🧠 یک هشدار ذهنی قبل از هر تلاش برای لاغری:
اگر از رژیم گرفتن متنفری، همین نفرت باعث چاقی بیشتر خواهد شد!
چاقی با طعم محدودیت
تصور کن روی مبل لم دادی، یه دمنوش گلگاوزبون بخار میکنه روی میز، یه ترازو هم کنارته… ولی نه برای اندازهگیری آرامش بلکه برای اندازهگیری نان!
بله، این دقیقاً بخشی از خاطرات من از «رژیم گرفتن» بود؛ یک برنامه با لیست مواد غذایی مجاز، سهمیهی نان، گناه بزرگ پیتزا خوردن و جایزهی نهایی؟ چند کیلو کمتر روی ترازو… که دوباره با علاقه برمیگشت!
سالها اضافه وزن داشتم، با تمام وجود درک میکنم چاق بودن چه فشار روانیای داره. برای همینه که الان با صداقت و تجربهام بهت میگم:
رژیم گرفتن قطعا باعث لاغری شما نخواهد شد اما احتمالا باعث چاقی بیشترت می شود.

چرا هر بار رژیم❓ میگیری، بیشتر چاق میشی؟
رژیم گرفتن در ظاهر یه برنامهی «سلامتی» یا «ارادهمندی» به نظر میرسه.
اما برای ذهن ناخودآگاه ما، چیزی شبیه حکم زندانه. 🧱
🍽 نه غذایی،
🚫 نه آزادیای،
😕 نه لذتی…
فقط باید بشینی توی سلول اراده و گرسنگی بکشی!
🧒 مغز ما مثل یه بچهی بازیگوشه که تا بهش بگی «نرو اونجا»، دقیقاً همونجا میره.
وقتی با رژیم گرفتن، آزادی خوردن رو ازش میگیری، سریع میره توی حالت «اعلان قرمز»! یعنی:
🧠 «خطر! منو محدود کردن. باید برای بقا بجنگم.»
⚠️ و اینجا اتفاق مهمی میافته: بدن میزنه روی ذخیرهسازی شدید.
چون حس میکنه که روزهای گرسنگی در پیشه.
پس:
⬇️ متابولیسم رو پایین میاره
📦 چربیها رو نگه میداره
🚶♀️ و تو رو در مسیر چاق شدن پنهان قرار میده،
حتی وقتی ظاهراً داری وزن کم میکنی!
📊 طبق پژوهش دانشگاه UCLA (Mann et al., 2007)، حدود ۹۵٪ از افرادی که رژیم میگیرن، در عرض چند سال وزن کمشده رو پس میگیرن و اغلب حتی از قبل هم چاقتر میشن.
💣 یعنی انگار رژیم گرفتن یه بدهی با سود مرکبه!
🔥 رژیم گرفتن = بازی با آتش ذهن
یادتونه وقتی بچه بودیم و میگفتن:
🍟 «نخور، چاق میشی!»؟
اون جملهها،
😔 اون حس بد از غذا خوردن،
🎯 و اون تصویری که از رژیم به ذهنمون تزریق شد، هنوزم فعاله…
در ذهن ما، رژیم یعنی:
🥺 گرسنگی کشیدن
🙅♀️ غذا نخوردن در مهمونیها
😩 حسرت زدن به پیتزا و بستنی
🫥 و مهمتر از همه: محرومیت و خفگی
📉 نتیجه؟ هر وقت واژهی «رژیم گرفتن» رو میشنویم، مغزمون دکمهی اضطرار رو میزنه 🚨 و بدنمون وارد فاز تدافعی میشه:
بیشتر خوردن، فقط برای اثبات اینکه: من آزادم!
🥖 در مورد رژیم گرفتن هم همین اتفاق میافته.
تا وقتی چیزی ممنوع نشده، میل عجیبی بهش نداری. اما به محض اینکه میگی «از امروز دیگه نون نمیخورم»،
🧠 مغزت میزنه روی موج نون خوردن، با تصویر نان بربری یا سنگک داغ، 🥵 با بوی نان داغ صبحگاهی،
و یهو کل ذهنتو تسخیر میکنه!
😩 نتیجه؟
تو نمیتونی مقاومت کنی، رژیم میشکنه، 😔 عذاب وجدان میاد، 🔁 دوباره رژیم میگیری،
و این چرخه معیوب ادامه پیدا میکنه…
😨 وقتی با ترس از رژیم گرفتن زندگی میکنی، حتی اگر در حال حاضر رژیم نداشته باشی، بازم ذهنت در برابر کوچکترین تغییر مثبت هم مقاومت میکنه.
🎉 خیلی از ماها توی مهمونیها اضافهتر میخوریم، چون یه گوشهی ذهنمون نگران اینه که نکنه بقیه فکر کنن:
“رژیم داره!” 😬
😅 پس ناخودآگاه بیشتر میخوریم تا نکنه این برچسب بهمون بچسبه!

🧠 ذهن در اسارت، دنبال شورش میگرده
وقتی با رژیم گرفتن به ذهنت میگی «نخور»، «نکن»، «نچش»، یه پیام پنهانی براش فرستادی:
👈🏻 «تو قابل اعتماد نیستی. من باید کنترلت کنم.»
🚫 و این یکی از توهینآمیزترین پیامهاییه که میشه به ذهن فرستاد.
🪖 ذهن، مثل یه سرباز سرخورده، منتظر یه فرصت میمونه تا شورش کنه.
💥 و اون شورش، همون لحظهایه که میگی:
«بیخیال رژیم، بریم بترکونیم!»
