم.”
این عقیده، یک توجیه عالی برای سلب مسئولیت فردی است. با این باور، شما خود را یک قربانی بیگناه میدانید که توسط صنایع غذایی مسموم شدهاید. 😔
این یکی دیگر از باورهای مخرب مانع لاغری است که به شما اجازه میدهد از اصلاح سبک زندگی و کنترل آنچه میخورید، فرار کنید.
اگر مشکل مواد شیمیایی است، پس چرا افراد دیگری که همان غذاها را میخورند، چاق نمیشوند؟
البته که باید غذای سالم بخوریم، اما نباید قدرت ذهنی خود را دست کم بگیریم. باید این عقیده را اصلاح کنیم: غذا تنها سوخت بدن من است، و ذهن من قدرت کنترل سوخت و استفاده از آن را دارد، حتی در برابر افزودنیها.

ضربالمثل شماره ۳: “من استعداد چاقی دارم.” 💪❌
این ضربالمثل بسیار شخصی و عمیق است. اعتراف میکنم که همین الان که درباره این عقیده مینویسم، احساس ناخوشایندی پیدا میکنم.
آخه من خیلی به این باور اعتقاد داشتم و هزاران بار آن را به دیگران گفته بودم و از اطرافیانم شنیده بودم: “رضا استعداد چاقی داره!” 😭 این یکی از قوی ترین باورهای مخرب مانع لاغری در ذهن من بود.
این عقیده آنقدر در من قوی بود که همیشه یکی از شکایتهایم از خدا این بود: “خدایا! این چه استعدادی بود به من دادی؟!” حتی برای خنداندن دیگران هم بارها گفته بودم که من از این همه استعداد متنوع فقط استعداد چاقی را دارم.
این ضربالمثل بدجور زندگی من را تحت تأثیر قرار داده بود.
تصور کنید ادغام عقیده “چاقی ژنتیکی است” با عقیده “من استعداد چاقی دارم” چه ترکیب قدرتمند و مخربی را ایجاد میکند! این دو باور مخرب، با هم یک دستورالعمل قدرتمند به ناخودآگاه میدهند: “تلاش نکن، تو محکومی به چاقی!” 😔
این یکی از قویترین باورهای مخرب مانع لاغری است که تمام اراده و انگیزه شما را نابود میکند. شما باورتان شده است که چاق شدن برای شما راحتتر از دیگران است، در نتیجه، رژیم را سریعتر میشکنید و به بهانه “استعداد” دست از تلاش میکشید.
برای تغییر این باورهای مخرب مانع لاغری، باید شروع به اعلام و تأکید بر “استعداد تناسب اندام” خود کنید. تکرار کنید: “من استعداد شگفتانگیزی برای تناسب اندام و سالم ماندن دارم.”
ضربالمثل شماره ۴: “من فعالیت کمی دارم.” 🏃♂️🛋️
این هم از آن عقایدی است که باعث میشود هر چقدر هم تلاش فیزیکی برای لاغری انجام دهید، نتیجهای کسب نکنید.
فکر میکنم همه افراد چاق حداقل یک بار تصمیم گرفتند که از طریق ورزش کردن و بالابردن فعالیت بدنی متناسب شوند، اما تقریباً همه این افراد یا موفقیتی کسب نکردند، یا اگر وزنی کم کردند، به سادگی دوباره برگشتند. 🔄
این عقیده، شما را به فاز تلاش طاقتفرسا میبرد. یعنی شما فکر میکنید باید برای لاغری عرق بریزید و جان بکنید.
اگر ذهن ناخودآگاه شما باور داشته باشد که برای لاغری باید “خیلی کار کرد”، پس هربار که کمی فعالیتتان کم شود، مغز سریعاً فرمان بازگشت به وزن قبل را صادر میکند تا “تعادل” ذهنی برقرار شود.
لازمه این تغییر این است که درک کنیم لاغری با ذهن به ما میگوید: بدن ما یک سیستم هوشمند است. ما برای لاغر شدن نیازی به تلاش فیزیکی بیش از حد نداریم.
کافی است که باور کنیم که بدن ما به طور طبیعی دوست دارد در وزن ایدهآل باشد. باید باور “کم بودن فعالیت” را به “طبیعی بودن سوخت و ساز عالی” تغییر دهید. به این ترتیب یکی از باورهای مخرب مانع لاغری را در ذهن خود اصلاح میکنید.

