🌟 وقتی با دل و ذهنت آرزوی لاغر شدن رو به ناخودآگاه میسپاری، همهچی بستگی داره به اینکه چقدر این مسیر رو برات آسون و طبیعی تصور میکنی.
✨ اگه بتونی لاغر شدن رو مثل یه اتفاق ساده و شیرین ببینی، مثل پوشیدن لباس دلخواهت توی یه روز آفتابی، ناخودآگاهت هم راحتتر باهات همراه میشه.
💫 هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن یعنی هم باورت بگه میشه، هم قلبت حسش کنه!
🍃 اونوقت بدنت هم با شادی وارد مسیر تناسب میشه، نه با فشار و اجبار…
🌀 راز لاغری همین سادگیشه؛ فقط کافیه طبیعی بودنش رو بپذیری.
💭 باور نکردی؟ بدنت هم باور نمیکنه!
🧠 اگه هنوز ته دلت فکر میکنی لاغر شدن کار سختیه یا فقط مخصوص آدمای خاصه، باید بدونی این همون باوره که مثل یه مانع جلوی تغییر بدنتو گرفته.
هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن از همینجا شروع میشه: اینکه توی ذهنت، لاغری رو ممکن، ساده و طبیعی بدونی.
❌ وقتی ذهن میگه «نمیتونم»، بدن هم همراهی نمیکنه.

🔑 نقطه شروع تحول، همونجاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن شکل میگیره.
یعنی چی؟ یعنی باید لاغری رو توی ذهنت ممکن، طبیعی و در دسترس بدونی… درست مثل نفس کشیدن 🌬️
🍃 مهم نیست چند ساله با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکنی، چند بار رژیم گرفتی یا چند سالته…
تا وقتی تصویر ذهنیات از خودت یک آدم چاق و شکستخوردهست، ذهنت هم همون رو به بدنت منتقل میکنه.
🌈 ولی بهمحض اینکه با تمام وجود باور کنی که «لاغری برای منم ممکنه»، اتفاق شگفتانگیز میافته:
هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن فعال میشه!
و ذهن ناخودآگاهت شروع میکنه به ساختن یه نسخهی جدید از تو:
👗 تویی که لباس دلخواهتو با لبخند میپوشی…
👣 با سبکی قدم میزنی…
😍 توی آینه به اندامت نگاه میکنی و از خودت لذت میبری!
🌀 وقتی این تصویر توی ذهنت تکرار بشه، حس لاغر بودن قویتر میشه، منطق قدیمی و منفی عقب میره و ذهن و بدنت با هم یکی میشن.
🎯 این یعنی شروع واقعی مسیر لاغری؛ جایی که دیگه لازم نیست خودتو مجبور کنی، چون بدنت خود به خود در مسیر درست حرکت میکنه.
💖 یادت نره: هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن نهتنها ممکنه، بلکه تنها راه لاغریِ موندگار و بدون رنج همینه!

جنگ بین منطق و احساس رو تموم کن تا بدنت همراهت بشه!
🧠 تا وقتی داری این مطلب رو میخونی یعنی یه صدای درونت هست که میگه: «لاغر شدن طبیعیه، شدنیه، برای من هم ممکنه!» ✨
اگه این حس درونت نبود، نه اینجا بودی، نه مسیر لاغری ذهنی رو انتخاب میکردی.
ولی چی باعث میشه با وجود این ایمان درونی، هنوز نتیجهی دلخواهت رو نگرفته باشی؟ 🤔
💥 دلیلش یه ناهماهنگی پنهانه؛ احساس درونت باور داره که لاغری طبیعیه، ولی منطقت هنوز گیر کرده به باورهایی مثل:
- چاقی ارثیه 😕
- سنم بالاست 😓
- تحرکم کمه 🚶♀️
- غذا رو نمیتونم کم کنم 🍕🍟
و این ناهماهنگی درست مثل کشیدن دو طرف یه طناب میمونه. بدنت نمیدونه باید کدوم سمتو انتخاب کنه!
🌈 اما خبر خوب اینه: وقتی بتونی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن رو بسازی، جادو اتفاق میافته…
✨ اول باید ذهنتو مشغول فکر کردن به لاغر شدنت کنی. نه با زور، نه با استرس… با عشق و آرامش!