📉 و البته که این شورش، همیشه با چند کیلو اضافهوزن و یه حال روحی داغون تموم میشه.
🤔 پس چرا باز هم رژیم میگیریم؟
چون به ما یاد دادن تنها راه لاغر شدن، رژیم گرفتنه.
🧱 یاد گرفتیم که با بدنمون بجنگیم، نه دوست باشیم.
🥺 که گرسنگی نشونهی موفقیته، نه زنگ خطر.
😔 که اگر خوشحال باشی، احتمالاً زیاده خوردی و باید مجازات شی!
✅ درحالیکه راه درستش اینه که یاد بگیری:
🍽 چی میخوای بخوری؟
🔍 چرا میخوای بخوری؟
🛑 کی باید متوقف شی؟
و اینا نه با رژیم گرفتن، بلکه فقط با آموزش ذهنی صحیح ممکنه. 🧘♀️🧠
🔁 آیا برات این چرخه آشناست؟
رژیم – گرسنگی – پرخوری – عذاب وجدان – رژیم دوباره؟
⚠️ اگه میخوای از این چرخه بیای بیرون، لاغر شی و بمونی،
راهش جنگیدن با غذا نیست،
راهش ✨ دوستی با ذهنه.
🥺 وقتی ذهن به خوردن بیشتر، پاداش آزادی میده
یکی از هنرجویان دوره لاغری با ذهن برام میگفت:
🗣 «با آموزشها یاد گرفتم که سیر شدن واقعاً چه حسی داره.
اما تا پیغام سیری رو میگیرم، یه ندای درونی میگه:
وایسا! این یعنی رژیم گرفتی!
بجنب! بیشتر بخور که خیالت راحت باشه رژیم نیستی!»
📌 و نتیجه؟ پرخوری دوباره، احساس گناه، و اضافه وزن بیشتر.
🧭 ذهن آموزشدیده با مفاهیم جدیدی مثل «سبک زندگی سالم» و «سیری واقعی» آشنا شده.
اما ذهنی که فقط رژیمهای سخت رو تجربه کرده،
⛓ هنوز آزادی رو در خوردن زیاد میبینه،
حتی اگر این آزادی، تهش به چاقی بیشتر ختم بشه. 😞

رژیم گرفتن، یا تغییر سبک زندگی؟
«رژیم گرفتن» معمولاً با یک برنامهی کوتاهمدت، محدودکننده و سختگیرانه همراهه؛ چیزی شبیه به قرارداد موقتی با بدن که از همون اول، تاریخ انقضاش معلومه! اما وقتی حرف از «تغییر سبک زندگی» میزنیم، داریم از یک نگاه بلندمدت و انعطافپذیر صحبت میکنیم.
رژیم گرفتن یعنی «حالا یه مدت خودمو نگه میدارم تا لاغر شم»، اما تغییر سبک زندگی یعنی «دارم یاد میگیرم چطور با غذا، بدن و ذهنم رابطهی سالمی بسازم.» فرقش مثل دویدن روی تردمیله با راه رفتن توی یه مسیر خوشمنظره.
اولی خستهت میکنه، دومی رشدت میده. برای همین، بیشتر آدمها با رژیم گرفتن وزن کم میکنن، ولی با تغییر سبک زندگی متناسب میمونن.
بیایید تفاوت این دو رو ریشهای بررسی کنیم:
| رژیم گرفتن 🥬⛓ | تغییر سبک زندگی 🌿🔄 |
|---|---|
| موقتی و تاریخدار | بلندمدت و پایدار |
| بر پایهی محدودیت و محرومیت | بر پایهی آگاهی، انتخاب و تعادل |
| معمولاً باعث احساس گناه میشود | باعث حس مسئولیت و رضایت درونی میشود |
| تمرکز بر کاهش وزن سریع | تمرکز بر سلامت و شادابی کلی بدن |
| حذف گروههای غذایی خاص | یادگیری تعادل در مصرف همهی گروههای غذایی |
| رابطهی تنشزا با غذا | رابطهی دوستانه با غذا |
| ذهنیت «همه یا هیچ» | ذهنیت «پیشرفت تدریجی و پایدار» |
| احتمال بازگشت وزن بسیار بالا | احتمال حفظ وزن متناسب بسیار بالا |
کسی که ذهنش برای متناسب شدن آموزش دیده، از غذا خوردن به مقدار کافی لذت میبره، نه از خوردن زیاد.
راهحل چیه؟ دیدگاهتو عوض کن، نه غذاتو!
✅ اولین قدم اینه که واژهی “رژیم گرفتن” رو از دایره لغاتت حذف کنی.
به جای اون، از “تغییر سبک زندگی” یا “بازسازی رابطه با غذا” استفاده کن.
✅ بعدش با ذهنت آشتی کن. بفهم چی میخواد، کی سیره، کی خستهست، کی داره فریبت میده.
✅ ذهنت رو آموزش بده. مثل یادگیری رانندگی یا زبان جدید، باید صبور باشی، تمرین کنی، و بارها و بارها تکرار کنی.
✅ از خودت بپرس:
آیا این تغییر جدید، باعث لذت و آزادی منه؟ یا فقط یه نسخه جدید از رژیم گرفتن در لباس جدیدشه؟
نتیجهگیری: آزادی، نسخه جدید لاغری
اگر تا امروز با رژیم گرفتن به بدنت سخت گرفتی، حالا وقتشه با مهربونی و احترام با ذهنت رفتار کنی.
رژیم گرفتن راهحل نیست؛ راهی برای قفل کردن ذهنه.