چگونه “زبان چاقی” را به “زبان تناسب” تغییر دهیم؟
همانطور که من به زبانی که شما را چاق کرده بود مسلط بودم و مثل شما اضافه وزن داشتم، حالا شما هم باید سعی کنید به “زبان تناسب” که من آموختهام، مسلط شوید.
این کار با جایگزین کردن ضربالمثلهای مخرب با باورهای قدرتمند صورت میگیرد.
باورهای مخرب مانع لاغری باید جای خود را به باورهای سازنده بدهند:
- از: چاقی ارثی است.
- به: بدن من کاملاً قابل برنامهریزی است و من قدرت ایجاد هر تغییری را دارم.
- از: مواد شیمیایی مرا چاق میکنند.
- به: بدن من هوشمند است و میداند چگونه مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند. من کنترل کامل بر سلامتی خود دارم.
- از: من استعداد چاقی دارم.
- به: من استعداد طبیعی و شگفتانگیزی برای داشتن یک اندام زیبا و متناسب دارم. 🤩
- از: من فعالیت کمی دارم.
- به: متابولیسم و سوختوساز بدن من به طور طبیعی عالی است و در هر شرایطی کار میکند. تناسب اندام من ربطی به ساعتها ورزش سخت ندارد.
رمز تغییر باورها: تکرار، تکرار، تکرار!
تغییر باورهای مخرب مانع لاغری یک شبه اتفاق نمیافتد. ذهن ناخودآگاه ما با تکرار برنامهریزی میشود.
باید این باورهای جدید را بارها و بارها تکرار کنید (مثلاً در یک فایل صوتی یا در قالب جملات تأکیدی). این تکرار باعث میشود که منطق قدیمی “زبان چاقی” کمرنگ شده و منطق جدید “زبان تناسب” جایگزین آن شود.
🔮 نتیجهگیری و گام بعدی
لاغری با ذهن یک رژیم نیست، یک تغییر هویت است. ما باید در ابتدا، باورهای مخرب مانع لاغری را شناسایی و نابود کنیم. ما فهمیدیم که چاقی نه یک نقص فیزیکی، بلکه یک برنامهریزی ذهنی است که با ضربالمثلهای ویرانگر تغذیه میشود.
گام نهایی شما چیست؟
اگر آمادهاید که این ۴ باورهای مخرب مانع لاغری به همراه دیگر باورهای مخرب را ریشهکن کنید، دوره لاغری با ذهن پیشرفته با تمریناتی اصولی و عملی به شما کمک می کند تا انبوه باورهای مخرب مانع لاغری در ذهن خود را شناسایی و با باورهای صحیح و متناسب کننده جایگزین کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.62 از 21 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام خدای مهربونم
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
افکاری مشابه بین افراد چاق اره خیلی هم مشابه من خودم باور داشتم که چاقی من ژنتیکی است اره مامانم و خواهرم و مادربزرگم رو میدیدم و خودم رو میدیدم اره چقد اندام من شبیه اوناست درصورتی که من تا بلوغ چاق نشدم چون مادرم بهم گفته بود که تابلوغ اونم چاق نشده بود خواهرم هم تا بلوغ چاق نبود اره ما ژنتیکی به بلوغ که میرسیم چاق مشیم منم باور کرده بودم پس بلوغ که رسیدم و ژنیتکم هم که چاقی بود تا به خودم اومدم با توصیه دیگران و دوستام به این که حواسم به خودم باشه دارم چاق میشم چاق شده بودم و من که از این اندام راضی نبودم رو به کم خوردن و روزه گرفتن اوردم اخه تا کی میتوستم روزه بگیرم و کم بخورم دقیقا با غذاهایی که مادرم درست میکرد و من دوست داشتم و بحث استعداد داشتن هم به مرور به این باورها اضافه شد اره من استعداد چاقی دارم چون پدر و مادرم هم داشتن اخه چرا خدا نمیشد منم مثل دوستام این استعداد رو نمیداشتم و همه چی به راحتی میخوردن ولاغر بودن من صبحانه نمیبردم تو مدرسه که نخورم اونا روغن زرد میاوردن و میخوردن من ناهارم رو کم کردم اونا خیلی راحت یک بشقاب پر میخوردن من شام نمیخوردم اونا شام هم یک بشقاب پر میخوردن و من همیشه روزه بودم و اونا راحت و از خوردن لذت میبردن و من از خوردن از این خصوصیات که در من بود متنفر