با تمرینهایی مثل پاسخ دادن به پرسشهای ذهنی روزانه، ذهنت کمکم به مسیر لاغری عادت میکنه.
🌙 بعد باید «تجسم شبانه» رو وارد بازی کنی؛ یعنی هر شب قبل خواب، خودت رو در اندامت ایدهآل تصور کنی. لباس مورد علاقت رو پوشیدی، داری توی آینه به خودت لبخند میزنی… 😍
🌀 این تصویرسازی باعث میشه احساس لاغر بودن، واقعی و زنده بشه؛ تا جایی که حس طبیعی بودن لاغری، منطق قدیمی و محدودکنندهات رو کنار بزنه.
🧩 نتیجه؟ ذهن ناخودآگاهت دیگه برنامه چاقی رو تکرار نمیکنه. چون تصاویر چاقی که سالها درش ذخیره شده بودن، با تصاویر جدید و دلخواهِ تو جایگزین شدن.
🍃 حالا دیگه بدنت آمادهست که نه فقط وزن کم کنه، بلکه به تعادل و تناسب پایدار برسه… چون ذهن و احساست در یک مسیرن 💖

💓 احساس لاغری؛ جرقهای که بدنتو روشن میکنه!
🧠 لاغر شدن فقط یه خواسته نیست، یه احساس درونیه. تا وقتی توی دلت حس میکنی لاغری برای تو عادی نیست یا دور از دسترسه، ذهن ناخودآگاهت هم اون رو نمیپذیره.
یعنی چی؟ یعنی حتی اگه هزار تا رژیم بگیری یا ساعتها ورزش کنی، اما احساس لاغری توی وجودت نباشه، بدنت واکنشی نشون نمیده… مثل یه قفل که کلید اشتباهی بهش خوردی 🔒
🍃 از اونور هم یادت باشه:
همه ما بارها و بارها احساس چاقی رو تجربه کردیم.
- وقتی لباسمون تنگ شد 😕
- وقتی توی آینه خودمونو سنگینتر دیدیم 😞
- یا حتی وقتی از نگاه دیگران احساس چاقی کردیم 👀 و نتیجه؟ بعدش واقعاً چاقتر شدیم!
📌 حالا وقتشه این فرمول رو برعکس کنیم!
یعنی قبل از اینکه جسممون تغییر کنه، احساس لاغری رو بسازیم و به ناخودآگاهمون انتقال بدیم.
✳️ این همونجاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن اتفاق میافته و مسیر تغییر شروع میشه.
🌙 هر شب، یه تصویر ذهنی بساز از خودت با اندامی متناسب.
لباس مورد علاقهت رو پوشیدی، داری توی جمع میخندی، سبک و رها قدم برمیداری…
✨ حالا بذار این تصویر بره به عمق ذهن ناخودآگاهت.
📅 و هر روز، با پرسشهای ذهنی لاغری، این حس رو بیشتر و بیشتر در خودت گسترش بده.
🌀 به محض اینکه این احساس به ناخودآگاهت برسه، رفتار، انتخابها و حتی میلهات به شکل خودبخودی شروع به تغییر میکنن. بدون اجبار، بدون زور.
🎯 یادت نره: قبل از اینکه لاغر بشی، باید احساس لاغری رو در خودت بیدار کنی… اونوقته که رؤیای تناسب اندامت طبیعی و شدنی میشه!