آزادی در خوردن آگاهانه، درک پیغام سیری، و کنار گذاشتن وسواسهای غذایی، همون سبک زندگی جدیدیه که تو رو به تناسب واقعی میرسونه.
باور کن،
وقتی ذهنت بفهمه که متناسب بودن یعنی آزادی، دیگه لازم نیست با غذا بجنگی.
چون تو در صلحی با خودت، با بدنت، و با غذا.
🎯 راه رهایی از چرخهی رژیم گرفتن: اصلاح پرخوری و اشتها در مغز
اگر تا اینجای مقاله رو خوندی، یعنی احتمالاً بارها رژیم گرفتهای، بارها شکست خوردهای، و از این چرخهی تکراری خسته شدهای. تو تنها نیستی.
میلیونها نفر در دنیا در همین چرخهی «شروع رژیم – کاهش وزن موقت – بازگشت وزن – احساس شکست – شروع دوباره» گیر افتادن. اما واقعاً راهی هست برای همیشه بیرون اومدن از این دور باطل؟
✅ بله! راهی هست. اما نه با زور، نه با حذف غذاها، و نه با شمردن کالری. بلکه با اصلاح چیزی که ریشهی پرخوری و اشتهای بیشازحده: ذهن.
دورهی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز طراحی شده تا دقیقاً همون جایی رو هدف بگیره که همهی رژیمها نادیده میگیرن: سیستم مغزی شما برای تنظیم گرسنگی، سیری و احساسهای مرتبط با غذا.
در این دوره یاد میگیری:
- چطور مغزت رو از حالت هشدار گرسنگی دربیاری.
- چطور پرخوری عصبی و خوردن بیدلیل رو متوقف کنی.
- چطور بدون رژیم گرفتن، اشتهای طبیعی و متعادل داشته باشی.
- چطور سبک فکری و عملی جدیدی بسازی که تو رو به آزادی غذایی برسونه، نه به اسارت رژیمها.
🌱 این دوره نه یک رژیم جدید، بلکه یک بازسازی مغز و ذهنیت غذایی توئه. با تمرینهای علمی، مدیتیشنهای ذهنآگاهی، و آموزشهایی که بهت کمک میکنن تصمیمات جدید بگیری، نه از روی زور، بلکه از روی آگاهی و میل درونی.
اگه آمادهای برای همیشه از دایرهی باطل رژیم گرفتن خارج بشی، و راهی رو شروع کنی که به آرامش، آزادی و تناسب برسی، این دوره منتظر توئه.
🌀 همین الان قدم بذار در مسیر آزادی از پرخوری و اشتهای بیشازحد. مغزت رو دوباره برنامهریزی کن.
📌 اطلاعات بیشتر دربارهی دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز ←
📝 تمرین ذهنی امروز: سفری به خاطرات رژیمیات
بیا یکم صادق باشیم. تا حالا چند بار رژیم گرفتن رو شروع کردی؟
یادت میاد دفعهی اول چند سالت بود؟
چه چیزی باعث شد تصمیم بگیری رژیم بگیری؟ یه حرف، یه نگاه، یا یه لباس که دیگه اندازهت نبود؟
دیدگاهت رو درباره اولین رژیمی که گرفتی بنویس، چی شد؟! 🤗
حالا یه قدم جلوتر بریم. وقتی رژیم گرفتی، چه چیزهایی از زندگیات حذف شد؟
فقط شیرینی و نون و برنج نبود، نه…
شاید یه مهمونی که نرفتی، یه سفر که لذت نبردی، یا حتی یه حس اعتمادبهنفسی که کمکم در تو کمرنگ شد.
حالا ازت دعوت میکنیم یه دل سیر بنویسی. با خودت و با ما صادق باش:
- چند بار رژیم گرفتی و بعد ولش کردی؟
- چه احساسی داشتی وقتی رژیم رو شروع میکردی؟
- چه چیزهایی رو در طول رژیم از خودت دریغ کردی؟
- و مهمتر از همه: الان چه درسی از اون تجربهها گرفتی؟
نوشتن این خاطرات کمک میکنه ذهنت از حلقهی تکرار رها بشه. و اگه دوست داشتی، میتونی تجربهات رو تو بخش دیدگاهها با ما و بقیهی همراهان “تناسب فکری” به اشتراک بذاری. شاید حرف تو، تلنگری برای کسی باشه که هنوز تو چرخهی رژیم گرفتن گیر کرده.
منتظر خوندن داستانت هستیم. همین پایین برامون بنویس… 🤗
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.66 از 29 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و ممنون از زخمت های شما ،،متاسفانه خیلی از ما این مشکل را داریم که فکر میکنیم نباید ته ظرف غذایی باقی بمونه و عادت داریم تا انتهای غذا را حتی اگر سیر شدیم بخوریم و این عادت ،از ترس از اسراف در وجود ما شکل گرفته که از کودکی به ما آموزش داده شده است و فکر میکنیم اگرمثلا سه قاشق از غذای ما مونده باید به زور بخوریم که گناه نشه و من تعهد میکنم که از این لحظه این عادت را کنار میگذارم و بدون اهمیت به باقی مانده غذا هنگامی که پیام سیری را دریافت کردم از غذا دست میکشم و با این کار حس رضایت از خودم در وجودم شکل میگیره و حس و حالم خوب میشه و در مسیر سریع تر به هدف خودم میرسم ..و یک موضوع دیگه ای که برام جالبه این هست که من موقع دریافت پیام سیری سریع به خودم میگم غذا که چاق نمیکنه پس بیشتر بخور و این حرف باعث میشه من بیش از حد نیازم بخورم و خب این اصلا خوب نیست ،،پس سعی میکنم به خودم بگم اره غذا چاق نمیکنه اما چه دلیلی داره وقتی سیر هستی بیشتر بخوری؟؟این کار که سودی نداره و اینگونه دیگه به غذا ادامه نمیدم .من مطمئن هستم این راه درسته و کوچیکترین شکی ندارم و از خداوند مهربان ممنون هستم که در این راه من را هدایت کرد.