این باورها زنجیر هایی بودن که هر چی میخواستم تلاش کنم ناامیدم میکردن و دستهامو بسته بودن تلاشهامو و روزه هامو بی فایده میدیدم و نا امید از این که من بتونم به لاغری ماندگار بدون روزه و کم خوردن برسم اره من لاغر میشدم و لاغر بودم حتی موقع ازدواج ۴۵ کیلو بودم ولی به قیمت حال بد ومحروم کردن خودم از همه نعمت های خدا و غذاهایی که دوست دارم و نمیتونستم این حالو ماندگار نگه دارم و هرموقع رها میکردم باز بر میگشتم چون باور داشتم خب بدن من این شکلیه که حتی اب هم بخورم چاق میشه
ولی به شکر خدا با این سایت و دوره های استاد اشنا شدم دوره ورود به سرزمین لاغر ها رو که تهیه کردم همچنان در حال کم کردن بودم نه روزه بودم و نه کم میخوردم به اندازه میخوردم از همه چی میخوردم ولی کم میکردم و سایزم کم ترو کم تر شد و با تهیه دوره های دیگه اگاهی های بیشتری دریافت کردم و الان متناسبم و به شکر خدا به هدفم رسیدم ولی رها نمیکنم و ادامه میدم تا این باور ها افکار جدید م در ذهنم تثبت و پر رنگ بشه من ادامه میدم تا زمانی که هستم
اره من یاد گرفتم که چاقی من ارثی نیست با نمونه اوردن برای خودم اره افرادی بودن تو فامیلها و همکارام که در خانوادشون چند تا داداش و خواهر لاغرن و دو تا شون چاق و همچنان دنبال الگو هستم تا به ذهنم بیشتر ثابت کنم که چاقی من ارثی نیست چون اگه ارثی باشه باید همه در یک خانواده چاق باشند و هیچ فرد لاغری در اون خانواده نباشه
و استعداد چاقی رو برای خودم با اموزشها هضم کردم اره من استعداد چاقی ندارم من توانایی بالایی دارم در لاغر شدن و به راحتی میتونم لاغر بشم
استعدا یعنی توانایی مثلا میگن فلانی استعدا نقاشی داره اره یعنی توانایی انجام اون کار رو داره ولی چاقی استعدا نیست چون اصل من لاغر بوده و من با افکار اشتباه و رفتار اشتباه به چاقی رسیدم و توانایی خودم رو در چاقی با رفتار های اشتباهم به نمایش گذاشتم و چاق شدم ولی از وقتی توانایی خودم رو شناختم و تونستم توانایی لاغری رو و استعداد لاغری رو فعال کنم لاغر شدم و همون دوستام که همه چیز میخوردن و چاق نمیشدن چون باور داشتن که استعداد لاغری دارن و ذهنشون به این باور پاسخ میداد
برای فعالیت منم فکر میکردم اره باید خیلی ورزشهای سنگین انجام بدم و چون امکان ثبت نام در باشگاه رو نداشتم و وقتشو نداشتم پس طبیعی میدیدم که باید چاق بشم ولی بدن من به اندازه نیاز فعالیت داره و من درون بدنم رو که داعم در فعالیته رو در نظر نداشتم بدن من اگه فعالیت نکنه که من زنده نیستم و فعالیت های فیزیکی درصد پایینی از فعالیت ها رو تشکیل میده و من با تمرینات در این دوره ها تونستم بدون فعالیت سنگین و حرکتی اضافه لاغر بشم وهمچنان در حال وزن کم کردن هستم و دارم به سمت لاغری ایده الم نزدیک میشم و یه ذره دیگه مونده تا در وزن ایده الم باشم
پس همه این باورها ی اشتباه رو با این دوره ها شناسایی کردم و بعد با کم تمرینات به باورهای صحیح تبدیل کردم و هنوز هم ادامه میدم چون ذهنم دوباره به باورهای اشتباه بر نگرده
من با این دوره به لاغری ماندگار رسیدم با خوردن هر چیزی به اندازه نیازم پیتزا و نوشابه و ساندویج و. هر چیز دیگه ای به اندازه نیازم و دارم از این وضع لذت میبرم
خداوندا بی نهایت شکر که به این دوره راه پیدا کردم و تنها روش درست لاغر شدن و لاغر موندن رو پیدا کردم
این دوره ها نه تنها منو لاغر کرد بلکه زندگی منو متحول کرد و من دارم یک زندگی جدید با اندام جدید رو تجربه میکنم خدایا شکرت
در پناه خدا باشید