طبیعی بودن لاغری
فایل صوتی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن را با دقت گوش کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.71 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
چطور میتونم لاغری رو باور کنم یا لاغری رو برای ذهنم طبیعی جلوه بدم
خدایا کمکم کن تا لاغری رو برای ذهنم باور پذیر کنم
این پله ی اوله اگر این پله رو رد نکنیم به نظرم به لاغری نمیرسیم هر چقدر لاغری رو برای ذهن منطقی مون باور پذیر کنیم به همون اندازه لاغر میشیم یادمه یه بار اوایل شروع دوره ی لاغری از استاد پرسیدم چطور انتظار لاغری به وجود بیاریم من این همه فایل گوش دادم نوشتم خوندم چرا انتظار لاغری به وجود نیومده چرا نتيجه نگرفتم؟ استاد گفت انتظار لاغری با فایل گوش دادن ونوشتن به وجود نمیاد اونموقع من نفهمیدم استاد چی گفت تو این چندسالم نفهمیدم ولی به نظرم الان وقتشه بفهمم من خوب فایل گوش دادم خوب نوشتم ولی خوب باور نکردم لاغری رو لاغری هنوز در ذهنم غیر قابل باور ودور از دسترسه لاغری برام غیر طبیعیه
حالا باید فکر کنم ببینم چطور میتونم باور طبیعی بودن لاغری رودر ذهنم گسترش بدم چطور میتونم لاغری رو برای ذهنم باور پذیر کنم چطور میتونم لاغری رو برای ذهنم ساده وراحت و امکان پذیر کنم؟
این جلسه خیلی مهمه به نظرم کاش دوستان بیان بنویسن چطور میتونیم لاغری رو برای ذهن طبیعی کنیم روی موضوع طبيعي کردن لاغری تمرکز کنیم این جلسه و سوالات منطق لاغری رو تو همون جلسه ی خودش جواب بدیم.
چطور لاغری رو برای ذهنم طبیعی وباور پذیر کنم؟
چیزهایی رو که به ذهنم میرسه رو مینویسم.
لاغری طبیعی هست چون طبیعت بدن بر تناسب استوار هست .
طبیعی اینه که لاغر باشیم چون خیلی ها تو این دنیا متناسبن .
طبیعی اینه که لاغر باشیم چون سیستم بدنی تمام انسانها برابره وفقط تفاوت در ذهن افراد هست
چرا لاغری طبیعیه چون خداوند بدن انسان رو در تناسب افریده خداوند چیز نامتناسب خلق نمیکنه.
چرا لاغری طبیعیه چون من هم سیستم بدنم مثل یک فرد متناسب هست .
چرا من میتونم لاغر بشم چون بارها تونستم لاغر بشم .
بدن من توانایی لاغرشدن داره چون بارها باورزش و حتی با رژیم متناسب خوری تونسته لاغر بشه حتی ذهنی هم تونسته لاغر بشه پس این بار هم میتونه .
چون خیلی وقتها خواهر برادرهام ومادرم تونستن لاغر بشن .
مادرم سالها چاق بوده ولی الآن متناسبه چون مادرم تونسته منم میتونم چون خواهرم سارا تونسته من میتونم چون برادرم تونسته پس منم میتونم .
چون ما از یک خانواده ایم به راحتی میتونم باور کنم که منم میتونم چون هم خونیم چون ژنتیکمون یکیه چون تو یه سفره بزرگ شدیم چون هممون به طور یکسان آموزش دیدیم ویاد گرفتیم چاقی رو اونها تونستن منم میتونم .
چرا لاغری راحته چون لاغری یه چیز کاملا درونیه چون لاغری یه مسئله ی شخصیه فقط خودتی وخودت به دیگران به عوامل دیگه ربطی نداره پس من به راحتی میتونم این مسئله ی شخصی مو حل کنم حتی به کمک دیگران هم نیاز ندارم .پس من میتونم یه مسئله ی شخصی وخصوصی خودمو خودم حل کنم همه چیز تحت اختیار وتسلط منه .
چطور باور کنم منم میتونم لاغر بشم؟
همونطور که چاقی مو باور کردم چطوری ؟هیچی شب تا صبح راجع به چاقیم فکر کردم ترسیدم از چاقی چاق تر شدن همش احساس چاقی داشتم فکر روز و شبم چاقیم بود ترس بود نا امیدی بود غم بود استرس بود ناراحتی بودحالا هم میتونم برعکس به لاغریم فکر کنم حس لاغری داشته باشم خوشحال باشم امیدوار باشم از زندگیم لذت ببرم دیگه به چاقیم فکر نکنم رها باشم خودمو اسیر چاقی نکنم زندگیمو بکنم فکرمو آزاد کنم.
آموزشهای خودمو دنبال کنم واز رفتار غذاییم سعی کنم رضایت داشته باشم ودیگه به لاغری نچسبم برم دنبال اهداف دیگه برم دو روزه دنیا خوش باشم برم کیف دنیا رو ببرم چون معلوم نیس تا کس زنده ام عمرمو تباه نکنم تلاشمو بکنم ولی خوشبختی وحال خوب و شادی قلبیمو به لاغری گره نزنم .