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
بله درسته غذا قدرت چاق کنندگی نداره اما به عنوان یکماده ی انرژی زا برای بدنه وقتی ما روی سیری به بدن غذا برسونیم انرژی تولید شده اضافی می آد و بدنناچار میشه اونو در اندامها ذخیره کنه . …ولی اگر ما حد سیری رو رعایت کنیم و حتی نزدیک به سیری دست از غذا برداریم قطعا متناسب میشیم بدن مواجه با انرژی اضافی نمیشه ….حالا اینکه چرا ماچاقها به غذا حریص هستیم و مقدار زیادشو دوست داریم دلایل روحی و فکری داره …. که بزرگترین علت اون اعتیاد به غذاهاست مثل اعتیاد به الکل یا تریاک و از این قبیل خصوصا اعتیاد به شیرینی ها و غذاهای نشاسته ای …..ما باید به اعتیاد آور بودن غذاها فکر کنیم و نسبت بهش حساس بشیم و پایه های فکری این نوع وابستگی رو از بین ببریم …..
نشان های دریافت شده
سلام دوستان همراه سلام استاد گرامی …..دوستان من از بچه های دوره ۱۳ گام تا سیزده به در هستم و دارمبه تمرینها ادامه می دم در تمرین گام سوم خواستم برای سومینروز در گام سومبنویسم که متعهد می شوم امروز به اندازه ی نیازم مواد غذایی مصرف کنم به فکر فرو رفتم آخه با چه معیار و ملاکی بفهمم اندازه ی نیازم چقدره ….اگر من بلد بودم که اینحد رو تشخیص بدم الان در این وضعیت نبودم سه بار نوشتممن متعهد می شوم که به اندازه غذا بخورم اما بلافاصله هم از خودمپرسیدم اما چطوری با چه معیار و ملاک و پارامتری یادم افتاد که چند ماه پیش از یکی از دکترهای تغذیه برنامه رژیم فلانمقدار کالری رو گرفته بودم گفتم خوبه همونو ملاک بگیرم و اصلا دوباره با رژیم آشتی کنم و اینقدر بد بهش نگاه نکنم و بد برداشت نکنم …خلاصه که تصمیمم به اجرای بندهای تعیین شده در برنامه رژیم بود که چشمم خورد به این مقاله که دارم براش دیدگاه می نویسم چون کلمه رژیم توش بود گفتم من اینو چند ماه قبل خونده بودم بذار این بار فایل صوتیشو گوش بدم دقیق بشم ببینم استاد نظرش چیه که به حقایقی در مورد رژیم رسیدم که حکم رسیدن به گنجینه داشت …و باعث این دیدگاه رو هم در تمرین گام سوم بنویسم هم در اینجا دوباره نویسی کنم برای شما دوستان و منتظر جوابیه استاد می مونم ……
استاد سلام ممنونم که گام به گام در کنارم هستی چقدر وجودتون ذی قیمته خدایا سپاسگزارم که از بین تعداد افراد چاقی که در خانواده و فامیل هستن منو انتخاب کردی که نه تنها خودم با بهترین و آسانترین روش در جهان متناسب بشم بلکه نمونه عینی باشم برای خانواده ام دوستان و آشنایانم حتی همسرم ….من منتظر موفقیتم تاهم خودم لذتشو ببرم و درست زندگی کنم هم درسی باشم برای سایرین
استاد از اینکه نوشتید از دیدن مقدار کالری های چند جور رژیمی که دکتر …….برام دیکته کردن و به دستم دادن حالنون بد شد معذرت می خوام باور کنید خودمم اشگم سرازیر شد دلم برای خودم سوخت که چاقی من باعث شد برده ی دکترها و مشاورین تغذیه اشون بشم .در حقیقت من با رژیم گرفتن که دستورشو اونا می دادن خودمو تحقیر کردم شدم یک فرد نادان و بی اراده که نمی دونم چه ساعتی باید تغذیه داشته باشم و چه موقع دست از غذا خوردن بکشم و اونا باید بگن کافیه و فلان ساعت میانوعده بخور و به دستور اونا منتظر فلان ساعت باشم تا ناهار یا شاممو بخورم یعنی حالا که فکر می کنم می بینم دقیقا به شکل یک برده رفتار گردم پول می دادم که برده باشم یه برده ی قابل ترحم که نمی دونه با بدبختیش چطور باید کنار بیاد من از خودم خجالت می کشم که اینجور شخصیت خدایی خودمو کنار زدم و برده وار تسلیم دستورات اربابان تغذیه و رژیم شدم ……..استاد یکدنیا ممنون از این فایل بی نظیرتون …..من چند روزه که فهنیدم که رژیم گرفتن رمز طلایی چاق شدنه پس رژیم نگرفتن و به خود اعتماد کردن و روی پای خود ایستادن و به خود احترام گذاشتن و به نیاز بدن پاسخ صحیح و به موقع دادن و با وجود حذف هرگونه رژیم درست غذا خوردن و به پیغامهای گرسنگی و سیری توجه کردن اینها هم رمز طلایی لاغر شدنه …….عادت کرده بودم برای اینکه بدونم کی باید ناهار یا شام صرف کنم به ساعت نگاه کنم نه به میل درونی خودم …..تا به حال طی شش ماه آشنایی با سایت شما چند تا چیزو تعطیل کردم یکیش رفتن روی ترازو که یکی از دلایل چاقی ماهاست اونو گذاشتم کنار ….توجه کردن به آدمای چاق و مقایسه کردن خودم با اونا و سنجیدن که آیا من چاقترم یا اونا ……سایز کردن اندامها اینا مواردی بوده که از زندگیم حذف کردم امروز هم ساعت رو مث ترازو کنار می ذارم دیگهنگاه به ساعت برای اینکه بدونم غذایی بخورم یا نه تعطیل و حذف میشه هر گونه رژیم و محدودیت حذف میشه در عین حالی که نفرتی هم ازش ندارم چون باعث میشه به پرخوری فکر و عمل کنم …..رژیم نه نفرت از اونم نه ……جفتش مخربه و باید حذف بشن …..من آزاد و رها از هر گونه رژیم ومحدویت به بدنم احترام می ذارم و ازش عذر خواهی می کنم که این همه مدت اذیتش کردم و به این حال و روز انداختمش …بدن عزیزم تو کهجایگاه روح خدایی من هستی واقعا متاسفم .دوستت دارم ازت ممنونم که همیشه بد یا خوب در خدمتم بودی و هستی .لطفا منو ببخش .
۲ آذر ۱۳۹۹
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و دوستان خوبم….
من خیلی به این مقاله فکر کردم.فایل صوتی تصویری که اصلا دانلود نشد ولی متن بقدری قوی بود که کلی مشکلات من رو حل کرد….
بله استاد.درسته.من در قسمت نظرات مقاله قبلی هم گفتم من مشکلم اینه که با وجود اینکه کما بیش پیغام سیری رو همون ابتدای غذا خوردن دریافت میکنم با خودم میگم من که هنوز چیزی نخوردم یکم دیگه بخورم یا اینکه میگم من که رژیم نیستم و غذا چاق کننده نیست میتونی بیشتر بخوری .حستو بد نکن و بخور. هستن احساسایی که نشون از مقابله من بین سبک رژیم و ترس از محرومیت وسبک جدید زندگی من بعد آموزش ها داره.من میدونم هیچ ماده غذایی به خودی خود چاق کننده نیست ولی طرز برخورد ما با اون ماده ست که ما رو چاق یا متناسب میکنه.وقتی زیاد به خوردن نخوردن (رژیم) فکر کنیم یا حتی اصلا به طرز و نوع خوردنمون فکر نکنیم و بی هوا بخوریم چاق میشیم.من از این فایل بینظیر اینو متوجه شدم که سبک زندگی من با آموزش ها عوض شده و چون بی اختیار و ناخودآگاه بوده ذهن خودآگاه من باهاش مقابله میکنه و نمیپذیره.الان ذهن خودآگاهم هم متوجه موضوع شد و دیگه مطم،نم مشکلی پیش نمیاد.ناهماهنگی روح و ذهن و جسم بود. الان که هماهنگ شدن همه چیز رو به پیشرفت حرکت میکنه. مشکل برطرف خواهد شد. هر وقت پیغام سیری که امروزا به وضوح دریافت میکنم از مغز یا ذهن رسید جسمم هم دست از غذا میکشه و براحتی اطاعت میکنه و تمام….یه تکه دیگه از پازل موفقیت هم جور شد….مرسی استاد…بخدا تو فایل قبلی هم مطرحش کردم. مونده بودم چرا با این همه خوندن و گوش دادن به حرفاتون نمیتونم این موضوع رو حل کنم و درست عمل کنم.من از حس محرومیت وحشت داشتم.در ناخودآگاهم.و طفلکی من….طفلکی ناخودآگاه من….سالها در مسیر اشتباه زجر کشیده. نخورده.رژیم های سخت داشته و اثری ندیده. چشش ترسیده.اسم رژیم و محرومیت که میاد میترسه و باز براش لاغری سخت میشه. ولی شعار ما اینه . لاغری با ذهن آسونترین کار دنیاست.وقتی یه جایی که ذهن میگه نخور .بسه سیر شدی. ولی چشم و دهن دو تا کانال محرک دوست دارن بخورن تضاد پیش میاد که مگه نگفتی غذا چاق کننده نیست. مگه استاد نگفت تو روش من محرومیت نیست. مگه نگفت آزادی کامل داری.من به هوای این شعار اومدم که گمشدمو اینجا پیدا کنم.راحت باشم و دغذغه نداشته باشم .پس بخور چیزیت نمیشه….آخی…نمیدونه داره بزرگ میشه.داره آموزش میبینه درست زندگی کنه.داره یاد میگیره یه سبک دیگه از زندگی رو تجربه کنه .و وقتی این تجربه لذت بخش باشه ذهن هی تکرارش میکنه .تکرار به عادت و عادت به رفتار صحیح لاغری تبدیل میشه و چند وقت میگذره یهو میبینی لباسات گشاد شدن.اون رفتار خودش رو در جسمت نشون داده. تو لاغر شدی.و چه خوشبختی ای بالاتر از این…….
استاد احساس میکنم به سطح بالاتری از درک رسیدم….
نمیدونم چی شده…انگار یه پله پیشرفت داشتم….