گور پدر لاغری اگر به خاطر لاغر نشدن زندگی مو تباه کنم من این لاغری رو نمی خوام .
هر چی غصه خوردم به خاطر چاقی بسمه هرچی گریه کردم بسمه هرچی فکر کردم به چاقی بسمه .
میخوام زندگی کنم اصلا لاغری رو هم رهامیکنم به هر چی بچسبی ازت فرار میکنه دیگه من به لاغري نمیچسبم رهاش میکنم خودش میاد دنبال من
همانطور که به همسرم چسبیده بودم واون از من فرار میکرد دیگه رهاش کردم و زندگی مو کردم الان خودش میاد با پای خودش من کاری نکردم فقط رهاش کردم خودش دنبال من اومد پس من لاغری رو هم رها میکنم وزندگی مو میکنم خودش میاد دنبالم.
خدایا شکرت که بهم گفتی که رها کنم لاغری رو تا لاغری برام طبیعی بشه خدایا خودت کمکم کن تا هر آنچه را که باید رها کنم به راحتی رها کنم .خدایا من در برابرت اظهار عجز و ناتوانی میکنم وسر تسلیم فرود می آورم خدایا خودت کمکم کن. خداوندا تنها تورا میپرستم وتنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
این قسمت طبیعی کردن لاغری در ذهن
استاد در این قسمت در باره ی طبیعی کردن لاغری در ذهن سخن گفت وگفت که هر چقدر لاغری در ذهنتان غیر طبیعی وسخت وغیر قابل دسترس باشد به لاغری نمیرسید.
هر چقدر فایل گوش بدیم هر چقدر بنویسیم هر چقدر بخوانیم هرچقدر رژیم بگیریم هر چقدر ورزش کنیم وهر چقدر تخیل کنیم تا زمانی که لاغری در ذهنمان آسان وطبیعی وامکان پذیر و در دسترس نباشد ما لاغری دائمی را تجربه نمیکنیم مرحله ی اول لاغری باور طبیعی بودن لاغری هست .
ما طبیعی این هست که لاغر باشیم .طبیعی این هست که ثروتمند باشیم .طبیعی این هست که روابطمان عالی باشد طبیعی اینه که در جهان صلح باشد طبیعی اینه که بارون بیاد طبیعی اینه که سلامت وتندرست باشیم طبیعی اینه که بچه دار بشیم به راحتی. طبیعی اینه که شغل مورد علاقه مون رو انجام بدیم .طبیعی اینه که شاد وخوشحال باشیم.
چیزی که طبیعی نیست چاقیه، فقره، بیماریه ،روابط ناجالبه ،جنگه، خشکسالیه و…
چرا چاقی برای بدن غیر طبیعی هست چرا واقعا؟چون همانطور که طبیعت بدن بر سلامتی استوار هست لاغری هم طبیعت بدنه خیلی از انسانها از اول تولد بیشتر روزهای عمرشون سالم وتندرست هستن و در موارد خیلی کم در طول سال شاید دچار بیماریهای خیلی سطحی وساده بشن.
این طبیعی نیس که ما در طول سال همش بیمار ومریض باشیم و تو تخت باشیم پس چاقی هم برای بدن مثل یک بیماریه و طبیعی نیس که ما در اکثر سالهای عمرمان چاق باشیم.
بدن ما تمام تلاش خودش را میکند که روند چاقی ما رو متوقف کنه وما بتونیم لاغری رو تجربه کنیم ولی ما تا به حال نداشتیم بدن روند طبیعی خودش را به راحتی طی کند در ذهن ما لاغر شدن خیلی سخت شده و غیر طبیعی وهر چه را که ذهن باور کند اون رو ما در دنیای واقعی تجربه میکنیم.