خیلی خوشحالم.در پوست خودم نمیگنجم از اینکه قراره از این لحظه درست عمل کنم و یک مانع بزرگ لاغریمو برداشتم.قراره باقدرت بیشتری در مسیر لاغری با ذهن گام بردارم.عالی بود. بینظیر بود.چقد عالی ما رو درک میکنین استاد….
مرسی خدای مهربونم
سپاس استاد خوبی ها
نشان های دریافت شده
سلام استاد من هرکاری میکنم نهه فایل تصویری نه صوتی دانلود نمیشه چرا
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز منم نتونستم دانلود کنم نه صوتی نه تصوریزی پیغام
Not found می آد 🤔🤔😑
۱۵ آذر ۱۳۹۹
لینک پخش و دانلود اصلاح شد
مرسی اطلاع دادید
سلام من ماه هستم هفده سالم هست و دبیرستانی هستم وقتی با خانواده ام درباره شما صحبت میکنم من را منع میکنند .من تمام پیج های شما رو مطالعه میکنم یکسالی هست که پیگیر شما هستم اما خانواده قبول ندارند و اجازه نمیدن ویدیوهای شما رو بخرم و مطالب شما رو در منزل گوش بدم لطفا کمکم کنید چون باید خیلی صبر کنم تا بزرگتر بشم و برم سرکار و پولهاموجمع کنم تا بتونم در کلاساتون شرکت کنم.دوستتون دارم و تا اون روز به امید دیدار
نشان های دریافت شده
چقدر خوب که در این گروه قرار گرفتم سالهای زیاد در رژیم بودم و همیشه لاغر شدم و دوباره چاق شدم و این روند ادامه داشت و داشت و بعد از هربار مقداری وزن کم کردن دوباره وزن سالق برگشته و چاق شدم اینها بخاطر انواع رژیمهای بود که گرفتم علت ناراحتی من و تنفر از رژیم محدودیت بود وقتی خودم رو محدود میدیدم ذهنم قبول نمی کرد وقتی وفور نعمت بود و من برای انتخاب کردن محدودیت داشتم و همیشه باید از بین نعمتها تنها خوراکی بردارم که دیگری برایم تجویز کرده بود در این مسیر رفتن راه رفتن در مسیر تاریک با روشنایی دیگران بود که هروقت ما از چراغ قوه انها محروم میشدیم دوباره به چاقی بر میگشتیم و این نیاز به کمک دلپذیر نبود.
ما همیشه سعی کردیم که جسم خودمان را به تناسب برسانیم در صورتی که هیچ اقدام برای لذت بردن از مسیر نداشتیم نه راهکاری و نه علمی که چگونه بالذت تناسب را کسب کنیم
من بنوبه خودم از اینکه در جمع باشم و نتونم برای خودم یه دلخواه غذا بکشم همیشه در عذاب بودن و ازاینکه در حین تعارف میزیان از کنارم رد نمیشد و اصرار داشت تو جا داری و امروز رژیم نگیر باعث می شد دیگه تو جمع معذب باشم و از بیان رژیم دارم هراس داشته باشم
در تلاش بودم که بدانم شکست من از کجاست و چرا احساس شکست غالب بر پیروزی است و ترس و تنفر از رژیم باعث میشه که بیشتر پرخوری کنم و استاد حرف دلم رو در این فایل بیان کرد خیلی خوشحالم که در جمعی قرار دارم که همه خوب همدیگه رو درک میکنیم
در حال عوض کردن فرمولهای اشتباه با فرمولهای صحیح هستم اینجا من رژیم نمیگیرم و حتی سخت نیست من رژیم رو با انتخاب کردن عوض کردم من انقدر قدرت دارم که خودم حق انتخاب داشته باشم و بدون ترس در جمع حضور پیدا میکنم و از جمله میل ندارم استفاده کنم دیگه برای رسیدن به تناسب هیچ محدودیتی وجود ندارد اینجا کسی برای من تصمیم نمیگیرد و خودم هستم و خودم.
سلام استادببخشید لینک دانلود وجودنداره چطوردانلودش کنم این فایل رو
استاد اسم سایت تناسب فکری رضا عطار روشن به ما ارامش میده چه برسد به فایلاهای اموزند وپر محتواش انشالله که همه ی انهایی که از چاقی رنج میبرن به اینجا هدایت بشن واستفاده کنن ومث ما لذت زندگی جدید رو تجربه کنن هنر جوی موفق وخوش استایل از شهر زیبای شیراز ??❤❤❤
نشان های دریافت شده
سلام استاد حرف های شما دقیقا حرف های دل من است من تا زمانی که به لاغر شدن زیادفکر نکرده بودم لاغر و متناسب بو دم ورژیم ها منو چاق کردند و تو ضیحات شما مانند توضیح مسایلی است که بر ما گذشته است و شرح احساسات ما واینکه بعد از رژیم نسبت به خوردن حریص تر شدیم.
نشان های دریافت شده
سلام .
هفته ی آخر تمرینات دوره فکر میکنم تمرین روز دوشنبه یا سه شنبه بود که فرمودین این تمرین دیگه تیر آخریست که روانه ی پرخوری می کنیم .
همون که شماره گذاری میکردیم و …
من از دیشب داشتم روی این تمرین فکر میکردم که چطور این تمرین را با دستاوردهام مربوط کنم تا بالاخره پیداش کردم .
واقعا بهتون احسنت گفتم و البته به ذهن خودم که تونست این تطبیق رو به انجام برسونه .
از نظر من پرخوری چاقی و …. در ناخوداگاه ما اصلا وجود نداره و چیزی که ما به عنوان پرخوری در ذهن در نظر داریم در حقیقت این پرخوری و چاقی در ذهن خوداگاه و منطقی و حتی منفی باف ماست که بازتابش در ناخوداگاه نشسته .
در حقیقت عاملی که نمیزاره پرخوری در ذهن شکسته بشه وجود ذهن منفی بافه که خیلی اوقات به صورت منطق بر ما جلوه می کنه .
و ما باید پرخوری رو در ذهن خوداگاه از بین ببریم تا دیگه به سمت ناخوداگاه احساس چاقی و پرخوری ارسال نکنه تا ذهن ناخوداگاه که همواره برای ما لذت و شادی میخواد بدونه ما از خوردن بیش از اندازه ی نیاز لذت نمیبریم و بلکه رنج میبریم.
در حقیقت این تمرین دیگه اوج تفسیر آیه ی بخورید و بیاشامید اما زیاده روی نکنید هست .
شماره ی غذا تا عدد ۵ در قسمت اول آیه و شماره ی غذا تا عدد ۱ تفسیر قسمت آخر آیه است .
ما با این تمرین در حقیقت جلوی پرتاب تیرهای منفی باف رو میگیریم و اجازه نمیدیم اون از معصومیت ناخوداگاه ما سوء استفاده کنه .
ذهنهایی که در این مرحله هستند که هنوز منفی بافشون ساز منفی میزنه و فرشته ی درونیشون مرتب گوشزد میکنه که نخور این تمرین براشون فوق العاده اثر داره .
اما برای ذهنهایی که اونقدر تمرینات با ذهنشون عجین شده که غذا رو علت چاقی خودشون نمیدونند این تمرین یه مقدار حس بد ایجاد میکنه .
چون نفرت از پرخوری رو در ذهن انعکاس میده و نفرت هم باز خودش یکی از عوامل چاق کننده است .
کسی که ذهنش تحلیل نکنه تمرینات رو از این تمرین منزجر میشه و نمیزاره این تمرین در ناخوداگاه اثر کنه
واسه همینه هنوز هم افرادی رو میبینیم که بارها و بارها دوره رو دوره کردند اما هنوز ذهنشون نتونسته در مدار تناسب قرار بگیره .
این تمرین فرمول پرخوری = نفرت= چاقی رو در ذهن تثبیت میکنه و ذهن ناخوداگاه هرگز این نفرت رو نمیخواد و انسان رو کم کم به کم خوردن دعوت میکنه .
فرمول به اندازه ی نیاز خوردن = متناسب شدن
این تمرین این فرمول رو هم در ذهن تثبیت میکنه . اما همچنان چاقی و عوامل چاق کننده رو همچون غولی ترسناک در پشت صحنه نگه میداره تا ترس و نفرت از اون نزاره به سمتش بریم . این تمرین جرات پرخوری رو از وجودمون پاک میکنه و با کم شدن جرات ، انسان دیگه از ادامه ی جستجو در ناخوداگاه دست میکشه .
اما از طرفی فرشته ی الهی در ناخوداگاه انسان که نیروی الهیش آشکار شده و حقه های منفی باف رو تا حد زیادی میتونه تشخیص بده به کمکش میاد و میگه :
این تمرین منفی باف رو تبدیل به مثبت باف میکنه .
این تمرین پرخوری رو در ذهن منطقی از بین میبره .
این تمرین برای اشخاصی که بین عقل و عشق ، عقل رو انتخاب کردند در مرحله ی عقلانیت کاملا اجرا شدنیه و این گونه تفسیر میشه .
پرخوری = عامل منفی باف = علت چاقی = نفرت = انزجار
پس ذهن منطقی کاملا اون رو میپذیره و نفرت از پرخوری رو به جای لذت از پرخوری به ناخوداگاه ارسال میکنه و ناخوداگاه انسان پرخوری رو در ذهن منطقی از بین میبره و همچنین نیاز کاذب انسان رو به مواد غذایی از بین میبره .
واقعا این تمرین عالی بود و آخرین قدرتهای منفی باف رو از بین میبره و اهرم رنج و لذت در ذهن رو بین چاقی و متناسب بودن جابجا میکنه . ناخوداگاه ما دیگه چاقی و پرخوری رو دوست نخواهد داشت و به جای اون به تناسب عشق می ورزه .
تاثیر این تمرین در ذهن منطقی فوق العاده است و حقیقتا آخرین تیری بود که به منفی باف زد . اما اگر با همه ی این تفاسیر و انزجارها باز هم انسان پرخوری کند چگونه رنج از پرخوری رو از بین ببرد ؟
جواب فرشته ی ذهن من به این سوال : ناخوداگاه انسان را به اندازه خوردن دعوت کند تا رنج نکشد .
اندازه خوردن = متناسب بودن .
اندازه خوردن چقدر است ؟ همان قدری که انسان احساس میکند دیگر نیازش برطرف شده و اگر بیش از آن بخورد بعدا به عذاب میفتد . همانجا باید شماره ۴ تا۱ غذا را در ذهن خود یادآوری کند .
ذهن منطقی کاملا میپذیرد و دیگر فرکانس چاقی ارسال نمیکند . به ناخوداگاه و ناخوداگاه در مدار تناسب قرار میگیرد . عالیست . این گونه دیگر منفی باف به طور کامل ضربه فنی میشود . ????