ما برای لاغری باید برای ذهن لاغری رو باور پذیر وطبیعی بکنیم. لاغری یک چیز کاملا درونی و اختیاری وکلا واس ماس برآی همین ما به راحتی میتونیم به این خواسته مون برسیم برای رسیدن به سایر خواسته هامون مثلا ماشین خونه گوشی یالب تاپ یا لباس یا طلا و…باید پول این چیزها رو داشته باشیم لاغری که دیگ پول نمیخواد برای لاغری باید روی ذهنمون کار کنیم نیاز به هزینه نداره اکثر ماها دوره های استاد رو خریدیم ومیتونیم تا آخر عمر استفاده کنیم ویا فایل های رایگان لاغری هست که بدون پرداخت هزینه میتونیم ازین فایلها استفاده کنیم و به لاغری برسیم برای لاغر شدن به نظرم هیچ بهانه ای قبول نیس دیگه نمیتونیم بگیم شوهرم نمیزاره یا مادرم نمیزاره یا بچه ام نمیزاره یا اجازه نمیده .برای لاغر شدن اولین کار اینه که در ذهنمون لاغری رو طبیعی بکنیم ما باید به یاد بیاریم روزهایی که مریض شدیم و خوب شدیم ما باید به یاد بیاریم روزهایی رو که موهامون رو کوتاه کردیم و دوباره رشد کرد ما باید به یاد بیاریم روزهایی که تونستیم لاغر بشیم و مدتی هم لاغر بمونیم ما باید افرادی رو ببینیم که از اول عمرشون تا به الان لاغر ومتناسب هستم وسایز ووزنشون سالهاست تغییری نکرده ما باید افرادی رو ببینیم که خیلی چاق بودنو تونستن لاغر بشن ولاغر بمونن تا لاغری رو در ذهنمون طبیعی وراحت واسان وامکان پذیر کنیم.
ادام دار د
نشان های دریافت شده
سلام مژگان عزیزم
دوره ی زندگی با کمک خداوند رایگان تو بخش تغییر زندگی هست میتونید به راحتی استفاده کنید.این دوره معجزه میکنه براتون وحال دلتو خوب میکنه که نیازی به بو کردن لباس های مادرتون نخواهید داشت بهترین کار رو کردین که لباسهای مادرتون رو دور انداختید مرگ حقه هم دیر یا زود میمیرن پدر منم در سن 57سالگی فوت کرد جوون بود ومن نتونستم بهش خدمت کنم خواهرم هم 15سالگی پس مرگ ربطی به سن نداره زن دایی همسرم پدرش 93سالشه ولی نمرده من دیگه از مرگ آدمها ناراحت نمیشم قبلا از مرگ افراد آشنا هم ناراحت میشدم وغمگین بودم ولی حالا نه خداروشکر مرگ رو هم پذیرفتم و مرگ اصلا چیز بدی نیس شروع یه تولد دوباره در جهان دیگره
مرگ آدمها به ما هشدار میده که ما هم از زندگی مون لذت ببریم که شاید نفر بعدی ما باشیم.
موفق باشی دوست عزیزم براتون آرزوی سلامتی بینهایت میکنم خانم فرزانه ابوالحسنی هم در سایت دچار بیماری شما بودن وشفا یافتن میتونید فالوشون کنید و دیدگاهاشون رو بخونید
به خدای مهربان میسپارمتون
نشان های دریافت شده
سلام مژگان عزیزم
با خوندن کامنت بینطیرتون ناخودآگاه اشک از چشمانم سرازیر شد واین نوشته هارم با اشک براتون مینویسم .چقدر خالصانه از خدا خواستین و به ارزوتون رسیدین.
به نظر من خداوند در لحظه ی آخر نزدیکتر میشه لحظه ی آخر یعنی اینکه دیگه تسلیم میشی و به خودش پناه میبری و میگی من نمیدونم تو میدونی تو هدایتم کن تو بگو تو منو ببر من هیچی دیگه نمیدونم باید به خلوص برسی تا خداوند دست به کار بشه
من با خوندن دیدگاهتون ایمانم به خداوند وبه معجزات خداوند بیشتر شد نمیدونم چی بنویسم فقط دوست دارم اشک بریزم.
دوره زندگی با کمک خداوند رو حتما دنبال کنید خیلی بهتون بیشتر کمک میکنه واین داستانتونو اونجا بنويسيد تا دوستان هم به معجزات الهی ایمان بیاورند.
براتون آرزوی بهترین ها رو دارم واز خداوند میخواهم همینطور با ایمان این مسیر رو ادامه بدید .