اما از نظر کسانی که راه عشق را برگزیده اند عشق به تناسب خودش پرخوری را از بین میبرد . عشق تناسب را آنقدر شیرین میکند که دیگر حتی خود چاقی را هم تبدیل به تناسب میکند . در عشق هیچ رنجی نیست . عشق به تناسب فکری انسان را حتی از رنج چاقی و نفرت و خشم و … می رهاند . اما انسان علاوه بر عشق عقل هم دارد و از نظر عقلی نیز باید بتواند کاملا بر منطق استوار شود . از نظر دل من عشق انسان منطق را هم تبدیل به تناسب میکند اما از نظر کسانی که در رفتار تمرکز میکنند و عشق آنها به تناسب کمتر از افراد دیگر است از نظر منطقی این تمرین کاملا روی آنها اثر میگذارد .
اما از نظر عشق غذا نعمت خداست و بودن سوسک و … در غذا را نمیپسندد اما باز هم خود عشق آن را توجیه میکند و میگوید نگران نباش بنده ی من اینها در سطح عقل منطقیست . در حد عقل منفی باف است . این تمارین نمیخواهد نعمت خدا را زشت جلوه دهد . نعمت خدا که جز زیبایی چیزی نیست . نیروی مواد غذایی نیروی الهیست که در تک تک اندامها جاری می شود و غذای جان میشود . هرگاه که در این مرحله هستی غذا چیزی جز زیبایی نیست . اما تو عقل هم داری . شیطان هم داری گرچه آنها نیز در عالم عشق تابع هستند . در یک انسان همواره حق بر باطل پیروز است . اما اگر شیطان به جای حق نشسته باشد چی ؟ پس شیطان پیروز است . این تمارین برای کسانی که طالب حقند حق را آشکارتر و واضحتر میکند و نیروی شیطان را ضعیف و ضعیفتر می کند . در اصل وجود هیچ چیز بد نیست . حتی شیطان هم خوب است اما از دیدگاه عقلانی شیطان عاملیست که انسان را از راه بدر میکند . انسان را گمراه میکند . چاقی عاملی شیطانیست . لاغری هم عاملی شیطانیست . اما تناسب حق است و این تمارین حق را استوار میکند و صراط مستقیم را واضحتر میکند .
صراط مستقیم در مرحله ی عقلانیت لازم و ضروریست . اما تو عاشقی و با نیروی عشقت به همه چیز رسیدی . همه ی این استدلالها را هم نیروی عشق بر تو می تابانَد تا ادامه دهی . تا تفکرت عاشقانه شود . تا منطقت عشق شود . تا منطقت نور شود . پس ادامه بده و باز هم تفسیر کن . هر طور که بلدی . در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست .
هر طور که برایت شیرین و لذت بخش است تناسبت را ادامه بده . تو موفق تریییینیییی . تو متناسب ترییییینیییی . چون راه تو راه عشق است . عشق مادری . مادر عاشق است و تو عاشق نباشی به آرزوی مادری ات نخواهی رسید . چون نیروی عشق است که فرزندان عالی ات را به سمت تو می کشاند . چون تو میخواهی درختانی استوار تحویل جامعه دهی . پس عشقت را ادامه بده تا فرزندانت را از همین حالا که در غیب الهی هستند بپرورانی تا زمانیکه به این دنیا آمدند بر درستی و راستی و آرامش استوار شوند .
سلام سادات عزیز. چقققدر توضیحت برامن پیچیده بود چند بار خوندمش با اینکه متوجه نشدم زیاد ولی حسِ خوبی به من میده.
من متاسفانه نمیتونم توی دوره شرکت کنم. ولی از فایلهای رایگان و مقالات استفاده میکنم و همیشه دنبال میکنم. و مینویسم انقدر مینویسم و معادلات مجهول ذهنم رو کنار هم میگذارم و نتیجه گیری میکنم که خودم دارم میشم یه پا (رضا عطار روشن). به چیزای جالبی رسیدم که نمیتونم حتی توضیحشون بدم. انگار کلمه در قالبشون پیدا نمیکنم.
توی نحوه غذا خوردنم خیلی تغییر ایجاد شده با لطف خداو فایلهای استاد و توضیحات شما دوستان.
من وقتی حس گشنگی میکنم برا رفع نیازم غذا میخورم خییییلی آرووم لقمه ها رو بر میدارم و میجوم خیلی کند تا کامل مزه غذا رو بفهمم و لذت ببرم و در حین جویدن خدارو شکر میکنم بابتِ همه کسانی که دست داشتن تا این ترکیب ها به مواد غذایی تبدبل بشه و به دست من برسه بعد به محض اینکه حس سیری میکنم دست از غذا میکشم و با خودم میگم نیازبدنم برطرف شد عجله ای هم نیست بعد که دباره گشنه شدم غذامیخورم و یه جوری به ذهنم وعده میدم که بد قلقی نکنه و این خیلی حس خوبیه چون باعث شده میل به غذا خوردن زیاد نداشته باشم حس ولع نداشته باشم . حس خوبیه خییییلی خوب .
اصلا دیگه نمیترسم از زیاده روی کردن. اصلا قابل وصف نییست. خدایا شکرت. ممنون از شما جناب روشن عطار.
خداییش متناسب شدن آآآآآآآسان ترین کار دنیاست.
چی بود اون همه سخت گیری به خودمون موقع غذا خوردن . شمارش غذا با چشم و حس ولع با ذهن ….
فکر کردن با مشکلات و مسایل زندگی موقع غذا خوردن به خودمون میومدیم میدیدیم یه بشقاب خوردیم و هنوز نفهمیدیم مزشو. و هنووز حس گشنگی داشتیم واااقعا این عادات در شأن اشرف مخلوقات نیست.
خیلی دوستداذم استاد در جواب دیدگاهم نظرشونو اعلام کنن. ممنون میشم . انگیزه میگیرم